- سوره سینما - http://www.sourehcinema.ir -

لطفا دست و پای کمدین‌ها را نبندید/ نمی‌گذارم زنگ‌زده شوم/ هرگز دستمزدم را گدایی نمی‌کنم

gholamhosein-lotfi

سوره سینما [1]مرضیه فرزعلیان [2] : «میگن کوه به کوه نمی رسه ولی آدم به آدم میرسه، یادته همه نقشه ها زیر سر من بود؟»

۱۴ سالی از این دیالوگ در سریال «خانه به دوش» گذشته اما راست می گفت کوه به کوه نرسید ولی مسیر ما هرچند دور به قزوین و آدمهای فراموش شده اش رسیده است. فراموشی ای که نه به دست تقدیر، بلکه در گیر و دار  گره های کور ارتباطی از دیده شدن مغفول مانده و تاریخی را  که روزگاری به دستان این آشنایان به هنر آلایش می شد را به آلزایمر مشکوک کرده است. راست می گفت همه نقشه ها زیر سر او بود. یادش بخیر چه خوش درخشید در« بوی خوش زندگی » ابوالحسن داودی تا در بی معرفتی های امروز به یاد  نقش آفرینی در «جیب برها به بهشت نمی روند »  زخم دنیای سینما  بر پیکره افکار حرفه ای اش را التیام  بخشد. شاید هم خوب می دانست «پرده آخر» تنها یک فیلم برای تصاحب حق نیست بلکه دردی مشترک از دست دادن ها را به نمایش می گذارد یکی میراث خانوادگی و دیگری میراث هنری.

بارها گفته بود علاقه به بازیگری را در رفت و آمدهای خیابان ارباب جمشید، در خود پیدا کردم درست همان موقع هایی که خیلی ها در تب و تاب نقش های سیاهی لشکری خاطره ساز می شدند، من ماندم و جای خود را در بین بازیگران پیدا کردم. برای اولین بار در سال ۱۳۵۶ با فیلم « صبح خاکستر» ساخته تقی مختار، تجربه جدی بازیگری را آغاز کردم .این شروعی برای راه پرفراز و نشیب تصویر بود مسیری که همچون « دیوانه وار» کامران قدکچیان آدم های اهل هنر را به پریشان حالی می رساند.

شب روباه، هبوط، خفگی، سرب، بچه های نسبتا بد، نیش و چندین و چندتا فیلم دیگر اثر یک هنرمند نه، یک زندگی است که در تاریخ سینما و تلویزیون کارنامه یک بازیگر،نویسنده و کارگردان را رقم می زند.

غلامحسین لطفی متولد ٢٠ آبان ١٣٢٨ از شهر قزوین و دانش آموخته کارشناسی ارشد بازیگری و کارگردانی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در سال ١٣۶١ و دکتری افتخاری تئاتر است.

این هنرمند که بر اثر سانحه سقوط از ارتفاع  در سریال « بایرام»  دچار شکستگی از ناحیه هر دو پا و آسیب جدی به کمر شده است، بی اطلاعی اهالی تلویزیون و سینما از احوالات خود را بی رحمی آدم ها می داند و می گوید: ۵ سالی است که از پایتخت به قزوین آمده ام و تنها در مواقعی برای ادامه درمان به پایتخت می آیم. قزوین زادگاه من است. تا به این سن ازدواج نکرده ام و بعد از فوت پدر و مادرم به امید دو خواهر خود در این شهر زندگی می کنم. با وجود این فاصله، همیشه محترمانه به کار دعوت شده ام و هرگز همانند برخی هنرمندان خودم را برای حضور در کار به کسی تحمیل نکرده و نخواهم کرد.

ناراحتی از بعضی بی انصافی ها در صدایش به گوش می رسد: من برای کارم ارزش زیادی قائل هستم اما دعوت به کار با دستمزد ٣٠سال پیش توهین به هنرمند است .ما هنرمندان به این دلسوزی ها نیازی نداریم در حالی که بسیاری از دوستانم هم با وجود تحصیلات آکادمیک در رشته کاری و تجارب خوب از فضای کار به دور مانده و به مشاغل دیگری مشغول هستند اما  برخی افراد به واسطه روابط و آشنائیت ها هنرمند شده اند.

او که مهارت و تجارب متعددی در خلق فیلم های کمدی و طنز دارد، نسبت به آینده طنز در سینما و تلویزیون احساس نگرانی می کند و ادامه می دهد: امروز حال طنز و نقش های کمدی در فیلم های ما بد بوده و به حشو کشیده شده است. بازیگران  دیگر بازی نمی کنند بلکه به دنبال پرکردن وقتشان هستند در حالی که حرفه ای ها از کار کناره گیری کرده اند.سختگیری در سوژه ها و سانسور نقش ها، کمدی را بی محتوا کرده و عده ای هم برای نان آوری به دنبال تولید کارهای بی محتوا هستند که با لوس بازی به جلوی دوربین می روند. من معتقدم برای خنداندن مردم لازم به برگرداندن پوست هندوانه بر سر نیست چرا که طنزپرداز به خودی خود خنده آور و طناز است.

منتظر شنیدن نظر او درباره فیلم های کمدی این روزهای سینما بودیم. کسی که هنوز هم با دیدن فیلم های کمدی اش بعد از سال ها خنده بر لبانمان می آورد خود را  از دیدن فیلم های امروزی محروم کرده است چرا که معتقد است همه آدم ها به دنبال کسب درآمد هستند اما به دست آوردن آن نیاز به انگیزه دارد. این هنرمند سینما و تلویزیون تاکید می کند: من با دیدن آنونس ها تصمیم به تماشای فیلم می گیرم و متاسفانه در طی چند سال اخیر هیچ فیلمی نظرم را جلب نکرده است. این در حالی است که ما توقع بیشتری از برخی فیلمسازان نظیر رامبد جوان داریم که در « قانون مورفی» این انتظار برآورده نشد. پایین کشیدن فیلم از پرده سینما نیز نمونه ای از این کم و کاستی ها است چرا که تضادهای عجیب و غریبی در فیلم ها دیده می شود که می تواند ناشی از بسته بودن دست و پاهای طنز پرداز و محدودیت در کلام و دیالوگ ها باشد.

لطفی بازی های سخیف و غیرحرفه ای برخی افراد را از دیگر عوامل عدم موفقیت فیلم ها می داند و می گوید: افرادی همچون پورمخبر، بازیگر نیستند بلکه شخصیت واقعی خود را در فیلم ارائه می دهند بنابراین من علت این ضعف ها را کشف محدود استعدادها و بی توجهی به آموزش از جانب مسئولان هنری می دانم که بازیگران را  در برهه ای از زمان به کار گرفته، سپس به حال خود رها می کنند.

این بازیگر سینما، فروش بالای فیلم های کمدی را صرفا استفاده از فحاشی و جوک های غیر اخلاقی می داند که برای جلب نظر مردم دست به نشان دادن هر عملی می زنند. کپی برداری در تولید  و جذب مخاطب نیز از دیگر مشتقات برنامه های تلویزیونی است که حتی با الهام گرفتن از دکور برنامه های خارجی بدون هیچگونه ایده ای فعالیت می کنند. برنامه «عصر جدید» نمونه بارزی از این برنامه ها است که حتی در نشان دادن هنر بانوان هم دچار خود سانسوری شده اند. در حالیکه در برنامه های خارجی به دنبال کشف استعدادهای جدید و طنزپردازی هستند و با بهره مندی از توانایی افراد حتی بانوان نیز قدمی جدی برداشته می شود.

او با اشاره به تاثیر محفل های خانوادگی و دوستانه در ایجاد انگیزه برای فعالیت های هنری یادآوری می کند: دورهمی های خودمانی نیز به محفلی برای کشف استعداد افراد و خوشگذرانی تبدیل شده و کافی است که در خندان و ادا درآوردن موفق باشید تا مورد تائید اطرافیان در داشتن استعداد بازیگری قرار گرفته و نسبت به آن اقدام کنید. این در حالی است که این موفقیت ها به معنای داشتن توانایی بازیگری نیست و تضمینی برای موفقیت افراد در این زمینه نخواهد بود از نظر بنده این حوزه نیاز به سواد، تکنولوژی و تکنیک دارد و کسانی که به واسطه برخی توانایی ها در بازیگری وارد عرصه تلویزیون و سینما شده اند بعد از مدتی دچار تکرار نقش آفرینی می شوند که این خود معضل بسیاری از بازیگران امروز  و سقوط هنرمند است .

لطفی در حالیکه که از مسئولان سینمایی گله مند است می گوید: آدم ها مقصر نیستند بلکه شرایط اجتماعی برای فعالیت آماده نبوده و تشویقی برای استعدادها وجود ندارد. مردیم از بس تشویق نشده ایم و کسی را نیز تشویق نکرده ایم. تشویق و تمجید آدم های بزرگ منجر به انگیزه می شود اما در شرایط امروز هر کسی به فکر خود است و با وجود هزینه های کلانی که به ساخت فیلم ها تزریق می شود ولی جای کار بسیاری برای موفقیت داریم.

او توانایی ساخت سریال را در خود می بیند اما نداشتن توانایی مالی و حمایت برای فیلمسازی را عاملی برای عقب کشیدن از این عرصه معرفی کرد و تاکید می کند: فیلمسازی نیاز به بودجه دارد. من اگر بودجه لازم داشتم تا به حال کارهای زیادی را ساخته بودم همانند سال ۱۳۶۴ که با دقیقه ای ۲۵۰۰ تومان سریال «آیینه» را ساختم و خوشبختانه مخاطب خوبی هم داشته است. بنابراین هنر و نمایش نیاز به کار دسته جمعی، نیروی خوب و حرفه ای دارد. از طرف دیگر دستمزد کم بازیگران و بدقولی در پرداخت آن فعالیت هنرمندان حرفه ای را با مشکل روبرو کرده و اصلا با دستمزدها و شرایط بازیگران خارجی قابل مقایسه نیست. سالها  از زمان ساخت سری دوم سریال «آیینه»  گذشته است اما هنوز هم سازمان صدا و سیما به بنده بدهکار است و من این را بی احترامی به هنرمند می دانم .

کار کردن در سینما و تلویزیون نیز همانند دیگر مشاغل بهایی دارد و فکر نمی کنم قرار باشد پول خودمان را  از عوامل فیلم ها گدایی کنیم این در حالی است که همچنان ۱۵۰ میلیون تومان از تهیه کنندگان مختلف طلبکارم و کسی هم این قضیه را به روی خود نمی آورد .

لطفی، بازیگر سینما و تلویزیون، نویسنده و کارگردان از عمر رفته و تلاش های خود در این عرصه با ناراحتی می گوید: بهنوش بختیاری بازیگر تلویزیونبا استوری خود در فضای مجازی، من را به یاد همه آورد. باید بگویم در حال حاضر هیچ وضعیتی ندارم، به علت عواقب افتادن از ارتفاع در سریال «بایرام» با بیماری دست و پنجه نرم می کنم، می خوانم، می بینم، می شنوم ولی نمی گذارم زنگ زده شوم.