<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سوره سینما &#187; شهید آوینی</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D9%88%DB%8C%D9%86%DB%8C" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Jun 2026 11:40:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>قصه‌های مجید؛ «دوستت دارم، ایران!»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=155551</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=155551#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 15 Apr 2023 14:59:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[شهید آوینی]]></category>
		<category><![CDATA[قصه‌های مجید]]></category>
		<category><![CDATA[کیومرث پوراحمد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=155551</guid>
		<description><![CDATA[<p>به بهانه شهادت سیدمرتضی آوینی، سید شهیدان اهل قلم، هفته هنر انقلاب و درگذشت تلخ کیومرث پوراحمد، یادداشت خالق مجموعه «روایت فتح» را بر «قصه‌های مجید» بخوانید. یادداشتی که آوینی در آن گریزی به «نیاز» داوود نژاد و «رسالت» عقاد می‌زند تا منظومه فکری خودش را بهتر توضیح دهد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=155551">قصه‌های مجید؛ «دوستت دارم، ایران!»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong><strong> – <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%b1%db%8c">محمدعلی حیدری</a></strong> : اینکه «قصه‌های مجید» هویتی کاملاً ایرانی دارد بیش‌تر به‌ساختار سینمایی سریال باز می‌گردد تا جوهر داستانی آن. نمی‌خواهم رابطه‌ی این سریال را با قصه‌های آقای مرادی کرمانی انکار کنم، بلکه می‌خواهم بگویم که روایت آقای پوراحمد از «قصه‌های مجید» کاملاً متعلق به خود اوست. شکی نیست که این تنها یکی از صورت‌های سینمایی متعددی است که داستان‌های آقای مرادی کرمانی می‌توانست به خود بگیرد. اگر «مجید» کرمانی بود و نه اصفهانی، چه روی می‌داد؟ بدون تردید جذابیت کار کم‌تر می‌شد، اما باز هم به جوهر سینمایی آن لطمه‌ای وارد نمی‌آمد. کارهای پیشین آقای پوراحمد گواهی بر این مدعا هستند. او در شیوه‌ی کار خویش استقلال دارد و مقلد سینمایی هیچ فیلمساز دیگری نیست، اما به هر تقدیر، کاری که او کرده است قابلیت شگفت‌انگیز سینما را در قبول فرهنگ‌ها و هویت‌های گونه‌گون نشان می‌دهد.</p>
<p>آقای پوراحمد «جوهر سینما» را در اختیار دارد و این امری نیست که تصادفاً روی داده باشد؛ سینما به این آسانی‌ها مسخر فرهنگ‌های دیگر نمی‌شود. در میان فیلم‌هایی که در سال‌های اخیر اکران شده‌اند تنها «نیاز» را می‌شناسم که به اندازه‌ی «قصه‌های مجید» ایرانی بوده است، چرا که «نیاز» هم با تقرب به همان تکنیکی که آقای پوراحمد در اختیار دارد ساخته شده است. مهم همین تکنیک است که به فضا و هویت داستان امکان ظهور می‌دهد و اگرنه، چه بسیار داستان‌های خوبی که در همین مرحله‌ی دگردیسی از بین رفته‌اند.</p>
<p>در «فاصله‌ی بین سناریو و فیلم» یک مرحله‌ی دگردیسی وجود دارد. در این مرحله است که فیلم تعین پیدا می‌کند. الان برای تماشاگران سریال «قصه‌های مجید» بسیار دشوار است که مجید و یا بی‌بی را در چهره‌ای دیگر تصور کنند، اما این واقعیتی است که اگر «قصه‌های مجید» به دست هر کارگردان دیگری می‌افتاد، این دو شخصیت چهره‌هایی دیگر به خود می‌گرفتند و فیلم فضای دیگری پیدا می‌کرد. در این مرحله‌ی دگردیسی که «کرم ابریشم سناریو» به «پروانه‌ی فیلم» تبدیل می‌شود، کارگردان همه‌کاره است. این اوست که به بی‌بی و مجید «موجودیتی سینمایی» می‌بخشد. در دنیای داستان، مجید فقط یک اسم است که در کنار بی‌بی، که او هم موجودیتی فراتر از یک اسم ندارد، زندگی می‌کند. خواننده‌ی داستان مجاز است که چهره‌های بی‌بی و مجید و فضای زندگی آنها را در عالم خیال بپرورد و بنابراین، این دو نفر می‌توانند به تعداد خوانندگان قصه‌های خویش چهره‌هایی متفاوت پیدا کنند؛ چهره‌هایی مجرد که هرگز وضوح و تشخص عکس‌ها و تصاویر را ندارند. اما وقتی مجید داستان، در چهره و رفتار هنرپیشه‌ای که اکنون نقش مجید را بازی می‌کند انحصار می‌یابد، دیگر امکان تخیل از بیننده دریغ می‌شود. در نزد اغلب کسانی که فیلم «رسالت» (محمد رسول‌الله) را دیده‌اند، یاد حضرت حمزه ـ عموی پیامبر ـ متلازم با تجسم چهره‌ی آنتونی کویین است؛ این خصوصیت سینماست و مثل هر امر دیگری در این عالم، چه بخواهیم و چه نخواهیم، با خود حدود و اقتضائاتی دارد که از آن نمی‌توان گریخت.</p>
<p>اما هر داستان حقیقت یا جوهری دارد که فیلم می‌تواند به آن نزدیک و یا از آن دور شود. بنابراین، می‌توان گفت که هیچ روایت سینمایی متناسبی از «جنایت و مکافات» وجود ندارد، حال آنکه درباره‌ی «هملت» شاید چنین نباشد. تماشاگران داستان فیلم را تعقیب می‌کنند، اما این هست که سینما ماهیتی متمایز از داستان دارد، اگرچه از جوهر داستان و داستان‌سرایی بهره می‌برد.</p>
<p>روایت سینمایی آقای پوراحمد از «قصه‌های مجید» نه تنها چیزی از اصل داستان نکاسته است بلکه اساساً از حد یک «داستان مصور» فراتر می‌رود. او با نزدیک شدن به روح داستان‌ها، مجید و بی‌بی و دیگر شخصیت‌ها، فضاها و وقایع را آن‌سان که در وجود خود می‌یافته، باز آفریده است و حاصل کار، یک زندگی است، واقعی‌تر از آنکه بتوان در وجود آن تردید کرد. اکنون دیگر هیچ‌کس دوست ندارد باور کند که مجید و مادربزرگش وجود خارجی ندارند؛ آنها وجود دارند، اما نه در زیر این آسمان و نه درون این خانه‌های دلگیر. نمی‌گویم در کجا، اما بی‌بی واقعاً هست و هنگامی که مجید ـ که او هم واقعا وجود دارد ـ در سفر دچار مشکلی می‌شود و کلاغ‌ها قارقار می‌کنند، با نگرانی به آسمان نگاه می‌کند.</p>
<p>آقای پوراحمد برای آنکه تا این اندازه به واقعیت نزدیک شود چه کرده‌ است؟ «قصه‌های مجید» تا آنجا واقعی است که تماشاگر عادی را به این اشتباه دچار می‌کند که هیچ تصرفی در واقعیت انجام نگرفته است. او نمی‌داند که دشوارترین کار در سینما دستیابی به این حد از «واقعی بودن و سادگی» است. واقعیت حیات انسانی نیز چنین است؛ ظاهری ساده دارد و باطنی رازآمیز. هیچ عارفی داعیه‌ی گشودن این راز را ندارد که هیچ، ذات عرفان همین حیرتزدگی در برابر راز عالم وجود است. نهایت معرفت آن است که همه چیز را همان‌طور که هست ببینیم. این کار از سینما بر نمی‌آید، اما سینما می‌تواند آیینگی کند، تا آنجا که تماشاگر به این اشتباه دچار شود که هیچ تصرفی در واقعیت زندگی انجام نگرفته است. این کار مستلزم تسخیر جوهر سینماست، زیرا همه چیز در فرایند تولید یک فیلم داستانی، ساختگی و تصنعی است. عموم فیلم‌ها قصد دارند که به چیزی فراتر از واقعیت دست پیدا کنند و سینما نیز از این توانایی برخوردار است که واقعیتی دیگر بیافریند، اما در عین حال از سینما بر می‌آید که چون آیینه‌ای صیقلی در برابر واقعیت قرار بگیرد.</p>
<p>آقای پوراحمد تکنیکی را می‌جسته است که او را با واقعیت یکی کند و این تکنیک را یافته است؛ با پرهیز از اسنوبیسم و احتراز از هر نوع مبالغه، و وفادار ماندن به سادگی واقعیت، هرچند بسیار سطحی و غیرسینمایی جلوه کند: شعرهای بی‌وزن و قافیه‌ای که مجید می‌گوید جزئی تجزیه‌ناپذیر از زندگی او به نظر می‌رسند، حال آنکه اگر «قصه‌های مجید» تا این حد به واقعیت سادگی نزدیک نشده بود، این شعرها و بسیاری دیگر از حالاتی که اکنون با شخصیت مجید در هم آمیخته‌اند به عناصری غیرسینمایی مبدل می‌شدند. مجید شخصیت خارق‌العاده‌ای دارد، اما در عین حال قهرمان و یا ضد قهرمان نیست. او با جرأت و شهامت بسیار به همه‌ی تجربیاتی که نوجوانانی در سن و سال او را به خود جلب می‌کنند دست می‌یازد، اما میزان موفقیت او در این تجربه‌های شجاعانه درست به اندازه‌ی تماشاگرانی است که فیلم را می‌بینند، نه بیش‌تر و نه کم‌تر. او شخصیت درخشان و بسیار دوست‌داشتنی و شگفت‌انگیز خود را از میان وقایعی بسیار بسیار ساده که در نظر اول مضامینی غیرسینمایی جلوه می‌کنند ظاهر می‌سازد، و همین است که زیباست. مجید در برابر زندگی تنهاست و جز بی‌بی کسی را ندارد، اما در عین حال میزان موفقیت و یا شکست او درست به اندازه‌ی دیگران است. دیگر بازیگرها نیز در «قصه‌های مجید» ادا در نمی‌آورند؛ آنها در نقش خویش زندگی می‌کنند. زشتی‌ها و ناملایمات وظیفه دارند که واقعیت زندگی را به مجید نشان دهند، واقعیتی که در عین سادگی، بسیار پیچیده و رازآمیز است. آقای پوراحمد واقعیت را با زندگی روزمره اشتباه نگرفته است و در عین حال تلاش نمی‌کند که راز واقعیت را در فیلم‌هایش کشف کند و بنابراین، در دام پیام‌زدگی نیز نیفتاده است. شاید حرف او این باشد که: «من داعیه‌ی بیان معانی بزرگ ندارم، اما می‌دانم که راز، هرچه هست، در همین واقعیت هستی نهفته است که ما در آن حضور داریم. بنابراین، خیلی ساده تلاش می‌کنم همه‌ی حجاب‌ها و موانعی را که مانع از مشاهده‌ی واقعیت می‌شوند کنار بزنم و به واقعیت محض دست پیدا کنم.»</p>
<p>«قصه‌های مجید» ریتم آرامی دارد و سال‌های سال از عالم «پلنگ صورتی» و «تام و جری» دور است. زیبایی‌اش در سادگی است و نزدیکی به واقعیت، و مثل آیینه‌ای است که در برابر زندگی خودمان قرار داده‌اند. و با این‌همه، سخت جذاب است.</p>
<p>طاق ضربی، هشتی، حوض، پاشویه، باغچه، بهار خواب&#8230; و لهجه‌ی شیرین اصفهانی که مثل کاشی‌های مسجد شیخ لطف‌الله زیباست. می‌بینم که با «قصه‌های مجید» همان‌همه انس دارم که با خانه‌مان، با برادر کوچک‌ترم و با مادربزرگم که همه‌ی وجودم، حتی خاطرات فراموش‌شده‌ام را در چادر نمازش می‌یابم، در صندوقخانه و در ته صندوقچه‌اش که مکمن رازِ ایران زمین است. و در درون بقچه‌ای که بوی تربت کربلا می‌دهد و مرا نه به گذشته‌های دور، که به همه‌ی حضور تاریخی‌ام پیوند می‌زند. «بی‌بی» همان پیرزنی است که خانه‌ای به اندازه‌ی یک غربیل داشت، اما به اندازه‌ی یک آسمان آفتابی، مهربان بود؛ همان پیرزنی که چارقدش بوی عید نوروز می‌داد. «یادت باشه، آقا مجید! مقصد همین‌جاست.» و این سخن را «محمود آقا» می‌گوید که شغلش رانندگی است، یعنی شغلی که اقتضای طبیعی‌اش، شتاب‌زده از مقصدی به مقصدی دیگر رفتن است. چقدر ایرانی است! چقدر شبیه پدر من است که اتومبیلش را در گاراژ می‌گذارد و صبح‌ها پیاده سر کار می‌رود تا از بوی کوچه‌ها محروم نماند، کوچه‌هایی که بعد از یکصد و پنجاه سال غرب‌زدگی هنوز از بوی یاسِ درختی و اقاقیا خالی نشده‌اند&#8230; و من همان مجیدم. و مجید هم «ملک محمد» است و هم «حسن کچل». دلم می‌خواهد «قصه‌های مجید» را تنهای تنها تماشا کنم تا ناچار نشوم که جلوی گریه‌ام را بگیرم. دوستت دارم، ایران!</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=155551">قصه‌های مجید؛ «دوستت دارم، ایران!»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=155551</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نامه‌ای به دوست زمان جنگ</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=155507</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=155507#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 11 Apr 2023 14:55:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[ابراهیم حاتمی‌کیا]]></category>
		<category><![CDATA[سیدمرتضی آوینی]]></category>
		<category><![CDATA[شهید آوینی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=155507</guid>
		<description><![CDATA[<p>سال ۱۳۷۱ در فصلنامه فارابی، نامه‌ای از مرتضی آوینی خطاب به ابراهیم حاتمی‌کیا منتشر شده. سید مرتضی در این نامه از پس خاطره‌بازی، ادای دینی مکتوب به «از کرخه تا راین» حاتمی‌کیا داشته است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=155507">نامه‌ای به دوست زمان جنگ</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong><strong> – </strong><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%b1%db%8c">محمدعلی حیدری</a></strong><strong> : </strong>آقای حاتمی‌کیا‌! بگذار‌ با همین خطاب آغاز کنم تا از نگاشتن باز نمانم، چرا که اگـر بـخواهم آن‌گونه بخوانمت که در دل به تو می‌اندیشم، دیگر جز آنکه نامت را بر زبان‌ بیاورم‌ چیزی برای گفتن نمی‌ماند.</p>
<p>دوست من! می‌دانم که چه می‌کشی، خوب می‌دانم. اما تو که در دامـنه آتـشفشان منزل گرفته‌ای باید بدانی که چگونه می‌توان زیر فوران آتش زیست‌. ما‌ را‌ خداوند برای زیستنی چنین به‌ زمین‌ آورده‌ است چرا که مرغ عشق،  ققنوس است که در آتش مـی‌زید نـه آنـکه رنگین‌کمان می‌پوشد و در بوستانهای عافیت،  شـکّر مـی‌خورد و شـکّرشکنی‌ می‌کند‌. مگر‌ سوخته‌دلی و سوخته‌جانی را جز از بازار آتش می‌توان‌ خرید؟</p>
<p>گفتم ‌«بازار آتش» و به یاد کربلای پنج افتادم.   کربلای پنج،  کربلای چهار تـن از دوسـتان مـن و تو بود: حسن هادی‌،  رضا‌ مرادی‌،  ابو القـاسم بـوذری و امیر اسکندر یکه‌تاز که تو او را‌ دیده بودی که چگونه در خون خویش فرومی‌غلتد.  خون نیز،   همرنگ آتش است و همان‌سان فـوران مـی‌کند.   یـادم هست‌ که‌ حیرت‌ شهادت«یکه‌تاز»تا آن‌گاه که راز خون را کـشف نکردی در‌ تو‌ فروننشست.  در همان نخستین قدم،  هنوز فرصت فیلمبرداری نیافته،  سفیر عشق سر رسیده بود و امیر اسکندر‌ یـکه‌تاز‌ را‌ در بـرابر چـشمان حیرتزده تو،  با خود برده بود.  با خود می‌گفتی‌: «او‌ که‌ هـنوز فـرصت انتخاب نیافته است»؛  حال آنکه او پس از «انتخاب» روی به راه‌ نهاده‌ بود‌.  من می‌دانستم.  .  .  .  .  .  و تو هم دریافتی.  آن روزهـای آخـر،  دیـگر عصرها به خانه نمی‌رفت.  می‌آمد‌ و کنار‌ من پشت میز موویلا می‌نشست و حـرف مـی‌زد.  چـیزی در درونش شکسته بود و مثل‌ منتظران‌،  دل‌ به اکنون نمی‌سپرد.  فهمیده بود که در عالم،  رازی هست کـه عـقل بـه آن‌ راه‌ نمی‌برد.  فهمیده بود که میان این راز و آسـمان‌،  رابـطه‌ای‌ هست‌.  فهمیده بود که آدمها بر دو گونه‌اند: آنان که با«عقل»شان مـی‌زیند و دیـگرانی کـه‌ زیستنشان‌ با«دل»است،  چه بسیارند آنان و چه قلیل‌اند اینان.  چه سهل است‌ آن‌گونه‌ زیـستن‌ و چـه دشوار است این‌گونه بودن.</p>
<p>بهشت ارزانی عقل‌اندیشان. اما در عالم،  رازی هست که جز‌ بـه‌ بـهای‌ خـون فاش نمی‌شود.  ظاهر عالم،  در سایه اسم «ساتروستار» پرده بر این‌ راز‌ کشیده است و پرده‌دار به شمشیر مـی‌زند هـمه را،  تا جز کشتگاه راه عشق، راهی به حریم‌ این‌ حرم نیابند. تو خـود بـه چـشم خویش دیدی که بهای ورود در‌ این‌ حرم چیست. آن‌گاه تو خود را میراث‌دار‌ «امیر‌ اسکندر‌ یکه‌تاز» یـافتی. و چـنین بـود.</p>
<p>اما دوران حاکمیت‌ عشق‌ چه کوتاه بود. عصر خرد سر رسید و باب شـهادت مـسدود شد و باز هم‌،  عاشق‌ و مجنون به دو مفهوم مترادف‌ مبدل‌ شدند. دیگر‌ به‌ هیچ‌ میزانی جز جـنون،  عـاشق را از‌ غیر‌ او تمیز نمی‌توان داد چرا که حقیقت دین در ظواهری مقبول عقل‌ متعارف‌،  تـنزل مـی‌یابد و عشق به این ظواهر‌،  جای عشق حـقیقی مـی‌نشیند‌.</p>
<p>عـادات‌،  گورستان فرهنگ و ادب است و من‌ در‌ سفر حج،  بـه حـق الیقین آزموده‌ام که چگونه عشق دیوارهایی سنگی جایگزین عشق‌ خدا‌ می‌شود و دینداران،  حـراست از ظـواهر‌ و عادات‌ را‌ با حراست از‌ اصل‌ دیـن،  اشـتباه می‌گیرند. مـن‌ در‌ آن سـفر دیـده‌ام زاهدانی که قرب را با میزان طـول سـجود می‌سنجیدند. دیده‌ام که‌ چگونه‌ ظاهر نماز هرچند در برابر رکن‌ یمانی‌،  می‌تواند انـسان‌ را‌ فـرسنگها‌ از باطن حقیقت دور‌ کند. و در سفر حج، حـسرت کربلای پنج را خورده‌ام تـا سـجاده بر آتش بگستردم و گردن‌ بـه‌ شـمشیر پرده‌دار بسپارم و اگرنه آنجا که‌ پرده‌دار‌ حرم‌، حرامیان‌ آل‌ سعودند، دست ما‌ کی‌ بـه حـجر الاسود می‌رسد؟ و دریافتم که چرا امـام‌ عـشق، حج را ناتمام‌ گذاشت‌ تـا‌ بـه جنگ بپردازد.</p>
<p>دوست من!اکنون که‌ دیگر‌ جنگی‌ در‌ میان‌ نیست‌ که «سربازی و جانبازی» مـعیار دیـنداری باشد،  چگونه می‌توان دینداران را از غیر آنـها تـشخیص داد؟ تو میراث‌دار «امـیر اسـکندر یـکه‌تاز» هستی و من بر ایـن شهادت می‌دهم. دو بار از‌ کرخه تا راین را دیدم و هر دو بار از آغاز تا انجام، گریستم.  دلم می‌گریست امـا عـقلم گواهی می‌داد که تو بر دامـنه آتـشفشان مـنزل گـرفته‌ای. دلم مـی‌دانست که تو‌ بـر‌ حـکم عشق گردن نهاده‌ای و به همین علت،  از عادات متعارف، فاصله گرفته‌ای. عقلم می‌پرسید: «چگونه می‌توان در این روزگـار سـر بـه حکم عشق سپرد؟»</p>
<p>عقل من می‌گوید که او «مـوقع‌شناس‌»نـیست‌. و دلم پاسـخ مـی‌دهد: «نـباید هـم‌چنین باشد».  عقل می‌گوید: «ملاحظه عرف،  حکم عقل است»دلم جواب می‌دهد: «آخر او که عاقل نیست».  عقل اعتراض‌ می‌کند‌: «او نباید اینهمه بی‌پروا باشد‌»دل‌ می‌گوید: «در نزد عاشقان،  پروا،  ریاکاری است». عـقل پرخاش می‌کند: «او هرچه را که در دلش گذشته است،  صادقانه بر زبان آورده است»دلم‌ جواب‌ می‌دهد: «هرکس باید خودش‌ باشد‌ نه دیگری». عقل می‌گوید: «این‌که دیوانگی است.  .  .  » و دلم تأیید می‌کند: «درست است». عقل از کـوره بـه در می‌رود: «او بسیجی را به مسلخ مظلومیتش کشانده است»و دلم جواب می‌دهد: «روزگار‌ چنین‌ کرده است، مگر جبهه فاو را در آخرین روزهای جنگ از یاد برده‌ای؟آن چشمهای کور و چهره‌های تاول‌زده.  .  .  ؟مگر این روزها اخبار شهر چـرسکا بـه تو نمی‌رسد؟»عقل اعتراض می‌کند: «هر واقعیت تلخی را‌ که‌ نمی‌توان گفت‌»و دل پاسخ می‌گوید: «هر واقعیتی را که نمی‌توان به جرم تلخ بودن پنهان کرد»و عـقل، پیـروزمندانه می‌گوید‌: «پس اذعان داری که این فـیلم تـلخ است؟»</p>
<p>دوست‌ من! فیلم از کرخه تا راین تلخ است. به تلخی بمبهای شیمیایی. به تلخی از دست دادن‌ «‌‌فاو‌»، به تـلخی مـظلومیت بسیجی. می‌خواهم بگویم کـه تـلخ است اما ذلیلانه نیست. این‌ تلخی‌، همچون‌ تلخی شهادت، شیرین است.</p>
<p>تو همواره پای در عرصه‌های خلاف عادت و غیرمتعارف نهاده‌ای.  .  .  و این است‌ که بسیاری را از تو رنجانده است. تو با قلبت در جهان زنـدگی‌ مـی‌کنی و همان‌طور هم که‌ زندگی‌ می‌کنی،  فیلم می‌سازی. پس به تو اعتراض کردن خطاست چرا که سراپای وجودت،  «قلب»است.  و مگر جز این هم راهی برای هنرمند بودن وجود دارد؟تو زیستن‌ات، عین هـنرمندی اسـت و هنرمندی‌ات عـین زیستن‌. پس چگونه از تو می‌توان خواست که از نفخ روح خویش در فیلمهایت ممانعت کنی؟ این بار هم فیلم تو، بیرون از قـالبهای متعارف موجودیت پیدا کرده است چرا که باز هم‌ تو‌ خـودت را مـحاکات کـرده‌ای. و من می‌دانم که در روزگاری چنین، چقدر دشوار است که انسان خود را همان‌گونه که هست، نشان دهد.</p>
<p>عـادات ‌ ‌و آداب عـالم ظاهر، تو را وا می‌دارند‌ که‌ خودت را پنهان کنی. و من می‌دانم که برای فردی چـون تـو، مـردن بهتر است از زیستنی چنین. هنر و فرهنگ، در زیر نقاب،  خفه می‌شوند و آنچه باقی می‌ماند ریاکاری اسـت‌. یک‌ ریاکاری موجه.</p>
<p>تو می‌خواسته‌ای که جوابی سزاوار به فیلم بدون دخترم هـرگز داده باشی و دهها فیلم دیـگری کـه از دینداران ایرانی چهره‌ای پلید به نمایش می‌گذارند. و چنین کرده‌ای و خواه‌ ناخواه‌ انتخابی‌ چنین، اقتضائات خاص خویش را‌ به‌ درون‌ قصه فیلم کشانده است. پس سعید بسیجی که برای درمان چشمهای خویش به آلمـان فرستاده شده است باید خواهری مهاجر داشته‌ باشد‌ که‌ به مردی آلمانی شوهر کرده است. آندریاس،  مرد‌ شریفی‌ است اما«بتی محمودی»چنین نبود.  قصه فیلم می‌بایست که در تقابل سعید و خـواهرش شـکل بگیرد. یعنی خواهر سعید‌ می‌بایست‌،  «ضد‌ جنگ»باشد و سعید،  یک بسیجی معتقد. و چنین است. اگر بخواهیم‌ که عمق مظلومیت بسیجیان را در این جنگ نابرابر بیان کنیم و پرده از ذات پلید سلاحهای شیمیایی برگیریم‌،  مـی‌بایست‌ کـه‌ سعید در برابر عوارض شیمیایی از پای درآید،  در حالی که‌ فرزندش‌ تازه به دنیا آمده است. که چنین شده است. و باز هم برای آنکه این تراژدی عجیب‌ معنوی‌،  در‌ عین حال،  طبیعت حـیات انـسانی را از کف ندهد می‌بایست که سعید‌ از‌ شدت‌ غلبه رنج به شکایت بکشاند.  اما باز هم به درگاه خدا، نه کس دیگر‌. و برای‌ آنکه‌ این تراژدی،  کامل شود می‌بایست که هـمسر سـعید بـا آن چادر و مقنعه سیاه به‌ غـرب‌ رنـگارنگ سـفر کند و در پشت شیشه‌های قرنطینه بیمارستان، شاهد شهادت سعید باشد که‌ اکنون‌ دیگر‌ آرامش خود را بازیافته است.  .  .  .  و باز هم‌چنین شده است.</p>
<p>هـرگز قـصد نـداشتم که نقد‌ فیلم‌ بنویسم و اگر ضرورتی در میان نـبود، از نـگاشتن همین چند جمله نیز پرهیز‌ می‌کردم‌.  تو‌ میراث‌دار«امیر- اسکندر یکه‌تاز هستی».  و من نمی‌دانم به تو چه بگویم جـز ایـنکه،  «هـمین‌طور بمان‌، اگرچه‌ می‌دانم، زیستنی چنین که تو داری چقدر دشوار اسـت.  و عجب جرئتی می‌خواهد‌». یک‌ دوست‌ زمان جنگ</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=155507">نامه‌ای به دوست زمان جنگ</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=155507</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>من به «ولایت مطلق تکنیک» معتقد نـیستم!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=155481</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=155481#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 10 Apr 2023 12:51:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[سیدمرتضی آوینی]]></category>
		<category><![CDATA[شهید آوینی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=155481</guid>
		<description><![CDATA[<p>سال‌ها از شهادت سیدمرتضی آوینی، سید شهیدان اهل قلم می‌گذرد و هرسال افراد جدیدی راجع به این چهره مهم فرهنگی در تاریخ معاصر کشورمان صحبت می‌کنند. به مناسبت هفته هنر انقلاب اسلامی ما این بار سراغ کلام خود او رفته‌ایم تا ببینیم چگونه سیدمرتضی را معرفی می‌کند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=155481">من به «ولایت مطلق تکنیک» معتقد نـیستم!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong><strong> : </strong>مصاحبه‌کننده می‌پرسد؛ به نظر شما ورود و گسترش ویدئو در ایران تحت تأثیر چه‌ عواملی بوده است؟</p>
<p>آوینی در پاسخ چنین می‌گوید:</p>
<p>«تردیدی نـیست که ما نمی‌توانستیم از ورود ویدئو به کشورمان جلوگیری‌ کنیم،چنانکه نتوانسته‌ایم مانع‌ ورود‌ هیچ یـک از محصولات تکنولوژیک غرب بـشویم و راسـتش من تردید دارم که اگر هم می‌توانستیم آیا چنین عملی درست می‌بود یا نه.</p>
<p>سؤال شما؛سؤال خوبی نیست.چرا که در جست‌وجوی‌ عوامل ورود ویدئو به کشور هستید،حال آنکه این امر یـک ضرورت تاریخی است و زندگی در این عصر خواه ناخواه چنین موجبیتی را به همراه دارد که ما نه تنها ویدئو‌ بلکه‌ بزودی زود،ماهواره را نیز بپذیریم&#8230;و چه باک؟! کسی می‌ترسد که ضعیفتر است و ما که پا در مـیدان مـبارزه با غرب نهاده‌ایم باید خودمان را برای چنین روزی نیز آماده کنیم‌.ما‌ باید از دشمن، تصوری درست و مطابق با واقع امر داشته باشیم. اگرنه،شکست خواهیم خورد.کسی که خود را برای رودررویـی بـا پلنگ آماده کرده باشد،از گربه نخواهد‌ هراسید‌.کسی از گربه می‌ترسد که دشمن را موشی حقیر انگاشته باشد.</p>
<p>از اول آغاز کنیم و صورت مسئله را درست بررسی کنیم:چه کسی می‌تواند اثبات کند کـه ضـرر ویدئو‌ از‌ کامپیوتر‌ بیشتر است؟هیچ‌کس.مشکل اینجاست که ما‌ فقط‌ با‌ معیار اخلاق ظاهری به محصولات تمدن تکنولوژیک غرب می‌نگریم نه با معیار حکمت و حقیقت دین.روزگار ما روزگار اسارت در چـنگ‌ ابـزاری‌ اسـت‌ که هویت فرهنگی دارند.مـحصولات تـمدن غـرب؛همگی‌،کم‌ و بیش،صورتهایی مجسم از فرهنگ غرب هستند و آنچه مارشال مک لوهان در این باره می‌گوید، درست است.به اعتقاد‌ من‌ اگـر‌ بـا چـشم حکمت به محصولات تکنولوژیک بنگریم، کامپیوتر را بسیار‌ خـطرناکتر از ویـدئو خواهیم یافت.کامپیوتر«لعل ذبوب»است:بت بزرگ.و ما اگرچه درست نیست که مطلقا مانع‌ ورود‌ محصولات‌ تکنولوژیک به کـشورمان بـشویم؛اگـر قرار شد که میان کامپیوتر و ویدئو‌،یکی‌ را انتخاب کنیم و مـطلقا به آن اجازهء ورود ندهیم،بدون تردید باید جلوی کامپیوتر را بگیریم‌.</p>
<p>کامپیوتر‌ اگرچه‌ به نظر می‌آید کارها را راحت‌تر می‌کند؛ایـن کـار را بـه بهای‌ بسیار‌ سنگینی‌ انجام می‌دهد.کامپیوتر برای آنکه بتواند کارها را راحـت‌تر و سـریعتر کند،از یک سوی‌ باید‌ همهء‌ سیستمی را که لازمهء وجود و عمل آن است به همراه بیاورد.کامپیوتر را نـمی‌توان‌ از‌ سـیستم کـامپیوتری جدا کرد و سیستم کامپیوتری یعنی همهء غرب.کامپیوتر فقط در سیستمی‌ که‌ خـودش‌ طـراحی و ایـجاد کرده است می‌تواند کار کند و به این ترتیب،با ورود کامپیوتر،تمامی‌ سیستم‌ قبلی مـی‌بایست کـه خـود را متناسب با کامپیوتر تغییر دهد.و از سوی دیگر‌،حیطهء‌ عمل‌ کامپیوتر،دنیای کمیت عددی اسـت و بـنابراین شما باید همهء امور معنوی و کیفیات را به زبان‌ کمیت‌ عددی تبدیل کنید تـا کـامپیوتر،فـرهنگتان را از شما نگیرد و یا اگر‌ از‌ عهدهء‌ این کار برنمی‌آیید باید قید فرهنگتان را بزنید.و مگر امـور مـعنوی و کیفیات،قابل تبدیل به‌ کمیت‌ عددی‌ هستند؟</p>
<p>من به«ولایت مطلق تکنیک»معتقد نـیستم. ولایـت تـکنیک،یک حقیقت است‌ اما‌ مقید نه مطلق.و من به همین است که امید بسته‌ام. هـمان‌طور کـه نتوانسته‌ایم از ورود کامپیوتر‌ جلوگیری‌ کنیم،از ورود ویدئو هم نخواهیم توانست.اگرچه نظارت بر ورود هـر‌ دو‌ ایـن مـحصولات تکنولوژیک لازم است.هر چیزی‌ که‌ ما‌ را در حد کامپیوتر مقید کند به‌ همان‌ میزان تقیدی کـه بـه هـمراه دارد،خطرناک است.اما ما در جهانی زندگی‌ می‌کنیم‌ که در آن،مرزها در‌ حال‌ فرو ریـختن‌اند‌ و در‌ عـصری‌ به سر می‌بریم که محصولات تکنولوژیک‌ لازمهء‌ حیات بشری هستند وبنابراین اصلا نباید دربارهء ورود یا عـدم ورود ویـدئو‌ به‌ کشور اندیشید.چه ما بخواهیم و چه‌ نخواهیم این کار انجام‌ شـده‌ و مـی‌شود،اکنون باید در این‌ باره‌ که«چگونه ویـدئو را مـسخر خـویش کنیم»بیندیشیم و البته این کار جز بـا‌ وصـول‌ به معرفت نسبت به ماهیت‌ ویدئو‌ و غلبهء‌ روحی بر حقیقت‌ آن‌ ممکن نـیست.</p>
<p>پرسـش از‌ چگونگی‌ گسترش ویدئو و یا مـجاری ورود گـستردهء آن به کـشور،البـته پرسـش دیگری است که‌ باید‌ جواب گـفته شـود.تا آنجا که‌ حقیر‌ می‌دانم این‌ کار‌ نادانسته‌ از طریق نهادهایی که‌ مـولود انـقلاب هستند انجام گرفته است؛نهادهایی کـه بعضا تأثیرات فرهنگی ویـدئو،بـیشتر،خود آنها‌ را‌ متضرر کرده اسـت تـا دیگران.چرا‌ که‌ مسلما‌ تأثیرات‌ فرهنگی‌ ویدئو،مجامع دینی‌ و اخلاقی‌ را بیشتر متضرر خـواهد کـرد&#8230;من تصور می‌کنم که خـود مـا ایـن مار را در آستین‌ پروردهـ‌ایم‌ و البـته‌ وجود ما هم لازم اسـت و اگـر نبود‌،خداوند‌، شیطان‌ را‌ نمی‌آفرید‌.بعضی‌ از نهادهای انقلاب، نادانسته و با مطامع دیگر،مجرای ورود ویدئو بـه کـشور قرار گرفته‌اند.اگرچه فیلمها را قاچاقچیان فـرهنگی وارد مـی‌کنند و یا در هـمین داخـل کـشور تولید‌ و توزیع می‌کنند کـه البته این مورد اخیر بسیار قلیل است.</p>
<p>حرف من این است که مار از هر سـوراخی خـود را به درون می‌کشد و باید دانست که مـا،در«دنـیای‌ مـارها‌»زنـدگی مـی‌کنیم و وقتی چنین اسـت کـه ما اگر راه را از پایین بستیم،دزدانه از بالا،از فراز آسمان وارد می‌شوند،دیگر باید اکثر همت خویش را مصروف یـافتن‌ راهـهایی‌ بـرای«مقابله» کنیم،نه«ممانعت».</p>
<p>آوینی در پاسخ به این سوال که «زیان‌های‌ اقـتصادی‌،اجـتماعی‌،فرهنگی و سیاسی نوار‌ ویدئو‌ را چه می‌دانید؟» می‌گوید:</p>
<p>ویدئو همانند‌ بسیاری‌ دیگر از محصولات تمدن غرب بـه هـیچ یـک از نیازهای ذاتی بشر جواب نمی‌گوید‌،یعنی‌ اگر ویدئو اختراع نمی‌شد، خلأ وجود‌ آن‌ نیز مـحسوس‌ نـبود‌.بشر‌،نیاز ذاتی به ویدئو‌ ندارد مشروط بر آنکه شرایطی که نـیاز بـه ویـدئو را ایجاد می‌کنند نیز موجود نباشند‌.</p>
<p>اما‌ پرسش شما دارای یک روح منفعل‌ است‌. شما‌ شبیه‌ به‌ کـسی سـخن مـی‌گویید‌ که‌ ترسیده باشد و هیچ راهی نیز برای نجات خویش نمی‌شناسد و فقط تـنها روزنـه امیدی که یافته،این‌ است‌ که‌ چشمهایش را ببندد.شما تنها سخن از‌ مضرات‌ و خطرات‌ ویدئو‌ می‌گویید‌ و پرسـش‌ شـما اصلا حاوی این احتمال نیست که امکان مبارزه با این پدیدار مـوجود بـاشد.شما ویدئو را خیلی بیشتر از آنچه هست بـزرگ کـرده‌اید و ایـن خود نحوی‌ مرعوبیت است.</p>
<p>اگر ما خود را در برابر ویدئو و یا هـر پدیـدار دیگری-مواجه با بن‌بست‌ بـیابیم‌، ایـن ما هـستیم کـه مـقصریم نه ویدئو و نه غرب.اگر مـا در مـواجههء با غرب،طوری عمل کنیم که به بن‌بست برسیم درهرحال این مـا هـستیم که باخته‌ایم و گناه‌ این‌ شکست نـیز به عهدهء خود مـاست. بـنده منکر زیانها و خطرات ویدئو نـیستم.چـه بسیار انسانهایی که خود را به ویدئو فروخته‌اند و روح را‌ در‌ مسلخ اهوای سخیف نفس اماره‌ قـربانی‌ کـرده‌اند؛اما از سوی دیگر ما بـا یـک رخـدادهء بزرگ مواجهیم کـه بـیرون از اراده و اختیار ما تحقق یـافته اسـت.مگر ما در درون‌ خود‌ نیز با موجودی که‌ ما‌ را به گناه فرو می‌خواند مـواجه نیستیم؟مگرنه ایـنکه تعالی ما در مبارزه با همین نـفسی اسـت که مـدام دعـوت بـه شر می‌کند؟اگر ما تسلیم دعـوتهای او شویم،رفته رفته به انسانی بدل‌ خواهیم‌ شد که دیگر خیر ار از شر تمیز نخواهد داد و اگـر پرسـش شما متوجه زیانهای فرهنگی است یـعنی در پدیـداری چـون ویـدئو بـجز شر نمی‌بینید و نـظر بـه تمیز خیر از‌ شر‌ دارید.</p>
<p>باید‌ دانست که ویدئو را منتزع از کل تمدن غرب مورد بررسی قرار دادن کـاری اسـت بـسیار عبث‌ و دردی نیز از ما دوا نمی‌کند.اگر ویدئو را بـا ایـن‌ نـگاه‌ انـتزاعی‌ بـنگریم،چـه بسا که از حقیقت وجود آن غافل شویم.محصولات تمدن تکنولوژیک با یکدیگر رابطهء علّی ‌‌دارند‌ و هریک علت یا معلول دیگری است و همان‌طور که گفتم، همهء آنها صورتهای مـجسم‌ فرهنگ‌ غرب‌ هستند.بنابراین هرگز نمی‌توان هیچ یک از محصولات تکنولوژی را منتزع از دیگران تعریف کرد‌.</p>
<p>علل و عوامل بسیاری جمع شده‌اند تا ویدئو پدید آمده است و آن علل و عوامل‌ نیز خود معلولهای عـللی‌ دیـگر‌ هستند.پس چگونه می‌توان زیانهای ویدئو را فارغ از علل ایجاد ویدئو بررسی کرد و حکم بر خوبی یا بدی آن کرد؟اگر دوربین عکاسی اختراع نمی‌شد،سینما به وجود نمی‌آمد و اگر سینما به‌ وجود نـمی‌آمد،تـلویزیون پدیدار نمی‌شد و اگر تلویزیون پدیدار نمی‌شد،ویدئو پدید نمی‌آمد.در این تسلسل علّی فقط به نسبت اشیا با یکدیگر پرداخته‌ایم،حال آنکه اگر انـسانی کـه نیازمند به همهء‌ این‌ ابـزار اسـت به وجود نمی‌آمد،بدون تردید هیچ یک از محصولات تمدن غرب موجود نمی‌شد.تا پای«نیاز»در میان نیاید انسان چیزی را«طلب»نمی‌کند و تا«طلب»- خواست-نـباشد‌«ارادهـ‌»به ایجاد و اختراع و ابـداع نـیز فعلیت نمی‌یابد.»</p>
<p>آوینی در بخش دیگری می‌گوید: «ما در عصری زندگی می‌کنیم که ویدئو از زمرهء لوازم تحقیق آن‌ عصر‌ است، مرزهای ارتباطی نیز فرو‌ ریخته‌ و هیچ دیـواری‌ بـرقرار‌ نـمی‌ماند‌؛باید برای حفظ فرهنگ خویش در‌ جست‌وجوی‌ راههایی بـجز دیـوار کشیدن و محصور کردن برآییم.تردیدی نیست که دیوار هم‌ لازم‌ است اما باید دانست آنکه برای‌ محافظت از خویش،بـه‌ دور‌ خـود دیـوار می‌کشد همواره در‌ حال‌ انفعال است؛جواب تهاجم را باید با تـهاجم داد و تنها در این صورد‌ است‌ که از انفعال خارج خواهیم‌ شد‌. «دفاع‌» یک وضع «انفعالی‌» است‌ و «فاعلیت» هماره از آن‌ «مـهاجم‌» اسـت.»</p>
<p>آوینی با اشاره به پیروزی انقلاب در سال ۵۷ گفت: «بعد از پیروزی انقلاب‌؛بناچار‌ تلویزیون، صورتی متناسب بـا وضع جدید پیدا کرد بدون آنکه در باطن چندان‌ تحولی‌ در آن صورت بگیرد. اما‌ هـمین‌ تغییر‌ که بیشتر صـبغه‌ای‌ سـیاسی‌ داشته است،رویکرد جمعیتی‌ از‌ مردم را به شبکهء ویدئویی تسریع کرد.بدون تردید حتی اگر انقلاب اسلامی نیز‌ در‌ ایران پیروز نمی‌شد رسانهء ویدئو ایران‌ را‌ تسخیر می‌کرد‌ چنانکه‌ پاکستان‌ و افغانستان و ترکیه و عراق و سـوریه‌ و&#8230;نیز اکنون مسخر ویدئو هستند و همان‌طور که گفتم این یک اقتضای تاریخی است که با‌ ظهور‌ انقلاب اسلامی در جهان امروز،شدت‌،سرعت‌ و وسعت‌ بیشتری‌ گرفته‌ است و این امر‌ تنها‌ به ایـران بـاز نمی‌گردد.در دوران«توبه و یا رستاخیز تاریخی انسان» خواه ناخواه تلاش غرب برای‌ حفظ‌ وضع‌ موجود و تثبیت سیطرهء فرهنگی خویش،همچون محتضری‌ که‌ در‌ آخرین‌ لحظات‌،برای‌ فرار از دست مرگ،جان بیشتری مـی‌کند،شـدت بیشتری گرفته است.»</p>
<p>آوینی در پاسخ به این سوال که پیشنهاد شما برای مواجه با این پدیده چیست؟ می‌گوید: «برای مواجهه با این پدیدار،هرگز نباید اصل را بر«ممانعت»گذاشت چرا که‌ اصـلا‌ وجـود ایـن لوازم و گسترش آنها در سراسر دنیا امری است به مقتضای تاریخ و خارج از اخـتیار-اخـتیار، مفهومی مقید دارد و مفهومی مطلق،که در اینجا به معنای مقید خویش استعمال‌ شده‌ است. ممانعت‌ از ویدئو،خـواستاران آن را حـریصتر و مـا را آسیب‌پذیرتر خواهد کرد.چرا باید کار را به گونه‌ای‌ سامان داد که تماشاگران ویـدئو نـاچار بـاشند برای تماشای فیلمهای مجاز‌ نیز‌ روی‌ به زندگی قاچاق بیاورند؟،که این از اصل وجود ویـدئو خـطرناکتر اسـت.</p>
<p>&#8230;و اما بهترین راه-که البته بنده ‌‌در‌ وضع کنونی باور نمی‌کنم که از عهدهء نهادهای فرهنگی و هـنری مـا برآید-آن‌ است‌ که‌ تلویزیون با پرهیز از شیوهء تبلیغ کنونیش که به انـقطاع کـامل شـعارها از شعور باطنی‌،منجر خواهد شد،جذابتر و فعالتر شود.و حتی کانالهای دیگری در رقابت با دو‌ شـبکهء فـعلی تأسیس شوند‌.سینمای‌ ایران نیز غایت خویش را باید رسوخ در قلب مردم بگیرد و تـلاش کـند بـا نزدیک شدن به واقعیات،حضور خویش را در حیطهء حیات مردم،عمیقتر و وسیعتر کند و از جلوه فروشیهای‌ انـتلکتوئل مـآبانه بپرهیزد و شرایطی فراهم آورد که نهالهای تازه سربرآورند و فیلمسازی را به یک تلاش جـدی و فـراگیر فـرهنگی که می‌تواند در این توبه تاریخی و رستاخیر معنوی انسان شریک شود،تبدیل کنند‌.»</p>
<p>آوینی در بخش دیگری از این مصاحبه می‌گوید: ««قاچاق نوار» خواه ناخواه روی خواهد‌ داد‌.نوار‌ ویدئو،شیئی کوچک است و هیچ سیستم نظارتی نمی‌توان یافت که‌ سـوراخی حـتی به اندازهء یک نوار نداشته باشد.و از این گذشته تأثیرات فرهنگی اعمال چنین سیستمی،که خواه‌ ناخواه‌ همراه‌ با ارعابو تهدید و خشونت به شیوهء بلشویکها خواهد بود، از همه‌ چیز‌ بدتر اسـت.در جـهانی که معیار آزادی را اعلامیهء حقوق بشر تعیین می‌کند،اعمال زور و شیوه‌های‌ پلیسی‌ جز‌ حریص کردن بسیاری از کسانی که هنوز تصمیم برای فرار به غرب‌ نگرفته‌اند‌ فایدهء‌ دیگری نخواهد داشت.انسان را نـمی‌توان بـا تازیانه به راه حق کشید.راه حق‌،راهی‌ است‌ که اگر با اختیار،انتخاب نشود بی‌فایده است.»</p>
<p><strong>تجدد یا تحجر؟</strong></p>
<p>[سیدمحمد خاتمی وزیر فرهنگ و ارشاد در نشستی که به دعوت انجمن اسلامی دانشگاه تهران انجام گرفته بود سخنانی ایراد کرد که سخت قابل تأمل است.  <a href="#_ftn1" name="_ftnref1">[۱]</a></p>
<p>قبل از هر چیز آنچه که تحسین ما را برانگیخت صراحت لهجه و صداقتی بود که در گفتار ایشان وجود داشت.  در روزگارانی که همه به مصلحت اندیشی و حزم و احتیاط و ملاحظه کاری گراییده اند،  این صراحت بسیار پربُهاست و به اعتقاد ما،  اگر دیگران نیز بتوانند با پرهیز از ریا و عُجب و دورویی و سیاست بازی،  با همین صراحت نظرات خود را ابراز دارند،  فضایی سالم برای تضارب آرا و دستیابی به حق ایجاد خواهد شد.  تصورات ما از یکدیگر هنگامی درست است که ما دور از حیله بازی و نقاب سازی منویات خود را بیان کنیم و مصلحت اندیشی های ریاکارانه ما را از ابراز اعتقادات خویش منع نکند.</p>
<p>وزیر ارشاد اسلامی در این سخنان آن همه صداقت دارد که در جایی می گوید:</p>
<p>ما معتقد نیستیم که هر چه در جمهوری اسلامی می شود خوب است.  گاهی اشتباه می کنیم.  اول فکر می کنیم خوب است،  بعد می بینیم بد است و با آن برخورد می کنیم.</p>
<p>. . .  واین صداقت شرط پذیرش حق است.  مناظره و مباحثه فکری هنگامی به حق خواهد رسید که طرفین برای خود امکان اشتباه قائل شوند و خود راحقّ مطلق نینگارند.  مقدماتی که وزیر محترم ارشاد برای سخنان خویش چیده است نیز بسیار داهیانه و تحسین برانگیز است و ما به خود اجازه می دهیم که بر قسمت هایی از سخنان ایشان تأکید ورزیم و در حاشیه آنها به بحث بپردازیم.  ایشان در همان آغاز در جهت « شناخت عالمانه واقعیت ها » می گوید:</p>
<p>انقلاب ما با آنچه در دنیا می گذرد در بنیاد فکری و اهداف در تضاد است و اصولاً هر انقلابی با وضع موجود به مخالفت بر می خیزد.</p>
<p>و اما در عـین حال،  ایشان از غـــرب و یا به قول ایشان « جهان رقیب ما » غفلت نکرده اند و گفته اند:</p>
<p>ما نباید از یاد ببریم که جهان رقیب ما از یک نظام نظری و سیاسی جا افتاده و پرسابقه برخوردار است.  دنیای امروز – غرب فکری – دارای اندیشه است،  قرن هاست که شکل گرفته است،  مبانی آن فرموله شده است،  از جهات مختلف توسط صدها دانشمند بیان شده است،  تجربیات مختلفی را پشت سر گذاشته است،  خود را با واقعیت محک زده است و اصلاح کرده است و نحله های فکری مختلف سمبل آن است.  مسئله مهم این است که این نظام ارزشی،  فکری و سیاسی با تمایلات اولیه بشر سازگار است؛  خود به خود طبع اولیه مدافع و خواستار این نظام است.  مبانی نظام امروز بر آزادی است؛  بخصوص با شکست تفکر سوسیالیستی این آزادی بیشتر مورد خواست است.  آزادی از دیدگاه آنها یعنی رهایی از همه موانع برای انجام دادن هر آنچه که انسان تمایل به آن دارد و حدود این آزادی،  آزادی دیگران است.</p>
<p>سازگاری نظام فکری،  سیاسی و ارزشی غرب با تمایلات اولیه بشر حقیقتی است که هرگز نباید مورد غفلت قرار گیرد و همان طور که حجت الاسلام خاتمی فرموده اند،  طبع اولیه بشر خود به خود خواستار این نظام است.  به اعتقاد ما لفظ «بدویت» بیش تر مناسب این مقام است،  تا آنجا که امروزه صورت مصطلح یافته.  انسان هر چه بیشتر از بدویت به سوی تعالی روحانی که غایت خلقت اوست پیش رود،  از تمایلات طبع اولیه خویش بیشتر فاصله خواهد گرفت و بنابراین،  این «آزادی » به آن صورتی که در دنیای امروز تفسیر می شود هرگز مطلوب انسان مؤمن متعالی نیست.  این آزادی،  که در ادامه این گفتار وزیر ارشاد آن را معنا کرده است،  مطلوب انسان های بدوی است و بدویت به این معنا در مقابل تمدن قرار ندارد.  بشر امروز بدویت را مثابه متضادی برای مفهوم تمدن می شناسد و لذا از این سخنان سخت در حیرت فرو خواهد شد.  و اما بدویت – آن سان که مورد نظر ماست – نه در متضادّ تمدن بلکه متضاد تعالی روحانی است.  تعالی روحانی غایت دین و وحی است و بنابراین،  تمدن غرب از آن لحاظ که بشر را از دین و دینداری دور کرده،  او را بیش از پیش به سوی بدویت و جهالت ادوار جاهلیت رانده است.</p>
<p>اما این روزگار،  از سویی دیگر،  روزگار استحاله ظاهر و باطن تمدن های متفاوت باستانی در باطن تمدن غرب است.  در همه جای کره زمین حیات افراد بشر صورت واحدی دارد و ارتباطات بین المللی،  خواه نا خواه،  تفکر غرب را از طریق یک شبکه واحد در سراسر دنیا پراکنده است.  تفکر غرب و ارزش های آن برای مردم سراسر کره زمین به صورت امر متعارفی در آمده است و اصلاً فرصت و قدرت آنکه خود را از سیطره این امر متعارف خارج کنند و آن را مورد ارزیابی قرار دهند ندارند.  در داخل کشور ما نیز بسیارند کسانی که مسیطَر این امر متعارف هستند و از همان نظر گاهی که عرف جامعه غربی و غرب زده است،  به ما و اعمال و سیاست های ما می نگرند؛  و متأسفانه نشریات و رسانه های ما بیش تر در دست اینهاست.</p>
<p>چه باید کرد؟ مسلّماً در شرایطی اینچنین که همه سیاست های نظام اسلامی با عرف بدویت و جاهلیت جامعه غرب سنجیده می شود هرگز نمی توان غایات الهی اسلام و صورت مطلوب آن را یکباره،  بدون در نظر داشتن خواست همه اقشار جامعه،  بر آن حاکمیت بخشید.  این همان علتی است که در آغاز پیروزی انقلاب،  آنان را که امیال خود را منافی با دین و دینداری می یافتند از کشور تاراند.  نکته ای که آقای خاتمی ما را به آن تذکر داده اند این است که این امیال در نظام ارزشی تفکر غرب،  که اکنون بر سراسر دنیا سیطره یافته،  چیزی خلاف عرف نیست.</p>
<p>در غرب نوشیدن مایع تندی که عقل را زائل می کند و اختیار را از کف انسان باز می گیرد عملی خلاف عرف نیست؛  قمار،  زنا،  همجنس بازی،  جلوه فروشی،  عُجب،  کبر،  تسلیم در برابر عادات،  بندگی غیر،  بندگی نفس. . .  و حتی خود کشی امری خلاف عرف نیست.  آنها حتی وسایلی ساخته اند که با آن می توان در کمال سهولت و در عین احساس لذت از شرّ زندگی خلاص شد! در آنجا – و به تبع آن در جوامع غرب زده – نوشتن و خواندن کتاب هایی که در آن انواع و اقسام این امور متعارف (!) انجام می شود مجاز و حتی ممدوح است،  و اصلاً بشر دغدغه ای جز این ندارد که اوقات فراغت خود را مستغرَق در لذات گوناگون سپری کند و در ساعات کار نیز فقط برای تأمین حوایج اوقات فراغت خویش مثل سگ جان بکند.  در آنجا این پارادوکس که به نظر ما ابلهانه می آید امری کاملاً متعارف است.  در غرب – و به تبع آن در جوامع غرب زده – ساختن فیلم هایی که در آن خلاف عرف عمل نمی شود کاملاً مجاز است،  یعنی مثلاً یک زن شوهردار به مردی دیگر دل می بازد و این کار سه نوبت تکرار می شود و حتی در نوبت سوم نیز به کامیابی نمی انجامد.</p>
<p>آقای خاتمی گفته است:</p>
<p>آزادی از دیدگاه آنان یعنی رهایی از همه موانع برای انجام دادن هر آنچه که انسان – طبع اولیه انسان – تمایل به آن دارد و حدود این آزادی،  آزادی دیگران است.</p>
<p>و در برابر این مفهوم آزادی،  تصویری از دشواری حیات دینی ترسیم می کند و می گوید:</p>
<p>نظامی که ما عرضه می کنیم از طریق جهاد و ریاضت کسب می شود.   کسب تقوا کار بسیار مشکلی است. هدف زندگی غربی ها رفاه مادی و رسیدن به آزادی است.  همچنین دشمن ما نسبت به مبانی فکری خود غیرتمند است و هر کس این مبانی را نپذیرد با او به ستیز بر می خیزد،  از امکانات غول آسای تکنولوژی یا ظرفیت تکنیک ها در جهت القای افکار خود سود می جوید.  این در شرایطی است که مثل گذشته در دنیا مرز وجود ندارد و هیچ قدرتی نمی تواند بین ذهن افراد و واقعیت فاصله ایجاد  کند.</p>
<p>پیش از آنکه به ادامه بحث بپردازم باید بگویم که حتی اگر ما به اندازه غربی ها هم نسبت به مبانی فکری خود غیرتمند بودیم،  اگر چه شرایط امروز ما به مراتب بهتر از این می بود که اکنون هست،  اما باز هم طرح این بحث ها ضرور می نمود چرا که ما تا جواب این سؤال ها را پیدا نکنیم و با یکدیگر به اتفاق نظر نرسیم،  هرگز نخواهیم توانست شیوه مقابله درستی برای مبارزه با غرب بیابیم.</p>
<p>گفتار وزیر محترم ارشاد کاملاً درست است؛  در این جهان بی مرز هیچ قدرتی نمی تواند بین ذهن افراد و واقعیت فاصله ایجاد کند.  اما مگر ما فقط از همین طریق است که می توانیم به غایات دینی خویش دست یابیم؟ برای آنکه مردم به دینداری رو کنند حتماً باید در ذهن خویش از واقعیت فاصله بگیرند؟ این واقعیت خلاف فطرت بشر است و اگر ما حجاب ها را یک سو نهیم،  خواهیم دید که دعوت مردم به دینداری دعوتی است همسو با جذبه ی فطرت. . .  اگر چه طبع بدوی بشر از آن اِعراض دارد.  گویا وزیر محترم ارشاد اصل را بر این قرار داده اند که اسلام فقط با دور کردن مردم از این واقعیت – یعنی عرف حیات غربی و غرب زده – محقق می شود و حال که نمی توان از این واقعیت فاصله گرفت،  پس ما اعتراض و انتقاد را هم کنار بگذاریم و همان طور که در برابر نشان دادن کُشتی و بکس و. . .  تسلیم شدیم،  همه آنچه را که دشمن می خواهد بر ما تحمیل کند بپذیریم.</p>
<p>در اینجا حداقل سه اشتباه روی داده است که من خود را ناچار از ذکر آنها می بینم،  هر چند این احتمال نیز وجود دارد که مراد وزیر محترم ارشاد همان مطلبی نبوده است که بنده از سخنان ایشان ادارک کرده ام:</p>
<p>&#8211; حیات دینی کاملاً منطبق بر فطرت بشر است و ما هرگز نباید به این توّهم دچار شویم که تفکر ما در برابر تفکر متعارف غربی از جاذبیت کم تری برخوردار است.  البته همان طور که عرض کردم طبع اولیه بشر به عالم حس نزدیک تر است و بنابراین،  به متعلّقات حواس ظاهری خویش بیش تر تمایل دارد.  با این حال،  جاذبیت حیات معنوی اگر چه وسعت کم تری دارد،  اما از عمق و ماندگاری بیش تری برخوردار است.</p>
<p>&#8211; دوستان ما در یک امر دیگر نیز دچار اشتباه شده اند و آن این است که عرف خاص و عام را با یکدیگر خلط کرده اند و این جماعت معدود و محدود اهل هیاهو را بدل از «مردم» گرفته اند.  این همان اشتباهی است که به نحوی دیگر دوستان ما در تلویزیون نیز به آن گرفتار آمده اند.  «عرف خاصّ» جامعه ما همان است که حیات خویش را در ارتباط با غرب یافته و اصلاً تصور دیگری از زندگی،  تاریخ،  جامعه و یا انسان ندارد.  روشنفکران به این عرف خاص تعلق دارند و البته باید اذعان داشت که نشریات کشور ما و رسانه های دیگر بیش تر در اختیار اینان است،  چرا که تجربه تاریخی تشکل و تحزب،  ژورنالیسم و غیره را از سر گذرانده اند و اکنون از ذخایر این تجربیات بهره می برند.</p>
<p>اما تجربیات این یک دهه بعد از پیروزی انقلاب نشان داده است که این عرف خاص جز کفی بر رودخانه بیش نیست و تحولات تاریخی جامعه ما از جای دیگری رهبری می شود که مدخلیت روشنفکران در جریان آن،  جز در برهه کوتاهی از مشروطیت،  واقعیت نیافته است.</p>
<p>عرف روشنفکری «عرف عامّ» جامعه ما نیست.  عرف عامّ جامعه ما منشأ گرفته از شریعت اسلام است و از غرب جز تأثراتی ظاهری نمی پذیرد و بنابراین،  حتی بعد از پنجاه سال حکومت پهلوی،  مردم باز هم قدرت یافتند که انقلاب اسلامی را به ثمر برسانند.  هنوز هم چیزی تغییر نکرده است.  امکان حضور مردم در تحولات این دهه دوم بعد از پیروزی انقلاب کم تر شده و اگر چه این معضلی بسیار بزرگ است،  اما حضور بالقوه مردم هنوز هم در هر موقعیت دیگری که فطرت الناس در رابطه با ولایت تشخیص دهد می تواند به فعلیت برسد.  عرف عام همچون رودخانه ای در عمق جریان دارد،  اما عرف خاص کفی است که می جوشد و سطح و ظاهر را پوشانده است و اجازه نمی دهد که باطن آن یعنی رودخانه را ببینیم.  هیاهوها نباید ما را به اشتباه بیندازد که هر چه هست و هر که هست هم اینانند که در هفته نامه ها و ماهنامه ها و فصلنامه ها قلم می زنند.</p>
<p>&#8211; اشتباه دیگر دوستان ما که ریشه در مرعوبیت آنها در برابر غرب دارد آن است که آنها افق حرکت انقلاب و شرایط آماده جهانی را در این عصر احیای معنویت و اضمحلال غرب نمی بینند و بالتَبع هرگز برای وصول به این غایت تلاش نمی کنند.  دگراندیشان و روشنفکران سکولار باید آزاد باشند،  اما رشد و بالندگی نسل انقلاب نیز مواظبت می خواهد.  دولت جمهوری اسلامی حقیقتاً به شعار آزادی مطبوعات،  نویسندگان و هنرمندان پایبندی اعتقادی دارد،  اما دوستان خویش را از یاد برده است و اکنون مجموع سیاست های نظام اسلامی کار را به آنجا کشانده که نسل انقلاب در هنر و ادبیات احساس عدم امنیت و بیهودگی می کند.</p>
<p>دوستان ما توجه ندارند که واقعیت متعارف در جهت وصول به غایات ما دچار تحولاتی بنیادین شده است و اکنون تاریخ کره زمین آمادگی پذیرش یک انقلاب جهانی را دارد.  رادیوهای خارجی،  ویدئو و حتی ماهواره نباید ما را بترسانند.  مبارزه از این پس سخت تر خواهد شد و به جای فرار از آن – و یا فرار دادن مردم از آن – و پناه آوردن به شعار قلابی « نسل سوم » در برابر نسل مضمحل دوم،  که هر دو و بلکه هر سه مرعوب غرب و مُنهمِک  در آن هستند،  باید روی به مبارزه آورد،  با این اطمینان قلبی که ما مبشّر همان تفکر نجات بخشی هستیم که جهان امروز به آن نیازمند است و در انتظار آن بوده.  نسل سوم هنر و ادبیات غرب زده با نسل دوم آن نه در تفکر و نه در قوالب تفاوت چندانی ندارد و آنچه که باید منظر امید انقلاب اسلامی را پُر کند نسلی است انقلابی و شریعتمدار که روی به هنر و ادبیات آورده است.</p>
<p>و البته ما نیز به این مشکل بزرگ توجه داریم که اسلام قرن ها از صحنه حیات اجتماعی مردم دور بوده است و اکنون تا جواب های مناسبی برای تدبیر و تقدیر مناسبات و معاملات امروز بیابد،  سال ها طول خواهد کشید.  وزیر ارشاد نیز نوشته است:</p>
<p>مشکل دیگر ما این است که اسلام قرن ها از صحنه زندگی دور بوده است.  ما در امور متعالی مثل عرفان و حکمت در اوج تعالی هستیم ولی در آن مواردی که به نظم اجتماعی و روابط بین انسان ها برمی گردد،  دچار خلأ هستیم.  این خلأ،  خلأ تئوریک است.  اسلام اصیل همواره به عنوان مبارز حضور داشته و خواهان تغییر شرایط بوده ولی در زمینه موارد اثباتی کار زیادی انجام نشده است.  در این موارد با فقه سروکار داریم.  فقه نظم عملی رفتار فردی و جمعی را مشخص می کند.  فقه مصطلح ما در این زمینه ها دچار نقص است.  فقه ما باید تحول پیدا کند تا با نیازهای ما متناسب شود. . .</p>
<p>و البته همان طور که وزیر محترم ارشاد در جملات بعد گفته است،  حضرت امام خمینی (س) نیز به این نقص در فقه مصطلح اذعان داشتند و خود در تمام زندگی در جهت جبران آن تلاش کردند.  و بعد افزوده است:</p>
<p>هر کس که این مشکلات را نادیده بگیرد و مشکل دیگر را اصل کند جامعه را از حل مشکلات باز می دارد.</p>
<p>باید توجه داشت اشکالی که بر فقه مصطلح وارد است هرگز همان اشکالی نیست که بعضی از روشنفکران بر آن تأکید می ورزند.  اشکال فقه یک نقص ذاتی نیست و هر کس چنین بیندیشد اسلام را از توان تشکیل حکومت تهی می کند و تلاش هایش همه در جهت جدایی دین از سایر شئون و حیثیات وجود بشر قرار می گیرد.  این اشکال از آنجا منشأ گرفته که اسلام هرگز در قرون جدید تجربه حاکمیت سیاسی نداشته و اکنون که این ضرورت به طور کامل چهره نموده است،  لاجرم از یک سو ابواب جدیدی برای جوابگویی به این مسائل مستحدثه در فقه گشوده خواهد شد و از سوی دیگر،  تفکری که در آفتاب و سایه دین پرورش یافته است به مقابله با تفکراتی روی خواهد آورد که با اصل دین مخالفت می ورزند.</p>
<p>نباید توقع داشت که مقابله با همه موانع و مشکلات – و مثلاً مقابله با نحله های فلسفی معارض با دین – به دست فقه مصطلح و یا فقها انجام شود.  نطفه علم کلام در یک چنین مقابله ای تاریخی بسته شده است،  و اگر در نسبت فقه – به معنای مصطلح – با علم کلام بیندیشیم،  خواهیم دید که معنای فقه و فقیه از معنای مصطلح خویش وسعت بیش تری خواهد یافت و به معنای تحت اللفظی فقه نزدیک تر خواهد شد.  فقه در این معنای وسیع تر،  علم کلام و حتی همین علم کلام جدید را که حضرت آیت الله مطهری (ره) بنیانگذار آن هستند در بر خواهد گرفت.  ساده انگاری است اگر بخواهیم معرضه فکری این شیخ شهید را با نحله های فلسفی غرب در دفاع از ساحت دین و دینداری،  از آن لحاظ که خارج از حوزه مفهومی فقه مصطلح قرار دارد، بی ارتباط با این بحث بدانیم. اسلام پاسخگوی تمام مسائل بشر است و میان امروز و دیروز در این معنا تفاوتی حاصل نمی آید.  همواره در حوزه عرف خاص،  این پاسخگویی با تفقه در دین – به معنای وسیع کلمه که علم کلام و بخشی از تاریخ فلسفه دوره اسلامی را نیز شامل می شود – میسور و محقق گشته است و در حوزه عرف عام با تفقه به معنای مصطلح.  ما که اسلام را پاسخگوی همه مسائل بشر می دانیم مقصودمان آن نیست که پاسخگویی فقط از طریق فقه مصطلح انجام می گردد.  حکمت احکام فقهی نیز نه آنچنان است که حتماً از طریق فقه مصطلح قابل استنباط باشد.  حکمت معنایی اعمّ از فلسفه دارد و می تواند محصول تفکر عقلی باشد،  وقتی در نسبت با حضور دینی تحقق یابد.  عقل می تواند در انقطاع از وحی و در خدمت اهوای بشر و یا در نسبت با وحی،  صورت های مختلفی از تحقق و تعین پیدا کند.  عقل نظری و عقل عملی نیز دو وجه مختلف از امر واحد هستند و عقل یک بار در مقام نظر و بار دیگر در مقام عمل تحقق می یابد؛  و عمل صورتی متنزل از نظر است.</p>
<p>بنابراین، خلاف آنچه وزیر محترم ارشاد فرموده اند، خلأ مبتلابهِ ما در نظم اجتماعی و روابط بین انسان ها،  خلأ تئوریک نیست.  اسلام در مقام نظر هیچ نقصی ندارد و نقص – هر چه هست – از آنجاست که تمدن امروز محصول فلسفه ای منقطع از وحی است.  از یک سو تمدن غرب محصول تفکری عقلی است که در ذیل فلسفه یونان تحقق یافته است و از سوی دیگر،  از لحاظ تاریخی این نخستین بار است که مواجهه ای نظری و عملی میان تفکر دینی ما و تمدن فلسفی غرب روی می دهد و تا این مواجهه اتفاق نمی افتاد،  حکمت نظری دین امکان نمی یافت که در صورتی عملی تنزل یابد و پاسخگوی مسائل روز باشد.</p>
<p>کسانی که کتاب «بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی» را از متفکر شهید،  استاد مطهری (ره) دیده اند می توانند در آن مصداق روشنی برای این امر بیابند که چگونه حکمت نظری دین می تواند به معنای تحت اللفظی تفقه نزدیک شود.  فی المثل،  استاد شهید در این کتاب،  سرمایه داری ماشینی را به مثابه موضوعی جدید در فقاهت و اجتهاد دیده اند و نوشته اند:</p>
<p>صرف توسعه و تغییر کمّی ماهیّت شیء را عوض نمی کند مادام که منجّر به تغییر کیفی نشود.  به عقیده ما مشخّصه اصلی سرمایه داری که آن را موضوع جدیدی از لحاظ فقه و اجتهاد قرار می دهد دخالت ماشین است،  ماشینیزم صرفاً توسعه آلت و ابزار تولید نیست،  که انسان ابزار بهتری برای کاری که باید بکند پیدا کرده است،  بلکه تکنیک و صنعت جدید علاوه بر بهتر کردن ابزارها،  ماشین را جانشین انسان کرده است،  ماشین مظهر فکر و اراده و نیروی انسان بما هُوَ انسان است. . .  ماشین جانشین انسان است نه آلت و ابزار انسان،  یک انسان مصنوعی است.</p>
<p>صاحب نظران می دانند که همین مبنایی که شهید مطهری (ره) اتخاذ کرده اند می تواند جوابگوی بخش عظیمی از سؤالات جوامع امروز در مواجهه با ماشین باشد و لذا،  دغدغه عدم تناسب آهنگ انقلاب با زمان – که به نظر می آید دغدغه اصلی وزیر ارشاد و بسیاری دیگر از مسئولان نظام اسلامی است- نباید آنها را به این سمت براند که تنها راه حفظ انقلاب را در دور شدن مردم از واقعیات ببینند و از سر رعب و دستپاچگی،  تلاش اصلی خود را در این جهت قرار دهند که اسلام را حامی ارزش ها و دستاوردهای تمدن امروز نشان دهند و با صراحت بگویم،  به جای اعتماد به نسل هنرمندی که از انقلاب جوشیده اند و در جریان انقلاب پرورش یافته اند،  در مواجهه با روشنفکران ضدّ دین به اختراع نسلی دیگر – هر چند من درآوردی و بی ریشه – بپردازند که در ضدیت با دین و انقلاب هیچ چیز از آن دو نسل دیگر کم ندارند.</p>
<p>تحجر و تجدد دو پرتگاه جهنمی هستند که در این سوی و آن سویِ صراط عدل دهان باز کرده اند: زاهدان متنسّک و عالمان متهتّک؛  آنان فلسفه و عرفان و شعر و موسیقی را تکفیر می کنند و اینان فقه را از پاسخگویی به مسائل روز عاجز می دانند،  و صراط عدل از میانه این دو پرتگاه و از بطن آن می گذرد.  وزیر محترم ارشاد اسلامی فقط به تحجر و عوام زدگی تاخته اند و از غرب زدگی و تجدد سخنی به میان نیاورده اند.  ایشان پس از ذکر این حقیقت که:</p>
<p>انقلاب ما آرمان هایی داشت که در شعارهایش متبلور بود. یک دین حقیقی به همان میزان ماندگار است که قابل تحقق باشد. آرمان به خودی خود وجود ندارد بلکه ما را به سمت اهداف می راند. زندگی ما نظم می خواهد. اگر آهنگ انقلاب متناسب با زمان نباشد دچار مشکل می‌شویم.</p>
<p>فرموده اند:</p>
<p>شاید آسان ترین راه را انسان های سطحی مطرح می کنند، یعنی اینکه رقیب ما،  اندیشه مخالف ما،  نباید اجازه حرف زدن داشته باشد و باید جلویش گرفته شود.  اما واقعاً این راه حل مشکل ما را حل می کند؟ ملاک سلیقه کی باید باشد؟. . .  استراتژی فرهنگی یک نظام نمی تواند بر منع قرار گیرد. در طول تاریخ اسلام این گونه نبوده است.  اندیشمندان اسلامی به استقبال اندیشه های دیگران می رفتند و لحظه به لحظه فرهنگ اسلامی را غنی تر می کردند.</p>
<p>بسیاری به صورت نادرست می پندارند که تنها مجاری انتقال افکار کانال های رسمی است و نباید هیچ اندیشه مخالفی در قالب کتاب یا فیلم اجازه انتشار داشته باشد و این فکر شوخی است.  امواج رادیویی امروز و امواج تصویری فردا این انتقال را امکانپذیر می سازد.</p>
<p>شکی نیست که استراتژی فرهنگی یک نظام نمی تواند بر منع قرار گیرد و میزان آن را نیز خود وزیر ارشاد در سخنان خویش معین فرموده اند:</p>
<p>«در لیبرال ترین حکومت ها در جایی که علیه نظام توطئه می شود منع وجود دارد و درک این توطئه بر اساس سلایق شخصی نیست و قانونمندی خاص خود را دارد. »</p>
<p>اما مسلّماً جای این سؤال وجود دارد که « آیا استراتژی فرهنگی نظام نمی تواند بر تقویت تلاش هایی ارتکاز یابد که در تفکر و غایات با او همسو و هماهنگ هستند؟»</p>
<p>مگر کسی از وزارت ارشاد خواسته است که استراتژی فرهنگی خود را بر منع قرار دهد؟ دوستان ما باید به یاد داشته باشند که اکنون حجاب سکوت و صبر هنگامی شکسته شده که آتمسفر فرهنگی در عرف خاص آنچنان مسموم و نا امن است که هیچ مؤمنی احساس امنیت نمی کند.  من با صراحت به مسئولان فرهنگی و هنری کشور اعلام می دارم که این دغدغه که فرزندان ما امروز و فردا در فضای کدام فرهنگ رشد خواهند یافت ما را به سختی به وحشت می اندازد.</p>
<p>از داهیانه ترین سخنانی که وزیر ارشاد در این گفت و گو به زبان آورده اند این است که:</p>
<p>«ما معتقدیم که باید با تبادل اندیشه در افراد مدافع نظام مصونیت به وجود بیاوریم.  لازمه این کار این است که جامعه با آرای مخالفین مواجه شود ولی این مواجهه باید کنترل شده باشد. »</p>
<p>اما واقعاً همین استراتژی است که به منصّه عمل در آمده است؟ آیا واقعاً دوستان ما در وزارت ارشاد آتمسفر فرهنگی جامعه را کنترل دارند؟ آیا لازمه این مصونیت اجتماعی آن نیست که در کنار مواجهه جامعه با آرای مخالفین،  تلاش های دوستانه مؤید انقلاب و دینداری نیز تقویت شود؟ آیا لازمه مصونیت یافتن مدافعان انقلاب در مواجهه با آرای مخالفین آن است که ما آتمسفر فرهنگی جامعه را آن گونه کنیم که نسل های جدید فرصت هدایت را از دست بدهند؟</p>
<p>ما نیز با تحجر مخالفیم،  اما در عین حال می دانیم که تنها مرتجعین و متحجرین نیستند که به نظام فرهنگی و هنری کشور اعتراض دارند.  اگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می خواهد که حصارهای جهل و خرافه و تحجر را بشکند و جامعه را از تفریط باز دارد،  باید با تجددِ افراطی نیز مبارزه کند تا مردم را از چاله ای به چاه نیفکند. . .  و البته باز هم صد هزار بار شکر که عرف عام از این کشاکش فارغ است و راه خویش را فطرتاً در نسبت با شریعت می یابد.  دشمنان ما می‌گویند: «مشکل امروز ما غرب زدگی نیست،  عوام زدگی است. »«منبع: <a href="https://www.aviny.com/">aviny. com</a>»]</p>
<p><a href="#_ftnref1" name="_ftn1">[۱]</a> [در حاشیه ی سخنان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جمع دانشجویان،  دهم اردیبهشت ۱۳۷۰ «ر. ک.  به : سخنان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پیرامون بحث های اخیر فرهنگی و هنری در کشور،  کیهان،  ۱۴۱۷۳،  ۱۰ اردیبهشت ۱۳۷۰، ص ۲۲.  -و. »]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=155481">من به «ولایت مطلق تکنیک» معتقد نـیستم!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=155481</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سرم را برای ایران می‌دهم</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=155477</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=155477#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 09 Apr 2023 11:46:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[سیدمرتضی آوینی]]></category>
		<category><![CDATA[شهید آوینی]]></category>
		<category><![CDATA[هفته هنر انقلاب اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=155477</guid>
		<description><![CDATA[<p>سال‌ها از شهادت سیدمرتضی آوینی، سید شهیدان اهل قلم می‌گذرد و هرسال افراد جدیدی راجع به این چهره مهم فرهنگی در تاریخ معاصر کشورمان صحبت می‌کنند. به مناسبت هفته هنر انقلاب اسلامی ما این بار سراغ کلام خود او رفته‌ایم تا ببینیم چگونه سیدمرتضی را معرفی می‌کند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=155477">سرم را برای ایران می‌دهم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong><strong> </strong><strong>:</strong>می‌گویند «تغییر» کرده بود، قبلِ انقلابش با بعد انقلابش متفاوت بود. انگار «تغییر» گناهش بود. انگار «تغییر» برای او گناهی نابخشودنی بود. آیا آنها که دائم از «تغییر»اش سخن می‌گویند، خود نه تنها دچار آن نشده بلکه همواره در یک خط [مستقیم] زیسته و  حرکت داشتند؟ آخر مگر می‌شود بدون «تغییر» زیست! بدون «تغییر» زندگی کرد؟ آنها به راستی هدفشان از این کلیدواژه چه بود؟</p>
<p>بگذریم&#8230;؛ آوینی را این‌بار نه از نگاه دیگران! که از نگاه خودش روایت می‌کنیم.</p>
<p>خودش به روایت خودش می‌گوید&#8230;<a href="#_ftn1" name="_ftnref1">[۱]</a></p>
<h3><strong>راه طی شده&#8230;</strong></h3>
<p>[«&#8230; تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری ناآشنا هستم. خیر. من از یک «راه طی شده» با شما حرف می‌زنم. من هم سال‌های سال در یکی از دانشکده‌های هنری درس خوانده‌ام. به شب‌های شعر و گالری‌های نقاشی رفته‌ام. موسیقی کلاسیک گوش داده‌ام، ساعت‌ها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره‌ی چیزهایی که نمی‌دانستم گذرانده‌ام. من هم سال‌ها با جلوه‌فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ام، ریش پروفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام و کتاب «انسان تک‌ساحتی» هربرت مارکوزه را ـ بی‌آنکه آن زمان خوانده باشم‌اش ـ طوری دست گرفته‌ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند: عجب! فلانی چه کتاب‌هایی می‌خواند، معلوم است که خیلی می‌فهمد… اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده‌است که ناچار شده‌ام رو دربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم که «تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمی‌شود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با تحصیل فلسفه حاصل نمی‌آید. باید در جست‌وجوی حقیقت بود و این متاعی‌است که هرکس به‌راستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت و در نزد خویش نیز خواهد یافت… و حالا از یک راه طی شده با شما حرف می‌زنم.»</p>
<h3><strong>تمام نوشته‌هایم را سوزاندم</strong></h3>
<p>« &#8230; دارای فوق‌لیسانس معماری از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران هستم. اما کاری را که اکنون انجام می‌دهم نباید با تحصیلاتم مربوط دانست. حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است. بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی در سایه تعهد اسلامی به دست می‌آید ولاغیر. قبل از انقلاب بنده فیلم نمی‌ساختم اگرچه با سینما آشنایی داشته‌ام. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است اگرچه چیزی ـ اعم از کتاب یا مقاله ـ به چاپ نرسانده‌ام. با شروع انقلاب، حقیر تمام نوشته‌های خویش را ـ اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار و&#8230; ـ در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که «حدیث نفس» باشد ننویسم و دیگر از «خودم» سخنی به میان نیاورم. هنر امروز متأسفانه حدیث نفس است و هنرمندان گرفتار خودشان هستند.»</p>
<h3><strong>خودم را از میان برداشتم</strong></h3>
<p>«به فرموده خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی رحمه‌الله علیه: تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز . سعی کرده‌ام خودم را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد و خدا را شکر که بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آنچه که انسان می‌نویسد، همیشه تراوشات درونی خود اوست. همه هنرها اینچنین‌اند. کسی هم که فیلم می‌سازد اثرش تراوشات درونی خود اوست. اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آن‌گاه این خداست که در آثار ما جلوه‌گر می‌شود. حقیر اینچنین ادعایی ندارم اما سعی‌ام بر این بوده است&#8230;»]</p>
<h3><strong>من به شدّت وطن‌دوست هستم، سرم را برای ایران می‌دهم</strong></h3>
<p>«تفکر ایرانی بلندمرتبه است. بزرگترین متفکران اسلامی از ایران برخاسته‌اند. این خاک اصلاً آمادگی و پذیرش دارد. بچه‌هایی که در جبهه بودند شکوفایی خود را در این خاک و با این معانی که گفتم یافتند. عراق قصد فرهنگ ما را کرد و کسانی که مقاومت و دفاع کردند همین بچه مسلمان‌ها بودند که برای این وطن زحمت کشیدند. من به شدت وطن دوست هستم، سرم را برای ایران می‌دهم.</p>
<p>اصطلاح &#8216;ملی‌گرایی&#8217; که معادل &#8216;ناسیونالیسم&#8217; است خودش یک شریعت است و با هیچ دین دیگری جمع نمی‌شود. این چیزی که من می‌گویم ناسیونالیسم نیست. حقیقت ملیت است وگرنه، ملی‌گرایی به مفهوم ناسیونالیسم با اسلام جمع نمی‌شود.</p>
<p>من اصلاً معتقد به تعارض ملیت با دین نیستم. اتفاقاً این هویت ایرانی- نه زرتشتی- را عین هویت اسلام می‌دانم و معتقدم تقربی که ما به دین پیدا کرده‌ایم به این هویت ملی وابسته است و اگر این هویت ایرانی و ملی نبود، یا مثلاً هویت دیگری داشتیم، این تقرب و این دین پیدا نمی‌شد، یعنی این فرهنگ که به آن ایرانی &#8211; اسلامی و نه اسلامی زرتشتی می‌گوییم حادث نمی‌شد. به فرهنگ‌های دیگر نگاه کنید که چه نسبتی با اسلام برقرار کرده‌اند، در حالی که پذیرش ما به خاطر ملیت و فرهنگ و قومی که داشتیم جور دیگری شد.» [خبرگزاری ایرنا. ۱۹ فروردین ماه ۱۳۹۲. کد خبر: ۸۰۶۰۵۶۵۹]</p>
<p><a href="#_ftnref1" name="_ftn1">[۱]</a> [منبع: ماهنامه سپیده دانایی، شماره ۱۲، صفحه. ۸۰، اردیبهشت ۱۳۸۷]</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=155477">سرم را برای ایران می‌دهم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=155477</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مجید رجبی ‌معمار: مدیریت محتوایی آوینی تکرار نشد</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=150173</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=150173#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 11 Apr 2022 14:30:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[شهید آوینی]]></category>
		<category><![CDATA[مجید رجبی ‌معمار]]></category>
		<category><![CDATA[هفته هنر انقلاب اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=150173</guid>
		<description><![CDATA[<p>مجید رجبی معمار مدیر عامل خانه هنرمندان ایران گفت: مدیریت محتوایی سیدمرتضی آوینی در عرصه فرهنگی کشور تکرارنشدنی است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=150173">مجید رجبی ‌معمار: مدیریت محتوایی آوینی تکرار نشد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> &#8211; امسال در حالی پا در آستانه سی‌مین سالگرد شهادت سید شهیدان اهل قلم می‌گذاریم که بیش از هر زمان دیگر، فقدان مدیریت فرهنگی قدرتمند و موثر ملموس و محسوس شده است. هرچند که تاکنون وجه هنرمندانه و اندیشمندانه از سیدمرتضی آوینی طی سالیان مختلف مورد بحث و نقد قرار گرفته اما الگوی او در حوزه مدیریت فرهنگی غالبا از چشم‌ها پوشیده مانده است.</p>
<p>سیدمرتضی آوینی در ادوار مختلف فعالیت خود، عموما به عنوان محور شکل دهنده به محتوا در میان گروه خود شناخته می‌شده و به اذعان همکارانش مدیریت محتوایی گروه را بر عهده داشته است. موضوعی که مجید رجبی معمار، همکار و دوست نزدیک شهید آوینی در موسسه روایت فتح در سال‌های آخر منتهی به شهادت ایشان، از آن با ویژگی تکرارنشدنی در عرصه مدیریت فرهنگی کشور یاد می‌کند.</p>
<p>مجید رجبی معمار، ریاست هیئت مدیره موسسه روایت فتح در سال‌های آغازین این موسسه، ریاست انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس، ریاست انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس و شهرک سینمای دفاع مقدس، مدیریت شبکه تهران و مدیر عاملی خانه هنرمندان ایران را در کارنامه دارد. گفت‌وگوی تفصیلی <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> با مجید رجبی معمار را در ادامه خواهید خواند.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;"><strong>نگاه و حال بچه‌ها را سید مرتضی هدایت می‌کرد</strong></span></h3>
<p><strong>* ما دو برند تولیدی و رسانه‌ای یعنی «روایت فتح» و «نشریه سوره» را با نام سید مرتضی آوینی می‌شناسیم. شهید آوینی در این دو برند، مدیریت فرهنگی را هم بر عهده داشت؟</strong></p>
<p>در آن برند تولیدی یا همان مجموعه «روایت فتح» که بچه‌های گروه تلویزیونی جهاد بودند، مدیریت گروه جدای از مدیریت محتوایی شهید آوینی به عهده آقای مهدی همایون‌فر بود. اما مدیریت محتوایی یعنی روح و جان و اندیشه و نگاه و حال بچه‌ها را سید مرتضی هدایت می‌کرد.</p>
<p>آقامرتضی چون آدمی بود که تجربه‌های فراوان فرهنگی به عنوان یک هنرمند جامع الاطراف داشت. ایشان از دوره نوجوانی قلم می‌زد و علاقه جدی به نوشتن داشت؛ مطالعات و تاملات فراوان ادبی هم به سبک‌های مختلف چه آثار ایرانی و چه خارجی داشت. طبع و حال شعری داشت که البته عمده اشعار و دست‌نوشته‌هایش مربوط به سال‌های قبل از انقلاب و احوالات متفاوت آن دورانش است که خیلی هم مایل نبود این‌ها بعد از انقلاب منتشر شوند. در عین حال، یک آرشیتکت و نقاش جدی هم بود.</p>
<p>بنابراین کسی که این روحیات را داشته باشد، طبیعتا بعد از انقلاب هم که عمدتا در گروه تلویزیونی جهاد حضور پیدا کرده، تاثیرات روحی و فکری و نوع نگاهی دارد و گروهی که با او کار می‌کردند تحت تاثیرش قرار می‌گرفتند. هم از ابتدای انقلاب و پیش از آغاز جنگ که به مناطق محروم مثل بشاگرد و سیستان توجه داشت و هم زمانی که جنگ شروع شد و ایشان کارش را با مجموعه مستند «حقیقت» شروع کرد.</p>
<p>به‌هرحال اگر بخواهیم درباره مدیریت ایشان در این گروه حرف بزنیم، سنخ مدیریت آقامرتضی از سنخ محتوایی بود نه مدیریت اجرایی؛ مثلا کسانی که در دوره جنگ دوربین به دست می‌گرفتند یا حتی صدابردارانی که در گروه تلویزیونی جهاد به مناطق جنگی می‌رفتند را ایشان هدایت‌شان می‌کرد. با این همه مدیر گروه، مهدی همایون‌فر بود که با تلاش بسیار و مدیریت جدی که داشت، به نوعی با آوینی جفت شده بودند و زوج مدیریتی تشکیل داده بودند.</p>
<p>آوینی مدیریت روحی و معنوی و فکری بچه‌ها را در زمان جنگ بر عهده داشت و همایون‌فر هم پشتیبانی و هماهنگی و برنامه‌ریزی و تدارک بچه‌ها و تقسیم کارها و اعزام گروه‌‌های تصویربرداری به مناطق جنگی.</p>
<p>بعد از جنگ شاید به جهاتی، وجوه مدیریتی آقا مرتضی را باید در مجله سوره ببینید. در این مورد هم بهتر است با همکاران ایشان در سوره صحبت کنید مثل برادرشان آقای سید محمد آوینی.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;"><strong>کتاب هیچکاک (فراستی) محصول همکاری با آوینی است</strong></span></h3>
<p><strong>* ایشان تقریبا به هیچ درخواست مصاحبه‌ای تن نمی‌دهند!</strong></p>
<p>بله ایشان اصلا اهل مصاحبه نیستند شاید هم حق داشته باشند. در هر صورت از همکاران دیگر ایشان در سوره، آقای جهانگیر خسروشاهی بودند که اخیرا از میان ما رفتند و آقای فراستی که خصوصا در بخش سینما با هم همکاری تنگاتنگی داشتند و کتاب هیچکاک محصول این همکاری است و اتفاقا مورد انتقاد شدید دوستان خیلی تند آن زمان در روزنامه کیهان و جمهوری اسلامی قرار گرفت که الان بعضی‌هاشان مثل آقای مهدی نصیری خیلی تند این‌طرفی شده‌اند.</p>
<p>این دوستان آن زمان خیلی از آقامرتضی شاکی بودند که حالا همه کارهای ضروری را کرده‌اید فقط مانده است نقد و تحلیل فیلم‌های هیچکاک! و حتی شکوه و شکایت از آقای آوینی و سوابق قبل انقلابش را به رهبری نیز کشانده بودند.</p>
<p>شهید آوینی دوره‌ای را هم در حوزه هنری مسئولیت داشتند. آن جا رد پای مدیریتی ایشان چگونه بود؟</p>
<p>خوب است بدانید که بعد از جنگ دوره‌ای هم مسئول گروه تلویزیونی حوزه بود که اگر آقای زم حاضر به صحبت بشوند شاید مطالبی باز شود. به‌هرحال همان دوره، آقامرتضی اختلاف نظراتی هم با آقای زم داشت.</p>
<p>نکته این که بعد از جنگ به دلیل تغییراتی که در مجموعه فرهنگی جهاد سازندگی به وجود آمد، دوستان جهاد دیگر مایل به ادامه فعالیت گروه تلویزیونی جهاد به آن شکل قبل نبودند و دوست داشتند به ماموریت‌های جدیدی بپردازند که ناشی از تبدیل جهاد از یک نهاد انقلابی به وزارت جهاد به عنوان یک رکن دولتی ایجاد شده بود.</p>
<p>به همین دلیل آوینی و همایون‌فر عملا از گروه تلویزیونی جهاد هم بیرون آمدند و عمدتا در حوزه ماندگار شدند.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;"><strong>مهم‌ترین کسی که قلم به دست گرفت و از حال و احوالی که در حاتمی‌کیا ایجاد شده بود حمایت کرد آوینی بود</strong></span></h3>
<p><strong>* جمع شدن گروه و ایجاد موسسه روایت فتح چطور آغاز شد؟</strong></p>
<p>سال ۷۰ به دنبال نامه‌ای که آقامرتضی به رهبری نوشتند و از بی‌توجهی و نبود حمایت از انتشار مباحث ارزشی دفاع مقدس در تلویزیون و فیلمسازی و مستندسازی، گلایه کرده بودند، رهبری توصیه و تاکید کردند که اتفاقا الان وقت پیگیری و طرح این مسائل است. به همین خاطر این توصیه محرکی شد که از اوایل سال۷۱، بنا به همت و پیگیری جناب آقای علیرضا افشار که در آن موقع اولین فرمانده بسیج بودند بنده که مسئولیت فرهنگی و هنری بسیج را به عهده داشتم موظف شدم که به همراه آقاسید مرتضی آوینی و آقای همایون‌فر، موسسه فرهنگی «روایت فتح» را با هدف تهیه و تولید مستندهای ارزشی خصوصا در موضوع دفاع مقدس ایجاد کنیم.</p>
<p>آقای افشار بیش از آن که فرمانده باشد یک آدم ستادی و برنامه‌ریز بود و گفت ما حاضریم حمایت کنیم تا مجموعه روایت فتح دوباره شکل بگیرد. بر این اساس ما یک «موسسه فرهنگی» به نام «روایت فتح» را راه انداختیم چون تا قبل از آن «روایت فتح» نام یک مجموعه برنامه مستند تلویزیونی در گروه تلویزیونی جهاد بود.</p>
<p>این موسسه  عملا از خرداد ۷۱ با حمایت سردار افشار شکل گرفت. از ابتدا هم قرار بود هیچ نامی از بسیج و سپاه نباشد و فقط از دور به ما کمک کند. در ابتدا فقط دو سه تا اتاق نزدیک میدان فردوسی به ما دادند و یک پیکان کارکرده و مدیر اولش هم قرار شد آقای همایون‌فر باشد و من هم رئیس هیئت مدیره شدم. آقا سیدمرتضی که همیشه به نوعی از پذیرش مسئولیت‌ها و عناوین رسمی برحذر بود و اصلا روحیه و احوالاتش، معطوف به اندیشه و هنرورزی و هنرمندی بود. حالا چه نگارش و خواندن نریشن‌های مستند بود یا مقالاتی که در سوره می‌نوشت یا بعضی سخنرانی‌ها یا داوری‌هایی که در جشنواره‌های مختلف می‌پذیرفت.</p>
<p>عرضم این است که مدیریت ایشان در این سال‌ها کاملا معطوف و نزدیک به محتوا بود تا آن که به آن معنا، مدیریت فرهنگی از جنس مدیریت جایی مثل حوزه هنری یا صداوسیما یا یک موسسه انتشاراتی را بر عهده داشته باشد. آن جنس مدیریت، اقتضائات دیگری دارد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2022/04/Shahid-Avini.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-150176" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2022/04/Shahid-Avini.jpg" alt="Shahid-Avini" width="991" height="1224" /></a></p>
<p>نوع مدیریت آقامرتضی به شدت حول محتوا، اندیشه و احوالاتی می‌گشت که یک هنرمند برای تولید اثر باید داشته باشد و حقیقتا آقامرتضی، خیلی‌ها را یدک می‌کشید و از نظر فکری و روحی کمک می‌کرد. مثلا یک نمونه روشنش در سینما که فکر می‌کنم خودش هم هیچ ابایی در گفتن این موضوع نداشته باشد، ابراهیم حاتمی‌کیاست.</p>
<p>در آثار مهم سینمایی حاتمی‌کیا که عمدتا از بعد جنگ تولید شدند و خصوصا فیلم مهم «از کرخه تا راین» که بسیاری با آن مخالفت کردند و فشار آوردند، مهم‌ترین کسی که قلم به دست گرفت و از حال و احوالی که در حاتمی‌کیا ایجاد شده بود حمایت کرد و شجاعت را در هنرمندان تحسین کرد تا به قول خودش در سینه آتش‌فشان منزل بگیرند، آوینی بود.</p>
<p><strong>* به نظر شما از این جنس مدیریت فرهنگی معطوف به محتوا در تاریخ بعد از جنگ دیگر از چه کسانی می‌شود نام برد؟</strong></p>
<p>گمان می‌کنم بعد از آقامرتضی دیگر چنین کسی را نداشته‌ایم و این یکی از بزرگ‌ترین ضربه‌هایی است که به کار فرهنگی بعد از انقلاب و جنگ وارد شده است. یعنی آن «ثلمه»‌ای که می‌گویند پس از فوت برخی آقایان علما به وجود می‌آید که «اذا مات العالم، ثلم فی الاسلام ثلمه لایسدها شیئ» پس از آوینی در حوزه فرهنگ وارد شد.</p>
<p>این را البته در مورد خیلی‌ها می‌‌شنویم اما تاریخ فقط بعضی‌هاشان را ثابت می‌کند که واقعا بعدشان چنین لطمه‌ای به وجود آمده است. مثلا پس از شهید مطهری حقیقتا ثلمه غیرقابل جبرانی ایجاد شد که امروز با تمام ذرات وجودمان آن را حس می‌کنیم. ثلمه‌ای حتی بزرگ‌تر از شهادت آقای مطهری که شاید هرگز جبران نشد، شهید بهشتی بود. هرچند ما شعار هم دادیم که «آمریکا در چه فکری‌ه؟ ایران پر از بهشتی‌ه» اما واقعا کو؟ کجاست؟ دریغ از یک بهشتی که مجددا به عرصه آمده باشد!</p>
<p>در بین هنرمندان متفکر و متعهد که بعد از انقلاب ظهور پیدا کرده باشند، آقامرتضی آوینی شاید برجسته‌ترین و مهم‌ترین آن‌ها باشد و ما بعد از مرتضی آوینی، در این ۲۹ سال، روز به روز و سال به سال، هر ساعتی که گذشته بیشتر فهمیدیم که فقدان کسانی مثل مرتضی آوینی با آن سعه صدر، با آن بینش وسیع و با آن تجربیات چقدر غیر قابل جبران است.</p>
<p>کسی که اندیشه‌ها و نحله‌های مختلف را می‌شناسد و احوالات و نگاه‌ها و روحیات هنرمندان را در ایران و در خارج از آن مطالعه و حتی تجربه و مزه‌مزه کرده است، می‌داند که چطور باید در محتوا هنرمندان را هدایت و مدیریت کرد.</p>
<p>من یک وقتی در همین اواخر عمر پربرکت‌شان از ایشان می‌پرسیدم و مطمئن شدم که آقامرتضی حقیقتا جاهای مختلفی سرک کشیده و دیده بود و فقط از راه دور حرف نمی‌زد و خودش می‌گفت من از راه‌های طی کرده با شما سخن می‌گویم و این راه‌ها را رفته‌ام و دور زدم و برگشتم و از این زاویه دارم صحبت می‌کنم.</p>
<p><strong>* مثلا کدام محتواها؟</strong></p>
<p>حالا «مثلا»هایش لازم نیست ولی نمونه‌اش در حوزه موسیقی این که سبک‌های مختلف غربی را خوب می‌شناخت و موسیقی قبل از انقلاب را مسلط بود و با تمام گروه‌های برجسته موسیقی داخلی و خصوصا خارجی آشنا بود. در ساخت‌های مختلف فکری و فلسفی و هنری، دست و پا زده و شناخته بودشان تا ببیند چیزی تویشان گیر می‌آید یا نه و بعضا حتی از آن‌ها الهام هم گرفته بود.</p>
<p>آوینی آدمی نبود که گوشه خانه‌اش بنشیند و از دور برای همه نسخه بپیچد که این خوب است و آن بد است و این یکی ضرر دارد. آدمی بود که این‌ها را زندگی کرده بود. قبل از انقلاب به گالری‌های مختلف سر زده و مشرب‌های مختلف فکری و هنری را از نزدیک لمس کرده بود.</p>
<p>گمان آقامرتضی این بود و گاهی می‌گفت این پاکی و زلالی که در بسیاری از بچه‌های جنگ هست، اگر هنرمندان پیش از انقلاب با همان احوالات قبل از انقلاب‌شان اگر در مواجهه با این‌ها قرار می‌گرفتند حتما با این رزمنده‌ها همراه می‌شدند. ببینید گفتن این حرف خیلی شجاعت می‌خواهد!</p>
<p>فقط آدمی می‌تواند این ادعا را بکند که آن‌ها را درک کرده باشد. می‌گفت خیلی از آن‌ها دچار سرگشتگی‌ها و شرایطی بودند که راه شریف و پاکی را نمی‌جستند و این جور نبود که نخواهند.</p>
<p>این چیزهاست که ما ضرر فقدان سید مرتضی آوینی را هر روز پس از نبود او بیشتر درک کردیم. چون هیچ هنرمندی و هیچ مدیر هنری نتوانست پس او جای خالی‌اش را پر کند.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;"><strong>یکی از موفق‌ترین مدیران فرهنگی کشور، در دهه ۸۰، آقای ضرغامی بودند</strong></span></h3>
<p><strong>* بنابر نکاتی که گفتید یکی از بزرگ‌ترین مشکلات فرهنگ در کشور ما، فقدان مدیریت مسلط به محتوا و توانمند در راهبری هنرمندان است. با توجه به تجربه مدیریتی خودتان در عرصه فرهنگ، ساختار فرهنگی کشور چقدر به یک مدیر کمک می‌کند که بتواند چنین قدرتی در عرصه مدیریت محتوا را کسب کند؟ خودتان چقدر در این زمینه موفق بوده‌اید؟</strong></p>
<p>حالا مدیریت من را که نباید از خودم بپرسید! باید از کسانی بپرسید که با من کار کرده‌اند!</p>
<p><strong>* حالا ما داریم از خودتان می‌پرسیم تا خودتان را ارزیابی کنید</strong></p>
<p>احساس خودم این است که شیوه مدیریت من به شکل و شیوه‌ای که آقامرتضی می‌پسندید خیلی نزدیک است و من تلاشم را کرده‌ام که این طور باشد. نوع مدیریت من چه در سال‌های دفاع مقدس که زمینه تبلیغات جبهه و جنگ فعال بودم چه پس از آن، هیچ وقت از بالا به پایین نبوده و غالبا همراه با درک و همراهی با همکارانم و خصوصا هنرمندان بوده است.</p>
<p>علتش این است که کار فرهنگی سعه صدر زیادی می‌خواهد و باید افراد را درست را انتخاب کرد و به آن‌ها فرصت و امکان فعالیت داد. مدل از بالا به پایین در مدیریت فرهنگی اصلا جواب نمی‌دهد. خصوصا مدیرانی که صرفا منصوب هستند و بر اساس یک سری ملاحظاتی در حوزه فرهنگ حالا چه در سازمانی مثل ارشاد چه در دیگر نهادها، منصوب شده‌اند.</p>
<p>صرف منصوب شدن و گرفتن یک حکم اصلا برای مدیریت فرهنگ و هنر کفایت نمی‌کند. مدیر فرهنگی باید از جنس فرهنگ و هنر باشد. چیزی که من در ۴-۵سال اول دوره آقای ضرغامی در رسانه دیدم. به نظر من یکی از موفق‌ترین مدیران فرهنگی کشور، در دهه ۸۰، آقای ضرغامی بودند. تعامل ایشان در عرصه فرهنگ و هنر بسیار خوب بود.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;"><strong>ضرغامی مبانی را از آبشخور آقای مطهری کسب کرده بود</strong></span></h3>
<p><strong>* ایشان را مدیر محتوایی می‌دانید یا مدیر تکنوکرات؟</strong></p>
<p>ایشان مدیری بود که جنبه محتوایی قوی داشت و اگر قرار است کسی مدیر فرهنگی جمهوری اسلامی باشد باید آشنایی بالایی با مبانی فرهنگ و اندیشه دینی داشته باشد که آقای ضرغامی این طور بود این مبانی را هم از آبشخور درستی مثل آقای مطهری کسب کرده بود.</p>
<p>بالاخره کسی که افکارش از شهید مطهری تغذیه شده باشد خیلی فرق می‌کند با کسی که از مبانی بزرگواران دیگری تغذیه کرده باشد. رشد کردن با مبانی اندیشه‌ورزی شهید مطهری یا شهید بهشتی و حتی تا حدودی از دکتر شریعتی، از مدیر فرهنگی، شخصیت دیگری می‌سازد تا رشد و تغذیه کردن از مبانی سایر متفکرانی که می‌بینیم نگاهی از بالا به پایین هم به عرصه اجتماع و هم فرهنگ دارند. طبیعتا نوع مدیریت فرهنگی این‌ها با هم فرق می‌کند.</p>
<p>آقای ضرغامی را من از این جنس یافتم بر اساس نوع انتخاب‌ها و برخوردهایی که داشت و فرصت‌هایی که به هنرمندان مختلف یا مدیران زیرمجموعه خود می‌داد.</p>
<p>در حوزه رسانه و فعالیت مطبوعاتی هم کارهایی که آقای دعایی انجام دادند چه در روزنامه اطلاعات و چه در موسسه انتشاراتی اطلاعات به نظرم در خور توجه است. غیر از خود روزنامه که همواره رویکردی اعتدالی داشته و وارد جنجال‌های سیاسی نشده، بخش انتشارات هم کتاب‌های مهم و ارزشمندی را به چاپ رسانده است.</p>
<p>خود موسسه «روایت فتح» را تا اوایل دهه ۸۰ را بررسی کنید. فقط ۱۸۰ عنوان کتاب در همان سال‌ها منتشر شده است چه در حوزه دفاع مقدس و ادبیات آن چه در حوزه تدوین اندیشه‌های شهید آوینی و چه در حوزه‌های تخصصی سینما، هنر و خصوصا هنرهای تجسمی. اغلب آن‌ها در همان دوره خودشان به چاپ چندم رسیدند و کار طراحی و گرافیک فوق‌العاده برجسته که عمدتا کار آقای رضا عابدینی بود. از جهت کاغذ، قطع، طراحی، محتوا و حتی حروف‌چینی این‌ها آثاری بودند که برای خودشان یک سبک ساخته بودند و به شدت بر فضای نشر کتاب تاثیر گذاشتند.</p>
<p>بعد از آن اما می‌توانید ببینید که انتشارات روایت فتح به کجا رفته است.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;"><strong>اگر کسانی می‌خواهند «کار جهادی» در حوزه فرهنگ را ببینند بروند سراغ روایت فتح بعد از آوینی!</strong></span></h3>
<p>یا مجموعه آثار مستندی با نام «شهری در آسمان» که سال ۷۱ خود شهید آوینی آغاز کرد و هنوز به نگارش و تولید قسمت پنجم نرسیده بود که شهید شد اما شهادت او، با آموزش‌هایی که داده بود، تمام نشد. آن هم آن آموزش‌های درونی نه فرمایشی و از بالا به پایین، آن روحیه و اندیشه‌ای که به بچه‌ها القا کرده بود و بچه‌ها هم با جان و دل پذیرفته بودند، موتور محرک روایت فتح بعد از خود شهید آوینی شد.</p>
<p>بعد از شهادت آقا مرتضی، مدتی همه ما مکثی داشتیم. نوعی تحیر که اصلا مگر بدون مرتضی آوینی می‌شود کار کرد؟! اما بعد از مدتی یادمان افتاد که مرتضی خودش چقدر تلاش می‌کرد تا دیگران را بون آن که متوجه شوند، بسازد و بپرورد نه این که خودش، وتر موتور و یکه‌تازی باشد که بعد از رفتنش دیگر همه چیز تعطیل شود.</p>
<p>یک مدل «جهادی» را واقعا راه انداخته بود. هرچند این واژه‌ها را این روزها آن قدر دستمالی کرده‌اند که آدم دیگر دوست ندارد ازشان استفاده کند! ولی واقعا اگر کسانی می‌خواهند «کار جهادی» در حوزه فرهنگ را ببینند بروند سراغ روایت فتح بعد از آوینی!</p>
<p>همه آمدند. از تیپ‌های مختلف. از کیومرث پوراحمد تا شمقدری تا رسول ملاقلی‌پور تا گلشن تا محمد درمنش که حالی به او دست داده بود و دو مجموعه مستند بسیار نازنین برای ما ساخت. یکی مجموعه «سردار خیبر» و یکی هم مجموعه مستند «شهید چمران».</p>
<p><strong>* اما این جو پایدار نماند که نشان می‌دهد بیش از مدیریت فضای احساسی حاکم بوده است</strong></p>
<p>تا اوایل دهه ۸۰ این قصه ادامه داشت. باید بگویم بیش از همه محمدعلی فارسی تاثیر داشت که بیشتر ودایع و  حال و هوای مرتضی را گرفته بود و سال‌های آخر قبل از شهادتش، وردست اصلی آقا مرتضی بود و نازنین‌هایی مثل مرتضی شعبانی و معصوم‌زادگان و حبیب والی‌نژاد.</p>
<p><strong>* مدیریت مجموعه چه کسی بود؟ به نظرتان حول چه شخصیت کاریزماتیک دیگری جمع شده بودند؟</strong></p>
<p>مدیریت تا مدتی دست آقای همایون‌فر بود و بعد هم آقای سیدمحمد آوینی. آن‌ها بچه‌ها را جمع کردند و باغچه موسسه تا مدت‌ها کانون آمدوشد همه هنرمندان پرانرژی از اهالی قلم و مستندسازان بود. خانه دوم همه‌شان شده بود موسسه روایت فتح که یک لیست بلندبالایی از مستندهای عجیب و غریب مربوط به دفاع مقدس و مقاومت در ارتباط با مسائل لبنان و بوسنی همین جا شکل گرفت.</p>
<p><strong>* پس شما معتقدید آن الگوی مدیریت محتوایی شهید آوینی تا مدتی پس از او ادامه پیدا کرد</strong></p>
<p>تا حد زیادی. البته خود آقامرتضی متاسفانه یک سرمایه تکرارناشدنی بود اما به‌هرحال دوستان تلاش‌شان را کردند که حالا که نیست مجموعه تعطیل نشود و خدا هم یک برکتی به کارشان داد. یک فضای آزاد و همراه با حریتی با حضور همه شکل گرفت و واقعا فرمایش و دستوری از کسی به دیگری وجود نداشت و این باعث شد که دهه۷۰ در مجموعه روایت فتح، اتفاقات مهمی بیفتد. حتی یکی از برکات مهم آن همین ایجاد شهرک سینمایی دفاع مقدس بود که شکل گرفت و دیگری انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس و انجمن تئاتر بود که هر کدام‌شان کلی خدمات داشتند و کتاب‌های ارزشمندی را چاپ کردند، همایش‌های مهمی برگزار کردند و موجبات تولید ده‌ها اثر سینمایی و تئاتری هم شدند. شهرک سینمایی هم توانست امکانات وسیعی را اختیار هنرمندان سینما قرار دهد.</p>
<p>اما بعدها در دهه۸۰، القای فضای مدیریتی از بالا به پایین و دخالت برخی نهادها و جاهایی که نتوانستند آن فضای تاثیرگذار فرهنگی را تحمل کنند، کار را خراب کردند. این نهادها فکر می‌کردند بدون درک صحیح از فرهنگ و هنر و اقتضائات آن می‌توانند از بالا به پاییین، مجموعه را هدایت کنند و متاسفانه آن حس و حال هم از دست رفت.</p>
<p><strong>* ارتباط مدیریت فرهنگی با مدیران سیاسی یا کلا مسئله سیاست در الگوی مدیریت فرهنگی شهید آوینی چطور بود؟ اصلا دخالتی داشت یا نه؟</strong></p>
<p>به نظر من شأن مدیریت فرهنگی واقعی و درست و حسابی خیلی بالاتر از این‌هاست که بخواهد زیر سایه یا تحت نفوذ مدیریت سیاسی قرار بگیرد. البته که مدیریت سیاسی در همه جای دنیا تلاش می‌کند که همه ابزارها و امکانات از جمله هنر را تحت نفوذ خودش قرار دهد. این یک ویژگی است که همه جا وجود دارد.</p>
<p>در فضای بعد انقلاب بسیاری از هنرمندان، خودشان به باورهای دینی علاقه پیدا کرده بودند. آن حس و حالی که در حوزه هنری دهه۶۰ می‌بینید نه محصول فرمایش و دستور کسی بود و نه محصول پرداخت‌های سنگین مالی از جانب حکومت یا یک جریان سیاسی. این همه آدمی که جمع شدند حتی کسی مثل مخملباف که یکی از چهره‌های اثرگذار سال‌های اول حوزه بود، نه به دنبال جاه و مقامی به حوزه آمده بودند و نه سودای پول و ثروت داشتند.</p>
<p>همه‌شان واقعا تحت تاثیر عشقی بودند و بسته به بروز ظرفیت‌های فرهنگی و هنری که داشتند حس می‌کردند فضای بسیار گسترده و بازی بعد انقلاب ایجاد شده و بعد هم فضای دفاع مقدس این اشتیاق و شور را در همه آن‌ها بیشتر می‌کرد.</p>
<p>اما بعد از جنگ همه چیز تحت تاثیر فضاهای جدید قرار گرفت که اول هم روی اقتصاد و مسایل اجتماعی اثر گذاشت اما به مرور تاثیرش را روی حوزه فرهنگ هم نشان داد. اگرچه علی رغم این که خیلی از هنرمندان هم مقاومت می‌کردند ولی بالاخره کارکردها و ظرفیت‌ها تغییر کرد که نمونه‌اش را در حوزه هنری می‌توانید ببینید.</p>
<p>حوزه دهه۶۰ با ۷۰ فرق کرد و بعد از آن هم که کلا مرکزیتش را برای هنرمندان انقلابی و دینی تاحدود زیادی از دست داد. شاید فقط ماند همان حوزه ادبیات مقاومت که به همت دوستانی که از اول هم بودند مثل آقای سرهنگی و بهبودی و کمره‌ای، رشد کرد و بعد هم به دفاع مقدس و ادبیات پایداری و تاریخ شفاهی انقلاب توسعه پیدا کرد و کار بسیار ارزشمندی هم بود.</p>
<p>اما در بقیه بخش‌ها مثل تئاتر و موسیقی و سینما و هنرهای تجسمی را نمی‌توانید محل مهم و موثری بدانید. الان هم اگر چیزی هست این طوری است که حوزه بیشتر می‌گردد ببیند اگر کسی دارد کار خوبی انجام می‌دهد در آن مشارکت کند و بعد هم گزارش می‌کند که کار حوزه است. ولی این کجا و آن کجا که حوزه خودش در دوره‌ای مبنا و منشأ نگارش فیلمنامه‌های ارزشمند و خلق آثار خلاقه هنری با سوگری پاک دینی و انقلابی بود.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;"><strong>خاتمی نمی‌خواست و نمی‌توانست آوینی را حذف کند</strong></span></h3>
<p><strong>* این مشکلات را ناشی از نفوذ سیاست در مدیریت فرهنگی می‌دانید؟ به هرحال طبق نقل‌ها، خود شهید آوینی هم برخوردهای مستقیمی با مدیریت سیاسی دوره خودش داشته و جدال‌هایی در جریان بوده است</strong></p>
<p>آقامرتضی انتقاداتی به سیاست‌های فرهنگی و هنری آقای خاتمی که آن دوره وزیر ارشاد بود داشت و نامه نوشت و انتقاداتش را بیان کرد ولی این طور نبود که آقای خاتمی بخواهد یا بتواند که آوینی را حذف کند. یعنی فضا طوری بود که یک هنرمند می‌توانست به وزیر دولت وقت خودش که یک وزیر توانمند و باپشتوانه‌ای هم به حساب می‌آمد که همواره با اکثریت آراء اعتماد از سوی مجالس مختلف آن دوران، روی کار مانده بود، نقد کند. این فضا بود که می‌توانست علنا بنویسد و نقد کند و با او برخوردی هم نشود. اگر برخوردی هم بود از نوع گفت‌وگو و دادن پاسخ بود.</p>
<p>اما بعدها این طور شد که بعضی‌ها اساسا قلم‌شان را غلاف کردند و از این صحنه مجادله و گفت‌وگو بیرون آمدند. به نظر من الان این طور است که خیلی از مدیران فرهنگی سال‌های اخیر اصلا سابقه درخشانی در حوزه فرهنگ و هنر ندارند و خیلی‌هاشان اساسا هیچ سابقه‌ای ندارند و خصوصا با مقوله هنر آشنا نیستند. دوستانی که الان در رسانه مسئولیت دارند مثل آقای علی‌عسگری، آقای جبلی.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;"><strong>دوره لاریجانی با جدال‌های سیاسی و معارضه با دولت وقت آقای خاتمی گذشت</strong></span></h3>
<p><strong>* البته آقای جبلی مدت‌ها مدیریت رسانه‌های برون‌مرزی صداوسیما را برعهده داشته‌اند و البته آقای ضرغامی هم هنگام پذیرش مسئولیت چندان سابقه هنری نداشتند</strong></p>
<p>فرق آقای ضرغامی با این دوستان این بود که ایشان خودش شخصا به سینما و تولیدات تصویری خیلی علاقمند بود و این علاقمندی به پیش از انقلاب برمی‌گشت.</p>
<p>از آن مهم‌تر ادبیات گفت‌وگو و نوع تعامل ایشان بود که می‌توانست راحت ۵ساعت در جلسه با هنرمندان بنشیند بدون این که کسی خمیازه بکشد و دوست داشته باشد از جلسه بیرون برود. انقدر که خوش‌بیان بود و با واژه‌ها و ادبیات فرهنگی و دینی و هنری گفت‌وگو می‌کرد.</p>
<p>پیش از ایشان هم آقای لاریجانی این طور بود. البته دوره آقای لاریجانی هم به شدت با جدال‌های سیاسی و معارضه با دولت وقت آقای خاتمی گذشت اما خود آقای لاریجانی کسی بود که بسیار اهل مطالعه بود و در حوزه‌های مختلف فلسفی و ادبی دستی داشت. آقای لاریجانی خصوصا خیلی به شعر علاقه داشت و در نشست و برخاست با هنرمندان بیان شاعرانه‌ای داشت. این‌ها تاثیرگذار است و به همین علت بود که آقای لاریجانی توانست رسانه را توسعه بدهد و چند شبکه جدید ایجاد کند که شبکه ۳ و شبکه ۵ در زمان خودشان خیلی موثر بودند و تنها دنبال فعالیت سیاسی نبودند.</p>
<p>البته بخش زیادی از انرژی دوره آقای لاریجانی به معارضه با دولت اصلاحات گذشت که به نظرم زیاده‌روی‌ها و تندروی‌های بدی هم در آن ایام صورت گرفت که روی پرستیژ فرهنگی و هنری آقای لاریجانی تاثیر سوء گذاشت و خیلی‌ها فکر کردند که  ایشان هیچ نسبتی با فرهنگ و هنر ندارد. در حالی که این طور نبود و کسانی که می‌شناختند می‌دانستند او به این عرصه نزدیک است.</p>
<p>اما در هر صورت به نظر من آقای ضرغامی از این فرصت خیلی بهتر استفاده کرد و توانست رسانه را توسعه دهد و همان کارویژه و نهضتی که برای تولید تله‌فیلم‌ها انجام داد و سریال‌های مختلفی که تولید شد و بسیاری از هنرمندانی که با رسانه قهر کرده بودند، برگشتند و مشغول به کار شدند، در این کارنامه جا دارد.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;"><strong>آوینی آدمی نبود که در مورد مسائل مهم اجتماعی و فرهنگی کشور، سوت بزند و دنبال زندگی خودش برود</strong></span></h3>
<p><strong>* به نظر شما شهید آوینی مدیر سیاسی هم بود یا اصلا آگاهی سیاسی داشت و این آگاهی را در الگوی مدیریت فرهنگی‌اش تاثیر می‌داد؟</strong></p>
<p>به نظر من آقامرتضی به کنش‌ها و واکنش‌های سیاسی در کشور وقوف داشت اما این قدر که من حس کردم خودش اصلا علاقه‌ای به ورود به مسائل سیاسی به صورت مستقیم نداشت و نگاهش این بود که اگر کار فرهنگی را به شکل درست و عمیق انجام دهیم می‌توانیم در خیلی از فرایندهای سیاسی هم با آگاه کردن جان و دل مردم، اثرگذار باشیم.</p>
<p>البته این حرف‌های آقامرتضی مال دوران امام بود و چندسال بعد که باز هم توجه به ارزش‌ها هنوز در جامعه خیلی جدی بود و نمی‌دانم اگر آقامرتضی در سال‌های بعد مانده بود، چه واکنشی به مسائل نشان می‌داد. نمی‌دانم چه طور بود اما به نظرم حتما واکنش‌های متفاوتی داشت و حتما خیلی از این برخوردها و مسائلی که در سال‌های بعد پیش آمد را او با آن روحیه و آزادمنشی که داشت برنمی‌تابیدو آدمی نبود که در مورد مسائل مهم اجتماعی و فرهنگی کشور، سوت بزند و دنبال زندگی خودش را بگیرد.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;"><strong>آقایان بفهمید! خداوند برای کار خودش، معطل ما آدم‌های ضعیف نیست</strong></span></h3>
<p><strong>* نگاه خودتان چیست؟ چقدر سیاست را در فرهنگ دخیل می‌دانید؟</strong></p>
<p>من در تمام مدت مدیریت رسانه و ۱۲ سالی که مدیر شبکه‌ها بودم، عهدم با خودم این بود که به هیچ وجه به مردم دروغ نگویم. اگر جایی مجبور شدیم می‌توانیم یک واقعیتی را نگوییم اما اگر قرار شد بگوییم حتما باید صادق باشیم. این رسالت بسیار بزرگی است هم برای مدیران فرهنگی و هم خصوصا مدیران رسانه‌ای که دروغ را به اسم مصلحت منتشر و باب نکنند.</p>
<p>اسلام و خداوند و دین برای بقای خودش هیچ وقت نیازی به دروغ ما ندارد. این که کسانی فکر کنند برای حفظ نظام، نیاز به این چیزهاست. و روزی هم که امام بنا بر شرایطی در ایام جنگ به نظر من عمدتا هم خطاب به برخی علما که رعایت مسائلی را نمی‌کردند گفتند «حفظ نظام از اوجب واجبات است حتی از نماز بالاتر» بعد هم که باز آن‌ها گوش ندادند و همین مردمی که جان و مال‌شان را برای انقلاب گذاشتند، شنیدند.</p>
<p>حالا از آن صحبت امام بیاییم در این سال‌ها که دیگر آن شرایط خاص هم نیست سوءاستفاده کنیم و شبیه این آقایی که خودش هم دنبال طرح صیانت است با وقاحت بگوییم که توئیت‌های فیک به اسم افراد دیگر می‌زدیم! آقایان بفهمید! خداوند برای کار خودش، معطل ما آدم‌های ضعیف نیست! اسلام را ماها نگه نداشته‌ایم! خداوند خودش فرموده است «نحن نزلنا الذکر و نحن له لحافظون». این ذکر صاحب دارد و صاحبش هم قدرت مطلق عالم است. نیازی به ما آدم‌های ضعیف نیست که بعد با دروغ و جعل و پرونده‌سازی و سوءمدیریت بخواهیم حفظش کنیم.</p>
<p>کسی که فرهنگ و هنر را نمی‌شناسد بزرگ‌ترین جنایتش این است که وقتی به او مسئولیتی در این حوزه پیشنهاد کردند، بپذیرد. نباید بپذیرد! اما می‌پذیرند و می‌گویند خدا بزرگ است! خدا خودش گفته «ان تودوا الامانات الی اهلها» کار را به اهلش بسپارید!</p>
<p>اولین اهلیت در زمینه مسئولیت‌های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، دینی و غیره تخصص و سابقه در آن است. تقوا که جزو شروط لازم اما عمومی است. در این وضعیت فوق العاده سخت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی بیایید کار را به مدیران بی‌تجربه و بی‌سابقه که بویی از حوزه مدیریت‌شان نبرده‌اند، بسپرید بعد هم بگویید که بچه خوبی است بالاخره یک کاریش می‌کند! چه کار می‌کند؟ گند می‌زند و بعد هم به پای بزرگان و اولیای نظام هم نوشته می‌شود!</p>
<p><strong>گفت‌و‌گو از: <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87-%d8%aa%d8%b1%da%a9%d8%a7%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%af">فاطمه ترکاشوند</a></strong></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=150173">مجید رجبی ‌معمار: مدیریت محتوایی آوینی تکرار نشد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=150173</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>محمدعلی شعبانی: شهید آوینی تفسیر و روایت خود را از حادثه منعکس می‌کرد</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=150127</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=150127#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 10 Apr 2022 06:26:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای مستند]]></category>
		<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[شهید آوینی]]></category>
		<category><![CDATA[محمدعلی شعبانی]]></category>
		<category><![CDATA[هفته هنر انقلاب اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=150127</guid>
		<description><![CDATA[<p>محمدعلی شعبانی؛ مستندساز درباره فضای آثار شهید آوینی گفت: فرم «روایت فتح» شاعرانه است و فضای آوینی متعلق به خود این هنرمند است. آوینی تفسیر و روایت خود را از حادثه منعکس می‌کرد و فرم، زیبایی و لحن شاعرانگی را بسیار زیبا در آثارش به تصویر می‌کشید.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=150127">محمدعلی شعبانی: شهید آوینی تفسیر و روایت خود را از حادثه منعکس می‌کرد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>محمدعلی شعبانی؛ مستندساز در گفتگو با <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> از هفته هنر انقلاب و هنر متعهد صحبت کرد و گفت: هنر متعهد هنری است که برگرفته از تخصص باشد. این روزها اصطلاح غلطی که جا افتاده، این است که اگر هنرمندی متعهد باشد هر چیزی را به هر زبانی می‌گوید اما در اصل اگر هنرمند طی سال‌های فعالیت خود تخصصی را فرانگرفته باشد، متعهد نیست. از منظر من تعهد از تخصص آغاز می شود و اصلا نمی توان ادعا کرد که آدم متعهد بدون تخصص وجود دارد.</p>
<p>وی ادامه داد: اینکه در سال‌های ابتدایی انقلاب به دلیل شرایط نابسامان هیچ‌چیز تخصصی نبوده، یک امر طبیعی است اما اکنون ۴۰ سال از انقلاب و آن شرایط بحرانی می‌گذرد و ما باید پس از این‌همه سال شاهد این باشیم که همه متعهدها، متخصص شده باشند. در نهایت باید بگویم که مسئله امروز هنر متعهد؛ تخصص و فرم و چگونگی بیان آن است.</p>
<h3><strong>* برای هنر نمی‌توان لایحه نوشت</strong></h3>
<p>کارگردان مستند «سنت شهادت» در پاسخ به این سؤال که آیا سینمای متعهد از دل حقیقت هنر بیرون می‌آید، توضیح داد: ما قصه‌های بومی زیادی داریم که یا برای جنگ ۸ ساله هستند، یا انقلابی‌اند، یا در مورد به شخصیت‌های مهم و در کل هرآنچه که به این خاک برمی‌گردد؛ اما ابتدا باید از هنرمند سؤال کنیم که به چه چیز متعهد است، با چه چیز عهد بسته و از چه منظر به هنر متعهد می‌نگرد، آن زمان است که می‌تواند در مورد شخصیت‌ها، هنرمندان و حتی قصه‌های اساطیری اثری را خلق کند.</p>
<p>وی ادامه داد: این روزها به‌محض اینکه نامی از تعهد می‌آید همه احساس می‌کنند که باید از ارزش‌های مشخصی صحبت کنند اما این‌گونه نیست، برای هنر نمی‌توان لایحه نوشت. هنر یک امر جوششی است و همانند جنگل و دریا یک پدیده محسوب می‌شود و گلخانه‌ای نیست که آن را پرورش دهیم. مثل شهید آوینی یا جلال آل‌احمد که همه زاده شرایط روزگار خودشان بوده‌اند. باید نگاه کنیم چه چیزی برایمان تعهدآور است و به چه چیزهایی متعهد هستیم. ما میراث‌دار یک جریان تاریخی هستیم و نباید آن را نادیده بگیریم و آن چیزی که از دل این تاریخ بیرون می‌آید به آن هنر متعهد می‌گوییم.</p>
<h3><strong>* فرم «روایت فتح» شاعرانه است و فضای آوینی متعلق به خود او &#8230;</strong></h3>
<p>شعبانی در مورد هنر نهفته در مستندهای شهید آوینی توضیح داد: وقتی به این موضوع متمرکز می‌شویم که آوینی کجا هنرمندانه عمل کرده است، از او می‌آموزیم. آنچه که خودش می‌گوید و چیزی که به نام هنر از صحبت‌های او می‌توان استخراج کرد، متن، نثر و فرمی است که برای مستندهایش انتخاب می‌کرد.</p>
<p>وی افزود: مرحوم فروغ فرخزاد مستندی با عنوان «خانه سیاه است» را برای اولین‌بار به‌عنوان یک مستند شاعرانهٔ انتزاعی نمایش داد که آوینی نیز همین فرم مستند را با گونه شاعرانگی انتخاب کرد که البته به‌مراتب بهتر و قوی‌تر از مستند فرخزاد بود. فرم «روایت فتح» شاعرانه است و فضای آوینی متعلق به خود هنرمند است. آوینی تفسیر و روایت خود را از حادثه منعکس می‌کند. وقتی نگاه این شخص به جنگ را می‌بینید، متوجه می‌شوید که او اهل مطالعه است و کارش از دیروز و امروز شروع نشده بلکه سال‌ها مطالعه کرده و همین نگاه وام‌گرفته از مطالعه او، «روایت فتح» را شکل می‌دهد. فرایند ساخته‌شدن پیکرهٔ این هنرمند بسیار حائز اهمیت است. فرم، زیبایی و لحن شاعرانگی در آثار شهید آوینی بسیار زیبا تصویر شده که این نکات، آثار و تفکر او را یک‌سروگردن از هم‌دوره‌ای های خودش بالاتر نشان می‌دهد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2022/04/MohammadAli-Shabani2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-150128" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2022/04/MohammadAli-Shabani2.jpg" alt="MohammadAli-Shabani2" width="800" height="533" /></a></p>
<h3><strong>* ژانر دفاع مقدس، ژانر ثبت شده ایران در دنیا است</strong></h3>
<p>این مستندساز با اشاره به تعهد سینمای انقلابی پس از پیروزی انقلاب اسلامی بیان کرد: تنها ژانری که کشور ایران توانسته در سینما به نام خود ثبت کند ژانر دفاع مقدس است. آن چه که ما داریم سینمای دفاع مقدسی است که برگرفته از یک دفاع زیبا و جذاب است و فیلم ساختن راجع به آن و فرشتگانی که در این راه به شهادت رسیدند بسیار لذت‌بخش است. خیلی باید خوشبخت باشیم که بتوانیم درباره دفاع مقدس فیلم بسازیم. ما در این زمینه پدیده‌های زیادی داریم از جمله ابراهیم حاتمی‌کیا، از جمله بهروز افخمی و یا مرحوم رسول ملاقلی‌پور، این‌ها رزمنده بوده‌اند. کسی چون حاتمی‌کیا برای تیر زدن به عراقی‌ها رفته اما در حین جنگ متوجه می‌شود که رسالت مهم‌تری نیز وجود دارد و آن هم فیلمسازی و به‌تصویرکشیدن همین اتفاقات برای آیندگان است. از طرفی رسول ملاقلی‌پور تعریف می‌کرد که سوادش کم است اما وقتی وارد سینما شده در این فضا نفس کشیده به این نتیجه رسیده که باید فیلم بسازد.</p>
<p>شعبانی اضافه کرد: این یک معجزه است که این‌همه هنرمند از دل جنگ بیرون می‌آیند، چیزی که امام خمینی (ره) می‌گویند که «جنگ برای ما یک نعمت بود» از همین منظر است که ملت و امت را با هم یکی کرد و از دل آن هنرمندان بی‌نظیری استخراج شدند. اما مدیریت فرهنگی‌مان می‌تواند این نگاه را از ما بگیرد، آن هم با ساخت آثار سفارشی که هر بار دیده‌ایم چه لطمه‌هایی به پیکر هنر انقلابی ما وارد کرده‌اند. به نگاه من این هنرمندان متعهد باید در فضای خودشان و در بستری که برای خودشان تعریف کرده‌اند؛ کار کنند تا آن شاعرانگی در کارهایشان حفظ شود. اشکالی که وجود دارد این است که ما می‌خواهیم آوینی‌ها، حاتمی کیاها و ملاقلی پورهای جدید خلق کنیم اما چرا باید این کار را انجام دهیم؟ مگر آن‌ها را نداریم؟ چرا باید سعی کنیم باقی هنرمندان را شبیه به آن‌ها کنیم؟</p>
<p>وی افزود: مردم ما نه با جنگ مشکلی دارند و نه با شهدا، آن‌ها فقط به دنبال دیدن یک فرم جدید هستند. باید قبول کنیم که مخاطبان ما همیشه دو قدم از مدیران و هنرمندان جلوتر بوده‌اند و ما باید خودمان را با سطح سلیقه مردم که خیلی جلوتر است تنظیم کنیم.</p>
<h3><strong>*</strong> <strong>شرایط خوبی در سینمای دینی نداریم</strong></h3>
<p>محمدعلی شعبانی در خصوص تفاوت سینمای متعهد و سینمای دینی نیز عنوان کرد: تفاوت این دو در لفظ است. سینمای دینی یک سینمای جهانی است و در آثار دنیا نیز دیده می‌شود. ما در دنیا فیلم‌هایی در خصوص حضرت نوح و یا عیسی مسیح داریم که همه از دستهٔ سینمای دینی هستند اما فکر می‌کنم سینمای دینی در ایران اوضاع بدتری نسبت به سینمای متعهد و انقلابی ما دارد و در این زمینه عقب هستیم اما در سینمای جنگ بهتر عمل کرده‌ایم.</p>
<p>وی افزود: مسئله اصلی مسئله زیست است. اگر سینمای دینی می‌خواهیم پس باید اتمسفر و فضایی که تنفس می‌کنیم هم دینی باشد. به‌عنوان‌مثال می‌گویند اگر می‌خواهید کودکان شاد باشند فضایش را شاد کنید! در نتیجه اگر فضای ما به سمت فضای دینی سوق یابد قطعاً سینمای دینی خوبی هم خواهیم داشت. اگر فضا را معطر کنیم فیلم‌هایمان هم خوش رایحه می‌شوند و ما به‌عنوان متولیان وظیفه داریم این فضا را ایجاد کنیم.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=150127">محمدعلی شعبانی: شهید آوینی تفسیر و روایت خود را از حادثه منعکس می‌کرد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=150127</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>محسن اسلام‌زاده: آوینی یک الگوی کامل برای فیلمسازان است</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=150115</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=150115#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 09 Apr 2022 06:10:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[شهید آوینی]]></category>
		<category><![CDATA[محسن اسلام‌زاده]]></category>
		<category><![CDATA[هفته هنر انقلاب اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=150115</guid>
		<description><![CDATA[<p>محسن اسلام‌زاده به‌عنوان یکی از مستندسازان متعهد با اشاره به تأثیری که شهید آوینی روی هنر انقلابی داشته است، گفت: شهید آوینی الگوی بسیار بزرگی برای فیلمسازان است؛ آوینی نه فقط یک فیلمساز که یک نظریه‌پرداز بود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=150115">محسن اسلام‌زاده: آوینی یک الگوی کامل برای فیلمسازان است</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>محسن اسلام‌زاده؛ مستندساز در هفته هنر انقلاب اسلامی و در گفتگو با <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> درخصوص سینمای متعهد توضیح داد: دیدگاه های امام و رهبری در این زمینه کامل است و تکلیف ما را روشن می کند که باید به دنبال چه نوع هنری باشیم. امام خمینی (ره) در پیامی فرموده است: «تنها هنرى مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- اسلام ائمه هدى- علیهم السلام- اسلام فقراى دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگانِ تاریخِ تلخ و شرم‌آور محرومیت‌ها باشد. هنرى زیبا و پاک است که کوبندۀ سرمایه‌دارى مدرن و کمونیسم خون‌آشام و نابودکنندۀ اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگى، اسلام مرفهین بى‌درد، و در یک کلمه «اسلام امریکایى» باشد.» و البته در جایی دیگر در توصیف هنر می فرمایند: «هنر در مدرسه عشق نشان دهنده نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعى، اقتصادى، سیاسى، نظامى است. هنر در عرفان اسلامى‌ ترسیمِ روشن عدالت و شرافت و انصاف، و تجسیم تلخکامى گرسنگانِ مغضوبِ قدرت و پول است.»</p>
<p>وی ادامه داد: یک هنر بی‌تفاوت و خنثی نمی‌تواند برگرفته از هنر اسلامی و انقلابی باشد. دکتر علی شریعتی هم هنر برای هنر را به‌شدت رد می‌کند و باور دارد کسانی که این شعار را می‌دهند نتیجه‌اش؛ هنر برای سرمایه‌داری است.</p>
<p>کارگردان مستند «آقای دادستان» افزود: من همیشه به دنبال هنری بودم تا از علومی که نفعی برای مردم و اجتماع ندارند؛ فاصله بگیرد و به‌روشنی درباره رفع یک معضل یا تبلیغ یک تفکر اسلامی و دینی را داشته باشد و در این مسیر حرکت کند. هنرمند می‌تواند در زمینه هنر انقلابی و هنر متعهد، نقش پیشرو داشته باشد و نقاطی را ببیند که خیلی‌ها بی‌توجه از کنار آن عبور می‌کنند. او می‌تواند معضلاتی را زیر ذره‌بین بگذارد و باتوجه‌به آن‌ها به جامعه خویش هشدار دهد یا وجه تبلیغاتی برای جامعه داشته باشد. در واقع هنرمند نکته‌سنج و ریزبین است و می‌تواند به جامعه خود کمک کند.</p>
<h3><strong>* هر مستندی در پی ایجاد یک تغییر است</strong></h3>
<p>این مستندساز با اشاره به حکمت هنر انقلاب بیان کرد: خیلی‌ها مستندهایی در رابطه با آب، فرونشست زمین، مسائل اقتصادی و &#8230; تولید کرده‌اند که سال‌ها بعد این بحث‌ها در رسانه‌ها مطرح شده، مردم آن‌ها را دیده‌اند و متوجه درستی آن شده‌اند. یک هنرمند می‌تواند مسائل مهم جامعه را به صدر جدول اخبار بیاورد. اگر هنرمند درست عمل کند می‌تواند حکم تعیین کند. یک مستند یا فیلم پتانسیل این را دارد که تغییری را به وجود آورد و در پی این تغییر همه مسئولین پای کار بیایند و مشکلی را رفع کنند که اتفاقاً ساخت چنین مستندهایی هم بسیار واجب و ضروری است.</p>
<h3><strong>* خدایا به هنرمندان ما درد عطا کن!</strong></h3>
<p>اسلام‌زاده ادامه داد: شرایط جامعه امروزی خیلی جالب نیست و هنرمند می‌تواند معضلات را شناسایی کند و به دور از بحث‌ها و هیاهوهای سیاسی آن‌ها را لیست کرده و در هر موردشان یک اثر هنری خلق کند و به دنبال رفع آن‌ها باشد. همان‌طور که دکتر علی شریعتی می‌گوید: «خدایا به هنرمندان ما درد عطا کن!» جامعه نیاز به هنرمندان دردمند دارد. البته که شهید آوینی و یا سید ابراهیم اصغرزاده نمونه بارز آن‌ها هستند.</p>
<p>وی در همین زمینه اضافه کرد: هنرمند دردمند به‌شدت می‌تواند به جامعه و دین خود کمک کند و یکی از افتخارات ما در کشورمان این است که صدها هنرمند و مستندساز داریم که شاید در خیلی از کشورهای منطقه این آمار به کمتر از انگشتان دو دست برسد. به ندرت می‌توان در بسیاری از کشورهای منطقه کسانی را پیدا کرد که اثری هنری با استاندارهای بین‌المللی داشته باشند اما در کشور ما به‌وفور دیده می‌شود و این برای ما یک نعمت است. البته باید توجه داشت که به نظر حقیر اکثر هنرمندان ما نگاه اصلاح‌گرایانه دارند نه نگاه‌های ژورنالیستی که به صرفاً به دنبال جنجال بپا کردن باشند.</p>
<h3><strong>* دلیل ماندگاری شهید آوینی نوع روایت او است</strong></h3>
<p>کارگردان مستند «تنها میان طالبان» در خصوص هنر نهفته در مستندهای شهید آوینی گفت: زیباترین موضوعی که در آثار آوینی وجود دارد، روایت‌های متفاوت است. شاید فیلم‌های زیادی در حوزه دفاع مقدس تولید شده باشند که تصویربرداری عالی، نریشن‌های استاندارد و یا تدوین خوش ریتمی داشته‌اند اما ماندگار نشده‌اند درحالی‌که مستندهای شهید آوینی ماندگار شده است و دلیل آن هم روایت متفاوت و جذاب آن‌ها است که از فضای دفاع مقدس نقل می‌شود و در مستند می‌آید. امروز در مستندسازی کارهای قابل‌توجهی تولید شده‌اند که گام اول آنها روایت متفاوتشان است و ناگفته نماند که اصل درگیری آثار با نگاه متفاوت بر سر همین نوع روایت است در واقع جنگ اصلی جنگ روایت‌ها است. یک اتفاق در گوشه‌ای از جهان می‌افتد که هرکسی روایت خاص خود را از آن دارد. چیزی که امپراتوری رسانه در دنیا به دنبال سانسور آن است همین روایت متفاوت است. اما ما وارد روایت شده‌ایم چرا که اکثر دنیا مصرف‌کننده هستند اما در چند دهه اخیر ما ثابت کرده‌ایم که روایت خودمان را از مسائل مختلف داریم. هرکجا که جنگ هست خودمان می‌رویم و از نگاه خودمان جنگ را روایت می‌کنیم.</p>
<h3><strong>* نقصان در برنامه‌ریزی‌ها و مدیریت‌ها </strong></h3>
<p>اسلام‌زاده در پاسخ به این سؤال که سینمای بعد از انقلاب تا چه اندازه توانسته به هنر انقلابی متعهد باشد، گفت: بعد از انقلاب اسلامی در بسیاری از عرصه‌ها، فیلم‌ها و آثار قابل‌توجه و بین‌المللی تولید شده که نشئت گرفته از نگاه حضرت امام در انقلاب است که در وهله اول انقلابمان را یک انقلاب فرهنگی دانسته‌اند، اما واقعیت این است که هنوز تا آنچه که باید باشیم فاصله داریم. در دهه اخیر در سینما به‌خصوص در سینمای مستند رشد قابل‌توجهی در زمینه هنر انقلابی داشته‌ایم. حزب اللهی‌هایی که کمتر دوربین به دست داشتند حالا پشت دوربین می‌ایستند و روایت می‌کنند و بیشتر وارد موضوعات اجتماعی می‌شوند. در کل فضا مثبت است هرچند که مسئولین کم‌کاری می‌کنند و با اینکه هنرمندان دست پیش گرفته‌اند اما برنامه‌ریزی‌ها و مدیریت‌ها دچار نقصان هستند.</p>
<h3><strong>* شهید آوینی یک الگوی کامل برای بسیاری از فیلمسازان و مستندسازان است</strong></h3>
<p>وی در پایان در مورد نقش شهید آوینی و تأثیری که او بر روی هنر انقلابی داشته است، توضیح داد: شهید آوینی یک الگوی کامل برای بسیاری از فیلمسازان و مستندسازان است و در عین حال که زیبایی‌ها و ایثارگری‌های دفاع مقدس را نشان می‌دهد دغدغه‌های اجتماعی از قبیل مهاجرت ایرانی‌ها را هم تصویر می‌کند و در صدد رفع آن‌ها بر می‌آید. باز همین آوینی است که در عرصه بین‌الملل به دنبال مسلمانانی می‌رود که هیچگاه دیده نشده‌اند.</p>
<p>اسلام‌زاده افزود: در نهایت باید بگویم شهید آوینی الگوی بسیار بزرگی برای فیلمسازان است؛ آوینی فراتر از یک فیلمساز، یک نظریه‌پرداز است و بارها توسط بزرگان این عرصه انتقاد شده که چرا نظریه‌های او به‌عنوان دو واحد درسی در دانشگاه‌ها و کرسی‌های علمی داخلی ارائه نمی‌شوند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=150115">محسن اسلام‌زاده: آوینی یک الگوی کامل برای فیلمسازان است</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=150115</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ترکش‌های تا همیشه</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=150066</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=150066#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 04 Apr 2022 11:27:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[حوزه هنری]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[شهید آوینی]]></category>
		<category><![CDATA[هفته هنر انقلاب اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=150066</guid>
		<description><![CDATA[<p>آغاز بهار برای هنر انقلاب یادآور جاودانگی سید مرتضی آوینی است. هنرمند متعهدی که حالا ۲۹ سال از پر کشیدنش می‌گذرد. با این حال هنوز افراد زیادی نیستند که او را به معنای واقعی کلمه می‌شناسند. هرچند مدعیان شناخت او هر روز بیشتر می‌شوند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=150066">ترکش‌های تا همیشه</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> : پس از شهادت مرتضی آوینی در روز بیستم فروردین سال ۱۳۷۲، با پیشنهاد شاعران، نویسندگان و هنرمندان حوزه هنری به مقام معظم رهبری، این روز به عنوان «روز هنر انقلاب اسلامی» نام گذاری شد. دوسال پیش در همین ایام سیمای جمهوری اسلامی با برنامه‌ای متفاوت تلاش قابل توجهی در شناخت سید مرتضی به مخاطبان و خصوصا قشر جوان داشت. ویژه برنامه‌ای سه قسمتی با نام «مجاهد» که به همت گروهی از برنامه سازان جوان خارج از سازمان صدا و سیما ساخته و در این ایام روی آنتن رفت. «مجاهد» تلاش کرد تا با کلیشه زدایی از روایت‌هایی که پیرامون شخصیت آوینی می‌شود روایت متفاوتی را از زمانه، زیست و تحول این هنرمند شهید را به مخاطب خودش نشان دهد. حالا با گذر از دوران کرونا بد نیست به بهانه هفته هنر، نگاهی به یکی از متن‌های جذاب این برنامه در رابطه با دو مقطع تحول و شهادت سید مرتضی داشته باشیم:</p>
<p>«سه و سی دقیقه‌ی بعدازظهرِ ۲۱ فوریه‌ی ۱۹۶۵ بود که پرستارها، روی یکی از تخت‌های بیمارستانِ دانشگاه کلمبیایِ نیویورک ملحفه‌ای سفید کشیدند. صحبت‌های درِ گوشی در راهروی بیمارستان میگفت سه مهاجم از فرقۀ امت اسلام، ۱۵ گلوله را به سمت مردی سیاه‌پوست بنام حاج مالِک الشَباز، که ساعتی پیش از آن در منهتن، مشغول سخنرانی بوده، شلیک کرده‌اند.</p>
<p>مالک الشباز نامِ جدید‌اش بود. او را به نام‌های دیگری هم می‌شناختند. مالکوم لیتِل یا مالکوم ایکس. آن‌هایی که با او دمخور بودند خوب می‌دانستند، این اتفاقات برای مالکوم، اولین بار نیست که روی می‌دهد. از آتش زدنِ خانه‌اش توسط کوکلس‌کلان‌های نژادپرست یا قتل پدرش در کودکی. از بزهکاری و از هم پاشیده شدنِ خانواده‌اش در نوجوانی تا و به زندان افتادنش در جوانی. از مسلمان شدن و آشنایی با فرقۀ امت اسلام و الیجا محمد تا جدا شدن از این گروه به خاطرِ انحرافات عقیدتی و رسوایی جنسیِ الیجا. از بمب‌گذاری در خانه‌اش تا ترورهای ناموفق و تهدیدهای راه‌وبی‌راه. از سخنرانی‌های پر‌حاشیه‌اش برای سیاه‌پوستان تا رفاقتِ پر فراز  و نشیب‌اش با محمدعلی کِلی.</p>
<p>مالکوم ایکس روی پای‌اش بند نبود. آن‌چیزی که پی‌اش می‌گشت را نه در مُشت گره‌ کرده‌ی جنبش مدنی سیاه‌پوستان پیدا می‌کرد نه در مسلکِ به‌ظاهرمسلمان‌های گروهِ الیجا محمد. او دنبالِ اتفاقی بود برای تغییر. برای بهتر شدن. برای همین هم با دیگر مسلمان‌های آمریکایی ارتباط گرفت و پس از چندی تصمیم گرفت خودش را به مکه برساند. او، درحالی‌که مالکوم ایکس صدایش می‌کردند به حج رفت و اندکی بعد، حاج مالک الشباز برگشت. ترجیح داد اسم‌‌ورسم‌اش را در میقات جا بگذارد تا آنچه سال‌ها در پی‌اش بوده را پیدا کند. وقتی که برگشت، هم اسمی جدید داشت، هم رسمی جدید. رسمی که از طرفِ مخالفانِ متعددش، فقط تا ساعت سه و سی دقیقه‌ی ۲۱ فوریه  ۱۹۶۵ تحمل شد، نه بیشتر.</p>
<p>*</p>
<p>هشت و سی دقیقه‌ی صبح ۲۱ فروردینِ ۱۳۴۳ بود که جلال وارد شهر مدینه شد. یکسال بعد از سفرِ حجِ مالکوم. آلِ احمدِ هم آمده بود تا در میقات چیزی جا بگذارد و ببیند چیزی که سال‌ها در پی‌اش بوده را می‌تواند در مکه پیدا کند یا نه. جست‌وجوی‌اش سال‌ها بود که بی‌نتیجه مانده بود. نه توانسته بود، آن‌را در محیطِ خانواده‌ی سنتی‌اش پیدا کند نه در دودِ غلیظِ کافه‌های روشنفکریِ تهران. نه حزب توده توانسته بود برای جلال کاری کند نه معاشرینِ به‌ظاهر فرهیخته‌اش. هرچه می‌گشت کمتر پیدا می‌کرد و هرچه جلوتر می‌رفت کمتر می‌رسید. تا آن وقت، هم «در خدمت و خیانتِ روشنفکران» را نوشته بود، هم «غربزدگی» را، اما این‌ها برایش کافی نبودند. تا اینکه گذارش افتاد به میقات. و بعد از آن بود که میقاتِ دیگری را در نهضتِ اسلامی دهه ۴۰ دید. آن‌چنان که در نامه‌ای به امام خمینی نوشت: «فقیر، گوش به زنگ هر امر و فرمانی‌ست که از دستش برآید.» هرچند که مرگِ زودهنگام‌اش در ۱۸ شهریورماه ۴۸ در اَسالِم مانع شد از تماشای نورِ انقلابِ اسلامی.</p>
<p>نورِ انقلابِ، هرچند که نصیبِ جلال نشد اما سایه‌ها و سیاهی‌هایی را کنار زد تا کسانی شبیه به جلال مسیر را بیابند. کسانی شبیه به مرتضی، که در پیِ چیزی ورای زندگی عادی می‌گشتند. مرتضی، تا پیش از انقلاب، بی‌هیچ ترس و وا‌همه‌ای هرآنچه فکر می‌کرد دعوی حقیقت دارد را تجربه کرده بود. باهرکس که فکر می‌کرد چیزی برای عرضه دارد نشسته بود به صحبت کردن. هر کتابی که فکر می‌کرد چیزی در چنته دارد برای یادگرفتن خوانده بود. اما افاقه نمی‌کرد. چیزی کم بود. او هم در زمره‌ی کسانی بود که نتوانسته بود آن چیزی که در پی‌اش می‌گشت را بیابد و می‌دانست باید آنقدر برود تا مسیر را پیدا کند. نورِ تابنده‌ی ۵۷ و چهره‌ی امام خمینی که روی شیشه‌های عینک‌اش نقش بست، نگاهش افتاد به جایی که در تاریخ ایستاده. فهمید باید کجا برود تا آنچه در پی‌اش بوده را پیدا کند. جایی در میانِ دشتِ فکه که بالاخره در بیستم فروردین‌ماه ۷۲ به آن رسید. جایی که آدم‌هایی حقیقت‌طلب و خسته‌گی ناپذیر شبیه به او، شبیه به جلال و شبیه به مالکوم آن را بالاخره پیدا خواهند کرد.</p>
<p>تاریخ ثابت کرد که شُعاعِ پرتابِ آن هزار و چند ساچمه‌ی مینِ والمِری، محدود به گستره‌ی اندکی از دشتِ فکه نبود. ترکش‌هایی که اقبالِ تحمیل شدن به تنِ او را پیدا نکردند، از فردای صبح روزِ بیستمِ فروردین ۱۳۷۲، خودشان را صفیرکشان به صفحاتِ پُرزرق و برقِ یادنامه‌ی مجلات و تصاویرِ مستند‌های یادبود رساندند. البته با روی دیگری از تخریب‌گری. حالا آن‌ها «ما» شده بودند و مردی که تا همین چند وقت پیش، سعی در پنهان کردنِ نام‌اش داشتند، «مرتضی».</p>
<p>مرتضی، واژه‌ای شد پُرتکرار میانِ حرف‌هایشان. حالا دیگر هر کسی از گردِ راه می‌رسید، با گذاشتنِ یک «مرتضی» در ابتدای جمله، سُفره‌ی دل‌اش را باز می‌کرد به خاطره‌بازی و خاطره‌سازی. عده‌ای از آن‌ها که از مرتضای ساختگی‌شان حرف می‌زدند، همان روزنامه‌نگارانِ پیش از بیستمِ فروردین بودند که قلم را جای قداره به روی نامِ و افکار آوینی می‌کشیدند و جوابیه پشتِ جوابیه برایش صادر می‌کردند.</p>
<p>عده‌ای هم، همان حُضارِ نام‌آشنای سمینار بررسی سینمای پس از انقلاب بودند که در سال ۷۱، هرچه از دهانشان درآمد نثارش کردند. چه کسی فکرش را می‌کرد، پُشت‌میزنشین‌هایی که به هر دری می‌زدند که او مستند نسازد یا اگر ساخت، نتواند تدوین‌اش کند و اگر تدوین‌ کرد، نتواند پخش‌اش کند، روزگاری پشتِ میز مصاحبه و روی صندلی خاطره‌گویی بنشینند و در رثای اندیشه‌های آوینی برایمان سخنرانی کنند؟ چه کسی فکرش را می‌کرد، آدم‌هایی که در تمامِ زندگی‌شان، او را چند دقیقه بیشتر ندیده بودند، خودشان را یارِ غارِ او معرفی کنند و در مقیاس قدِ کوتاه خود او را تقلیل دهند و عُرفی کنند.</p>
<p>این‌طور بود که سال به سال به تعدادِ «آوینی‌دوست‌ها»ی تازه وارد، افزوده می‌شد. از حقوق‌بگیرهای بخش‌نامه صادرکُن تا هم‌نشین‌های معاشرت‌های یک دقیقه‌ای و مخالفانِ دوست‌نمای بعد از این. آوینیِ آن‌ها هربار به تعدادِ لازم و به ضرورتِ بحثِ پیش‌رو ساخته و احضار و تکثیر می‌شد. به سادگی و با گفتنِ چند جمله، انحصارِ میراثِ او را به نامِ خود می‌زدند، مبادا که این میراثِ ارزشمند به دستِ کسی برسد. اما کمتر کسی یادش بود وقتی همه سرگرمِ دیدن و خواندنِ یادنامه‌ها و برگزاری مراسم‌های متعددِ سالگرد هستند، سراغِ آنچه از آوینی باقی مانده بود برود.</p>
<p>اصلِ مطلب، میانِ هیاهوی بسیارِ هیچ‌اندیشان گُم شد. اصلِ مطلب این بود که آوینی، بیش و پیش از هرکاری، می‌‌نوشت و مکتوب می‌کرد. اگر سروصدای ترکش‌های مزاحم اجازه می‌داد می‌شد به جای گوش سپردن به خاطراتی که هربار تغییر می‌کردند و عجیب‌تر از قبل می‌شدند، به نوشته‌هایش سر زد. یادداشت‌ها و نقدها و کتاب‌هایش را خواند و زیرِ جملاتِ مُهم خط کشید برای مرورِ مجدد. می‌شد برای ملاقاتِ بی‌واسطه با سید مرتضی، همان مرتضایی که خود معترف به تغییر و طی کردنِ مسیری پُرپیچ‌وخم در زندگی‌اش بود، به نوشته ها و فیلم‌هایش رجوع کرد. می‌شد! اگر ترکش‌هایی که اقبالِ تحمیل شدن به تنِ او را در بیستم فروردینِ ۷۲ پیدا نکردند، اجازه می‌دادند.»</p>
<p><strong>نویسندگان: مهدی اباذری، سعید شیرخانی، علی نیکجو</strong></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=150066">ترکش‌های تا همیشه</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=150066</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اگر شهید آوینی نبود خطر مستندسازی را نمی‌پذیرفتم</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=147342</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=147342#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 12 Dec 2021 21:17:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای مستند]]></category>
		<category><![CDATA[حبیب‌الله والی‌نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[سینماحقیقت]]></category>
		<category><![CDATA[شهید آوینی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=147342</guid>
		<description><![CDATA[<p>حبیب‌الله والی‌نژاد در مراسم بزرگداشتش در پانزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» گفت: اگر اعتماد شهید آوینی نبود شاید من هیچ وقت خطر نمی‌کردم، ولی ایشان پای کارهای من ایستاد و دعواها و تلاش‌های من را دید.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=147342">اگر شهید آوینی نبود خطر مستندسازی را نمی‌پذیرفتم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> به نقل از ارتباطات و اطلاع‌رسانی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، مراسم بزرگداشت حبیب‌الله والی‌نژاد شامگاه یکشنبه بیست و یکم آذرماه در چهارمین روز از پانزدهمین جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت برگزار شد.</p>
<p>اجرای این مراسم را حامد شکیبانیا معاون مستند مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به عهده داشت که در ابتدای آن، یادی از مجلات سینمایی «سوره بچه‌های مسجد» و زحمات حبیب‌الله والی‌نژاد و اثرگذاری آن بر بسیاری از کودکان و نوجوانان هم‌نسل خود کرد و گفت: امروز برای پاسداشت یکی از آن بچه‌های مسجد گرد هم آمده‌ایم؛ بچه‌های مسجد جوادالائمه سی متری جی تهران.</p>
<p>محمد حمیدی‌مقدم دبیر جشنواره پانزدهم سینماحقیقت در ابتدای این مراسم درباره انتخاب حبیب‌الله والی‌نژاد برای برگزاری مراسم بزرگداشت در این دوره از جشنواره سینما حقیقت گفت: برای من این مراسم افتخار است؛ این بزرگداشت‌ها از قسمت‌های خوب هر جشنواره است که سهم دبیر آن می‌شود.</p>
<p>او با بیان اینکه «من افتخار هم‌نشینی و همکاری با حبیب‌الله والی‌نژاد را نداشتم اما گاهی خیلی چیزها خارج از این قواعد شکل می‌گیرد؛ و احساسی در حد ردوبدل کردن یک نگاه پدید می‌آید» گفت: در همان نگاه‌ها حس می‌کردم در ایشان خلوص و عصاره هنر، معرفت و انسانیت موج می‌زند. کسانی هستند که همدیگر را نمی‌بینند، باهم حرف نمی‌زنند، اما حوزه‌های کاری هم را دنبال می‌کنند و برایشان قابل‌احترام است و از همین رو ما شاهد کارهای خوب آقای والی‌نژاد بودیم.</p>
<p>دبیر پانزدهمین جشنواره سینما حقیقت با اشاره به نام مسجد جوادالائمه و مجله سوره بچه‌های مسجد که حامد شکیبانیا از آن یاد کرد، گفت: در کنار آن، مجموعه روایت فتح برای همه ما ارزشمند است؛ روایت فتح واقعاً امر بی بدیلی در تاریخ مستندنگاری و حوزه دفاع مقدس است، که در ثبت سندی دنیای امروز هم تاثیرگذار بوده. به نظر من روایت فتح و حوزه فکری شهید آوینی در سال‌های بعد واکاوی می‌شود. اما خوشحالم که اکنون شبی را برای بزرگداشت مردی برگزار می‌کنیم که از آن دهه است و نگاه خالصانه و معرفت و ایثارگری در حوزه تفکری و ارتباط با سینما را در او می‌توان دید.</p>
<p>حمیدی‌مقدم ادامه داد: گاهی القاب در سینما خیلی مهم می‌شوند اما این موضوع در آقای والی‌نژاد نیست و برایش مهم نیست در کجای این سیاهه اسامی قرار می‌گیرد و این بزرگ‌ترین معرفتی است که در ایشان وجود دارد. افتخار ماست که امشب ستایشگر مردی هستیم که جز تفکر، معرفت و انسانیت کار بسیار خوب هم در حوزه مستند ما فراوان کرده است.</p>
<p>او با تاکید بر اینکه والی‌نژاد همیشه حامی بوده و به جوانان کمک می‌کرده استِ گفت: چیزی که هم سینمای مستند ما به آن بسیار نیاز دارد و هم جوان‌های ما همین حامی بودن است تا جوانان اعتماد به نفس خود را به دست بیاورند.</p>
<p>دبیر پانزدهمین جشنواره سینماحقیقت با اشاره به اینکه حبیب الله والی‌نژاد در دوران مدیریتش در ارتقای سینمای کشور موثر بوده، گفت: همیشه عده‌ای دوست دارند تیتر یک و صفحه یک شوند اما ایشان چنین نبودند. باید قدردان چنین فردی باشیم که بی ادعا دوست دارد روایتگر داستان شهدا باشد و مدال این روایت از شهدا را بر سینه بزند؛ ما هم خوشحالیم جشنواره سینماحقیقت چنین شبی را تجربه می‌کند و به او افتخار می‌کنیم.</p>
<p>اردلان عاشوری از همکاران والی‌نژاد در روایت فتح، هم در ادامه این مراسم روی صحنه آمد و گفت: سخن را آغاز با نام خداوند می‌کنم که دل‌ها را به دل‌ها پیوند داده است. بیست و یک سال از دوستی ما می‌گذرد اما سخن گفتن از آقا حبیب دشوار است؛ او برای من و نسلی از فیلمسازان داستانی و مستند پدری کرده، دست ما را گرفته و خیره‌سری‌های ما را تحمل کرده تا کارهایمان به ثمر برسد و در این کار گاهی چنان افراط کرده که داد خانواده خود را هم درآورده است.</p>
<p>عاشوری ادامه داد: اما ما خیلی زود او را فراموش کردیم و ویژگی‌های کار و موفقیت‌هایمان را به استعداد خود نسبت دادیم بدون آنکه فکر کنیم او بوده که به ما کمک کرده؛ با این حال هر کجا که کمک لازم داشتیم کنارمان ایستاد. در دنیایی که سود و سرمایه بر همه مناسبات سایه انداخته است؛ او بی توجه به پول بود و گاهی حتی از جیب خود برای فیلم‌ها سرمایه‌گذاری می‌کرد.</p>
<p>او خاطرنشان کرد: او همواره طوری رفتار می‌کرد که فراموش می‌کردی مردی با سال‌ها تجربه کنارت نشسته است. هر کاری برای او، همچون کار اول است و با چنان شور و شوقی کار می‌کند که همکارانش را به غبطه وا می‌دارد.</p>
<p>عاشوری در پایان صحبت‌هایش یادآور شد: حبیب آقا در این شرایط حساس کنونی که انگار تمامی ندارد؛ چرخ سینمای ایران با شما و امثال شماست که می‌چرخد. خداوند شما را برای ما و سینمای ما نگه دارد.</p>
<p>مهدی شامحمدی سخنران دیگر این مراسم بود که گفت: سال‌های شروع دهه ۸۰ خیلی از جوانان سینما خوانده سر از روایت فتح درآوردند؛ جایی که پاتوق گاه و بی‌گاه آنها شده بود. خیلی از ما شیفته آثار آقا مرتضی بودیم اما این تنها دلیل رفتن‌مان به آنجا نبود. آنجا مردی بود که تحویل‌مان می‌گرفت؛ به جوان‌های خام و بی‌تجربه اهمیت می‌داد. آقا حبیب به ما میدان داد. طرح‌های ما را می‌خواند و شرایطی فراهم می‌کرد که فیلم‌هایمان را بسازیم ما را کنار بزرگ‌ترها قرار می‌داد و ترغیب‌مان می‌کرد نوآوری و خلاقیت را در نسل جدید آثار روایت فتح وارد کنیم.</p>
<p>این مستندساز با بیان اینکه «آقا حبیب پای همه چیز و پای ما ایستاد؛ از نگاه متفاوت ما به جنگ، تا پوشش ظاهری‌مان.» ادامه داد: همیشه در سایه می‌ایستاد و اهل تیتراژ و این چیزها نبود. اگر حمایت‌های آقا حبیب نبود شاید سینمای داستانی و به خصوص مستند، نام تعدادی از جوان‌های موفق سینمای امروز را نمی‌شناخت؛ افرادی مثل محمدحسین مهدویان، امیر بنان، حبیب خزاعی‌فر، مرتضی پایه شناس و&#8230;</p>
<p>شامحمدی در پایان خاطرنشان کرد: با همه اینها ما تنها گوشه‌ای از زحمات و تلاش‌های او را دیده‌ایم. آقا حبیب زنده باشید.</p>
<p>در ادامه محمدحسین مهدویان در پیامی ویدئویی درباره حبیب والی‌نژاد گفت: من سال ۸۱ وقتی دانشجوی سینما بودم ایشان را دیدم. ما به همراه گروهی به روایت فتح رفتیم، ایشان را دیدیم که در ابتدا به ما روی خوش نشان نداد و گفت اگر می‌خواهید فیلم مستند بسازید باید سنگ به شکم خود ببندید. ایشان بعدها بسیار به من کمک کردند اما این جمله در ذهن من ماند.</p>
<p>این کارگردان ادامه داد: وقتی وارد دنیای فیلم‌های داستانی شدم دیدم که او همچنان و در همه این سال‌ها به عنوان یک آدم حمایتگر و قانع به راه خود ادامه می‌دهد؛ فیلمسازان زیادی را حمایت کرده و واقعاً سنگ به شکم خود بسته است. او در آن سال‌ها با قناعت مشکلات فیلمسازان را حل کرد و از دید من هر فیلمسازی برای رشد؛ نیاز به شخصی مثل او دارد.</p>
<p>مهدویان اظهار امیدواری کرد فیلمسازان آینده هم این شانس را داشته باشند که مردی قانع و حکیم مثل او را در کنار خود داشته باشند تا راه را ادامه بدهند و گفت: امیدوارم عمرشان طولانی و سلامت باشند و همچنان در سینمای ایران حضور داشته و تأثیر خیر خود را بگذراند.</p>
<p>علی فلاح‌پور هم در ادامه روی صحنه آمد و گفت: در کنار تمام کارهایی که حبیب آقا انجام دادند، ایشان در شخصیت خود سمت دیگری هم داشتند و آن سمت نوکری حضرت زهرا بوده. ایشان هیاتی به نام فاطمه الزهرا دارد که خیلی‌ها آنجا، نوکری خالصانه را از این مرد شریف یاد گرفتند.</p>
<p>احسان محمدحسنی مدیرعامل موسسه اوج هم در ادامه با ذکر این نکته که «صحبت کردن از مردی که بسیار زلال و پاک و عزیز و از نسل شهداست، برای این حقیر بسیار سخت است.» گفت: یک روز حاج قاسم تماس گرفت و گفت من خانه شهید زین‌الدین هستم و حبیب الله والی‌نژاد و احمد دهقان را با خودت به اینجا بیاور. ما هم به اتفاق رفتیم منزل این شهید. حاج قاسم رو کرد به حاج حبیب و گفت می‌خواهم کار قشنگی که برای شهید متوسلیان و شهید باقری انجام دادی را برای شهید زین‌الدین تکرار کنی؛ چون او خیلی مظلوم است.</p>
<p>محمدحسنی ادامه داد: حالا حاج قاسم دو سال است که از بین ما رفته و امروز دیگر نیست. به نظرم آن کار ناتمام و آن توصیه و وصیت حاج قاسم هنوز بر دوش حاج حبیب سنگینی می‌کند. ای بسا بعد از شهید زین‌الدین، حاج حبیب با این پاکی و صداقت باید برای خود حاج قاسم هم یک کار خوب بسازد.</p>
<p>پس از این صحبت‌ها، لوح تقدیری از سوی موسسه فرهنگی اوج به حبیب الله والی‌نژاد تقدیم شد.</p>
<p>پس از آن، مرتضی رزاق کریمی قائم مقام مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به صحنه آمد و گفت: بزرگداشت حبیب الله والی‌نژاد، بزرگداشت ارزش‌هاست. اگر بخواهیم امتداد بزرگانی که بعد انقلاب نقش مهمی در سرنوشت این کشور داشتند را ببینیم به شخصی مثل آقای والی‌نژاد عزیز می‌رسیم. چراکه تاثیری که مدیریت فرهنگی ایشان در همه عرصه‌ها گذاشته، مثال‌زدنی است.</p>
<p>رزاق‌کریمی در ادامه با ذکر خاطره‌ای گفت: حدود ده، یازده سال پیش همراه با اخوی که در کار سینما نیست، خدمت آقای والی‌نژاد رسیده بودیم و ایشان از خاطرات دفاع مقدس و به خصوص شهید باقری یاد کردند. اخوی من سوال کرد آیا کسی الان هم هست که مشابه آن شهید باشد؟ ایشان بلافاصله گفت بله بسیار؛ به خصوص حاج قاسم سلیمانی.</p>
<p>او در پایان خاطرنشان کرد: باید بیشتر تامل کنیم در شخصیت آقای والی‌نژاد به عنوان یک الگو و از او در عرصه مدیریت فرهنگی و هنری بیشتر بهره بگیریم.</p>
<p>در ادامه کلیپی از صحبت‌های محمدعلی فارسی (مستندساز) پخش شد که در آن گفت: بهترین فیلم‌ها، مدیون تهیه‌کننده خوب است تا کارگردان خوب. آقای والی‌نژاد در زمینه مستند، بهترین مستندهای کشور را تولید کرده است.</p>
<p>فارسی در ادامه به ذکر نمونه‌هایی از پروداکشن‌های بزرگ و پر هزینه‌ای برای تولید مستندهایی در روایت فتح پرداخت که حبیب الله والی‌نژاد تهیه‌کننده آنها بود و گفت: ما در مستند، کسی را شبیه آقای والی‌نژاد نداریم که چنین کارهای بزرگی را توانسته باشد بی توقع به سرانجام برساند.</p>
<p>او یادآور شد: خیلی جالب است که آقای والی‌نژاد سال‌های سال در تلویزیون و حوزه هنری و روایت فتح و موسسه اوج کار کرده اما هیچ کسی تا الان بیمه‌اش نکرده. الان که ناراحتی شدید کبد هم دارد، اما هیچ کدام از مدیران فرهنگی قدمی برنداشتند که لااقل او را جایی استخدام کنند تا بیمه‌ای داشته باشد برای آینده‌اش. هیچکدام از مدیران تلویزیون را سراغ نداریم وقتی از تلویزیون بیرون آمده باشند مانند او دستشان خالی باشد. کاش الان که آقای خزایی معاون سینمایی شده و باقی مدیران، همت کرده و دست‌کم مشکل بیمه او را حل کنند.</p>
<p>فارسی همچنین تصریح کرد: شبیه حبیب الله والی‌نژاد در سینما، فقط خود آقای والی‌نژاد است.</p>
<p>مرتضی شعبانی مدیر مرکز مستند حقیقت هم در این مراسم گفت: در دهه هفتاد وقتی آقا حبیب را در روایت فتح دیدم تصورم این بود که بزرگ‌ها باید پدری کنند؛ اما آقا حبیب که هم سن و سال ما بود برای خیلی از ما حکم برادر بزرگ‌تر و پدر را داشت. اگر ایشان نبود، هیچ کدام از پروژه‌های بزرگ به ثمر نمی‌رسید.</p>
<p>شعبانی با بیان اینکه «کاری نبود که حبیب الله والی‌نژاد در پشت صحنه برای کمک به کار انجام ندهد» گفت: کل کارهایی که در روایت فتح انجام می‌شد بدون تلاش‌های او ممکن نبود و تمام آثاری که در دوره مسئولیت او در روایت فتح ساخته شد، آثاری ماندگار شدند.</p>
<p>او در پایان تصریح کرد: سینمای مستند ما، خود را مدیون آقا حبیب می‌داند.</p>
<p>در ادامه کلیپی از صحبت‌های حبیب‌الله والی‌نژاد پخش شد که در آن می‌گفت: سی متری جی به دلیل یک مسجد یعنی جوادالائمه خاطره‌انگیز است و من متولد همان منطقه هستم. در دوران قبل از انقلاب کار تئاتر برایم جذاب بود. آقای تخت کشیان را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم چون من را راهنمایی کرد. در دوره‌ای به حوزه هنری رفتم. اکثر بچه‌های حوزه رفقا و استادان ما بودند. ما به جبهه هم می‌رفتیم آنجا خودجوش مستند می‌ساختیم. این بساط مستندسازی در حوزه هنری ادامه داشت. حتی یادم است در دوره‌ای با آقای آوینی به باکو رفتیم. در مستندهایی که در روایت فتح تهیه می‌کردیم همیشه یک پای ثابتش مصاحبه‌های ما با حاج قاسم بود.</p>
<p>او با اشاره به مستند «آخرین روزهای زمستان» آن را ادای دین به شهدا خواند و گفت: ما با بچه‌های شهدا که آن زمان با یکدیگر بودیم قولی دادیم، چون یا می‌ماندیم یا به شهادت می‌رسیدیم؛ قول ما این بود که اگر ماندیم کاری برای کشور انجام دهیم و این مستند ادای دین من بود.</p>
<p>پس از آن خود او روی صحنه آمد و گفت: ما همه کاری کردیم ولی صحبت نکرده‌ایم به همین دلیل صحبت برایم سخت است. از صحبت‌های تک تک شما که وصف این حقیر بود ممنونم. من لایق این صحبت‌ها نیستم. ما تربیت شده مکتب مسجد هستیم. همین‌جا هم می‌خواهم به شما به عنوان مستندساز خسته نباشید بگویم. من کوچک‌ترین عضو این بخش بوده‌ام و شاید توانسته باشم باری بردارم. شاید اگر ان دوره بازگویی شود بتواند درس‌آموز باشد.</p>
<p>والی‌نژاد ادامه داد: من از مسجد یاد گرفتم. آنجا استادان خوبی داشتیم. من قبل از انقلاب وارد کتابخانه مسجد شدم و آنجا توحید، اخلاق و گذشت را یاد گرفتیم. آنجا کلاس‌های قصه‌نویسی و تئاتر داشتیم و آنچه که آنجا یاد گرفتیم کارساز بود. آقا بهزاد استادمان بود که ساعت‌ها برای ما وقت می‌گذاشت و یاد گرفته بودیم کار طلبگی کنیم. شاید بخشی از هر آنچه را که یاد گرفته بودیم، به عمل درآوردیم.</p>
<p>او خاطرنشان کرد: ایشان به ما یاد دادند که وقتی روی سن می‌رویم سعی کنیم سرمان پایین باشد. همه آموزه‌های او تا این لحظه برایم درس آموز بود. ایشان استاد عزیز و مهربانی برای من است. هرآنچه که آموختم و عمل کردم نتیجه آموزش‌های ایشان بود. ما یاد گرفتیم با همدل بودن و دور هم بودن اتفاقات خوب رخ می‌دهد.</p>
<p>این تهیه‌کننده و مستندساز با تاکید بر اینکه این سبک کار کردن را از مسجد یاد گرفته است، گفت: اگر اعتماد شهید آوینی نبود شاید من هیچ وقت خطر نمی‌کردم. ولی ایشان پای کارهای من ایستاد، دعواها و تلاش‌های من را دید.</p>
<p>والی‌نژاد ادامه داد: ما در دنیای مستندسازی فقط کار جنگی نساختیم برخی مستندها را برای مسئولان ساختیم. ما یاد گرفتیم به شکل گروهی کار کنیم. انصافاً در دوره‌ای که در تلویزیون بودم دوره خوبی برایم بود. مدیران تلویزیونی از ما حمایت کردند؛ همانطور که آقای آوینی از ما حمایت کرد.</p>
<p>او با تاکید بر اینکه اگر امروز روش‌های مدیریتی‌مان را آسیب‌شناسی کنیم به نتیجه می‌رسیم، تصریح کرد: آقای محمدحسنی هم در اوج به ما اعتماد کردند و من، تنها عضوی از آن گروه سینما بودم.</p>
<p>والی‌نژاد با اشاره به این مراسم بزرگداشت نیز خاطرنشان کرد: من ۲۱ آذر ۱۴۰۰ را به عنوان تولدی دیگر برای خودم یادداشت کردم چون کارم را سخت کرد.</p>
<p>او یادآور شد: من گرچه کارهای سینمایی و سریال می‌سازم اما مستند را رها نکرده‌ام؛ چون مستند به مردم امید می‌دهد، امید می‌آورد. امیدوارم مستند از این شرایط خارج شود و برایش اتفاقات خوب رخ دهد.</p>
<p>والی‌نژاد در پایان صحبت‌هایش یادی از صبوری خانواده خود کرد و گفت: واقعیت این است هرآنچه داشتم و دارم را مدیون همسرم هستم و اکنون به نمایندگی از او اینجا روی صحنه آمده ام.</p>
<p>در خاتمه مراسم از چهل سال تلاش حبیب‌الله والی‌نژاد با اهدای نشان فیروزه جشنواره سینما حقیقت و لوح تقدیر، تقدیر شد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=147342">اگر شهید آوینی نبود خطر مستندسازی را نمی‌پذیرفتم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=147342</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بررسی پرونده سینمای شهید آوینی در برنامه «نردبان» با حضور فیلمبردار روایت فتح</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=142490</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=142490#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 09 Apr 2021 08:14:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای مستند]]></category>
		<category><![CDATA[روایت فتح]]></category>
		<category><![CDATA[شهید آوینی]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی دالایی]]></category>
		<category><![CDATA[نردبان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=142490</guid>
		<description><![CDATA[<p>برنامه تلویزیونی «نردبان» به مناسبت سالگرد شهید آوینی ویژه برنامه‌ای را تولید کرده و میزبان مصطفی دالایی، دوست و فیلمبردار شهید آوینی در روایت فتح شده است. </p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=142490">بررسی پرونده سینمای شهید آوینی در برنامه «نردبان» با حضور فیلمبردار روایت فتح</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> به نقل از روابط عمومی شبکه مستند، سی و هفتمین قسمت از برنامه تلویزیون «نردبان» جمعه ۲۰ فروردین روی آنتن شبکه مستند می‌رود. این قسمت از برنامه، پرونده ویژه‌ شبکه مستند درباره شهید آوینی است که به مناسبت سالروز شهادت ایشان در برنامه «نردبان» تولید و پخش می‌شود.</p>
<p>در این قسمت از برنامه، مصطفی دالایی از فیلمبرداران برجسته روایت فتح در زمان جنگ مهمان ویژه برنامه است. او که دوست نزدیک و فیلمبردار مورد علاقه شهید آوینی بوده است از تجربه کارکردن با این چهره هنری، عقاید و نظریات او صحبت می‌کند. «پاتک روز چهارم»، «شب عاشورایی» و «دلباخته» از جمله آثار تصویری او در روایت فتح  محسوب می‌شود. شهید آوینی دالایی را فیلمبرداری می‌داند که حرف‌های او را درست فهمیده و کارش را به درستی انجام داده است.</p>
<p>مصطفی دالایی ضمن صحبت درباره شهید آوینی، نکات ارزشمندی در موضوع فیلمبرداری در سینمای مستند که در نردبان بررسی می‌شود، مطرح می‌کند. او یکی از فیلمبرداران باسابقه سینمای مستند است که تجربیات زیادی در این زمینه در اختیار دارد.</p>
<p>در بخش گفت‌وگوی بین‌المللی، «نردبان» این هفته با استلا بروتزی، نظریه‌پرداز انگلیسی سینما و مستند گفت‌وگو کرده است. او تجربیات خود درباره سینمای مستند را با مخاطبان نردبان و کارگردانان ایرانی به اشتراک گذاشته است.</p>
<p>در این قسمت از نردبان پرونده فیلمبرداری در سینمای مستند نیز با گفت‌وجوی محمد حدادی و حمیدرضا فطوره‌چیان ادامه پیدا خواهد کرد. علاوه بر این، درباره اصلاح رنگ و نور و تکنیک استفاده از چند دوربین توضیحاتی داده می‌شود.</p>
<p>«و اینک مستند» بخش دیگری از برنامه این هفته «نردبان» است و در آن فیلم‌سازان بزرگی که فیلم مستند ساخته‌اند، معرفی می‌شوند. در این قسمت، آثار میکل آنجلو آنتونیونی معرفی و بررسی می‌شود.</p>
<p>«نردبان» مجموعه برنامه تلویزیونی شبکه مستند است که تلاش می‌کند به فیلم و عکس مستند با نگاهی تخصصی توجه کند. این برنامه با اجرای محمد (حامد) شکیبانیا، کارگردانی و تهیه‌کنندگی اصغر احمدپور و فاطمه بوربور با آیتم‌هایی متنوع جمعه‌ها ساعت ۱۷:۳۰ روی آنتن شبکه مستند می‌رود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=142490">بررسی پرونده سینمای شهید آوینی در برنامه «نردبان» با حضور فیلمبردار روایت فتح</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=142490</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مستند «آقا مرتضی» روی آنتن شبکه سه/ روایتی بدون سانسور از شهید آوینی</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=142353</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=142353#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 03 Apr 2021 10:32:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[آقا مرتضی]]></category>
		<category><![CDATA[سیدمرتضی آوینی]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه سه]]></category>
		<category><![CDATA[شهید آوینی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=142353</guid>
		<description><![CDATA[<p>مستند هفت قسمتی «آقا مرتضی» با محوریت زندگی سیدمرتضی آوینی از یکشنبه پانزدهم فروردین روی آنتن شبکه سه می‌رود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=142353">مستند «آقا مرتضی» روی آنتن شبکه سه/ روایتی بدون سانسور از شهید آوینی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong>، مستند ۷ قسمتی «آقا مرتضی» به کارگردانی سیدعباس سید ابراهیمی و تهیه‌کنندگی مهدی مطهر از یکشنبه ۱۵ فروردین هر شب ساعت ۲۰ از شبکه سه سیما به نمایش درخواهد آمد.</p>
<p>این مستند که محصول سازمان هنری رسانه ای اوج و تولید شده در خانه مستند انقلاب اسلامی است روایتی متفاوت و بدون سانسور از زندگی شهید اهل قلم سید مرتضی آوینی است.</p>
<p>عوامل مستند «آقا مرتضی» عبارتند از: کارگردان: سیدعباس سیدابراهیمی، تهیه‌کننده: مهدی مطهر، کارگردان بخش بازسازی: حسین علیجان‌نژاد، تدوین: مرتضی فتحی، نویسنده متن: مهدی نعمت‌الهی و سیدعباس سیدابراهیمی، گویندگان: محسن بهرامی، مهدی نعمت‌الهی، تصویربرداران: سیدروح‌الله سجادپور، حسین شیخانی، محمود پری، سامان مختاری، انتخاب موسیقی و صداگذاری: مرتضی فتحی، مشاور رسانه‌ای : مهرداد معظمی، روابط عمومی: بهنام توفیقی.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=142353">مستند «آقا مرتضی» روی آنتن شبکه سه/ روایتی بدون سانسور از شهید آوینی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=142353</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>احیای مستندسازی آوینی گونه در مواجهه با کرونا</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=138020</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=138020#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 12 Dec 2020 09:36:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره‌ ها]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[جایزه شهید آوینی]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره سینماحقیقت]]></category>
		<category><![CDATA[شهید آوینی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=138020</guid>
		<description><![CDATA[<p>با ظهور ویروس کرونا وقتی ایثار و از خودگذشتگی دوباره در جامعه رنگ گرفت، همه به یاد سال‌های دفاع مقدس افتادند. این حال و هوا ضرورت ساخت مستند به شیوه شهید آوینی را دوباره به یاد آورد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=138020">احیای مستندسازی آوینی گونه در مواجهه با کرونا</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> &#8211; از همان آغاز که مقابله با ویروس کرونا به یک جهاد ملی تبدیل شد، از همان روزها که کادر درمان به عنوان خط مقدم مقابله با این ویروس به حماسه سازانی تبدیل شدند که قهرمانان روزهای دفاع مقدس را به یادمان آوردند، یک نام در ذهن بسیاری زنده شد. شهید سیدمرتضی آوینی و مستندهایش در «روایت فتح» هنوز در جامعه زنده است. او یادگارهای رشادت‌ها، قهرمانی‌ها و تاریخ سرافرازی یک ملت را ثبت کرده و اینک جایش خالی بود. اشاره صریح و روشن مقام معظم رهبری به ضرورت روایت آوینی گونه از این حرکت و ایثار، تاکیدی بود بر حضور هنرمندان در لحظه‌های خطیر تاریخ یک سرزمین. روزگار تازه، چهار دهه پس از آغاز دفاع مقدس دوباره فضایی را ایجاد کرد که لازم بود ثبت و تبدیل به سند شود و سینمای مستند، بستر خوبی برای آن ایجاد می‌کرد. مستندسازان راویانی صادق برای ثبت این حماسه ماندگار بودند.</p>
<p><strong>آوینی چگونه مستندسازی بود؟</strong></p>
<p>شهید سیدمرتضی آوینی را اغلب ما با مستندهایی می‌شناسیم که درباره دفاع مقدس، شخصیت‌ها و رویدادهای آن است. او را با «روایت فتح» می شناسیم، شناخته شده ترین مجموعه مستندی که در حوزه دفاع مقدس در ایران ساخته شده، به شهرت و محبوبیت رسیده و حتی تماشاگر عام و مخاطب، بسیار داشته است. از این منظر سیدمرتضی آوینی در میان مستندسازان، موقعیتی یگانه دارد.</p>
<p>شهیدآوینی پیش از «روایت فتح» مستندهایی اجتماعی ساخته است که نشان دهنده گرایش و توجه او به مسائل اجتماعی است. اما نقطه پیوند این آثار و مجموعه «روایت فتح» توجه به ارزش‌های انقلابی در هر دو جنس آثار است. اختلاف طبقاتی و فقر به عنوان دو موضوع مورد نقد از سوی جامعه انقلابی، در مستند «خان گزیده ها» و «شش روز در ترکمن صحرا» مطرح و نقد می‌شود.</p>
<p><strong>روایت حقیقت در «روایت فتح»</strong></p>
<p>امتیاز بزرگ شیوه مستندسازی شهیدآوینی در «روایت فتح» جدا از شناخت درست موضوع و اتمسفری که ارزش های دفاع مقدس در آن جریان داشت. همراه شدن با سوژه ها یا یکی شدن در آنها بود. سیدمرتضی آوینی راوی صادق رویدادی بود که خود، باور و به آن اعتقاد داشت. دفاع مقدس، انقلاب اسلامی و ارزش های مقاومت با جان او به عنوان یک هنرمند مجاهد یکی شده بود. به همین دلیل وقتی در گفتار متن، از شهادت یا از مادری می‌گفت که صادقانه ادعا می کرد اگر ده فرزند داشته باشد در راه خدا و انقلاب نثار می کند، حرفش به جان مخاطب می نشست. پس از شهید آوینی مستندسازهای دیگری مسیر او را طی کردند، اما هیچ یک نه آن نوع گفتار متن را احیا کردند نه توانستند آن جنس، روایت تاثیرگذار را داشته باشند. اما رد پای او را در بسیاری از مستندهایی که به موضوع دفاع مقدس، انقلاب اسلامی و مقاومت پرداخته اند می توان جستجو کرد و نشان سبک او را یافت. سبکی که هنوز یگانه است.</p>
<p><strong>احیای مستندسازی آوینی گونه در مواجهه با کرونا</strong></p>
<p>از روزهای ظهور ویروس کرونا در ایران، مقابله خستگی ناپذیر کادر درمان و مدافعان سلامت با این ویروس توجه جامعه جهانی را جلب کرد. مانند هر حادثه ملی مهمی که این بار ابعاد جهانی هم داشت مستندسازان بسیاری به سمت ساخت فیلم درباره این اتفاق رفتند. وقتی ایثار و از خودگذشتگی دوباره در جامعه رنگ گرفت همه به یاد سال های دفاع مقدس افتادند. قهرمانان به پا می افتادند تا مردم زنده بمانند. این حال و هوا ضرورت ساخت مستند به شیوه شهید آوینی را دوباره به یاد آورد. به این دلیل که مستندهای آوینی جنسی بومی داشتند. ریشه های اعتقادی و ملی را به یاد بیننده می آوردند. در عین نمایش تلخی ها یا شکست ها، از پیروزی نهایی و حماسه سازی‌ها خبر می دادند و با امید به فتح و پیروزی به پایان می رسیدند. در مقابله و رویارویی با کرونا هم، که دشمنی ناشناخته و قوی بود مردم نیاز به چنین روحیه ای داشتند. نکته مهم دیگر این که آوینی در روزگاری که جنگ در جریان بود و زمانی که زمان کوتاهی از پایان آن نگذشته بود، به شرح ماوقع پرداخت. او مستندسازی بود که با سرعت در صحنه رخداد حضور داشت و ثبت ماجرای کرونا هم، چنین روحیه مجاهدگونه ای طلب می کرد. شرح این مبارزه باید مفاهیمی را دوباره برای تماشاگر زنده می کرد. فقط شرح رخداد کافی نبود، این بار هم نیاز بود که بگوییم در این جدال نابرابر، کادر درمان شبانه روزی و با ایثار و توکل در خط مقدم حضور دارند و پیروزی با ماست. مستند اشراقی، مستندی که نه فقط مستلزم توجه به تکنیک و فرم که متاثر از نگاه عرفانی و الهی به موضوع است، در روزهای مقابله کادر درمان با ویروس کرونا، کارکردی تازه پیدا می‌کند. این رزم عارفانه و عاشقانه که ریشه در باورهای اعتقادی و روحیه ملی ما دارد، در مستند اشراقی بهتر و بیشتر ثبت می‌شود.</p>
<p><strong>استقبال از بخش شهید آوینی در چهاردهمین جشنواره سینماحقیقت</strong></p>
<p>امسال و در چهاردهمین جشنواره سینما حقیقت ۲۹۷ فیلم متقاضی حضور در بخش جایزه شهید آوینی شدند که ۳۰ فیلم به مرحله نهایی راه یافتند. یازدهمین جایزه شهید آوینی در حالی برگزار می شود که امید است سبک او دوباره احیا شود. سبکی که مقلد و ادامه دهنده داشته اما هنوز موقعیت خالق آن منحصر به فرد و تکرار نشدنی به نظر می رسد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=138020">احیای مستندسازی آوینی گونه در مواجهه با کرونا</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=138020</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ماندگاری شهید آوینی/ کرونا، تحریم و رزمندگان بی‌سلاح</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=130435</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=130435#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 11 May 2020 08:36:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[شهید آوینی]]></category>
		<category><![CDATA[کرونا]]></category>
		<category><![CDATA[یزدان عشیری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=130435</guid>
		<description><![CDATA[<p>جوانان انقلابی که دستی در آتش قلم و هنر دارند، مثل شهید آوینی تصویر ماندگار جهاد عظیم و عمومی مقابله با کرونا را برای تاریخ به ثبت رسانند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=130435">ماندگاری شهید آوینی/ کرونا، تحریم و رزمندگان بی‌سلاح</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong><strong> – <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%db%8c%d8%b2%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%b4%db%8c%d8%b1%db%8c">یزدان عشیری</a></strong> : در طول تاریخ همواره نام‌هایی در ذهنمان تداعی می‌شوند که ناخودآگاه آشنای همیشگی‌مان بوده‌اند. برخی از آنها را همراه با آثارشان می‌شناسیم و برخی دیگر تنها نام‌شان را به حافظه سپرده‌ایم. از هنرمندان و ورزشکاران تا سیاستمداران و&#8230; .</p>
<p>چرا آوینی ماندگار شد؟ نام آوینی برای ما با نوشته‌هایش و روایت فتح‌اش آشناست. روایتی از فتح و ماندگاری برای تاریخ. روایتی از ایثار و شهادت. روایت زندگی و انسانیت.</p>
<p>روایت فتح نام مجموعه فیلمهای مستندی است که در رابطه با رویدادهای نظامی-سیاسی و به خصوص در مورد دفاع مقدس هشت ساله ملت ایران در مقابل هجوم ناجوانمردانه حزب بعث عراق، توسط گروه تلویزیونی جهاد تلویزیون ساخته شد. کارگردانی این مجموعه مستند توسط شهید سید مرتضی آوینی هنرمند و نویسنده عرصه دفاع مقدس، از اولین سال‌های شروع جنگ تحمیلی آغاز و تا هنگام به شهادت رسیدن وی در ۲۰ فروردین ماه سال ۱۳۷۲ در فکه، ادامه داشت.</p>
<p><strong>کرونا، تحریم و رزمندگان بی‌سلاح</strong></p>
<p>با آغاز بحران Coronavirus در جهان، شوک بزرگی به جامعه جهانی وارد. از بحران اقتصادی تا بحران سلامت و&#8230; . اما این بحران در ایران با تنگنای شدیدتری هم روبه‌رو بود، و آن تحریم‌های خصمانه ایالات متحده آمریکا علیه کشورمان بود. خط مقدم مبارزان و رزمندگان این بحران، جامعه سفید پوشان بودند. پزشکارن، پرستاران و کادر درمانی. آن هم با کمترین امکانات نسبت به سایر کشورها. جامعه‌ای که هرگز عقب‌نشینی نکرد و همواره در مسیر پرتلاطم با جان‌فشانی و ایثار و مجاهدت به جنگ با این بحران رفت و برای بازگشت [مبتلایان] به زندگی، با تمام توان کوشید. تا جایی که حتی خودشان نیز در این راه جان‌شان را از دست دادند.</p>
<p>همه مردم و گروه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و&#8230; با انتشار ویدئو و یا عکس و نوشته، برای جامعه پزشکی و پرستاران، از جان و دل سپاس‌گزاری کردند.</p>
<p>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۹۹ در ارتباط تصویری با ستاد ملی مبارزه با کرونا که با حضور اعضای این ستاد و استانداران ۳۱ استان کشور برگزار شد، بیان کردند:</p>
<p>[من حالا این را میخواهم عرض بکنم -که این هم یک مطالبه‌ی جدّی و یک آرزو است، ان‌شاءالله این آرزو برآورده بشود- کاش کسانی بتوانند مثل شهید آوینی این جهاد عظیم و عمومی را روایت کنند؛ همچنان ‌که شهید آوینی با آن بیان شیرین و زیبا و اثرگذارِ خودش توانست جزئیّات جبهه را برای ما روایت بکند و آن را ماندگار بکند. کاش کسانی بتوانند این کار را بکنند؛ هم در گفتار و هم در نوشتار و هم در کارهای هنری و نمایشها و پدیده‌های هنری.]</p>
<p>نکته مهم رهبر معظم انقلاب در خصوص روایت این جهاد عظیم، و اشاره به آثار شهیدآوینی و ماندگاری این حرکت بزرگ، از نکات بسیار مهمی بود که انجام آن به شکل دقیق می‌توانند این اتفاق بزرگ را برای تاریخ ماندگار کند.</p>
<p>در اینجا رسالت نهادهایی همچون حوزه هنری انقلاب اسلامی، ایجاب می‌کند با مطالعه دقیق و کارشناسی، این رسالت بزرگ را به سرانجام برسانند. نهادی که همچون در دهه شصت با بزرگانی چون آوینی و سایر هنرمندان با قلم و دوربین‌شان به ثبت ماندگاری ایثار و شهادت تاریخ هشت سال دفاع مقدس رفتند. این بار نیز با بیانات رهبر معظم انقلاب لازم است جوانان انقلابی که دستی در آتش قلم و هنر دارند برای این حرکت بزرگ آماده شوند و این تصویر ماندگار را برای تاریخ به ثبت رسانند. همچون آوینی.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=130435">ماندگاری شهید آوینی/ کرونا، تحریم و رزمندگان بی‌سلاح</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=130435</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مردم عزیز ایران انصافاً خوش درخشیدند/ کاش کسانی بتوانند مثل شهید آوینی این جهاد عظیم و عمومی را روایت کنند</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=130421</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=130421#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 10 May 2020 12:56:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[شهید آوینی]]></category>
		<category><![CDATA[مقام معظم رهبری]]></category>
		<category><![CDATA[کرونا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=130421</guid>
		<description><![CDATA[<p>مقام معظم رهبری با بیان مطالبه‌ای جدی، آرزو کردند هنرمندان بتوانند همچون شهید آوینی با گفتار و نوشتار و کارهای هنری و نمایشی، جزئیات این جهاد عظیم مردمی را به شیرینی روایت و آن را در تاریخ ماندگار کنند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=130421">مردم عزیز ایران انصافاً خوش درخشیدند/ کاش کسانی بتوانند مثل شهید آوینی این جهاد عظیم و عمومی را روایت کنند</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> به نقل از دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (یکشنبه ۲۱ اردیبهشت) در ارتباط تصویری با ستاد ملی مبارزه با کرونا که با حضور اعضای این ستاد و استانداران ۳۱ استان کشور برگزار شد، عملکرد ملت و مسئولان را در این زمینه در ابعاد مختلف اجتماعی- فرهنگی، درمانی، بهداشتی، علمی، مدیریتی و خدماتی «حرکتی جهادی، عظیم و افتخارآمیز» خواندند.</p>
<p>متن کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در این دیدار به شرح زیر است:</p>
<p>«بسم الله الرّحمن الرّحیم</p>
<p>و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین.</p>
<p>سلام عرض میکنم به همه‌ی حضّار محترم، آقای رئیس‌جمهور محترم و آقایانی که در این جلسه حضور دارند و کسانی که می‌شنوند این صحبت را. گزارشهایی که داده شد، بخصوص گزارش جامع جناب آقای رئیس‌جمهور لازم بود، خوب بود، روشنگر بود و ما همه احتیاج داریم به دانستن و شنیدن این گزارشها و این خصوصیّات. غرض بنده از این جلسه و تشکیل این برنامه در درجه‌ی اوّل عبارت بود از خداقوّتی به دست‌اندرکاران محترم، به شما برادران عزیز و همین‌ طور که اشاره کردید، مدّتها است تقریباً شبانه‌روزی برادران مشغول زحمت و کار هستند، و هم ابراز شکرگزاری نزد خداوند متعال به خاطر توفیق بزرگی که به ملّت ایران و مسئولین کشور عنایت کرد.</p>
<p>قبل از اینکه عرایضم را عرض بکنم، لازم میدانم تسلیت عرض بکنم به همه‌ی مصیبت‌دیدگان در این حادثه، کسانی که عزیزانشان را از دست دادند، و برای مبتلایان به این بیماری و بیماری‌های دیگر دعا کنیم و از خدای متعال شفای آنها را مطالبه کنیم، و برای درگذشتگان، رحمت الهی را و بخصوص برای کسانی که در حرکت جهادی در این راه به شهادت رسیده‌اند، درجات عالی را از خداوند متعال مسئلت کنیم.</p>
<p><strong>جهاد و تلاشی عظیم، در عرصه‌ای متنوّع و وسیع</strong></p>
<p>چیزی که حقیقتاً باید برای آن شکرگزاری کنیم، توفیقی است که خدای متعال به ملّت ایران و به مسئولین در این حادثه داد؛ کار بزرگی انجام گرفت، جهاد عظیمی در کشور به وجود آمد و به معنای واقعی کلمه یک تلاش جهادی بود، یک حرکت جهادی بود. و این باید در تاریخ ثبت بشود؛ بایستی بازخوانی بشود که حالا من بعداً اشاره‌ای هم به این خواهم کرد. این جهاد عظیم در یک عرصه‌ی متنوّع و وسیعی اتّفاق افتاد؛ هم در زمینه‌ی درمان و انواع خدمات پزشکی و پرستاری و سایر خدمات درمانی که واقعاً کار خیلی بزرگی در این زمینه انجام گرفت و مجاهدتهایی اتّفاق افتاد، هم در زمینه‌ی مسئله‌ی پیشگیری و غربالگری و بهداشت محیط و بهداشت عمومی و ضدّعفونی کردن مسیرها و خیابانها و مراکز اجتماع مردم و مانند اینها که من در این مورد، یک جمله‌ای را در آخر عرایضم عرض خواهم کرد.</p>
<p>هم در زمینه‌ی تولید لوازم و تجهیزات به وسیله‌ی شرکتهای مختلف، که هم به وسیله‌ی شرکتهای بخصوص دانش‌بنیان، هم دستگاه‌های گوناگون و مختلف، هم به وسیله‌ی آحاد مردم، در سطح کشور کاری که انجام گرفت -با این سرعت، تجهیزات مورد نیاز، لوازم مورد نیاز مردم تهیّه شد، در اختیار گذاشته شد که در موارد بسیاری به صورت مجّانی این کار انجام گرفت- این هم یک عرصه‌ی دیگر است که حقیقتاً افتخارآمیز است. و هم در زمینه‌ی خدمات رفاهی و نیکوکاری، که از لحاظ گستردگی و تنوّع این حرکتِ مؤمنانه، این کاری که در کشور شروع شد، به معنای واقعی کلمه حیرت‌انگیز است. از شرق تا غرب کشور، از شمال تا جنوب، در اغلب شهرها، شاید در همه‌ی استانها، آحاد مردم، این حرکت عظیم کمک را شروع کردند؛ [همچنین] مسئولین، نیروهای مسلّح، بسیج، همه‌ی دستگاه‌های گوناگون ذی‌ربط. و [در مورد] آحاد مردم، ملاحظه میکنید و نشان میدهند این خدمت عظیمی را که مردم در این مساجد دارند میکنند؛ این هم واقعاً یک کار بزرگی بود که جز به اراده‌ی الهی، جز به دست قدرت الهی این کار امکان نداشت و نمیشد این جور مردم را وارد صحنه کرد.</p>
<p>هم در زمینه‌ی حضور نیروهای داوطلب در کارهای سخت و همراه با خطر؛ خب ما از پرستارها و پزشکان عزیزمان مکرّر تشکّر کردیم، جای تشکّر هم دارد لکن در کنار اینها نیروهای داوطلبی وارد شدند؛ فلان جوان، فلان بسیجی، فلان طلبه وارد بیمارستان بشود و همکاری داوطلبانه در این کار سخت و خطرناک را به عهده بگیرد؛ یا همین‌ طور که بعضی از دوستان در گزارششان گفتند، در زمینه‌ی کفن و دفن که کار بسیار سختی بود؛ آن وقتی که حالا بعضی‌ها پیشنهاد میکردند که اموات و جان‌باختگان این حادثه را بدون کفن و غسل دفن بکنیم، کسانی وارد شدند و این کار بزرگ را و کار سخت را و خطرناک را به عهده گرفتند. هم در زمینه‌ی علمی و تحقیقاتی در مراکز دانشگاهی و در برخی از شرکتهای دانش‌بنیان برای اینکه ویروس را بشناسند، این ویروس متقلّب را که آن طور که متخصّصین میگویند شناختش خیلی دشوار است، راه‌های مبارزه‌ی با آن را پیدا کنند؛ و من امیدوارم ان‌شاءالله در این زمینه ما مثل بسیاری از زمینه‌های دیگر بتوانیم هنر استعداد ایرانی را به دنیا نشان بدهیم و جوانهای ما بتوانند واقعاً این ویروس را هر چه زودتر بشناسند و واکسن مقابله‌ی با آن را فراهم کنند، داروی درمان‌کننده‌ی بیماری را به دست بیاورند.</p>
<p><strong>ثبت این افتخارات، به عنوان جلوه‌هایی از فرهنگ اسلامی و انقلابی</strong></p>
<p>خب، این کارها در زمینه‌های متعدّدی بود امّا در زمینه‌ی برنامه‌ریزی و مدیریّت هم حقیقتاً خیلی خوب عمل شد، یعنی همین ستاد شما، وزارت بهداشت و درمان، حقیقتاً در مورد برنامه‌ریزی و اداره‌ی امور بسیار خوب عمل کردند. اینها افتخارات ملّی است، به معنای واقعی کلمه اینها افتخارات است، و جلوه‌هایی از فرهنگ اسلامی و انقلابی را هم نشان داد؛ این رزمایش عمومی‌ای که در بخشهای مختلف انجام گرفت، [این کارها] در بسیاری از موارد به معنای واقعی کلمه یک کار اسلامی و خدایی بود، این افتخارات باید ثبت بشود، باید بماند. حسّ بسیاری از فعّالان این جبهه‌ی وسیع، همان حسّ دوران دفاع مقدّس بود؛ یعنی کسانی که اینها را از نزدیک دیده‌اند، میگویند که رایحه‌ی خوش خدمات و پشتیبانی‌ها در دوران دفاع مقدّس را در اینجا هم حس کردند.</p>
<p>من حالا این را میخواهم عرض بکنم -که این هم یک مطالبه‌ی جدّی و یک آرزو است، ان‌شاءالله این آرزو برآورده بشود- کاش کسانی بتوانند مثل شهید آوینی این جهاد عظیم و عمومی را روایت کنند ؛ همچنان ‌که شهید آوینی با آن بیان شیرین و زیبا و اثرگذارِ خودش توانست جزئیّات جبهه را برای ما روایت بکند و آن را ماندگار بکند. کاش کسانی بتوانند این کار را بکنند؛ هم در گفتار و هم در نوشتار و هم در کارهای هنری و نمایشها و پدیده‌های هنری.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2020/05/rahbari-setar-corona-2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-130423" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2020/05/rahbari-setar-corona-2.jpg" alt="rahbari-setar-corona-2" width="1000" height="666" /></a></p>
<p><strong>صبر، حوصله، متانت و درخشش ملّت ایران</strong></p>
<p>خب، ملّت ایران البتّه در یک بخش دیگری هم درخشید. یعنی اینها که عرض کردیم، میدانهای حضور ملّت ایران و مسئولین بود لکن در یک جنبه‌ی دیگری هم ملّت ایران انصافاً خودش را بخوبی نشان داد و آن متانت و سراسیمه نشدن بود. وقتی که یک چنین حادثه‌ای پیش می‌آید، طبیعی است که نگرانی‌هایی برای مصارف زندگی و مسائل عمومی پیش می‌آید که نمونه‌هایش را شما در تلویزیون مشاهده کردید و در کشورهای دیگر حمله‌ی به فروشگاه‌ها و خالی کردن فروشگاه‌ها و پُر کردن انبار منازل دیده شد [امّا] در کشور ما مطلقاً این معنا دیده نشد و مردم متانت به خرج دادند و صبر و حوصله به خرج دادند، سراسیمه نشدند؛ این خیلی با ارزش است.</p>
<p>ضمناً نقش خانواده هم مشخّص شد در این دوران خانه‌نشینی -تقریباً میشود گفت خانه‌نشینی عمومی- اینجا نقش خانواده و حضور خانواده اثر خودش را نشان داد. در آن کشورهایی که خانواده پایه‌ی درستی ندارد، معنای درستی ندارد، این خانه‌نشینی‌ها به این شکل اتّفاق نمی‌افتد یا لااقل به این شکلِ قابل تحمّل و قابل فهم و قابل قبول نیست. اینجا خانواده دُور هم جمع شدند؛ بخصوص باید به نقش زن خانواده تکیه کرد و تأثیر بسیار زیادی را که صبر و حوصله و زحمت‌کشی و حلم زنِ خانواده ایفا میکند در اداره‌ی خوب خانواده، حتماً بایستی از نظر دور نداشت.</p>
<p>شکست غربی‌ها در این امتحان بزرگ در چند عرصه:</p>
<p><strong>۱) در توانایی مدیریّتی</strong></p>
<p>غربی‌ها در این آزمون بین‌المللی انصافاً شکست خوردند! این هم یک نکته‌ی مهمّی است که بنده اصرار دارم این نکته مورد غفلت قرار نگیرد و ناگفته نماند. غربی‌ها در این امتحان بزرگی که در همه‌ی دنیا -از شرق و غرب دنیا- پیش آمد، در چند عرصه شکست خوردند: اوّلاً در توانایی‌های مدیریّتی‌شان شکست خوردند. با اینکه کشورهای غربی یعنی کشورهای اروپا و آمریکا دیرتر -بعضی از کشورها یک ماه یا مثلاً بیش از یک ماه دیرتر- از کشور ما و بعضی از کشورهای دیگر ابتلا پیدا کردند و فرصت داشتند برای اینکه آماده‌سازی کنند و خودشان را مهیّا کنند برای مواجهه، در عین حال نتوانستند مواجهه را آن‌چنانی که باید و شاید ترتیب بدهند.</p>
<p>می‌بینید آمار جان‌باختگان در آمریکا چقدر بالا است، در بعضی از کشورهای اروپایی چقدر بالا است؛ آمار مبتلایان چقدر بالا است؛ مشکلات گوناگون زندگی در این کشورهایی که از لحاظ ثروت و توانایی‌های گوناگون خیلی در سطح بالایی هم هستند امّا اینها در زمینه‌ی گرفتاری‌های زندگی برای مردم -چه بیکاری‌ها، چه ابتلای به بیماری، چه جا پیدا نکردن در بیمارستان‌ها و پشت در بیمارستان خوابیدن- مشکلات فراوانی پیدا کردند؛ یعنی بنابراین دولتهای غربی در توانایی‌های مدیریّتی شکست خوردند.</p>
<p><strong>۲) در فلسفه‌ی اجتماعی</strong></p>
<p>در فلسفه‌ی اجتماعی هم شکست خوردند؛ فلسفه‌ی اجتماعی غرب -یعنی در واقع و در روح و محتوا، فلسفه‌ی مادّی که همه چیز را با پول محاسبه میکند- با نوع نگاهشان به سالمندان، به پیران، با نوع نگاهشان به کسانی که فایده‌ی مالی‌ای برای کشورشان و برای جامعه ندارند، افراد مریض، افراد معلول، افراد عقب‌مانده، اینها را در دنیا انگشت‌نما کرد. در بعضی از کشورها خانه‌های سالمندان مغفولٌ‌عنه ماندند که عدّه‌ای از آنها به خاطر بی‌اعتنائی جان باختند یا افرادی از پیرمردها و سالمندان و عقب‌مانده‌ی جسمیِ اجتماعی را راه ندادند؛این نشان‌دهنده‌ی شکست آن فلسفه‌ی اجتماعی حاکم بر این کشورهای غربی است که ادّعایشان هم خیلی زیاد است. در این کشورها پول معیار است ، همه چیز با پول محاسبه میشود؛ خب وقتی این جور شد، طبعاً به پیرمردی که برای جامعه پول تولید نمیکند نباید اعتنا کرد، به آن پیرزن فرسوده‌ی کهن‌سال نباید اعتنا کرد، و اعتنا نمیکنند؛ این شکست آن فلسفه‌ی اجتماعی است.</p>
<p><strong>۳) در نمایش اخلاق عمومی</strong></p>
<p>در نمایش اخلاق عمومی هم شکست خوردند؛ یعنی با همه‌ی ادّعاهایی که میشود و بعضی از غرب‌زدگان در غیر کشورهای غربی -از جمله متأسّفانه در کشورِ خودمان- نسبت به مسائل اخلاقی غربی، مبالغات و مانند اینها میکنند، در این هم اینها شکست خوردند؛ که خب ملاحظه کردید نمونه‌اش همین خالی کردنِ فروشگاه‌ها است. ‌آقای رئیس‌جمهور برای من نقل کردند که در یکی از کشورهای اروپایی -که ایشان اسم بردند؛ من حالا اسم نمی‌آورم- ساعت اوّل صبح کامیون می‌آید دم فروشگاه جنس را آنجا خالی میکند، یک ساعت بعد فروشگاه خالی است. مردم میریزند جنس را میبرند، کجا میبرند؟ داخل انبارهای خانه؛ از دسترس عموم در واقع دور میکنند؛ این یک شکست اخلاقی است، این یک نمایش منفی اخلاق عمومی است در این کشورها. البتّه عرض کردیم خود غربی‌ها و جریانهای غرب‌زده نمیخواهند اینها دیده بشود، ولی لازم است که دیده بشود، لازم است که ببینیم، بدانیم؛ برای ملّتها انتخاب سرنوشت‌های مهمّ‌شان به این دانستن‌ها بستگی دارد.</p>
<p><strong>اهمّیّت به شبکه‌ی بهداشتی ـ درمانی</strong></p>
<p>خب من عرایضم را تمام میکنم. فقط دو نکته را میخواهم در پایان عرایضم عرض بکنم: یک نکته این است که میخواهم بگویم به شبکه‌ی بهداشتی ـ درمانی اهمّیّت بدهید؛ این نکته‌ای است که آقای وزیر محترم -آقای دکتر نمکی- به این مقوله خوب آشنا هستند، چون خود ایشان سالهایی مسئول این شبکه‌ی بهداشتی ـ درمانی وزارت بهداشت و درمان بودند. این شبکه خیلی مهم است. اگر چنانچه آن طوری که حدس زده میشود و مکرّر گفته شده، یک باز‌تولید این ویروس را در یک برهه‌ی دیگری از زمان داشته باشیم، حتماً این شبکه‌ی بهداشتی ـ درمانی خواهد توانست بار کشور را سبک کند و در همین قضیّه‌ هم خیلی کمک کردند، البتّه از اواسط وارد شدند، بسیج هم کمک کرد، دستگاه‌های مختلف هم کمک کردند؛ این شبکه شبکه‌ی مهمی است، به آن اهمّیّت داده بشود؛ این یک نکته است.</p>
<p><strong>بررسی بازگشایی مساجد و مراکز دعا با توجّه به نیاز مردم</strong></p>
<p>نکته‌ی دوّم هم یک سؤال بی‌پاسخی وجود دارد در مورد مراسم دعا و نماز و عبادت؛ من البتّه هیچ پیشنهادی را در مورد مساجد و مراکز دعا و مانند اینها به ستاد ملّی ارائه نمیکنم؛ یعنی من تابع نظر کارشناسی و تشخیص کارشناسی ستاد ملّی هستم لکن میخواهم این را بگوییم که مسئله‌ی دعا و عبادت بخصوص در ماه رمضان، بخصوص در شبهای قدر که در پیش است، یکی از نیازهای حتمی و اساسی مردم است؛ این با نیازهای مادّی از یک نظر تفاوتی ندارد، از یک نظر بالاتر از نیازهای مادّی مردم است. مردم احتیاج دارند به اینکه بخصوص در مسائل مهم، در قضایا یا حوادث مهم بتوانند این توسّل و این توجّه و این ارتباط با خدا و خواستن از خدا را داشته باشند؛ یک فکری برای این بشود. من حتّی معتقدم که اگر قواعد سخت‌گیرانه‌ای هم در این زمینه گذاشته بشود، وضع بشود، مردم مؤمن و مسجدی ما بیشتر از دیگران به قواعد عمل میکنند؛ یعنی به مردم مؤمن واقعاً اگر گفته بشود مثلاً فرض کنید که در صحنها یا در مراکز یا در مساجد یا در حسینیّه‌ها به این شکل میتوانند حضور پیدا کنند، عقیده‌ی من این است که اینهایی که اهل مسجدند، بدقّت مراقبت میکنند. من همان‌ طور که گفتم، پیشنهادی ندارم، نظر کارشناسی و بررسی‌شده‌ی ستاد را معتبر میدانم منتها توصیه‌ام این است که بررسی این مورد را به کسانی بدهید که اهمّیّت حضور دعا و توسّل و مسائل معنوی را به معنای واقعی کلمه درک کرده باشند، اینها بررسی کنند مسئله را و تصمیم‌گیری کنند؛ هر چه تصمیم‌گیری کردند، بر عهده‌ی من و همه‌ی مردم است که بر طبق آن تصمیم‌گیری‌ها ان‌شاءالله عمل بشود.</p>
<p>امیدواریم ان‌شاءالله خداوند به شما کمک کند. من به آقای رئیس‌جمهور محترم خسته نباشید میگویم، به همه‌ی شما دوستان خداقوّتی عرض میکنم، ان‌شاءالله که خداوند به شما کمک کند بتوانید این کاری را که شروع کرده‌اید، به بهترین وجهی به پایان برسانید و همین طور که عرض کردیم، یک نقطه‌ی ماندگار تاریخی در افتخارات ملّت ایران ان‌شاءالله ثبت کنید و مشکلات گوناگونی را هم که در حواشی این قضیّه پیش می‌آید -مثل مشکلات مالی و امثال اینها- با تدبیر لازم ان‌شاءالله برطرف کنید. از همه‌ی شما متشکّرم، از حضور در این جلسه هم متشکّرم، از گزارشهایی هم که دوستان دادید متشکّرم و استفاده کردیم.</p>
<p>والسّلام علیکم و‌ رحمهالله و برکاته»</p>
<p>شایان ذکر است در ابتدای این ارتباط تصویری، حجّت‌الاسلام و المسلمین حسن روحانی (رئیس جمهور)، سرلشکر محمّد باقری (رئیس ستاد کلّ نیروهای مسلّح)، دکتر سعید نمکی (وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی) و عبدالرّضا رحمانی‌فضلی (وزیر کشور) گزارشهایی ارائه کردند.</p>
<p><strong>منبع: <a href="http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=45562">دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری</a></strong></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=130421">مردم عزیز ایران انصافاً خوش درخشیدند/ کاش کسانی بتوانند مثل شهید آوینی این جهاد عظیم و عمومی را روایت کنند</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=130421</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>«میراث مرتضی»؛ ویژه‌برنامه شبکه چهار برای سالروز شهادت سیدمرتضی آوینی</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=129613</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=129613#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 08 Apr 2020 06:54:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[چند رسانه ای]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه چهار]]></category>
		<category><![CDATA[شهید آوینی]]></category>
		<category><![CDATA[میراث مرتضی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=129613</guid>
		<description><![CDATA[<p>شبکه چهار سیما به مناسبت سالروز شهادت سیدمرتضی آوینی ویژه‌برنامه سه قسمتی «میراث مرتضی» را روی آنتن می‌برد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=129613">«میراث مرتضی»؛ ویژه‌برنامه شبکه چهار برای سالروز شهادت سیدمرتضی آوینی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> به نقل از روابط عمومی شبکه چهار سیما، تولید مستندهای روایت فتح در سالهای دفاع مقدس، یکی از شاخص ترین تجربه های تلویزیونی آن سالها بود که ابتدا در گروه جنگ و سپس در گروه روایت فتح پیگیری شد. لحن، زبان و جهان خلق شده در این مستندها، تجربه منحصربه فردی از تولید مستند جنگی به حساب می آمد که نقش سیدمرتضی آوینی دربه دست آمدن این لحن و زبان، نقشی انکار ناپذیر بود.</p>
<p>برنامه «میراث مرتضی»، تلاشی است برای بازخوانی آثار و اندیشه‌های شهید آوینی و بررسی تجربه‌هایی که توسط دوستان، همکاران و شاگردان او در سالهای پس از شهادتش انجام شده است.</p>
<p>حسین محمودیان اجرای «میراث مرتضی» را برعهده دارد که در هر قسمت میزبان دو کارشناس می شود. سینمای شهید آوینی، تجربه زیستن با شهید آوینی و انفجار اطلاعات عناوین قسمت های این ویژه برنامه است.</p>
<p>در قسمت اول مجری برنامه میزبان محمدحسین مهدویان کارگردان سینما و هادی بهروز فیلمبردار سینما می شود و با آنها در خصوص سینمای شهید آوینی گفتگو می‌کند.</p>
<p>حجت الاسلام عباس محسنی پژوهشگر فرهنگی و محمدرضا ابوالحسنی نویسنده و پژوهشگر فرهنگی مهمانان دومین شب از برنامه «میراث مرتضی» خواهند بود.</p>
<p>سومین قسمت از این ویژه برنامه با حضور مریم امینی همسر شهید آوینی و مهدی همایونفر همکار شهید آوینی با موضوع «انفجار اطلاعات» پخش می شود.</p>
<p>«میراث مرتضی» به تهیه کنندگی مصطفی پورمحمدی محصول گروه ادب و هنر شبکه چهار سیما است که در سه قسمت چهارشنبه ۲۰ فروردین ساعت ۲۲ و پنجشنبه و جمعه ساعت ۲۳ از شبکه چهار پخش می شود.</p>
<div style="width: 640px; " class="wp-video"><!--[if lt IE 9]><script>document.createElement('video');</script><![endif]-->
<video class="wp-video-shortcode" id="video-129613-1" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2020/04/mirase-morteza.mp4?_=1" /><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2020/04/mirase-morteza.mp4">http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2020/04/mirase-morteza.mp4</a></video></div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=129613">«میراث مرتضی»؛ ویژه‌برنامه شبکه چهار برای سالروز شهادت سیدمرتضی آوینی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=129613</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
<enclosure url="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2020/04/mirase-morteza.mp4" length="3963251" type="video/mp4" />
		</item>
	</channel>
</rss>
