<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سوره سینما &#187; بارکد</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AF" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Jun 2026 11:40:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>مصطفی کیایی «هم گناه» را برای شبکه نمایش خانگی می‌سازد</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=76572</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=76572#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Aug 2016 10:24:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[نمایش خانگی]]></category>
		<category><![CDATA[بارکد]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی کیایی]]></category>
		<category><![CDATA[هم گناه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=76572</guid>
		<description><![CDATA[<p>مصطفی کیایی به تازگی موافقت اصولی برای ساخت یک سریال شبکه نمایش خانگی با نام «هم گناه» را دریافت کرده است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=76572">مصطفی کیایی «هم گناه» را برای شبکه نمایش خانگی می‌سازد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong>، مصطفی کیایی کارگردان سینما، موافقت اصولی ساخت یک سریال ۳۰ قسمتی با نام «هم گناه» را دریافت کرد.</p>
<p dir="RTL">این سریال که یک درام خانوادگی است، برای شبکه نمایش خانگی ساخته می شود. میثم معراجی نیز به عنوان مجری طرح در این پروژه حضور دارد.</p>
<p dir="RTL">این سریال شبکه نمایش خانگی به زودی جلوی دوربین می رود.</p>
<p dir="RTL">کیایی فیلم سینمایی «بارکد» را روی پرده سینماها دارد.</p>
<p dir="RTL">منبع: مهر</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=76572">مصطفی کیایی «هم گناه» را برای شبکه نمایش خانگی می‌سازد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=76572</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>درصد بالایی از سینماگرهای ما جشنواره‌زده هستند/ فرهادی می‌داند دارد چه‌کار می‌کند اما کپی‌هایش نه/ خیلی پیشنهاد داشتم که طلبه شوم!/ ورود به کارگردانی تا یکی-دو سال دیگر</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=75850</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=75850#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 01 Aug 2016 07:30:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[بارکد]]></category>
		<category><![CDATA[خط ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[عصر یخبندان]]></category>
		<category><![CDATA[محسن کیایی]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا تاجداری]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی کیایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرده نشین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=75850</guid>
		<description><![CDATA[<p>احساس می‌کنم درصد بالایی از سینماگرهای ما جشنواره‌زده هستند. یعنی عموماً دارند برای جشنواره و جلب نظر کارشناس‌ها کار می‌کنند و برای مردم کار نمی‌کنند. نکته مهم‌تر این است که آدرس‌هایی هم که جشنواره‌ها به سینماگران می‌دهند غلط است؛ به بازیگری که بازی درست و دقیق و در اختیار فیلم دارد، اهمیت نمی‌دهند و به یک بازی تلخ غلوشده جایزه می‌دهند!</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=75850">درصد بالایی از سینماگرهای ما جشنواره‌زده هستند/ فرهادی می‌داند دارد چه‌کار می‌کند اما کپی‌هایش نه/ خیلی پیشنهاد داشتم که طلبه شوم!/ ورود به کارگردانی تا یکی-دو سال دیگر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما </strong></a>&#8211; <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?s=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7+%D8%AA%D8%A7%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C">محمدرضا تاجداری </a></strong>: <span style="color: #0000ff;">محسن کیایی در سینما برای اولین‌بار و بصورت جدی با «ضدگلوله» برادرش مطرح شد، گرچه پیش از آن سابقه بازی در فیلم «بعد از ظهر سگی سگی» را هم داشت. او بازی را با فیلم‌های برادرش ادامه داد و در مدت زمان کوتاهی خوب دیده و تبدیل به چهره‌ای شناخته شده شد، اما همواره با این نقد مواجه بود که تنها در آثار برادرش بازی می‌کند، اما با «پرده‌نشین» هم در سطحی گسترده‌تر مطرح شد و هم در اثری غیر از ساخته‌های برادرش حضوری جدی را تجربه کرد. به بهانه اکران «بارکد» با محسن کیایی گفت‌و‌گو کرده‌ایم، از سابقه بازی‌هایش، فیلمنامه‌هایی که نوشته و حاشیه‌های فیلم روی پرده‌شان:</span></p>
<p><strong>به نظرم محسن کیایی بیشتر با ایفای نقش فرمانده در «ضد گلوله» شناخته شد. البته در فیلم «بعد از ظهر سگی سگی» هم بودید، ولی در آنجا خیلی دیده نشدید. قبل از «بعد از ظهر سگی سگی» هم کار تصویری انجام داده بودید؟</strong></p>
<p>نه، «بعد از ظهر سگی سگی» اولین فیلم سینماییم بود. البته قبل از آن و از سال‌های ۱۳۷۸، ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ دو سریال برای شبکه دو کار کرده بودم. از سال ۱۳۷۷ که هفده سال داشتم، شروع به کار در تئاتر کردم. اتفاقاً از حوزه هنری کرج هم شروع کردم. حوزه هنری جشنواره‌ای به نام «نمایشگران فردا» برگزار کرد. اولین تئاتری که بازی و کارگردانی کردم در آن جشنواره بود که به عنوان بهترین بازیگر انتخاب شدم و سال بعد هم تئاتر کار کردم. بعد امتحان دادم و برای رشته بازیگری به دانشگاه رفتم. در آنجا هم تئاتر و دو سریال کار می‌کردم. بعد از آن بیشتر تئاتر کار کردم و عموماً دستیار مصطفی بودم که برای تلویزیون و جاهای دیگری که سفارش می‌دادند، کار می‌کرد. طراحی صحنه و لباس می‌کردم و همزمان در دانشگاه هم بازیگری می‌خواندم.</p>
<p><strong>دانشگاه آزاد؟ </strong></p>
<p>بله، این باعث شد به‌تدریج وارد عرصه‌ی بازیگری شوم. یک دوره کامل بازیگری و کارگردانی را در مدرسه حوزه هنری گذراندم. دوره «کارنامه» را در بازیگری گذراندم. در دانشگاه هم بازیگری خواندم. بعد از آن هم به‌تدریج شروع به کار کردم. البته کار تصویری نمی‌کردم، چون تصویرهایی که پیشنهاد می‌شد کوتاه کوتاه بود که هیچ‌کدام را بازی نکردم تا سال ۱۳۸۷ یا ۱۳۸۸ که «بعد از ظهر سگی سگی» را کار کردم.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>مگر مذهب با هنر تناقضی دارد؟</strong></span></p>
<p><strong>در مصاحبه‌ای که چند وقت پیش با برادرتان کردیم، گفتند خانواده شما مذهبی هستند. چطور از یک خانواده مذهبی دو هنرمند کارگردان و بازیگر در آمده است؟</strong></p>
<p>مگر مذهب با هنر تناقضی دارد؟</p>
<p><strong>بالاخره در خانواده‌های مذهبی کمتر چنین اتفاقی می‌افتد.</strong></p>
<p>خانواده ما مؤمن هستند و ما هم در آن فضا بزرگ شدیم و در کنارش هم کار هنری کردیم و سلیقه و ذوقمان به این سمت رفت.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>من و مصطفی ضعف‌های یکدیگر را برطرف می‌کنیم</strong></span></p>
<p><strong>در سال‌های اخیر هر جا نام کیایی برده می‌شود، همیشه تصویر محسن و مصطفی با هم می‌آید، یعنی تبدیل به یک زوج شده‌اید. به نظر شما این خوب است یا بد؟</strong></p>
<p>خوب است.</p>
<p><strong>چرا؟ </strong></p>
<p>به خاطر اینکه اولاً سلیقه‌های ما خیلی به هم نزدیک است. ثانیاً آدم‌ها به شکل گروهی خیلی بهتر می‌توانند پیشرفت کنند. ما همدیگر را کامل می‌کنیم. یک‌سری ضعف‌ها من دارم که مصطفی کمک می‌کند رفع شوند. یک‌سری ضعف‌ها او دارد که من کمکش می‌کنم تا رفع شوند. کنار همدیگر که هستیم تیم قوی‌تری داریم تا اینکه می‌خواستیم این کار را تنهایی انجام بدهیم. مصطفی دو سه سال قبل‌تر از من وارد این حرفه شده بود.</p>
<p><strong>اختلاف سنی شما و برادرتان چند سال است؟ </strong></p>
<p>پنج سال. از لحظه‌ای که وارد این کار شدم، همیشه به‌طور مستمر در کنار مصطفی بوده‌ام و کارهای مختلفی را با هم انجام می‌دادیم و در کنارش کار تئاتر هم انجام می‌دادم و فکر می‌کنم گروهی کار کردن می‌تواند اتفاق خوبی باشد و قطعاً حسن‌هایش بیشتر از معایب آن است.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>اشکال ندارد فکر کنند من زیر سایه مصطفی هستم!</strong></span></p>
<p><strong>احساسم این است که وقتی تیم‌های دو نفره‌ای به این شکل تشکیل می‌شوند، همیشه بحث نفر اول و نفر دوم مطرح است. محسن کیایی هیچ‌وقت به این فکر نکرده است که مستقل کار کند؟ </strong></p>
<p>مصطفی هم به خاطر اینکه از من بزرگ‌تر است، هم به خاطر اینکه در جایگاه کارگردانی است، این شائبه به وجود می‌آید که زیر سایه مصطفی هستم، در حالی که اولاً هیچ اشکالی ندارد چنین تصویری وجود داشته باشد که زیر سایه مصطفی هستم. ثانیاً اگر کسی سابقه کاریم را بداند، می‌داند که از سال ۱۳۷۷ دارم تلاش می‌کنم و تمام کارهایی که مصطفی و من انجام می‌دهیم، با مشورت هم اتفاق می‌افتند. از طرح اولیه تا مراحل بعدی. من و مصطفی درباره‌شان حرف می‌زنیم و مشورت می‌کنیم. مثلاً درباره «خط ویژه» شاید بالغ بر یک ماه فقط درباره‌اش حرف زدیم. حرف می‌زنیم، بحث می‌کنیم و ایده‌ای که داریم تپل و چاق می‌شود و بعد آن را می‌نویسیم. به نظر من این ایراد نیست، اما کسانی که با ما کار کرده‌اند می‌دانند چه تأثیری در کار دارم. اگر هم قاطبه جامعه فکر می‌کنند من زیر سایه مصطفی هستم، هیچ اشکالی برایش نمی‌بینم، چون برای هر دوی ما «کیایی» است که اهمیت دارد و محسن و مصطفی مهم نیستند.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/08/kiayee2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-75862" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/08/kiayee2.jpg" alt="kiayee2" width="1280" height="853" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>می‌خواستم فیلمنامه خودم را به قیمت چهار برابر بخرم!</strong></span></p>
<p><strong>تحصیلات شما و همچنین کارهایی که در گذشته انجام دادید و به آن اشاره کردید، همگی در حوزه کارگردانی و بازیگری هستند. چه شد به سراغ نگارش فیلمنامه‌ی سریال «مهمانان ویژه» رفتید؟ </strong></p>
<p>من در گذشته نمایشنامه‌نویسی کرده و برایش جایزه هم گرفته بودم. ایده‌ای داشتم و در سال ۱۳۸۸ آن را به صورت فیلمنامه‌ای با عنوان «کلاف» درآوردم و دادم به مصطفی بخواند. خواند و گفت چه فیلمنامه خوبی شده است. نظراتی داشت و داد و فیلمنامه را رتوش کردم و فیلمنامه خیلی خوبی شد. بعد هم فیلمنامه را دادم دو سه نفر دیگر هم خواندند و خوششان آمد و همان موقع هم فیلمنامه را به‌سرعت فروختم، اما متأسفانه به کسی فروختم که توانایی کار کردن روی آن را تا همین الان نداشته و آن را نساخته است. خیلی هم آن فیلمنامه را دوست دارم. هر چه هم سعی کردم حتی فیلمنامه را به قیمت چهار برابر آنچه که به او فروخته بودم از او بخرم، به من پس نداد. می‌گوید می‌خواهد روزی آن را کار کند.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>نگارش سری سوم «آژانس دوستی»</strong></span></p>
<p><strong>آن فرد کارگردان است؟</strong></p>
<p>نه، سرمایه‌گذاری است که در این زمینه‌ها کار می‌کند. بعد از آن سری سوم «آژانس دوستی» را برای جوزان فیلم نوشتم که دارد در دفتر جوزان فیلم خاک می‌‌خورد. ۲۵ قسمت کامل! در شبکه یک همه کارهایش انجام و بعد قرار شد کار کنند که نکردند. نمی‌دانم چرا. بعد از آن سریال «مهمانان ویژه» را برای جواد رضویان نوشتم که بهترین سریال کمدی سال ۱۳۹۰ شد.</p>
<p><strong>از اول هم این فیلمنامه را برای جواد رضویان نوشته بودید؟</strong></p>
<p>نه، «مهمانان ویژه» را به صورت یک فیلم نوشتم. بعد به‌قدری زیاد شد که به ۱۷۰، ۱۸۰ دقیقه رسید. اصلاً جواد را نمی‌شناختم، اما خبر این فیلمنامه به او رسیده بود. جواد رضویان به من زنگ زد و گفت: «یک سر به دفتر ما بیا.» رفتم و گفت: «بازی تو را در سریال «راه در رو» سعید آقاخانی دیدم و خیلی دوست داشتم. این متن را هم خیلی دوست دارم. به من پیشنهاد شده است که عید امسال برای شبکه پنج یک سریال کار کنم. همین الان این فیلمنامه پنج قسمت است. می‌توانی آن را گسترش بدهی؟» گفتم: «خیلی ایده دارم. خودم را کنترل کرده‌ام این‌قدر شده است.» گفت: «پس اگر مشکل نداری، طرحش را به شبکه می‌دهم، وقتی قبول شد کار می‌کنیم.» گفتم: «باشد.» طرح را دادیم و قبول شد و روزی که فیلمبرداری شروع شد، دقیقاً چهارده قسمت فیلمنامه آماده داشتیم. خوشبختانه کل فیلمنامه را نوشته بودم که خوشبختانه بهترین سریال کمدی سال ۱۳۹۰ شد.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>«مهمانان ویژه» بهترین کار رضویان است</strong></span></p>
<p><strong>جواد رضویان معمولاً کارگردان موفقی نبوده است. </strong></p>
<p>ولی به نظر من سریال «مهمانان ویژه»اش بهترین کار اوست.</p>
<p><strong>نمی‌خواستید فیلمنامه‌تان را کارگردان بهتری بسازد؟ </strong></p>
<p>آن موقع چون هنوز هیچ کار نوشته شده‌ای نداشتم، برایم بهترین موقعیت بود که کار کنم و این سریال را با جواد رضویان ساختیم و سریال «مهمانان ویژه» آن سال خیلی گرفت. پیشنهادهای زیادی از طرف مردم بود که حتماً سری دوم این را کار بسازید، ولی گفتم دوست ندارم این کار را انجام بدهم. بعد از «مهمانان ویژه» شبکه پنج پیشنهاد سریالی را داد به نام «مارادونا ول کن، مرا بگیر.» یک سریال طنز در دو فصل ۲۵ قسمتی بود که ۲۵ تای اول را نوشتم و تأیید شد و همه چیز هم عالی بود. من هم پول ۲۵ قسمت را کامل گرفتم و الان فیلمنامه دارد در شبکه پنج خاک می‌خورد و پول ندارند بسازند.</p>
<p><strong>کلاً استاد نوشتن فیلمنامه‌هایی هستید که قرار است خاک بخورند!</strong></p>
<p>آن فیلمنامه را خیلی دوست دارم، چون درباره دو نوجوان است که از شهرستان می‌آیند و می‌خواهند فوتبالیست شوند، ولی اتفاقاتی برایشان پیش می‌آید. خودم قبلاً فوتبال بازی می‌کردم.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>ساخت فیلمنامه «لانه زنبور»</strong></span></p>
<p><strong>دیگر فیلمنامه خاک‌خورده چه دارید؟</strong></p>
<p>یک فیلمنامه سینمایی با نام «لانه زنبور»  نوشته‌ام که خدا را شکر از خاک‌خوردگی در آمده و قرار است کار شود.</p>
<p><strong>چرا فیلمنامه‌های شما را برادرتان نمی‌سازد؟</strong></p>
<p>چون فیلم‌هایی را که قرار است در دفتر پیش ببریم و مصطفی بسازد، از شکل‌گیری و نگارش و بقیه مراحل شکل دیگری است. «لانه زنبور» صرفاً یک فیلم کمدی است و در راستای کارهایی که داریم در دفتر انجام می‌دهیم نیست، به خاطر همین قرار است با کس دیگری کار کنم.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>کارگردانی، تا یکی-دو سال دیگر</strong></span></p>
<p><strong>هیچ‌وقت به کارگردانی فکر کرده‌اید؟</strong></p>
<p>بله، فکر کرده‌ام.</p>
<p><strong>به چه نتیجه‌ای رسیدید؟</strong></p>
<p>به این نتیجه رسیدم که الان نه، ولی یک وقتی حتماً انجامش می‌دهم. تا یکی دو سال دیگر ان‌شاءالله.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/08/kiayee3.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-75863" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/08/kiayee3.jpg" alt="kiayee3" width="1280" height="853" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>فیلمنامه‌هایی را که تماشاگر آن را دوست ندارد نمی‌فهمم</strong></span></p>
<p><strong>با برادرتان که صحبت می‌کردیم، معتقد به سینمایی بودند که مخاطب در آن نقش برجسته‌ای دارد. شما در فیلمنامه‌هایی که نوشتید ـ که ما اکثرشان را ندیده‌ایم ـ همین خط را دنبال کردید یا فیلمنامه‌های ضد قصه هم دارید؟</strong></p>
<p>کلاً فیلمنامه‌هایی را که تماشاگر آن را دوست ندارد نمی‌فهمم. دوست دارم به سینما بروم و جذب فیلم شوم و فیلم مرا با خودش ببرد. خودم هم وقتی به سینما می‌روم، اگر ده بیست دقیقه از فیلمی بگذرد و نتوانم با آن ارتباط برقرار کنم، حوصله دیدنش را ندارم. پس سینمای ضد قصه سلیقه‌ام نیست. وقتی چیزی را می‌نویسم حتماً به مخاطب فکر می‌کنم.</p>
<p><strong>شما در صفحه اینستاگرامتان مثلاً توصیه می‌کنید مردم بروند و فیلم‌های «زاپاس» و «دراکولا» را ببینند. آیا به نظر شما «دراکولا» فیلمی است که مردم بروند و ببینند و از آن لذت ببرند؟ </strong></p>
<p>فیلم را ندیده‌ام.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>مردم گفتند «عصر یخبندان» تلخ است</strong></span></p>
<p><strong>پس چطور به مردم توصیه می‌کنید؟</strong></p>
<p>چرخه سینما باید بچرخد. شاید بروم و فیلم «دراکولا» یا «زاپاس» را ببینم و دوست نداشته باشم، اما اعتقاد کامل دارم که چرخه سینما باید بچرخد. این تماشاگر است که به سازنده آلارم می‌دهد. باید آلارم‌های «بارکد» را بگیرم. رضا عطاران و تهیه‌کننده «دراکولا» باید آلارم‌های آن را بگیرند، ولی فیلم باید دیده شود. مردم تا نبینند و آلارم ندهند، ما متوجه نمی‌شویم که چه باید بکنیم. همه می‌گفتند «عصر یخبندان» تلخ است. همه چیز خوب است و بازی‌ها خوبند، ولی چرا شما که می‌توانید شیرین حرف بزنید، این‌قدر تلخ صحبت می‌کنید؟ این یک آلارم از طرف مردم است. من و مصطفی این را گرفتیم و گفتیم بیاییم یک فیلم کمدی کار کنیم و «بارکد» را ساختیم. وظیفه‌ام این است که بگویم مردم! بروید و فیلم را در سینما ببینید تا چرخه سینما بچرخد و آلارم‌ها را سازنده یک فیلم است که باید بگیرد.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>درصد بالایی از سینماگرهای ما جشنواره‌زده هستند</strong></span></p>
<p><strong>مگر در طی سال‌های گذشته مردم آلارم‌های مختلفی درباره‌ی فیلم‌های تلخ و ضد قصه نداده‌اند؟ ولی باز می‌بینیم این جریان هنوز وجود دارد و جشنواره فجر که می‌شود حداقل ۷۰ درصد فیلم‌ها تلخ هستند و خیلی‌هایشان هم قصه ندارند. چرا سینماگران ما این آلارمها را نمی‌گیرند؟ </strong></p>
<p>موضوع بسیار پیچیده و عمیقی است و نیاز به بحث و بررسی زیادی دارد، اما نکته‌ای که درک می‌کنم و به آن رسیده‌ام این است که احساس می‌کنم درصد بالایی از سینماگرهای ما جشنواره‌زده هستند.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۴۰ دقیقه از فیلم گذشته و ده دقیقه است سماور دارد چک‌چک می‌کند. خب که چه؟!</strong></span></p>
<p><strong>یعنی چه؟</strong></p>
<p>یعنی عموماً دارند برای جشنواره و جلب نظر کارشناس‌ها کار می‌کنند و برای مردم کار نمی‌کنند. نکته مهم‌تر این است که آدرس‌هایی هم که جشنواره‌ها به سینماگران می‌دهند غلط است. بازیگری بازی درست و دقیق و در اختیار فیلم را بازی می‌کند که از هیچ جای فیلم بیرون نمی‌زند، اما در فیلم معلق و پشتک وارو نمی‌زند و بازیش را می‌کند. او را نمی‌بینند و به او اهمیت نمی‌دهند، اما به یک بازی تلخ غلوشده جایزه می‌دهند. این یعنی آدرس غلط دادن به یک جریان بازیگری. فیلمی می‌آید که تلخ است و دارد حرف بدی می‌زند و هزاران عیب دارد. در کنارش یک فیلم کمدی سر و شکل‌دار می‌آید. همین که به عنوان کمدی می‌آید، فیلم را کنار می‌گذارند و آن را جدی نمی‌گیرند. بعد می‌آیند و روی آن فیلم تلخ دست می‌گذارند. منی که کمدی کار کرده و زحمتم را کشیده‌ام می‌بینم جایزه را به او داده‌اند. جوان هم هستم به خودم می‌گویم سال دیگر از آن نوع فیلم‌ها بازی می‌کنم که جایزه بگیرم. کارگردان هم می‌گوید دارند به آن نوع فیلم بها می‌دهند. ما هم برویم و آن شکلی بسازیم. مثلاً آقای فرهادی با اندیشه و ایدئولوژی خاص خودش می‌آید و آن مدل فیلم می‌سازد و مورد استقبال جهانی قرار می‌گیرد و همه ما تحسینش می‌کنیم، ولی یک‌سری فیلمسازی که آن ایدئولوژی را ندارند و فقط دوربین روی دست را می‌بینند و اینکه بازی‌ها در یک سکوت اتفاق می‌افتند و اتفاق خاصی نمی‌افتد، در صورتی که فرهادی می‌داند دارد چه کار می‌کند، اما این نمی‌داند او دارد چه کار می‌کند و می‌آید و از روی او کپی برمی‌دارد و اتفاقی که می‌افتد این است که در دو سال جشنواره قبل اصلاً نمی‌شود فیلم‌ها را نگاه کرد. ۴۰ دقیقه از فیلم گذشته و ده دقیقه است سماور دارد چک‌چک می‌کند. خب که چه؟ یا مثلاً بازیگری در بالکن ایستاده است و دارد سیگار می‌کشد. سیگار را تا ته می‌کشد و تمام می‌شود و داخل خانه می‌آید. خب، این یعنی چه؟ اگر هدفی پشت اینها باشد مشکلی نیست، ولی هدفی وجود ندارد، چون او می‌داند دارد چه کار می‌کند، اما این نمی‌داند و آدرس برایش غلط از کار در می‌آید. او دارد در جشنواره‌های خارجی جایزه می‌گیرد و این فضا برایش به وجود می‌آید. به خاطر همین فکر می‌کنم آدرس‌ها غلط هستند. در طول سال چند فیلم با استاندارد خوبی که هدفش تماشاگران سینمای ایران باشند ساخته می‌شوند؟</p>
<p><strong>خیلی کم. </strong></p>
<p>ما هم که داریم این کار را می‌کنیم. می‌گویند مصطفی کیایی فهمیده است باید چگونه کار کند و خیلی خوب مشخص است برای تماشاگر می‌سازد. او تماشاگرش را دارد و سیمرغ جایزه تماشاگرانش را می‌گیرد. آقا! به فیلمسازان دیگر آدرس بده و بگو این دارد کارش را درست انجام می‌دهد و همه فیلم‌هایش پرفروش هستند. فیلمنامه‌ها می‌آیند، همه داغان، روانی و عصبی! خودم این فیلم را نمی‌نشینم نگاه کنم. چگونه بروم و بازی کنم، چون پس‌فردا در سینما هم برایش اتفاقی نمی‌افتد.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/08/kiayee4.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-75864" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/08/kiayee4.jpg" alt="kiayee4" width="1280" height="853" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ff0000;"> باید در داروی تلخی که به مخاطب می‌دهیم کمی شربت شیرین هم بریزیم</span></strong></p>
<p><strong>تا حالا این موضوع که محسن کیایی این همه نقش طنز بازی کرده و دیده نشده است و حالا بیاید و یک نقش تلخ بازی کند تا دیده شود، خود شما را قلقلک نداده است؟ آیا تا به حال به شما چنین نقشی پیشنهاد شده و اگر این‌طور است خیال دارید قبول کنید؟ </strong></p>
<p>تمام تلاشم این است که آدم جوگیری نباشم، چون دارم در کنار بازیگری نویسندگی هم می‌کنم و از آن پول در می‌آورم، تمام تلاشم این است کاری نکنم که بعداً از انجام آن پشیمان شوم. به همین دلیل هم خیلی از پیشنهادها را قبول نکرده‌ام. می‌گویم اگر تلخ هم هست باید تلخ درستی باشد. اگر دارد حرف تلخی را می‌زند، درست بزند. ما به این نتیجه رسیده‌ایم که مردم آن‌قدر مشکلات متعدد دارند که اگر می‌خواهیم حرف اجتماعی هم بزنیم، باید در داروی تلخی که می‌خواهیم به آنها بدهیم، کمی شربت شیرین هم بریزیم که بتوانیم حرفمان را بزنیم. ما به این نتیجه رسیده‌ایم. تو به این نتیجه نرسیده‌ای؟ اشکالی ندارد. می‌خواهی تلخ بنویسی و بسازی؟ تلخ‌ترین شکل ممکن هم که می‌خواهی کار کن، ولی کارت را درست انجام بده. کپی نکن و از هر جا برندار. با تفکر خودت آن کار را انجام بده. اگر فیلم درست و سر جایش باشد و کاراکتر طوری باشد که در فیلم درست رفتار می‌کند، مطمئناً بازی می‌کنم و مشکلی ندارم.</p>
<p><strong>می‌گویید چه نقش‌هایی به شما پیشنهاد شد و رد کردید، کدامند؟ </strong></p>
<p>نه، ترجیح می‌دهم در باره‌شان حرف نزنم.</p>
<p><strong>نقش‌هایی که دوست داشتید بازی کنید، ولی چون سر کار بودید، نشد چطور؟ </strong></p>
<p>نه، تقریباً همه نقش‌هایی را که به من پیشنهاد شده است و دوست داشته بازی کرده‌ام. آخر به من پیشنهاد کاری نمی‌دهند.</p>
<p><strong>چرا؟</strong></p>
<p>نمی‌دانم. می‌گویند بازیگر سینمای بدنه است.</p>
<p><strong>اسم شما بازیگر سینمای بدنه شده است؟</strong></p>
<p>نه، پیشنهاد می‌شود، ولی&#8230; بهتر است بازش نکنیم.</p>
<p><strong>بعد از «مهمانان ویژه» به سراغ «خط ویژه» برویم. </strong></p>
<p>البته قبل از «خط ویژه» «ضد گلوله» را داشتیم.</p>
<p><strong>«خط ویژه» از «ضد گلوله» هم بیشتر دیده شد. </strong></p>
<p>همین‌طور است.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>«رخ دیوانه» حاصل طرح «خط ویژه» بود</strong></span></p>
<p><strong>چه شد که این اتفاق افتاد؟</strong></p>
<p>ایده‌ای بود که بین من و مصطفی شکل گرفت و مدت‌ها در باره‌اش با هم حرف زدیم، چون دوره‌ای بود که داشت اتفاقات عجیب و غریبی در سیستم بانکیمان می‌افتاد و فضای غیرعادلانه‌ای وجود داشت. در دفتر نشسته بودیم و حرف می‌زدیم و خبر می‌آمد که فلانی شب نزدیک ۷۰۰، ۸۰۰ میلیون تومان پول در حسابش آمده و صبح خارج شده است. چرخش مالی‌ها به این شکل بود. من و مصطفی حرف زدیم و ایده‌ای داشتم و همین‌طور با مصطفی حرف می‌زدیم و گفتیم بیاییم کار کنیم. درباره فضا، دیالوگ‌‌ها و جزئیات خیلی با مصطفی بحث کردیم. فیلمنامه نوشته شد و مصطفی دنبال کارهایش رفت. خودم خیلی فیلمنامه را دوست داشتم و «خط ویژه» باعث شد سال بعدش چند نمونه فیلم از این دست ساخته شود. احساس می‌کنم این فیلم دوباره توجهات را به سمت جوان‌ها جلب کرد. به نظرم «رخ دیوانه» حاصل طرح «خط ویژه» بود و یا نمونه‌هایی که بعداً پیش آمدند. فیلم خوبی بود و خدا را شکر بهترین بازیگرهایی که می‌شد در آن مقطع زمانی انتخاب شوند، انتخاب شدند.</p>
<p><strong>معمولا در آثاری که بازی کردید و به خصوص در «خط ویژه»، «عصر یخبندان» و «بارکد» معمولاً بار طنز ماجرا روی دوش محسن کیایی است. این خواسته خودتان است یا خواسته مصطفی؟</strong></p>
<p>ما به قضیه به این شکل نگاه نمی‌کنیم که این را که کمدی‌تر است به تو بدهیم بازی کنی یا این نقش را بامزه‌تر بنویسیم. این‌طور نیست. اتفاقی که در بازیم افتاده و به‌نوعی یک جور شیرینی در آن شده است، فکر می‌کنم ماحصل نوع تفکر من و مصطفی و نوع تفکر فیلمسازی است که بین ما به وجود آمده است. اگر به «ضد گلوله» هم دقت کرده باشید، سکانسی داریم که تماشاگر دارد می‌خندد و دو سکانس بعدی دارد گریه می‌کند. این عین زندگی است. صبح به شما خبری می‌دهند و ناراحت می‌شوی. عصر با رفقایت نشسته‌ای و جوک تعریف می‌کنی و می‌خندی. تمام تلاش ما این است که این اتفاق بیفتد و فیلم تک‌وجهی نباشد. به نظر من می‌شود در تلخ‌ترین حرف‌هایی هم که باید زد برای یک لحظه تماشاگر را خنداند و حالش را خوب کرد.</p>
<p><strong>این در فیلم‌های شما نکته بسیار مثبتی است. </strong></p>
<p>ناخواسته در بازیم هم به وجود آمده است و سر فیلم‌های دیگر هم که می‌روم با خودم می‌برم. مثلاً اگر فیلم «نقطه کور» مهدی گلستانه را هم دیده باشید، در این فیلم هم که فضا جدی است و دارد خیانت اتفاق می‌افتد، ولی کاراکترم دائماً فضا را تعدیل می‌کند و انگار مدام دارد در فضا آب می‌پاشد که گرد و غبار فرو بنشیند و کمی فضا را تلطیف می‌کند. از این چیزی که به وجود آمده است بدم نمی‌آید.</p>
<p><strong>به شما نگفته‌اند کلیشه شده‌اید؟</strong></p>
<p>کلیشه شدن را در این نمی‌بینم. کاراکترهایی را که بازی کرده‌ام کنار هم بگذارید. از نظر ظاهری، ریزه‌کاری نقش، رفتار در فضای فیلمنامه و&#8230; اگر شبیه به هم شده باشند، حرف شما قبول، ولی اگر دارم نقشی را بازی می‌کنم که هم می‌خنداند و هم می‌گریاند، به نظرم کلیشه شدن نیست.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/08/kiayee5.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-75865" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/08/kiayee5.jpg" alt="kiayee5" width="1280" height="853" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>رضوی در جایی گفته بود محسن کیایی «براتعلی» را از ما دزدید!</strong></span></p>
<p><strong>به سراغ «پرده‌نشین» برویم که در آنجا هم قسمت شیرین و نمک داستان تا حد زیادی مرهون کاراکتری است که شما بازی می‌کنید. </strong></p>
<p>در «پرده‌نشین» آن شخصیت واقعاً این‌قدر بانمک نبود. اولین بازیگری بودم که با «پرده‌نشین» قرارداد بستم. لطفی بود که بهروز شعیبی به من داشت و برای نقش دیگری به من زنگ زد. وقتی فیلمنامه را خواندم، گفتم دوست دارم «براتعلی» را بازی کنم، در حالی که اندازه نقش براتعلی از اندازه نقشی که به من پیشنهاد داده بودند کمتر بود، ولی نکته‌ای که وجود داشت این بود که براتعلی را انتخاب کردم و محمود رضوی هم در جایی گفته است محسن کیایی براتعلی را از ما دزدید. واقعاً همین شکلی هم بود. فیلمنامه را خواندم و به بهروز گفتم دوست دارم این نقش را بازی کنم. بهروز گفت فکر نکرده بودم کسی با این ابعاد براتعلی را بازی کند و او را کمی ریزه میزه‌تر دیده بودم. گفتم پس خوب فکرهایت را بکن و اگر دوست داشتی بگو بیایم. یکی دو روزی گذشت و به من زنگ زد و گفت فکرهایم را کردم. تو بیا و این نقش را بازی کن. بعد هم رفتم و قرارداد بستم و با بهروز که صحبت می‌کردیم گفتم بیا کمی این کاراکتر را با نمک‌تر بگیریم. قرار بود سریال در ماه رمضان پخش شود که نشد و افتاد برای ماه محرم و چون این اتفاق افتاد، کمی از میزان بانمک بودنش کم کردم. در کل در آنجا یک مقدار شیطنت‌هایی را اضافه کردم.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>یک روز کامل را در حوزه علمیه قم گذراندم</strong></span></p>
<p><strong>بازخورد این نقش در مردم چطور بود؟</strong></p>
<p>خیلی خوب بود. راستش اولش کمی می‌ترسیدم، چون در «پرده‌نشین» داشتیم درباره موضوع حساسی صحبت می‌کردیم.</p>
<p><strong>خیلی حساس بود. روحانیت و&#8230;.</strong></p>
<p>همه‌ی فیلم روحانی بودند و همگی می‌ترسیدیم. فکر می‌کنم «پرده‌نشین» ماحصل کاراکتر بهروز شعیبی است. بهروز دقیقاً روی لبه‌ای راه رفت که نه این طرف افتاد، نه آن طرف. وقتی با خود بهروز هم صحبت می‌کنید کاملاً متوجه می‌شوید یک آدم میانه‌روی کامل است و عموماً نه این طرفی می‌افتد نه آن طرفی. به نظرم «پرده‌نشین» ماحصل تفکر بهروز بود و به همین خاطر آسیب ندید. با طلبه‌ها هم خیلی صحبت کردیم و در دل آنها رفتیم. خودم یک روز کامل را در حوزه علمیه قم گذراندم. آشنا هم زیاد داشتم و در اطرافم روحانی زیاد دیده بودم. چند ساعتی هم با یکی از طلبه‌ها به کوه رفتم. بیشتر رفتم تا حال و هوایشان را بفهمم.</p>
<p><strong>چون هم با فضای سینما و هم با فضای حوزه آشنا هستید، نگاه حوزه به سینما را چگونه می‌بینید؟ به نظر شما آیا حوزه نگاهی را که باید به سینما داشته باشد دارد؟ وقتی به عنوان یک بازیگر به حوزه علمیه می‌روید، چه نگاهی به شما دارند؟</strong></p>
<p>نگاهی بدی نداشتند. به نظرم یک مقدار فضای روبروی همی وجود دارد. تا زمانی که جناح‌ها و نظرات مختلف روبروی هم قرار بگیرند، وضعیت ما همین‌طور است. ما باید در کنار هم قرار بگیریم. نقش روحانی را بازی کرده بودم و برایم کامنت گذاشته بودند: «اِ&#8230; مگر تو نماز هم بلدی بخوانی؟» و&#8230; ما عموماً این‌طوری هستیم که مثلاً می‌گوییم حوزه و خودمان را مقابل آنها قرار می‌دهیم، ولی وقتی رفیق شویم و کنار هم قرار بگیریم و یاد بگیریم به نظرات همدیگر احترام بگذاریم و به این باور برسیم که هر کسی می‌تواند عقیده و نظری داشته باشد و در کنار هم قرار بگیریم بسیاری از مسائل ما حل می‌شوند، چون ما یک محور مشترک و مهم داریم و آن هم کشوری است که داریم در آن زندگی می‌کنیم. نه علاقه دارم جنگ شود، نه علاقه دارم امریکا به اینجا بیاید، نه تمایل دارم داعش وارد ایران شود. دارم در این مملکت زندگی می‌کنم و هر آدم دیگری با هر عقیده‌ای می‌تواند در ایران زندگی کند. اصلاً آدم لامذهبی نیستم و گفتم در یک خانواده مذهبی به دنیا آمده‌ام. دارم می‌گویم باید یاد بگیریم در کنار همدیگر زندگی کنیم، نه اینکه با هم بجنگیم. ما سینمایی‌ها در خودمان با خودمان مشکل داریم. حوزوی‌ها در خودشان با خودشان مشکل دارند. بعد ما در برابر هم قرار می‌گیرم و مشکل روی مشکل. دائماً با هم در حال جنگیم. در حالی که خیلی راحت‌تر از اینها می‌شود مشکلات را حل کرد.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>خیلی پیشنهاد داشتم که طلبه شوم!</strong></span></p>
<p><strong>بعد از اینکه نقش روحانی را در «بارکد» بازی کردید، بازخورد دوستان طلبه‌تان چه بود؟ برخی که فقط تیزر فیلم «بارکد» را دیده بودند، انتقاداتی به شما وارد کردند که دارید روحانیت را مسخره می‌کنید.</strong></p>
<p>حرفم همین است که اگر باز نگاه کنیم متوجه خواهیم شد اصلاً بحث مسخره کردن نیست و اتفاقاً داریم می‌گوییم از لباس مهمی که در کشور ما وجود دارد سوء استفاده شده است. آن قسمتی را که کار کردیم، دقیقاً منطبق بر واقعیت است. یعنی در قوه قضائیه پرونده‌ای داریم که آقایی لباس روحانیت پوشیده و به دانشگاه رفته و پول گرفته و فرار کرده است و او را نگرفته‌اند. حالا در فیلم ما طرف را می‌گیرند و موفق نمی‌شود آن کار را انجام بدهد. پرونده‌های عجیب و غریبی درباره روحانیت داریم. نمی‌خواهیم راجع به این موضوع حرف بزنیم و هیچ‌وقت هم در باره این موضوع فیلمی نساخته‌ایم و کاری هم به این ماجرا نداریم، ولی اتفاقی را که در این فیلم می‌بینیم، اصلاً ربطی به روحانیت ندارد. ما این آدم را دیده‌ایم و می‌دانیم کیست و داریم می‌گوییم او دارد سوء استفاده می‌کند.</p>
<p><strong>این قبول، ولی می‌خواهیم بدانیم واکنش طلبه‌ها چه بود؟ </strong></p>
<p>خودم شخصاً هیچ بازخوردی ندیده‌ام. اتفاقاً بعد از اینکه اکران در برج میلاد تمام شد، داشتم در راهرو می‌رفتم که یکمرتبه دیدم آقایی روحانی دارد به سمتم می‌آید. به خودم گفتم یا خدا! الان دمار از روزگارم در خواهد آورد، ولی ایشان با دیدنم خندید و گفت: «تو باید طلبه می‌شدی.» قم هم که رفتم مرا نگه داشتند و گفتند نرو، همین جا بمان. خیلی پیشنهاد داشتم که طلبه شوم.</p>
<p><strong>انتقادی به برخی فیلم‌های شما وارد است  و آن اینکه در «خط ویژه» و «عصر یخبندان» یک جور شیوه رابین هودی را ترویج می‌کنید. عده‌ای دارند خلافی می‌کنند و گروه دیگری می‌آیند و رابین هودوار قضیه را درست می‌کنند. آیا این انتقاد را قبول دارید؟</strong></p>
<p>نه، قبول ندارم. در «خط ویژه» برای این آدم‌ها رابین‌ هودوار چه اتفاقی می‌افتد؟ همه دستگیر می‌شوند. کار اشتباهی کرده‌اند و باید تاوان پس بدهند.</p>
<p><strong>این کار اشتباه کردن در نیامده است. مردم اصلا دوست ندارند که آن‌ها دستگیر شوند.</strong></p>
<p>اینکه مردم این‌طور دوست دارند و دلشان خنک می‌شود که آنها دستگیر نشوند به مسائل جامعه‌مان برمی‌گردد. در «عصر یخبندان» درباره بوروکراسی و فجایع ناشی از آن حرف می‌زنیم و اینکه شایسته‌سالاری حاکم نیست و آدم‌هایی که در مسند کار قرار می‌گیرند متخصص این کار نیستند. روزگاری بود که یک نفر همه کارها را انجام می‌داد و شما می‌توانستی هر مشکلی که داری به او بگویی و او برایت حل می‌کرد. علم این‌قدر گسترده و باز نبود، اما امروز شما در باره یک مقوله دندانپزشکی می‌خواهی صحبت کنی خودش ده رشته است. در مورد مسائل دینی که می‌خواهید صحبت کنید کلی مشتقات دارد و هر کدامشان هم یک متخصص دارد. مثلاً یک روحانی تمام فکر و ذکرش را روی مهدویت می‌گذارد و در این باره کار می‌کند. می‌پرسم چگونه است فردی در دولتی وزیر صنعت و معدن است، بعد او را در آموزش و پرورش می‌گذارند و در دوره بعدی وزیر نفت می‌شود؟ مدیریت که فقط این نیست که شما بروید آن بالا بنشینید و چهار مشاور بیاورید و بگویید این کار را بکن، آن کار را بکن. باید نسبت به کاری که می‌کنی تخصص و شناخت داشته باشی. حرف ما این است که در فضای بوروکراسی اداری ما شایسته‌سالاری وجود ندارد و این موضوع ایجاد معضل و پدیده می‌کند. می‌گویم کاراکتری مثل سعید در «عصر یخبندان» حاصل فضای جامعه است که به اجبار سر خیابان می‌ایستد و برای اینکه پول دربیاورد چنین حرکتی را می‌کند. داریم این پدیده‌ها را نشان می‌دهیم و می‌گوییم اگر پول‌ها درست جابه‌جا شوند، هیچ‌وقت به ذهن یک آدم نمی‌رسد ده میلیارد پول را با یک سند ۵۰۰ میلیونی جابه‌جا کند. وقتی او این کار را می‌کند، در ذهن منِ جوان این سئوال ایجاد می‌شود که او چگونه این کار را کرد؟ من که نمی‌توانم سند را جور کنم، ولی کامپیوتر بلدم و می‌توانم این کار را بکنم. هم عقده‌هایم را خالی می‌کنم، هم پول دستم می‌آید. اقتصاد ما مریض است و این موضوع باعث می‌شود این پدیده‌ها به وجود می‌آیند و به خاطر این پدیده است که تماشاگرم با آن ضدقهرمان ارتباط برقرار می‌کند، چون دارد خودش را جای او می‌گذارد و می‌گوید اگر من هم بودم همین کار را می‌کردم.</p>
<p><strong>سراغ «نقطه کور» هم برویم. وقتی این فیلم در جشنواره نشان داده شد، از طرف منتقدان چندان استقبال نشد. </strong></p>
<p>ولی خیلی هم فحش ندادند.</p>
<p><strong>چون قصه جدیدی نداشت. نقدی درباره این فیلم نوشتم و گفتم که «نقطه کور» خلاصه‌ای است در باره آنچه که در سینما می‌بینیم. خیانت و یک مرد سنتی که عقاید بیخود سنتی دارد و&#8230; این را به این دلیل قبول کردید که بگویید&#8230;</strong></p>
<p>در کارهایی غیر از کارهای مصطفی هم بازی می‌کنم؟</p>
<p><strong>شاید. </strong></p>
<p>نه، اصلاً این‌طور نیست. حاضرم تا آخر عمرم فقط در فیلم‌های مصطفی بازی کنم، یعنی برایم فرق نمی‌کند.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/08/kiayee6.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-75866" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/08/kiayee6.jpg" alt="kiayee6" width="1280" height="853" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>فیلمنامه «نقطه کور»‌ ریزه‌کاری‌هایی داشت که به نظرم در اجرا درنیامدند</strong></span></p>
<p><strong>پس «نقطه کور» چه ویژگی داشت که در آن بازی کردید؟</strong></p>
<p>فیلمنامه‌ای که برایم فرستادند، آنچه که الان می‌بینیم نبود. فیلمنامه‌ ریزه‌کاری‌ها و نکاتی داشت که به نظرم در نیامدند و شکل نگرفتند. گروه همه تلاششان را کردند که کار خوبی از آب دربیاید. من هم که فیلمنامه را خواندم، دیدم می‌تواند فیلم بدی نشود، اصلاً خیانتی هم وجود نداشت. مشکل عمده ما بیماری آن بچه بود و بیماری بچه درنیامد. موضوع این بود که این بیماری باعث شد همه این اتفاقات به وجود بیایند. ماجرا روی خیانتی که وجود نداشت بلد شد. اگر کسی آنونس فیلم را ببیند می‌گوید درباره خیانت است، در صورتی که اگر فیلم را درست نگاه کنید، اصلاً خیانت در آن نیست. و بیماری آن بچه بود که این را در ذهن آدمی که ۲۳ روز در بیچارگی و بدبختی زیرآب کار می‌کند به وجود آورده بود و به اینجا می‌آید و این اتفاقات برایش می‌افتد. فکر می‌کنم کار آن‌طور که باید دربیاید، درنیامد.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>ماجرای شوخی‌های دوپهلو!</strong></span></p>
<p><strong>در نسخه‌ای که از فیلم «نقطه کور» در جشنواره دیدیم، در جایی سس روی دست شما می‌ریزد و شما دیالوگ‌هایی می‌گویید که طنز است! از این نوع شوخی‌ها در نسخه جشنواره‌ای «بارکد» هم زیاد دیدیم. کلاً خودتان این نوع شوخی‌ها که به نوعی شوخی جنسی محسوب می‌شوند را دوست دارید؟ باید باشد؟</strong></p>
<p>در «بارکد» شوخی‌ بود که بعد از اکران خودمان تصمیم گرفتیم حذف کنیم، چون دوستش نداشتیم.</p>
<p><strong>کیف؟ </strong></p>
<p>بله، همان یک شوخی را دوست داشتیم از فیلم در بیاوریم. ولی مواردی در «بارکد» وجود دارند که به نظرم تماماً دوپهلو هستند و هیچ‌کدامشان اشتباه نیستند.</p>
<p><strong>همین دوپهلو بودن اشکال ایجاد می‌کند&#8230;.. </strong></p>
<p>خیلی موارد را که اصلاً به آنها فکر هم نکرده بودیم، تماشاگر به آنها می‌خندید. مثلاً این موردی را که دارم می‌گویم قسم می‌خورم ما هیچ منظور بدی نداشتیم، اما تماشاگر می‌خندید. داشتیم در باره بازی play station حرف می‌زدیم. می‌گفت اگر بزنی بالای دروازه می‌بری، بزنی پایین دروازه می‌بازی یا چیزی شبیه به این. می‌گفتم دنیا مثل بازی play station هست. دسته را که به دستت می‌دهند باید بلد باشی چه‌جوری با آن بازی کنی. این جمله را نه موقعی که داشتیم می‌گفتیم خندیدیم، نه اصلاً به آن فکر کرده بودیم، نه چیز دیگری. در سینما وقتی تماشاگر به این جمله خندید، حیرت کردم و بعد گفتم وای! یعنی چنین تصوری کرده است؟ باور کنید دارم جدی می‌گویم که حتی یک درصد فکر کرده بودیم که ممکن است ذهن تماشاگر به سمت دیگری برود. یک چیزی را بگویم؟ همین الان صفحه تلگرام شما را که باز کنیم، چهار تا رفیق هستید که بدترین چیزها را با هم رد و بدل می‌کنید. می‌خواهم بگویم ما همه حرفی را به هم می‌زنیم و همه جور رفتاری را هم می‌کنیم، ولی&#8230;</p>
<p><strong>بله، به هم و در جمع رفقا می‌گوییم، ولی من که نمی‌روم در جمع خانواده یا برای پدرم تعریف کنم. </strong></p>
<p>بله، برای پدرتان نمی‌گویید، ولی انگار داریم این‌جوری بزرگ می‌شویم که آدم‌های دورویی باشیم. منظورم اصلاً ضرورت رعایت ادب و حرمت نیست. مطلقاً نباید حرمت‌ها را شکست و بی‌احترامی کرد. تا به حال یک کلمه بی‌ادبی جلوی پدرم نگفته‌ام و نمی‌گویم، ولی قرار است کاراکتری را بازی کنم که متعلق به کف خیابان است و طبیعتاً بعضی از عبارات را به کار می‌برم. غیر از این باشد همه کاراکترها مثل هم حرف می‌زنند، در حالی که این شخصیت شما لات کف خیابان است و از خیابان جمعش کرده‌اید. در سینما کار ما خیلی سخت است، چون می‌خواهیم بخندانیم، اما درباره سکس، سیاست و&#8230; نمی‌توانیم حرف بزنیم.</p>
<p>تازگی‌ها هم مد شده است، یک حرفی می‌زنید پزشکان ناراحت می‌شوند، یک حرفی می‌زنید پرستارها ناراحت می‌شوند و کلاً همه ناراحت می‌شوند و&#8230; خب راجع به چه حرف بزنیم؟ بعد هم می‌گویند چرا سینمای ما هیچی ندارد؟</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/08/kiayee7.jpg" data-rel="lightbox-5" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-75867" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/08/kiayee7.jpg" alt="kiayee7" width="1280" height="853" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۱۷ کیلو افزایش وزن برای بازی در «بارکد»</strong></span></p>
<p><strong>سر «بارکد» برویم. شما سر «بارکد» خودتان را چاق کردید؟</strong></p>
<p>بله، تقریباً شانزده، هفده کیلو.</p>
<p><strong>چرا؟ چاق نمی‌شدید، کاراکتر ضربه می‌خورد؟ </strong></p>
<p>دوست داشتم کاراکتر آویزانی باشد. فاصله فیلم «نقطه کور» و «بارکد» تقریباً دو ماه بود و من شانزده هفده کیلو چاق شدم.</p>
<p><strong>قرار بود شما و بهرام رادان از اولش دو تا آدم احمق باشید؟</strong></p>
<p>بله، از اول قرار بود مثل الگوهای قدیمی سینما یکی احمق باشد و دیگری احمق‌تر. فکر می‌کنم بهرام بیشتر می‌فهمد، در صورتی که جفتمان احمق هستیم، منتهی یکی احمق و دیگری احمق‌تر است.</p>
<p><strong>سفری هم به اروپا کردید. نظر مردم در اکران‌های اروپایی چه بود؟ </strong></p>
<p>به نظرم خیلی خوب بود. سوای ایرانی‌هایی که خیلی استقبال کردند، خارجی‌هایی را هم می‌دیدم که فیلم را می‌دیدند و می‌خندیدند. فیلم زیرنویس داشت. اصلاً فکر نمی‌کردم که خارجی‌ها فیلم ما را ببینند و به شوخی‌های ما بخندند. موقعی که داشتیم طرف را در قبر دفن می‌کردیم، خارجی‌ها مثل تماشاگرهای ما می‌خندیدند. شاید یک‌سری چیزها مثل منطق‌الطیر که برای تماشاگر ایرانی معنی دارد و می‌خندد، برای او بی‌معنی باشد، ولی در کل می‌خندیدند.</p>
<p><strong>سریال «کشیک قلب» را هم بازی کردید که بگویید فقط یک تیپ بازی نمی‌کنم؟</strong></p>
<p>دو دلیل داشت. با اینکه سریال‌های طولانی را رد کرده بودم و این سریال کوتاه هم بود، به دو دلیل قبول کردم. یکی حضور حسین مهکام بود که به نظرم یکی از مهربان‌ترین و آدم‌ترین کسانی است که در این حرفه هستند.</p>
<p><strong>قبلاً نویسندگی کرده بود. سابقه کارگردانی داشت؟</strong></p>
<p>بیشتر نویسنده بود. «هیچ»، «چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» و چند کار این شکلی را نوشته بود. نویسنده بسیار خوبی است. تئاتری است و تئاتر زیاد کار کرده است. فیلم بلند «آزادی مشروط» را ساخته بود. دومین دلیلم این بود که نقش با کاراکتر خودم بسیار تفاوت داشت و از شخصیتم خیلی دور بود. دکتر تلخی که این شکلی است و خیلی دوست داشتم خودم را در این کاراکتر محک بزنم. انگار یک تمرین بود.</p>
<p><strong>رضایت‌بخش بود؟</strong></p>
<p>برای خودم بله، مردم را نمی‌دانم. در زمان مناسبی پخش نشد و به همین دلیل خیلی دیده نشد، ولی آدم‌های کارشناسی که از آنها خواسته بودم تماشا کنند و نظرشان را به من بدهند، اغلب نظر مثبتی داشتند.</p>
<p><strong>بعد از این همه فیلم و سریالی که بازی کرده‌اید، کدام نقش برایتان از همه ویژه‌تر بود؟</strong></p>
<p>«عصر یخبندان» برایم خیلی برد داشت و در سه جشنواره به خاطرش کاندید شدم، ولی کاراکتر میلاد در «بارکد» را خیلی دوست دارم.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>جشنواره فجر بدون کیایی‌</strong></span></p>
<p><strong>مصطفی یک خداحافظی نصفه نیمه با سینما کرد. خداحافظی واقعی است یا دارید روی کار جدیدی کار می‌کنید؟</strong></p>
<p>فعلاً کار سینمایی انجام نمی‌دهیم.</p>
<p><strong>یعنی در جشنواره امسال از کیایی‌ها کار نداریم؟</strong></p>
<p>نه.</p>
<p><strong>تلویزیون چطور؟</strong></p>
<p>می‌خواهی بفهمی داریم چه کار می‌کنیم؟</p>
<p><strong>بله.</strong></p>
<p>داریم کارهایی می‌کنیم که بعداً صدایش در می‌آید.</p>
<p><strong>حرف و مطلب آخر؟ </strong></p>
<p>مطلب خاصی ندارم. حوزه هنری کمی بیشتر فعالیت کند. جا و امکانات و همه چیز دارد، ولی به نظرم آن‌قدری که باید فعالیت کند، نمی‌کند.</p>
<p><strong>ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.</strong></p>
<p>مخلص شما. لطف کردید.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=75850">درصد بالایی از سینماگرهای ما جشنواره‌زده هستند/ فرهادی می‌داند دارد چه‌کار می‌کند اما کپی‌هایش نه/ خیلی پیشنهاد داشتم که طلبه شوم!/ ورود به کارگردانی تا یکی-دو سال دیگر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=75850</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>«بارکد»؛ سیر نزولی در مسیر درستِ «سینمای بدنه مطلوب»/ از «ضدگلوله» تا «بارکد»؛ تلاش برای طرح مسئله از دل «سرگرمی سازی»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=75359</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=75359#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 20 Jul 2016 06:00:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[بارکد]]></category>
		<category><![CDATA[جايزه مصطفی(ص)]]></category>
		<category><![CDATA[حسین ساعی‌منش]]></category>
		<category><![CDATA[خط ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[عصر یخبندان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=75359</guid>
		<description><![CDATA[<p>«بارکد» تا حد خوبی قانع‌مان می‌کند که کیایی راهش را انتخاب و مدل فیلمسازی‌اش را تعیین کرده است. حالا می‌توانیم با خیال راحت ایرادهای فیلمش را بگیریم و امیدوار باشیم که در فیلم بعدی پیشرفت کند. بالاخره این هم یکی دیگر از عجایب این سینماست: این‌که آخرین فیلم کارنامه نزولی یک فیلمساز امیدوارکننده باشد!</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=75359">«بارکد»؛ سیر نزولی در مسیر درستِ «سینمای بدنه مطلوب»/ از «ضدگلوله» تا «بارکد»؛ تلاش برای طرح مسئله از دل «سرگرمی سازی»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما </strong></a>&#8211; <strong><a href="http://sourehcinema.ir/?s=%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D8%B3%D8%A7%D8%B9%DB%8C+%D9%85%D9%86%D8%B4">حسین ساعی منش </a></strong>: بهتر است همین اول تکلیفمان را با بهانه این یادداشت مشخص کنیم: «بارکد» فیلم ضعیفی است که اکثر ایده‌هایش به نتیجه نرسیده و تلف شده. نه فضای مورد نظرش- یا لااقل آن چیزی که به نظر می‌رسد مورد نظر فیلمساز بوده- درست پیاده شده و نه روایت خاصش توجیهی دارد. نه حرف خاصی می‌زند و نه دغدغه اجتماعی‌اش قابل تامل است. نه شخصیت‌ها آن‌جا که قرار است عمق پیدا می‌کنند (مثل جایی که پلیس مخفی از شرایط نفوذی بودن می‌گوید) و نه انگیزه‌های کلیدی آدم‌ها قابل تشخیص هستند (جایی که رئیس شرکت تصمیم می‌گیرد به ادامه حرف‌های حامد گوش دهد). حتی بده‌بستان‌های دو نفره بین میلاد و حامد هم که برگ برنده فیلم است و نهایتا آن را نجات می‌دهد، در بعضی لحظات چنگی به دل نمی‌زند و برخی از شوخی‌های کلامی هم راضی‌کننده نیستند.</p>
<p>اما این‌ها به این معنا نیست که «بارکد» فیلم بی‌ارزشی است. رابطه بین دو شخصیت اصلی، از موارد کم‌نظیر این سال‌های سینمای ایران است و حس شوخ‌طبعی فیلمساز، هرچند که در لحظاتی مرزهایی را زیر پا می‌گذارد، ولی کاملا بر فیلم سایه انداخته و در شکل‌گیری روابط و دیالوگ‌ها و حتی پیشروی (پسروی؟) داستان کاملا چشمگیر است. و قدرت این عوامل هم به حدی است که می‌تواند فروش بالای فیلم را توجیه و قابل پیش‌بینی کند. حالا از این منظر باید اعتراف کرد که با وجود همه آن ایرادها، آن چیزی که «بارکد» عرضه می‌کند، به مراتب بهتر و قابل‌دفاع‌تر از آن چیزی است که در فیلم‌های پرفروشی مثل «من سالوادور نیستم» و «۵۰ کیلو آلبالو» و «رسوایی۲» و&#8230; نشانمان می‌دهند. و این بهانه خوبی برای ارزیابی مصطفی کیایی به عنوان یک سینماگر سینمای بدنه ایران است.</p>
<p style="text-align: center;">***</p>
<p>اگر فیلمی را که در همه مراحل تولیدش، چشم به گیشه داشته باشد و همه عناصر و جزئیات خودش را تحت‌الشعاع همین مساله قرار دهد، فیلم سینمای بدنه بدانیم، می‌توانیم بگوییم که سینماگر بدنه هم آن کسی است که به دنبال ساختن فیلمی است که در وهله اول پرفروش باشد و بعد، سودآوری حاصل از اکران آن فیلم است که در حیات حرفه‌ای او نقشی تعیین‌کننده دارد و پایه ساخت فیلم بعدی او می‌شود. به این ترتیب، شاید بتوان مصطفی کیایی را خالص‌ترین سینماگر بدنه حال حاضر دانست. از این جهت که اولا فیلم‌هایش همواره فروش بالایی دارند و همین مساله است که می‌تواند در جلب اعتماد سرمایه‌گذار و عوامل دیگر برای همکاری با او، نقش بسیار موثری داشته باشد، و ثانیا از این شرایط نهایت استفاده را می‌کند و تقریبا سالی یک فیلم می‌سازد، آن هم در سینمایی که بعضی از فیلم‌ها، از اول برای اکران نشدن ساخته می‌شوند!</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/07/barcode2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-75364" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/07/barcode2.jpg" alt="barcode2" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>در نتیجه پس از چند سال، کیایی تبدیل به فیلمسازی می‌شود که هم می‌فروشد (برعکس خیلی‌ها) و هم حضور مداوم دارد و فراموش نمی‌شود (برعکس مثلا ابوالحسن داودی). نتیجه هم‌جواری این دو عامل، چیزی است که تاثیر نه چندان کاملش در «بارکد» قابل مشاهده است. این‌که فیلم، درحالی‌که از بازیگری مثل رادان بهره می‌برد، به خاطر خود کیایی می‌فروشد. به بیان دیگر، تاثیرات مستقیم کیایی در موفقیت فیلم، بیش از تاثیرات غیرمستقیم اوست. و این یعنی فیلمساز بدنه ما، در مسیری افتاده که در این سال‌ها فقط مسعود ده‌نمکی توانسته تا انتهای آن برود: مسیر «برند» شدن.</p>
<p style="text-align: center;">***</p>
<p>اما این فقط یک طرف قضیه است؛ این‌که کیایی بلد است فیلم پرفروش بسازد و در این روند، حتی با وجود شوخ‌طبعی‌اش، به تنها گونه تثبیت‌شده سینمای بدنه در ایران محدود نمانده («عصر یخبندان»). طرف دیگر ماجرا، همان‌طور که اشاره شد، کیفیت کارهای اوست وقتی که در قیاس با دیگر آثار سینمای بدنه قرار می‌گیرد. از این جهت می‌توان آثار او را یک سروگردن از آثار این‌چنینی بالاتر دانست.</p>
<p>این البته به این معنا نیست که همه فیلم‌هایش مناسب جشنواره‌اند و مخاطب و داوران جشنواره را راضی می‌کنند، بلکه به این معناست که فیلم‌هایش، در کنار این‌که می‌توانند مخاطب عام را به سالن بکشانند و راضی‌اش کنند، حداقل‌های قابل دفاعی را برای سرگرم‌سازی و قصه‌گفتن رعایت می‌کنند. فیلم‌هایش پرتحرک‌اند، ریتم خسته‌کننده‌ای ندارند، شوخی‌هایشان به‌جاست و بازی‌های قابل قبولی هم دارند. در ضمن این‌ها، فیلم‌ها تلاش دارند که حرف و دغدغه فیلمساز را هم، ذیل سرگرمی، نمایش دهند. بله، تا به این‌جا شاید مهم‌ترین مشکل آثار کیایی همین حرف‌های اوست که گاهی از فیلم بیرون می‌زند و به همین دلیل کماکان بهترین فیلمش همانی است که در آن اصراری به اظهار نظر درباره ریشه معضلات اجتماعی ندارد؛ «ضدگلوله».</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/07/barcode3.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-75366" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/07/barcode3.jpg" alt="barcode3" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>اما باید به این توجه داشت که دغدغه‌مندی آثار او، صرف‌نظر از این‌که با نگاهش موافق باشیم یا نه، با موج‌سواری‌های اس‌ام‌اسی فیلم‌های دیگر متفاوت است و صرفا یک موضوع روز را به جملاتی شعاری تجزیه نمی‌کند که هر کدام را، باربط و بی‌ربط، در دهان شخصیت‌ها بگذارد که لزوما فیلمش «حرف» داشته باشد. به علاوه، اصراری هم ندارد که در هر فیلمش به هر شاخه‌ای بپرد و کاملا مشخص است که آن‌چه مطرح می‌کند، مسئله‌ی اوست: بحث تقابل ثروتمندان یک‌شبه با تنگدستان آسمان‌جل، در هر سه فیلم «خط ویژه» و «عصر یخبندان» و «بارکد»، حضور بسیار قوی و پررنگی دارد. حالا می‌شود به این‌که چقدر نگاه قابل تامل و عمیقی به این مساله دارد، انتقاداتی داشت، اما باز هم وقتی در مقام مقایسه برمی‌آییم و به آثار او در این برهوت فیلم پرفروش آبرومند نگاه می‌کنیم ناچاریم به یک چیز اعتراف کنیم: مصطفی کیایی نزدیک‌ترین گزینه فعلی به «سینماگر بدنه مطلوب» در بین سینماگران ایرانی است.</p>
<p style="text-align: center;">***</p>
<p>حالا می‌شود دوباره به «بارکد» برگشت و آن را امیدوارکننده نامید. سال قبل که «عصر یخبندان» اکران شد، نگران بودیم که شاید کیایی تغییر مسیر داده و موج فیلم‌های تلخ و جدی خانوادگی او را با خودش برده. ولی حالا «بارکد» نشان می‌دهد آن نگرانی بی‌مورد بوده. «بارکد» تا حد خوبی قانع‌مان می‌کند که کیایی راهش را انتخاب و مدل فیلمسازی‌اش را تعیین کرده. حالا می‌توانیم با خیال راحت ایرادهای فیلمش را بگیریم و امیدوار باشیم که در فیلم بعدی پیشرفت کند. بالاخره این هم یکی دیگر از عجایب این سینماست: این‌که آخرین فیلم کارنامه نزولی یک فیلمساز امیدوارکننده باشد!</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=75359">«بارکد»؛ سیر نزولی در مسیر درستِ «سینمای بدنه مطلوب»/ از «ضدگلوله» تا «بارکد»؛ تلاش برای طرح مسئله از دل «سرگرمی سازی»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=75359</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کیایی: ۸۰ درصد کسانی که فیلم قصه‌گو نمی‌سازند به دلیل عدم توانایی‌شان است!/ همه فکر می‌کنند فیلمی که اسکار گرفته باید الگوی فیلمسازی باشد/ از آدم‌هایی که می‌گویند باید مملکت را ول کنیم و برویم متنفرم/ در آلمان علیه من قیام کردند که تو همجنس‌گرایی را مسخره کرده‌ای!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=74995</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=74995#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 12 Jul 2016 05:45:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[بارکد]]></category>
		<category><![CDATA[خط ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ضد گلوله]]></category>
		<category><![CDATA[عصر یخبندان]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا تاجداری]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی کیایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=74995</guid>
		<description><![CDATA[<p>مصطفی کیایی گفت: وقتی فیلمی از اسکار جایزه می‌گیرد، همه فکر می‌کنند الگوی فیلمسازی باید آن باشد تا بتوانند موفق شوند و یک کارگردان فیلم اولی فکر می‌کند باید به آن شکل فیلم بسازد تا مورد توجه قرار بگیرد؛ ولی مدلی که من برای فیلمسازی دوست داشتم سینمای قصه‌گو بود که قهرمان، تعلیق، ریتم و هیجان دارد که به نظر من ویژگی اصلی سینما هم هست.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=74995">کیایی: ۸۰ درصد کسانی که فیلم قصه‌گو نمی‌سازند به دلیل عدم توانایی‌شان است!/ همه فکر می‌کنند فیلمی که اسکار گرفته باید الگوی فیلمسازی باشد/ از آدم‌هایی که می‌گویند باید مملکت را ول کنیم و برویم متنفرم/ در آلمان علیه من قیام کردند که تو همجنس‌گرایی را مسخره کرده‌ای!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما </strong></a>&#8211; <strong><a href="http://sourehcinema.ir/?s=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7+%D8%AA%D8%A7%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C">محمدرضا تاجداری</a></strong>: <span style="color: #0000ff;">در میان نسلی از فیلمسازان سینمای ایران که در سالهای انتهایی دهه هشتاد و ابتدای دهه نود کارشان را بصورت جدی در سینمای ایران آغاز کردند، مصطفی کیایی جدی‌ترین و مهمترین آنهاست. کسی که با همان ۲-۳ فیلم اول نه‌تنها در بین سینماگران و پیگیران جدی سینما به چهره‌ای شناخته شده و قابل تامل تبدیل شد، بلکه حتی توانست مخاطبان ثابتی برای کارهایش دست و پا کند، مخاطبانی که منتظر کار بعدی‌ش هستند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">این روزها «بارکد» با نویسندگی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی کیایی روی پرده سینماهاست، فیلمی که با وجود فروش مناسب مورد انتقاد بسیاری هم قرار گرفته و خیلی‌ها آن را پسرفت کیایی نسبت به سه کار قبلی‌ش می‌دانند. درباره این فیلم و تمام حواشی‌ش با کیایی به گفتگو نشستیم:</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong> </strong></span><strong>سئوالی را به عنوان شروع بحث می‌پرسم که چند سئوال دیگرمان هم به آن مربوط می‌شود. زندگی شما از چه زمانی با سینما گره خورد و چه مسیری را طی کردید تا اولین فیلم بلندتان را ساختید؟</strong></p>
<p>سئوال طولانی و کلی است. در واقع از دوران دبیرستان در مرکز آموزش ارشاد کرج فیلمسازی را شروع کردم. بعد به‌تدریج فعالیت‌هایم ادامه پیدا کرد و برای تلویزیون برنامه‌های زیادی ساختم تا اینکه در سال ۱۳۸۱ برای تلویزیون شروع به کارگردانی کردم.</p>
<p><strong>با چه برنامه‌ای؟</strong></p>
<p>برنامه‌ای به نام «معلم» که برایش آیتم یا در واقع یک‌سری فیلم‌های کوتاه می‌ساختم. بعد چند سریال و بیش از ۲، ۳ هزار دقیقه برنامه و مستند برای تلویزیون کار کردم تا اینکه در سال ۱۳۸۵ اولین درخواستم را برای فیلم بلندم دادم که این فرآیند ساخت فیلم بلند حدوداً دو سال طول کشید تا پروانه ساخت بگیرم، یعنی هر دفعه اتفاقی می‌افتاد. تهیه‌کننده عوض کردم و در نهایت در سال ۱۳۸۷ پروانه اولین فیلم بلند سینماییم را گرفتم.</p>
<p><strong>تحصیلات سینمایی دانشگاهی داشتید؟</strong></p>
<p>بله، دانشگاه صدا و سیما.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>همه فکر می‌کنند فیلمی که اسکار گرفته باید الگوی فیلمسازی باشد!</strong></span></p>
<p><strong>این سوالها را به این خاطر پرسیدم که جنس کارهای شما با کارهای جوانانی که از معمولا از کانال دانشگاه هنر و فضای اکادمیک هنر وارد سینما می‌شوند فرق دارد. اکثر کارهای آنها تمایل به آثار هنر و تجربه‌ای و جشنواره‌ای دارد اما کارهای شما تفاوت دارند. این تفاوت به دلیل مسیر فیلمسازی است که طی کرده‌اید؟</strong></p>
<p>آنچه که شاید کمی موضوع فیلمسازی مرا با بقیه بچه‌ها متفاوت کرد این بود که خیلی سعی می‌کردم دنبال علایق شخصی خودم بروم و تحت تأثیر فضای حاکم بر سینما نباشم. به هر حال همیشه بر اساس یک‌سری از کارگردان‌های شاخص موجی راه می‌افتد که شاید جوان‌ها سعی کنند مدل آنها فیلم بسازند و الگوی فیلمسازیشان آنها می‌شوند. اینها ممکن است خط‌هایشان از جاهای مختلفی داده شوند، مثلاً از جشنواره و جوایزش یا از اتفاقاتی که برای یک فیلم می‌افتد. به عنوان مثال وقتی فیلمی از اسکار جایزه می‌گیرد، همه فکر می‌کنند الگوی فیلمسازی باید آن باشد تا بتوانند موفق شوند. یا وقتی برای فیلمی در چند جا اتفاقاتی می‌افتد یا جشنواره فجر به آن جایزه می‌دهد، این خط می‌دهد و یک کارگردان فیلم اولی فکر می‌کند باید به آن شکل فیلم بسازد تا مورد توجه قرار بگیرد، ولی هیچ‌وقت این مسیر را نرفتم و فکر کردم مدلی را که بسازم که خودم دوست دارم. مدلی که دوست داشتم سینمای قصه‌گو بود که قهرمان، تعلیق، ریتم و هیجان دارد که به نظر من ویژگی اصلی سینما هم هست. این‌جور سینما را دوست داشتم و سعی کردم آن مدلی را که دوست دارم بسازم. شاید اگر به دهه‌های ۶۰ و ۷۰ برگردم، سینمای ایران هم از این‌جور فیلم‌ها بود که قصه و هیجان داشت، اما از دهه ۸۰ به این طرف سینمای ما به سمت سینمای ضد قصه و خرده پیرنگ رفته و فعلاً جریان غالب در سینمای ما همین است. شاید به این دلیل فیلم‌هایم یکمرتبه نمود پیدا کردند و مردم به سمت آنها رفتند، به این دلیل بود که سعی کرده بودم این الگوها را برای خودم حفظ کنم، الگوهایی که مخاطب به وسیله آنها بتواند با فیلمم ارتباط برقرار کند. یعنی فیلم‌هایم مدلی بودند که جوان‌ها با آنها ارتباط برقرار و حس می‌کردند سینمایی است که ریتم در آن رعایت و قصه به شکل دیگری در آن گفته می‌شود و کمی با جریان حاکم بر سینما فرق دارد.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/07/kiayee2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-75006" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/07/kiayee2.jpg" alt="kiayee2" width="1000" height="666" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ff0000;">سعی کردم جریان سینمای اصلی را به استاندارد نزدیک کنم</span></strong></p>
<p><strong>هیچ‌وقت نشد بگویید قصه‌ام را می‌گویم، ولی این قسمت را هم در فیلمم قرار می‌دهم که جریان غالب سینما هم تأیید کند یا این قسمت را قرار می‌دهم که جشنواره‌های خارجی هم پذیرای فیلمم باشند. این در کارهایتان بوده است یا نه؟ </strong></p>
<p>طبیعی است جایزه گرفتن از جشنواره‌ها برای هر فردی جذابیت دارد. اعتقاد داشتم دسته‌بندی فیلم به این صورت که فیلم یا تجاری است یا هنری یا مخاطب دارد یا ندارد، درست نیست. فکر می‌کردم اگر به سینما مثل سینمای امریکا به عنوان یک صنعت نگاه کنیم، فیلمی که در گیشه‌های همه دنیا اتفاقات خوبی برایش می‌افتد، یک‌سری ویژگی‌ها و استانداردهایی دارد. اتفاقی که در سینمای جریان اصلی ما افتاده این بود که سینمای ما به سمتی رفت که ضعیف بود، قصه نداشت، بازی‌ها خوب نبودند و در مجموع فیلم استاندارد نبود. سعی کردم جریان سینمای اصلی را به استاندارد نزدیک کنم. یعنی فیلمی که قرار است فروش خوبی کند، کارگردانی و فیلمنامه خوبی داشته باشد، بازی‌ها در سطح خوبی باشند و جریان اصلی این ویژگی‌ها را داشته باشد، این‌طور نباشد که فقط در فیلم‌های هنری بازی، دکوپاژ و&#8230; خوب ببینیم. می‌توانید متعلق به سینمای اصلی و بدنه هم باشید و استانداردها را هم رعایت کنید. وقتی به این سمت رفتم، این‌طور شد که فیلم‌هایم در جشنواره‌ فجر هم در هفت هشت رشته کاندید بودند و خودم از جشنواره سیمرغ گرفتم.</p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ff0000;">سینمای من از فیلم «ضد گلوله» اتفاق افتاد</span></strong></p>
<p><strong>به سراغ اولین فیلمتان «بعد از ظهر سگی سگی» برویم. وقتی این فیلم ساخته شد، شاید خیلی از رسانه‌ها و کسانی که این فیلم را دیدند، شما را به عنوان یک کارگردان مهم، چندان جدی نگرفتند و فکر کردند یک کمدی‌ساز معمولی دیگر وارد فضای سینمای ایران شده است. آیا این نظر را قبول دارید و اگر این‌طور هست، چرا به عنوان کارگردان فیلم اول، کارتان را با یک کار جدی‌تر شروع نکردید؟</strong></p>
<p>اولاً می‌دانید فیلم اول خیلی مهم است برای اینکه بتوانی در جریان سینما بمانی. ثانیاً فیلمنامه آن فیلم را دوست داشتم و هنوز هم به عنوان فیلم اول از آن دفاع می‌کنم. ثالثاً زمانی که آن فیلم ساخته شد، مقطع تاریخی عجیب و غریبی بود، یعنی دقیقاً زمانی بود که جریان فیلم‌های کمدی که با یک‌سری بازیگرهای خاص بودند، در سراشیبی شدید قرار گرفته بود و مردم انگار دیگر به آنها توجهی نمی‌کردند. با همان شرایط این فیلم فروش خوبی کرد و نقدهای خوبی هم در باره‌اش نوشته شدند. مثلاً آن زمان دوره «هفت» آقای جیرانی بود که فراستی همه فیلم‌ها را می‌زد و فکر می‌کنم شروع برنامه «هفت» و سال ۱۳۸۸ بود، می‌گفتند ما تعجب می‌کنیم چرا اصلاً «بعد از ظهر سگی سگی» را در برنامه «هفت» گذاشتند که نقد شود، بعد به خاطر برنامه رفتیم و فیلم را دیدیم، یادم هست منتقدان در مجله فیلم نوشتند یک کمدی متفاوت است و اصلاً شبیه کمدی‌های معمولی نیست. شوخی‌هایش شوخی‌های ایرانی نیست. مدل فیلم یک‌جور خاصی است. کاریکاتورهای آدم‌ها باحال در آمده است. یادم هست به فیلم توجه شد، ولی این‌طور نبود که به قول شما مرا فیلمسازی بدانند که حالا آمده و قرار است اتفاق خاص و تازه‌ای بیفتد. در واقع سینمای من از فیلم «ضد گلوله» اتفاق افتاد. خیلی‌ها هنوز هم فکر می‌کنند «ضد گلوله» اولین فیلمم است، در صورتی که منتقدانی که سیر فیلمسازی مرا پیگیری می‌کردند، مرا از فیلم «بعد از ظهر سگی سگی» می‌شناختند.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/07/kiayee3.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-75007" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/07/kiayee3.jpg" alt="kiayee3" width="1000" height="666" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ff0000;">قرار نبود «ضد گلوله» را من بسازم</span></strong></p>
<p><strong>فضا و فرم «ضد گلوله» نه ربطی به فیلم‌های بعدی شما دارد، نه به فیلم اولتان. چطور شد بعد از یک کمدی سراغ یک فیلم دفاع‌مقدسی رفتید&#8230;.</strong></p>
<p>اصلاً قرار نبود «ضد گلوله» را من بسازم. فیلمنامه «ضد گلوله» را نوشته بودم، آن هم برای یکی از دوستانم به سفارش تهیه‌کننده‌ای که فیلمبردار فیلم اولم بود، آقای رضا رخشان. به من گفت خیلی قلمت را دوست دارم و می‌خواهم یک کمدی درباره جنگ بسازیم. آن موقع صحبتی هم در ذهنش بود که یک نفر به جنگ می‌رود که کشته شود و این اتفاق نمی‌افتد. گفتم این نقطه مقابل «لیلی با من است» و اصلاً علاقه‌ای ندارم چنین چیزی را بسازم، چون او می‌رفت که کشته نشود و می‌ترسید، اما این می‌رود که کشته شود و اتفاقی برایش نمی‌افتد. گفتم فقط برایت می‌نویسم و کار نمی‌کنم و فیلمنامه را نوشتم و تمام شد و خودم خیلی از فیلمنامه‌ خوشم آمد، ولی چون از اول به او گفته بودم کار نمی‌کنم، گفتم با کارگردان دیگری صحبت کرده‌اید. حتی «ضد گلوله» را با او پروانه ساخت گرفته بودند.</p>
<p><strong>می‌گویید چه کسی؟</strong></p>
<p>بله، آقای حسین قاسمی جامی.</p>
<p><strong>که سریال سیمرغ را ساخته است&#8230;</strong></p>
<p>پروانه ساخت گرفته بودند. نمی‌دانم آقای جامی سر یک سریال بود یا کار دیگری دستش بود که کار طولانی شده بود و اینها می‌خواستند «ضد گلوله» را شروع کنند. ایشان انصراف داد و گفت من نمی‌سازم. البته رضا رخشان معتقد بود چون فیلمنامه را خودت نوشتی، اگر خودت هم بسازی قطعاً خیلی بهتر از کار در می‌آید. به خاطر اینکه از فیلمنامه‌ام خوشم آمده بود وقتی دیدم این‌طور شد و به من گفتند خودت بساز استقبال کردم و گفتم می‌سازم و واقعاً اگر فیلمنامه‌ای را دوست نداشته باشم به سراغش نمی‌روم.</p>
<p>البته می‌دانید «ضد گلوله» اتفاقا از طرف کسانی که شما می گوئید فیلم دفاع مقدسی می‌سازید که جای پایتان را در آنجا سفت کنید توجه نشد. یعنی انجمن دفاع مقدس اصلاً فیلم را در جشنواره‌اش راه نداد و از طرف آقای شرف‌الدین و سایرین که آن موقع در انجمن دفاع مقدس بودند برخورد بدی با فیلم شد. حتی موقعی که به انجمن رفتم که برای ساخت فیلم کمک بگیرم، به من هیچ چیزی ندادند و گفتند نمی‌گذاریم این فیلم را بسازی و مخالفت خیلی شدیدی کردند. بنابراین این‌طور نبود که یک فیلم دفاع مقدسی بسازم و خودم را در دل خیلی‌ها جا کنم.</p>
<p>فیلم ساخته شد و به جشنواره آمد و یکمرتبه سر و صدا کرد و تعریف و تمجیدهای زیادی از آن شد و فیلم گرفت. بعد از اینکه فیلم گرفت، خیلی از دوستانی که مخالفش بودند، حالا می‌آمدند و می‌گفتند چرا اسم ما را در تیتراژتان نزدید؟ چرا باید می‌زدیم با تشکر از انجمن دفاع مقدس؟ وقتی حتی پول فشنگش را هم از ما گرفته بود؟ یعنی وقتی می‌رفتیم و برای بیابان‌های قم اجاره می‌دادیم، پول یک دانه فشنگ را هم از ما می‌گرفتند، برای اینکه اعتقادی به این فیلم نداشتند.</p>
<p>«ضد گلوله» یک فیلم باحال و نقد یک دوره بود و خیلی هم با اعتقاد به آن نگاه کرده بودم، یعنی احساس می‌کردم آدمی که دارد به جبهه می‌رود، آدم‌هایی که در زندگیش قهرمان هستند که عکس‌هایشان را روی در کمدش چسبانده بود و آخر فیلم قهرمان‌هایش عوض شده‌اند و کس دیگری قهرمان او شده است، خیلی فیلم دلی بود و هنوز هم بعضی از منتقدان معتقدند «ضد گلوله» بهترین فیلمم است.</p>
<p><strong>رسانه‌های همه طیف‌ها هم از فیلم استقبال کردند&#8230;.</strong></p>
<p>روی «ضد گلوله» اتفاق نظر خوب و عجیبی رخ داد. مثلاً از مسعود فراستی با تفکر آن طرفی تا منتقدی که هیچ ربطی به جریان این طرفی ندارد، همه درباره‌اش خوب نوشته بودند و این برایم جالب بود. شاید سر کمتر فیلمی چنین اتفاق نظری پیش می‌آمد.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>در «خط ویژه» عدم وجود شایسته‌سالاری برایم مهم بود</strong></span></p>
<p><strong>به سراغ «خط ویژه» برویم که روی موضوع آقازادگی دست گذاشتید. فکر کنم فیلمنامه‌ای به اسم «آقازاده‌ها» داشتید که نشد و بعد رفتید و در زیرلایه «خط ویژه» آن مضمون را آوردید&#8230;.</strong></p>
<p>«خط ویژه» در واقع خروجی فیلم آقازاده‌ها بود که در دوران آقای سجادپور و شمقدری نتوانستیم برایش مجوز بگیریم و دلیلش هم این بود که آنها خیلی محکم ایستادند و گفتند ممکن است برای خیلی از سران مملکت این شائبه به وجود بیاید که زندگی آنهاست.</p>
<p>«خط ویژه» شروع جریانی برایم بود که فقط بحث آقازادگی نبود، بلکه بحث عدم وجود عدالت اجتماعی، شایسته‌سالاری و&#8230; برایم مهم بود و کلید آن از «بعد از ظهر سگی سگی» برایم زده شده بود. در آن فیلم هم بحثم بی‌عدالتی و عدم شایسته‌سالاری است. در «خط ویژه» به شکل پررنگ‌تر شاخصه‌های آن را نشان دادیم، یعنی گفتیم اگر سیستم اقتصادی شفاف نباشد، آدم‌هایی مثل محتشم ـ که سام قریبیان بازی کرد ـ رشد می‌کنند. آدم‌هایی که دست روی همه چیز می‌گذارند، استفاده می‌کنند و می‌برند.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/07/kiayee4.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-75008" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/07/kiayee4.jpg" alt="kiayee4" width="1000" height="666" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>علت موفقیت «خط ویژه» این بود که از دید جوان‌ها به قضیه نگاه کردیم</strong></span></p>
<p><strong>آقازاده که زیاد داریم، چرا به موضوع فیلمنامه ایراد گرفتند&#8230; </strong></p>
<p>بله، خیلی رفتم و آمدم و گفتند نه و ضعف فیلمنامه را بهانه کردند، در حالی که هر کسی که این فیلمنامه را خواند گفت بهترین فیلمنامه تو بود، ولی بعد از آن وقتی دیدیم نمی‌شود و چاره‌ای نداریم شروع به نوشتن فیلمنامه «خط ویژه» کردیم. «خط ویژه» هم برآیند گپ و گفت‌های من، نیما، محسن و&#8230; در فضای خودمانی به وجود آمد که همیشه با هم داریم. در همان مقطع این بحث‌ها هم وجود داشتند که می‌خواستیم یک وام ۵ میلیون تومانی ازدواج بگیریم، ۲ هزار تا ضامن می‌خواستند، ولی در همان مقطع صحبت از ۳ هزار میلیارد و ۲ هزار میلیارد اختلاس بود. این نابرابری و بی‌عدالتی تو را به عنوان فیلمساز تحریک می‌کند.</p>
<p>فکر می‌کنم علت موفقیت «خط ویژه» این بود که سعی کرده بودیم از دید جوان‌ها به قضیه نگاه کنیم. جوانانی که همگی مدعی هستند استعداد و قدرت بالقوه‌ای در آنها وجود دارد و شرایط اجازه نمی‌دهد بالفعل شود. برای همین همه احساس می‌کردند در «خط ویژه» خودشان هستند و با قهرمانان فیلم ما ارتباط گرفته بودند. این فیلم مسیری را برای یک‌سری فیلم‌هایی که چند جوان کاری را با هم انجام می‌دهند باز کرد و نمونه‌هایش را در جشنواره دیدیم.</p>
<p><strong>موضوعی را مطرح می‌کنم و امیدوارم بتوانم خوب مطرح کنم که تعبیر سیاسی از آن نشود. ببینید موضوع «آقازاده‌ها» اساسا هیچموقع مسئله‌‌ی جریان تفکر لیبرال (اصلاح‌طلبها) در ایران نبود و شما در رسانه‌های آن طیف هم هیچ مطلبی در نقد آقازاده‌گی نمیبینید، در عوض این از کارویژه‌های اصلی طیف انقلابی یا حزب‌اللهی از همان اوایل دهه هفتاد بوده و هست. سوالم این است نترسیدید از ساخت «خط ویژه» تعبیرهای سیاسی شخصی از شما شود و بازخوردهایی به دلیل فرامتن‌های سیاسی بگیرید&#8230;.</strong></p>
<p>نه، اعتقادم این است که آدمی که سیاسی نیست یا به جریان خاصی وصل نیست، وقتی حرف درستی می‌زند، او را نمی‌شود به جریان خاصی وصل کرد. جالب اینجاست که بعد از «خط ویژه» هیچ‌کسی به من نگفت منظور تو سمت راستی‌ها بودند یا چپی‌ها. هیچ‌کسی این‌جور حرفی به من نزد. جالب این است که «خط ویژه» از طرف رسانه‌های اصلاح‌طلب‌ها هم خیلی مورد تشویق قرار گرفت. همیشه سعی کرده‌ام هرگز در جریان سیاسی خاصی وارد نشوم. ممکن است به جریان خاصی احساس نزدیکی بیشتری کنم، از این لحاظ که احساس می‌کنم حرف‌هایشان به حرف‌هایم نزدیک‌تر است.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>می‌گفتند این نزدیک به شعارهای احمدی‌نژاد است!</strong></span></p>
<p><strong>هر شخصی این را دارد.</strong></p>
<p>ولی در فیلمسازی سعی کرده‌ام به این حیطه‌ها ورود نکنم. احساس می‌کنم چه جریان چپ، چه جریان راست که به اصلاح‌طلب و اصولگرا می‌شناسیم در نهایت جنگ همه‌شان جنگ قدرت است و این اعتقاد واقعی من هست، چون می‌بینم زمانی که یک جریان در رأس قدرت هست، جریان مقابل هیچ کمکی نمی‌کند که مملکت پیش برود و فقط سعی می‌کنند همدیگر را بکوبند. حکایت آن و مادر و یک بچه است. می‌گوییم تا وقتی جریانی دارد تا حدودی درست و به نفع مملکت کار می‌کند، بقیه باید به او کمک کنند، ولی ما هیچ‌وقت این را ندیدیم، پس به این نتیجه می‌رسیم که انگار هیچ‌کدام از این دو مادر این بچه نیستند. به نظر من هر جناحی سر کار باشد، باید منافع ملی را در نظر بگیرد.</p>
<p>البته خیلی‌ها مخالف پول ریختنم از بالای پل در فیلم «خط ویژه» بودند و می‌گفتند ممکن است یک جورهایی نزدیک به شعارهای احمدی‌نژاد باشد. یکی دو نفر هم این را به من گفتند، ولی در آن لحظه فکر کردم این پول مردم است و باید به دست مردم برسد. به نظرم در بسیاری از دولت‌ها شعار و برای جذب رأی بود، ولی به شکل واقعی گفتم قهرمانان فیلم می‌خواهند این پول به دست دولت یا رانت‌خوار نرسد و به دست مردم برسد. این حرف بدی نیست و هر کسی که به من گفت این پول را از آن بالا نریز، گفتم اتفاقاً دلم می‌خواهد این پول را بریزم و واقعاً این کار را دور از هر فکر و جریان سیاسی و یا هر حرفی که قرار بود بعداً به من بزنند انجام دادم.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/07/kiayee5.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-75009" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/07/kiayee5.jpg" alt="kiayee5" width="1000" height="666" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>دغدغه حفظ خانواده در «عصر یخبندان»</strong></span></p>
<p><strong>شما گفتید محوریت «خط ویژه» بحث آقازاده‌ها نیست و یک موضوع اجتماعی را به تصویر کشیده‌اید. پس چه شد این فردی که اسمش را آقازاده می‌گذاریم، وارد فیلم بعدی شما «عصر یخبندان» هم شد؟</strong></p>
<p>وقتی در باره نابرابری اجتماعی می‌سازی، شرایط و اتفاقاتی که دارند می‌افتند، مخصوصاً اقتصاد غیرشفاف در مملکت ما در بحث فرهنگ فوق‌العاده تأثیر می‌گذارد. وقتی به سراغ این موضوعات می‌روی، خود به خود یک طرف قضیه آدم‌هایی هستند که به صورت قارچ‌گونه رشد می‌کنند و نمی‌توانی از کنار اینها آسان بگذری و فکر می‌کنی چه نقطه خوبی در درام تو باشد. به‌نوعی شاید در «خط ویژه» خیلی اصلی‌تر است و در «عصر یخبندان» در حاشیه، چون موضوعم در «عصر یخبندان» یک حرف بود. در آن مقطع به این نتیجه رسیده بودم&#8230; البته این تنها تفکر من نبود. تفکری است که همه دنیا به آن رسیده‌اند. حتی سینمای امریکا که به نظر من اخلاقی‌ترین سینمای دنیاست، الان به این نتیجه رسیده که حفظ کانون خانواده مهم‌ترین عامل برای نجات کشور است. یعنی تا زمانی که خانواده فرم دارد و اعضای خانواده در کنار هم هستند، این نکته برای بقای یک کشور خیلی مهم است. الان تمام فیلم‌های امریکایی دارند تشویق می‌کنند که خانواده درستی در کنار هم شکل بگیرد. خیانت در تمام فیلم‌های امریکایی بد است. شاید خیانت را با هم ریزه‌کاری‌هایش هم نشان بدهند، ولی ته فیلم امریکایی از خیانت منزجر می‌شوی. همین‌طور از مواد مخدر منزجر می‌شوی. در «عصر یخبندان» می‌خواستم این کار را بکنم. در «عصر یخبندان» نشان دادم یک خانواده چگونه از هم متلاشی می‌شود و رابطه یک زن شوهردار را با یک مرد نشان داده‌ام که نهایتاً به کجا می‌کشد. تأثیرات مواد مخدر همین‌طور. آن موقع دغدغه‌ام این بود و آمده و گفته‌ام در جامعه‌ای که این اتفاقات می‌افتند، چیزهای مختلفی وجود دارند. یکی بحث مواد مخدر و دیگری بحث اقتصاد ناشفاف، رانت‌ها و دست‌های پشت پرده‌ای است که دارد این اتفاقات را رقم می‌زند که طبیعتاً یکی از آنها کاراکتر فرید می‌شود که در قصه ما شخصیتی است که در واقع صورت دیگری از محتشم «خط ویژه» است. این شد که در «عصر یخبندان» هم چنین کاراکتری آمد.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>مشکل ۸۰ درصد کسانی که می‌گویند نمی‌خواهیم قصه بگوئیم به عدم توانایی‌شان مربوط می‌شود!</strong></span></p>
<p><strong>نکته مثبت اثار شما حتی در فیلم‌ تلخی مانند «عصریخبندان» این است که برخلاف جریان فعلی فیلم‌های اجتماعی فیلم‌های شما همیشه قهرمان دارد و این موضوعی است که در سینمایمان کم داریم&#8230;</strong></p>
<p>قهرمان عنصر اصلی تمام فیلم‌هایی است که به عنوان فیلم‌های مورد علاقه‌ام از آن اسم بردم. یعنی وقتی می‌خواهی درامی را شکل بدهی و تعلیقی را به وجود بیاوری، در واقع بر اساس کنش و واکنش یک قهرمان آن را می‌چینی. حالا این قهرمان می‌تواند در فیلمی مثل «خط ویژه» پنج نفر باشند، یعنی یک تیم قهرمان یا شاید بهتر باشد بگویم ضد قهرمان، چون داشتند عمل خلافی را انجام می‌دادند، اما دوست‌داشتنی بودند و همه حق را به آنها می‌دادند. قهرمان کسی است که قلب شما به خاطرش بتپد، با او درگیر شوی، سرنوشتش برایت مهم شود. به نظر من این ویژگی‌ها باعث می‌شوند درام و تعلیق شما شکل بگیرند.</p>
<p>به نظر من بعضی فیلم‌ها که به شکل تعمدی به سراغ فیلم‌های قهرمان‌محور نمی‌روند و فکر می‌کنند این یک پوزیشن و پز است و می‌گویند اصلاً دوست نداریم فیلم ما قصه بگوید، قضیه تا ۸۰ درصد به عدم توانایی در قصه گفتن مربوط می‌شود، به نظر من سخت‌ترین ورژن سینما سینمای قصه‌گوست. فکر می‌کنم اکثر کسانی که به سراغ سینمای پیرنگ و خرده پیرنگ می‌روند به خاطر این است که قصه گفتن را بلد نیستند.</p>
<p><strong>آقای کیایی! شما حتی در «عصر یخبندان» هم که تلخ‌ترین فیلم شماست، در جاهایی که محسن کیایی حضور دارد به سمت طنز می‌روید و این می‌تواند بسیار برای مخاطب شیرین و جذاب باشد و مخاطب را با خودش بکشاند. این عمدی است؟ چرا هیچ‌وقت به سراغ فیلم‌هایی که کلاً تاریک و تلخ هستند نمی‌روید؟</strong></p>
<p>این به شخصیتم برمی‌گردد. تراژدی هم که بنویسم، باز در آن رگه‌های طنز وجود دارد.</p>
<p><strong>شخصیت شماست یا سلیقه شخصی شما؟</strong></p>
<p>نه، شخصیت خودم ایجاب می‌کند. نمی‌توانید اثر را از شخصیت سازنده‌اش جدا کنید. الان خیلی‌ها می‌گویند فیلم‌های تو تیتراژ هم نداشته باشند، معلوم هستند تو آنها را ساخته‌ای.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>از آدم‌هایی که می‌گویند باید ول کنیم و برویم متنفرم</strong></span></p>
<p><strong>درست می‌گویند.</strong></p>
<p>می‌گویند از لحن و شوخی‌هایت معلوم است. فکر می‌کنم ۷۰، ۸۰ درصد این لحن و شوخی‌ها مال خودم هستند که در فیلم در می‌آیند. نمی‌توانی شعری را از شاعری بخوانی و بگویی این شخصیت دیگری دارد، اما این‌جوری شعر می‌گوید. تو باید حتماً عاشق مسلک باشی تا بتوانی یک شعر عاشقانه مؤثر بگویی. اصلاً نگاهم به پیرامونم فانتزی است و همیشه بسیار مثبت فکر می‌کنم. همیشه تمرین کرده‌ام مثبت فکر کنم و حتی در تلخ‌ترین فیلمم هم که «عصر یخبندان» است، باز حس و حال این‌جوری وجود دارد، به خاطر اینکه اصلاً نمی‌توانم همه چیز را کاملاً سیاه و تلخ ببینم. این جزو شخصیت خودم هست. با آدم‌هایی که می‌گویند این مملکت دیگر درست نمی‌شود و باید رفت، صد در صد مخالف هستم و می‌گویم باید بمانیم و کمک کنیم تا درست شود. از آدم‌هایی که می‌گویند باید ول کنیم و برویم متنفرم و می‌گویم چی چی را ول کنیم برویم؟ چه کسی قرار است درست کند؟ جزء جزء افراد این مملکت ما هستیم. به‌رغم اینکه ممکن است با خیلی چیزها در مملکتم مشکل داشته باشم و بگویم بی‌عدالتی، فقر، تبعیض و همه چیز وجود دارد، اما اگر قرار باشد مهم نباشد و همه اینها را رها کنیم و برویم که فایده ندارد.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/07/kiayee6.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-75010" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/07/kiayee6.jpg" alt="kiayee6" width="1000" height="666" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>تعداد تهیه‌کنندگان خوب سینمای ایران کمتر از انگشتان یک دست است</strong></span></p>
<p><strong>برسیم به «بارکد»، این اولین فیلمی است که خودتان تهیه‌کنندگی آن را به عهده گرفتید. چرا؟</strong></p>
<p>ما تعداد بسیار کمی تهیه‌کننده داریم که با فکر در کنار تو قرار بگیرد، در پیش‌تولید، حین تولید، پساتولید، تبلیغ، اکران و خلاصه همه مراحل به شکل حرفه‌ای در کنار کارگردان باشد. اصولاً یا برخی دانش این کار را دارند و پول ندارند یا پول دارند و دانش این قضیه را ندارند. با احترام به همه تهیه‌کننده‌ها تعداد تهیه‌کنندگان خوب سینمای ایران شاید کمتر از انگشتان یک دست باشد. احساس کردم کمی لازم است خودم در تولید فیلم و اکران آن نظارت داشته باشم و این چیزی بود که مرا در فیلم‌های قبلیم اذیت کرده بود، به‌خصوص در دو فیلم آخر که به‌رغم اینکه تولیدات خیلی خوبی داشتیم، اما بعد از تولیدهای خیلی بدی داشتیم. با اینکه در طول تولید تهیه‌کنندگان بسیار خوبی داشتیم، ولی بعد از اینکه فیلم تمام می‌شد، انگار که کالایی را ساخته بودیم و باید به دست طرف می‌دادیم که بردارد و ببرد، دیگر هیچ دخالتی در مراحل بعد از تولید نمی‌کردیم، انگار مثلاً تولیدکننده پفک هستیم. در حالی که به نظر من کارگردان به عنوان تولیدکننده یک اثر هنری فرهنگی باید تا ته آن حضور داشته باشد ولی متأسفانه این اتفاق نمی‌افتاد و با اینکه جزو مخالفین صد در صد این موضوع بودم که کارگردان و تهیه‌کننده یکی باشند، اما احساس کردم بهتر است خودم این مسئولیت را به عهده بگیرم.</p>
<p><strong>فیلم سرمایه شخصی بود؟</strong></p>
<p>بله و با پس‌اندازم این کار را کردم. در موقع تولید فیلم کلیه حقوق ویدئویی فیلم را واگذار کردم و پول آن را آوردم. یعنی کلاً خودم فیلم را ساختم و از هیچ‌جا نه فارابی، و نه هیچ‌جای دیگری حتی یک ریال هم نگرفتم.</p>
<p><strong>فیلم‌های قبلی شما معمولا با استقبال رسانه‌ها مواجه می‌شد، ولی برای «بارکد» این اتفاق نیفتاد. در زمان جشنواره هم انتقادات نسبت به آن از فیلم‌های قبلی شما بیشتر بود. خودتان این را قبول دارید که «بارکد» نسبت به کارهای قبلی عقبگرد محسوب می‌شود یا نه؟</strong></p>
<p>نه، قبول ندارم.</p>
<p><strong>چرا؟</strong></p>
<p>شاید الان در باره «بارکد» صحبت کردن کمی زود باشد. اگر بحث منتقدین و جشنواره است، قبلاً در باره‌شان صحبت کرده‌ام و به نظرم اهمیت زیادی نداشت، ولی خیلی رندانه بسیاری از مسائل را به صورت شوخی و طنز مطرح کردم و شاید به این دلیل خیلی جدی گرفته نشد.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>«بارکد» واکنشی بود به پروانه ساخت نگرفتن فیلمنامه‌ای که داشتم!</strong></span></p>
<p><strong>به نظر می‌رسد «بارکد» هم در اجرا و هم در فیلمنامه سردستی برگزار شده است. مثلا به نظر می‌رسد می‌خواستید یک فیلم کمدی بسازید و حالا به ساده‌ترین شکل آن را به همان تِم اقتصادی کارهای قبل وصل کردید و اگر موضوع اختلاس هم در آن نبود، هیچ لطمه‌ای به فیلم نمی‌خورد.</strong></p>
<p>بیشتر می‌خواستم وجه کمدی آن را تجربه کنم، به‌نوعی کمدی سرخوش. شاید هم واکنشی از طرف من به پروانه ساخت نگرفتن فیلمنامه‌ای که داشتم بود. شاید یک‌جور دیوانه‌بازی در قبال فیلمنامه‌ای بود که آن‌همه برایش زحمت کشیده و نتیجه نگرفته بودم. یعنی گفتم فیلمی می‌سازم که مردم بخندند و حال کنند و گوشه‌هایی هم به فضاهای مد نظرم می‌زنم. باز هم «بارکد» را با اعتقاد ساختم. در آن مقطع «بارکد» برایم یک واکنش بود و الان هم از انجام این کار راضی هستم، ولی اتفاقی که افتاد که می‌گویید مخاطب و مردم، مردم با آن ارتباط گرفته‌اند. البته حرفم این نیست که فیلمی را که مردم زیاد می‌روند و می‌بینند ضرورتاً فیلم خوبی است.</p>
<p><strong>حرف من هم همین است، صرف استقبال مردم مزیت نیست&#8230;</strong></p>
<p>حرفم این است که شاخک‌هایم خیلی تیز هستند و خیلی با مردم ارتباط دارم. از آن کارگردان‌هایی هستم که با ماشینم این طرف و آن طرف نمی‌روم. در تاکسی می‌نشینم، فیلمم را می‌روم و در سینما شکوفه در میدان شهدا می‌بینم و در تاریکی سینما هم هیچ‌کسی مرا نمی‌شناسد. «بارکد» دارد به همان اندازه مخاطب‌های هدف خودش را دنبال می‌کند، یعنی مخاطب‌هایی که از فیلم راضی هستند. کامنت‌هایی دارم که برایم عجیب است و ریزه‌کاری‌ها و نکاتی را در فیلم گرفته‌اند که برایم خیلی جالب است، چون وقتی گفتم تصور می‌کردم خیلی‌ها متوجه آنها نشوند، ولی متوجه شده‌اند.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/07/kiayee7.jpg" data-rel="lightbox-5" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-75011" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/07/kiayee7.jpg" alt="kiayee7" width="1000" height="666" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>در آلمان علیه من قیام کردند که تو همجنس‌گرایی را مسخره کرده‌ای!</strong></span></p>
<p><strong>مثلاً؟</strong></p>
<p>مثلاً یکی برایم کامنت گذاشته بود در مورد بحث همجنس‌گرایی. متأسفانه معضل فیلم «عصر یخبندان» در این فیلم هم یک‌‌سری از دوستان را درگیر خودش کرده است. فیلمم در آلمان نمایش داده شد و می‌دانید اولین حرف‌هایی که در سالن به من زدند چه بود؟ همه آنها علیه من قیام کردند که تو همجنس‌گرایی را مسخره کردی و زیر سئوال برده‌ای. این موضوع دارد در همه کشورهای مدرن مورد توجه قرار می‌گیرد، ولی تو آن را مسخره کرده‌ای، اما داخل کشور دوستان می‌گویند این فیلم همجنس‌گرایی را ترویج کرده است.</p>
<p><strong>نمی‌گویند ترویج کرده‌اید، می‌گویند موضع خنثی دارید..</strong></p>
<p>کجا موضع خنثی دارم؟ در یک فیلم کمدی این موضوع را نقد کرده‌ام و صدای همه آنها هم درآمد.</p>
<p><strong>به هر حال مخاطب خارج کشور با مخاطب داخل کشور فرق می‌کند.</strong></p>
<p>بله، اما به نظرم در این فیلم فضای مجازی را نقد کرده‌ام. نمی‌دانم مخاطب این را متوجه شده است یا نه؟ به من می‌گویند چرا modeling دختر نشان داده‌ای؟ باید نشان بدهم که دخترهای ساده ما تحت تأثیر چه فضایی قرار می‌گیرند و می‌روند و چنین اتفاقی برایشان می‌افتد. باید نشان بدهم یا ندهم؟ در نریشن هم می‌گویم این روزها همه دارند فکر می‌کنند مدل هستند یا عکس برای فلان‌جا می‌دهند و دارند می‌بینند روش پیدا کردنشان چگونه است و از فیس‌بوک پیدایشان می‌کنند و فلان‌جا می‌آیند و مخشان را می‌زنند و&#8230; کم دارد اتفاق می‌افتد؟ دارم هشدار می‌دهم. پسر به این گندگی را نشان می‌دهم که دارد با پروفایل نازی با همه ارتباط می‌گیرد.</p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ff0000;">«بارکد» را ساختم، چون به فضای مجازی نقد دارم</span></strong></p>
<p><strong>مسئله این است که می‌شود این مطالب را هم می‌شود خیلی بی‌پرده و صریح مطرح کرد، هم کمی با پرده‌پوشی بیشتر و هنرمندانه‌تر&#8230;.</strong></p>
<p>پرده‌پوشی یعنی چه؟ معنی این را نمی‌فهمم. معیار عرف جامعه‌ام است. هیچ‌وقت پایم را از عرف جامعه‌ام فراتر نمی‌گذارم. در هیچ‌جایی فراتر نگذاشته‌ام. همین دختری را که نشان داده‌ام، شما از همینجا در خیابان حرکت کن چند نمونه‌اش را می‌توانی ببینی؟ همه اینها دارد اتفاق می‌افتد. حرفم این است که از این آدم‌ها دارد استفاده ابزاری می‌شود. جمله از این واضح‌تر و درشت‌تر که مواد مخدر را چه بخری، چه بفروشی، هر دو&#8230; یعنی دقیقاً دارم اشاره می‌کنم و حتی بعضی وقت‌ها خیلی هم درشت. به‌رغم اینکه همیشه فیلم‌هایم درگیر درام، هیجان و ریتم هستند، بعضی مواقع حتی تعمدی مثل خیلی از فیلم‌های امریکایی یک دیالوگ شعاری هم می‌گذارم و می‌گویم اشکال ندارد. بگذار بگویند فلانی شعار داده است، ولی با اعتقاد این کار را کردم. «بارکد» را ساخته‌ام، چون به فضای مجازی نقد دارم و می‌گویم فضای مجازی در مملکت ما درست جا نیفتاده است.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/07/kiayee8.jpg" data-rel="lightbox-6" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-75012" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/07/kiayee8.jpg" alt="kiayee8" width="1000" height="666" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>بعضی جاها بلند بلند شعار داده‌ام!</strong></span></p>
<p><strong>فیلم‌هایی امریکایی هم در متن شعار دارند، ولی در اجرا شعاری نمی‌شوند. </strong></p>
<p>در فیلم من هم نشده است. حتی بعضی جاها مثل «عصر یخبندان» بلند بلند شعار داده‌ام که خارپشت‌ها&#8230; ولی واقعاً دلم می‌خواست یک میکروفون دستم بگیرم و بعد از فیلم هم جلوی سینما بایستم و بگویم خانواده‌ها در معرض خطر هستند. حواستان جمع باشد. این چیزی است که همیشه با دغدغه به سراغش رفته‌ام.</p>
<p>فکر می‌کنم «بارکد» هم دیوانگی و شوخ و شنگی در مسیر فیلمسازیم است. تجربه‌ای هم برای مخاطب ایرانی بود که این مدل کمدی را هم ببینید و از کمدی که مبتنی بر یک‌سری موقعیت‌های این تیپی و فضاهای مدرن و دور از شوخی‌های خانوادگی است لذت ببرد. کمدی که پلیسش عجیب و غریب و کمی فانتزی و کارتونی است. «بارکد» برایم شبیه یک انیمیشن و کارتون بوده است.</p>
<p><strong>بزرگ‌ترین انتقاد به «بارکد» بحث شوخی‌های جنسی بود. با توجه به حرف‌هایی که زدید، این احتمال را می‌دهم که خواهید گفت مگر در جامعه ما شوخی‌های جنسی وجود ندارد؟ به نظرتان به وجود این همه شوخی جنسی نیاز بود؟</strong></p>
<p>اصولاً کمدی بر پایه سه مطلب خیلی می‌چرخد: شوخی با سکس، شوخی با مذهب، شوخی با سیاست. در همه کمدی‌های دنیا می‌بینید این سه مسئله وجود دارند. البته نمی‌دانم ورژن جدیدی را که الان در سینما نمایش داده می‌شود دیده‌اید یا نه؟ خیلی از این شوخی‌ها را از آن در آورده‌ام.</p>
<p><strong>«ضد گلوله» هم فضای مفرح و نسبتا طنزی داشت ولی این‌قدر شوخی جنسی نداشت.</strong></p>
<p>فیلم اولم هم همینطور بود. نمی‌دانم چرا در این مقطع دارد این برخورد با این فیلم می‌شود. سر در نمی‌آورم. در هفته اول اکران فیلم دوست خانمم فیلم را در سینما فرهنگ دیده بود. می‌خواهم بگویم میزان حساسیت با چیزی که به شکل واقعی دارد در جامعه اتفاق می‌افتد و فیلم دارد فیدبک می‌دهد تفاوت دارد. این تجربه شخصیم است. خانمی رفته و فیلم را دیده بود و با دوست خانمم هم‌صحبت شده بود. خانم حدود ۴۵، ۵۰ ساله و کمی مذهبی بود. فیلم که تمام می‌شود، آن خانم می‌گوید: «این همه می‌گویند فیلم بدآموزی دارد که نداشت.» دوست خانمم پرسیده بود: «چطور مگر؟» گفته بود: «دختر و پسرهایم تعریف این فیلم را شنیده بودند و می‌خواستند بیایند و ببینند. گفتم اول خودم بیایم و ببینم. اگر مناسب بود به آنها اجازه بدهم بیایند و فیلم را ببینند. حالا که فیلم را دیدم، چنین چیزی را در آن ندیدم. یعنی حتی چنین برداشتی هم نکرده بود.»</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>بعضی شوخی‌ها را خودم حذف کرم نه با اصلاحیه ارشاد!</strong></span></p>
<p><strong>خب او نفهمیده بوده اما «بارکد» مناسب درصد بالایی از خانواده‌های ایرانی که گرایش‌های مذهبی‌تری هم دارند برای تماشا با بچه های نوجوان و &#8230; بصورت خانوادگی نیست.</strong></p>
<p>خانواده‌ من هم یک خانواده مذهبی هستند، بنابراین اگر چیزی را احساس کنم که برداشت بدی از آن می‌شود، خودم آن را برمی‌دارم. مثلا وقتی جشنواره تمام شد، خودم جمله «کیفم تو جیبت» را برداشتم.</p>
<p><strong>یعنی ارشاد نگفته بود بردارید؟</strong></p>
<p>ارشاد هنوز اصلاحیه‌اش را نداده بود. یعنی زمانی که ارشاد اصلاحیه‌اش را به من داد، گفتم خودم این شش مورد را در آورده‌ام. می‌خواهم بگویم به ارشاد کاری نداشتم، حساسیت خودم بود. در سالن بودیم و فیلمبردارم، مهدی جعفری کنارم نشسته بود. گفتم: «مهدی حالم بد است.» پرسید: «چرا؟» گفتم: «این فیلم این‌قدر چیزهای خوب دارد، چرا این تکه‌ای را که فلانی سر صحنه گفت و همگی هم خندیدیم از فیلم برنداشتم؟ الان احساس می‌کنم خوب نیست و زننده است. دوستش ندارم.» جاهایی هم در فیلم بود که اصلاً فکر نمی‌کردیم و در سالن که مردم خندیدند، تعجب کردم. می‌خواهم بگویم اصلاً به آن قسمت‌ها با بار شوخی نگاه نکرده بودم. همه کسانی که خالکوبی می‌کنند، بعد روغن‌های مخصوصی روی آن می‌زنند. دقیقاً پلانی بود که به این هم اشاره می‌کردیم، یعنی دست بهرام روی «بارکد» بود و می‌گفت مال من درد می‌کند و محسن می‌گفت مال من می‌سوزد، کاش کمی بیشتر روغن زده بودیم. سر صحنه گفتیم و اصلاً به این فکر نکردیم ممکن است مردم در سالن واکنش نشان بدهند.</p>
<p><strong>ببینید مثلاً اینکه کاراکتر می‌گوید «او همه چیزش کوچک است به‌جز قلبش» و تأکید هم می‌کند، این شوخی خیلی رو و صریح نیست؟</strong></p>
<p>این جزو مواردی بود که در آوردم.</p>
<p><strong>هفته اول اکران بود.</strong></p>
<p>از دستمان در رفته بود و جزو مواردی بود که می‌خواستم در بیاورم.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>من تواناییم در کمدی موقعیت است</strong></span></p>
<p><strong>ببینید شاید برای ما هم مثلا یک پیامک با شوخی جنسی بیاید و شخصا بخندیم، ولی اینها را در جمع خانواده که تعریف نمی‌کنیم، مسئله این است که روی پرده هر چیزی را نباید گفت. </strong></p>
<p>تا بخشی را می‌پذیرم. ولی خب شوخی با مسائل جنسی خیلی زیادند و یکی از موضوعات اصلی کمدی همین است. اصلاً جوک‌هایی که ما به آنها می‌خندیم، اغلب مسائل جنسی هستند. ما نمی‌خواهیم با مذهب چندان شوخی کنیم. نه می‌توانیم نه خیلی‌هایمان چون اعتقاد داریم شوخی نمی‌کنیم. با سیاست که بخواهیم شوخی کنیم تو را به هزار جا وصل می‌کنند.</p>
<p>من تواناییم در کمدی توانایی در کمدی موقعیت است، یعنی کمدی که آدم‌ها در موقعیتی قرار بگیرند که خنده‌دار باشد. کمدی «ضد گلوله» همه‌اش کمدی موقعیت بود، یعنی یک آدم نامتقارن در فضایی قرار گرفته بود که همه‌اش کمدی موقعیت بود. در «خط ویژه» اگر مردم در جاهایی می‌خندیدند، به خاطر موقعیتی است که این پنج نفر در آن گیر کرده بودند.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>واکنش‌ها به شوخی‌های جنسی مودی و زمانی است!</strong></span></p>
<p><strong>خب حرف ما هم همین است، ولی شما در «بارکد» میزان کمدی موقعیت‌ کارهای قبلی را کم کردید و به سمت شوخی‌های کلامی رفتید&#8230;.</strong></p>
<p>درست است، ولی تو داری دو جوان را معرفی می‌کنی که دارند در یک فضای لجن زندگی می‌کنند و سعی می‌کنند پاکیشان را هم نگه دارند. مثلاً می‌خواهند مواد پخش کنند، ولی به بچه شانزده ساله نمی‌دهند. مثلاً دختر خیابانی در پارک پیدا می‌کنند و مواد یک شبش را می‌دهند که سراغ فلان کار نرود. به نظر من اینها در یک فیلم ارزش هستند. وقتی می‌خواهی به بافت این دو آدم نزدیک شوی، باید به دیالوگ‌هایشان هم نزدیک شوی.</p>
<p>البته به نظرم بعضی از اتفاقات این‌جوری هم که یکمرتبه عده زیادی تو را محکوم به این می‌کنند که شوخی‌های جنسی زیاد کرده‌ای، مودی و زمانی است. مثلاً دارم می‌بینم صد برابر بدتر از چیزهایی را که در فیلمم گفته‌ام، سه سال پیش در فیلم‌ها گفته می‌شد.</p>
<p>من نمی‌خواستم مقاومت کنم، وگرنه می‌توانستم سر این سه چهار تا جمله مظلوم‌نمایی و مقاومت کنم و فروش فیلمم هم بالاتر می‌رفت، چون اعتقادم این بود که اگر این جملات دارد عده‌ای را اذیت می‌کند، از فیلمم در می‌آورم، چون فیلمم می‌خواهد چیز دیگری بگوید و اصلاً کمدی دیگری دارد. اگر قرار است این چندتا جمله خانواده‌ها را اذیت کند، آنها را در می‌آورم.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/07/kiayee9.jpg" data-rel="lightbox-7" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-75013" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/07/kiayee9.jpg" alt="kiayee9" width="1000" height="666" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>یاس تنها مورد اصلاحی فیلمم بود که مرا ناراحت کرد</strong></span></p>
<p><strong>آقای کیایی! فکر می‌کنم می‌دانستید و این طبیعی بود که صدای یاس مجوز ندارد و از سینما پخش نمی‌شود. این بیشتر یک حربه نبود برای تبلیغات؟</strong></p>
<p>اصلاً. یاس تنها مورد اصلاحی فیلمم بود که مرا بسیار ناراحت کرد. یاس از روز اول با این نیت آمده بود که قدمی بردارد که بتواند در ایران مجوز بگیرد. من اگر می‌خواستم از یاس استفاده تبلیغاتی کنم<strong>، </strong>از روز اول با او وارد صحبت نمی‌شدم و به او فیلمنامه نمی‌دادم که بخواند.</p>
<p><strong>واقعاً امید داشتید که ترانه یاس مجوز بگیرد؟</strong></p>
<p>بله، پروانه نمایش را با آن گرفتم. در جشنواره هم هیچ‌کسی&#8230;  <strong>   </strong></p>
<p><strong> </strong> <strong>در جشنواره کمی بازتر می‌گیرند.</strong></p>
<p>ولی تو معمولاً در مورد هر چیزی پالس‌هایی را از جشنواره می‌گیری. کما اینکه پالس شوخی‌ها را خودم در سالن گرفتم و خودم رفتم و درست کردم. از یاس هم در جشنواره هیچ پالسی نگرفتم. بارها موقع گرفتن پروانه نمایش گفتم یاس را گذاشته و برایش موسیقی ساخته‌ام. گفتند اشکال ندارد. در جشنواره هم گفتند مشکلی نیست. یکمرتبه دو روز مانده به اکران&#8230;</p>
<p><strong>چه کسی این کار را کرد؟</strong></p>
<p>فکر می‌کنم به واحد موسیقی ارشاد برمی‌گردد. یاس بارها به آنجا رفته بود مجوز بگیرد و به او نداده بودند.</p>
<p><strong>اگر اکران می‌شد مجوز گرفته تلقی می‌شد.</strong></p>
<p>بله، همان‌طور که سینا حجازی با فیلم «خط ویژه»ام مجوز گرفت. تا آن موقع موسیقی زیرزمینی تلقی می‌شد، ولی با فیلمم مجوز گرفت و دارد کنسرت می‌گذارد. موقعیت یاس به‌قدری عالی است که می‌تواند آن طرف برود و هر اراجیفی را که آن طرفی‌ها می‌خواهند بخواند، اما ایستاده است. آدم بسیار با اعتقاد و وطن‌پرستی است. دوست دارد در این مملکت بماند و بسازد و همه چیز درست شود. چه ویژگی برای ما از این بهتر؟</p>
<p><strong>گفته‌اید بعد از «بارکد» می‌خواهید استراحت کنید و از سینما خداحافظی کرده‌اید&#8230;</strong></p>
<p>در شرایط فعلی نمی‌خواهم در سینما فیلم بسازم.</p>
<p><strong>سریال چطور؟</strong></p>
<p>اگر کار خوبی برای ساخت سریال پیش بیاید چرا&#8230;</p>
<p><strong>با تشکر از شما به خاطر فرصتی که در اختیار ما گذاشتید.</strong></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=74995">کیایی: ۸۰ درصد کسانی که فیلم قصه‌گو نمی‌سازند به دلیل عدم توانایی‌شان است!/ همه فکر می‌کنند فیلمی که اسکار گرفته باید الگوی فیلمسازی باشد/ از آدم‌هایی که می‌گویند باید مملکت را ول کنیم و برویم متنفرم/ در آلمان علیه من قیام کردند که تو همجنس‌گرایی را مسخره کرده‌ای!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=74995</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چرا «بارکد» یک پسرفت در کارنامه سینمایی کارگردانش است؟</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=73883</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=73883#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 20 Jun 2016 06:04:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بارکد]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی کیایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=73883</guid>
		<description><![CDATA[<p>«بارکد» یک عقب‌گرد آشکار در کارنامه کارگردانی است که ترجیح می‌دهد سالی یک فیلم بسازد بلکه از دخل و خرج گیشه سالانه سینمای ایران عقب نماند اما افسوس که در این تلاش برای فیلمسازی سالانه ذره ذره استعدادهایی که در این کارگردان وجود دارد هم هدر می رود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=73883">چرا «بارکد» یک پسرفت در کارنامه سینمایی کارگردانش است؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong>، مصطفی کیایی کارگردان «بارکد» سعی زیادی دارد که با مانور کردن بر چرایی سانسور شدن صدای یک رپر غیرمجاز از تیتراژ فیلمش خود را مظلوم نشان دهد. مظلوم از این حیث که فیلمش گرفتار ممیزی موسیقی شده و این بدترین برخورد با کارگردانی علاقمند به موسیقی است(!) اما کیایی یادش می رود که بگوید بودن یا نبودن صدای یک رپر چه مشکلی از فیلمی حل می کند که از روایت گرفته تا ساختارش ساده انگارانه شکل گرفته؟</p>
<p>فیلمی که داستانی درست را در فرمی متناسب به خورد مخاطب داده باشد با یک تغییر تیتراژ شالوده اش به هم نمی ریزد و کارگردانش مدام مجبور نیست اداره نظارت را بخاطر حذف یک صدای چند دقیقه ای نکوهش کند.</p>
<p>اما «بارکد» نه فیلمنامه درستی دارد نه شخصیت پردازی کاملی و نه ساختار اجرایی هماهنگ و دقیقی و در نتیجه کارگردان باید با توسل جستن به ممیزی یک رپر، از پاسخگویی به همه این کمبودها طفره رود.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>تجربه‌گرایی در بن‌بست</strong></span></p>
<p>مصطفی کیایی مانند منوچهر هادی جزو کارگردانان تجربه گرای ماست و همین تجربه گرایی باعث شد بتواند از نوعی سینمای دمدستی که «بعدازظهر سگی سگی» ارائه داده بود و نمونه ای تقلیدی از &#8220;اخراجیها&#8221; در &#8220;ضدگلوله&#8221; به یک درام خیابانی نسبتا خوش ساخت مثل «خط ویژه» برسد ولی مشکل اینجا بود که تبدیل &#8220;خط ویژه&#8221; به فیلم محبوب مخاطبان جشنواره سی و دوم باعث شد این کارگردان در ساخته های بعدیش به جای امتداد تجربه گرایی سعی کند همان الگو را در &#8220;عصر یخبندان&#8221; و &#8220;بارکد&#8221; تکرار کند؛ الگویی متکی بر حضور یک آقازاده در دل درام و چرخاندن بقیه کاراکترها حول وی و البته که در این چرخاندن نوعی تقلید کورکورانه از شکست زمانی الخاندرو گونزالس ایناریتو و کوئنتین تارانتینو در &#8220;عشق سگی&#8221; و &#8220;پالپ فیکشن&#8221; هم به چشم می خورد.</p>
<p>اما مشکل اینجاست کارگردانی به سراغ بازی با زمان می‌رود که کمترین درکی از فلسفه فرم ساختاری متکی بر رفت و برگشت زمانی یا ساختار زمانی متقاطع ندارد.</p>
<p>«بارکد» یک داستان پرکلیشه و البته واپس‌گرا درباره تلاشهای نافرجام دو جوان ابله برای رسیدن به خواسته‌های مادی خود را در شرایطی روایت می کند که کارگردان سعی زیادی کرده با رفت و برگشتهای زمانی به خیال خودش محصول مدرن تحویل مخاطب دهد اما مشکل اینجاست که کلید رفت و برگشت زمانی که پیش رو گذاشتن بُعدی سوم از شخصیتها ورای بعد ظاهری آنهاست ابدا در فیلم وجود ندارد.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">رفت و برگشت زمانی برای چه؟</span></strong></p>
<p>اگر تارانتینو در &#8220;پالپ فیکشن&#8221; زمان را به هم می ریزد هدفش این است که با شکل دادن داویری به مرکز زمان حال، درست شبیه خاطره نگاری هایی که در ذهن صورت می گیرد بعد سوم شخصیتها را بیرون بکشد اما در «بارکد» چه؟ کدام بُعد دیده نشده شخصیتهای اصلی فیلم با رفت و برگشتهای زمانی ارائه می‌شود.</p>
<p>ماهیت تمام کاراکترها درست مانند تیپهای فیلمفارسی در روترین شکل ممکن قرار دارد و فقط دوز لودگی است که در این رفت و برگشتها افزایش می یابد؛ آن هم نوعی از لودگی که تمرکزش بر استفاده فراوان از دیالوگهای دوپهلوی جنسی است بلکه فقر درام به این واسطه پوشش داده شود.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>افراط در لودگی‌های جنسی</strong></span></p>
<p>بدبختانه کارگردان در این لودگیهای جنسی آن قدر پیش می رود که بررسی جداگانه دیالوگهای فیلم منهای تصویر به شدت ناگوار به نظر می رسید. کافی است فکر کنیم این فیلم اگر بنا باشد به مانند برخی دیگر آثار سینمایی به صورت فیلم-رادیو از یکی از شبکه های رادیویی روی آنتن رود آن گاه چند درصد از آن باید حذف شود.</p>
<p>لودگی های ضداخلاق و ساختار روایی بی ربط و فقر ماده داستانی بکر را که کنار بگذاریم به شخصیت پردازی ساده انگارانه ای می رسیم که کیایی از اغلب شخصیتها و به‌خصوصی &#8220;پدرخوانده&#8221; خود با بازی رضا کیانیان ارائه داده. این &#8220;پدرخوانده&#8221; که انگار یک رانتخوار کلان یا &#8220;یقه سفید&#8221; است به راحتی اسیر ترفندهای جوانی میشود که تقریبا تمامی نقشه های کلاهبردارانه اش با شکست مطلق مواجه شده!!!</p>
<p>«بارکد» یک عقب‌گرد آشکار در کارنامه کارگردانی است که ترجیح می‌دهد سالی یک فیلم بسازد بلکه از دخل و خرج گیشه سالانه سینمای ایران عقب نماند اما افسوس که در این تلاش برای فیلمسازی سالانه ذره ذره استعدادهایی که در این کارگردان وجود دارد هم هدر می رود و فیلم به فیلم محصولی ابترتر و خنثی تر از قبل پیش روی مخاطب گذاشته می‌شود.</p>
<p>منبع: نسیم</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=73883">چرا «بارکد» یک پسرفت در کارنامه سینمایی کارگردانش است؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=73883</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آغاز تبلیغات تلویزیونی «بارکد» / رسانه ملی«بارکد» را تشویق کرد</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=73865</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=73865#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 19 Jun 2016 09:53:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بارکد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=73865</guid>
		<description><![CDATA[<p>مدیرعامل دفتر پخش فیلمیران گفت: با توجه به عدم پخش تیزر «بارکد» در شبکه های ماهواره ای این فیلم مورد تشویق رسانه ملی قرار گفت و تعدادی تیزر رایگان به فیلم اختصاص یافت.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=73865">آغاز تبلیغات تلویزیونی «بارکد» / رسانه ملی«بارکد» را تشویق کرد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong>، علی سرتیپی مدیرعامل دفتر پخش فیلمیران درباره تبلیغات این فیلم در رسانه ملی گفت: فیلم به دلیل نداشتن هیچ تبلیغی در شبکه های ماهواره ای مورد تشویق رسانه ملی قرار گرفت و تعدادی تیزر به صورت رایگان به فیلم اختصاص یافته است.</p>
<p class="rtejustify">وی در ادامه توضیح داد: امیدوارم رسانه ملی این نوع تشویق ها و نگاه درست به سینمای کشور را ادامه دهد و شرایطی ایجاد کند که تهیه کنندگان و صاحبان آثار علاقه ای به ارایه تبلیغ به شبکه های ماهواره ای نداشته باشند . تاثیری که رسانه ملی برروی مخاطب دارد به مراتب بیشتر از تاثیر ماهواره است به همین دلیل پخش تبلیغات از رسانه ملی از اهمیت زیادی برخوردار است.</p>
<p class="rtejustify">سرتیپی درباره آغاز تبلیغات فیلم «بارکد» توضیح داد: تیزر فیلم «بارکد» آماده شده است که زمان آن ۲۵ ثانیه است و از امشب در رسانه ملی پخش خواهد شد.</p>
<p class="rtejustify">بنابراین گزارش، بسیاری از فیلم های سینمایی از شبکه های ماهواره ای برای تبلیغ آثار سینمایی خود استفاده کردند که به تازگی با حکم دادستانی نمایش فیلم سینمایی «عادت نمی کنیم» متوقف شد و با تعهد تهیه کننده فیلم دوباره اکران شد. گفته می شود تعدادی از تهیه کنندگان نیز که به دادگاه فرهنگ و رسانه احضار شدند با وثیقه آزاد شدند.</p>
<p class="rtejustify">منبع: فارس</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=73865">آغاز تبلیغات تلویزیونی «بارکد» / رسانه ملی«بارکد» را تشویق کرد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=73865</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مهدی آذرپندار: «بارکد» یک فیلم مسئله‌دار بی‌مسئله/ صندلی تهیه‌کنندگی کیایی را به بیراهه کشانده است</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=73610</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=73610#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 13 Jun 2016 10:15:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بارکد]]></category>
		<category><![CDATA[شوخی‌های جنسی در سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی کیایی]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی آذرپندار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=73610</guid>
		<description><![CDATA[<p>منتقد و روزنامه نگار سینما گفت: ساختن اینگونه آثار و جذب مخاطب کار سختی نیست و متاسفانه کیایی که یک فیلمساز مستعد است و می‌توانست در سینمای بدنه و داستانگوی ایران پیشتاز باشد، در وادی شوخی‌های این چنینی و موقعیت‌های رکیک افتاده است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=73610">مهدی آذرپندار: «بارکد» یک فیلم مسئله‌دار بی‌مسئله/ صندلی تهیه‌کنندگی کیایی را به بیراهه کشانده است</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong>، «مهدی آذرپندار» منتقد سینما درباره فیلم «بارکد» گفت: «مصطفی کیایی» جزو کارگردانان جوانی است که سبک فیلمسازی‌اش با سایر فیلمسازان هم نسلش تا حد زیادی متفاوت است؛ غیر از فیلم اولش که فیلم بد و ضعیفی بود و از لحاظ مضمونی نیز فیلم کم ارزشی به شمار می‌رفت، او در گام‌های بعدی فیلمسازی‌اش با ساخت «ضدگلوله» و «خط ویژه» نشان داد که برای سرگرم کردن مخاطب فیلم می‌سازد، اما نه به هر قیمتی. همچنین اثبات کرد در فیلمسازی به دنبال تنوع موضوعی است و خودش را در سینمای اجتماعی یا کمدی یا دفاع مقدس حبس نکرده است. از طرفی، «کیایی» نشان داده قادر است دست روی موضوعات ملتهب بگذارد و با موفقیت و بدون اینکه از خط قرمزها عبور کند، این داستان‌های جنجالی را به نحوی سالم و سرگرم کننده روایت کند.</p>
<p>وی با بیان اینکه «خط ویژه» قصه‌ی یک اختلاس بانکی است و به نظرم این فیلم تا به امروز بهترین فیلمی است که در این زمینه ساخته شده است، افزود: کیایی در «خط ویژه» نگاه خاصی به مقوله‌ی عدالت دارد و در زمره‌ی فیلمسازانی قرار می‌گیرد که به اجرای فردی عدالت معتقدند. چنانکه در «عصر یخبندان» هم این مولفه به وضوح دیده می‌شود. البته «عصر یخبندان» با اینکه فیلم چرکی به نظر می‌رسد و از حیث نشان دادن متعدد صحنه‌های استعمال مواد مخدر و خیانت زن به شوهرش آزاردهنده جلوه می‌کند، ولی در مجموع جمع بندی مثبتی دارد و ضد خیانت عمل می‌کند.</p>
<p>این منتقد اضافه کرد: نکته‌ی مهم در تمام این آثار این است که در این فیلم‌ها اگر موقعیت کمیک، شوخی و یا طنزی وجود دارد، این موقعیت‌ها و شوخی‌ها اصلاً رکیک و خط قرمزی نیستند و چندان به سمت شوخی‌های دوپهلوی جنسی نرفته اند.</p>
<p>روزنامه نگار سینما و عضو سابق شورای فیلمنامه‌ی صداوسیما با اشاره به فیلم «بارکد» اظهار داشت: اما در «بارکد» نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده که «کیایی» تمام اهتمام خود را مصروف موقعیت‌ها و شوخی‌های بی‌ادبانه و جنسی و بی‌پرده کرده است؛ آیا نشستن مصطفی کیایی روی صندلی تهیه کنندگی باعث شده فیلم اینگونه شود؛؟ اگر چنین است که وزارت ارشاد باید در این زمینه تأمل کند که چرا وقتی فیلمسازان ما با تهیه کنندگان دیگر فیلم های موفقی می‌سازند، بعد از اینکه خودشان تهیه‌کنندگی کارهایشان بر عهده می گیرند، آثار اینگونه خلق می کنند؟ آیا نگرانی از برگشت سرمایه فیلمساز را به این سمت و سوق می‌دهد تا از خلال عبور از خط قرمزها برای فیلمش جذابیت خلق کند؟ اگر واقعا این طور است، به نظر می‌رسد نباید به همین آسانی، به فیلمسازان پروانه تهیه‌کنندگی بدهند.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/06/barcode2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-73617" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/06/barcode2.jpg" alt="barcode2" width="800" height="529" /></a></p>
<p>آذرپندار با بیان اینکه در «بارکد» چیزی جز شوخی های جنسی نداریم، تصریح کرد: این فیلم نه داستان خاصی دارد و نه مسئله‌ی خاصی را دنبال می‌کند؛ در حالی که این فیلمساز که در آثار قبلی‌اش حداقل سعی داشت نشان دهد که «مسئله‌ای» ذهن او را مشغول کرده است. اما اینجا یک فیلم کاملاً بی‌مسئله ساخته که در مسیر همین بی‌مسئلگی به وادی بی‌ادبی و ابتذال افتاده است. متاسفانه در «بارکد» کیایی به تکرار رسیده و به همان بلایی که مسعود کیمیایی دچار شد، مبتلا شده است.»</p>
<p>وی گفت: در این فیلم شاهد خلق موقعیت های عجیب و غریب هستیم، موقعیت‌هایی که در سینمای ایران کمتر آنها را دیده‌ایم. به طور مثال کاراکتر محوری فیلم که به نوعی قهرمان فیلم هم هست، نامزدش را برای اخاذی از یک مرد پولدار راضی به اغواگری می‌کند؛ غافل از اینکه نامزدش، خود در پروسه‌ی اغواگری‌اش، عاشق آن مرد پولدار می‌شود! یا اینکه مرد دیگری دوست دخترش را که بی‌پناه مانده، به یک مرد همجنس‌باز می‌سپارد تا شب را در امینت بگذراند!</p>
<p>منتقد و روزنامه نگار سینما در همین زمینه افزود: بنده حداقل یه یاد ندارم که در سینمای‌ ایران کاراکتر مرد همجنس باز به این وضوح تصویر شود! البته پیش از این، ما در آثار زیادی کاراکتر ترنس داشته‌ایم که متأسفانه در بسیاری از اوقات با توهین و تمسخر به این شخصیت ها پرداخته شده و در معدود مواردی هم مانند فیلم «آیینه های روبه رو» با شرافت و نگاه آسیب‌شناسانه این موضوع مورد توجه قرار گرفته است. اما هر چه بوده، کاراکتر همجنس‌باز مثل کاراکتر فیلم «بارکد» در سینما نداشته‌ایم.</p>
<p>آذرپندار با بیان اینکه «نمی دانم چه بلایی سر مصطفی کیایی‌ای که با مسئله فیلم می ساخت، آمده است»، ادامه داد: اجمالاً می‌توان گفت «بارکد» تقریبا همه چیزهایی که در فیلم های قبلی کیایی ندیدیم را یک جا دارد. بدتر هم اینکه از لحاظ سینمایی هم به شدت یک عقبگرد برای «کیایی» نسبت به «خط ویژه» و «ضد گلوله» محسوب می‌شود. فیلم تا اواخر، صرفاً مجموعه خاطرات چند آدم بی‌مسئله است که هیچ نخ تسبیح و سیر دراماتیکی بین آنها وجود ندارد. تنها در چند دقیقه‌ی پایانی قرار است با یک توطئه‌چینی خیلی ساده‌لوحانه، این خاطرات به هم گره بخورند. اما مخاطب هرگز از این توطئه‌ی بیش از حد ساده در پایان فیلم، اقناع نمی‌شود. چرا که هشتاد دقیقه‌ی نخست عاری از جزئیات موثر و کاشته‌هایی است که در پایان بتوان از آنها برداشت کرد.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/06/barcode3.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-73618" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/06/barcode3.jpg" alt="barcode3" width="1029" height="683" /></a></p>
<p>وی گفت: ساختن اینگونه آثار و جذب مخاطب کار سختی نیست و متاسفم کیایی که یک فیلمساز مستعد است و می‌توانست در سینمای بدنه و داستانگوی ایران پیشتاز باشد، در وادی شوخی‌های این چنینی و موقعیت‌های رکیک افتاده است. فکر می‌کنم باید به وزارت ارشاد تبریک گفت؛ چرا که بسیاری از اولین‌ها در سینمای ایران به واسطه‌ی این فیلم به نام آقایان شورای نظارت و سازمان سینمایی ثبت شده است. البته ممکن است وزیر ارشاد بعد از دیدن این فیلم و پس از اینکه میلیاردها تومان فروش کرد، باز هم احساس شرمندگی کند، ولی نمی‌دانم این احساس شرمندگی‌ها چه عائدی برای سینمای ایران خواهد داشت.</p>
<p>«آذرپندار» در پایان با بیان اینکه اکران این فیلم در ماه مبارک رمضان مصداق ولنگاری فرهنگی است، افزود: سال گذشته عیدی سازمان سینمایی در ایام عزیز ماه رمضان به مردم فیلم «گینس» بود، امسال هم مردم روزه‌دار بعد از افطار، می‌توانند مرد همجنس باز و معاوضه‌ی نامزد و شوخی‌های رکیک ببینند. واقعا به این برنامه‌ریزی باید تبریک گفت. فقط امیدوارم خواص این جامعه اعم از روحانیون، چهره‌های سیاسی، نمایندگان مجلس و &#8230; حداقل این فیلم‌ها را ببینند و بدانند در سینما چه خبر است؛ اتفاقی که سر «پنجاه کیلو آلبالو» اینقدر نیفتاد که وزیر خودش به این فیلم اعتراض کرد. قطعاً انفعال در برابر  این آثار نشان می‌دهد که مسئولین و چهره‌های انقلابی و نهادهای مسئول، بیشتر روی مسائل سیاسی حساس هستند تا مسائل اخلاقی. در حالی که مشی و بیانات مقام معظم رهبری دقیقاً خلاف این موضوع است.</p>
<p>منبع: نسیم آنلاین</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=73610">مهدی آذرپندار: «بارکد» یک فیلم مسئله‌دار بی‌مسئله/ صندلی تهیه‌کنندگی کیایی را به بیراهه کشانده است</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=73610</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ادامه انتقاد از «بارکد»/ اکران فیلمی که اساسش شوخی‌های جنسیست</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=73608</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=73608#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 13 Jun 2016 10:10:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[50 كيلو آلبالو]]></category>
		<category><![CDATA[بارکد]]></category>
		<category><![CDATA[شوخی‌های جنسی در سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی کیایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=73608</guid>
		<description><![CDATA[<p>تنها چند روز بعد از توقف اكران فيلمي كه مصداق ولنگاري فرهنگي بود، فيلم ديگري روي پرده سينماها آمده است كه اساس آن را شوخي‌هاي ركيك جنسي تشكيل داده است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=73608">ادامه انتقاد از «بارکد»/ اکران فیلمی که اساسش شوخی‌های جنسیست</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong>، تنها چند روز بعد از توقف اکران فیلمی که مصداق ولنگاری فرهنگی بود، فیلم دیگری روی پرده سینماها آمده است که اساس آن را شوخی‌های رکیک جنسی تشکیل داده و داستان فیلم چیزی جز ترویج ولنگاری نیست. این بار سازمان سینمایی «بارکد» ولنگاری فرهنگی را بر پیشانی خود زده و جلوتر از سایر نهاد‌هایی که در امور فرهنگی اهمال کرده‌اند، سرآمد شده است.</p>
<p>اکران عمومی فیلم سینمایی «بارکد» ساخته مصطفی کیایی از هفته گذشته آغاز شده است. پنجمین فیلم کیایی مانند سایر آثار کارگردانش یک فیلم تجاری کامل است که از الگوی غیراخلاقی و ایجاد جذابیت با استفاده از شوخی‌های جنسی و محتوای نامناسب بهره می‌برد، یعنی همان الگویی که مانی حقیقی در «۵۰ کیلو آلبالو» از آن استفاده کرد.</p>
<p>البته وزیر ارشاد خیلی دیر متوجه ایرادات فیلم «۵۰ کیلو آلبالو» شد و دستور توقف اکران آن را صادر کرد، ولی در مورد «بارکد» وزیر وقت دارد در همین روزهای ابتدایی اکران به تماشای فیلم بنشیند و دستورات لازم را در خصوص آن صادر کند. سازمان سینمایی نشان داده است تا دستور از مقام بالاتری صادر نشود، تمایل چندانی به ممیزی فیلم‌های سینمایی ندارد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>بارکد!</strong></span></p>
<p>مصطفی کیایی از زمان ساخت فیلم سینمایی «بعد از ظهر سگی» نشان داد که به سینمای کمدی علاقه دارد. این علاقه‌مندی در آثار بعدی این فیلمساز کم و بیش دیده می‌شود. در «ضد گلوله» کیایی طنز سالمی را به نمایش می‌گذارد و بعد از آن به سراغ سینمای اجتماعی می‌رود و «خط ویژه» و «عصر یخبندان» را می‌سازد در همه این فیلم‌ها هم المان‌های مورد علاقه کیایی از جمله طنز موقعیت و طنز کلامی، پرداختن به مسئله آقازادگی، خیانت و مبارزه اجتماعی چند جوان سرخوش برای تغییرات اجتماعی نشان داده شده است. کیایی بعد از دو فیلم تقریباً جدی باز هم به سراغ طنز رفته است و این بار در «بارکد» از دم‌دستی‌ترین شکل ممکن ایجاد موقعیت به اصطلاح طنز یعنی استفاده از شوخی‌های کلامی غیراخلاقی استفاده کرده است. در کنار آن نیز اصرار بی موردی در پرداختن به مشکلات جنسی از جمله همجنسگرایی دارد که در کلیت داستان یک وصله ناجور به شمار می‌رود. این فیلم از جمله آثار ناموفق جشنواره فجر به شمار می‌رود که در زمان اکران آن در کاخ جشنواره‌ها در میان اهالی سینما حتی صحبت از توقیف این فیلم به دلیل محتوای هنجارشکنانه آن وجود داشت. با وجود این «بارکد» اکنون با کمترین میزان ممیزی در سینما‌ها اکران می‌شود. خانواده‌ها در ماه رمضان با اهمال سازمان سینمایی و شورای صنفی نمایش به تماشای فیلمی می‌نشینند که در آن بی‌پردگی جنسی و ولنگاری فضای فیلم را در بر گرفته است.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong> آیا «یأس» تمام مشکل بود؟!</strong></span></p>
<p>چند روز پیش وقتی وزیر ارشاد فیلم «۵۰ کیلو آلبالو» را دید، دستور توقف اکران فیلم را صادر کرد. جنتی اکران فیلم را نادرست و آن را یکی از اشتباهات سازمان سینمایی دانست. در مقابل این برخورد وزیر، هم اکنون گروه‌های شبه‌روشنفکر سینما به دنبال تخریب جایگاه علی جنتی افتاده‌اند. در این شرایط «بارکد» اکران می‌شود و کمی مانده به اکران، بهرام رادان، بازیگر این فیلم طی پستی در صفحه شبکه اجتماعی‌اش از احتمال توقیف فیلم به دلیل استفاده از صدای «یاس» رپر ایرانی در تیتراژ پایانی فیلم خبر داد. این موضوع باعث شد تا محتوای نامناسب «بارکد» فراموش شود و در عوض بودن یا نبودن صدای یک رپر در تیتراژ به مسئله مهمی تبدیل شود. این رفتار‌ها که در بین نظامی‌ها به عنوان عملیات ایذایی مشهور است، باعث شد تا در نهایت با حذف صدای یاس فیلم با کمترین ایراد‌گیری از سوی سازمان سینمایی اکران شود. در صورتی که صدای یک رپر در مقایسه با آنچه کیایی در فیلم به آن پرداخته است، شاید کوچک‌ترین ایراد یا حتی مسئله‌ای بدون ایراد باشد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>ولنگاری فرهنگی و سازمان سینمایی</strong></span></p>
<p>سازمان سینمایی یکی از دستگاه‌های مهم فرهنگی به شمار می‌رود که مسئولیت مستقیمی در تولید فیلم در انواع و اقسام آن از فیلم کوتاه گرفته تا مستند و داستانی و فیلم سینمایی برعهده دارد. اهمیت جایگاهی سازمان سینمایی حساسیت کار مدیران آن را بالاتر نیز می‌برد. در مقابل این جایگاه مهم تصمیماتی در این سازمان گرفته می‌شود که ناشی از نبود شناخت موقعیت سازمان سینمایی و اهمال در انجام وظایف است. اکران پشت سر هم دو فیلم «۵۰ کیلو آلبالو» و «بارکد» در سینماها و «دونده زمین» در گروه هنر و تجربه نشان‌دهنده یک ولنگاری فرهنگی در این سازمان است. ورود قاطعانه وزیر ارشاد باعث شد تا «۵۰ کیلو آلبالو» از اکران کنار گذاشته شود، در صورتی که رسیدگی به این موضوع از وظایف سازمان سینمایی بود. این بار هم شاید سازمان سینمایی منتظر است تا نهاد‌های اجتماعی چون بسیج دانشجویی نسبت به «بارکد» موضع‌گیری کنند یا اینکه مراجع در دیدار با وزیر ارشاد نسبت به اکران «بارکد» واکنش دهند یا شاید در انتظار این هستند که باز هم وزیر به تماشای فیلم بنشیند و رأساً دستور برخورد با اهمال صورت گرفته را صادر کند.</p>
<div class="wrapper"></div>
<div class="wrapper">منبع : روزنامه جوان</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=73608">ادامه انتقاد از «بارکد»/ اکران فیلمی که اساسش شوخی‌های جنسیست</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=73608</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>موزیک «بی‌کلام»، پایان حواشی «بارکد»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=73357</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=73357#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 08 Jun 2016 09:45:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بارکد]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی کیایی]]></category>
		<category><![CDATA[یاس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=73357</guid>
		<description><![CDATA[<p>در پی حواشی تیتراژ فیلم سینمایی «بارکد» کارگردان این فیلم اعلام کرد جایگزین صدای یاس در تیتراژ این فیلم «بی‌کلام» قرار گرفته است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=73357">موزیک «بی‌کلام»، پایان حواشی «بارکد»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong>، روزهای گذشته حواشی درباره تیتراژ فیلم سینمایی«بارکد» ایجاد شده که در پی آن ایوبی رئیس سازمان سینمایی گفت که صدای یاس باید از تیتراژ این فیلم حذف شود. در تماسی امروز پیگیر این موضوع شدیم.</p>
<p>مصطفی کیایی کارگردان فیلم «بارکد» به تازگی در این باره گفت: صدای یاس از تیتراژ حذف شده است و موسیقی بی‎کلام جایگزین آن خواهد شد.</p>
<p>وی درباره اکران فیلم «بارکد»گفت: این فیلم طبق برنامه از امروز( ۱۹ خرداد) بر پرده سینماها قرار می‌گیرد.</p>
<p>بازیگران «بارکد» عبارتند از: بهرام رادان، محسن کیایی، سحر دولتشاهی، بهاره کیان افشار، بابک بهشاد، علی کوچکی، رضا شریف نژاد، آرش تاج، میثاق جمشیدى، سحر آربین، مرجان علیزاده، شهرام جمشیدی، سمانه عارف پور، ایلیا کیوان و با حضور: پژمان بازغی و رضا کیانیان.</p>
<p>در خلاصه داستان این فیلم آمده است: پشت هر آدمی داستانی هست و پشت هر داستانی یه آدم، بهتره قبل از هر قضاوتی یکم صبر داشته باشیم.</p>
<p>منبع: تسنیم</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=73357">موزیک «بی‌کلام»، پایان حواشی «بارکد»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=73357</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ایوبی: «فروشنده» بدون اصلاحیه پروانه نمایش گرفت/ صدای «یاس» باید از «بارکد» حذف شود</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=73293</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=73293#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 07 Jun 2016 10:15:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[اصغر فرهادی]]></category>
		<category><![CDATA[بارکد]]></category>
		<category><![CDATA[حجت الله ایوبی]]></category>
		<category><![CDATA[فروشنده]]></category>
		<category><![CDATA[یاس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=73293</guid>
		<description><![CDATA[<p>حجت الله ایوبی رئیس سازمان سینمایی از صدور پروانه نمایش برای فیلم سینمایی «فروشنده» خبر داد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=73293">ایوبی: «فروشنده» بدون اصلاحیه پروانه نمایش گرفت/ صدای «یاس» باید از «بارکد» حذف شود</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong>، عصر روزگذشته شورای پروانه نمایش برای صدور مجوز اکران عمومی فیلم سینمایی «فروشنده» تازه ترین اثر سینمایی اصغر فرهادی، تصمیم گیری کردند. حجت الله ایوبی رئیس سازمان سینمایی صبح امروز در حاشیه جلسه امضای تفاهم‌نامه همکاری میان معاونت حقوق بشر و امور بین‌الملل وزارت دادگستری و سازمان سینمایی امور سمعی و بصری کشور  در وزارت دادگستری و در پاسخ گفت:  شورای پروانه نمایش با صدور مجوز نمایش فیلم «فروشنده» موافقت کرد و به این فیلم هیچ اصلاحیه‌ای نخورده است.</p>
<p>وی همچنین در پاسخ به سوالی در مورد خبر توقف نمایش عمومی فیلم «بارکد» در سالن‌های سینمایی بدلیل پخش صدای یاسر بختیاری ملقب به «یاس» در تیتراژ این اثر سینمایی گفت: طبق آخرین خبری که از معاونت ارزشیابی و نظارت گرفتم، پیش از این اصلاحاتی به فیلم وارد شده بود که موسیقی فیلم هم جزو همین اصلاحات بود و طبق آخرین تصمیمی که گرفته شده صدای این خواننده پخش نمی‌شود.</p>
<p>حجت الله ایوبی پاسخ سوالات را مختصر جواب می‌داد. از ایوبی سوال شد که در خبرهایی که از فیلم «فروشنده» منتشر شده بود گویا قطعه آهنگ پاپ – راک از علی عظیمی، خواننده جوان خارج نشین با عنوان پیش‌درآمد در این اثر سینمایی استفاده شده است. ممکن است اصلاحیه ای که برای حذف صدای خواننده بر فیلم «بارکد» خورده است به فیلم «فروشنده» وارد شود؟ که رئیس سازمان سینمایی پاسخ داد: شورای صدور پروانه نمایش چیزی در این مورد نخواستند.</p>
<p>حاشیه دیگر این روزهای سینما، لغو ادامه نمایش فیلم «۵۰ کیلو آلبالو» در سالنهای سینما بود. این فیلم با انتقاد مراجع تقلید همراه شد و حتی علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، اعطای پروانه نمایش برای این فیلم را اشتباه بزرگ نامیده بود. سوالی که از ایوبی پرسیده شد این بود که چرا بعد از فروش میلیاردی، این فیلم لغو مجوز شد. ایوبی گفت: فیلم برای اکران ماه رمضان پروانه نمایش نگرفته است. بدلیل ماه رمضان و فشار اکران فیلمهای سینمایی، گفتند پروانه نمایش، برای این فیلم صادر نشود.</p>
<p>ایوبی در پاسخ به سوال دیگری در مورد جلسه دادگاه هنر و رسانه و مشکلاتی که برخی تهیه کنندگان به خاطر پخش تیزرهای تبلیغاتی شبکه‌های ماهواره ای مواجه شدند گفت: فیلمسازان معتقدند که این تبلیغات از طریق خودشان انجام نمی‌شود و این صحبتی است که از آنها شنیدیم. قوه قضاییه و وزارت ارشاد از همه فیلمسازان خواستیم و باز هم می‌خواهیم که به تعهدی که در هنگام عقد پروانه نمایش می‌دهند، عمل کنند، وگرنه وزارت ارشاد و معاونت ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی جدی تر برخورد می‌کنند.</p>
<p>وی در مورد پخش تیزرهای فیلمهای سینمایی در رسانه ملی گفت: من نسبت به دوره آقای سرافراز هم با امیدواری نگاه می‌کردم. اما با شناختی که از عملکرد اجرایی آقای علی عسکری مدیر جدید رسانه ملی دارم، شرایط را برای اهالی سینما، بهتر می‌بینم. یکی از درخواستهای همیشگی ما از صدا وسیما این بوده است که فضایی درست شود که مردم، آثار سینمایی ایران را ببینند.</p>
<p>منبع: تسنیم</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=73293">ایوبی: «فروشنده» بدون اصلاحیه پروانه نمایش گرفت/ صدای «یاس» باید از «بارکد» حذف شود</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=73293</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اکران «بارکد» در عید فطر قطعى شد</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=71155</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=71155#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 04 May 2016 07:16:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بارکد]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمیران]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفى کیایى]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=71155</guid>
		<description><![CDATA[<p>اكران فيلم سينمايى «باركد» به كارگردانى محسن كيايى در عيد فطر قطعى شد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=71155">اکران «بارکد» در عید فطر قطعى شد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <a href="http://sourehcinema.ir/">سوره سینما</a>، <span title="Edited" data-reactid=".4.1.0.0.2.1.0.0.1"><span data-reactid=".4.1.0.0.2.1.0.0.1.7">پنجمین فیلم مصطفى کیایى توسط فیلمیران در اکران عیدفطر به نمایش در مى آید و پیش بینى مى شود از پرفروش ترین فیلم هاى امسال باشد. فیلم «بارکد» نسبت به نسخه جشنواره دچار تغییراتى شده و چند پلان و دیالوگ براى دریافت پروانه نمایش حذف شدند.</span><br data-reactid=".4.1.0.0.2.1.0.0.1.$newline9/=10" /></span></p>
<p data-reactid=".4.1.0.0.2.1.0.0"><span title="Edited" data-reactid=".4.1.0.0.2.1.0.0.1"><span data-reactid=".4.1.0.0.2.1.0.0.1.a">فیلم «بارکد» مانند دیگر فیلم هاى مصطفى کیایى در جشنواره فجرمورد استقبال مردم قرار گرفت و در آراى مردمى جشنواره سومین فیلم منتخب مردم شد.</span><br data-reactid=".4.1.0.0.2.1.0.0.1.$newline13/=10" /></span></p>
<p data-reactid=".4.1.0.0.2.1.0.0"><span title="Edited" data-reactid=".4.1.0.0.2.1.0.0.1"><span data-reactid=".4.1.0.0.2.1.0.0.1.d">فیلم «بارکد» دو شخصیت اصلى دارد که تصمیم دارند انتقام اتفاق هایى که برایشان افتاده است را بگیرند.</span><br data-reactid=".4.1.0.0.2.1.0.0.1.$newline17/=10" /></span></p>
<p data-reactid=".4.1.0.0.2.1.0.0"><span title="Edited" data-reactid=".4.1.0.0.2.1.0.0.1"><span data-reactid=".4.1.0.0.2.1.0.0.1.g">در این فیلم بهرام رادان ، محسن کیایى ، سحردولتشاهى ، بهاره کیان افشار ، پژمان بازغى و رضاکیانیان ایفاى نقش مى کنند.</span></span></p>
<p data-reactid=".4.1.0.0.2.1.0.0">در خلاصه داستان این فیلم آمده است: پشت هر آدمی داستانی هست و پشت هر داستانی یه آدم، بهتره قبل از هر قضاوتی یکم صبر داشته باشیم.</p>
<p data-reactid=".4.1.0.0.2.1.0.0">منبع: سینما</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=71155">اکران «بارکد» در عید فطر قطعى شد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=71155</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شش فیلم در صف اکران عید فطر</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=71049</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=71049#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 03 May 2016 05:55:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[اکران عید فطر]]></category>
		<category><![CDATA[بارکد]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم خسرو]]></category>
		<category><![CDATA[خوب، بد، جلف]]></category>
		<category><![CDATA[دختر]]></category>
		<category><![CDATA[دراکولا]]></category>
		<category><![CDATA[زاپاس]]></category>
		<category><![CDATA[هلن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=71049</guid>
		<description><![CDATA[<p>با توجه به این‌که پیش از این پخش‌کنندگان فیلم‌هایی مثل «دراکولا»، «خوب، بد، جلف» و «زاپاس» نیز از احتمال اکران این فیلم‌ها در ایام عید فطر خبر داده بودند، آمار فیلم‌هایی که علاقه‌مند به این زمان اکران هستند تا کنون به شش فیلم رسیده است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=71049">شش فیلم در صف اکران عید فطر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a>، درحالی که پیش از این سازندگان چهار فیلم کمدی احتمال اکران در عید فطر را داده بودند، از میان سه پروانه نمایشی که روز گذشته برای سه فیلم «هلن»، «دختر» و «برادرم خسرو» صادر شده است؛ سازندگان دو فیلم دیگر نیز احتمال داده‌اند فیلمشان در عید فطر اکران شوند که با این‌حساب، فیلم‌های متقاضی برای نمایش در این زمان به ۶ فیلم می‌رسد.</p>
<p>روز گذشته پروانه نمایش سه فیلم «هلن» به تهیه کنندگی و کارگردانی اکبر ثقفی، «برادرم خسرو» به کارگردانی احسان بیگلری و «دختر» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی رضا میرکریمی صادر شد.</p>
<p>برای اطلاع از زمان و برنامه اکران این سه فیلم، با سازندگان آن‌ها تماس گرفتیم. اکبر ثقفی تهیه‌کننده و کارگردان «هلن» نامی از پخش‌کننده این فیلم نبرد و درباره زمان احتمالی نمایش فیلمش گفت: «هلن قرار است بعد از ماه رمضان به نمایش درآید.» او همچنین از تدارک فیلمی به نام «روسی» به کارگردانی پسرش امیرحسین ثقفی، خبر داد.</p>
<p>محمد صابری مدیرعامل شرکت نورتابان نیز که تهیه‌کنندگی و پخش فیلم تازه رضا میرکریمی «دختر»، را بر عهده دارد می‌گوید برنامه اکران این فیلم هم برای عید فطر است و در آخر، احسان بیگلری کارگردان فیلم «برادرم خسرو» با اعلام این‌که پخش فیلمش را فیلمیران به عهده دارد، گفت: «هنوز زمان اکران این فیلم مشخص نیست.»</p>
<p>با توجه به این‌که پیش از این پخش‌کنندگان فیلم‌هایی مثل «دراکولا»، «خوب، بد، جلف»، «بارکد» و «زاپاس» نیز از احتمال اکران این فیلم‌ها در ایام عید فطر خبر داده بودند، آمار فیلم‌هایی که علاقه‌مند به این زمان اکران هستند تا کنون به شش فیلم رسیده است، اما قطعا تعداد فیلم‌های اکران شده در این زمان کمتر از این تعداد خواهد بود.</p>
<p>منبع: آی‌سینما</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=71049">شش فیلم در صف اکران عید فطر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=71049</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>«بارکد»، «ربوده شده» و «مشکل گیتی» مجوز نمایش گرفتند</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=70302</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=70302#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 20 Apr 2016 08:37:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بارکد]]></category>
		<category><![CDATA[ربوده شده]]></category>
		<category><![CDATA[شورای پروانه نمایش]]></category>
		<category><![CDATA[مشکل گیتی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=70302</guid>
		<description><![CDATA[<p>شورای پروانه نمایش فیلم های سینمایی برای 3 فیلم مجوز نمایش صادر کرد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=70302">«بارکد»، «ربوده شده» و «مشکل گیتی» مجوز نمایش گرفتند</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <a href="http://sourehcinema.ir/">سوره سینما</a> به نقل از روابط عمومی سازمان سینمایی، در جلسه ۲۳ فروردین که با حضور اکثریت اعضای شورای پروانه نمایش فیلم های سینمایی برگزار شد.</p>
<p class="rtejustify">مجوز نمایش ۳ فیلم : «ربوده شده» به تهیه کنندگی جواد نوروز بیگی و به کارگردانی و نویسندگی بیژن میرباقری با موضوع پلیسی / اجتماعی ، «مشکل گیتی» به تهیه کنندگی و کارگردانی  بهرام کاظمی و به نویسندگی مشترک عباس شیر محمدی و عبدالرضا منجزی با موضوع اجتماعی  و «بارکد» به تهیه کنندگی ، کارگردانی و نویسندگی مصطفی کیایی با موضوع معمایی/ پلیسی صادر شد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=70302">«بارکد»، «ربوده شده» و «مشکل گیتی» مجوز نمایش گرفتند</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=70302</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به مهمترین موضوعات آثار حاضر در جشنواره سی‌و‌چهارم فجر/ غلبه موضوعات اجتماعی بر سایر دغدغه‌های سینمای ایران/ اعتیاد، خیانت و مرگ محبوب‌ترین سوژه‌ها/ بی‌اهمیتی سلیقه مخاطبان برای فیلمسازان</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=67334</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=67334#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Feb 2016 07:00:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[آبنبات چوبی]]></category>
		<category><![CDATA[آخرین بار کی سحر را دیدی]]></category>
		<category><![CDATA[امکان مینا]]></category>
		<category><![CDATA[بادیگارد]]></category>
		<category><![CDATA[بارکد]]></category>
		<category><![CDATA[به دنیا آمدن]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره فجر]]></category>
		<category><![CDATA[خشم و هیاهو]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی]]></category>
		<category><![CDATA[دختر]]></category>
		<category><![CDATA[دلبری]]></category>
		<category><![CDATA[زاپاس]]></category>
		<category><![CDATA[سیانور]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای دفاع مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[عادت نمی کنیم]]></category>
		<category><![CDATA[لانتوری]]></category>
		<category><![CDATA[مالاریا]]></category>
		<category><![CDATA[موضوعات اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[نفس]]></category>
		<category><![CDATA[نقطه کور]]></category>
		<category><![CDATA[نیمه شب اتفاق افتاد]]></category>
		<category><![CDATA[کفشهایم کو؟]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=67334</guid>
		<description><![CDATA[<p>تحلیلی مختصر بر آثار نمایش داده شده در ویترین امسال سینمای ایران کافیست تا دریابیم که یکی از مهمترین عوامل کمرنگ شدن ارتباط مخاطبان با سینما، نبود تنوع موضوعی در میان آثار تولید شده است. </p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=67334">نگاهی به مهمترین موضوعات آثار حاضر در جشنواره سی‌و‌چهارم فجر/ غلبه موضوعات اجتماعی بر سایر دغدغه‌های سینمای ایران/ اعتیاد، خیانت و مرگ محبوب‌ترین سوژه‌ها/ بی‌اهمیتی سلیقه مخاطبان برای فیلمسازان</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://sourehcinema.ir/">سوره سینما</a>&#8211; <a href="http://sourehcinema.ir/?s=%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86+%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85%DB%8C">احسان سالمی</a>: سی‌و‌چهارمین جشنواره فیلم فجر، به اعتراف بسیاری از صاحب نظران، یکی از عجیب‌ترین دوره‌های این جشنواره بوده است که چه به لحاظ شدت بی‌نظمی در برگزاری و مدیریت اطلاعات و اخبار مربوط به دبیرخانه جشنواره و چه به لحاظ درخشش فیلمسازان جوان و گمنام و عملکرد دور از انتظار بیشتر فیلمسازان با سابقه و شناخته‌شده، با سی‌وسه دوره پیشین این جشنواره تفاوت‌هایی اساسی داشت.</p>
<p>گذشته از عملکرد غیرمنطقی و تا حدودی مغرضانه هیئت داوران این دوره، در نادیده گرفتن معنادار برخی از مهمترین فیلم‌های جشنواره امسال که موجب تعجب طیف‌های مختلف سینما شد، این جشنواره نقاط عجیب دیگری نیز داشت که مرتبط با موضوعات مورد توجه فیلمسازان برای تولید آثارشان بود. در این گزارش نگاهی تحلیلی به موضوعات و محتوای آثار حاضر در جشنواره سی‌‎و‌چهارم فجر داریم تا ببینیم سینمای ایران در سال جدید خود می‌خواهد با چه موضوعاتی به استقبال مخاطبانش برود.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-67349" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/lantoori1.jpg" alt="lantoori" width="750" height="488" /></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>غلبه موضوعات اجتماعی بر سایر دغدغه‌های سینمای ایران</strong>  </span></p>
<p>رویکرد غالب در آثار جشنواره امسال، توجه به مسائل اجتماعی بود. رویکردی که در چند سال گذشته تبدیل به مهمترین و اصلی‌ترین دغدغه فیلمسازان شده است و بیشتر آثار تولید شده در سینمای ایران را به سمت نقد درست و نادرست مسائل و معضلات اجتماعی سوق داده است.</p>
<p>برای مثال بیش از نیمی از ۴۴ اثر حاضر در جشنواره امسال رویکردی اجتماعی داشتند. آثاری چون «آبنبات چوبی» به کارگردانی حسین فرحبخش، «آخرین بار کی سحر را دیدی؟» به کارگردانی فرزاد موتمن، «بارکد» به کارگردانی مصطفی کیایی، «خشم و هیاهو» به کارگردانی هومن سیدی، «لانتوری» به کارگردانی رضا درمیشیان، «مالاریا» به کارگردانی پرویز شهبازی، «هفت ماهگی» به کارگردانی هاتف علیمردانی، «پل خواب» به کارگردانی اکتای براهنی، «ابد و یک روز» به کارگردانی سعید روستایی، «خماری» به کارگردانی داریوش غذبانی، «لاک قرمز» به کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی و «متولد ۶۵» به کارگردانی مجید توکلی بخشی از این آثار هستند.</p>
<p>نکته جالب توجه در ارتباط با بیشتر این آثار پرداختن به سه مشکل اصلی اعتیاد، خیانت و مشکلات زندگی زناشویی و همچنین مشکلات جوانان در آن‌ها است که البته ذکر این مشکلات در آثاری که به آن اشاره کردیم، بیشتر از جهت طرح موضوع بوده است و متاسفانه پس از طرح مشکل، راهکاری از سوی فیلمسازان و تولیدکنندگان آثار برای حل این مشکلات مطرح نشده است که این باعث کاهش اثرگذاری این نگاه نقادانه بر مخاطب عادی و خاص این آثار می‌شود.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-67350" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/pole-khab.jpg" alt="pole-khab" width="850" height="583" /></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>سیگار و اعتیاد، پای ثابت فیلم‌ها</strong>  </span></p>
<p>اگر به عنوان یک مخاطب هر ۴۴ اثر حاضر در جشنواره امسال را دیده باشید و بخواهید یک نقطه اشتراک در بین این آثار پیدا کنید، بدون شک اولین موضوعی که به آن فکر خواهید کرد، نمایش بیش از اندازه مصرف سیگار یا مواد مخدر در ۹۰ درصد این آثار است. اتفاقی که کثرت آن باعث شده بود تا حبیب ایل‌بیگی معاون آثار و ارزشیابی سازمان سینمایی از «سیگار» به عنوان مهمترین ممیزی فیلم‌های جشنواره امسال یاد کند.</p>
<p>فیلم‌های «ابد و یک روز»، «عادت نمی‌کنیم»، «خشم و هیاهو»، «هفت ماهگی»، «نقطه کور»، «نیمه‌شب اتفاق افتاد»، «یک شهروند کاملا معمولی»، «آخرین‌بار کی سحر را دیدی؟»، «قیچی»، «چهارشنبه»، «تمرین برای اجرا»، «بارکد»، «آبنبات چوبی»، «سینما نیمکت»، «دختر»، «خماری»، «مالاریا»، «ممیرو»، «پل خواب»، «برادرم خسرو»، «اژدها وارد می‌شود»، «سگ و دیوانه‌ عاشق»، «لاک قرمز»، «گیتا»،  «اینجا کسی نمی‌میرد» و «به دنیا آمدن» از جمله این فیلم‌هایی بودند که یا در آن‌ها صحنه‌هایی از مصرف سیگار وجود داشت و یا نمایش صحنه‌های استعمال موادمخدر؛ که البته در این میان سهم برخی از فیلم‌ها از جمله «ابد و یک روز»، «عادت نمی‌کنیم»، «پل خواب» و «برادرم خسرو»، در نمایش افراط‌گونه این موضوع بیش از دیگران بود.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-67351" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/malaria1.jpg" alt="malaria" width="800" height="500" /></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>مرگ و خودکشی، سوژه‌های جدید سینمای ایران!</strong> </span></p>
<p>فیلم‌های ماندگار زیادی در تاریخ سینمای ایران وجود دارند که پس از گذشت سال‌ها هنوز هم مردم از آن‌ها به نیکی یاد می‌کنند. فیلم‌هایی که بعضی تلخ و بعضی شیرین هستند، اما در نهایت آن‌قدر خوب بوده‌اند، که بتوانند جایی برای زنده ماندن و ادامه حیات در گوشه ذهن مخاطب خود به دست آورند.</p>
<p>اما به نظر می‌رسد فیلمسازان ایرانی از سال گذشته تا کنون به این نتیجه رسیده‌اند که فقط فیلم‌های تلخ هستند که قدرت جذب مخاطب را در خود دارند، به همین خاطر علاوه بر نمایش تمام معضلات اجتماعی از خیانت و اعتیاد گرفته تا بیکاری و فقر، حالا مرگ و خودکشی را نیز به لیست بلندبالای علاقه‌مندی‌های تلخ خود برای نمایش در آثار سینمایی افزوده‌اند.</p>
<p>به همین خاطر است که در فیلم‌هایی چون «نیمه‌شب اتفاق افتاد»، «یک شهروند کاملا معمولی»، «قیچی»، «هفت ماهگی»، «نیم ر‌خ‌ها»، «آبنبات چوبی»، «ممیرو»، «پل خواب»، «عادت نمی‌کنیم» و «گاهی» یا در انتهای داستان یکی از شخصیت‌های اصلی میمرد یا کشته می‌شود و یا همانند آثاری چون «آخرین بار کی سحر را دیدی؟»، «گیتا» و «لاک قرمز» داستان براساس مرگ یکی از شخصیت‌های اصلی فیلم پیش می‌رود. البته شاهکار این بخش، «مالاریا» پرویز شهبازی است که با خودکشی هر دو شخصیت اصلی فیلم به پایان می‌رسد! تا باز هم اثبات شود که مرگ و خودکشی، سوژه‌های جدید سینمای ایران هستند و از این به بعد باید قبل از تماشای هر فیلم ایرانی خود را آماده مردن یکی از شخصیت‌های آن کنیم!</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-67352" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/adat-nemikonim.jpg" alt="adat-nemikonim" width="800" height="500" /></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>خیانت و مشکلات خانوادگی، همچنان پر طرفدار</strong> </span></p>
<p>خیانت در زندگی زناشویی یکی از موضوعاتی است که سینماگران ایرانی همواره به آن علاقمند بوده‌اند. این دیدگاه در جشنواره سی‌و‌چهارم فجر و پس از تولید فیلم‌هایی چون «آبنبات چوبی»، «خشم و هیاهو»، «عادت نمی‌کنیم»، «نقطه کور» و «هفت ماهگی» که همه پیرامون همین موضوع بودند، یک بار دیگر به اثبات رسید.</p>
<p>البته علاوه بر موضوع خیانت، در جشنواره امسال برخی دیگر از مشکلات خانوادگی همچون رابطه فرزندان با والدین و یا رابطه زن و مرد در خانواده و فرزندآوری نیز مورد توجه فیلمسازان نسل قدیم و جدید سینما قرار گرفته بود. فیلم‌هایی چون «آخرین بار کی سحر را دیدی؟»، «دختر»، «به دنیا آمدن»، «کفشهایم کو؟»، «مالاریا»، «وارونگی»، «ابد و یک روز»، «برادرم خسرو»، «خانه‌ای در خیابان چهل و یکم»، «گیتا» و «نیم رخ‌ها» از جمله این آثار به شمار می‌روند.</p>
<p>در کنار این مسائل، یک نکته قابل تامل دیگر نیز در فیلم‌های جشنواره امسال وجود داشت که مربوط به عدم نمایش خانواده‌هایی سالم در غالب آثار این دوره بود. درواقع به جز دو فیلم «دلبری» و «بادیگارد» همه خانواده‌هایی که در آثار جشنواره امسال نشان داده شدند ، به شدت درگیر مسائل و مشکلات درونی بودند و موضوعاتی همچون احترام و اعتماد اعضای خانواده به یکدیگر در آن‌ها مورد بی‌توجهی قرار گرفته بود که فیلم‌هایی چون «ابد و یک روز»، «آبنبات چوبی»، «مالاریا»، «نقطه کور» و «وارونگی» از آشکارترین نمونه‌های آن به شمار می‌روند.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-67353" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/4shanbe.jpg" alt="4shanbe" width="800" height="533" /></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>آخرین بار کی «امید» رو دیدی؟!</strong>   </span></p>
<p>جشنواره امسال یک ویژگی قابل تامل دیگر نیز داشت. در حالی که موضوع سینمای امید یکی از مباحث و شعارهای مورد توجه سازمان سینمایی از ابتدای کار دولت یازدهم بوده است، اما هر سالی که از عمر این دولت می‌گذرد، نقش و حضور آثاری که بر مبنای ترویج امید و روحیه ایدوارانه در میان مردم باشد، کمرنگ‌تر می‌شود.</p>
<p>اما اوج این ناهماهنگی در سیاست‌گذاری مدیران سینمایی با تولیدات سینما را می‌توان در جشنواره امسال مشاهده کرد. جایی که در آن فیلم‌هایی چون «مالاریا»، «آخرین بار کی سحر را دیدی؟»، «عادت نمی‌کنیم»، «نیمه شب اتفاق افتاد»، «چهارشنبه» و «یک شهروند کاملا معمولی» تولید می‌شود. فیلم‌هایی که در تضاد آشکار با معنا و مفهوم سینمای امید قرار دارند و هیچ اثری از شاخصه‌های مورد نظر در این سینما در آن‌ها دیده نمی‌شود.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-67354" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/badigard.jpg" alt="badigard" width="800" height="533" /></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>سهم اندک فیلم‌های سیاسی و اکشن</strong> </span></p>
<p>علاقه سینماگران ایرانی به موضوعات اجتماعی باعث شده تا بسیاری از ژانرهای دیگر سینما مورد بی‌توجهی قرار گیرد. ژانرهایی که از ظرفیت‌های بالایی برای جذب مخاطب برخوردارند. به همین خاطر است که سهم جشنواره سی‌و‌چهارم فجر از ژانرهای پرهیجان و جذاب سیاسی و اکشن تنها سه اثر است که البته به جز یک مورد، بقیه این آثار مورد بی‌توجهی معنادار هیئت داوران این جشنواره قرار گرفت. «بادیگارد»، «سیانور»، «امکان مینا» و «جشن تولد» چهار اثری هستند که در این دسته بندی قرار می‌گیرند و تعداد اندک این آثار خود نشان‌دهنده ضعف سینمای ایران در زمینه تولید آثار سیاسی و اکشن است.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-67355" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/istade-dar-ghobar1.jpg" alt="istade-dar-ghobar" width="800" height="533" /></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>سینمای دفاع مقدس، هر سال کمرنگ‌تر از پارسال</strong></span></p>
<p>در طول سی‌و‌چهار دوره اخیر جشنواره فیلم فجر، سینمای دفاع مقدس همیشه پای ثابت جشنواره بوده است. البته در هر دوره نقش این سینما کمرنگ‌تر شده است تا جایی که در جشنواره امسال فقط دو فیلم «ایستاده در غبار» و «دلبری» در این ژانر حضور داشتند. یعنی از میان ۴۴ فیلم این دوره جشنواره، سهم سینمای دفاع مقدس فقط ۲ اثر بوده است که این به معنای آن است که سهم این ژانر مهم فقط ۵ درصد از کل آثار جشنواره بوده است!</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-67356" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/barcode1.jpg" alt="barcode" width="800" height="533" /></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">کمدی، پَر!  </span></strong></p>
<p>جشنواره امسال یکی از معدود دوره‌هایی بود که تقریبا هیچ فیلمی در ژانر کمدی نتوانسته بود، در آن حضور پیدا کند. هر چند که عده‌ای دو فیلم «بارکد» و «زاپاس» را در دسته‌بندی فیلم‌های کمدی جای دادند ولی اگر به نوع نگاه فیلمساز در ساخت این آثار توجه کنیم، متوجه می‌شویم که رویکرد اصلی این آثار کمدی نبوده است. در واقع «بارکد» که یک فیلم اجتماعی محسوب می‌شود که در گاهی از اوقات سعی کرده بود به واسطه تکه‌پرانی‌هایی یکی از شخصیت‌های فیلم، فضای فیلم را شاد کند و «زاپاس» هم یک فیلم خانوادگی با رگه‌هایی از طنز بود که نمی‌شد آن را جز آثار کمدی به شمار آورد. با این حساب سهم یکی دیگر از ژانرهای پرمخاطب سینما، در جشنواره سی‌و‌چهارم فجر به صفر رسیده بود و این نیز نشانه بی‌توجهی به یکی از محبوب‌ترین ژانرهای سینما، در اثاری است که می‌خواهند سبد اکران سینمای ایران را در سال جاری پُر کنند.</p>
<p>همین تحلیل مختصر بر آثار نمایش داده شده در ویترین امسال سینمای ایران کافیست تا دریابیم که یکی از مهمترین عوامل کمرنگ شدن ارتباط مخاطبان با سینما، نبود تنوع موضوعی در میان آثار تولید شده است. مخاطبی که چند سال است در حصار فیلم‌های تلخ اجتماعی محبوس شده است و حق انتخاب دیگری ندارد چرا که اکثر فیلمسازان ما، فیلم را برای خودشان تولید می‌کنند و نه برای مردم؛ که اگر غیر از این بود، حداقل به مخاطب خود این شانس را می‌دانند که از میان آثار پلیسی، اکشن، کمدی، سیاسی، خانوادگی، دفاع مقدس و اجتماعی هربار به سراغ یک اثر با حال و هوایی متفاوت برود؛ نه اینکه از سینما و فیلمسازی تنها به نمایش دادن بدبختی و فلاکت و مشکلات اکتفا کنند.</p>
<p>البته جشنواره امسال با وجود همه نقاط ضعفی که در حوزه تشخیص نیازهای ضروری حال حاضر جامعه از سوی فیلمسازان داشت، پذیرای چند اثر ارزشمند که مطابق با شرایط فعلی نیز باشد، بود. فیلم‌هایی چون «بادیگارد» و «ایستاده در غبار» که به ترسیم شمایل یک قهرمان واقعی و قابل الگوگرفتن برای جوانان پرداختند و یا «سیانور» بهروز شعیبی که به سراغ بررسی برخی از اندیشه‌ها و فعالیت‌های یکی از موثرترین گروه‌های سیاسی سال‌های نه چندان کشورمان رفته است، از جمله نقاط امیدواری جشنواره امسال بودند که حضورشان در میان انبوهی از آثار بی‌ارزش و سطحی را می‌توان به عنوان بارقه‌ای از امید برای بهبود اوضاع سینمای ایران به حساب آورد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=67334">نگاهی به مهمترین موضوعات آثار حاضر در جشنواره سی‌و‌چهارم فجر/ غلبه موضوعات اجتماعی بر سایر دغدغه‌های سینمای ایران/ اعتیاد، خیانت و مرگ محبوب‌ترین سوژه‌ها/ بی‌اهمیتی سلیقه مخاطبان برای فیلمسازان</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=67334</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مهمترین نکات نشست‌های مطبوعاتی فیلم‌های روز ششم جشنواره فجر/ اگر فیلمی در جشنواره شرکت نکند در نوبت اکران به مشکل برمی‌خورد!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=66729</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=66729#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 07 Feb 2016 12:36:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[آبنبات چوبی]]></category>
		<category><![CDATA[بارکد]]></category>
		<category><![CDATA[بهنام بهزادی]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره فجر]]></category>
		<category><![CDATA[محمدحسین فرح‌بخش]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی کیایی]]></category>
		<category><![CDATA[نشست‌های مطبوعاتی فیلم‌های جشنواره فجر]]></category>
		<category><![CDATA[وارونگی]]></category>
		<category><![CDATA[کفشهایم کو؟]]></category>
		<category><![CDATA[کیومرث پوراحمد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=66729</guid>
		<description><![CDATA[<p>مصطفی کیایی گفت: من سینما را سرگرمی می‌بینم اما اتفاقی که در ایران می‌افتد این است که اگر فیلمی در جشنواره شرکت نکند در نوبت اکران به مشکل برمی‌خورد به همین دلیل جشنواره فجر برای من حکم ویترین فیلم‌هایم را دارد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=66729">مهمترین نکات نشست‌های مطبوعاتی فیلم‌های روز ششم جشنواره فجر/ اگر فیلمی در جشنواره شرکت نکند در نوبت اکران به مشکل برمی‌خورد!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش خبرنگار <a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a>، صبح امروز و در هفتمین روز از برگزاری سی‌‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر، نشست مطبوعاتی چهار فیلم «بارکد»، «آبنبات چوبی» و «کفشهایم کو؟» و «وارونگی» با حضور منتقدین و عوامل این آثار در محل سالن همایش‌های برج میلاد برگزار شد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>اگر فیلمی در جشنواره شرکت نکند در نوبت اکران به مشکل برمی‌خورد! </strong></span></p>
<p>اولین نشست مربوط به فیلم سینمایی «بارکد» به کارگردانی مصطفی کیایی بود که در آن علاوه بر کارگردان بهرام رادان، پژمان بازغی و محسن کیایی بازیگران این فیلم، مهدی جعفری (مدیر فیلمبرداری)، نیما جعفری جوزانی (تدوینگر) و حجت اشتری (طراح صحنه و لباس) نیز حضور داشتند.</p>
<p>مصطفی کیایی کارگردان «بارکد» در این نشست در ارتباط با دلایل ساخت این اثرگفت: این فیلم برای من شیطنت و نوعی ریسک بود چون این نوع شوخی و کمدی ممکن بود با سطح سلیقه مخاطب سینمای ایران متفاوت باشد و از طرف دیگر ما جهانی را در فیلم تعریف کردیم که نوعی دیوانه‌ بازی بود و این دیوانه بازی تا پایان در فیلم وجود دارد البته در مورد پایان فیلم می‌دانستیم دقیقاً چه اتفاقی می‌خواهد بیفتد و اندازه پایان فیلم به حد تلاشی که شخصیت را در طی فیلم انجام می‌دهند، نیست که این آگاهانه بود و می‌خواستم نشان دهم هر چقدر این آدم‌ها بیشتر تلاش می‌کنند به دلیل حماقت و کوچکی جایگاهشان به جایی نمی‌رسند.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-66741" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/neshast-barcode-8.jpg" alt="neshast barcode (8)" width="1200" height="800" /></p>
<p>این کارگردان سینما همچنین در خصوص اینکه جشنواره فجر چه کمکی به دیده شدن فیلم‌هایش می‌کند، اظهار داشت: جشنواره فجر برای جنس فیلم‌های من فقط یک ویترین است، ویترینی که بیشتر برای اکران عمومی است، سینمای من سینمای جشنواره‌ای نیست و ترجیح‌ام این است که فیلمی بسازم که با مخاطب گسترده ارتباط برقرار کند.</p>
<p>وی خاطرنشان کرد: من سینما را سرگرمی می‌بینم اما اتفاقی که در ایران می‌افتد این است که اگر فیلمی در جشنواره شرکت نکند در نوبت اکران به مشکل برمی‌خورد به همین دلیل جشنواره فجر برای من حکم ویترین فیلم‌هایم را دارد.</p>
<p>مصطفی کیایی در خصوص نمایش یک پلیس متفاوت در فیلمش، گفت: اتفاقی که در مورد تمام کاراکترهای فیلم اتفاق افتاد این بود که هیچ کدام رئال نیستند و از طرف دیگر زمانی که فیلمنامه را می‌نوشتم فکر کردم پلیسی باشد که با بقیه پلیس‌ها متفاوت باشد. نقش سامان را خودم خیلی دوست داشتم و فکر می‌کردم با یک انتخاب درست می‌تواند درخشان باشد در این فیلم تمام بازیگران تقریباً انتخاب اول من بودند و آن چیزی را که در ذهن من بود پژمان با ایده و انرژی مضاعف تکمیل می‌کرد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>«آبنبات چوبی»، فیلمی برای مسئولان اقتصادی</strong></span></p>
<p>دومین نشست امروز مربوط به فیلم سینمایی «آبنبات چوبی» به کارگردانی محمدحسین فرح‌بخش بود. او در خصوص سابقه فعالیت خود در عرصه سینما گفت: در حدود ۳۵ سال است که در عرصه سینما مشغول فیلم‌سازی هستم که حاصل کارم حدود ۵۰ فیلم سینمایی است، زیرا من اصل سینما را سرگرمی می‌دانم، ولی از سال ۶۰ به بعد برخی‌ها وارد عرصه سینما شدند که موجب انحراف سینما از مسیری که تا آن زمان داشته است، شدند. اگر می‌بینیم که امروز سینمای کشور تماشاگران خود را از دست داده، به علت اشتباهاتی بوده که برخی‌ها از سال ۶۲ به بعد در عرصه سینما رقم زدند.</p>
<p>وی همچنین در توضیحاتی پیرامون فیلمش اظهار کرد: فیلم «آب‌نبات چوبی» جزو سه فیلمی است که پروانه نهایی اکران دارد و پروانه آن قبل از آغاز جشنواره فیلم فجر صادر شده و این صدور پروانه به این معنا است که می‌تواند در سینماهای کشور اکران عمومی شود.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-66751" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/neshast-abnabat-8.jpg" alt="neshast abnabat (8)" width="1200" height="800" /></p>
<p>فرح بخش افزود: فیلم «آب‌نبات چوبی» را بیش‌تر از مردم باید مسئولان اقتصادی ببینند، زیرا اگر اقتصاد ما درست شود، فرهنگ ما هم اصلاح می‌شود. در حقیقت معضل اجتماعی که ما در این فیلم نشان دادیم، مشکلی است که پیرامون ما به فراوان یافت می‌شود. دخل و تصرف‌هایی در نسخه اکران عمومی این فیلم انجام خواهیم داد تا فیلم «آب‌نبات چوبی» با ریتم تندتری برای اکران عمومی در سینماهای کشور آماده شود.</p>
<p>همچنین بعد از فرح‌بخش، عبدالله علیخانی تهیه‌کننده فیلم «آب‌نبات چوبی» نیز در این نشست خبری گفت: ۳۰ سال است که با آقای فرحبخش همکاری می‌کنم و زمانی که فیلم‌نامه‌ای دست من می‌رسد، به سه موضوع پیرامون آن فکر می‌کنم. نخست توانایی کارگردانی که می‌خواهد آن را بسازد، دوم به مخاطبان و تماشاچیانی که قرار است این کار را ببینند و نکته سوم هم به شرایط سانسور و پس از بررسی این سه عامل، قصه را مطالعه کرده و کار را آغاز می‌کنم.</p>
<p>وی افزود: من نه ابداع‌کننده سینما و نه ابداع‌کننده جشنواره هستم، اما یک سؤال دارم و آن این است که در کجای دنیا چنین جشنواره‌ای، همانند جشنواره فیلم فجر برگزار می‌شود، زیرا با توجه به مشاهدات من از برگزاری دوره‌های مختلف آن، باید عنوان بازار فیلم را بر آن بگذاریم. اینجا در حقیقت بازار فیلم کشور محسوب می‌شود. جشنواره فیلم فجر شخصیت اصلی خود را ندارد و نمی‌تواند آینده سینمای کشور را هم مشخص کند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>شاگردی کردن بازیگر برنده اسکار پیش رضا کیانیان!</strong></span></p>
<p>نشست سوم امروز به فیلمی جدید از کیومرث پوراحمد اختصاص داشت. او که در این دوره با فیلم سینمایی «کفشهایم کو؟» در جشنواره حضور پیدا کرده است در نشست مطبوعاتی فیلمش در برج میلاد گفت: در یک سفری که در هواپیما بودم و کتاب «هنوز آلیس» را می‌خواندم، در فصل دوم آن جمله‌ای داشت که به شدت به یاد آلزایمر مادرم افتادم و در هواپیما زار زار گریه کردم. پس از آن در سفری که برای مراسم زاون قوکاسیان به اصفهان داشتم، موضوع را با فرید مصطفوی (فیلمنامه‌نویس) مطرح کردم و این‌گونه بود که فیلمنامه را پس از چند سال، آماده ساخت کردیم.</p>
<p>او با اشاره به بازی رضا کیانیان گفت: «جولیان مور» که جایزه اسکار را دریافت کرده است، باید از رضا کیانیان یاد بگیرد که چطور نقش یک آلزایمری را بازی کند.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-66762" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/neshast-kafshhayam-8.jpg" alt="neshast kafshhayam (8)" width="1200" height="800" /></p>
<p>همچنین رضا کیانیان بازیگر نقش اول این فیلم سینمایی با اشاره به اینکه از فیلم‌های تلخ خوشش نمی‌آید، گفت: در عین حال نقش حبیب جالب و چالش‌برانگیز بوده که توانستم با اضافه کردن لحظات شیرین باعث شوم که تلخی آن احساس نشود.</p>
<p>کیانیان در پاسخ به سوالی درباره حضور بازیگر جوان و کم تجربه (مینا وحید) با کمی انتقاد از طرح مباحث این‌ چنینی گفت:‌ یکی از اخلاق‌های مرحوم خسرو شکیبایی این بود که وقتی بازیگر کم تجربه جلویش قرار می‌گرفت به گونه‌ای برنامه‌ریزی می‌کرد که فکر کند سال‌هاست با او دوستی دارد. مثلا در سریال «خانه سبز» رامبد جوان به عنوان یک بازیگر کم تجربه در مقابل خسرو شکیبایی بازی می‌کرد.</p>
<p>او اضافه کرد: ضمن اینکه اگر یک بازیگری فکر کند بازیگر مقابلش بد باشد خودش بهتر می‌ماند، اشتباه می‌کند چون آن‌هایی ماندگار هستند که همگی خوب باشند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>سخت‌ترین فیلم آقای کارگردان</strong></span></p>
<p>آخرین نشست امروز مربوط به فیلم سینمایی «وارونگی» به کارگردانی بهنام بهزادی بود که با حضور عوامل این فیلم سینمایی از جمله علی مصفا، سحر دولتشاهی و علیرضا آقاخانی بازیگران، میثم مولایی تدوینگر در محل برج میلاد برگزار شد.</p>
<p>بهنام بهزادی در ابتدا با اشاره به روند فیلمسازی خود گفت: همه چیز در فیلمنامه به فکر کردن‌های مداوم و پردازش های مختلف در فیلمنامه بستگی دارد. قضیه آلودگی هوا نیز در این فیلم همینگونه بود و توانست رفته رفته جای خود را بگیرد. یک طرح فیلمنامه از سال ها پیش در دست داشتم که درباره دختری بود که کار مستقلی داشت. این طرح را طی سال ها بال و پر دادم و یک چیزهایی به آن اضافه کردم که آلودگی هوا اولین مسأله‌ای بود که به آن اضافه شده بود و به حرکت قصه کمک کرد.</p>
<p>همچنین علیرضا آقاخانی بازیگر این فیلم سینمایی در ادامه نشست با اشاره به کم بازی کردن خود در سینما اظهار کرد: پیشنهاد بازی به من می شود اما از تکرار فرار می‌کنم و همین مسأله باعث کم کاری من در سینما می شود. این دومین بار است که با بهنام بهزادی همکاری می کنم و با او بودن برای من به عنوان حضور در کلاس درس است. متاسفانه زمانی که بازی یک بازیگر در یک فیلم می درخشد دیگران سعی می کنند تا آن بازی یا کاراکتر را در فیلم های دیگر نیز تکرار کنند و من از چنین مواردی همیشه فرار می‌‌کنم.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-66771" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/neshast-varoonegi-6.jpg" alt="neshast varoonegi (6)" width="1200" height="800" /></p>
<p>سحر دولتشاهی دیگر چهره‌ای بود که در این نشست صحبت کرد.وی گفت: برای اولین بار «وارونگی» را دیشب در سینما دیدم. از زمانی که فیلمنامه را خواندم با آن درگیر بودم و فکر می کنم که سخت ترین نقش خود را در این فیلم بازی کردم. درباره «وارونگی» خیلی زود است که حرف بزنم اما این را می دانم که بازی برای بهزادی به معنی خلع سلاح شدن بازیگر است.</p>
<p>بهنام بهزادی در ادامه با اشاره به تمرین هایی که از بازیگران خود می گیرد، گفت: تمرین های من از دورخوانی شروع می شود و به مسائل دیگری ادامه پیدا می کند که من اسم آن را مشق می گذارم. گاهی به بازیگر خود می گویم یک کتاب بخواند و یا در هنگام فیلمنامه خواندن از خود فیلم بگیرد. در واقع سعی می کنم که بازیگران به نقش خود نزدیک شوند. همیشه تلاش کرده ام تا چیزهای اضافی را از بازیگر بگیرم چراکه گاهی برخی از مسائل وجود دارند که بازیگر را از نقش دور می کنند.</p>
<p>علی مصفا دیگر بازیگر این فیلم سینمایی نیز در پایان اظهار کرد: ما همه درگیر «وارونگی» هستیم چیزی که در این فیلم برای من بیش از هر چیز جذاب بود، شکل تمام شدن این فیلم بود. در واقع فیلم زمانی تمام می شود که همه در یک وضعیت به ناچار گرفتار شده اند و لبخند می زنند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=66729">مهمترین نکات نشست‌های مطبوعاتی فیلم‌های روز ششم جشنواره فجر/ اگر فیلمی در جشنواره شرکت نکند در نوبت اکران به مشکل برمی‌خورد!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=66729</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
