<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سوره سینما &#187; تجربه</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Jun 2026 11:40:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>طبقه مستضعف در سینما به رسمیت شناخته نمی‌شود/منتقد جدی سینمای ناامید و پوچ‌گرایی هستم که توسط برخی ارائه می‌شود/به سینمای ضدقصه اعتقادی ندارم</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=61464</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=61464#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 21 Nov 2015 06:06:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[تاج محل]]></category>
		<category><![CDATA[تجربه]]></category>
		<category><![CDATA[دانش اقباشاوی]]></category>
		<category><![CDATA[مستضعفان]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و تجربه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=61464</guid>
		<description><![CDATA[<p>مسئله من بیشتر حسین آقا بود به معنای نسل انقلابی که در کوران تحولات جامعه دارد آرمانهایش را به شکلی تدریجی فراموش می کند و ناخواسته دچار استحاله ای شوم می شود. فکر نمی کنم سینما آنقدر از ارزشها فاصله گرفته باشد که بخواهد امثال من را بایکوت کند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=61464">طبقه مستضعف در سینما به رسمیت شناخته نمی‌شود/منتقد جدی سینمای ناامید و پوچ‌گرایی هستم که توسط برخی ارائه می‌شود/به سینمای ضدقصه اعتقادی ندارم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><a href="http://سوره سینما-">سوره سینما &#8211; </a>دانش اقباشاوی کارگردان جوان فیلم «تاج محل» که این روزها در حال اکران است، در روزی که میهمان «سوره سینما» بود از دغدغه های سینمایی اش برای ارائه تصویری از یک نسل انقلابی سخن گفت که در مواجهه با خطر بی تفاوتی تدریجی قرار دارد. مشروح مصاحبه با کارگردان فیلم «تاج محل» در ادامه از نظرتان می گذرد.</p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ff0000;">از تجربه رستاخیز خیلی راضی هستم و مایه افتخارم است</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong> </strong><strong>شما یکی از دستیار کارگردانهای باسابقه سینمای ما هستید&#8230; دستیار و برنامه ریز فیلمهایی چون رستاخیز و به رنگ ارغوان و &#8230;. احتمالا قبل از تاج محل هم امکان ساخت فیلم و ورود به کارگردانی فیلم بلند برای شما مهیا بوده درسته؟</strong><strong> </strong><strong>چرا اینقدر صبر کردید تا با فیلمی مثل «تاج محل» آغاز کنید می‌خواستید اولین فیلمتان چه ویژگی داشته باشد؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">ساختن فیلم سینمایی از سال ۸۱ در ذهنم بود. آنزمان شرایط برای فیلمسازی مهیاتر بود. بچه ها فیلمهای مستقل را با سی، چهل میلیون تومان می ساختند. اما آنزمان مکانیزم مشخصی برای ورود فیلم اولیها وجود نداشت. ضمن اینکه خودم هم دوست داشتم بیشتر یاد بگیرم و در کنار بزرگان تلمذ کنم و به تدریج رشد کنم و هم در فیلمسازی و هم به لحاظ شخصیتی به پختگی بیشتری برسم. ضمن اینکه آنزمان شرایط کار در پشت صحنه فیلم دوئل مهیا شده بود و همچنین همکاری با ابراهیم حاتمی کیا در فیلم به رنگ ارغوان و نیز کار با رسول صدر عاملی و همه اینها باعث می شد تا تلاش کنم بیشتر یاد بگیرم.</p>
<p style="text-align: justify;">بالاخره اواخر سال ۸۶ تماس گرفتند برای دستار اولی فیلم رستاخیز و فکر می کردم که پروژه بزرگ و زمان بری باشد اما فکر نمی کردم ساخت آن اینهمه زمان ببرد. چهار سال درگیر این پروژه بودم که به نظرم برایم هم دنیا داشت هم آخرت. از تجربه رستاخیز خیلی راضی هستم و مایه فخر من است. تجربه خیلی عظیمی بود و اندوخته های زیادی برایم به ارمغان آورد.</p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ff0000;">به سینمای ضدقصه اعتقادی ندارم</span></strong></p>
<p style="text-align: right;"><span style="color: #0000ff;"><strong>به عنوان اولین فیلم بلند قصد داشتید یک اثر با مخاطب خاصِ هنر و تجربه ای بسازید یا به ساخت یک اثر که بتواند مخاطب عام را با خود همراه کند فکر می کردید؟ </strong><strong>اگر به فکر مخاطب عام بودید پس چرا عمده لوازم و ملزومات این سینما را رعایت نکردید؟ چرا از بازیگران شناخته شده و ستاره استفاده نکردید؟ چرا ریتم داستان قدری کند است؟ </strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"> طرفدار سینمای قصه گو و مخاطب پسند هستم. انتخاب و جنس قصه و روایت هم نشان از همین دارد. قصه ای روان که ویژگیهای جذب مخاطب عام را دارد.  لوکیشن کار ما هم قرار بود تهران باشد. تنها عنصری که باعث شد تاج محل به رغم توافقاتی که شده بود مهجور بماند نبود بازیگران حرفه ای و چهره در فیلم است. من به عنوان یک دستیار کارگردان حرفه ای اعتقاد داشتم که حضور بازیگران حرفه ای ضروری است. به نظرم اینکه فیلم در آبادان فیلمبرداری شد به کیفیت اثر افزود و این پیشنهاد رضا میرکریمی بود و برای این از او ممنونم. اما درباره بازیگران ما هم بودجه کمی داشتیم و هم بازیگر در این سن و سال نقش اول که بتواند لهجه آبادانی را خوب صحبت کند نداشتیم. در این رابطه تلاشهایی هم صورت دادیم اما در نهایت به این جمع بندی رسیدیم که از نابازیگران بومی استفاده کنیم. به نظرم با همین ابزار نابازیگران و یک قصه خود توانستیم روایتی روان و قابل قبول ارائه بدهیم.</p>
<p style="text-align: justify;">اینکه فیلم در هنر و تجربه اکران می شود دو دلیل دارد. یکی کم کاری صاحب اثر و یکی هم به نظرم همان نبودن بازیگر چهره تا بتواند فروش فیلم را تضمین کند. البته به نظرم فیلم می توانست روایت بهتری داشته باشد. همین حالا هم فیلم از روایت استانداردی برخوردار است اما می توانست بهتر و عامه پسندتر هم باشد. ضمن اینکه خودم اصلا به سینمای ضد قصه اعتقاد ندارم چون معتقدم تماشاگر عام را از سینما فراری می دهد.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2015/11/danesh2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-61496" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2015/11/danesh2.jpg" alt="danesh2" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ff0000;">منتقد جدی سینمای ناامید و پوچ گرایی هستم که توسط برخی ارائه می شود</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>شما در یکی از نشست های سینمای اجتماعی که چند ماه قبل در حوزه هنری برگزار شد خیلی علیه سینمای هالیوود صحبت کردید. آیا شما با سینمای قهرمان‌پرور آمریکایی مخالفید؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">اتفاقا آنجا از سینمای اصیل و ناب امریکا حمایت کردم. از جان فورد و هیچکاک نام بردم. حتی به نظرم در سینمای مدرن تر امریکا کارگردانانی مثل اسکورسیزی آثار قابل اعتنایی می سازند. انتقاد من به هژمونی رسانه ای هالیوود و اثرگذاری فرهنگی مخربی که این سیستم بر کل جهان گسترده بود. در واقع من به محتوایی که در آثار هالیوودی ارائه می شود نقد جدی دارم. به نظرم بخش عمده ای از این سینما ناپاکیزه است و اثر مخرب دارد. برای مثال اسپیلبرگ در فیلم لینکلن، او را مانند جرج بوش به تصویر کشیده و جنگ طلبی را توجیه می کند. بحث من بحث ساختار و تکنیک نبود. من اتفاقا فیلم نیاز را مثال زدم آیا این فیلم قهرمان محور نیست. اتفاقا قهرمان آن از کهن الگوهای ما گرفته شده.  منتقد جدی سینمای بی عار بی دغدغه ناامید و پوچ گرایی که توسط برخی ارائه می شود هم هستم. سینمایی که حال تماشاگر را بد می کند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>اسم فیلم نیاز آمد، هم از فرم و محتوای تاج محل و هم از حرفهای خودت برمی آید که سینمای ایده‌ال شما فیلمهایی از جنس نیاز داودنژاد و فیلمهایی از این دست باشد. این حتی از در استفاده از خویشاوندان در نقش اصلی تاج محل هم نمود دارد.</strong></span></p>
<p>نه شخصیت حسین آقا واقعا خیلی نزدیک به شخصیت پدر خودم بود. پدر من در آبادان آدم شناخته شده ای است. از نسل انقلاب است و مجادله ها درگیریهای ذهنی از جنس فیلم تاج محل را با او داشته ام. در به کارگیری برخی از خویشاوندانم در فیلم اصلا به یاد علیرضا داوود نژاد نبودم. البته همیشه زیبایی فیلم نیاز ملکه ذهنم بوده است و جالب است که دست تقدیر اینگونه رقم خورد که تاج محل با فیلم داوود نژاد در یک روز و در سانس پشت سر هم در برج میلاد به نمایش درآمد و تیتر زدند روز نمایش فیلمهای داوودنژاد و اقباشاوی و خانواده هایشان.  مهم این بود که فیلم تاج محل را با هر امکاناتی که در دسترس دارم به سرانجام برسانم.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>در بازی گرفتن از نابازیگرها زیاد به مشکل نخوردید؟</strong></span></p>
<p>خیلی تمرین کردیم برای بازیها و واقعا از بازیها راضی هستم.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>به نئورئالیسم ایتالیا هم علاقه ای دارید؟ چون فیلمسازان این مکتب سینمایی بیشتر از نابازیگران در آثارشان استفاده کرده اند. </strong></span></p>
<p>بله این سینما به رغم تلخیهایش سرشار از امید و پیشنهاد برای جامعه است. فقط سیاهی ها را بازنمایی نمی کند بلکه امید هم می دهد. در اوج خرابی و نابسامانی به زندگی هم نوید زندگی می دهد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #0000ff;">چرا به سمت اقتباس اثری از ویکتور هوگو تمایل پیدا کردید؟</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"> رویکرد اخلاق مدرارانه این نویسنده را دوست دارم به علاوه اینکه قصه برایم اهمیت داشت. البته ما سمت ویکتور هوگو نرفتیم بلکه او به سمت ما آمد. اما واقعیت این است. ما قصه ای داشتیم که واقعی بود و یکی به ما گفت قصه شما خیلی نزدیک به داستان بیچارگان ویکتور هوگو است. البته ما تغییرات خودمان را در قصه دادیم. برای مثال افتادن کاراکتر از بالای ساختمان را من خودم به قصه اضافه کردم. ما داشتیم درباره قصه حرف می زدیم که چشمم به یک پله اضطراری خورد و گفتم همه چیز را فراموش کنیم. که به نظرم کشش داستان را خیلی بیشتر می کند.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2015/11/danesh3.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-61497" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2015/11/danesh3.jpg" alt="danesh3" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ff0000;">طبقه محروم و مستضعف در سینما به رسمیت شناخته نمی شود</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>به طبقه اجتماعی خاصی هم نظر دارید؟ چون نویسندگانی مانند ویکتور هوگو به طبقه فقیر جامعه نگاه ویژه ای دارد.</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">بله همیشه نسبت به محرومیت و مظلومیتی که رسانه ها به طبقه مستضعف جامعه روا می دارند انتقاد داشته ام. چرا که همواره مورد سانسور واقع می شوند. گویی که اصلا وجود ندارند. به نظر می رسد برخی رسانه ها قصد دارند صورت مسئله را پاک کنند. این طبقه از قصه های سینما و تلوزیون حذف شده اند و این به شدت خطرناک است چرا که یک فضای ذهنی برای مخاطب این طبقه  ایجاد می شود که جامعه او را نمی بیند و او اصلا محلی از اعراب ندارد. وقتی او به رسمیت شناخته نمی شود سعی می کند به شکل نمایشی خود را در قالب طبقه دیگری جا بزند.</p>
<p style="text-align: justify;">به نظرم خیلی از سریالهای ما مایه خجالت هستند. اغلب آدمها ثروتمندند و در خانه های آنچنانی زندگی می کنند و دغدغه های مالی ندارند. تصاویر غیرواقعی از جامعه، جوان طبقه فرودست ما را دچار تضاد می کند. البته سینما و تلوزیون در بازنمایی طبقه فرودست هم دچار افراط و تفریط شده است. شمایلی منفی و حقیر از این طبقه نشان داده می شود.  سینما و تلوزیون وظیفه دارد زندگی طبقه فرودست را به شکلی عزت مندانه و نه تحقیرآمیز منعکس کند. به نظرم ویژگیهای مثبت و اخلاقی این طبقه باید در سینما و تلوزیون تحسین شود و تصویری مطابق شأن این طبقه اجتماعی بازنمایی شود.  تحقیر این طبقه در سینما با تمام آموزه های دینی ما درتضاد است.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>کاراکترهای فقیر و مستضعف در تاج محل به شکلی حاشیه ای در فیلم مورد توجه قرار گرفته اند. پسری که دزدی کرده و از بالای ساختمان پرت می شود شخصیت پردازی نشده و ما شناخت زیادی از او پیدا نمی کنیم. فکر نمی کنی اگر جنبه های شخصیت او نمایان می شد مخاطب همذات پنداری بیشتری از او می کرد؟ </strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">روایت ما بیشتر روایت حسین آقا و فریده خانم است. مسئله ام بیشتر حسین آقا بود به معنای نسل انقلابی که در کوران تحولات جامعه دارد آرمانهایش را به شکلی تدریجی فراموش می کند و ناخواسته دچار استحاله ای شوم می شود. ماجرای تلخ فیلم برای حسین آقا مانند یک تلنگر به حساب می آید که گذشته ای انقلابی داشته اما جامعه او را به سمتی سوق داده و جوری بار آورده که حاضر می شود برای تفریح به تاج محل برود بدون اینکه بداند دقیقا چند محله نزدیک محل زندگی اش چه اتفاقی درحال رخ دادن است. نسلی که جبر جامعه او را دچار یک نسیان و فراموشی خطرناک کرده است درحالیکه ماهیت این آدمها چیز دیگری است. در واقع کمرنگ شدن ارزشها در جامعه این آدمها را هم ناخودآگاه دچار فراموشی می کند.</p>
<p style="text-align: justify;">ماجرای فیلم یک نهیب به یکی از نماینده های این نسل می زند که تو همچنان مسئولیت اجتماعی داری. این نهیب حسین آقا را بیدار می کند. او با همصحبتی با همسرش و اشاراتی که به روزهای انقلاب و جنگ می کند قدری به خود می آید. فریده خانم زنی است که هنوز ارزشها برای او حجت است و حسین آقا انقلابی از نسل گذشته است که می انگارد به اصطلاح  آردهایش را الک کرده و الکش را آویخته است. او حالا قرار است بازنشسته شده و به یک سفر تفریحی برود. اینجا بالاتر از عدالت بحث احسان مطرح می شود. جامعه در برقراری عدالت موفق عمل نکرده اما حسین آقا به عنوان یک قهرمان فردی رفتار می کند.</p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ff0000;">نسلی که انقلاب کرده و جنگیده باید الهام بخش نسل ما باشد</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">اگر امثال حسین آقا عقب نشینی کنند و میدان را خالی کنند امیدی به آینده این انقلاب نمی ماند. نسلی که انقلاب کرده و جنگیده باید الهام بخش نسل ما باشد. اگر آنها عقب بکشند از نسل ما چه انتظاری می رود؟ این آدمها که دچار تزلزل می شوند بغض گلوی من را می گیرد. بی تفاوتی این آدمها یا تغییر سبک زندگی آنها یا بریدن این آدمها از ارزشها را که می بینم خوف می کنم و با خود می گویم خدایا اینها که نزدیک سرچشمه بوده اند و در بحبوحه انقلاب و جنگ باید آبدیده شده باشند اینگونه عمل می کنند وای به حال نسلی که از اساس آن دوران را درک نکرده است. این دغدغه من بود و خیلی برایم جدی بود.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2015/11/danesh4.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-61498" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2015/11/danesh4.jpg" alt="danesh4" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ff0000;">فکر نمی کنم سینما آنقدر از ارزشها فاصله گرفته باشد که بخواهد امثال من را بایکوت کند</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>در جریان دریافت جایزه بهترین فیلم جهان اسلام در جشنواره مالزی آنرا به امام خمینی (ره) تقدیم کردی. سال قبل هم بعد از اکران فیلم چ یادداشتی نوشتید که به تقدیر از تصویر امام در آن فیلم می‌پرداخت. هیچ وقت فکر نکردی این چیزها در سینمای ایران برایت هزینه داشته باشد. چون امر زیاد مرسومی نیست؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">نه چه هزینه ای؟ من اینقدر بدبینانه به سینمای ایران نگاه نمی کنم. فکر نمی کنم سینمای ایران هم اینقدر از آرمانهای انقلاب فاصله گرفته باشد و اینجور که شما می گویید تحمل ابراز ارادت لفظی به امام و انقلاب را نداشته باشد. اگر هم فاصله گرفته باشد به نظرم اینقدر فاشیست نشده تا بخواهد کسی را که از ارزشها حرف می زند را بایکوت کند.</p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ff0000;">بیش از واقع گرایی به واقع بینی نظر داشتیم</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>از کار با تهیه کننده ای چون میرکریمی راضی هستید؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">میرکریمی ما را به عنوان تهیه کننده در راهی قرار داد که با بودجه محدود بتوانیم کار را به سرانجام برسانیم و از این بابت از او متشکرم. تجربه دلچسبی با ایشان داشتم و اگر همین حالا هم می خواستم تاج محل را بسازم ترجیح می دادم ایشان تهیه کننده باشند. آزادی عمل و همفکری و مشاوره ای که از ایشان گرفتم خیلی به کارم آمد.</p>
<p style="text-align: justify;">نکته دیگری که باید به آن اشاره کنم این است که در ساخت فیلم این مدنظرمان نبود که واقعیت را حقیقت محض بدانیم و چنین نگاهی به آن داشته باشیم بلکه بیش از واقع گرایی به واقع بینی نظر داشتیم.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2015/11/danesh5.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-61499" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2015/11/danesh5.jpg" alt="danesh5" /></a></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>مدت زیادی است مجوز ساخت  فیلمی با عنوان ۵۷ را گرفته اید چه زمانی کلید می زنید؟ </strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">هنوز در مرحله جذب و تامین بودجه به سر می بریم. در حال حاضر درگیر ساخت یک پروژه سینمایی ۴ اپیزودیک هستم. اپیزود اول را من می سازم. فیلم قصه اجتماعی و روز با نگاه به فرهنگ عاشورا دارد. این پروژه یک کار جمعی است.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>با ۳ کارگردان دیگر ارتباط هم دارید یا هر کارگردان کار خود را مستقل می سازد </strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">نه جلسات مشترک داریم و عوامل کار هم مشترک هستند و فقط کارگردانها متغیرند. به لحاظ نگارش فیلمنامه هم ارتباطات خوب و حسنه ای داریم و از آنجا که همه هم نسل هستیم خدا را شکر درک مشترکی از کار داریم.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;">تهیه و تنظیم: جواد محرمی </span></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=61464">طبقه مستضعف در سینما به رسمیت شناخته نمی‌شود/منتقد جدی سینمای ناامید و پوچ‌گرایی هستم که توسط برخی ارائه می‌شود/به سینمای ضدقصه اعتقادی ندارم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=61464</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کیوان علی‌محمدی: اگر قرار باشد روزی فیلم من و امید به «هنر و تجربه» برود از سینما خداحافظی می‌کنیم/ ما کاری کردیم که بیضایی از ایران برود</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=60643</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=60643#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 08 Nov 2015 05:41:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[امید بنکدار]]></category>
		<category><![CDATA[بهرام بیضایی]]></category>
		<category><![CDATA[تجربه]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و تجربه]]></category>
		<category><![CDATA[کیوان علی محمدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=60643</guid>
		<description><![CDATA[<p>کیوان علی‌محمدی کارگردان سینما با گلایه از فضای حاکم بر سینمای کشور تاکید کرد: چرا با مهرجویی کاری کردیم که در فیلم‌های آخرش تمام طرفدارانش را ناامید کرده است؟ چرا بیضایی و تقوایی نباید فیلم بسازند؟ ما کاری کردیم که بیضایی از ایران برود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=60643">کیوان علی‌محمدی: اگر قرار باشد روزی فیلم من و امید به «هنر و تجربه» برود از سینما خداحافظی می‌کنیم/ ما کاری کردیم که بیضایی از ایران برود</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> &#8211; کیوان علی‌محمدی کارگردان فیلمهای «ارغوان»،«شبانه روز» و «شبانه» که به طور مشترک با امید بنکدار آنها را ساخته در بخشهایی از میزگرد روزنامه صبا حرفهای جالبی زده است .</p>
<p>علی‌محمدی گفته است : آن گروه از فیلمسازان قلابی که بیشتر خودشان را در قالب اپوزیسیون مطرح می‌کنند تا بتوانند از آشفته بازار به نوایی برسند، آسیب جدی به سینمای ایران زده‌اند. بخش دیگر هم مربوط به جریان فیلم فارسی است. گروهی اعتقاد دارند فقط ابتذال جواب می‌دهد و می‌خواهند از این طریق مخاطب را به سالن سینما بکشانند.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">اگر در رقابت سینمای ایران دوام نیاوریم دلیلی ندارد که بمانیم</span></strong></p>
<p>او می افزاید: اما تجربه در این سال‌ها نشان داده که حقیقت این نیست. برای من و امید کاری ندارد فیلمی بسازیم و مستقیما به سینمای هنر‌ و تجربه برویم، ولی اگر قرار باشد روزی فیلم من و امید به «هنر و تجربه» برود از سینما خداحافظی می‌کنیم. اگر در رقابت سینمای ایران دوام نیاوریم دلیلی ندارد که بمانیم.</p>
<p>علی‌محمدی تاکید می کند: از این دو گرایش که در سینما وجود دارد بیزاریم؛ یکی سینمایی که خودش را پشت اپوزیسیون‌بازی پنهان می‌کند و دیگری جریان فیلم فارسی.</p>
<p>او در ادامه می افزاید: چرا بیضایی و تقوایی نباید فیلم بسازند؟ مگر چند نفر مثل این هنرمندان در تاریخ فرهنگ این مملکت داریم؟ بیضایی هر‌جای دنیا بود روی سر حلوا حلوایش می‌کردند ولی ما کاری کردیم که از ایران برود. چرا تقوایی گوشه خانه نشسته است و فیلم نمی‌سازد؟ می‌گویند تقوایی با فیلم‌هایش بودجه زیادی مصرف می‌کند. اگر بودجه زیادی مصرف می‌کند حداقل خروجی فیلمش خوب است.</p>
<p>برخی که با بودجه این مملکت و با پول بیت‌المال دارند فیلم می‌سازند فیلم‌هایشان به لعنت خدا هم نمی‌ارزد. در طول این سال‌ها چه کسانی سلیقه ساخته‌اند؟ آقای ابولفضل جلیلی برای این مملکت سلیقه ساخته است؟ چطور او تا به حال ۱۵ فیلم سینمایی ساخته است ولی بیضایی با این همه توانمندی آن‌قدر محدود فیلم ساخته است؟ چرا با مهرجویی کاری کردیم که در فیلم‌های آخرش تمام طرفدارانش را ناامید کرده است؟</p>
<p>به گزارش سوره سینما بهرام بیضایی پس از ساخت آخرین فیلمش به نام وقتی همه خوابیم که گوشه هایی از فضای غیراخلاقی پشت پرده سینما را افشا می کرد از سوی طیف شبهه روشنفکران فعال در سینما با انتقادهای غیرمنصفانه و شدیدی مواجه شد که در نهایت منجر به مهاجرت او به خارج از کشور شد. به نظر می رسد جریان شبهه روشنفکری در سینما این روزها نسبت به بی مهری و بی انصافی که نسبت به بیضایی صورت گرفته دچار عذاب وجدان شده و لب به اعتراف گشوده است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=60643">کیوان علی‌محمدی: اگر قرار باشد روزی فیلم من و امید به «هنر و تجربه» برود از سینما خداحافظی می‌کنیم/ ما کاری کردیم که بیضایی از ایران برود</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=60643</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وقتی سابقه‌ی کارگردان علیه خودش به کار می‌رود!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=60615</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=60615#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Nov 2015 09:45:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[تجربه]]></category>
		<category><![CDATA[حسین ساعی منش]]></category>
		<category><![CDATA[روغن مار]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا داوودنژاد]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و تجربه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=60615</guid>
		<description><![CDATA[<p>«روغن مار» را می‌شود چنین خلاصه کرد: فیلمساز، موبایلش را به دست گرفته و رفته وسط یک دعوای خانوادگی. یک ساعت از روابط آن‌ها را ضبط کرده، بدون این‌که برداشت خاصی از آن داشته باشد. </p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=60615">وقتی سابقه‌ی کارگردان علیه خودش به کار می‌رود!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> &#8211; <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%B4">حسین ساعی منش:</a> حقیقت این است که از اول هم نمی‌شد حس خوبی نسبت به این تجربه جدید داشت. فیلم ساختن با موبایل؟ آدم را یاد ذوق‌زدگی‌های زمانی می‌اندازد که گوشی‌های دوربین‌دار تازه آمده بود. همان زمانی که پدران مهربان از خانواده‌شان فیلم می‌گرفتند و به دیگران نشان می‌دادند. این البته چندان مهم نیست. آن‌چه بیشتر به این حس ناخوشایند دامن می‌زند این است که چنین فیلمی پتانسیل این را دارد که به بهانه این تجربه جدید، بسیاری از قواعد فیلمسازی را نادیده بگیرد و به همین «تجربی» بودنش اکتفا کند. ضمن این‌که با یک دوربین لرزان هم مواجه خواهیم بود (که در مواقع مورد نیاز هم، باز کمی آزاردهنده است) که این‌جا لابد ذاتی این تجربه است و چاره‌ای برایش نیست.</p>
<p>اما خب، این‌ها همه حدس است و نمی‌شود بر اساس آن‌ها درباره فیلم تصمیم گرفت. آن هم در حالی است که کارگردان فیلم، آدم اسم‌ورسم‌داری است و در فیلم قبلی‌اش هم نشان داده که می‌تواند از دل ایده‌های عجیب و غریب فرمی و صحنه‌های شلوغ و بلبشوهای خانوادگی، اثر نسبتا قابل توجهی بیرون بکشد. این هم بالاخره یک دلیل محکم است که حداقل جلوی بروز آن حس ناخوشایند را بگیرد. ضمن این‌که در حالت کلی هم تنها راه ارزیابی یک اثر سینمایی، مواجهه با خود آن است و این‌ها بیشتر حکم حواشی نه چندان مهم آن را دارد.</p>
<p>***</p>
<p>فیلم با یک معرکه‌گیر شروع می‌شود. و متاسفانه دقیقا با همان سروشکلی که انتظارش می‌رفت. دوربین، مدام می‌لرزد، از این‌طرف به آن‌طرف می‌رود، بی‌دلیل سوژه تصویرش را عوض می‌کند، بی‌جهت فوکوس را به هم می‌زند&#8230; انگار تصویر کوچکترین اهمیتی ندارد؛ گاهی نصف، سه‌چهارم و حتی کل تصویر را شانه و پشت نفر جلویی می‌پوشاند!</p>
<p>در کنار این‌ها البته خود معرکه‌گیر جذابیت دارد. مار بزرگی را دور گردن انداخته و مدتی از آن می‌گوید. از این‌که پوست و گوشتش را چه می‌کند. از فوائد مرده و زنده‌اش می‌گوید. و بعد به سراغ روغن مار می‌رود. نحوه تولیدش را توضیح می‌دهد. از خواصش می‌گوید. از این‌که چه امراضی را رفع می‌کند. بعد به سراغ تماشاچی‌ها می‌رود. بعضی‌ها را می‌آورد و روغن مار را رویشان آزمایش می‌کند&#8230; این کارها جذاب است، اما جذابیتش از نوع جذابیت یک معرکه‌گیر است. حرف‌های معرکه‌گیر را دنبال می‌کنیم، دقیقا به همان دلیل که اگر در خیابان با چنین شخصی روبرو شویم، ممکن است برویم و حرف‌هایش را بشنویم. و خب، چنین دلیلی، کمی با دلیل دنبال کردن یک فیلم سینمایی تفاوت دارد!</p>
<p>***</p>
<p>سکانس مارگیر خیلی طول می‌کشد. آن‌قدر که ترس برمان می‌دارد که نکند کل فیلم به همین شکل بگذرد. اما در همین لحظات دوربین عقب می‌آید و به سراغ بازارچه کنار خیابان می‌رود و متاسفانه کاری می‌کند آرزو کنیم که کاش همه‌ی فیلم پیش همان معرکه‌گیر می‌گذشت: دوربین کاملا بی‌هدف و سرگردان است، پیرمردها و پیرزن‌ها را می‌گیرد، فروشنده‌ها و خریدارها را، حتی یک کلمه مهم به گوش نمی‌خورد، هیچ اتفاق خاصی نمی‌افتد و مدت زیادی (مدت واقعا زیادی) به همین شکل می‌گذرد. کماکان هم تصویر در نهایت بدسلیقگی است. البته باید به این نکته اساسی توجه داشت که کارگردان مشغول به ظهور رساندن یک تجربه بی‌نظیر است و در چنین وضعی، این مسائل پیش‌پاافتاده اصلا اهمیتی ندارد. یا شاید هم خود این‌ها که می‌بینیم قواعد جدیدی هستند که متناسب با همان تجربه فوق‌العاده ابداع شده‌اند و قطعا ما توان درکشان را نداریم&#8230;</p>
<p>و تصویر مرد صاحب موبایل ذوق‌زده که مشغول فیلمبرداری از در و دیوار است، در پس همه این‌ها به چشم می‌خورد.</p>
<p>***</p>
<p>بالاخره بعد از این دو سکانس عجیب (که نگارنده هنوز، یک هفته پس از تماشای فیلم، از فهمیدن علت وجودشان عاجز مانده) موضوع اصلی فیلم شروع می‌شود: پسری به خانه مادرش آمده و رابطه‌ای به شدت بحران‌ساز بینشان حکم‌فرماست که از هر چیز کوچکی جر و بحث و دعوا تولید می‌کند. کم‌کم معلوم می‌شود که پسر، خانواده‌اش را در انگلیس رها کرده و آمده تا دوباره ازدواج کند و مادرش هم به خواستگاری دوباره برای او، تن درنمی‌دهد. دو سه تا دعوا نشان داده می‌شود و بعد، یک تماس تصویری با دختر خانواده و فرزندش، آن‌ها را هم وارد ماجرا می‌کند و معلوم می‌شود که او هم وضعیت خانوادگی به‌سامانی ندارد. و تمام!</p>
<p>چرا پسر از خانواده فعلی‌اش ناراضی و پی ازدواج مجدد است؟ چرا با مادرش این‌قدر مشکل دارد؟ بین آن‌ها چه گذشته؟ مشکل دختر خانواده چیست؟ چرا به چنین وضعی رسیده؟ تکلیفش چه می‌شود؟ پسر بدون حمایت مادرش چه می‌کند؟ قید ازدواج مجدد را می‌زند یا خانواده‌اش را؟ مادر در قبال تصمیم او و شرایط دخترش چه می‌کند؟&#8230; این سوالات را می‌شود ادامه داد. همه‌شان هم یک وجه مشترک دارند: این‌که در «روغن مار» بی‌جواب می‌مانند. وقتی در فیلم، رابطه‌ای نشان داده می‌شود که مثلا سر این‌که ناهار چه غذایی بخورند، به چالش کشیده می‌شود، بدیهی است که مخاطب انتظار داشته باشد که کمی از علت‌ها و نتایج آن بداند. اما به این ترتیب، فیلم فقط مدتی از یک دعوای بی‌سروته را نشان می‌دهد که البته جذاب است، اما جذابیتش از نوع جذابیت یک دعواست. دعوا را دنبال می‌کنیم، دقیقا به همان دلیل که اگر در خیابان یک دعوا را ببینیم، ممکن است کمی تعلل کنیم و آن را دنبال کنیم و خب، چنین دلیلی، کمی با دلیل دنبال کردن یک فیلم سینمایی تفاوت دارد!</p>
<p>***</p>
<p>حالا می‌شود «روغن مار» را چنین خلاصه کرد: فیلمساز، موبایلش را به دست گرفته و رفته وسط یک دعوای خانوادگی. یک ساعت از روابط آن‌ها را ضبط کرده، بدون این‌که برداشت خاصی از آن داشته باشد. بعد هم دوتا سکانس خارجی گرفته و چسبانده اول کار. نهایتا هم یکی را نشان داده که می‌گوید داودنژاد خانواده‌اش را می‌آورد و الکی فیلم می‌سازد. و به این ترتیب هم دست پیش را گرفته که پس نیفتد.</p>
<p>واقعا ساخت چنین چیزی از دست هر کسی برنمی‌آید؟ جایگاه «هنرمند» در چنین اثری کجاست؟ چرا هیچ نشانی از او و زاویه نگاهش نیست؟ چرا از مقام کارگردان، جز «کسی که تصمیم گرفته فیلم را با موبایل بسازد» چیزی به چشم نمی‌خورد؟ حالا شاید لازم باشد دوباره به همان حواشی نه چندان مهمی که در ابتدا اشاره شد نگاه کنیم. شاید حالا نتوانیم آن‌ها را «نه چندان مهم» بدانیم. واقعا برای یک تماشاگر سینما، چه دلیلی غیر از اسم کارگردان می‌تواند انگیزه تماشای چنین فیلمی شود؟ و وقتی به این اسم اعتماد کرد و به خاطر او به سینما رفت با چه چیزی مواجه خواهد شد؟ آیا می‌تواند نام «فیلم سینمایی (حتی از نوع هنر و تجربه)» بر آن‌چه دیده بگذارد؟ از این نظر، «روغن مار» یادآور «شیرین» کیارستمی است: هر دو فیلم، صرفا به اتکای ایده‌ای که فقط برای سازندگانشان جالب بوده، بدون هیچ استاندارد سینمایی ساخته شده‌اند و تنها عاملی که باعث دیده‌شدنشان شده، سابقه کارگردانشان بوده. غافل از این‌که تداوم قالب کردن کلاغ به جای قناری، در درازمدت، نتیجه‌ای جز به باد دادن همان سابقه‌ای که عمری برایش زحمت کشیده شده، نخواهد داشت.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=60615">وقتی سابقه‌ی کارگردان علیه خودش به کار می‌رود!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=60615</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اقبال خیره‌کننده به آخرین «جیمزباند»، سینمای عامه‌پسند، منافع ملی، هنر و تجربه، و چند داستان دیگر!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=60277</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=60277#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 02 Nov 2015 07:44:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[سینمای جهان]]></category>
		<category><![CDATA[اسپکتر]]></category>
		<category><![CDATA[تجربه]]></category>
		<category><![CDATA[جیمز باند]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سینمایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=60277</guid>
		<description><![CDATA[<p>درحالیکه سینماگر ایرانی را با سینمای «هنر و تجربه» مشغول کرده‌اند و او مستانه و جاهلانه به فراری دادن تماشاگر عام افتخار می‌کند تاز‌ه‌ترین نسخه سری فیلمهای جیمز باند هنوز هم با گذشت بیش از دو دهه از پایان جنگ سرد سیل عظیم تماشاگران سینما در جهان را به سالنها می‌کشد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=60277">اقبال خیره‌کننده به آخرین «جیمزباند»، سینمای عامه‌پسند، منافع ملی، هنر و تجربه، و چند داستان دیگر!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> &#8211; درحالیکه مدیران سینمایی بخش عمده ای از توان سینماگر ایرانی را با سینمای به اصطلاح هنر و تجربه ناظر بر جشنواره های خارجی مشغول کرده اند و با این رویکرد سینمای ایران از بیشتر ژانرها تهی و بی نصیب شده و به دنبال آن مدیران سینمایی نیز مستانه به روند فراری دادن تماشاگر عام از سالنها افتخار می کنند آنسوی آبیها محصول داغ و تازه ای به نام اسپکتر را روانه سینماهای جهان کرده اند. تازه ترین نسخه سری فیلمهای جیمز باند هنوز هم با گذشت بیش از دو دهه از پایان جنگ سرد سیل عظیم تماشاگران سینما در جهان را به سالنها می کشد.</p>
<p style="text-align: justify;">درحالیکه استقبال حیرت انگیز از تریلر حادثه ای اسپکتر در سینماهای جهان چشم ها را به خود خیره کرده است. یادآوری این جمله چند ماه قبل از زبان رئیس سازمان سینمایی که با سرافرازی و غرور تاکید کرد «جهان سینمای ایران را با هنر و تجربه می شناسد» ذکری ملال آور است.</p>
<p style="text-align: justify;">موضوع سینما و منافع ملی در سینمای ایران مبحث جدیدی نیست اما بیش از همه این مبحث در سینمای غرب از ابتدا نهادینه شده و به طور خودکار عمل می کند. اما سینماگر ایرانی هنوز می انگارد فیلم خوب آن است که با وجود اینکه بودجه اش را دولت پرداخت کرده است به منافع ملی و مسائل اصلی مردم بی اعتنا باشد و به اصطلاح سفارشی نباشد و در عین حال ضد فصه باشد، ساده ترین حرفها را پیچیده بزند و قهرمان هم نداشته باشد، تا محبوب محافل هنری روشنفکری شود.</p>
<p style="text-align: justify;">سینماگر ایرانی از ترس برچسب سفارشی نخوردن همواره اثری تولید می کند که اتیکت روشنفکری داشته باشد چون قرار نیست فیلم او را مردم ببینند و هزینه اش توسط مردم برگردد.</p>
<p style="text-align: justify;">اما سینمای غرب هنوز با سرافرازی جمزباند می سازد و به آن افتخار می کند و آنقدر هم خوب می سازد و خوب برایش تبلیغ می کند که بلیطهای ۶ صبح آن نیز از ماهها قبل به فروش می رسد.</p>
<p style="text-align: justify;">مجموعه فیلم‌های جیمز باند، ماجراهای مامور از خود خاطرجمع و بسیار بااستعداد بریتانیایی از سال ۱۹۶۲ با &#8220;دکتر نو&#8221; آغاز شد. اولین بار شان کانری نقش مامور ۰۰۷ را بازی کرد و پس از او جرج لازنبی، راجر مور، تیموتی دالتون، پیرس برازنان و اکنون کریگ &#8211; برای چهارمین بار &#8211; در این نقش ظاهر شده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #ff0000;">استفاده از عناصر اصلی یک سینمای عامه پسند</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">«اسپکتر» یا «شبح» بیست و چهارمین فیلم از سری فیلم‌های جیمز باند است که توسط سام مندس کارگردانی و در حال حاضر در سینماهای جهان در حال اکران است. در این تریلر سینمایی، دنیل کریگ برای چهارمین بار نقش مامور ۰۰۷ را بازی می کند.</p>
<p style="text-align: justify;">اسپکتر که در زبان انگلیسی خلاصه شده عنوان مدیریت ویژه ضدجاسوسی، تروریسم، انتقام و اخاذی است، نام یک سندیکای خیالی بین‌المللی جنایی است که مرد شماره یک آن ارنست استاورو بلوفلد است.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2015/10/spectre2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-60284" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2015/10/spectre2.jpg" alt="spectre2" /></a></p>
<p style="text-align: justify;">این فیلم تریلری هیجان انگیز است که در آن از تعلیق، کشش و هیجان به عنوان عناصر اصلی یک سینمای عامه پسند استفاده شده‌است.</p>
<p style="text-align: justify;">آغاز تولید سری فیلمهای تماشاگر پسند جمز باند محصول دوران جنگ سرد است. مقطعی که حجم عظیمی از فیلم‌ها چه در آمریکا، انگلیس و چه در سایر کشورهای غربی علیه دشمنان استراتژیک آن زمان یعنی اردوگاه کمونیستی شوروی ساخته می شد.</p>
<p style="text-align: justify;">در واقع غرب باشناخت و تسلط بر ذات سینما بهترین استفاده را از این پدیده قرن بیستم به نفع منافع ملی و رویکردهای راهبردی اش می برد و بسیار هوشمندانه استراتژیک ترین حرف ها را در دل سینمای عامه پسند می زند.</p>
<p style="text-align: justify;">درحالیکه سینماگر ایرانی را سالهاست با سینمای به اصطلاح «هنر و تجربه» مشغول کرده اند و او مستانه  به فراری دادن تماشاگر عام افتخار می کند. جمز باند هنوز هم با گذشت بیش از دو دهه از پایان جنگ سرد جواب می دهد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #ff0000;">بازیگرانی که محبوبترین ها در جهان هستند</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">بسیاری از فیلمسازان مطرح آمریکا طی شکل گیری پدیده ای به نام سینما در زمینه استفاده از این پدیده به سود منافع ملی و علیه دشمن خارجی ورود کردند و شخصیت‌های محبوبی نیز به واسطه این فیلم‌ها خلق شد. از جاسوسی به اسم جیمز‌باند فیلم‌های زیادی ساخته شد و شخصیت‌هایی که به جای جیمز‌باند بازی کرده و می‌کنند مانند شان کانری، راجر مور و پیرس برازنان به یکی از محبوب‌ترین بازیگران تاریخ سینما تبدیل شده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">ساخت چنین فیلم‌هایی در آمریکا طی دوران اولیه شکل گیری سینما به یک مانیفست و یک روال معین تبدیل شد. آثار سینمایی طبق این روال باید بر علیه دشمنی که برایشان فرض شده است، ساخته می شدند. سینمایی که در غرب برای آن بودجه تعریف شد و فیلمسازان بعضا داوطلب ورود به آن بوده و هستند.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2015/10/spectre3.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-60285" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2015/10/spectre3.jpg" alt="spectre3" /></a></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #ff0000;">در همچنان بر پاشنه سینمای ضد فصه و ضد قهرمان می چرخد</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">در زمانه ای که زمزمه سینما رو به موت است و در درحال اختضار است بر زبان بخشی از سینماگران به واسطه بی رغبتی تماشاگران برای رفتن به سینما جاری است و این روند منجر به یک بحران جدی در سینمای ایران شده است همچنان سیاستهای سازمان سینمایی کشور بر پاشنه همان رویکردهای ضد قصه و ضد قهرمان می چرخد.</p>
<p style="text-align: justify;">در حالیکه سینمای ایران هنوز در فضای هنر و تجربه ای این روزها که به راهبرد مدیران سینمایی وزارت ارشاد تبدیل شده، آثاری چون اسپکتر که هدف قرار دادن تماشاگر عام ساخته شده جهانیان را به بزم و ضیافتی رویایی دعوت می کند.</p>
<p style="text-align: justify;">این روزها با سروصدای جمز باند جدید در سینماها ذکر این نکته ی بارها گفته شده ضروری است که متاسفانه در حالیکه مردم ایران سالهاست که با سیاستهای انحرافی مدیران از نعمت نشستن بر روی صندلیهای سینما و خیره شدن به قاب نقره ای برای تماشای رویاهای خود بی نصیب مانده اند و خیل عظیم سینماگران وطنی برای آنها سوغاتی جز بازتاب ناامیدی و سیاهی مبالغه شده از مشکلات روزمره شان ندارند، نمونه ای سینمایی چون آخرین نسخه از سری فیلمهای همیشه موفق جمز باند قد علم کرده است و با زرق و برق افسانه ای خود که برآمده از رعایت قواعد و بهره بردن از جوهره و ذات سینما است خودنمایی می کند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #ff0000;"> ساختار ، تفکر و مدیریت سینمای ایران ضد مخاطب عام</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">امروز ناله سینماگران ایرانی از خطر نابودی سینما به واسطه بحران تماشاگر بیش از پیش بلند است و آثار سینمایی عامه پسند باید به طور جدی مورد واکاوی اندیشه ورزان سینمایی و فیلمسازان کشور قرار گیرد.</p>
<p style="text-align: justify;">ساختار, تفکر و مدیریت سینمای ایران به لحاظ رویکردهای روشنفکرمآبانه اصولا زمینه های ورود و تجربه فیلمسازان به سینمای پرمخاطب را سلب کرده است.</p>
<p style="text-align: justify;">یکبار دیگر با نمایش جهانی فیلمی چون اسپکتر و جلب نگاههای تماشاگر جهانی به این فیلم توجه دادن سینماگر ایرانی به آثاری که در جهان به واسطه رعایت قواعد سینما در فرم، ساختار و محتوا با اقبال تماشاگر مواجه می شوند ضرورتی انکارناپذیر به نظر می رسد.</p>
<p style="text-align: justify;">بیان اینکه سینمای ما بضاعت ساخت چنین آثاری را ندارد ادعایی تکراری است که می تواند ناشی از نوعی نگاه و اندیشه انحرافی به سینما قلمداد شود.</p>
<p style="text-align: justify;">باشد که روزی سینماگران ما هم به جوهره اصلی سینما و راز ماندگار ارتباط با مخاطب عام اشراف و اعتقاد یابند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=60277">اقبال خیره‌کننده به آخرین «جیمزباند»، سینمای عامه‌پسند، منافع ملی، هنر و تجربه، و چند داستان دیگر!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=60277</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هنر، تجربه و چند داستان دیگر&#8230;/ آیا «هنر و تجربه» در مسیر اصلی خود گام برمی‌دارد؟</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=59379</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=59379#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 13 Oct 2015 11:39:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر]]></category>
		<category><![CDATA[اعترافات ذهن خطرناک من]]></category>
		<category><![CDATA[تجربه]]></category>
		<category><![CDATA[حسین ساعی منش]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و تجربه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=59379</guid>
		<description><![CDATA[<p>اگر «هنر و تجربه» بخواهد به زور، به عنوان الگوی سینمای ایران معرفی شود و شعار «چهارپا خوب، دوپا بد» را به «چهارپا خوب، دوپا بهتر» بدل کند و استعدادهای بالقوه سینمای عامه‌پسند را ببلعد، معلوم نیست در آینده چه بلایی سر همین سینمای نصفه و نیمه بیاید.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=59379">هنر، تجربه و چند داستان دیگر&#8230;/ آیا «هنر و تجربه» در مسیر اصلی خود گام برمی‌دارد؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>سوره سینما- <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%B4">حسین ساعی منش: </a><strong> «اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر»: فرم‌گرایی با سس تارانتینو!</strong></p>
<p>همه چیز به این بستگی دارد که شهرام مکری را به عنوان یکی از نوگراترین سینماگران ایرانی، تا چه حد جدی بگیریم. به این بستگی دارد که فیلم‌هایش را چطور ببینیم. آیا صرفا به خاطر این‌که ایده فرمی تجربه نشده‌ای دارند، باید جور دیگری به آن‌ها نگاه و همه جزئیاتش را تحت یک منطق جدید توجیه کرد؟ یا این‌که باید درکنار تمجید از آن خلاقیت فرمی، به ایرادهای ابتدایی و واضح آن‌ها هم اشاره کرد؟</p>
<p>مساله این است که دو فیلم بلند مکری، علیرغم فضای منحصر به فردی که می‌سازند، نمی‌توانند منطق جدید و مختص خود را ایجاد کنند؛ مثلا بازی‌های تصنعی بازیگران دو فیلم، در فضاسازی آن توجیه نمی‌شوند و در پیش‌برد قصه و شخصیت‌پردازی تاثیری ندارند و کاملا یک «ضعف» محسوب می‌شوند. علاوه بر این، مشکل دیگری که در فیلم اول مکری، «اشکان،انگشتر متبرک و چند داستان دیگر» به چشم می‌خورد و البته موجه هم نیست، چیده‌شدگی بیش از حد آن است که از اثر بیرون می‌زند و ارتباط مخاطب با فیلم را در حد مشخصی، متوقف می‌کند. به‌طوری که مخاطب، بعد از مدتی، کاملا دست فیلمنامه‌نویس را حس می‌کند که دارد این حوادث را به این شکل می‌چیند و به هم ربط می‌دهد.</p>
<p>با این همه اما تمجید نکردن از «اشکان،&#8230;»، مخصوصا به عنوان یک فیلم اول، تقریبا غیرممکن است؛ شخصیت‌ها به خوبی معرفی می‌شوند، قصه بدون تعلل پیش می‌رود و فضاسازی هم معقول است. فیلمساز به خوبی توانسته بین فیلم‌های خارجی مورد علاقه‌اش و «غربی»نشدن کلیت فیلمش، تعادل ایجاد کند. ضمن این‌که آن‌قدر هم غرق ارجاع دادن به فرامتن و هم‌چنین شیفته متفاوت بودن نحوه روایتش نمی‌شود که اصل قصه‌اش را از یاد ببرد.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2015/10/ashkan-angoshtar.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-59382" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2015/10/ashkan-angoshtar.jpg" alt="ashkan-angoshtar" /></a></p>
<p>اما مهم‌ترین ویژگی فیلم را شاید بتوان تلاشش، برای جلب نظر مخاطب عام دانست. فیلم، قصه جذابی تعریف می‌کند- طرح و اجرای یک نقشه دزدی توسط دو نابینا- و کاملا مشخص است که علاقه‌مند است که کنجکاوی مخاطب غیرحرفه‌ای را برانگیزد و او را تا پایان، با قصه همراه کند. فیلمساز به وضوح، تجربه‌های نو در فیلمسازی را مغایر با جذب تماشاگر نمی‌داند و بعید است خالی بودن سالن‌های نمایش فیلمش را به «هنری»بودن آن تعبیر کند.</p>
<p>به نظر می‌رسد که فیلمساز به دنبال ارتباط دادن مخاطب، با تجربه‌گرایی خودش باشد: حتی تقاطع داستان‌های (ظاهرا) جداگانه فیلمش هم طوری نیست که مخاطب بیگانه با روایت‌های غیرخطی سینمای جهان را سر در گم کند و او را پس بزند.</p>
<p>با تمام این‌ها، هم‌چنان آن ایرادی که در ابتدا گفته شد، به جای خود باقی است. اگر دیالوگ‌های آن سرباز را درباره «تقدیر» جدی بگیریم و به دنبال یافتن ارتباطی سینمایی بین آن حرف‌ها و اسلوب روایت داستان‌های فیلم باشیم، احتمالا از درنیامدن این ارتباط، سرخورده شویم و فیلم را «اسیر گزافه‌گویی‌های روشنفکرانه» بدانیم.</p>
<p><strong>* «اعترافات ذهن خطرناک من»: روز شیطان</strong></p>
<p>سومین فیلم بلند هومن سیدی از یک نظر، روی دیگر سکه «اشکان،&#8230;» مکری است: حتی اگر خوش‌بین هم باشیم، نمی‌توانیم آن را «فیلم خوب»ی قلمداد کنیم. اما در همین حال ویژگی‌هایی دارد که قابل توجه است؛ فیلم، برای کارگردانش، یک قدم بزرگ رو به جلوست. دیگر نه از آن جسارت بی‌توجیه «سیزده» (که اکران معمولی داشت) خبری هست و نه از پیام‌زدگی انتهایی آن، نه خشونت بی‌دلیل و افراطی اثر قبلی دیده می‌شود و نه آنارشیسم افراطی، هر چه هست- که البته خیلی هم شدید نیست- مربوط به آن چیزی است که آدم‌های فیلم و قصه‌شان اقتضا کرده. فضا هم‌چنان آمریکایی و غیرایرانی است اما مختصات خودش را هم دارد.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2015/10/eterafat.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-59384" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2015/10/eterafat.jpg" alt="eterafat" /></a></p>
<p>مهم‌تر از همه این‌که داستان فیلم، با یک موقعیت سوال‌برانگیز شکل می‌گیرد- که از این جهت، فرسنگ‌ها از «سیزده» جلوتر است و با «آفریقا» هم که اصلا قابل مقایسه نیست- این‌که چرا فرهاد در چنین موقعیتی گیر افتاده و آن چیزی که فراموش کرده چیست؟ درست است که گره‌گشایی فیلم، «جمع‌بندی» قابل قبول برای فیلم نیست، اما سوال ایجاد شده، حداقل این قابلیت را دارد که مخاطب را تا انتها کنجکاو نگه دارد.</p>
<p>در کنار این‌ها، فیلم از یک کاراکتر جذاب هم بهره‌مند است که علیرغم حضور اندکش، جذابیت زیادی ایجاد می‌کند؛ همسر فرهاد، زن نیمه‌دیوانه‌ای که در تیمارستان است، نقشه‌ها را خورده و هر روز یکی را بیرون می‌کشد و به فرهاد تحویل می‌دهد، تنها اوست که به فکر فرهاد است و فقط صدای اوست که از خاطر فرهاد نمی‌رود. با وجود سوالاتی که می‌شود درباره کارکرد و تاثیر این کاراکتر در روند قصه مطرح کرد و حتی تا حدودی فلسفه بودنش را زیر سوال برد، صرف طراحی و حضور یک کاراکتر غریب و جالب، آن هم در سینمای ایران که بین شخصیت‌های شبیه به هم محاصره شده، می‌تواند غنیمت به‌شمار بیاید و جذابیت کمتر دیده‌شده‌ای را عرضه کند.</p>
<p>و صد البته که هیچ‌کدام از این محاسن، نمی‌توانند به تنهایی- یا حتی بعضا در کنار هم- فیلمی را تبدیل به «فیلم خوب»ی کنند.</p>
<p><strong>* «هنر و تجربه»: یک بام و دو هوا</strong></p>
<p>سال‌هاست که در سینمای ما تعدادی فیلم خاص تولید می‌شود. فیلم‌هایی که به خاطر رویکرد غیرمعمولشان، در بهترین حالت، در جشنواره‌ها موفق می‌شوند و جایزه می‌برند، اما رنگ اکران عمومی را به خود نمی‌بینند. به خاطر این‌که احتمالا این فیلم‌ها با اقبال عمومی مواجه نخواهند شد و اکران گسترده‌شان تقریبا بیهوده خواهد بود و صرفا تعدادی سالن را اشغال خواهد کرد- البته فعلا کاری به این نداریم که «خاص» بودن این آثار، به فرم نامتعارفشان برمی‌گردد یا به ناتوانی سازندگانشان در ساختن یک فیلم سرگرم‌کننده و عامه‌پسند- مسئله اما این است که طی این سال‌ها چند بار کارهایی به قصد اکران این فیلم‌ها شد که اغلب بی‌نتیجه ماند، تا این‌که کمی بیش از یکسال قبل، دوباره بستری مهیا شد که این فیلم‌ها تحت عنوان «گروه هنر و تجربه» اکران محدود شوند.</p>
<p>طرح هنر و تجربه تا به امروز دوام آورده و به نظر می‌رسد منظم‌تر و نتیجه‌بخش‌تر از طرح‌های قبلی برای اکران فیلم‌های مخاطب خاص بوده است. نفس این کار هم به‌خودی‌خود، کاملا منطقی و معقول است. به خاطر این‌که تماشاگر محدود این آثار نیز که احتمالا موقعیت تماشای این فیلم‌ها را در جشنواره ندارند فرصتی پیدا می‌کنند که آن‌ها را تماشا کنند. (البته فعلا به این کاری نداریم که حمایت‌های دولتی از این گروه چقدر است و حد و مرز این حمایت تا کجا باید باشد.)</p>
<p>اما با این‌همه به نظر نمی‌رسد مساله به همین شکل منطقی باقی مانده باشد. نگاه به همین دو فیلم مورد اشاره در بندهای فوق و توجه به این‌که هر دو در گروه هنر و تجربه اکران شده‌اند، اهداف اولیه تشکیل این گروه را، به شدت با چالش روبرو می‌کند.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2015/10/honar-o-tajrobeh2.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-59385" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2015/10/honar-o-tajrobeh2.jpg" alt="honar-o-tajrobeh2" /></a></p>
<p>هر دو فیلمساز، همان‌طور که گفته شد، به فکر به‌کارگیری مولفه‌های عامه‌پسند در اثرشان بوده‌اند. پس- حداقل در این دو اثر- نسبت به مورد توجه قرار گرفتن فیلمشان بی‌تفاوت نبوده‌اند و طبعا اگر فرصت اکران و تبلیغ برایشان فراهم شود، استقبال خواهند کرد، اما در کمال تعجب، هر دو به گروه هنر و تجربه می‌روند و در کل کشور، با زیر ده سالن اکران می‌شوند. چرا؟ شاید دلیل چندان پیچیده‌ای نداشته باشد؛ در مواجهه با فیلم هشت سال درصف اکران مانده‌ای که از قضا کارگردان آن، سازنده موفق‌ترین فیلم گروه هنر و تجربه بوده، ساده‌ترین راه این است که فیلم قبلی را هم در همان گروه اکران کنیم تا وصله «نادیده گرفتن فیلمسازان جوان» هم بهمان نچسبد و با این رویکرد هیچ بعید نیست که از این پس، نام مکری قرین «هنر و تجربه» شود و آینده حرفه‌ای نامعلومی برایش رقم بخورد.</p>
<p>فیلم اول مکری یک نمونه است. مسئله این است که به این ترتیب و با این روند گروه هنر و تجربه، جوانهایی که در ساخت آثار ابتدایی‌شان نیم‌نگاهی هم به جذب مخاطب و سینمای مردمی دارند، استعدادشان در جذب مخاطب، به هدر می‌رود و شاید از این پس هم، تحت همین شرایط عجیب، مسیر دیگری را در پیش بگیرند. آن هم در شرایطی که کمبود چنین فیلم‌ها و فیلمسازهایی کاملا محسوس است.</p>
<p>اصلی که گروه هنر و تجربه بر پایه آن شکل گرفته، هم‌چنان معقول است و این گروه باید طبق همان اصل و البته تا زمانی که فیلم‌های مختص خودش تولید می‌شوند، به کار خود ادامه دهد. اما اگر بخواهد به زور، به عنوان الگوی سینمای ایران معرفی شود و شعار «چهارپا خوب، دوپا بد» را به «چهارپا خوب، دوپا بهتر» بدل کند و همانطور که گفته شد، تبعیدگاه بعضی فیلم‌های خاص شود و استعدادهای بالقوه سینمای عامه‌پسند را ببلعد، معلوم نیست در آینده چه بلایی سر همین سینمای نصفه و نیمه بیاید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=59379">هنر، تجربه و چند داستان دیگر&#8230;/ آیا «هنر و تجربه» در مسیر اصلی خود گام برمی‌دارد؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=59379</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>۱۳۰ فیلم ۳۱۰ هزار بلیط؛ آمار «هنر و تجربه» در یکسال</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=59021</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=59021#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 06 Oct 2015 06:48:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[تجربه]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و تجربه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=59021</guid>
		<description><![CDATA[<p>طی یکسال گذشته به رغم نمایش ۱۳۰ عنوان فیلم در گروه «هنر و تجربه» و انجام هزینه‌های مختلف، تنها ۳۱۰ هزار مخاطب به تماشای فیلم‌های اکران شده در این گروه سینمایی نشستند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=59021">۱۳۰ فیلم ۳۱۰ هزار بلیط؛ آمار «هنر و تجربه» در یکسال</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<div class="body">
<p><span class="lead">طی یکسال گذشته به رغم نمایش ۱۳۰ عنوان فیلم در گروه «هنر و تجربه» و انجام هزینه‌های مختلف، تنها ۳۱۰ هزار مخاطب به تماشای فیلم‌های اکران شده در این گروه سینمایی نشستند.</span></p>
<p>به گزارش <a href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> به نقل از روابط عمومی گروه سینمایی «هنر و تجربه»، این گروه طی یکسال گذشته ١٣٠ عنوان فیلم سینمایی در قالب های مختلف سینمای مستند، کوتاه و انیمیشن اکران کرده است و ٣١٠ هزار مخاطب به تماشای فیلم های اکران شده نشستند و ضریب بهره وری از ظرفیت صندلی سینماهای این گروه سینمایی نزدیک به ٢۵ درصد بوده و فروشی نزدیک به ٢٠ میلیارد ریال داشته است.</p>
<p>همچنین این گروه سینمایی در مدت یکسال گذشته ٢۴۶ فیلم سینمایی را بازبینی کرده است که از این تعداد ١٧٨ فیلم مستند، ٣٠٢ فیلم کوتاه و ٢٠ فیلم انیمیشن بوده اند.</p>
<p>ظرفیت سینماهای در اختیار این گروه سینمایی ۶٢٠ صندلی ثابت از مجموع ١۴٠ هزار صندلی موجود در سینماهای فرهنگ، کوروش، موزه سینما و هویزه مشهد است. همچنین ٣۵٠ صندلی دیگر با افزایش ٢ سالن غیر سینمایی سالن های خانه هنرمندان و سوره اصفهان بوده است.</p>
<p>روابط عمومی گروه سینمایی «هنر و تجربه» در پایان این گزارش از اهالی رسانه برای همراهی در یکسال گذشته تشکر کرده و یادآور شده که جزئیات عملکرد فعالیت یک ساله گروه سینمای «هنر و تجربه» را به تفکیک بخش های ارزیابی و نمایش فیلم های سینمایی ارائه خواهد داد.</p>
</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=59021">۱۳۰ فیلم ۳۱۰ هزار بلیط؛ آمار «هنر و تجربه» در یکسال</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=59021</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>صمدی: بی توجهی به سینمای داستان‌گو بی‌عدالتی است</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=58854</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=58854#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 03 Oct 2015 09:13:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[تجربه]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و تجربه]]></category>
		<category><![CDATA[یدالله صمدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=58854</guid>
		<description><![CDATA[<p>یدالله صمدی کارگردان پیشکسوت سینمای ایران در آستانه اولین سالگرد تأسیس گروه سینمایی «هنر و تجربه» گفت: بدنه سینمای ایران به شدت ضعیف است و بی توجهی مدیران به سینمای داستان گو و بدنه عین بی عدالتی است. </p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=58854">صمدی: بی توجهی به سینمای داستان‌گو بی‌عدالتی است</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><span class="lead">یدالله صمدی کارگردان پیشکسوت سینمای ایران در آستانه اولین سالگرد تأسیس گروه سینمایی «هنر و تجربه» گفت: بدنه سینمای ایران به شدت ضعیف است و بی توجهی مدیران به سینمای داستان گو و بدنه عین بی عدالتی است. </span></p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> &#8211; کارگردان فیلم سینمایی «پدر آن دیگری» در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود:‌ هر جریانی که بخواهد به سینما عامه پسند، داستان گو و مردمی آسیب برساند، جریانی غلط است که دلسوز سینمای ایران نیست؛ سینمای داستان گو متعلق به عامه مردم است و ما فیلمسازان هم تنها برای مردم فیلم می سازیم و می خواهیم که آن ها از دیدن فیلم های ما لذت ببرند نه اینکه از سینما گریزان و فراری شوند.</p>
<div class="body">
<p>وی با تاکید بر اینکه تولید فیلم های خاص به صورت محدود نیز برای اقلیت های مردمی لازم و ضروری است اظهار داشت: این امر نباید به صورتی پیش برود که برخی افراد بخواهند کلیت سینمای کشور را به این سمت و سو برانند. آنچه وظیفه مدیران سینمای کشور است ترویج فیلمسازی داستان گو و عامه پسند است و آن ها باید بیش از هرچیز دیگری به این نوع سینما گرایش داشته باشند.</p>
<p>صمدی در ادامه خاطرنشان کرد: متاسفانه آنچه امروز شاهدیم نمونه عدالت نیست؛ در زمانه ای که بسیاری از فیلم های سینماگران شاخص کشور پشت درهای اکران مانده اند و با بسیاری از تهیه کنندگان و کارگردانان در بخش مالی سینما تسویه حساب مالی صورت نگرفته، اینکه بخواهند به گونه سینمایی خاص توجه نشان دهند و مبالغ هنگفتی را برای آن خرج کنند عاری از عدالت است.</p>
<p>کارگردان فیلم سینمایی «دو نفر و نصفی» افزود: سینمای «هنر و تجربه» تنها بر اساس دغدغه شخصی و ذهنی فیلمسازان شکل گرفته و برای عامه مردم خالی از هرگونه جذابیتی است؛ ما فیلمسازان سینما آموخته ایم که در سینما نباید به حرف های خودمان فکر کنیم و تنها باید به فکر و سلیقه مخاطبان مان بیندیشیم و بر اساس آن اقدام به فیلمسازی کنیم.</p>
<p>این فیلمساز پیشکسوت سینما سپس تصریح کرد: من یقین دارم که دلبستگی به جشنواره های خارجی تنها عامل تاسیس گروه سینمایی «هنر و تجربه» بوده است. متاسفانه طی سال های اخیر گرایش فیلمسازان و مدیران سینمای کشور به جای ارتقای سینمای داخلی به سمت و سوی سینمای جهانی سوق پیدا کرده که امری غلط و اشتباه است.</p>
<p>وی در خاتمه این گفتگو افزود:‌ مدیران سینمای کشور ظاهرا به شدت مجذوب جشنواره های جهانی شده اند و همین مساله باعث شده که به ذهن برخی فیلمسازان رسوخ کرده تنها به تولید فیلم هایی که از جنس مردم نیستند فکر کنند.</p>
</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=58854">صمدی: بی توجهی به سینمای داستان‌گو بی‌عدالتی است</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=58854</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سکته خفیف! / وقتی دست به پیچیده‌نمایی بی‌حاصل می‌زنیم!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=58624</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=58624#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Sep 2015 09:17:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[اعترافات ذهن خطرناک من]]></category>
		<category><![CDATA[تجربه]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حائری]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و تجربه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=58624</guid>
		<description><![CDATA[<p>تعجبِ ما از مالیخولیا به خودیِ خود، مزیتی برای یک فیلم نیست. این مالیخولیا باید در جهتی باشد. در حالیکه این فیلم حتی در جهتِ پوچی هم قدم بر نمی‌دارد و همانطور که اشاره شد، در میانه‌ی تردیدِ راه باقی مانده است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=58624">سکته خفیف! / وقتی دست به پیچیده‌نمایی بی‌حاصل می‌زنیم!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> &#8211; <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%A7%D8%A6%D8%B1%DB%8C">محمد حائری</a>:</strong> «اعترافات ذهن خطرناک من» با شروعی که دارد، طعمی غریب و دوگانه را به زیرِ زبان می‌آورد. همه چیز گام به گام به سمتِ خلقِ اثری متفاوت است. وقتی گره‌ها پدید می‌آیند، ذهن را مشغول می‌کنند. وقتی سیامک صفری پا به مِلکِ آتش گرفته‌اش می‌گذارد، مخاطب را به شور می‌آورد. وقتی عباس غزالی از سیامک صفری می‌گریزد، آدرنالینِ خون به جنب و جوش می‌افتد. امّا همه‌ی این‌ها به ناگهان فرو می‌ریزد.</p>
<p>سازنده به جای باز کردنِ گره‌ها، آن‌ها را پیچیده‌تر می‌کند تا پایانِ انتهایی غافلگیر کننده‌تر باشد. و به این ترتیب، فیلم مسیری را که شروع کرده، ادامه نمی‌دهد و در پیچ و تاب‌هایش غرق می‌شود.</p>
<p>بیایید یک لحظه، مفاهیمِ پُست مدرن و تلقیاتِ عجیب و غریب (و‌گاه گزافه) را از سَرِ این فیلم باز کنیم. ما در حالِ دیدن و فکر کردن به یک فیلم هستیم، متونِ مقدس در مقابلمان نیست که اینچنین دست به رمزگشاییِ آن بزنیم!</p>
<p>فیلم ساده‌تر از آن است که گنجی نهان در خودش داشته باشد. ماجرا، آنچنان که به ما نمایانده می‌شود، پیچیده نیست. یک قاچاقچی توسطِ همدستانش دور زده می‌شود. همدستان برای پی بردن به مکانِ مواد‌ها، یک بازی طراحی می‌کنند تا قاچاقچی با فراموشی، مُقُر بیاید. مخاطب در میانه‌ی ماجرا، در جریانِ قصه قرار می‌گیرد و در‌‌ همان میانه نیز فیلم به پایان می‌رسد. بنابراین، با یک بُرِش از داستانی روبرو هستیم که قبل و بعد از فیلم ادامه دارد. آنچنان که مشاهده کردید، فیلم در ذاتِ خود، پیچیدگی ندارد؛ و از این‌رو صحبت از ژیل دلوز و تحلیل‌های پُر طمطراق، چیزی جز چسباندنِ تعدادی مفهومِ غامض به یک فیلمِ ساده نیست.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2015/09/eterafat2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-58629" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2015/09/eterafat2.jpg" alt="eterafat2" /></a></p>
<p>با فضایی که ترسیم شد، می‌توان به این نتیجه رسید که «اعترافات ذهن خطرناک من» پیچیده‌نماست و بیننده را می‌فریبد. امّا نکته‌ی مثبت در اینجاست که خبری از فریبندگی نیست. سازندگان، یک بازی ساده را شروع می‌کنند و با تَردَستی، مخاطب را به وجد می‌آورند. امّا به او رودَست نمی‌زنند. علی رغمِ این رویه‌ی مثبت، فیلم نتوانسته به استانداردهای بالاتری برسد و «اعترافات ذهن خطرناک من» مسیری را که شروع کرده، به پایان نمی‌برد.</p>
<p>یکی از دلائلِ این اتفاق، عنصرِ پیچیدگی و غافلگیری است. سازندگان، چنان به پیچیدگی‌ها اندیشیده‌اند که از گره‌گشایی بازمانده‌اند. شاید ادعا شود که چنین فیلمی می‌خواهد مخاطب را در سردرگمی نگاه دارد تا سرگشتگیِ شخصیت اصلی به مخاطب نیز سرایت کند. فارغ از بحث بر سَرِ چراییِ چنین عملی از سوی یک هنرمند؛ «اعترافات ذهن خطرناک من» چنین هدفی را محقق نمی‌کند و گره افکنی‌های آن به حدی هست که از چنین موضوعی دور شود. داستان در میانه‌ی دو راهی مانده است. نه می‌خواهد تمامِ گره‌ها را باز کند و نه سردرگمی را می‌طلبد. مشکل در همین جاست. فیلم راهِ خود را انتخاب نمی‌کند و در دو راهی می‌ماند و انتظار دارد که ادامه را ما در ذهنِ خود بسازیم. چنین رویکردی ممکن است که بر روی کاغذ بی‌نظیر باشد. امّا در حاصلِ تصویری که می‌بینیم، چیزی جز ناتوانیِ سازنده در انتخابِ مسیری مطمئن برای فیلمش نیست.</p>
<p>یکی از مسائلی که باعث می‌شود، فیلم مطمئن نشان داده نشود و لغزندگی در بیانش جاری بوده و گام‌های محکمی نداشته باشد. عدمِ نمایشِ مشخصِ اقلیمِ فیلم است. باید توجه داشت که میانِ جهانی که خلق شده و بی‌مکان است، با بی‌مکانیِ جایی مشخص، تفاوت‌های چشمگیری وجود دارد. متاسفانه سازندگانِ «اعترافات ذهن خطرناک من»، این دو موضوع را خَلط کرده‌اند.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2015/09/eterafat3.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-58630" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2015/09/eterafat3.jpg" alt="eterafat3" /></a></p>
<p>آنان فراموش کرده‌اند که یک فیلم باید خودش بیانگر باشد و برای عرضه‌ی خودش، نباید از دیگری وام بگیرد. آنان می‌خواستند که فیلمی بی‌مکان و بی‌زمان، خلق کنند. امّا در اجرا، آنچه که ما می‌بینیم، بی‌مکانی نیست. بلکه مکانی است که آن را نمی‌شناسیم. ما نمی‌دانیم در حالِ تماشایِ کجا هستیم، اما قطعاتِ آشنایی را در ذهن تصور می‌کنیم. آن هم به این دلیل که مکانی ایرانی همراه با انگاره‌های آمریکایی نشان داده می‌شود.</p>
<p>صحنه‌های مترو را تصور کنید، متروی تهران است همراه با تابلو‌ها و پوسترهای تبلیغیِ عجیب و غریبی که میترا حجار را نشان می‌دهد. پرداختِ پوستر‌ها کاملاً آمریکایی و در واقع تحتِ تاثیرِ نوع تبلیغِ فضای سرمایه‌داریِ آن بلاد است که برای ما ملموس نیست. بنابراین وقتی مخاطب با چنین سکانسی روبرو می‌شود، از یک سو مترو را آشنا می‌یابد، ولی رنگ بندی و تابلو‌ها موجب می‌شود که احساسِ غریبی کند. امّا هیچ کدام از این اتفاقات، خلاقانه نیست؛ بلکه رنگ‌بندی و پوستر‌ها، همچون قطعه‌ای خارج هستند که توی ذوق می‌زنند، همچون قطعه‌ای متال بر رویِ تصنیفِ مرغِ سحر که به جای لذت، تهوع می‌آورد! بنابراین، نتیجه‌ی کار، تصاویری بکر و تامل برانگیز نیست. بلکه کاملاً در هم ریخته و مشوش است.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2015/09/eterafat4.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-58631" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2015/09/eterafat4.jpg" alt="eterafat4" /></a></p>
<p>درست است که ترکیبِ این تصاویر در جای جایِ فیلم، «اعترافات ذهن خطرناک من» را مالیخولیایی می‌کند. امّا از آنجایی که این مالیخولیا حاصلِ ترکیبِ نادرست و بدونِ آشناییِ دقیقِ دو اقلیمِ متفاوت است، در نتیجه عایدیِ آن، توجه مخاطب را به امرِ خاصی در پیِ نمی‌آورد و فقط حیرتی عبث را در پی دارد. حیرتی که‌زاده‌ی جنونی است که از در و دیوارِ فیلم باریده است. تعجبِ ما از مالیخولیا به خودیِ خود، مزیتی برای یک فیلم نیست. این مالیخولیا باید در جهتی باشد. در حالیکه این فیلم حتی در جهتِ پوچی هم قدم بر نمی‌دارد و همانطور که اشاره شد، در میانه‌ی تردیدِ راه باقی مانده است.</p>
<p>«اعترافات ذهن خطرناک من» قالبِ جدیدی را آزموده، امّا هنوز به تمامیِ حدودِ چنین قالبی آگاهی ندارد. از این‌رو چنین مشکلاتی در فیلم رُخ می‌دهد که آن را از یکه بودن دور کرده و به مرحله‌ای گذرا در کارنامه‌ی سازنده‌اش بدل می‌کند.</p>
<p>در سینمای ایران که ضربانِ قلبش، سال‌هاست که خطی ممتد دارد. به سکته‌ای محکم نیاز دارد تا به خود تکانی بدهد. «اعترافات ذهن خطرناک من» در لحظاتی نویدِ سکته‌ای خفیف را ایجاد می‌کند. امّا هیچ‌گاه جریان و تکانه‌ای را در پی نمی‌آورد و خطِ ممتد به راهش ادامه می‌دهد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=58624">سکته خفیف! / وقتی دست به پیچیده‌نمایی بی‌حاصل می‌زنیم!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=58624</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
