<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سوره سینما &#187; لاله محمودی</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D9%84%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF%DB%8C" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Jun 2026 11:40:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>نگاهی به فیلم سینمایی «خون شد»/ نگاهی که امروز خریدار ندارد</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=128230</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=128230#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 10 Feb 2020 07:57:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[خون شد]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌هشتمین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[لاله محمودی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود کیمیایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=128230</guid>
		<description><![CDATA[<p>واقعیت این است که احساس می شود اصرار مداوم کیمیایی بر طرح یک موضوع تکراری و نخ نما شده و تاریخ گذشته در زمانه کنونی دیگر خریداری ندارد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=128230">نگاهی به فیلم سینمایی «خون شد»/ نگاهی که امروز خریدار ندارد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><u><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></u></strong> <strong> – </strong><strong>لاله محمودی</strong> <strong>:</strong> فضلی که سالها از خانواده دور بوده، به خانه پدری بر می گردد و به نامادری قول می دهد تا خواهران و برادری را که هر یک به سوی رفته اند و سرنوشت بدی پیدا کرده اند به خانه بازگرداند تا دوباره چراغ های خانه روشن شود.</p>
<p>سی امین ساخته مسعود کیمیایی به لحاظ محتوا چیزی فراتر از آثار پیشین او ندارد. کافی است فقط اسامی را عوض کنید و و مقداری نیز خرده پیرنگها تغیییر کنند. وگرنه تم و خط اصلی داستان همان است که بود: قهرمان تنهای خسته عاصی در اجتماعی که او را نمی فهمد و درک نمی کند و او نیز تلاش می کند تا به شیوه خودش اجتماع را بفهمد و به شیوه خودش مسائل را روبراه کند. و البته در این بین رفاقتهای قدیمی و ماندگار و عرق خوری و عشق ماندگار از دست رفته و چاقوی دسته زنجان نیز هست که کارکرد خودش را دارد.</p>
<p>واقعیت این است که احساس می شود اصرار مداوم کیمیایی بر طرح یک موضوع تکراری و نخ نما شده و تاریخ گذشته در زمانه کنونی دیگر خریداری ندارد. اگر در زمانه ای «رضا موتوری» و «قیصر» نماد اعتراض و عصیان بودند این روزها نمی توان چنین آدمهایی را با چنان جامعه ای پیدا و طرح قصه کرد. چرا که جامعه در طول همه این سالها دچار تغییرات بنیادینی شده که دیگر ظرفیت پذیرش چنین فضا و چنین آدمهایی را ندارد. ضمن اینکه کیمیایی برای طرح موضوعات ذهنی خود و بسط و گسترش آن به رخدادهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و ارتباطی جامعه مجبور است تا فضایی را در داستان فیلمهایش ترسیم کند تا  عصیان و تنهایی قهرمانش بیشتر، خود را عیان سازد و از قضا این فضای ترسیم شده کیمیایی صد و هشتاد درجه به واقعیتهای روز جامعه کنونی تضاد و تفاوتهای آشکار دارد. از همین رو قصه به گونه ای برای مخاطب روایت می شود که اصلا باور پذیر نیست و نتیجه اش می شود تصویر کاریکاتور گونه ای که مخاطب را بجای همدلی و همراهی، بیشتر به خنده و تمسخر وا میدارد (مشخصا در فیلم خون شد نگاه کنید به سکانس ماقبل پایانی و ورود فضلی و مرتضی به پاساژی که قرار است سند ملک پدری را از دست آدم بدهای قصه بگیرند و برخی سکانس های دیگر رد بخش های مختلف فیلم)</p>
<p>از این رو بر خلاف ساخته های دهه ۴۰ و ۵۰ کیمیایی، مخاطب نه تنها با قهرمان داستان احساس نزدیکی و همذات پنداری نمی کند بلکه فضا و قصه و شخصیت قهرمان فیلم را فرسنگها دورتر از مسائل و دغدغه های روزمره خود می بینید و این مساله متاسفانه آسیبی است که حداقل در دو دهه گذشته کیمیایی و آثارش را درگیر کرده  ولی فیلمساز ما همچنان اصرار بی دلیلی بر ادامه و استمرار همین مسیر دارد.</p>
<p>ساختار نیز مثل سایر فیلمهای کیمیایی به محله ای قدیمی و رفاقتهای قدیمی و ارتباطات قدیمی و خلاصه همه چیز قدیمی محدود می شود. سعید آقاخانی اگرچه بسیار تلاش کرده تا تصویری امروزی از بهروز وثوقی در «قیصر» ارائه دهد و فضلی را به گونه ای بعنوان قیصر جدید معرفی کند و در این راه البته از نگاه کردن، ایستادن، راه رفتن، حرف زدن، آکسان گذاری بر روی برخی کلمات و&#8230; بهروز وثوقی در «قیصر» نیز وام گرفته اما باید پذیرفت که اساسا نوع و جنس بازی و فیزیک آقاخانی برای چنین نقشی جور نیست و اصلی ترین شاخصه فیلمهای کیمیایی نیز نمی تواند به دل تماشاچی بنشیند. سایر شخصیتها نیز همینطورند از سیامک صفری گرفته تا نسرین مقانلو و هومن برق نورد و دیگران که هیچیک نمی توانند شمایلی از قهرمان و ضد قهرمان و بدمن آثار کیمیایی را به تماشاگر منتقل کنند.</p>
<p>داستان کشدار و خسته کننده و تکراری که بیننده می داند در پایان چه سرنوشتی در انتظار آدم تنهای خسته کیمیایی است، موسیقی ای که بسیار به موسیقی منفردزاده در قیصر نزدیک شده و اصلا ربطی به این داستان و این آدمها و این فضا ندارد، تصویربرداری تکراری زرین دست که از ثبت قابها و زوایای تکراری دست بر نمی‌دارد. تدوین نامناسب، طراحی صحنه نچسب، همگی در کنار هم سبب می شوند تا یک اثر ملا آور و فاقد خلاقیت و جذابیت و حرف تازه ای را از مسعود کیمیایی به تماشا بنشینیم و به حال فیلمسازی که که روزگاری در سینمای ایران پیشرو بود و فیلمهایش از صدر تا ذیل سینمای مملکت را تکان می داد غصه بخوریم که چرا به چنین حال و روزی افتاده و چرا بر یک لجبازی کودکان پافشاری می کند؟</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=128230">نگاهی به فیلم سینمایی «خون شد»/ نگاهی که امروز خریدار ندارد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=128230</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به فیلم سینمایی «ابر بارانش گرفته»/ دریغ از ذره‌ای امید و میل به زندگی</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=127586</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=127586#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 04 Feb 2020 12:00:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[ابر بارانش گرفته]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌هشتمین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[لاله محمودی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=127586</guid>
		<description><![CDATA[<p>دریغ از ذره‌ای امید و میل به زندگی و بیچاره تماشاگری که مجبور است شاهد نمایش این تلخی‌های  دائمی باشد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=127586">نگاهی به فیلم سینمایی «ابر بارانش گرفته»/ دریغ از ذره‌ای امید و میل به زندگی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><u><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></u></strong><strong> – </strong><strong>لاله محمودی :</strong> فیلم برای مخاطب خاص. این جمله را بارها برای فیلم های مختلف به کار برده ایم اما آیا همین مخاطب خاص هم نباید از فیلم لذت ببرد؟ نباید حداقل های ویژگی های ساخت یک فیلم بلند رعایت شود؟ صرف داشتن یک موضوع کمتر پرداخت شده، می توان مدعی ساخت آثار فاخر فرهنگی بود؟ و اصولا چرا فیلمی با صرف هزینه ساخته می شود که برای تماشاگر معدود به نمایش گذاشته شود؟ و از همه اینها مهمتر، چرا اصرار بر ساخت فیلم بلندی است که اصلا داستانش کشش و قابلیت تایم فیلم بلند را ندارد و با حذف صحنه های بیهوده و اضافه با اثری کوتاه مواجه خواهیم شد که حداقل در مدیوم فیلم کوتاه قابل تحمل تر است؟</p>
<p>فیلم داستان پرستاری است که برای نگهداری از یک بیمار رو به موت راهی شمال می شود و ماجراها آنگونه که او پیش بینی می‌کند جلو نمی رود.</p>
<p>پیرنگ اصلی فیلم اتانازی است یا همان مرگ خودخواسته. سارا گاهی به خواست بیماران و گاهی به خواست خود تشخیص می دهد که کدام بیمار بهتر است زنده بماند و کدام یک از این دنیا رخت بربندد! سوژه اثر جالب است و با پرداخت مناسب و گنجاندن ماجراهای پیش برنده داستان می توانست به اثری در خور و حداقل قابل تامل تبدیل شود اما با گنجاندن ماجراهای مختلف از همسر سارا و زنده ماندن پیرمرد و ماجراهای او با نوه اش که هیچ کدام قابلیت اثرگذاری بر کلیت داستان ندارند تبدیل شده است به یک فیلم بی سر و ته و کند و بدون هیچ جذابیت بصری و داستانی که در بهترین حالت تا دقایقی بیننده اش را با خود درگیر می کند و پس از آن تماشاگر دلزده یا سالن را ترک می کند یا با مشقت به تماشای بقیه فیلم می نشیند. درباره بازی بازیگران هم نمی شود به اینهمه بد بودن اشاره نکرد. سوای شخصیت پردازی ابتر و بی و سروته سارا، نازنین احمدی هم در مقابل دوربین سرگردان است و هیچ تلاشی در جهت به تصویر کشیدن این شخصیت از خود نشان نمی دهد و ویژگی خاصی با بازی خود به این پرسوناژ نمی بخشد و البته بقیه بازیگران هم از این قضیه مستثنی نیستند و به زعم نگارنده این بدترین قسمت فیلم است که همه بازیگران یکپارچه بد بازی می کنند و در این میان تلاش دارند گوی سبقت را از یکدیگر بربایند!</p>
<p>به اینها تدوین بدتر فیلم را هم اضافه کنید که با اشتباهات فاحش فیلمنامه و بازی بازیگران فیلم را تبدیل به اثری مضحک و تاسف بار کرده تا مثلا یک فیلم در ژانر سورئال و برای همان  مخاطب خاصی که دلزده از سینمای کمدی آبکی است و دلش برای دیدن فیلمی خوب لک زده!</p>
<p>به هر روی این اثر در بهترین حالت ممکن بعد از حذف حداقل هفتاد دقیقه از فیلم و صحنه هایی که هیچ اثری در پیشبرد داستان ندارند و فقط برای اضافه کردن تایم فیلم در آن گنجانده شده است شاید بتواند به عنوان یک فیلم تجربی کوتاه یا نیمه کوتاه مورد توجه قرار بگیرد و دیگر هیچ.</p>
<p>نکته دیگری که برایم بعد از تماشای آثار به نمایش درآمده در جشنواره فجر امسال بسیار جالب است نمایش این حجم از بدبختی و نکبت و فلاکتی است که در بسیاری از آثار این دوره گریبان قهرمانان قصه ها را گرفته و پایان محتوم به شکستی که برای فیلم ها در نظر گرفته شده، دریغ از ذره ای امید و میل به زندگی و بیچاره تماشاگری که مجبور است شاهد نمایش این تلخی های  دائمی باشد!</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=127586">نگاهی به فیلم سینمایی «ابر بارانش گرفته»/ دریغ از ذره‌ای امید و میل به زندگی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=127586</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به فیلم سینمایی «عامه پسند»/ نمایش شعارزده و سطحی‌نگرانه از مشکلات زنان</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=127408</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=127408#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 02 Feb 2020 17:05:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌هشتمین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[عامه پسند]]></category>
		<category><![CDATA[لاله محمودی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=127408</guid>
		<description><![CDATA[<p>نمایش گل درشت و غیرواقعی و شعارزده و سطحی‌نگرانه «عامه پسند» از مشکلات زنان، اثر نمایش داده شده را در حد یک فیلم ضعیف پایین آورده است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=127408">نگاهی به فیلم سینمایی «عامه پسند»/ نمایش شعارزده و سطحی‌نگرانه از مشکلات زنان</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><u><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></u></strong><strong> – </strong><strong>لاله محمودی :</strong> «عامه پسند» آخرین ساخته بلند سینمایی سهیل بیرقی در کسوت کارگردان است که روز گذشته به عنوان سومین فیلم در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر روی پرده پردیس سینمایی ملت رفت. فیلمی که بیشتر شبیه یک بیانیه نه چندان قوی است و نه فیلمی سینمایی که قرار است بر روی پرده سینماها به نمایش دربیاید!</p>
<p>بیرقی در آثار قبلی خود نشان داده است که علاقه مند به دنیای زنان و جامعه آنان و مشکلات آنان است اما نکته مهم در عدم درک درست همین مقوله است: دنیای زنان امروز ایرانی. آیا چنگ زدن به نخ نماشده ترین و کلیشه ای ترین نمادهای فمینیست سیاه نمایش درست دنیای زن امروز است؟ آیا تخریب حیثیت و توهین آشکار به شخصیت مرد ایرانی در قالب مواردی از قبیل اینکه &#8220;مردها سگند&#8221;، &#8220;سر و گوششان می‌جنبد&#8221;، &#8220;مردها صرفاً موجوداتی تماماً عافیت‌طلب هستند که از زنان تنها برای سرویس‌دهی استفاده می‌کنند&#8221; و&#8230; نمایش تمام واقعیت زنان است یا صرفا روایتی عامه پسند و خوانشی نصفه و نیمه و ابتر از مشکلات زنان محسوب می شود؟ شگفتا که در تمام آثار این فیلمساز، تلاش زنان برای استقلال و اثبات توانمندی های درونی در جامعه ای تماما مردسالار نتیجه ای جز شکست و بن بست و سرکوب و تحقیر برایشان به ارمغان نمی آورد، در حالی که تجمع اینهمه بدبختی و فلاکت و سیاهی در زندگی یک زن واقعی هم جای بسی درنگ و شگفتی دارد!</p>
<p>اگر بپذیریم که فیلمساز موظف است مشکلات و ناهنجاری های جامعه را نشان دهد و راه حلی هرچند ناشدنی هم برای آن بیندیشد و با نمایش تصاویر باورپذیر مخاطب را با خود همراه سازد تا تاثیری هرچند کوچک روی او بگذارد، باید گفت که بیرقی در این زمینه کاملا ناموفق عمل کرده است. قدر مسلم زنان در جامعه امروز ایران با مشکلات جنسیتی فراوان دست و پنجه نرم می کنند اما نمایش گل درشت و غیرواقعی و شعارزده و سطحی نگرانه فیلم، اثر نمایش داده شده را در حد یک فیلم ضعیف پایین آورده است که مهمترین هدف فیلمساز یعنی نمایش دنیای زنان و مشکلات و کم و کاستی ها و آداب و رسوم و قوانین نه چندان عادلانه، تامین نمی شود.</p>
<p>فیلم تلاش دارد با استفاده از تکنیک فلاش بک داستان را جلو ببرد و تا نیمه های فیلم هم موفق عمل کرده است اما از میانه داستان بیننده کاملا می تواند حدس بزند که ماجراهای بعدی چیست و این مهمترین دلیلی است که علاقه و اشتیاق خود به تماشای اثر را از دست بدهد.</p>
<p>بازی های بازیگران حرفه ای فیلم هم چندان چنگی به دل نمی زند و به ویژه معتمدآریا و کوثری حرف تازه ای در بازیگری ندارند اما هوتن شکیبا تلاش کرده به نقش طراوت و تازگی ببخشد و تا حدود زیادی نیز موفق بوده است.</p>
<p>در پایان ذکر این نکته را لازم می دانم که در کارنامه بیرقی این اثر که گویا آخرین اثر سه گانه او بعد از من و عرق سرد است اثری درخشان نیست و نمایش سطحی و بیش از اندازه اغراق گونه آن باعث می شود که به زعم نگارنده در نمایش عمومی هم چندان اقبالی کسب نکند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=127408">نگاهی به فیلم سینمایی «عامه پسند»/ نمایش شعارزده و سطحی‌نگرانه از مشکلات زنان</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=127408</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به فیلم سینمایی «متری شیش و نیم»/ اثری مطلوب در گام دوم</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=115711</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=115711#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 09 Feb 2019 11:30:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[سعید روستایی]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌هفتمین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[لاله محمودی]]></category>
		<category><![CDATA[متری شیش و نیم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=115711</guid>
		<description><![CDATA[<p>«متری شیش و نیم» ساخته دوم سعید روستایی باز هم به موضوع اعتیاد، بحران‌های خانوادگی ناشی از آسیب‌های اجتماعی و کشمکش‌های بیرونی آدمهای ماجرا می‌پردازد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=115711">نگاهی به فیلم سینمایی «متری شیش و نیم»/ اثری مطلوب در گام دوم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a> &#8211; لاله محمودی</strong> : سرگرد صمد مجیدی که مشکلاتی را در زندگی زناشویی خود دارد در پی یافتن ناصر خاکزاد یکی از سرکردگان توزیع مواد مخدر است. کشمکش  سرگرد با همکارانش و رودررویی او با ناصر پس از دستگیری ماجراهای متفاوتی را رقم می زند.</p>
<p>ساخته دوم سعید روستایی فیلمساز جوان سینمای ایران همچون ساخته نخستش «ابد و یک روز» باز هم به موضوع اعتیاد ، بحران های خانوادگی ناشی از آسیب های اجتماعی و کشمکش های بیرونی آدمهای ماجرا می پردازد. روستایی در فیلم جدیدش تلاش می کند تا نگاهی عمقی تر از منظر رفتار شناسی فردی در جامعه به آدمهای داستانش داشته باشد. اینکه چرا ناصر با وجود آنهمه دارایی و ثروت و تضمین یک زندگی آسوده باز هم حاضر به ترک کار خود نیست. اینکه چرا سرگرد مجیدی نمی تواند ارتباط کاری و رفتار مناسبی با همکارانش داشته باشد و &#8230; که در این میان البته تک مضراب هایی را نیز از آسیب هایی که فرد در جامعه به واسطه مشکلات اقتصادی اجتماعی و فرهنگی متحمل و تبدیل به یک خلافکار و بزهکار شده در قالب داستانکهای مختلف همراه داستان اصلی مشاهده می کنیم.</p>
<p>نکته اما آنجاست که روستایی در هیچیک از موارد اشاره شده با وجود تلاشش برای به عمق رفتن و واکاوی شخصیت ها و دلایل وضعیت فعلی ایشان نمی تواند به طور کامل و بایسته موفق شود. به عنوان مثال بجز یک تماس تلفنی که ظاهرا فرزند سرگرد مجیدی با او برقرار می کند و چند دیالوگ در باره تصمیم به ازدواج مجدد با همسرش که قبلا او را طلاق داده نکته دیگری از زندگی مجیدی را مشاهده نمی کنیم که به چه دلیل نتوانسته خانواده اش را حفظ کند. آیا خلق و خو و رفتار خشن او سبب این مساله بوده؟ آیا به دلیل اینکه صبح تا شب غرق در کارش است نتوانسته خانواده اش را ساماندهی و مدیریت کند؟ آیا پرونده هایی که به دلیل اهمال (و یا شاید خطا) در کارش داشته سبب ساز این موضوع بوده؟ همه اینها ابهاماتی است که چرایی وضعیت زندگی شخصی مجیدی را به صورت واضح برای مخاطب مشخص نمی کند. اینگونه است وضعیت ناصر خاکزاد که او نیز در چند جمله کوتاه که از زبان نامزد سابقش و خودش می شنویم موفق به رفتن به عمق نشده و مخاطب نمی تواند واکاوی دقیقی از شخصیت و چرایی اینگونه عملکرد ناصر خاکزاد داشته باشد. اگرچه پرداخت شخصیت ناصر در مقابل پرداخت شخصیت مجیدی بسیار بهتر  و دقیق تر از کار درآمده. در همین زمینه معتقدم داستانکها بسیار حساب شده تر هستند مرد افلیجی که فرزند خردسالش را مجبور می کند تا جرم حمل مواد مخدر را گردن بگیرد. یا آن جوانی که برای گذران زندگی هر از چند گاهی یکبار خودخواسته با جرمی اندک زمینه اعزامش به بازداشتگاه را فراهم می کند تا بتواند افرادی همچون ناصر و دیگران را تلکه کند. چنین است زنی که برای گذران زندگی و برای نجات همسرش که توزیع کننده مواد است با وجود دارا بودن دو فرزند که تحمل دیدن پدرشان را نیز ندارند با او همکاری می کند.</p>
<p>نکته دیگر اینکه قصه «متری شیش و نیم» نیز کاملا دو قسمت است. در قسمت اول با داستانی به شدت اکشن و پلیسی مواجه هستیم که تلاش دامنه دارمجیدی و دوستانش را برای دستگیری ناصر رقم می زند و قسمت دوم که بعد از دستگیری ناصر آغاز می شود و فیلم کاملا به سمت و سوی آسیب شناسی اجتماعی و فرهنگی و رفتاری می رود. به نظر می رسد که این دو قسمت شدن داستان سبب شده تا مخاطبی که درگیر قسمت اول آن شده در مواجهه با قسمت دوم به اصطلاح پس بزند و مخاطبی که قسمت دوم برایش جذاب بوده با قسمت اول مشکل ارتباطی برقرار کند. این موضوع در اثر قبلی روستایی وجود نداشت و قصه از همان ابتدا یقه مخاطب را می گرفت و تا انتها نیز رها نمی کرد اما در اثر جدید روستایی به هر شکل این اتفاق رخ نداده است.</p>
<p>ساختار اما در این فیلم بسیار جذابتر از ساختار فیلم قبلی روستایی است و حتی بر فیلمنامه هم برتری داشته و از آن جلوتر است. سکانس نفسگیر ابتدایی فیلم که در نهایت با زنده به گور شدن آن جوان مواد فروش تمام می شود. صحنه به شدت تاثیر گذار و قابل تامل تعقیب معتادان در یکی از اتوبانهای تهران که دوربین افرادی را نشان می دهد که مثل مور و ملخ از لابلای درختان وسط اتوبان بیرون آمده و در امتداد اتوبان به هر سو می گریزند. صحنه های متعدد ورود دسته دسته معتادان زندانی شده به بازداشتگاه و به ویژه صحنه حضور دسته جمعی معتادان و فروشندگان در دادگاه از یکطرف و مواجهه آنان با خانواده هایشان از طرف دیگر از جمله جذابیت های بصری و ساختاری اثر به شمار می روند. به همه اینها باید صحنه اثر گذار خیس شدن بازداشت شدگان به خواسته خود توسط ناصر را اشاره کنیم که هم در شکل و هم در محتوا تاثر برانگیز بوده و از شرایط خودخواسته ای که جامعه به هر دلیل برای وجود و بزرگ شدن ناصر و امثال او فراهم می کند سخن می گوید. و به ویژه سکانس آخرین ملاقات ناصر با اعضای خانواده اش و حرکات نمایشی برادرزاده اش در مقابل او که در انتها نیز به دلیل شرایط تنش آلود به وجود آمده از دیگران جا می ماند و مجبور می شود تا برهنه به دنبال خانواده رها شود. همه این صحنه ها کدهای موثری هستند که روستایی برای هر چه بیشتر و گسترده تر شدن ارتباط تماشاگر با فیلم وقصه اش در اثر گنجانده و به همین دلیل معتقدم که ساختار فیلم چند قدم از قصه جلوتر حرکت می کند. بازی پیمان معادی در نقش سرگرد صمد مجیدی یکی از تک بازی های دیدنی و خوب این فیلم است همچنین نابازیگران فیلم که گویا همگی معتادان واقعی هستند نیز از پس وظایف محوله خود به خوبی برآمده اند.</p>
<p>در مجموع «متری شیش و نیم» ادامه همان مسیر قبلی سعید روستایی اما اینبار به شکلی دیگر است . این فیلم نیز مانند «ابد و یک روز» بدون تردید فیلم موفقی است که قطعا نظر مخاطبان را نیز جلب خواهد کرد اما معتقدم هرقدر که روستایی در کارگردانی این فیلم پیشرفت داشته فیلمنامه اما موفقیتی برای روستایی محسوب نمی‌شود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=115711">نگاهی به فیلم سینمایی «متری شیش و نیم»/ اثری مطلوب در گام دوم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=115711</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به فیلم سینمایی «قصرشیرین»/ یکی از برگ‌های برنده جشنواره سی‌و‌هفتم</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=114798</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=114798#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 02 Feb 2019 17:48:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌هفتمین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[قصرشیرین]]></category>
		<category><![CDATA[لاله محمودی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=114798</guid>
		<description><![CDATA[<p>«قصرشیرین» را تا پایان روز سوم جشنواره می‌بایست به عنوان یکی از برگ‌های برنده دوره سی‌و‌هفتم و بازگشت میرکریمی به سینمای ایران با یک درام خانوادگی و تا حدی اجتماعی قلمداد کرد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=114798">نگاهی به فیلم سینمایی «قصرشیرین»/ یکی از برگ‌های برنده جشنواره سی‌و‌هفتم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a> &#8211; لاله محمودی* : </strong>جلال مرادی ۴۲ ساله در تصادفی خانواده‌ای را به قتل می‌رساند، اما تصادف در دادگاه غیرعمد شناخته می‌شود. او پس از گذراندن دوران زندان، همسر و فرزندانش را ترک کرده و به شهری دیگر می‌رود، پس از سه سال به شهرش بازمی‌گردد زیرا که زنش دچار مرگ مغزی شده‌است و اوباید سرپرستی فرزندانش را بر عهده بگیرد.</p>
<p>بدون تعارف از سال ۱۳۸۹ به اینسو بعد از فیلم درخشان یه حبه قند و تماشای فیلمهای امروز و دختر رضا میرکریمی مطمئن بودم که این فیلمساز و مدیر فرهنگی که چند سالی است که مسئولیت برگزاری بخش بین الملل جشنواره فجر را نیز پذیرفته دیگر نخواهد توانست فیلمی قابل اعتنا و درخور توجه بسازد. چرا که تغییر دیدگاههای این فیلمساز در دو فیلم «دختر» و «امروز» و مشغله ها و حواشی فراوانی که مدیریت بخش بین‌الملل جشنواره فجر برایش ایجاد کرده بود این ذهنیت را بوجود آورده بود که میرکریمی دیگر به انتهای مسیر رسیده و دیگر نمی توان رویش حساب کرد. تماشای فیلم «قصرشیرین» اما خط بطلانی بر همه این تحلیل ها و ذهنیت کشید و بازگشت باشکوهی را برای میرکریمی پس از یک دوره ناموفق هشت ساله رقم زد.</p>
<p>«قصرشیرین» در اصل قصه مواجهه نامتعارف پدری با دو فرزند پسر و دخترش در فضایی نامتعارف تر است. پدری که به دلیل موجهی از نظر خودش پس از تحمل دوران حبس از خانه و خانواده و زن و فرزندانش دل بریده و در شهر دیگری تشکیل خانواده داده و روزگار می گذراند تا اینکه همسرش دچار مرگ مغزی شده و او برای انتقال اتوموبیل همسرش به شهر محل سکونت خانواده اش مراجعه می کند و در آنجا اجبارا فرزندانش را تحویل می گیرد و به هیچ لطایف الحیلی نیز نمی تواند از زیر بار مسئولیت سرپرستی فرزندان که بیخبر از مرگ مغزی مادر هستند شانه خالی کند و از همین رو یک سفر جاده ای را به همراه پسر و دخترش آغاز می کند و در این مسیر هر کدامشان به درک جدیدی از روابط فیمابین و زندگی می رسند.</p>
<p>شاید انتخاب جاده برای پیشبرد داستان فیلم، یکی از بهترین و کارکردگرا ترین شیوه هایی بود که میر کریمی برای روایت فیلمش استفاده کرده و الحق زیبایی و تاثیر فیلم و قصه بر روی مخاطب و تماشاگر نیز تا حد زیادی ناشی از همراه شدن با شخصیتهای فیلم در سفر مذکور است. از دیگر سو بازی خیره کننده حامد بهداد در نقش جلال را باید از ویژگی های مثبت فیلم دانست که موفق شده همه ریزه کاری های این شخصیت را در بازی خوبش به تصویر بکشد و از جلال که در ابتدا شخصیت منفی ای می نماید یک شخصیت خاکستری بسازد و سبب شود تا مخاطب، جلال را نیز در ردیف یکی از لطمه دیده های داستان به قضاوت بنشیند. در همین رابطه باید از بازی بسیار زیبای دو کودک خردسال فیلم یاد کنیم. به هر حال بازی گرفتن از کودکان در فیلمها سختی های خاص خود را دارد به ویژه اینکه در «قصرشیرین»، دو کودک فیلم نقش های اصلی و عوامل تعیین کننده داستان را نیز بر عهده گرفته اند و الحق از پس وظایف محوله نیز به خوبی برآمده اند.</p>
<p>پرهیز میرکریمی از ایجاد شاخ و برگها و داستانکهای مختلف سبب شده تا با قصه ای سر راست و ساده مواجه باشیم که اساسا نمی‌خواهد به سمت و سوی درام های روانشناسانه و جامعه شناسانه حرکت کند و شاید همین سادگی و صراحت در بیان است که بیننده از همان ابتدا تحت فشار قصه و داستان قرار گرفته و همپای شخصیت های فیلم به گونه ای &#8220;اذیت&#8221; می شود و این اذیت شدن رهایش نمی کند تا پایان داستان. همانجا که رابطه پدر و فرزندی در نهایت شکل می گیرد و جلال به خواسته فرزندش تن می دهد و برای کمک به حیوانی که در برخورد با اتومبیلش مصدوم شده از ماشین خارج می شود. واگویه های درونی واعترافات جلال به فرزندانش در خصوص برخی اتفاقات و اعترافات متقابل از بخشهای زیبا و تاثیر گذار «قصرشیرین» است که در پیشبرد داستان بسیار موثر عمل می کند.</p>
<p>در مجموع باید گفت «قصرشیرین» را نیز تا پایان روز سوم جشنواره می بایست به عنوان یکی از برگ‌های برنده دوره سی و هفتم و بازگشت شکوهمندانه رضا میرکریمی به سینمای ایران با یک درام خانوادگی و تا حدی اجتماعی قلمداد کرد ضمن اینکه با این فیلم می بایست همچنان حساب میرکریمی را در سینما باز نگه داریم.</p>
<p>* عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=114798">نگاهی به فیلم سینمایی «قصرشیرین»/ یکی از برگ‌های برنده جشنواره سی‌و‌هفتم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=114798</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
