<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سوره سینما &#187; سینمای ایران</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Jun 2026 11:40:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>رکورد ده ساله فروش سینمای ایران در سال گذشته شکسته شد</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=170284</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=170284#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 23 Mar 2025 10:00:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ایران‌مال]]></category>
		<category><![CDATA[تگزاس ۳]]></category>
		<category><![CDATA[زودپز]]></category>
		<category><![CDATA[سینماشهر]]></category>
		<category><![CDATA[هفتاد سی]]></category>
		<category><![CDATA[هنرشهر آفتاب]]></category>
		<category><![CDATA[کورش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=170284</guid>
		<description><![CDATA[<p>بنابر اعلام موسسه سینماشهر، سال گذشته با بیش از ۳۵ میلیون مخاطب و فروشی بیش از ۲۰ هزار میلیارد ریال رکورد ده ساله فروش سینمای ایران شکسته شد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=170284">رکورد ده ساله فروش سینمای ایران در سال گذشته شکسته شد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> به نقل از روابط عمومی موسسه سینماشهر، مطابق با گزارش آماری سینمای ایران در سال ۱۴۰۳ و بر اساس شاخص‌های موجود، رکورد مربوط به میزان فروش فیلم‌ها و تعداد مخاطبان در ۱۰ سال اخیر شکسته شد.</p>
<p>بر اساس اطلاعات آماری احصا شده از سالن‌ها و مجموعه‌های سینمایی سراسر کشور در بازه زمانی  فروردین تا پایان اسفندماه سال ۱۴۰۳، پردیس‌ها و مجموعه‌های سینمایی استان تهران در مجموع پذیرای ۱۴ میلیون و ۲۲۹ هزار و ۷۲۲ مخاطب بودند و فروشی معادل با ۸,۹۷۹,۰۲۳,۴۲۲,۵۰۰ ریال را به ثبت رساندند.</p>
<p>در مراکز استان و شهرستان‌ها نیز در بازه یک ساله ۲۱ میلیون و ۲۸۳ هزار و ۲۰۴ مخاطب به تماشای آثار سینمای ایران نشستند و فروشی معادل با ۱۱,۲۴۷,۱۸۴,۰۰۹,۵۰۰ ریال به دست آمد.</p>
<p><strong>سینمای ایران در سال ۱۴۰۳ و در مجموع ۴۱۳ مجموعه و پردیس سینمایی، ۹۲۹ سالن و ۱۷۹,</strong><strong>۰۳۳ صندلی، فروشی بالغ بر ۲۰,</strong><strong>۲۲۶,</strong><strong>۲۰۷,</strong><strong>۴۳۲,</strong><strong>۰۰۰ ریال را تجربه کرد و تعداد  ۳۵,</strong><strong>۵۱۲,</strong><strong>۹۲۶ میلیون نفر به تماشای آثار عرضه شده در چرخه اکران نشستند. </strong></p>
<p>همچنین با احتساب قیمت بلیت‌های  ۴۵، ۶۰ و ۸۰ هزار تومانی و همچنین طرح نیم‌بهای بلیت سینماها در روز سه‌شنبه، آذرماه سال گذشته با ثبت حدود ۴ میلیون و ۱۱۴ هزار مخاطب و فروشی معادل ۲۳۲ میلیارد و ۶۱۱ میلیون تومان، عناوین پرمخاطب‌ترین و پرفروش‌ترین ماه در سال ۱۴۰۳ را به خود اختصاص داد.</p>
<p>از لحاظ تعداد مخاطبان نیز، استان‌های <strong>تهران</strong> با ۱۴,۲۲۹,۷۲۲، <strong>خراسان رضوی</strong> با ۴,۳۰۱,۹۳۸ ، <strong>اصفهان</strong> با ۲,۸۸۷,۷۰۶، <strong>فارس</strong> با ۲,۲۵۳,۰۵۳ و <strong>البرز</strong> با ۱,۷۷۲,۷۰۰ بیننده به ترتیب عنوان پنج استان پرمخاطب کشور را کسب کردند. استان‌های نامبرده به ترتیب بیشترین میزان فروش سالانه را نیز به خود اختصاص دادند.</p>
<p>مطابق با آمار مربوط به پردیس‌ها و مجموعه‌های سینمایی سراسر کشور، پردیس سینمایی <strong>«</strong><strong>کورش»</strong> در تهران با ۱۳ سالن سینما و ۳۱۲۲ صندلی، به عنوان پرمخاطب‌ترین و پرفروش‌ترین سینمای کشور در طول یک سال گذشته، موفق به جذب ۱,۵۸۸,۸۸۵ مخاطب شد و فروشی بالغ بر ۱,۱۱۶,۶۳۵,۷۰۰,۰۰۰ ریال را تجربه کرد.</p>
<p>پردیس‌های سینمایی <strong>«</strong><strong>ایران‌مال» </strong>(تهران)، <strong>«</strong><strong>هنرشهر آفتاب»</strong> (شیراز)، <strong>«</strong><strong>آزادی»</strong> (تهران) و <strong>«</strong><strong>هویزه»</strong> (خراسان رضوی) نیز به لحاظ جذب مخاطب و میزان فروش، به ترتیب در جایگاه دوم تا پنجم این جدول قرار گرفتند.</p>
<p>بر اساس آمار مربوط به ضریب اشغال در جذب مخاطب نیز پردیس‌های سینمایی «هدیش مال» (تهران)، «شیراز مال» (فارس)، «پاز» (کرمانشاه)، «سپیدرود» (گیلان) و «گلستان» (فارس) موفق‌ترین عملکرد را به ثبت رساندند.</p>
<p>از میان ۳۰۲ مجموعه و پردیس سینمایی سراسر کشور نیز تعداد ۱۱۱ مجموعه با درجه کیفی مدرن، ۹۰ مجموعه با درجه کیفی ممتاز، ۱۰۱ مجموعه با کیفیت درجه یک فعال هستند.</p>
<p>سینماهای مدرن در مجموع پذیرای ۲۳,۶۷۲,۸۳۰، سینماهای ممتاز پذیرای ۸,۲۵۱,۲۵۴ و سینماهای درجه یک نیز پذیرای ۳,۵۸۸,۸۴۲ مخاطب بودند و در مجموع مخاطبان سینمای ایران عددی بالغ بر ۳۵,۵۱۲,۹۲۶ میلیون نفر را در بازه زمانی یک ساله پشت سر گذاشت.</p>
<p>همچنین فیلم‌های <strong>«</strong><strong>هفتاد سی»</strong> با فروش ۳,۳۷۸,۳۷۱,۸۹۰,۰۰۰ و ۵,۷۵۶,۳۵۳ مخاطب، <strong>«</strong><strong>تگزاس ۳»</strong> با فروش ۲,۴۹۱,۲۲۱,۴۳۴,۰۰۰ و ۴,۳۵۳,۱۰۲ مخاطب، <strong>«</strong><strong>زودپز»</strong> با فروش ۲,۲۹۸,۹۹۸,۹۷۵,۰۰۰ و ۴,۰۸۰,۲۴۰ مخاطب، <strong>«</strong><strong>تمساح خونی»</strong> با فروش ۱,۳۶۷,۲۱۳,۲۳۷,۵۰۰ و ۲,۴۲۴,۵۷۸ مخاطب، <strong>«</strong><strong>صبحانه با زرافه‌ها»</strong> با فروش ۱,۲۱۰,۴۳۲,۴۶۰,۰۰۰ و ۱,۹۶۹,۸۳۰مخاطب، <strong>«</strong><strong>مست عشق»</strong> با فروش ۱,۲۰۳,۴۹۰,۲۰۷,۵۰۰ و ۲,۰۸۸,۳۰۷ مخاطب، <strong>«</strong><strong>پول و پارتی»</strong> با فروش ۹۱۲,۰۱۱,۷۹۵,۰۰۰ و ۱,۶۸۸,۲۵۳ مخاطب، <strong>«</strong><strong>خجالت نکش۲»</strong> با فروش ۸۶۲,۶۱۶,۶۴۲,۰۰۰ و ۱,۵۸۰,۸۸۸ مخاطب، <strong>«</strong><strong>ببعی قهرمان»</strong> با فروش ۶۷۹,۰۵۶,۴۰۰,۰۰۰ و ۱,۵۷۳,۳۶۱ مخاطب و <strong>«</strong><strong>سال گربه»</strong> با فروش ۶۴۶,۰۶۵,۹۰۰,۰۰۰ و ۱,۱۸۴,۶۸۱ مخاطب  به ترتیب ۱۰ فیلم پرفروش و پر مخاطب در سال ۱۴۰۳ لقب گرفتند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=170284">رکورد ده ساله فروش سینمای ایران در سال گذشته شکسته شد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=170284</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یک رکورد برای سینمای ایران ثبت شد</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=158323</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=158323#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 08 Nov 2023 11:39:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بچه زرنگ]]></category>
		<category><![CDATA[هتل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=158323</guid>
		<description><![CDATA[<p>رکورد حضور روزانه مخاطب در سینمای ایران با حضور بیش از ۲۸۰ هزار نفر در روز سه‌شنبه ۱۶ آبان، شکسته شد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158323">یک رکورد برای سینمای ایران ثبت شد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong>، محمدرضا صابری دبیر و سخنگوی انجمن سینماداران درباره شکستن رکورد حضور مخاطب در سینماهای کشور در یک روز بیان کرد: با حفظ تنوع مضمونی در فیلم‌های روی پرده و چینش صحیح اکران بیش از ۲۸۰ هزار نفر در یک روز (سه‌شنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۲) از فیلم‌های روی پرده دیدن کردند.</p>
<p>وی تاکید کرد: این میزان استقبال از فیلم‌ها در یک روز بی‌سابقه بوده که نویدبخش روزهای پر رونق تر برای سینمای کشور است.</p>
<p>این مدیر سینمایی درباره دلیل این اتفاق مثبت در اکران توضیح داد: با تعامل درست بین سازمان سینمایی، شورای صنفی نمایش و انجمن سینماداران و نظارت اصولی بر اکران سینماها توانسته‌ایم در انتخاب فیلم‌ها و ژانر آنها به تنوع دست یابیم که این امر باعث می‌شود سلیقه‌های مختلف بتوانند آثار مدنظر خود را در سینما تماشا کنند.</p>
<p>به گفته وی، لازمه احترام به مخاطب و همچنین دست‌اندرکاران سینما این است که فیلم‌ها در ژانرهای مختلف فرصت مناسبی برای اکران داشته باشند.</p>
<p>صابری اضافه کرد: اگر این روند ادامه دار باشد تا پایان سال هدف گذاری هزار میلیارد فروش برای سینمای ایران محقق خواهد شد.</p>
<p>دبیر و سخنگوی انجمن سینماداران با اشاره به اینکه فیلم‌های کودک و نوجوان هم روزهای پررونقی در اکران را تجربه می‌کنند، عنوان کرد: در کنار مدیریت اصولی، تنوع ژانر فیلم‌های روی پرده و پر بودن سبد اکران برای هر سلیقه از ژانر کودک و نوجوان تا کمدی، درام اجتماعی، دفاع مقدس و&#8230; در دستیابی به این موفقیت بزرگ تاثیر بسزایی داشته است.</p>
<p>این مدیر سینمایی تاکید کرد که در صورت توجه درست به ژانرهای مختلف، مخاطب نیز از آنها استقبال خواهد کرد و این امر به رونق تولید متنوع منجر خواهد شد.</p>
<p>صابری در پایان به مصوبه اخیر مجلس برای بازگشت تعرفه آب و برق سینماها به حالت فرهنگی اشاره و از پیگیری وزیر فرهنگ و رییس سازمان سینمایی برای تحقق آن قدردانی کرد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158323">یک رکورد برای سینمای ایران ثبت شد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=158323</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کاروان زائرالرضا</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=150966</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=150966#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 31 May 2023 09:19:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[ویدئوی اختصاصی]]></category>
		<category><![CDATA[امام رضا (ع)]]></category>
		<category><![CDATA[بدون قرار قبلی]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=150966</guid>
		<description><![CDATA[<p>در این ویدئو ادای احترام سینمای ایران به پیشگاه امام رئوف حضرت علی بن موسی الرضا (ع) را ببینید.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=150966">کاروان زائرالرضا</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a> &#8211; ادای احترام سینمای ایران به پیشگاه امام رئوف</p>
<p>سوره سینما تولد ولی نعمتمان آقا امام رضا علیه السلام را تبریک می‌گوید.</p>
<div id="27916084614"><script src="https://www.aparat.com/embed/L8VhT?data[rnddiv]=27916084614&amp;data[responsive]=yes" type="text/JavaScript"></script></div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=150966">کاروان زائرالرضا</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=150966</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قرن جدید سینما با بحران کرونا</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=151896</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=151896#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 10 Aug 2022 12:19:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[محمدعلی حیدری]]></category>
		<category><![CDATA[کرونا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=151896</guid>
		<description><![CDATA[<p>سینمای ایران در پایان قرن گذشته روزهای پر از بحرانی را سپری کرد. روزهایی که جهان درگیر همه‌گیری کرونا بود. حالا با گذشت بیش از دو سال از آن زمان، بد نیست نگاهی آماری به آن روزها داشته باشیم.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=151896">قرن جدید سینما با بحران کرونا</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a> – <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%b1%db%8c">محمدعلی حیدری</a></strong> : هراندازه که آغاز دهه نود در سینمای ایران نوید متفاوت‌ترین دوران سینمایی نسبت به سایر دهه‌ها را داشت، اما سال‌های پایینی این دهه تصویری بغایت تلخ همراه با ناامیدی و مسیری در دل بحران را نصیب خانواده سینما کرد. از غافل‌گیری دنیا با آغاز کرونا تا غافل‌گیری مدیران فرهنگی نسبت به این بحران! سینما را به مسیری کشاند که تمام اجزای این سینما جز غافلگیری، دست‌آورد دیگری عایدش نشد. اگرچه شیوع کرونا از سال ۱۳۹۸ در ایران آغاز شد، اما تاثیر مهلک آن بر مشاغل مختلف در سال ۱۳۹۹ نمود پیدا کرد. بگذریم از این پرسش کلیشه‌ای که مدیران فرهنگی و دولت در دوران بحران کرونا چگونه عملکردی داشتند و برای نجات آن چه کردند. به قول آن مثل معروف: آن‌را که عیان است چه حاجت به بیان است!</p>
<p>بحران از ۱۳۹۹ آغاز می‌شود. «در سال ۹۹ فهرست اکران شامل نمایش ۸۹ فیلم سینمایی در گروه‌های عمومی، هنر و تجربه و خارجی بوده و چند فیلم سینمایی مثل «آینه بغل» و «متری شیش و نیم» هم از سال‌های قبل به صورت محدود اکران شدند. گزارش اکران سازمان سینمایی براساس تعداد مخاطب (تهران/غیر تهران و کل) ، فروش کل و گروه نمایشی اعلام شده و «شنای پروانه» با ۲۰۰۳۸۸ بیشترین تماشاگر را داشته است. مجموع فیلم‌ها هم بیش از ۶۷۰ هزار نفر مخاطب داشته‌اند و در نهایت فروش کلی سینما در سال گذشته به حدود ۱۰ میلیارد تومان رسیده است. از آنجا که عایدی سینما در سال ۱۳۹۸ با اکران حدود ۷۰ فیلم نزدیک به ۳۰۰ میلیارد تومان بود که همان زمان هم خیلی‌ها آن را رقمی بالا نمی‌دانستند اما اکنون با ۲۹۰ میلیارد تومان کاهش به ۱۰ میلیارد تومان رسیده، با توجه به آنچه در یک سال گذشته بر سر سینما آمده و نیز شرایطی که همچنان ادامه دارد، مطمئنا وضعیت بحرانی و رو به ورشکستگی سینما بیش از پیش راهکار اصولی می‌طلبد.» [منبع: خبرگزاری ایسنا. ۰۳/۰۱/۱۴۰۰ کد خبر: ۱۴۰۰۰۱۰۳۰۰۹۹۲]</p>
<p>در سال ۱۴۰۰ این روند ادامه پیدا می‌کند: «سال ۱۴۰۰ برای سینمای ایران با شکست سنگین فیلم‌های نوروزی آغاز شد و پنج فیلم «خورشید»، «لاله»، «خون شد»، «تکخال» و «هفته‌ای یکبار آدم باش» نتوانستند تا پایان تعطیلات نوروزی روی هم بیش از ۵۰۰ میلیون تومان بفروشند. در سال ۱۴۰۰ نسبت به سال ۱۳۹۸ (قبل از شیوع کرونا) که سینما ۲۶ میلیون نفر مخاطب و بیش از ۲۹۶ میلیارد تومان عایدی  داشت، قابل مقایسه نیست، گرچه فیلم‌های بهتری اکران می‌شدند اختلاف این دو سال می‌توانست خیلی کمتر شود تا فروش حدود ۱۵۲ میلیارد تومانی با تماشاگر کمتر از هفت میلیون نفری برای سال ۱۴۰۰ ثبت نشود.» [خبرگزاری ایسنا. ۲۴/۱۲/۱۴۰۰ کد خبر: ۱۴۰۰۱۲۲۴۱۸۹۲۳]</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2022/02/khorshid.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-148728" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2022/02/khorshid.jpg" alt="khorshid" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>اما بحران کرونا تمامی ندارد. تاثیر این بحران در سینما به اشکال مختلفی بروز و ظهور میابد. روند تولید فیلم در سینما به شکل قابل توجهی کمرنگ می‌شود و اینبار مهاجرتی عظیم در صنعت تصویر رخ می‌دهد. مهاجرت از حوزه سینما به حوزه سریال! اتفاقی که با موفقیت VODها در دوران کرونا شکل و ساختاری دیگر پیدا کرد. کارگردانان و بازیگران از سینما به سوی نمایش خانگی رفتند و استقبال مخاطب و موفقیت اقتصادی آن این روند را بیشتر و بیشتر کرد. اما این موفقیت به‌گونه‌ای شد که آن‌سویِ مقابل یعنی سینما دیگر نه آن شور تولید را داشت و نه آن شور استقبال در اکران را! مهمترین سوال شاید این باشد؛ با چه سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌هایی می‌توان سینما را، هم در حوزه تولید و هم در مقوله اکران از این بحران نجات داد؟  آیا سرمایه‌گذارن حاضرند در چنین شرایطی دست به تولید در حوزه سینما بزنند و مطمئن از بازگشت سرمایه خود باشند؟ یا حاضر به چنین ریسکی نبوده و راه کم خطر البته موفقیت‌آمیزتر یعنی مسیر VOD را انتخاب می‌کنند؟</p>
<p>از یاد نخواهیم برد، ایران درگیر جنگ با عراق بود، درگیر ترورها و حوادث وحشتناک در دل جامعه بود! ایران درگیر دفاع از خود و ناموسش و حفظ خاکش بود! هیچ بحرانی خطرناک‌تر از جنگ و ترور نبود. تهران درگیر موشک باران بود. اما همه این بحران‌ها بود و البته سینما هم بود. نه تنها سینما هم بود بلکه مهمترین رویداد سینمای ایران یعنی جشنواره فیلم فجر هم بود حتی در دل موشک باران تهرانش! حتی آنقدر این هنر زنده بود که صدای پای این سینما در مهمترین رویدادهای بین‌المللی هم به صدا در می‌آمد. از جاده‌های سرد تا خانه دوست کجاست؟ از ناخدا خورشید تا ده‌ها فیلم دیگر که در اوج دوران دفاع مقدس در عرصه‌های بین‌المللی خوش درخشیدند.</p>
<p>پس بحران بهانه‌ای مناسب برای توجیه نیست چون تاریخ نشان داده که چگونه می‌توان از دل سخت‌ترین بحران‌ها باز هم امید داشت و ریشه داشت و زنده ماند و موفق شد.</p>
<p>آنچه مهم است این است که به جای شعارها و سخنرانی‌ها و وعده‌ها، نتایج رونق سینما در پرده‌های اکران و در دل خانواده سینما دیده شود.</p>
<p>در این گزارش نگاهی می‌ندازیم به سالشمار سینمای ایران در دهه نود. لازم به توضیح است <span style="color: #ff0000;">آمار ارائه شده در گزارش زیر از سالنامه‌های آماری فروش فیلم و سینما برگرفته از سایت معاونت توسعه فناوری و مطالعات سینمایی سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سالنامه آماری فرهنگ و هنر، برگرفته از دفتر مطالعات و برنامه ریزی راهبردی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سامانه سمفا گرفته شده است.</span></p>
<p>&#8211; <strong>سال ۱۳۹۰، اخراجی‌ها</strong> با فروشی معادل  ۴۶.۶۱۶.۵۷۹.۴۰۰ ریال عنوان پرفروش ترین فیلم سال را از آنِ خود می‌کند. فروش کل سینمای ایران ۳۴۹.۴۵۱.۳۵۹.۴۵۰ ریال است. متوسط قیمت بلیت در این سال ۲۴۰۷۱ ریال بوده و هر ایرانی به طور متوسط ۰.۲ بار به سینما رفته است. تعداد کل تماشاگران سینما در سال ۱۳۹۰ ۱۴.۵۱۷.۳۸۶ نفر بود. در این سال ۱۷۹ سینما با ظرفیت ۲۵۲ سالن وجود داشت. ۹۷ فیلم ساخته شده و ۱۵۶ فیلم رنگ اکران به خود می‌بیند.</p>
<p><strong>&#8211; سال ۱۳۹۱، فیلم کلاه قرمزی و بچه ننه</strong> با فروش  ۴.۷۵۴.۱۰۹.۰۰۰ ریال عنوان پرفروش ترین فیلم سال را از آنِ خود می‌کند. فروش کل سینمای ایران ۳۲۷.۱۷۰.۷۱۶.۲۵۰ ریال است. متوسط قیمت بلیت در این سال ۳۰۸۰۲ ریال بوده و هر ایرانی به طور متوسط ۰.۱۴ بار به سینما رفته است. تعداد کل تماشاگران سینما در سال ۱۳۹۱ ۱۰.۶۲۱.۸۴۳ نفر بود. در این سال ۱۷۷ سینما با ظرفیت ۲۶۲ سالن وجود داشت. ۸۰ فیلم ساخته شده و ۱۳۷ فیلم رنگ اکران به خود می‌بیند.</p>
<p><strong>&#8211; سال ۱۳۹۲، فیلم رسوایی</strong> با فروش ۳۷.۰۶۶.۳۳۹.۰۰۰ ریال عنوان پرفروش ترین فیلم سال را از آنِ خود می‌کند. فروش کل سینمای ایران ۴۱۹.۷۲۷.۵۳۷.۵۰۰ ریال است. متوسط قیمت بلیت در این سال ۴۳۶۰۰ ریال بوده و هر ایرانی به طور متوسط ۰.۱۳ بار به سینما رفته است. تعداد کل تماشاگران سینما در سال ۱۳۹۲، ۹.۶۲۶.۷۵۰ نفر بود. در این سال ۱۷۰ سینما با ظرفیت ۲۵۷ سالن وجود داشت. ۶۷ فیلم ساخته شده و ۱۵۵ فیلم رنگ اکران به خود می‌بیند.</p>
<p><strong>&#8211; سال ۱۳۹۳، فیلم  شهر موش‌ها ۲</strong> با فروش ۹۸.۱۷۳.۱۳۴.۰۰۰  ریال عنوان پرفروش ترین فیلم سال را از آنِ خود می‌کند. فروش کل سینمای ایران ۵۵۲.۸۴۰.۷۴۴.۵۰۰  ریال است. متوسط قیمت بلیت در این سال ۴۳۶۰۰  ریال بوده و هر ایرانی به طور متوسط ۰.۲ بار به سینما رفته است. تعداد کل تماشاگران سینما در سال ۱۳۹۳، ۱۲.۶۹۰.۲۴۴ نفر بود. در این سال ۱۶۲ سینما با ظرفیت ۲۶۶ سالن وجود داشت. ۷۸ فیلم ساخته شده و ۱۸۶ فیلم رنگ اکران به خود می‌بیند.</p>
<p><strong>&#8211; سال ۱۳۹۴، فیلم محمدرسول الله (ص)</strong> با فروش ۱۴۵.۵۸۸.۲۹۰.۰۰۰ ریال عنوان پرفروش ترین فیلم سال را از آنِ خود می‌کند. فروش کل سینمای ایران ۷۲۷.۷۳۸.۰۴۷.۰۰۰  ریال است. متوسط قیمت بلیت در این سال  ۵۴۴۱۸ ریال بوده و هر ایرانی به طور متوسط ۰.۲ بار به سینما رفته است. تعداد کل تماشاگران سینما در سال نفر بود. در این سال سینما با ظرفیت سالن وجود داشت. فیلم ساخته شده و فیلم رنگ اکران به خود می‌بیند.</p>
<p><strong>&#8211; سال ۱۳۹۵، فیلم  فروشنده</strong> با فروش  ۱۵۷.۱۴۹.۱۹۶.۰۰۰  ریال عنوان پرفروش ترین فیلم سال را از آنِ خود می‌کند. فروش کل سینمای ایران  ۱.۶۹۲.۷۸۰.۲۹۳.۰۰۰ ریال است. متوسط قیمت بلیت در این سال ۶۵۴۹۱  ریال بوده و هر ایرانی به طور متوسط ۰.۳ بار به سینما رفته است. تعداد کل تماشاگران سینما در سال ۱۳۹۵،  ۲۵.۸۴۷.۴۸۳ نفر بود. در این سال ۲۰۳ سینما با ۳۲۹ ظرفیت سالن وجود داشت. ۸۱ فیلم ساخته شده و ۱۵۶ فیلم رنگ اکران به خود می‌بیند.</p>
<p><strong>&#8211; سال  ۱۳۹۶، فیلم  نهنگ عنبر ۲</strong> با فروش ۲۰۹.۹۱۸.۹۸۵ ریال عنوان پرفروش ترین فیلم سال را از آنِ خود می‌کند. فروش کل سینمای ایران ۱.۸۰۵.۱۴۵.۵۶۱.۸۵۰  ریال است. متوسط قیمت بلیت در این سال  ۷۸۹۷۹ ریال بوده و هر ایرانی به طور متوسط ۰.۲۹ بار به سینما رفته است. تعداد کل تماشاگران سینما در سال ۱۳۹۶، ۲۲.۸۵۶.۰۹۷ نفر بود. در این سال ۲۳۸ سینما با ظرفیت ۴۳۰ سالن وجود داشت. ۹۸ فیلم ساخته شده و ۱۹۱ فیلم رنگ اکران به خود می‌بیند.</p>
<p><strong>&#8211; سال ۱۳۹۷، فیلم هزارپا</strong> با فروش ۳۸۰.۶۳۸.۴۸۰.۰۰۰  ریال عنوان پرفروش ترین فیلم سال را از آنِ خود می‌کند. فروش کل سینمای ایران ۲.۵۰۷.۷۱۹.۴۹۸.۰۰۰ ریال است. متوسط قیمت بلیت در این سال  ۸۷۸۷۵ ریال بوده و هر ایرانی به طور متوسط ۰.۳۶  بار به سینما رفته است. تعداد کل تماشاگران سینما در سال ۱۳۹۷، ۲۸.۵۳۷.۴۱۰ نفر بود. در این سال ۲۵۷ سینما با ظرفیت ۵۰۰ سالن وجود داشت. ۸۲ فیلم ساخته شده و ۱۷۴ فیلم رنگ اکران به خود می‌بیند.</p>
<p><strong>&#8211; سال  ۱۳۹۸، فیلم مطرب</strong> با فروش ۳۸۵.۴۵۸.۰۰۰.۰۰۰  ریال عنوان پرفروش ترین فیلم سال را از آنِ خود می‌کند. فروش کل سینمای ایران  ۲.۹۹۳.۴۳۷.۴۶۷.۰۰۰ ریال است. متوسط قیمت بلیت در این سال  ۱۱۳۷۷۴ ریال بوده و هر ایرانی به طور متوسط ۰.۳۳ بار به سینما رفته است. تعداد کل تماشاگران سینما در سال ۱۳۹۸، ۲۶.۳۱۰.۳۸۴ نفر بود. در این سال ۲۷۷ سینما با ظرفیت ۵۴۱ سالن وجود داشت. ۸۸ فیلم ساخته شده و ۱۷۴ فیلم رنگ اکران به خود می‌بیند.</p>
<p><strong>&#8211; سال ۱۳۹۹، فیلم شنای پروانه</strong> با فروش ۳۳.۱۶۴.۶۶۶.۵۰۱ ریال عنوان پرفروش ترین فیلم سال را از آنِ خود می‌کند. کل فروش سینمای ایران  ۹۹.۷۷۵.۱۶۱.۲۴۹ ریال است. تعداد کل تماشاگران سینما در سال ۶۷۳.۴۵۳ نفر بود. در این سال ۳۵۶ سینما با ظرفیت ۶۳۶ سالن وجود داشت. ۶۳ فیلم ساخته شده و ۸۹ فیلم رنگ اکران به خود می‌بیند.</p>
<p><strong>&#8211; سال ۱۴۰۰، فیلم دینامیت</strong> با فروش ۵۷۹,۹۸۶,۵۳۲,۴۰۰ ریال عنوان پرفروش ترین فیلم سال را از آنِ خود می‌کند. کل فروش سینمای ایران  ۱,۵۲۳,۰۸۲,۴۶۰,۳۳۴ ریال است. تعداد کل تماشاگران سینما در سال ۱۴۰۰،  ۶,۷۷۴,۳۷۵نفر بود. ۳۷ فیلم رنگ اکران به خود می‌بیند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<table border="1" width="0">
<tbody>
<tr>
<td style="text-align: center;" width="38"><strong>ردیف</strong></td>
<td style="text-align: center;" width="46"><strong>سال</strong></td>
<td style="text-align: center;" width="38"><strong>تعداد سینما</strong></td>
<td style="text-align: center;" width="38"><strong>تعداد سالن</strong></td>
<td style="text-align: center;" width="62"><strong>متوسط قیمت بلیط (ریال)</strong></td>
<td style="text-align: center;" width="41"><strong>تعداد فیلم ساخته شده</strong></td>
<td style="text-align: center;" width="67"><strong>تعداد فیلم‌های نمایش داده شده</strong></td>
<td style="text-align: center;" width="88"><strong>تعداد کل تماشاگر</strong></td>
<td style="text-align: center;" width="138">
<p><strong>فروش کل</strong></p>
<p><strong>(ریال)</strong></td>
<td style="text-align: center;" width="125">
<p><strong>فیلم پرفروش سال</strong></p>
<p><strong>و رقم فروش به ریال</strong></td>
</tr>
<tr>
<td style="text-align: center;" width="38">۱</td>
<td style="text-align: center;" width="46">۱۳۹۰</td>
<td style="text-align: center;" width="38">۱۷۹</td>
<td style="text-align: center;" width="38">۲۵۲</td>
<td style="text-align: center;" width="62">۲۴۰۷۱</td>
<td style="text-align: center;" width="41">۹۷</td>
<td style="text-align: center;" width="67">۱۵۶</td>
<td style="text-align: center;" width="88">۱۴.۵۱۷.۳۸۶</td>
<td style="text-align: center;" width="138">۳۴۹.۴۵۱.۳۵۹.۴۵۰</td>
<td style="text-align: center;" width="125">
<p>اخراجی‌ها ۳</p>
<p>۴۶.۶۱۶.۵۷۹.۴۰۰</td>
</tr>
<tr>
<td style="text-align: center;" width="38">۲</td>
<td style="text-align: center;" width="46">۱۳۹۱</td>
<td style="text-align: center;" width="38">۱۷۷</td>
<td style="text-align: center;" width="38">۲۶۲</td>
<td style="text-align: center;" width="62">۳۰۸۰۲</td>
<td style="text-align: center;" width="41">۸۰</td>
<td style="text-align: center;" width="67">۱۳۷</td>
<td style="text-align: center;" width="88">۱۰.۶۲۱.۸۴۳</td>
<td style="text-align: center;" width="138">۳۲۷.۱۷۰.۷۱۶.۲۵۰</td>
<td style="text-align: center;" width="125">
<p>کلاه قرمزی و بچه ننه</p>
<p>۴.۷۵۴.۱۰۹.۰۰۰</td>
</tr>
<tr>
<td style="text-align: center;" width="38">۳</td>
<td style="text-align: center;" width="46">۱۳۹۲</td>
<td style="text-align: center;" width="38">۱۷۰</td>
<td style="text-align: center;" width="38">۲۵۷</td>
<td style="text-align: center;" width="62">۴۳۶۰۰</td>
<td style="text-align: center;" width="41">۶۷</td>
<td style="text-align: center;" width="67">۱۵۵</td>
<td style="text-align: center;" width="88">۹.۶۲۶.۷۵۰</td>
<td style="text-align: center;" width="138">۴۱۹.۷۲۷.۵۳۷.۵۰۰</td>
<td style="text-align: center;" width="125">
<p>رسوایی</p>
<p>۳۷.۰۶۶.۳۳۹.۰۰۰</td>
</tr>
<tr>
<td style="text-align: center;" width="38">۴</td>
<td style="text-align: center;" width="46">۱۳۹۳</td>
<td style="text-align: center;" width="38">۱۶۲</td>
<td style="text-align: center;" width="38">۲۶۶</td>
<td style="text-align: center;" width="62">۴۳۶۰۰</td>
<td style="text-align: center;" width="41">۷۸</td>
<td style="text-align: center;" width="67">۱۸۶</td>
<td style="text-align: center;" width="88">۱۲.۶۹۰.۲۴۴</td>
<td style="text-align: center;" width="138">۵۵۲.۸۴۰.۷۴۴.۵۰۰</td>
<td style="text-align: center;" width="125">
<p>شهر موش‌ها ۲</p>
<p>۹۸.۱۷۳.۱۳۴.۰۰۰</td>
</tr>
<tr>
<td style="text-align: center;" width="38">۵</td>
<td style="text-align: center;" width="46">۱۳۹۴</td>
<td style="text-align: center;" width="38">۱۶۹</td>
<td style="text-align: center;" width="38">۲۸۱</td>
<td style="text-align: center;" width="62">۵۴۴۱۸</td>
<td style="text-align: center;" width="41">۷۸</td>
<td style="text-align: center;" width="67">
<p>۶۲ فیلم در هنروتجربه</p>
<p>۸۷ فیلم با سرگروه</td>
<td style="text-align: center;" width="88">۱۳.۳۷۳.۰۳۸</td>
<td style="text-align: center;" width="138">۷۲۷.۷۳۸.۰۴۷.۰۰۰</td>
<td style="text-align: center;" width="125">
<p>محمدرسول الله (ص)</p>
<p>۱۴۵.۵۸۸.۲۹۰.۰۰۰</td>
</tr>
<tr>
<td style="text-align: center;" width="38">۶</td>
<td style="text-align: center;" width="46">۱۳۹۵</td>
<td style="text-align: center;" width="38">۲۰۳</td>
<td style="text-align: center;" width="38">۳۲۹</td>
<td style="text-align: center;" width="62">۶۵۴۹۱</td>
<td style="text-align: center;" width="41">۸۱</td>
<td style="text-align: center;" width="67">
<p>۷۵ فیلم با سرگروه</p>
<p>۸۱ فیلم در هنروتجربه</td>
<td style="text-align: center;" width="88">۲۵.۸۴۷.۴۸۳</td>
<td style="text-align: center;" width="138">۱.۶۹۲.۷۸۰.۲۹۳.۰۰۰</td>
<td style="text-align: center;" width="125">
<p>فروشنده</p>
<p>۱۵۷.۱۴۹.۱۹۶.۰۰۰</td>
</tr>
<tr>
<td style="text-align: center;" width="38">۷</td>
<td style="text-align: center;" width="46">۱۳۹۶</td>
<td style="text-align: center;" width="38">۲۳۸</td>
<td style="text-align: center;" width="38">۴۳۰</td>
<td style="text-align: center;" width="62">۷۸۹۷۹</td>
<td style="text-align: center;" width="41">۹۸</td>
<td style="text-align: center;" width="67">
<p>۱۰۰ فیلم اکران</p>
<p>۹۱ فیلم هنروتجربه</td>
<td style="text-align: center;" width="88">۲۲.۸۵۶.۰۹۷</td>
<td style="text-align: center;" width="138">۱.۸۰۵.۱۴۵.۵۶۱.۸۵۰</td>
<td style="text-align: center;" width="125">
<p>نهنگ عنبر ۲</p>
<p>۲۰۹.۹۱۸.۹۸۵</td>
</tr>
<tr>
<td style="text-align: center;" width="38">۸</td>
<td style="text-align: center;" width="46">۱۳۹۷</td>
<td style="text-align: center;" width="38">۲۵۷</td>
<td style="text-align: center;" width="38">۵۰۰</td>
<td style="text-align: center;" width="62">۸۷۸۷۵</td>
<td style="text-align: center;" width="41">۸۲</td>
<td style="text-align: center;" width="67">
<p>۸۶ فیلم در هنروتجربه</p>
<p>۸۸ فیلم در اکران</p>
<p>&nbsp;</td>
<td style="text-align: center;" width="88">۲۸.۵۳۷.۴۱۰</td>
<td style="text-align: center;" width="138">۲.۵۰۷.۷۱۹.۴۹۸.۰۰۰</td>
<td style="text-align: center;" width="125">
<p>هزارپا</p>
<p>۳۸۰.۶۳۸.۴۸۰.۰۰۰</td>
</tr>
<tr>
<td style="text-align: center;" width="38">۹</td>
<td style="text-align: center;" width="46">۱۳۹۸</td>
<td style="text-align: center;" width="38">۲۷۷</td>
<td style="text-align: center;" width="38">۵۴۱</td>
<td style="text-align: center;" width="62">۱۱۳۷۷۴</td>
<td style="text-align: center;" width="41">۸۸</td>
<td style="text-align: center;" width="67">
<p>۷۵ فیلم در هنروتجربه</p>
<p>۹۹ فیلم در اکران</td>
<td style="text-align: center;" width="88">۲۶.۳۱۰.۳۸۴</td>
<td style="text-align: center;" width="138">۲.۹۹۳.۴۳۷.۴۶۷.۰۰۰</td>
<td style="text-align: center;" width="125">
<p>مطرب</p>
<p>۳۸۵.۴۵۸.۰۰۰.۰۰۰</td>
</tr>
<tr>
<td style="text-align: center;" width="38">۱۰</td>
<td style="text-align: center;" width="46">۱۳۹۹</td>
<td style="text-align: center;" width="38">۳۵۶</td>
<td style="text-align: center;" width="38">۶۳۶</td>
<td style="text-align: center;" width="62"></td>
<td style="text-align: center;" width="41">۶۳</td>
<td style="text-align: center;" width="67">
<p>۸۹</p>
<p>&nbsp;</td>
<td style="text-align: center;" width="88">۶۷۳.۴۵۳</td>
<td style="text-align: center;" width="138">۹۹.۷۷۵.۱۶۱.۲۴۹</td>
<td style="text-align: center;" width="125">
<p>شنای پروانه</p>
<p>۳۳.۱۶۴.۶۶۶.۵۰۱</td>
</tr>
<tr>
<td style="text-align: center;" width="38">۱۱</td>
<td style="text-align: center;" width="46">۱۴۰۰</td>
<td style="text-align: center;" width="38"></td>
<td style="text-align: center;" width="38"></td>
<td style="text-align: center;" width="62"></td>
<td style="text-align: center;" width="41"></td>
<td style="text-align: center;" width="67">۳۷</td>
<td style="text-align: center;" width="88">۶,۷۷۴,۳۷۵</td>
<td style="text-align: center;" width="138">۱,۵۲۳,۰۸۲,۴۶۰,۳۳۴</td>
<td style="text-align: center;" width="125">
<p>دینامیت</p>
<p>۵۷۹,۹۸۶,۵۳۲,۴۰۰</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=151896">قرن جدید سینما با بحران کرونا</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=151896</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>معجزه‌ای از جنس خیال!/ صعود سینمای ایران به فتح قله‌های جهانی اما با دست‌های خالی از بازار جهانی!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=143550</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=143550#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 26 Oct 2021 08:00:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[محمدعلی حیدری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=143550</guid>
		<description><![CDATA[<p>داستان صعود سینمای ایران به قله‌های پر افتخار، داستان یک معجزه است. معجزه‌ای از جنس تصور در خیالِ خام! در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به سیر تحول سینمای ایران در عرصه بین‌المللی.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=143550">معجزه‌ای از جنس خیال!/ صعود سینمای ایران به فتح قله‌های جهانی اما با دست‌های خالی از بازار جهانی!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> <strong>&#8211;</strong> <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%b1%db%8c">محمدعلی حیدری</a> : </strong>«اولین سال حضور جهانی فیلمی از ایران به تیرماه ۱۳۳۷ و نمایش فیلم «شب نشینی در جهنم» (موشق سروری و ساموئل خاچیکیان) در بخش رقابتی فیلم‌های بلند هشتمین دوره جشنواره فیلم برلین برمی‌گردد. جشنواره‌های فیلم در آن سال‌ها کمیته انتخابی به مفهوم امروزی نداشته و بخش عمده فیلم‌ها را نه از طریق تهیه‌کننده‌ها، بلکه از کانال‌های دولتی و در چارچوب قراردادهای فرهنگی بین دولت‌ها دریافت می‌کردند. فعالیت‌های انفرادی مصطفی فرزانه و ابراهیم گلستان موجب حضور بیش‌تر فیلم‌های ایرانی در جشنواره‌های جهانی می‌شود و اولین جایزه بین‌المللی تاریخ سینمای ایران مدال برنز بخش فیلم‌های کوتاه جشنواره ونیز در سال ۱۳۴۰ است که ابراهیم گلستان برای فیلم «یک آتش» دریافت می‌کند. یکی از پدیده‌های دیگر در عرصه بین‌المللی سینمای ایران [قبل از انقلاب] سهراب شهید ثالث است که ابتدا با فیلم کوتاه «سیاه و سفید» [تولید شده در کانون] پا به عرصه‌های جهانی می‌گذارد و پس از آن با «یک اتفاق ساده»، «طبیعت بیجان» و «در غربت» به یکی از موفق‌ترین سینماگران ایرانی در خارج از کشور تبدیل می‌شود به گونه‌ای که دو فیلم اولش در تیرماه ۱۳۵۳، شش جایزه از جشنواره برلین دریافت می‌کند.» [منبع: کتاب ۲۵ سال سینمای ایران/ جوایز و حضور بین‌المللی. نوشته محمد اطبایی]</p>
<p>آنچه از نظر گذشت ماجرای یک آغاز بود. آغازی که کمتر کسی تصور می‌کرد در طوفان‌های مهیب و جنگ و ترور به فتح قله‌های بزرگ ختم شود. کمتر کسی تصور می‌کرد این قله را با تمام رنج‌هایش و هوای طوفانی‌اش و مسیر پُر پیچ‌وخَمش بتوان به مرحله صعود رساند. داستان این صعود، داستان یک معجزه است. معجزه‌ای از جنس تصور در خیالِ خام!</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2021/05/jadehaye-sard.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-143551" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2021/05/jadehaye-sard.jpg" alt="jadehaye-sard" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>«جاده‌های سرد» و «شیر سنگی» [به گمانم] اولین‌هایی بودند که سینمای ایران را پس از پبروزی انقلاب اسلامی در محافل جهانی نمایندگی کردند. سازنده‌اش محصول سینمای پس از انقلاب بود و موضوعش حساسیتی برنمی‌‌انگیخت، هرچند که با تلقی رایج جهانیان از ایرانِ بعد از انقلاب فرق داشت. این، مختصات سینمای آن دوره بود؛ حرکتی آرام و موثر در عبور از موانع بی‌‌شمار. خوراکی که خورند همگان باشد. فیلمی که نشانه‌های بومی و فرهنگی و تاریخی را با خود به میزانی متعادل داشته باشد و گزک دست کسی ندهد؛ نه مغرضان آن دیاران و نه غیرت‌مردان این سامان. غرض، نشان دادن بود؛ سندی و شهادت‌نامه‌‌ای گواهِ حیات هنر در سرزمینی که آتش جنگ در آن، هر رویدادی نامرتبط با جنگ را می‌‌سوزاند و به خاکستر فراموشی می‌‌سپرد. نام ایران در جهان با جنگ عجین بود و نه فرهنگ و سینما قافله سالار فرهنگی بازیافته بود که نیاز به دیده‌شدنش بود. اندکی بعد، همزمان با چشیده شدن طعم شیرین موفقیت جهانی، صدور و اعزام آثار سینمایی از ساز و کار رسمی خارج شد و بُهت جهانیان از رونق سینما در کشوری تحریم‌شده و جنگ‌دیده، به لبخند رضایتی از پی کشف زبانی ناب در هنر بدل شد. به عنوان نمونه؛ «ناخدا خورشید» و «خانه دوست کجاست؟» از جمله فیلم‌هایی بودند که [به ترتیب] از چهل و یکمین و چهل و دومین جشنواره بین‌المللی فیلم لوکارنو، جایزه یوزپلنگ برنز برای بهترین فیلم را دریافت کردند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2021/05/nakhoda-khorshid.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-143552" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2021/05/nakhoda-khorshid.jpg" alt="nakhoda-khorshid" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>رویکرد غالب فستیوال‌‌های بین‌‌المللی، از دورافتاده‌ترین و ناشناخته‌‌ترین آن‌ها تا چند نمونه‌‌ی معتبری که همه می‌‌شناسیم، نمایش چیز یا چیزهایی است از ملتی که تحولات سیاسی‌اش همه را کنجکاو آن کرده. به این ترتیب خاطرمان باشد که نفس حضور در عرصه‌های بین‌المللی، بیش از آن‌که مقبولیت به لحاظ قابلیت‌‌ها باشد، پاسخی است به این تشنگان اطلاعات. یعنی تقاضای آن‌هاست که هرطور شده، چیزی از ایران ببینند که بفهمند چه چیزی به جز جنگ است که بشود سرزمینی را بدان بازشناخت. اما گذر زمان، نشان داد که این آسمان به یکی دو ستاره درخشان و فروزان نیست. رونق سینما در داخل آن‌چنان بود که شهرت و محبوبیت فیلمسازان را به سطح فعالان عرصه‌‌های مردمی‌‌تر، همچون هنرپیشگان و خوانندگان و ورزشکاران رساند. دیگر، هفته‌‌ای نبود که خبری از حضور یا شعفی از برگزیده شدن فیلمی در فستیوال مهم در میان نباشد. فیلم‌سازان سفیران فرهنگی ایران لقب گرفتند و هیچ گودی را بی پهلوان نگذاشتند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2021/05/khane-doost-kojast.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-143553" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2021/05/khane-doost-kojast.jpg" alt="khane-doost-kojast" width="1000" height="666" /></a></p>
<p><strong>قصه‌ی امروز!</strong></p>
<p>امروز اما اگر بخواهیم قصه را از آخر بخوانیم، با حکایتی دیگر روبه‌رو خواهیم بود. آن نیاز به دیده شدن که در آغاز به آن اشاره شد، ابعاد پیچیده‌تری یافته است. [اگر موارد استثناء را فاکتور بگیریم] اصالت و خودانگیختگی جای خودش را به تقلید و تکرار داده و در اغلب موارد، برای رهایی از گمنامی، بدنامی راه چاره شده است. همواره طی این سال‌ها با اخبار متعددی مواجه بودیم که خبر از حضور فلان فیلم در یک جشنواره خارجی یا&#8230; می‌داد. جشنواره‌هایی که حتی نام‌ِشان هم به گوش‌مان آشنا نبود. این حجم از عطش حضور [به هر قیمتی!] در هر کشوری عجیب و غیر منتظره بود. روزگاری که سینمای ایران با بزرگانش و فیلم‌های ارزنده‌اش توانست مهم‌ترین قله‌های جهانی را، از اسکار تا کن و برلین و&#8230; بپیماید، ناگهان در مسیری عجیب سر از تُرکستان درآورد با خبرهای عجیبش جغرافیایی را به مخاطبان معرفی کرد که آن سرزمین جزء گمنامی و بدنامی- تاثیر دیگری برای مخاطب این سینما نداشت.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2021/05/jodaee.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-143554" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2021/05/jodaee.jpg" alt="jodaee" width="1000" height="666" /></a></p>
<p><strong>قصه فجر و جهانی شدنش</strong></p>
<p>عملکرد بنیاد سینمایی فارابی [بعد از پیروزی انقلاب اسلامی] در عرصه‌ی تهیه و تولید فیلم تمهیدی بود برای هم‌سو کردن تولیدات سینمای ایران با چهره‌ی جدید و انقلابی کشور و به قصد فاصله گرفتن از سینمای قبل از انقلاب رخ داد، بخش دیگری از این تفکر را باید در شناساندن ایران جدید و به تبع آن سینمایش به جهان جست‌و‌جو کنیم. یکی از مهمترین و بهترین ابزارها برای این حضور بین‌المللی و معرفی جهانی فیلم‌های ایرانی نمایش این آثار در جشنواره‌های مختلف بین‌المللی بود. عرصه‌ای که به کمک آن می‌توان فیلم‌ها را بیرون از مرز‌های محصور کشور برای مخاطبان علاقه‌مند سینما به نمایش درآورد و از طریق برخورد آن‌ها با فیلم‌های ایران بعد از انقلاب، شمایل جدید کشور را بهتر برای جهانیان توضیح داد.</p>
<p>جشنواره بین‌المللی فیلم فجر که تا اواخر دهه هشتاد توسط بنیاد سینمایی سینمایی فارابی برگزار می‌شد با ایجاد تغییر و تاسیس سازمانی تحت عنوان جشنواره‌ها از ذیلِ بنیاد خارج و مستقیما زیر نظر رئیس سازمان سینمایی اداره شد. تغییری که با خودش تغییرات دیگری را هم به ارمغان آورد. ۲۷ مرداد ۱۳۹۴ بود که  عنوان بین‌المللی از جشنواره فجر برداشته و برای خودش یک هویت مستقل را شکل داد و نامش را ابتدا به جشنواره بین‌المللی فیلم ایران و سپس به جهانی تغییر داد. جشنواره جهانی فیلم فجر این بار با آمدن میرکریمی سرآغاز مسیری بود که می‌خواست همچون فیلم‌هایی که در طول دهه‌ها به موفقیت‌های مهمی دست یافتند، را تکرار کند.</p>
<p>تصور مدیران این بود که این جشنواره می‌تواند در کنار سایر جشنوارهای مهم دنیا حرفی برای گفتن داشته باشد. تلاش متولیان جشنواره این بود که با دعوت از چهره‌های سرشناس بین‌المللی، از الیور استون تا ژان-پیر لئو و&#8230; شمایلی متفاوت به این جشنواره جهانی دهند. تلاشی که ستودنی بود و زحماتی ارزشمند اما در عمل نه‌چندان موفق. تلاش‌هایی که مشابه یک تنفس مصنوعی بود و هرچه جلوتر رفت به مسیرهای سخت‌تر و سخت‌تری رسید. جشنواره جهانی‌ای که حتی فیلم‌ساز اسکاری‌اش نه داور آن شد و نه حتی فیلم‌هایش را برای مسابقه در اختیار این جشنواره جهانی قرار داد. اگر بخواهیم قصه راز موفقیت فیلم‌های ایرانی در جشنواره‌های بین‌المللی و [کارنامه ناموفق بخش جهانی فجر] را مرور کنیم با یک فصل مشترک مواجه هستیم و آن حسادت و تنگ‌نظری است. از موفقیت کیارستمی در فستیوال کن و رنج‌هایش تا موفقیت فرهادی در اسکار و رنج‌هایش در مسیر رسیدن به جدایی! تا قصه جهانی شدن یک جشنواره!</p>
<p>اما هنر ایران و سینمای ایران همواره ثابت کرده که در سخت‌ترین مسیرهایش و مسیر پُرپیچ‌خمش توانسته سرانجام قله‌های افتخار را یکی پس از دیگری فتح کند. دستاورد موفقیت جهانی سینمای ایران برایمان حسی آمیخته به افتخار و چشم‌پوشی است؛ افتخار به راه یافتن یک ایرانی به پانتئون بزرگان و چشم‌پوشی بر هر نوع خطا و لغزشی از جانب آن فیلم‌ساز. با علم به فجایعی که گاه و بی‌گاه داوران بزرگترین و معتبرترین جشنواره‌های جهانی عامل آن هستند، همواره دوست می‌داریم آنان را صاحب معیاری والاتر از داوری‌های خود بدانیم.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=143550">معجزه‌ای از جنس خیال!/ صعود سینمای ایران به فتح قله‌های جهانی اما با دست‌های خالی از بازار جهانی!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=143550</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سینما را با نمایش آنلاین به اشتباه نگیرید/ خلأ اکران بین‌المللی فیلم‌ها در سینمای ایران</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=145267</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=145267#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 25 Sep 2021 08:55:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[امیرعباس ربیعی]]></category>
		<category><![CDATA[لباس شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[نمایش آنلاین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=145267</guid>
		<description><![CDATA[<p>امیرعباس ربیعی گفت: موفقیت نمایش آنلاین در شرایط امروز منوط به ارائه فیلم‌های خاص و سریال‌ها است و نباید آن را جایگاهی مناسب برای اکران فیلم‌های سینمایی معرفی کرده و با سینما به اشتباه گرفته شود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=145267">سینما را با نمایش آنلاین به اشتباه نگیرید/ خلأ اکران بین‌المللی فیلم‌ها در سینمای ایران</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>امیرعباس ربیعی کارگردان سینما در گفت‌وگو با خبرنگار <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> در خصوص وضعیت امروز سینمای ایران گفت: انتشار ویروس کرونا بسیاری از فعالیت ها را با مشکل روبرو کرده و امیدواریم با توجه به فراگیری میزان واکسیناسیون و در کنار آن تولید فیلم های مخاطب پسند، شبکه اکران به حالت قبل خود بازگردد. قطعا شروع این چرخه اکران مستلزم در اختیار قرار دادن سوبسیت مالی و معنوی به تهیه کنندگان و سرمایه گذاران است تا با ساخت فیلم های خاص، سینما به حالت عادی خود برگشته و عاملی انگیزشی برای کاهش ترس مردم از ورود به سالن های سینما باشد.</p>
<p>وی افزود: منظور از فیلم‌های خاص، فیلم‌های مطرح و مخاطب پسندی است که به‌واسطه کارگردانان باتجربه نظیر اصغر فرهادی ساخته و در سطح بین‌المللی نیز زبانزد می‌شوند. نمایش و حمایت از این فیلم‌ها و درعین‌حال استقبال از آن منجر به انگیزه کارگردانان و سامان بخشیدن به چرخه تولید می‌شود.</p>
<p>ربیعی ضمن اشاره به جایگاه نمایش آنلاین در سبد خانوار عنوان کرد: انتشار ویروس کرونا و ایجاد محدودیت در فعالیت سینما به بستری برای فعالیت هر چه بیشتر نمایش آنلاین تبدیل شده و مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته است این در حالی است که این‌گونه از اکران مستلزم فیلم‌های خاص و سریال‌ها بوده و شرایط مناسبی برای اکران فیلم‌های سینمایی تلقی نمی‌شود. عدم وجود مدیریت و قانون حق کپی‌رایت نیز منجر به قاچاق آثار شده و به ضرر فیلمسازان و امنیت آثار خواهد بود.</p>
<p>وی ادامه داد: نمایش آنلاین مدیومی از سینما است و در تبلیغ جایگاه نمایش پرده‌ای مؤثر است اما سینما تجربه زیست جمعی و فرهنگی است و نباید جایگاه آن را با نمایش آنلاین در یک حد معرفی کرده و به اشتباه گرفته شود. در حال حاضر بهبود وضعیت سالن‌ها و بازگشت مخاطب آن مستلزم برنامه‌ریزی و اختصاص سرمایه است و امیدواریم مسئولان به آن توجه کنند.</p>
<p>این کارگردان درباره انتظار اهالی فرهنگ و هنر از مدیران فرهنگی تاکید کرد: مدیریت درست با شناخت فرهنگ و هنر و ظرفیت‌های این عرصه امکان‌پذیر می‌شود. نگاه فرهنگی و تخصص در این زمینه کمترین توقع ما از مسئولان است تا بدین واسطه مقتضیات و بسترهای رشد را شناسایی کرده و فارغ از بهانه‌های سیاسی و حزبی، در مسیر رشد حرکت کنند.</p>
<p>وی یادآور شد: تا زمانی که مدیران فرهنگی با برنامه‌های کوچک خود به دنبال اهداف بزرگ هستند هیچ دردی از ما دوا نمی‌شود. ما نیاز به مدیران باتجربه و متخصصی داریم که کمبودها را شناسایی و درک کنند این در حالی است که انتخاب مدیران و مشاورین جدید و بی‌تجربه ثمره‌ای برای ما ندارد چرا که در طی ۴ سال خدمت خود تازه با کمبودها روبرو شده و به‌محض شناخت آن زمان را ازدست‌داده و مدیر دیگری جایگزین می‌شود.</p>
<p>کارگردان «لباس شخصی» در خصوص جایگاه سینمای ایران در عرصه بین‌المللی گفت: در حوزه جشنواره‌های خارجی سینمای ایران شناخته شده و قابل‌اعتنا است اما کافی نیست. حضور فیلمسازان در جشنواره‌های فیلم خارجی و کسب جوایز متعدد بین‌المللی نیز صحه‌ای بر این امر است.</p>
<p>امروز خلأ اصلی ما، اکران بین‌المللی فیلم‌های ایرانی است این در حالی است که بسترهای آن فراهم بوده و از اشتراکات فرهنگی با سایر کشورهای منطقه برخورداریم. برنامه‌ریزی در زمینه اکران بین‌المللی و ساخت فیلم به‌منظور تعاملات منطقه‌ای از جمله اقداماتی است که می‌تواند جایگاه سینمای ایران در عرصه بین‌المللی پررنگ‌تر کرده و انگیزه‌ای برای فعالیت مؤثرتر فیلمسازان باشد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=145267">سینما را با نمایش آنلاین به اشتباه نگیرید/ خلأ اکران بین‌المللی فیلم‌ها در سینمای ایران</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=145267</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سینمای ایران از مدیریت سنتی رنج می‌برد/ تبدیل سینما به جزیره جدا افتاده از جهان</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=144668</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=144668#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 27 Aug 2021 08:49:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[سیدمحمد حسینی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=144668</guid>
		<description><![CDATA[<p>سیدمحمد حسینی گفت: سینمای ایران از نحوه اعمال مدیریت سنتی حاکم بر این عرصه رنج می‌برد به‌نحوی‌که آرام‌آرام سینما در فضای داخلی خود تبدیل به جزیره‌ای جدا افتاده از فضای کلی جهانی شده است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=144668">سینمای ایران از مدیریت سنتی رنج می‌برد/ تبدیل سینما به جزیره جدا افتاده از جهان</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong>، سیدمحمد حسینی کارشناس و مشاور امور سینمایی بنیاد فرهنگی روایت فتح درباره اهمیت سینما در ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه گفت: این موضوع سؤال بسیار خوبی است چرا که هنوز مسئله ذهنی بسیاری از مخاطبان و مردم عادی جامعه است. راستی چرا سینما تا این اندازه کانون توجه است؟ اساساً مگر سینما با این جغرافیای محدود مالی چه ویژگی دارد که آن را در چنین جایگاه بالایی از درجه اهمیت قرار می‌دهد و همواره کانون توجهات رسانه‌ای قرار می‌گیرد؟</p>
<p>وی ادامه داد: گذشته از تعاریف موجود و مرسوم صورت‌گرفته و موضوعات مطرح‌شده در خصوص توصیف ماهیت سینمای ایران پرداختن به این موضوع ضروری به نظر می‌رسد که باوجود این‌همه توجه رسانه‌ای و اهمیت بخشی در حوزه افکارعمومی متأسفانه سینما در نگاه بخش عمده‌ای از مسئولین کشور اصولاً امری ناظر به حوزه سرگرمی و اوقات فراغت است و اصطلاحاً زینت المجالس آثار فرهنگی به‌حساب می‌آید اما این موضوع در میان کشورهای صاحب سینما کاملاً متفاوت است و اتفاقاً سینما در این کشورها موتور پیشران اقتصاد، سیاست، فرهنگ، ورزش و حتی امور نظامی به‌حساب می‌آید.</p>
<p>مدیر سابق مرکز تولید متن سازمان سینمایی حوزه هنری تاکید کرد: آثار سینمایی در کشورهای بزرگ صاحب سینما به نحوی در خدمت ارکان اجتماعی قرار می‌گیرند که نه‌تنها اهالی سینما و عوامل مشغول در این هنر صنعت تجارت از آن منتفع گردند بلکه در همزیستی میان منافع ملی این کشورها و داستان‌های مورد روایت در سینما به‌نوعی مدیریت انگیزشی در حوزه‌های مختلف اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و ورزشی و حتی نظامی حاصل می‌شود.</p>
<p>وی اظهار داشت: در یک نگاه اجمالی می‌توان گفت بهترین تعریف و تعبیر از سینما همان جمله کلیدی مقام معظم رهبری است که سینما کلید پیشرفت است و اینکه سینما از منظر ایشان بهترین و کارآمدترین روایتگر واقعیت و حقیقت است. پس در نتیجه به‌اختصار باید سینما را موتور محرک و پیشرانه‌ای انگیزشی برای پیشرفت کلی کشور در خدمت منافع ملی قلمداد کرد از این منظر سینما یکی از محرک‌های بسیار مهم اجتماعی است که می‌تواند در پیشانی مسائل فرهنگی دروازه آینده را به روی مخاطبانش باز کند و در یک همزیستی مطلوب میان عناصر خیال و واقعیت زمینه رشد هر چه سریع‌تر و اعتماد و انگیزه به پیشرفت و ترقی را در جامعه ایجاد نماید.</p>
<p>حسینی در پاسخ به این پرسش که به نظر شما مهم‌ترین راهکار رسیدن به مدیریت مطلوب در عرصه کلان سینمایی چیست؟ عنوان داشت: معتقدم سینمای ایران از دو عارضه قدیمی و مزمن در حوزه مدیریت رنج می‌برد. نخستین عارضه عدم تمرکز در مدیریت و هدایت کلی سینماست که در سال‌های اخیر اتفاقاً باقدرت گرفتن نهادهای موازی مدیریتی و عملگرا که خارج از حوزه مدیریتی دولت هستند این مشکل حادتر شده به‌نحوی‌که در بخش‌های مختلف اعم از خدمات به اهالی سینما تولید آثار و عرضه و اکران. این موضوع یعنی نبود ساختار مدیریتی واحد باعث ایجاد مشکلات عدیده گردیده تا آنجا که در برخی موارد تقابل صورت‌گرفته در عرصه‌های مختلف و اختلاف سلیقه‌ها در نحوه اعمال مدیریت زمینه را برای سوءاستفاده برخی و متأسفانه متضرر شدن بسیاری از اهالی سینما فراهم کرده.</p>
<p>وی ادامه داد: دومین موضوعی و عارضه‌ای که مدیریت سینمای ایران در سال‌های اخیر با آن مواجه بوده و همواره زمینه زیان برای جریان کلی سینما ایجاد کرده نحوه اعمال مدیریت سنتی حاکم بر این عرصه است به‌نحوی‌که آرام‌آرام سینمای ایران در فضای داخلی خود تبدیل به جزیره‌ای جداافتاده از فضای کلی جهانی شده تا آنجا که شاید بتوان گفت خصوصی‌ترین و خاص‌ترین و شاید یکی از کوچک‌ترین اکران‌های سینمایی برای کشورهای صاحبت سبک و دارای کلاس سینمایی را ایران دارد.</p>
<p>این کارشناس سینمایی همچنین درباره راهکار حل این معضلات تصریح کرد: شاید بتوان راهکار را در یک کلمه خلاصه کرد و آن هم قانون است. قانون‌مداری در حوزه منظومه مدیریتی سینما و اعمال دقیق قانون مصوب می‌تواند زمینه برون‌رفت ما از مشکلات عدیده‌ای باشد که سال‌هاست جان سینمای ایران را رنجور کرده. به‌عبارت‌دیگر مدیریت سینمای ایران ضمن اینکه می‌تواند و به اعتقاد بنده باید چتر گسترده‌ای برای جادادن اهالی سینما و مخاطبان در سایه‌سار خود بیفکند و شمول بودن و عدالت را سرلوحه خود قرار دهد درعین‌حال در قبال قانون باید شبیه به درخت گردو استوار و خلل‌ناپذیر باشد و به سمت تعالی نیل کند. در چنین وضعیتی است که می‌توان از سینما انتظار ثمر داشت که همه از آن منتفع باشند در غیر این صورت اگر به‌سان رویه‌های تعاملی که در سال‌های اخیر تعریف‌شده بدون معیار و تنها برای خوش‌آیند افراد بخواهیم سینما را مدیریت کنیم نتیجه چیزی شبیه به درخت بید مجنون است که شاید بتواند داستان تغزلی و شاعرانه بر آن بار کرد اما نه گستره سایه‌اش می‌تواند شامل حال همه باشد و نه به ثمر خواهد نشست.</p>
<p>وی ادامه داد: بازهم عرضم را تکرار می‌کنم معتقدم مهم‌ترین و اساسی‌ترین مسیر حل مشکلات سینما و مقدم بر تمام امور قانون‌مداری مدیران سینمایی اعم از مدیران دولتی و حاکمیتی است و رئیس سازمان سینمایی به‌عنوان سکان‌دار اصلی جریان سینمای کشور مقدم بر هر امر دیگری باید خود را ملتزم و پایبند قانون بداند و تلاش کند تمامی رخدادهای عرصه سینما اعم از تولید و توزیع و خدمات در چهارچوب قانون پیش برود.</p>
<p>سیدمحمد حسینی تاکید کرد: در فضای گرگ‌ومیش حاکم و بی‌رمقی قانون زمینه برای فساد هر چه بیشتر و بهتر مهیاتر می‌گردد و در چنین اتمسفری است که برخی با سوءاستفاده به ثروت‌های هنگفت می‌رسند و قدرت و شهرت فراگیر نصیبشان می‌شود درحالی‌که به‌هیچ‌عنوان شایستگی آن را ندارند و برخی نیز دچار مشکلات عدیده می‌گردند که متأسفانه این گروه زیان‌دیده همیشه تعداد بسیار زیادی هستند که شاید بتوان ادعا کرد بدنه کلی و کالبدی سینما را تشکیل می‌دهند. ازاین‌رو رئیس سازمان می‌بایست مقتدرانه پای قانون بایستد و هرچند امکان مخالفت در روزها و ماه‌ها اول با او بالاست بااین‌حال مصمم و مقتدر قانون را سرلوحه اصلی کار خود قرار دهد و خاطیان را که معمولاً منافع فردی را بر قانون ترجیح می‌دهند به اشکال مختلف متوجه عواقب کارشان کند. تا از این رهگذر تمام سینما در یک بستر عادلانه از منافع قانون‌مداری مدیران ارشد و عناصر بدنه سینمایی کشور منتفع گردند.</p>
<p>وی در پاسخ به اینکه اشاره کردید به جزیره‌ای بودن حوزه اکران و کوچک بودن جغرافیای سینمای ایران قدری این واژه‌ها را توضیح دهید؟ گفت: معتقدم سینمای ایران در سال‌های اخیر بیشتر نشانه‌گیری و هدف خود را شرکت در فستیوال‌های متعدد قرار داده و بر همین اساس هم جوایز بسیار گسترده‌ای از جشنواره‌های مختلف اخذ کرده اما آنچه سینمای ایران را تبدیل به کلید پیشرفت و موتور محرک حوزه‌های دیگر اعم از اقتصاد و اجتماع و فرهنگ می‌کند اکران عمومی و نمایش بین‌المللی و جهانی آثار سینمایی است. امری که می‌توان آن را در دو حوزه اقتصاد سینما و اقتصاد در سینما به‌تفصیل باز کرد.</p>
<p>حسینی تاکید کرد: سینمای ایران و مدیریت نسل جدید آن در دوره‌ای که بنده نام آن را دوره پروانگی می‌گذارم باید پیله خود را باز کند و در مقابل و مرئی نظر مخاطبان جهانی به پرواز درآید در این صورت است که سینما هم می‌تواند اقتصاد خود را و درنتیجه تولیدات خود را ارتقاء دهد و هم زمینه رشد اقتصادی کشور را تسهیل کند.</p>
<p>وی ادامه داد: نقیصه کوچک بودن جغرافیای سینمای ایران به‌قدری برای کلیت سینما مضر بوده که در فضای کلی خود اجازه تولد برخی ژانرها و گونه‌ها را پیدا نکرده درست به این دلیل که سینما به لحاظ اقتصادی کوچک است و به‌صرفه نیست آثاری نظیر گونه‌های علمی تخیلی و سینمای آسمان و حتی پروداکشن‌های عظیم تاریخی و کهن در آن شکل بگیرد. در همین راستا تنها راه برون‌رفت از نواقصی این‌چنین و عظمت بخشی به سینما گسترده کردن حوزه فروش و اکران و اندیشه جهانی است.</p>
<p>سیدمحمد حسینی گفت: معتقدم یکی از مهم‌ترین اتفاقاتی که در این دوران گذار مدیریت سینمایی می‌تواند رخ دهد تعریف معاونتی نوپا تحت عنوان معاونت اقتصادی است تا بتواند ضمن ایجاد پیوست اقتصادی برای تمام پروژه‌های سینمایی زمینه را برای بهبود فرایند تولید و ساختارند کردن آن از شیوه سنتی کنونی به شیوه صنعتی و در ادامه نگاهی تحلیلی به فرایند تولید و کنترل پروژه و دست آخر بازاریابی و گسترش زمینه‌های دیده‌شدن آثار سینمای ایران فعالیت نماید. به اعتقاد بنده یکی از اصلی‌ترین کارهای ریاست سازمان سینمایی تشکیل و هدایت همین بخش است.</p>
<p>وی در ادامه گفت: یکی از مهم‌ترین مسائلی که ریاست آتی سازمان سینمایی کشور با آن مواجه خواهد بود مسئله معیشت کارکنان سینما و مشکلات دوران کرونا است. یکی از آسیب‌دیده‌ترین صنوف کشور در روزهای سیاه کرونایی به‌طورقطع سینما و اهالی آن هستند. آسیب‌هایی که هم زمینه روحی و روانی دارد وهم مادی و معیشتی. بسیار تا بسیار سینماگرانی که در سال‌های اخیر ناراحت عدم اکران آثارشان و در نتیجه دیده نشدن هستند و ازاین‌رو دچار تألمات روحی شده‌اند. به‌زعم حافظ پری‌رو تاب مستوری ندارد و این مستوری طولانی‌مدت اجباری برای آثار سینمای ایران از طرفی زمینه مشکلات روحی را برای سینماگران ایجاد کرده و از سوئی دیگر تعطیلی‌های طولانی‌مدت سالن‌های نمایش فیلم زمینه‌ساز چنان زیان و خسارتی شده که می‌توان آن را یک ورشکستی جدی در حوزه پخش سینمایی نامید که طبیعتاً آثار مخربش در تولید هم نمایان شده و بسیار از اهالی و بدنه سینما را دچار مشکلات عدیده مالی و معیشتی کرده. ازاین‌رو یکی از مهم‌ترین موضوعات مدیریتی برای رئیس سازمان سینمایی حضور قوی و برنامه‌ریزی دقیق برای گذار سینمای ایران از این تونل وحشت کرونا و اندیشیدن به سینمای پسا کروناست.</p>
<p>حسینی در پایان گفت: سینمای پساکرونا و مدیریت و هدایت محصولات دوران گذار از کرونا الزاماتی دارد که از حوصله این مصاحبه خارج است اما همین‌قدر اشاره کفایت می‌کند که اگر سینمای پساکرونا از همین امروز مدنظر مدیران و مسئولان سازمان سینمایی قرار نگیرد سینما می‌تواند بعد از کرونا خدای‌نکرده هم به خود و هم به جامعه آسیب‌هایی بسیار سخت وارد کند. اما اگر برنامه‌ریزی دقیق و منطقی انجام شود سینمای پساکرونا می‌تواند زمینه بسیار مناسبی برای خدمات متقابل سینما و جامعه نسبت به یکدیگر و در قبال هم باشد ازاین‌رو واژه سینمای پساکرونا یکی از ارکان اندیشه مدیریتی سازمان سینمایی کشور می‌تواند باشد.</p>
<p><strong>منبع: <a href="http://www.sourehcinema.ir/">خبرگزاری فارس</a></strong></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=144668">سینمای ایران از مدیریت سنتی رنج می‌برد/ تبدیل سینما به جزیره جدا افتاده از جهان</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=144668</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>معلم، تصویر محذوف سینمای ایران</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=143171</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=143171#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 03 May 2021 07:30:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[احسان زیورعالم]]></category>
		<category><![CDATA[معلم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=143171</guid>
		<description><![CDATA[<p>سینمای ایران در نادیده گرفتن اقشار مختلف ید طولایی دارد؛ اما حذف معلم از سینما بی‌شک ناشی از عدم‌درک درست از شخصیت و تیپولوژی معلم است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=143171">معلم، تصویر محذوف سینمای ایران</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> <strong>&#8211;</strong> <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%b2%db%8c%d9%88%d8%b1%d8%b9%d8%a7%d9%84%d9%85">احسان زیورعالم</a> :</strong> روز گذشته، بزرگداشت مقام معلم در حالی سپری شد که سینما، این معلم نوین فرهنگ، حداقل در سینمای ایرانی چیزی برای عیان کردن نداشت. آنان‌که علقه‌ای به سینما دارند برای یادآوری نقش معلم‌ها در سینما، تنها آورده‌اشان مهربانی‌های هما روستا در «پرنده کوچک خوشبختی» بود که آن هم عاریه‌‌ای است از «معجزه‌گر» آرتور پن. البته در سینمای ایران بودند معلم‌هایی که ردای قهرمانی به تن کنند. «جنگ اطهر» ساخته محمدعلی نجفی روایتگر معلمی است علیه ساختار تثبیت‌شده خشن مدرسه؛ اما کسی یادش نمی‌آید فرامرز قریبیان در این فیلم چگونه بود و چه بود. در مقابل دیروز فضای مجازی پر شده بود از بخش‌های جذاب «انجمن شاعران مرده» و کنش‌های پرشور رابین ویلیامز. بی‌شک چه اتفاقی رخ می‌دهد که تصویر معلم در سینمای ایران چنین محو و مخدوش می‌شود؟ معلم‌های سینمای ایران چرا از حافظه ما پاک شده‌اند؟ یا اساساً از معلم چه در ذهن ما مانده است؟ چرا روز گذشته تصویر معلم شوریده‌حال «رگبار» بیضایی زینت‌بخش پیام‌های تبریک نمی‌شود؟</p>
<p>با نگاهی به سینمای ایران می‌توان دریافت اساساً معلم چندان در مرکز توجه کارگردانان ایرانی نبوده است؛ جز معدود فیلم‌هایی که می‌توان تأثیر سینمای غرب بر آنها را درک کرد. حتی تلویزیون نیز چندان در بازنمایی زندگی معلمی نقش پررنگی ایفا نکرده است. شاید دو سریال «دبیرستان خضرا» و «بچه‌های مدرسه همت» استثناهایی در این عرصه باشند؛ اما با کمی دقت می‌توان دید این موضع هم محصول شرایط اجتماعی و فرهنگی دهه هفتاد است؛ جایی‌که تلاش می‌شود برای رسیدن به نوعی طبقه‌ متوسط نو، میان امر سنتی و مدرن، پیوندی ایجاد کنند. در نهایت معلم در تلویزیون و سینمای ایران به یک کلیشه دم‌دستی بدل می‌شود که یا ردای شر به تن می‌کند و کودک را در مقام موضوع فیلم، زیر یوغ استبداد می‌برد یا چنان خنثی است که بود و نبودش اهمیتی ندارد. همانند شخصیت شهاب حسینی در «فروشنده» اصغر فرهادی که معلم بودنش صرفاً وصله‌ای است برای پیش برد داستان.</p>
<p>اگر نگاهی به سینمای جهان بیاندازیم درمی‌یابیم معلم بودن و اساساً نقش معلمی محدود و بسته نیست. از دید سینمای جهان معلم می‌تواند یک مربی ورزشی باشد یا یک مرشد (Mentor) که قهرمان را از سراشیبی سقوط نجات می‌دهد. برای مثال «دوشنبه‌ها با موری» را به یاد آورید که چگونه رابطه میان مردی از گذشته و میانسال اکنون، بدل به رابطه مرید و مراد می‌شود، همان‌چیزی که در سنت ما بایستی میان آموزگار و شاگرد رقم خورد.</p>
<p>می‌توان یکی از دلایل چنین حذفی را در ریشه واژگان جستجو کرد. در دوتایی معلم/دانش‌آموز همه چیز به علم و دانش خلاصه می‌شود، چیزی که باید در مدرسه رقم خورد و برای این امر زمان و مکان برای روایت محدود به ابژه‌های مشخصی می‌شود. اما در دوتایی آموزگار/شاگرد این وضعیت دچار گسست می‌شود و حالا زمان و مکان از محدودیت سابق خارج می‌شود. حتی یک استاد مکانیک هم می‌تواند آموزگار باشد که حرفه‌ای به شاگرد خود می‌آموزد. جالب آنکه واژه شاگرد فراگیری وسیعی در گفتار فارسی دارد. حتی در ساده‌ترین مشاغل نیز نوآموز، یک شاگرد به حساب می‌آید؛ اما آنکه می‌آموزد آموزگار محسوب نمی‌شود.</p>
<p>با نگاهی به سینمای جهان و نسبت معلم و فیلم می‌توان دید دوتایی آموزگار/شاگرد خودش را به خوبی تثبیت کرده است. در جستجوی مهمترین معلم‌های سینمای جهان برای مثال می‌توان به شخصیت دنزل واشینگتون در فیلم «تایتان‌ها را به یاد آور» اشاره کرد که او نقش یک مربی (آموزگار) ورزشی را ایفا می‌کند. آنچه شخصیت مربی را برجسته می‌کند، وجه آموزنده اوست، مردی که می‌آید و در تقابل با شاگردهای سفیدپوستش باید با کلیشه‌های نژادی مبارزه کند و به آنان درس تازه‌ای بیاموزد. داستان فیلم براساس رویدادی واقعی است، پس برآمده از تخیل نیست. در مواجهه با چنین امری این پرسش مطرح می‌شود در میان اسطوره‌های مربی‌گری در ایران، آیا داستانی برای بازنمایی رابطه آموزگار/شاگرد ورزشی وجود ندارد؟ برای مثال این همه داستان از پرویز دهداری کجای سینمای ایران بازتولید شده است؟</p>
<p>مشکل دیگر در تضاد منافع میان سینما و سیستم آموزشی است. آنچه موجب موفقیت «انجمن شاعران مرده» می‌شود، تضاد میان منافع سیستم آموزشی و معلمی است که می‌خواهد قهرمانی سینمایی باشد. به جز پاره‌ای کوچک در «قصه‌های مجید» هیچ معلمی را نمی‌توان یافت که در برابر سیستم فاسد یا دگم آموزشی در ایران بایستد. اصل تصور این موضوع آسان هم نیست که وزارت آموزش و پرورش تاب و تحمل دیدن فیلمی انتقادی از نظام آموزشی داشته باشد. بدون‌شک معلم‌های قهرمانی که بدون توقع از وضعیت مالی در کمرکش کوه‌های صعب‌العبور، در کپرهای دور از شأن دانش‌آموزان، کمر همت به آموزش بسته‌اند جایی در سینمای ایران ندارند.</p>
<p>در سیستم سریال‌سازی نیز وضعیت مشابهی حاکم است. تلویزیون باورش آن است سری که درد نمی‌کند را دستمال نمی‌بندند؛ پس به‌جای جدال بر سر تصویر قهرمانانه از آموزگار، مربی یا معلم، او را حذف می‌کند یا حداقل به حاشیه می‌برد. معلم می‌شود آن تصویر کلیشه‌ای، آدمی عینکی که اندکی لفظ قلم سخن می‌گوید، جدی است و در اوج بحران، کمی خردورز است؛ اما کافی است کمی به سریال‌های اخیر مهم یک دهه اخیر نگاهی بیاندازیم که چگونه معلم‌ها هم می‌توانند دچار تزلزل شوند. آنان هم انسانند. با چنین شرایطی باید تا سال‌های سال تنها تصویر سینمایی از معلم را در نگاه نافذ و مادرانه هما روستا جستجو کرد و لاغیر.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=143171">معلم، تصویر محذوف سینمای ایران</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=143171</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جدالی تاریخی میان رسول ملاقلی‌پور و یوسف‌علی میرشکاک در باب سینمای ایران</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=141487</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=141487#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 06 Mar 2021 10:02:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[رسول ملاقلی‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[یوسف‌علی میرشکاک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=141487</guid>
		<description><![CDATA[<p>مصاحبه‌ای بسیار طولانی میان رسول ملاقلی‌پور، یوسف‌علی میرشکاک، حسین پناهی و اکبر نبوی که در ماهنامه «فیلم ویدئو» آذر و دی ۱۳۷۶ منتشر شده است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=141487">جدالی تاریخی میان رسول ملاقلی‌پور و یوسف‌علی میرشکاک در باب سینمای ایران</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> – در شماره ۱۱۲ ماهنامه «فیلم ویدئو» به تاریخ آذر و دی ۱۳۷۶ مصاحبه‌ای بسیار طولانی میان رسول ملاقلی‌پور، یوسف‌علی میرشکاک، حسین پناهی و اکبر نبوی منتشر می‌شود. طبق مقدمه مصاحبه این گفتگو محصول چهار ساعت گپ و گفتی است که در دفتر مجله فیلم ویدئو صورت می‌گیرد. یک درددل ضبط‌شده درباره سینمای ایران و نسبت‌هایش با جهان بیرون از خودش. متن مصاحبه گویا محصول ملاقلی‌پور است. گفتگویی که از ساعت دوازده شب تا هشت صبح رخ داده و تنها چهار ساعت ضبط شده است. آنچه می‌خوانید متن مفصل این گفتگوی تاریخی پس از ۲۳ سال از انتشار آن است. با وجود قدمت گفتگو آنچه جذاب است تازه بودن مباحث است، از تقابل سینمای ایران و سینمای آمریکا، از روشنفکری تا اصول‌گرایی و در نهایت ناتوانایی دستگاه‌های فرهنگی در تولید محتوای مطلوب. مباحثی که این روزها با انتشار یک ویدئو عیان و بیان شده است.</p>
<p><strong>***</strong></p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> یوسف جان یک سؤال کلیشه‌ای. نظرت درباره سینمای ایران چیه؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> برای چاپ یا برای خودمان؟</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> هم برای چاپ هم برای خودمان.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> برای خودمان&#8230; و اما برای چاپ، طبق حکم فرمانش مظفرالدین میرزای قاجار که همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید سینما هم باید متناسب با بقیه چیزهای ما باشد. پس سینمای ما متناسب با اقتصاد، فرهنگ و بقیه ستون ماست. اگر در سینما بحران یا ورشکستگی می‌بینید، نشان‌دهنده بحرانی است که در اقتصاد، فرهنگ و بقیه شئون ما پدید آمده، یعنی سینما در ذات خودش چهره فرهنگ، قدرت و سرزمین است. بارها گفته‌ام که سینما هنر غالب است و در سینماست که شأن هر سرزمین ظهور می‌کند. در این مملکت قرار نیست اتفاقی بیفد، قرار نیست که ما ظهور و بروزی داشته باشیم، اینکه خیلی از کارگردانان و اهل قلم ما توقع دارند که سینمای ما سینمای درست و مطلوبی باشد، و این همه هم مشکل نداشته باشد، بی‌جاست. جامعه‌ای که به هر کجای آن نگاه کنی مشکل می‌بارد، خوب مسلماً سینمای آن هم باید همین‌گونه باشد.</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> دوست دارم واضح‌تر حرف بزنی، بُعد اقتصادی را می‌گویی یا بُعد فرهنگی یا هر دوی آنها را؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> مشکل سینما فقط مشکل اقتصادی نیست وقتی می‌گوییم سینما چهره در فرهنگ و سرزمین است یعنی تن است نسبت به جان. مثل چهره و سیماست. من اگر مریض باشم در چهره من معلوم و آشکار است و بیماری و گرفتاری من در چهره‌ام موج می‌زند، اگر شاد و سالم یا رنجور هم باشم در چهره من آشکار می‌شود. سینما در شرایط کنونی جهان چهره هر سرزمین شده، چهره همه فرهنگ‌ها و سرزمین‌ها. البته در همه جهان به استثنای کشورهای اسلامی؛ چرا که ظاهر و باطن در کشورهای اسلامی ظاهراً همان فرهنگ است. اما در باطن دعوی این است که این فرهنگ نیست. (یعنی فرهنگ غرب) من معتقدم مثلاً اگر هلند، بلژیک یا دانمارک آن نوع سینما را ندارد خیلی مسأله مهمی نیست، چون برای من و از منظر من و خیلی‌های دیگر ممکن است این منظر مورد قبول و توافق نباشد. من معتقدم برای بلژیک و دانمارک و هلند و دیگر کشورهای غربی، سینمای آمریکا کفایت می‌کند. این‌ها اجزای یک پیکر هستند و برای همین است که از فیلم اسپیلبرگ در این کشورها همان‌گونه استقبال می‌شود که در آمریکا می‌شود. آنجا کسی مخالف سینمای آمریکا نیست، چنان که مخالف فرهنگ آمریکایی نیست، چون فرهنگ آمریکایی جز در بخشی از وجوه افراطی آن، فرهنگ همه غرب است. آمریکا از خودش چیزی نداشته؛ آن بخش تابنده و سریع و متحرک و سیال فرهنگ غرب می‌شود فرهنگ آمریکا و آن بخش آرام و کند و ساحلی فرهنگ غرب می‌شود فرهنگ بخشی از کشورهای اروپایی. در اینها یا دانسته یا ندانسته و نخواسته، تقسیم کار شده است که فرانسه متعهد چه بخشی از فرهنگ باشد یا در سینما چه کاری بکند. ایتالیا یا انگلستان چه کار بکند و آمریکا چه کار کند، اما در کشور ما که داعیه صدور انقلاب دینی در جهان دارد و مدعی این هستیم که تافته‌ای جدا بافته هستیم و سری داریم از عالم سوا و می‌خواهیم به راهی رویم که راه عالم کنونی نیست، سینما باید خیلی نکوهتر از سینمای غرب در عالم جلود کند، چون یا واقعاً این دعاوی حقیقی است یا شعار است که من معتقدم شعار است، یعنی آقایان رسماً دروغ می‌گویند، گفت: بی‌تو صعب است که سودای نخست گیرند/ پی آزادی لبنان و فلسطین گیرند/ بی‌تو صعب است که هموار شود استضعاف/ بی‌تو صعب است که سیمرغ ببرد تا ناف»</p>
<p>شما مدعی هستید که می‌خواهید با امریکا چنین و چنان کنید، اما به بازار ویدئو نگاه کنید. در این سرزمین مردم ما تماشاگر سینمای امریکا و مغلوب و مفتون آن هستند مثل تمام مردم عالم. ولی آیا فلان فیلم مطلوب شما را که در جشنواره نماز جایزه هم می‌گیرد، مردم غرب نگاه می‌کنند؟ در حالی که فیلم فلان امریکایی از ترمیناتور تا دختران نمایش و هفت دست به دست می‌گردد. پس شما دل خودتان را خوش کرده‌اید. آیا در میان مردم کسی به تماشا و استقبال این سینما می‌رود. این مردم که همه مأموران سازمان سیایند، پول از کشورهای خارجی نمی‌گیرند. شما ناتوانید، چرا ناتوانید؟ در یک کلمه: چون صادق نیستید. چون آدم صادق، آدمی که در ساحت صدق به سر می‌برد. نسبتی با ایمان دارد و می‌آید به ماهیت سینما تعرض می‌کند و می‌گوید که اصلاً ماهیتاً سینما مورد توافق ما هست، دلخواه امت یا نیست؟ ببین رسول جان صریح بهت بگم من (یعنی میرشکاک) اگر جای آقایان بودم و نمی‌توانستم با سینمای امریکا رقابت کنم، در سینما را می‌بستم. ما سینمای حلال و حرام نمی‌خواهیم، اگر حرام است که اصلاً نمی‌خواهیم اگر حلال است دیگر نمی‌شود نصف آن حلال باشد و نصف دیگرش حرام. این مشکل را ما با موسیقی هم داریم. من اینجا می‌پرسم و امیدوارم اکبر جگر داشته باشد و چاپ کند توی این خراب شده تا قبل از ما لیل و نهاری بود و در این لیل و نهار می‌گفتند آقا موسیقی حرام است و غرضشان چوب و سیم نبود، بلکه دیلینگ دولونگ بود، صدای ساز بود که حرام است. حالا صدای ساز را از رسانه پخش می‌کنند، اما ساز را نشان نمی‌دهند. برای اینکه حرمت را نگه دارند! ببینید این یعنی ریا و نفاق، این یعنی در ساحت صدق به سر نبردن. ما این مشکل را در همه زمینه‌ها داریم. به هر حال غرض من پاسخ دادن به همان سؤال اول است که مسکن سینمای ما در نسبت با دیگر ساحات است و چون ما در همه جا بحران زده‌ایم، سینما هم بحران‌زده خواهد شد. وقتی معده ناراحت است و زخم اثنی‌عشر دارد و ما شین هم دست و پای کسی را خرد و خمیر کرد است، دیگر قرار نیست مثلاً از قیافه‌اش شادی و طراوت ببارد دیگر به ناگزیر چهره برازنده است، درد، وحشت و دهشت در سراسر سیمای طرف موج می‌زند! منظورم از سیما چهره و صورت است (به آقای لاریجانی بر نخورد!)</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> یوسف جان درباره سینمای غرب صحبت کردی، بعضی معتقدند در سال‌های اخیر سینمای غرب و اروپا به یک‌جور بن‌بست رسیده است. نظر شما چیست؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> کی می‌گوید؟</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> این را می‌گویم اجازه بده&#8230;</p>
<p><strong>میرشکاشک:</strong> کی می‌گوید؟ این حرف را اگر دکتر رجبی بگوید شأنی دارد، چون ضحاکی به حکمت است.</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> ببین آن چیزی که از سیاستگذاری سینما منعکس می‌شود همچنین در مطبوعات سینمایی با مطبوعات غیرسینمایی منتشر می‌شود این است که سینمای غرب به یک جور بن‌بست&#8230;</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> تو هم مدعی هستی؟</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> نه من نیستم من اصلاً ندیده‌ام.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> این مسأله را هنوز من از زبان آقایان مسئولان سینمای کشور نشنیده‌ام که سینمای غرب به بحران و بن‌بست رسیده&#8230;</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> بن‌بست اخلاقی&#8230;</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> نه ببین ما بن‌بست اخلاقی نداریم. این جملاتی است که آقایان می‌گویند.</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> یک لحظه اجازه بده&#8230;</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> گوش کن رسول جان در غرب هفتصد، هشتصد سال است در بر پاشنه همین اخلاقی می‌گردد که اکنون هست یعنی در غرب جنسیت و صدر و ذیلش مورد اشکالی نبوده. اگر ما فکر می‌کنیم اخلاق این نیست که آنها می‌گویند خوب آنها فکر می‌کنند ما بربریم و اخلاق نداریم. البته نمی‌خواهم به این امر بپردازم که اخلاق امری نسبی است یا مطلق&#8230; آنچه را که ما به عنوان ضایعه اخلاقی و بحران اخلاقی در غرب مصور می‌کنیم، امروزه فقط مدرن شده و اخلاقی است که بعد از رنسانس در غرب وجود داشته. کافی است در یونان باستان به سراغ اسپارت یا آتن برویم و ببینیم چه واویلایی است! حالا این حرف‌ها را که بزنید دوباره از آن طرف یک عده در می‌آیند می‌گویند آقا اینها برای غرب ماهیت کلی قائلند! جواب آنها را چه باید بدهیم؟! روزگاری شیخ فضل‌الله نوری می‌گفت که آقایان مواظب مشروطه باشید سر خانم‌هایشان چادر چرخی می‌کنند! رسول جان فکر می‌کنی چادر چرخی چه بود؟ همان چیزی است که ما امروز به عنوان حجاب برتر می‌شناسیمش زمان شیخ چادر برخی را در خانه و جلوی محارمشان می‌پوشیدند و امروز ما آن را به عنوان حجاب برتر پذیرفته‌ایم. ببین از روزگار شیخ فضل‌الله نوری تا به امروز چقدر دگردیسی پیدا کرده‌ایم ما مانتو را غالباً به عنوان حجاب پذیرفته‌ایم که مصداق کامیات عادیات است. چطور ما با اینها کنار آمدیم؟ غرب هم اینجوری با اخلاق کنونی خودش کنار آمده، یعنی راهی که ما داری می‌رویم به آن سمت است. امروز شلوار استرچ پای حضرات است موقع سوارشدن و پیاده‌شدن&#8230; و دیگر چه بگویم. حالا آیا در ۱۰۰ سال پیش هم این جامعه اینطوری بود؟ جامعه ما چه طوری متحول شده؟ نظام اندرونی، بیرونی چه جوری به هم ریخته که حالا همه محرم همدیگر هستند؟ «زمین شوره سنبل بر نیارد/در این تخم و عمل زایل، مگردان»</p>
<p>به زور که نمی‌شود ۶۰ میلیون آدم را توی قطوی کرد کشاند به یک جایی که منظور نظرشان نیست. جامعه ما از ۱۰۰ سال پیش به این طرف بسیاری از مظاهر فرهنگ غرب را پذیرفته و با اینها خو گرفته و دیگر نمی‌شود این را کشاند به جایی که دست بردارد، می‌گوییم غرب چطور می‌خواهد دست بردارد؟ آیا ما بحران‌زده نیستیم؟ مایی که غرب را متهم به بحران می‌کنیم، زن غربی را بی‌حجاب توی تلویزیون‌مان نشان می‌دهیم، زن شرقی را باید روسروی سرش کنیم یعنی چه؟ اگر حرام است که زن کافر و غیرکافر ندارد! این‌ها همه حرف است! نگاه که ما چطور می‌خواهیم مسائلمان را حل کنیم. خیلی ساده، یک چاله در برف درست کرده‌ایم و سر را تا گردن در آن فرو کرده‌ایم و پاهایمان بیرون از برف است! مشکل را این‌جوری حل کردیم و فکر می‌کنیم غرب بحران‌زده است.</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> من سؤالم چیز دیگری بود. این بود که در مطالبی که خواندم و دیدم و اکثراً می‌بینم سینمای غرب را به یک جور بحران اخلاقی و دورشدن از مسائل انسانی متهم می‌کنند.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> به من بگو اخلاق چیه؟ منظور نظرت از اخلاق چیه؟</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> من چنین منظوری ندارم، چرا که من اصلاً اینجوری فکر نمی‌کنم.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> پس بگذریم از طرح این مسأله!</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> من چیز دیگری می‌خواهم در باب سینما عرض کنم، تو می‌گویی که سینمای ما نشان‌دهنده وضعیت کنونی جامعه است، یعنی کاملاً رنگ‌پریده و غیرمتعادل، اما همین آدم‌ها می‌گویند سینمای انسانی ما (و نه سینمای اسلامی ما) جایگاه ویژه در سینمای غرب پیدا کرده و آنها تشنه این نگاه هستند، تشنه این حرف‌ها هستند و یک حرف جدیدی پیدا کرده‌اند.</p>
<p>میرشکاک: ببین رسول جان اینها شعار است. وظیفه اهل سیاست هم پروپاگاندا و شعار و تبلیغات و دروغ و دغل گفتن است و نیز وظیفه مطبوعاتی‌ها که وابستگی به اهل سیاست و اهل قدرت دارند، پس چرا استقبالی که از سینمای اسپیلبرگ می‌شود از سینمای ما نمی‌شود؟ چرا در جامعه ما کلاه قرمزی رکورد می‌شکند؟ من بیش از ضبط گفتم که گروهی از جامعه ما در ساخت انتظار رشد کرده‌اند. فضای رشد و تربیتی اینها از جامعه جدا بوده به همین دلیل اگر حادثه کوچکی رخ دهد، در افق بسته اینها خیلی عجیب نمودار می‌شود. برای نمونه با وجود سرمایه‌گذاری عظیمی که روی فیلم روز واقعه شد، فیلم فروش نکرد. چرا؟ آیا جامعه ما نعوذبالله از امام حسین (ع) روی‌گردان شده است؟ به گمان من خیر. پس جامعه از چه چیزی روی‌گردان است؟ از ناتوانی. چرا محمد رسول الله اینقدر مورد استقبال قرار گرفت و فروش کرد؟</p>
<p><strong>نبوی:</strong> یوسف سینما از نظر تو چیست؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> سینما چی هست؟</p>
<p><strong>نبوی:</strong> سینما یا فیلمی که در سالن سینما به نمایش در‌می‌آید بایستی دارای چه خصوصیات و ویژگی‌هایی باشد که همه را به قول خودت برانگیزد؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> آها. و هذا مسأله! این اتفاقاً به نظرم بدیهی‌ترین پرسشی است که اغلب مطبوعات سینمایی ما بی‌خیال از کنار آن رد می‌شوند. این دشوارترین سوالی است که می‌شود مطرح کرد. همچنان که هنوز اگر کسی بخواهد درباره شعر پرسش دشوار بکند، می‌گوید آقا شعر چیست؟ ما از حیث رجوع به مضمون دشواری داریم و نمی‌توانیم بگوییم شعر چیست. می‌گوییم شعر، حافظ است. می‌گویند رمان چیست؟ می‌گوییم «جنگ و صلح» است. وقتی ریز کنی، جزئی کلی و آنالیز کنی بله سینما می‌تواند دوربین، نورپردازی، طراحی صحنه، لوکیشن، کارگردانی، فیلمنامه و&#8230; بشود، در این مملکت فکر می‌کنند مشکل سینمای ما فیلمنامه است، اما فیلمنامه می‌خرند، فیلمنامه می‌نویسند، نه. مشکل ما این نیست. بعضی فکر می‌کنند مشکل ما کارگردان است سعی می‌کنند کارگردان خوش‌ذوق، باسواد و زبده گیر بیاورند! نه آقا&#8230; همه این عوامل گاهی اوقات جمع می‌شود یک چیزی در می‌آید مثل عروس افخمی. اما همین افخمی در روز شیطان شکست می‌خورد. وقتی شکست خورد می‌گویند آقا گونه پلیسی و جاسوسی اصولاً گونه خوبی نیست! یعنی چه؟ اینکه نشد حرف. افخمی باید پیشاپیش این را می‌فهمید. اتفاقاً افخمی جزء معدود آدم‌های باسواد سینمای ماست. بهروز یک بی‌پیری است که نانی ندارد، اما سواد دارد و بسیار سنجیده کار می‌کند. همین آدمی که سنجیده کار می‌کند ناگهان با روز شیطان، با فیلمنامه‌ای قویتر خراب می‌کند، عامل آن چیست؟ عامل فروش نرفتن چیست؟ ببین سینما امری بسیط نیست که بتوان تعریفش کرد؛ بلکه امر مرکب مضاعف منتشر است. تعبیر من از سینما این است: مرکب به ترکیب از صدها مقوله مختلف، خودم را خلاص کنم سینما زندگی است. زندگی چی هست؟ زندگی کفر است، زندگی ایمان است، زندگی اخلاق است، زندگی دعوا، مرافه، تلاش معاش، مسجد، سیاست، حکومت و مطبوعات است. حالا یک کسی که به من بگوید چه سینما نیست؟</p>
<p><strong>نبوی:</strong> حالا سینمای مطلوب تو کدام است؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> از نظر من سینمای ایالات متحده.</p>
<p><strong>نبوی:</strong> چرا؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> برای این که قدرت تصرف در میلیاردها انسان را دارد. سینما برای من، پرانتز باز میرشکاک علیه لعنه و العذاب پرانتز بسته یعنی سینمایی که بتواند فکر من، فرهنگ من و داعیه من را تا آنجایی که چشم کار می‌کند ببرد و منتشر کند و جهان را به رنگ با ور من در بیاورد. کاری که آمریکا با سینمایش می‌کند این است. لباس ما، دکور خانه ما، معماری ما، شهرسازی ما، مناسبات معادلات، مد، اخلاق و آداب را تغییر می‌دهد. این‌ها از کجا گرفته شده است؟</p>
<p><strong>نبوی:</strong> یعنی دامن زدن به شهوات نفسانی آدم‌ها.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> نه، نه مگه شهوات انسانی&#8230;</p>
<p><strong>نبوی:</strong> چرا دیگر شهوات نفسانی در ابعاد خودش نه صرفاً نفس غریزه جنسی&#8230;</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> نه، نه اجازه نمی‌دهی. ببین تکرار می‌کنم سینمای مطلوب من سینمایی است که بتواند داعیه من، باور من، فرهنگ من، آنچه را من می‌اندیشم و من می‌خواهم را تا چشم کار می‌کند منتشر کند. مهم نیست که آمریکا چه فکر می‌کند. امریکا توانسته تا الان جهان را به رنگ خودش در بیاورد و این را به اعتقاد من نه با اسلحه، نه با انرژی اتمی نه با بمب و اژدر و تسلیحات فضایی و زیردریایی اتمی، بلکه با سینمایش به تحقق رسانده است. کاری که امریکا با بشر کرده و قدرتی را که به دست آورده با سینما به دست آورده است. خیلی از کشورهای دیگر هم هستند که انرژی اتمی دارند، بمب دارند، فلان و بهمان دارند، هر چیز که امریکا دارد اینها هم دارند، اما یک چیز ندارند، هالیوود را ندارند. شما ببینید بچه‌های نوع آدم، در همه جای عالم به دست والت‌دیزنی و طرح ژنریک والت‌دیزنی تربیت می‌شوند. شما بچه‌ای را سراغ دارید که گرفتار کارتون نباشد. همه بچه‌های دنیای امروز گرفتار کارتونند. شیر شاه ، هفت کوتوله و سفید برفی، زیبای خفته، سیندرلا و&#8230; این یعنی چه؟ خب حالا این حرام است، غیردینی است، غیراخلاقی است، من کار ندارم چی هست، نگاه می‌کنم و می‌بینم که هر کجا می‌روم زیر چتر سیطره فرهنگی امریکا هستم.</p>
<p><strong>نبوی:</strong> یوسف جان اقتضائات سینما چیه؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> اقتضائات یعنی چه؟</p>
<p><strong>نبوی:</strong> یعنی سینما به عنوان یکی از هنرها و به قول خودت هنر غالب در اواخر قرن بیستم، چه اقتضائاتی دارد که بر پایه آنها می‌توان معلول را برانگیخت؟ آیا سینمای هالیوود بر پایه اقتضائات سیماست که این‌گونه عمل می‌کند یا نه؟ می‌خواهم نوع کارکرد آنها را بدانم.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> سینما اقتضائاتش هم مانند لوازمش زیاد است. همان‌گونه که نتایج و توابعش هم زیاد است. این‌ها شمردنی نیست، ما نیز گمان می‌کنیم که می‌شود سینمای دیگر بنا کرد&#8230;</p>
<p><strong>نبوی:</strong> پس اجازه بده پرسشم را اطلاع کنم. با چه تمهیداتی سینمای امریکا می‌تواند به چنین گستره‌ای از مخاطب دست پیدا کند:</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> یعنی به زبان ساده‌تر چطور سینمای امریکا تا این حد موفق است، ولی سینمای ما اینقدر ناموفق است؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> نگوییم سینمای ما چرا نسبت به سینمای امریکا ناموفق است. قیاس که با هم نمی‌کنیم. این گفته ممکن است از نظر خیلی از آقایان تلخ باشد که بگوییم ما پشه‌ایم و آمریکا پیل. اگر آمریکا پیل نیست چرا خلیج فارس را اشغال کرده و هیچ کس هم جرأت نمی‌کند بگوید آقا برو بیرون؟! بحث نکنیم که سینمای ما چرا به اینجا رسیده و سینمای آنها چرا آنجاست.دمن نمی‌خواهم دیگر در ساحت آرمان‌ها باشم و بگویم آقا اگر خاله من چنین بود چنانش می‌کردم دایی ببینیم سینمای امریکا با چه هنرهایی روبه‌روست سینمای ما با چه هنرهایی؟ آن‌ها مقلد کسی نبودند ولی ما مقلد آنها هستیم. شما ببینید مشکل اقتصاد ما، مشکل شهرسازی ما، مشکل ترافیک ما کجاست؟ ما از پس اینها بر نمی‌آییم آن وقت می‌خواهیم از پس مهمترین مقوله فرهنگی جهان معاصر، یعنی سینما برآییم؟ اگر کسی بخواهد بگوید من دین دارم، باید دینش را با سینما تبلیغ کند. اگر نتواند، شکست می‌خورد و راه دیگری وجود ندارد. در هیچ کجای تاریخ بشر، هنر این‌قدر ارجمند نبوده. هنر امروز زیان‌بر شده است. «کافری هنرمند باش، مؤمنی هنرمند باش.» اگر دنبال قدرت می‌گردید هنرمند باشید. می‌خواهی دنیا را تسخیر کنی، باید هنرمند هنری باشد که بتوانی دنیا را تسخیر کنی. سینمای آمریکا نمود جامعه امریکاست. جامعه امریکا همتافت فرهنگ ویژه‌ای است به نام فرهنگ آمریکایی که گفتم بخش سیال و متحرک و پرتپش طوفان‌خیز فرهنگ غرب است. یعنی سطوت، یعنی سیطره، یعنی قدرت و آقایی و سروری بر کره خشک. خب مسلماً سینمای چنین فرهنگی که جز دنبال سروری بر عالم و آدم نمی‌گردد، می‌شود سینمایی که همه مغلوبش بشوند. سینمایی که همه را سحر می‌کند و همه را از خود بی‌خود و در خودش غرق می‌کند این سینماست. چرا ما حافظ را دوست داریم؟ آیا حقیقتاً حافظ عارف‌تر از مولوی است؟ آیا بزرگتر از شیخ شبستری است؟ آیا شکوهمندتر از فردوسی است؟ آیا حقیقتاً اینجور بوده؟ نه! اما هنر حافظ در ساخت کار حافظ است. حافظ هنرمند است. به تعبیر دکتر شفیعی دنبال چگونه گفتن است نه چه گفتن. در حالی که با لبه به چه گفتن فکر می‌کند. مثل مولوی که به دنبال این می‌گردد که وزن و گفت و صوت را بر هم زند و حرف بزند، اما حافظ دنبال این می‌گردد که چه جوری این را بگوید؟</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> خوب پس در واقع به تعبیری ما باید در سینما به دنبال چگونه گفتن باشیم نه چه گفتن.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> نه&#8230; منظورت از ما کیست؟ یعنی هنرمندان و کارگردانان و سینماگران؟</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> بله.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> نه. شما هنگامی می‌توانید این داعیه را داشته باشیم که از قدرت، انتزاع بشوید و آزاد باشید و کسی نباشد که به شما بگوید آقاجان اینجا را در بیاور و آنجا را در بیاور&#8230;</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> یعنی به حافظ نمی‌گفتند؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> به حافظ نمی‌توانستند بگویند، برای اینکه شعر پشتوانه‌ای داشت چند صد ساله و به شدت پیچیده و عزمی و در عین حال متعارف و مورد انکار قرار نمی‌گرفت. برای همین است که امام (ره) هر وقت می‌خواهد شعر بگوید نظر به دیوان حافظ دارد. «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم/چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم»</p>
<p>کسی نمی‌تواند به امام (ره) بگوید آقا خال لب چه کسی؟ این اصلاً سنت شعر فارسی است و سنت شعر عرفانی است (چه عرفان حقیقی و چه دروغی). به ویژه در قالب غزل این بوده که یک سری کلیشه از پیش تعیین شده را بگیری و در این کلیشه‌ها حرکت کنی و هنرمندانه هم حرکتی کنی. حافظ توانسته از کلیشه‌ها فرا برود و فراتر از همه قرار بگیرد. کجا ما آن عظمتی را که در مثنوی است و آن شکوهمندی و فلک‌فرسایی را که در شاهنامه است در دیوان حافظ می‌بینیم؟ ولی با همه اینها حافظ را پذیرفته‌ایم. فقط به علت هنرمندبودن حافظ ما در سینما با معازیری روبه‌رو هستیم که در شعر نیستیم. کسی نمی‌تواند به علی بگوید که این چیست که گفته‌ای. برای سینمای غربی و به ویژه امریکایی کسی مشکل نمی‌تراشد.</p>
<p>ما در همین سینمای خودمان فیلم می‌سازیم که یک عده‌ای در سینماها را می‌شکنند و فیلم به اجبار از اکران برداشته می‌شود، اما قدرتمندترین کارگردان کنونی امریکا یعنی اسپیلبرگ فیلمی می‌سازد که هیچ از این چیزها در آن نیست. فروش هم می‌رود. پس باید بگردیم و ببینیم جاذبه این فیلم‌ها و دیگر فیلم‌های عظیم و بزرگی که هالیوود ساخته و دنیا را گرفت، در کجاست؟ آنچه ما به عنوان مسائل غیراخلاقی طرح می‌کنیم در این سینما کجاست؟ شما در قلعه آپاچی جان فورد چه می‌بینید؟ در دلیجان کجا فضایی از ابتذال است؟ در پدرخوانده چقدر از این مسائل هست؟ یا در پرندگان، روح و سرگیجه هیچکاک؟ کسانی که فکر می‌کنند غرب دنیا با این جاذبه‌ها گرفته اشتباه می‌کنند. به آن یک وجه ویژه‌ای است از سینما که اتفاقاً در خود غرب هم جایگاه ویژه‌ای دارد.</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> خب، یوسف‌جان همه اینها درست، ولی اگر قرار باشد با این دید نگاه کنیم من شخصاً در مقابل این سینما باید دست‌هایم را بالا ببرم و تسلیم بشوم، چون هیچ ابزاری در اختیار ندارم که بتوانم خودم را مثل اسپیلبرگ جا بیندازم. در شعر فرق می‌کند. ما می‌توانیم حرف اول را بزنیم؛ ولی در سینما اصلاً نمی‌توانیم.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> در شعر هم خیلی وقت‌ها نمی‌توانیم حرف اول را بزنیم.</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> حالا باز اگر حرف اول را نمی‌زنیم، هنوز شعر آنچنان جایگاه خودش را از دست نداده. ولی در سینما ظاهراً هیچ جایگاهی نداریم. من با این صحبت‌ها به این نتیجه می‌رسم که اصلاً چه دلیلی دارد که من باز به عنوان یک سینماگر در سینما بخواهم در مملکت خودم عرض اندام بکنم؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> خیر.</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> اگر قرار است من سینما را ادامه بدهم به چه شیوه‌هایی می‌توانم این کار را بکنم تا در همین مملکت و در خانواده‌های ایرانی نفوذ پیدا کنم؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> ببین بزرگوار، یک قدری به عقب برگردیم تا همین سی – چهل سال پیش. شاهنامه قرآن ملی ایرانیان بود ولی الان دیگر نیست. اما دیوان حافظ هنوز هست و همچنان دارد می‌آید. اما دیگر ناصرخسرو، خاقانی، گلستان و بوستان و&#8230; رواج ندارد. به هر حال هنوز میلیاردها آدم گرفتار چیزی هستند که حضرت محمد مصطفی (ص) رها کرده. جان همه هستی فدای او و آلش باد. این تیر همچنان در هوا حرکت می‌کند و خلق به دنبالش و به یک معنا این تیر باید همه جا را بگیرد و هنوز به هدف نخورده. حالا از انبیا که بگذریم می‌رسیم به هنرمندان. این‌ها تیرهایی در کمان می‌کنند که در روزگار حیاتشان از مرگشان می‌آید هر چقدر بیشتر این تیر بماند شخص هنرمندتر است؛ از شعر بگیرد بیا تا مثلاً نقاشی. هومر هنوز هومر است، اما دیگر کسی از ایلیاد و اودیسه چنان که باید لذت نمی‌برد. شاهنامه برای من و چند نفر دیگری در این سرزمین شاید کتابی باشد که بخواهند همه با آن سروکار داشته باشند. در نقاشی هنوز لبخند ژکوند لبخند ژکوند است، در مجسمه‌سازی مجسمه داوود میکل اثر مجسمه است. سینما هم این بخشی از سینما و جاودان است و بخشی از آن هم مانایی و جاودانگی ندارد. منظور من از جاودانگی، جاودانگی تاریخی است. ممکن است قرن ۲۱ خیلی از این فیلم‌ها بایگانی شود. همانگونه که خیلی از شاعران ما جزء تاریخ ادبیاتند. یک مشکل در این‌جا هست که مشکل شما نیست، بلکه مشکل فرهنگ ماست. ما سینما را مشروط پذیرفتیم، در حالی که سینما هنر لاشرط بود و (به تعبیر فقها یک چیزهایی به شرط است، یک چیزهایی به شرط سی و یک چیزهایی هم لابه شرط). سینما جزء هنرهای لابشرط است البته به تأثیر از سینما بقیه هنرها هم لابشرط شدند. ما سینما را به شرطی و لابشرط پذیرفتیم، نه لابسوط در حالی که سینماگر هالیوود از این مشکلات ندارد و به کسی گفته نمی‌شود که این باشد و آنها نباشد. کسی بالای سر اسپیلبرگ نمی‌ایستد که آقا در فیلمنامه چه نوشتی و قرار نیست تصویب بشود و آن را سانسور نمی‌کند. هیچ کجا مم زی نمی‌شود و کارگران از این مشکلات ندارد. سینمای ما یک سینمای کلوخ‌انداز است. سینمایی است که کلوخ پرت می‌کند، کلوخ چه می‌کند سر نمی‌شکند اما اگر خشک باشد درد می‌آورد.</p>
<p>چرا من کیمیایی را پذیرفته‌ام؟ چون پس از سال‌ها که قیصر را می‌بینم و از آن با آن نسبت برقرار می‌کنم و باز اتفاقاتی در من می‌افتد. این اتفاقات همه در میان آدم‌های چاله‌میدانی و هم در میان آدم‌های سالم و باسواد می‌افتد نه در روشنفکرها که به نظر من غالباً مریض هستند و همیشه دنبال من هستند، یعنی الان فعلاً عباس آقای کیارستمی مد سینماست پس زیر درختان سنجد و زیر درختان زیتون؛ زمانی در یک اتفاق ساده سهراب شهید ثالث. روشنفکران ما فکر می‌کنند مشکل سینما این است که نمی‌گذارند کاری انجام شود، بابا زمان محمدرضا پهلوی چه؟ می‌گویید آن وقت‌ها همه سانسور بوده. ممیزی بود و فشار بود و نمی‌گذاشتند. نه آقا ذات شما این است، والله اگر به شما بگویند در عرض هم فیلم بسازید، فوراً به ضمیرتان می‌آید که چه کنیم پول در بیاوریم. فلان هنرپیشه را بیاوریم و بهمان استفاده را ازش بکنیم و بعد یک مشت عرق بخورند و بعد در کافه دعوا کنند&#8230; بابا آزادی همه جوره داشتید و یکی قیصر و گوزن‌ها ساخته و یکی هم گاو و بیاری بچرخون و بجنبون. الان هم اگر آزادی بود، این هرمله‌ها همون‌ها را می‌ساختند. البته من از سانسور و ممیزی به قوت دفاع می‌کنم، برای اینکه همین ممیزی پس از انقلاب تاکنون باعث شده دست‌کم به زور به کتک و پس‌گردنی و لگد، بعضی از کارگردانان فیلمی بسازند که دست‌کم بشود به عنوان سینما نشان داد. دست‌کم یک بار می‌توان آن را دید. یعنی اگر همین لگد و پس‌گردنی و ممیزی و فیلمنامه نبود، به خداوندی خدا قسم اینها فیلم‌هایی بسیار بدتر می‌ساختند. باید سینمایی را که کسی مثل&#8230; پدرخوانده‌اش باشد، تخته کرد. دوست دارم این حرف‌ها را آقای ضرغامی بشنود که آدمی که بعد از انقلاب محکوم به اعدام بوده و از زندان بیرون آمده خرش به اندازه همه عالم می‌رود. ظاهراً هیچ کاره است، اما اراده کند مرده‌های قبرستان فیلم می‌سازند و اراده کند از قویترین کارگردانان جان می‌گیرند..</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> الان چند تا مشکل اساسی در باب سینمای ما گفتی، به تعبیری اصلاً کلی‌تر بگویم باندهای مافیایی در سینمای ما تعیین‌کننده هستند. می‌خواهم بدانم چرا این باند مافیایی تلاش نمی‌کند دست کم سینما را به آن صورت که دوست دارد در بیاورد؟ آیا این باند مافیایی دوست دارد یک سینمای مرده در جامعه داشته باشد؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> باند به یک چیز فکر می‌کند. باند مافیایی هم در این سینما همه می‌دانیم چه کسانی هستند&#8230; اکبر اگر نخواستی چاپ کنی بنویس رفقای کذا. این‌ها سواد و دانش و بینش فرهنگی ندارند ولی تاجران خوبی هستند و چون سینما ضمن اینکه هنر است یک تجارتخانه عظیم هم هست، بنابراین کسی که بتواند پول در بیاورد می‌تواند سرمایه‌اش را بگذارد و کار را به جایی برساند که از پانصد تا بانک یا پانصد تا کارخانه عظیم، بیشتر پول درآورد. مگر جز این است؟ ۱۰ میلیون یا ۲۰ میلیون خرج یک فیلم کنند، صد میلیون بفروشد، کلاه قرمزی چقدر خرجش شده بود که این‌قدر فروش کرد؟</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> فرض کنید ۳۰ میلیون&#8230;</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> فرض کنیم با تفریط و ریخت و پاش سی میلیون. سی میلیون سرمایه‌گذاری هیچی برایت نماند ص‍د میلیون که برایت می‌ماند. کمتر از این است؟</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> آیا صد میلیون فروش کل یا سود است؟ آخه واقعیت سینما این است که از هر صد تومان در نهایت چهل تومان دست تهیه‌کننده را می‌گیرد. با حساب بخش و درصد سینما و مسائل دیگر، چهل یا حداکثر چهل و پنج درصد فروش به تهیه‌کننده می‌رسد، البته شکی نیست کلاه‌قرمزی فروش فوق‌العاده‌ای داشت، یعنی جزء فیلم‌های معدودی است که به سوددهی خوبی رسید.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> بله خوب البته این یک وجهش است اما فلان بوتیک در بی‌سواد هم از جنوب شهر می‌آید و زندگی‌اش را می‌فروشد و در سینما تهیه‌کننده می‌شود. در دو یا سه صحنه هم بازی می‌کند هم پول درمی‌آورد و هم به شهرت می‌رسد.</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> پس مؤدبانه‌اش این است که مهم نیست که چه ساختیم، مهم این است که چه کردیم!</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> رسول جان با این کارگردان‌های مفنگی ما می‌خواهیم به جنگ هالیوود برویم؟ باز برمی‌گردم به صدر سخن، همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید. اگر سینماگر ما و جوان ما و پیر ما بدانند آقا این بی‌صاحب مانده تأمینات است دیگر این‌گونه سعی نمی‌کنند. در این جامعه با داستان، با شعر، با دین اسلام، با دعا، با نماز، یا مسجد این کار را می‌کنند پس بگویم حالا مهمترین مشکل سینمای ما مهمترین مشکل جامعه ما است؟ آزادی و عدالت دو وجهی که به هر نحو در جامعه غرب کم و بیش حاضر است و در جامعه ما مطلقاً غایب. اما آزادی چیزی نیست که حکومت بخواهد به مردم بدهد، هر وقت حکومتی آزادی به مردم داده است (عین دهه چهل و پنجاه) آزادی از صدر به ذیل متنازل شده، آزادی پایین تنه شده، آزادی اسفل آدمی! عدالت هم همچنین. پس نتیجه می‌گیریم که یک جامعه و فرهنگ باید مستعد آزادی باشد. اگر مستعد آزادی بود، آن را به جنگ می‌آورد و خودش ایجاد می‌کند. آزادی نظر به ارجمندی‌ها و شکوه‌مندی‌ها دارد، آن وجه از آزادی که خیلی‌ها در این سرزمین برایش سر به دیوار می‌کوبند، آن آزادی است که سوسک‌ها و مگس‌ها و کلاغ‌ها دارند. همه حیوان‌ها دارند همه روشنفکرها که دنبال آزادی می‌گردند می‌خواهند تشبه به غرب بکنند برای رسیدن به آن نوع آزادی. در حالی که آزادی بر این است که آدمی اول از شر خودش آزاد بشود و اگر بتواند از ما سوی الله هم آزاد شود. در جامعه‌ای که تصور از آزادی وجه حیوانی آن است، می‌خواهی تصور از سینما چه باشد؟ تصور از انقلاب دینی این بود که پول گاز و نفت را می‌آورند در خانه به ما می‌دهند و کیف می‌کنیم&#8230; به خدا عارم می‌آید از این‌که اینها را می‌گویم. به حیدر کرار خجالت می‌کشم از اینکه به فارسی حرف می‌زنم و ای کاش لااقل مرده‌ام را یکجا خاک کنند که ایرانی‌ها روی من لگد نزند. عارم می‌آید عیب‌گوی یک قوم فلک‌زده باشم که از هر چیز ارجمندی منتقدیترین وجهش را نگاه کنند. هر کافی را که به اینها نشان بدهی اول بروند؟؟؟ را ببینند و بعدش هم اگر پسندیدند بگویند آقا به‌به خیلی خوب. عالی! آخه بیا تالارش را هم ببین بی‌مروت! اینکه به تو می‌گویم تاریخ ما به پایان رسیده، برای این است که ما در ارتباط با آزادی (یعنی ارجمندترین چیزی که در فرهنگ دینی و انسانی است) به سراغ پست‌ترین وجه آن می‌رویم. الان فریاد این است که آزادی نیست بابا به خدا به اندازه بیشترین و پیشروترین کشورهای جهان کتاب فلسفی منتشر می‌شود. یک کاری بکنید از همین کتاب‌ها که دست بر قضا آن آزادی مورد نظر شما در آنها هست (یعنی آن را هم تأمین می‌کند) یک استقبالی بشود! تیراژ کتاب سه هزار تاست برسانیدش به صد هزار! دروغ می‌گویید ای ایرانی‌ها توقع داشتید پول گاز و نفت بیاید، نمی‌آید. اعراض کردید! ای بابا چرا ما از آزادی این را فقط در مخیله‌مان داریم! آبا بد تربیت شده‌ایم! مگر نفسانیت و شهوات همین ۱۸-۱۷ ساله در وجود بشر تربیت شده از زمان آدم ابوالبشر تا به امروز بشر نفس داشته، شهوت هم داشته، مگر اجداد و نیاکان ما از این چیزها نداشتند؟ آخر ما برای به دست آوردن متنادیترین و متزلزلترین شئون وجودمان &#8211; یعنی شهواتمان &#8211; سینما و هنر را قربانی می‌کنیم. همه چیز را قربانی می‌کنیم و این مشکل جامعه سینمایی ماست. مشکل بنیاد سینمایی فارابی با مسئول سینمایی نیست. اگر جای فلان مسئول سینمایی یک آدم معصوم هم بیاید، هیچ کاری از پیش نمی‌برد. اگر آدمی بیاید که عین عصمت و خودعدالت باشد نمی‌تواند.</p>
<p><strong>نبوی:</strong> می‌خواهی مسئولان سینمایی را تبرئه کنی؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> نه می‌خواهم بگویم مصیبت‌ها چیز دیگری است. طرف سرطان گرفته، تمام وجودش سیاه است، تمام خونش خراب است یعنی باید زود دفنش کرد! ما می‌خواهیم یک موجودی را که مرده به زور، به دین، به لگد، به پس‌گردنی، به سانسرو به ممیزی زنده کنیم. فایده‌ای ندارد. آزادی به آن بدهیم، می‌شود دهه ۵۰ آزادی را از آن بگیریم می‌شود دهه ۷۰. این است که علاجی ندارد حالا از این درد بی‌درمان بگذریم و برگردیم به ساحت انتزاع یعنی حرف‌های انتزاعی بزنیم. آیا کسی مردم را مجبور کرد کتاب نخوانند/ آقا گرانی است! زمان رضاشاه تیراژ کتاب سه هزار تا بوده الان هم سه هزار تا است. کتاب کودکان را کار نداریم که کیفیت افت جناحی دارد. آن زمان‌ها هم همین‌قدر تمرکز داشت. آیا آن وقت‌ها «انسان یک ساحتی» مارکوزه یا «صد سال تنهایی» مارکز چاپ نمی‌شد؟ آیا حالا در بازار بورس کتاب یافت نمی‌شود؟ برای هنر مارکز نه برای این‌که مورد آرکادیو آنجا چنین می‌کند&#8230; آن وقت‌ها چرا استقبال نکردند؟ آن وقت‌ها هم سانسور بود، ممیزی بود، اما لااقل نه در بخش نهضت ترجمه، چون نهضت ترجمه کاری به شئون اعلی حضرت نداشت. فلان فیلسوف غربی چکار دارد که اعلی حضرت کی هست! اگر هم سانسور می‌کردند کار همین نویسنده‌های خودی را سانسور می‌کردند که سری به سوراخ نظام نزنند. چرا آن وقت‌ها تیراژ کتاب بالا نرفت؟ آن وقت‌ها که ارزانی بود! وقتی دلار هفت تومان بود. چرا اینها از کتاب استقبال نکردند؟ و چرا الان نمی‌کنند؟ الان هم همین‌طور است. آن وقت‌ها هم همین بود و هیچ فرقی هم نکرده و هیچ فرقی هم نمی‌کند. چون گفت «نژادی پدید آید اندر نیام /ز دهقان و از ترک و از تازیان» «زبان کسان از پی سود خویش/ بجویند و دین اندر آرند پیش» و گردید حرف‌های حکیم ابوالقاسم فردوسی را بخوانید در  شاهنامه از زبان رستم فرخزاد. ضمن بهت بالا، یعنی برگشتیم به بحران هویت! هویت ایرانی کنونی بحران‌زده است. آزادی به او بدهی مثل حکومت طاغوت، می‌شود و آزادی به؟ او ندهی می‌گوید آخ کل مشکل این مملکت مسائل هوی و هوس است و باید منعکس بشود. بدهی آن‌طور و ندهی این‌طور!؟ درش بر پاشنه پلیدی می‌چرخد&#8230; باباجان سینما امکانات ندارد، چرا در رمان هیچ غلطی نمی‌کنید هان؟! باز هم دست و پا بسته است؟ مثلاً در جنایت و مکافات داستایوفسکی چقدر ماجرای فجیع داریم؟ همان؟ چرا یا به حال سندی جای جنایت و مکافات را نگرفته؟ چرا رسانه‌های مبتذل اروتیک غربی نشده صد سال تنهایی؟ چرا شاعر کهن‌سرای امروز ما به گرد پای فروغی بسطامی هم نمی‌رسد؟ چرا؟ این را هم آخوندها کردند؟ نه آقا مشکله، گرفتاری زیاده &#8230; اقتصاد &#8230; نه آقا اینها همه بهانه است! یک چیزی فرو مرده. آن چیز چیست؟ گفت «خورشید مرده بود و هیچ کس نمی‌دانست که نام آن کبوتر غمگین که از قلب‌ها گریخته ایمان است» اقا گرانی و گرفتاری&#8230; آقا گرانی و گرفتاری چی هست؟ بوی قرن بیستم مغول پدر این سرزمین را درآورد از گوشه و کنارش موجودات عجیب و غریب و شگفت‌آور سر درآوردند. ما گمان می‌کنیم کل وجودمان همین وجه دنیوی وجود ما را می‌گیرد؛ یعنی صدر و ذیلش این است که هر کجا هم که برویم فقط همین بخش‌ها را داریم پس به درک چه فایده‌ای دارد/ ببین این شده تکیه کلام تمام ایرانی‌ها، فایده‌ای هم داره؟ حالا چه فایده‌ای دارد؟ فایده‌ای ندارد. کجا هستی؟ فلان جا، چیزی می‌ماسه؟ ای بابا چیه شعر می‌گویی، شعر چه فایده‌ای دارد؟ برو فکر نان باش که خربزه آب است. تفکر خربزه است و خربزه هم آب است؛ بنابراین برو فکر نان باش، به مثل‌هایشان نگاه کن «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت بشو» تو اداره صف اول نماز باش، بی‌وضو! جالب اینجاست که همین آقایان را راضی می‌کند، همین کافی است.</p>
<p>من تا به حال به مسائل سیاسی حکومتی انتقادهای زیادی می‌کردم و از کسی هم ترسی نداشته و ندارم. حالا می خواهم اگر فرصتی باشد با ۷۰-۶۰ میلیون ایرانی طرف بشوم. یعنی می‌خواهم اگر میدان پیدا کند با کل ایرانی‌ها طرف حساب بشوم که آقا بیایید به من بگویید ببینم چرا ۵۰-۴۰ سال است تیراژ کتاب در این سرزمین ثابت است؛ به من جواب ندهند کتاب را تو کتابفروشی به شما نمی‌فروشند؟ آقاجان به خدا قسم کتاب امروز از همه چیز ارزانتر است! (حالا ناشرها بهانه پیدا نکنند چهل برابرش کنند ما نتوانیم بخریم) ولی رسول کتاب از همه چیز ارزانتر است. آقا موز کیلویی چند است؟ یک نفر آدم یک کیلو موز را می‌خرد و نیم ساعت بعد مدفوعش می‌کند! ولی هنوز میانگین قیمت کتاب پایینتر از ۱۰۰۰ تومان است. آقا یک بسته سیگار وینستون ۳۵۰ تومانی در یک روز دود می‌شود. در ماه چقدر می‌شود؟ آیا در ماه دو هزار تومان کتاب می‌خرید؟</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> البته من قدری مخالف نظر شما هستم&#8230;</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> یعنی فکر می‌کنی باید مثلاً وزارت ارشاد که قبولش ندارم یا مثلاً وزارت آموزش عالی کتاب بخرد و مجانی تحویل مردم بدهد؟!</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> چرا وزارت ارشاد را قبول نداری؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> برای اینکه ندانم‌کاری در آن بسیار است.</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> فکر می‌کنی که اینها باعث شده مردم کتاب‌خوان نشوند؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> نه مگر زمان شاه که دانم کاری زیاد بود مردم کتاب می‌خواندند؟!</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> آخه مشکل این است که ما همه مدعی هستیم&#8230;</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> رسول من کتاب دارم که الان چاپ شده، چند هزار تومان؟ اون وقت‌ها چهار تومان بود یا دو تومان. این کتاب را دو هزار جلد چاپ کردند. سال‌های سال ماند در گوشه کتابفروشی‌ها&#8230;</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> چرا اینجوری شد؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> برای اینکه هویت خودشان را از دست داده‌اند.</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> چرا از دست داده‌اند؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> آها! این مشکل سینماست یا مشکل مردم یا مشکل&#8230;</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> آره واقعاً من از دیدگاه سینما دارم می‌گویم. اگر هویت از دست رفته، به نظر شما چگونه می‌شود آن را به دست آورد؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> من معتقدم به دست نمی‌آید. آب پاکی بریزم روی دستت. اما درباره اینکه چرا از دست رفت خوب توجه کنید. یک و قت ما در ساحت فرهنگی شنیداری بودیم. یعنی در ساحت فرهنگی بودیم که همه چیزمان از راه گوش به ما می‌رسید. دانش ما از راه گوش به ما می‌رسید. پای منبر بودیم از منبر تاریخ می‌شنیدیم. توی مکتب و مجلس و محفل چیزها را می‌شنیدم. آن‌هایی که اهل کتاب و کتابت بودند گروه و بزه‌ای از نخبگان جامعه بودند و آموزش و پرورش هم عمومی نبود، نیازی هم نبود که عمومی باشد، من مخالف جدی نظام آموزش و پرورش عمومی و اجباری هستم؛ یعنی عقیده دارم باید این نظام را جمع کرد. هر کسی می‌خواهد یاد بگیرد، خودش یاد بگیرد. ولی الان نمی‌شود این حرف را زد. من اگر کاره‌ای بودم جمش می‌کردم. آقا سالیان است میلیون‌ها میلیون دانشجو و دانش‌آموز بیرون می‌آید، ای دریغ از یک خاقانی، ای دریغ از یک ابن‌سینا چرا که خلاصه مردم فرهنگ عمومی را شنیداری فرا می‌گرفتند و منتقل می‌کردند. موسقی ما سینه به سینه آموزش داده می‌شد، شعر ما هم به همین نحو از روزگار صفوی به بعد کلی شاعر بی‌سواد داریم، یعنی سواد خواندن و نوشتن هم ندارند. از راه گوش تعلیم می‌دادند به یک معنی مدرن بودند. آن‌طور که مارشال مک لوهان می‌گوید رسانه‌ها همین کارها را می‌کنند، البته به صورت دیداری، به اصطلاح اوضاع گوتنبرگ به هم می‌خورد، حالا در آن حالات ما در ساحت ایمان بودیم نه اینکه ما بودیم، ذهنمان و عقلمان بود. در ساحت سنت بودیم، کسی نمی‌توانست یک جور دیگری لباس بپوشد. اجبار و اکراه کن! معماری گذشته ما، لباس گذشته ما و&#8230; همه اینها یک طور ویژه‌ای بود. نمی‌گویم مطلوب و کامل بود. در روزگار مواجه عینی و رو در رو با فرهنگ عرب یکهو گیج شدیم، مثل اغلب کشورهای مشرق زمین، یعنی فکر نکردیم.</p>
<p><strong>نبوی:</strong> این مشکل از چه زمانی گریبانی ما را گرفت؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> ببین در این ۳۰۰-۲۰۰ سال اخیر ما در ساحت فروبستگی و فقدان فکر و ذهن بوده‌ایم. از خواص تا عوام؛ عوام که چون رمه به دنبال شبان‌هایشان بوده‌اند. ما هیچ فکر نکردیم این معمای متناسب با ما هست یا نه؟ الان بحث جمعیت را مطرح می‌کنند، ولی آقاجان این تغییر از روزگار قاجار شروع شده. وقتی که ما جمعیت آنچنانی نداشتیم، معماری خودی را رها کرد&#8230; کسی هم بخشنامه رسمی نداده بود که آقا رها کنید. کسی نگفته بود آقا بیایید لباستان را در بیاورید. پیش از اینکه رضای میرپنج بیاید با چماقش بخواهد لباس خانم‌ها و آقایان را عوض کند، نخبگان خودشان عوض کرده بودند. شهرسازی، چه، چه، چه، همه چیز یعنی بدون آنکه فکر کنیم آیا مناسب ما هست یا نه؟ از درون و برون غربی شدیم یا به تعبیر سیدحسن تقی‌زاده از فرق سر تا ناخن پا، معماری حجاب کل خانواده است. سر حجاب بلوا به پا شد اما سر اینکه معماری ضایع شده بود کسی نگفت این معماری حجاب کل خانواده است. حجاب کل جامعه است. این را آقایان به فکرشان نرسید. اما سر چادر و چاقچور تیر به ما کردند. برای اینکه این را می‌توانستند ببینند. الان هم جزییات را خوب می‌بینند، ولی از دریافت کلیات عاجزند و کل گرفتاری ما هم این است که مسائل جزئی و ریز را می‌بیند. عقب رفتن روسری را می‌بینند، اما بدآموزی مجموعه خانه سبز و همسران را نمی‌بینند. حرف‌های شیخ فضل‌الله را بخوانید تا آتش بگیرید. ببینید این مرد چه‌طور فهمیده بود چه دارد به روز ما می‌آید و جالب این است که اینها را دشمنانش نقل کردند. این نشان‌دهنده عظمت جامعه ماست، چه طوری فهمیده بود؟ تمام مصیبت‌های امروز ما را ایشان دیده و پیش‌بینی کرده بود. حالا چرا فکر نکردید (چه بزرگان، چه خواص و چه عوام) که چطور می‌شود یک سرزمین، یک جامعه، یک فرهنگ، این همه آدم فکر نکند که یک زمانی جامعه اسلامی در برابر ورود کمترین چیزی از کفار واکنش نشان می‌داد؛ چون در ساحت عهدی با رسول الله به سر می‌برد، اگر خوانده بود و شنیده بود که «نفرین بر امتی باد که لباسی را بپوشند که خودشان پارچه‌اش را نبافته باشند» واکنش نشان می‌داد. اگر عمق مسأله را از باب اقتصادی و فکری و فرهنگی و دینی ایمانی که داشت، ما این را از دست داده بودم. عوامل بیرونی‌اش حکومت صفویه بود. (اواخر صفویه را می‌گویم) و حمله افاغنه سرگردانی روزگار نادرقلی افشار و نیز ورود بریتانیای کبیر (که کل کشورهای اسلامی را حدوداً به تسلیم درآورده بود) به شمار می‌آید. من هیچ وقت با اینها کاری نداشته و زیاد به اینها نپرداختم. من همواره به این فکر می‌کنم که هر فرد و هر قوم همواره در ساخت عهدی به سر می‌برد و این عهده عهد باطنی و درونی است، هنگامی که از ساحت این عهد بیرون رفت، مستعد فلاکت و بدبختی و مصیبت است. یک مثال می‌زنم: انگلستان می‌آید به این سرزمین، یک حکومت و یک کشور عین خیالشان نیست. رییس یک روستا به نام دلوار روبه‌روی بریتانیا می‌ایستد. بقیه در کدام ساحت بودند که غیرت نکردند روبه‌روی بریتانیا بایستند و رییس علی دلواری کدخدای یک ده در چه ساحتی به سر می‌برد؟ رسول جان ما خیلی وقت است که از این ساحت بیرون رفته‌ایم. از این ساحت که بیرون رفتیم هیچ، و از ساحت عهدی که رییس علی دلواری یا ابا عدالله الحسین داشت بیرون رفتیم هیچ؛ بلکه لَه‌لَه می‌زنیم برای جبران نداشتن بابا نوئل، بابا عاطفه بسازیم. یعنی بهترین آدم‌ها که دعوی دین دارند سعی دارند یک چیزی بسازند نظیر چیزی که آنها دارند. آخه بابا عاطفه جزو سنت‌های دینی ما و سنت‌های مردمی ماست. ما در ساخت کنش‌پذیری به سر می‌بریم و برای همین است که غرب دارد با تمام وجود هر سه ساحت جسمانی، نفسانی و عقلانی ما را تصرف می‌کند. در عقل ما تصرف می‌کند با حفره‌های فلسفی، در نفس ما تصرف می‌کند، با تکنولوژی در دنیا و در سم ما تصرف می‌کند&#8230;</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> من یک سری تناقض در حرف‌های شما می‌بینم.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> البته این را هم بگویم که جهان عین تناقض است و بشر هم عین تناقض. این قضیه از غرب آمده که می‌گویند متناقض است. می‌خواهند از ساحت تناقض به درد بکشند.</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> حداقل من را به غرب‌زدگی متهم نکن.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> نه، نه دارم می‌گویم از اونجا آمده چون خودمان&#8230; گوش کن، چون ما بی‌اختیار در تصرف آنها هستیم یعنی متوجه نیستیم. ببین رسول جان آیا صدر و ذیل ما با هم در تناقضند یا نه؟ همین که در ما چیزی به نام نفس هست و به حساب دین، ما باید با این نفس دربیافتیم با چیزی که عین وجود ماست و در وجود ماست و بیرون از وجود ما هم نیست و نمی‌شود هم انتزاعش کرد و آن را بکشیم، یا محدودش کنیم تناقض دارد. رسول‌الله هنگامی که از بدر برمی‌گشتند گفت یا رسول‌الله قربانت کجاست دعوایی که گفتی. گفت درون شما. آیا این تناقض نیست که ادیان، به‌ویژه دین مصطفی (ص) ما را با نبرد به خودمان برمی‌انگیزد؟ چطور می‌شود با چیزی که عین وجود ماست، در افتاد؟ این تناقض و پارادوکس است. وقتی به آن بی‌توجه شویم به نفع یکی از وجوه خودمان بوده و آن وجه حیوانی وجود ماست. آن وجه ایمانی و روحانی در این سرزمین از دست رفت.</p>
<p>دیگر کشک اندر کشک شده و مانده همین یکی، پس آقا زنده باد اما بشر به شرط نسبت با آدم ابوالبشر (ع) نمی‌تواند بدون تناقض و درگیری باشد ما از یک وجه، اسفل‌السافلین هستیم و در عین حال می‌خواهیم به سمت اعلی‌العلیین برویم. بشر غربی می‌گوید اعلی‌العلیین نیست، از تناقض در بیا! خودت را خلاص کن! این چه نبردی است با خودت می‌کنی و چه نبردی است که در جامعه‌ات راه می‌اندازی؟! چرا&#8230; قرون وسطی متهم است؟ البته من مدافع قرون وسطی نیستم، در قرون وسطی ستم، کج‌فهمی و خریت بسیار بوده است.</p>
<p><strong>نبوی:</strong> رسول حواست باشد دارد خلع سلاحت می‌کند تناقضت را بگو؟</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> آره! متوجه‌ام.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> مگر ذهن نمی‌گوید به خودت برس؟ پس ادیان بیهوده می‌گویند که خودت را سرکوب کن. بشر نباید خودش را سرکوب کند. حالا همین ارضای خواسته‌هایش او را به یک جهنم عظیم کشانده و صد سال است که آتش این جهنم محیط زیست، طبیعت و دریاها را آلوده کرده، لایه ازون را پاره کرده و بشر را سرگردان ساخته تا در ساحت تناقض نباشد. حالا از تناقض حرف‌های من بگو.</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> برداشتی که من از صحبت‌های تو می‌کنم این است که فرهنگ درب و داغان کُت پاره شده است، خب. این یک جاهایی معلول حکومت‌ها است. اما در بعضی جاها ما مثلاً لیاقت این حد را نداریم، بی‌لیاقتی این مردم است. با کلمات بازی نکنیم. حالا رسیدیم به اینجا که فرهنگی این‌گونه داریم و این وحشت از غرب یعنی حاکمیت مطلق فرهنگ غرب.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> نه ببین وحشت از غرب&#8230;</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> نه به هر صورت وحشت است دیگر. وقتی ما می‌بینیم فرهنگ غرب سایه‌اش روی سر ما افتاده و در زندگی‌مان هم حضور دارد.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> نگو وحشت از غرب بگو سیطره غرب!</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> سیطره غرب در همه جای زندگی ماست،‌ ولی در عین حال داریم می‌گوییم که نیست.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> ببین یک عده‌ای از جامعه ما می‌گویند نیست.</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> ما می‌گوییم نیست و همه آنهایی که می‌گویند فرض نیست، به یک نوعی تراوش‌های فکری‌شان دقیقاً از همان سیطره غرب است. از همان مثال‌هایی که تو می‌زنی با توجه به تجزیه و تحلیلی که از فرهنگ ما کردی به حرف‌هایت اعتقاد دارم و چیزی در آن نیست که عینیت نداشته باشد. من با تمام وجودم لمسش می‌کنم. آیا وظیفه من و شما در شرایط کنونی پذیرفتن این سیطره و زیر بار آن رفتن است؟ یا نه تلاش کردن برای آنکه به فرهنگ واقعی خودمان که برآمده از همان ایمان از دست داده‌مان را بیاوریم و این سیطره را کنار بزنیم.</p>
<p><strong>میر شکاک:</strong> نمی‌توانیم.</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> خوب تو می‌گویی نمی‌توانیم اما آیا این نمی‌توانیم نوعی تسلیم نیست؟</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> ولی از همین فرهنگ از همین ممملکتی که صحبت کردی در طول تاریخ بارها و بارها همین مردم ثابت کرده‌اند که&#8230;</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> &#8230; همین مردم نبودند، کماکان این مردم بودند که با این مردم فرق می‌کنند&#8230; قاطی نکنیم.</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> خب نیاکان مردم، ببین تو از زمان صفوی آمدی به این طرف&#8230;</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> در میان این مردم جوانانی هستند که زیر ابر برمی‌دارند تا خوشگل بشوند&#8230;</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> اجازه بده مگر در زمان رییس‌علی دلواری وضعیت ایران چطور بود. چطور یک دفعه در همان زمان، رییس‌علی دلواری با انگلیسی‌ها مقابله می‌کند؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> او فرق می‌کند.</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> رییس‌علی مقابله می‌کند خب یک عده هم دنبال رییس‌علی راه می‌افتند.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> نه آن عده عده معدود و قلیلی بودند.</p>
<p><strong>اکبر نبوی:</strong> من یک نکته بگویم&#8230;</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> بگو.</p>
<p><strong>نبوی:</strong> خدمت شما عرض کنم که به یک تاریخچه فکری اشاره کردی و گفتی که نمی‌دانم از اواخر صفویه این حادث شده یا از حمله افغان‌ها&#8230;</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> گفتم بسیاری از عوامل بیرونی دخیل هستند، اما من با عامل درونی کار دارم&#8230;</p>
<p><strong>نبوی:</strong> بعد می‌رسیم به وضعیت کنونی جامعه‌مان. ور واقع این تاریخچه‌ای بود برای اینکه برسیم به این وضعیت که الان چرا این‌جوری هستیم. یعنی در کدام یک از ساحات وجودی خودمان هستیم. تو معتقدی این ساحتی که ما هستیم، ساحت درستی نیست؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> این ساحت به یک معنا ساحت نیست. بی‌ساحتی است، خلاصه کنم من معتقدم الان در ساحت «اولئک کل الانعام بل هم اضل» هستیم.</p>
<p><strong>نبوی:</strong> خب من به این اشکال دارم.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> من هم به همین اشکال دارم.</p>
<p><strong>نبوی:</strong> من به تاریخ این کشور نگاه می‌کنم و می‌رسم به دورانی که از آن به عنوان دوران پس از انقلاب با همه بدبختی‌ها و مصیبت‌هایی که برای ما دارد یاد می‌کنند&#8230;</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> اکبر فقط یادت باشد شعار ندهی، چون من بهتر از تو بلدم شعار بدهم.</p>
<p><strong>نبوی:</strong> باشد شعار نمی‌دهم.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> فوراً رفتی تو فاز شعار!</p>
<p><strong>نبوی:</strong> عرض کنم که شما اشاره می‌کنید که این نسل، نسلی که زیر ابرو برمی‌دارد&#8230;؟</p>
<p><strong>میر شکاک:</strong> نه من نگفتم این نسل! گوش کن ببین فدایت شوم بی‌باری نشانه‌ای دارد. الان ما مثلاً گرفتار ایدز هستیم.</p>
<p><strong>نبوی:</strong> یوسف جان &#8230;</p>
<p><strong>میر شکاک:</strong> گوش کن اکبر. ایدز را آقایان سعی می‌کنند بپوشانند می‌گویند در این جامعه حتی یک درصد بیماری ایدزی نداریم. ما در یک بی‌نظمی به سر می‌بریم. گرفتاری‌های دیگری هم از این قماش است و اما وظیفه متفکر این است که وقتی بیماری را دید به نتایج و توابع سیر کند وگرنه ما به‌ظاهر که نگاه کنیم الحمدا&#8230; المنه بسیار عالی. اوضاعمان شکرالله، الحمدالله. ماشاءالله خیلی عالی است، اما من وظیفه خودم می‌دانم که نگاه کنم ببینم وقتی یک جایی یک نشتی پیدا می‌شود و این نشتی همین‌جوری اضافه می‌شود و با این نشتی مماشات می‌شود نه از حیث نظام، جامعه دارد با این نشتی مماشات می‌کند جامعه دارد با این بوزینگی مماشات می‌کند. فکر می‌کنی جوانی که چنین یا چنان می‌کند، خانواده ندارد؟ پدر و مادر ندارد؟ چرا، اما آنها کاری به کار او ندارند و او باید سر و کارش به دایره منکرات بیافتد. ببین خانواده در ساحت بوزینگی به سر می‌برد، بچه ناگزیر بوزینه از آب درمی‌آید و من دارم می‌بینم این جامعه (حالا به هر دلیل) دارد از خودش انتقام می‌گیرد.</p>
<p><strong>نبوی:</strong> تو معتقدی که یکباره چنین شده یا با سیر تدریجی به اینجا رسیده‌ایم؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> این قضیه در طرح مسائل تدریجی و غیرتدریجی نمی‌گنجد. چون اگر بخواهیم این‌طور بحث کنیم، مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود. می‌گوییم که از یک جایی این جامعه شروع می‌کند که از ساحت ایمان و نسبت با رسول‌الله (ص) و عهد با معصوم بیرون آید و چون در ساحت عهد نیست، هر آنچه از بیگانه می‌آید، می‌پذیرد و مجذوب می‌شود. خب شاید چاره‌ای هم نداشته. گفتیم که ته خواص، نه بزرگان، نه اهل حکومت و نه اهل علم متوجه کل فاجعه که داشت اتفاق می‌افتاد نبودند. من معتقدم یک نفر آدم متوجه شده بود که او را هم دار زدند یعنی شیخ فضل‌الله نوری، یعنی در این خراب شده یک نفر فهمیده بود که سر من و تو و دین و غیره و ذالک، خلاصه سر همه چیز کلاه می‌رود و به قول خودش علی‌الاسلام سلام. کسی ملتفت شد گرفتند خفه‌اش کردند. خیلی از اهل دیانت هم رضایت دادند که ایشان را خفه کنند، این دریغ از آن روزگار تا به امروز هر کاری کردیم در فرهنگی که فرهنگ ما نیست بیشتر غرق نشدیم، فرهنگی که حقیقتاً با دیانت جور در نمی‌آید منظورم صورت تکنولوژی نیست صورت تکنولوژی پوست قضیه است. ما با گوشت و استخوان و مغز این قضیه کار داریم و این که می‌گویم نمی‌توانیم، برای این است که کار یک نفر نیست&#8230;</p>
<p><strong>نبوی:</strong> چطوری پوسته تکنولوژی را از مغز آن &#8230;</p>
<p><strong>میر شکاک:</strong> کار ده نفر و صد نفر نیست.</p>
<p><strong>نبوی:</strong> بیا برای مخاطبی که این مطالب را می‌خواند پوسته تکنولوژی را از بطن نفسش جدا کن.</p>
<p><strong>میر شکاک:</strong> نمی‌شود!</p>
<p><strong>نبوی:</strong> چرا نمی‌شود؟ چون به هر حال اگر این کار را نکنیم باز در یک کلیاتی دور می‌زنیم و مخاطب جوان این بحث چیزی دستگیرش نمی‌شود. شهید آوینی همیشه می‌گفت مهم این است که ماهیت سینما به تصرف ما در بیاید.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> که در نمی‌آید.</p>
<p><strong>نبوی:</strong> که در نمی‌آید. من البته در این رفتار با گفتار آقامرتضی یک تناقض بزرگ می‌بینم (عیب ندارد باز شما بگویید ما سر تا پا در تناقضیم عیب ندارد، به هر حال کسی که معتقد است ماهیت سینما به تصرف ما در نمی‌آید، قاعدتاً خودش نباید در تعداد کسانی که با تصویر سروکار دارند، قرار بگیرد.</p>
<p><strong>میر شکاک:</strong> البته او هوشیار بود..</p>
<p><strong>نبوی:</strong> اما او در عداد این گروه قرار داشت چه بخواهد چه نخواهد&#8230;</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> نه اشتباه می‌کنی ببین&#8230;</p>
<p><strong>نبوی:</strong> اجازه بده&#8230;</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> گوش کن اکبر. صد تا مسأله طرح می‌کنی! بگذار مسأله به مسأله جلو برویم. قضیه ماهیت سینما مطرح شد و گفته سیدمرتضی. بنده یک بار به سیدمرتضی گفتم سید چرا فیلم داستانی نمی‌سازی؟ گفت: یوسف من همواره با اکیپی حرکت می‌کنم که اینها را سنجیدم، آزمودم و محک زدم. نفوس اینها را محک زدم. در عین حال نه سناریویی است نه هنرپیشه‌ای و نه خبری&#8230; خلاصه همه کار در قبضه قدرت من است. من قرار است بر این کار تصرف کنم و می‌کنم و آن را درست نشان می‌دهم. اما وقتی قرار باشد نفوسی در کار باشند که توان تصرف بر آنها در من نیست، از همان جا لغزش من آغاز خواهد شد.</p>
<p><strong>نبوی:</strong> خب این ادعای بزرگی است که مرتضی داشت. چون با این ادعا او بایستی در واقع یک شکلی معتقد باشد که نفوس افراد همراه، در اختیار او است.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> نه او گفت من نفوس را محک می‌زنم و امتحان می‌کنم.</p>
<p><strong>نبوی:</strong> این ادعای خیلی بزرگ و عجیبی است.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> نه تو اشتباه می‌کنی. گوش کن من این را اهانت به آن خدا بیامرز تلقی می‌کنم.</p>
<p><strong>نبوی:</strong> نه، تو خودت می‌دانی که من چقدر دوستش دارم&#8230;</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> تعارف را کنار بگذار. سیدمرتضی قائل به این بود که اگر نفس به جایی رسیده باشد که سینما در او تصرف نکند، می‌تواند این کار را بکند؛ به شرط اینکه کل مجموعه چنان باشد. مرتضی خیلی باریک‌بین بود، چون یک سالک نفسانی بود&#8230; به جایی رسیده بود که آقا در سینمای مستند من هستم و دوربین است و چهار تا رفیقم. این چهار تا رفیق من محک زدم و این چهار تا رفیق دیگر دست کم برای این کار که من می‌خواهم بکنم از ساحت عهد بیرون نمی‌روند. دقت می‌کنی یعنی کار قربه الی الله و با شعور انجام می‌گیرد. نفسانیت در آن نمی‌آید. اما در سینمای داستانی این‌طور نمی‌شود. حالا این بحث را رها کنیم و برویم سر سینما. هرچند بحث منفصل ماند رسول، جان حضرتت فکر می‌کنی که می‌شود مثلاً سینمایی داشت که بشود بهش گفت سینمای مطلوب. سینمایی که فروش داشته باشد، سینمایی که میان مردم جا باز کند و آنها را تغییر بدهد. فکر می‌کنی شرایط این سینما شرایط بیرون است یا درونی؟ یعنی مثلاً نظام و دولت باید برای این سینما امکانات جور کنند یا سینماگر در چنین وضعیتی می‌تواند سینمایی این چنین بسازد؟</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> من با سؤال جوابتان را می‌دهم. چطور رییس‌علی دلواری در آن موقعیت یک همچنین کار بزرگی کرد؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> کمی با عالم واقعیت فرق می‌کند. رییس‌علی خودش را به کشتن می‌دهد چون برای مقام بلندی می‌میرد. سینماگر قرار نیست بمیرد. سینماگر قرار است بماند و کار کند&#8230;</p>
<p><strong>نبوی:</strong> ولی به قول خودت شهید آوینی هم با مرگش خیلی کارها توانست بکند و خیلی تأثیر گذاشت.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> او هم فرق می‌کند. ببین! سیدمرتضی با گذشتن از روی مین شهید می‌شود. در حالی که سینماگر باید بماند و کار کند. تصرف ایمانی بر مردم یک تصرف است و تصرف هنری یک تصرف. اگر حافظ پس از گفتن «صلاح کار کجا و من خراب کجا / ببین تفاوت راه از کجاست تا کجا» کشته می‌شد، دیگر حافظ نمی‌شد؛ از بین می‌رفت. ماندن هنرمند ضامن کار کردنش است، یعنی بقای هنرمند است که بقای هنرش را به دنبال دارد. شاید پرسش من خیلی مفهوم نبود. فکر می‌کنی که با ندر نظر گرفتن شرایط موجود و نسبتی که نظام ما با سینما و نسبتی که جامعه ما با سینما دارد یعنی سینمای ما و وضعیت درونی سینما و آدم‌ها و امکاناتش می‌شود به سینمایی رسید که لیاقت اسم سینما را در کنار سینمای عظیم جهان داشته باشد؟</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> نه به آن شکل دنیاگیر مثل ای‌تی و پارک ژوراسیک (حداقل در کوتاه‌مدت) ولی فکر می‌کنم به سینمای مطلوب رسیدن دست‌نیافتنی و افسانه نیست. می‌شود به آن رسید.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> خوب اینکه در افق (به اصطلاح) آرمانگرایانه است، رسول جان. قرار ما بر این بود که از آرمان‌ها بیاییم در فردیتمان&#8230;</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> نه من قرار است که آرمانگرایانه به سینما نگاه نکنم، چون واقعیتش نشدنی است. فکر می‌کنم اگر بخش عمده‌ای از کج‌اندیشی‌ها و عدم اعتماد، اعمال سلیقه‌های شخصی و غیره از سیاستگذاری فرهنگی گرفته شود، قطعاً این اتفاق می‌افتد، ولی به این شکلی که الان هست خیر! مگر در حد یک جرقه؛ اما اگر چیزهایی که گفتم اتفاق بیافتد قطعاً می‌توانیم به آن سینمای مطلوب برسیم.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> فکر نمی‌کنی مشکل سینمای ما ساختار باشد نه نظام و مسئولان و اعمال سلیقه‌های شخصی و سلیقه‌ای و حزبی و این حرف‌ها؟</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> من مشکل را بیشتر در فیلمنامه می‌دانم تا در ساختار سینما و ساخت فیلم. اگر تک تک فیلم‌ها را نگاه کنیم درمی‌یابیم که مشکل اصلی سینمای ما فیلمنامه است.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> یعنی چه؟</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> یعنی ما فیلمنامه مطلوبی نداریم که بتوانیم از آن فیلم مطلوب بسازیم. درست است که می‌گویند سینماگر قوی می‌تواند از فیلمنامه بد فیلم قوی بسازد، سینماگر ضعیف از فیلمنامه قوی فیلم بد می‌سازد.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> یک سؤال از تو دارم. فیملنامه ضعیف چه جور فیلمنامه‌ای است، فیلمنامه قوی چه جور فیلمنامه‌ای است. یعنی ضعف نمایشی، ضعف درام است یا ضعف اصلی قصه است یعنی قصه خوب نیست ما سوژه؟</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> ببینیدا گر ضعف درام باشد به حرف‌هایی که من گفتم برنمی‌گردد. یعنی فیلمنامه اصلاً فیلمنامه بدی است. ضعف درام، ضعف شخصیت‌پردازی و ضعف قصه طبیعتاً فیملنامه خوب هیچ کدام از اینها نیست. فیملنامه‌ای خوب است که بتواند همه اینها را در خودش بگنجاند و نشأت گرفته از یک ذهن آزاد و خلاق باشد.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> ذهن آزاد با ذهن خلاق فرق می‌کند. ذهن خلاق در بدترین شرایط کار خودش را می‌کند. ذهن آزاد ذهنی است که شرایط را برایش مطلوب می‌کنند و هیچ مزاحمتی از بیرون ندارد، بعد با تمام قدرتی که دارد، کاری را ارائه می‌دهد. اما من می‌خواهم بگویم که سینما مجموعه‌ای است از بی‌شمار عوامل که یک بخشی از اینها همواره با موقعیت درگیر هستند. از جمله موقعیت سیاسی و سیاست‌گذاری و این حرف‌ها و بخش دیگری برمی‌گردد به مکافات کارگردان و بازیگر و فیلمبردار، مونتور و چه و چه و چه&#8230; همه اینها یعنی این عوامل به نظر من موثرترین و مهمترین عواملند، چون هنرمند کسی است که در بدترین شرایط بتواند نهایت قدرت خودش را اعمال کند. اولماز گونی را می‌شناسید، فکر می‌کنم یک فیلم بیشتر از او ندیدم (راه) مشهور است که می‌گویند این فیلم را خودش در زندان که بود دکوپاژ می‌کرد می‌فرستاد بیرون و فیلم را دستیارانش می‌گرفتند و می‌گفتند آقا گرفتم حالا قسمت بعدی؟</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> آیا این فیلم جزء سینمای مطلوب است؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> نه، جزء سینمایی که من در افقم دارم نیست اما فیلم خوبی است. البته اینجا متاسفانه نسخه مجروح شده‌اش را نشان دادند ولی به هر حال فیلمی به‌یادماندنی است و برای من دست‌کم بارها و بارها قابل دیدن.</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> ولی با آن سینمای مطلوبی که تو اول صحبت گفتی فرق دارد.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> خب، آن سینما، سینمای غالب عالم است، سینمای سیطره است. رسیدن به آن سینما یک نظام لازم دارد که عین نظام آمریکا مدعی سروری عالم باشد. جالب این‌جاست که ما علی‌القائده در نسبت با دین رسول‌الله که این جهانی است و با داعیه‌ای که بخواهیم انقلاب را صادر کنیم باید چنین سینمایی هم داشته باشیم. جالب این‌جاست که داعیه ما، یک داعیه عالمگیر است، اما سینمای ما سینمایی در بینی و در خفتی است. توقع ما این است که در فیلم‌ها نماز بخوانند، اما نه، همیشه شعارها و ادعاها با نیت‌ها و قوت‌ها و ایمان‌ها برابر نیستند. یک سأله دیگر رسول جان. سینما فارغ از فیلمنامه چیست؟ یعنی فرض کنیم تو به عنوان کارگردان هیچ فیلمامه‌ای در اختیار نداری و می‌خواهی فیلم بسازی، آن وقت چه می‌کنی؟ همچنان متکی به عالم ادبیات هستی، چون فیلمنامه جزو عالم ادبیات است. درست است که فیلمنامه برای ساخته شدن فیلم نوشته می‌شود، آیا ممکن است فیلم نشود و مستقل باشد، و در آن صورت جزو عالم ادبیات است.</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> خب، آن دیگر می‌شود سینمای مستند.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> چرا مستند؟</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> وقتی فیلمنامه نباشد، نمی‌شود که&#8230;</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> &#8230; که چرا مستند، تو کارگردانی هستی با کل امکانات خودت و بازیگر در اختیار داری فرض کنیم پول هم داری، دوربین هم داری همه چیز هم داری (مثلاً لوکیشن مصنوعی و غیرمصنوعی) این‌ها را&#8230; چه می‌کنی؟</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> فکر نمی‌کنم کمتر از اسپیلبرگ باشیم، خود را نمی‌گویم دیگران را می‌گویم. اگر آن آزادی عمل و امکانات را داشتیم، مثل آنها بودیم.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> سینما فیلمنامه نیست من با این مخالفم که سینما فیلمنامه است. فیلمنامه ای‌تی را نگاه کن. اگر آن را به یک کارگردان این‌جایی و با این امکانات می‌دادند چه در می‌آمد؟</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> قطعاً یک چیز دم‌دستی و مزخرف در حد چند تا عروسک می‌شد.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> یکی از نیرومندی‌های سینمای امریکا این است که هر چه بخواهد به مخاطب نشان بدهد، در افقی نشان می‌دهد که تماشاگر تردید نمی‌کند.</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> ولی مبتنی بر فیلمنامه قوی است.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> نه!</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> نه من قبول ندارم چیزی که در هالیوود در تهیه فیلم برای کمپانی‌ها تعیین‌ کننده است فیلمنامه قوی است.</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> فیلمنامه قوی نمی‌خرند. آن‌ها امتیاز داستان یا رمان را می‌خرند. بعد گروهی روی آن کار می‌کنند. برخلاف سینمای ما که سینمای نویسنده و کارگردان است آنها به یک گروه سفارش کار می‌دهند. برای همین است که جوامع و طبقات مختلف را در فیلمنامه لحاظ می‌کنند. سینمای امریکا، سینمای کار گروهی است. ما ایرانی‌ها هنوز در ساحت فردیت هستیم. فیلمنامه را خودم نوشتم و کارگردانش هم خودم خستم. مونتورنس هم خودم هستم اگر می‌توانستیم فیلمش را هم خودمان برمی‌داشتیم و طراح صحنه‌اش هم خودمان بودیم و خودمان هم بازی می‌کردیم که دیگر یکسره چیزی بشود مثل شعر چون شعر را یک شاعر می‌گوید؛ ۵۰ تا شاعر که با هم شعر نمی‌گویند!</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> فکر می‌کنی چرا این‌طور شدیم؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> با این پرسش دوباره برمی‌گردیم به قبل&#8230;</p>
<p><strong>ملاقلی‌پور:</strong> عیب ندارد. ببین من با تاریخ گذشته این کشور کار ندارم. با تاریخ معاصر کار دارم. چرا کارگردان‌های ما به این نتیجه رسیده‌اند که اگر قرار است فیلمی کار شود، یکجوری خودشان در همه چیز آن دخالت کنند؟ آیا فکر نمی‌کنی از این می‌ترسند دیگران در کارشان دخل و تصرف کنند؟</p>
<p><strong>میرشکاک:</strong> فقط این نیست. ما در ساخت فردیت به سر می‌بریم. ساخت فردیت به تعبیر آقایان ساخت اندی ویدیوالیته و ساحت خودمداری است و به تعبیر من ساخت فرعونیت است. در این مباحث هر کسی سعی می‌کند شریک و همکار و دوست نداشته با شد تا بی‌دغدغه بتواند آنچه را در بر دارد طرح کند (ولو ناقص)، چون دیگر کار خودش است. این عشق به خودمان و کار خودان، یک مصیبتی است که در تاریخ تصوف وجود داشته و دارد و جالب این‌جاست خودشان هم در غایت به آن گرفتار شدند. بشر موجودی است که همه کارهایش جمعی است. یعنی خودش را یک جز از یک پیکره کلی می‌داند و به اندازه یک جز برای خودش حدود قائل است. دیگر نمی‌آید بگوید که&#8230; آقا من همه کاره هستم. می‌گوید من کارگردانم فیلمنامه را دیگری بنویسد. ۱۰ نفر یا ۱۰۰ نفر یا یک نفر می‌خواهد بنویسد. بهرحال کار من نیست. من کارگردانم و می‌خواهم بن هور بسازم، من از عهده صحنه‌های حماس و زد و خورد و اکشن برنمی‌آیم، فلان کا رگردانی را که متخصص این کار است باید بیاورید فیلم بسازد، اما در ارتباط ما چنین بینشی محال است بروز پیدا کند. برای همین است که ما مثلاً در کشتی همیشه نمود می‌کنیم و در فوتبال همیشه تو سرمان می‌خورد؛ برای اینکه فوتبالیست ما می‌خواهد عین کشتی‌گیرمان تکل کند یعنی می‌گوید چرا پاس بدهم، خودم گل می‌زنم و خودم مطرح می‌شوم و عکسم را می‌زنند، اعتبار پیدا می‌کنم و تشویقم می‌کنند. این روحیه برمی‌گردد به فقدان فرهنگ. ما روحیه کار جمعی نداشتیم، حتی در نوازندگی هم می‌بینی که تنها در تک‌نوازی استادیم در همنوازی که همه می‌خواهند یک قصه را درست کنند یعنی کار سخت و شاقی هم نیست، باز گیر پیدا می‌شود؛ برای آنکه اینها باید به همدیگر پوشش بدهند، ولی حال ندارند بزنند ما همواره اینجوری بوده‌ایم ما جزیره‌هایی هستیم جدا. ایرانی‌هایی منفصر. برای همین هم رفیقمان کسی است که حتماً جزیره‌اش مانند جزیره ماست یعنی مطابقت دارد. اگر مطابقت نداشت یعنی معارض ما بود و فکر دیگری داشت ما نمی‌توانیم با او همکاری کنیم و او را همکار خودمان بدانیم. برای همین است که ما انتقاد نمی‌پذیریم.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=141487">جدالی تاریخی میان رسول ملاقلی‌پور و یوسف‌علی میرشکاک در باب سینمای ایران</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=141487</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>واکاوی تصویر ترور در سینمای ایران در برنامه «نقدسینما»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=137768</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=137768#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 03 Dec 2020 14:00:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[آزیتا موگویی]]></category>
		<category><![CDATA[امیررضا مافی]]></category>
		<category><![CDATA[ترور]]></category>
		<category><![CDATA[محسن فخری‌زاده]]></category>
		<category><![CDATA[نقدسینما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=137768</guid>
		<description><![CDATA[<p>برنامه «نقدسینما» به مناسبت شهادت دکتر محسن فخری‌زاده، تصویر ترور و جنایات دشمن را واکاوی و بررسی خواهد کرد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=137768">واکاوی تصویر ترور در سینمای ایران در برنامه «نقدسینما»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong>، برنامه «نقدسینما» جمعه ۱۴ آذر‌ماه ساعت ۲۲ با یک پرونده و یک گفتگوی ویژه روی آنتن شبکه پنج سیما می‌رود.</p>
<p>در بخش ابتدایی این برنامه با میزبانی امیررضا مافی، بهروز افخمی و علی اصغر شیرازکی، به مناسبت ترور دانشمند هسته‌ای شهید محسن فخری‌زاده، تصویر ترور و جنایات دشمن در سینمای ایران بررسی خواهد شد.</p>
<p>در ادامه برنامه و به بهانه سال پایانی دهه نود و نزدیک شدن به آخرین جشنواره فیلم فجر در این دهه، آزیتا موگویی کارگردان و تهیه‌کننده سینما درباره حضور زنان سینماگر در سینمای دهه نود ایران گفتگو خواهد کرد.</p>
<p>«نقد سینما» همچنین در بخش رویدادها با حضور علیرضا مرادی روزنامه نگار سینمایی و دکتر محمد صادق دهنادی کارشناس رسانه، موضوع بررسی وی او دی ها را از منظر گردش مالی تحلیل خواهند کرد.</p>
<p>در نهایت بهروز افخمی نیزدر میز آموزش فیلمسازی به موضوع اقتباس در سینما خواهد پرداخت.</p>
<p>برنامه «نقدسینما» به تهیه‌کنندگی یوسف بچاری، جمعه هر هفته ساعت ۲۲ از شبکه پنج روی‌ آنتن می‌رود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=137768">واکاوی تصویر ترور در سینمای ایران در برنامه «نقدسینما»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=137768</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به نقش قهرمانان در سینما/ قهرمانان خیالی هالیوود در قاب</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=135125</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=135125#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 26 Sep 2020 08:07:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای هالیوود]]></category>
		<category><![CDATA[قهرمانان]]></category>
		<category><![CDATA[کیاپور نظری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=135125</guid>
		<description><![CDATA[<p>چرا قهرمانان واقعی این سرزمین در سینمای ایران جایگاهی نداشته اما قهرمانان خیالی و موهوم در سینمای هالیوود عرض اندام نموده و در سطح جهانی تبدیل به نماد دموکراسی و آزاد اندیشی شده‌اند؟</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=135125">نگاهی به نقش قهرمانان در سینما/ قهرمانان خیالی هالیوود در قاب</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> – <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c">کیاپور نظری</a></strong> : قهرمانان هم در عالم تخیل و هم در عالم واقع برای توده های مردم الهام بخش هستند. قهرمانان کسانی هستند که توان انجام کارهای خارق العاده را دارند و کارهای را انجام می دهند که انسان های عادی قادر به انجام آن ها نیستند. قهرمانان با نبوغ و توانایی هایی ذاتی خود همیشه در قامت منجی و رهایی بخش ظاهر شده و با رفتار و اعمال خود جامعه انسانی پیرامون خود را تحت تاثیر قرار می دهند. قهرمانان چه اساطیری و چه واقعی همیشه الگوی تعداد زیادی از افراد جامعه بوده اند. یکی از خواستگاه های مهم قهرمان سازی در دنیای معاصر سینماست. سینمای جهان مملو از قهرمانانی ست که از دل داستان ها و نوشته های کهن و یا از ذهن خلاق فیلمنامه نویسان به مخاطب معرفی می شوند. سینما به عنوان یکی از تاثیر گذارترین رسانه ی جمعی با برجسته سازی قهرمانان، نقش بسیار مهمی در ارائه نمونه ها و الگوهای رفتاری و اخلاقی داشته است. امروزه پرطرف دار بودن و نیز اثر بخشی سینما و به طور عام تصویر سازی، ابزاری برای ترویج و اشاعه فرهنگ ها تبدیل شده است. موضوع تنها دیده شدن قهرمانان در قاب تصویر نیست بلکه اگر نمایش قهرمانان داستانی سینما با اهدف از پیش تعیین شده و برای تحت تاثیر قرار دادن و ایجاد تغییر در تفکر، باورها و یا تغییر در سبک زندگی مخاطبان صورت گیرد در آن صورت ممکن است الگوی فرهنگی قهرمان داستان سینما بر الگوی فرهنگی مخاطبان غالب شده و آن را تباه سازد.</p>
<p>اما قهرمانان داستان های سینما از کجا می آیند؟ در عالم سینما ، قوه ی تخیّل فیلمسازان برای قهرمان سازی فعال است. این قهرمانان یا از دل آثار و نوشته های کهن تصویری سازی شده و در قالب فیلم بر پرده ی سینما ظاهر می شوند یا این که بر اساس ذهن خلاق نویسندگان شکل و شمایل پیدا می کنند. به عبارت دیگر قهرمانان یا مصداق های واقعی دارند و در عالم حقیقت می زیسته اند و یا این که زائده قوه ی تخیل فیلمساز است. قهرمانان چه در عالم سینما و چه در بازی های رایانه ای در شکل گیری خصوصیات اخلاقی و رفتاری افراد جامعه به ویژه نوجوانان و جوانان تاثیر بسزایی داشته و می تواند موجب ترویج صفات خوب و انسانی و یا رفتارهای نابهنجار و غیر اخلاقی شوند. در جهان معاصر، سینما تنها یک وسیله ی سرگرم کننده و تفنّن نیست و دولت ها و سیاستمداران از جذّابیت هایی ظاهری سینما برای اهداف و مقاصد خود بهره برداری می کنند. در پس بسیاری از  قهرمان سازی های نمادین و مهیّج و نیز لذت های بصری ، اهداف بلند مدّت نهفته است. مخاطب به طور ناخواسته درگیر فضاسازی های قهرمان های داستان شده  و هر آن چه را که آنان انجام می دهد با جان و دل می پذیرد . پذیرش الگوهای رفتاری و اخلاقی قهرمانان داستان های سینما و بازی های رایانه ای به معنای پذیرش خواسته ها و اغراض دولت های آن است که از قبل برای آن برنامه ریزی کرده اند. امروزه قهرمانان داستان های سینما و بازی های رایانه ای در حقیقت سخنگوی بسیاری از سیاستمداران و دولت های استکباری شده اند و هر آن چیزی را که سیاستمداران سلطه گر نمی توانند به طور مستقیم به مخاطبان جهانی خود بقبولانند به صورت غیر مستقیم با قهرمان داستان های سینمایی و بازی های سرگرم کننده بر زبان جاری می سازند.</p>
<p>در همین راستا قهرمانان غیر واقعی سینمای هالیوود سال ها برای جامعه ی آمریکا اعتبار کسب می کنند  و به اصطلاح «ارزش‌های آمریکایی» را در سطح جهان گسترش می دهد. اکنون سینمای هالیوود پوششی شده است برای اعمال خشونت و سرکوب های گسترده دیگر ملت ها جهان و تجاوز غیر قانونی به سرزمین های دیگر.</p>
<p>با سینمای هالیوود و قهرمان سازی های ساختگی، جنگ وکشتار آمریکایی ها در سرزمین های مظلوم و ستمدیده اکثرا تحریف شده و آنان را در قامت قهرمانان صلح طلب و حافظ منافع عمومی و منجی معرفی می کنند گویی همه ی ملل جهان رویای آمریکایی شدن را دارند. در بسیاری از آثار سینمایی، انیمیشن و بازی ها که در هالیوود ساخته شده است رگه های از نجات یافتگی مردم ستمدیده جهان توسط قهرمانان آمریکایی دیده می شود. در آثار انیمیشین که بیشتر مخاطبان آن کودکان هستند تصویر سازی های ضمنی در جهت القاء این تفکر است که «سرانجام یک قهرمان آمریکایی شما را از وضعیت دشوار نجات خواهد داد.»</p>
<p>(۱) جالب آن که در تعداد زیادی از آثار سینمای هالیوود، حتی نجات کره خاکی از دست اهریمنان و دشمنان ماورایی هم بر عهده آمریکایی ها سپرده شده است.</p>
<p>(۲) در تعداد بی شماری از بازی های رایانه ی، قهرمان آمریکایی به همه جای جهان سرک کشیده و یک تنه تهدیدها و نا امنی ها را از بین می برد.</p>
<p>(۳) آمریکا که همیشه یک تهدید بالقوه برای تمام کشورهای جهان است و طی نیم قرن اخیر به کشورهای زیادی از آمریکای جنوبی و مرکزی گرفته تا خاورمیانه و شرق دور (کوبا ، پاناما، هندوراس، دومنیکن ،عراق ، افغانستان، ویتنام ، ژاپن ، کره و &#8230;.) تجاوز کرده است به کمک سینما و قهرمان سازی خیالی ، وجه متمدنانه بخود گرفته و دنیای زشت خود را به کمک سینما و قهرمان سازی های دروغین تطهیر می سازد.</p>
<p><strong>نقش قهرمانان در سینمای ایران</strong></p>
<p>ایران سرزمینی با تاریخ و فرهنگ چندین هزارساله و غنی در حوزه ی ادبیات داستانی و اسطوره های الهام بخش برای مردم جهان است.در طول تاریخ ، قهرمانان این سرزمین مظهر ایمان ، عدالت ، شجاعت ، نماد برابری انسان ها و دشمن بی عدالتی و ظلم و ستم بوده اند. قهرمانانی از جنس مردم و از دل مردم برخواسته و برای اجرای حدود الهی و نیز تحقق منزلت و جایگاه اجتماعی طبقات فرودست جامعه برانگیخته شده اند. گویی خصلت تحمل ناپذیری در برابر ظلم و ستم و اعتبار بخشیدن به جایگاه والای انسان به عنوان اشرف مخلوقات در ذات و فطرت ایرانیان نهفته است.</p>
<p>هر چند قهرمانان سال های گذشته های ما در تحولات جامعه بشری تاثیر گذار بوده اند اما لازم نیست سینمای ایران برای تصویر سازی و بازسازی قهرمانان خود سال ها به عقب برگردد چرا که در دهه های اخیر و به ویژه در جمهوری اسلامی ایران نمونه های بسیار فراوان از قهرمانان واقعی ( نه صرفا تراوشات ذهنی فیلمساز) دیده می شود که با روایت آنان می توان سال های سال فیلم ساخت. قهرمانان جنگ هشت ساله دفاع مقدس که طولانی ترین جنگ قرن اخیر بوده است یک فرصت بی نظیری را برای فیلمسازان کشور مهیا کرده است تا با پرداختن به آنها، گنجینه تولیدات فاخر سینمای ایران را پُربار تر نمایند اما هنوز سینمای ایران آن طور که باید و شاید به موضوع قهرمانان دفاع مقدس نپرداخته است. علاوه بر قهرمانان دوران دفاع مقدس، استکبارستیزی و حمایت بی غلّ و غش جمهوری اسلامی ایران از ملّت های مظلوم منطقه و جهان و قهرمانانی که در این راه جان فشانی کرده اند بستر خیلی خوبی ست برای نمایاندن و به تصویر کشیدن این دلاورمردان نامی در عرصه ی سینمای ایران .</p>
<p>شهید سردار سلیمانی نمونه بارز قهرمان اسطوره ای دوره معاصر است که حتی دشمنان او نیز لب به تحسین و توصیف آن شهید بزرگوار گشوده اند. شهید حججی نیز نمونه ی دیگری از قهرمان واقعی و اسطوره شهامت و مردانگی ست که در برابر شقی ترین جلادان زمان، نهراسید و پاهایش سست نشد و به صلابت تمام قدم به مسلخ عشق گذاشت. با این همه قهرمان واقعی در این مرز و بوم با قاطعیت می توان گفت سینمای ایران در دهه های اخیر فاقد قهرمان بوده است . انگار فیلمسازان و حتی تماشاگران سینمای ایران هم قهرمانان خود را فراموش کرده اند. به نظر می رسد توجه بیش از اندازه فیلمسازان به تولید آثار اجتماعی با طرح موضوعاتی چون فقر، اعتیاد، خیانت، گسست خانواده ، خشونت و یا تولید فیلم های کمدی سطحی و سرگرم کننده آنان را از قهرمانان ملی دور کرده است. تماشاگران نسل جدید، قهرمان با افتخاری را در سینمای ایران نمی بینند تا براساس الگوهای رفتاری او عمل کند و این یک علامت سئوال بزرگی ست که چرا قهرمانان واقعی این سرزمین در سینمای ایران جایگاهی نداشته اما قهرمانان خیالی و موهوم در سینمای هالیوود عرض اندام نموده و در سطح جهانی تبدیل به نماد دموکراسی و آزاد اندیشی شده اند ؟</p>
<p>نباید از یاد ببریم که سینمای ایران در دهه ی شصت مدیون تولید و نمایش آثاری با مضامین دفاع مقدس بوده است و در این دوران طلایی به گواه آمار آثار دفاع مقدس بیشترین تعداد تماشاگر را داشته اند. امروز هم قهرمانان سینمای ایران می بایست دوباره احیاء شده و با نقش پذیری در موضوعات گوناگون اعم از نظامی،سیاسی  ورزشی ، علمی و &#8230;&#8230; بتوانند تماشاگران سینما را مجذوب خود سازند. سینمای ایران وظیفه دارد قهرمانان این کشور را برجسته ساخته و فرهنگ غنی قهرمانان این سرزمین را در قالب فیلم و حتی بازی های رایانه ای به مردم و جامعه بی المللی معرفی نماید. قهرمانان واقعی سینمای ایران می توانند نماد و الگوی انسان های مصلح و آزاده جهان برای رهایی از یوغ استبداد حاکمان و سلطه گران و استعمارگران خارجی تبدیل شوند. وقتی سینمای هالیوود به کمک سینما و صحنه سازی های غیر واقعی و یا تولید بازی های رایانه ای با محوریت قهرمانان آمریکایی پیش زمینه و افکار عمومی جهانی را در جهت تجاوز و تهاجم به یک کشور ستمدیده را فراهم می سازد ایران نیز می تواند با تولید آثار سینمایی با محوریت قهرمانان واقعی خود و یا تولید بازی های رایج از این موقعیت بهره برده و علیه دشمنان استفاده کند.</p>
<p><strong>نقش سینمای حوزه هنری در احیای قهرمانان </strong></p>
<p>جنگ هشت ساله دفاع مقدس و تبعات و اثرات آن فرصتی را برای حوزه هنری فراهم کرد تا بتواند بخشی از این رویداد عظیم را به تصویر بکشد. حوزه هنری بر اساس ماموریت و اهداف ذاتی خود از بدو شروع جنگ تاکنون آثار قابل اعتنایی را با موضوع دفاع مقدس تولید کرده است. تولید آثار شاخص که اشاره مستقیم به جبهه های نبرد حق علیه باطل دارند مانند آثاری چون «بلمی به سوی ساحل» (۱۳۶۴)، «هراس» (۱۳۶۶)، «مهاجر» (۱۳۶۸)، «حمله به اچ سه» (۱۳۷۳)، و یا آثاری که به طور غیر مستقیم و در ارتباط با دفاع مقدس ساخته شده اند نظیر «هیوا» (۱۳۷۷)، «خدا حافظ رفیق» (۱۳۸۲)،  «فرزند خاک» ( ۱۳۸۶) و «سرو زیر آب» (۱۳۹۶)  نمونه هایی از این دست آثار هستند. حوزه هنری در مجموع ۲۵ اثر سینمایی با موضوع دفاع مقدس ساخته و از این حیث در شمار یکی از مهمترین نهادهایی است که چنین آثار فاخر و ماندگاری را ساخته است اما نکته ی قابل توجه این است که در این آثار کمتر به بیوگرافی و شخصیت های قهرمانان واقعی جنگ پرداخته شده است. ما در دوران دفاع مقدس قهرمانان واقعی زیادی داشته ایم که در سینمای ایران جایگاهی نداشته اند از جمله شهید احمدکاظمی، شهید محمد ابراهیم همت، شهید مهدی باکری، شهید محمد جهان آراء ، شهید صیاد شیرازی، شهید محمد بروجردی، شهید محمدعلی صفا و نمونه های فراوان دیگر که در این مقال نمی گنجد. بنابراین همچنان که ادبیات دفاع مقدس حوزه هنری سرگذشت قهرمانان دوران جنگ را به رشته ی تحریر درآورده و آثارمتعددی را به خوانندگان ارائه داده است، سینمای حوزه هنری نیز با تجربه ای چندین ساله می تواند با تولید آثار قهرمان محور، ضمن بازسازی و تصویرسازی سلحشوران این سرزمین، در برابر جبهه ی استکباری و دشمنان این ملت نیز عرض اندام کند.</p>
<p>امروز دایره قهرمانان ما محدود به دوران دفاع مقدس نیست و ایران در بسیاری از عرصه ها دست برتر دارد. در حوزه ی موشکی، نانو و علوم فضایی، جبهه مقاومت و نفوذ فرهنگی بر پهنه ی خاورمیانه و آفریقا و حتی آمریکای مرکزی می توان آثاری با محوریت قهرمانان واقعی ساخت و یا با تولید «بازی‌های تهاجمی پیش دستانه و آینده نگر» موقعیت دشمنان را متزلزل کرده و عرصه را بر آنان تنگ کرد. نشان دادن اقتدار و موقعیت برتر قهرمانان ایران در آثار سینمایی حوزه هنری و بازی‌های جذاب می تواند یکی از ماموریت ها و اهداف استراتژیک حوزه هنری در دوره حاضر تعریف شده و برای نیل به آن برنامه ریزی نماید .</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=135125">نگاهی به نقش قهرمانان در سینما/ قهرمانان خیالی هالیوود در قاب</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=135125</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دست‌های خالی&#8230;/ سینمای ایران و خلق مضامین مذهبی</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=133751</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=133751#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 29 Aug 2020 10:59:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[خیمه‌گاه سوره سینما]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[دست‌های خالی]]></category>
		<category><![CDATA[مضامین مذهبی]]></category>
		<category><![CDATA[یزدان عشیری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=133751</guid>
		<description><![CDATA[<p>چرا سینمای ایران در طول بیش از چهار دهه پس از پیروزی انقلاب نتوانسته در مضامین مذهبی اثری را خلق کند که جهان اسلام و سایر کشورها تحت تاثیر آن قرار گرفته و تاثیرگذاری موثری را در بین آن مخاطبان داشته باشد؟</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=133751">دست‌های خالی&#8230;/ سینمای ایران و خلق مضامین مذهبی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong><strong> – <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%db%8c%d8%b2%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%b4%db%8c%d8%b1%db%8c">یزدان عشیری</a></strong> : نیمه دهه پنجاه شمسی و به تعبیری دهه ۱۹۷۰ میلادی سینمای جهان و جهانِ اسلام در انتظار دیدن فیلمی بود که دیدنش حیرت همگان را برمی‌انگیخت. [The Message] و در ترجمه فارسی آن «محمد رسول‌الله» ساخته مصطفی عقاد در سال ۱۹۷۶ توانست تاثیرگذاری بسیاری در دو مخاطب داشته باشد. مخاطب جهان اسلام در ایران و کشورهای عربی و همچنین سایر کشورهای اروپایی و&#8230; . این فیلم همچنین توانست در فهرست نامزد جایزه بهترین موسیقی متن اسکار [۱۹۷۷] قرار گیرد. برای موریس ژار. همواره موضوعات تاریخی مخصوصا در شاخه مذهب در سینمای جهان تاثیرگذاری زیادی داشته و همواره واکنش‌های مختلفی را از سوی حاکمان تا مردمان عادی را در پی داشته است. در ایران این قصه مستثنی از سایر تولیدات جهانی نبود. بودند انگشت‌شمار فیلمسازانی که با ساخت آثاری درخشان توانستند تاثیرگذاری مهمی در بین مخاطبان جهانی مخصوصا در جهان اسلام داشته باشند.</p>
<p>سینمای ایران به دلیل تنوع موضوعی و تنوع ژانر توانست همواره در مضامین گوناگون موفقیت‌های بسیاری را از آنِ خود کند. آنچه در این یادداشت قصد اشاره دارم و در مناسبت این روزها نیز قرار می‌گیرد؛ نسبت سینمای ایران و تاریخ مهم دنیای اسلام یعنی واقعه عاشورا است.</p>
<p>آنچه در سینمای ایران با موضوع عاشورا و محرم تاکنون شاهد بودیم می‌توان به آثاری چون: «سفیر- روز واقعه- رستاخیز- به خاطر‌ ها‌نیه- راه طی شده- افق-  پرواز در شب- تعزیه آخر- دست‌های خالی‌- کربلا جغرافیای یک تاریخ- ناسور- اربعین خون خدا- مصائب دوشیزه- سینه سرخ- من و زیبا-  بال‌های سفید- سهم گمشده- سلطان و&#8230;» اشاره کرد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2020/08/Rooze-Vaghe.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-133754" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2020/08/Rooze-Vaghe.jpg" alt="Rooze-Vaghe" width="800" height="533" /></a></p>
<p>درباره این آثار و مضامین بسیار سخن گفته شده و مطالب بسیاری هم به نگارش درآمده. اما پرسش اصلی من و موضوع این نوشتار این است چرا سینمای ایران در طول بیش از چهار دهه خود پس از پیروزی انقلاب نتوانست در مضامین مذهبی اثری را خلق کند که جهان اسلام و سایر کشورها تحت تاثیر آن قرار گرفته و تاثیرگذاری موثری را در بین آن مخاطبان داشته باشد؟</p>
<p>در طول سال‌های پس از انقلاب همواره تلویزیون در کنار سینمای ایران نیز به خلق آثاری پرداخت که گاهی حتی به لحاظ موفقیت و تاثیرگذاری از سینمای ایران نیز جلوتر بود. داوود میرباقری که نامش مخاطب ایرانی را به مضامین مذهبی سریال‌های تلویزیونی ارجاع می‌دهد؛ از جمله آن فیلمسازان است. از سریال موفق «امام علی(ع)» تا «مختارنامه».</p>
<p>«مختارنامه» یک مجموعه تلویزیونی پیرامون زندگی و قیام مختار ثقفی به کارگردانی داوود میرباقری است. این سریال به داستان «المختار بن أبی عبید الثقفی»، و چگونگی قیام او که پس از حادثه عاشورا به خونخواهی حسین بن علی (ع) برمی‌خیزد، می‌پردازد. این سریال در ۴۰ قسمت ۶۰ دقیقه‌ای از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید اولین قسمت این سریال در تاریخ جمعه ۹ مهر ۱۳۸۹ از شبکه اول سیما پخش و قسمت آخر آن در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۹۰ به پایان رسید. فیلمبرداری این سریال از سال ۱۳۸۲ آغاز شد و در سال ۱۳۸۸ به پایان رسید. فیلمبرداری این مجموعه در تهران، قزوین، تاکستان، ورامین، آبادان، شوشتر، شهریار، آران و بیدگل، اسلامشهر، زاویه، کویر سفیدشهر و شاهرود انجام شد. شبکه iFilm این مجموعه را برای مخاطبان عرب زبان پخش کرد. این استقبال تنها به شبکه‌های ایرانی معطوف نشد. شبکه‌های الانوار (۱و۲)، اهل البیت، المنار، العالم،‌ آی فیلم(عربی)، المهدی، فدک، الفرات، بلادی، کربلاء، الثقلین، الغدیر، العهد، الکوثر،الفرقان، طه، السلام، الاتجاه، المصطفی، الامام الرضا و الصراط، مهمترین شبکه‌های تلویزیونی و ماهواره‌ای بودند که مجموعه تلویزیونی «مختارنامه» را پخش کرده‌اند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2020/08/Mokhtaname.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-133755" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2020/08/Mokhtaname.jpg" alt="Mokhtaname" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>آنچه در این مورد اشاره و واجد اهمیت است این است که تلویزیون توانست در ورود موفق به مضامین مذهبی نه تنها از سینمای ایران موفق‌تر باشد که چه بسا تاثیرگذاری موثری را در بین سایر مخاطبان در دنیای اسلام نیز داشته باشد.</p>
<p>اینکه چرا سینمای ایران در ورود به این مضامین موفق نبوده و حتی در بین مخاطبان داخلی نیز تاثیرگذاری نداشته و نتوانسته موفقیتی کسب کند جای بسی تعجب است. همه ساله در ایام محرم شاهد تعطیلی سینماها هستیم و هیچگاه این اتفاق نیافتد که سینمای ایران محصولی را برای این مناسبت در سبد تولیدات خود به همراه داشته باشد و بتواند جای خالی آن را پر کند. آنچه باعث شگفتی‌ست این است که چطور در سینمای جهان و ورود به مضامین مذهبی و تاریخی دست به ساخت آثاری می‌زنند که اکثر مخاطبان در نقاط مختلف دنیا را تحت تاثیر قرار داده و با خود همراه می‌کنند اما در ایران قصه به گونه دیگری روایت می‌شود و آثاری که ساخته می‌شود نه تنها در داخل مخاطبی همراهی نمی‌کند و حتی بالاتر خیلی زود از یادها می‌رود. سوال از متولیان سینما و سکان‌دارن آن این است که لزوم توجه‌شان به پرداخت این آثار در چه اولویتی قرار دارد و حتی اگر به ساخت چنین مضامینی هم ورود می‌کنند درجه کیفی آن را تا چه میزان در نظر می‌گیرند.</p>
<p>«عقاب صحرا» محصول بنیاد سینمایی فاربی در سال ۱۳۹۱ که به اصطلاح با بودجه فاخر ساخته شد تا چه میزان موفق بود و چه گروهی از مخاطبان اعم از مردمان عادی تا سینماگران حتی اسمش را شنیده و یا تصویری از آن را به یاد دارند؟</p>
<p>«داستان فیلم در سال ششم هجری روایت می‌شود. در این سال حضرت محمد (ص) و مسلمانان از مدینه برای زیارت خانه خدا عازم مکه می شوند. کفار مکی راه آنان را سد می کنند و اجازه زیارت نمی دهند. صلح نامه ای بین مسلمانان و کفار در مکانی به نام حدیبیه منعقد می شود. در یکی از بندهای این صلح نامه مقرر می‌گردد که هر نومسلمانی که از مکه فرار کند و به مدینه پناهنده شود، باید به مکه برگردانده شود&#8230; »</p>
<p>آیا وقت آن نرسیده تا پس از چهار دهه از پیروزی انقلاب بازنگری در سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های فرهنگی کشور صورت گیرد تا با کاستی از نقایص و اشکالات شاهد تحول مثبتی در حوزه تولیدات فرهنگی و هنری باشیم؟ آیا زمان آن نرسیده که مسئولان فرهنگی حتی به خود بیایند و کارنامه کاری و حرفه‌ای! خود را بازخوانی کنند؟ آیا زمان آن نرسیده که با هزاران ساعت صحبت و نقد و انتقاد و هزارن هزار یادداشت در نقدِ عملکرد ضعیف در عرصه فرهنگ و سینما- شاهد تغییراتی در این حوزه باشیم و کمی هم مخاطبان این یادداشت احساس تلنگری در خود داشته باشند؟ شاید پاسخ این سوالات همچنان منفی باشد!</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=133751">دست‌های خالی&#8230;/ سینمای ایران و خلق مضامین مذهبی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=133751</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مسئولان فرهنگی به فکر ورشکستگی باشند/ حیات سینمای ایران در گرو نمایش فیلم‌های خارجی</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=133140</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=133140#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 09 Aug 2020 08:30:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[سجاد نوروزی]]></category>
		<category><![CDATA[پردیس آزادی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=133140</guid>
		<description><![CDATA[<p>کاهش تولیدات سینمایی و بحران اقتصادی حاکم بر کشور منجر به ورشکستگی سینمای ایران شده و تنها راه ادامه حیات آن استقبال از نمایش فیلم‌های خارجی در سالن‌ها خواهد بود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=133140">مسئولان فرهنگی به فکر ورشکستگی باشند/ حیات سینمای ایران در گرو نمایش فیلم‌های خارجی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>سجاد نوروزی مدیر پردیس آزادی در گفت‌و‌گو با خبرنگار <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> در خصوص موفقیت طرح بهره مندی از ۵۰ درصد ظرفیت سالن های سینما در وضعیت بحرانی انتشار ویروس کرونا گفت: در شرایط بحرانی ویروس کرونا و مشکلات اقتصادی ناشی از آن، سینما نیز با رکود روبرو شده و بازگشایی ۵۰ درصدی آن تاکنون نتیجه‌بخش نبوده است. این در حالی است که پردیس آزادی نیز از این قضیه مستثنی نبوده و به علت کاهش مخاطب و هزینه‌های جانبی اکران، تنها با ۲۰ درصد ظرفیت در ۲ سالن مشغول به فعالیت است.</p>
<p>وی افزود: رسیدگی به مشکلات سینما و حمایت از آن صرفا با همت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به جایی نمی رسد و لازم است سیاست‌های حمایتی دیگری اتخاذ شود. استقبال از اکران فیلم‌های خارجی یکی از راهکارهای حمایتی از رونق سینمای ایران در اوضاع فعلی است چرا که با وجود محدودیت‌ها منجر به نگرش فنی و رقابتی بین فیلمسازان شده و مخاطب آثار بین‌المللی را به سینما می کشاند.</p>
<p>نوروزی خاطرنشان کرد: مالکیت کلی سینما و مهمتر از آن اکران، تولید و توزیع آثار در این اوضاع در معرض خطر بوده و با ادامه این وضعیت جان نخواهد گرفت. این در حالی است که حاکمیت باید نسبت به اهمیت این امر آگاه بوده و با حفظ موجودیت سینما، شرایط را برای انتقال تولیدات خود به مرزهای خارجی فراهم کند.</p>
<p>وی خاطرنشان کرد: متاسفانه بی‌توجهی به اهمیت سینما و جایگاه آن در حفظ هویت های ملی، ما را به وضعیت دهه ۶۰ و ورود به عرصه واردات فیلم فارسی نزدیک کرده است. این در حالی است تصور اکران فیلم‌های خارجی به منظور بلوکه کردن فضای نمایش کاملا اشتباه است، چرا که این روش ترفندی برای ادامه حیات سینما است. براین اساس وجود ۴ یا ۵ اثر خارجی متناسب با هویت ملی ما کافی است تا چرخ سینما با حضور آنها به رونق بیافتد.</p>
<p>مدیر پردیس آزادی عنوان کرد: توسعه خط تولید فیلم‌های فارسی در کشورهای همجوار نظیر ارمنستان و آذربایجان برای سینمای ایران خطرناک است و این در حالی است که با کمبود منابع مالی و محدودیتهای موجود در وضعیت بحرانی کشور، میزان تولیدات بسیار کم بوده و قطعا با ادامه این روند نزولی چیزی از سینما باقی نخواهد ماند و باید منتظر ورشکستگی آن باشیم.</p>
<p>وی در پایان اظهار داشت: رسیدگی به مشکلات امروز سینما مستلزم همراهی صنوف با نهادهای فرهنگی است تا با ارائه راهکارهای جدید و همراهی در بخش های مختلف بر مشکلات غلبه کرده و به دنبال جبران کاهش تولیدات سینمایی چون استقبال از نمایش فیلم‌های خارجی در سال جاری باشند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=133140">مسئولان فرهنگی به فکر ورشکستگی باشند/ حیات سینمای ایران در گرو نمایش فیلم‌های خارجی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=133140</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اطلاعیه «شنای پروانه» در پی استقبال مخاطبان سینمای ایران</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=131744</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=131744#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 26 Jun 2020 10:01:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[شنای پروانه]]></category>
		<category><![CDATA[محمد کارت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=131744</guid>
		<description><![CDATA[<p>روابط عمومی فیلم سینمایی «شنای پروانه» به کارگردانی محمد کارت در پی استقبال مخاطبان سینمای ایران از این فیلم اطلاعیه‌ای منتشر کرد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=131744">اطلاعیه «شنای پروانه» در پی استقبال مخاطبان سینمای ایران</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong>، متن این اطلاعیه به شرح زیر است:</p>
<p>«استقبال چشمگیر مخاطبان سینمای ایران از «شنای پروانه» در اولین روزهای بازگشایی سالن‌های سینما در کشور، باردیگر مهر تأییدی بود بر عشق مخاطب به سینما و نشان داد مردم، تا چه حد نسبت به دیدن فیلم خوب در سالن سینما مشتاق‌اند.</p>
<p>ضمن احترام و تعظیم به این حضور بی‌نظیر در روزهای سخت کرونایی، باید توجه همه دلسوزان و متولیان شهری، فرهنگی و بهداشت اجتماعی را به این واقعیت جلب کنیم که این سرمایه بزرگ اجتماعی – به ویژه در مقطع بحرانی حاضر- بیش از پیش نیازمند مراقبت و محافظت است.</p>
<p>حالا که سینما باردیگر بر اساس پروتکل‌های بهداشتی و مقررات اعلام شده از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حیات خود را از سر گرفته، باید بدانیم که همه ما دربرابر قلب تپنده حیات سینما مسئولیت داریم.</p>
<p>«حفظ سلامت مخاطبان سینمای ایران» با اقداماتی چون ضدعفونی و سالم‌سازی فضای سالن‌های سینما، ارائه ماسک رایگان و یا ارزان‌قیمت به مخاطبان در ورودی سالن‌های سینما و همه اقدامات ضروری برای تأمین این هدف، مشارکتی همگانی را طلب می‌کند که از صاحبان فیلم و دست‌اندرکاران سالن‌های سینما گرفته تا متولیان فرهنگی، شهری، بهداشت و درمان در آن دخیل هستند.</p>
<p>بدیهی است تشکل‌هایی که در طول همه این سال‌ها، با حضور فعال و مستمر در حوزه فرهنگ و سینما، نشان داده‌اند نسبت به تأمین خواسته‌های فرهنگی مردم (از تأمین زیرساخت‌ها تا تولید محتوا) دغدغه دارند، این بار هم در شرایط بحرانی، تلاش خواهند کرد تا سالن سینما، همچو خانه‌های مردم، امن باشد.</p>
<p>باید این آتش را به‌پاس عشق وفادارانه مخاطبان پرشور سینمای ایران، به گلستان بدل کرد و این یک همت و همدلی جمعی و خالصانه را می‌طلبد.</p>
<p>روابط عمومی شنای پروانه»</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=131744">اطلاعیه «شنای پروانه» در پی استقبال مخاطبان سینمای ایران</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=131744</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پوران درخشنده: سینمای ایران نیازمند تولید فیلم‌های دغدغه‌مند است</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=129502</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=129502#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 04 Apr 2020 09:31:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[پوران درخشنده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=129502</guid>
		<description><![CDATA[<p>پوران درخشنده گفت: سینمای ایران برای عقب نماندن از جامعه نیازمند تولید فیلم‌های دغدغه‌مند به جای آثار بی‌خاصیت است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=129502">پوران درخشنده: سینمای ایران نیازمند تولید فیلم‌های دغدغه‌مند است</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong>، پوران درخشنده درباره اولویت‌های سینمای ایران در سال ۹۹ گفت: معتقدم پیش از هر چیز سینمای ایران نیازمند آزادی بیان است و این مهمترین مسأله‌ای است که باید نگاه ویژه‌ای به آن داشته باشیم. به‌عنوان یک کارگردان سینمای اجتماعی به دلیل اینکه نمی‌توانم به همه موضوعات اجتماعی روز بپردازم از جامعه خود عقب افتاده‌ام و این مساله برای یک فیلمساز اجتماعی اصلاً خوب نیست.</p>
<p>کارگردان فیلم سینمایی «هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند» در تشریح این موضوع افزود: به‌عنوان مثال ۲ سال تمام پروانه ساخت فیلم سینمایی «هیس! پسرها گریه نمی‌کنند» را صادر نمی‌کردند چرا که به این مساله فکر می‌کردند که موضوع این فیلمنامه، موضوعی نیست که در سینما بتوان به آن پرداخت و آن را یک تابو می‌دانستند.</p>
<p>این کارگردان سینما تاکید کرد: زمانی که یک ملاحظاتی را برای سینما می‌گذارید، در واقع جلوی چالش یک کارگردان نسبت به مشکلات جامعه خود را می‌گیرد و فیلمساز مجبور به ساخت چیزی می‌شود که بسیار بی‌خاصیت است و یا اینکه نمی‌تواند در تجربه‌های سینمایی خود مسائل مهمتری را مطرح کند.</p>
<p>وی توضیح داد: در چنین شرایطی برای سینماگرانی که دغدغه‌شان توجه به مسائل اجتماعی است، شرایطی پیش می‌آید که آرام آرام به حاشیه رانده می‌شوند و نمی‌توانند آنچه که باید و می‌دانند را جلوی دوربین ببرند.</p>
<p>کارگردان فیلم سینمایی «شمعی در باد» بیان کرد: مساله دیگر این است که سینمای ایران در پخش فیلم نیز با مشکلاتی مواجه است و سالن‌های سینمایی در کشور کمتر از تولیدات سینمایی است و در چنین شرایطی فیلم‌هایی که شاخصه‌های موردپسند سینماداران را نداشته باشد، بسیار دیر اکران می‌شوند. اگر تعداد سالن‌های سینما مناسب بود همه فیلم‌ها می‌توانستند در شرایط یکسان روی پرده سینما بروند.</p>
<p>درخشنده در پایان گفت: باید بدانیم که سینمای امروز ما نیازمند فضای بازی است که کارگردانان بتوانند اندیشه خود را رها کنند و به دغدغه‌های خود در سینما بپردازند. نه اینکه به دلیل ملاحظات و محدودیت‌ها از جریان اصلی سینما کنار گذاشته شوند.</p>
<p><strong>منبع: <a href="https://www.mehrnews.com/news/4877738">خبرگزاری مهر</a></strong></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=129502">پوران درخشنده: سینمای ایران نیازمند تولید فیلم‌های دغدغه‌مند است</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=129502</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
