<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: مجری سابق «هفت»: نسبت سینمای ایران با سینمای انقلاب گنگ است!</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=69318" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=69318</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>س، ۴ ارد ۱۴۰۳ ۰۴::۰۵:۵۷ +۰۳:۳۰</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>با: سيروس "قاسم" سيف</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=69318#comment-3320</link>
		<dc:creator><![CDATA[سيروس "قاسم" سيف]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 06 Apr 2016 01:02:12 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=69318#comment-3320</guid>
		<description><![CDATA[آقای گبرلوی عزيز، پس ازخواندن متن بالا -– متن سخنانتان در سوره سينما- احساس کردم که مفهوم مورد نظر شما، از نظر نسبت ارتباطش با  سينما و سينمای انقلاب اسلامی خيلی گنگ است و غير شفاف و برای آنکه فهم خودم را نسبت به آنچه بيان فرموده ايد، شفاف کنم، ناچار شدم که مطلب را چند باربخوانم و در اين خوانش های چند باره، با تغيير مکانی جملات، ناگهان مفهوم گنگ و ناروشن اوليه ای که از سخنان شما برداشت کرده بودم، برايم روشن شد . حالا، می توانم نسبت به برداشت روشنی که از ديدگاه شما دارم، به روشنائی، ديدگاه خودم را در اينجا بنويسم. منتهی قبل از آن، می خواهم که شما موافقت خودتان را با آنچه من فکر می کنم که ديدگاه مورد نظر شما در مورد سينمای ايران است ، اعلام بفرمائيد:
شما فرموده ايد که:  نسبت سینمای ایران با سینمای انقلاب اسلامی خیلی گُنگ است، این نسبت اگر شفاف و روشن بشود تکلیف خیلی از افراد در سینما ایران روشن می‌شود&quot;.
من بر خلاف شما ، معتقدم  که نسبت سينمای ايران با سينمای انقلاب اسلامی خيلی هم روشن است. سينمای ايران بر دونوع است. سينمای قبل از انقلاب اسلامی که شامل چهار نوع  سينما، يعنی&quot; سينمای بساز بفروش، سينمای روشنفکری، سينمای ايدئولوژيک و سينمای معلق&quot; بود و سينمای بعد از انقلاب که قرار بود فقط شامل &quot; سينمای دينی&quot; باشد. و اگر هنوز يادتان مانده باشد در همان ماه های پس از پيروزی انقلاب ، پس از تصرف مکان های کليدی و تار ومار کردن افراد متعلق به سينمای قبل از انقلاب، مشهور به &quot;سينمای بی دين&quot; ، نيروهای انقلابی برای ايجاد يک &quot;سينمای دينی&quot; وارد عمل شديم! نشديم؟! اگر نشده بوديم  که حالا شما نمی توانستيد بفرمائيد که :&quot; اگر بخواهم از زاویه اندیشه‌های دینی و انقلابی به سینما  نگاه کنیم، سینمای ایران فاصله شدیدی با سینمای انقلابی دارد چون بسیاری  از کارهایی که باید در مسیر انقلاب اسلامی انجام می‌دادیم را انجام نداده‌ایم.&quot; . 
ولی سؤال من از شما برادر مسلمان انقلابی اين است که چرا می فرمائيد :&quot; اگر بخواهيم از زاويه انديشه های دينی و انقلابی به سينما نگاه کنيم...&quot;؟! برادر عزيز! مگر قرار است از زاويه ی ديگری به غير از زاويه ی انديشه های دينی و انقلابی به سينما نگاه کنيم؟! اين نگاه از زاويه ی انديشه های دينی و انقلابی نسبت به همه چيز از جمله سينما، از همان صبح پيروزی انقلاب نطفه اش بسته شد و بر اساس همان نگاه  بود که توانستيم  ديگر انواع سينما را قلع و قمع کنيم و بنيان سينمای &quot;دينی&quot; را بگذاريم! يادتان رفته است؟!  حتما يادتان بايد رفته باشد و اگر نه نمی فرموديد که:&quot; ما باید تعریفی از سینمای انقلابی به صورت واضح و روشن تبعین کنیم تا فیلم سازها در این مسیر گام بردارند و سیاستمداران هم بتوانند در آن مسیر فیلسازان را حمایت کنند.&quot; گبرلوی عزيز، برادر جان!  چه بر سرت آمده است؟! اين چه نسيانی است که تو را فراگرفته است! – از اينکه به شما،تو می گويم مرامی بخشيد. اين عادت من است که وقتی احساساتی می شوم به اصل برادرانه ی خودم برمی گردم! -  مگر ما همان روزهای پس از پيروزی انقلاب دور هم جمع نشديم و تعريفی به آن وضوحی برای &quot;هنر&quot; از جمله سينما  نداديم! اگر تعريف نداده بوديم، پس چگونه و بر اساس چه تعريفی ،  سازمان &quot;راديوی تلويزيون&quot;  به  سازمان &quot;صداو سيما&quot; تغيير نام داد و فرهنگ و هنر،به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و تالار رودکی به تالار وحدت و ... از آنها که بگذريم، اگر تعاريف داده شده ی ما ،در مورد شاخصه های هنر اسلامی از جمله سينما نبود، سازمان صدا و سيما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مئوسسه هائی  مثل بنياد سينمائی فارابی، حوزه انديشه و هنر اسلامی و... ، اساسنامه هايشان را بر پايه  ی چه تعريفی از هنر می نوشتند و بر اساس چه تعاريفی، می توانستند به نفع سينمای &quot;دينی&quot; من و تو ، جلو آن چهار سينمای &quot;بی دين&quot; قبل از انقلاب را بگيرند ؟ همان سينمای بی دينی که به قول خود تو: &quot;... هالیوود از آن، خوب بهره می‌برد اما ما بعد از انقلاب به خاطر رو آوردن به سينمای دينی، آز آن سينمای بی دين خوب استفاده نکرديم؟!&quot;. با عرض معذرت از گبرلوی عزيز، اين جمله آخر شما را، هر کاری کردم نتوانستم برای خودم شفاف کنم و از گنگی در بياورم. بنابراين به همان صورت در هم برهم گذاشتم و مسئوليتش را هم برشانه می گيرم. اما، هرچه هست معنايی است که از جمله ی نقل شده از خود شما  ودر همين متن بالا به فهم من منتقل شده است که اگر اشتباه است، خواهش می کنم آن را اصلاح کنيد.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقای گبرلوی عزیز، پس ازخواندن متن بالا -– متن سخنانتان در سوره سینما- احساس کردم که مفهوم مورد نظر شما، از نظر نسبت ارتباطش با  سینما و سینمای انقلاب اسلامی خیلی گنگ است و غیر شفاف و برای آنکه فهم خودم را نسبت به آنچه بیان فرموده اید، شفاف کنم، ناچار شدم که مطلب را چند باربخوانم و در این خوانش های چند باره، با تغییر مکانی جملات، ناگهان مفهوم گنگ و ناروشن اولیه ای که از سخنان شما برداشت کرده بودم، برایم روشن شد . حالا، می توانم نسبت به برداشت روشنی که از دیدگاه شما دارم، به روشنائی، دیدگاه خودم را در اینجا بنویسم. منتهی قبل از آن، می خواهم که شما موافقت خودتان را با آنچه من فکر می کنم که دیدگاه مورد نظر شما در مورد سینمای ایران است ، اعلام بفرمائید:<br />
شما فرموده اید که:  نسبت سینمای ایران با سینمای انقلاب اسلامی خیلی گُنگ است، این نسبت اگر شفاف و روشن بشود تکلیف خیلی از افراد در سینما ایران روشن می‌شود&#8221;.<br />
من بر خلاف شما ، معتقدم  که نسبت سینمای ایران با سینمای انقلاب اسلامی خیلی هم روشن است. سینمای ایران بر دونوع است. سینمای قبل از انقلاب اسلامی که شامل چهار نوع  سینما، یعنی&#8221; سینمای بساز بفروش، سینمای روشنفکری، سینمای ایدئولوژیک و سینمای معلق&#8221; بود و سینمای بعد از انقلاب که قرار بود فقط شامل &#8221; سینمای دینی&#8221; باشد. و اگر هنوز یادتان مانده باشد در همان ماه های پس از پیروزی انقلاب ، پس از تصرف مکان های کلیدی و تار ومار کردن افراد متعلق به سینمای قبل از انقلاب، مشهور به &#8220;سینمای بی دین&#8221; ، نیروهای انقلابی برای ایجاد یک &#8220;سینمای دینی&#8221; وارد عمل شدیم! نشدیم؟! اگر نشده بودیم  که حالا شما نمی توانستید بفرمائید که :&#8221; اگر بخواهم از زاویه اندیشه‌های دینی و انقلابی به سینما  نگاه کنیم، سینمای ایران فاصله شدیدی با سینمای انقلابی دارد چون بسیاری  از کارهایی که باید در مسیر انقلاب اسلامی انجام می‌دادیم را انجام نداده‌ایم.&#8221; .<br />
ولی سؤال من از شما برادر مسلمان انقلابی این است که چرا می فرمائید :&#8221; اگر بخواهیم از زاویه اندیشه های دینی و انقلابی به سینما نگاه کنیم&#8230;&#8221;؟! برادر عزیز! مگر قرار است از زاویه ی دیگری به غیر از زاویه ی اندیشه های دینی و انقلابی به سینما نگاه کنیم؟! این نگاه از زاویه ی اندیشه های دینی و انقلابی نسبت به همه چیز از جمله سینما، از همان صبح پیروزی انقلاب نطفه اش بسته شد و بر اساس همان نگاه  بود که توانستیم  دیگر انواع سینما را قلع و قمع کنیم و بنیان سینمای &#8220;دینی&#8221; را بگذاریم! یادتان رفته است؟!  حتما یادتان باید رفته باشد و اگر نه نمی فرمودید که:&#8221; ما باید تعریفی از سینمای انقلابی به صورت واضح و روشن تبعین کنیم تا فیلم سازها در این مسیر گام بردارند و سیاستمداران هم بتوانند در آن مسیر فیلسازان را حمایت کنند.&#8221; گبرلوی عزیز، برادر جان!  چه بر سرت آمده است؟! این چه نسیانی است که تو را فراگرفته است! – از اینکه به شما،تو می گویم مرامی بخشید. این عادت من است که وقتی احساساتی می شوم به اصل برادرانه ی خودم برمی گردم! &#8211;  مگر ما همان روزهای پس از پیروزی انقلاب دور هم جمع نشدیم و تعریفی به آن وضوحی برای &#8220;هنر&#8221; از جمله سینما  ندادیم! اگر تعریف نداده بودیم، پس چگونه و بر اساس چه تعریفی ،  سازمان &#8220;رادیوی تلویزیون&#8221;  به  سازمان &#8220;صداو سیما&#8221; تغییر نام داد و فرهنگ و هنر،به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و تالار رودکی به تالار وحدت و &#8230; از آنها که بگذریم، اگر تعاریف داده شده ی ما ،در مورد شاخصه های هنر اسلامی از جمله سینما نبود، سازمان صدا و سیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مئوسسه هائی  مثل بنیاد سینمائی فارابی، حوزه اندیشه و هنر اسلامی و&#8230; ، اساسنامه هایشان را بر پایه  ی چه تعریفی از هنر می نوشتند و بر اساس چه تعاریفی، می توانستند به نفع سینمای &#8220;دینی&#8221; من و تو ، جلو آن چهار سینمای &#8220;بی دین&#8221; قبل از انقلاب را بگیرند ؟ همان سینمای بی دینی که به قول خود تو: &#8220;&#8230; هالیوود از آن، خوب بهره می‌برد اما ما بعد از انقلاب به خاطر رو آوردن به سینمای دینی، آز آن سینمای بی دین خوب استفاده نکردیم؟!&#8221;. با عرض معذرت از گبرلوی عزیز، این جمله آخر شما را، هر کاری کردم نتوانستم برای خودم شفاف کنم و از گنگی در بیاورم. بنابراین به همان صورت در هم برهم گذاشتم و مسئولیتش را هم برشانه می گیرم. اما، هرچه هست معنایی است که از جمله ی نقل شده از خود شما  ودر همین متن بالا به فهم من منتقل شده است که اگر اشتباه است، خواهش می کنم آن را اصلاح کنید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
