<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سوره سینما &#187; علی دهباشی</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Jun 2026 11:40:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>نگاهی به فیلم سینمایی «لباس شخصی» به کارگردانی امیرعباس ربیعی/ یک مهدویان جدید در سینمای ایران</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=128006</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=128006#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 08 Feb 2020 08:30:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[امیرعباس ربیعی]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌هشتمین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[علی دهباشی]]></category>
		<category><![CDATA[لباس شخصی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=128006</guid>
		<description><![CDATA[<p>سیر وقایع و داستان فیلم «لباس شخصی» چه به لحاظ محتوا و چه به لحاظ ساختار، لحظه به لحظه مخاطب و تماشاگر را به یاد فیلم‌های قبلی محمدحسین مهدویان می‌اندازد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=128006">نگاهی به فیلم سینمایی «لباس شخصی» به کارگردانی امیرعباس ربیعی/ یک مهدویان جدید در سینمای ایران</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><u><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></u></strong> <strong> – </strong><strong>علی دهباشی :</strong> نخستین ساخته امیرعباس ربیعی در مقام کارگردان سینمای ایران نقبی می زند به یکی از بخشهای تاریخ معاصر ایران که مربوط می شود به تاریخچه شکل گیری حزب توده از ابتدا تا انهدام این حزب. داستان فیلم به تلاش های یاسر یک مامور امنیتی می پردازد که تلاش می کند تا ثابت شود حزب توده برای شوروی جاسوسی می کند. وقایع فیلم بین سال ۵۹ تا ۶۱ رخ می دهد.</p>
<p>فیلم تاریخی ساختن با فیلم سیاسی ساختن تفاوت دارد همانطور که فیلم سیاسی ساختن با فیلم استراتژیک ساختن فرق می کند و صد البته اگر بخواهیم فیلم ایدئولوژیک با نگاه سیاسی تاریخی یا استراتژیک بسازیم موضوع بسیار پیچیده می شود و متاسفانه فیلم «لباس شخصی» قبل از اینکه تلریخی یا سیاسی باشد یک فیلم ایدئولوژیک بسیار شخصی است. سیر وقایع و داستان فیلم چه به لحاظ محتوا و چه به لحاظ ساختار لحظه به لحظه مخاطب و تماشاگر را به یاد فیلم های قبلی محمد حسین مهدویان می اندازد (ماجرای نیمروز ۱ و ۲) که در آن فیلم ها نیز مهدویان اگرچه تلاش کرده بود راوی بی طرف و سینمایی بخشی از رخدادهای تاریخ معاصر باشد اما در بخشهایی از هر دو فیلم به صورت آشکارا از تمایلات فکری و سیاسی خود نیز سخن به میان آورده بوده و همین مساله سبب شد تا فیلم های مذکور که می توانست دارای ارزش تاریخی خوبی باشد اسیر ایدئولوژی های شخصی فیلمساز شود.</p>
<p>در «لباس شخصی» نیز چنین اتفاقی به صورت بسیار پر رنگ تر رخ داده ضمن اینکه داستان و فیلمنامه نیز قوام درستی ندارد. در قصه این اثر با ماموری مواجهیم که بسیار سرخود است و از هیچیک از قوانین و سلسله مراتب سازمانی پیروی نمی کند و بدون دلیل هوش بسیار بالایی دارد و از هر کلمه و جمله ای که می شنود یا چیزی که می بیند بلافاصله پازلی جور می کند و در پی آن دست به اقدام می زند و در انتها هم متوجه می شویم که پازلی که یاسر باهوش قصه ما چیده است و کل سیستم امنیتی و اطلاعاتی مملکت از چیدن و فهم دیدن آن عاجز بوده اند کاملا هم درست بوده! چنین مساله ای یعنی بی منطقی و ضعف در فیلمنامه. یقینا در سینمای اکشن و پلیسی و معما گونه هم باید نشانه هایی وجود داشته باشد که قهرمان قصه بر اساس آن نشانه ها و ردپاها به سرنخ اصلی برسد اما ربیعی با بی توجهی کامل به این مساله صرفا حرف خود و قهرمان قصه اش را پیش برده و بس. به هر شکل فیلمنامه بیشتر از آنکه نگاهی تاریخی و بی طرف به ماجرای حزب توده به ویزه از سال ۵۷ تا ۶۲ داشته باشد، اسیر نگاه یکسو نگر و جهت دار نویسنده فیلمنامه شده و همین مساله آسیب های جدی به کلیت اثر وارد ساخته به ویژه آنکه ربیعی ایدئولوژی خود را در پایان فیلم به آینده نیز تعمیم می دهد و از زبان یکی از شخصیتها به قهرمان داستان می گوید که باید در آینده مواظب توده ای های لباس شخصی به ویژه در حوزه های هنری و غیره باشد!</p>
<p>ساختار نیز به شدت شبیه ماجرای نیمروزهای مهدویان است با همان فضا سازی با همان لوکیشن های شبیه با همان آدمهای شبیه و&#8230; با این تفاوت که اینجا اثری از بازی خوب، اثری از فیلمبرداری خوب، اثری از تدوین و ضرباهنگ خوب و در یک کلام اثری از کارگردانی سنجیده و خوب نمی بینیم و بیشتر با کارگردانی مواجه هستیم که گویی از قرار گرفتن پشت دوربین و ساخت فیلم سینمایی هیجان زده است. بنابر این لازم است زمان بگذرد و از هیجان زدگی این کارگردان جوان سینمای ایران و مانیفست دادنهایش کاسته شود تا بداینم در آینده تکلیف ربیعی با خودش و با سینمای ایران و با ما تماشاگرانش چیست.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=128006">نگاهی به فیلم سینمایی «لباس شخصی» به کارگردانی امیرعباس ربیعی/ یک مهدویان جدید در سینمای ایران</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=128006</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به فیلم سینمایی «مردن در آب مطهر»/ به نام ایران به کام سیاه‌نمایی</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=127949</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=127949#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 07 Feb 2020 17:30:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌هشتمین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[علی دهباشی]]></category>
		<category><![CDATA[مردن در آب مطهر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=127949</guid>
		<description><![CDATA[<p>ایران و تهرانی که برادران محمودی در «مردن در آب مطهر» نشان می‌دهند سیاه، خشن، کثیف و عاری از هرگونه مدنیت و رفتارهای مطلوب اجتماعی است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=127949">نگاهی به فیلم سینمایی «مردن در آب مطهر»/ به نام ایران به کام سیاه‌نمایی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><u><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></u></strong> <strong> – </strong><strong>علی دهباشی :</strong> ساخته جدید برادران محمودی بسان آثار پیشین ایشان باز هم نگاهی دارد به مساله افغانها، مهاجرت و مسائل و مصایب و مشکلاتی که اصلا مهاجران باید در کشوری مثل ایران با ان مواجه شوند. حامد از افغانستان به ایران آمده است و به همراه رونا که در راه رسیدن به ایران آشنا شده است، قصد مهاجرت به آلمان را دارند. حامد در تهران متوجه می شود که برای مهاجرت به کشور ثالث باید دین خود را تغییر دهد و این مساله درگیری های ذهنی فراوانی را برای او به وجود می آورد.</p>
<p>همانگونه که در خلاصه داستان هم می خوانید ظاهرا قرار است با کشمکش های ذهنی و خود درگیری های یک جوان مهاجر مواجه شویم که برای مهاجرت به یک کشور و فراهم شدن یک زندگی خیلی بهتر می بایست تصمیم سختی بگیرد. اما متاسفانه این مساله دار روساخت داستان برادران محمودی وجود دارد و زیر ساخت داستان مانند ساخته های پیشین ایشان قرار است به تلخی های مهاجرت به کشوری مثل ایران بپردازد. تصاویری که در این اثر جدید از ایران و مردمانش ارائه شده متاسفانه با واقعیت های روز جامعه تضادها و اختلافات بسیار زیادی دارد. ایران و تهرانی که برادران محمودی در «مردن در آب مطهر» نشان می دهند یک شهر سیاه و خشن و کثیف و عاری از هرگونه مدنیت و رفتارهای مطلوب اجتماعی است. ضمن اینکه آدمهای ایرانی موجود در قصه هم هریک خود دارای آسیب های اجتماعی فراوانی هستند و حتی برخی نیز بوجود آورنده این آسیب ها. در واقع ایرانیان طرف قصه «مردن در آب مطهر» هیچیک متمدن، نرمال و اصطلاحا آدم حسابی نیستند و به همین دلیل زمانی که بیننده با چنین تصویری از ایران و ایرانی مواجه می شود برایش این سئوال بوجود می آید که چرا سازندگان فیلم مذکور می توانند به راحتی و با مجوزهای دولت ایران چنین تصویری را از ایران و ایرانی ارائه کنند و با آن در کشورهای مختلف جولان دهند؟ اگر این قصه و ساختارش سیاه نمایی درباره ایران و ایرانی نیست پس چیست؟</p>
<p>محتوا همانگونه که گفته شد در چنین فضایی سیر می کند و فیلمنامه یک قصه کند و کشدار را بر خلاف تم مناسب و سوژه خوب آن روایت می کند. سرگشتگی های حامد و کشمکش های او در ایران از یکطرف با مسائل موجود و از طرف دیگر با موضوع تغییر دین در فیلمنامه فعلی اصلا کشش پذیری لازم را ندارد و نمی تواند مخاطب را با خود همراه سازد و شاید یکی از دلایل این مساله نقطه یا نقاط درگیری فیلمنامه باشد. اینکه قرار است فیلمنامه یا قصه موجود در چه نقاطی با بیننده درگیر شود و تعلیق ایجاد کنند و جذابیت لازم را برای پیگیری داستان بوجود آورد و اصلا چقدر قصه مذکور با واقعیتهای موجود در زندگی امروزه مهاجران افغان ساکن در ایران تطابق دارد تا با آن همذات پنداری کنند؟ همه و همه سئوالات بی پاسخی است که در فیلمنامه «مردن در آب مطهر» وجود دارد و برایشان سئوالی یافت نمی شود.</p>
<p>ساختار نیز همچون فیلمنامه دارای پراکندگی های بسیار زیاد است و کوچکترین نشانی از هوشمندی در کارگردانی، طراحی صحنه، فیلمبرداری در ان وجود ندارد. تو گویی برادران محمودی هر چه در چنته داشته اند در چند ساخته قبلی خود رو کرده اند و بنابر این حنایشان دیگر برای مخاطب رنگی ندارد. انتخاب غلط بازیگران، بازی های بسیار بد و بسیار بیرونی و گل درشت نیز قوز بالا قوز شده اند تا در مجموع با اثری ناموفق از سینمای افغانستان و البته تولید ایران مواجه شویم. سینمایی که بعید است حتی در آنسوی مرزها هم خریداری داشته باشد. بجز انکه کوپن سنگینی را برای برادران محمودی جهت ساخت فیلم بعدی در ایران سوزانده است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=127949">نگاهی به فیلم سینمایی «مردن در آب مطهر»/ به نام ایران به کام سیاه‌نمایی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=127949</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یادداشتی بر فیلم سینمایی «بنفشه آفریقایی»/ یک فاطمه معتمد‌آریا و دیگر هیچ</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=114557</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=114557#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 01 Feb 2019 10:30:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[بنفشه آفریقایی]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌هفتمین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[علی دهباشی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=114557</guid>
		<description><![CDATA[<p>با توجه به روابط و آئین و رسوم و ارتباطات فرهنگی و شرعی و عرفی و رفتاری، رویداد قصه‌ «بنفشه آفریقایی» در بافت خانواده‌های ایرانی قابل پذیرش نیست.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=114557">یادداشتی بر فیلم سینمایی «بنفشه آفریقایی»/ یک فاطمه معتمد‌آریا و دیگر هیچ</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a> – علی دهباشی</strong> : دومین ساخته مونا زندی حقیقی با عنوان «بنفشه آفریقایی» که به فاصله ۱۳ سال پس از فیلم نخستش عصر جمعه روانه پرده سینماها شده روایتگر داستان زنی به نام شکوه  است که به همراه همسر دومش رضا تصمیم می‌گیرند تا فریدون همسر سابقش که توسط فرزندانشان به خانه سالمندان سپرده شده‌است را به خانه خود بیاورند. این تصمیم اتفاقات جدیدی را در زندگی هر سه نفر رقم می‌زند.</p>
<p>مونا زندی حقیقی مانند فیلم نخستش با انتخاب سوژه ای متفاوت و قابل تامل به سراغ زنان رفته. متفاوت از این منظر که اگر چه «بنفشه آفریقایی» دارای سوژه و ایده‌ای بسیار ناب است اما اشکال در جایی خودش را نشان می‌دهد که با توجه به روابط و آئین و رسوم و ارتباطات فرهنگی و شرعی و عرفی و رفتاری، رویداد چنین قصه‌ای در بافت خانواده‌های ایرانی قابل پذیرش نیست. به عبارت دیگر شاید فقط اندک استثناهایی در جامعه ایرانی برای پذیرش چنین رخدادی وجود داشته باشد اما نمی توان آن را به کل تعمیم داد. انتخاب نام فیلم با توجه  به تاکیدی که در طول قصه هم بر بنفشه آفریقایی می شود کمی غریب است.بنفشه آفریقایی گیاهی است که در تیره بنفشگان قرار ندارد و فقط به دلیل شباهت ظاهری به بنفشه معروف است. این گیاه در تمام طول سال گل می‌دهد و رنگ گلبرگ‌های آن آبی، قرمز، صورتی، سفید و بنفش است و از گیاهانی است که به آسانی قابل نگهداری در گلدان به عنوان گیاه زینتی است. استنباط من از انتخاب نام فیلم این است که احتمالا حمیدرضا بابا بیگی به عنوان نویسنده فیلمنامه این فیلم تلاش داشته تا ویژگی های این گیان را به شخصیت منصور یعنی همسر سابق شکوه ارتباط دهد. پیرمردی که شاید فقط به دلیل اینکه سخت راه می رود و کسی را ندارد به گروه سالمندان شباهت پیدا کرده و از اینرو او را در کنار سالمندان نگهداری می کنند. در حالیکه در طول قصه شاهد ویژگی های جالب منصور هستیم و البته تاکید بعدی بر بنفشه آفریقایی و ارتباطش با منصور بر نگهداری خوب از این گیاه (منصور) است. در طول قصه این نکته را به وضوح شاهد هستیم که با نگهداری  و مراقبت دلسوزانه شکوه از منصور او روز به روز شاداب تر و سر حال تر می شود و این مساله یکی از ویژگی های بنفشه آفریقایی است. اما همین انتخاب نام فیلم تا چه حدی در داستان پیش برنده است و سئوالی که اینجا برای مخاطب بوجود می آید این است که اساسا نام مذکور و تاکید بر آن چه در فیلمنامه و چه در ساختار تا چه میزان پیش برنده است؟ و از دیگر سو با توجه به فضای قصه و حتی ساختار فیلم به نظر می رسد که محور ماجرا شکوه است و نه منصور که اگر اینگونه است پس دلیل این همه تاکید بر بنفشه آفریقایی چیست؟</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2019/02/banafshe-afrighaee-2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-114559" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2019/02/banafshe-afrighaee-2.jpg" alt="banafshe-afrighaee-2" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>فیلمنامه تلاش می کند تا کنکاشی داشته باشد بر سه شخصیت اصلی فیلم در مواجهه با موقعیت جدید که همان ورود منصور به منزل رضا و شکوه است اما این کنکاش بجز در تک موقعیت هایی هیچگاه به عمق نمی رود و بسیار سطحی برگزار می شود. رابطه منصور با شکوه رابطه رضا با شکوه و رابطه رضا با منصور سه ضلع این مثلث عاطفی و عشقی را تشکیل می دهند که در موقعیت های مختلف شکل می گیرند اما نمی توانند همدیگر را کامل کنند و به همین دلیل این مثلث کامل نمی شود. تقابل منصور و رضا در موقعیت های متفاوات می توانست بسیار جذابتر و پر رنگتر باشد چرا که به هر حال در زیر متن قصه باید رقابت این دو را بر سر جلب توجه عشق قدیمی و عشق فعلی شاهد باشیم که در سطور بالا نیز تاکید کردم که این تقابل بجز در تک موقعیت هایی به چشم نیامده است.</p>
<p>بازی ها نیز در این فیلم یکدست نیست. بجز فاطمه معتمد آریا که گمان دارم یک تنه بار همه فیلم را با بازی خیره کننده اش به دوش کشیده سعید آقاخانی نتوانسته به خوبی واکنش های رضا را در مواجهه با کنش های مختلف میان شکوه و منصور و حتی منصور با خودش باور پذیر سازد. رضا بابک نیز نتوانسته راکورد یکدستی از تغییرات رفتاری منصور را به دلیل توجهات و مراقبتهای شکوه و تقابلات منصور با وی به نمایش بگذارد. ضمن اینکه اساسا انتخاب لوکیشن شمال کشور هیچگونه کارکردی در پیشبرد قصه ندارد و کارگردان صرفا در چند صحنه محدود از سر سبزی و گاها فضای بارانی و ابری جغرافیای فیلمش استفاده سردستی ای به عمل آورده است.</p>
<p>پایان فیلم هم از آن پایان های موجز و تاثیر گذار است که مخاطب انتظار هر مساله ای را در مواجهه با سرنوشت منصور دارد بجز مرگ او و از این منظر مرگ منصور و بازگشت رضا و شکوه به زندگی فرسوده و یکنواختی که می توانست ترمیم شود (و کارگردان نشانه های متعددی را از این رابطه فرسوده اما قابل بازگشت در مشکلات منزل رضا و شکوه نشان می دهد که از آن جمله به یکطرفه شدن تلفن، خرابی زنگ درب، دیوارهای نم کشیده و در حال فرو ریختن و &#8230;می توان اشاره کرد)</p>
<p>در مجموع باید اذعان کنم که مونا زندی حقیقی به سان نخستین فیلمش، نگاه و هدف خود را متوجه جشنواره های خارجی ساخته است  و همانطور که «عصر جمعه» در جشنواره های متعدد بین المللی درخشید و جوایز زیادی را نیز نصیب خود ساخت بدون تردید «بنفشه آفریقایی» نیز به این موفقیت و حتی بیشتر از عصر جمعه خواهد رسید. اگرچه فیلم شاید فرصت اکران عمومی را در کشور به دلیل ساختار فعلی اکران پیدا نکند و البته اگر اکران هم بشود بعید به نظر می رسد که بتواند فروش خوبی داشته باشد اما همینکه تیم سازنده اثر هدف گذاری خود را بر روی بازارهای آنسوی آب قرار داده و البته فیلمی سالم و فارغ از سیاه نمایی مرسوم روانه پرده کرده است قابل تحسین است. به هر حال نباید فراموش نکنیم که سینمای ایران برای نگاه داشتن نام و اعتبار خود در جشنواره‌های جشنواره جهانی نیاز به فیلم های جشنواره ای دارد و چه فیلمی بهتر از «بنفشه آفریقایی».</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=114557">یادداشتی بر فیلم سینمایی «بنفشه آفریقایی»/ یک فاطمه معتمد‌آریا و دیگر هیچ</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=114557</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
