<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سوره سینما &#187; محمدرضا رضاپور</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B1" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Jun 2026 11:40:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>شورای سیاست‌گذاری پانزدهمین جشنواره فیلم ۱۰۰ منصوب شدند</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=178073</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=178073#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 30 Dec 2025 10:07:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[حوزه هنری]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم کوتاه]]></category>
		<category><![CDATA[بابک خواجه پاشا]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره فیلم «۱۰۰»]]></category>
		<category><![CDATA[حمیدرضا جعفریان]]></category>
		<category><![CDATA[سازمان سینمایی سوره]]></category>
		<category><![CDATA[شهاب اسفندیاری]]></category>
		<category><![CDATA[محدثه پیرهادی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد احسانی]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا رضاپور]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=178073</guid>
		<description><![CDATA[<p>با انتصاب اعضای شورای سیاست‌گذاری پانزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم ۱۰۰، کار این شورا با برگزاری نشست نخست آغاز شد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=178073">شورای سیاست‌گذاری پانزدهمین جشنواره فیلم ۱۰۰ منصوب شدند</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a> به نقل از روابط عمومی سازمان سینمایی سوره، طی حکمی از سوی حمیدرضا جعفریان رئیس <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d9%87">سازمان سینمایی سوره</a>، اعضای شورای سیاست‌گذاری پانزدهمین دوره <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%db%b1%db%b0%db%b0">جشنواره بین‌المللی فیلم ۱۰۰</a> منصوب شدند.</p>
<p>بر این اساس حمیدرضا جعفریان به عنوان رئیس شورای سیاست‌گذاری، محدثه پیرهادی به عنوان دبیر شورا و محمد احسانی، شهاب اسفندیاری، بابک خواجه‌پاشا و محمدرضا رضاپور نیز به عنوان اعضای شورای سیاست‌گذاری این دوره از جشنواره منصوب شدند.</p>
<p><strong>محمد احسانی</strong></p>
<p>از مدیران باسابقه صداوسیماست که در کارنامه او، مدیریت گروه اجتماعی شبکه سه سیما، مدیریت طرح و برنامه و قائم‌مقامی شبکه تهران، مدیریت طرح و برنامه معاونت سیما و عضویت در شورای راهبردی شبکه سه به چشم می‌خورد. او در دوران‌های مختلف، معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدیر شبکه یک سیما، دبیر چهارمین جشنواره تلویزیونی جام جم و مدیر شبکه‌های نمایش، نسیم و تماشا بوده است.</p>
<p><strong>شهاب اسفندیاری</strong></p>
<p>دانش‌آموخته کارشناسی کارگردانی سینما و کارشناسی ‌ارشد سینما از دانشگاه هنر است و مدرک دکتری خود در رشته «نظریه انتقادی و مطالعات فیلم» را از دانشگاه ناتینگهام انگلستان دریافت کرده‌است. او دانشیار گروه سینما در دانشکده سینما- تئاتر دانشگاه هنر بوده و از سال ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۶ مدیر گروه سینما بود. وی اکنون رییس دانشگاه صداوسیماست.</p>
<p><strong>بابک خواجه پاشا</strong></p>
<p>فیلمسازی که فعالیت خود را از تئاتر و فیلم‌های کوتاه آغاز کرد. او در فیلم «محمد رسول الله»، «خورشید و قصر شیرین» دستیار کارگردان بوده و با فیلم اول سینمایی خود یعنی «در آغوش درخت»، توانست سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه و دیپلم افتخار بهترین کارگردانی فیلم اول را از آن خود کند. او فیلم سینمایی «آبی روشن» را نیز کارگردانی کرده است.</p>
<p><strong>محمدرضا رضاپور </strong></p>
<p>فارغ‌التحصیل دیپلماسی و ارتباطات فرهنگی است. از مسئولیت‌ها و فعالیت‌های او می‌توان به «مدیریت محتوای ماهنامه‌ فرهنگی هنری سینما رسانه»، «عضویت در کارگروه سینمایی اندیشکده‌ یقین»، «سردبیری ماهنامه نقد سینما» و انتشار ده‌ها مقاله، نقد و یادداشت در بخش فرهنگی مطبوعات و خبرگزاری‌ها اشاره کرد. او همچنین، سابقه مدیریت شبکه نمایش را برعهده داشته است.</p>
<p>نخستین نشست اعضای شورای سیاست‌گذاری پانزدهمین <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%db%b1%db%b0%db%b0">جشنواره بین‌المللی فیلم ۱۰۰</a> با حضور اعضا به تازگی برگزار شده است و جزئیات فراخوان دوره جدید به زودی منتشر خواهد شد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/12/100Fest-Siasatgozari.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-178075" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/12/100Fest-Siasatgozari.jpg" alt="100Fest-Siasatgozari" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=178073">شورای سیاست‌گذاری پانزدهمین جشنواره فیلم ۱۰۰ منصوب شدند</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=178073</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یادداشت محمدرضا رضاپور/ آقای عیاری! «خانه پدری»، تکیه عزای حسین(ع) است</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=123831</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=123831#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 24 Oct 2019 08:30:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[خانه پدری]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا رضاپور]]></category>
		<category><![CDATA[کیانوش عیاری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=123831</guid>
		<description><![CDATA[<p>«خانه پدری» آن‌چنان بدریخت، بی‌قواره و غیراینجایی است که بی‌گمان ماندگار نخواهد شد، اما «خانه ایران»ِ ما می‌ماند؛ با پدرانی که نماد شرافت و اصالت و حمیت و فتوت و مروت و غیر‌ت‌اند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=123831">یادداشت محمدرضا رضاپور/ آقای عیاری! «خانه پدری»، تکیه عزای حسین(ع) است</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong><strong> &#8211; </strong><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d8%b1%d8%b6%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b1">محمدرضا رضاپور</a></strong>* : «خانه پدری» فیلم تندخو و خشم‌آلودی است. یا به قول کارگردانِ به‌ظاهر آرامش، «فیلمی عصبی» است. فیلمی هم که اعصاب ندارد، بر روی پرده عریض و پیش چشم مخاطب دست به هر لاابالی‌گری و توحشی می‌زند؛ شبیه به آدمی که در لحظه بدخویی و تندخویی، تعقلش تعطیل شده، همه‌ چیز را به هم می‌ریزد و هر آن‌چه زیبایی است را زشت می‌بیند.</p>
<p>«خانه پدری» فیلم مرتجعی است؛ با دهانی باز و گوش‌هایی بسته. زاییده عصبیت و خصومت سازندگانش با در و دیوار و چرخ‌ و فلک. فیلمی که با بدمستی و عربده‌کشی، فریاد می‌زند و قمه می‌چرخاند اما شاهدان و ناظران و بینندگانش را به متانت و نزاکت و البته تاب‌آوری و تجدد دعوت می‌کند. فیلمی که ادعا می‌کند قصد تقبیح تعصب و خشک‌اندیشی و تحجر را دارد اما خودش، تمام‌قد در گنداب متعفن جانبداری کورکورانه از عقاید و افکار قبلی همراه با نپذیرفتن آرا و اندیشه‌های نو فرو رفته است.</p>
<p>«خانه پدری» فیلم هتاکی است. به میراث تمدنی ایران توهین می‌‌کند؛ به میراث فرهنگی و معنوی ایران؛ به سنت‌ها و آیین‌های دلنشین خانواده ایرانی، به معماری دلپذیر ایرانی، به فرش دلپسند ایرانی و به هر آنچه «خانه» را برای انسان ایرانی دلنواز، دلخواه و عطرآگین می‌کند. «خانه پدری» حتی به گلدان‌های لبه دیوار و درخت‌های درون حیاط و خشت و آجر و همه نوستالژی‌های هم‌نسلان من هم بی‌حرمتی می‌کند!</p>
<p>«خانه پدری» فراموش می‌کند که این‌جا ایران است؛ سرزمین پدر‌ها و برادرهای همیشه دوست‌داشتنی. جایی‌که مردانش در آرزوی به دنیا آمدن فرزند دختر نذر می‌کنند و قربانی می‌دهند که فرمود: «رحمت خدا بر پدرى که داراى دخترانى است. دختران، با برکت و دوست‌داشتنى‏‌اند و پسران، مژده‌آورند. دختران باقیات‌الصالحات‌اند.‌»</p>
<p>حالا، کارگردان به‌ظاهر معتدل، بر روی پرده سینمایی که می‌خواهد کلیددار پیشرفت این ملک شود، پدر و برادر خون‌آشامی را نشان می‌دهد که بنا به گمانی اثبات‌نشده، دختر/خواهری را که از شدت ترس ضجه می‌زند و ادرار می‌کند، به رسمی که در عصر بربریت هم کمیاب است، عقوبت می‌کنند.</p>
<p>هنرمند نازک‌تر از برگ گل!</p>
<p>این «زامبی‌لند»ی که نشانمان می‌دهید، دقیقاً کجاست؟</p>
<p>بزرگ‌ترین گناه «خانه پدری» تحقیر میراث تمدنی و تحمیق انسان ایرانی است؟ ازنظر نگارنده، خیر!</p>
<p>«خانه پدری» گناه بزرگ‌تری مرتکب شده است که هرگونه شکیبایی و خویشتن‌داری محتمل را منتفی می‌کند.</p>
<p>پیوند ایرانیان با عزاداری حسین‌بن‌علی(ع) دیرینه و قدیمی است؛ چه آن زمان که با همراهی حکومت، عزاداری، صورتی رسمی و عیان به خود می‌گیرد و چه آن زمان که به دلیل فشار دستگاه جور حاکم، سوگواری‌ها، از حالت عمومی به خانه‌ها و قلوب ایرانیان عقب‌نشینی می‌کند (در اسناد تاریخی، نخستین‌باری که عزاداری به شکل رایج آن –یعنی دسته‌های عزاداری که به‌طور رسمی در خیابان‌ها با مرثیه‌خوانی و مقتل‌خوانی عزاداری کردند- برگزار شد را به سالگشت حادثه عاشورا در زمان حکومت خاندان آل‌بویه منتسب دانسته اما دوران قوت و شکوه آن را از آن صفویه می‌دانند).</p>
<p>ازاین‌رو، «شبیه‌خوانی» یا «تعزیه» به‌عنوان نمایشی ایرانی، پیشکشی شورمندانه و عاشقانه مردم این سرزمین به ساحت اباعبدالله الحسین(ع)، این دردانه بی‌همتای خلقت، است که در دوران قاجار رواج می‌یابد و به سبکی نوین در مراسم عزاداری محرم و عاشورا بدل می‌شود.</p>
<p>این مقدمه طولانی لازم است تا مشخص شود که ارادت ایرانیان به امام مظلوم‌شان، منحصر به ایام پس از پیروزی انقلاب اسلامی یا سال‌های منتهی به آن نیست. حال چگونه است که کارگردان ایرانی، که طبیعتاً از این پیشینه سترگ محبت و ارادت مطلع است به خود اجازه می‌دهد که به بهانه نقد تحجر و تعصب، صحنه‌ای چنین شنیع و قبیح را در فیلم خود بگنجاند:</p>
<p>«دختر به دست پدر و برادر آن، کشته و در زیرزمین دفن می‌شود. عموی دختر به همراه پسر نوجوانش از راه می‌رسد و وقتی از تمام شدن کار مطلع می‌شود به برادر خود تبریک و خداقوت می‌گوید. اما در عین‌ حال مضطرب است که شاید حب میان پدر و دختر باعث نجات دختر شده و گوری که در زیرزمین وجود دارد خالی باشد. پسر نوجوانش را مأمور به کشف حقیقت می‌کند. پسرک، دور از چشم عمو و پسرعمویش به زیرزمین می‌رود تا با وسیله‌ای، درباره وجود جنازه در قبر یقین حاصل کند. صندوقچه‌ای قدیمی پیدا می‌کند مملو از وسایل تعزیه. شمشیری را بیرون می‌کشد و به درون خاک فرو می‌کند. شمشیر تعزیه که به پیکر بی‌جان دخترِ به‌ناحق‌کشته‌ شده فرو رفته، خونین از خاک بیرون می‌آید&#8230; و پسر، خبر خوشِ مرگ حتمی دخترعمویش را به پدرش می‌دهد!»</p>
<p>آنچه بیان شد شرح یکی از مشهورترین سکانس‌های فیلم «خانه پدری» است که آقای «کیانوش عیاری» طراحی و اجرا کرده و در نسخه ارائه‌ شده برای اکران هم وجود دارد. این تصویر آقای کارگردان از ملتی است که هیبت تجلی ارادتش به عزای حسینی، که از داغ نشسته بر قلب‌های آحادش در غم از دست دادن امام شهیدشان نشأت می‌گیرد، شهره عالم و آدم است.</p>
<p>آفرین به این خلاقیت هنری و حبذا به این شجاعت مدیریتی آقای مدیر فرهنگی که در ایام اربعین حسینی این‌چنین هدیه‌ای را به مردم عزادار می‌دهد!</p>
<p>«خانه پدری» آن‌چنان بدریخت، بی‌قواره و غیراینجایی است که بی‌گمان ماندگار نخواهد شد؛ همچون جای پای هر بیگانه‌ نامحرمِ غیراهلی که شاید چند روزی، به‌ اجبار، بر خاک پرافتخار این سرزمین اسب دوانده است و لکه‌ای از خود به‌ جای گذاشته، اما به‌زودی از یادها محو شده است.</p>
<p>اما «خانه ایران»ِ ما می‌ماند؛ با پدرانی که نماد شرافت و اصالت و حمیت و فتوت و مروت و غیر‌ت‌اند. با عطر خوش شمعدانی‌های حیاط. با پارچه سیاه عزای حسین(ع) و پیرغلامانش و تعزیه‌خوان‌هایی که نسل به نسل کودکان این سرزمین را با میراث گران‌مایه غم او آشنا خواهند کرد. و با فرشی که زیر پای عزادارانش پهن می‌شود.</p>
<p>این «خانه پدری» ماست که می‌ماند؛ با خشت و آجری که شهادت می‌دهند که اسلام، دختران و زنان این سرزمین را کرامتی مضاعف بخشید.</p>
<p>سرنوشت غم‌انگیزی است آقای عیاری&#8230; شما و فیلم‌تان، و مسببان و بانیان تولید و نمایش احتمالی آن، فراموش خواهید شد!</p>
<p><strong>* سردبیر مجله و برنامه تلویزیونی نقدسینما</strong></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=123831">یادداشت محمدرضا رضاپور/ آقای عیاری! «خانه پدری»، تکیه عزای حسین(ع) است</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=123831</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تلاشی برای افزودن به حکمت جمعی مخاطب/ تعامل علوم انسانی و سینما</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=120670</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=120670#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 04 Aug 2019 09:05:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[مریم اکبرلو]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[محمد تنکابنی]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا رضاپور]]></category>
		<category><![CDATA[مریم اکبرلو]]></category>
		<category><![CDATA[نقدسینما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=120670</guid>
		<description><![CDATA[<p>محمد تنکابنی و محمدرضا رضاپور سازندگان برنامه تلویزیونی «نقدسینما» معتقدند تلاش می‌کنند به حکمت جمعی آدم‌هایی که مخاطبشان هستند چیزی اضافه کنند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=120670">تلاشی برای افزودن به حکمت جمعی مخاطب/ تعامل علوم انسانی و سینما</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong><strong> – <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%85-%d8%a7%da%a9%d8%a8%d8%b1%d9%84%d9%88">مریم اکبرلو</a></strong> : «نقدسینما» مجله با سابقه‌ای است که در سیر تطور خودش حرف‌هایی که در کاغذ نمی‌گنجد را روی آنتن زنده شبکه پنج سیما می‌زند و به همین بهانه پای گفت‌و‌گو با محمد تنکابنی تهیه‌کننده برنامه و محمدرضا رضاپور سردبیر برنامه نشستیم.</p>
<p><strong>در ابتدای امر درباره ضرورت و شکل‌گیری برنامه صحبت کنیم . تصور بر این است که مجله «نقد سینما» در سیر تطوری و تکاملی خودش حالا به جایی رسیده که آنتن گرفته و گویی برنامه ادامه دهنده راه مجله ست</strong> <strong>. این تصویر را تایید می کنید؟ کمی درباره کلیت شکل گیری برنامه و ارتباطش با مجله برای ما بگویید لطفا</strong> <strong>؟</strong></p>
<p>تنکابنی تهیه کننده برنامه در ابتدا گفت : شکل گیری برنامه و مجله دقیقا مکمل همدیگرست و نمی توانیم بگوییم برنامه ادامه مجله ست یا مجله کامل کننده برنامه. پارسال همین روزها بود که پیشنهادی را آقای کاوه مطرح کردند و من که قبلش به واسطه برنامه دیگری با آقای رضاپور آشنا شده بودم با ایشان گپ مفصلی زدم و طرح اولیه این برنامه تلویزیونی شکل گرفت و از همان ابتدا هم صحبت این بود که برنامه تلویزیونی که دارد شکل میگیرد مکمل مجله باشد یعنی بگوییم یک برنامه تلویزیونی داریم که دارد ادامه حرف های مجله را می زند و به تبعش چون یک برنامه تلویزیونی به خاطر تلویزیونی بودنش نمی تواند یک سری حرف ها را بزند ، آن حرف ها را در مجله ادامه دهد .</p>
<p><strong>از اول هم قرار بود اسمش «نقد سینما» باشد؟</strong></p>
<p>تنکابنی: نام گذاری برنامه هم از همین بوده ، «نقد سینما» به هر حال مالکیتش متعلق به حوزه هنری است و چون برند «نقد سینما» برای حوزه است به خاطر همین تصمیم گرفتیم که هم به خاطر مکمل بودن این برنامه و مجله و هم اینکه برند آن حفظ شود اسم برنامه «نقد سینما» باشد.</p>
<p>وی افزود : به خاطر همین واقعا نمی توانیم بگوییم این دو ادامه راه دیگری است و فقط دارند همدیگر را کامل می کنند . سال گذشته همین موقع من و آقای رضاپور مفصل باهم صحبت کردیم و حدود چهار ماه فقط فکر می کردیم که برنامه تلویزیونی شاید تولید کنیم و شاید تولید نکنیم . اگر بخواهد تولید بشود چه مسیری را برویم ، چه دست فرمانی را برویم ، به کجا می خواهیم برسیم. که حدودا در آذرماه به یک جمع بندی خیلی خوبی رسیدیم . به قطعیت رسیدیم ، مسیرمان را پیدا کردیم و به جایی رسیدیم که فهمیدیم برنامه تلویزیونی می تواند شکل بگیرد و از همان موقع وارد پیش تولید رسمی برنامه شدیم .</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2019/08/naghde-cinema-2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-120672" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2019/08/naghde-cinema-2.jpg" alt="naghde-cinema-2" width="1000" height="666" /></a></p>
<p><strong>کمی به عقب تر بگردیم و از شکل گیری مجله توسط این تیم اجرایی فعلی برایمان بگویید. </strong></p>
<p>محمدرضا رضا پور در باره مجله برایمان توضیح داد : این مجله مجله ای سابقه دار است . جزو مجله های قدیمی سینمایی محسوب می شود. شان حضورش هم مشخص است ، بعد از شهادت شهید آوینی ، چند ویژه نامه سینمایی سوره را تجمیع می کنن و آن زمان چون سینمایی ترین آدم حوزه آقای فراستی بوده با سردبیری ایشان از تابستان سال ۷۳ مجله شروع به انتشار می کند و با همان تغییر احوالات حوزه ، مجله هم هر بار دچار یک سری فراز و فرود می‌شود . یعنی مجله ای است که در هر دوره مجله مهمی به شمار می رفته ولی در دوره های گوناگون بنابه دلایل مختلفی چندین بار متوقف شده و دوباره کارش را از سر گرفته است. سال ۹۳ هم که به من پیشنهاد شد در دورانی بود که جبهه فرهنگی انقلاب ، نیروهای ارزشی عرصه هنر یا هر مفهومی شبیه این  که سر اسمش بحث نداریم، فضایی که حوزه هنری خودش را متعلق و برآمده از آن جریان می داند به شدت انگیزه داشتن که وارد عرصه تولید بشن و عطش تولید داشتن ولی رسانه ای را نداشتند که بتواند این چرخه تولید تا عرضه را کامل کند ، یعنی چرخه ای باشد که بتواند هم نگاه تئوریک اینها را بسط بدهد و به مخاطب معرفی کند ، به هر حال هر اثر هنری که تولید می شود برآمده از یک نگاه و یک تفکر است ، اینکه برای چی ما این را تولید می کنیم و آن دیگری را تولید نمی کنیم ، حوزه دقیقا در آن زمان رسانه ای نداشت که بتواند این را برای مخاطب توضیح بدهد و به اصطلاح ضریب دارش کند.</p>
<p>نقد سینما در سال ۹۳ در چنین وضعیتی در یک فضای رفت و برگشتی و اضطراب و امید متولد شد . زمانیکه تقریبا بچه های جهبه فرهنگی انقلاب در حسرت داشتن یک مجله سینمایی بودند و مدام تاسف میخوردند که چرا ما یک مجله سینمایی خوش آب و رنگ پر و پیمون نداریم که بتواند حرف ما را بزند ، نه لزوما در تقابل یک جریان دیگر بلکه به این عنوان که ما هم سهم مان را در گیشه داشته باشیم .</p>
<p>وی تاکید کرد: من در سرمقاله شماره اولش هم نوشتم که اینجا میخواهیم دو تا کار مهم انجام بدهیم یکی اینکه سینمای هر کشوری که می خواهد پیشرفت کند باید نسبت به منابعی که می خواهد از آن استفاده کند پاسخ گو باشد. این منابع همان منابع علوم انسانی است . ما نمی توانیم فیلم موفقی بسازیم بدون اینکه از دست مایه های اجتماعی و فرهنگی و تاریخی مان استفاده کنیم و وقتی از آنها برداشت می کنیم به عنوان پیمانکار که داریم از یک آورده سفارش دهنده برمیداریم و محصولی را تولید می کنیم ، در نهایت باید به خودش عرضه بدهیم و پاسخ گو باشیم که متاسفانه سینمای ایران این گونه نیست . یعنی سینمای ایران خودش را به این پشتوانه ها و به این منابعی که از آن استفاده می کند پاسخ گو نمی داند.</p>
<p>وی افزود: کار دومی که ما در این مجله می خواهیم انجام بدهیم چون اسمش «نقد سینما» بود یعنی یک عنوان تخصصی داشت به این فکر می کردیم سینما یک هنر تکنولوژیک عظیمی است که شما وقتی رو به روی این پرده عریض و طویل قرار می گیرید ناخودآگاه شرط اول تون برای ارتباط با سینما این است که باید برتری جویی آن را تحمل کنید و در مقابلش تسلیم بشوید و به قول شهید آوینی سینما هیپنوتیزم است . شما اگر هیپنوتیزم نشوید قاعدتا چند ساعت در یک سالن تاریک نمی نشینید به یک پرده نورانی نگاه کنید . برای همین چون این رابطه لزوما رابطه دموکراتیکی بین مخاطب و مولف با آن هنر تکنولوژیک نیست ، کاری که نقد انجام میدهد یا منتقد به صورت درست باید انجام بدهد این است که این رابطه را دموکراتیک کند . یعنی اولا دست مخاطب را بگیرد ، رشیدش کند از جایش بلند کند ، بهش اجازه حرف زدن بدهد و بگوید تو روی به روی این اثر نباید منفعل باشی و از آن طرف کمک بکند این حرف به گوش مولف برسد و آن هم بتواند در راستای ارتقای اثرش از این مباحث استفاده کند.</p>
<p>وی توضیح داد : کاری هم که ما به عنوان محتوا الان در برنامه نقد سینما داریم انجام میدهیم چیزی جدا شده از آن مسیر نیست . یعنی اینجا هم الان ما در برنامه نقد سینما در میز نقدمان کارشناسی داریم که کاملا از حوزه علوم انسانی میاد ، مسلط به سینماست ولی به جای اینکه ما عنوانش را بزنیم منتقد و کارشناس سینما می زنیم پژوهشگر فلسفه ، می زنیم کارشناس مطالعات فرهنگی و اصرار داریم روی این موضوع چون می خواهیم که این گفت و گو میان علوم انسانی و سینمای ایران، در ایران جا بیفتد . و از آن طرف هم داریم سعی می کنیم این نگاه انتقادی را به مخاطب تزریق کنیم . برای همین است که میرویم روی سبد مصرفش ، فقط هم به سینمای ایران اکتفا نمی کنیم ، سینمای جهان را هم سعی می کنیم که نقد کنیم .</p>
<p><strong>خودتان چقدر از مسیر مجله راضی هستید. چقدر به هدف گذاری هاتون رسیدید؟ فکر می کردید حالا به اون جامعیتی رسیدید که در تکامل مجله</strong> <strong>بخواین برنامه تلویزیونی بسازید؟</strong></p>
<p>پاسخ به این سوال سخته زیرا ما در شرایطی داریم کار می کنیم که مثلا جریانی که شبیه ما نیستند ، نمی خواهم بگویم روی به روی ما هستند ، بلکه فقط شبیه ما نیستند و جور دیگه ای هستند که ما نیستیم . این جریان حداقل بالای ۵۰ سال سابقه روزنامه نگاری سینمایی تخصصی داره یعنی از «ستاره سینما» به این ور در دهه ۴۰ بارها این را تمرین کرده و بعد از مدتی با پیشرفت رسانه های جمعی و رسانه های نوین آمده در مسیرهای دیگر هم جای پای خودش را باز کرده و این سابقه این طرف خیلی کم تر و منقطع است . مثلا یک دوره ای سینما ویدئو داشتیم ، چند سال مجله نبوده ، بعدش یک مجله دیگر اومده ، کورسوهایی بوده که اتفاق افتاده و از اون طرف هم کلا ما داریم در فضایی کار می کنیم که جریان فکری ما همیشه اصالت را به تولید می دهد . اساسا روزنامه نگاری را یا کار تخصصی رسانه ای را به عنوان شغل قبول ندارند یا برای خیلی ها حکم منزل تو راهی را دارد ، یک مدت میان اینجا که بعد بروند در مسیر دیگه ، یعنی ضریب بخورن ، معرفی بشن و بعد برن در یک مسیر دیگری کارشان را ادامه بدن ، یا فیلم ساز بشن یا مدیر فرهنگی . برای همین چون این کار خودش اصالت ندارد ، ما با یک تجربه پیوسته مطبوعاتی رو به رو نیستیم که بگوییم خب ما از اینجا شروع کردیم ، حالا به اینجا رسیدیم و وقتش بود که برنامه تلویزیونی را شروع کنیم برای همین تقریبا میشود گفت که نسخه مکتوب و مطبوعاتی «نقد سینما» هنوز جا دارد . این مجله اینقدر منقطع منتشر شده که نمی توانیم نسبت به آن یک تحلیل جامع ارائه دهیم و بگوییم از نقطه «الف» شروع شده و به نقطه «ب» رسیده و فلان اتفاقات در آن افتاده و نمی دانم واقعا بگویم وقتش بود یا نبود ولی ما از یک جایی به بعد احساس کردیم که حرف های ناگفته ای داریم که علاوه بر مجله باید در مدیوم های دیگری هم بزنیم . اینجوری نبود که بگیم خب ما الان دیگه اشباع شدیم در مجله یا مثلا فرض کنید مجله دوره ش گذشته یا چنین حرفی . برای همین است که همچنان مجله اعتبار قبلی خود را حفظ کرده است و همچنان نسخه مکتوبش موضوعیت دارد و منتشر می شود ، در کنارش هم در واقع برنامه تلویزیونی به اقتضای مدیوم خودش دارد جلو میرود .</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2019/08/naghde-cinema-3.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-120673" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2019/08/naghde-cinema-3.jpg" alt="naghde-cinema-3" width="1000" height="666" /></a></p>
<p><strong>درباره تیم ترجمه تان کمی برایمان توضیح می دهید ؟</strong></p>
<p>برنامه «نقدسینما» از روز اولی که راه افتاد طراحی ای که بین من و آقای تنکابنی انجام شد این بود که فرض کنیم که ما در سینما با یک اکوسیستم طرفیم که مثلا صد تا جزء دارد یا صد تا بخش دارد، یا اصلا فرض کنیم ما برای رسیدن به سینمای ایده آل مون که یک پیکره متشکله ، به طور مثال صد تا سوال را باید پاسخ بدیم .</p>
<p>این صد که می گم می خوام فقط قریب به ذهن باشد و لزوما روی صد بحث ندارم. برای همین گفتیم خب ما جواب بعضی هایش را در ایران داریم ، به بلوغ رسیده ، به جایی رسیده که می توانیم بیاییم آن را به عنوان یک تجربه مثبت معرفی کنیم و بعضی مواقع فقط می دانیم باید یک چیزی باشد که الان نیست ولی تجربه اش در سینمای دنیا وجود دارد برای همین از روز اول ما نگاهمون را محدود به سینمای ایران نکردیم خیلی از مواقع موضوع را مطرح می کنیم ، دنبال جوابش می گردیم برای همین تقریبا روی اکثر پرونده ها یا بحث هایی که در نقد سینما از روز اول اتفاق افتاده نگاه تطبیقی داشتیم. یعنی مثلا اومدیم به بهانه تختی پرونده ای باز کردیم به نام سینمای ورزشی با نگاه به اسطوره ها ، یعنی دوباره پای علوم انسانی را سفت و محکم در بحث نگه داشتیم. و بعد آمدیم مثلا تختی را با محمدعلی کلی مقایسه کردیم و تجربه جهانی را هم گفتیم .</p>
<p>وی توضیح داد : تجربه جهانی که می گویم را توضیح بدهمم . البته اینجا اگر نظر شخصی خودم را بخواهم بگویم سینمایی که صاحب صنعت است و می تواند ارزش افزوده فرهنگی ، تمدنی و جریان شناسانه داشته باشد فقط هند و چین و امریکاست . من خیلی به سینمای اروپا به معنای سینما نگاه نمی کنم ، یک چیزی این وسط است که باید درباره ماهیتش صحبت بکنیم. آن چیزی که در دنیا به عنوان سینما یعنی تاثیرگذاری صنعتی رسانه ای و هنری که همه این بخش ها را بتواند همبسته داشته باشه ، هالیوود است با فاصله بعدش بالیوود است و بعدش در واقع صنعت سینمایی که در شرق آسیا با محوریت کره و چین دارد شکل میگیرد . برای همین ما از روز اول یک بخش عمده تحریریه مان موازی با سینمای ایران پژوهش جاهای مختلف دنیا را می کرد .</p>
<p><strong>آمار دقیق تری درباره تعداد اعضای تیم تان یا خروجی مدون آن دارید </strong><strong>؟</strong></p>
<p>رضاپور: این تیم خیلی زیاد است . ما برای برنامه یه تحریریه کامل داریم و ساختارش از نظر من تقریبا تفاوتی با یک مجله مکتوب نمی کند ، یعنی برای ما یک مجله تصویری است که پرونده دارد ، بخش نقد دارد ، مجله خبری دارد و همون تنوع  و تکثر را داراست.  برای همین یک تحریریه کامل به اندازه مجله دارند برای برنامه تلویزیونی کار می کنند. همین الان که ما اینجا نشستیم نزدیک به ۶ نفر دارند برای برنامه کار می کنند که بخشی از آنها همزمان با ایران نگاه به خارج از ایران هم دارند با زبان های مختلف یعنی ما تیم های رصد و ترجمه انگلیسی داریم ، عربی داریم ، فرانسه داریم و بنا به موضوع از این بچه ها کمک می گیریم. تقریبا ما در همه قسمت ها بخشی از آیتم ها را تولیدی و بخشی را تامینی داریم ، یعنی ما رصد می کنیم چیزهای خوب را پیدا می کنیم ، برنامه ای هم که برای آینده داریم شاید این اتفاق یک موقع بیفتد که ما کاملا مهمان مجازی از طریق skype داشته باشیم که از همان فضای خودش بتواند به ما کمک کند .</p>
<p><strong>این تحقیقات و پژوهش ها جور دیگری هم قرار است استفاده شود یا خوراکش فقط همین برنامه ست ؟ مثلا در قالب پژوهش، کتابی یا &#8230; ، در کل برنامه ای برای آینده اش دارید یا نه آیتم به آیتم برای هر برنامه تهیه می شود مصرف میشود و تمام؟ </strong></p>
<p>رضاپور: این به ساختار مرکز انتشارات بر می گردد. ما در مجموعه خودمان الان سه تا پروژه داریم که این سه تا به صورت واگن های یک قطار در حال حرکتند. جلوترین واگن ما بخش شبکه های اجتماعی و سایت ماست ، ما یک پروژه ای داریم که این تا چند روز آینده رو نمایی میشود . پروژه سایت پشت صحنه مان ، که با همین نگاه از دریچه علوم انسانی به هنرهای تصویری سینما ، تلویزیون و game نگاه می کنیم . آنجا بخش عمده محتوا تولید میشود و سوژه هایی که یک مقدار نیاز به دقت بیشتری داشته باشند میان درون برنامه و بعد رسوب همه اینها تحلیلی شده و غربال شده  وارد پرونده های مجله می شود .</p>
<p><strong>برنامه هنوز در مرحله آزمون و خطاست یا نه ؟ قرار است آیتمی اضافه بشود کم بشود ؟ آدم ها ثابتند یا تغییر می کنند؟ </strong></p>
<p>تنکابنی در پاسخ به این سوال ما گفت: ما استارت پخش برنامه را از جشنواره فیلم فجر زدیم ، گفتیم با شروع جشنواره ما یک برنامه هر شبی داشته باشیم . در این مسیری که خودمان برای خودمان در نظر گرفته بودیم فکر می کردیم که خب برنامه در قسمت ۵ قرار است به نقطه A برسد ، در قسمت هفتم قرار است به نقطه بعدی برسد . که خداروشکر ما خیلی زودتر به آن نتیجه رسیدیم یعنی اگر قرار بود ۵ روزه یک مسیر ی را برویم شاید در روزهای سوم یا چهارم به آن مسیر رسیدیم ، برای همین برنامه واقعا دیگر در مرحله آزمون و خطا نیست. ما اگر قرار بوده آزمون و خطایی داشته باشیم در همان روزهای اول جشنواره انجام دادیم و ایرادهای کار را متوجه شده و برطرف کردیم و الان دقیقا مسیرمان مشخص شده و به یک ترکیب ثابتی رسیدیم. ترکیب ثابت یعنی اینکه می دانیم قرار است در پرونده سینمای ایرانمان با چه افرادی برویم جلو، در میز نقد پرونده های خارجی مان با چه افرادی برویم جلو ، در کنار اینها فقط محدود به دو نفر آدم نیستیم . ما آدم هایی را داریم که بسته به موضوعات تغییر می کنند و چرخشی می شوند.</p>
<p>وی افزود: اما اگر بخواهیم به ابتدای برنامه برگردیم ، بعد از اینکه ما به یک طراحی کلی برای برنامه رسیدیم ، مشخص کردیم برای خودمون که می خواهیم در برنامه ها به چه چیزهایی بپردازیم ، به کجا برویم و مسیرمان چه باشد ، خب شاید اولین چیزی که خیلی درگیرش شدیم بحث مجری برنامه بود که اجرا را به چه کسی بسپاریم.  حالا قبل از اینکه اصلا ما با آقای رضاپور بحث های محتوایی را داشته باشیم زمانیکه با آقای کاوه صحبت می کردیم بحث بهروز افخمی مطرح شده بود اما نیامدنش از همان ابتدا برایمان تقریبا مسجل بود. چون که می دانستیم درگیر فیلم سازی شخصی خودشون هستند. بعد که در جلسات محتوایی و طراحی برنامه با آقای کاوه و رضاپور صحبت می کردیم به این نتیجه رسیدیم که ما دو جور طراحی برنامه برای خودمان داشته باشیم که بر مبنای دو جور مجری متفاوت باشد. در همین حین بود که ما یک جلسه ای را گذاشتیم و مفصل با آقای افخمی صحبت کردیم دقیقا زمانی که ایشان پیشنهاد اجرای هفت را هم داشتن.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2019/08/naghde-cinema-4.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-120674" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2019/08/naghde-cinema-4.jpg" alt="naghde-cinema-4" width="1000" height="666" /></a></p>
<p><strong>چقدر طول کشید تا آقای افخمی پیشنهادتان را پذیرفتند؟</strong></p>
<p>آقای افخمی وقتی توانی که پشت برنامه هست و به قول خودشون نیروی جوان و با انرژی پشت این برنامه را دیدند یک ذره از موضع نیومدنشون پایین آمدند و قرار شد جلسات و گپ زدن هامون ادامه داشته باشد و تقریبا در جلسه دوم ، سومی که با آقای افخمی صحبت کردیم ایشان موافقت خودشون را اعلام کردند.</p>
<p><strong>گونه دیگری که برای برنامه طراحی کرده بودید چه بود ؟ </strong></p>
<p>یک گونه از برنامه که فکرش را کرده بودیم این بود که برنامه مجری ثابت در تمام آیتم ها داشته باشد که همین شکلی است که الان داریم می بینیم و طراحی دیگه ای که داشتیم این بود که یک مجری Master داشته باشیم که در طول برنامه وجود دارد اما سر میزهای مختلف آدم هایی به عنوان مجری آن آیتم ها به این میز اضافه میشوند ، اما خب چون اولویت ما با همان طراحی اولیه بود زیاد دنبال گزینه هایی برای گونه دوم نرفتیم و در همین حین طراحی برنامه بود که با آقای افخمی به توافق رسیدیم.</p>
<p><strong>از حاشیه های حضور آقای افخمی در مقام مجری «نقد سینما» برایمان بگویید. </strong></p>
<p>رضاپور در این باره توضیح داد : درباره آقای افخمی نکته ای که وجود دارد و در همان دوران جشنواره هم کمی حاشیه ساز شد اینکه چرا ایشان از «هفت» جدا شد و به «نقد سینما» پیوست و کلید واژه ای که خیلی تکرار می شد این بود که حوزه هنری یک پیشنهاد مالی خیلی سنگین به آقای افخمی داده ولی این در حالیست که ما زمانی با آقای افخمی وارد گفت و گو شدیم که به ایشان برنامه «هفت» پیشنهاد شده بود اما داشت فکر می کرد که اگر من بخواهم «هفت» را اجرا کنم نیاز به یک تیم محتوایی جدی و یک تیم تولید جدی دارم . اولین بار هم که ما ایشان را دیدیم با ما اینجوری صحبت کردند که اگر من بخواهم «هفت» را بگیرم شما به من کمک می کنید ؟ یعنی آقای تنکابنی به عنوان تهیه کننده و من هم به عنوان کسی که قرار است تیم محتوایی را سرپرستی کند . که ما اعلام آمادگی کردیم ، یک برنامه هایی هم داشتیم به ایشان هم گفتیم ، جلسه بعدی که ایشان را دیدیم به قطعیت رسیده بود که نمی خواهد با شبکه سه کار بکند ، بخش عمده ای هم اتفاقات مدیریتی بود یعنی آقای افخمی کلا سبک و سیاق آقای فروغی را نپسندیده بود ، در حالیکه بعدها ما فهمیدیم پیشنهاد مالی ای که شبکه سه داده بود خیلی پیشنهاد پر و پیمان تری بود .</p>
<p>تنکابنی هم گفت : بله پیشنهاد مالی آنها به مراتب بیشتر از مبلغی بود که ما الان داریم به آقای افخمی می دهیم .</p>
<p>رضاپور ادامه داد : ولی این نکته ای که آقای افخمی به ما گفتند و تیم ما را پسندیدند اصلا تعارف نیست ، این عین گفته ایشان است که تیم «نقد سینما» تیم جوانی است که انگار کله اش بوی قرمه سبزی می‌دهد.</p>
<p>وی تاکید کرد : ولی تاکیدم روی این نقطه است که ما کاملا اخلاقی عمل کردیم و زمانیکه ایشان داشت با «هفت» جلو می رفت خودمان را به عنوان گزینه مطرح نکردیم و زمانی وارد مذاکره شدیم که ایشان اعلام کرده بود من «هفت» را نمی خواهم و حتی آقای افخمی در مصاحبه ای هم عنوان کردند که وقتی من با بچه های «نقد سینما» صحبت کردم، بچه ها یک طراحی کامل داشتند و می دانستند قرار است برنامه به چه سمت و سویی برود و نکته مهم بعد هم بحث مالی بود که همانطور که گفتیم رقم پیشنهادی شبکه سه به مراتب بیشتر از مبلغی بود که ایشان الان از حوزه دریافت می کنند ولی خب انتخاب خودشون اینطور بود و حوزه هنری از تهمت مجری دزدی که به آن زده شد ، کاملا مبری است.</p>
<p><strong>درباره میز خبر با اجرای محمدصادق لواسانی هم برایمان می گویید؟</strong></p>
<p>تنکابنی عنوان کرد : ما یک بخش خبر برای برنامه داشتیم که برای این بخش می توانستیم یک آیتم Playback داشته باشیم که اخبار و وقایع طی هفته را نشان بدهد و بس. اما ما می خواستیم بخش خبرمان بخش خبر جدی تری باشد که شاید فقط اسمش بخش خبر باشد اما در واقع در همان بخش یک سری مسایل را باز کنیم ، پیرامونش صحبت کنیم و برای خودش پرونده های مخصوص به خودش را داشته باشد و بعد از گپ وگفت های مختلف به گزینه آقای لواسانی برای این بخش رسیدیم که گزینه بسیار خوبی است و اگر به عقب برگردیم بین گزینه های موجود کسی را بهتر از ایشان نمی‌دانیم .</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2019/08/naghde-cinema-5.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-120675" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2019/08/naghde-cinema-5.jpg" alt="naghde-cinema-5" width="1000" height="666" /></a></p>
<p><strong>درباره میز نقد سینمای ایران چه طور؟ چه شد که به این جمع بندی و ترکیب رسیدید و از تغییرات آن برایمان بگویید.  </strong></p>
<p>تنکابنی در این باره نیز گفت: ما در ایام جشنواره برای میز نقد با دکتر میلاد دخانچی و دکتر امید روحانی آغاز کردیم چون نمی خواستیم میز نقدمان بحث نقد از منظر کلاسیکش باشد و دو منتقد موافق و مخالف بنشینند و صحبت کنند و بگویند فلان فیلم خوب است و فلان فیلم در نیامده. ما می خواستیم یک منتقد داشته باشیم که از منظر کلاسیک فیلم را نقد کند و حتما در مقابلش یک نگاه جدید و متفاوت به سینما داشته باشیم که در ایام جشنواره دکتر دخانچی از منظر مطالعات فرهنگی به فیلم ها می پرداخت و در مقابلش دکتر روحانی بود که کاملا با نگاه یک منتقد سینمایی درباره فیلم ها صحبت می کردند.</p>
<p>وی ادامه داد:  بعد از جشنواره که برنامه هفتگی شد ما این ترکیب را عوض کردیم ولی هیچ دلیل پشت پرده ای نداشت جز اینکه میلاد دخانچی برای درمان عازم کانادا بود و امید روحانی هم مشغله های زندگی شخصی اش اعم از پزشکی و بازیگری و غیره اجازه نمی داد هر هفته با ما باشد و قرار است بعدا در بخش متفاوتی ما را همراهی کند. ما در این دوران به گزینه های خیلی خوب دکتر مافی و آرش خوشخو رسیدیم که انصافا در میز نقد سینمای ایران ترکیب مطلوب و قابل قبولی هستند.</p>
<p><strong>درباره میز نقد سینمای جهان نیز همین روال را در پیش دارید ؟ </strong></p>
<p>رضا پور درباره میز نقد سینمای جهان نیز توضیح داد : مهم ترین نکته ای که باید راجع به طراحی میزها در «نقد سینما» بگویم این است که در این برنامه آدم ها احترام دارند ولی لزوما اصالت ندارند یعنی این گونه نیست که وقتی ما میزی را طراحی می کنیم ، آدم های پشت آن میز باشند که خط مشی اصلی را تعیین کنند بلکه این صندلی ها یکی صندلی علوم انسانی است و دیگری صندلی نقد کلاسیک سینمایی و کارشناسی های پشت این صندلی ها تغییر می کنند و مهم این است که آن بحث مورد نظر در هر فصل یک قدم به سمت جلو برود و به قول میلاد دخانچی ما داریم تلاش می کنیم که به حکمت جمعی آدم هایی که مخاطب ما هستن چیزی اضافه کنیم .</p>
<p><strong>لطفا کمی از بازخوردهای برنامه در فضاهای رسانه ای و غیر رسانه ای برایمان بگویید  </strong></p>
<p>تنکابنی در این باره پاسخ داد : ما چند جور بازخورد از برنامه گرفتیم یکی بازخوردهایی از طرف سینماگرهاست که خداروشکر تا الان Feedback خوبی بوده و سینماگرهایی داریم که می دانیم بیننده و مخاطب ثابت برنامه هستند و مستقیم و غیر مستقیم نظرات و پیشنهاداتشان را به گوش ما می رسانند، از آنجایی که متاسفانه «نقد سینما» و «هفت» کاملا هم زمان پخش می شود ما گلایه هایی داشتیم که مدام در حال تغییر شبکه هستیم و هر دو برنامه را در واقع کامل و درست نمی بینیم.</p>
<p>وی افزود: دسته بعد بازخوردهایی است که از مخاطب غیر سینمایی و عموما از فضای مجازی متوجه می شویم و برای برنامه ای که فقط یازده قسمت آن به صورت هفتگی روی آنتن رفته و هنوز نوپا محسوب می شود خیلی خوب و خیلی زود است که اینقدر همه جا درباره اش صحبت کنند و این قدر مخاطب پیدا کند و این به ما نشان می دهد که مسیر را درست رفته ایم.</p>
<p><strong>این رصد کردن بحث شخصی و سلیقه ای است یا تیم تخصصی دارد؟</strong></p>
<p>تنکابنی توضیح داد: بخشی از آن دغدغه شخصی من و آقای رضاپور است ولی بخش عمده آن حاصل کار همان تیم محتوایی است که دارند روی بحث فضای مجازی کار می کنند و همان جا خیلی از توتیت ها کامنت ها و غیره دسته بندی می شود تحلیل می شود و حتی در رسانه های مجازی خود برنامه هم بعضی از آن بازخوردها را منعکس می کنیم.</p>
<p>این مخاطب ها از همه طیف هستند ؟ یا همان مخاطب های همیشگی حوزه هنری اند ؟ چقدر سایه تفکرات منحصر به فرد حوزه هنری روی این برنامه سنگینی می کند؟</p>
<p>تنکابنی تاکید کرد: نه اصلا اینطور نیست. درسته که حوزه هنری دارد برنامه را از نظر مالی حمایت می کند ولی هیچ وقت یک جمله هم مبنی بر اینکه فلان فیلم را بکوبیم یا فلان فیلم را بالا ببریم به ما دیکته نکرده است و این برنامه به لحاظ محتوایی  و فکری کاملا مستقل است و زاییده ذهن گروه سازنده است و انصافا هیچ وقت حوزه هیچ نظری را درباره هیچ آیتمی به ما تحمیل نکرده تا جایی که اصلا خیلی ها نمی دانند این برنامه متعلق به حوزه هنری است.</p>
<p>رضاپور نیز در همین مورد توضیح داد و گفت: درمورد برنامه اگر بخواهیم میزان آزادی عمل آن را بگوییم شما را ارجاع میدهم به مجله که در این چند سال گذشته همیشه شدیدترین نقدها روی مهم ترین تولیدات حوزه را در هر سال مثل«مهمان داریم» ، «مزار شریف» ، «سرو زیر آب» و &#8230; مجله «نقد سینما» نوشته است یعنی اینقدر تند رفتیم که بقیه انگیزه نقد نداشتن یعنی هر آن چیزی که قرار بود گفته بشود را ما خودمان گفتیم و در برنامه «نقد سینما» هم همان قدر دستمان باز است و اگر متهم به شعار گویی شویم ، خود برنامه و سابقه مطبوعاتی اش تمام قد از این اتهام پاکش می کند.</p>
<p>وی تکمیل کرد : این سعه صدر حوزه هنری است که به ما اجازه می دهد کاملا نظرمان را بیان بکنیم و به نظرم اتفاقا حوزه هنری یکی از وجیه ترین جاهایی است که باید برنامه سینمایی داشته باشد زیرا به نظر من مهم ترین کمپانی تولید فیلم در کشور است و چرخه کاملی از تولید تا اکران و پس از آن شبکه نمایش خانگی دارد و الان کاملا وقتش بود که برنامه ای روی آنتن داشته باشد که از سود و پیام رسانی اش کل این جبهه فرهنگی انقلاب منتفع شوند . یعنی الان این برنامه فقط برای حوزه مفید نیست بلکه موسسه «اوج» هم دارد از ظرفیت های تبلیغی ما استفاده می کند ، شهرداری هم استفاده می کند و در کل آنهایی که مثل ما دغدغه منافع ملی دارند از این ظرفیت منتفع می شوند.</p>
<p>کارگردان «نقد سینما» در پایان عنوان کرد: ما می توانیم بگوییم در برنامه تقریبا سه تا خط قرمز بیشتر نداریم ، یکی منافع ملی است ، که البته مشخصا منافع ملی به معنای عام است نه منافع سیاسی ، خط قرمز دیگرمان باورهای دینی و اعتقادی مردم است و خطر قرمزی که من و آقای تنکابنی به عنوان تولید کننده اثر برای خودمون تعریف کردیم حق الناسی است که از سمت مخاطب بر ذمه ماست. یعنی وقتی مخاطب ۲ ساعت با ما همراه است ما سعی کنیم محتوایی به او بدهیم و یا بذری را در ذهنش بکاریم که خدایی نکرده در زندگی اش عامل یک باور یا مسیر اشتباه نشویم . از آن طرف هم واقعا تلاش کردیم به مخاطب احترام بگذاریم اگرچه هنوز در مرحله اثباتیم و داریم وارد فاز تثبیت می شویم. اما در حال تلاشیم که برنامه استانداردی تولید کنیم .</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=120670">تلاشی برای افزودن به حکمت جمعی مخاطب/ تعامل علوم انسانی و سینما</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=120670</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هیچ چیز در این جشنواره متعجب‌مان نمی‌کند/ یادداشتی پیرامون حواشی فجر سی‌وپنجم</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=85342</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=85342#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 08 Feb 2017 14:33:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[بيست و يک روز بعد]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره فیلم فجر ۳۵]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا رضاپور]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=85342</guid>
		<description><![CDATA[<p>در همه اين سال‌ها هم ملودرام‌هايمان به ورطه تكرار افتاده‌اند. تنوع ژانر هم توقعى بيجاست. تاريخ اين سرزمين هم كه داستانى براى روايت كردن ندارد؛ پس از چه چيز متعجب شده‌ايم؟</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=85342">هیچ چیز در این جشنواره متعجب‌مان نمی‌کند/ یادداشتی پیرامون حواشی فجر سی‌وپنجم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> &#8211; محمدرضا رضاپور</strong> : گاهى فراموش مى‌کنیم که ظرفیت سینمای ایران همین است. شاید عادت کرده بودیم که در هر دوره، با تحمیل جنجال‌های رسانه‌ای بر ذهن مخاطب، احساس کاذبی داشته باشیم مبنی بر دیدن فیلم‌های خوب یا موفقیت جشنواره در دست چین کردن بهترین‌هاى سینماى ایران. اما براى ناظران دقیق مشخص بود که حرکت سینماى ایران به سمت رئالیسم افراطی که خودش را در قامت ملودرام‌های اجتماعی نمایان کرده بود، روزی به ناتورالیسم رادیکالی ختم می‌شود که انسان را نه به‌‌عنوان خلیفه‌الله که هم‌چون موجودی آزمایشگاهی در زیر میکروسکوپ‌ ‌سینماگران وطنى بررسی خواهد کرد؛ جانورانى بى‌نام و نشان که در ناکجاآباد ذهنى کارگردان/نویسنده زندگى مى‌کنند و همگى اسیر جبر جنگلى به نام «اجتماع»اند و بدون اختیار، یا مى‌کشند یا کشته مى‌شوند.</p>
<p>اتفاق جدیدى رخ نداده است؛ فقط کمی از آن فیلم‌های هنجارشکن و ملتهب، به درستی، از جشنواره سی‌وپنجم فجر کنار گذاشته شده‌اند و حالا مخاطبان، بدون دوپینگ‌هاى کاذب فرمى و لشگرکشى‌هاى رسانه‌اى، با همه سینمای ایران روبرو شده‌اند. شب‌های منتهی به اکران «قاتل اهلی» در سالن‌ رسانه‌ها را به یاد بیاورید؛ هیجان رسانه‌ای و بگومگوهای کاذبی که هر سال، به بهانه چند فیلم خاص، کل روزهای برگزاری جشنواره را داغ مى‌کرد ‌و دست آخر هم، با شایعاتی مبنی بر کنار گذاشته‌شدن یا نشدن فلان فیلم در داوری، تکمیل می‌شد. در همان یکی‌، دو روز، کاری کرد که تمام انتقادات، از جمله واردنشدن برخی از فیلم‌های هنجارشکن که مورد انتقاد رسانه‌های جریان شبه‌روشنفکری بود، فراموش شد. «قاتل اهلی» هم آمد و با خنده‌هاى اهالی رسانه‌ها بدرقه شد. حرارت‌ها به سردی گرایید. برای روزهای آینده، مستمسک دیگری نیاز بود تا تخدیر ذهنی اهالی جشنواره تأمین شود. اما فیلم‌های دیگری وجود نداشت که این مهم را عملی کند. بنابراین ما ماندیم و خماری ناشی از روبرو شدن با همان رئالیسم افراطی -از فرط تکرار، نخ نما شده- که نه شاعرانه است و نه فطری و انسانی.</p>
<p>شکی در این نیست که کاندیدا شدن فیلم‌ها در بخش‌های غیرمرتبط به اندازه سیستم بلیط‌فروشی ناقص و ناکارآمد، نقطه ضعف یک جشنواره به حساب می‌آید. اما در بخش آثار حاضر در ویترین، فاجعه‌ای غیرقابل پیش‌بینی رخ نداده است. در سه سال گذشته و به اسم سینمای هنری و تجربی، فیلم‌هایی به نمایش گذاشته شد که قطعا در هیچ جای دنیا، از جمله «آغوزتپه» هم نمایش داده نمی‌شد. اما همین معترضان فعلى پذیرفتند که این هم بخشی از سینمای ایران است؛ سینمایی که مدیران اعتقاد دارند در دنیا غبطه‌اش را می‌خورند و می‌تواند در نسبت با تولیدات روز صنعت سینما در جهان، همچون رایحه‌ای تازه، مشام سینمادوستان را تازه کند! در همه این سال‌ها هم ملودرام‌هایمان به ورطه تکرار افتاده‌اند. تنوع ژانر هم توقعى بیجاست. تاریخ این سرزمین هم که داستانى براى روایت کردن ندارد؛ پس از چه چیز متعجب شده‌ایم؟ توقع «لینکلن» یا «نجات سربازان رایان» داشتیم؟</p>
<p>خودمان را گول نزنیم. اتفاق تازه‌ای نیفتاده است. فقط زهر خماری دیدن ناتورالیسم سیاه بر پرده سینما کمی دارد از تن‌مان خارج می‌شود. دارد رایحه خوش سینماى ملى، نه از مالیخولیاى هنر و تجربه، که از دسترنج جوانان متعهد و معتقد این سرزمین بر مى‌خیزد. بیست و یک سال بعد از «بچه‌هاى آسمان»، جوانى از راه رسیده است که همچون شکوه قدرت اراده «على» برایمان از قدرت مستضعفین در «بیست و یک روز بعد» بگوید. جوانى دوربین به دست گرفته است تا بیست سال بعد از «آژانس شیشه‌اى»، بگوید که پیرجوانان خمینى چه زخم‌هاى کهنه‌اى از نفوذ و نفوذى‌ها بر تن دارند. ما از هیچ چیز جشنواره سی‌وپنجم تعجب نکردیم&#8230; پس دعواها بماند برای اهلش.</p>
<p><strong>منبع: نقد سینما</strong></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=85342">هیچ چیز در این جشنواره متعجب‌مان نمی‌کند/ یادداشتی پیرامون حواشی فجر سی‌وپنجم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=85342</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نظر کارشناسان درباره اکران نوروزی؛ هنوز کمتر از ۵ درصد مردم به سینما رفته اند!/ فروش کمدی های مبتذل باعث افتخار نیست/ سینما به بادیگارد نیاز دارد</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=70170</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=70170#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 18 Apr 2016 09:17:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[50 کیلو آلبالو]]></category>
		<category><![CDATA[امیر ابیلی]]></category>
		<category><![CDATA[اکران نوروزی]]></category>
		<category><![CDATA[محمدامین نوروزی]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا رضاپور]]></category>
		<category><![CDATA[من سالوادور نیستم]]></category>
		<category><![CDATA[کمدی‌های سخیف]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=70170</guid>
		<description><![CDATA[<p>نوروزی منتقد و کارشناس سینما گفت: متأسفانه سلیقه سینمایی مردم ما در یک دهه اخیر به خاطر فیلم‌های شبه روشنفکری که خیلی داستان‌گو نیستند و قهرمان ندارند و از طرفی معمولاً فیلم‌های خسته‌کننده‌ای هستند، آسیب دیده است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=70170">نظر کارشناسان درباره اکران نوروزی؛ هنوز کمتر از ۵ درصد مردم به سینما رفته اند!/ فروش کمدی های مبتذل باعث افتخار نیست/ سینما به بادیگارد نیاز دارد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a>، آمار فروش سینماهای کشور در بهار امسال نسبت به زمان‌های مشابه سال‌های گذشته افزایش یافت. اما سهم این افزایش فروش‌ها در گران‌تر شدن بهای بلیت‌ها و وجود دو «طنز سخیف» هم بود که به ظنّ کارشناسان و منتقدان سینمایی که ما به سراغ آن‌ها رفتیم هیچ دستاوردی برای سینمای ایران محسوب نمی‌شود و مسئولین وزارت ارشاد نباید دل‌شان را به این آمارها خوش کنند و از چشم‌انداز سینمای ایران غافل شوند. سینمایی که می‌تواند به نیازها و مشکلات مردم بپردازد و در عین پرداختن به داستان، امید را در سایه شمایل یک قهرمان قابل احترام بازگو کند و به همه کارگردانان بیاموزد که فقط نباید حول محور دوگانه شبه روشنفکری و روایت‌های سخیف حرکت کرد. در ادامه مشروح گپ‌وگفت‌های ما را با کارشناسان و منتقدان سینمای ایران پیرامون موضوع فروش نسبتاً خوب نوروز و اینکه بسیاری می‌گویند حال سینما هم با این افزایش آماری خوب شده است را می‌توانید بخوانید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong> فقط ۵ درصد!</strong></span></p>
<p>سعید مستغاثی رئیس اسبق انجمن منتقدان سینما در پاسخ به این سوال که آیا فروش نسبتاً خوب نوروز به معنی خوب‌ شدن حال سینماست، تصریح کرد: فروش نوروز شاید نسبت به مواقع دیگر، رقم قابل توجهی باشد اما نمی‌توان به آن لقب فروش خوب داد. چرا‌که وقتی افزایش بهای بلیت و جمعیت را در دو کفه ترازو قرار می‌دهیم مخاطبی کمتر از پنج درصد به دست می‌‌آید که در شهرهای بزرگی همچون تهران از بخش موفق ویترین سینمای ایران بازدید کرده‌اند. به هیچ‌وجه این رقم قابل توجهی نیست که شاید به مراتب نسبت به سینمای بعد از انقلاب که تا ۳۰ درصد از جمعیت تهران به سینماها می‌رفتند، این سطح مخاطب یک فاجعه باشد.</p>
<p>وی افزود: متأسفانه امروز برخی فریاد میلیاردی‌ شدن سر می‌دهند اما شاید مردم ما هم بدانند که بخش عمده‌ای از این رسیدن به این ارقام مدیون افزایش بهای بلیت‌هاست. اگر روی این آمارها تمرکز لازم وجود داشته باشد این نتیجه به دست خواهد آمد که این‌ها در حد دلخوشی بیش نیست.</p>
<p>مستغاثی تأکید کرد: وقتی حدود ۹۵ درصد مردم ایران به سینما نمی‌روند یعنی در واقع با این سینما قهر کرده‌اند. اینکه کدام فیلم بیشتر فروش می‌رود یا افزایش چند میلیون یا میلیاردی داشته اصلاً به حساب نمی‌آید. این موضوع بیشتر شبیه به پاک‌کردن صورت مسئله است. صورت مسئله این است که مردم ما از سینمای ایران قهر کرده‌اند و از سالن‌های سینما گریزان شده‌اند.</p>
<p>وی در پاسخ به این سوال که آیا این اعلام بهای قیمت‌های نامتعارف نیز می‌تواند یکی از عوامل قهر مردم با سینما باشد، افزود: رقم ۴۰۰ هزار نفر مخاطب پرفروش‌ترین فیلم مردم تهران در مقابل ۱۵ میلیون نفر چند درصد محسوب می‌شود؟! یعنی به نسبت کل جمعیت تهران و کشور درصدی ناچیز از سینماها استقبال کرده‌اند که اصلاً به حساب نمی‌آید.</p>
<p>رئیس اسبق انجمن منتقدان سینمای ایران با اشاره به اینکه این سینما با مردم ارتباطی ندارد، خاطرنشان کرد: سینما برای رسیدن به رشد و توسعه باید به گفتمان مردم، فرهنگ و ریشه‌های مردم برگردد؛ یعنی دور از مردم نباشد. مسائلی که در درون این سینما مطرح می‌شود به مردم ارتباطی ندارد و محدود به جریان شبه روشنفکری است و اصلاً همین طبقه هم از این فیلم‌ها استقبال می‌کنند.</p>
<p>وی در پایان اظهار داشت: با این پنج درصد مخاطب گره‌ای از کار سینما باز نمی‌شود. چشم‌انداز سینمای ایران در سوی دیگری اتفاق می‌افتد؛ در میان جوان‌هایی که یک مقدار خودشان را با فرهنگ و اعتقادات مردم نزدیک می‌بینند. مثل جشنواره عمار و فیلم‌هایی همچون «ایستاده در غبار»! یعنی سینمای ایران در این‌گونه فضاها و فیلم‌ها متولد می‌شود. یا در قالب انیمیشن‌هایی چون «شاهزاده روم» که در ردیف چهارمین فیلم پرفروش سال قرار می‌گیرد. در این‌گونه فضاهاست که سینمای ایران چشم‌انداز خوبی دارد؛ ولی در آن جناحی که سال‌های سال است که ساز خودش را کوک می‌کند اتفاقی نمی‌افتد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/04/salvador2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="alignnone size-medium wp-image-70157" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/04/salvador2-600x400.jpg" alt="salvador2" width="600" height="400" /></a></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong> فروش فیلم‌های غیراخلاقی، افتخار نیست!</strong></span></p>
<p>محمدرضا رضاپور سردبیر نشریه نقد سینما نیز درباره اکران نوروزی و اینکه بسیاری این آمار را به خوب شدن حال سینما ربط می‌دهند، گفت: الان آمار رسمی که برای فروش نوروز اعلام کردند حدود ۱۳ میلیارد است و بیشترین فروش را هم مدیون دو فیلم طنز جنسی بودیم. چراکه فیلم‌های «۵۰ کیلو آلبالو» و «من سالوادور نیستم» به لحاظ مضمونی و اخلاقی خیلی مناسب خانواده‌ها نیستند؛ مخصوصاً «۵۰ کیلو آلبالو». به نظرم برخی از کارگردان‌ها برای فضای کمدی، استانداردی قائل نیستند و از هر خط قرمزی برای جذب مخاطب عبور می‌کنند. لذا خیلی از مسئولین سینمایی ما نمی‌توانند پشت این آمار فروش قرار بگیرند و به این دستاوردها ببالند. چون به لحاظ آمار، رشد قابل توجهی نیست و از طرفی فیلم‌هایی به فروش رسیده‌اند که به لحاظ سیاست‌گذاری اصلاً قابل دفاع نیستند.</p>
<p>وی درباره ادامه راه و تحولات پرده‌ نقره‌ای، خاطرنشان کرد: من فکر می‌کنم سینمایی که در ایران به آن نیاز داریم سینمایی است که مردم بتوانند به واسطه آن، آرمان‌ها، دغدغه‌ها و آرزوهایشان را در این سینما ببینند. نه باید طنز سخیف و فیلم فارسی باشد و نه تلخ و روشنفکری را پشتیبانی کند. سینمای ایران بین این دو جریان باید حرکت کند. یعنی فیلمی که قهرمان داشته باشد و با القای امید به مردم کمک کند، نه اینکه فقط تلخی را نشان ‌دهد. همچنین تجربه پیروز شدن را روی پرده نقره‌ای به تصویر بکشد.</p>
<p>وی در خاتمه گفت: اگر می‌خواهیم مردم به سینما برگردند، از امید و پیروزی در شمایل یک قهرمان قابل احترام بگوییم؛ در غیر این‌صورت نمی‌توان به فروش میلیاردی فیلم‌ها در نوروز دل‌ خوش کرد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/04/50-kiloo.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="alignnone size-medium wp-image-70096" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/04/50-kiloo-600x400.jpg" alt="50-kiloo" width="600" height="400" /></a></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>یک مُسکّن کوتاه‌مدت</strong></span></p>
<p>امیر ابیلی سردبیر سایت سوره سینما نیز درباره فروش نوروزی و اینکه آیا توانسته به توسعه سینمای ایران نزدیک شود، تصریح کرد: شاید بتوانیم بگوییم فروش نوروزی حال سینما را خوب کرده باشد اما بالاخره یک مُسکن کوتاه‌مدت است. فکر می‌کنم نسبت به سال گذشته، سال بدی را برای سینما نداریم، اما به معنای پیشرفت سینمای ایران نیست. مسئله مهم این است که الان فیلم‌های مبتذل به فروش می‌رسند. «من سالوادور نیستم» و «۵۰ کیلو آلبالو» فیلم‌هایی نیستند که فروش آن‌ها خیلی برای سینمای ایران افتخار محسوب شود. چون فیلم‌های کمدی سخیف و مبتذلی هستند که همیشه هم می‌فروختند؛ حالا تعدادشان بیشتر شده است.</p>
<p>وی افزود: مسئله مهم این است که فروش این گونه فیلم‌ها افتخاری ندارد. هر موقع فیلم‌های فرهنگی توانستند آن‌قدر رونق فروش داشته باشند آن موقع کاری کرده‌ایم.</p>
<p>ابیلی درباره چشم‌انداز سینمای ایران در سال ۹۵ نیز گفت: به نظر من باید فیلم‌هایی از جنس «بادیگارد» بیشتر ساخته شود؛ چرا‌که تنها فیلم فرهنگی، داستانی و برخوردار از یک قهرمان، قابل احترام است. اما اصلاً در تبلیغات، خیلی بدان توجه نشد و واضح است که وزارت ارشاد به دنبال ساختن فیلم‌هایی همچون بادیگارد نیست و فیلم‌هایی از جنس «۵۰ کیلو آلبالو» و «من سالوادور نیستم» را می‌پسندد.</p>
<p>وی در پایان خاطرنشان کرد: من فکر می‌کنم به جای بها دادن به گروه هنر و تجربه که حالا سمت و سوی فیلم‌های نفروش ضدمخاطب اروپایی و غیراستراتژیک است مجموعه وزارت ارشاد بیشتر از کارهایی همانند «بادیگارد» که مخاطب‌پسند و مضمون آن موردپسند و اقبال نظام است را مورد حمایت خود قرار دهند. هر موقع این‌گونه فیلم‌ها رونق پیدا کرد می‌توان گفت دستاوردی به دست آمده است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/03/badigard-bs.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="alignnone size-medium wp-image-69051" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/03/badigard-bs-600x400.jpg" alt="badigard-bs" width="600" height="400" /></a></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>سینما به بادیگارد نیاز دارد</strong></span></p>
<p>محمدامین نوروزی منتقد و کارشناس سینما نیز درباره اکران‌ نوروزی و اظهارنظرهایی که برخی از مسئولین پیرامون استقبال زیاد مردم از سینماها داشتند، تصریح کرد: اینکه بگوییم فروش بالای فیلم‌هایی که هنری، فرهنگی و خانوادگی نیستند موجبات رشد محتوایی و فنی سینما را فراهم آورده، اصلاً درست نیست. چرا‌که این آثار شبیه به طنزهایی از جنس فیلمفارسی‌های قدیم هستند؛ ضمن اینکه این فروش‌های مقطعی به معنای خوب شدن حال سینمای ایران نیست.</p>
<p>وی درباره عدم رونق فیلم‌های فرهنگی در مقابل کمدی‌های سخیف، افزود: متأسفانه سلیقه سینمایی مردم ما در یک دهه اخیر به خاطر فیلم‌های شبه روشنفکری که خیلی داستان‌گو نیستند و قهرمان ندارند و از طرفی معمولاً فیلم‌های خسته‌کننده‌ای هستند، آسیب دیده است. سلیقه مخاطب سینما در سال‌های گذشته، خواه ناخواه با فیلم‌هایی مأنوس شده که شاید خودشان به سخیف ‌بودن و نداشتن محتوای آن‌ها اعتقاد داشته باشند اما برای خنده و شادی به سمت این‌گونه فیلم‌ها می‌روند.</p>
<p>نوروزی اضافه کرد: فیلم‌های استاندارد مثل «بادیگارد» که هم داستان داشته باشند و هم جذابیت‌های هنری و سینمایی در درون آن‌ها به عنوان یک اصل مورد توجه قرار گرفته باشد، در طول سال‌ها خیلی به ندرت ساخته می‌شود. طبیعتاً سلیقه مردم به سمت دیگری رفته است. دلیلش هم این است که سیاستگذاران و مدیران سینمایی ما در سال‌های گذشته پول‌های تولیدی خودشان را صرف فیلم‌های روشنفکری کرده‌اند. بیشتر فیلم‌های پرفروش با پول‌های بخش خصوصی و به نیت تجارت و سودجویی ساخته شده‌اند و در آنها به رویکردهایی که در فیلمفارسی موجود است، توجه می‌شود.</p>
<p>این منتقد و کارشناس سینما درباره چشم‌انداز سینمای ایران در سال ۹۵، خاطرنشان کرد: اصلی‌ترین موضوع این است که در آثاری که با بودجه دولتی ساخته می‌شود، دقت نظر بیشتری صورت گیرد. کارگردانانی که تاکنون چندین فیلم ساخته‌اند و خواسته‌اند با فیلم‌هایشان حرف‌های اجتماعی بزنند و معمولاً مردم این حرف‌هایشان را در سینما نشنیده‌اند دیگر روی این کارگردانان سرمایه‌گذاری نشود. به جای آن، مسئولین بروند به سمت فیلم‌های داستان‌گو که نیاز مردم را پاسخ می‌دهد. در عین حال از تکنیک‌های جذابی که مردم را به سمت خودشان جلب کند به کار بگیرند.[فیلم بادیگارد و ایستاده در غبار] و این‌گونه تولیدات از سالی سه تا چهار عدد به ۳۰ عدد برسد.</p>
<p>منبع: کیهان</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=70170">نظر کارشناسان درباره اکران نوروزی؛ هنوز کمتر از ۵ درصد مردم به سینما رفته اند!/ فروش کمدی های مبتذل باعث افتخار نیست/ سینما به بادیگارد نیاز دارد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=70170</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
