<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سوره سینما &#187; قصه‌های مجید</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D9%82%D8%B5%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Jun 2026 11:40:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>وقتی مجیدِ قصه‌ها «مهمانِ مامان» می‌شود</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=157212</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=157212#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 07 Sep 2023 10:25:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[هدیه حدادی اصل]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[قصه‌های مجید]]></category>
		<category><![CDATA[مربای شیرین]]></category>
		<category><![CDATA[مهمان مامان]]></category>
		<category><![CDATA[هدیه حدادی‌اصل]]></category>
		<category><![CDATA[هوشنگ مرادی‌ کرمانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=157212</guid>
		<description><![CDATA[<p>به بهانه سالروز تولد هوشنگ مرادی‌ کرمانی به خرده روایت‌هایی از این نویسنده در مورد اقتباس‌هایی که از آثار او شده است، پرداخته‌ایم.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=157212">وقتی مجیدِ قصه‌ها «مهمانِ مامان» می‌شود</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> &#8211; یکی از خاطرات مشترک نوجوانان دهه ۶۰ و کودکان دهه ۷۰ از تلویزیون، مجموعه خاطره‌انگیز «قصه‌های مجید» است. مجموعه‌ای که جدای روایت خوب در تصویر، نوجوانان آن دهه را با داستان‌نویسی آشنا کرد که عمده فعالیتش در حیطه کودک و نوجوان بود. صحبت از هوشنگ مرادی‌ کرمانی است، قصه‌گویی که به قدری ساده از دنیای کودکان سخن می‌گوید که گویی خودش هم سن و سال آن‌ها است&#8230;</p>
<p><strong>*مرادی‌کرمانی و قصه‌گویی برای کودکان </strong></p>
<p>امروز شانزدهم شهریورماه، سالروز تولد مردی است که با تمام وجود دنیای ساده کودکان را با همه دغدغه‌هایش می‌شناسد. کسی که در داستان‌هایش بدون هیچ حاشیه‌ای به مقصد مورد نظر می‌رسد. ادبیات داستان‌هایش، ادبیات ما بوده و هست و بدون پیچش در کلام همراه با جزئی‌نگری و پر از تصویرسازی است که فیلمسازان را برای اقتباس از آثارش ترغیب می‌کند.</p>
<p>هوشنگ مرادی کرمانی داستان‌نویسی است که از دل دغدغه‌ها، دردها و خوشی‌های جامعه، یک شخصیت می‌آفریند و با توانمندی‌هایش در نگارش، طنز در گفتار را با تلخی‌ها و سیاهی‌ها در می‌آمیزد و با این کار درک شخصیت را برای مخاطب ملموس‌تر می‌کند. در واقع نباید این موضوع را انکار کنیم که طنز یکی از عنصرهای تأثیرگذار در آثار هوشنگ مرادی کرمانی است که به واسطه آن خواننده را به فکر وا می‌دارد.</p>
<p><strong>*از کودکی تا چاپ اولین کتاب&#8230;</strong></p>
<p>«نویسندگی من از زمانی آغاز شد که توانستم اطرافم را نگاه کنم. به نظر من نویسندگی از آن زمان شروع نمی‌شود که مطلبی چاپ شود؛ نویسنده حتی زمانی که از پنجره به بیرون نگاه می‌کند مشغول نوشتن است&#8230;» این جملات مربوط به نویسنده‌ای است که از همان کودکی به «خواندن» علاقه زیادی داشت و این علاقه توسط عمویش که معلم بود، تشدید شد. وقتی برای تحصیل به کرمان رفت و سینما را شناخت، هنر هفتم نیز در کنار «خواندن» به علاقه‌مندی‌هایش اضافه شد. بعد از گذراندن دوره دبیرستان برای تحصیلات دانشگاهی راهی تهران شد و دوره دانشکده هنرهای دراماتیک را در این شهر گذراند و در همین مدت در رشته ترجمه زبان انگلیسی نیز مدرک کارشناسی گرفت. بااینکه از همان دورانِ زندگی در کرمان با رادیو محلی این شهر همکاری می‌کرد اما سال‌ها بعد داستان‌هایش را در مطبوعات چاپ کرد و فعالیت فرهنگی خود را گسترش داد.</p>
<p>جایی از او پرسیدند از چه زمانی تصمیم گرفت تا نویسنده شود و او در پاسخی جالب، گفت: «من تصمیم نگرفتم. من از همین جنس هستم. همان‌طور که به من پا داده شده تا راه بروم! من کار دیگری نمی‌توانستم انجام بدهم. حتی اگر راننده تاکسی هم می‌شدم باز هم قصه تعریف می‌کردم.»</p>
<p>چند سال پس از چاپ اولین داستان خود در مجله «خوشه»، نخستین کتاب داستانی‌اش را با عنوان «معصومه» که حاوی چند قصه متفاوت بود، منتشر کرد. بعد از چاپ کتاب‌های «معصومه» و «من غزال ترسیده‌ای هستم»، داستان معروف «قصه‌های مجید» را خلق کرد. اما اولین جایزه نویسندگی‌اش به خاطر «بچه‌های قالیباف‌خانه» بود که در سال ۱۳۵۹ جایزه نقدی شورای کتاب کودک و جایزه جهانی اندرسن در سال ۱۹۸۶ را به او اختصاص داد.</p>
<p>«بچه‌های قالیباف‌خانه» سرگذشت کودکانی را بیان می‌کند که به خاطر وضعیت نابسامان زندگی خانواده مجبور بودند در سنین کودکی به قالیباف‌خانه‌ها بروند و در بدترین شرایط کار کنند. مرادی کرمانی در مورد نوشتن این داستان می‌گوید: «برای نوشتن این داستان ماه‌ها به کرمان رفتم و در کنار بافندگان قالی نشستم تا احساس آن‌ها را به خوبی درک کنم.»</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/09/Moradi-Kermani2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-157214" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/09/Moradi-Kermani2.jpg" alt="Moradi-Kermani2" width="1280" height="853" /></a></p>
<p><strong>*ساده اما در عین حال عمیق!</strong></p>
<p>درک و لمس آنچه که مرادی‌ کرمانی می‌نویسد، از خصوصیات نویسندگی او است که در تمام داستان‌هایش می‌توان احساس کرد. مرادی کرمانی عضو پیوسته فرهنگستان ادب فارسی است و با اینکه می‌شد شبیه به استادان ادبیات، یا داستان‌هایی خشک و یا داستان‌های سطحی بنویسد؛ اما آن‌قدر نگارش عامیانه‌ای دارد که هر گروه سنی را می‌تواند با خود همراه کند. در واقع ساده اما در عین حال عمیق! همین می‌شود که بچه‌های شهری امروزی با قصه‌های کودکان روستایی او ارتباط برقرار می‌کنند.</p>
<p>طبق گفته او، عناصری که در قصه‌هایش تکرار می‌شوند به نوعی برگرفته از زندگی شخصی‌اش به ویژه در دوره کودکی و نوجوانی است. مرادی کرمانی در این باره می‌گوید: «از عناصر داستان‌های من، کودکان یتیم، مقاومت در برابر تقدیر و مشکلات زندگی است. یعنی پرداختن به زندگی بچه‌هایی که پدر و مادر ندارند که به طور مشخص در «قصه‌های مجید» این موضوع اصل قرار می‌گیرد. دومین موضوع فقر شرافتمندانه و سپس روستا است و در کنار این سه عنصر، از عنصر طنز هم باید یاد کنم که نوشته‌هایم را از یک نواختی و تلخی نجات می‌دهد. تقریباً در تمامی قصه‌هایم این چهار عنصر حضور دارند و خیلی کم اتفاق می‌افتد که یکی از آن‌ها در قصه‌ای غیبت داشته باشد. این‌ها چیزی نیست جز بازتابی از زندگی خودم.»</p>
<p><strong>*نوشتن برای کودکان؛ یک دغدغه بی‌انتها</strong></p>
<p>ادبیات کودک به نوعی عضو جدایی‌ناپذیرِ هوشنگ مرادی‌ کرمانی در قصه‌هایش است. نوشتن برای کودکان شاید مهم‌ترین دغدغه این داستان‌نویس معاصر باشد گرچه معتقد است که خودش وارد ادبیات کودکان نشده بلکه ادبیات کودک در او شکل گرفته! مرادی کرمانی در ابن باره می‌گوید: «هرگز سعی نمی‌کنم برای کودکان بنویسم، موقع نوشتن هم؛ پایه واژگانی خوانندگان را در نظر نمی‌گیرم. هرچه دل تنگم می‌خواهد روی کاغذ می‌گذارم و می‌بینم بچه‌ها دورم جمع شده‌اند. من در نوشتن نه به پیام و نه به روانشناسی توجه نمی‌کنم. نوشتن برای من یک حادثه درونی است.»</p>
<p>اما این نویسنده ذهن خود را یک ذهن کودکانه می‌پندارد که هنوز در دوران کودکی سیر می‌کند و علت این ماجرا را کودکی نکردن خود در زمانش می‌داند و می‌گوید: «فرصت نیافتم شیطنت کنم یا کودکی جالبی داشته باشم. شاید به همین سبب در دوران کودکی مانده‌ام.»</p>
<p><strong>*نویسنده‌ای مورد وثوق فیلمسازان</strong></p>
<p>هوشنگ مرادی کرمانی شاید اولین نویسنده‌ای باشد که بیشترین اقتباس سینمایی از نوشته‌هایش شده است، شاید این نگاه سینمایی به علاقه او به دنیای هنر هفتم برمی‌گردد. علاقه‌ای که در نوشته‌هایش نمود پیدا می‌کند و تا جایی پیش می‌رود که قابلیت آن‌ها را برای اقتباس و تبدیل‌شدن به فیلم و سریال بیشتر و بیشتر می‌کند. او در این باره می‌گوید: «هنگام نوشتن داستان به جنبه‌های سینمایی آن فکر می‌کنم؛ در واقع داستان را به صورت تصویری می‌بینم و به‌همین دلیل در رابطه با آثاری که از روی داستان‌هایم ساخته ‌شده‌اند، کم‌ترین مشکل را دارم. اما وقتی می‌نویسم به هیچ چیز توجه نمی‌کنم؛ نه به چاپ شدن اثر، نه به ترجمه آن، نه به فیلم شدن و نه به چیز دیگر. حسی در من هست که می‌گوید باید بنویسم.»</p>
<p>در یکی از سمینارهایی که هوشنگ مرادی کرمانی درخصوص آثار خود برگزار کرده، دانشجویی از او می‌پرسد که چرا آثار خود را در اختیار سینماگران قرار می‌دهد، پول یا شهرت؟ مرادی در جواب از جمع دانشجویان می‌پرسد: «چند نفرتان قصه‌های مجید را خوانده‌اید؟» از حدود سیصد دانشجو، بیست نفر دست‌شان را بلند می‌کنند. دوباره می‌پرسد: «چند نفر «قصه‌های مجید» را دیده‌اید؟» این بار همه دستشان را بالا می‌برند. او می‌گوید: «ببینید، دلیلش این است.»</p>
<p>با همین نگرش، تاکنون چندین کارگردان از برخی کتاب‌های او مانند «داستان صنوبر»، «قصه‌های مجید»، «خمره»، «چکمه»، «مهمان مامان»، «تیک تاک»، «تنور»، «مربای شیرین» و «کیسه برنج» اقتباس کرده و آثار تصویری ساخته‌اند. در مورد مهم‌ترین اقتباس‌ها می‌توان از «قصه‌های مجید»، «مهمان مامان» و یا «مربای شیرین» یاد کرد که هرکدام دارای خرده روایت‌هایی از سوی کارگردان و نویسنده اثر هستند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/09/Moradi-Kermani-Majid.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-157215" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/09/Moradi-Kermani-Majid.jpg" alt="Moradi-Kermani-Majid" width="1200" height="812" /></a></p>
<p><strong>*«قصه‌های مجید»؛ چالش‌های مجید و بی‌بی</strong></p>
<p>کتاب «قصه‌های مجید» در سال ۱۳۵۸ منتشر شد. این کتاب مجموعه داستانی است با قصه‌های به ظاهر جدا، اما پیوسته که دو شخصیت اصلی دارد، مجید و بی‌بی. داستان اول این مجموعه با عنوان «عاشق کتاب» چاپ شده، همین داستان است که سرنوشت مجید، پسربچه نیمه‌روستایی کتاب را روشن می‌کند. مجیدِ داستان نقطه اشتراک‌های زیادی هم با خود نویسنده دارد. از شیطنت‌هایش بگیر تا عشقش به خواندن کتاب‌ها و فراری بودنش از مدرسه! تا جایی که به خاطر زاویه دید اول شخص گاهی فراموش می‌کنید که این داستان، داستان زندگی مجید است و نه هوشنگ مرادی‌کرمانی!</p>
<p>این نویسنده در خصوص شخصیت مجیدِ در این کتاب می‌گوید: «این شخصیت به نوعی شخصیت خودم هست و بخش‌های مشترکی بین من و مجید وجود دارد. مجید تنهاست و با مادربزرگش زندگی می‌کند، فقیر است، تمرکز ندارد و برای همین با خواندن ریاضی مشکل دارد. عاشق شعر و شاعری‌ و کتاب و سینماست. طنز کلامی دارد و همه‌چیز را از زاویه‌ی طنز نگاه می‌کند و مشکلات را به شوخی می‌گیرد و این هوشمندی را دارد که تلخی‌ای که بر او گذشته را به شادی بدل کند. مجید یک‌جور معرفی من به جامعه بود و در واقع شناسنامه‌ کاری من است. قصه‌های مجید اثر متفاوتی‌ است چون سرشار از ادبیات عامیانه و سنت‌های ایرانی‌ است که حالا فراموش شده و من آن را در قالب ادبیات آورده و کاربردی‌اش کرده‌ام.»</p>
<p><strong>*«مهمان مامان» و همسایه‌هایی که به فریاد هم می‌رسند</strong></p>
<p>کتاب «مهمان مامان» در سال ۱۳۸۰ منتشر شد. این کتاب داستان بلندی است که خواندنش مثل دیدن یک فیلم سینمایی به دل خواننده حسابی خوش می‌نشیند. درست مثل فیلم سینمایی‌اش که داریوش مهرجویی آن را ساخته است. مهمان مامان، خانه‌ای قدیمی را به تصویر می‌کشد با اتاق‌هایی که کنار هم قرار گرفته‌اند و در هرکدام خانواده‌ای زندگی می‌کند و روایتگر صمیمیت بین همسایه‌ها است، همسایه‌هایی که در مواقع لازم به فریاد هم می‌رسند و به یکدیگر یاری می‌رسانند.</p>
<p>اما اقتباس داریوش مهرجویی از «مهمان مامان» در سال ۱۳۸۹، فصل تازه‌ای از روند اقتباس‌های سینمایی از نوشته‌های مرادی‌کرمانی بود. این فیلم گرچه خلاف دیگر اقتباس‌ها از آثار این نویسنده، متعلق به سینمای کودک نیست اما جنس آن به‌وضوح نوشته‌های مرادی کرمانی را تداعی می‌کند. از نمایش شخصیت‌های معصومش گرفته تا طنز تلخی که از تصویر فقر به همراه دارد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/09/Moradi-Kermani3.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-157216" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/09/Moradi-Kermani3.jpg" alt="Moradi-Kermani3" width="1280" height="853" /></a></p>
<p><strong>*«مربای شیرین» و ۲ اقتباس</strong></p>
<p>کتاب «مربای شیرین» سال ۱۳۷۷ منتشر شد. «مربای شیرین»، ماجرای درگیری کودکی دوازده‌ساله به نام جلال با یک شیشه مربا است. شیشه مربایی که خیلی زود تبدیل  به یک بحران شهری می‌شود و همه مردم شهر را درگیر می‌کند. داستان مربای شیرین فضای امروزی‌تری دارد و نسبت به دیگر آثار هوشنگ مرادی کرمانی متفاوت‌تر است.</p>
<p>سال ۱۳۸۰، فرهاد توحیدی با اقتباسی از این کتاب، فیلمنامه ای را برای مرضیه برومند نوشت و برومند آن را با همین عنوان ساخت، اما این فیلم تنها اثر اقتباس شده از آثار مرادی کرمانی است که مورد پسند عامه نیست چراکه داستان واقع‌گرایانه مرادی‌کرمانی را به سمت فانتزی بودن سوق می‌دهد و این موضوع، یک تناقض اساسی را در این اقتباس ایجاد کرده است.</p>
<p>به غیر از فیلم مرضیه برومند، اردیبهشت ماه گذشته، تئاتری با نام «درِگوشی» به نویسندگی و کارگردانی نرگس اصغری از کتاب «مربای شیرین» اقتباس شد و روی صحنه رفت. هوشنگ مرادی کرمانی در یکی از اجراهای این تئاتر حضور داشت و در مورد آثار اقتباسی صحبت کرد و از راز آثار ماندگار در ادبیات جهان گفت.</p>
<p>مرادی کرمانی معتقد است که اثر موفق اثری است که با ریخته شدن در ظرف‌های مختلف جواب بگیرد و همچنان پیام خود را به مخاطب ارائه کند. او با اشاره به سال ۱۳۷۷ به عنوان سال انتشار داستان «مربای شیرین» با ابراز خرسندی از اینکه هنوز هم از آثار او اقتباس می‌شود، می‌گوید: «خوشحالم که همچنان در طول این ۲۵ سال این داستان با مخاطبان نسل‌های مختلف ارتباط برقرار کرده است.»</p>
<p><strong>*خدایا من چقدر خوشبختم&#8230;</strong></p>
<p>«من به دنیا آمدم که با نوشته‌هایم دوست پیدا کنم و دوستان خوب زیادی پیدا کردم. دوستانی در میان اهل سنت، مسیحیان، کلیمیان، زرتشتیان و طلبه‌های حوزه علمیه، هیچ وقت درها را به روی خودم نبستم. «تو خاطره کودکی ما هستی»، یکی از جملاتی است که خیلی به من می‌گویند. من با کتاب‌هایم وارد خانه و زندگی مردم شده‌ام.» این جملات، از زبان هوشنگ مرادی کرمانی است، نویسنده‌ای که هر سه سال یک بار کتاب می‌نویسد و همیشه سعی کرده‌ تا به تکرار دچار نشود! رقیب اصلی نوشته‌هایش را خودش می‌داند و تلاش می‌کند کتاب جدیدش هیچ شباهتی با کتاب‎های قبلی نداشته باشد.</p>
<p>امروز هوشنگ مرادی کرمانی ۷۹ ساله شد، ۷۹ ساله‌ای که احساس خوشبختی می‌کند و این احساس را با جمله «خدایا من چقدر خوشبختم» در انتهای کتاب «شما که غریبه نیستید» نیز بیان کرده است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=157212">وقتی مجیدِ قصه‌ها «مهمانِ مامان» می‌شود</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=157212</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قصه‌های مجید؛ «دوستت دارم، ایران!»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=155551</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=155551#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 15 Apr 2023 14:59:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[شهید آوینی]]></category>
		<category><![CDATA[قصه‌های مجید]]></category>
		<category><![CDATA[کیومرث پوراحمد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=155551</guid>
		<description><![CDATA[<p>به بهانه شهادت سیدمرتضی آوینی، سید شهیدان اهل قلم، هفته هنر انقلاب و درگذشت تلخ کیومرث پوراحمد، یادداشت خالق مجموعه «روایت فتح» را بر «قصه‌های مجید» بخوانید. یادداشتی که آوینی در آن گریزی به «نیاز» داوود نژاد و «رسالت» عقاد می‌زند تا منظومه فکری خودش را بهتر توضیح دهد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=155551">قصه‌های مجید؛ «دوستت دارم، ایران!»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong><strong> – <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%b1%db%8c">محمدعلی حیدری</a></strong> : اینکه «قصه‌های مجید» هویتی کاملاً ایرانی دارد بیش‌تر به‌ساختار سینمایی سریال باز می‌گردد تا جوهر داستانی آن. نمی‌خواهم رابطه‌ی این سریال را با قصه‌های آقای مرادی کرمانی انکار کنم، بلکه می‌خواهم بگویم که روایت آقای پوراحمد از «قصه‌های مجید» کاملاً متعلق به خود اوست. شکی نیست که این تنها یکی از صورت‌های سینمایی متعددی است که داستان‌های آقای مرادی کرمانی می‌توانست به خود بگیرد. اگر «مجید» کرمانی بود و نه اصفهانی، چه روی می‌داد؟ بدون تردید جذابیت کار کم‌تر می‌شد، اما باز هم به جوهر سینمایی آن لطمه‌ای وارد نمی‌آمد. کارهای پیشین آقای پوراحمد گواهی بر این مدعا هستند. او در شیوه‌ی کار خویش استقلال دارد و مقلد سینمایی هیچ فیلمساز دیگری نیست، اما به هر تقدیر، کاری که او کرده است قابلیت شگفت‌انگیز سینما را در قبول فرهنگ‌ها و هویت‌های گونه‌گون نشان می‌دهد.</p>
<p>آقای پوراحمد «جوهر سینما» را در اختیار دارد و این امری نیست که تصادفاً روی داده باشد؛ سینما به این آسانی‌ها مسخر فرهنگ‌های دیگر نمی‌شود. در میان فیلم‌هایی که در سال‌های اخیر اکران شده‌اند تنها «نیاز» را می‌شناسم که به اندازه‌ی «قصه‌های مجید» ایرانی بوده است، چرا که «نیاز» هم با تقرب به همان تکنیکی که آقای پوراحمد در اختیار دارد ساخته شده است. مهم همین تکنیک است که به فضا و هویت داستان امکان ظهور می‌دهد و اگرنه، چه بسیار داستان‌های خوبی که در همین مرحله‌ی دگردیسی از بین رفته‌اند.</p>
<p>در «فاصله‌ی بین سناریو و فیلم» یک مرحله‌ی دگردیسی وجود دارد. در این مرحله است که فیلم تعین پیدا می‌کند. الان برای تماشاگران سریال «قصه‌های مجید» بسیار دشوار است که مجید و یا بی‌بی را در چهره‌ای دیگر تصور کنند، اما این واقعیتی است که اگر «قصه‌های مجید» به دست هر کارگردان دیگری می‌افتاد، این دو شخصیت چهره‌هایی دیگر به خود می‌گرفتند و فیلم فضای دیگری پیدا می‌کرد. در این مرحله‌ی دگردیسی که «کرم ابریشم سناریو» به «پروانه‌ی فیلم» تبدیل می‌شود، کارگردان همه‌کاره است. این اوست که به بی‌بی و مجید «موجودیتی سینمایی» می‌بخشد. در دنیای داستان، مجید فقط یک اسم است که در کنار بی‌بی، که او هم موجودیتی فراتر از یک اسم ندارد، زندگی می‌کند. خواننده‌ی داستان مجاز است که چهره‌های بی‌بی و مجید و فضای زندگی آنها را در عالم خیال بپرورد و بنابراین، این دو نفر می‌توانند به تعداد خوانندگان قصه‌های خویش چهره‌هایی متفاوت پیدا کنند؛ چهره‌هایی مجرد که هرگز وضوح و تشخص عکس‌ها و تصاویر را ندارند. اما وقتی مجید داستان، در چهره و رفتار هنرپیشه‌ای که اکنون نقش مجید را بازی می‌کند انحصار می‌یابد، دیگر امکان تخیل از بیننده دریغ می‌شود. در نزد اغلب کسانی که فیلم «رسالت» (محمد رسول‌الله) را دیده‌اند، یاد حضرت حمزه ـ عموی پیامبر ـ متلازم با تجسم چهره‌ی آنتونی کویین است؛ این خصوصیت سینماست و مثل هر امر دیگری در این عالم، چه بخواهیم و چه نخواهیم، با خود حدود و اقتضائاتی دارد که از آن نمی‌توان گریخت.</p>
<p>اما هر داستان حقیقت یا جوهری دارد که فیلم می‌تواند به آن نزدیک و یا از آن دور شود. بنابراین، می‌توان گفت که هیچ روایت سینمایی متناسبی از «جنایت و مکافات» وجود ندارد، حال آنکه درباره‌ی «هملت» شاید چنین نباشد. تماشاگران داستان فیلم را تعقیب می‌کنند، اما این هست که سینما ماهیتی متمایز از داستان دارد، اگرچه از جوهر داستان و داستان‌سرایی بهره می‌برد.</p>
<p>روایت سینمایی آقای پوراحمد از «قصه‌های مجید» نه تنها چیزی از اصل داستان نکاسته است بلکه اساساً از حد یک «داستان مصور» فراتر می‌رود. او با نزدیک شدن به روح داستان‌ها، مجید و بی‌بی و دیگر شخصیت‌ها، فضاها و وقایع را آن‌سان که در وجود خود می‌یافته، باز آفریده است و حاصل کار، یک زندگی است، واقعی‌تر از آنکه بتوان در وجود آن تردید کرد. اکنون دیگر هیچ‌کس دوست ندارد باور کند که مجید و مادربزرگش وجود خارجی ندارند؛ آنها وجود دارند، اما نه در زیر این آسمان و نه درون این خانه‌های دلگیر. نمی‌گویم در کجا، اما بی‌بی واقعاً هست و هنگامی که مجید ـ که او هم واقعا وجود دارد ـ در سفر دچار مشکلی می‌شود و کلاغ‌ها قارقار می‌کنند، با نگرانی به آسمان نگاه می‌کند.</p>
<p>آقای پوراحمد برای آنکه تا این اندازه به واقعیت نزدیک شود چه کرده‌ است؟ «قصه‌های مجید» تا آنجا واقعی است که تماشاگر عادی را به این اشتباه دچار می‌کند که هیچ تصرفی در واقعیت انجام نگرفته است. او نمی‌داند که دشوارترین کار در سینما دستیابی به این حد از «واقعی بودن و سادگی» است. واقعیت حیات انسانی نیز چنین است؛ ظاهری ساده دارد و باطنی رازآمیز. هیچ عارفی داعیه‌ی گشودن این راز را ندارد که هیچ، ذات عرفان همین حیرتزدگی در برابر راز عالم وجود است. نهایت معرفت آن است که همه چیز را همان‌طور که هست ببینیم. این کار از سینما بر نمی‌آید، اما سینما می‌تواند آیینگی کند، تا آنجا که تماشاگر به این اشتباه دچار شود که هیچ تصرفی در واقعیت زندگی انجام نگرفته است. این کار مستلزم تسخیر جوهر سینماست، زیرا همه چیز در فرایند تولید یک فیلم داستانی، ساختگی و تصنعی است. عموم فیلم‌ها قصد دارند که به چیزی فراتر از واقعیت دست پیدا کنند و سینما نیز از این توانایی برخوردار است که واقعیتی دیگر بیافریند، اما در عین حال از سینما بر می‌آید که چون آیینه‌ای صیقلی در برابر واقعیت قرار بگیرد.</p>
<p>آقای پوراحمد تکنیکی را می‌جسته است که او را با واقعیت یکی کند و این تکنیک را یافته است؛ با پرهیز از اسنوبیسم و احتراز از هر نوع مبالغه، و وفادار ماندن به سادگی واقعیت، هرچند بسیار سطحی و غیرسینمایی جلوه کند: شعرهای بی‌وزن و قافیه‌ای که مجید می‌گوید جزئی تجزیه‌ناپذیر از زندگی او به نظر می‌رسند، حال آنکه اگر «قصه‌های مجید» تا این حد به واقعیت سادگی نزدیک نشده بود، این شعرها و بسیاری دیگر از حالاتی که اکنون با شخصیت مجید در هم آمیخته‌اند به عناصری غیرسینمایی مبدل می‌شدند. مجید شخصیت خارق‌العاده‌ای دارد، اما در عین حال قهرمان و یا ضد قهرمان نیست. او با جرأت و شهامت بسیار به همه‌ی تجربیاتی که نوجوانانی در سن و سال او را به خود جلب می‌کنند دست می‌یازد، اما میزان موفقیت او در این تجربه‌های شجاعانه درست به اندازه‌ی تماشاگرانی است که فیلم را می‌بینند، نه بیش‌تر و نه کم‌تر. او شخصیت درخشان و بسیار دوست‌داشتنی و شگفت‌انگیز خود را از میان وقایعی بسیار بسیار ساده که در نظر اول مضامینی غیرسینمایی جلوه می‌کنند ظاهر می‌سازد، و همین است که زیباست. مجید در برابر زندگی تنهاست و جز بی‌بی کسی را ندارد، اما در عین حال میزان موفقیت و یا شکست او درست به اندازه‌ی دیگران است. دیگر بازیگرها نیز در «قصه‌های مجید» ادا در نمی‌آورند؛ آنها در نقش خویش زندگی می‌کنند. زشتی‌ها و ناملایمات وظیفه دارند که واقعیت زندگی را به مجید نشان دهند، واقعیتی که در عین سادگی، بسیار پیچیده و رازآمیز است. آقای پوراحمد واقعیت را با زندگی روزمره اشتباه نگرفته است و در عین حال تلاش نمی‌کند که راز واقعیت را در فیلم‌هایش کشف کند و بنابراین، در دام پیام‌زدگی نیز نیفتاده است. شاید حرف او این باشد که: «من داعیه‌ی بیان معانی بزرگ ندارم، اما می‌دانم که راز، هرچه هست، در همین واقعیت هستی نهفته است که ما در آن حضور داریم. بنابراین، خیلی ساده تلاش می‌کنم همه‌ی حجاب‌ها و موانعی را که مانع از مشاهده‌ی واقعیت می‌شوند کنار بزنم و به واقعیت محض دست پیدا کنم.»</p>
<p>«قصه‌های مجید» ریتم آرامی دارد و سال‌های سال از عالم «پلنگ صورتی» و «تام و جری» دور است. زیبایی‌اش در سادگی است و نزدیکی به واقعیت، و مثل آیینه‌ای است که در برابر زندگی خودمان قرار داده‌اند. و با این‌همه، سخت جذاب است.</p>
<p>طاق ضربی، هشتی، حوض، پاشویه، باغچه، بهار خواب&#8230; و لهجه‌ی شیرین اصفهانی که مثل کاشی‌های مسجد شیخ لطف‌الله زیباست. می‌بینم که با «قصه‌های مجید» همان‌همه انس دارم که با خانه‌مان، با برادر کوچک‌ترم و با مادربزرگم که همه‌ی وجودم، حتی خاطرات فراموش‌شده‌ام را در چادر نمازش می‌یابم، در صندوقخانه و در ته صندوقچه‌اش که مکمن رازِ ایران زمین است. و در درون بقچه‌ای که بوی تربت کربلا می‌دهد و مرا نه به گذشته‌های دور، که به همه‌ی حضور تاریخی‌ام پیوند می‌زند. «بی‌بی» همان پیرزنی است که خانه‌ای به اندازه‌ی یک غربیل داشت، اما به اندازه‌ی یک آسمان آفتابی، مهربان بود؛ همان پیرزنی که چارقدش بوی عید نوروز می‌داد. «یادت باشه، آقا مجید! مقصد همین‌جاست.» و این سخن را «محمود آقا» می‌گوید که شغلش رانندگی است، یعنی شغلی که اقتضای طبیعی‌اش، شتاب‌زده از مقصدی به مقصدی دیگر رفتن است. چقدر ایرانی است! چقدر شبیه پدر من است که اتومبیلش را در گاراژ می‌گذارد و صبح‌ها پیاده سر کار می‌رود تا از بوی کوچه‌ها محروم نماند، کوچه‌هایی که بعد از یکصد و پنجاه سال غرب‌زدگی هنوز از بوی یاسِ درختی و اقاقیا خالی نشده‌اند&#8230; و من همان مجیدم. و مجید هم «ملک محمد» است و هم «حسن کچل». دلم می‌خواهد «قصه‌های مجید» را تنهای تنها تماشا کنم تا ناچار نشوم که جلوی گریه‌ام را بگیرم. دوستت دارم، ایران!</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=155551">قصه‌های مجید؛ «دوستت دارم، ایران!»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=155551</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ناگفته‌های کیومرث پوراحمد در موزه سینما/ از ساخت «قصه‌های مجید» تا «خواهران غریب»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=142163</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=142163#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 24 Mar 2021 06:03:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[خواهران غریب]]></category>
		<category><![CDATA[قصه‌های مجید]]></category>
		<category><![CDATA[موزه سینما]]></category>
		<category><![CDATA[کیومرث پوراحمد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=142163</guid>
		<description><![CDATA[<p>در سلسله نشست‌های تاریخ شفاهی، موزه سینمای ایران این‌بار میزبان کیومرث پوراحمد کارگردان سینمای ایران بود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=142163">ناگفته‌های کیومرث پوراحمد در موزه سینما/ از ساخت «قصه‌های مجید» تا «خواهران غریب»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> به نقل از روابط عمومی موزه سینما، بخش‌هایی از گفتگوی کیومرث پوراحمد در موزه سینما که برای اولین بار در نوروز منتشر شده را در زیر می‌خوانید.</p>
<p>کیومرث پوراحمد با اشاره به دوران کودکی خود گفت: من دراصل نجف آبادی هستم و در زمان کودکی سرگرمی زیادی برای ما وجود نداشت؛ یک مدادرنگی شش تایی کوچک برای ما جهان بزرگی بود.</p>
<p>وی درباره آشنایی خود با سینما خاطرنشان کرد: برادر بزرگم چندبار من را به سینما برده بود. یادم می‌آید فیلم‌های «عروس فراری»، «آقا جنی شده» و «اسپارتاکوس» را با او در سینما دیدم و با دیدن فیلم «اسپارتاکوس» دریچه دیگری از سینما به روی من باز شد و دائم از خودم می پرسیدم این فیلم‌ها را چگونه می‌سازند و این تصاویر را چگونه کنارهم قرار می‌دهند و هنوز بعد از سال‌ها اسپارتاکوس فیلم محبوب من است.</p>
<p>وی با بیان اینکه در جوانی همیشه با خودم می‌گفتم من یا باید کارگردان شوم و یا معلم، بیان داشت: در دوره‌ای برای کار به روزنامه اطلاعات رفتم که جواد مجابی سردبیر بود در همان دوره‌ای که فریدون جیرانی هم در این روزنامه کار می‌کرد و رسول صدرعاملی در بخش حوادث بود.همکاری من با این روزنامه درست زمانی بود که می‌خواستم فیلم بسازم.</p>
<p>پوراحمد یادآور شد: در همان دوره‌ها فیلمنامه «تاتوره» را به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برده بودم که بعد از ۱۳ بار اصلاح تصویب شد. یادم می‌آید با محمدمهدی دادگو سر جوی‌های محوطه موزه سینما باهم قرارداد بستیم و اولین فیلم بنیاد سینمایی فارابی را من ساختم.</p>
<p>وی درباره انتخاب مادرش برای ایفای نقش در «قصه‌های مجید» نیز گفت: داستان به این شکل بود که ما خانه و مهدی باقربیگی (مجید) را انتخاب کرده بودیم و فقط بی بی مانده بود.مادر من برای انتخاب نقش بی بی با همسایه‌ها و خانم‌های مُسن صحبت می‌کرد و ما از آنها تِست بازیگری می‌گرفتم . یادم می‌آید یک روز یکی از خواهرانم به من گفت تو سراغ خانم‌های معمولی خانه دار می‌روی مادر خودمان هم این خصوصیات را دارد چرا از او برای این نقش استفاده نمی‌کنی . این‌ها درحالی بود که مادر من عاشق سینما بود ؛ هفته‌ای دو سه بار به سینما می‌رفت، همه سریال‌های تلویزیون را می‌دید و در آشپزخانه‌اش یک رادیو داشت که دائم قصه‌ها را گوش می‌کرد، کتاب زیاد می‌خواند و کتاب قصه‌های مجید را هم چندبار خوانده بود. یک دوربین وی اچ اس کوچک داشتیم مادرم را به خانه‌ای که انتخاب کرده بودیم به همراه مجید بردیم و به او گفتم قصه خواب نما را بگوید و ما فیلمبرداری کردیم و متوجه شدم که مادرم برای این نقش بسیارخوب است و به این شکل بود که بی بی «قصه‌های مجید» انتخاب شد.</p>
<p>وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش درباره بازیگران جوانی که در فیلم هایش حضور داشتند ، گفت: محمدرضا فروتن و الناز شاکردوست را من به سینما معرفی کردم و افسانه بایگان سطح کارش با فیلم «خواهران غریب» عوض شد. فیلم «خواهران غریب» بسیار موفق بود در جشنواره فیلم فجر و چند جشنواره خارجی جایزه گرفت و آقای زم اصرار داشت قسمت دوم این فیلم را هم بسازیم اما من موافق نبودم و گفتم نمی‌خواهم خودم را تکرار کنم.</p>
<p>وی درباره چگونگی ساخت فیلم «گل یخ» نیز توضیح داد: روزی وحید نیکخواه آزاد به من گفت با دوستانش فیلم «سلطان قلب‌ها» را دیده است و پیشنهاد داد این فیلم را به روز کنیم و به شکل دیگری بسازیم و من در ابتدا جدی نگرفتم. یک سال گذشت و بعد فکر کردم بد نیست به آن بپردازم همه اتفاق- حادثه‌های آن فیلم را دراماتیک کردم که در نهایت شد فیلمنامه «گل یخ» که یک سال بر روی آن کار کردم و بعد آنرا ساختم. من بدترین و بهترین فیلمم را کمتر از یک سال روی فیلمنامه آن کار نکرده‌ام و همه آنها را به یک میزان وسواس ساخته‌ام و طبیعی است که یکی خوب و یکی بد شود.</p>
<p>پوراحمد در پاسخ به این سوال که کدام یک از فیلم‌هایش را بیشتر دوست دارد، گفت: همه فیلم‌هایم را دوست دارم اما «شب یلدا»، «اتوبوس شب»، «خواهران غریب»، «به خاطر هانیه» و «قصه‌های مجی» را بیشتر دوست دارم.</p>
<p>وی درباره فیلم «شب یلدا» نیز توضیح داد: «شب یلدا» زندگی خودم است و بدین شکل ساخته شد که خودم پلان به پلان بازی می‌کردم و محمدرضا فروتن تکرار می‌کرد. به شکلی که وقتی مادرم در اصفهان فیلم را دیده بود کاملا متوجه شده بود که زندگی خودم است زیرا حرکات و نحوه بیان محمدرضا فروتن درست مثل من بود که بلافاصله به من زنگ زد و گفت کیومرث تو واقعا خودت را یک سال در خانه حبس کرده بودی و به ما نگفته بودی.</p>
<p>پوراحمد در ادامه افزود: در کارم فقط به نادر ابراهیمی که در حق من پدری کرد مدیون هستم زیرا من را آزاد گذاشته بود هر سکانسی که می‌خواستم با هر فیلمبرداری می‌گرفتم و تشویقم هم می‌کرد.</p>
<p>وی درباره حضورش در فیلم «جمشیدیه» به عنوان بازیگر بیان داشت: سال‌هاست با فردین خلعتبری کار می‌کنم. خلعتبری بسیار آهنگساز خوب، مرد شریف ، فیلسوف و دوست نازنینی است. یک روز به من گفت می‌خواهم فیلمنامه‌ای که خودم نوشته ام را بفرستم و تو بخوانی و من خواندم و گفتم فیلمنامه خوبی است. به من گفت حاضر هستی نقش پدر در فیلم جمشیدیه را بازی کنی؟ نقش کوچکی بود اما من پذیرفتم.</p>
<p>این گفتگو بیش از۴ ساعت به طول انجامید که بخش اصلی آن جهت ثبت در تاریخ در موزه سینمای ایران آرشیو می‌شود.</p>
<p>گفتنی است، موزه سینمای ایران به عنوان مجموعه ای فرهنگی و تاریخی که روایتگر سیر تاریخ و تحولات سینمای ایران است خود را موظف می داند نظرات و دیدگاه‌های سینماگران باتجربه و پیشکسوت را جمع آوری کرده تا نسل‌های آینده با نگاه و مسیر زندگی و نحوه خلق وشکل گیری آثار هنرمندان و صاحب نظران هنر سینما آشنا شوند. انتشار این مطالب به معنای تایید و یا رد نظر اشخاص نیست و صرفا جنبه پژوهشی و ضبط تاریخ شفاهی داشته وهدف پرداختن به سرگذشت و تاریخ سینمای ایران است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=142163">ناگفته‌های کیومرث پوراحمد در موزه سینما/ از ساخت «قصه‌های مجید» تا «خواهران غریب»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=142163</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سالن‌سازی در سراسر کشور اتفاق بسیار خوبی است/ تقدیر از فعالیت حوزه هنری، ارشاد و شهرداری</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=103216</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=103216#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 15 May 2018 06:30:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره حسنات]]></category>
		<category><![CDATA[قصه‌های مجید]]></category>
		<category><![CDATA[کیومرث پوراحمد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=103216</guid>
		<description><![CDATA[<p>کارگردان سریال «قصه‌های مجید» معتقد است تاسیس پردیس‌های سینمایی اتفاق بسیار خوبی است و ما هر چقدر سالن سینما داشته باشیم باز هم کم است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=103216">سالن‌سازی در سراسر کشور اتفاق بسیار خوبی است/ تقدیر از فعالیت حوزه هنری، ارشاد و شهرداری</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>کیومرث پوراحمد کارگردان سینما و تلویزیون درباره کمیت و کیفیت سالن‌های سینمایی کشور به خبرنگار <a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a> گفت: ما هرچقدر سالن سینما داشته باشیم باز هم کم است. خوشبختانه حوزه هنری، ارشاد، شهرداری و هر نهاد مسئول دیگری جهت بهتر شدن و تاسیس سالن‌های سینمایی قدم برداشته اند و ما نسبت به گذشته شرایط بهتری در شهرستان‌ها شاهد هستیم.</p>
<p>وی افزود: البته سالن های خوب استاندارد باید ساخته شود نه اینکه صرفا پرده سینما در یک اتاق را نامش سینما بگذارند. پیش از تاسیس پردیس های سینمایی برخی سینماهای مثلا الف به کمک واژه سیستم دالبی سعی در تبلیغ داشتند اما دیگر به کیفیت تصویر و صندلی فکر نمی کردند. این مدل هزینه ها را اگر انجام ندهند خیلی هم بهتر است. در شهرستان ها به تازگی پردیس‌هایی افتتاح می شود که واقعا جای خوشخالی دارد و مردم از حضور در این سالن‌ها و تماشای فیلم لذت می برند.</p>
<p>این کارگردان بیان کرد: خیلی کم پیش آمده فیلم‌های سینمایی را با مردم در شهرستان ببینم اما زمان اکران فیلم «پنجاه قدم آخر» به شیراز رفتم و واقعا متاسفم شدم چون به قدری تصویر تاریک، صدا بد و صندلی ها نامناسب بود که واقعا چیزی از فیلم را نمی توانستید ببینید. سالن استاندارد باید در همه جای ایران ساخته شود.</p>
<p>وی که این روزها به بهانه جشنواره حسنات در اصفهان حضور دارد، گفت: خوشبختانه امسال در هفتمین دوره برگزاری، کیفیت فیلم ها خیلی بالا و تعداد آثار درخشان زیاد بود و این کار ما را در اهدای جایزه سخت می کرد. ما دو جلسه بسیار طولانی داشتیم برای اینکه در بخش جوایز به تفاهم برسیم و اگرچه راحت نبود اما خوشحال کننده است.</p>
<p>کیومرث پوراحمد با بیان اینکه برگزاری جشنواره‌های بی هدف خاصیتی ندارد، بیان کرد: جشنواره باید اساس و اصولش درست باشد. من واقعا نمی دانم جشنواره جهانی فجر با آن بودجه خاصیتش چیست؟ وقتی ما یک بازیگر را نمی توانیم نشان دهیم چه لزومی به برگزاری چنین جشنواره ای احساس می شود.</p>
<p>وی ادامه داد: باید بخش بین الملل جشنواره فجر مثل گذشته با بخش ملی ادغام شود چون جهانی بودنش شوخی است وجه بین‌الملل یک تعریفی دارد که در تمام دنیا بر اساس همان تعاریف نام بین الملل به خود می گیرد اما وقتی بخش اعظم این تعاریف در جشنواره ما امکان اجرایی شدن ندارد برگزاری آن هم بی نتیجه است.</p>
<p>خالق «قصه های مجید» بیان کرد: هر جشنواره ای یک اهداف و حساب کتاب و تاثیراتی باید داشته باشد و «حسنات» نشان داده که همینطور است و در همین ۷ دوره تاثیرات خود را نشان داده است اما همینکه جشنواره برگزار کنیم که کاری کرده باشیم واقعا غیر منطقی است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=103216">سالن‌سازی در سراسر کشور اتفاق بسیار خوبی است/ تقدیر از فعالیت حوزه هنری، ارشاد و شهرداری</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=103216</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دیگر تهیه کننده ریسک پذیر پیدا نمی‌شود/ «قصه‌های مجید» را قرار بود داریوش فرهنگ بسازد</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=96924</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=96924#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 04 Dec 2017 08:00:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[قصه‌های مجید]]></category>
		<category><![CDATA[چشم شب روشن]]></category>
		<category><![CDATA[کیومرث پوراحمد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=96924</guid>
		<description><![CDATA[<p>مسعود فروتن، مجری کارشناس بخش فرهنگ و خاطره «چشم شب روشن» یکشنبه 12 آذرماه میزبان کیومرث پوراحمد کارگردان شناخته شده سینما و تلویزیون بود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=96924">دیگر تهیه کننده ریسک پذیر پیدا نمی‌شود/ «قصه‌های مجید» را قرار بود داریوش فرهنگ بسازد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> به نقل از روابط عمومی «چشم شب روشن»، پوراحمد در ابتدا پس از پخش بیوگرافی خود به این نکته اشاره کرد: نمی دانم چرا این نکته همه جا پخش شده اما من دانش آموخته سینما نیستم و سینما را تجربی و با خوردن خاک صحنه آموخته ام. همیشه این آرزو به دلم ماند و هیچوقت نتوانستم این رشته را بخوانم. فکر می کنم کسی که دانشگاه می رود ذهنش سوپرمارکتی تر کار می کند تا کسی که نرفته. فقط این تفاوت وجود دارد و اینگونه نیست که در دانشگاه چیزهای عجیب و غریبی یاد بگیریم.</p>
<p>وی درباره کارهای تازه اش و اینکه چرا دو سال است فیلم نساخته، توضیح داد: من هر جا می روم به من می گویند کار جدید چه داری؟ می گویم من همیشه روی کاغذ کار جدید دارم. کار من یا خواندن است، یا نوشتن یا فیلم دیدن. روی کاغذ کلی کار جدید دارم  اما تا این روی پرده برسد طول می کشد.</p>
<p><strong>تولید سینمای ایران به سمت و سوهایی رفته است که ما آن را بلد نیستیم</strong></p>
<p>برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از جشنواره فیلم فجر برای فیلم «خواهران غریب» تصریح کرد: تولید سینمای ایران به سمت و سوهایی رفته است که ما خیلی آن را بلد نیستیم. حالا که دو سال است اما پیش آمده بیشتر از این هم طول کشیده تا دوباره بتوانم کار کنم. امیدوارم بشود این فاصله ها را کم کرد.</p>
<p><strong>یک ملاقات خوب با آقای وزیر ارشاد داشته ام</strong></p>
<p>پوراحمد خبر داد: با آقای وزیر ارشاد یک ملاقات خوب داشته ام و امیدوارم که واقعا قدری شرایط عوض شود. ما فقط کمی حمایت می خواهیم. برای اینکه سینما هنر گرانی است. هرکسی هم که زنگ می زند می گوید سناریو کمدی نداری؟! می گویم نه. می گویند یکی ما داریم آن را می سازیم؟ بعد که خلاصه فیلمنامه را می فرستند غالبا با سلیقه من جور درنمی آید و دوستش ندارم.</p>
<p>کارگردان «شب یلدا» در پاسخ به سوال فروتن که چرا تا ژانری گل می کند، همه می خواهند در همان ژانر فیلم بسازند، تصریح کرد: در سینمای فقیر ایران -فقیر به لحاظ گردش مالی- همیشه همینطوری بوده است. تا کاری گل می کند همه سراغ آن می روند و تا شکست می خورد، سمت و سویشان را عوض می کنند. همه می خواهند کار امتحان پس داده انجام بدهند. کسی حاضر به ریسک نیست.</p>
<p><strong>دیگر تهیه کننده ریسک پذیر پیدا نمی‌شود</strong></p>
<p>وی تأکید کرد: در گذشته تهیه کنندگانی مثل علی عباسی بودند که خیلی ریسک می کردند و فیلمهای شاخص بزرگی در سینمای ایران ساخته اند. همین آدم بابهای زیادی را در سینما باز کرد. مثلا «تنگسیر» امیر نادری یا «سوته دلان» علی حاتمی را تهیه کرد. شاخص ترین فیلمهای سینمای ایران که تهیه شان ریسک می خواست. آن تهیه کننده ها دیگر کمتر هستند&#8230;</p>
<p><strong>اولین های کیومرث پوراحمد</strong></p>
<p>پوراحمد درباره آغاز کار خود گفت: من پیش از انقلاب کارم را با دستیاری نادر ابراهیمی در سریال «آتش بدون دود» شروع کردم که کارگردان دوم آن هم بودم. اولین فیلم کوتاهم را نوروز ۵۶ آغاز کردم که «زنگ اول زنگ دوم» نام داشت و برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود. اولین فیلم سینمایی ام بعد از انقلاب ساخته شد که اولین فیلم بنیاد سینمایی فارابی هم به حساب می آمد. البته «تاتوره» فیلم خوبی نبود.</p>
<p>کارگردان «اتوبوس شب» یادآور شد: بعد از همکاری با بنیاد فارابی وارد بخش خصوصی شدم و با زنده یاد فواد نور فیلم های «لنگرگاه» و «شکار خاموش» را کار کردم. مجموعه «آیندگان» به تهیه کنندگی وحید نیکخواه آزاد برای شبکه دو ساختم و کارهایم ادامه پیدا کرد.</p>
<p><strong>«به خاطر هانیه» را تحت تاثیر مراسم عاشورای بوشهر ساختم</strong></p>
<p>وی درباره فیلم «به خاطر هانیه» توضیح داد:  اوایل انقلاب یک سریال مستند در بوشهر کار می کردم و از مراسم عاشورا فیلم گرفتم. خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و دو سه سال عاشورا که میشد می رفتم بوشهر تا فقط تماشا کنم آنقدر که این مراسم تاثیرگذار بود. همیشه در ذهنم بود بر اساس این یک فیلم سینمایی بسازم. در قصه های هوشنگ مرادی کرمانی داستانی به نام «طبل» بود که با بهره گیری از آن و در کنار اصغر عبدالهی به بوشهر رفتیم و فیلمنامه «به خاطر هانیه» را نوشتیم.</p>
<p>در ادامه فروتن به این نکته اشاره کرد که فیلم «بی بی چلچله» را انگار قبل از اینکه ببیند خوانده بوده و سپس متوجه شده این فیلم اقتباسی از رمان «درخت زیبای من» نوشته ژوزه مائورو ده واسکونسلوس بوده است و از هر دو لذت برده است.</p>
<p><strong>«قصه های مجید» را قرار بود کارگردانان کرمانی الاصلی از جمله داریوش فرهنگ و منوچهر عسگری نسب بسازند</strong></p>
<p>پوراحمد درباره شکلگیری «قصه های مجید» اظهار کرد: از خیلی سال پیشتر ساختن این کتاب، در دستور کار گروه کودک شبکه اول بود و آنها دنبال کارگردانان کرمانی الاصل از جمله داریوش فرهنگ، منوچهر عسکری نسب و&#8230; بودند و حتی با آنها صحبت هم کرده بودند اما نمی دانم به چه دلیل به توافق نرسیده بودند تا اینکه به من پیشنهاد شد. تا قبل از این، من یکی دو قسمت از «قصه های مجید» را در مجله ها خوانده بودم. بعد ۵ جلد آن را تهیه کردم و دیدم چه قصه های شیرینی و راست کار من است. برای همین ساخت آن را پذیرفتم.</p>
<p>وی همچنین درباره همکاری با امیر قمیشی تهیه کننده «چشم شب روشن» نیز توضیح داد: برادر بزرگم منوچهر در رادیو اصفهان کار می کرد و آنجا با آقای قمیشی همکار بودم. منوچهر برنامه های مختلفی را در رادیو کار می کرد که یکی از آنها ترانه های درخواستی بود. او نامه های مردم را به خانه می آورد و من تنها کاری که می کردم، این بود که سلام و علیک اول برنامه را مثل محمد صالح علا که هر شب سلام زیبایی می نویسد و می خواند، من هم سلام تازه تری بنویسم.</p>
<p><strong>تولد با صالح علا در یک روز و با سه سال اختلاف</strong></p>
<p>در ادامه پوراحمد از این سخن گفت که در یک روز (۲۵ آذر) با محمد صالح علا منتها با سه سال اختلاف به دنیا آمده و پس از پخش لحظاتی از «قصه های مجید» با بازی زنده یاد پروین دخت یزدانیان، فروتن بیان کرد بی بی به نوعی مادر همه ما بوده است.</p>
<p><strong>پوست هیچکدام از بازیگران مسن اصفهانی مثل پوست بی بی نبود</strong></p>
<p>پوراحمد نیز درباره بازی گرفتن از مادرش بیان کرد: برای بی بی سراغ بازیگران مسن اصفهانی رفتیم. اما بازیگران که زندگی معمولی ندارند و شب بیدار و روز خواب هستند. این شد که هیچکدام پوستشان پوست بی بی نبود. این شد که سراغ زنهای معمولی رفتیم، حتی خود مادرم آنها را پیدا می کرد؛ صغری خانم، کبری خانم و صدیقه خانم و&#8230; که از آنها تست می گرفتیم.</p>
<p>وی ادامه داد: یک بار یکی از خواهران یا برادرانم گفت خب از مادر به عنوان یک زن خانه دار معمولی استفاده کن. دیدم راست می گوید! آن زمان خانه و مجید را انتخاب کرده بودیم. مادرم کتابخوان بود و «قصه های مجید» را هم چند بار خوانده بود و فوت آب بود.</p>
<p><strong>نگران بودم نکند عرق مادر و فرزندی باعث شود فکر کنم بازی مادرم درخشان است</strong></p>
<p>پوراحمد افزود: گفتم مامان فلان صحنه قصه خواب نما را می خواهم بازی کنی. به مجید صحنه را توضیح دادم چون او دیگر مهم نبود، تستش را داده و قبول شده بود و حالا مامان باید تست می داد. مادر هم فی البداهه رفت و دیدم چقدر درخشان و خوب است! اما نگران بودم نکند عرق مادر و فرزندی باعث شده اینطور فکر کنم. یک نوار VHS را که شامل تست از ۳۰ زن و آخرین آنها مادرم بود به تهران بردم و به دوستان صاحب نظر که مامان را نمی شناختند نشان دادم. همه بدون استثنا می گفتند این آخری خوب است.</p>
<p>کارگردان «کفشهایم کو» درباره انتخاب شخصیت بشیرو فیلم «به خاطر هانیه» هم توضیح داد: در حوزه هنری بوشهر بودیم که یک فرد معمم هم رییس آن بود هم برایمان چایی آورد. نمی دانم چطور شد به او گفتم دنبال یک نوجوان می گردم. او هم گفت کسی را در خورموج می شناسد و می گوید که شب به آنجا بیاید. از گفته خود پشیمان شدم و گفتم آن نوجوان الکی می آید و معطل می شود. به هر حال با او قرار گذاشتیم و وقتی او را از چارچوب در یک مغازه دیدم، فهمیدم خود بشیرو است! جلو رفتم و یک مشت به او زدم، گفت «برای چی می زنی نامرد؟» گفتم نه بوشهری بگو! دوباره مشت زدم و گفت «سی چی می زنی گردن خور» دیدم اصلا خودش است! ۹صبح رفتیم بوشهر و ۹ شب انتخاب کردیم اما درباره قصه های مجید یک ماه طول کشید.</p>
<p><strong>مهدی باقرییگی نیامد و ما مجید دیگری انتخاب کردیم!</strong></p>
<p>پوراحمد ادامه داد: ما یک ماه مدرسه به مدرسه رفتیم و گشتیم. تا سرانجام ۴ کاندید انتخاب کردیم اما باقربیگی به قرار آخر نیامد و ما هم مجید دیگری انتخاب کردیم! گفتیم لابد پدرش اجازه نداده است. اما او روزش را اشتباه کرده بود و فردایش آمد! جالب آنکه آن نوجوان دیگر اسمش مجید بود و در دو فیلم دیگر نقش شاگرد عکاس و شاگرد خیاط بازی کرد.</p>
<p>در ادامه مهدی باقربیگی روی خط برنامه آمد و پوراحمد را پدر معنوی خود معرفی کرد. او هم به شوخی پاسخ داد: آقا مجید شما ترقی کردینا</p>
<p>باقربیگی پاسخ داد: ما هرچقدر هم ترقی کنیم به شما نمی رسیم. قدمان که نرسید، خودمان هم نمی رسیم! حالاحالاها باید بدویم.</p>
<p><strong>من هنوز با کودکی که ۴۰ سال پیش در اولین فیلمم بازی کرد رابطه دارم</strong></p>
<p>پوراحمد در پاسخ به سوال فروتن درباره سرخوردگی کودکان بازیگر پس از اتمام نقشهایشان، تصریح کرد: من هنوز با کودکی که ۴۰ سال پیش در اولین فیلمم بازی کرد رابطه دارم و با دیگر کاراکترهای کم سن و سال فیلمهایم هم همینطور. فقط یک بچه در این سالها از دستم دررفت. پسر تمشک فروشی که در «گاویار» بازی می کرد و می خواست به تهران بیاید. برای او در تراشکاری و&#8230; کار پیدا می کردم اما می گفت فقط می خواهد در صداوسیما کار کند.</p>
<p>کارگردان «پرانتز باز» ادامه داد: هوای مجید را هم در این سالها خیلی داشتم و به پدرش توصیه هایی می کردم. مثلا می گفتم زیاد او را اینور و آنور نبر به خاطر یک سکه و نیم سکه. خوشبختانه او درسش را خواند و مهندس کشاورزی شد و رییس سمعی بصری شهرداری شد. زندگی و کارش خوب است و بعدها در تلویزیون اصفهان هم کار کرد و تک و توک بازیگری هم کرد. از همان موقع به او می گفتم دو سال دیگر در خیابان اصلا تو را نمی شناسند، ناراحت نشوی ها.</p>
<p><strong>آقای پوراحمد وسط مراسم ختم پدرش با من درس می خواند</strong></p>
<p>باقربیگی نیز در این بخش گفت: آقای پوراحمد رفتار خوبی با من داشت و حتی در اواسط ساخت «قصه های مجید» پدر بزرگوار ایشان به رحمت خدا رفت، من امتحان داشتم و در مراسم ختم آمده بودم و او با من درسهایم را چک می کرد تا ببیند برای امتحان آماده هستم. این از بزرگواری و وظیفه شناسی او بود. ایشان هیچوقت مرا رها نکرد و اگر هم می کرد من این کار را نمی کردم.</p>
<p>پوراحمد نیز بیان کرد: آن سالی که مهدی فیلم بازی کرد معدلش از سالهای قبل بهتر شد! برای او معلم خصوصی گرفتیم و خودش هم خیلی زحمت می کشید. فشار سنگینی رویش بود اما او در آن سن مثل یک مرد پخته رفتار می کرد. خیلی صبور و با تحمل بود. کار برایش خیلی جدی بود و جنمش را داشت.</p>
<p>باقربیگی همچنین درباره زندگی اش گفت: من دو فرزند دارم، پسرم اول دبستان است و دخترم هم یک سال و نیم دارد. من امروز بافق یزد بودم و مردم برای شما خیلی دعای خیر کردند و همچنین برای بی بی که ان شاءالله روحشان شاد باشد. این قدردانی مردم بزرگترین سرمایه ما است و باعث می شود بدانیم زحمتمان هدر نرفته است.</p>
<p><strong>می گویند که فلان فیلم را ۳۵ روزه &#8220;جمع کردند&#8221;! می گویم مگر زباله است که جمعش می کنند؟</strong></p>
<p>پوراحمد هم درباره این سریال گفت: این کار یک سال پلان به پلان ساخته شد اما حالا اینطور می گویند که فلان فیلم را ۳۵ روزه &#8220;جمع کردند&#8221;! می گویم مگر زباله است که جمعش می کنند؟ فیلم است باید پلان به پلان خلق شود. اگر ما می خواستیم کار را جمع کنیم شبیه کارهایی می شد که یک بار پخش و سپس فراموش می شود.</p>
<p>کارگردان «نوک برج» درباره کارهای جدیدش گفت: چهار فیلمنامه کامل آماده دارم. امیدوارم با علی قائم مقامی امسال کار را شروع کنیم. اما به جز فیلم، آرزو دارم رمان بنویسم. این کار حداقل یک سال وقت و کنج انزوا می خواهد و فعلا فرصتش نیست. یک ویدئو دیدم که میگفت بعد از ۶۰ سال نیاز نیست کار کنی اما درباره من اینطور نیست و فعلا کار دارم. وقتی که دیگر مجبور نبودم کار کنم و حداقل هایم تامین باشد یک سال وقت می گذارم و رمان می نویسم.</p>
<p><strong>تمجید کیومرث پوراحمد از مسعود فروتن برای بازی در «عالیجناب»</strong></p>
<p>پوراحمد همچنین در پایان خطاب به فروتن گفت: در فیلم سام قریبیان خیلی خوب بودی. من اصلا فکر نمی کردم بتوانی بازیگری کنی. اما به هر حال کسی که این همه سال جلو دوربین بوده توانست بازی کند. کار سام هم خوب بود.</p>
<p>صالح علا نیز در پایان از پوراحمد قول گرفت باز هم مهمان «چشم شب روشن» شود که شنبه تا چهارشنبه ها به تهیه کنندگی امیر قمیشی ساعت ۲۳ از شبکه چهار سیما روی آنتن می رود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=96924">دیگر تهیه کننده ریسک پذیر پیدا نمی‌شود/ «قصه‌های مجید» را قرار بود داریوش فرهنگ بسازد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=96924</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خالق «قصه‌های مجید» در جشنواره فرهنگی وزارت بهداشت</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=85973</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=85973#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 19 Feb 2017 07:45:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره فرهنگی وزارت بهداشت]]></category>
		<category><![CDATA[قصه‌های مجید]]></category>
		<category><![CDATA[هوشنگ مرادی کرمانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=85973</guid>
		<description><![CDATA[<p>هوشنگ مرادی کرمانی، افشین یداللهی و ابوالفضل زرویی نصرآباد اعضای شورای تخصصی ادبی هشتمین جشنواره فرهنگی وزارت بهداشت هستند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=85973">خالق «قصه‌های مجید» در جشنواره فرهنگی وزارت بهداشت</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <a href="http://www.sourehcinema.ir"><strong>سوره سینما</strong></a> به نقل از روابط عمومی جشنواره فرهنگی، مشاوره برای انتخاب آثار، ارائه راهکارهای عملی برای ارتقای کیفیت جشنواره و تعیین شاخص‌های داوری و انتخاب برگزیدگان از وظایف این شوراست. هوشنگ مرادی کرمانی نویسنده برجسته ایرانی متولد سال ۱۳۲۳ است. مرادی کرمانی از معدود نویسندگان معاصر است که جوایز مختلف بین‌المللی به دست آورده و از آثارش اقتباس‌های سینمایی متعدد شده است. او که با نوشتن «قصه‌های مجید» به مخاطب گسترده معرفی شد، کتاب‌های «ته خیار»، «مهمان مامان»، «شما که فریبه نیستید»، «خمره» و &#8230; را نوشته است.</p>
<p>افشین یداللهی متولد سال ۱۳۴۷ پزشک متخصص اعصاب و روان و ترانه‌سرا است. یداللهی برای تیتراژ بسیاری از سریال‌های محبوب تلویزیون ترانه سروده است. ترانه مجموعه‌های «شب آفتابی»، «غریبانه»، «شب دهم»، «میوه ممنوعه»، «مدار صفر درجه» و «معماى شاه» از کارهای شاخص اوست.</p>
<p>ابوالفضل زرویی نصرآبادزاده متولد سال ۱۳۴۸ شاعر، پژوهشگر و طنزپرداز ایرانی است. او در نشریاتی مانند گل آقا، همشهری، جام جم، ایرانیان، انتخاب، زن، مهر، کیهان ورزشی، بانو، جستجو، عروس، تماشاگران و&#8230; طنز نوشته است. «خاطرات سر پروفسور حسنعلی خان مستوفی»، «حدیث قند»، «افسانه‌های امروزی» و &#8230; تعدادی از کتاب‌های این نویسنده و طنزپرداز هستند.</p>
<p>هشتمین جشنواره فرهنگی وزارت بهداشت ۲۵ فروردین تا اول اردیبهشت ماه ۹۶ در پردیس تئاتر تهران برگزار می‌شود. برای اطلاع از اخبار این رویداد به سایت آن با نشانی <a href="http://festivalf.ir">festivalf.ir</a> مراجعه کنید.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=85973">خالق «قصه‌های مجید» در جشنواره فرهنگی وزارت بهداشت</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=85973</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
