- سوره سینما - http://www.sourehcinema.ir -

«اهل ایران»؛ روایت «ایرانی ماندن» و ضرورت جهاد فرهنگی در روزهای جنگ

Ahle-Iran

به گزارش سوره سینما [1]، سریال «اهل ایران» تازه‌ترین اثر مرکز سریال سوره است که با طراحی محمدحسین مهدویان و تهیه‌کنندگی محمدرضا منصوری تولید شده است. این پروژه در ۱۴ قسمت و با سرپرستی نویسندگی مهدی یزدانی‌خرم به نگارش درآمده و از ساختاری اپیزودیک و کارگردانی جمعی بهره می‌برد.

فیلمبرداری «اهل ایران» از ۲۶ اسفندماه و همزمان با نخستین روزهای «جنگ رمضان» (حملات هوایی و موشکی دشمن به ایران) در تهران آغاز شد. به عبارتی، عوامل این سریال در روزهایی پای دوربین رفتند که صدای بمب و پدافند از دور و نزدیک به گوش می‌رسید و شهر زیر آتش و خون قرار داشت. این شرایط نه تنها تولید را متوقف نکرد، بلکه به گفته سرپرست نویسندگان، «همان خونی بود که در جان داستان‌ها روان شد».

«اهل ایران» از ساختاری نو در سریال‌سازی متناسب با شرایط جنگی بهره برده است. ۱۱ کارگردان در این پروژه همکاری داشته‌اند. در موج اول مهدی شامحمدی، سجاد پهلوان‌زاده، محسن بهاری، علی سرآهنگ، علی جعفرآبادی، رضا شریفی و مهران مهدویان و در موج دوم نیز هادی مقدم‌دوست، هادی نائیجی، رضا محبی، محمد اسفندیاری و سیدجواد هاشمی کارگردانی قسمت‌ها را برعهده داشته‌اند.

مهدی یزدانی‌خرم، سرپرست نویسندگان، در یادداشتی درباره قصه این مجموعه نوشته است: قصه‌های مجموعه «اهل ایران» روایت‌هایی است درباره اهل ایران بودن در زمانه نبرد با دشمن. او با اشاره به جمله بهرام بیضایی که «ایرانی بودن مسئولیت دارد»، تأکید کرده که این آثار گوشه‌ای از ادای همین مسئولیت هستند. نقطه اشتراک تمام داستان‌ها، روایت «ایرانی ماندن» در هنگامه‌ای است که ذهن مملو از اخبار خوب و ناخوب و چهره هم‌وطنان غرق در خون است.

Ahle-Iran [2]

در شرایطی که ایران همچنان درگیر پیامدهای جنگ‌ها، حملات موشکی و تهدیدات مستمر امنیتی است، ساخت آثاری مانند «اهل ایران» نه یک انتخاب فرهنگی، بلکه یک ضرورت راهبردی به شمار می‌رود زیرا جنگ فقط میدان توپ و تانک نیست. دشمن امروز با موشک نظامی سعی در تخریب زیرساخت‌ها و ایجاد رعب و وحشت دارد، اما در کنار آن، جنگ رسانه‌ای و روانی گسترده‌ای را برای القای ناامیدی و بی‌ثباتی هویت ایرانی به راه انداخته است. در چنین فضایی، یک سریال توانمند می‌تواند روایت «زندگی زیر آتش» را از جنس افتخار و امید بازتعریف کند و «موج‌های موشک‌های فرهنگی» را در برابر موج‌های موشک نظامی علم کند.

«اهل ایران» پاسخی به بحران معنا در روزهای سخت است. تجربه جنگ‌های اخیر نشان داده است که بمب‌ها می‌توانند ساختمان‌ها را ویران کنند، اما روایت‌های درست از مقاومت و ایثار، روحیه ملی را زنده نگه می‌دارند. زمانی که مردم با شنیدن صدای آژیر خطر، نیازمند بازتاب زیست خود در آثار فرهنگی هستند، تولید چنین مجموعه‌ای یعنی گفتن این جمله که شما تنها نیستید؛ داستان زندگی شما ارزش روایت دارد.

همچنین ساخت اثر در میدان بمباران، خود یک اقدام مقاومت‌آمیز است. اینکه گروه ۴۰۰ نفره عوامل در روزهای پر از بیم اسفندماه پای کار بمانند و دوربین را روشن نگه دارند، خود پیامی بزرگ دارد که ما نمی‌گوییم ترس نیست؛ می‌گوییم زندگی و روایت آن از ترس مهم‌تر است. این همان «خون ایران شدن» است که یزدانی‌خرم از آن می‌گوید.

علاوه بر نکاتی که مطرح شد، ضرورت بازتولید هویت ملی در نسل جدید یکی از نکات قابل توجه است. در دوره‌ای که برخی جریان‌های رسانه‌ای خارجی با روایت‌های تحریف‌شده، تصویری ورشکسته از ایرانیان ارائه می‌دهند، سریالی که پرچم ایران را «بالای همه پرچم‌های دنیا» می‌داند، عملاً یک عملیات نرم‌افزاری برای بازسازی اعتمادبه‌نفس ملی و پیوند نسل‌ها با ریشه‌های تمدنی خود است.

به عبارت دیگر، «اهل ایران» در روزگاری ساخته شده که جنگ تمام نشده، بلکه فقط شکل عوض کرده است. در چنین روزگاری، کنار گذاشتن دوربین و خودکار، یعنی واگذاری میدان روایت به دشمن. این سریال، مصداق عینی «جهاد تبیین» در بستر هنر است.

تاکنون دو قسمت از این مجموعه منتشر شده است. «رستگاری در گاندی» به کارگردانی محسن بهاری و «خون سبز» به کارگردانی علی سرآهنگ.

در پایان باید گفت که سریال «اهل ایران» در بحرانی‌ترین روزهای اخیر تهران، با عزمی جمعی و ساختاری نوآورانه متولد شد. فراتر از یک محصول نمایشی، این مجموعه پاسخی فرهنگی به منطق بمباران و تلاشی برای بازپس‌گیری میدان روایت در جنگ ترکیبی است. در روزگاری که دشمن با موشک، روحیه مردم را هدف گرفته، «اهل ایران» با دوربین و قلم، ثابت می‌کند که سلاح قصه، گاهی از موشک هم مؤثرتر است.