<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سوره سینما &#187; مجتبی محمودی</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF%DB%8C" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Jun 2026 11:40:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>نگاهی به فیلم سینمایی «سونامی»/ فیلمنامه‌ای چند‌پاره و ساختاری مغشوش</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=115717</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=115717#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 09 Feb 2019 14:00:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[سونامی]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌هفتمین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[مجتبی محمودی]]></category>
		<category><![CDATA[میلاد صدرعاملی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=115717</guid>
		<description><![CDATA[<p>مشکلات زیادی در فیلمنامه «سونامی» وجود دارد که مستقیما به ساختار منتقل می‌شود و در نهایت و انتهای کار با اثری مواجه می‌شویم که نه فیلمنامه خوبی دارد و نه ساختار خوبی.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=115717">نگاهی به فیلم سینمایی «سونامی»/ فیلمنامه‌ای چند‌پاره و ساختاری مغشوش</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a> &#8211; مجتبی محمودی</strong> : استاد خسروی که با درخواست دشتی رییس فدراسیون تکواندو سرمربیگری تیم ملی را برای حضور در رقابتهای المپیک پذیرفته، دست به تغییر در ترکیب تیم می زند و با دعوت از مرتضی نژادی شاگرد قدیمش به اردو چالش هایی را بین او و بهداد مقدادی رقم می زند.</p>
<p>نخستین ساخته میلاد صدر عاملی که فیلمنامه سونامی را خودش به همراه علی اصغری به نگارش درآورده اند در ردیف فیلم های ورزشی قرار می گیرد. یکی از ژانرهایی که متاسفانه در تعداد و کیفیتش به شدت دچار فقر هستیم. و از این رو در وهله اول از اینکه صدر عاملی در نخستین ساخته اش به سراغ این ژانر محروم در سینمای ایران رفته باید از او تقدیر کنیم. اما در مراحل بعدی این تقدیر نمی تواند ادامه یابد. چرا که مشکلات زیادی در فیلمنامه وجود دارد که مستقیما به ساختار منتقل می شود و در نهایت و انتهای کار با اثری مواجه می شویم که نه فیلمنامه خوبی دارد و نه ساختار خوبی. تصویری که نویسنده از دشتی به عنوان رییس فدراسیون ارائه می کند یک تصویر کاریکاتور گونه است. همچنین اعضای کمیته فنی فدراسیون نیز اینگونه اند. اگر چه منکر مسئال مبهم و پشت پرده پر حاشیه ورزش کشورمان در رشته های مختلف نیستیم و حتی میدانیم که تکواندو یکی از ورزشهایی است که در چند سال اخیر به دلیل همین مسائل، جایگاه معتبر خود را در دنیا از دست داد ه و مبدل یه یکی از کشورهای معمولی رد این حوزه اما نباید یادمان برود که در داستان مذکور قرار است با یک قصه ورزشی و چالشی در روابط بین دو ورزشکار مواجه باشیم و نه با یک اثر سیاسی گزنده که نگاه منتقدانه را متوجه پشت پرده ورزش در کشور ما می کند و اتفاقا معتقدم فیلمنامه اثر درست درد همین نقطه دچار آسیب شده است چرا که تکلیف نویسندگان با خودشان مشخص نیست. از آن جهت که به نظر می رسد فیلمنامه میان یک درام اجتماعی، یک درام ورزشی و یک درام سیاسی سرگردان است و نویسندگان تلاش کرده اند تا با توجه به سلیقه خود سهمی از هر یک از موارد مذکور را در قصه شان بگنجانند که همین مساله سرگردانی مورد اشاره را به وجود آورده است.سرگردانی ای که تا پایان ماجرا نیز ادامه می یابد و مخاطب بالاخره تکلیفش روشن ممی شود که باید تمرکز خود را متوجه درونیات آدمهای داستان و روابطشان کند. خط ورزشی قصه و روابط آدمها را در این زمینه پیگیری کند و یا ناظر بیانیه ای سیاسی و انتنقادی باشد که در قالب دیالوگهای مختلف و شخصیت پردازی های جهت دار در این زمینه به وجود می آید و بالاخره معلوم نمی شود که کدام یک اصل است و کدام یک فرع. از همه بدتر، در این میان ارتباط دادن ماجرای باخت مصلحتی مرتضی در مسابقات المپیک به دلیل عدم رودر رو شدن با حریف رژیم صهیونیستی با تصمیم او برای باخت مصلحتی (و شاید اینجا مردانه و معرفتی) در مسابقات انتخابی تیم ملی به بهداد است. اینکه نویسندگان فیلمنامه با کدام منطق به این نتیجه رسیده اند که این دو باخت را به یکدیگر ربط دهند و بدتر اندر بدتر همین بخش که چرا به مخاطب القا می شود عدم رودر رویی با حریفانی از رژیم صهیونیستی باید این تفکر را ایجاد کند که قهرمانان ما دنیا برایشان به پایان رسیده و چرا در این رابطه اینهمه هراس به مخاطب القا می شود؟</p>
<p>به همین زمینه بیفزایید روابط آدمهای قصه را. رابطه مرتضی پریسا و رابطه ترگل و بهداد از چه جنسی است؟ چرا اینگونه روابط می بایست ترویج شود و هیچگونه نقد حداقلی بر آن وارد نشود؟ رابطه پریسا با بهداد فقط کاری و پولی است؟ رابطه ترگل با اسپانسر ها در آن پارتی کذایی که ظاهرا توسط اسپانسر برپا شده و کمی بعدتر می بینیم که ظاهرا اسپانسر چند بچه پولدار بی دغدغه هستند که بابت &#8220;پراندن&#8221; دخترها به بهداد معترض و با درگیر می شوند در چه سطحی است؟. از این دست معایب در فیلمنامه کنونی سونامی کم نیست که شاهکار آن نیز موضوع پارکینسون استاد خسروی است که خیلی بی ربط به قصه وارد و خیلی بی ربط تر و با استعفای او از سرمربیگری تیم ملی و جایگزینی رضا که فردی شکننده ناراحت عصبی فاقد تجربه و فاقد قدرت مدیریت است بجای خودش نیز از قصه خارج می شود. این نکته را نیز باید اضافه کنم که تاکنون در جایی نخوانده و نشنیده ایم که در رقابتهای انتخابی تیم ملی برای رشته های مختلف میان دو ورزشکار، مربی و پزشک و سایر اعضای تیم ملی ، یکی از طرفین را هدایت کنند و طرف دیگر از این موهبت برخوردار نباشد. این مساله نشان می دهد که ظاهرا دوستان فیلمنامه نویس حتی از بدیهی ترین اصول در زمینه نحوه و چگونگی برگزاری مسابقات انتخابی تیم ملی نیز بی اطلاع بوده اند.</p>
<p>ساختار نیز متاثر از متن بسیار ضعیف و کند است. از انتخاب نادرست بهرام رادان و علیرضا شجاع نوری و ژوله و استادی گرفته تا سایر بازیگران ریز و درشت فیلم که با وجود تلاش خوبشان به دلیل اینکه از ابتدا انتخاب نادرستی برای نقش های مورد اشاره با ویژگی های مغایر با ویژگی های این بازیگران هستند نمی توانند باور پذیر باشند و در این میان شاید انتخاب خوب و تا حدی بازی مناسب مهرداد صدیقیان به نقش بهداد و همچنین فرشته حسینی به نقش ترگل تک انتخابهای درست کارگردان به شمار می رود. فیلمبرداری، تدوین، موسیقی متن، طراحی صحنه و لباس و گریم هم با وجود اینکه هر یک از  دست اندرکاران این بخشها جزو خوب های رشته خود هستند نیز نمی توانند ساختار مغشوش و کارگردانی ضعیف فیلم را نجات دهد و از این رو متاسفانه نخستین فیلم میلاد صدر عاملی در ردیف یکی از بدترین های جشنوراه سی و هفتم فیلم فجر قرار می گیرد و این شائبه را به وجود می آورد که اگر مشخصات شناسنامه ای کارگردان جوان فیلم سونامی با مشخصات شناسنامه ای کارگردانی به نام رسول صدر عاملی تطبیق پیدا نمی کرد، آیا اکنون فیلم مذکور شانسی برای حضور در جشنواره را پیدا می کرد یا اینکه بالاخره دست اندرکاران جشنواره خواسته اند به حالی به پدر و تهیه کننده فیلم بدهند و الحق هم که حال خوبی داده اند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=115717">نگاهی به فیلم سینمایی «سونامی»/ فیلمنامه‌ای چند‌پاره و ساختاری مغشوش</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=115717</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به فیلم «۲۳ نفر»/ خوش‌ساخت و ماندگار در سینمای دفاع مقدس</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=115438</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=115438#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 06 Feb 2019 10:00:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌هفتمین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[مجتبی محمودی]]></category>
		<category><![CDATA[۲۳ نفر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=115438</guid>
		<description><![CDATA[<p>ساخت فیلم‌هایی همچون «۲۳ نفر» این نکته مهم را اثبات می‌کند که می‌توان با بودجه محدود و جمع و جور هم فیلمی خوش‌ساخت و ماندگار در عرصه سینمای دفاع مقدس ساخت و به ثبت رساند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=115438">نگاهی به فیلم «۲۳ نفر»/ خوش‌ساخت و ماندگار در سینمای دفاع مقدس</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a> &#8211; مجتبی محمودی</strong> : <strong>اول :</strong> آنچه که در تاریخ درباره ۲۳ نفر آمده این است: بیست و سه نفر، گروهی از رزمندگان نوجوان ایرانی بودند که در جریان جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۱ به اسارت نیروهای عراقی درآمدند. این گروه کم سن و سال بین ۱۳ تا ۱۷ سال سن داشتند و اکثراً از تیپ ثارالله کرمان اعزام شده بودند و در اردیبهشت ۱۳۶۱ در مرحله مقدماتی عملیات بیت‌المقدس در مناطق مختلف جبهه اسیر شدند. صدام پس از آگاهی از این موضوع و دیدن گزارش اسارت قوای ایرانی به دلیل شکست در خرمشهر سعی می‌کند از این ماجرا سوءاستفاده و به نفع خود بهره‌برداری تبلیغاتی نماید و دستور می‌دهد که آن‌ها را از بقیه اسرا جدا کنند و به کاخ وی بیاورند.در دیداری که این نوجوانان با شخص اول کشور عراق صدام حسین داشتند وی سعی می‌کند تا با ناراحت شدن از این موضوع که اینها کودکانی بیش نیستند که به زور به جنگ فرستاده شدند، با آن‌ها احساس همدردی کند و به دختر کوچکش «حلا» می‌گوید که شاخه گل‌هایی را به آن‌ها بدهد و بعد با آن‌ها عکس یادگاری می‌گیرد و می‌گوید که بزودی با موافقت کمیته بین‌المللی صلیب سرخ آن‌ها را به ایران برمی‌گرداند.مطبوعات عراق پس از این ماجرا فیلم‌ها و عکس‌هایی از آن‌ها منتشر می‌کنند و در تیتر روزنامه‌های عراق جمله معروف صدام را می‌نویسند: «کل اطفال العالم اطفالنا» همه بچه‌های دنیا بچه‌های ما هستند.این ۲۳ نفر که در موضع انفعالی قرار گرفته بودند اعتصاب غذا می‌کنند تا به جمع دیگر اسیران بازگردند. آن‌ها در نهایت پس از اتفاقات زیادی به خواسته خود می‌رسند ولی تا روز ۲۶ مرداد ۱۳۶۹ در اسارت می‌مانند.</p>
<p>اسیر ایرانی دیگری به نام ملاصالح قاری مترجم صدام در این دیدار بود که بعدها پس از آزادی به جرم خیانت به ایران از طرف وزارت اطلاعات ایران زندانی و بازجویی گردید و نهایتاً با نامه سید علی‌اکبر ابوترابی‌فرد روحانی آزاد شده از اسارت بی گناهی وی اثبات شده و از وی رفع اتهام می‌شود.</p>
<p><strong>دوم :</strong> آنچه در فیلمنامه با آن مواجهیم: کتاب آن بیست و سه نفر خاطرات خودنوشت احمد یوسف زاده و کتاب ملا صالح، سرگذشت ملا صالح قاری مترجم اسرا به قلم رضیه غبیشی به انضمام آنچه که در بخش نخست این یادداشت آمد همگی پایه اصلی فیلمنامه  ۲۳ نفر را تشکیل می دهند. فیلمنامه ای که تلاش می کند تا به متون اصلی ذکر شده وفادار باشد و از همین رو داستان با دو راوی در بخشهایی با صدای احمد و در بخشهای دیگر با صدای ملاصالح روایت می شود. استفاده از شیوه روایی در اثر مهدی جعفری سبب می شود تا فیلم شکل مستند گونه ای پیدا کند که به جذابیت های محتوایی آن کمک می کند. اما مساله اینجاست که اگرچه ملاصالح نیز در برهه ای مترجم گروه ۲۳ سنفره نوجوانان بوده چرا خط داستانی درباره او که به شکل موازی با داستان اصلی روایت می شود اینقدر پر رنگ است؟ این مساله سئوالی را در ذهن مخاطب و تماشاگر ایجاد می کند که وقتی حتی اسم فیلم هم ۲۳ نفر است و موضوع داستان نیز روایتی از اسارت تا آزادی گروه ۲۳ نفر است توجه و تاکید به نقش ملا صالح در پیشبرد داستان چه نقشی دارد؟ جز اینکه بپذیریم حضور ملاصالح و قصه اش هم راستا با قصه اصلی فیلم از روی علاقه شخصی و یا شاید ادای دین نویسنده فیلمنامه به این فرد فداکار صورت گرفته است و بس.فیلمنامه اما نگاه خود را متمرکز می کند بر روی کنتکاشی به زندگی و رفتارهای این گروه از زمان اسارت تا پذیرفته شدن درخواستشان برای انتقال به اردوگاه اسرا و در این سفر و کنکاش نشان می دهد که چگونه نوجوانان یاد شده در یک طی طریق زیبا دوره نوجوانی را پشتسر گذاشته و &#8221; مرد&#8221; می شوند. پرهیز آگاهانه از وضعیت اسرا در اردوگاهها، ریتم تند و بسیار کوتاه از صحنه درگیری رزمندگان فیلم با سربازان بعثی و بلافاصله به اسارت درآمدن گروه که معنایش پرهیز از به تصویر کشیدن صحنه های گسترده درگیری و اکشن و غیره است. از نکات بارز فیلمنامه ۲۳ نفر به شمار می رود که اوج آن در صحنه بازجویی نوجوانان توسط مامور عراقی است که به اجبار از آنان می خواهد سن خود را بسیار کمتر از انچه که هست بگویند و همین مساله موقعیت جالبی را می آفریند.</p>
<p><strong>سوم :</strong> ساختار و تکنیک اثر: اگر چه فیلم در ساختار خود بیان روایی و لحن مناسبی دارد اما به نظر می رسد در ساختار همچنان با نوعی مستند سینمایی مواجهیم که هویت خاطره را با خود به همراه داشته و به طور کامل &#8221; سینما&#8221; نشده. دلیل این مساله شاید تجربه و تبحر مهدی جعفری (کارگردانی که با ۲۳ نفر دومین فیلم سینمایی خود را تجربه می کند و البته از مدیران خوب فیلمبرداری آثار سینمایی و خود کارگردان تعداد زیادی مستند داستانی است ) در حوزه مستند سازی است که این تجربه و نگاه در تلفیق با تصاویر آرشیوی که ابیته وجودشان به شدت برای پیشبرد فیلم ضرورت دارد اثر را از حالت سینمایی خارج ساخته و شکل مستند داستانی به آن داده است.</p>
<p>با این حال اما انتخاب بازیگران گروه ۲۳ نفر که الحق همگی از پس نقشهای محوله خود برآمده اند و انتخاب بازیگر نقش ملا صالح که با ظرافت و زیبایی ویژگی های آشکار و پنهان این شخصیت را به نمایش می گذارد از جمله نقاط قوت ۲۳ نفر به حساب می آید. ضرباهنگ مناسب، تصویربرداری منطبق با حس و حال و فضای داستان، از جمله سایر عوامل تاثیر گذار فیلم به شمار می روند. در مجموع معتقدم جنگ تحمیلی انچنان ظرفیتهای زیادی برای تولیدات سینمایی دارد که متاسفانه سینمای ایران تاکنون در این زمینه کم کار بوده و ساخت فیلمهایی همچون ۲۳ نفر می تواند علاوه بر یاداوری این ظرفیت ها، این نکته مهم را نیز اثبات کند که می توان با بودجه محدود و جمع و جور هم فیلمی خوش ساخت و ماندگار در عرصه سینمای دفاع مقدس ساخت و به ثبت رساند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=115438">نگاهی به فیلم «۲۳ نفر»/ خوش‌ساخت و ماندگار در سینمای دفاع مقدس</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=115438</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به مستند «دلبند»/ سرشار از عشق و امید به زندگی</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=115079</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=115079#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 04 Feb 2019 09:45:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای مستند]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[الهه نوبخت]]></category>
		<category><![CDATA[دلبند]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌هفتمین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[مجتبی محمودی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=115079</guid>
		<description><![CDATA[<p>داستان «دلبند» روایتگر زندگی و تلاش پیرزنی است که در یکی از روستاهای کوهستانی شمال کشور زندگی می‌کند و عشق و علاقه‌اش به کار و به ویژه گاوهایش برای او زندگی متفاوتی را رقم زده است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=115079">نگاهی به مستند «دلبند»/ سرشار از عشق و امید به زندگی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a> &#8211; مجتبی محمودی</strong> : مستند «دلبند» که به عنوان یکی از آثار برگزیده سینمای مستند در پنجمین روز جشنواره سی و هفتم در پردیس سینمایی ملت برای اهالی رسانه و منتقدان به نمایش درآمد. داستان این فیلم روایتگر زندگی و تلاش پیرزنی به نام فیروزه خورشیدی است که در سن هشتاد سالگی در یکی از روستاهای کوهستانی در منطقه شمال کشور زندگی می کند و عشق و علاقه اش به کار و به ویژه گاوهایش برای او زندگی متفاوتی را رقم زده است.</p>
<p>بدون تردید «دلبند» را می بایست به عنوان یکی از درخشان ترین آثار سینمای مستند ایران در چند سال اخیر دانست مستندی که در آن زندگی و عشق جاریست و و نشانه های آن را در جای جای اثر در زندگی پیرزن هشتاد ساله ای که محوریت فیلم بر پایه زندگی او قرار گرفته شاهد هستیم. همواره این نکته را گفته و نوشته ایم که برای تربیت و پرورش مخاطب خوب و جدی برای سینما می‌بایست توجه ویژه ای را به سوی سینمای مستند و کوتاه داشته باشیم. مسئولان و سیاستگذاران و به ویژه دست اندرکاران حوزه اکران تا زمانی که سهمی از اکران را به صورت مستمر به اکران فیلم های کوتاه و مستند اختصاص ندهند موفق به دستیابی به این مهم نخواهیم شد. این مساله را از این جهت متذکر می شوم که بی اغراق مستند دلبند از بسیاری از آثار حاضر در بخش مسابقه سینمای ایران یا همان سودای سیمرغ جذاب تر و دیدنی تر بود و حیف است که عامه تماشاگران و مخاطبان سینما از تماشای چنین آثار ارزشمندی در اکران عمومی محروم بمانند.</p>
<p>آنگونه که از تصاویر موجود در این مستند بر می آید گروه سازنده اثر بازه زمانی بیش از یکسال را برای فیلمبرداری آن صرف کرده اند به تصویر کشیدن چهار فصل مختلف در زندگی فیروزه بیانگر این موضوع است که طالبی و همکارانش تلاش کرده اند تا برشی یکساله از زندگی یک پیرزن هشتاد ساله را ثبت و ضبط کنند. پیرزنی که گاودار و به شغل آبا و اجدادیش مشغول و حدودا ده سالی است که همسرش را از دست داده و با وجود دارا بودن ۱۱ فرزند هیچ کمک حالی بجز خواهر زاده اش ندارد. او مطابق روش پدرانش و برای توجه بیشتر به گاوهایش مدتی از سال را در ییلاق که یک منطقه کوهستانی دور از دسترس است می گذراند و بقیه زمان را نیز در روستای محل زندگیش به عنوان قشلاق گذر عمر می کند. بیننده در این داستان با مفهوم جدیدی از تلاش، استقامت، امید و خودکفایی مواجه شده و حتی گاهی اوقات این مواجه شدن تا مرز شرمندگی نیز پیش می رود چرا که امور روزمره زندگی فیروزه به شکلی است که در برخی مواقع یک جوان حتی از انجامش ناتوان است.</p>
<p>انتخاب نام فیلم نیز بسیار هوشمندانه است. دلبستگی و وابستگی عاطفی و احساسی فیروزه به گاوهایش و به طبیعت محل زندگیش آنقدر زیاد است که گاوها و طبیعت همچون فرزندان دلبند او هستند . یکی از صحنه های به شدت تاثیر گذار این مستند انجاست که فیروزه برای جمع کرده چوب به جنگل می رود و در حالی که از میان درختان و شاخه های خشک افتاده بر روی زمین در حال جمع آوری چوب و هیزم است و در باره اهمیت جنگل سخن می گوید صدای اره برقی قاچاقچیانی را می شنویم که در حال غارت منابع ملی هستند. البته فیلم چنین صحنه هایی را کم ندارد که به عنوان مثال می توان به صحنه دیگری اشاره کنم که فیروزه با وجود برف سنگینی که در منطقه باریده همچنان عاشقانه و به سختی خود را به مزار همسرش می رساند و برفهای روی سنگ مزار را می روبد و پس از قرائت فاتحه ، انجا را ترک می کند. قابهای زیبا از چهار فصل سال در منطقه کوهستانی البرز که به گفته کارگردان مکانی در مرز بین مازندران و سمنان است از دیگر ویژگی های جذاب فیلم به شمار می رود به گونه ای که تماشاگر تعریف واقعی چهار فصل را با تماشای تصاویر زیبا ثبت شده خیلی بهتر درک می کند. یکی دیگر از نکات بارز قابل اشاره این فیلم به تصویر کشیدن شخصیت گفتاری و رفتاری و ارتباطی فیروزه با همه جزییات آن است تا جایی که بیننده می تواند  در یابد که فیروزه زنی مردم دار،خودساخته، صریح اللهجه،مهربان و در عین حال غیر قابل نفوذ است آنجا که به خاطر تامین بخشی از هزینه اجاره بهای دخترش و در عین دلخوری از بی وفایی فرزندانش، یکی از گاوها را به همراه گوساله  اش می فروشد و در لحظه تحویل گاو، سر او را می بوسد و برایش خوشبختی نزد صاحب جدید آرزو می کند یا در صحنه ای که به درمانگاه روستا مراجعه می کند و صراحتا به دکتر درمانگاه اعلام می کند که اعتقادی به دکتر و این چیزها ندارد و امروز استثنا و در مسیر عبور به آنجا آمده همگی به خوبی و در عین صداقت و زیبایی ویژگی های آشکار و پنهان اقتدار فیروزه را به رخ مخاطب فیلم می کشد.</p>
<p>تکان دهنده ترین صحنه فیلم اما سکانس پایانی است جایی که فیروزه از کارگردان و تصویربردار و عوامل فیلم می خواهد که اتاق را ترک کنند تا او بتواند به راحتی با دوربین روشن گروه کمی درد و دل کند و اینجاست که تماشاگر با بخشی دیگر از روحیات فیروزه آنهم در لحظات پایانی اثر مواجه می شود که با بغض و گریه خواهرزاده اش نجات را وصی و وارث خود قرار می دهد و مدام و مکرر سفارش و وصیت می کند تا نجات تحت هیچ شرایطی گاوهای لبندش را پس از مرگ فیروزه نفروشد. صحنه درد و دل فیروزه با دوربین در واقع وصیت نامه تصویری این پیرزن است که به شکلی موجز و در عین حال زیبا یکی از بهترین پایان بندی ها را رقم می زند.</p>
<p>به نظر می رسد چنانچه سازندگان فیلم «دلبند» کمر همت بسته و با تبلیغات مناسب و ایجاد زمینه مناسب، راه را برای ورود این مستند به شبکه نمایش خانگی هموار سازند حداقل این امیدواری وجود دارد که بخش مهمی از همطنان بتوانند با این اثر درخشان و تاثیر گذار سینمای مستند ایران آشنا شوند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=115079">نگاهی به مستند «دلبند»/ سرشار از عشق و امید به زندگی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=115079</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به فیلم سینمایی «روزهای نارنجی»/ نبرد نابرابر در اوج تنهایی</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=114932</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=114932#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 03 Feb 2019 16:00:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[روزهای نارنجی]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌هفتمین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[مجتبی محمودی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=114932</guid>
		<description><![CDATA[<p>تنهایی شخصیت اول «روزهای نارنجی» در جامعه و محیط پیرامونی‌اش از نکات قابل تامل فیلم و فیلمنامه است. این تنهایی تا جایی برجسته شده که آبان از برقراری بدیهی‌ترین ارتباطات نیز عاجز است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=114932">نگاهی به فیلم سینمایی «روزهای نارنجی»/ نبرد نابرابر در اوج تنهایی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a> &#8211; مجتبی محمودی</strong> : نخستین ساخته آرش لاهوتی سینماگری که در حوزه مستند شناخته شده است روایتگر داستان زنی به نام آبان است که در شمال کشور به شغل میوه چینی به همراه کارگران فصلی مشغول است و حوادث گوناگونی را در زندگی تجربه می کند. این فیلم پیش از این حضور موفقی را در تعدادی از جشنواره های جهانی تجربه کرده است. قصه فیلم همراهی ده روزه مخاطب با زنی به نام آبان است که هدیه تهرانی ایفای نقش او را بر عهده دارد. در این همراهی ده روزه مخاطب با مشکلات روحی، عاطفی، اقتصادی و کاری یک زن آشنا می شود زنی که تصمیم گرفته روی پای خود بایستد و خودش بسازد و آباد کند. زنی که در برابر مشکلات اگرچه کمرش خم می شود اما نمی گرید. تلاش می کند تا راههای بسته را باز کند و وقتی با بن بستی مواجه می شود راه خروجی از آن بن بست بیابد و همه این افعال را به تنهایی و بدون کمک گرفتن از دیگران انجام می دهد. اگرچه لاهوتی در گفتگویی مدعی شده بود که فیلمش ضد مرد نیست اما قصه ای که خود به همراه جمیله دارالشفایی برای این فیلم به نگارش درآورده اند به مخاطب چیز دیگری می گوید. هیچیک از مردهایی که در داستان حضور دارند واجد ویژگی های مثبتی نیستند. از مجید همسر آبان گرفته تا کاظم و آقا یعقوب و جوان راننده وانتی که عاشق زری  است همه و همه دچار نقص های مختلف رفتاری ، روحی و ارتباطی هستند. یکی معتاد است دیگری خبیث است آن یکی خیانتکار از آب در می آید، پسرخاله اش نزول خور است، دیگری حداکثر تلاش خبیثانه اش را انجام می دهد تا کار آبان به سرانجام نرسد و در یک کلام هیچیک از مردهای داستان به معنای واقعی کلمه سالم نیستند. اینکه چرا و چگونه نویسندگان برای برجسته تر ساختن شخصیت آبان و یا بزرگ کردن مشکلات ریز و درشت آبان در زندگی کاری و شخصی به سمت شخصیت پردازی اینچنینی مردان هجوم برده اند جای بحث و تامل فراوانی دارد.</p>
<p>تنهایی آبان در جامعه و محیط پیرامونی اش نیز از نکات قابل تامل فیلم و فیلمنامه است. این تنهایی تا جایی برجسته شده که آبان از برقراری بدیهی ترین ارتباطات نیز عاجز است و آنجا که تلاش می کند ظرف غذایش را برداشته و پس از مدتها به میان جمع بیاید نیز بازهم تنهاست. تنهایی مذکور در کنار فشارها و تنگناهایی که آبان درگیر آن است و تلاش می کند در مواجهه با این تنگناها مردانه عمل کند و فریادی نزند و اشکی نریزد از جمله نقاط مورد تاکید نویسنده و کارگردان بوده و همین تلاش برای زانو نزدن در برابر مشکلات سبب شده تا نشانه های پیری، زمختی و دور شدن از هویت معمول زنانه به یکی از نشانه های بارز رفتاری و گفتاری آبان بدل شود. در کنار همه این عوامل باید به برخی از ویژگی های عاطفی او نیز اشاره کنیم. آبان، از زری دختر معتادی که اسیر عشق یک راننده جوان شده مراقبت و برایش مادری می کند. اگرچه در انتها زری قدر این محبت را نمی شناسد و با جوان می گریزد . همینگونه است محبت او به یکی دیگر از شخصیتهای قصه که در نهایت متوجه رابطه اخلاقی زن جوان با همسرش می شود یا دختر کم سن و سالی که به همراه نوزادش  و از روی اجبار برای کار آمده را مورد لطف و پذیرش خود قرار می دهد اما همین دختر عامل اصلی شورش کارگران بر علیه آبان می شود و ضرب المثل دستی که نمک ندارد را مصداق می بخشد. اینکه چرا می بایست جواب خوبی های آبان بدی باشد در فیلمنامه دلایلش به خوبی پرداخت نشده اما ظاهرا همین امر نیز قرار است کارکردی اثر گذار باز هم بر تنهایی بیش از پیش آبان داشته باشد.</p>
<p>ساختار فیلم و به ویژه فیلمبرداری آن تا حد زیادی مستند گونه است که به نظر می رسد آرش لاهوتی همچنان دلمشغولی های تکنیکی خود در سینمای مستند را حفظ کرده و آن را به نخستین ساخته سینمایی اش نیز تعمیم داده است. فیلمبرداری بسیاری از صحنه ها توسط دوربین روی دست انجام شده ضمن اینکه بیان روایی فیلم و تکیه و تاکید مکرر بر تنهایی و مشکلات آبان نیز از دیگر مواردی است که هم قصه و هم ساختار را به لحن مستند گونه نزدیک و نزدیکتر می سازد. سرنوشت نامحتوم آبان در انتهای ماجرا نیز اما از نکات ارزشمند فیلم به شمار می رود. آنجا که خسته اما فارغ از انجام مسئولیت مجددا به جامعه باز می گردد و این ذهنیت به مخاطب القا می شود که از اینجا به بعد در جامعه ای که  همه چیزش تحت استیلای مردان قرار دارد (به ویژه حوزه کاری آبان که اساسا کاری مردانه است) با پیروزی وی در این نبرد نابرابر قرار است چه اتفاقی در انتظارش باشد.</p>
<p>بازی خوب هدیه تهرانی را نیز باید موارد ارزشمند روزهای نارنجی اضافه کنیم اما ساختار فیلم برای ایجاد زبان بیانی مناسبتر و یافتن ضرباهنگ مناسبتر نیاز به تدوین مجدد برای اکران عمومی دارد تا آرش لاهوتی در مواجهه با تماشاگران عاوم و دریافت بازخورد ایشان برای فیلم بعدیش تصمیمات بهتری بگیرد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=114932">نگاهی به فیلم سینمایی «روزهای نارنجی»/ نبرد نابرابر در اوج تنهایی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=114932</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به فیلم سینمایی «تیغ و ترمه»/ بی‌حوصله همچون سازنده‌اش</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=114574</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=114574#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 01 Feb 2019 13:17:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[تیغ و ترمه]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌هفتمین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[مجتبی محمودی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=114574</guid>
		<description><![CDATA[<p>فیلمسازی که سینما را می‌شناسد، بازیگر می‌سازد و نبض تماشاگر را در دست دارد در ده سال اخیر به هر دلیلی بی‌حوصله و خسته شده است و گویا رسالتی را بر عهده گرفته که با همه خستگی و کرختی‌اش باید همچنان به فیلمسازی‌اش ادامه دهد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=114574">نگاهی به فیلم سینمایی «تیغ و ترمه»/ بی‌حوصله همچون سازنده‌اش</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a> &#8211; مجتبی محمودی :</strong> کارگردان کهنه کار سینما و تلویزیون ایران در آستانه هفتاد سالگی به سراغ یک اقتباس ادبی دیگر رفته است. تیغ و ترمه برگرفته از رمان «کی از این چرخ و فلک پیاده می‌شوم؟» نخستین نوشته گلرنگ رنجبر که یک تجربه کارگاهی کارگاه داستان نویسی حسین سنا پور است داستان دختری جوان به نام «ترمه» است. او در کودکی پدر خود را از دست داده و با عمویش زندگی می‌کند. مادر ترمه، لیلی، که بعد از مرگ پدرش به آمریکا مهاجرت کرده به ایران می‌آید تا تکلیف ارث و میراث او را مشخص کند. در این بین از رازهایی قدیمی و روابط آدم‌های اطراف ترمه پرده برداشته می‌شود.</p>
<p>کیومرث پور احمد پیش از تیغ و ترمه نیز تجربه ساخت فیلم در حوزه اقتباس ادبی را دارد که اتفاقا تجربه موفقی هم از کار درآمده است. اما تیغ و ترمه چه در محتوا و چه در ساختار متاسفانه اقتباس موفقی نبوده است. شاید یکی از دلایل آن را می بایست در متن اصلی یعنی رمان گلرنگ رنجبر جستجو کنیم. قصه کنکاش های ذهنی دک دختر جوان هنرمند که گذشته خانوادگی مبهمی داشته و او در آستانه اتخاذ حساس ترین تصمیمات زندگیش قرار دارد. این موضوع به خودی خود می تواند بسیار جذاب باشد زیرا جامعه کنونی که یک جامعه جوان است با موضوعات مبتلا به اینچنینی مواجه است و ذهن عصیانگر، پرسشگر و جستجو گر نسل جوان در عصر کنونی دچار تلاطمات فراوانی است که می بایست مورد بررسی و کنکاش جامعه شناسانه قرار بگیرد. از این منظر موضوع ترمه قابل تعمیم به بسیاری از جوانان حال حاضر عصر ما محسوب می شود اما مشکل در داستان انجایی بروز پیدا می کند که نویسنده نتوانسته داستانش را قوام درستی ببخشد و این کنکاش ها در خدمت داستان برای رفع و گشوده شدن گره های گوناگون و در یک کلام برای ابهام زدایی واقع شود.به نظر می رسد تنهایی جوان و جوانانی امثال ترمه در در جامعه حال حاضر اگر در قصه مورد تاکید بیشتری قرار می گرفت اینک با قصه متفاوت تری مواجه می بودیم اما زمانی که نویسنده مجموعه ای از موضوعات  را در داستانش به میان می آورد و در این موضوعات پی در پی فرصت انتخاب و تحلیل به مخاطبش را نیز نمی دهد طبیعتا نه تنها گره ها رفع نمی شود بلکه ابهاماتی بر پیچیدگی های قبلی نیز می افزاید. در داستان پور احمد نیز با همین ئمشکل مواجهیم. این کنکاش ها این جستجوها این تلاش ها قرار است به چه نتیجه ای برسد و به کجا ختم شود؟ عشق خیانت صداقت دوستی ها آینده مبهم زندگی مشترک مهاجرت و بسیاری از مسائل دیگر که از رمان رنجبر به فیلمنامه پور احمد نیز سرایت کرده اند و این مساله در ساختار تبدیل به معضلی شده که مخاطب نمی داند بالاخره با یک درام روانشناسانه مواجه است؟ با یک موضوع اجتماعی که نمونه اش را در محیط پیرامونی اش دیده روبروست؟ در معرض یک موضوع جامعه شناسانه و آسیب شناسی جامعه امروز قرار گرفته است؟ همه این ابهامات و سئوالات سبب می شود که مخاطب نتواند به درستی تکلیفش را با اثر جدید پور احمد دریافته تا بتواند همان خط را دنبال کند و مدام از این موضوع به آن موضوع و از اینسو به آنسو پرت می شود. ارتباطات ذهنی ترمه با پدری که در دوران طفولیت او درگذشته و ترمه در نهایت کشف و شهودهایش در می یابد که پدر بر اثر رفارهای ناشایست مادر و رفتارهای متناقض نزدیک ترین اطرافیانش تن به مرگی خود خواسته داده به پایانی منجر می شود که اصلا و ابدا با کلیت داستان منطق و همخوانی ندارد. مادری که در نهایت تصمیم می گیرد دست دختر تنهایش را بگیرد و او را از خاک بلند کند با چه هدفی و بر اثر چه پیش زمینه ای مبادرت به اینکار می کند؟ چرا باید با چنین پایانی مواجه باشیم؟ پایانی که پر از تناقض است. تناقضی که حاصل از شخصیت پردازی لیلی است. ضجه زدنهای ترمه در پایان ماجرا چه دلیلی دارد؟ آیا زمانی که او همه گره ها را به زعم خود گشوده به دلیلذ مرگ پدر پی برده به علت مهاجرت مادر و دلیل بازگشت دست یافته از خیانت نامزدش آگاه شده و فهمیده که اکنون تنهاتر و بی پناه تر از هر زمان دیگری است اینگونه اعتراض خود را به عالم و آدم اعلام می کند؟ با چه هدفی و به چه دلیلی؟  در مجموع به نظر می رسد تیغ و ترمه بیشترین لطمات را از ناحیه قصه اش متحمل شده و پور احمد نتوانسته در تبدیل رمان گلرنگ رنجبر به فیلمنامه موفق و صحیح عمل کند. و به همین دلیل با قصه ای چند پاره دارای تناقض و بی هدف مواجهیم که نمی تواند انتظارات را برآورده سازد.</p>
<p>ساختار فیلم نیز متاثر از متن دچار مشکلاتی است. گویی پور احمد بر خلاف تجربه درخشان دهه های گذشته اش، در فیلمهای یک دهه اخیرش اصلا چیزی به نام ضرباهنگ و تعلیق را فراموش کرده و ساختار را بیشتر دلی و حسی پیش برده تا خواست تماشاگر. به همین دلیل با فیلمی کسل کننده  طرف هستیم که گویی نشان از بی حوصلگی سازنده اش دارد. فیلمسازی که سینما را می شناسد بازیگر می سازد نبض تماشاگر را در دست دارد اما در ده سال اخیر به هر دلیلی بی حوصله و خسته شده است و گویا رسالتی را بر عهده گرفته که با همه خستگی و کرختی اش باید همچنان به فیلمسازی اش ادامه دهد.</p>
<p>نقطه مثبت تیغ و ترمه را تنها شاید بتوان در بازی دیبا زاهدی خلاصه کرد. بازیگر جوانی که دانش آموخته رشته معماری است و با فیلم پنج ستاره مهشید افشار زاده به سینمای ایران معرفی شد و تیغ و ترمه ششمین تجربه بازیگری حرفه ای به شمار می رود. سایر بخش های ساختاری فیلم از جمله طراحی صحنه و لباس چهره پردازی  فیلمبرداری تدوین موسیقی و غیره با احترام به دست اندرکاران بخشهای یاد شده واجد نکته ارزشمندی نیست که بخواهیم یا بتوانیم از آن یاد کنیم و در نهایت باید گفت  تیغ و ترمه نیز مثل پنجاه قدم آخر و کفشهایم کوو مجموعه پرانتز باز نقطه موثری در کارنامه کاری فیلمساز کهنه کار ما محسوب نمی شود و این فیلم نیز ادامه همان بی حوصلگی ها و دلخوری های کیومرث پور احمد از جامعه پیرامونی اش است و بس.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=114574">نگاهی به فیلم سینمایی «تیغ و ترمه»/ بی‌حوصله همچون سازنده‌اش</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=114574</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
