<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سوره سینما &#187; محمد صابری</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Jun 2026 11:40:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>بیست‌وسومین جلسه از فصل نهم «پاتوق فیلم کوتاه» برگزار شد</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=166573</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=166573#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 23 Dec 2024 08:22:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم کوتاه]]></category>
		<category><![CDATA[سینما «بهمن» تهران]]></category>
		<category><![CDATA[شاهین امین]]></category>
		<category><![CDATA[محمد صابری]]></category>
		<category><![CDATA[پاتوق فیلم کوتاه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=166573</guid>
		<description><![CDATA[<p>بیست‌وسومین جلسه از فصل نهم «پاتوق فیلم‌ کوتاه»، با اکران و بررسی فیلم‌های کوتاه «چمدان»، «چوپان»، «سم‌پاش» و «تایلندی» در سینما بهمن تهران برگزار شد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=166573">بیست‌وسومین جلسه از فصل نهم «پاتوق فیلم کوتاه» برگزار شد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a> به نقل از روابط‌ عمومی انجمن سینمای جوانان ایران، بیست‌وسومین جلسه از نهمین فصل «پاتوق فیلم‌ کوتاه»، روز یکشنبه ٢ دی‌ماه ۱۴۰۳ با نمایش ۴ فیلم‌کوتاه در پردیس سینمایی بهمن برگزار شد.</p>
<p>در این جلسه که به همت انجمن سینمای جوانان ایران برگزار شد،  فیلم‌های‌ کوتاه «چمدان» به کارگردانی مشترک آکو زند کریمی و سامان حسین‌پور، «چوپان» به کارگردانی مهرشاد رنجبر، «سم‌پاش» به کارگردانی رضا فهیمی، «تایلندی» به کارگردانی مشترک حسام حسینی و عباس حسین‌زاده، روی پرده رفت و در ادامه شاهین امین، منتقد سینما همراه با محمد صابری به‌عنوان مجری‌کارشناس برنامه با کارگردانان این آثار به گفت‌وگو نشستند.</p>
<p><strong>فیلم کوتاه باید یک تلنگر و آورده‌ای داشته باشد</strong></p>
<p>در بخش اول این پاتوق، میثم دامن‌زه بازیگر نقش اصلی فیلم‌کوتاه «چمدان» به نمایندگی از کارگردانان روی صحنه آمد و درباره این فیلم گفت: ایده «چمدان» از یک داستان کوتاه نوشته خود آکو زندکریمی گرفته شد که چندسال پیش نوشته بود. این فیلم درباره پروسه مهاجرت و دوری، از دست دادن خانواده و فقر بود که برای نزدیک شدن به فضای آن چندین فیلم که مدنظر کارگردان بود را دیدیم تا به یک دیدگاه مشترک برسیم. «چمدان» تولید سال ١۴٠١ بود و در ٨ روز فیلم‌برداری شد.</p>
<p>شاهین امین با اشاره به حضور متفاوت و موفق میثم دامن‌زه در دو فیلم کوتاه «چمدان» و «تایلندی» عنوان کرد: میثم دامن‌زه به نوعی سوپراستار این نوبت از پاتوق است. دو نقش بسیار متفاوت در این دو فیلم را بسیار خوب اجرا کرده است؛ یکی شخصی بسیار آرام و درونگرا و دیگری بازی بیرونی که با ریتم‌های تند و اکت‌های عصبی همراه بود و به نظرم در هر دو موفق ظاهر شد.</p>
<p>وی در ادامه گفت: به نظرم فضای کلی «چمدان» برآمده از یک دنیای ذهنی ناآشنا برای ما نیست. در واقع این سبک فیلم‌ها را احتمالا در فضای فیلم‌کوتاه پیش‌تر هم دیده بودیم. اما نکته مثبت این است که این فیلم علی‌رغم اینکه ریتم آرامی دارد اما فیلم لَختی نیست و این بسیار مهم است. در سینمای ایران، به‌خصوص در فیلم‌های کوتاه این لَخت بودن، بی‌حس بودن چه در فیلم بلند و چه در فیلم‌های کوتاه بسیار زیاد است که به فیلم آسیب هم می‌زند. این ضعف در فیلم‌های تجربی متاسفانه بیشتر هم به چشم می‌خورد چون بهانه‌ای است برای اینکه نشان دهند کار تجربی می‌کنند!</p>
<p>امین افزود: ما می‌توانیم فیلم آرام و نرمی داشته باشیم ولی لَخت نباشد و این فیلم با اینکه ریتم آرام و فضایی معروف به فضای شاعرانه داشت، لَخت نبود. البته من با تعابیری مثل فضای عاشقانه به دلیل اینکه کلی است مشکل دارم و با احتیاط این اصطلاحات را به کار می‌برم. این فیلم به نظرم بسیار آشنا و دیده شده می‌آمد و در عین حال که از نظرم فیلم بدی هم نبود اما خیلی با آن ارتباط برقرار نکردم. به نظرم جا داشت که کوتاه‌تر هم باشد.</p>
<p>این منتقد سینما در خصوص داستان فیلم هم اضافه کرد: نکته دیگر درباره «چمدان» قابل پیش‌بینی بودن آن بود و در واقع می‌توانستم روند قصه را حدس بزنم. به همین دلیل ضربه‌ای که باید در انتها می‌زد را نزد. البته منظورم من این نیست که همه فیلم‌ها حتما باید غافلگیری داشته باشند، بسیاری از فیلم‌های که در قالب ژانر کار می‌شوند هیچ ضربه‌ای ندارند و شما تقریبا می‌توانید روند داستان را حدس بزنید اما به نوعی است که مخاطب را با خود همراه می‌کند. من با دنیای کلی «چمدان» دچار مشکل هستم به دلیل اینکه انتهای فیلم این سوال برایم ایجاد شد که می‌خواستیم چه چیزی بگوییم؟</p>
<p>وی افزود: وقتی یک فیلم کوتاه یا بلند می‌سازیم باید یک تلنگر و آورده‌ای داشته باشد. شاید این سوال ایجاد شود که خوب ما بسیاری فیلم‌های ژانر داریم که قالب‌های همه یکی است، اما در آنجا یک قصه تعریف می‌شود و شاید مخاطب در خلال آن قصه چیزی پیدا کند.</p>
<p><strong>در طول ساخت نگاهم به دنیای معلولان روشن‌تر شد</strong></p>
<p>در ادامه مهرشاد رنجبر کارگردان «چوپان» روی سن آمد و درباره این فیلم‌کوتاه گفت: این فیلم دومین فیلم حرفه‌ای من بود، قبل از آن فیلم «ناطق» را کار کرده بودم و «چوپان» هم در سال ١۴٠٢ تولید شد. در ابتدا اسم فیلم لاک‌پشت بود و در بازنویسی چندباره فیلم‌نامه اسم «چوپان» انتخاب شد.</p>
<p>رنجبر ادامه داد: من چندین بار فیلم‌نامه را بازنویسی کردم و هر چه شناختم از این بچه‌های معلول بیشتر می‌شد تغییراتی در فیلم‌نامه ایجاد می‌کردم. در ابتدا بُعد تاریک فیلم بیشتر بود و در بازنویسی‌ها و ارتباط حدود یک ساله‌ای که با آن‌ها داشتم دید و جهان‌بینی من تغییر کرد و روشن‌تر شد. در پروسه این فیلم مدام به مرکز توانبخشی می‌رفتم و با بازیگرها دوست شدم و این مسئله به همکاری آن‌ها با من بسیار کمک کرد. با این گروه ۶ ماه تمرین کردیم و  فیلم‌برداری هم ۵ روز به طول انجامید.</p>
<p>شاهین امین درباره «چوبان» اظهار داشت: این فیلم با اینکه می‌توانست فیلم ترحم‌برانگیزی باشد و اشک مخاطب را دربیاورد اما خوشبختانه اینطور نبود و روایت معقول و منطقی‌ای داشت و از حوصله خارج نمی‌شد. اینکه کارگردان وجوه روشن این قصه را روایت کرد بسیار جذاب بود چراکه حتما همه ما می‌توانیم وجوه تاریک زندگی این بچه‌ها را متصور شویم و اتفاق غریبی هم نیست.  بسیاری از کارگردانانی که سراغ این بچه‌ها می‌روند سراغ بعد تاریک و ناراحت‌کننده آن می‌روند.  وقتی ۶ ماه تمرین می‌کنی تا ٢٠ دقیقه فیلم بسازی یعنی روشنایی و امید علاوه‌بر داستان در زیست کارگردان هم مشخص است.</p>
<p>امین ادامه داد: بازیگر نقش کارگردان تئاتر در این فیلم بسیار خوب بود، به نظرم فیلم حرفش را به درستی زده بود و  نوری که قرار بو در تمام این دشواری‌ها منعکس شود مشخص بود و در کل فیلم حال خوب کنی بود.</p>
<p>رنجبر درباره ایده و حس ساخت این فیلم عنوان کرد: مادرم با گروه‌های معلولین، تئاتر کار می‌کرد و با این فضا غریبه نبودم. فیلم اول من بدون دیالوگ بود و تصمیم داشتم فیلم پر پرسوناژتری بسازم. این بچه‌های معلول وقتی از فضای محدود و امن خود بیرون می‌آیند و با یک گروه کار می‌کنند به آن‌ها عادت می‌کنند و اگر بعد از فیلم به کل رها شوند دچار افسردگی می‌شوند و بسیاری از خانواده هایی که با آن ها به نتیجه نرسیدیم دلیلشان همین ترس از افسردگی و حس رها شدگی بعد از کار بود.</p>
<p><strong>فضاسازی باورپذیر از زندگی روستایی</strong></p>
<p>فیلم بعدی «سم‌پاش» به کارگردانی رضا فهیمی بود که در غیاب کارگردان و با حضور بابک والی بازیگر اصلی فیلم مورد نقدوبررسی قرار گرفت. والی ضمن اشاره به تجربه‌های خود در زمینه بازی در فیلم‌های کوتاه، درباره «سم‌پاش» گفت: پروژه از نظر تولیدی پروژه سختی بود و یکی از دلایلی که این روستای شمالی به‌عنوان لوکیشن این کار انتخاب شد این بود که گفتند ممکن است در آینده نزدیک کل روستا زیر آب برود و بهتر است یک یادگار تصویری از آن باقی بماند.</p>
<p>وی ادامه داد: دو سال از این فیلم می‌گذرد و فکر می‌کنم دیگر این روستا از بین رفته است. در همان زمان هم تنها چند خانوار در آن سکونت داشتند. تصویربرداری این فیلم حدود ۱۰ روز زمان برد و تجربه حضور در این فیلم برای خودم بسیار ارزشمند بود.</p>
<p>شاهین امین هم درباره «سم‌پاش» گفت: یکی از ویژگی‌های مهم فیلم تصویر واقعی و بدون اغراق از زندگی روستایی است. کارگردان به‌خوبی توانسته است جریان معمولی زندگی در یک روستا را به تصویر درآورد و فضای کلی روایت برای‌مان باورپذیر است.</p>
<p>این منتقد سینما افزود: بازی بابک والی در فیلم بسیار خوب است و شاید حتی برای برخی این گمان به‌وجود بیاید که او نابازیگری از اهالی همان منطقه است. این بازی‌های خوب در کنار فضاسازی درست منجر به آن شده که باوجود آشنا بودن فضا، فیلم به سمت کلیشه نرود.در پایان هم داستان فیلم به خوبی به یک فاجعه ختم شده و شوکی که لازم است به مخاطب وارد می‌شود.</p>
<p><strong>منتظر فیلم‌های بعدی‌تان هستیم</strong></p>
<p>شاهین امین در بخش پایانی پاتوق با اشاره به فیلم «تایلندی» به کارگردانی مشترک حسام حسینی و عباس حسین‌زاده، آن را یکی از بهترین فیلم‌های کوتاه این باکس اکران توصیف کرد و در غیاب دو کارگردان فیلم، درباره آن گفت:‌ فیلم کارگردانی بسیار درستی دارد و در فضاهای سیاه و بسته‌ای که برای روایت خود انتخاب کرده به‌خوبی توانسته است موفق عمل کند. کارگردانان فیلم به‌خصوص در زمینه انتخاب بازیگر به‌خوبی عمل کرده‌اند و باردیگر باید به نقش‌آفرینی خوب میثم دامن‌زه در این فیلم هم اشاره کنم.</p>
<p>این منتقد سینما در پایان تأکید کرد: کاش حسام حسینی و عباس حسین‌زاده به‌عنوان کارگردانان این فیلم‌کوتاه در کنار ما بودند تا بیشتر درباره این تجربه با آن‌ها صحبت می‌کردیم اما قطعا منتظر فیلم‌های بعدی آن‌ها خواهیم بود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=166573">بیست‌وسومین جلسه از فصل نهم «پاتوق فیلم کوتاه» برگزار شد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=166573</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وقتی قهرمان گریست</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=160628</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=160628#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 09 Feb 2024 19:30:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[احمد]]></category>
		<category><![CDATA[امیرعباس ربیعی]]></category>
		<category><![CDATA[تینو صالحی‌]]></category>
		<category><![CDATA[محمد صابری]]></category>
		<category><![CDATA[چهل‌و‌دومین جشنواره فیلم فجر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=160628</guid>
		<description><![CDATA[<p>با اکران فیلم سینمایی «احمد» به کارگردانی امیرعباس ربیعی در خانه جشنواره، محمد صابری منتقد سینما به بررسی آن پرداخته است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=160628">وقتی قهرمان گریست</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> <strong>&#8211;</strong> <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b5%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c">محمد صابری</a></strong> :استیصال قهرمان، اوج تراژدی است. جایی که قهرمان به زانو درمی‌آید و دیگر گویی هیچ امیدی به هیچ کس نیست. تراژدی درست در این نقطه به اوج خود می‌رسد و بغض مانده در گلوی قهرمان است که همچون سیل از چشم مخاطب جاری می‌شود. زلزله بم، یکی از تراژیک‌ترین وقایع تاریخ معاصر ایران است و بی‌راه نیست اگر نام «داغ ملی» را بر آن بگذاریم. داغی که حالا بعد از گذشت ۲۰ سال، بر پرده سینما، جان دوباره گرفته و به‌سختی می‌توان در برابر حجم اندوه آن مقاومت کرد. تماشای «احمد»، ساده نیست اما بی‌شک از آن دست فیلم‌هایی است که تجربه‌ای فراموش‌نشدنی را برای مخاطبش رقم می‌زند.</p>
<p>امیرعباس ربیعی، بنا بر روایت خود، قصد ساخت فیلمی درباره یکی از قهرمانان محبوب زندگی‌اش یعنی شهید احمد کاظمی را داشته و در مسیر پژوهش برای خلق روایتی دراماتیک از این قهرمان، به مقطع حضورش در فرآیند امدادرسانی به آسیب‌دیدگان زلزله بم رسیده است. این یعنی با فیلمی مواجهیم که قرار نبوده روایتی از زلزله بم و تراژدی سهمگین آن بر پرده نقره‌ای باشد اما گویا حجم متراکمی از اندوه، خود را به روایت فیلم تحمیل کرده و احمد را هم به درون خود کشیده است. این نه نقطه ضعف فیلم که حاصل مواجهه صادقانه یک راوی با موضوع روایت است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2024/01/Ahmad3.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-159628" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2024/01/Ahmad3.jpg" alt="Ahmad" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>امیرعباس ربیعی، خوب دیده و آگاهانه دست به دوربین برده تا شخصیت قهرمان خود را در نسبتی درست و واقعی با بستری که در آن درخشیده است، به تصویر درآورد. اتفاقاً امتیاز اصلی «احمد» همین است. فیلم سودای اغراق برای خلق یک قهرمان ندارد و در تلاش است تا ویژگی‌های شاخص و آرمانی قهرمانش را در کنتراستی هنرمندانه با اضلاع دیگری که الزاماً ضدقهرمان نیستند، مورد تأکید قرار دهد. از رهنما و دکتر صدر گرفته که با ردایی از تخصص، یکی عقل و دیگری احساس را نمایندگی می‌کنند، تا عباس که عمل‌گرایی محض را نمایندگی می‌کند. احمد در فصل مشترک و نقطه ایجاد تعادل میان این نگاه‌ها خلق می‌شود و جان می‌گیرد و این وجه اشتراک برایش چیزی جز واژه «مردم» نیست. همان مردمی که دردشان «بی‌کسی» است و در قواعد مدیریت ستادی، در مقاطع بحران «اصلی‌ترین تهدید» محسوب می‌شوند. احمد اما همین مردم را «کس» خود می‌داند و به دیگران هم توصیه می‌کند، آن‌ها را خانواده خود بدانید.</p>
<p>فیلم «احمد» یک گام رو به جلو برای امیرعباس ربیعی جوان است. کارگردانی که دل در گرو بازخوانی تاریخ دارد اما آن را از منظر «امروز»‌ روایت می‌کند. «احمد» هم مانند «لباس شخصی»‌ و «ضد»‌ فیلمی درباره «دیروز» است اما حرف‌های شنیدنی برای امروز کم ندارد. حرف‌هایی از جنس یک تذکر و یادآوری؛ یادآوری احوال مردمی که شاید هنوز هم از «سرمای بی‌کسی‌ها» در کنجی خزیده‌اند و در نبود حداقل‌ها و برای دلگرمی، دل به «گرمایی دودآلود»، سپرده باشند. این درست همان اوج تراژدی است، لحظه‌ای که بغض احمد هم می‌شکند و به زانو درمی‌آید؛ لحظه استیصال قهرمان.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=160628">وقتی قهرمان گریست</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=160628</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>معمای پروین&#8230;!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=160418</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=160418#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 07 Feb 2024 18:50:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[محمد صابری]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا ورزی]]></category>
		<category><![CDATA[پروین]]></category>
		<category><![CDATA[چهل‌و‌دومین جشنواره فیلم فجر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=160418</guid>
		<description><![CDATA[<p>با اکران فیلم سینمایی «پروین» آخرین ساخته محمدرضا ورزی در خانه جشنواره، محمد صابری منتقد سینما به بررسی آن پرداخته است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=160418">معمای پروین&#8230;!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> <strong>–</strong> <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b5%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c">محمد صابری</a></strong> : درباره پروین اعتصامی چه می‌دانید؟ کمی به این سؤال فکر کنید. اگر واقعاً چیزی بیشتر از این گزاره که او یکی از بانوان شاعر سرشناس در تاریخ ادبیات ایران بوده است، ندانید، چه می‌کنید؟ احتمالاً روی همین گوشی یا لپ‌تاپی که در حال مطالعه این یادداشت هستید، می‌توانید تب تازه‌ای باز کنید، در باکس جستجوی گوگل، نام پروین اعتصامی را بنویسید و بعد از طریق یکی از همان دو سه لینک پیشنهادی اولیه، وارد ویکی‌پدیا شوید؛ هرچقدر هم به فضای مجازی بی‌اعتماد باشید و درباره عدم دقت و صحت داده‌های ویکی‌پدیا شنیده باشید، بازهم حداقل اطلاعات خود را با همین داده‌ها به روز می‌کنید‌. این مسیر است که خیلی از ما در طول شبانه‌روز، بارها در مواجهه با نادانسته‌های‌مان طی می‌کنیم و باید اعتراف کنیم که با تمام اما و اگرها درباره داده‌های مجازی، پشتوانه نسبتاً قابل اعتمادی هم برایمان محسوب می‌شود.</p>
<p>اگر قرار باشد فراتر از این جنس داده‌های حداقلی، آشنایی بیشتری با پدیده‌ای پیدا کنیم، سراغ منابع معتبرتر می‌رویم و شاید حتی کتاب و مقاله بخوانیم. اما وقتی قرار است به تماشای فیلمی با موضوع «پروین اعتصامی» بنشینید، چه انتظاری از آن دارید؟ احتمالاً اینجا دیگر چیزی فراتر از «فهرست داده‌ها» و «اعتبار منابع» برایمان موضوعیت پیدا می‌کند و این درست همان مرحله‌ای است که می‌توان درباره تک‌تک ساخته‌های محمدرضا ورزی تا به امروز، با او به گفت‌وگو و چالش پرداخت؛ از «تبریز در مه» و «معمای شاه» در تلویزیون گرفته تا «ابراهیم خلیل‌الله» و «قصه عشق پدرم» در سینما!</p>
<p>محمدرضا ورزی، یک پژوهشگر تاریخ خوش‌سلیقه است. ارزش‌های داستانی نهفته در لابه‌لای روایت‌های تاریخی را غالباً به‌درستی تشخیص می‌دهد و تقریباً هیچ پروژه‌ای را تا به امروز کلید نزده است که بتوانیم ارزش سوژه محوری آن را زیر سؤال ببریم. او حتی در استخراج و چیدمان داده‌های تاریخی در کنار یک دیگری برای رسیدن به یک خط روایی منسجم و قابل انعکاس در قالب یک سریال یا فیلم سینمایی هم تبحر پیدا کرده و به‌خوبی از  پس حذف و اضافه داده‌های فرعی به نفع یک روایت منسجم برمی‌آید. اما مشکل کجاست؟ او به همین اندازه که در مواجهه با تاریخ و مستندات تاریخی تبحر دارد، از هنر «قصه‌گویی»‌ بی‌بهره است. ورزی غالباً در تبدیل یک «کاراکتر تاریخی» به یک «کاراکتر داستانی» ناکام می‌ماند و تفاوت میان این دو، همان هنری است که فیلمسازی همچون زنده‌یاد علی حاتمی بر قله آن تکیه زده است. شخصیت‌های تاریخی در فیلم‌های حاتمی را هیچ‌گاه تاریخ‌پژوهان تأیید نکردند و همواره هم با او برسر جدال بودند اما همه آن‌ها امروز بخشی از هویت «سینمای ایران» شده‌اند.</p>
<p>همه این مقدمه طولانی برای این بود که به فیلم «پروین» برسیم. فیلم تازه محمدرضا ورزی که بازهم سوژه‌ای درجه یک ناب دارد اما از همین امروز می‌توان به انتظار فراموش شدنش در حافظه جمعی سینمادوستان نشست، چرا که «پروین» از جنس تاریخ است، نه سینما. فیلم تازه محمدرضا ورزی اطلاعات تاریخی تازه‌ای را درباره پروین اعتصامی در دل خود دارد اما حتی با بازی حساب‌شده و قابل‌تحسین مارال بنی‌آدم هم نتوانسته است یک شخصیت سینمایی از این شاعر بنام، روانه پرده کند. اگر در پاسخ به سؤال ابتدای این یادداشت، احساس می‌کنید اطلاعات ناقصی دارید و انگیزه لازم برای کنجکاوی درباره این سوژه را هم دارید، حتماً یک بار دیدن «پروین» برایتان جذاب است، اما «سینما» چیز دیگری است. منتظر تماشای یک «فیلم» نباشید!</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=160418">معمای پروین&#8230;!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=160418</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عصر اعدام&#8230;</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=160355</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=160355#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 07 Feb 2024 07:48:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[امیرحسین آرمان]]></category>
		<category><![CDATA[بهشت‌ تبهکاران]]></category>
		<category><![CDATA[محمد صابری]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود جعفری‌جوزانی]]></category>
		<category><![CDATA[چهل‌و‌دومین جشنواره فیلم فجر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=160355</guid>
		<description><![CDATA[<p>با اکران فیلم سینمایی «بهشت‌ تبهکاران» آخرین ساخته مسعود جعفری‌جوزانی در خانه جشنواره، محمد صابری منتقد سینما به بررسی آن پرداخته است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=160355">عصر اعدام&#8230;</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> <strong>–</strong> <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b5%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c">محمد صابری</a></strong> :اینکه هنرمندی یکی از آثارش را به‌عنوان وصیتنامه‌اش توصیف کند، می‌تواند معانی مختلفی داشته باشد اما بیش از هر یک از این معانی، تأکید بر قرابت جهان آن اثر، با تجربه زیسته هنرمند، در این توصیف خودنمایی می‌کند. مسعود جعفری‌جوزانی چند سال پیش از این و همزمان با پخش سریال «در چشم باد» این سریال را وصیت‌نامه خود خوانده و آرزو کرده بود که پس از مرگش، نام او را با همان سریال به یاد بیاورند. «در چشم باد»‌ یکی از ماندگارترین تجربه‌های تلویزیونی در روایت تاریخ معاصر است و جعفری‌جوزانی هم بیراه نیست که چنین دیدگاهی نسبت به این ساخته خود داشته باشد. جهان فکری این فیلمساز غرب‌دیده و در شرق زیسته، به‌خوبی در تاروپود روایت آن سریال منعکس است و به‌وضوح می‌توان دیدگاه این فیلمساز درباره مفاهیمی همچون «وطن»، «پرچم» و «ملیت» را در آن به تماشا نشست.</p>
<p>«بهشت تبهکاران» تجربه‌ای تازه از همین فیلمساز است. کارگردانی که نه فقط در قاب تلویزیون که پیش‌تر بر پرده سینما هم ثابت کرده بود علقه‌ای خاص به تاریخ دارد و جالب اینکه هر گاه از این علاقه‌مندی چشم پوشیده و سراغ روایت قصه‌های امروز آمده، کمتر توفیق به دست آورده است. او همزمان علاقه‌مند به خلق قهرمانان ملی در آثار خود است و به پشتوانه همین علاقه‌مندی چند سالی می‌شود که سودای ساخت «پوریای ولی‌» را در سر دارد. «بهشت تبهکاران» در نقطه تلاقی این دو علاقه‌مندی کارگردانش متولد شده است. جوزانی به درستی در نشست رسانه‌‌ای فیلمش، آن را یک پژوهش تاریخی توصیف می‌کند و تأکید دارد که حتی درباره رنگ کروات کاراکترها هم براساس مستندات تاریخی پیش رفته است. از سوی دیگر او تلاش دارد در متن پژوهش تاریخی‌اش یک قهرمان ملی اما فراموش‌شده بیافریند و این قهرمان کسی نیست جز روزنامه‌نگاری که به جرم نقد، محکوم به اعدام شده است. حسن جعفری کاراکتری چندان شناخته‌شده برای افکار عمومی نیست و به نظر می‌رسد نسبتش با پرونده قتل مدیر مسئول تهران مصور، هم از نقاط چندان شفاف تاریخ  نیست اما جوزانی قهرمان مطلوب خود را در بستر این روایت تاریخی، یافته و تلاش کرده است آن را در «بهشت تبهکاران» به دار بکشد.</p>
<p>نسبت این پروژه با دو حوزه علاقه‌مندی جوزانی سبب شده است که فیلم، در قیاس با تجربه‌های اخیر این فیلم‌ساز، هم از نظر داستانی و هم از منظر ساختار سینما، چند سروگردن بالاتر از آثاری همچون «ایران برگر» و یا «پشت دیوار سکوت» قرار بگیرد اما چرا برخلاف تجربه‌ای از جنس «در چشم باد»‌ نمی‌توان «بهشت تبهکاران» را دوست داشت؟ از نکاتی مانند بدسلیقگی در انتخاب بازیگران نقش‌های اصلی (به جز امیرحسین آرمان) و یا تایم طولانی و زمان‌های تلف‌شده در پرداختن به حواشی (احتمالا به دلیل طراحی تولید پروژه برمبنای عرضه در قالب یک سریال) که بگذریم، اصلی‌ترین عامل را باید در ناقص‌الخلقه ماندن قهرمان فیلم، جستجو کرد.</p>
<p>حسن جعفری، لااقل به استناد آنچه جعفری جوزانی در فیلم روایت کرده است، به سختی می‌تواند شمایل یک «قهرمان ملی»‌ را به خود بگیرد. قهرمانی که پیش از کنش‌گری خودش در داستان، تلاش‌شده به‌واسطه واکنش‌های اطرافیان هویت پیدا کند و گویی تنها کهن‌الگویی که به کار راوی داستان آمده، کهن‌الگوی «قربانی‌» بوده است. گویی باید بپذیریم حسن قهرمان است، صرفا به این دلیل که تحت ظلم واقع شده است. او هیچ کنشگری قهرمانانه‌ای در داستان ندارد و همین نقطه ضعف باعث می‌شود حتی در سکانس خوش رنگ و لعاب اعدام هم دل مخاطب برایش نلرزد. قهرمانی که بیشتر ایده‌ها و شعارهایش را در فیلم «شنیدیم» و چیزی از قهرمانی‌اش «ندیدیم»!</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=160355">عصر اعدام&#8230;</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=160355</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وقتی «سینما» اعدام نشد!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=160231</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=160231#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Feb 2024 18:30:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[علی طاهرفر]]></category>
		<category><![CDATA[محمد صابری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=160231</guid>
		<description><![CDATA[<p>با اکران فیلم سینمایی «آپاراتچی» اولین تجربه کارگردانی علی طاهرفر در خانه جشنواره، محمد صابری منتقد سینما به بررسی آن پرداخته است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=160231">وقتی «سینما» اعدام نشد!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> <strong>–</strong> <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b5%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c">محمد صابری</a></strong> : «تقدیم به مردم سینما و سینمای مردم» همین نوشته در ابتدای تیتراژ پایانی «آپاراتچی» خیلی از چیزها درباره نگاه فیلم به «سینما» و آنچه به دنبال روایت آن بوده است را مشخص می‌کند، اما اجازه دهید، کمی به عقب‌تر برویم و درباره قبل از تیتراژ پایانی، صحبت کنیم؛ حتی قبل‌تر از تیتراژ ابتدایی! درباره سینمایی که تبدیل به سوژه «آپاراتچی» شده است. درباره سینمایی که دوستش می‌داریم و سال‌هاست عادت کرده‌ایم، برای ۱۰ روز از همه دغدغه‌ها و مشغله‌هایمان دست بکشیم، به احترامش گرد هم بیاییم و در لابه‌لای حرص خوردن‌ها و ای‌کاش‌ها، در تاریکی سالن، دنبال بهانه‌هایی برای خنده‌های از ته دل و یا گریه‌های بی‌صدا بگردیم. معجزه سینما، واقعیت غریبی است که سخت می‌توان درباره‌اش سخن گفت و شاید به همین دلیل فیلم ساختن درباره آن هم چیزی شبیه یک ریسک است.</p>
<p>وقتی ویترین سینمای ایران در چهار دهه گذشته را مرور می‌کنیم، کم نیستند فیلم‌هایی که در آن‌ها سینما، کارگردانی و یا بازیگری تبدیل به بستری برای روایت داستان شده‌اند اما در فیلم «آپاراتچی» سینما، بهانه نیست، بلکه شخصیت اصلی داستان است. علی طاهرفر که پیش از این در عرصه مستند و کوتاه تجربه کارگردانی داشته و حتی پشت دوربین فیلم تلویزیونی هم قرار گرفته، حالا در اولین دورخیز خود برای کارگردانی فیلم بلند سینمایی، سراغ بازخوانی زندگی واقعی یک «عاشق سینما» رفته است.</p>
<p>جلیل طائفی فیلمساز آماتوری است که از سر عشق و علاقه مفرط به سینما و فیلمسازی، در بحبوحه انقلاب، با همراهی همکارانش که همگی نقاش ساختمان هستند، دوربینی دست و پا می‌کنند تا فیلم بسازند و سرگذشت او در قالب خاطرات شفاهی در کتابی با عنوان «آپاراتچی» منتشر شده است. فیلم «آپاراتچی» هم در واقع روایتی اقتباسی از همین کتاب است اما علی طاهرفر به‌خوبی تلاش کرده است به جای «جلیل»، «سینما» را تبدیل به قهرمان روایت خود کند. آن هم در مقطعی از تاریخ که به گواه شاهدان عینی، حکم اعدام سینما در ایران صادر شده بود. همین چند ماه پیش بود که در قالب نشست‌هایی با عنوان «برسینمای ایران چه گذشت» ابوالحسن داوودی روایت کرد که در کوران تحولات انقلاب اسلامی یکی از پدید‌ه‌هایی که حکم اعدامش صادر شده بود، «سینما» بود و آنچه این حکم را لغو کرد، سخنرانی امام خمینی(ره) در نخستین ساعات ورود به ایران بود.</p>
<p>سینما اگر برای جلیل و دوستانش از جنس «رویا» بود، کم نبودند امثال رضوانی‌ها که بر کرسی مدیریت تکیه زده بودند و سینما برایشان چیزی از جنس «کابوس» بود. نکته مهم اینکه فیلم «آپاراتچی» با حمایت دو نهاد مهم سینمایی یعنی سازمان سینمایی سوره و بنیاد سینمایی فارابی به تولید رسیده و یکی از فیلمسازان برخاسته از جریان «عمار»‌ هم آن را کارگردانی کرده است. فیلمی که به صراحت از رویای سینما در برابر کابوس سینما دفاع می‌کند و به همان اندازه که «رضوانی‌ها» را رسوا می‌کند، تلاش دارد هوای «جلیل‌ها» را داشته باشد.</p>
<p>فیلم «آپاراتچی» را از منظر قواعد فیلمسازی، قطعاً باید در حدواندازه کار یک فیلمساز فیلم اولی قضاوت کرد و نمی‌توان نقاط ضعف آن را هم نادیده گرفت، اما بی‌شک این فیلم، یکی از درست‌ترین و به‌موقع‌ترین فیلم‌های حاضر در جشنواره چهل‌ودوم است که برای امروز به آن نیاز داشتیم؛ امروزی که هم «مردم سینما» تحت فشارند و هم «سینمای مردم» نیاز به تنفس مصنوعی دارد؛ پایان!</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=160231">وقتی «سینما» اعدام نشد!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=160231</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>من هیچ‌وقت فراموش نکردم&#8230;</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=160149</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=160149#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 04 Feb 2024 20:14:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان همان سال]]></category>
		<category><![CDATA[محمد صابری]]></category>
		<category><![CDATA[محمود کلاری]]></category>
		<category><![CDATA[مهران مدیری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=160149</guid>
		<description><![CDATA[<p>با اکران فیلم سینمایی «تابستان همان سال» تازه‌ترین تجربه کارگردانی محمود کلاری در خانه جشنواره، محمد صابری منتقد سینما به بررسی آن پرداخته است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=160149">من هیچ‌وقت فراموش نکردم&#8230;</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> <strong>&#8211;</strong> <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b5%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c">محمد صابری</a></strong> : یک روز، یک ساعت، یک لحظه و یا یک آن، حتماً در زندگی هر کسی یافت می‌شود که پاک‌شدنی نیست. یک روز، یک ساعت، یک لحظه و یک آنی که حتی شاید در مرور‌ آگاهانه خاطرات و تلاش برای یادآوری مهم‌ترین مقاطع زندگی فرد، گم‌وگور باقی بماند و جایی در فهرست ترین‌ها پیدا نکند، اما هست و در یک روز، یک ساعت، یک لحظه و یا یک آن دیگر، ناگهان تمام قد به «یاد» می‌آید و تازه می‌فهمیم چقدر در آنچه «شده‌ایم» تأثیر داشته‌اند. «تابستان همان سال» روایتی سینمایی از چنین لحظه‌ای است. لحظه‌ای که در لابه‌لای تمام لحظه‌های دیگر زندگی عطا در طول چند دهه، رنگ نباخته و حالا بعد از سال‌ها تمام قد پیش رویش جان گرفته است. عطا روایت‌گر این لحظه است و مگر می‌شود چنین لحظه‌ای را برای کسی تعریف کرد؟‌</p>
<p>محمود کلاری در «تابستان همان سال» مخاطب خود را به بزمی از رنگ و نور دعوت می‌کند. قاب‌های چشم‌نواز و فضاسازی خیره‌کننده کلاری‌ها (محمود کلاری در مقام کارگردان و کوهیار کلاری در مقام مدیر فیلمبرداری) دریچه‌ای است برای ورود به دنیایی که گویی «عطا» بر کرسی دانای کل آن تکیه زده است اما بیش از هر چه دیده و می‌بیند، می‌خواهد خودش را روایت کند.</p>
<p>فیلم داستان چندان پیچیده‌ای ندارد. عطا در موقعیتی غریب و ناآشنا، در مقابل رمالی قرار می‌گیرد که به خواست عمه مرضیه، قرار است ابعاد پنهان یک دزدی خانوادگی را افشا کند. عطا از همه جا بی‌خبر است و تنها به قاعده شیطنت و بی‌حوصلگی، دروغی می‌گوید تا خود را برهاند. همین دروغ بچه‌گانه اما همچون سنگ‌ریزه‌‌ای که آرامش سطح آب در مردابی آرام را برهم می‌زند، امواجی پدید می‌آورد که حتی قهرمان زندگی عطا، یعنی داوود هم از آن مصون نمی‌ماند و همه این‌ها تبدیل به بزرگ‌ترین عذاب وجدان زندگی یک کودک می‌شود. عطا دروغ می‌گوید اما تقاصش را قهرمان زندگی‌اش پس می‌دهد. بزرگ‌ترها به او وعده داده بودند که زمان همه چیز را به دست فراموشی می‌سپارد اما عطای سالخورده و موسپید، هیچ‌گاه آن روزها و آن لحظه‌ها را فراموش نکرد.</p>
<p>«تابستان همان سال» انعکاسی به یادماندنی از عمیق‌ترین تجربه‌های زیسته یک هنرمند است. محمود کلاری بی‌تردید برشی از «خود» را در فیلم به تصویر درآورده تا مخاطبانش را هم در بزم جان گرفتن آن لحظه و آنی که شاید همگی فراموشش کرده بودیم، مهمان کند.</p>
<p>محمود کلاری که سال‌ها ردای یکی از معتبرترین مدیران فیلمبرداری سینمای ایران را برتن داشته، حالا باردیگر برکرسی کارگردانی تکیه زده و اثری را به سرانجام رسانده که بیش از «داستان» مخاطب را درگیر «فضا» می‌کند و چه هوشمندانه که نام اولیه فیلمنامه‌اش را «آینه» گذاشته بود. آینه‌ای که گویی در برابر مخاطب قرار می‌گیرد تا شاید در مواجهه با محاکات شخصی عطا، در مرور خاطرات گذشته، لحظات فراموش‌شده اما تأثیرگذار زندگی خود را به یاد آورد. مخاطبی که دل به جهان فیلم می‌سپارد و از لایه منطقی فرازوفرودهای داستانی آن عبور می‌کند، با «خود» مواجه می‌شود و می‌تواند لحظه‌ها و آن‌هایی را به یاد بیاورد که گاهی طعم حسرت و عذاب‌ وجدان دارند و گاهی طعم عشق؛ چیزی از جنس همان لحظه درخشان تماشای دزدکی رقص دخترعمه در حیاط، با دامنی قرمز، در قاب پنجره‌ای که دیگر نیست.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=160149">من هیچ‌وقت فراموش نکردم&#8230;</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=160149</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تو می‌گی ما اونو کشتیم؟</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=160031</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=160031#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 03 Feb 2024 20:17:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[بی‌بدن]]></category>
		<category><![CDATA[محمد صابری]]></category>
		<category><![CDATA[مرتضی علیزاده]]></category>
		<category><![CDATA[کاظم دانشی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=160031</guid>
		<description><![CDATA[<p>با اکران فیلم سینمایی «بی‌بدن» اولین تجربه کارگردانی مرتضی علیزاده در خانه جشنواره، محمد صابری منتقد سینما به بررسی آن پرداخته است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=160031">تو می‌گی ما اونو کشتیم؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong><strong> – <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b5%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c">محمد صابری</a></strong> :حاشیه همیشه هم بد نیست. به‌خصوص وقتی پای رویدادی از جنس جشنواره فیلم فجر در میان باشد و تراکم بالای آثار شرایطی را رقم زده باشد که برای «به چشم آمدن»، هیچ اکسیری بهتر از «حاشیه» عمل نکند! حکم دادن بابت تعمدی بودن یا نبودن چنین اتفاقی اصلاً ساده نیست و شخصاً هم اطلاع ویژه‌ای در این زمینه ندارم اما این یک واقعیت است که حاشیه‌ها، برای فیلم «بی‌بدن» تا به اینجا حکم پروژکتورهایی را داشته‌اند، که فیلم را به‌عنوان یک «اثر جنجالی»‌ در کانون توجه قرار داده‌اند. این جریان، چند هفته مانده به جشنواره چهل‌ودوم کلید خورد و حالا با برگزاری نشست خبری آن و اظهارات تندوتیز کاظم دانشی، به اوج خود رسیده است،اما برای مواجهه درست با «بی‌بدن» قبل از هر چیز باید غبار این حواشی را کنار زد و بدون پیش‌داوری با خود «فیلم» مواجه شد.</p>
<p>فیلم «بی‌بدن» به صورت غیرقابل کتمانی در سایه سنگین فیلم «علف‌زار» متولد شده است. کاظم دانشی که دو سال پیش فیلمنامه «علف‌زار» را برمبنای یک پرونده واقعی نوشته و به‌عنوان تجربه اول کارگردانی خود، آن را مقابل دوربین برده بود، حالا نگارش فیلمنامه «بی‌بدن» را برعهده گرفته است. این‌بار هم باز پای اقتباس از یک پرونده واقعی در میان است و به سختی می‌توان پذیرفت که سهم دانشی در خلق این اثر به اندازه یک فیلمنامه‌نویس بوده است. او با تمام وجود پای تولید این کار آمده و احتمالاً حضورش در کنار مرتضی علیزاده به‌عنوان یک کارگردان فیلم‌اولی هم فراتر از یک مشاور بوده است.</p>
<p>علیزاده کارگردانی به‌شدت مستعد است. چند ماه پیش بود که فیلم کوتاه «خوانا بنویسید» در جشنواره فیلم کوتاه تهران رونمایی شد که به وضوح حکایت از تولد یک کارگردان خوش‌آتیه در سینمای ایران داشت. علیزاده اما نتوانسته است اولین فیلم سینمایی کارنامه خود را، از سایه سنگین کاظم دانشی بیرون بیاورد و باید پذیرفت که سلیقه روایی و بصری دانشی در کارگردانی «بی‌بدن» هم نمود یافته است.</p>
<p>اما چرا «بی‌بدن» فیلم مهمی است. دقت کنید، مهم و نه خوب. «بی‌بدن» از منظر توجه به یک پرونده جنایی که در مقطعی از زمان، ذهن بخش قابل توجهی از جامعه را به خود مشغول کرده بود، تجربه‌ای شاخص و قابل احترام برای سینمای ایران محسوب می‌شود. سینمایی که سال‌ها با اتهام خنثی بودن مواجه بود و قطعاً تجربه‌هایی از این دست می‌تواند برای عبور از این اتهام، راهگشا باشد. هر چند کاظم دانشی و مرتضی علیزاده اصرار دارند که فیلم ارتباطی با پرونده آرمان و غزاله ندارد اما نشانه‌های مشابهت میان خط اصلی داستان فیلم با آن پرونده، عیان‌تر از آن است که بتوان آن را کتمان کرد. شاید برای همین هم اولین حاشیه‌ها درباره فیلم ناظر به واکنش خانواده‌های درگیر در این پرونده بوده است.</p>
<p>اما آنچه از نظر محتوایی فیلم «بی‌بدن» را قابل تأمل می‌کند زاویه نگاه فیلم به این موقعیت و اجرای حکم اعدام در آن است. حکمی که از نظر نویسنده و کارگردان اثر، بیش از خانواده مقتول، جامعه یا به تعبیری همه مخاطبان احتمالی فیلم در اجرایی شدن آن سهیم بوده‌اند. درباره این وجه فیلم حتماً می‌توان به گفت‌وگو با خالقانش نشست اما آیا می‌توان از سکانس مربوط به تغییر نظر خانواده مقتول در دقایق پایانی فیلم برداشتی جز این داشت؟ «بی‌بدن» فیلم سینمایی خوبی نیست، اما باید آن را دید!</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=160031">تو می‌گی ما اونو کشتیم؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=160031</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اشک تمساح، خنده داره؟</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=159936</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=159936#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 02 Feb 2024 18:08:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[تمساح خونی]]></category>
		<category><![CDATA[جواد عزتی]]></category>
		<category><![CDATA[عباس جمشیدی‌فر]]></category>
		<category><![CDATA[محمد صابری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=159936</guid>
		<description><![CDATA[<p>با اکران فیلم «تمساح خونی» اولین تجربه کارگردانی جواد عزتی در خانه جشنواره، محمد صابری منتقد سینما به بررسی آن پرداخته است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=159936">اشک تمساح، خنده داره؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a> &#8211; <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b5%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c">محمد صابری</a></strong> : خب بالاخره جواد عزتی به آرزویش رسید! لااقل روایت اطرافیانش گواهی می‌دهد که او سال‌هاست سودای کارگردانی در سر داشته و اساساً در گام‌های اولیه‌اش برای فعالیت حرفه‌ای در حوزه تئاتر هم در کنار بازیگری، همواره نیم‌نگاهی به کارگردانی داشته است. حالا سینمای ایران در کنار یک بازیگر تمام‌عیار به نام «جواد عزتی»، یک کارگردان خوش آتیه و بااستعداد به همین نام هم دارد! با توجه به ترکیب فیلم‌هایی که در روز اول چهل‌ودومین جشنواره فیلم فجر رونمایی شد، بی‌انصافی است اگر بخواهیم «تمساح خونی» را با عبارت‌هایی مانند «موفق‌ترین فیلم جشنواره تا به اینجا» توصیف کنیم. بهتر است بگوییم بالاخره شاهد رونمایی یک «فیلم» در جشنواره امسال بودیم.</p>
<p>بله با صراحت باید گفت مهم‌ترین امتیاز و ویژگی «تمساح خونی» همین است که بیش از هر چیز یک «فیلم» است. فیلمی که سروشکل دارد، داستان دارد، مأموریتش برای خودش مشخص است، می‌داند قرار است کدام انتظار مخاطبش را برآورده کند و سرانجام همه این دانسته‌ها را در میدان عمل به بهترین شکل به مرحله اجرا می‌رساند. البته به سختی می‌توان مرز میان معجزه بازیگری عزتی و کارگردانی‌اش در نجات این فیلم را عیان کرد. سکانس مانند گریه در خودرو پس از یک تعقیب و گریز نفس‌گیر را آیا کسی غیر از «عزتی بازیگر» می‌توانست با چنین کیفیتی اجرا کند؟ از این دست لحظات ناب در نقش‌‌آفرینی عزتی در «تمساح خونی» کم نیست و اتفاقاً آنچه تبدیل به ستون فقرات این فیلم در اجرای درست مأموریت‌هایش بوده است، ترکیب به اندازه و اجرای به قاعده دو بازیگر اصلی است. یعنی عباس جمشیدی‌فر هم بعد از سال‌ها رفاقت و دوستی نزدیک با جواد عزتی، بهترین مهره مکملش در این فیلم می‌توانست باشد.</p>
<p>«تمساح خونی» یک فیلم بی‌نقص و ایده‌آل نیست. حتی در زمینه خط داستانی و مهم‌تر از آن مأموریت‌های محتوایی فیلم می‌توان گزاره‌هایی را مطرح کرد، به‌خصوص از منظر فیلم‌نامه نسبت کاراکترها با یکدیگر و برخی گره‌افکنی‌ها و گره‌گشایی‌ها بیش از اندازه با اتکا بر‌ «اتفاق» طراحی شده و این فی‌نفسه می‌تواند نقطه‌ضعف برای روایت یک فیلم باشد، اما به‌رغم تمام این ای‌کاش‌ها درباره فیلمی که «می‌توانست» پیش روی‌مان قرار بگیرد، حالا با فیلمی مواجهیم که برای یک ساعت «توانست» مخاطبانش را سرگرم کند و این دستاورد مهمی برای یک کارگردان فیلم‌اولی محسوب می‌شود.</p>
<p>نمی‌توان از امتیازات «تمساح خونی» گفت و جذابیت و اجرای امیدوارکننده صحنه‌های اکشن و خیابانی آن را نادیده گرفت. چند سال پیش رامبد جوان در فیلم «قانون مورفی» برای رسیدن به استانداردهای ژانر کمدی اکشن در سینمای ایران، تلاش‌های ارزشمندی کرده بود و فقط کافیست سکانس‌های تعقیب و گریز فیلم عزتی را با آن فیلم قیاس کنید تا متوجه شوید چگونه فیلمسازان می‌توانند با تکیه بر تجربیات یکدیگر «سینما» را یک گام به جلو ببرند. «تمساح خونی» قطعاً یکی از فیلم‌های موفق در ویترین جشنواره چهل‌ودوم است که علاوه بر ارزش‌های فنی از همین امروز می‌توان گیشه‌اش در اکران عمومی را هم تضمین کرد. این امتیازی است که سال‌هاست با دریغ درباره فقدانش در ویترین جشنواره فیلم فجر صحبت شده است. حالا اولین تجربه کارگردانی جواد عزتی شاید بتواند به سال‌ها دوری و افتراق میان جریان اصلی اکران در سینمای ایران با ویترین جشنواره فیلم فجر پایان دهد؛ چرا که «تمساح خونی» واقعاً یک «فیلم»‌ است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=159936">اشک تمساح، خنده داره؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=159936</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
