<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: «لانگ شوت!!»- طنزهای سینمایی سوره سینما در جشنواره فجر/ اژدها شوخیش گرفته بود نصفه شبی!</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=66901" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=66901</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>س، ۴ ارد ۱۴۰۳ ۰۴::۰۵:۵۷ +۰۳:۳۰</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>با: نگران</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=66901#comment-4703</link>
		<dc:creator><![CDATA[نگران]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 07 Jun 2016 07:40:03 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=66901#comment-4703</guid>
		<description><![CDATA[اصولا یکی از مشکلات سینمای ما این است که یک مقصدی را هدف می گیرد اما آدرس را غلط می رود (در بهترین حالت که غرضی در کار نباشد). یعنی مثلا می گوید می خواهم نقد اجتماعی کنم که مشکلات مطرح شود، آن وقت مشکلات را مطرح می کند که نقد اجتماعی کرده باشد که برود جشنواره؛ یا مثلا می کوید می خواهم مردم را به موضوعات اجتماعی بخندانم، یعنی دست مایه کمدی هایم، مسائل اجتماعی باشد، بعد می روی فیلم را می بینی، احساس بلاهت می کنی تا حدی که انگار برای بار دهم کلاهت را با میل و رغبت و اجازه خودت برداشته اند...
الغرض ما هم (یعنی نقد فیلم نویس ها هم) گاهی به این بلیه دچار می شویم. قرار است مخاطب را به یک چیزی بخندانیم که آن چیز «مسئله فیلم» است. بعد که متن تمام می شود گویا او را به همه چیز خندانده ایم (البته در بهترین حالت) الا «مسئله فیلم»!...
به عنوان نمونه:
«اما امان از آخرین فیلم روز هشتم یعنی «اژدها وارد می‌شود»! ببین آقا جان… نه… صبر کن… آقا کاریش ندارم که… میخواهم حرف بزنم… بخدا کاریش ندارم… ببین برادر من! ساعت یک نصفه شب است. سه چهارتا فیلم دیده‌ای، بعد ساعت دوازده هم که شده مسئولان جشنواره آب خوردن را هم جمع کرده اند و باید بروی توی دستشویی آب بخوری! خدا وکیلی خودت باشی در این شرایط بروی اژدها وارد میشود را ببینی چه حالی میشوی؟ حالا تو خودت یک روز حالت خوب بوده، بابایت کولر را خاموش نکرده، رفتی دستشویی توی دمپایی خیس نبوده، شیر آبی را باز کردی واقعا آب سرد ازش آمده بیرون بعد رفتی سر سفره یک تکه گوشت برداشتی دیدی واقعا گوشت است نه لیمو امانی! خلاصه حالت خوش بوده حال کردی یک همچین فیلمی بسازی… خب بساز… اما مردانگی‌ست؟ جوانمردی‌ست؟ مطابق با منشور حقوق بشر سازمان ملل است؟ که ملت را نصفه شب با آن وضعی که گفتم بنشانی پای فیلمت؟ نه خدا وکیلی… درست است؟

آفرین پسر خوب… آدم هر وقت دمپاییش خیس نبود که با مردم این کار را نمیکند! اصلا مردم به جهنم، با خودت این کار را نکن عزیزم!»

نمی گویم نخندیدم اما بعد که خندیدم نفهمیدم که به بی محتوایی و بی ارزشی اژدها وارد می شود  خندیدم یا به نکات و اصطلاحاتی که تنها به نوعی مرتبط تر تعریف شده و به موضوع ربط داده شده اند. حالا این که پدرت کولر را خاموش نکرده باشد، یا گوشت غذا با لیموامانی اشتباه نشده باشد،  یا امثال این شوخی های معمولی دم دستی را چطور باید به «مسئله فیلم» ربط داد؟ بعد اگر موفق شدیم به آن ها بخندیم آیا مطلوب نویسنده حاصل شده یا او می خواسته  ما بدانیم به کجای اژدها باید خندید و نتوانسته بگوید یا اصلا چنین قصدی نداشته و فقط منظورش این بوده که دورهمی بخندیم؟
به هرحال مانی حقیقی با این رفتارها و فیلمهای احمقانه اش، کلی سوژه خنده است. خیلی بتر می شود رویش  مانور داد و من نمی دانم چرا این موقعیت را هدر می دهیم...

خلاصه نکته طنز این نقد ادبی روی آن نقد فیلم محترم این است که با این که هدف ها مختلف است اما آدرس های اشتباه مشترک، لاجرم، کارگردان و منتقدش را به یک جای مشترک خواهد رساند و آن وقت ده سال دیگر یکهو از پشت به هم میخورند و در حالی که هر دو گم شده اند و نمی دانند کجا ایستاده اند، تعجب می کنند که «عه! تو این جا چکار میکنی؟؟!!»]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اصولا یکی از مشکلات سینمای ما این است که یک مقصدی را هدف می گیرد اما آدرس را غلط می رود (در بهترین حالت که غرضی در کار نباشد). یعنی مثلا می گوید می خواهم نقد اجتماعی کنم که مشکلات مطرح شود، آن وقت مشکلات را مطرح می کند که نقد اجتماعی کرده باشد که برود جشنواره؛ یا مثلا می کوید می خواهم مردم را به موضوعات اجتماعی بخندانم، یعنی دست مایه کمدی هایم، مسائل اجتماعی باشد، بعد می روی فیلم را می بینی، احساس بلاهت می کنی تا حدی که انگار برای بار دهم کلاهت را با میل و رغبت و اجازه خودت برداشته اند&#8230;<br />
الغرض ما هم (یعنی نقد فیلم نویس ها هم) گاهی به این بلیه دچار می شویم. قرار است مخاطب را به یک چیزی بخندانیم که آن چیز «مسئله فیلم» است. بعد که متن تمام می شود گویا او را به همه چیز خندانده ایم (البته در بهترین حالت) الا «مسئله فیلم»!&#8230;<br />
به عنوان نمونه:<br />
«اما امان از آخرین فیلم روز هشتم یعنی «اژدها وارد می‌شود»! ببین آقا جان… نه… صبر کن… آقا کاریش ندارم که… میخواهم حرف بزنم… بخدا کاریش ندارم… ببین برادر من! ساعت یک نصفه شب است. سه چهارتا فیلم دیده‌ای، بعد ساعت دوازده هم که شده مسئولان جشنواره آب خوردن را هم جمع کرده اند و باید بروی توی دستشویی آب بخوری! خدا وکیلی خودت باشی در این شرایط بروی اژدها وارد میشود را ببینی چه حالی میشوی؟ حالا تو خودت یک روز حالت خوب بوده، بابایت کولر را خاموش نکرده، رفتی دستشویی توی دمپایی خیس نبوده، شیر آبی را باز کردی واقعا آب سرد ازش آمده بیرون بعد رفتی سر سفره یک تکه گوشت برداشتی دیدی واقعا گوشت است نه لیمو امانی! خلاصه حالت خوش بوده حال کردی یک همچین فیلمی بسازی… خب بساز… اما مردانگی‌ست؟ جوانمردی‌ست؟ مطابق با منشور حقوق بشر سازمان ملل است؟ که ملت را نصفه شب با آن وضعی که گفتم بنشانی پای فیلمت؟ نه خدا وکیلی… درست است؟</p>
<p>آفرین پسر خوب… آدم هر وقت دمپاییش خیس نبود که با مردم این کار را نمیکند! اصلا مردم به جهنم، با خودت این کار را نکن عزیزم!»</p>
<p>نمی گویم نخندیدم اما بعد که خندیدم نفهمیدم که به بی محتوایی و بی ارزشی اژدها وارد می شود  خندیدم یا به نکات و اصطلاحاتی که تنها به نوعی مرتبط تر تعریف شده و به موضوع ربط داده شده اند. حالا این که پدرت کولر را خاموش نکرده باشد، یا گوشت غذا با لیموامانی اشتباه نشده باشد،  یا امثال این شوخی های معمولی دم دستی را چطور باید به «مسئله فیلم» ربط داد؟ بعد اگر موفق شدیم به آن ها بخندیم آیا مطلوب نویسنده حاصل شده یا او می خواسته  ما بدانیم به کجای اژدها باید خندید و نتوانسته بگوید یا اصلا چنین قصدی نداشته و فقط منظورش این بوده که دورهمی بخندیم؟<br />
به هرحال مانی حقیقی با این رفتارها و فیلمهای احمقانه اش، کلی سوژه خنده است. خیلی بتر می شود رویش  مانور داد و من نمی دانم چرا این موقعیت را هدر می دهیم&#8230;</p>
<p>خلاصه نکته طنز این نقد ادبی روی آن نقد فیلم محترم این است که با این که هدف ها مختلف است اما آدرس های اشتباه مشترک، لاجرم، کارگردان و منتقدش را به یک جای مشترک خواهد رساند و آن وقت ده سال دیگر یکهو از پشت به هم میخورند و در حالی که هر دو گم شده اند و نمی دانند کجا ایستاده اند، تعجب می کنند که «عه! تو این جا چکار میکنی؟؟!!»</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: احسان الله دادی</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=66901#comment-2787</link>
		<dc:creator><![CDATA[احسان الله دادی]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Feb 2016 07:44:08 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=66901#comment-2787</guid>
		<description><![CDATA[سلام...
دوست عزیز در اینکه شما به عنوان یک فرد حقیقی حق اظهار نظر و واگویی علایق خود در فیلم دیدن را دارید شکی نیست ولی تعجب میکنم که چطور وقتی فیلمی را ندیده اید ادعا میکنید که خوب شد وقتم را نگذاشتم ببینم...این عادت منتقدان این سینماست...فیلمها را نمیبینند، نصفه نیمه میبینند یا با عناوین نهادها و ...مشکل دارند و براساس نگاه جناحی نقد( البته نقد که نه! خیالپردازی ) میکنند.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام&#8230;<br />
دوست عزیز در اینکه شما به عنوان یک فرد حقیقی حق اظهار نظر و واگویی علایق خود در فیلم دیدن را دارید شکی نیست ولی تعجب میکنم که چطور وقتی فیلمی را ندیده اید ادعا میکنید که خوب شد وقتم را نگذاشتم ببینم&#8230;این عادت منتقدان این سینماست&#8230;فیلمها را نمیبینند، نصفه نیمه میبینند یا با عناوین نهادها و &#8230;مشکل دارند و براساس نگاه جناحی نقد( البته نقد که نه! خیالپردازی ) میکنند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
