<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سوره سینما &#187; تابستان همان سال</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D9%84" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Jun 2026 11:40:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>محمود کلاری به داد سینمای ملودرام خواهد رسید؟</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=174315</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=174315#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 08 Sep 2025 07:53:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[آدم فروش]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان همان سال]]></category>
		<category><![CDATA[علی اوجی]]></category>
		<category><![CDATA[محمود کلاری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=174315</guid>
		<description><![CDATA[<p>فیلم «آدم‌ فروش» که در جشنواره فیلم فجر با نام «تابستان همان سال» به نمایش درآمد، بعد از دو سال وارد چرخه اکران عمومی شده است؛ این فیلم چه جایگاهی در جریان سینمای ملودرام ایران دارد و چگونه در حال اکران است؟</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=174315">محمود کلاری به داد سینمای ملودرام خواهد رسید؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a>، فیلم پربازیگر «آدم فروش» بخشی از زندگی و کودکی محمود کلاری کارگردان اثر را به زبان ملودرام روایت می‌کند. در این گزارش به جایگاه این سینما در ایران و تاثیر «آدم‌فروش» در تثبیت و تحکیم ملودرام‌ها خواهیم پرداخت.</p>
<p>تغییر نام فیلم «تابستان همان سال» به «آدم فروش» از جمله سوالات مهمی است که به قول معروف مخاطب اندر خم آن می‌ماند. چرا باید نامی که نمایان‌گر نوعی لطافت و عطوفت شاعرانه است با اسم فیلم‌های شونه تخم مرغی تعویض شود؟ چرا نامی که می‌تواند به خودی خود تداعی‌کننده میل به گذشته و نوستالژی باشد و از همان ابتدای امر نسبت فیلم را با بیننده مشخص کند، باید به یک اسم دو بخشی و سطحی که ارتباطی با هسته اصلی فیلم ندارد، تغییر کند؟ در ادامه گزارش سعی خواهیم کرد به این سوالات پاسخ دهیم.</p>
<p><strong>چرا سینمای ایران به ملودرام نیاز دارد؟</strong></p>
<p>از کشوری که مهد شعر و ادبیات است، انتظاری جز بهره‌مندی از عواطف و احساسات در زبان سینمایش نمی‌رود. ملودرام‌های غالباً با همین موتیف‌ها سر و کار دارند. با بیان احساس و هر آن چیزی که در دل وجود دارد. نمی‌توان فیلم‌های سینمای ایران را دوره کرد و از صدای راوی فیلم «لیلا» دم نزد. صدایی که توسط شخصیت اصلی فیلم یعنی لیلا به گوش می‌رسید. نمی‌توان از تاریخ هنر این مدیوم گفت و از دیالوگ‌های بی‌آلایش و شعرگونه «مادر» یاد نکرد. یا از خستگی و خون در کارهای کیمیایی. همین گزارشی که در حال حاضر مشغول به خواندن آن هستند، با گفتن و ذکر نام‌ها و اسم‌های مذکور بدون مکث به پیش‌روی خود ادامه داده و سعی در تکمیل کردن جملاتش دارد. چرا که ایماژ و تصاویری که از آثار ملودرام در ذهن مانده، احساسات مخاطب و نگارنده را برمی‌انگیزد. زبان ملودرام در سینمای ایران دست‌مایه خوبی برای گفتمان‌های متفاوت است. گفتمان‌های سیاسی، اخلاقی و حتی دینی و معنوی. فیلم «یک تکه نان» اثر کمال تبریزی یا «تولد یک پروانه» اثر مجتبی راعی از نمونه‌های مثال‌زدنی در این باب هستند. اگر فیلم‌ساز و هنرمند به درستی منطق استفاده از ملودرام را در کار خود تشخیص دهد، می‌تواند ارتباط خوبی با مخاطب اثرش بگیرد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/09/Adam-Foroosh2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-174317" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/09/Adam-Foroosh2.jpg" alt="Adam-Foroosh2" width="1280" height="853" /></a></p>
<p><strong>ملودرام‌ها در رقابت با کمدی‌ها</strong></p>
<p>در سه الی چهار دهه گذشته، ملودرام‌ها رقابتی تنگانگ با کمدی‌ها داشتند. این رقابت صرفا در گیشه و فروش بلیت خلاصه نمی‌شود. اغلب فیلم‌های ملودرام ظرفیت بیشتری برای به جا ماندن در ذهن مخاطبان داشته و دارند. برخی از آن‌ها در جامعه سینما و مخاطب عام تبدیل به فیلم کالت شدند. «نفس عمیق»، «شب‌های روشن»، «پله آخر»، «چیزهایی هست که نمی‌دانی»، «درخت گلابی»، «کلاس هنرپیشگی»، «لیلا»، «هامون» و الخ. این آثار ورای بحث اقتصادی به کانون هنر در سینمای ایران ارزش بخشیدند. برخی از آن‌ها با اقتباس از آثار ادبی و رمان‌های شناخته شده اعتبار مضاعف برای مدیوم تصویر به وجود آوردند. البته این امر به ضعف آن‌ها در فروش مربوط نمی‌شود. سال ۱۳۸۰ بهرام بیضایی با فیلم «سگ‌کشی» با فروشی معادل ۳۳۰ میلیون تومان پرفروش‌ترین فیلم سال را ساخت. از طرفی این فیلم بسیار مورد توجه جشنواره فیلم فجر قرار گرفت. در مثالی دیگر می‌توان به فیلم‌های «دو زن» ساخته تهمینه میلانی و «جدایی نادر از سیمین» ساخته اصغر فرهادی اشاره کرد. این دو اثر به ترتیب در سال‌های ۱۳۷۷ و ۱۳۸۹ اکران شدند. اثر تهمینه میلانی توانست در گیشه وقت فروشی نزدیک به ۳۲۰ میلیون تومان داشته باشد. در آن سمت ماجرا فیلم فرهادی در اواخر دهه هشتاد هم در داخل و هم در خارج فروش قابل توجهی داشت. «جدایی نادر از سیمین» در داخل کشور بیش از ۳ میلیارد و در خارج از کشور ۱۹ میلیارد دلار فروخت. این فیلم در خارج از کشور همچنان مورد توجه است. در همین اواخر یکی از بزرگ‌ترین سالن‌های بولونیا در فضایی باز میزبان فیلم فرهادی بود. در آن شب نزدیک به ۵۰۰۰ مخاطب به تماشای این اثر نشستند. به طور کل ۱۰ الی ۱۵ درصد از پنجاه فیلم پر فروش تاریخ سینمای ایران به ملودرام‌ها اختصاص دارد. اما همانطور که گفته شد، عیار این آثار نه در فروش بلکه در ساحت دیگری تخمین زده می‌شود.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/09/Adam-Foroosh.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-174215" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/09/Adam-Foroosh.jpg" alt="Adam-Foroosh" width="1000" height="666" /></a></p>
<p><strong>به داد سینمای ملودرام برسیم!</strong></p>
<p>در این مقطع می‌توان به پرسشی که در ابتدای گزارش مطرح شد، پاسخ داد. ملودرام‌ها با تشخیص غلط، با نبود فضای کافی جای خود را به کمدی‌های و سینمای اجتماعی داده‌اند. چه فیلم‌های کمدی و چه غیرکمدی در گیشه بدون گرته‌برداری از سازوکارِ ملودرام جای آثار احساسی را پر کرده‌‌اند. به همین سبب فیلمی با نام «تابستان همان سال» به «آدم فروش» تغییر می‌کند. تا به قول معروف گیشه‌پسند باشد. تا شبه‌کمدی به نظر آید. البته این تاویل کاملا شخصی و به دور از آگاهی کامل از ماجراست. به هر روی در وضعیت کنونی با توجه به مسیری که سینمای ایران در این سال‌ها طی کرده، تاویل و تعبیری جز این نمی‌توان داشت. امیدواریم فیلم گرم و ملودرام آقای کلاری در چنین شرایطی به داد سینمای ملودرام برسد. گرچه یک دست صدا ندارد. این سینما به تلاش بیشتر میرکریمی‌ها، مجیدی‌ها و همه آن‌ها که به درستی از زبان احساسات برای بیان قصه و موقعیت استفاده می‌کنند، نیاز دارد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=174315">محمود کلاری به داد سینمای ملودرام خواهد رسید؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=174315</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نشست «هر چی تو بگی!؟»، «باغ کیانوش» و «تابستان همان سال» برگزار می‌شود</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=164632</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=164632#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 Oct 2024 07:18:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[باغ کیانوش]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان همان سال]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌ششمین جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان]]></category>
		<category><![CDATA[هر چی تو بگی!؟]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=164632</guid>
		<description><![CDATA[<p>نشست فیلم‌های «هر چی تو بگی!؟» به کارگردانی مرتضی آتش‌زمزم ، «باغ کیانوش» به کارگردانی رضا کشاورز و «تابستان همان سال» به کارگردانی محمود کلاری سه‌شنبه ۱۷ مهرماه در پردیس ساحل برگزار می‌شود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=164632">نشست «هر چی تو بگی!؟»، «باغ کیانوش» و «تابستان همان سال» برگزار می‌شود</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a> به نقل از روابط عمومی سی‌و‌ششمین جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان، بر اساس جدول اعلام شده، در روز سه‌شنبه ۱۷ مهرماه نشست فیلم‌های <strong>«هر چی تو بگی!؟»</strong> به کارگردانی و تهیه کنندگی مرتضی آتش‌زمزم در ساعت ۱۶:۳۰، <strong>«باغ کیانوش»</strong> به کارگردانی رضا کشاورز و تهیه‌کنندگی محمدجواد موحد در ساعت ۱۹ و <strong>«تابستان همان سال»</strong> به کارگردانی محمود کلاری و تهیه‌کنندگی علی اوجی در ساعت ۲۱:۱۵ در پردیس سینمایی ساحل برگزار می‌شود.</p>
<p>مدیریت و اجرای این نشست‌ها با سحر قناعتی گزارشگر نام آشنای سیما و کارشناس سینما است.</p>
<p>بر اساس اعلام ستاد برگزاری جشنواره، به دلیل محدودیت مکان برگزاری نشست‌های پرسش و پاسخ، اولویت حضور در جلسات با اهالی رسانه، منتقدان و خبرنگاران نوجوان است.</p>
<p>سی وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم های کودکان و نوجوانان از ۱۴ تا ۱۹ مهرماه به دبیری مجید زین‌العابدین در شهر اصفهان برگزار می‌شود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=164632">نشست «هر چی تو بگی!؟»، «باغ کیانوش» و «تابستان همان سال» برگزار می‌شود</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=164632</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>من هیچ‌وقت فراموش نکردم&#8230;</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=160149</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=160149#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 04 Feb 2024 20:14:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان همان سال]]></category>
		<category><![CDATA[محمد صابری]]></category>
		<category><![CDATA[محمود کلاری]]></category>
		<category><![CDATA[مهران مدیری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=160149</guid>
		<description><![CDATA[<p>با اکران فیلم سینمایی «تابستان همان سال» تازه‌ترین تجربه کارگردانی محمود کلاری در خانه جشنواره، محمد صابری منتقد سینما به بررسی آن پرداخته است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=160149">من هیچ‌وقت فراموش نکردم&#8230;</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> <strong>&#8211;</strong> <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b5%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c">محمد صابری</a></strong> : یک روز، یک ساعت، یک لحظه و یا یک آن، حتماً در زندگی هر کسی یافت می‌شود که پاک‌شدنی نیست. یک روز، یک ساعت، یک لحظه و یک آنی که حتی شاید در مرور‌ آگاهانه خاطرات و تلاش برای یادآوری مهم‌ترین مقاطع زندگی فرد، گم‌وگور باقی بماند و جایی در فهرست ترین‌ها پیدا نکند، اما هست و در یک روز، یک ساعت، یک لحظه و یا یک آن دیگر، ناگهان تمام قد به «یاد» می‌آید و تازه می‌فهمیم چقدر در آنچه «شده‌ایم» تأثیر داشته‌اند. «تابستان همان سال» روایتی سینمایی از چنین لحظه‌ای است. لحظه‌ای که در لابه‌لای تمام لحظه‌های دیگر زندگی عطا در طول چند دهه، رنگ نباخته و حالا بعد از سال‌ها تمام قد پیش رویش جان گرفته است. عطا روایت‌گر این لحظه است و مگر می‌شود چنین لحظه‌ای را برای کسی تعریف کرد؟‌</p>
<p>محمود کلاری در «تابستان همان سال» مخاطب خود را به بزمی از رنگ و نور دعوت می‌کند. قاب‌های چشم‌نواز و فضاسازی خیره‌کننده کلاری‌ها (محمود کلاری در مقام کارگردان و کوهیار کلاری در مقام مدیر فیلمبرداری) دریچه‌ای است برای ورود به دنیایی که گویی «عطا» بر کرسی دانای کل آن تکیه زده است اما بیش از هر چه دیده و می‌بیند، می‌خواهد خودش را روایت کند.</p>
<p>فیلم داستان چندان پیچیده‌ای ندارد. عطا در موقعیتی غریب و ناآشنا، در مقابل رمالی قرار می‌گیرد که به خواست عمه مرضیه، قرار است ابعاد پنهان یک دزدی خانوادگی را افشا کند. عطا از همه جا بی‌خبر است و تنها به قاعده شیطنت و بی‌حوصلگی، دروغی می‌گوید تا خود را برهاند. همین دروغ بچه‌گانه اما همچون سنگ‌ریزه‌‌ای که آرامش سطح آب در مردابی آرام را برهم می‌زند، امواجی پدید می‌آورد که حتی قهرمان زندگی عطا، یعنی داوود هم از آن مصون نمی‌ماند و همه این‌ها تبدیل به بزرگ‌ترین عذاب وجدان زندگی یک کودک می‌شود. عطا دروغ می‌گوید اما تقاصش را قهرمان زندگی‌اش پس می‌دهد. بزرگ‌ترها به او وعده داده بودند که زمان همه چیز را به دست فراموشی می‌سپارد اما عطای سالخورده و موسپید، هیچ‌گاه آن روزها و آن لحظه‌ها را فراموش نکرد.</p>
<p>«تابستان همان سال» انعکاسی به یادماندنی از عمیق‌ترین تجربه‌های زیسته یک هنرمند است. محمود کلاری بی‌تردید برشی از «خود» را در فیلم به تصویر درآورده تا مخاطبانش را هم در بزم جان گرفتن آن لحظه و آنی که شاید همگی فراموشش کرده بودیم، مهمان کند.</p>
<p>محمود کلاری که سال‌ها ردای یکی از معتبرترین مدیران فیلمبرداری سینمای ایران را برتن داشته، حالا باردیگر برکرسی کارگردانی تکیه زده و اثری را به سرانجام رسانده که بیش از «داستان» مخاطب را درگیر «فضا» می‌کند و چه هوشمندانه که نام اولیه فیلمنامه‌اش را «آینه» گذاشته بود. آینه‌ای که گویی در برابر مخاطب قرار می‌گیرد تا شاید در مواجهه با محاکات شخصی عطا، در مرور خاطرات گذشته، لحظات فراموش‌شده اما تأثیرگذار زندگی خود را به یاد آورد. مخاطبی که دل به جهان فیلم می‌سپارد و از لایه منطقی فرازوفرودهای داستانی آن عبور می‌کند، با «خود» مواجه می‌شود و می‌تواند لحظه‌ها و آن‌هایی را به یاد بیاورد که گاهی طعم حسرت و عذاب‌ وجدان دارند و گاهی طعم عشق؛ چیزی از جنس همان لحظه درخشان تماشای دزدکی رقص دخترعمه در حیاط، با دامنی قرمز، در قاب پنجره‌ای که دیگر نیست.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=160149">من هیچ‌وقت فراموش نکردم&#8230;</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=160149</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>محمود کلاری: قصه‌گویی در سینمای امروز ما رنگ‌ باخته است</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=159918</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=159918#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 02 Feb 2024 16:28:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان همان سال]]></category>
		<category><![CDATA[محمود کلاری]]></category>
		<category><![CDATA[چهل‌و‌دومین جشنواره فیلم فجر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=159918</guid>
		<description><![CDATA[<p>محمود کلاری؛ کارگردان فیلم سینمایی «تابستان همان سال» گفت: سعی کردم در این فیلم قصه‌گو باشم و ۹۰ دقیقه برای مخاطبان قصه تعریف کنم زیرا امروزه قصه‌گویی در سینمای ما رنگ‌ باخته است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=159918">محمود کلاری: قصه‌گویی در سینمای امروز ما رنگ‌ باخته است</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a>، نشست رسانه‌ای فیلم سینمایی «تابستان همان سال» به عنوان‌ دومین نشست در دومین روز از جشنواره برگزار شد.</p>
<p>در این نشست محمود کلاری؛ کارگردان، علی اوجی؛ تهیه‌کننده، سمیرا حسن‌پور، فریبا نادری، رایان سرلک، رونیکا بهرام‌زاده بازیگران، کوهیار کلاری؛ مدیر فیلمبرداری، کامیاب امین‌عشایری؛ طراح صحنه حضور داشتند.</p>
<p>در ابتدای این نشست، علی اوجی؛ تهیه‌کننده این فیلم گفت: همیشه زحمت ما روی دوش اهالی رسانه است و از شما تشکر می‌کنم. امیدوارم فیلم را دوست داشته باشید.</p>
<p>وی درباره دلیل همکاری و همراهی چنین فیلمی توضیح داد: من در سینمای تجاری رشد کردم اما سلیقه من را به این سمت سوق داد. من یک کاراکتر بازیگر دارم که گاهی خودش را فدای یک شخصیت دیگر می‌کند تا چنین فیلمی بسازد. گاهی برای اینکه پول چنین پروژه‌ای را مهیا کنم حتی در یک رئالیتی شوها بازی کرده‌ام.</p>
<p>اوجی ادامه داد: هر لحظه حضور کنار آقای کلاری برای تمام گروه مانند یک کلاس درس بود. هر فریم این فیلم حساب شده است و ایشان با وسواس دیالوگ‌ها را جلو برود. این را هم بگویم که آقای کلاری کارگردان و فیلمبردار دو شخصیت متفاوت و هر دو بی‌نظیر هستند.</p>
<p>سپس محمود کلاری؛ کارگردان فیلم عنوان کرد: من قبلاً به نوعی آن طرف صحنه بودم و روزگاری عکاس بودم و در نشریات کار می‌کردم و اکنون این طرف صحنه هستم. در همین ابتدای برنامه از شما بابت صدای بد پخش فیلم در سالن عذرخواهی می‌کنم. امروز روز دوم جشنواره است و امیدوارم مجریان برگزاری جشنواره نظمی به این‌ نمایش‌ها دهند تا فیلم‌ها درست‌تر دیده شوند. دقیقه ۲۰ فیلم هنوز افراد در سالن رفت و آمد می‌کردند.</p>
<p>وی ادامه داد: این همه در جشنواره‌های مختلف در جهان شرکت کرده‌ایم و من تاکنون چنین چیزی ندیده‌ام و افراد پس از پخش فیلم دیگر حق ندارند وارد سالن شوند.</p>
<p>کلاری افزود: اگر افراد نریشن اول فیلم را نشوند، متوجه داستان نمی‌شوند. واقعیت امر این است که من سعی کردم در این فیلم قصه‌گو باشم؛ دقیقاً مانند مادربزرگ خودم و سعی کردم ۹۰ دقیقه برای مخاطبان قصه تعریف کنم زیرا در سینمای ما اکنون قصه‌گویی رنگ‌ باخته است. و درنهایت باز از شما عذرخواهی می‌کنم البته شاید عذرخواهی وظیفه و کار من نباشد.</p>
<p>وی درباره ساخت تک‌پردگی و خاطره‌محور بودن فیلم و ریتم کند آن توضیح داد: هیچ تدبیری برای ریتم کند یا تند فیلم نداشتیم. براساس تجربه ۴ دهه‌ای در ارتباط با افرادی که با آن‌ها در ارتباط بودم و از هر کدام آموخته‌ام، فکر کردم که در ارتباط با موضوع باید فیلم بسازی و ریتم تند و کند به برداشت مخاطب روز بستگی دارد. این را از من بشنوید که دست‌کاری در این مقوله به فیلم ضربه می‌زند. فیلمی که فطرت کندی دارد، هیچ‌گونه تند نمی‌شود و فیلم با مضمون و محتوای هر سکانس ریتم می‌گیرد. درنهایت به نظرم فیلم ریتم متناسب با خودش را دارد.</p>
<p>محمود کلاری درباره خراب شدن خانه مادری در پایان این فیلم توضیح: داریم می‌بینیم که بافت قدیمی شهر در حال خراب شدن است و جای خود را به یک معماری بی‌هویت می‌دهد. من متولد و بزرگ شده تهران هستم و ریشه خانوادگی من به شمال تهران باز می‌گردد. نیما یوشیج با پدربزرگ من همشهری بودند و شعری از نیما درون‌مایه اصلی فیلم من بود.</p>
<p>وی افزود: الفت و مناسبات و آن جنس از روابط دیگر به شکل قابل‌توجهی رنگ باخته است و درس‌ها و روابط این فیلم جهانی را تصویر می‌کند که به سالیان رشد نسل ما برمی‌گردد.</p>
<p>سمیرا حسن‌پور طی صحبت‌هایی بیان کرد: دوست دارم در ابتدا این را عرض کنم که من آدم خوش‌شانسی هستم زیرا اولین بار در سینما مقابل دوربین آقای کلاری رفتم، جایزه‌ام را در جایی گرفتم که ایشان داور بودند و اکنون هم توانستم در فیلم ایشان بازی کنم.</p>
<p>وی‌ ادامه داد: در این فیلم من نقش مادر عطا را داشتم. این فیلم در دهه گذشته بود. نقش «آتی» در این فیلم در دوری شوهرش زندگی می‌کرد و ایفای نقش این شخصیت درون‌گرا باعث شد که از باقی نقش‌هایم جدا شوم.</p>
<p>فریبا نادری نیز گفت: زمان فیلم در گذشته است اما نمونه‌های امروزی چنین شخصیتی اکنون هم وجود دارند. زنانی که وضعیت مالی بهتری نسبت به دیگر افراد خانواده دارند و درعین مهربانی ویژگی‌های دیگری هم دارند. شخصیت این فیلم بلد نیست که راحت حرف بزند و عقده‌های دوران کودکی کم کم در وجودش ریشه دوانده است.</p>
<p>وی افزود: آقای کلاری یکی از بزرگ‌مردان تاریخ سینمای ایران هستند و از هر لحظه این فیلم لذت بردم.</p>
<p>رایان سرلک؛ بازیگر خردسال این فیلم گفت: به همه حاضران سلام عرض می‌کنم. برای من افتخار بزرگی بود که در فیلم آقای کلاری بازی کنم.</p>
<p>به من خیلی خوش گذشت و از ایشان بسیار یاد گرفتم. همچنین خوشحالم که کنار بازیگران این فیلم بازی کردم.</p>
<p>وی درباره سخت‌ترین سکانس خود در این فیلم گفت: تابستان همان سال در زمستان همان سال ضبط شد و در سرمای زمستان باید لباس تابستانی می‌پوشیدیم و سخت‌ترین سکانس برای من سکانسی بود که در بازارچه همه با شال و کلاه و کاپشن بودند و من با لباس تابستانی! و البته سکانس حوض که من داخل آن رفتم نیز سخت بود.</p>
<p>رونیکا بهرام‌زاده دیگر بازیگر خردسال گفت: سلام می‌کنم به همه عزیزانی که در سالن حضور دارند. به آقای کلاری و آقای اوجی و عوامل پشت صحنه و تمام بازیگران خسته نباشید می‌گویم. از آقای کلاری تشکر می‌کنم که به من اعتماد کردند. امیدوارم از بازی من راضی باشند و مردم هم‌ «مصی» قصه را دوست داشته باشند.</p>
<p>کوهیار کلاری؛ مدیر فیلمبرداری این فیلم بیان کرد: اکنون در سینما فیلمبرداران خوبی داریم. من این شانس را داشتم که ۲۲ سال با آقای کلاری کار می‌کنم اما جایگاه مدیر فیلمبردار بودن این فیلم خیلی متفاوت بود. خیلی شانس بزرگی است که کنار کارگردانی کار کنید که خودش خدای فیلمبرداری است و زیباترین تصاویر سینمای ایران را ثبت کرده است.</p>
<p>کامیاب امین‌عشایری؛ طراح صحنه فیلم گفت: من به عنوان طراح صحنه با آقای کلاری در پوزیشن فیلمبردار چند فیلم کار کردیم و در این فیلم شرایط فرق داشت. کار کردن با آقای کلاری این‌گونه است که خودشان مسلط به مسئله هستند و کار کردن با ایشان برای طراح مانند یک کلاس درس است. واقعیت امر این است که اگر کم و کاستی بوده قطعاً از سمت من بوده است.</p>
<p>حمید نجفی راد؛ تدوینگر فیلم عنوان کرد: برای من افتخار عجیبی بود که توسط آقای کلاری انتخاب شوم و همیشه آرزو داشتم که با کارگردانان بزرگ کار کنم.</p>
<p>وی ادامه داد: همه ارکان فیلم از کارگردانی، صدا و&#8230; همه چیز فکر شده بوده است. ما درباره همه جزئیات فیلم صحبت می‌کردیم تا چالش‌های زندگی این خانواده درست روایت شود و مخاطب با کلیت داستان درگیر شود. آقای کلاری با وسواس نریشن ابتدایی را نوشتند تا مخاطب به درستی در قصه فیلم هدایت شود و اگر دوستان احساس کردند ریتم فیلم کند است، یک بار دیگر فیلم را در یک سالن خوب تماشا کنید. متأسفانه فیلم‌ها در این سالن ذبح می‌شوند.</p>
<p>این تدوینگر افزود: ما ۲ ماه و نیم با حضور آقای کلاری این فیلم را تدوین کردیم. ما با آقای کلاری زندگی کردیم تا زندگی این فیلم درست از آب دربیاید.</p>
<p>محمود کلاری در پایان گفت: من خیلی در این فیلم خوش‌شانس بودم و افرادی که کنار من حضور داشتند با تمام وجودشان کار کردند و همه داشته‌هایشان را گذاشتند تا این فیلم شکل بگیرد. ما در این فیلم یک خانه را به طور کامل ساختیم زیرا به دلایل مختلف در لوکیشن‌های دیگر امکان کار نداشتیم. قرار بود ما اواخر تابستان فیلم را شروع کنیم اما به دلیل مشکلاتی که پیش آمد مجبور شدیم در زمستان فیلمبرداری کنیم. در طول فیلم هم ‌عاشق این دو بازیگر کوچک شدم که همه شرایط و سختی‌ها را در طول فیلمبرداری تحمل کردند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=159918">محمود کلاری: قصه‌گویی در سینمای امروز ما رنگ‌ باخته است</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=159918</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
