<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سوره سینما &#187; آرش فهیم</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D8%A2%D8%B1%D8%B4-%D9%81%D9%87%DB%8C%D9%85" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Jun 2026 11:40:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>«قهرمان» اثری تلویزیونی است/ از فرهادی بت نسازید</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=146948</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=146948#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 2021 12:52:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[آرش فهیم]]></category>
		<category><![CDATA[اصغر فرهادی]]></category>
		<category><![CDATA[قهرمان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=146948</guid>
		<description><![CDATA[<p>آرش فهیم گفت: «قهرمان» فیلمی تلویزیونی است و فرهادی از لحاظ قالب، موضوعیت، محتوای تاریخی، فیلمنامه و کارگردانی ضعیف عمل کرده است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=146948">«قهرمان» اثری تلویزیونی است/ از فرهادی بت نسازید</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>آرش فهیم منتقد سینما در خصوص ساختار و کارگردانی «قهرمان» به <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> گفت: انتخاب بازیگر در اغلب فیلم‌های فرهادی، از نقاط قوت او محسوب می‌شود که «قهرمان» نیز از این قضیه مستثنی نیست اما از لحاظ کارگردانی اتفاق خاص و منحصربه‌فردی در این فیلم رخ نداده است. از نگاه من «قهرمان» اساساً یک فیلم تلویزیونی است چرا که دیدن فیلم سینمایی بر پرده بزرگ نسبت به دیگر قالب‌ها، معنا و حسی متفاوت‌تری را در تماشاگر ایجاد می‌کند اما «قهرمان» فاقد این خاصیت است و تماشای آن بر روی گوشی تلفن همراه، پرده سینما یا در قاب تلویزیون تفاوتی ندارد. از طرف دیگر این فیلم از ویژگی‌های متمایزی که نشان‌دهنده تاریخ فیلم باشد نیز محروم است .</p>
<p>وی افزود: فضای فیلم به نحوی است که ارجاعی به فضای اجتماعی و فرهنگی حاکم بر ایران نداشته و حال و هوا، رنگ و روی فیلم «قهرمان» به‌شدت کهنه است و حس تماشای یک تله‌فیلم مربوط به دو دهه قبل را القا می‌کند.</p>
<p>فهیم درباره تفاوت «قهرمان» در کارگردانی و فیلمنامه نسبت به دیگر آثار فرهادی خاطرنشان کرد: «قهرمان» تا حدی تکرار همان مضمونی است که در «جدایی نادر از سیمین»، «گذشته»، «همه می‌دانند» و &#8230; دیده بودیم و بازهم محور اصلی درام را چالش‌های افراد با دروغ و پنهان‌کاری تشکیل می‌دهد. عملاً حرف جدیدی در این فیلم نسبت به آثار قبلی فرهادی وجود ندارد و گویی خودش را تکرار کرده است. تنها نکته جدید در این فیلم، نقد شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی است که بیان آن هم از جامعه عقب‌تر است و به مشکلی پرداخته که سال‌هاست کارشناسان نسبت به آن هشدار می‌دهند. ضمن اینکه فیلمنامه کار، انسجام کافی و لازم را ندارد. خارج کردن برخی از سکانس‌ها همانند سکانس افتتاحیه، هیچ آسیبی به کلیت روایت فیلم نمی‌زند. این در حالی است که برخی از سکانس‌ها به‌شدت طولانی و کش‌دار به نظر می‌رسد .</p>
<p>وی ادامه داد: گره‌های فیلم «قهرمان» برخلاف آثار قبلی اصغر فرهادی که برای مخاطب تکان‌دهنده و غافلگیرکننده بود. در این فیلم اعصاب خورد کن و ملال‌آور است. این در حالی است که در کارگردانی نیز شاهد افول عملکرد فرهادی هستیم و حتی جلوه‌ها و جاذبه‌هایی که در آثار قبلی او به‌ویژه «درباره الی» دیده بودیم، در این فیلم دیده نمی‌شود.</p>
<p>این منتقد سینما درباره تأثیر شهرت جهانی کارگردان در مقبولیت آثارش عنوان کرد: قطعاً این شهرت تأثیر بسیار زیادی در مقبولیت اثر دارد. بدون تردید اگر فیلم «قهرمان» توسط کارگردان گمنامی ساخته شده بود، احتمالاً به خیلی از جشنواره‌ها و محافل بین‌المللی راه نمی‌یافت چه برسد به اینکه جایزه هم بگیرد! برند بودن در اسکار اهمیت بیشتری دارد چرا که نام، اعتبار و سابقه یک کارگردان و همچنین شرکت تولیدکننده و پخش‌کننده فیلم، می‌توانند زمینه‌ساز بیشتر دیده‌شدن آن اثر در نزد داوران اسکار شود.</p>
<p>فهیم با اشاره به سطح توقع مخاطب از فیلم‌های فرهادی گفت: زمانی که بخشی از جامعه سینمایی و رسانه‌ای کشور از یک فیلمساز که مثل هر فرد دیگری، ممکن است اشتباهاتی را مرتکب شود و مسیر فعالیتش دچار فراز و نشیب می‌شود، یک «بت» می‌سازند، سطح توقع نیز از وی بالا می‌رود. این اتفاقی است که قبلاً درباره «عباس کیارستمی» نیز رخ‌داده بود. طوری که در یک دوره‌ای به‌ویژه بعد از اهدای جایزه نخل طلای جشنواره کن به او، کمتر منتقدی به خودش اجازه می‌داد از آثار کیارستمی انتقاد کند و افرادی هم که نقدی وارد می‌کردند باید منتظر عواقب کارشان می‌نشستند. اما این بت‌سازی به ضرر آن مرحوم شد و در درازمدت هم منجر به افول خودش شد چرا که از یک زمانی به بعد دیگر منتقدان کمتر آثارش را زیر تیغ نقد قرار دادند که دلیل آن هم انتظارات بالا از او بود و کیفیت آثارش مردم را راضی نمی‌کرد و هر کس فیلمی از کیارستمی را می‌دید، ناخودآگاه می‌گفت «کیارستمی که می‌گویند این است؟» متأسفانه این معضل برای اصغر فرهادی هم به وجود آمده و گروهی تلاش کرده‌اند تا از این کارگردان یک بت بسازند و هر کس از او انتقاد می‌کند را تحت‌فشار قرار می‌دهند و توهین می‌کنند. اما این وضعیت، همان‌طور که توضیح دادم به ضرر خود فرهادی است.</p>
<p>وی ادامه داد: کارگردانی فرهادی در «قهرمان» فاقد بعد زمانی و مکانی است. یعنی غیر از لهجه شیرازی، این فیلم هویت تاریخی و جغرافیایی ندارد. آنچه از شهر شیراز می‌بینیم، غیر از سکانس افتتاحیه که در نقش‌رستم اتفاق می‌افتد، عملاً تفاوتی با کرج، اراک و &#8230; ندارد. این درحالی است که شیراز دارای هویت شهری قدرتمندی است که می‌توانست به فیلم «قهرمان» روح و رنگ متفاوت و متمایزی ببخشد. همچنان که یکی از کارکردهای آثار سینمایی، ثبت هویت و شخصیت شهرها و معرفی آنها به مردم جهان است. اما این مهم نیز در فیلم جدید فرهادی مغفول مانده است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=146948">«قهرمان» اثری تلویزیونی است/ از فرهادی بت نسازید</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=146948</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نقد و بررسی سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر/ جشنواره حاشیه‌ها</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=85732</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=85732#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 13 Feb 2017 13:10:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[آرش فهیم]]></category>
		<category><![CDATA[بیست و یک روز بعد]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره حاشیه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره فیلم فجر ۳۵]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای نیمروز]]></category>
		<category><![CDATA[ماه گرفتگی]]></category>
		<category><![CDATA[ویلایی ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=85732</guid>
		<description><![CDATA[<p>عدم تنوع موضوعات و ژانرها، حضور کمرنگ فیلم هایی با مضامین انقلابی و دفاع مقدس و حتی ملی و نمایش پرحجم فیلم های بی رمق و با ساختار ضعیف، خلاصه ای از آن چیزی است که در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر رخ داد. </p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=85732">نقد و بررسی سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر/ جشنواره حاشیه‌ها</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> &#8211; آرش فهیم</strong> : سی و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر، با حاشیه های بیشتری نسبت به دوره های گذشته برگزار شد. این حاشیه ها از چند روز مانده به آغاز جشنواره و تحت تأثیر نحوه انتخاب فیلم ها ایجاد شد. برای همه جای سوال بود که چرا یک سری فیلم ها از ورود به جشنواره باز ماندند و گروهی از فیلم ها به رغم ضعف ساختاری و محتوایی موفق به راهیابی به بخش مسابقه این جشنواره شدند؟ برگزار کنندگان جشنواره هم طبق معمول از پاسخ گویی به این پرسش ها خودداری می کردند.</p>
<div>حواشی و جنجال های این دوره از جشنواره فجر اما با اعلام اسامی نامزدها اوج گرفت. عدم حضور فیلم های خوب و موفق مثل فیلم «۲۱ روز بعد» که هم استقبال مردم را در پی داشت و هم تحسین هنرمندان و منتقدان را برانگیخته بود در فهرست نامزدها، عامل اصلی این حاشیه ها شد. البته این رسم معمول جشنواره فجر است که همیشه، آن هایی که دستشان از نامزدی سیمرغ خالی می ماند، اعتراض می کنند، اما تفاوت جشنواره امسال با دوره های گذشته در این بود که حتی آن هایی که نامزد شده بودند نیز به عملکرد داوری این جشنواره اعتراض کردند. کار به جایی رسید که حتی سه نفر از نامزدهای دریافت سیمرغ، از این موفقیت انصراف دادند. همه منتقدان از هر طیف و با هر دیدگاهی، داوری این جشنواره را غیرتخصصی و فاقد جنبه فنی و تکنیکی و صرفاً بر اساس سلیقه یا برخی مصلحت ها دانستند.</div>
<div></div>
<div>اما به جز این حواشی، متن و محتوای جشنواه نیز به طور آشکاری نسبت به سال های گذشته، فقیرتر و نحیف تر شد. این موضوع از آنجا حائز اهمیت است که این دوره از جشنواره فیلم فجر، در آخرین سال فعالیت دولت یازدهم برگزار شد. یعنی نتیجه جشنواره و آنچه در آن اتفاق افتاد، حاصل سیاستگذاری فرهنگی دولت اعتدال محسوب می شود.</div>
<div></div>
<div>عدم تنوع موضوعات و ژانرها، حضور کمرنگ فیلم هایی با مضامین انقلابی و دفاع مقدس و حتی ملی و نمایش پرحجم فیلم های بی رمق و با ساختار ضعیف، خلاصه ای از آن چیزی است که در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر رخ داد. هرچند که تعداد انگشت شماری فیلم خوب و قابل دیدن هم به نمایش درآمد. فیلم هایی که از قضا، هیچ ربطی به برنامه ریزی و سیاست دولت ندارند و حاصل ذوق و تلاش فردیِ هنرمندان محسوب می شوند. در ادامه این گزارش، به مرور فیلم های مهم این دوره از جشنواره فجر می پردازیم:</div>
<div></div>
<div><strong>ناجی جشنواره</strong></div>
<div></div>
<div>«ماجرای نیمروز»، همان طور که خود، روایتگر نجات شهر از شر تروریست هاست، خودش هم ناجی جشنواره امسال است؛ تنها فیلم این دوره از جشنواره است که با اطمینان و بدون هیچ شکی می توان آن را یک فیلم خوب دانست. هم محتوا و دیدگاهی ملی و انقلابی دارد و هم ساختار و تکنیکی عالی. فیلم «ماجرای نیمروز» فیلمی خوش ساخت و چشم نواز درباره حوادث سال ۱۳۶۰ است. دورانی که اوج فتنه گری سازمان منافقین بود. اهمیت فیلم، روایت دست اول واقعیت هایی تکان دهنده برای نسلی است که در آن دوره حضور نداشت.</div>
<div></div>
<div>محمدحسین مهدویان که پیش از این با «ایستاده در غبار» خوش درخشیده بود، این بار هم فیلمی در همان سبک و سیاق، اما با مایه داستانی بیشتر را تولید کرده است. هر چند که بن مایه و زمینه اصلی فیلم، واقعی است و فیلمساز سعی کرده تا به دنیای واقعی نزدیک شود. ساختار، بازیگری، بازسازی حوادث واقعی و خلق موقعیت های فیلم در سطح استاندارد هستند. بازسازی تهرانِ سال ۱۳۶۰ شمسی در این فیلم، فقط به نمایش نشانه‌ها محدود نیست، بلکه روابط، مناسبات و روح آن زمان و زمانه نیز در فیلم تجلی یافته است.</div>
<div></div>
<div><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2017/02/majeraye-nimrooz5.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-85733" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2017/02/majeraye-nimrooz5.jpg" alt="majeraye-nimrooz" width="1000" height="666" /></a></div>
<div></div>
<div>مهمتر از ساختار فیلم، محتوای آن است. «ماجرای نیمروز» با اینکه یک فیلم تاریخی محسوب می‌شود، اما دقیقا فیلم روز است؛ برخلاف تصور اولیه و ظاهر فیلم، موتور محرکه این فیلم، صرفا تضاد بین نیروهای امنیتی وفادار به انقلاب و فداییان مردم با منافقین نیست، بلکه کل درام فیلم بر پایه تقابل دو دیدگاه «مذاکره گرا» و «مبارزه جو» بنا شده است. تا وقتی صحبت از سازش و رحم به دشمن در میان است، حاصلی جز کابوس و رخنه موذیانه نفوذی‌ها ندارد، اما وقتی مقاومت و نبرد از حاشیه به اصل می‌آید، فتح و گشایش هم اتفاق می‌افتد.</div>
<div>کمال، چریک انقلابی و مبارزه جوی فیلم که کمر منافقین را می‌شکند، هم نماد و نمود قهرمان ملی و مردمی و هم بغض شکفته قهرمان‌های سرکوب شده در سینمایی قهرمان‌گریز است؛ شخصیتی که از قضا جلوتر و مترقی‌تر از نگاه فیلمساز و خود فیلم، راه نجات را نشان می‌دهد. گویی روح احمد متوسلیان از فیلم قبلی مهدویان، «ایستاده در غبار» در این فیلم و در قامت کمال ظهور کرده است. دستاورد دیگر «ماجرای نیمروز» حرکت محمدحسین مهدویان از مستند به درام است. هر چند که فیلم قبلی او نیز مایه‌ای دراماتیک داشت، اما بسیاری از مردم آن را یک مستند پنداشتند. اما فیلم جدید او، یک فیلم داستانی است که حضور بازیگران حرفه‌ای و چهره هم به این مهم کمک کرده است. اما اطوارهای مستندگرایی در این فیلم هم حاکم است. نماهای لغزان که نتیجه دوربین روی دست است، وفادرای کارگردان به مستندنمایی را نشان می‌دهد. اما گاهی تمرکز و تأمل مخاطب را بر هم می‌زند. در مجموع، می توان «ماجرای نیمروز» را یکی از بهترین فیلم های سیاسی سال های اخیر سینمای ایران دانست که هم مخاطب را با حقایقی جدید آشنا می کند و هم جذابیت بسیار بالایی دارد.</div>
<div></div>
<div><strong>ستاره ای که دیده نشد</strong></div>
<div></div>
<div>«بیست و یک روز بعد» را می توان یکی از سه فیلم خوب این دوره از جشنواره فجر دانست. سه فیلمی که هر سه توسط فیلمسازهایی جوان ساخته شده اند. محمدرضا خردمندان، فیلمساز ۳۳ ساله ای که پیش از این چند فیلم کوتاه و انیمیشن ساخته بود، در نخستین أثر سینمایی خود، تصویری متفاوت و خلاقانه ای از معضلات اجتماعی نشان می دهد. روایت گرم و پر التهاب فیلم، همراه با ساختار محکم و بازی های خوب بازیگران، باعث شده تا فیلم «بیست و یک روز بعد» مخاطب را درباره موقعیت آدم های گرفتار در بحران های اقتصادی به درک تازه ای برساند. آنچه این فیلم را با سایر آثار اجتماعی متفاوت جلوه می دهد، غلبه روحیه امید و مبارزه بر یأس و تیرگی است. ما با درامی روبرو هستیم که در اوج کشمکش و درگیری قهرمان فیلم با مشکلات، نه تنها ترس و سیاهی دیده نمی شود، که روشنایی و زیبایی تجلی می یابد. قهرمان «بیست و یک روز بعد» هم در نوع خود کم نظیر است. نوجوانی که میان کودکی و بزرگسالی قرار دارد و بار زندگی نامتوازن زندگی را بر دوش دارد. شاید بتوان وضعیت این قهرمان نوجوان را استعاره ای از وضعیت کنونی ایران دانست. و اینکه تنها راه برون رفت از مشکلات را خوداتکایی و مقاومت و ایمان نمایش می دهد. اما دریغ که این أثر، از سوی برگزار کننده های جشنواره، چندان جدی گرفته نشد.</div>
<div></div>
<div><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2017/02/21rooz.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-85734" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2017/02/21rooz.jpg" alt="21rooz" width="1000" height="666" /></a></div>
<div></div>
<div><strong>دفاع مقدس از نگاه زنان</strong></div>
<div></div>
<div>امسال تعدادی فیلم دفاع مقدسی هم در این جشنواره حضور داشتند که البته آثار درخشانی محسوب نمی شوند. «دریاچه ماهی»، «اشنوگل»، «چراغ های ناتمام» و «آباجان» فیلم هایی با موضوع جنگ تحمیلی بودند که نتوانستند شوقی را برانگیزند. در میان این فیلم ها اما «ویلایی ها» جایگاه یکی از پدیده های این دوره از جشنواره فجر را از آن خود کرد. منیره قیدی در فیلم اول خود تلاش کرده تا از زاویه‌ای تازه به جنگ تحمیلی بپردازد. فیلمی زنانه، درباره موضوعی مردانه که روایت آن بر اساس واقعیات شکل گرفته است؛ اردوگاهی در حاشیه مناطق جنگی که هیچ مردی در آن حضور ندارد و محل اسکان همسران رزمندگان و فرماندهان دفاع مقدس است، بهترین بستر برای نمایش جنگ از نگاه و با احساسات زنانه است. شاید کمی کلیشه‌ای به نظر برسد، اما حقیقتی است که باید دائم تکرار کرد؛ شیوه نقش‌آفرینی زنان در جنگ هشت ساله، یک الگوی کم نظیر و متعالی از حضور زن در عرصه مبارزه اجتماعی و فرهنگی است. اما کمتر فیلمی به این لایه مغفول اما مهم از تاریخ معاصر ایران توجه کرده است.</div>
<div></div>
<div>فیلم «ویلایی‌ها» جنگ را در آینه نگاه گروهی از زنان در سنین و حتی طیف‌های مختلف بازتاب داده است. زن، مصداق و مظهر زندگی و زایندگی است و جنگ، تجلی مرگ. اما در هم آمیختن این دو ضد در این فیلم، استعاره‌ای از وجه انسانی و انسان‌ساز دفاع مقدس ماست.</div>
<div></div>
<div><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2017/02/vilayee-haa.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-85735" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2017/02/vilayee-haa.jpg" alt="vilayee-haa" width="855" height="638" /></a></div>
<div></div>
<div>نکته قابل تأمل این که به رغم حضور یک زن در مقام کارگردان، کارگردان و زنانه بودن فضای درام اما مسیر روایت فیلم از افراط و اغراق در سانتیمانتالیسم در امان مانده است. این در حالی است که فیلم استعداد زیادی در افتادن به احساسات‌گرایی و به اصطلاح، «هندی بازی» داشت. اما اینکه کارگردان، حد نگه داشته و از امکاناتی که در اختیار او بوده به اندازه و در چارچوب مضمون فیلم استفاده کرده، شخصیت دفاع مقدسی فیلم را حفظ کرده است. حتی موسیقی فیلم نیز به اندازه و به موقع است که همراه با بازی خوب بازیگران، ساختاری منسجم و استوار را برای فیلم درست کرده‌اند.</div>
<div></div>
<div></div>
<div><strong>نماینده ناموفق نسل قدیم</strong></div>
<div></div>
<div>یکی از ویژگی های سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر، غلبه فیلمسازهای جوان بر نسل های گذشته بود. مسعود کیمیایی با فیلم «قاتل اهلی» را می توان تنها نمانده نسل قدیمی کارگردان های سینمای ایران در این جشنواره دانست؛ نماینده ای که موفقیتی نداشت. چون فیلم جدید کیمیایی همچون آثار اخیر وی، فاقد ساختاری قابل قبول است. حوادث فیلم، بدون هیچ منطقی رخ می دهند، بازی بازیگران، کیفیت چندانی ندارد، موقعیت ها تصنعی و بدقواره شکل می گیرند و دیالوگ ها، بی جان و شعاری هستند. علاوه بر این ها، شخصیت های فیلم، باورپذیر نیستند. همه این ها باعث شده اند تا «قاتل اهلی» یک شکست جدید برای کارگردان مشهورش قلمداد شود.</div>
<div></div>
<div><strong>ماه گرفتگی</strong></div>
<div></div>
<div>«ماه گرفتگی» به خاطر موضوع خاص خود، مهم ترین فیلم سی و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر بود. فیلمی که حوادث مرتبط با سال ۸۸ را دستمایه درام قرار داده است. این فیلم با فیلمنامه مهدی آذرپندار و کارگردانی مسعود اطیابی، داستانی پر تعلیق و معمایی را نمایش می دهد. یک جوان حزب اللهی و حافظ قرآن با نام هادی همزمان با روزهای پرآشوب بعد از دهمین انتخابات ریاست جمهوری مفقود می شود. همزمان با این فقدان، شایعاتی درباره حمایت او از فتنه گرها منتشر می شود.</div>
<div></div>
<div><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2017/02/mah-gereftegi.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-85736" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2017/02/mah-gereftegi.jpg" alt="mah-gereftegi" width="798" height="485" /></a></div>
<div></div>
<div>«ماه گرفتگی» با پس زمینه قرار دادن یک روایت عاشقانه و عاطفی، سعی کرده تا تصویری متفاوت از ماجراهای سال ۸۸ نمایش دهد. یعنی تلاش کرده تا به قول معروف یک طرفه به قاضی نرود و همدلی مخاطب مخالف نگاه فیلم را نیز برانگیزد. با این حال، فقدان جسارت و صراحت باعث شده تا محتوای فیلم ابتر و بدون تأثیرگذاری بماند. حتی شخصیت فرمانده بسیجی با بازی کامبیز دیرباز، قرار بود که قهرمان فیلم باشد هم خودش گرفتار تردید و سستی می‌شود و نمی‌تواند حس و همدلی مخاطب را برانگیزد. ماجراهای عاشقانه فیلم، در سطح باقی می‌مانند و قدرت جلب توجه مخاطب جوان را ندارند. در مجموع فیلم «ماه‌گرفتگی» نمی‌تواند مخاطب را به درک تازه‌ای از وقایع سال ۸۸ برساند. این درحالی است که یکی از اساسی ترین نیازهای جامعه امروز ما، کشف و بازگویی حقایق فتنه است. حقایقی که بیان آن ها جسارت و ایمان بیشتری را می طلبد. اما این فیلم، نه شور و احساسی را در دل عاشقان و دلسوزان انقلاب بر می انگیزد و نه می تواند مخالفان را قانع کند.</div>
<p><strong>منبع: <a href="http://basirat.ir/fa/news/299242">سایت بصیرت</a></strong></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=85732">نقد و بررسی سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر/ جشنواره حاشیه‌ها</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=85732</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فهیم: «سیاه‌ نمایی» را باید موضوع پایان‌نامه‌های دانشگاهی قرار داد/ ابیلی: فیلم‌های افسرده اجتماعی نهاد «سینما» را از بین می‌برند/ وظیفه رسانه‌های انقلاب تاثیرگذاری نظری در سینماست</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=72310</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=72310#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 21 May 2016 07:31:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[آرش فهیم]]></category>
		<category><![CDATA[امیر ابیلی]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای روشنفکری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=72310</guid>
		<description><![CDATA[<p>نشست بررسی سینما روشنفکری به بهانه نمایش همزمان دو فیلم «50 کیلو آلبالو» و «اژدها وارد می‌شود» با حضور آرش فهیم؛ منتقد سینما و امیر ابیلی؛ منتقد سینما و سردبیر سایت سوره‌ سینما به همت بسیج دانشجویی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=72310">فهیم: «سیاه‌ نمایی» را باید موضوع پایان‌نامه‌های دانشگاهی قرار داد/ ابیلی: فیلم‌های افسرده اجتماعی نهاد «سینما» را از بین می‌برند/ وظیفه رسانه‌های انقلاب تاثیرگذاری نظری در سینماست</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش خبرنگار <strong><a href="http://sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong>، در ابتدای این نشست امیر ابیلی در تعریف مفهوم «سینمای روشنفکری» و کاربردهای رسانه آن در سالهای اخیر گفت: واقعیتش این است که امروز وقتی رسانه‌ها از عنوان «سینمای روشنفکری» استفاده می‌کنند مقصودشان آن دیگری است که در مقابل سینمای انقلاب و آثار فعلی جبهه انقلاب قرار دارد، یعنی هر آن چیزی که محصول جبهه روشنفکری به معنای جبهه مقابل انقلاب است. به این معنا شاید خیلی فرق نکند شما فیلم کمدی این روزهای مانی حقیقی را ببینید یا یک فیلم از عباس کیارستمی چون همه این‌ها ذیل عنوان «سینمای روشنفکری» طبقه‌بندی می‌شوند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>دگرگونی تعاریف «سینمای روشنفکری» از دهه شصت تا امروز</strong></span></p>
<p>وی ادامه داد: ولی اگر کمی به عقب برگردیم و مثلا برویم سراغ دهه شصت که دوقطبی سینمای روشنفکری- فیلمفارسی بحث روز بود. سینمای روشنفکری مانند امروز به معنای هرچیزی جز سینمای انقلاب نبود. در آن زمان سینمای روشنفکری مساوی بود با سری آثاری که عموما اروپایی هستند، بی‌مخاطبند، جشنواره‌ایند و عموما مینیمال و بی‌قصه هستند، چیزی که این روزها بیشتر در گروه &#8220;هنر و تجربه&#8221; جریان دارد، اثاری که در دهه شصت تا اوایل دهه هفتاد شاید مهمترینشان فیلم‌های عباس کیارستمی بود.</p>
<p>وی با توضیح تقابل آوینی و روشنفکران گفت: به همین دلیل اصلا مسئله‌ی آوینی با روشنفکران علاوه بر اینکه محتوایی هم بود اما در این زمینه بیشتر فرمی بود. بنابراین اگر شما مثلا سخنرانی او در سمینار سینمای پس از انقلاب را بخوانید می‌بینید که اکثر بحث او را مسائل ساختاری و فرمی تشکیل می‌دهد چون آوینی اساسا &#8220;سینمای روشنفکری&#8221; آن روز را &#8220;سینما&#8221; نمی‌دانست. اما سینمای روشنفکری هم به مرور دچار تغییراتی شد، گرچه که امروز هم یکی از آسیب‌های اصلی سینمای ایران حضور فراوان فیلم‌های &#8220;هنر و تجربه&#8221; بی‌مخاطب است اما به‌ویژه از سال ۷۶ به بعد روشنفکران به ساخت اثار سیاسی- به خصوص کمدی‌های سیاسی- و فیلم‌های دختر/پسری و امثالهم روی آوردند که این‌ها هم در ادبیات سینمایی با عنوان «سینمای روشنفکری» شناخته ‌شدند اما با سری اثار قبلی فرق داشتند و مشکلشان بیشتر محتوایی بود نه فرمی.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>روشنفکران سینمای عامه‌پسند را تحقیر می‌کنند</strong></span></p>
<p>در ادامه این نشست آرش فهیم در پاسخ سوالی مبنی بر تاریخچه‌ سینمای روشنفکری اروپا گفت: شما وقتی تاریخ سینما را بخوانید متوجه می‌شوید که از همان روزهای نخست سینما که برادران لومیر اولین فیلمشان را در گراندکافه پاریس نمایش دادند یک مواجهه منفی از سوی روشنفکران با سینما وجود داشت. همان زمان روشنفکران به چند دلیل معقد بودند که اساسا سینما هنر نیست و چیز مبتذلی است. اول آنکه سینما برآمده از یک فعل و انفعالات مکانیکی است، پس درنهایت یک مجموعه عکس متحرک است نه بیشتر. دیگر اینکه مخاطب سینما برخلاف هنرهای دیگر که عموما طبقه سطح بالا و اتوکشیده جامعه را شامل می‌شد بیشتر کارگرها و طبقه فرودست بودند. روشنفکران از همان زمان نمایش فیلمهای بردران لومیر روی آنها یادداشت منفی می‌نوشتند و آنها را مورد انتقاد قرار می‌دادند. مثلا شخصی به نام لوئیس ج.اربینا بعد از تماشای فیلم برادران لومیر می‌نویسد: &#8220;انبوه تماشاگران بی‌فرهنگ و خام هنگامی که جلوی پرده نشسته‌اند ما کودکانی هستند که مادربزرگشان برایشان قصه پریان تعریف می‌کند. نتوانستم بفهمم که چرا هرشب گروهی از مردم که باید متمدن باشند خود را در سالنهای سینما به حماقت می‌زنند. تکرار بی‌وقفه صحنه‌هایی که در آنها کژروی، ناهمزمانی و ناواقع‌نمایی وجود دارد موقتا برای جماعتی نشان داده می‌شود که در پایینترین سطح ذهنی قرار دارند و از ابتدایی‌ترین مفاهیم آموزشی غافل‌اند.&#8221; این یکی از واکنش‌های منفی روشنفکران در همان زمان است. البته بعدها گروه دیگری از روشنفکران  به اهمیت سینما پی بردند و جریان نگره‌پردازی در سینما آغاز شد و از ۱۹۲۰ سینما از سوی روشنفکران بصورت جدی‌تری مورد قبول قرار گرفت. این را گفتم که بگویم این نوع برخورد با مخاطب عام و سینما را در ایران و بین روشنفکران خودمان هم می‌توان دید. در ایران هم مشابه همین جریان روشنفکری با سینمایی که برای مخاطب عام و ایجاد هیجان در او ساخته شده باشد مخالف است و آن را تحقیر می‌کنند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>آثار «هنر و تجربه» اصلا «سینما» نیستند</strong></span></p>
<p>ابیلی در ادامه این نشست در پاسخ به سوالی در مورد برخورد محتوایی با فیلم‌های روشنفکری گفت: مشکل نود درصد آثار &#8220;هنر و تجربه&#8221; اساسا مضمونشان نیست. گرچه که بسیاری از آثار این گروه به دلیل مضامینشان در آن گروه به نمایش درمی‌آیند، اما عمده اثار این گروه اساسا مضمونی ندارند که مشکلشان محتوایی و مضمونی باشد. آنها اساسا &#8220;سینما&#8221; نیستند و مشکل اصلی‌تر حمایت شدید دولت از این مدل سینما و این فیلم‌هاست. فیلم‌هایی که اساسا نمی‌توانند جریان اصلی سینمای کشور باشند اما دولت دوست دارد عمده اثار تولید شده در سال از فیلم‌های مشابه آن‌ها باشد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>سینمای روشنفکری در دنیا محتواگراست</strong></span></p>
<p>ارش فهیم در تکمیل این بحث گفت: نکته جالب این است که چیزی که در دنیا به عنوان &#8220;سینمای روشنفکری&#8221; رواج دارد برخلاف ادعای روشنفکران ایرانی اساسا محتواگراست و روی محتوا و مضمون تعصب دارد. شما می‌بینید که حتی ایزنشتاین به عنوان پدر نگره‌پردازی فرمالیزم جهان صراحتا می‌گوید که سینما باید در خدمت ارمانهای انقلاب شوروی باشد و تاکید می‌کند هرچیزی خارج از این را اساسا به عنوان سینما قبول ندارد. حالا اگر مشابه این تعریف را یک فیلمساز فرمالیست در ایران در مورد انقلاب اسلامی به کار ببرد می‌توان مطمئن بود که هیچ‌چیز از او در سینمای ایران باقی نخواهند ماند و او را از صحنه سینما محو خواهند کرد!</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/05/ayene-jadoo-poster.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-72318" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/05/ayene-jadoo-poster.jpg" alt="ayene-jadoo-poster" width="900" height="987" /></a></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>استقبال جبهه انقلاب از نقد اجتماعی</strong></span></p>
<p>در ادامه بحث توسط دانشجویان حاضر سوالی مطرح شد مبنی بر اینکه یکی از تقابل‌های جدی این روزها با روشنفکران بحث &#8220;سیاه‌نمایی&#8221; است و این تصور پیش آمده که هر نقد اجتماعی در نگاه جریان انقلاب مساوی با سیاه‌نماییست که منتقد حاضر در جلسه پاسخ داد: چرا اتفاقا جبهه انقلاب از نقد اجتماعی استقبال هم می‌کند. مثلا فیلم &#8220;بوتیک&#8221; حمید نعمت‌اله یکی از تلخ‌ترین آثار اجتماعی سینمای ماست اما همین فیلم در نظرسنجی که بین اکثر سینمایی‌نویسان جبهه انقلاب برگزار شد به عنوان یکی از ۲۰ فیلم برتر بعد از انقلاب انتخاب شد. بحث سر تصویری است که روشنفکران از جامعه امروز ایران ارائه می‌دهند و آن تصویر واقعی نیست.</p>
<p>ابیلی ادامه داد: روشنفکران خودشان فکر می‌کنند در حال &#8220;نقد&#8221; هستند درحالیکه آثار اجتماعی فعلی اساسا نقد نیستند. نشان دادن صرف یک معتاد، یک دختر که به تن‌فروشی افتاده یا امثال این بدون هیچ تحلیل و حتی قصه دراماتیک، مانند فیلم &#8220;قصه‌ها&#8221; اسمش نقد نیست. این صفحه حوادث روزنامه است. شما به صفحه حوادث به چشم نقد نگاه می‌کنید؟ پس این اسمش &#8220;واقع‌نمایی&#8221; هم نیست. واقع‌نمایی چیزیست که مثلا در &#8220;بوتیک&#8221; می‌بینیم. در آن خانه کنار یک دکتر بیکار، یک جوان هم می‌بینیم که مشغول به کار شده و ازدواج کرده و در حال ترک خانه مجردی است. خوب و بد در کنار هم. یک &#8220;جهانگیر&#8221; هم می‌بینید که در عین سادگی قهرمان فیلم است.</p>
<p>وی در پاسخ به سوالی در مورد مرز دقیق &#8220;نقد&#8221; و &#8220;سیاه‌نمایی&#8221; گفت: نشان دادن خوبی و بدی در کنار هم. شما باید در فیلمت یک نیت خیر برای حل مشکل هم نشان بدهی. اساسا فرق سینمای روشنفکری به معنای اروپایی‌ش با هالیوود در همین است. در هالیوود هم شما فیلم منتقدانه زیاد می‌بینید اما در تمام این آثار منتقدانه حتما یک قهرمانی هست که دارد برای حل مشکلات تلاش می‌کند و در نود درصد مواقع هم موفق می‌شود. شما وقتی این اراده برای حل مشکل را نشان نمی‌دهی به مخاطبت هم ظلم کرده‌ای چون او را به آینده ناامید کرده‌ای و با احساس یاس از سینما بیرون فرستاده‌ای.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>مسئله‌ی «هویت» در نقد اجتماعی</strong></span></p>
<p>ارش فهیم هم در توضیح تفاوت نقد اجتماعی و سیاه نمایی گفت: یکی از تفاوت‌های نقد اجتماعی و سیاه‌نمایی هم مسئله‌ی هویت است. وقتی شما وارد مسائل اجتماعی می‌شوید و هدفتان نقد معضلات اجتماعی است اگر نگاهتان دارای عقبه و پشتوانه و چشم‌انداز مشخصی نباشد شما در مقابل معضل منفعل خواهید بود و کارکرد اثرتان صرفا حضور در جشنواره‌ها خواهد بود، بدون آنکه تاثیر مثبتی در داخل برای مخاطب داشته باشد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>ایرانیان خارج از کشور هم منتقد فیلم‌های جشنواره‌ای هستند چون باعث افتخار نیستند!</strong></span></p>
<p>در ادامه این نشست یکی از دانشجویان در انتقاد به رفتار رسانه‌ای جبهه انقلاب گفت که &#8220;سیاه نمایی&#8221; حاصل یک نگاه سیاسی است و چون تصویر ارائه شده در این فیلم‌ها مخالف تصویر مطلوب حکومت است مورد هجمه قرار می‌گیرد.</p>
<p>ابیلی در پاسخ به این انتقاد گفت: اولا وقتی حکومت پول ۹۰درصد تولیدات سینمای ایران را می‌دهد حق دارد که از سینما مطالبه هم داشته باشد. حکومت البته این کار را نمی‌کند، اما آیا منِ منتقد حق دارم به عنوان یک ایرانی از فیلمسازی مثل رخشان بنی‌اعتماد بپرسم وقتی با فیلم &#8220;قصه‌ها&#8221; در ونیز شرکت می‌کنی داری چه تصویر سیاهی از ایران ارائه می‌دهی یا نه؟ جالب است که ایرانیان مقیم خارج از کشور نیز عموما منتقد اغلب آثار ایرانی حاضر در جشنواره‌ها هستند چون تصویر بدی از ایران و ایرانی ارائه می‌دهند که هیچ افتخاری ندارد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>«سیاه‌ نمایی» را باید موضوع پایان‌نامه‌های دانشگاهی قرار داد</strong></span></p>
<p>فهیم در ادامه این نشست در تکمیل تعریف &#8220;سینمای روشنفکری&#8221; گفت: ببینید من اساسا با بهانه برگزاری این جلسه مخالف هستم. چون ظاهرا این جلسه با موضوع &#8220;سینمای روشنفکری&#8221; به بهانه نمایش همزمان دو فیلم مانی حقیقی تشکیل شده است اما واقعیت این است که نه فیلمهای مانی حقیقی اثار روشنفکرانه‌ای هستند نه خودش روشنفکر است. &#8220;۵۰ کیلو البالو&#8221; زیر خط فیلمفارسی حساب می‌شود و اساسا با روشنفکری فرق دارد. &#8220;اژدها وارد می‌شود&#8221; هم با وجود یکسری المان‌ها که آن را شبیه اثار روشنفکرانه می‌کند فیلم روشنفکری به حساب نمی‌آید بلکه اسم آن را &#8220;شارلاتانیزم&#8221; گذاشت.</p>
<p>وی ادامه داد: فکر میکنم مشکل اصلی ما در خیلی از مباحث فرهنگی این است که ما خیلی از تعابیر را بطور دائم به کار می‌بریم بدون اینکه پشتوانه تئوریک و نظری مشخصی داشته باشد. مفاهیمی مثل همین &#8220;سینمای روشنفکری&#8221;، &#8220;سینمای انقلاب&#8221;، &#8220;فیلم سیاه‌نما&#8221; و &#8230; را به کار می‌بریم درحالیکه واقعا برای همه مشخص نیست که بازتاب هرنوع معضل اجتماعی مساوی با سیاه‌نمایی است یا خیر. یا &#8220;سینمای دفاع مقدس&#8221; همان &#8220;سینمای جنگ&#8221; است یا خیر. این هم چیزی است که خارج از دعواهای جناحی و سیاسی باید در جاهایی مثل همین دانشکده‌ها روی آن بحث شود و مثلا موضوع &#8220;سیاه‌نمایی&#8221; یا &#8220;سینمای روشنفکری&#8221; باید موضوع پایان‌نامه‌های دانشگاهی قرار گیرد.</p>
<p>فهیم در ادامه گفت: &#8220;سینمای روشنفکری&#8221; هم از همین مفاهیم است که دقیقا خط و مرز تئوریکش مشخص نیست و بیشتر حالت ژورنالیستی پیدا کرده است. ظاهرا امروز هرآنچه که در مقابل سینمای انقلاب قرار دارد به اشتباه سینمای روشنفکری نامیده می‌شود اما من آنچیزی که در ادبیات سینمایی ایران از آن به عنوان &#8220;سینمای روشنفکری&#8221; یاد می‌شود را شامل دو گروه از آثار می‌دانم گروه او &#8220;لمپنیزم کاسبکار&#8221; و گروه دوم &#8220;شارلاتانیزم طلبکار&#8221;. فیلمی مثل &#8220;۵۰ کیلو آلبالو&#8221; در گروه اول قرار می‌گیرد و &#8220;اژدها وارد می‌شود&#8221; در گروه دوم.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>فیلم‌های افسرده اجتماعی نهاد «سینما» را از بین می‌برند</strong></span></p>
<p>در ادامه ابیلی در تکمیل بحث در مورد سیاه نمایی و آثار افسرده اجتماعی گفت: ببینید مسئله‌‌ای که در مورد سیاه‌نمایی باید اصلا قبل از بحث‌های محتوایی درباره تاثیر فیلم گفت این است که این سری فیلم‌ها اساسا خود سینما را نابود می‌کنند. ببینید هیچگاه مخاطبی که خودش درگیر مشکلات روزانه است علاقه ندارد پول بدهد و کلی هم وقت و انرژی برای رفتن به سینما بگذارد تا عین مشکلات خودش را به رئالیستی‌ترین حالت ممکن دوباره روی پرده ببیند بدون هیچ جذابیت داستانی یا حداقل امید به اینده. شما فروش این فیلم‌ها را هم نگاه کنید اکثر این آثار شکست‌خورده‌اند و آن سالهایی که اوج ساخت این فیلم‌ها بود فروش سینما در کمترین میزان خودش بود. یعنی شما فقط سینما هم باشد باید بدانید این فیلمها برای سینما سم هستند و این سینمای رویاپرداز است که می‌تواند سینما را سرپا نگه دارد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>وظیفه رسانه‌های انقلاب تاثیرگذاری نظری در سینماست</strong></span></p>
<p>در ادامه اما امیر ابیلی در پاسخ به سوالی در مورد هدف منتقدان و رسانه‌های جبهه انقلاب از نقد آثار روشنفکری و اینکه هدف جلوگیری از اکران این فیلمهاست گفت: اول بگذارید این را توضیح بدهم که مشکل سینمای ایران این است که به یکباره یک جریان در فیلم‌های ساخته شده توسط روشنفکران شکل می‌گیرد. دقت کنید که مثلا اگر در امریکا یک فیلم منتقدانه و خارج از سیاستگذاری مطلوب ساخته شود اساسا در اکران گم می‌شود چون آن چند فیلم مورد تائید هرکدام ۲۰۰۰-۳۰۰۰ سالن دارند و فیلم‌های منتقدانه در حجم عظیم تبلیغات آنها اساسا ناپدید می‌شوند. یعنی ممیزی در آنجا بیشتر در چرخه توزیع است نه تولید. اما در ایران به یکباره در یکسال از بین ۳۰ فیلم جشنواره فجر ۱۰ فیلم کاملا مشابه هم نمایش داده می‌شود با نشانه‌ها و فرم یکسان. این یعنی سی درصد اکران سالیانه و طبعا نمی‌شود در مقابلش سکوت کرد و نادیده‌اش گرفت.</p>
<p>وی ادامه داد: با این حال هدف از نقد این فیلم‌ها جلوگیری از کران نیست. شاید در چند مورد معدود مطالبه عدم اکران بوده به عنوان یک مسکن برای بهبود کوتاه مدت شرایط و جلوگیری از آغاز یک جریان، اما هدف غایی تاثیرگذاری نظری روی سینماست. چنانکه برخی از نشریات روشنفکری ایران بیش از وزارت ارشاد روی سینمای ایران تاثیر داشته‌اند چون از ابتدای دهه شصت سلیقه نسل فعلی فیلمسازی ایران را آنها جهت داده‌اند و همچنان در حال تاثیر روی نسل بعدی هستند. جریان رسانه‌ای انقلاب هم طبعا از این به بعد روی اینده سینمای ایران تاثیر خواهد داشت و اساسا وظیفه‌اش همین است. این تاثیر همین حالا هم مشخص است اما ده سال اینده تاثیرش را بیشتر هم خواهید دید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>تعریف مفهوم «سینمای انقلاب»</strong></span></p>
<p>در ادامه بحث آرش فهیم در تعریف مفهوم &#8220;سینمای انقلاب&#8221; گفت: سینمای انقلاب به معنای نمایش درامتیک ذهنیت انقلابی و عینیت انقلابی است. ذهنیت انقلابی درواقع ارمانی است که ما از انقلاب داریم و عینیت هم درواقع چیزی است که تا الان در دل انقلاب اتفاق افتاده است. طبعا این به معنای توجه صرف به اتفاقات خود جریان انقلاب هم نیست. مثلا موضوعات خانوادگی هم ذیل ذهنیت انقلاب قرار می‌گیرد، خانواده مطلوب انقلاب چیست؟ ازدواج یا حتی کشمکشهای درونی ادمها و &#8230;&#8230; می‌تواند موضوع فیلم سینمای انقلاب باشد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>معیارهای روشنفکران سیاسی است نه سینمایی!</strong></span></p>
<p>در انتهای این نشست سوالی از سوی دانشجویان مطرح شد مبنی بر اینکه؛ در &#8220;مجمع منتقدان سینمای انقلاب&#8221; معیارهای انتخاب آثار برتر چه فرقی با مثلا &#8220;انجمن منتقدان خانه سینما&#8221; که منتسب است به جبهه روشنفکری یا نشریات روشنفکری دارد. خب آنها هم می‌گویند دارند بهترین بازی، بهترین کارگردانی و بهترین فیلم را انتخاب می‌کنند. تفاوت در چیست؟</p>
<p>ابیلی در پاسخ به این سوال گفت: ببینید ظاهر قضیه این است که همه دارند با معیارهایی سینمایی بهترین اثار را انتخاب می‌کنند، اما خب بهترین بازی و کارگردانی و فیلمنامه قالب هستند و هرکس با نگاه خود این‌ها را انتخاب می‌کند. مثلا در نظرسنجی مجله فیلم دوسال قبل فیلم &#8220;چ&#8221; ابراهیم حاتمی‌کیا شد سیزدهمین فیلم جشنواره و فیلم &#8220;متروپل&#8221; مسعود کیمیایی که خود روشنفکران در سالن به آن می‌خندیدند در رتبه‌ای بهتر قرار گرفت. یا امسال &#8220;بادیگارد&#8221; در این نظرسنجی هشتم شد. ببینید ظاهر قضیه انتخاب بهترین آثار سینمایی است اما در باطن معیارها کاملا سیاسی و باندی و ایدئولوژیک است. اما در همین اولین دوره معیارهای انتخاب‌هایمان را رسما اعلام کردیم و گفتیم &#8220;قهرمان&#8221; داشتن و &#8220;داستانگو بودن&#8221; و اینکه فیلم برای مخاطب عام ساخته شده باشد برای ما مهم است و از معیارهای اصلی است. بنابراین فیلم‌هایی مثل «بادیگارد» و «ایستاده در غبار» و «سیانور» بهترین انتخاب‌های ما شدند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=72310">فهیم: «سیاه‌ نمایی» را باید موضوع پایان‌نامه‌های دانشگاهی قرار داد/ ابیلی: فیلم‌های افسرده اجتماعی نهاد «سینما» را از بین می‌برند/ وظیفه رسانه‌های انقلاب تاثیرگذاری نظری در سینماست</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=72310</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
