<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سوره سینما &#187; محمدرضا نوروزبیگی</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A8%DB%8C%DA%AF%DB%8C" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Jun 2026 11:40:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>«آدم‌کش»؛ سردتر از چیزی که انتظار داشتیم</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=158667</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=158667#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 04 Dec 2023 08:09:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای جهان]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[آدم‌کش]]></category>
		<category><![CDATA[دیوید فینچر]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا نوروزبیگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=158667</guid>
		<description><![CDATA[<p>محمدرضا نوروزبیگی پژوهشگر حوزه سینما در یادداشتی به فیلم سینمایی «آدم‌کش» ساخته دیوید فینچر پرداخته است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158667">«آدم‌کش»؛ سردتر از چیزی که انتظار داشتیم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong><strong> – </strong><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%a8%db%8c%da%af%db%8c">محمدرضا نوروزبیگی</a></strong> : «آدم‌کش»، جدیدترین فیلم دیوید فینچر که با کمک همکاران قدیمی او از جمله اندرو کوین واکر نویسنده «هفت»، اریک‌مسرشمیت فیلمبردار «دختر گمشده» و کرک باکستر تدوینگر «شبکه اجتماعی» ساخته شده است نشان داد همیشه جمع شدن رفقای قدیمی برای انجام کاری بزرگ لزوما پایان خوبی ندارد.</p>
<p>روایت قاتلی که در آخرین ماموریت خود موفق نمی‌شود سوژه خود را به قتل برساند می‌توانست بسیار جذاب باشد اما کارگردان به عمد خواسته است که اینگونه نباشد. فینچر که «آدم‌کش» را براساس کتابی به همین نام ساخته است و شخصیت قاتلش را از بازی سرد فاسبندر در «پرومتئوس» ریدلی اسکات قرض گرفته است، از همان سکانس افتتاحیه و ادای دین غیروفادارانه‌اش به پنجره پشتی «هیچکاک»، تکلیفش را با مخاطب مشخص می‌کند، قرار نیست با فیلمی مهیج و گرم طرف باشیم.</p>
<p>«پنجره پشتی» با نمایی طولانی در یک روز گرم تابستانی آغاز می‌شود و ما را با محیط، همسایه‌ها (تا حدی که از پنجره قابل درک است) و شخصیت اصلی از طریق قاب عکس‌های اتاقش آشنا می‌کند(قاب‌هایی از مسابقات اتومبیل‌رانی، همسرش و دوربین عکاسی). در «آدم‌کش» اما، سکانس افتتاحیه فیلم، شخصیت اصلی را در حالیکه در هوایی سرد، کنار یک هیتر، بر روی صندلی نشسته و از پنجره به بیرون خیره شده است نشان می‌دهد. از اینجا به بعد مونولوگ بر تصویر چیره می‌شود و ما با شخصیت قاتل نه از طریق اشیای در تصویر بلکه از طریق صحبت‌های ذهنی او آشنا می‌شویم. بیهوده‌ترین کار در مواجهه با «آدم‌کش» انتظار برای دیدن اکشنی میان قاتل و مقتول است. قتل در سینما علی‌القاعده جذاب است و پرکشش اما در «آدم‌کش» تمام تلاش فینچر صرف بی‌رمق کردن فضا و نمایش کسالت‌بار شغل کشتن و مرارت‌هایش شده است. اولین جمله فیلم هم به صورت طعنه‌آمیز همین است: اگر نتونی بی‌حوصلگی رو تحمل کنی این کار(فیلم) برای تو نیست.</p>
<p>اما سوال اساسی و کار دشوار همینجا است که چه طور می‌شود مرارت و کسالت را نمایش داد اما مخاطب دچار مرارت و کسالت نشود حداقل «آدم‌کش» فینچر جواب خوبی به این سوال نداده است.</p>
<p>توجه به جزئیات همان چیزی است که در فیلم‌های فینچر انتظار می‌رفت اما تمام این جزئی‌نگری‌ها بیهوده خواهد بود وقتی با یک کل بی‌رمق و وارفته طرف باشیم که به عمد می‌خواهد مخاطب را از خود دور کند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/The-Killer2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-158669" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/The-Killer2.jpg" alt="The-Killer2" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>در همان یک ربع ابتدایی، فاسبندر تمام جهان خود را که یک هیچ بزرگ است بنا می‌کند. قاتل، نهیلیست است. از نظر او هیچ ‌جهان ماورایی وجود ندارد و اعتقاد به این موضوع، آزادی بی‌نهایتی ایجاد می‌کند که قاتل را به انجام قتل سوق می‌دهد. قتل او را دچار تزلزل نمی‌کند چرا که آزادی ایجاد شده از پس هیچ‌انگاری سرپوش بزرگی است بر وجدانش. او قتل‌های پی در پی خود را که حالا او را تبدیل به قاتلی حرفه‌ای کرده است اینگونه توجیه می‌کند «هر ثانیه ۱.۸ نفر می‌میرن درحالیکه ۴.۲ نفر در همان یک ثانیه به دنیا میان» حالا آیا افرادی که من می‌کشم آمار نهایی را تغییر می‌دهند؟ نه. پس می‌کُشم. اما مسئله اینجا است که او در آخرین ماموریتش موفق ظاهر نمی‌شود حالا باید بین قوانینی که همیشه رعایت کرده است با انتقام از افرادی که به دلیل شکست او در پروژه آخرش به همسرش آسیب زده‌اند یکی را انتخاب کند. پس تصمیم می‌گیرد قوانینش را زیر پا بگذارد و از این فرودگاه به آن فرودگاه برود تا مقصران را مجازات کند اما آیا این یک حرکت اخلاقی نیست؟ اینکه برای انتقام از کسانی که به همسرت آسیب رسانده‌اند احتیاط را کنار بگذاری یعنی هنوز به نهیلیستی کامل تبدیل نشده‌ای.</p>
<p>نهیلیستی که شانس، کارما و عدالت واقعی را در مونولگ ابتدایی‌اش منکر می‌شود، بر اثر تصادف، اشتباهی مرتکب می‌شود، تمام خودستایی‌های ابتدایی‌اش از بین می‌رود و حالا در دو راهی نظر و عمل قرار می‌گیرد. تمام فیلم اثبات این است که آیا قاتل، نهیلیستی کامل است یا نه.</p>
<p>از اینجا به بعد شخصیت اصلی تمام افرادی که در حمله به خانه‌اش دخیل بوده‌اند را به سبک فیلم‌های معمایی و پلیسی با استفاده از تکنولوژی پیدا می‌کند و این پیدا کردن و رسیدن به مقتول دقیقا جایی است که ضعف فیلم نمایان می‌شود. ضعف فیلم جایی است که فیلمی اکشن، می‌خواهد چیزی فراتر از اکشن باشد یا اصلا اکشن نباشد پس به همین خاطر دیگر مراحلی که قاتل طی می‌کند تا برسد به جایی که قرار است سوژه‌هایش را به قتل برساند کسالت‌آور و اساسا بی‌مورد می‌شود. خلاف ژانر عمل کردن این معایب را هم دارد.</p>
<p>قاتل در نهایت سفارش‌دهنده پروژه آخرش را که سرمایه‌دار بزرگی است پیدا می‌کند اما برخلاف سوژه‌های قبلی توضیحات سرمایه‌دار او را قانع می‌کند اما این چه معنی‌ای می‌دهد؟ اینکه سرمایه‌دار با او دشمنی شخصی نداشته است و نادانسته قرادادی را امضا کرده است یعنی چه؟ مگر در لیست قوانین قاتل دلسوزی ضعف نبود پس چرا به راحتی از قتل سرمایه‌دار گذشت؟ یا شاید نهیلیسم دشمن طبقات زیرین جامعه(افرادی که در طول فیلم کشته بود) است و سرمایه‌دار به نهیلیسم دچار نمی شود؟</p>
<p>هر چه هست، قتل سرمایه‌دار مهر تاییدی بود بر اینکه او انتقام را تا مرحله آخر انجام داده است و این یعنی او دیگر نهیلیست نیست اما قاتل نظر را به عمل و نهیلیسم را به انتقام از روی عشق ترجیح داد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158667">«آدم‌کش»؛ سردتر از چیزی که انتظار داشتیم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=158667</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>«بابیلون»؛ منفور منتقدان، ورشکسته در گیشه</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=155101</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=155101#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Mar 2023 08:08:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای جهان]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[بابیلون]]></category>
		<category><![CDATA[دیمین شزل]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا نوروزبیگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=155101</guid>
		<description><![CDATA[<p>به مناسبت اکران ناموفق فیلم «بابیلون»، جدیدترین ساخته دیمین شزل، محمدرضا نوروزبیگی پژوهشگر حوزه سینما در یادداشتی علت شکست این اثر را بررسی کرده است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=155101">«بابیلون»؛ منفور منتقدان، ورشکسته در گیشه</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong><strong> &#8211; <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%a8%db%8c%da%af%db%8c">محمدرضا نوروزبیگی</a></strong> : «فیلم‌ شکست خورده در گیشه» عنوانی است که هر سال نصیب چندین و چند فیلم می‌شود. در بین این فیلم‌ها آثاری وجود دارد که طبیعتا برای جذب مخاطب فراوان، به دلیل سبک، ژانر و یا هزینه‌های تولید، انتظاری از آنها نمی‌رود اما اگر این آثار را کنار بگذاریم با نام‌های بزرگ و استودیوهای بزرگتر روبه‌رو می‌شویم. این نام‌های بزرگ پروژه‌های سنگینی هستند که علی‌رغم پیش‌بینی‌های صورت گرفته نتوانستند حتی هزینه تولید خود را بازگردانند. با نگاهی به تاریخ سینما خواهیم فهمید تعداد این آثار کم هم نیستند و هر کارگردان مطرحی حداقل یک فیلم شکست خورده دارد. جدیدترین نام بزرگی که به انتهای لیست «فیلم‌های بزرگ شکست خورده در گیشه» اضافه شد، ششمین فیلم دیمین شزل، «بابیلون» (Babylon) بود.</p>
<p>اما چرا این پروژه‌ها شکست می‌خورند؟ قطعا یکی از هزاران جوابی که می‌توان به این سوال داد این خواهد بود که سوژه فیلم و نگاه فیلمساز باب طبع مخاطب نبوده است پس برای اثبات این گزاره باید به درون فیلم برویم هر چند عوامل بیرونی زیادی وجود دارد که باعث شکست یک فیلم می‌شوند برای مثال شرایط اکران، زمان اکران و هزار و یک عامل دیگر.</p>
<p>«بابیلون» فیلمی است درباره سینما، سال‌های ابتدایی و تلاش‌ اقشار مختلف در جهت فراگیر شدن و جذابیت بیشتر آن.</p>
<p>وقتی با فیلمی راجع به سینما مواجه می‌شویم سریع به حافظه خود رجوع می‌کنیم و فیلم‌هایی با این مضمون را که تا به حال دیده‌ایم مرور می‌کنیم. مخاطبان حرفه‌ای سینما با توجه به فیلم‌های یک دهه اخیر کار سختی در به یاد اوردن آثاری با این مضمون نخواهند داشت. هوگو، روزی روزگاری در هالیوود و آخرین نمونه آن یعنی فیلم جدید استیون اسپیلبرگ، «خانواده فیبلمن» که در جشنواره‌های مختلف مورد توجه قرار گرفته است و بیشترین جوایز را کسب کرده است.</p>
<p>برگردیم به بحث خودمان، «بابیلون». فیلم جدید دیمین شزل تمام آن چیزهایی که یک فیلم در سال ۲۰۲۲ باید داشته باشد را دارد. یک شخصیت آمریکایی-آفریقایی، یک مرد مکزیکی و یک ستاره زن دوجنسگرا. چه چیز از این بهتر؟ همه هستند. البته باید به این نکته توجه داشت که قصه در دوره‌ای روایت می‌شود که وجود این شخصیت‌ها انکار نشدنی است یعنی کارگردان دوره‌ای از تاریخ سینما را طوری انتخاب و روایت می‌کند که برای سینمای امروز قابل فهم باشد. وجود یک خواننده آمریکایی-آفریقایی که از وضعیت استودیو‌ها ناراضی است و از یک نوازنده ساده به یک استاد چیره‌دست تبدیل می‌شود، غیرواقعی نیست و در تاریخ سینما با این سوژه مواجهیم.</p>
<p>فیلم برخلاف آثار دیگری که به تقدیس سینما پرداخته‌اند رویکرد متفاوتی را برگزیده است. فیلم در واقع مرثیه‌ای است برای کسانی که می‌خواستند برای چند ساعت، زندگی دیگری را تجربه کنند اما عاقبتشان غبطه‌برانگیز نشد. نگاه طبقاتی به جامعه آمریکا در سال‌های ابتدای قرن بیستم در فیلم موج می‌زند. بازیگران فیلم همه از طبقات پایین اجتماع هستند که برای کسب موفقیت وارد صنعت سینما شد‌ه‌اند اما چه آنکه به تقلید می‌گفت و چه آنکه مسئول حمل فیل به بالای کوه بود و در نهایت به نان و نوایی در استودیو رسید، در نهایت خیری ندیدند و در تاریخ سینما محو شدند.</p>
<p>تفاوت تقدیس امر سینما در این فیلم با آثار دیگر نیز در همین نکته نهفته است. شزل سینما را تقدیس می‌کند هر چند در شکل‌گیری آن عده‌ای سر صحنه فیلم کشته شدند، خودکشی کردند و یا فاسد شدند. تقدیس سینما در سکانس‌ انتهایی فیلم به اوج خود می‌رسد اما این مسئله در جای جای اثر قابل شناسایی است برای مثال در سکانس نمای پایانی فیلمی که برد پیت نقش اصلی آن را بازی می‌کرد زمانی که او در حالت مستی به طوریکه هر لحظه گمان می‌رود استفراغ کند وارد قاب دوربین می‌شود امر واقع با پروانه‌ای که بر روی شانه او می‌نشیند تبدیل به صحنه‌ای رویایی می‌شود. این رویایی شدن همه چیز، در ذات سینما است و سرمایه‌داران خزپوش و مدرن،  سرمایه‌دارانی که سودهای هنگفتی از اکران فیلم‌ها نصیبشان می‌شود صاحبان واقعی ان نیستند و رفتار درست با آنها همان است که مارگو رابی انجام داد، صاحبان واقعی سینما تماشاگرانی هستند از رنگ‌‌ها و نژادهای مختلف که در انتهای فیلم روی صندلی نشسته‌اند و محو تماشای فیلم‌اند.</p>
<p>شزل در یک سوم انتهایی فیلم، وضعیت سال‌های بعد سینما یا به صورت دقیقتر بگوییم وضعیت حال حاضر سینما را در سفر کوتاه مانی به معدنی بیرون از هالیوود، جایی که تبهکاری خبیث ان را اداره می‌کند نشانمان می‌‌دهد. برهنگی، قهرمان عضلانی، کروکودیل‌ وحشی همه و همه المان‌هایی است از سینمای دهه‌های بعد که مانی هنوز نمی‌تواند با ان مواجه شود و از انجا فرار می‌کند.</p>
<p>«پروژه شکست خورده» آقای دیمین شزل، سینما را تقدیس می‌کند اما نقد‌های جدی‌ای را روانه پشت پرده سینما می‌کند و شاید همین نکته باعث عدم استقبال منتقدان و جشنواره‌های مختلف باشد جشنواره‌هایی که توسط سرمایه‌داران تحقیرشده توسط کارگردان برگزار می‌شوند و طبیعتا آنها از فیلمی که اسطوره سینما را از آسمان به زمین بیاورد حمایت نمی‌کنند.</p>
<p>فیلم مملو از استعاره است و بهترین انها در همان سکانس ابتدایی است. سکانسی که خلاصه‌ای است از کل فیلم. فیلی که شخصیت اصلی برای انتقال آن به بالای کوهی که قرار است جشنی بزرگ در آن برگزار شود، دردرسر‌های مضخکی را متحمل می‌شود در نهایت سودمند است. فیل سوژه‌ای می‌شود تا حواس مخاطب برای لحظاتی از اتفاق‌های ناگوار پرت شود و مگر این همان سینما نیست؟</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=155101">«بابیلون»؛ منفور منتقدان، ورشکسته در گیشه</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=155101</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
