به گزارش سوره سینما [1] به نقل از روابط عمومی خانه سینما، نشست تخصصی «اودیسه» ساخته کریستوفر نولان عصر روز گذشته چهارشنبه چهارم شهریور با حضور بهمن نامور مطلق، اسطورهشناس و استاد دانشگاه شهید بهشتی و شهرام مکری، کارگردان و مدرس سینما در خانه سینما برگزار شد.
در ابتدای این برنامه همایون اسعدیان مدیرعامل خانه سینما، گفت: امروز دومین نشست مشترک خانه سینما و انجمن علمی هنر و ادبیات تطبیقی ایران برگزار می شود. خوشحالیم حرکتی آغاز شده است تا به جای نمایش و نقد عادی فیلمها، از منظر جامعهشناسی و نشانهشناسی و به شکلی عمیقتر به بررسی فیلمها بپردازیم.
وی افزود: از دکتر نامور مطلق که بانی این اتفاق بودهاند، سپاسگزارم. همچنین از شهرام مکری بسیار تشکر میکنم که امشب در کنار ما حضور دارد. صحبت درباره فیلمسازی همچون نولان، کار نسل من نیست و نیازمند نگاه مدرن نسل تازه در سینما است.
اسعدیان در پایان ابراز امیدواری کرد که برگزاری این مجموعه نشستها تداوم داشته باشد.
در ادامه این نشست میثم یزدی، دبیر علمی این برنامه گفت: خوشحالیم که مجموعه نشستهای «امکان گفتوگومندی در سینمای ایران» با فیلم «باشو، غریبه کوچک» آغاز شد و اکنون به جلسه دوم رسیده است.
وی ادامه داد: تصمیم داریم هر ماه یک فیلم جهانی و یک فیلم ایرانی را از منظر تخصصی و با تأکید بر مفهوم گفتوگومندی مورد بررسی قرار دهیم و تلاش میکنیم این حرکت تداوم داشته باشد.
یزدی همچنین از زحمات شبانهروزی خانمها سپیده حیدرآبادی و نازنین روغنی مدیران روابط عمومی خانه سینما و انجمن هنر و ادبیات تطبیقی، قدردانی کرد.
گفتوگومندی و ضرورت شنیدن صداهای گوناگون
میثم یزدی همچنین بیان داشت: گفتوگومندی طرحی از میخائیل باختین است که با مفاهیم چندصدایی ادامه پیدا میکند. باید دید معنا ملک کیست و آیا تنها یک معنا میتواند حاکم باشد یا نیاز به شنیدن صداهای گوناگون وجود دارد. سؤال این است که نولان چرا بعد از «اوپنهایمر» به سراغ «اودیسه» رفته است. در فیلمهای نولان با فردی مواجه هستیم که گویی مختصات زندگی خود را گم کرده است. این فیلم در سالی ساخته شده است که جنگهای فراوانی در جریان است و باید علت آن را جویا شد. نقدهای فراوانی به اثر وارد است؛ برای مثال برخی از موارد مربوط به متن اصلی منبع اثر، در این فیلم نادیده گرفته شده است.
«اودیسه»؛ اثری برای خوانشهای اسطورهشناختی، روایتشناختی و معناشناختی
در ادامه،بهمن نامور مطلق گفت: فیلمی مانند «اودیسه» را میتوان با رویکردهای مختلف مورد مطالعه قرار داد. این اثر است که به ما میگوید باید به سراغ کدام رویکرد برای رمزگشایی آن رفت. به دلیل طبیعت این اثر، رویکرد اسطورهشناسی، به ویژه ترکیبی از اسطورهشناسی، روایتشناسی و معناشناسی، میتواند این اثر را رمزگشایی کند.
وی افزود: تلاش میکنم از اسطورهشناسی به سمت سینما حرکت کنم. در سال ۱۹۵۴ فیلم دیگری بر مبنای «اودیسه» ساخته شده است که سرشت متفاوتی دارد و باید با رویکردی دیگر بررسی شود. اثر جاودانه هومر، اثری اقتباسپذیر است و میتوان تاریخ سینما را با این فیلم مورد بررسی قرار داد. تقریباً از بدو اختراع سینما، هر چند سال یکبار شاهد اقتباسی از این اثر هومر هستیم.
سرنوشت انسان غربی در «اودیسه»
نامور مطلق ادامه داد: سرنوشت انسان غربی را میتوان در «اودیسه» به تماشا نشست و این موضوع در فیلمی دیگر و در ارتباط با این متن حماسی که محصول سال ۲۰۰۱ است نیز نمود دارد. در واقع، اسطوره حمایتگر تاریخ و زندگی انسانها است. کار بر روی «اودیسه» در واقع محک زدن خود است و گویی فرد خود را برای دیگران عیان میکند.
وی بیان کرد: این اثر به قدری بزرگ، معنادار و چندوجهی است که میتوان خوانشهای متفاوتی از آن داشت و این خوانشها میتواند در ارتباط با سرشت فیلمساز باشد. افلاطون میگوید هومر معلم همه یونانیان است؛ همچون فردوسی در فرهنگ ایرانی.
این اسطورهشناس با اشاره به ظرفیتهای ادبیات ایران برای اقتباس سینمایی گفت: متأسفانه ما در ایران از آثار خود چنین اقتباسهایی را صورت نمیدهیم. برای مثال، «گرشاسبنامه» بسیار به طبیعت «اودیسه» نزدیک است و نسبت به آن بیتوجه بودهایم، در صورتی که بر روی آثار غربی فعالیتهای بسیار خوبی صورت میگیرد.
چالشهای اقتباس از «اودیسه»
نامور مطلق ادامه داد: اقتباس از «اودیسه» با چالشهای جدی مواجه است، چراکه باید یک اثر روایی تبدیل به اثری دراماتیک شود و کلام به صورت تصویر درآید. برداشتهای مختلفی درباره اقتباس وجود دارد و از نظر فرهنگی نیز این برداشتها متفاوت است. اقتباس یا آداپتاسیون یعنی منطبق کردن اثر با شرایط روز. از جمله نقدهایی که به نولان میشود، ریشه در همین موضوع دارد. در واقع نولان به سراغ تقلید از متن اصلی نرفته است و این موضوع محل مناقشه میان منتقدان است.
«اودیسه» در ادبیات و سینما
نامور مطلق اظهار کرد: جیمز جویس در ادبیات، «اولیس» را مطابق با «اودیسه» نوشته است و اریک امانوئل اشمیت و میلان کوندرا نیز به سراغ این اثر رفتهاند. تاکنون صدها محصول از «اودیسه» اقتباس شدهاند.
وی افزود: ژرار ژنت میان داستان و روایت تفکیک قائل میشود. زیبایی کار انسان در نحوه نقل و روایتپردازی است. در «اودیسه» با یک داستان در مقطع زمانی دهساله مواجه هستیم. پیشمتن این اثر سینمایی دارای دوازده هزار بیت است و نولان این حماسه دهساله را در بازهای کمتر از سه ساعت خلاصه کرده است که کاری بسیار خارقالعاده و بزرگ به حساب میآید.
این استاد دانشگاه یادآور شد: در «اودیسه» چینش داستانی دارای اهمیت است و معنا در همین فرایند خلق میشود. داستان «اودیسه» هومر از پانتئون شروع میشود، اما نولان روایت خود را از کالیپسو آغاز میکند. معنا در تغییر و تمایز است که خود را نشان میدهد و نولان نیز پیشمتن هومری را تغییر میدهد.
وی ادامه داد: نولان در واقع نقش بسیاری از خدایان را در این فیلم حذف کرده است. همچنین مکانهایی را در فیلم خود نسبت به متن مرجع تقلیل داده و کم کرده است. در مواردی مانند مواجهه با آگاممنون نیز شاهد مفهوم جابهجایی هستیم.
نامور مطلق افزود: نقش آتنا نیز به عنوان یکی از قدرتمندترین خدایان و الهه خرد و جنگ، کاملاً تلطیف شده است و نقش آن تغییر پیدا کرده و نوعی خوانش و معنای جدید ایجاد شده است. نولان در برخی موارد، مانند تأکید بر اسب چوبی که البته بیشتر در «ایلیاد» به آن پرداخته شده است، در اثر خود با تأکید مواجه است.
نامور مطلق بیان داشت: اگر نولان یک متخصص اسطورهشناس در کنار خود داشت، شاید در ارتباط با معنا، نتیجه متفاوتی حاصل میشد. هرچند او با خلاقیت خود در برخی موارد حتی بهتر از هومر ظاهر شده است. در «اودیسه»، هومر این داستان را خود نساخته است، بلکه به آن نظم داده است و به همین دلیل، دست بردن در آن باید با تبحر همراه باشد و پیش از هر چیز باید با رمزگان اصلی آن آشنا باشیم.
در ادامه این نشست، شهرام مکری، نویسنده، کارگردان و مدرس سینما، گفت: هر زمان که خبر ساخت فیلمی از نولان منتشر میشود، هیجان زیادی در میان سینمادوستان به وجود میآید. نولان به ما فرصت میدهد که بحث درباره سینما شکل بگیرد؛ چراکه آثار او موافقان و مخالفان زیادی دارد. آندره بازن میگفت همانقدر که فیلم میبینیم، باید درباره آنها صحبت کنیم. نولان یکی از آن شمایلهایی است که میتواند در این خصوص شهره باشد.
وی ادامه داد: مهمترین روندی که نولان در «اودیسه» به آن اشاره میکند، سفر فردی است که با مسئله حافظه، پیری و وجدان درگیر است. با اینکه این فیلم درباره سفر به خانه است، اما گویی با بهانههایی در خصوص نرسیدن همراه است.
نولان؛ کارگردان مهم یا صنعتگر مؤلف؟
مکری در ادامه با طرح این پرسش که آیا نولان کارگردان مهمی است یا خیر، گفت: جیمز کامرون، اسپیلبرگ و نولان سه فیلمساز پرفروش در تاریخ سینما هستند، اما باید دید او تا چه اندازه به عنوان آرتیست مطرح است؟ مفهوم «مولف صنعتگر» از سال ۱۹۹۰ وارد سینما شد و باید در خصوص نولان به این مفهوم توجه کنیم. کارگردانهای مؤلف، افرادی هستند که در میزانسن، مونتاژ و دکوپاژ، مسیری مشخص را طی میکنند و سخت است نولان را در این دسته قرار دهیم.
وی افزود: زمانی که ایده مؤلف مطرح میشود، این سؤال به وجود میآید که چه کسانی در مقابل آنها هستند؟ پاسخ را باید در افرادی جستوجو کرد که به تکنیک کارگردانی مسلط هستند.
این کارگردان ادامه داد: زمانی که با سینمای نئوکلاسیک مواجه هستیم، منتقدی همچون تیموتی کوریگان میگوید ما با مؤلفانی مواجهایم که صنعتگر هستند. این موضوع آن زمان چندان مورد توجه قرار نگرفت، اما زمانی که نولان «شوالیه تاریکی» را میسازد، این ایده دوباره در کانون توجه قرار میگیرد. نولان بعد از «بیخوابی» قصد داشته تا «اودیسه» را کارگردانی کند. با این وجود و در شرایط فعلی، «اودیسه» برای نولان در حکم بازگشت دوباره است.
احیای ایده «مؤلف صنعتگر» با نولان
مکری با بیان اینکه ایده مؤلف صنعتگر با نولان در نقد فیلم زنده شد، بیان داشت: او ترکیبی به وجود آورد میان ویژگی سینمای هنری و آن چیزی که در فیلمهای بلاکباستر هالیوودی به چشم میخورد. نولان زمانی که میخواسته «بتمن» را کار کند، از المانهای این روایت نظیر گاتهام بیخبر بوده است و در مقابل، برای او مسئله هویت دارای اهمیت بوده است.
وی ادامه داد: زمانی که فیلمهای «بتمن» را نگاه میکنیم، میتوانیم شاهد نشانهای از گرایش سیاسی باشیم. برای مثال، «بتمن به پا میخیزد»، «اوپنهایمر» و «اودیسه» هر یک به مسائل دوران و زمانه خود رجاع میدهند. نولان در فیلمهای خود به سراغ ایدههای سینمای هنری در دل سینمای صنعتی میرود.
ابعاد تولید و تأثیر آن بر شیوه کارگردانی نولان
مکری با بیان اینکه نولان فیلمسازی است که ابعاد لوکیشن در شیوه کارگردانی او اثرگذار است، گفت: این فیلمساز در «اودیسه» اسبی یازده متری ساخته است و عوامل فیلمبرداری درون آن قرار گرفتهاند. نولان بودجهای ۲۵۰ میلیون دلاری در اختیار داشته است و این موضوع دارای اهمیت است.
وی ادامه داد: درونمایه بنیادی آثار نولان دارای مفهوم بیثباتی هویت است. در فیلم با سفری مواجه هستیم که پیش از هر چیز به نظر میرسد یک سفر جغرافیایی باشد. او این سفر را به یک سفر زمانی و هویتی تبدیل میکند. مسئله «اودیسه» نولان این است که او خود را شایسته بازگشت به خانه نمیداند و این موضوع بیش از هر چیز، یک سفر ذهنی است.
کارگردان «ماهی و گربه» همچنین بیان کرد: نولان و برادر او روی ساختارهای غیر خطی بسیار کار کردهاند و به آن مشهور هستند.
مکری ادامه داد: تمرکز بر پروسه تولید فیلم در آثار نولان نیز مورد مهم دیگر است. آماری در خصوص نقدهای اولیه فیلمهای نولان وجود دارد. برای مثال، در بیست نقد اول، در ۱۸ مورد نام نولان در سه خط اول آمده است. نولان یکی از مشهورترین کارگردانهایی است که اسم او همواره در نقدها مورد اشاره قرار میگیرد.
وی افزود: او به تدریج مواردی نظیر ابهام و سینمای تکنیکال پشت دوربین را وارد فیلمهای خود کرد. او میگوید الهام برای من زمانی ثمربخش است که خود جواب آن را بدانم و مخاطب از آن آگاه نباشد. این ایده، فیلمهای او را پیچیدهتر میکند. البته تماشاگران نیز علاقه دارند جهان فیلمهای او را پیچیدهتر از مقصود نولان در نظر بگیرند تا درباره آن بحث کنند.
مکری ادامه داد: موضوع دیگر این است که در حال حاضر محصول تا چه اندازه قابل تقلید و کپی کردن است. ایلان ماسک گفته میخواهد این فیلم را با هوش مصنوعی بسازد و این شدنی است؛ برای همین نولان بر پروسه تولید فیلم تأکید میکند.
مکری در ادامه بیان داشت: بریتانیایی بودن نولان جالب است. یکی از برادران او به علت قتل فراری است و برادر دیگر او سریالهای جالبی مینویسد و آنها خانوادهای ثروتمند هستند. نولان همچنین متهم است که فیلمهای او آثار مردانهای هستند و در گذشته نیز شاهد دوگانه «باربی» و «اوپنهایمر» بودیم. زنها در فیلمهای نولان، در دنیای مردانه هویت خود را تعریف میکنند. حافظه، زمان، تروما و ایدههای سینمای نوآر در فیلمهای او قابل مشاهده است.
وی ادامه داد: سه کارگردان، شروعکننده ایدهای در سینمای هالیوود هستند که «سینمای کلاسیک تشدیدشده» نام دارند. یکی پل گرینگرس است، دیگری تونی اسکات و دیگری کریستوفر نولان.
مکری افزود: در بحث مربوط به اندازه نما در سینمای قبلی، یعنی سینمای کلاسیک و نئوکلاسیک، با یک آدابی مواجه هستیم؛ مثلاً از نمای معرف به نمای متوسط و بسته میرسیم. اما در سینمای کلاسیک تشدید شده، این موضوع حتی خود را به تنوع اندازه نما به صورت ناگهانی میدهد و چنین مواردی در مورد استفاده و کاربرد لنزها نیز صادق است و خبری از استفاده به صورت پلکانی نیست و لنزها کاربرد دو قطبی دارند. نولان اندازه نماهای متفاوت و لنزهای متفاوتی را به یکدیگر کات میزند.
دوربین ناآرام در سینمای نولان
این کارگردان و مدرس سینما گفت: دوربین در فیلمهای نولان ناآرام بوده و مدام در حال فعالیت است. این حرکت فعال دوربین در مقابل حرکت دوربین در سینمای کلاسیک قرار میگیرد.
وی افزود: ضمن اینکه در آثار این فیلمساز با ایدهای به نام کاتهای سریع مواجه هستیم. در سینمای کلاسیک با ریتم کنترلشده مواجهایم، اما در فیلمهای نولان با هیجانی مواجه هستیم که ریشه در استفاده از انواع پلانها در جغرافیای فیلم دارد.
مکری بیان داشت: برای پوشش دادن یک صحنه در سینمای کلاسیک تنها چند نما کافی است، اما سینمای نولان رویکرد دیگری دارد و حتی برشها نیز نامرئی به نظر نمیرسند و میتوانند کاملاً دیده شوند.
وی با بیان اینکه نولان به فیلمهای ترسناک و هیولایی نیز تعلق خاطر دار، بیان داشت: در این فیلم خدایان را می توان به مثابه چنین مواردی در نظر گرفت و تفسیر دیگری ارائه داد.
این فیلمساز در پایان بیان داشت: نباید فراموش کرد که اودیسه در حال حاضر پرفروشترین فیلم سینما است و نولان یکی از سه سینماگر پرمخاطب در سینما به شمار میرود. بنابراین حتما ارتباطی میان فیلمهای او و مخاطب وجود دارد و به همین دلیل آثار او در ذهن تماشاگران تداوم پیدا میکند.
