به گزارش سوره سینما [1]، بر اساس سامانه سمفا از روز ۱۶ اردیبهشت طرح شناورسازی بلیتهای سینما آغاز شد. از همان شانزدهم تا به امروز ۴۳۶,۶۲۵ نفر به سینماها رفته و فروشی نزدیک به ۶۰ میلیارد تومان محقق شده است. در همین بازه زمانی سال گذشته نیز ۱,۹۲۴,۳۶۸ نفر به سینما رفته و نزدیک به ۱۵۰ میلیارد تومان فروش محقق شده بود. عوامل و شرایط دیگری دست به دست هم دادهاند تا هرچند از زمان آغاز طرح افزایش وجود داشته باشد اما باز فاصله معناداری با روزهای نه چندان دور خود داشته باشد.
سازمان سینمایی نخستین بار به شکل رسمی در سال ۱۴۰۱ این سیاست را اعلام کرد.
در سال ۱۴۰۲ قیمتها بین ۲۰ تا ۶۰ هزار تومان شناور شد. هدف اصلی آن بود که افزایش قیمت رسمی بلیت، واکنش منفی کمتری ایجاد کند. در آن مقطع سانسهای صبح و میانی هفته ارزانتر شدند، آخر هفتهها و سانس شب افزایش قیمت داشتند و برخی سینماها اختیار بیشتری برای تعیین قیمت گرفتند. نتیجه اولیه این بود که سالنها در ساعات مرده کمی فعالتر شدند، اما هنوز رفتار مخاطب تغییر جدی نکرد.
در ادامه، سقف قیمتها بالا رفت و در برخی سالنهای مدرن به ۸۰ هزار تومان رسید. در همین دوره بود که منتقدان گفتند: شناورسازی عملاً به اسم تخفیف اجرا میشود اما خروجیاش افزایش میانگین قیمت بلیت است. چون سانسهای محبوب عملاً گرانتر شدند. مخاطب خانواده بیشتر به تعطیلات وابسته است و بخش بزرگی از فروش سینما روی همان سانسهای پیک شکل میگیرد. در نتیجه، مخاطب عادی تخفیف واقعی را کمتر تجربه کرد.
مدل جدیدی که اکنون دوباره بحث آن داغ شده، اختلاف قیمت بسیار بیشتری ایجاد کرده است. بلیت برخی سالنهای مدرن در تعطیلات تا ۱۵۰ هزار تومان هم میرسد. در مقابل برخی سانسهای قبل از ساعت ۱۷ به نوعی انگار نیمبها شدهاند. قبلاً قیمتگذاری تقریباً متمرکز بود. اما حالا سینماها میتوانند براساس منطقه، کیفیت سالن یا میزان تقاضا انعطاف بیشتری داشته باشند. این موضوع برای پردیسهای بزرگ سودآورتر بوده است. اما سینما برای طبقه متوسط گرانتر شد. مهمترین انتقاد همین است. در عمل خانوادهها بیشتر آخر هفته به سینما میروند همان زمانها گرانترین قیمت اعمال میشود. یعنی مخاطب اصلی، عملاً تخفیف را تجربه نمیکند. برای یک خانواده ۴ نفره، هزینه سینما با خوراکی حالا در برخی پردیسها میتواند به نزدیک یک میلیون تومان برسد؛ رقمی که سینما را از «تفریح هفتگی» به «تفریح مناسبتی» تبدیل میکند.
سانسهای ارزان عمدتاً کم طرفدارند و مردم براساس برنامه کاری خود انتخاب میکنند، نه صرفاً قیمت بنابراین انعطاف تقاضا در سینمای ایران محدود است.
اما نکته مهمتر که در ابتدا هم به گونهای به آن اشاره شد این است که مشکل اصلی سینمای ایران فقط قیمت نیست شاید مهمترین نتیجه تجربه سه سال اخیر همین باشد. زمان اکران و مدل قیمتگذاری، تنها بخشی از ماجراست و کیفیت محتوا و میزان توجه عمومی اثر بیشتری بر فروش دارند. فیلمهای پرفروش حتی با بلیت گران هم مخاطب دارند فیلمهای ضعیف حتی با تخفیف هم سالن را پر نمیکنند. درواقع تجربه چند سال اخیر نشان میدهد مشکل اصلی سینمای ایران «قیمت بلیت» نیست؛ بلکه کاهش انگیزه مردم برای سینما رفتن است.
از طرف دیگر بازار سینما به شدت به «امنیت روانی جامعه» وابسته است. در دورههایی که تنشهای منطقهای بالا رفته فضای جنگی یا نا اطمینانی تشدید شده اعتراضات اجتماعی شکل گرفته یا فشار روانی جامعه افزایش یافته رفتار فرهنگی مردم تغییر کرده است. این اتفاقات چند اثر مستقیم داشت؛ مردم تفریح بیرونی را کاهش دادند و در دورههای نا اطمینانی سفر، رستوران، سینما و خرید فرهنگی اولین هزینههایی هستند که حذف میشوند.
شناورسازی بلیت در ایران بیشتر از آنکه یک سیاست توسعهای، یا نسخه مدرن مدیریت اکران باشد، محصول شرایط بحرانی اقتصاد و جامعه است. این طرح تلاش میکند هم افزایش قیمت را پنهانتر کند، هم مخاطب را کامل از دست ندهد و هم سینماها را از ورشکستگی دور نگه دارد. اما تا وقتی قدرت خرید جامعه ترمیم نشود، فضای اجتماعی باثباتتر نشود و اعتماد مخاطب به سینما برنگردد، شناورسازی فقط میتواند «سرعت افت» را کمتر کند، نه اینکه بحران مخاطب سینمای ایران را حل کند.
