به گزارش سوره سینما [1]، در شرایطی که سینمای ایران یکی از سختترین سالهای خود را از منظر ریزش مخاطب و افزایش هزینههای تولید پشت سر گذاشته، سیاست تازهای از سوی سازمان سینمایی برای سال ۱۴۰۵ در دستور کار قرار گرفته است: شناورسازی قیمت بلیت سینما و افزایش روزهای بلیت نیمبها. طرحی که برای نخستین بار مطرح نمیشود و مسبوق به سابقه است.
این طرح در این دوره نیز با هدف حفظ سینما به عنوان ارزانترین کالای فرهنگی در سبد خانوار و در عین حال جبران بخشی از هزینههای فزاینده تولید و سالنداری تدوین شده است.
* طرح شناورسازی دقیقاً چیست؟
در الگوی فعلی، قیمت بلیت سینما عملاً در اغلب روزهای هفته ثابت است؛ به این معنا که مخاطب صبح یک روز کممخاطب هفته همان مبلغی را پرداخت میکند که در سانسهای پیک آخر هفته یا ایام تعطیل میپردازد. تنها استثنا، سهشنبههای نیمبها بوده است. اما در مدل جدید، قیمت بلیت بر اساس «روز هفته» و «ساعت نمایش» تغییر میکند. به بیان سادهتر، قیمتها دیگر یکسان و ثابت نخواهند بود، بلکه متناسب با زمان اکران تنظیم میشوند؛ مدلی که در بسیاری از کشورهای صاحب صنعت سینما اجرا میشود.
* جزئیات اجرایی طرح در سال ۱۴۰۵
بر اساس اعلام مدیرکل دفتر نظارت بر عرضه و نمایش فیلم، بلیت نیمبها در دو روز کامل هفته یعنی یکشنبه و سهشنبه عرضه خواهد شد و در روزهای شنبه، دوشنبه و چهارشنبه نیز سانسهای قبل از ساعت ۱۷ به صورت نیمبها ارائه میشود.
* دلیل اجرایی این طرح
۱- افت سنگین مخاطب در سال جاری
به گفته مدیرکل دفتر نظارت بر عرضه و نمایش فیلم، سینمای ایران طی یازده ماه گذشته بیش از ۱۰.۵ میلیون نفر کاهش مخاطب را تجربه کرده است؛ رقمی که بخش عمده آن در چهار ماه اخیر اتفاق افتاده است. هرچند در ماههای مرداد، شهریور و مهر بخشی از این افت جبران شده، اما این آمار نشان میدهد چرخه اکران و تولید با یک هشدار جدی مواجه بوده است. صنعت سینما به حضور مستمر مخاطب وابسته است؛ کاهش تماشاگر مستقیماً بر فروش، سرمایهگذاری و در نهایت بر تولید آثار جدید اثر میگذارد.
۲- افزایش شدید هزینههای تولید و سالنداری
هزینه تولید فیلم، تبلیغات محیطی و رسانهای، دستمزد عوامل، تجهیزات فنی و همچنین هزینههای انرژی و نگهداری سالنها در سالهای اخیر رشد چشمگیری داشته است. در چنین شرایطی تثبیت طولانیمدت قیمت بلیت عملاً فشار اقتصادی را متوجه تهیهکننده و سینمادار میکند.
* منطق اقتصادی پشت شناورسازی
شناورسازی قیمت، در واقع استفاده از الگوی «قیمتگذاری پویا» است؛ روشی که در بسیاری از صنایع خدماتی مانند حملونقل هوایی، هتلداری و سرگرمی به کار گرفته میشود.
در این مدل زمانهای کمتقاضا با قیمت پایینتر عرضه میشوند تا ظرفیت خالی پر شود. زمانهای پرترافیک با قیمت بالاتر بخشی از هزینههای ثابت را جبران میکنند.
در سینما، هزینه اصلی سالن (اجاره، انرژی، استهلاک، نیروی انسانی) ثابت است؛ چه سالن پر باشد چه خالی. بنابراین پر شدن صندلیهای خالی – با بلیت ارزانتر – میتواند به سود نهایی کمک کند.
آمار سهشنبههای نیمبها نشان داده که کاهش قیمت میتواند تعداد مخاطب را تا سه برابر افزایش دهد. این نشانهای روشن از کشش بالای تقاضا نسبت به قیمت در بازار سینمای ایران است.
* تأثیرات احتمالی طرح
۱- حفظ سینما در سبد خانوار
در شرایط تورمی، نخستین حوزهای که از سبد مصرفی خانوار حذف میشود، کالاها و خدمات فرهنگی و تفریحی است. اگر قیمت بلیت بدون سیاست جبرانی افزایش یابد، طبقه متوسط و پایین ممکن است سینما را کنار بگذارند. افزایش تعداد روزهای نیمبها میتواند مانع حذف کامل سینما از برنامه تفریحی خانوادهها شود و آن را همچنان به عنوان در دسترسترین سرگرمی حفظ کند.
۲- افزایش ضریب اشغال سالنها
بخش قابلتوجهی از سانسهای صبح و میانه هفته با ظرفیت پایین برگزار میشوند. شناورسازی میتواند این زمانهای کممخاطب را فعال کند.
۳- تثبیت چرخه تولید
افزایش فروش بلیت مستقیماً به معنای افزایش بازگشت سرمایه است. وقتی سرمایهگذار چشمانداز فروش باثباتتری ببیند، ریسک ورود به پروژههای جدید کاهش مییابد. در مقابل، کاهش مستمر مخاطب میتواند منجر به کوچک شدن بازار تولید، کاهش تنوع ژانرها و تمرکز صرف بر آثار کمریسک تجاری شود.
۴- تغییر الگوی مصرف فرهنگی
شناورسازی ممکن است رفتار مخاطب را تغییر دهد و خانوادهها ممکن است برنامه سینما رفتن را به روزهای نیمبها یا پیش از ساعت ۱۷ منتقل کنند. این جابهجایی میتواند به توزیع متعادلتر جمعیت در طول هفته کمک کند.
البته باید درنظر داشت که اگر بیش از نیمی از سانسها نیمبها باشد، ممکن است مخاطب تمایل خود را برای خرید بلیت کامل از دست بدهد و صرفاً در زمانهای تخفیف به سینما برود. در این صورت، درآمد متوسط ممکن است کاهش یابد.
شناورسازی قیمت بلیت سینما تلاشی است برای ایجاد تعادل میان سه متغیر حساس قدرت خرید مخاطب، هزینههای فزاینده تولید و سالنداری و پایداری چرخه اقتصادی سینما. این طرح نه یک افزایش ساده قیمت است و نه صرفاً یک سیاست تخفیفی؛ بلکه مدلی ترکیبی است که میکوشد همزمان ظرفیت خالی سالنها را فعال کند و درآمد کل صنعت را تثبیت نماید.
موفقیت یا شکست آن، وابسته به سه عامل تنظیم منطقی قیمتهای جدید، کیفیت فیلمهای اکرانشده و ثبات نسبی شرایط اقتصادی و اجتماعی خواهد بود. اگر این سه مؤلفه همسو شوند، شناورسازی میتواند به احیای تدریجی گیشه کمک کند؛ در غیر این صورت، ممکن است تنها به جابهجایی مخاطب در طول هفته منجر شود، بدون آنکه رشد واقعی در تعداد تماشاگران ایجاد کند.
