<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: اعتراض سینماگران به داوری‌های فجر همچنان ادامه دارد/ اصلانی: این داوری نه مردم را راضی کرد، نه منتقدان را/ تفاهم زیادی بین داوران بوده که به کسانی اصلاً توجه نکنند!</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=67807" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=67807</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>س، ۴ ارد ۱۴۰۳ ۰۴::۰۵:۵۷ +۰۳:۳۰</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>با: سيروس "قاسم" سيف</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=67807#comment-2952</link>
		<dc:creator><![CDATA[سيروس "قاسم" سيف]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 24 Feb 2016 16:42:58 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=67807#comment-2952</guid>
		<description><![CDATA[آقای اصلانی عزيز، پس از سلام و خسته نباشيد، بايد عرض کنم که شما و آقای پرستوئی عزيز، از بازيگران قدرتمند سينمای امروز ايران به حساب می آييد و به همين دليل هم ، در شب اختتاميه ،دور از انتظار نبود که هر دوی شما بزرگواران، در انتظار شنيدن نام خود به به عنوان بهترين بازيگر نقش اول مرد جشنواره ی سينمائی دهه فجر بهمن ماه 1394 باشيد.
حرکت بسيار زيبا ئی بود که شما پس از اعلام نام آقای پرستوئی به عنوان بهترين بازيگر مرد، برای گفتن تبريک به ايشان، مردانه از جای برخاستيد و دوستانه ايشان را در آغوش گرفتيد و به حتم اگر نام شما هم به عنوان بهترين ها اعلام می شد، آقای پرستوئی هم ، مردانه از جای برمی خواست و شما را دوستانه در آغوش می گرفت و به شما صميمانه تبريک می گفت. 
حضورپيداکردن شما دوبزرگوار، در آن جشنواره ، همانقدر غريبانه  بود که آن عکس منتسب به مرحوم شکيبائی بر روی پوستر اين جشنواره؛ پوستری که غير منطقی ترين و غير هنرمندانه ترين  پوستری است که بخواهد مدعی مفاهيم نهفته در معنای اين جشنواره باشد؛  جشنواره ای که متاسفانه اگر در آن، مراسم سرود و قرآن خوانی آغاز برنامه ها و روسری ها از آن حذف  و ورود چادری ها ممنوع و مشروبات الکلی آزاد می شد،  نه تنها دست کمی از جشنواره ی &quot;خارجگی&quot; نداشت، بلکه چند سر و گردن هم از آنها بالاتر بود.
تا اينجا، هر آنچه را که نوشتم مبتنی بر سليقه ی شخصی من بود ؛ سليقه ای که  فرهنگ عميد  آن را  اين چنين معنا می کند:
الف- سليقه، يعنی طبع، سرشت ، نهاد.
ب- سليقه يعنی ذوق در انتخاب اشياء(خانه، لباس، اثاثيه منزل و غيره...)
ج- سليقه يعنی حسن تشخيص خوبی و بدی  در هنر و حسن انتخاب و احساس برتری و خوبی هنری.
و بر اساس معانی  بالا، به طور حتم، ديگران از جمله شما دو بزرگوار می توانيد سلايقی – مشابه، متفاوت و شايد هم متضاد- با سليقه ی من داشته باشيد و هر کدام ما هم به جای خودمان محترم و حقوق اظهار بيان سليقه مان، محفوظ. و اگر مشابهت ، تفاوت و تضاد سلايق ما، - مثلا در مورد سينما- ريشه اش از دانش و تخصص و تجربه های مشابه، متفاوت و متضاد ما آب بخورد که ديگر نور علا نور می شود. اينجا اين سؤال پيش می آيد که اگر داوری مبتنی بر سليقه  &quot;با &quot;و يا  &quot;بدون &quot; داشتن دانش و تخصص و تجربه – مثلا در مورد سينما- ايجاد اشکال نمی کند،  پس چه اشکالی در نوع داوری داوران جشنواره ی سينمای دهه  فجر بوده است که به داوری آقای اصلانی ، داوری داوران، نه مردم را راضی کرده است و نه منتقدان را و نه حتی خود دولت را؟! 
به سليقه ی من- البته سليقه ای مبتنی بر دانش، تخصص و تجربه- ای که در اين حوزه دارم، سينمای پس از انقلاب اسلامی ايران، به اعتبار پايگاه و خواستگاه وجودی اش، به پنج نوع تقسيم می شود.:
 1 - سينمای دينی. 
2 - سينمای ايدئو لوژيک. 
3 - سينمای روشنفکری. 
4 - سينمای بساز و بفروش .
5-  سينمای معلق.
از آنجائی که نظام جمهوری اسلامی ايران، مبتنی بر اسلام و ارزشهای دينی بناشده است، طبيعی است که سينمای مورد قبول و مورد اعتماد نظام ، سينمای دينی باشد. و در طول اين سی و شش سال ، دولت های برآمده از همين نظام دينی، با اولويت دادن به سينمای دينی، بستگی به پايگاه و خواستگاه هائی که داشته اند، به  چهارنوع سينمای ديگر، نزديک و دور می شده اند. نتيجه آن نزديک و دورشدن ها ی سلبی و ايجابی ، پس از اين سی و شش سال، سلطه ی سينمای بساز و بفروشی است ؛ به گونه ای که نه تنها اکثر فضای تنفسی سينمای ايران را اشغال کرده است، بلکه  از طريق روابط نامشروع با سينمای دينی، سينمای ايدئولوژيک ، سينمای روشنفکری و سينمای معلق، صاحب فرزندائی شده است که ضمن شباهتشان به سينمای دينی، ايدئولژيک، روشنفکری و معلق،  دست  همه ی سينماگران بساز و بفروش ماضی را هم از پشت بسته اند. 
حالا با توجه به اين صغرا و کبرا چيدن های من ، از آنجائی که داوران اين جشنواره را ، مسئولان سينمائی و احتمالا غير سينمائی دولت کنونی انتخاب کرده اند و چون اين داواران  با دانش و تخصص و تجربه و مورد اعتماد- از نظر ارزش های دينی-  از دل همين سينمای چندگونه بيرون آمده اند، اگر روشن شود که پايگاه  و خواستگاه سينمائی هر کدام از اين بزرگان منتخب دولت کنونی، کداميک  از انواع  سينمای پنجگانه بالا بوده است، آنوقت، هم پاسخ سؤال شما آقای اصلانی عزيز روشن می شود و هم معنای آن &quot;سليقه &quot; ای که داوران به اعمال آن سليقه در نوع داوری هاشان استنادکرده اند!
شاد و سالم و پايدار باشيد]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقای اصلانی عزیز، پس از سلام و خسته نباشید، باید عرض کنم که شما و آقای پرستوئی عزیز، از بازیگران قدرتمند سینمای امروز ایران به حساب می آیید و به همین دلیل هم ، در شب اختتامیه ،دور از انتظار نبود که هر دوی شما بزرگواران، در انتظار شنیدن نام خود به به عنوان بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره ی سینمائی دهه فجر بهمن ماه ۱۳۹۴ باشید.<br />
حرکت بسیار زیبا ئی بود که شما پس از اعلام نام آقای پرستوئی به عنوان بهترین بازیگر مرد، برای گفتن تبریک به ایشان، مردانه از جای برخاستید و دوستانه ایشان را در آغوش گرفتید و به حتم اگر نام شما هم به عنوان بهترین ها اعلام می شد، آقای پرستوئی هم ، مردانه از جای برمی خواست و شما را دوستانه در آغوش می گرفت و به شما صمیمانه تبریک می گفت.<br />
حضورپیداکردن شما دوبزرگوار، در آن جشنواره ، همانقدر غریبانه  بود که آن عکس منتسب به مرحوم شکیبائی بر روی پوستر این جشنواره؛ پوستری که غیر منطقی ترین و غیر هنرمندانه ترین  پوستری است که بخواهد مدعی مفاهیم نهفته در معنای این جشنواره باشد؛  جشنواره ای که متاسفانه اگر در آن، مراسم سرود و قرآن خوانی آغاز برنامه ها و روسری ها از آن حذف  و ورود چادری ها ممنوع و مشروبات الکلی آزاد می شد،  نه تنها دست کمی از جشنواره ی &#8220;خارجگی&#8221; نداشت، بلکه چند سر و گردن هم از آنها بالاتر بود.<br />
تا اینجا، هر آنچه را که نوشتم مبتنی بر سلیقه ی شخصی من بود ؛ سلیقه ای که  فرهنگ عمید  آن را  این چنین معنا می کند:<br />
الف- سلیقه، یعنی طبع، سرشت ، نهاد.<br />
ب- سلیقه یعنی ذوق در انتخاب اشیاء(خانه، لباس، اثاثیه منزل و غیره&#8230;)<br />
ج- سلیقه یعنی حسن تشخیص خوبی و بدی  در هنر و حسن انتخاب و احساس برتری و خوبی هنری.<br />
و بر اساس معانی  بالا، به طور حتم، دیگران از جمله شما دو بزرگوار می توانید سلایقی – مشابه، متفاوت و شاید هم متضاد- با سلیقه ی من داشته باشید و هر کدام ما هم به جای خودمان محترم و حقوق اظهار بیان سلیقه مان، محفوظ. و اگر مشابهت ، تفاوت و تضاد سلایق ما، &#8211; مثلا در مورد سینما- ریشه اش از دانش و تخصص و تجربه های مشابه، متفاوت و متضاد ما آب بخورد که دیگر نور علا نور می شود. اینجا این سؤال پیش می آید که اگر داوری مبتنی بر سلیقه  &#8220;با &#8220;و یا  &#8220;بدون &#8221; داشتن دانش و تخصص و تجربه – مثلا در مورد سینما- ایجاد اشکال نمی کند،  پس چه اشکالی در نوع داوری داوران جشنواره ی سینمای دهه  فجر بوده است که به داوری آقای اصلانی ، داوری داوران، نه مردم را راضی کرده است و نه منتقدان را و نه حتی خود دولت را؟!<br />
به سلیقه ی من- البته سلیقه ای مبتنی بر دانش، تخصص و تجربه- ای که در این حوزه دارم، سینمای پس از انقلاب اسلامی ایران، به اعتبار پایگاه و خواستگاه وجودی اش، به پنج نوع تقسیم می شود.:<br />
 ۱ &#8211; سینمای دینی.<br />
۲ &#8211; سینمای ایدئو لوژیک.<br />
۳ &#8211; سینمای روشنفکری.<br />
۴ &#8211; سینمای بساز و بفروش .<br />
۵-  سینمای معلق.<br />
از آنجائی که نظام جمهوری اسلامی ایران، مبتنی بر اسلام و ارزشهای دینی بناشده است، طبیعی است که سینمای مورد قبول و مورد اعتماد نظام ، سینمای دینی باشد. و در طول این سی و شش سال ، دولت های برآمده از همین نظام دینی، با اولویت دادن به سینمای دینی، بستگی به پایگاه و خواستگاه هائی که داشته اند، به  چهارنوع سینمای دیگر، نزدیک و دور می شده اند. نتیجه آن نزدیک و دورشدن ها ی سلبی و ایجابی ، پس از این سی و شش سال، سلطه ی سینمای بساز و بفروشی است ؛ به گونه ای که نه تنها اکثر فضای تنفسی سینمای ایران را اشغال کرده است، بلکه  از طریق روابط نامشروع با سینمای دینی، سینمای ایدئولوژیک ، سینمای روشنفکری و سینمای معلق، صاحب فرزندائی شده است که ضمن شباهتشان به سینمای دینی، ایدئولژیک، روشنفکری و معلق،  دست  همه ی سینماگران بساز و بفروش ماضی را هم از پشت بسته اند.<br />
حالا با توجه به این صغرا و کبرا چیدن های من ، از آنجائی که داوران این جشنواره را ، مسئولان سینمائی و احتمالا غیر سینمائی دولت کنونی انتخاب کرده اند و چون این داواران  با دانش و تخصص و تجربه و مورد اعتماد- از نظر ارزش های دینی-  از دل همین سینمای چندگونه بیرون آمده اند، اگر روشن شود که پایگاه  و خواستگاه سینمائی هر کدام از این بزرگان منتخب دولت کنونی، کدامیک  از انواع  سینمای پنجگانه بالا بوده است، آنوقت، هم پاسخ سؤال شما آقای اصلانی عزیز روشن می شود و هم معنای آن &#8220;سلیقه &#8221; ای که داوران به اعمال آن سلیقه در نوع داوری هاشان استنادکرده اند!<br />
شاد و سالم و پایدار باشید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
