<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سوره سینما &#187; شهر زیبا</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Jun 2026 11:40:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>لحظات تلخ و احساسی از دست دادن فرزند و مادر/ ماجرای تلخ یک سفر</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=143136</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=143136#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 01 May 2021 07:30:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[رمضان]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه پنج]]></category>
		<category><![CDATA[شهر زیبا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=143136</guid>
		<description><![CDATA[<p>برنامه «شهر زیبا» در هفدهمین شب از ماه رمضان میزبان راضيه اندرودى و محمد قربانی زوج گردشگر بود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=143136">لحظات تلخ و احساسی از دست دادن فرزند و مادر/ ماجرای تلخ یک سفر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong>، برنامه «شهر زیبا»  ویژه‌برنامه افطار شبکه پنج سیماست که در ماه مبارک رمضان با اجرای مصطفی امامی روی آنتن می‌رود.</p>
<p>این برنامه در هفدهمین شب از رمضان میزبان راضیه اندرودى و محمد قربانی زوج گردشگر بود.</p>
<p>اندرودی درباره به دنیا آمدن فرزند اولش گفت: زمانی که سارا به دنیا آمد حال و هوای زندگی ما متفاوت شد و حس و حال خوبی داشتیم.</p>
<p>قربانی ادامه داد: من از سرکار به عشق دیدن دخترم می آمدم،زندگی ما با به دنیا آمدن سارا تغییر کرده بود.</p>
<p>اندرودی عنوان کرد: به خاطر همین علاقه حساسیت های زیادی روی سارا داشتم و مثل همه مادرها کلی برای  آینده دخترم برنامه ریزی می کردم.</p>
<p>او درباره  تصادفی که زندگی آنها را دگرگون کرد توضیح داد: همه چیز از سال ٨۴ شروع شد، دختر دایى ام در گلپایگان فوت شده بود و ما براى شرکت در مراسم ختم به سمت گلپایگان به راه افتادیم ، من در صندلى سمت شاگرد نشسته بودم و دخترم سارا که هفت ماهه بود را در بغل داشتم.</p>
<p>وی افزود: مادرم و خواهرم و شوهر خواهرم به همراه دوتا بچه هایشان عقب شسته بودند و همسرم رانندگى می کرد، ناگهان در نزدیکى دلیجان به دلیل ترکیدن لاستیک سمت شاگرد، ماشین چند ملق زد و در شیب منطقه به پایین افتاد ، دخترم در همان برخورد اول از دستم به بیرون پرت شد ، به خودم آمدم ، دیدم مادرم بیرون از ماشین پرت شده است و خواهر و شوهر خواهرم در ماشین گیر کرده اند.</p>
<p>وی عنوان کرد:به سرعت شروع کردم به گشتن به دنبال دخترم، هر چه میگشتم پیدایش نمیکردم، بالاخره روى تخت سنگى پیدایش کردم، در همان برخورد اول ضربه مغزى و آسمانى شده بود</p>
<p>بالاخره بعد از گذشت مدت زمان کوتاهى به سرعت بچه هاى خواهرم را به هلال احمر فرستاده بودند تا زمان را از دست ندهند ، آنجا بود که متوجه شدم مادرم را هم از دست داده ام ، من دو برادر ١٣-١۴ ساله در خانه داشتم که منتظر مادرم بودند و خواهر و شوهر خواهرم هم در کما رفتند.</p>
<p>حالا همه غم ها به دوش من بود باید در زمان به هوش آمدن خواهر و شوهر خواهرم لباس هاى شاد میپوشیدم و تظاهر به خوشحالى میکردم ، باید سنگ صبور برادر هایم میشدم.احساس میکردم که افسردگى گرفته ام براى تسکین درد هاى خود و خانواده ام به طبیعت درمانى پناه بردم، از بعد از چهلم مادر و فرزندم دست دوبرادرم را گرفتم و طبیعت گردى را شروع کردم.</p>
<p>اندرودی عنوان کرد:طبیعت به ما آرامشى میداد که باعث شد حتى یک قرص اعصاب هم نخورم.خوب به خاطر دارم که دخترم را بغل مادرم دفن کردم و به او سپردمش، بعد از این ماجرا دیگر دلم نمیخواست بچه دار شوم، یک شب خواب مادرم را دیدم ، در خواب به او گفتم سارا چطور است، گفت دیگر سارا را فراموش کن، از خواب پریدم و این ماجرا را براى همسرم تعریف کردم او قرآن را باز کرد و آیه اى آمد که مضمونش این بود که ما به تو فرزند عطا کردیم ، فرداى آن شب آزمایش خون دادم و فهمیدم باردارم، پسرم درست شب فوت دخترم به دنیا آمد و من این را هدیه ى خدا میدانم بعد از آن خداوند به ما یک دختر هم داد اما من به خودم قول دادم که دیگر روش تربیتیم را براى بچه هایم تغییر دهم، قبلا خیلى دلواپس و نگران بودم، شب ها چندین بار بیدار میشدم و سارا را جابجا میکردم که اتفاقى برایش رخ ندهد.</p>
<p>در پایان پارسا و درسا فررندان این خانواده در برنامه حضور پیدا کردند و اندرودی گفت: بعد از همه ى این حوادث دیگر با خیال آسوده بچه هایم را به خدا سپرده ام حالا بچه هاى من در شرایط سخت جنگلى و در طبیعت بکر هم میتوانند از خودشان مراقبت کنند.</p>
<p>ویژه برنامه «شهر زیبا» به تهیه‌کنندگی مصطفی فاطمی هر شب حوالی ساعت ۱۹:۴۵ روی آنتن شبکه پنج می رود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=143136">لحظات تلخ و احساسی از دست دادن فرزند و مادر/ ماجرای تلخ یک سفر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=143136</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>روایت قصه عشقی که برای رسیدن به هم فقط شش ماه فرصت دارند</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=143108</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=143108#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 30 Apr 2021 08:30:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[رمضان]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه پنج]]></category>
		<category><![CDATA[شهر زیبا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=143108</guid>
		<description><![CDATA[<p>برنامه تلویزیونی «شهر زیبا» میزبان سیدسبحان حسینی به همراه مادر و همسرش بود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=143108">روایت قصه عشقی که برای رسیدن به هم فقط شش ماه فرصت دارند</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong>، برنامه «شهر زیبا» ویژه‌برنامه افطار شبکه پنج سیماست که در ماه مبارک رمضان با اجرای مصطفی امامی روی آنتن می‌رود.</p>
<p>شب گذشته «شهر زیبا» میزبان سیدسبحان حسینی به همراه فاطمه حسینی مادرش و مریم عباسی همسرش بود.</p>
<p>سبحان حسینی اهل کشور افغانستان است و مادرش درباره قصه زندگی خودشان گفت:سال ۵۹  از افغانستان به ایران آمدیم و با همسرم که افغانستانی بود با هم ازدواج کردیم.سال ۷۱ پسرم سبحان به دنیا آمد و تا اول راهنمایی در ایران درس خواند.</p>
<p>وی افزود: بعد از چند سال تصمیم گرفتیم دوباره به کشور خودمان برگردیم.سبحان تحصیل اش را  در افغانستان ادامه داد و ما درگیر جنگ طالبان و حواشی آن بودیم.</p>
<p>حسینی درباره تحصیل و زندگی در افغانستان ادامه داد: به دلیل اینکه من در بهترین شرایط در ایران بزرگ شده بودم، زمانی که وارد افغانستان شدم از آن اتفاقات و شرایط تعجب کردم.من تصوری از جنگ نداشتم،فکر می کردیم افغانستان در آرامش است.</p>
<p>حسینی عنوان کرد:در سال های اول ورود به افغانستان به خاطر جنگ بیشتر خانواده دچار افسردگی شده بودند‌، شرایط سختی را سپری کردیم.</p>
<p>وی درباره شرایط کار در افغانستان توضیح داد:  بعد از چند سال در افغانستان جذب تلویزیون شدم و در حوزه دوبله و گویندگی رادیو و تلویزیون کار کردم.پیشرفت خوبی در این حوزه داشتم.</p>
<p>وی افزود: نگرانی ها خانواده به خاطر حملات انتحاری بیشتر بود چراکه هر روزشهید می دادیم و خانواده ها داغدار می شدند.</p>
<p>حسینی درباره تهدیدگروه های طالبان عنوان کرد: در همان روزها ما را تهدید می کردند،فکر کردیم فقط در حد حرف باشد اما یک روزی ماشین ما دچار حمله انتحاری شد.من آن لحظه آرزو کردم زنده بمانم.</p>
<p>وی ادامه داد: من یک هفته در کما بودم و با دعای پدر و مادرم به زندگی برگشتم.اما به خاطر نگرانی های خانواده تصمیم گرفتم به ایران برگردم.</p>
<p>حسینی درباره اینکه چرا ایران را انتخاب کرد گفت:من در ایران به دنیا آمده بودم و خون من با تمام ایرانیان آمیخته شده بود‌.ارادت خاصی به امام رضا(ع) دارم و به امید ایشان آمدم.وقتی به مشهد رفتم فقط از امام رضا (ع)خواستم کمک ام کند.</p>
<p>در بخش دیگر برنامه عباسی  درباره قصه زندگی خودش و  آشنایی با سبحان حسینی گفت:پدرم افغانستانی و مادرم ایرانی است، به خاطر اینکه افغانستانی بودم اجازه ندادند در مدرسه تیزهوشان درس بخوانم و در دوران مدرسه سختی های زیادی را تحمل کردم.</p>
<p>وی ادامه داد: با تلاش توانستم تا دیپلم بخوانم و به خاطر برخی مشکلات ادامه ندادم. بعد از مدتی با خانواده سبحان آشنا شدم و مادرش من را در جلسه دید و از من برای پسرش خواستگاری کرد.ابتدا خودم راضی نبودم چراکه از زمانی که یاد دارم مادرم در اداره ها به دنبال شناسنامه برای ما است و نمی خواستم برای خودم هم این موضوع پیش بیاید.</p>
<p>حسینی درباره جلسه خواستگاری گفت: من همه اتفاقات زندگیم راصادقانه به همسرم گفتم و اینکه من برای آرامش به ایران پناه آوردم تا مشکلی نداشته باشم.</p>
<p>اما من شما را از امام رضا(ع) خواستم و خودت می دانی و امام رضا(ع)&#8230;</p>
<p>وی افزود: گفتم اگر مورد پسند شما هستم و می توانید چیزهایی که من ندارم را تحمل کنید در کنار من باشید.همسرم با توکل بر خدا و امام‌رضا(ع) قبول کرد.</p>
<p>حسینی عنوان کرد: بله را از عروس خانم‌گرفتیم اما پدرهمسرم به خاطر اینکه سختی های زیادی را تحمل کرده بودند قبول نمی کردند.اما من اصرار کردم و ازآنها فرصت خواستم تا کارها را درست کنم.به من یک سال فرصت دادند تا اقامت ام را در ایران به سرانجام برسانم.</p>
<p>عباسی گفت:من همه زندگیم به خاطرشناسنامه دچار مشکل شد ونمی توانم عشق ام را هم از دست بدهم و این بسیار سخت است.سبحان فقط ۶ ماه فرصت دارد تا شناسنامه و اقامت ایران را بگیرد.</p>
<p>امامی مجری برنامه گفت: خیلی برای من عجیب است علارغم اینکه دو سال است،قانون دادن تابعیت به بچه هایی که از مادر ایرانی و پدر غیر ایرانی به دنیا آمدند تصویب شده است هنوز مریم خانم شناسنامه ندارند.</p>
<p>«شهر زیبا» ویژه برنامه افطار شبکه پنج سیما به تهیه‌کنندگی مصطفی فاطمی هر روز حوالی ساعت ۱۹:۴۵ روی آنتن می‌رود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=143108">روایت قصه عشقی که برای رسیدن به هم فقط شش ماه فرصت دارند</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=143108</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
