به گزارش سوره سینما [1] به نقل از روابط عمومی خانه سینما، رامتین شهبازی دبیر نهمین جشن کتاب سال سینمای ایران در ابتدای این نشست، گفت: ناداستان دارای زیست دوگانه است و ریشه در مطبوعات دارد. این موضوع بعدها وارد حوزه کتاب شد و درباره آن زوایای مختلفی وجود دارد. اینکه ناداستان چیست و چه گونههایی دارد مشخص است اما برخی از آنها دارای ابعاد دیگری است. برای مثال اینکه میتوان تاریخ سینما را ناداستان به حساب آورد یا خیر موضوعی است که میتواند مورد بررسی قرار گیرد.
تاریخ از دریچه روایت شکل میگیرد
شهبازی ادامه داد: آن چیزی که ما از تاریخ در نظر میگیریم، بر پایه سند است؛ اما خود سند نیز روایت خودش را بر ما تحمیل میکند. هر جایی که شخص در آن حضور دارد و ذهن خود را به رویت تحمیل میکند، در حیطه ناداستان قرار میگیرد.
روایت، عنصر جداییناپذیر تاریخ سینما
در ادامه این نشست هوشنگ گلمکانی منتقد سینما نیز گفت: به یاد ندارم که تا به حال عنوان «ناداستان» در خصوص کتابهای سینمایی به کار رفته باشد.
طرح بحث در خصوص ناداستان من را به یاد عنوان نابازیگر میاندازد؛ اصطلاحی که پس از انقلاب به کار برده شد. داستان به معنای قالب ادبی در بردارنده یک ماجرا است و نتیجه گیری، تخیل و تفسیر نویسنده نیز در آن جاری است. اما ناداستان در کتابهای سینمایی به گونهای است که انگار ماجراهایی را در قالبهای مختلف شرح میدهد. کتابهای سینمایی به دلیل اینکه از ویژگیهای کتابهای داستانی برخوردار نیستند، عنوان ناداستان به آمها اطلاق میشود.
وی خاطرنشان کرد: بنابر باور برخی کارشناسان فیلم مستند نیز به دلیل دارا بودن رویکرد سازنده اثر دارای عنصر داستان است. حتی تاریخهای سینما نیز دارای داستان هستند. برای مثال، در برخی از تاریخهای سینما با روایتهایی مواجه هستیم که تحلیل شخصی نویسنده را نیز دربردارند و بر اساس شرح داستان سینما، تحلیل اتفاق میافتد.
این منتقد در خصوص وجود ناداستان در کتب سینمایی نیز، گفت: در کتابهای تاریخ سینما چارهای به جز بیان داستان وجود ندارد. وقتی به کتابهای مرحوم مهرابی و یوسفینژاد مراجعه کردم به این نتیجه رسیدم که بیشتر کتابهای سینمایی ما در واقع ناداستان هستند. حتی از نظر من فیلمنامه نیز با وجود اینکه داستانی را روایت میکند، اما در گستره ناداستان قرار میگیرد چراکه فاقد ویژگیهای داستان ادبی هستند.
گلمکانی افزود: بر اساس آماری که تا سال ۱۳۹۴ در دست است، ۲۸۷۰ عنوان کتاب سینمایی منتشر شده که از این تعداد، ۹۲۰ عنوان فیلمنامه هستند. تاریخ سینما، زندگینامهها، گفتوگوها، همه در زمره همین آثار نقلخاطرهگونه قرار میگیرند. پدیده تاریخ شفاهی که پیشتر نیز در جهان وجود داشت، پس از انقلاب در ایران رونق بیشتری گرفت. به عقیده من گفتوگوی تروفو با هیچکاک نیز که حاوی نکات تحلیلی و آموزشی میباشد را هم میتوان در زمره آثار ناداستان به حساب آورد. در گفتوگوهای عموما مرزهای ناپیدایی میان داستان و ناداستان به چشم میخورد.
وقتی نویسنده به بخشی از روایت تبدیل میشود
وی با بیان اینکه آقای محمودی نقش مؤثری در شکلگیری «کتاب تنگنا» داشتند، بیان داشت: حتی عنوان کتاب تنگنا نیز پیشنهاد ایشان بود. من ابتدا با این عنوان موافق نبودم و فکر میکردم اضافه است، اما بعد دیدم چقدر مناسب است؛ حتی تقسیمبندی فصلها نیز بر همین اساس شکل گرفت، مانند گزارش تنگنا، لوکیشنهای تنگنا و مواردی از این دست. برای بررسی وضعیت لوکیشنهای فیلم تنگنا در آن سالها، به همراه زندهیاد جمشید الوندی به آنجا سفر کردیم.
گلمکانی در خصوص کتاب تنگنا به عنوان گونهای از ناداستان بیان کرد: «کتاب تنگنا» صرفاً گفتوگو با سعید راد نیست؛ بیشترین بخش آن جنبه داستانی مربوط به خود من است. در ابتدا قصد داشتم تنها مقدمهای در حدود چهار یا پنج صفحه بنویسم که چگونگی ساخت فیلم را شرح دهد، اما هرچه پیش رفتم دیدم آنقدر این مسیر برایم عاشقانه است که نمیتوانم آن را کوتاه کنم؛ شرح عاشقی خودم نیز در آن نهفته بود.
ناداستان سینمایی بر شانههای روایت ایستاده است
در ادامه این نشست علیرضا محمودی با اشاره به کتابهای «تنگنا» و «گفتوگوهای کمرون کرو با بیلی وایلدر» به عنوان نمونههای ناداستان گفت: چنین آثاری دو مشخصه اصلی و کلیدی دارند که آن گفتوگو است. هر دو این آثار متکی بر گفتوگو هستند و درباره جریانهای منتهی به تولید فیلمها صحبت کرده و روایتهایی را عرضه میکنند. در حالی که داستان به حساب نمیآیند اما از نقطه نظر دیگر دارای داستان هم هستند و میتوان برای آنها نقاط اوجی را متصور بود.
محمودی بیان کرد: روایت سعید راد در این کتاب از تولید فیلم «تنگنا» یک داستان است. برای مثال، متوجه میشویم که یک بازیگر چگونه توسط یک کارگردان انتخاب شده و وارد چرخه تولید میشود. برای پرداختن به ناداستانهای سینمایی به کتاب مرحوم اصغر یوسفینژاد و مسعود مهرابی مراجعه کردم. متوجه شدم بسیاری از کتابهای انتقادی دارای ساختار روایی بوده و در مقابل بسیاری از کتابهای روایی سودای طرح نقد دارند.
این کارشناس سینما یادآور شد: در کتابهای افرادی نظیر زاون قوکاسیان و غلام حیدری با ساختاری انتقادی مواجه هستیم. اگر فرض کنیم تا کنون چهار هزار کتاب سینمایی در ایران منتشر شده باشد، متوجه میشویم بیشترین کتاب در ارتباط با شخصیت چارلی چاپلین است.
محمودی با اشاره به کتابی درباره رضا صفایی، گفت: کتابی که از آقای رضا صفایی منتشر شده، متأسفانه بسیار خالی و بیمحتواست، در حالیکه ساختار گفتوگوی ما دقیقاً بر اساس همان کتاب پیش میرفت. ایشان ذهنی بسیار روشن و شفاف داشت و آدمی بسیار منظم بود؛ یکی از دوستانم میگفت ساعت ۹ صبح به او زنگ زده و او فوراً آماده گفتوگو بوده است.
خاطرات شخصی؛ بخشی از تاریخ سینما
وی ادامه داد: آقای صفایی سالها همسایهی کیانوش عیاری بود و مدیر ساختمان محسوب میشد. پیش از آن دوره، وضعیت ساختمان چندان مطلوب نبود، اما با مدیریت او ساختمان کاملاً سروسامان گرفت. آقای عیاری بعدها متوجه شده بود که این فرد، کارگردانی با بیش از پنجاه فیلم در کارنامه بوده است.
این کارشناس سینما خاطرنشان کرد: ما با روایت شخصی افراد کاری نداریم؛ اهمیت در این است که خودِ آن شخص چه میگوید. ما نباید وارد زاویه دید افراد شویم، اما میتوانیم پانویس، مقدمه یا مطلبی درباره آن گفتوگو بنویسیم و آن را ضمیمه کنیم. مثالی که دقیقاً همین موضوع را نشان میدهد، گفتوگوی معروف مجله کایه دو سینما با روبر برسون است که ژانلوک گدار نیز در آن حضور دارد. در انتهای گفتوگو از او میپرسند اخیراً چه فیلمی دیدهای؛ او پاسخ میدهد که اصلاً به سینما نمیروم. اما پانویس ویراستار میگوید: دروغ میگوید ما او را در سینما دیدهایم.
وی بیان کرد: ذهن انسان، چه در دوران جوانی و تازگی خود و چه در دوران کهنسالی، هرگز نمیتواند رویدادها را مانند دستگاهی ضبط کند و بیکموکاست بازگو نماید. هرکس نسبت به موضوع، زاویه دید و موضع خاص خود را دارد. مثلاً وقتی کسی میگوید فیلمی پرفروش بوده، باید بررسی کرد منظور دقیق او از پرفروشبودن چیست. در آن دوره، برخی تهیهکنندگان با سرمایهای اندک فیلمی میساختند، از فروش آن سود کمی بهدست میآوردند و دوباره سرمایهگذاری میکردند؛ در حالیکه این را «پرفروش» میخواندند، در حالیکه واقعیت آن این بوده که صرفاً ورشکسته نشده بودند.
محمودی با اشاره به نقش خاطرات سینمایی به عنوان ناداستان ابراز داشت: مثال دیگری هم دارم: از آقای کامران قدکچیان که در فیلمی دستیار علی حاتمی بود پرسیدم که آنجا چهکار میکردی؛ گفت وظیفه من همراهی یکی از بازیگران شناخته شده بود، لباسهایش را میبردم و میآوردم. این خاطره ممکن است بیاهمیت بهنظر برسد، اما مسیر شکلگیری یک حرفه را نشان میدهد.در نهایت، هر کسی که بخواهد ادعایی سینمایی را بررسی کند، تنها سه ابزار در اختیار دارد: مطبوعات، اسناد و نظر مورخان و لازم است به این مسئله توجه شود.
در انتها کارشناسان به پرسشهای حاضرین در این نشست پاسخ دادند.
