<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سوره سینما &#187; شبنم محمودی شرق</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D8%B4%D8%A8%D9%86%D9%85-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%D9%82" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Jun 2026 11:40:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>نگاهی به فیلم سینمایی «سینما شهرقصه»/ این سینمای دوست داشتنی ما</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=128344</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=128344#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 11 Feb 2020 08:38:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[سینما شهرقصه]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌هشتمین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[شبنم محمودی شرق]]></category>
		<category><![CDATA[کیوان علیمحمدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=128344</guid>
		<description><![CDATA[<p>هدف نویسندگان فیلمنامه «سینما شهرقصه» تاثیر سینمای ایران در ادوار مختلف بر ارکان زندگی یکایک ما ایرانیان و حتی تاثیر مثبت بر رخدادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=128344">نگاهی به فیلم سینمایی «سینما شهرقصه»/ این سینمای دوست داشتنی ما</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><u><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></u></strong> <strong> – </strong><strong>شبنم محمودی شرق</strong> <strong>:</strong> «سینما شهرقصه» پنجمین ساخته کیوان علیمحمدی است که اینبار علی اکبر حیدری را جایگزین همکار دیرینش امید بنکدار کرده است. «سینما شهرقصه» روایتش را چند سال قبل از انقلاب شروع می‌کند. زمانی که سر در سینماها را به آتش می‌کشیدند و شعار مرگ بر سینما سر می‌دادند. زمانی که سینما، هنری قبیح و مترادف  با فساد در نظر گرفته می‌شد. در این میان، داوود که تکنسین آپارت سینما و عاشق سینما است دلباخته الهه دختر حاج ابراهیم می شود. و البته حاج ابراهیم هم جزو متدینینی است که مخالف سرسخت سینماست و آن را حرام می داند. قصه عاشقانه داود و الهه با عشق به سینما، تفاوتهای فرهنگی خانواده ها  و تغییر روزگار در یک دوره تقریبا سی ساله به پیش می رود.</p>
<p>سینما پارادیزوی ایرانی شاید بهترین تعبیری باشد که بتوان ان را برای فیلم سینما شهر قصه به کار برد. با این تفاوت که در سینما پارادیزوی تورناتوره عشق یک کودک به سینما روایت می شد اما در سینما شهر قصه دو روایت موازی را شاهد هستیم. یکی مرور تاریخ سینمای ایران از گذشته تا حال با همه فراز و فرودهایی که داشت و دارد و دیگری مرور بخشی از مهمترین ادوار تاریخ معاصر سیاسی ایران از اواخر دهه پنجاه تا پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و غیره.</p>
<p>در هر دو داستان موازی نویسندگان فیلمنامه تاکید احترام آمیزی بر نقش تاثیر گذار سینمای ایران در ادوار مختلف زندگی ایرانیان داشته اند و قصه خود را با مایه های کمرنگ و البته جذاب طنز در هم آمیخته اند. در واقع بنظر می رسد هدف نویسندگان فیلمنامه «سینما شهرقصه» تاثیر سینمای ایران در ادوار مختلف بر ارکان زندگی یکایک ما ایرانیان و حتی تاثیر مثبت بر رخدادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. تاثیری که با مرور و سیر تحول جامعه و شخصیتهای داستان همراه است . گویی سینما به شکلی عضو جدایی ناپذیر زندگی است و به شدت با تار و پور زندگی همه در آمیخته شده است و البته در کنار همه این مسائل ادای دین نویسندگان فیلمنامه به فیلمهای تاثیر گذار و فیلمسازان موثر همه ادوار سینمای ایران را نیز شاهد هستیم طیف متنوعی از فیلمهای عامه پسند تا جشنواره ای تا فرهنگی و مخاطب خاص و غیره و این ادای دین و آمیختگی سینما در زندگی را تا جایی پیش برده اند که در نهایت از یک پدر آپارتچی و تکنسین آپارات به پسری فیلمساز می رسیم و همینجاست که تاکید می کنم «سینما شهرقصه» یک سینما پاردیزوی ایرانی است.</p>
<p>ساختار نیز جالب توجه و قابل تامل است و صحنه های جذاب در فیلم کم ندارد که با بازی خوب و سنجیده بازیگران از حامد کمیلی تا آناهیتا درگاهی و از علی اوجی تا فرخ نعمتی به ویژه بابک کریمی به طیف متنوعی از بازی ها می رسیم که همگی در جهت پیشبرد داستان و دلپذیر بوده اند. در این میان نباید از طراحی صحنه و لباس هوشمندانه و حتی دیالوگهایی منطبق با سیر تاریخی زمانه غافل شد که به بهتر شدن فیلم کمک کرده اند. همچنین اشاراتی به جنگ تحمیلی و تلاش برای تعمیر آپارات یک سینمای نیمه ویران در نزدیکی خط مقدم برای پخش فیلم جهت روحیه دادن به رزمندگان تا مراسم ختم پدر داود که در طبقه بالای منزل جمعی به عزاداری برای مرحوم مشغولند و در زیرزمین همان منزل و در همان زمان جمع دیگری به تماشای یک فیلم هندی محبوب پدر مرحوم داود نشسته اند تا مواجه داود با اعضای کمیته و رفتنش به جبهه و تلاشش برای نزدیک شدن به قهرمانان فیلمفارسی در زندگی همه و همه از بخشهای جذاب و دیدنی سینما شهر قصه اند که در این بین کولاژ صحیحی از نمایش فیلمهای سینمایی ادوار مختلف سینمای ایران همسو با داستان اصلی آن را دیدنی تر ساخته است.</p>
<p>در مجموع معتقدم «سینما شهرقصه» فیلمی از چند عاشق سینماست که به عشق فیلمهای سینمای ایران تقدیم و برای آنها ساخته شده است، همه آنهایی که سینما در زندگیشان رسوخ کرده و با همه پستی و بلندی و فراز و نشیب و خوبی و بدی های سینمای ایران همچنان دوستش دارند و عاشقانه در کنارش هستند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=128344">نگاهی به فیلم سینمایی «سینما شهرقصه»/ این سینمای دوست داشتنی ما</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=128344</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به فیلم سینمایی «من می‌ترسم»/ شیطان‌های درون و دیو صفتان جامعه</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=128171</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=128171#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 09 Feb 2020 14:00:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[بهنام بهزادی]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌هشتمین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[شبنم محمودی شرق]]></category>
		<category><![CDATA[من می‌ترسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=128171</guid>
		<description><![CDATA[<p>خیلی از افرادی که بیرون گود نشسته‌اند و از بالا قضایای جامعه را نگاه می‌کنند و ادعا دارند پاک هستند، اگر به درون وقایع پرتاب شوند چه بسا دیو صفت تر از کسانی هستند که در مذمت آنها سخنرانی می‌کنند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=128171">نگاهی به فیلم سینمایی «من می‌ترسم»/ شیطان‌های درون و دیو صفتان جامعه</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><u><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></u></strong> <strong> – </strong><strong>شبنم محمودی شرق :</strong> «من می‌ترسم» روایت مردی به نام بهمن است که قبلاً و به دلایل سیاسی، به زندان افتاده است. بهمن حالا احساس می‌کند کسی دائم او را تعقیب می‌کند و این سایه ناپیدا، او را تا مغز استخوان ترسانده است. کار و زندگی بهمن طبق روال پیش نمی‌رود و سنگ است پشت سنگ که جلوی پای او سبز می‌شود. در این میان مهاجرت نسیم، دوست بهمن، هم مزید بر علت است تا او را در موقعیتی بحرانی و سخت قرار دهد.</p>
<p>نام چهارمین ساخته بهنام بهزادی، گویای فضایی است که در سرتاسر فیلم شاهد آن هستیم: ترس و هراس های پارانویا گونه ای که دقایق فراوان ذهن بیننده را به خود مشغول می کند و درگیر ذهن فردی می شود که ابتدا به نظر می رسد او هم پارانویا دارد اما بعد مشخص می شود که ترس او کاملا واقعی است و این به نظرم مهمترین نکته مثبت فیلم است: ترس های موهومی که می توانند لباس واقعیت بر تن کنند.</p>
<p>از دیگر سو استفاده متعدد از نماهای هلی شات در خدمت پیام فیلم است که همه انسانها یک شیطان درون دارند که خودشان آن را می پرورانند و خیلی از افرادی که بیرون گود نشسته اند و از بالا قضایای جامعه را نگاه می کنند و ادعا دارند پاک هستند و این دیو درون را کشته اند، اگر از همان بالا به درون وقایع پرتاب شوند چه بسا دیوصفت تر از کسانی هستند که در مذمت آنها سخنرانی می کنند، اتفاقی که برای بهمن شاعر اول فیلم و بهمن شرور و بی رحم و قسی القلب آخر فیلم می افتد و اتفاقا همه این آدم ها به دست همان دیوی که بزرگ شده است از بین می روند درست اتفاقی که برای مهندس ابرقدرت اول فیلم می افتد. آدم های فیلم درست مثل آدم های جامعه امروزی از دیگری که نه از خودشان می ترسند. البته در این میان نباید از کنایه های ریز و درشت کارگردان به جامعه امروز ایران نباید غافل شد درست مثل باور خیلی از مردم که شاعری کار نیست و نان و آب ندارد و به همین دلیل هم بهمن که قدرت چاپ شعرهایش را ندارد کار دیگری برای امرار معاش روزانه برگزیده است.</p>
<p>این محتوای تکراری در فیلم بیان تکراری و نخ نمایی ندارد و کارگردانی قابل قبول و میزانسن های نسبتا درست هم نمایانگر آن است که کارگردان پشت دوربین سینما را می شناسد و دیدگاهی تازه به ساخت فیلم اجتماعی دارد و  بلد است فیلمی بسازد که با قواعد کارگردانی جور باشد. اما این همه داستان ساخت یک فیلم اجتماعی نیست. شخصیت پردازی در این فیلم قوی نیست و اتفاقاتی که رخ می دهد تا یک جوان شاعر لطیف را به فردی تبدیل کند که از جایگاه یک فرشته به ته خط شیطان بودن برسد خیلی پرداخت شده نیست و نقاط تاریک فراوان دارد و توجه به این نکته ضروری است که همه بار شخصیت پردازی در داستان را دیالوگ های شنیدنی نمی تواند پر کند. اینکه ابزار قدرت امروزه در دست شبکه های مجازی است و همین قدرت می تواند هیولاها را هیولاتر کند و به قشر متوسط ضعیفی که کاری به کار کسی ندارد آسیب های جدی بزند، معضل اجتماعی بزرگی است که جای پرداخت بیشتری دارد و مسلما نشان دادن استفاده نادرست و ابزاری همین فضاهای مجازی باید بگونه ای باشد که بیننده بپذیرد باید از هرچیزی درست استفاده کند نه اینکه این باور را در ذهن او بکاریم که این کلا بد است و خطرناک است و فناوری چیزی نیست جز ابزار نمود شر. البته بخشی از نمود این هیولاها را هم میتوان در بخشی از داستان که مربوط به مهندس و رفیعی و دیگران است که از طریق رانتخواری و فساد و پولشویی و غیره زندگی می گذرانند تعمیم داد که اژدها گونه هر چیزی را که سر راهشان باشد می بلعند و از بین می برند. فیلم بیشتر عجله دارد تا داستانش را تعریف کند و انگار می ترسد به شخصیت هایش نزدیک شود و کاملا آنها را برای بیننده قابل پذیر سازد.</p>
<p>بازی بازیگران به نظرم قوی نیست و چیزی است در حد یک بازی معمولی که البته رحیمی سام در ایفای نقشش دچار افت و خیزهای فراوان است و الناز شاکر دوست هم تلاش نکرده تا چیزی به بازی های قبلی خود بیفزاید و البته نمی توان از نقش آفرینی خوب و قوی پسیانی که برای نقشش انرژی فراوان می گذارد غافل شد.</p>
<p>در پایان شاید بتوان گفت که این فیلم گام رو به جلویی برای بهزادی که فیلم های قبلش با اقبال منتقدان مواجه شده اند، محسوب نمی‌شود چرا که او فیلمساز گیشه ای نیست و در این فیلم به زعم نگارنده نمی تواند اقبال همه جانبه منتقدان را برای ساخت فیلم «من می‌ترسم» برای خود کسب کند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=128171">نگاهی به فیلم سینمایی «من می‌ترسم»/ شیطان‌های درون و دیو صفتان جامعه</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=128171</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به فیلم سینمایی «کشتارگاه»/ تاریخ مصرف دار و متعلق به همین روزها</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=127918</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=127918#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 07 Feb 2020 14:30:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌هشتمین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[شبنم محمودی شرق]]></category>
		<category><![CDATA[کشتارگاه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=127918</guid>
		<description><![CDATA[<p>قصه فیلم سینمایی «کشتارگاه» از آن دست قصه‌هایی است که تاریخ مصرف دارد و مربوط به حال و هوای همین روزهاست.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=127918">نگاهی به فیلم سینمایی «کشتارگاه»/ تاریخ مصرف دار و متعلق به همین روزها</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><u><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></u></strong> <strong> – </strong><strong>شبنم محمودی شرق :</strong> ساخته جدید عباس امینی که به روایتی چهارمین و به روایتی نخستین ساخته او در مقام کارگردان در سینمای ایران است درامی اجتماعی است که به مساله قاچاق گوشت می پردازد و ماجرای پسری به نام امیر را روایت می کند که چند ماه است از فرانسه دیپورت شده و با پدرش در یک اتفاق هولناک شریک می‌شود.</p>
<p>قصه «کشتارگاه» از آن دست قصه‌هایی است که تاریخ مصرف دارد و مربوط به حال و هوای همین روزهاست و البته این تاریخ مصرف دار بودن به خودی خود نمی تواند عامل منفی ای باشد بلکه نرفتن به عمق و ماندن در سطح پیرامون موضوعی که دغدغه امروز مردم است باعث آسیب پذیری داستان شده است. مساله قاچاق احشام به کشورهای همسایه با وجود کمبود و گرانی گوشت در کشور خودمان و ماجرای نوسانات ارزی و اختلال در بازار ارز توسط سودجویان در قصه «کشتارگاه» به شکل موازی پیش می‌رود و اگر تیم فیلمنامه نویس و کارگردانی اثر می توانستند یا میخواستند که به عمق ماجرا نفوذ کنند آنگاه با اثری درخور و ماندگار مواجه می شدیم که به هر شکل در اثر فعلی چنین اتفاقی رخ نداده است.</p>
<p>وقتی از نفوذ به عمق ماجرا سخن به میان می آورم دو شاهد مثال برایتان می آورم از همین فیلم: نگاه کنید به صحنه خرید و فروش ارز در بازار غیر رسمی که در دل تاریکی شب و در یک محوطه گاراز مانند رخ می دهد یا صحنه ای که اهالی جنوب برای گذران زندگی مجبورند دلارهای قاچاق را به هر شکلی با خود حمل کرده و از جنوب به تهران بیاورند. چنین صحنه هایی در داستان و ساختار صرفا گذرا بوده و سازندگان اثر نگاهی سطحی و سرسری به آن داشته اند و در عوض زاویه دید خود را به مسائل بسیار کم اهمیت در داستان مذکور معطوف ساخته اند و تلاش کرده اند تا اثری انتقادی اجتماعی را روانه پرده سازند که معتقدم در این وضعیت موفقیتی کسب نکرده و نخواهند کرد.</p>
<p>ساختار اما از متن جلوتر، قوی تر و حرفه ای تر است. نگاه امینی به عنوان کارگردان در «کشتارگاه» نگاهی است جذاب و پر از استعاره. تاکید بر تصاویر کشتار و قطعه قطعه کردن حیوانات در کشتارگاه، نشان دادن یک آیین تشییع جنازه در جنوب کشور بر روی آب، تاکید مکرر بر حضور گوسفندان در فیلم به عنوان یک عنصر کلیدی، تاثیر گذار و تکان دهنده، همه و همه نشان از هوشمندی کارگردان در بیان دغدغه های ذهنی خویش در قالب تصاویری پرمعنا دارد که البته در جای خود واجد ارزش های مثبت به شمار می رود.</p>
<p>بازی بازیگران نیز دلنشین و خوب است و بازی های یکدست و کاملا در خدمت داستان را از سوی بازیگران اصلی و تا حدی فرعی فیلم مشاهده می کنیم، تدوین و طراحی صحنه و فیلمبرداری «کشتارگاه» را نیز می توان از نکات مثبت آن ارزیابی کرد که هر یک به درستی در جای خود قرار گرفته اند و در پیش بردن فیلم موثر هستند و از این لحاظ هارمونی مناسبی را در ساختار مشاهده می کنیم که به نظر می رسد موفقیتی برای کارگردان محسوب می شود و نسبت به ساخته های پیشینش گامی رو به جلو محسوب می شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=127918">نگاهی به فیلم سینمایی «کشتارگاه»/ تاریخ مصرف دار و متعلق به همین روزها</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=127918</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به فیلم سینمایی «دوزیست»/ کاملا معمولی؛ به لحاظ فرم و محتوا</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=127728</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=127728#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 05 Feb 2020 13:00:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[دوزیست]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌هشتمین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[شبنم محمودی شرق]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=127728</guid>
		<description><![CDATA[<p>در بهترین حالت می‌توان «دوزیست» را یک فیلم معمولی چه از نظر کارگردانی و چه از نظر فیلمنامه دانست.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=127728">نگاهی به فیلم سینمایی «دوزیست»/ کاملا معمولی؛ به لحاظ فرم و محتوا</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><u><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></u></strong><strong> – </strong><strong>شبنم محمودی شرق :</strong> فیلم جدید نیک نژاد برخلاف دو اثرش قبلی اش «لونه زنبور» و «زاپاس» و البته  پیش بینی تماشاگر، کمدی نیست. داستان فیلم درباره دزدیدن یک گاوصندوق است توسط چند جوان که هرکدام مشکلی در زندگی شان دارند.</p>
<p>دیدن پژمان جمشیدی در نقشی جدی بر خلاف نقش آفرینی های قبلی او نیز جالب توجه است هرچند نمی توان گفت او بازی بی نقصی ارائه داده ولی نقش آفرینی قابل قبول او این باور را عمیق می کند که جمشیدی می تواند در نقش های مختلف خود را محک بزند.</p>
<p>فیلم به نظرم کاملا دوپاره است، در نیمه اول ریتم تند و داستانی با حوادث و ماجراهای قابل قبول و شخصیت پردازی نسبتا خوب و بازی های خوب و متفاوت بازیگران اصلی از جمله حجازی فر و جمشیدی و استفاده از حرکات دوربین می تواند بیننده را با خود همراه کند و او را ترغیب سازد که ماجرا را دنبال کند اما با ورود مریم به داستان و ایجاد مثلث عشقی که قرار است از این به بعد موتور محرک داستان باشد با بازی ضعیف بازیگر نقش و گره افکنی های نامناسب فیلم از ریتم می افتد و در نهایت نویسنده قادر نیست که حتی یک داستان سرراست که ماجراهای فرعی زیاد و داستانک های مختلف ندارد را برای تماشاگر تعریف کند چرا که تکیه و تاکید کارگردان و فیلمنامه نویس روی تنهایی آدم ها و در نتیجه دلبستگی شان به مریم آنقدر قدرتمند و پرداخت شده نیست که مخاطب را مجاب و او را وادار به ادامه تماشای فیلم کند و به اینها اضافه کنید پایان بندی فیلم را که قرار است غافلگیر کننده باشد اما کاملا قابل حدس و پیش بینی است و این موقعیت هم از دست می رود.</p>
<p>نکته دیگری که ذکر آن لازم است تاکید بر قواعد درست فیلم اجتماعی ساختن است چه اگر بپذیریم کارگردان و نویسنده فیلمنامه در صدد نمایش معضل یا ناهنجاری اجتماعی هستند که برای آن راه حل دارند یا راهکارهایی برای جلوگیری از ایجاد آن در جامعه، باید لحن روایتی را برگزینند که عامه مردم در درجه اول با آن فیلم ارتباط برقرار کنند وگرنه همه تلاش گروه سازنده از همان ابتدا از بین رفته و وقتی فیلمی نتواند به اهداف اولیه ساختش دست یابد قطعا شکست بزرگی برای آن محسوب می شود.</p>
<p>در این میان نباید از طراحی خوب صحنه و لباس غافل شد و همان طور که در سطور قبلی هم نوشتم کارگردانی نیک نژاد هم کم نقص و خوب است به ویژه در هدایت بازیگران نقش اصلی یعنی حجازی فر و جمشیدی و پورصمیمی و عزتی چرا که دیدن بازی این جمع در ژانر اجتماعی برای بیننده ای که عادت کرده آنها را در یک فیلم کمدی ببیند تازگی دارد و البته این پتانسیل هم آنقدر قوی نیست که تماشاگران زیادی را به سالن سینما بکشاند و بعید می دانم در جشنواره هم فیلم بتواند جز کاندیداهای اصلی جوایز اصلی جشنواره باشد.</p>
<p>به هر روی در بهترین حالت می توان «دوزیست» را یک فیلم معمولی دانست چه از نظر کارگردانی و چه از نظر فیلمنامه و این برای کارگردان با تجربه ای مثل نیک نژاد که کارگردانی را می شناسد شاید امتیازی منفی محسوب شود : فیلمی که می توانست سرشار از لحظه های جذاب باشد و بیننده را تا لحظات آخر به دنبال خود بکشاند در نهایت در حد یک ایده خوب باقی می ماند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=127728">نگاهی به فیلم سینمایی «دوزیست»/ کاملا معمولی؛ به لحاظ فرم و محتوا</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=127728</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به فیلم سینمایی «شنای پروانه»/ قهرمان تنها در خیابانهای جنوب شهر</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=127563</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=127563#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 03 Feb 2020 09:22:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌هشتمین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[شبنم محمودی شرق]]></category>
		<category><![CDATA[شنای پروانه]]></category>
		<category><![CDATA[محمد کارت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=127563</guid>
		<description><![CDATA[<p>روایتی تا حدی دقیق از بخشی از جنوب شهر و آدمهایش با همه ویژگی‌هایی که دارند در بستر یک اکشن اجتماعی و معمایی که با قصه‌ای سر راست روایت می‌شود و جلو می‌رود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=127563">نگاهی به فیلم سینمایی «شنای پروانه»/ قهرمان تنها در خیابانهای جنوب شهر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><u><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></u></strong><strong> – </strong><strong>شبنم محمودی شرق :</strong> فیلمی از پروانه که مربی استخرزنان است از او و داخل فضای استخر در فضای مجازی منتشر می شود. هاشم همسر پروانه که از اوباش و خلافکاران سرشناس منطقه است در مواجهه با این مساله همسرش را به قتل می رساند و زندگی خانواده دستخوش ناملایمات زیادی می شود. حجت برادر کوچکتر هاشم که مغازه صافکاری دارد و آدم آرامی است تلاش می کند تا حقیقت ماجرا را کشف کند و خود به تنهایی مشکلا را برطرف سازد&#8230;</p>
<p>محمد کارت فیلمسازی که علاقه مندان جدی سینما پیشتر از او مستندهای خوبی را مشاهده کرده اند در نخستین ساخته خود با  با عنوان شنای پروانه، به سراغ موضوع و مضامینی رفته که جزو بخشی از دغدغه های جامعه کنونی امروز به شمار می روند: از وحید مرادی تا هانی کرده و از فیلمهای سیاه تا آسیب شبکه های اجتماعی و غیره که البته همگی در خدمت موضوع اصلی فیلم که در بطن یک فضای قصه گو روایت می شود قرار می گیرد و آن نیز فشارهای فزاینده جامعه بر انسانها یی است که مستعد تبدیل افراد از حجت به هاشم و به نوعی از یک فرد آرام و بی آزار به انسانی طغیانگر و عاصی است و البته هوشمندی کارت در شنای پروانه این است که حجت اگرچه در جستجوی حقیقت می رود و در انتها نیز اجرای عدالت را به شکل مطلوب نظر خود برقرار می سازد، دیگر آن حجت قبلی نیست. توگویی حجت را بر خود و اطرافیانش تمام کرده و از همین روست که به درستی با دو شخصیت متفاوت از این کاراکتر در ابتدا و انتهای فیلم مواجه می شویم: شخصیتی که قبل از وقوع طوفان بسیار آرام و به شکلی تو سری خور است و شخصیتی که در پایان و از روی اجبار فردی مثل مسیب را نیز به دام خود می اندازد و افراد خانواده اش را بر سر یک سفره جمع می کند و به همگی توصیه می کند که به زندگی خود ادامه دهند.</p>
<p>فیلمنامه «شنای پروانه» قابلیت های پیدا و پنهانی دارد که آن را  به عنوان یک اثر اول از سایر همتایانش مجزا می سازد. روایتی تا حدی دقیق از بخشی از جنوب شهر و آدمهایش با همه ویژگی هایی که دارند در بستر یک اکشن اجتماعی و معمایی که با قصه ای سر راست روایت می شود و جلو می رود. شخصیت پردازی آدمهای داستان نیز هر یک در حد خود به کفایت و حساب شده است و از همین رو نقش کوتاه و بلند در این قصه و اثر معنایی ندارد. فقط  به نظرم نویسنده در پرداخت کامل شخصیت داماد خانواده با بازی ایمان صفا از بخشی از داستان به بعد غفلت کرده و با اینکه انتظار می رفت در سفر خیابانی حجت، او را نیز همراه ببیند اما بدون هیچ دلیل دراماتیکی این کاراکتر از همان صحنه محل نگهداری سگها حذف می شود و بعنوان یار مکمل، حجت را همراهی نمی کند و این انتظار مخاطب به نوعی ره به جایی نمی برد.</p>
<p>ساختار فیلم هم جذاب است و کارت توانایی های خود در عرصه سینمای مستند را به ویژه در فیلمبرداری و نماهای خیابانی به نمایش گذاشته و البته در این زمینه موفق نیز بوده است. انتخاب صحیح بازیگران از اصلی تا نقشهای فرعی به ویژه بازی های جواد عزتی، امیر آقایی و سایر بازیگران تا ایفای نقش متفاوتی از پانته آ بهرام  همه و همه از نقاط قوت ساختاری محسوب می شوند. در کنار آن باید به تدوین خوب، طراحی صحنه و لباس و صدالبته کارگردانی هوشمندانه محمد کارت اشاره کنیم که با همین فیلم اولش جای پای خود را در سینمای قصه گو و قهرمان پرور  محکم کرده و از همین الان می بایست مشتاقانه به انتظار دومین اثر این فیلمساز بنشینیم.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=127563">نگاهی به فیلم سینمایی «شنای پروانه»/ قهرمان تنها در خیابانهای جنوب شهر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=127563</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به فیلم سینمایی «قصیده گاو سفید»/ گامی رو به جلو</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=127381</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=127381#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 02 Feb 2020 15:11:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[سی‌و‌هشتمین جشنواره فیلم فجر]]></category>
		<category><![CDATA[شبنم محمودی شرق]]></category>
		<category><![CDATA[قصیده گاو سفید]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=127381</guid>
		<description><![CDATA[<p>«قصیده گاو سفید» یک شاهکار هنری نیست اما گامی رو به جلو است برای صناعی‌ها و این قطعا امتیاز کوچکی برای او نیست.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=127381">نگاهی به فیلم سینمایی «قصیده گاو سفید»/ گامی رو به جلو</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a> – شبنم محمودی شرق</strong> : «قصیده گاو سفید» دومین اثر صناعی ها پس از «احتمال باران اسیدی» است. فیلمی که پنج سال پیش ساخته و موفق شده بود تا جایزه بهترین فیلمنامه را از جشنواره سال ۹۳ کسب کند.</p>
<p>در این اثر بازهم مریم مقدم نقش اصلی را بر عهده دارد و البته نمی توان از بازی خوب او در فیلم یاد نکرد چرا که چهره و گریم و بازی او در باورپذیر کردن پرسوناژ برای بیننده موثر بوده است و البته بازیگر نقش مقابل یعنی علیرضا ثانی فر هم با بازی درونی و قوی خود نقش دشوار و پیچیده قاضی را به خوبی به تصویر می کشد.</p>
<p>داستان فیلم سرراست است و درباره زنان و این تلاش فیلمساز برای نزدیکی به دنیای زنان در جامعه امروز ایران قابل تقدیر است، چه او با ردیف کردن زنان و مردان سیاه پوش در دو سوی صحنه و قراردادن یک گاو سفید که نماد قربانی بودن و در عین حال بی گناهی است در میانه میدان، به بیننده این پیام را منتقل می کند که از نظر او زن فیلم فقط قربانی است: قربانی خشونت هایی که جامعه بر او تحمیل کرده است، قربانی قوانینی که بر ضد او عمل می کنند و قربانی سنت ها و آدابی که او را به ورطه نابودی می کشاند و این  دغدغه اصلی او در فیلم بوده نه نمایش تنهایی انسان ها و این تلاش او برای غرق نشدن در ورطه احساسات گرایی به خوبی در متن و کلیت اثر جاافتاده.</p>
<p>فیلمنامه داستانی است که بدون افزودن حواشی اضافی و ناکارآمد قدم به قدم جلو می رود و رازهای پرسوناژها قدم به قدم آشکار می شود و در نقطه عطف داستان بیننده با فاش شدن هویت قاضی شگفت زده شده و البته در این میان از رضا متنفر نیست و تا حدود زیادی این عشق و بعد عاطفی ارتباط مینا و رضا را درک می کند، چرا که اشخاص داستان سیاه مطلق و سفید مطلق نیستند، توجه کنید که رضا هم از حکم اشتباهی که داده پریشان است و این پریشانحالی او بر زندگی شخصی اش هم موثر بوده و حتی ضربه های سختی هم از این حکم ناعادلانه خورده است و تاکید می کنم که بیننده می تواند خودش را جای اشخاص مختلف داستان بگذارد و همذات پنداری کند و این یکی از مهمترین نقاط قوت فیلمنامه است: شخصیت پردازی درست و کم غلط. گرچه نمی توان از نظر منتطقی دلیل حرکات مینا را فهمید چرا که او زنی است دردکشیده و رنجور اما قوی و با اعتماد به نفس و طبعا بیننده انتظار ندارد که او بدون حساب و کتاب و اینقدر غیرمنطقی در دام عشق رضا بیفتد گرچه تنهایی مفرط ایندو که البته رضا به صورت ناخواسته آن را رقم زده قابل درک و حس است. از دیگر نقاط قوت داستان دیدگاه سازنده است که او رضا یا قاضی را محکوم نمی کند بلکه تیر تیز انتقاد او مستقیما بر روی قوانینی است که ضمانت اجرایی ندارند و در این دیدگاه بیننده را سهیم می کند که چرا باید قوانینی وجود داشته باشد که بیگناهی را به کام مرگ بفرستد در حالی که گناهکار اصلی به زندگی مشغول است و بیننده نه چندان آشنا با زندگی طبقه فرودست جامعه گام به گام به تاثیر مرگبار اعدام را بر همه افراد نزدیک به اعدامی می بیند و درک می کند که اجرای یک حکم به ظاهر ساده چه تاثیرات خانمان براندازی بر زندگی همین افراد می گذارد.</p>
<p>پایان فیلم هم به خوبی با کلیت فیلم سازگار است و تنهایی عمیق و حتی همیشگی مینا همان چیزی است که بیننده از همان اول هم حدس می زد.</p>
<p>در این میان ریتم فیلم در بسیاری مواقع کند است و ضرباهنگ کند شاید باعث شود که بیننده از تماشای فیلم در لحظاتی دلزده شود که شاید با تدوین مجدد بتوان این ضعف کلی را حذف کرد ضمن اینکه نمی توان از فیلمبرداری خوب کار یاد نکرد.</p>
<p>در پایان لازم است اشاره کنم «قصیده گاو سفید» یک شاهکار هنری نیست اما گامی رو به جلو است برای صناعی‌ها و این قطعا امتیاز کوچکی برای او نیست.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=127381">نگاهی به فیلم سینمایی «قصیده گاو سفید»/ گامی رو به جلو</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=127381</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
