احمد صراف یزد، مستندساز و پژوهشگر، بهعنوان مستندسازی که در حوزه تاریخ فعالیت داشته است، درباره نقش مؤثر مستندساز در ثبت و ضبط وقایع جنگ به سوره سینما [1] گفت: اساساً جنگ چیز خوبی نیست، اما از لحاظ تاریخی، جنگهای مختلفی وجود داشته که جمهوری اسلامی یا به طور کلی ایران، به معنای واقعی درگیر آنها بوده است. درواقع، مستندساز باید به همان «سینما حقیقتی» که به آن باور داریم، پایبند بماند تا بتواند آن را روایت کند؛ یعنی روایتگری باشد برای اتفاقاتی که هرچند کوچک، در آینده بخشی از تاریخ خواهند شد. بخشی از این روند نیز منتهی میشود به دستگاههای اجرایی که میتوانند به مستندسازان کمک کنند تا این رویدادها ثبت شوند.
کارگردان «هزار و یک شب بلدیه» در پاسخ به پرسشی درباره اینکه چرا میراث فرهنگی و بناهای تاریخی در جنگ در معرض تهدید دشمن قرار میگیرند، بیان کرد: به باور من، هنگامی که آثار تاریخی و میراث فرهنگی یک کشور مورد تعرض کشور متخاصم دیگری قرار میگیرد، در واقع تلاشی برای حذف این میراث صورت میگیرد؛ به نوعی، حذف هر بخش از آثار تاریخی و فرهنگی، پاککردن بخشی از تاریخ محسوب میشود. با این حال، هیچگاه با این اقدامات نمیتوان مانع از ثبت و ماندگاری تاریخ شد یا تمدن یک کشور را از بین برد. در جنگهای کشورهای دیگر نیز چنین رویدادهایی دیده میشود. دشمن هرچقدر هم که به چنین میراثی حمله کند، نمیتواند تاریخ یک ملت را پاک کند. به عنوان مثال، اگر دشمن متخاصم به اثری همچون چهلستون آسیب بزند، هرچند بنا صدمه میبیند، اما هویت تمدنی و تاریخیای که آن اثر به مردم بخشیده، از میان نمیرود و لطمهای نمیبیند.
این پژوهشگر درباره ویژگیهای مستند تاریخیِ موفق که بتواند منبعی قابل اعتماد برای تاریخنگاری باشد، گفت: هنگامی که مستندسازی در حوزه تاریخ فعالیت میکند، نخستین و مهمترین اصل آن است که به روایت تاریخیِ باقیمانده وفادار بماند. اگر مستندساز آن را اشتباه روایت کند، عملاً تا همیشه بخشی از تاریخ را تحریف کرده است. مستندسازان باید تاریخ را به درستترین و زیباترین شکل ممکن بازگو کنند؛ درواقع چه مستندساز، چه نقاش یا فعال در هر رشته هنری دیگر، باید تاریخ را همانگونه که هست روایت کند. بنابراین، اهمیت در این است که با زبانی درست و شیوهای اصیل، تاریخی را که به ما رسیده است، بازآفرینی و روایت کنیم. معتقدم این اساس کار هر فیلمساز و هنرمند در هر عرصهای است.
