<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سوره سینما &#187; نساء نیکو</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%A1-%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Jun 2026 11:40:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>نگاهی به فیلم سینمایی «دشمنان»/ کاش برای مخاطب کمی احترام قائل بودید</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=128236</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=128236#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 10 Feb 2020 09:30:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[دشمنان]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌هشتمین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[علی درخشنده]]></category>
		<category><![CDATA[نساء نیکو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=128236</guid>
		<description><![CDATA[<p>کاش سازندگان «دشمنان» کمی و فقط کمی برای بیننده فیلمشان احترام قائل بودند و تصاویر متحرک پشت سرهم را به جای فیلم سینمایی برای مخاطبین اتفاقا خاص خود به نمایش نمی گذاشتند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=128236">نگاهی به فیلم سینمایی «دشمنان»/ کاش برای مخاطب کمی احترام قائل بودید</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><u><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></u></strong> <strong> – </strong><strong>نساء نیکو</strong> <strong>:</strong> زهره در فیلم دشمنان زنی پا به سن گذاشته‌است که با مادر پیر و فرتوت خود در آپارتمانی واقع در شهرک اکباتان زندگی می‌کند. همسر زهره او را ترک گفته و راهی دیار شمال شده و پسر زهره با نام شهاب نیز چند روزی است که گم شده و یگانه دختر زهره با نام شیوا پیش مادر و مادربزرگش زندگی می‌کند. شیوا چند روزی است که دنبال شهاب می‌گردد و برای پیدا کردن برادرش دست به دامن هرکسی می‌شود. از آنسو با ارسال نامه‌های تهدید آمیزی به درب منزل زهره و دیگر ساکنین بلوک، اوضاع ناجور می‌شود. هیچ‌کس نمی‌داند این نامه‌ها از طرف چه کسی نوشته می‌شود اما محتوای آنها طوری است که می‌خواهد زندگی زهره را در پیش دیگران خدشه‌دار کند و او را گناهکار نشان دهد.</p>
<p>فیلم قرار است نگاهی روانشناختانه داشته باشد به موضوع تنهایی برای افراد میانسال و مشکلات و معضلات این قشر خاص، موضوعی که هم می تواند خاص باشد و هم جذاب اما به نظر می رسد که نظر نهایی سازندگان ساخت فیلمی باشد برای قشری خاص و فروشی معمولی که هزینه های اندک فیلم را بازگرداند و مشخص است که وقتی چنین دیدگاهی از اول ساخت فیلم برسرتاسر فیلم حاکم باشد نتیجه چه خواهد شد: فیلمی ملال آور و کشدار و یکنواخت و خشک بدون کوچکترین تحقیق و پژوهشی که لازمه ساخت چنین فیلم هایی در ژانر سایکو است و در نهایت احتمالا اصلا به بیننده ارتباطی ندارد که دلیل کنش ها و واکنش های شخصیت اصلی داستان چیست و چرا او عذاب وجدان گرفته و احتمالا در دادگاهی درونی خود را مقصر دانسته و مستحق مجازات و حالا خودش به دست خودش دست به ویرانگری خویشتن زده است.</p>
<p>فیلم در مجتمع اکباتان می گذرد، مجتمعی آشنا برای بینندگان سینمای ایران و دلیل انتخابش هم حتما این بوده که خیلی شبیه جامعه امروزی ایران است و از هر قشری با هر میزان درآمد با جایگاه های متفاوت فرهنگی و اجتماعی در این دهکده ساکنند. داستان قرار است روایتگر تنهایی شاید خودخواسته یک زن باشد اما افت و خیزهای داستان و ماجراهای پیش برنده به شدت تکراری و پرداخت نشده اند و تا آخر بیننده در کشف ماجراها دخیل نمی شود. توجه کنید که علت طرد پسر معتاد همان دلیل همیشگی است و بعد هم مرگ او که تکراری تر است و دفن مخفیانه اش توسط مادرش که کمی برای بیننده تازه تر است به دلیل عدم شخصیت پردازی درست قهرمانان داستان ابتر و عقیم می ماند و گره گشایی های داستان که خیلی زود در فیلم گنجانده شده فقط به ملال آورتر کردن فیلم کمک کرده است و دیگر هیچ.</p>
<p>نوشتن نامه ها توسط فردی ناشناس هم در فیلم جا نیفتاده و حتی در دقایق آخر که همه ماجرا رازگشایی می شود هم فقط یک سوال را در ذهن ایجاد می کند: چرا؟؟ چرایی که جوابی برای آن در نظر گرفته نشده و در طول فیلم هم پرداخت خاصی صورت نگرفته که تماشاگر بتواند فیلم را هضم کند.</p>
<p>بازی بازیگران به شدت معمولی است و گریم نسبتا خوب و طراحی صحنه و لباس مناسب نیز نتوانسته به کمک فیلم بیاید و البته نباید این موضوع را فراموش کرد که سوژه غیرتکراری در صورتی می تواند تبدیل به فیلمی مناسب و فیلمنامه ای خوب شود که ماجراهایش؛ گنجایش یک فیلم بلند را داشته باشد و از سوی دیگر عدم تحقیقات همه جانبه روانشناختی در فیلمی که پیرنگ اصلی اش حول و حوش مشکلات روانی آدم ها می چرخد، نتیجه ای جز یک فیلم اور لانگ و کشدار ندارد.</p>
<p>توجه به این نکته ضروری است که اگر فیلمی برای مخاطب خاص ساخته می شود هم باید قواعد ژانری که در آن ساخته شده است را رعایت کند وگرنه بودجه کم دلیل این نیست که فیلمی به شدت بی رمق ساخته و در نهایت هم ادعا شود که فیلم برای اکران محدود است و تماشاگرش هم قرار است خاص باشد، آیا خاص بودن یعنی کش دادن بیهوده زمان و ماجراهای بیهوده و شخصیت پردازی بیهوده و در نهایت فیلمی بیهوده که در بهترین حالت ممکن می توانسته فیلمی کوتاه باشد؟ مخاطب خاص یعنی کسی که بنشیند و فیلمی کسالت بار را تماشا کند و حوصله اش هم سر نرود و چون تماشاگر خاص است صدایش در نیاید چون بر پرده سینمای ایران فیلم های ضعیف و گیشه ای با بودجه های کلان ساخته می شود؟؟</p>
<p>کاش سازندگان فیلم های به اصطلاح هنر و تجربه ای کمی و فقط کمی برای بیننده فیلمشان احترام قائل بودند و تصاویر متحرک پشت سرهم را به جای فیلم سینمایی برای مخاطبین اتفاقا خاص خود که دانش بیشتری در زمینه سینما دارند و منتظر فیلمی خوش ساخت و دور از قواعد کلیشه ای هستند را به نمایش نمی گذاشتند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=128236">نگاهی به فیلم سینمایی «دشمنان»/ کاش برای مخاطب کمی احترام قائل بودید</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=128236</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به فیلم سینمایی «مغز استخوان»/ پایانی ناامید کننده برای سرپوش گذاشتن بر ضعف‌ها</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=127878</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=127878#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 07 Feb 2020 07:12:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌هشتمین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[مغز استخوان]]></category>
		<category><![CDATA[نساء نیکو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=127878</guid>
		<description><![CDATA[<p>با توجه به قصه و فضاسازی و شخصیت پردازی و روند داستان و رخدادها، پایان فیلم به نوعی می‌تواند سرپوش گذاشتن بر همه ضعف‌های فیلمنامه و به شکلی فرار به جلو از سوی فیلمنامه‌نویس باشد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=127878">نگاهی به فیلم سینمایی «مغز استخوان»/ پایانی ناامید کننده برای سرپوش گذاشتن بر ضعف‌ها</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><u><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></u></strong> <strong> </strong><strong>– </strong><strong>نساء نیکو :</strong> پیام فرزند بهار دچار سرطان شده و دکترها همه راهها  برای معالجه فرزند را رفته و هیچ راهی برای درمان این بچه غیر از استفاده از بانک خون بند ناف باقی نمانده است و این در حالی است که بهار از همسرش جدا شده و با همسر فعلیش حسین زندگی میکند از طرفی پدر پیام به جرم قتل و تجاوز تا یکماه دیگر اعدام میشود بهار نهایتا برای بدنیا آوردن بچه جدید مجبور میشود تصمیم سختی بگیرد.</p>
<p>حمید رضا قربانی در دومین تجربه کارگردانی اش باز هم به سراغ یک موضوع انسانی- اخلاقی رفته است. فیلم اول او، «خانه ای درخیابان چهل و یکم» به موضوع قصاص درون اعضای یک خانواده (برادر کشی) پرداخته و این فیلم هم بر چند موضوع مختلف که مهم ترین آن ها رجوع (بازگشت به ازدواج) است، متمرکز شده است.</p>
<p>واقعیت این است که موضوع و تم «مغز استخوان» جزو موضوعاتی ناب است که کمتر درباره اش دیده و شنیده و خوانده ایم اما این موضوع و سوزه ناب در بسط و گسترش فیلمنامه نمی تواند به تکامل برسد و درامی که می توانست نبض مخاطب را در دست بگیرد و تا پایان ، این نبض را کند و تند کند موفق به رسیدن به این مهم نشده و متاسفانه با فیلمنامه ای سطحی مواجه شده ایم. در واقع فیلمنامه ای که صرفا در حد طرح یک قصه گویی پیش می رود و پس از آن متوقف می شود و تازه همین قصه گویی نیز به دلیل افتادن فیلمنامه نویس در دام داستانکهای فرعی فیلم به بیانی الکن می رسد و از همین رو جذابیت سینمای قصه گو نیز از بین می رود. شخصیت پردازی نیز متاثر از فضای مذکور دچار نوسان شده و مخاطب نمی تواند شخصیتهای کامل و شفاف و با شناسنامه ای مشخص را به چشم ببیند. و از همه مهمتر که به نظرم به نوعی فرار نویسنده فیلمنامه از همه کاستی های موجود در متن است پایان قصه است. پایانی که اصطلاحا باز نامیده شده و تقریبا وام گرفته از سبک داستانهای اصغر فرهادی است.و از این رو با توجه به قصه و فضاسازی و شخصیت پردازی  و روند داستان و رخدادها این پایان، به نوعی می تواند سرپوش گذاشتن بر همه ضعفهای فیلمنامه و به شکلی فرار به جلو از سوی فیلمنامه نویس باشد.</p>
<p>ساختار اما از فیلمنامه جلوتر حرکت می کند. از بازی بازیگران به ویژه نوید پور فرج و بابک حمیدیان که در ایفای نقش های خود و ارائه تصویر دقیقی از شخصیت منطبق با داستان ، قابل قبول عمل کرده اند تا پریناز ایزدیار که این روزها و در جریان آثار جشنواره سی و هشتم فیلم فجر اندک اندک تصویری کلیشه ای از زنی مصیبت زده و رنج کشیده که قرار است در برابر مصایب مقاومت کند را به مخاطبانش در فیلمهای گوناگون ارائه می کند و حتی بهروز شعیبی که معتقدم بازیگر خوبی نیست اما به هر حال در نقش وکیل تلاش خوبی را از خود بروز داده است.</p>
<p>طراحی صحنه و لباس و به ویزه فیلمبردازی اثر نیز از نکات مثبت آن به شمار می روند و در مجموع باید گفت قربانی در «مغز استخوان» نسبت به اثر قبلیش در حوزه کارگردانی گامی به جلو برداشته اما مشکل فیلمنامه و ریتم کند و شخصیتهای ناپخته اش همچنان باقی است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=127878">نگاهی به فیلم سینمایی «مغز استخوان»/ پایانی ناامید کننده برای سرپوش گذاشتن بر ضعف‌ها</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=127878</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به «دیدن این فیلم جرم است!»/ خط شکنِ یک ژانر فراموش‌شده در سینمای ایران</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=117196</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=117196#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 16 Mar 2019 11:30:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[دیدن این فیلم جرم است]]></category>
		<category><![CDATA[نساء نیکو]]></category>
		<category><![CDATA[ژانر سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=117196</guid>
		<description><![CDATA[<p>«دیدن این فیلم جرم است!» را می‌بایست به عنوان خط شکنِ گونه سیاسی سینمای ایران در نظر گرفت. گونه‌ای که سالهاست مغفول واقع شده و امید که این خط شکنی ثمرات خوبی داشته باشد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=117196">نگاهی به «دیدن این فیلم جرم است!»/ خط شکنِ یک ژانر فراموش‌شده در سینمای ایران</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a> &#8211; نساء نیکو</strong> : «دیدن این فیلم جرم است!» نخستین ساخته رضا زهتابچیان کارگردانی است که پیش از ایت جربه ساخت چند فیلم کوتاه را در کارنامه کاری اش دارد و به گفته سازندگان فیلم، این اثر برای ساخته شدن مدت زمانی نزدیک به یک دهه را طی کرده است.</p>
<p>اثر مذکور یک فیلم دیدنی و جذاب است که البته وجه ساختاری فیلم بر وجه محتوایی آن برتری دارد. برای این مساله دلایلی را می توان ذکر کرد : ایده اولیه فیلم بسیار درخشان است. اینکه یک بانوی محجبه در یکی از خیابانهای پایتخت جمهوری اسلامی توسط یک تبعه ایرانی – انگلیسی مست (که بعدا و در طول فیلم در می یابیم که پشتش نیز حسابی گرم است) به بهانه داشتن حجاب مورد ضرب و شتم قرار می گیرد.  شهروندی که ظاهرا همسرش بیش از سه دهه پیش در اوایل انقلاب به دلایلی نامعلوم کشته یا اعدام شده اما بهانه یا گره ای که برای پیشبرد ایده توسط نویسنده به کار گرفته می شود که همان ضرب و شتم یک بانوی محجبه از سوی مرد مست است و می بایست برای ادامه داستان بسط و توسعه یابد نتوانسته به قوام لازم برسد. به این دلیل که ظاهرا نویسنده عجله داشته تا هرچه زودتر ماجرا را به داخل پایگاه بسیج بکشاند و از همین رو بسیاری از واقعیت ها نادیده گرفته شده. اینکه به هر حال همه ما بر یک نکته متفق القول هستیم که وقوع چنین رخدادی در واقعیت تا حد زیادی غیر ممکن است و به همین دلیل باور پذیری قصه از همان ابتدا به دلیل شتابزدگی نویسنده مورد تردید قرار می گیرد. به این مساله بیفزایید تک گویی های امیر  شخصیت اصلی فیلم در نیمه دوم داستان و ورود نهادهای امنیتی و انتظامی به داخل پایگاهی است که اینک تبدیل به یک سنگر و دژ دفاعی شده و گویی یک منطقه جنگی را تداعی می کند. این تک گویی ها که بسیار نیز شعار گونه از کاردرآمده به نوعی نقدی است بر رفتارهای سیاسی و افعال دولتمردان کشور درباره مسائل مختلف سیاسی بین المللی اقتصادی و غیره که به دلیل همین ظاهر شعار گونه حالتی سطحی گرفته و سبب شده تا نویسنده نتواند انتظار مخاطب را برآورده سازد و از همین سطح به عمق و ریشه های این نقد ها برسد.و در کنار این مسائل متاسفانه فیلمنامه حتی اطلاعات یک خطی را هم درباره مقامات امنیتی ارائه نمی کند. و از همین رو نمی توانیم دلایل مخالفت مقامات امنیتی با یکدیگر در زمینه چگونگی رودر رویی با افراد درون پایگاه را دریابیم. همه این عوامل سبب می شود تا فیلمنامه نتواند همگام با ساختار به جلو حرکت کند.</p>
<p>فیلمنامه اما اشارات قابل تاملی هم در بطن خود به برخی مسائل امروز جامعه داشته که در نقد حاکمیت کارکرد دارد اگر چه این نگاه با بیانی تند و تیز و زاویه دار مطرح می شود اما به هر حال نباید فراموش کرد که اینها بخشی از سئوالات و ابهامات و نقدهایی است که برای بخشی از اعضای جامعه (زیاد یا کم فرقی نمی کند) وجود داشته و به دنبال پاسخش می گردند. که نخستین آن نرمش بسیار زیاد در برابر قدرت های خارجی است که سبب می شود یک تبعه ایرانی – انگلیسی بی توجه به قوانین موجود کشور در حالت مستی رانندگی کند و ضرب و شتم کند و مطمئن باشد که کسی نمی تواند به او چشم زخمی هم برساند که این امر یادآور مساله قانون کاپیتولاسیون در ایران است که در دو برهه زمانی در تاریخ کشور ما به اجرا درآمد که در کنار این مساله انفعال همه مقامات حاضر در ماجرا از امنیتی تا انتظامی و نظامی در برخورد و مواجهه بات شهروند مذکور و تاکید بیش از اندازه بر پیگیری ماجرا از سوی دولت انگلیس در برابر این انفعال در داستان و پس از آن در داستان بسیار جذاب از کار درامده است. اشاره بسیار خوب نویسنده به نقش دولت انگلیس در تمام ماجراهای آشکار و پنهانی که کشور ما در عرصه بین الملل با آن مواجه است و تاکید بر نقش انگلیسی ها و تعامل با آنها در طول فیلم، مدام مرا به یاد رمان ماندگار ایرج پزشکزاد، «دایی جان ناپلئون» می انداخت که مسبب تمام مشکلات را دولت انگلیس می دانست و داستان به ما یادآوری می کند که در کنار نقش شیطان بزرگ نباید از فعالیت های روباه پیر بریتانیا غافل شویم.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2019/01/jorm-movie.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-113999" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2019/01/jorm-movie.jpg" alt="jorm-movie" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>قصه اما فارغ از ایده اش شباهتهای بسیاری نیز با «آژانس شیشه ای» حاتمی کیا در بعد اجرایی دارد موضوع گروگان گیری مردم در آنجا و دستگیری مقامات در اینجا به مسلخ بردن حاج کاظم در انجا و امیر و دوستانش در اینجا نادیده گرفتن بی قانونی پایگاههای قدرت و ثروت در اینجا و بی توجهی پایگاههای قدرت به همه مجاهدتهای حاج کاظم در آنجا و در نهایت نیز موسیقی ای که از زمان درگیری امیر و دوستانش با ماموران تا پایان دستگیری آنها به گوش می رسد که شباهتهای فراوانی با موسیقی آژانس شیشه ای دارد. با این تفاوت که در آنجا حاج کاظم مدام از گفت و گو سخن می گفت اما امیر و دوستانش امروزی مدام دست به اسلحه می برند و آستانه تحمل پایینی دارند. و البته ایکاش فیلمنامه این امر را مد نظر قرار میداد و از بچه های بسیج تصویری فکورانه تر ارائه می کرد کما اینکه همین نقش فعلی نیز که حاضر نیستند در برابر زور و تزویر سر خم کرده و حتی آنجا که پای ناموس و شرف در میان باشد نه به دستور بلکه به تکلیف خود عمل می کنند نیز خوب و پذیرفتنی است.</p>
<p>نکته آخر با همه این مسائل در مورد فیلمنامه اما پایان بندی بسیار حساب شده آن است آنجا که سردار موسوی که ظاهرا عموی امیر است شهروند ایرانی انگلیسی را که مسبب همه این ماجراها بوده و اینک حیات اقتصادی مملکت نیز به او وابسته است، وی را مجددا به داخل پایگاه می کشاند و درب پایگاه را بازهم می بندد و تمام؛ و بیننده ای که در طول داستان از اینهمه کرنش و بی عدالتی به خشم آمده و دلیل انعطاف گسترده در برابر رفتار وحشیانه و خارج از عرف و قانون یک آدم مست را (که گفته می شود حیات اقتصادی مملکت وابسته به وجود اوست) درک نمی کند با این پایان بندی و شخصیت پردازی کوتاهی که از سردار موسوی عمومی امیر در همان مدت زمان کوتاهش در داستان ارائه شده نفس راحتی می کشد و مطمئن می شود که حداقل این رزمنده سابق دوران جنگ که هنوزلباس و نقشش تغییر نکرده حق آن متجاوز را کف دستش می گذارد و معتقذم این پایان را چه در قصه و چه در ساختار می بایست یکی از خوب و محکم ترین پایان های سینمای ایران دانست.</p>
<p>درباره ساختار اما مساله فرق می کند. اینجا و در این فیلم با ساختاری مواجه هستیم که بسیار خوب و حساب شده پیش میرود تعلیق و ضرباهنگ مناسب دارد و از آن مهمتر تقریبا چهار پنجم فیلم در یک لوکیشن یعنی فضای داخای پایگاه بسیج می افتد و از همین رو نگه داشتن مخاطب در مدت زمانی نزدیک به ۱۰۰ دقیقه در چنین فضای بسته ای پیشنیازهای زیادی را می طلبد که ساختار فیلم واجد آن است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2019/01/Didane-in-film-jorm-ast.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-113146" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2019/01/Didane-in-film-jorm-ast.jpg" alt="Didane-in-film-jorm-ast" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>بازی ها اما زیاد به دل نمی نشیند از مهدی زمین پرداز بازیگر نقش امیر، پیش از این بازی بهتری را در مجموعه آخرین روزهای زمستان در نقش شهید حسن باقری دیده بودیم و نقش آفرینی متفاوت و کوتاهش هم در فیلم لاتاری مهدویان هنوز در خاطره ها مانده است. اما زمین پرداز به دلیلی فیزک و چهره خاصش از همان ابتدا نمی تواند خشم و معصومیت و ابهت و تظلم خواهی را در بازی به مخاطب منتقل کند. امیر آقایی نیز به نقش سردار نمی تواند همه ابهت فراموش شده یک قهرمان دوران جنگ را که اینک فقط مورد استفاده ابزاری آنهم در زمانهای خاص قرار می گیرد به تصویر بکشد و بازی هنرمندان دیگر در نقش مقامات امنیتی و انتظامی و &#8220;بالا&#8221; هم که کلا کلیشه ای و فاقد هرگونه ظرافت هنرمندانه است. و خلاصه اینکه هرچه ساختار، فیلمبرداری، ضرباهنگ و کارگردانی فیلم مناسب بود متاسفانه انتخاب نامناسب بازیگران، به این اثر لطمه وارد ساخته است</p>
<p>در مجموع اما ساخت فیلم دیدن این فیلم جرم است می تواند باب ساخت آثار سینمای سیاسی را در سپهر سینمای کشور بگشاید و تصور اینکه همه تفکرات چپ و راست و میانه نیز همچون همین فیلم بتوانند بدون هیچ ممنوعیتی به ساخت چنین فیلمهایی در راستای نگاه و تفکر خود اقدام کنند.تصور زیبایی خواهد بود. و به این تصور و اعتقاد نیز اصرار دارم چرا که به ساخت و حضور چنین فیلم هایی در سینمای ایران نیاز داریم . چون به هر حال ساخت اینگونه فیلم ها می تواند به رشد، تقویت و گسترش بخشی از گفتمان سیاسی و فرهنگی که در جامعه شکل می گیرد کمک کند اتفاقی که خیلی پیشتر از اینها باید سینمای ایران می افتاد و به هر دلیلی روی نداده است و «دیدن این فیلم جرم است!» را می بایست به عنوان خط شکن گونه سیاسی سینمای ایران در نظر گرفت. گونه ای که سالهاست مغفول واقع شده و امید که این خط شکنی ثمرات خوبی داشته باشد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=117196">نگاهی به «دیدن این فیلم جرم است!»/ خط شکنِ یک ژانر فراموش‌شده در سینمای ایران</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=117196</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به فیلم سینمایی «جان دار»/ آدم‌هایی که منفعل نیستند</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=115721</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=115721#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 09 Feb 2019 15:00:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[جان دار]]></category>
		<category><![CDATA[حسین امیری دوماری]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌هفتمین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[نساء نیکو]]></category>
		<category><![CDATA[پدرام پورامیری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=115721</guid>
		<description><![CDATA[<p>شخصیت‌پردازی مناسبی را در «جان دار» می‌توان به خوبی مشاهده کرد تا جایی که هیچیک از شخصیت‌های مورد اشاره منفعل نبوده و هر یک به نوعی در روند داستان تاثیرگذار هستند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=115721">نگاهی به فیلم سینمایی «جان دار»/ آدم‌هایی که منفعل نیستند</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a> &#8211; نساء نیکو</strong> : قتل و دعوای ناموسی یکی از پرتکرارترین موضوعات سینمای ایران چه در فیلمنامه چه در دیالوگها  بوده و بسیاری از فیلمها را می توان نام برد که با دلیل و بی دلیل چنین صحنه ای را در فیلم خود گنجانده اند گویی این مساله یکی از نشانه های اصلی غیرت مردانه ایرانی و تبعات آن است. «جان دار» نیز دقیقا در همین زمینه گام بر می دارد. فیلمنامه جان دار اگرچه دچار نقاط ضعف گوناگونی است اما نکته قابل توجه آن که تبدیل به یکی از نکات مثبت پیش برنده حتی در کل فیلم می شود، قدرتش در قصه گویی است. ضمن اینکه شخصیت پردازی مناسبی را در میان همه شخصیتهای داستان می‌توان به خوبی مشاهده کرد تا جایی که هیچیک از شخصیتهای مورد اشاره منفعل نبوده و هر یک به نوعی در روند داستان تاثیر گذار هستند. اما غلطیدن به ورطه کلیشه های آشنا و قابل پیش بینی از نیمه کار به بعد در کنار تصمیم نویسندگان فیلمنامه مبنی بر پایان باز بودن قصه، از جمله نقاط ضعف فیلمنامه محسوب می شوند. در کنار اینها داستانکهایی هم که به قصه اصلی اضافه شده اند پیش برنده نیستند و به نوعی عنصر بازدارنده محسوب می شوند. فضای رفتاری حاکم بر خانواده اسماء و کشمکش های مابین اعضای خانواده که هر یک مشخصا در پی دستیابی به هدف خود هستند سبب شده تا با طیفی از آدمهای خاکستری مواجه باشیم که همگی در مقابل تنها بدمن ماجرا یعنی یاسر با بازی جواد عزتی قرار می گیرند که در جای خود قابل تحسین است اما نکته این است که آنقدر کلیشه های رایج رفتاری در فیلمنامه به یاسر اضافه شده و این شخصیت را به قدری سیاه جلوه داده که هیچ منطقی برای دفاع از رفتار شاید به حق این شخصیت در برخی از بخشهای داستان نیز وجود ندارد. تو گویی نویسندگان اصرار بر این داشته اند که مخاطب حتما و حتما می بایست از یاسر متنفر باشد.</p>
<p>ساختار نیز با توجه به مواردی که در فیلمنامه به برخی از انها اشاره شد دارای فراز و فرود  است. در ابتدا باید به قدرت قصه گویی در فیلمنامه که پیشتر به آن اشاره کرده بودم بپردازم. اما در ساختار نتوانسته خودی نشان بدهد و از اینرو ساختار فیلم به ویژه تا نیمه نخست به شدت کشدار خسته کننده و طولانی می نماید. از همین رو در یک نگاه کلی تصور می شود که یک چهارم ابتدایی درباره دعواست یک چهارم بعدی درباره دادگاه و زندان است یک چهارم سوم درباره تلاش طرفین برای رسیدن به هدف خویش و یک چهارم پایانی نیز روشن شدن تکلیف ادمهای ماجراست و چنین به نظر می رسد که همه این چهار بخش را می شد به راحتی در یکساعت خلاصه کرد که به هر شکل چنین اتفاقی رخ نداده و قدرت قصه گویی در ساختار فیلم تبدیل به نقطه ضعف آن شده که ارتباط مستقیمی با تجربه سازندگان جوان آن دارد. سکانس ابتدایی فیلم از آن سکانس های تکان دهنده و تاثیر گذار است چه آنجا که اعضای خانواده برای حفظ آبرویشان به جهت نرسیدن شام عروسی تلاش می کنند تا با گرم کردن هرچه بیشتر مجلس به نوعی برای خود زمان بخرند و چه آنجا که صحنه زدو خورد آغاز می شود و تا خاتمه اش که صحنه چاقو خوردن و مرگ برادر یاسر است پایان می گیرد. بازی ها نیز دیدنی و تاثیر گذار است. به ویژه حامد بهداد و جواد عزتی که به خوبی توانسته اند نقش های نعیم و یاسر را برای مخاطب باور پذیر بسازند.</p>
<p>در مجموع «جان دار» را باید یکی از تجربه های خوب و مفید دوماری و امیری در سینمای قصه گو ارزیابی کرد. تجربه ای که به رغم ضعف های فیلمنامه و ساختار نتوانسته آنگونه که باید دیدنی و کامل شود اما برای اولین گام کارگردانان جوان این اثر قابل پذیرش و چشم پوشی از نقاط ضعف مورد اشاره است. به شرطی که کار بعدی این تیم کاری، دیگر از این ضعفها نداشته باشد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=115721">نگاهی به فیلم سینمایی «جان دار»/ آدم‌هایی که منفعل نیستند</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=115721</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به فیلم سینمایی «جمشیدیه»/ جای خالی آسیب‌شناسی فردی و اجتماعی</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=115351</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=115351#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 05 Feb 2019 18:00:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[جمشیدیه]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌هفتمین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[نساء نیکو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=115351</guid>
		<description><![CDATA[<p>آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی، یکی از مهمترین مسائلی است که جامعه کنونی امروز به ویژه در کلانشهرها با آن مواجه است و توجه و ریشه‌یابی این آسیب‌ها می‌بایست در دستور کار قرار گیرد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=115351">نگاهی به فیلم سینمایی «جمشیدیه»/ جای خالی آسیب‌شناسی فردی و اجتماعی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a> &#8211; نساء نیکو </strong>: امیر و ترانه در جریان درگیری با یک راننده تاکسی ناخواسته باعث مرگ او می شوند و همین مساله زندگی آنها را دگرگون می کند.</p>
<p>آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی، یکی از مهمترین مسائلی است که جامعه کنونی امروز به ویژه در کلانشهرها با آن مواجه است و توجه و ریشه‌یابی این آسیب‌ها و ارائه راهکارهایی برای به حداقل رساندن آن از جمله موارد مهمی است که می بایست در دستور کار برنامه ریزیان و سیاستگذاران حوزه فرهنگی و شهری قرار گیرد. این مساله می بایست در همراهی با  تحلیل جامعه شناسانه به همراه رفتار شناسی اجتماعی سبب شود تا جامعه و افراد حاضردر آن از هر گونه آسیب تا سر حد امکان مصون بمانند.</p>
<p>این چند سطر را نوشتم تا تصریح کنم که پیرنگ اصلی فیلم بر مبنای فاجعه ای شکل می گیرد که دلیل آن یک آسیب اجتماعی و فرهنگی یعنی فحاشی شهروندان به یکدیگر به شکل بی محابا در معابر عمومی است و یا آنگونه که امیر یکی از شخصیت های اصلی فیلم در بخشی از جمشیدیه می گوید این مساله در کنار آسیب متلک گفتن  امنیت روانی و شخصیتی هر فردی را در طول روز به صورت جدی تهدید کرده و آن را مختل می کند. پس در نگاه اول به چنین داستان و پیرنگی می بایست با درامی مواجه باشیم که بر مبنای مسائل رفتار شناسی فردی و جمعی و مباحث تخصصی جامعه شناسی باید حرکت کند. نکته ای که اساسا در ساخته دوم یلدا جبلی فیلمسازی که چهار سال با نخستین ساخته اش داره صبح میشه در سی و سومین جشنواره فیلم فجر کاندیدای دریافت جایزه هنر و تجربه شد، خود را به سینمای ایران معرفی کرد به چشم نمی خورد و داستان فیلم بجز همان ایده اولیه که اصولا هسته مرکزی درام می بایست بر مبنای آن شکل بگیرد عاری از هرگونه توجه به آسیب شناسی فحاشی خیابانی به عنوان یک آسیب فرهنگی است که اگر اینگونه می بود اکنون می توانستیم درباره اثری سخن بگوییم که با نگاهی روانشناسانه و جامعه شناسانه به تحلیل چرایی این آسیب در قالب یک درام اجتماعی پرداخته بود و البته چنین مساله ای رخ نداده و نویسندگان فیلمنامه که در بخشهای پایانی داستان ظاهرا متوجه موضوع شده اند تلاش کرده اند تا با گنجاندن یک فصل کامل در قالب تک گویی امیر یکی از شخصیتهای اصلی داستان در دادگاه نقیصه مذکور را به نحوی جبران کنند و البته نتیجه انقدر سطحی و شعاری است که بلافاصله در سکانس بعدی مجبور می شوند همین مساله را هم از زبان یکی دیگر از شخصیتهای داستان نقد کنند. این ضعف البته به شخصیت پردازی کاراکترها نیز سرایت کرده و مخاطب و بیننده نمی توانند رفتارهای عصبی و هیستریک ترانه را صرفا به دلیل عذاب وجدان بپذیرند چرا که فیلم از همان ابتدا وارد خط اصلی داستان می وشد و هیچگونه شناخت قبلی از ترانه و امیر و نوع ارتباط و رفتارهایشان به مخاطب ارائه نمی کند. همانگونه که یک گریه و زاری ساده مادر و خواهر و دوست ترانه در مقابل همسر مقتول را نیز که در نهایت سبب اعلام گذشت خانواده مقتول از ترانه می شود به عنوان یک زمینه و دلیل محکم برای بخشش ترانه بپذیرد.به همه اینها اضافه کنید شخصیتهایی که هیچ کارکردی در پیشبرد قصه ندارند که سرآمد آنها شخصیت پدر امیر با بازی یومرث پور احمد است که در داستان فیلم کاری بجز دلداری دادن به عروس و فرزندش ندارد و متاسفانه همین حضور کوتاه و چند سکانسه کارگردان پیشکسوت سینمای ایران با بازخوردهایی که هنگام نمایش فیلم از سوی اهالی مطبوعات و رسانه و منتقدان صورت گرفت این پیام را منتقل کرد که ایکاش پور احمد لااقل به عنوان بازیگر در این فیلم حضور نمی یافت. همین مساله را البته در باره حضور بهرام عظیمی انیماتور سرشناس سینمای ایران به عنوان رییس دادگاه نیز می شد به وضوح مشاهده کرد و این سئوال به ذهن می رسید که اصرار کارگردان به استفاده از پوراحمد و عظیمی در این دو نقش حاشیه ای که هر بازیگری دیگری می توانست با توجه به ویژگی ها و اندازه هایی که برای دو شخصیت مذکور در فیلمنامه تعریف شده بود ایفای نقش کند چه دلیل موجهی داشت؟</p>
<p>جمشیدیه می توانست شاید در حد یک تله فیلم بیش از آنچه که اکنون بر پرده دیدم موفق عمل کند. این اثر نه تنها مخاطب عام بلکه حتی مخاطب خاص را نیز هدف خود قرار نداده و به نظر می رسد بین جلب و جذب مخاطبا عام و خاصل معلق و سرگردان مانده. بازی ها هیچیک نمی توانند جزو نقاط قوت اثر محسوب شوند.اکت های بازیگران اصلی و مکمل همان اکت هایی است که پیش از این در آثار دیگر سینما و تلویزیون و تئاتر حتی بهترش را از این گروه شاهد بودیم. و اصلی ترین دلیل آن نیز این است که قاعده چنین آثاری با چنین مضامینی می بایست مبتنی بر تلاش و به آب و آتش زدن خانواده و اطرافیان قاتل و مقتول برای رسیدن به هدف باشد اما اینجا و در جمشیدیه در دو طرف درگیر ماجرا در کمال آرامش حرکت می کنند و بجز یکی دو صحنه درگیری و نزاع نصفه و نیمه حرکت دیگری از این شخصیت ها نمی بینیم. گویی کارگردان و فیلمنامه نویسان از گروه بازیگران خواسته اند برخلاف جریان و ایده اصلی فیلم که بر بستر یک آسیب اجتماعی شکل گرفته و البته به کل داستان و ساختار تعمیم نیافته حرکت کنند و همگی بچه های خوب و حرف گوش کنی!؟ باشند. در حالی که حداقل مرور مآثار مشابه این نکته مهم را یادآوری می کند که یکی از نکات اصلی پیش برنده داستان و ایجاد ضرباهنگ به وجود آمدن تعلیق و کشمکش بین دو طرف ماجراست که به هر شکل در جمشیدیه این مساله به چشم نمی آید.</p>
<p>در مجموع جمشیدیه به عنوان دومین اثر یلدا جبلی نه تنها کار مهمی در کارنامه کاری این کارگردان محسوب نمی شود بلکه در مقام مقایسه با ساخته قبلی جبلی به صراحت می توان ادعا کرد که اثر جدید این کارگردان پسرفت آشکاری نسبت به کار قبلیش بوده است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=115351">نگاهی به فیلم سینمایی «جمشیدیه»/ جای خالی آسیب‌شناسی فردی و اجتماعی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=115351</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به فیلم سینمایی «زهرمار»/ نه دنیا و نه آخرت</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=115008</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=115008#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 03 Feb 2019 19:34:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[زهرمار]]></category>
		<category><![CDATA[نساء نیکو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=115008</guid>
		<description><![CDATA[<p>«زهرمار» فیلمی است معلق میان گیشه و تفکرات انتقادی سازندگانش و از این بابت فیلم به شدت آسیب‌پذیر شده و مثل معروف نه دنیا را دارد و نه آخرت را، واقعاً برای آن صدق می‌کند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=115008">نگاهی به فیلم سینمایی «زهرمار»/ نه دنیا و نه آخرت</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a> &#8211; نساء نیکو</strong> : حشمت تهرانی، چهره ای مذهبی که خود را برای انتخابات شورای شهر آماده می کند در مواجهه با رهی همکلاسی و هم محله ای سی سال قبلش ناخواسته وارد ماجرایی عجیب می شود.</p>
<p>اولین فیلم جواد رضویان بازیگر و کمدین مطرح و شناخته شده سینما و تلویزیون (بدون احتساب فیلم اکران نشده کمی شیرین، بسی فرهاد) تلاش می کند تا در یک درام اجتماعی که رگه هایی از طنز نیز در آن دیده می شود نقدی معترضانه به وضعیت کنونی جامعه پیرامونی خود داشته باشد. وضعیتی که سیاه و آشفته است و اکثر قریب به اتفاق افراد جامعه ای که رضویان به تصویر کشیده و داستانی که پیمان عباسی نوشته همگی در تباهی غرق شده اند آدمهای داستان زهر مار یا بزهکارند یا انحراف اخلاقی دارند یا دزد هستند یا معتادند یا به دنبال ماهی گرفتن از آب گل آلود هستند یا خیلی خشکه مقدس هستند و از آن سوی بام سقوط کرده اند و در یک کلام از نگاه فیلمنامه نویس و کارگردان بجز حشمت تهرانی( که نقشش را سیامک انصاری خیلی بد ایفا کرده) سایر آدمهای قصه و اجتماع دچار نقایص متعددی هستند و اصلا آدم درست و حسابی در میان پرسوناژهای قصه دیده نمی شود. اینکه چگونه پیمان عباسی و جواد رضویان به درکی تا این حد هولناک و در تضاد با کلیت جامعه رسیده و آن را به تصویر کشیده اند کاملا جای تامل دارد.</p>
<p>فیلمنامه آدمها و حتی لحن قصه گویی و روایت کاملا از ساختارهای فیلمفارسی تبعیت می کند منتها با رعایت همه ضوابط و شئونات و خط قرمزها. یعنی در اینجا هم با همان کلیشه های رایج و معروف فیلمفارسی مواجهیم که داستان زن یا دختری بی سرپرست و بی پناه و تنها را روایت می کند که مشکلات زیادی دارد و اسیر دست آدم بدها شده و جوان اول فیلم که از نگاه رضویان این جوان اول در سینمای پس از انقلاب ویژگی هایی نه مثل مرحوم فردین یا بهروز وثوقی یا دیگران بلکه می بایست مشخصاتی همچون سیامک انصاری داشته باشد که یک تنه همه مشکلات را حل کند و در پایان نیز تنها وزخمی بسان قهرمانان فیلمفارسی در یک شب تاریک بارانی در تاریکی محو شود. اشتباه رضویان اما این است که حتی اگر فیلمنامه نویس و کارگردان هم بخواهند یک فیلمفارسی بعد از انقلاب بسازند ناچارند که از برخی قواعد و چارچوبهای اصلی تبعیت کرده و تنها به خط اصلی قصه در وام گیری از مولفه های فیلمفارسی بسنده نکنند.از این جمله انتخاب هنرپیشه ای که ویژگی های اصلی جوان اول فیلم را داشته باشد یا اگر نمی تواند بسان فیلمفارسی های قدیم در اواسط فیلم با ربط و بی ربط از صحنه کافه و رقص  استفاده کند نمی بایست هم یک کلیپ نچسب و سیاه را به هر ضرب و زوری به فیلم بچسابند و مابقی مولفه ها. از این زاویه هم اگر به کلیت کار نگاه کنیم در می یابیم که تیم سازنده زهر مار در پیروی از فیلمفارسی نیز مسیر اشتباهی را طی کرده اند.</p>
<p>اساسا معتقدم زهرمار فیلمی است معلق میان گیشه و تفکرات انتقادی سازندگانش و از این بابت زهر مار به شدت آسیب پذیر شده و مثل معروف نه دنیا را دارد و نه آخرت را واقعا برای این فیلم صدق می کند. بدون تردید زهرمار نه در گیشه و نه نزد منتقدان موفق به درخشش نخواهد شد و اساسا سئوال اینست که چرا هنرمندی مثل جواد رضویان که جایگاه و ارزش مشخصی نزد عامه مردم دارد می بایست کارگردانی سینما را تجربه کند آنهم با اثر نازل و فاقد ارزشی همچون زهر مار که نه تنها چیزی به ارزش های رضویان نمی افزاید که به جد معتقدم حتی از اعتبار و منزلت او نیز نزد طرفدارانش می کاهد. دلیل این سخن نیز خالی بودن فیلم از هر گونه ویژگی خاصی است که بتوان لااقل به عنواتن نقطه قوت اثر از آن یاد کرد. شاید تنها در این بین بتوانیم از بازی خوب شبنم مقدمی یاد کنیم تا حدی زیادی بار کاستی های فیلم را به دوش کشیده که البته او نیز اسیر فیلمنامه مغشوش و ساختار و لحن الکن فیلم شده و تک لحظاتی از بازی خوب خود را در اندک موقعیتهایی که برایش فراهم می شود ارائه داده است.</p>
<p>در مجموع به نظر می رسد که چنانچه رضویان می خواد به صورت جدی تر به فیلمسازی ادامه دهد عجالتا باید زهرمار را نادیده بگیریم تا ببینیم بعد از آن چه پیش می آید.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=115008">نگاهی به فیلم سینمایی «زهرمار»/ نه دنیا و نه آخرت</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=115008</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به فیلم سینمایی «درخونگاه»/ پایان‌بندی شگفت‌انگیز یک داستان تلخ</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=114608</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=114608#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 01 Feb 2019 16:00:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[امین حیایی]]></category>
		<category><![CDATA[درخونگاه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاوش اسعدی]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌هفتمین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[نساء نیکو]]></category>
		<category><![CDATA[پانته‌آ پناهی‌ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=114608</guid>
		<description><![CDATA[<p>تقدیری از پیش محتوم انگار بر پیشانی شخصیت‌های «درخونگاه» حک شده و گریزی از آن وجود ندارد. پایان‌بندی تکان‌دهنده و شگفت‌انگیز فیلم نیز مهر تاییدی است بر تقدیر محتوم شخصیت اصلی فیلم.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=114608">نگاهی به فیلم سینمایی «درخونگاه»/ پایان‌بندی شگفت‌انگیز یک داستان تلخ</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a> &#8211; نساء نیکو* :</strong> رضا میثاق پس از هشت سال کار طاقت فرسا در ژاپن به خانه باز می گردد تا با اندوخته زحماتش زندگی خود و خانواده اش را دگرگون کند غافل از اینکه در مدت هشت سال نبودش اتفاقات دیگری در خانواده رخ داده.</p>
<p>سومین ساخته سیاوش اسعدی مانند دو ساخته قبلی او فیلمی اجتماعی و خیابانی از آدمهای حاشیه ای است با این تفاوت که «درخونگاه» نشانه های پررنگی از فیلم نوآر را با خود به همراه دارد البته به همراه برخی اشتباهات که به آن اشاره می کنم.</p>
<p>«درخونگاه» از محله‌های قدیمی تهران است که در نزدیکی بازار تهران و پیرامون خیابان پانزده خرداد قرار گرفته و امروزه خیابان شهید اکبرنژاد نام گرفته‌است. درخونگاه در قدیم در بخش «سنگلج» قرار داشت. اسماعیل فصیح، نویسنده ایرانی که خود زادهٔ محلهٔ درخونگاه است دربارهٔ این محله می‌نویسد: «بازارچه درخونگاه طهران از زمان قاجار وجود داشته، شاید اوایل «درخانقاه» بوده. نمی‌دانم؛ ولی موجودیت و مفهوم «درخونگاه» حالا برای من یک حالت فکری دوران کودکی است تا یک «بازارچه». مکانش هم البته کوچه‌ای است طرف‌های چهارراه گلوبندک. بازارچه کوچک درخونگاه هم هنوز وجود دارد. آدم‌هایی که در آنجا وجود داشتند و من را به گریه می‌انداختند یا می‌خنداندند، یا عشق می‌ورزیدند همه در ذهن من حک شده‌اند؛ ولی خب، انسان در تولید یک اثر هنری زندگی را کپی نمی‌کند، بلکه برای آن درد یا عقده طرحی مشخص می‌کند، شخصیت‌هایی می‌سازد، حال و هوایی را ایجاد می‌کند، زمینه و زمان و علت وقوع این قضایا را مشخص می‌کند و مهم‌تر از هر چیز «تز» آن را روشن می‌کند».شعبان جعفری ملقب به شعبان بی‌مخ و شعبان درخونگاه نیز متولد محله درخونگاه بود و از اواخر دهه بیست، زمانی که از یک دوره تبعید به تهران برگشت در همان‌جا ساکن ماند و باشگاهش در همان محل بود. داریوش مهرجویی کارگردان و مترجم ایرانی در درخونگاه به دنیا آمد.حمید شیرزادگان، از قهرمان‌های فوتبال دهه چهل ایران در سال ۱۳۲۰ در محله درخونگاه به دنیا آمد و در همان نزدیکی در خیابان شاپور زندگی کرد.</p>
<p>در لغت‌نامهٔ دهخدا آمده: درخوانگاه را شاید بتوان گفت جایگاهی که خوانی می‌گستردند و مردم را به مهمانی می‌خواندند ورهگذران را می‌پذیرفته‌اند و در میان عوام برای واژهٔ «درخونگاه» آورده اند: در تکیه درخونگاه نخلی وجود دارد که به گفته اهالی محل، به زور دعوا و خون‌ریزی به این محل آورده شده و همین خون‌ریزی علت نام‌گذاری این محله است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2019/02/darkhoongah2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-114610" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2019/02/darkhoongah2.jpg" alt="darkhoongah2" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>همه این توضیحات که در بالا امد و البته با یک جستجوی ساده اینترنتی هم به آن دست یافت سابقه و تعاریفی از درخونگاه است که عنوان فیلم جدید سیاوش اسعدی است و البته انگونه که در تیتراژ و لوگوی ابتدایی می آید ظاهرا نگاه سازندگان به انتخاب این نام همان نگاه و تعریف عوام از درخونگاه بوده و البته در همراهی با داستان فیلم به رگه هایی از تعریف لغتنامه دهخدا نیز برخورد می کنیم که با نام فیلم همراه و همگام است. در این مسیر البته فیلمنامه دچار اختلافات فاحشی در روایت تاریخی خود شده است. انگونه که در ابتدای فیلم به تماشاگر خاطر نشان می شود داستان در سال ۱۳۷۰ می گذرد اما تیم فیلمنامه نویس «درخونگاه» متشکل از نیما نادری و سیاوش اسعدی با کمال تعجب از بدیهی ترین موارد انطباق رخدادهای پیرامون قصه با سالی که داستان در آن اتفاق افتاده غافل شده اند و بعبارت دیگر هیچگونه تحقیقی را در این زمینه انجام نداده اند. «افسانه سلطان و شبان» سریالی بود که در دهه شصت از تلویزیون ایران پخش شد اما با کمال تعجب در این فیلم شاهد پخش آن در دهه هفتاد هستیم آنهم در دورانی که پخش مجدد در تلویزیون مانند اینروزها اصلا رایج نبود. به همین مساله اضافه کنید سریال «سالهای دور از خانه» یا همان «اوشین» معروف را که آنهم قبل از سال هفتاد و در میانه دهه شصت در تلویزیون نمایش داده می شد. برخشی از دیالوگهای ملیحه درباره جنگ و بمباران و شهدا نیز بی توجه به وقوع زمان داستان و انطباق آن با تاریخ نشان از اشتباه فاحش فیلمنامه نویسان در این حوزه دارد و به همه اینها بیفزایید لوکیشنهای تعقیب و گریز رضا و ابراهیم که اساسا فاصله جفرافیایی زیادی با محله درخونگاه دارد والبته استفاده از لوکیشن آشنای زندان قصر به عنوان آسایشگاه بیماران روانی نیز ناظر به همین اشتباهات عجیب تاریخی است. با همه این مسائل اما «درخونگاه» خط داستانی سرراست و قابل پذیرشی دارد و البته شخصیت پردازی خوب کاراکتر رضا با بازی متفاوت و خیره کننده امین حیایی به قوت این بخش افزوده است. اینکه در سطور بالا اشاره کردم رگه هایی از فیلم نوآر در «درخونگاه» وجود دارد به دلیل تعاریفی است که از فیلم نوآر ارائه شده است و ویژگی هایی که برای این گونه متصور شده اند ازآن جمله می توان به این مولفه ها اشاره کرد:بسیاری از صحنه‌ها در شب می‌گذرند و نورپردازی پُر کنتراست بر صحنه‌ها حاکم است.با قاب‌بندی‌های مورب و خطوط شکسته روبرو هستیم که حس عدم ثَبات و عدم تعادل را القا می‌کند.خیابان‌های خلوت نوآر عموماً خیس و باران خورده هستند.نوآر اندوهناک است و جبری. تقدیری از پیش محتوم انگار بر پیشانی شخصیت‌ها حک شده و گریزی از آن وجود ندارد.به لحاظ روایی نیزسرگشتگی و سرخوردگی قهرمان مرد به دلیل درست پیش نرفتن برنامه اش سبب می شود که با این مولفه ها اثر جدید سیاوش اسعدی را یک نوآر بدانیم. و البته پایان بندی تکان دهنده و شگفت انگیز درخونگاه نیز مهر تاییدی است بر تقدیر محتوم شخصیت اصلی فیلم.</p>
<p>بازیها اصلی ترین نقطه قوت فیلم هستند. از نقش آفرینی خیره کننده امین حیایی و پانته آ پناهی ها تا بازی خوب و اثر گذار ژاله صامتی، مهراوه شریفی نیا و نادر فلاح همه و همه در خدمت پیشبرد داستان و ساختار فیلم قرار گرفته و موفق عمل کرده اند به همه اینها تصویر برداری و نورپردازی مناسب، طراحی صحنه خوب و موسیقی جذاب فیلم را هم باید اضافه و تاکید کنیم «درخونگاه» فارغ از فیلمنامه پر اشتباهش دارای ساختاری منسجم منظم و حرفه ای است که بر اساس قواعد و اصول سینما پیش می رود و از این منظر می بایست این اثر را گامی مثبت و رو به جلو برای سیاوش اسعدی بعد از فیلم «جیب بر خیابان جنوبی» تلقی کرد اگرچه وضعیت اکران مافیایی و نازل این روزهای سینمای ایران به ما می گوید که «درخونگاه» توفیقی در اکران عمومی نخواهد یافت اما یکی از آثار خوب سینمای ایران و اثر مثبتی در کارنامه سازنده اش خواهد بود.</p>
<p>* عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=114608">نگاهی به فیلم سینمایی «درخونگاه»/ پایان‌بندی شگفت‌انگیز یک داستان تلخ</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=114608</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
