<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: حمله ایدئولوژیک‌ها به حاتمی‌کیا/ بادیگارد پرمخاطب را با اسم «مردم» تخریب می‌کنند!</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=66796" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=66796</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>س، ۴ ارد ۱۴۰۳ ۰۴::۰۵:۵۷ +۰۳:۳۰</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>با: سيروس "قاسم" سيف</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=66796#comment-2783</link>
		<dc:creator><![CDATA[سيروس "قاسم" سيف]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 08 Feb 2016 23:40:48 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=66796#comment-2783</guid>
		<description><![CDATA[با عرض سلام و خسته نباشيد؛
بايد در تآييد نظر نويسنده که نوشته اند:&quot; ...  ایدئولوژی چیزی مدرن است که استعمالش هم مربوط به دوره جدید اروپاست و این لفظ را درباره اعتقادات و باید و نبایدهای اومانیستی به‌کار برده‌اند و می‌برند نه درباره دین...&quot; عرض کنم که ايدئولوژی، اصولا ، اگر نخواهد ضد دينی باشد، قطعا بايد غير دينی باشد - بخصوص وقتی پای اديان ابراهيمی، از جمله اسلام به ميان بيايد - آنوقت چطور می شود که به يک انسان مسلمان که دارد  نظر  اخلاقی &quot;دينی -اسلامی  &quot; خودش را درمورد چيزی می گويد، گفت که :&quot;شما ايده ئولوژيک حرف می زنيد&quot;. در حالی که در چنين موردی بايد بگويد که :&quot; شما، داريد دينی - اسلامی حرف می زنيد&quot;. يعنی چه؟ يعنی اينکه معيار &quot;اخلاق&quot; ی مورد نظر شما  که &quot;دينی- اسلامی &quot; است، با معيار اخلاقی مورد نظر من که مثلا انسانی- هو منيستی- است   فرق دارد! آنوقت، يک  کارگردان  مسلمان نمی تواند بگويد که :&quot; ای بابا! من يک کارگردان واقعی سازم، من دارم از اخلاق واقعی حرف می زنم! تو چرا پای اسلام را به ميان می کشی؟!&quot;. چون، اخلاق واقعی  با تعريف انسانی- هومنيستی- با اخلاق واقعی با تعريف دينی - اسلامی، فرق دارد. به همين دليل است که ما، وزارت ارشاد داريم. وزارت ارشاد، يعنی جائی که ما را به سوی اخلاق واقعی اسلامی هدايت می کند. مگر نه اينکه  اسلام برای همه چيز تعريف دارد؟ برای حقيقت، برای واقعيت، برای انسان، برای حيوان، برای مبدا و مقصد و مقصود جهان،  برای علم، برای تجارت، برای سياست، برای فرهنگ، برای هنر، برای سينما ، برای تئاترو...  چندی پيش ، به طور اتفاقی يکی از برنامه های &quot;هفت &quot;سال گذشته و شايد هم قديمی تر را میديدم که ميهمان برنامه يک فرد روحانی بود و بسيار هم مسلط بر مباحث مربوط به سينما و از آنجائی که مجری برنامه به دليل نوع موضعگيری روشنفکرانه ای که در تقسيم ميان سينمای دينی و نوعی ديگر از سينما گرفته بود و روحانی محترم آگاه بود که پس از انقلاب  بنام سينمای دينی چقدر فيلم بی ارزش ساخته شده بود،   او را در موضع دفاعی قرار داده بود که مدام بر اين امر تاکيد داشته باشد که به مجری محترم گوش زد کند که آقاجان! سينمای دينی - اسلامی، يعنی سينمای تفکر، يعنی سينمای واقع بين، حقيقت جو، يعنی سينمائی که در ضمن آنکه به واقعيت اين جهان و انسان نظر دارد ، ولی قصدش بالا کشاندن انسان است به مدارهای  ديگری از هستی و...  
بازگردم به  سينمای &quot; ايده ئولوژیک&quot;  که در گوهر، ضد دين و يا در شکل مثلا دموکراتيکش، غير دينی است و سينمای &quot; دينی- اسلامی&quot; . و اينکه چه بخواهيم و چه نخواهيم،  از آنجائی که جهان ،کشور ما را به نام &quot; جمهوری اسلامی ايران&quot; می شناسد، هر محصولی &quot; مادی و يا معنوی&quot;ای  که در اين کشور  حاصل شود، بايد از فيلتر ، معيارهای ارزشی مشترک  گوهر &quot;جمهوری، اسلامی و ايرانی&quot;  گذرانده شده باشد . تا هويتی جاندار و يگانه بيابد برای نهادينه شدن در &quot;من جمعی &quot; امروز ما &quot;و رساندن آن  به &quot; من جمعی&quot; فردا.  
و اما در مورد اينکه نوشته ايد:&quot; ...حاتمی‌کیا در یک برنامه تلویزیونی گفت: متاسفانه ... کسی نیست بیاید بگوید چرا فیلم‌های ده‌نمکی فروش می‌کند...&quot; بايد عرض کنم که دليل علاقه ی مردم به کارهای آقای ده نمکی، و آقای حاتمی کيا ، اين  است که کارهای اين دوبزرگوار ، به &quot;گوهر&quot;  ايرانی هستند. کارهای آقای حاتمی کيا، کارهای&quot; ايرانی- آرمانی- رزمی &quot; و کارهای آقای ده نمکی،کارهائی &quot;&quot;ايرانی - ايمانی- بزمی&quot;  هستند. عرض کردم ، به &quot;گوهر!&quot;؛ گوهری با هفت هزار سال سابقه ی تاريخی ای که .... چونی و چگونگی آن در حوصله ی اين لحظه نگنجد و می گذارم برای وقتی که قسمتش  شود. فقط به اين نکته اشاره کنم که کارهای ديگری هم که توانسته اند  با استقبال تماشاچی رو به رو شوند، به دليل حضور همين &quot;گوهر&quot; ايرانیت آن ها است که در اينجا می توانم به &quot; شهر موش ها ی 2&quot; که يکی از آن نمونه ها است اشاره کنم  تا بدانيد که غرض من از گوهر ايرانی، چيزی نيست که بشود آن را  در طبقه ای گذاشت و يا  به ظاهر آثار نسبت داد. و چيزی هم نيست که آموختنی و تقليد پذير باشد. يا هست و يا نيست. نوری است که از دل تاريخ اين فلات جادوئی می آيد  و گاهی، در جائی ، بارقه ای از آن در دل جوينده ای  می نشيند. در دل جوينده ای از اهل هنر، جوينده ای از اهل دين و يا جوينده ای از اهل علم.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با عرض سلام و خسته نباشید؛<br />
باید در تآیید نظر نویسنده که نوشته اند:&#8221; &#8230;  ایدئولوژی چیزی مدرن است که استعمالش هم مربوط به دوره جدید اروپاست و این لفظ را درباره اعتقادات و باید و نبایدهای اومانیستی به‌کار برده‌اند و می‌برند نه درباره دین&#8230;&#8221; عرض کنم که ایدئولوژی، اصولا ، اگر نخواهد ضد دینی باشد، قطعا باید غیر دینی باشد &#8211; بخصوص وقتی پای ادیان ابراهیمی، از جمله اسلام به میان بیاید &#8211; آنوقت چطور می شود که به یک انسان مسلمان که دارد  نظر  اخلاقی &#8220;دینی -اسلامی  &#8221; خودش را درمورد چیزی می گوید، گفت که :&#8221;شما ایده ئولوژیک حرف می زنید&#8221;. در حالی که در چنین موردی باید بگوید که :&#8221; شما، دارید دینی &#8211; اسلامی حرف می زنید&#8221;. یعنی چه؟ یعنی اینکه معیار &#8220;اخلاق&#8221; ی مورد نظر شما  که &#8220;دینی- اسلامی &#8221; است، با معیار اخلاقی مورد نظر من که مثلا انسانی- هو منیستی- است   فرق دارد! آنوقت، یک  کارگردان  مسلمان نمی تواند بگوید که :&#8221; ای بابا! من یک کارگردان واقعی سازم، من دارم از اخلاق واقعی حرف می زنم! تو چرا پای اسلام را به میان می کشی؟!&#8221;. چون، اخلاق واقعی  با تعریف انسانی- هومنیستی- با اخلاق واقعی با تعریف دینی &#8211; اسلامی، فرق دارد. به همین دلیل است که ما، وزارت ارشاد داریم. وزارت ارشاد، یعنی جائی که ما را به سوی اخلاق واقعی اسلامی هدایت می کند. مگر نه اینکه  اسلام برای همه چیز تعریف دارد؟ برای حقیقت، برای واقعیت، برای انسان، برای حیوان، برای مبدا و مقصد و مقصود جهان،  برای علم، برای تجارت، برای سیاست، برای فرهنگ، برای هنر، برای سینما ، برای تئاترو&#8230;  چندی پیش ، به طور اتفاقی یکی از برنامه های &#8220;هفت &#8220;سال گذشته و شاید هم قدیمی تر را میدیدم که میهمان برنامه یک فرد روحانی بود و بسیار هم مسلط بر مباحث مربوط به سینما و از آنجائی که مجری برنامه به دلیل نوع موضعگیری روشنفکرانه ای که در تقسیم میان سینمای دینی و نوعی دیگر از سینما گرفته بود و روحانی محترم آگاه بود که پس از انقلاب  بنام سینمای دینی چقدر فیلم بی ارزش ساخته شده بود،   او را در موضع دفاعی قرار داده بود که مدام بر این امر تاکید داشته باشد که به مجری محترم گوش زد کند که آقاجان! سینمای دینی &#8211; اسلامی، یعنی سینمای تفکر، یعنی سینمای واقع بین، حقیقت جو، یعنی سینمائی که در ضمن آنکه به واقعیت این جهان و انسان نظر دارد ، ولی قصدش بالا کشاندن انسان است به مدارهای  دیگری از هستی و&#8230;<br />
بازگردم به  سینمای &#8221; ایده ئولوژیک&#8221;  که در گوهر، ضد دین و یا در شکل مثلا دموکراتیکش، غیر دینی است و سینمای &#8221; دینی- اسلامی&#8221; . و اینکه چه بخواهیم و چه نخواهیم،  از آنجائی که جهان ،کشور ما را به نام &#8221; جمهوری اسلامی ایران&#8221; می شناسد، هر محصولی &#8221; مادی و یا معنوی&#8221;ای  که در این کشور  حاصل شود، باید از فیلتر ، معیارهای ارزشی مشترک  گوهر &#8220;جمهوری، اسلامی و ایرانی&#8221;  گذرانده شده باشد . تا هویتی جاندار و یگانه بیابد برای نهادینه شدن در &#8220;من جمعی &#8221; امروز ما &#8220;و رساندن آن  به &#8221; من جمعی&#8221; فردا.<br />
و اما در مورد اینکه نوشته اید:&#8221; &#8230;حاتمی‌کیا در یک برنامه تلویزیونی گفت: متاسفانه &#8230; کسی نیست بیاید بگوید چرا فیلم‌های ده‌نمکی فروش می‌کند&#8230;&#8221; باید عرض کنم که دلیل علاقه ی مردم به کارهای آقای ده نمکی، و آقای حاتمی کیا ، این  است که کارهای این دوبزرگوار ، به &#8220;گوهر&#8221;  ایرانی هستند. کارهای آقای حاتمی کیا، کارهای&#8221; ایرانی- آرمانی- رزمی &#8221; و کارهای آقای ده نمکی،کارهائی &#8220;&#8221;ایرانی &#8211; ایمانی- بزمی&#8221;  هستند. عرض کردم ، به &#8220;گوهر!&#8221;؛ گوهری با هفت هزار سال سابقه ی تاریخی ای که &#8230;. چونی و چگونگی آن در حوصله ی این لحظه نگنجد و می گذارم برای وقتی که قسمتش  شود. فقط به این نکته اشاره کنم که کارهای دیگری هم که توانسته اند  با استقبال تماشاچی رو به رو شوند، به دلیل حضور همین &#8220;گوهر&#8221; ایرانیت آن ها است که در اینجا می توانم به &#8221; شهر موش ها ی ۲&#8243; که یکی از آن نمونه ها است اشاره کنم  تا بدانید که غرض من از گوهر ایرانی، چیزی نیست که بشود آن را  در طبقه ای گذاشت و یا  به ظاهر آثار نسبت داد. و چیزی هم نیست که آموختنی و تقلید پذیر باشد. یا هست و یا نیست. نوری است که از دل تاریخ این فلات جادوئی می آید  و گاهی، در جائی ، بارقه ای از آن در دل جوینده ای  می نشیند. در دل جوینده ای از اهل هنر، جوینده ای از اهل دین و یا جوینده ای از اهل علم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: یاشار فراهانی</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=66796#comment-2782</link>
		<dc:creator><![CDATA[یاشار فراهانی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 08 Feb 2016 23:13:57 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=66796#comment-2782</guid>
		<description><![CDATA[البته فکر نکنم مسعود فراستی اینطور آدمی باشه . فراستی خودیه .  بقیه چرا اما فراستی رو شک دارم]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>البته فکر نکنم مسعود فراستی اینطور آدمی باشه . فراستی خودیه .  بقیه چرا اما فراستی رو شک دارم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
