<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سوره سینما &#187; مثلث غم</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D9%85%D8%AB%D9%84%D8%AB-%D8%BA%D9%85" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Jun 2026 11:40:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>بردن نخل طلا باورنکردنی است!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=156002</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=156002#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 22 May 2023 06:51:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای جهان]]></category>
		<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[روبن اوستلوند]]></category>
		<category><![CDATA[مثلث غم]]></category>
		<category><![CDATA[ژوزفین آزبرگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=156002</guid>
		<description><![CDATA[<p>بعد از جشنواره کن سال گذشته و جایزه‌ای که «مثلث غم» به خودش اختصاص داد با ژوزفین آزبرگ، طراح صحنه این اثر گپ دوستانه‌ای زدیم. او در این گفت‌و‌گو از کار با روبن اوستلوند، بردن جایزه وولکان، شباهتش با اینگمار برگمان و البته عدم دیدار با اصغر فرهادی گفت.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=156002">بردن نخل طلا باورنکردنی است!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong><strong> &#8211; </strong>ژوزفین آزبرگ، طراح صحنه سوئدی و برنده جوایز متعدد در همین زمینه از جمله جایزه ولکان جشنواره کن سال ۲۰۱۷، جایزه فیلم اروپا و غیره است. این مصاحبه سال گذشته و در حاشیه جشنواره کن ۲۰۲۲ انجام شده است.</p>
<p><strong>* «مکعب»</strong><strong>(The Square)</strong> <strong> درباره موزه ای در استکهلم بود. مکانی که طراحی صحنه از اهمیت ویژه ای برخوردار است. چالش اصلی شما در طراحی صحنه این فیلم چه بود؟</strong></p>
<p>ایجاد موزه چالشی خنده دار بود که در یک قلعه سلطنتی واقعی در استکهلم اتفاق می افتاد. ما می‌دانستیم قرار است بیشتر مجموعه‌هایمان را در استودیو بسازیم، اما می‌خواستیم آن را با برخی از اتاق‌های زیبای یک قلعه واقعی ترکیب کنیم.</p>
<p>ما آنجا را جستجو کردیم و تعدادی از ۱۴۰۰ اتاق موجود آن قلعه را دیدیم&#8230; و درخواست دادیم که در یکی دو سالن قصر فیلمبرداری کنیم. آنها به ما اجازه این کار را ندادند.</p>
<p>ما توانستیم فقط از قلعه بیرونی و حیاط اصلی عکس بگیریم. سپس مجبور شدیم موزه خودمان را با پازلی از چند مکان و مجموعه های کوچک مختلف در استودیو ایجاد کنیم.</p>
<p><strong>* شما برای «مکعب»، جایزه جشنواره کن را به دست آوردید. به نظرتان دلیل انتخاب هیئت داوران چه بود؟</strong></p>
<p>برای من سخت است که دقیقاً بگویم آنها در کار من از چه چیزی قدردانی کردند. من واقعاً متعجب و البته بسیار خوشحال شدم که آنها درک کردند و تصمیم گرفتند کار من را در بین عملکردهای هنری عالی همه فیلم ها (طراحان صحنه، مدیران تصویربرداری، طراحان لباس، طراحان صدا، طراحان گریم و غیره) شایسته تقدیر بدانند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/05/Josefin2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-156004" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/05/Josefin2.jpg" alt="Josefin2" width="800" height="533" /></a></p>
<p><strong>* </strong><strong>سینمای سوئد همواره با اینگمار برگمان شناخته می</strong><strong>‌شود</strong><strong>؛ کارگردانی که برنده اسکار شد و همیشه در جشنواره کن مورد تحسین قرار می‌گرفت. اگرچه او هرگز برنده نخل طلایی نشد، اما مانند شما جایزه ولکان</strong><strong>(Vulcan Award)</strong><strong> را برد. آیا شباهتی بین کار شما و برگمان وجود دارد؟</strong></p>
<p>خیلی سوال جالبی است &#8230; باور نکردنی است که من همان جایزه را بردم!</p>
<p>آنها در ابتدا این جایزه را به کارگردان‌ها می دادند و سپس آن را تغییر دادند و اکنون آن را به یکی از مدیران بخش‌های خلاق در تیم فیلمسازی می دهند. متأسفانه من هرگز اینگمار را ندیدم، بنابراین واقعاً نمی دانم ما شباهت هایی داشتیم یا نه…</p>
<p><strong>* تفاوت های چشمگیری بین سینمای اروپا و هالیوود وجود دارد. ممکن است مردم فکر کنند که طراحی صحنه در بلاک باسترها چالش برانگیزتر است. شما چطور فکر می</strong><strong>‌</strong><strong>کنید؟</strong></p>
<p>فکر می‌کنم طراحی یک بلاک بستر شاید از برخی نظرها چالش برانگیزتر باشد. [اما] فکر می کنم هر فیلمی چالش های خاص خود را دارد. یک فیلم بزرگ آمریکایی معمولاً بودجه هنگفتی دارد و اکثر فیلم‌های اروپایی شرایط محدودتری با گروه‌های کوچک‌تر دارند و&#8230; بنابراین کار متفاوت می‌شود. من دو بار با فیلم‌های سوئدی که بخشی از آن در نیویورک فیلمبرداری می‌شد، کار کرده‌ام. اما آن پروژه ها بودجه‌ای مانند آثار سوئدی داشتند؛ پس تفاوت چندانی وجود نداشت.</p>
<p><strong>* آیا تا به حال به کار در هالیوود فکر کرده اید؟</strong></p>
<p>اگر فیلم مناسبی باشد، حتما این کار را انجام خواهم داد. از من در مورد چند فیلم سوال شده است. یک پروژه از طرف اسپایک جونز به من پیشنهاد شد که واقعاً می خواستم در آن حضور داشته باشم، اما مجبور شدم آن را به دلیل همزمان شدن با مثلث غم (Triangle of Sadness) روبن رد کنم…واقعاً امیدوارم که آقای جونز  در فیلم بعدی باز سراغ من بیاید.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/05/Josefin3.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-156005" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/05/Josefin3.jpg" alt="Josefin3" width="800" height="533" /></a></p>
<p><strong>* شما با یکی از مهمترین کارگردانان سینمای سوئد و اروپا کار کرده اید. تجربه کار با روبن اوستلوند چگونه بود؟</strong></p>
<p>کار با روبن واقعا عالی است! من در سه فیلم آخر او همکاری داشتم و همچنین با همان مدیر فیلمبرداری، فردریک ونزل، کار کردیم. من فکر می کنم ادامه همکاری خوب مزیت بزرگی دارد. شما با جنبه‌ها و نیازهای خاص یکدیگر آشنا می‌شوید و می‌فهمید که طرف مقابل چه منظور و چه انتظاری دارد.</p>
<p>من فکر می‌کنم در بهترین حالت، داشتن همان افراد کلیدی برای ساخت پروژه ای در درازمدت، به کارگردان احساس امنیت می‌دهد.</p>
<p>نکته خاص کار با روبن این است که شما برای هر صحنه زمان بیشتری دارید که این فرصت را به شما می دهد تا بهترین کار را انجام دهید.</p>
<p><strong>* شما در «فورس ماژور»</strong> <strong>(Force Majeure)</strong><strong> هم بودید. فیلمی که با صحنه برجسته بهمن در خاطره ها خواهد ماند. تفاوت «مکعب» و «فورس ماژور» برای شما چه بود؟ </strong></p>
<p>«فورس ماژور» به جای موزه هنر در یک پیست اسکی در کوه های آلپ فرانسه اتفاق می افتاد. تنظیمات متفاوت بود و در اینجا می خواستیم پیست اسکی پیدا کنیم که زیبا نباشد. در عوض، ما می‌خواستیم این استراحتگاه به‌طور مصنوعی بیشتر در طبیعت غوطه‌ور شود. ما از فضاهای بیرونی در فرانسه فیلم گرفتیم و سپس تراس رستوران را ساختیم که بهمن در میانه‌ی ناهار آنها می رسد. برخی از چالش ها ایجاد زمستان در تابستان سوئد با مناظر برفی و&#8230; بود.</p>
<p><strong>* سال گذشته هم با «مثلث غم» در جشنواره کن شرکت داشتید. لطفاً در مورد فضای جشنواره توضیح دهید؟</strong></p>
<p>جو فوق العاده بود و ما خیلی لذت بردیم! باورنکردنی است که یک فیلم در این رقابت از میان بسیاری از فیلم های بزرگ دیگر به عنوان بهترین فیلم انتخاب شده است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/05/Josefin4.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-156006" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/05/Josefin4.jpg" alt="Josefin4" width="800" height="533" /></a></p>
<p><strong>* این پروژه شما برنده نخل طلا شد. از کار در «مثلث غم» بگویید</strong>.</p>
<p>بردن نخل طلا باورنکردنی است! این سومین فیلمی است که با روبن می‌سازیم که یک همکاری عالی با او و بسیاری دیگر از همکارانمان بود. زمانی که تمام کار سخت تیم به فیلمی عالی تبدیل می‌شود که مردم قدردان آن هستند، بسیار ارزشمند است.</p>
<p><strong>* جذاب ترین قسمت کار در فیلم «مثلث غم»</strong> <strong>چه بوده است؟ </strong></p>
<p>این فیلم به سه بخش مختلف تقسیم می شود &#8211; دنیای مد، قایق تفریحی لوکس و ساحل. با وجود اینکه مجموعه‌های متفاوتی بود، ما از نظر بصری آنها را کنار هم نگه داشتیم. هر بخش چالش های خاص خود را داشت. در مورد قایق تفریحی، که یکی از مکان های کلیدی بود، ما باید قایقی پیدا می کردیم که دارای نمای بیرونی‌ای باشد که ما آن را دوست می‌داشتیم و نیازهای ما را برای صحنه های خاصمان برآورده کند. وقتی قایق را پیدا کردیم من برای فضای داخلی آن طرح هایی زدم که آنها را روی یک صفحه هیدرولیک در استودیو ساختیم تا بتوانیم حرکت امواج را کنترل کنیم.</p>
<p>من از نمای بیرونی قایق[ی که پیدا کرده بودیم] الهاماتی گرفتم، به عنوان مثال همان ابعاد را روی پنجره ها پیاده کردم، اما دستم باز بود فضای داخلی را طوری طراحی کنم که تا حد امکان برای سناریوهای مختلف ما در فیلم خوب باشد.</p>
<p><strong>* فکر می کنید «مثلث غم» چه ویژگی هایی داشت که هیئت داوران را متقاعد کرد نخل طلا را به آن اهدا کنند؟</strong></p>
<p>من فکر می کنم این فیلم بسیار جدی و در عین حال بسیار خنده دار است. این یک ترکیب نادر است اما برای آگاه کردن مردم از برخی رفتارهای بد خود در همان زمان که می خندند استفاده می کند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/05/Josefin5.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-156007" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/05/Josefin5.jpg" alt="Josefin5" width="800" height="533" /></a></p>
<p><strong>* می دانید که سال گذشته هیئت داوران کن یک عضو ایرانی داشت. بعد از مراسم اختتامیه با اصغر فرهادی درباره کارتان صحبت کردید؟</strong></p>
<p>من فقط برای اکران حضور داشتم و نه برای مراسم جایزه، متأسفانه هیچ وقت فرصت ملاقات با فرهادی را نداشتم.</p>
<p><strong>* به عنوان آخرین سوال، آیا خبری از پروژه آینده خود برای ما دارید؟</strong></p>
<p>به تازگی فیلمی را با کارگردان سوئدی، لوکاس مودیسون به پایان رساندم و اکنون منتظر اطلاعات بیشتر در مورد یک فیلم جدید بریتانیایی توسط یک کارگردان لهستانی سرشناس هستم. باید دید در آینده چه چیزی در انتظار شماست.</p>
<h3><strong>گفت‌وگو از: فرحان فرهنگی‌فر</strong></h3>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=156002">بردن نخل طلا باورنکردنی است!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=156002</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اظهار پشیمانی آلمان‌ها پیش پای چینی‌ها</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=154888</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=154888#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 21 Feb 2023 13:35:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای جهان]]></category>
		<category><![CDATA[اسکار]]></category>
		<category><![CDATA[بنشی‌های اینیشرین]]></category>
		<category><![CDATA[در جبهه غرب خبری نیست]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا حسین‌مردی]]></category>
		<category><![CDATA[مثلث غم]]></category>
		<category><![CDATA[همه‌چیز همه‌جا به یکباره]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=154888</guid>
		<description><![CDATA[<p>در آستانه اسکار نود و پنجم علیرضا حسین‌مردی کارشناس سینمای جهان در مجموعه یادداشتی به این رویداد واکنش نشان داده است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=154888">اظهار پشیمانی آلمان‌ها پیش پای چینی‌ها</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> <strong>&#8211;</strong> <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86%e2%80%8c%d9%85%d8%b1%d8%af%db%8c">علیرضا حسین‌مردی</a></strong> : چرا فیلمی نظیر «همه‌چیز همه‌جا به یکباره» مورد استقبال مجتمع جوایز هالیوودی صنعتی Hollywood awards industrial complex  قرار گرفته است؟ اگر برای گرفتن جواب این سوال به وب‌سایت‌های ددلاین و هالیوود ریپورتر و امثالهم مراجعه کنید، شاید فکر کنید که قطعا این اثر، یک سر و گردن از تمامی فیلم‌های ابرقهرمانی تاریخ، بالاتر است؛ اما این غذای چینی پخته شده در آشپزخانه آمریکایی، به دلایل دیگری مورد توجه لیبرال‌ها قرار گرفته است.</p>
<p>نه تنها «همه‌چیز همه‌جا به یکباره» از اکثر فیلم‌های این ژانر، بهتر نیست، بلکه حتی به زانوی سه گانه «شوالیه تاریکی» نیز نمی‌رسد. ولی مشکل هالیوود با فیلم‌های نولان، بر سر نژاد، جنسیت و مضمون ضد سوسیالیستی روایت این سه گانه بوده است. «همه‌چیز همه‌جا به یکباره» چند نکته بسیار مهم را رعایت کرده که هر کدام را در ادامه شرح می‌دهیم. اولا،ً قهرمان اثر، یک زن است؛ هالیوود در چند سال اخیر، نهایت تلاش خود را کرده است تا جهان را در رابطه با باور پذیری قهرمانان اکشن زن، <strong>گس‌لایت *</strong> کند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/02/Everything-Everywhere-All-At-Once.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-154889" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/02/Everything-Everywhere-All-At-Once.jpg" alt="Everything-Everywhere-All-At-Once" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>در میان انبوه ابر‌قهرمانان زن، چند نمونه استثنا فقط با استقبال مخاطبان همراه شده است. حتی اثری نظیر قسمت دوم «واندر ومن»، وقتی به تریبون سیاسی چپگراها درآمد، در گیشه شکست خورد. نکته با اهمیت بعدی، سن قهرمان «همه‌چیز همه‌جا به یکباره» است. فارغ از جنسیت مخاطبان، همه مردم تام کروز را برای بازی در «تاپ گان» و «ماموریت‌های ناممکن»  در شصت سالگی، تحسین کرده‌اند. ولی کسی اشاره ای به میشل یوه نکرده است. هالیوود برای مبارزه با  کلیشه «وقتی زنان پا بسن می‌گذارند، در نقش ابرقهرمانان، باور پذیر نیستند»، بر این شد تا از میشل یوه (قهرمان فیلم)، یک بت بسازد. نکته آخر در نژاد قهرمان و دیگر بازیگران اثر، نهفته است. به دو دلیل سرمایه‌گذاری چند صد میلیارد دلاری شرکتهای لیبرال آمریکایی (اپل و نایکی و مایکروسافت) در چین و موضعی که راست‌گرایان آمریکایی در قبال چین گرفته‌اند، هالیوود چند سالی است که حاکمیت چین را بیشتر از نیمی از مردم ایالات متحده، دوست دارد. هالیوود با حمایت بی چون و چرایی که از این اثر کرده، می‌خواهد مخاطبان را طوری شست و شوی مغزی دهد که انگار یکی از شاهکارهای تاریخ سینما را دیده اند. اما اولویت این است که در دنیایی که حتی مردان هفتاد ساله هنوز می‌توانند نقش یک قهرمان را بازی کنند، چرا نباید یک زن برای تنوع هم که شده، به چنین ارج و قربی برسد؟ تمام نکات بالا در سه کلمه «زنِ چینی شصت ساله» خلاصه می‌شود.</p>
<p>سوالی که باید برای مخاطبان جدی سینما بوجود آید اینست که آیا این سه کلمه، توجیه مناسبی برای نامزدی یازده اسکار است؟</p>
<p><strong>فیلم بعدی مورد بررسی، «در جبهه غرب خبری نیست» خواهد بود</strong></p>
<p>هنوز پس از صدها و شاید هزاران فیلم و سریال و مستند درباره جنگ‌های جهانی اول و دوم، انگار نکاتی ناگفته و ناشنیده مانده است. چند صدبار آلمانی‌ها باید بگویند، «غلط کردیم»؟ گویا هیچ حکومت و پادشاهی در طول تاریخ به اندازه آلمان‌ها، ظلم نکرده است. تقریباً هیچ یک از منتقدان سینمایی اروپایی و آمریکایی، به سراغ تکراری بودن موضوع این دو جنگ یا نمی‌روند و یا جرات رفتن، ندارند. همه به کیفیت فنی اثر پرداخته‌اند. در صورتی که این اثر نه از لحاظ نشان دادن نسبتا واقع گرایانه جنگ، به پای «نجات سرباز رایان»، «دو‌گانه جنگ جهانی کلینت ایستوود» و «جوخه» می‌رسد و نه از منظر اکشن و لحظات دراماتیک در حد و اندازه‌های «سقوط بلک هاک»، «پرل هاربر» و «اسنایپر آمریکایی» است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/02/All-Quiet-on-the-Western-Front2.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-154890" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/02/All-Quiet-on-the-Western-Front2.jpg" alt="All-Quiet-on-the-Western-Front2" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>«در جبهه غرب خبری نیست» نه حرف جدیدی برای زدن دارد، نه دستاورد هنری خاصی دارد و نه هنرمایی تیم بازیگری دارد. سوال اینجاست که اگر فیلمی درباره جنایات بریتانیا ساخته شود، تا این حد مورد استقبال مجتمع جوایز هالیوودی صنعتی قرار می گیرد؟</p>
<p><strong>فیلم بعدی که مورد توجه آکادمی اسکار و دیگر جوایز آمریکایی قرار گرفت، «مثلث غم» است</strong></p>
<p>این اثر بسیار خسته کننده با کلیشه‌ای نخ‌نما، گویا بقدری خوب کارگردانی شده است که رای دهندگان اسکار، دستاورد رابرت اوستلند در این شاهکار را شایسته تر از محصول نهایی جوزف کوزینسکی در «تاپ گان: موریک» دانستند. موضوعی که در هسته «مثلث غم» قرار دارد، چند سالی است که توسط جامعه شناسان آمریکایی مورد بحث قرار گرفته است. «شبکه‌های اجتماعی باعث پوچ شدن زندگی افراد شده است» این حرف را همه می‌دانند و اهمیتی نمی‌دهند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/02/Triangle-Of-Sadness.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-154891" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/02/Triangle-Of-Sadness.jpg" alt="Triangle-Of-Sadness" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>فیلم رابرت اوستلند نیز نظر کسی را تغییر نخواهد داد و بهتر بگوییم، در حد و اندازه‌ای نیست که بخواهد مخاطب را در تفکر فرو ببرد. تنها نکته قابل اعتنای فیلم، بد نبودن فیلمبرداری این اثر اروپایی است. گویا کرونا سبب شده است که فیلم سازان اروپایی، دست از دوربین روی دست، برداشته و به سراغ لنز واید بروند. با توجه به اینکه فیلمسازان داخلی، بسیار شیفته سبک فیلمسازی اروپایی‌ها هستند، امید می‌رود که آنها نیز دست از دوربین روی دست، بردارند و برای نشان دادن تنش، به سراغ کار بسیار سخت‌تر، یعنی فیلمنامه خوب و بازی خوب، بروند.</p>
<p><strong>آخرین فیلمی که در بخش اول به آن می‌پردازیم «بنشی‌های اینیشرین» است</strong></p>
<p>جدیدترین اثر مارتین مکدانا، به کنایه‌ای که غربی‌ها به مردان می‌زنند، می‌پردازد. اینکه مردان ترجیح می‌دهند به‌جای رفتن به دکتر روانشناس، &#8230; را انجام دهند. حال هر کسی جای خالی را با چیز متفاوتی پر می‌کند. برخی کلکسیون جمع می‌کنند؛ عده‌ای تاریخ روم باستان را حفظ می‌کنند؛ تعدادی دیگر به سراغ مکتب‌های فلسفی و عرفانی می‌روند؛ غرق در ورزش کردن و به اصطلاح آمریکایی‌ها «موش باشگاه» می‌شوند؛ عده‌ای هم به قاتل‌های سریالی حرفه‌ای تبدیل می‌‌شوند.</p>
<p>کاراکتر برندن گلیسن که نامزد اسکار هم شده، بجای اینکه پیش دکتر برود، شروع به بریدن اعضای بدنش می‌کند. این نوع سیاه‌نمایی، به نامزد شدن در ۹ شاخه ختم شد. شاید مکدانا قصد داشته است تا تصور مردم آمریکا از ایرلند را به چالش بکشد؛ اما در این فیلم، هیچ رنگ و بویی از رسومات اصلی ایرلند نبرده است. نه زوجی در فیلم وجود دارد؛ نه بچه‌ای و نه دلخوشی. گویا این اثر برای لیبرال‌هایی ساخته شده است که یک رگ ایرلندی‌ هم دارند و در صورت دیدن کلیشه ایرلندی، خشمگین می‌شوند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/02/The-Banshees-of-Inisherin.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-154892" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/02/The-Banshees-of-Inisherin.jpg" alt="The-Banshees-of-Inisherin" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>مک‌دانا سابقه صادقی در نشان دادن اقوام بومی یکی منطقه ندارد؛ «سه بیلبورد خارج از ابینگ میزوری» فیلم پیشین او، ملودرامی غیر واقعی از یک شهر کوچک متشکل از سفیدپوست‌ها بود. گویا مکدانا برای تحقیق درباره مردم بومی غیر لیبرال ایالات متحده، فقط چند سریال لس‌انجلسی از این مردم دیده بود. این اثر به قدری بدور از واقعیت بود که انگار فیلمنامه آنرا فردی از مریخ نوشته است.</p>
<p>* <strong>گس لایتینگ </strong><strong>gaslighting</strong><strong> واژه ای بدون معادل فارسی:</strong> نوعی شست و شوی مغزی است که در آن گس لایتر سعی می‌کند با سازوکارهایی چون انکار، گمراه سازی، ایجاد تناقض و ارائه <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA_%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA">اطلاعات نادرست</a>، قربانی را ناپایدار ساخته و موجب عدم مشروعیت اعتقادات قربانی گردد. هدف گس لایتینگ این است که به‌طور تدریجی، اعتماد به نفس قربانی را تحلیل برد تا توانایی اش جهت تمیز حقیقت از کذب، درستی از نادرستی، یا حقیقت از توهم را از بین برده و ازین رو شخص یا گروه را به صورت <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C">آسیب‌شناختی</a> در فکر و احساسات به گس لایتر وابسته کند. به عنوان مثال دموکرات‌ها چند سالی است که با «گس‌لایت» کردن مردم می‌خواهند بگویند که بیشتر از دو جنسیت وجود دارد؛ مردان می‌توانند زن باشند و بلعکس. گس‌لایتینگ در بحث گلوبالیسم از منظر بدین صورت است که قربانی آن طرز فکری را باید داشته باشد که فاعل می‌خواهد. اگر تکلیف امروز برین است قهرمانان هالیوود امروز، لزوما نباید شبیه قهرمانان کلاسیک باشند؛ قربانیانی که گس‌لایت شده‌اند، نه تنها این تغییر را قبول می‌کنند، بلکه از این حقیقت جدید دفاع نیز می‌کنند. قهرمانان کلاسیک عموما مردانی قوی هیکل و عضلانی بودند، اما در امروز هالیوود این قهرمانان را زنان غیر سفیدپوست، اقلیت‌های جنسی، چاق‌ها و غیره تشکیل می‌دهند. برای نمونه کافیست تا فیلم‌ها و سریال‌های ابر قهرمانی مارول و دی‌سی در چند سال اخیر را با قهرمانان فیلمهای اکشن دهه شصت تا نود مقایسه کنیم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=154888">اظهار پشیمانی آلمان‌ها پیش پای چینی‌ها</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=154888</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
