- سوره سینما - http://www.sourehcinema.ir -

چرا «بیست و یک» شبیه هیچ سریال جنایی ایرانی نیست؟

Bist-O-Yek1

سوره سینما [1] – محمد تقی‌زاده : این روزها که از تلویزیون و شبکه‌های خانگی هر روز با یک اثر جنایی تازه روبرو می‌شویم، کمتر سریالی پیدا می‌شود که مخاطب را وادار کند فرمول همیشگی «کارآگاه باهوش در برابر قاتل خبیث» را فراموش کند. «بیست و یک» که یکی از جدیدترین سریال‌های پلتفرم فیلم نت است، اما از همان دقیقه اول تلاش می‌کند با ما شطرنج متفاوتی بازی کند.

قاتل نه در انتهای قصه، که در همان سکانس‌های ابتدایی معرفی می‌شود؛ زنی جوان که خودش می‌آید پلیس و می‌گوید: «من چهارده نفر را ربوده‌ام». این حرکت ساده اما هوشمندانه، تمام قواعد یک داستان جنایی معمولی را بر هم می‌زند. معمای اصلی دیگر «قاتل کیست؟» نیست، بلکه «این زن چه می‌خواهد؟» و «چرا پلیس باید حرف او را باور کند؟»

سریال «بیست و یک» هر دوشنبه ساعت ۸ شب از پلتفرم فیلم نت پخش می‌شود.

وقتی قصه از چهارچوب همیشگی بیرون می‌زند

خیلی از منتقدان به درستی اشاره کرده‌اند که نقطه قوت اصلی «بیست و یک» همین وارونه کردن ساختار روایی است. در اغلب آثار پلیسی ایرانی چه آن‌هایی که از تلویزیون پخش شدند و چه آثار شبکه نمایش خانگی ما با یک قتل یا جنایت شروع می‌کنیم، بعد کارآگاه می‌آید، سرنخ می‌چیند و در نهایت قاتل را پیدا می‌کند. اما اینجا خبری از این ماجرا نیست. ما از همان ابتدا با یک قاتل خوداعتراف‌کننده روبرو هستیم. اوست که اطلاعات را قطره‌چکانی به پلیس می‌دهد، اوست که بازی را هدایت می‌کند. این چیدمان باعث می‌شود تماشاگر مدام این سوال را از خود بپرسد: «آیا این زن راست می‌گوید؟ یا دارد نقشه دیگری می‌کشد؟»

این ابهام هوشمندانه، سریال را از یک داستان ساده جنایی به یک تریلر روان‌شناختی تبدیل می‌کند. دیگر خبری از تعقیب و گریزهای فیزیکی و صحنه‌های اکشن تکراری نیست. به جای آن، با یک میز و دو صندلی در اتاق بازجویی روبرو هستیم؛ دو انسان که یکی سوال می‌کند و دیگری جواب می‌دهد، اما همین گفت‌وگوها به اندازه کافی درگیرکننده است، چون هر دیالوگ می‌تواند یک دروغ باشد یا بخشی از یک حقیقت بزرگ‌تر. گفتنی است که برای تماشای این سریال می‌توانید به پلتفرم فیلم نت مراجعه کنید.

Bist-O-Yek2 [2]

آقاخانی در نقشی که منتظرش بودیم

نمی‌شود از این سریال حرف زد و از بازی سعید آقاخانی نگفت. او که سال‌ها با کاراکترهای کمدی و طنز در ذهن ما ثبت شده، در «بیست و یک» که از فیلم نت پخش می‌شود، نشان می‌دهد که می‌تواند در یک نقش کاملاً جدی هم بدرخشد، اما نه از جنس تیپ‌های همیشگی پلیس‌های اخمو و عبوس. سرگرد صدر (نقش آقاخانی) کارآگاهی است که هم ذکاوت و حرفه‌ای‌گری دارد، هم گاهی با یک شوخی خشک و نیش‌دار، دیالوگ‌های بازجویی را از حالت خشک بیرون می‌آورد. این ترکیب هوشمندانه یعنی جدی بودن بدون اغراق، و طنز ملایم بدون شوخی‌های دم دستی ، باعث می‌شود شخصیت او برای مخاطب نه یک پلیس کلیشه‌ای، بلکه یک انسان باورپذیر باشد.

در مقابل او، شادی مختاری در نقش الناز، مجرمی که انگار نه انگار مرتکب جنایت شده، حیرت‌انگیز ظاهر شده. او با آرامش عجیبی اعتراف می‌کند، گاهی لبخند می‌زند، گاهی اذیت می‌شود، اما هرگز ناله و زاری نمی‌کند. این بازی متوازن، شخصیت الناز را تبدیل به یک معمای زنده کرده است. شما مدام از خود می‌پرسید: «این زن قربانی است یا قاتل؟ بیمار روانی است یا قربانی یک فاجعه بزرگ‌تر؟»

سرعت آرام و دیالوگ محوری

«بیست و یک» دارای ویژگی دیگری نیز است، ریتم آرام و گاهی کُند. کارگردان (بهنام بهزادی) که پیش از این در فیلم‌هایی مثل «وارونگی» نشان داده بود به فضای مینیمال و دیالوگ‌محور علاقه دارد، در اینجا هم همان رویکرد را در قالب یک سریال به کار گرفته. اما سریال با فیلم سینمایی فرق دارد. مخاطب سریال انتظار دارد در هر قسمت یک گره باز شود، یک سوال جواب داده شود، یا یک شوک وارد شود. «بیست و یک» که یکی از جدیدترین محصولات فیلم نت است، اما عمداً از این کار پرهیز می‌کند. اطلاعات را کم و با فاصله می‌دهد، فلش‌بک‌های ذهنی شخصیت‌ها را نشان می‌دهد، و گاهی یک قسمت کامل را صرف یک بازجویی مفصل می‌کند.

این رویکرد برای عده‌ای از مخاطبان که به سریال‌های پرشتاب و حادثه‌ای عادت کرده‌اند، می‌تواند خسته‌کننده باشد. اما از زاویه دیگر، همین کندی و جزئی‌نگاری است که به اثر عمق می‌بخشد. «بیست و یک» نمی‌خواهد یک فست‌فود سینمایی باشد؛ می‌خواهد شما پای حرف‌های شخصیت‌ها بنشینید، به چشمانشان نگاه کنید، و خودتان در فضای سنگین و ابری قصه غرق شوید. این انتخاب ریسک‌پذیر است و مطمئناً همه را راضی نمی‌کند، اما برای کسی که به دنبال تجربه‌ای متفاوت و اندیشمندانه است، می‌تواند جذاب باشد.

Bist-O-Yek3 [3]

لکه‌های سفید روی پرده خاکستری

آنچه ممکن است در نگاه اول «خشونت» به نظر برسد، در واقع تلاش کارگردان برای نشان ندادن، بلکه احساس کردن فاجعه است. «بیست و یک» از آن دست آثاری نیست که با جیغ و داد و خون و شلیک، تماشاگر را تحت تأثیر قرار دهد؛ برعکس، خشونت در این سریال بیشتر روانی و نفس‌گیر است همان حبس شدن در یک کمد تاریک، همان خفه شدن در سکوت. بله، این صحنه‌ها برای مخاطب حساس ممکن است آزاردهنده باشد، اما نکته اینجاست که آزاردهندگی هدف نیست، وسیله است. کارگردان نمی‌خواهد از خشونت لذت ببرد، می‌خواهد شما درک کنید قربانی چه کشیده است. اگر تا حالا از سریال‌های جنایی سطحی خسته شده‌اید که خشونت را به یک اکسسوار تبدیل کرده‌اند، «بیست و یک» با همین تلخی‌هایش به شما احترام می‌گذارد: چون فرض را بر این می‌گیرد که شما می‌توانید وزن واقعی یک فاجعه را تحمل کنید.»نکته دیگر، میزان خشونت و صحنه‌های آزاردهنده است. اگر جزو تماشاگرانی هستید که از دیدن صحنه‌های خفگی، حبس و شکنجه روانی فراری‌اید، باید بگویم «بیست و یک» گاهی این مرز را کمی فشار می‌دهد. کارگردان برای نشان دادن عمق فاجعه، از تصاویر تلخ و بی‌پرده استفاده می‌کند؛ تلخی که البته در خدمت روایت است، اما ممکن است برای برخی مخاطبان دل‌زدگی ایجاد کند.

در نهایت؛ ببینیم یا نبینیم؟

«بیست و یک» که هر دوشنبه از فیلم نت پخش می‌شود. آن سریالی نیست که در هر قسمت یک غافلگیری بزرگ داشته باشد یا شما را تا صبح پای صفحه نمایش میخکوب کند. اما سریالی است که ذهن را درگیر می‌کند، شما را وادار می‌کند حدس بزنید، شک کنید، و مدام بین «قاتل» و «قربانی» مردد شوید. اگر از سریال‌های پلیسی کلاسیک خسته شده‌اید و دوست دارید ببینید وقتی معمای اصلی از همان ابتدا حل شده باشد (قاتل مشخص است) چطور می‌شود باز هم تنش و تعلیق ایجاد کرد، این کار را به شما توصیه می‌کنم.

بازی آقاخانی، معمای مرموز الناز، و فضای خاکستری و بی‌قهرمان قصه، سه دلیلی هستند که ارزش یک بار دیدن را دارند. فقط صبور باشید؛ قرار نیست همه چیز در قسمت اول یا دوم لو برود. در عوض، قرار است لذت ببرید از این که خودتان بخشی از ماجرا شوید و مدام فکر کنید: «اگر من جای آن کارآگاه بودم، حرف این زن را باور می‌کردم؟»

سریال هنوز تمام نشده (تا این لحظه شش قسمت پخش شده) و نمی‌توان قضاوت نهایی را کرد. اما تا اینجا، «بیست و یک» نشان داده که جسارت حرف تازه‌ای در ژانر جنایی ایران دارد. حالا بماند که آیا در ادامه می‌تواند این حرف را درست و کامل بزند یا نه. تماشا کردنش، حداقل، یک قمار جذاب است.