<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سوره سینما &#187; هفت ماهگی</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D9%87%D9%81%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%87%DA%AF%DB%8C" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Jun 2026 11:40:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>فیلم سینمایی «هفت ماهگی» در فرهنگ‌سرای ارسباران اکران و نقد می‌شود</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=86671</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=86671#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 04 Mar 2017 06:30:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ‌سرای ارسباران]]></category>
		<category><![CDATA[هفت ماهگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=86671</guid>
		<description><![CDATA[<p>فیلم سینمایی «هفت ماهگی» به کارگردانی هاتف علیمردانی 15 اسفند ماه با حضورعوامل در فرهنگ‌سرای ارسباران اکران ، نقد و بررسی می‌شود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=86671">فیلم سینمایی «هفت ماهگی» در فرهنگ‌سرای ارسباران اکران و نقد می‌شود</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a></strong> به نقل از باشگاه فیلم تهران، «هفت ماهگی» داستان دو خانواده طبقه متوسط شهری است که بین آنها اختلافی رخ می‌دهد. برای رفع این اختلاف‌ با نظرهای مختلفی مواجه هستند.</p>
<p>هاتف علیمردانی (نویسنده و کارگردان)، منصور لشگری قوچانی (تهیه کننده)، امیر ادیب پرور (تدوین)، محمود کلاری (مدیر فیلمبرداری)، علی افشین راد (دستیار اول کارگردان و برنامه ریز)، کامیاب امین عشایری (طراح صحنه و لباس)، ایمان امیدواری (طراح چهره پردازی)، افشین عزیزی (موسیقی)، محمود خرسند (مدیر صدابرداری)، مهدی دلخواسته (عکاس)، حامد بهداد، باران کوثری، پگاه آهنگرانی، هانیه توسلی، احمد مهرانفر، فرشته صدرعرفایی، بهناز جعفری، محمدرضا علیمردانی، رضا بهبودی عوامل و بازیگران این فیلم هستند.</p>
<p>هاتف علیمردانی (نویسنده و کارگردان)، منصور لشگری قوچانی (تهیه کننده)، کورش جاهد (منتقد) و جمعی دیگر از عوامل فیلم مهمانان چهارصد و بیست و چهارمین نشست باشگاه فیلم تهران هستند.‌</p>
<p>علاقمندان برای حضور دراین نشست می‌توانند به فرهنگسرای ارسباران واقع در خیابان شریعتی بالاتر از پل سیدخندان‌، خیابان جلفا مراجعه و یا با شماره‌های ۲۰- ۲۲۸۷۲۸۱۸ تماس بگیرند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=86671">فیلم سینمایی «هفت ماهگی» در فرهنگ‌سرای ارسباران اکران و نقد می‌شود</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=86671</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پروانه نمایش «هفت ماهگی» و پروانه ساخت فیلم جدید تهمینه میلانی صادر شد</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=76874</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=76874#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 23 Aug 2016 11:00:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[تهمینه میلانی]]></category>
		<category><![CDATA[هفت ماهگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=76874</guid>
		<description><![CDATA[<p>پروانه نمایش فیلم «هفت ماهگی» به کارگردانی هاتف علیمردانی و پروانه ساخت «ملی و راه های نرفته اش» به کارگردانی تهمینه میلانی صادر شد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=76874">پروانه نمایش «هفت ماهگی» و پروانه ساخت فیلم جدید تهمینه میلانی صادر شد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a></strong> به نقل از روابط عمومی سازمان سینمایی،فیلم نامه های <strong>«پادو»</strong> به تهیه کنندگی وکارگردانی محمدعلی طالبی و نویسندگی مشترک محمدعلی طالبی / آرش طالبی در ژانر کودک و نوجوان و <strong>«ملی و راه های نرفته اش»</strong> به تهیه کنندگی ،کارگردانی و نویسندگی تهمینه میلانی در ژانر اجتماعی موافقت شورای ساخت سازمان سینمایی را اخذ کردند.</p>
<p>همچنین شورای پروانه نمایش در جلسه ۲۷مرداد که با حضور اکثریت اعضای شورای پروانه نمایش فیلم های سینمایی برگزار شد،مجوز نمایش دو فیلم : <strong>«هفت ماهگی»</strong> به تهیه کنندگی منصور لشکری قوچانی و کارگردانی و نویسندگی هاتف علیمردانی با موضوع خانواده در ژانر اجتماعی و <strong>«جشن تولد»</strong> به تهیه کنندگی مهدی فیوضی و کارگردانی و نویسندگی عباس لاجوردی با موضوع مدافعان حرم در ژانر جنگ (داعش) را صادر کرد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=76874">پروانه نمایش «هفت ماهگی» و پروانه ساخت فیلم جدید تهمینه میلانی صادر شد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=76874</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ماجرای مراجعه بیماران از کل کشور بعد از برنامه‌ی «ماه عسل»!/ ۶۰ درصد افرادی را که دکتر ناامیدشان کرده بود بهبود دادم!/ برخی از دوستانم تا چند قسمت پایتخت نفهمیدند که «بائو» من هستم!/ کارهای آلبوم موسیقی‌ام در حال انجام است</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=71969</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=71969#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 15 May 2016 06:30:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[بائو]]></category>
		<category><![CDATA[دیرین دیرین]]></category>
		<category><![CDATA[فردا]]></category>
		<category><![CDATA[قرعه]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا تاجداری]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا علیمردانی]]></category>
		<category><![CDATA[هفت ماهگی]]></category>
		<category><![CDATA[پایتخت 4]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=71969</guid>
		<description><![CDATA[<p>خیلی‌ از کسانی که سریال پایتخت را می‌دیدند، فکر می‌کردند من محلی آنجا هستم. چند نفر از دوستان‌ام قسمت چهارم و پنجم به من زنگ زدند و گفتند محمدرضا! باورت می‌شود که تا این قسمت نفهمیدم بائو تو هستی؟! </p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=71969">ماجرای مراجعه بیماران از کل کشور بعد از برنامه‌ی «ماه عسل»!/ ۶۰ درصد افرادی را که دکتر ناامیدشان کرده بود بهبود دادم!/ برخی از دوستانم تا چند قسمت پایتخت نفهمیدند که «بائو» من هستم!/ کارهای آلبوم موسیقی‌ام در حال انجام است</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a>&#8211; <strong><a href="http://sourehcinema.ir/?s=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7+%D8%AA%D8%A7%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C">محمدرضا تاجداری</a></strong>: <span style="color: #0000ff;">«محمدرضا علیمردانی» را با وجود سابقه طولانی مدت تئاتری‌ش، خیلی‌ها با صدای خاصش که اغلب روی انیمیشن‌ها شنیده شد می‌شناختند، تا زمان حضور در برنامه «ماه عسل» و روایت داستان جذاب بیماری و درمانش توسط قاری مصری و بعد از آن حضور در سریال پرمخاطب «پایتخت» و سریال نوروزی امسال؛ «قرعه».</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">به بهانه انیمیشن‌های کوتاه «دیرین دیرین» و سریال نوروزی «قرعه» به سراغ او رفتیم و از ابتدای دوران کاریش تا به امروز با او گفتگو کردیم، از گویندگی تا بازیگری و حالا خوانندگی:</span></p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ff0000;">دیگر هیچ‌کسی «رامبد جوان» را با آن همه ریش ندید!</span></strong></p>
<p><strong>آقای علیمردانی، شما در حوزه‌های مختلف هنری فعالیت کردید. این فعالیت‌های هنری شما از چه زمانی شروع شد؟</strong></p>
<p>من متولد سال ۱۳۵۵هستم. گرافیک خوانده‌ام و با «مجید آقا کریمی» و «هادی کاظمی» همکلاس بودم و از سال ۱۳۷۰ همزمان رفتن به هنرستان، در «کانون تربیتی فرهنگی حر» در میدان راه‌آهن نیز فعالیت می‌کردم. آنجا «سید جواد هاشمی» مسئول ثبت‌نام و سرود بود و در چند کلاس هم درس می‌داد. با دوستانی نظیر علی سلیمانی، علی سرور، عباس حبیبی، مهدی بهمن، آرش بزرگ‌زاده و&#8230; تیمی بودیم و خیلی خودجوش به کلاس تئاتر و بازیگری می‌رفتیم و دوره می‌دیدیم و یاد می‌گرفتیم. سال ۱۳۷۴ برای اولین بار روی سن تئاتر شهر اجرای حرفه‌ای کردیم. همان سال برای اولین بار جلوی دوربین رفتم. کاری بود که «حمید فرخ‌نژاد» کارگردانی می‌کرد و «رامبد جوان» دستیارش بود و کلی ریش داشت. دیگر هیچ‌کسی رامبد را با آن همه ریش ندید! خود ما هم ندیدیم. نام کار آقای فرخ‌نژاد، «جُنگ آفتاب» بود و بخشی از آن فضای بسیار جدی داشت و به جنگ و برخی مسائل دیگر می‌پرداخت، پانزده قسمت از آن برنامه ضبط و دو قسمت‌اش هم پخش شد که در آن دو قسمت نبودم. ولی قسمت‌های بعدی دیگر پخش نشد.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>اولین باری که جلوی دوربین رفتم، کارم پخش نشد و خیط شدم!</strong></span></p>
<p><strong>پس اولین کار تصویری شما به کارگردانی «حمید فرخ‌نژاد» بود. چه شد که پخش این متوقف شد؟</strong></p>
<p>هیچ‌وقت نفهمیدم چرا. آن جُنگ برقرار بود و بخش‌های دیگرش یعنی موزیک، طنز و وله‌هایش را داشت، ولی این بخش حذف شد. یعنی اولین باری که جلوی دوربین رفتم، کارم پخش نشد و خیط شدم، چون راست‌اش آن چهار پنج سال اولی را که به تئاتر می‌رفتم اصلاً به خانواده نگفته بودم. مخالف بودند.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>می‌ترسیدم خانواده به خاطر درس، تئاتر را هم از من بگیرند</strong></span></p>
<p><strong>دلیل مخالفت خانواده‌ی شما با حضورتان در تئاتر، مذهبی بودن آن‌ها بود؟</strong></p>
<p>بله و تأکید زیادی روی درس داشتند. موافق نبودند و من هم در این زمینه تجربه داشتم، چون یک بار فوتبال را از من گرفتند، یک بار ووشو را به خاطر درس از من گرفتند و فکر می‌کردم اگر تئاتر را مطرح کنم و از من بگیرند، دیگر برای چه چیزی زندگی کنم؟ دیگر چیزی برای‌ام نمی‌ماند، چون علاقه‌ و استعدادم در همین امور بود. دل‌ام می‌خواست به امور نمایشی یا ورزش‌هایی که دوست داشتم بپردازم. ورزش‌ها واقعاً برای‌ام اولویت نداشتند، ولی وقتی به اینجا رسیدم، دیدم آنها را که از من گرفتند، اما اگر کارهای هنری را از من بگیرند، دیگر اصل کاری است و بعد از آن چه کار کنم؟ نمی‌خواستم مهندس یا دکتر شوم. این مشاغل را دوست نداشتم. البته پدر و مادرم دلسوز من بودند و به فکر من بودند. برای اینکه راه را اشتباه نروم به من سخت می‌گرفتند.</p>
<p><strong>پس اولین کاری که جلوی دوربین رفتید پخش نشد؟</strong></p>
<p>پخش نشد. سال ۱۳۷۴ بود.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/05/alimadani-2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-71978" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/05/alimadani-2.jpg" alt="alimadani-2" width="1000" height="666" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ff0000;">تئاتر، سرآغازی بر آغاز فعالیت‌های هنری &#8230;</span></strong></p>
<p><strong>یعنی تقریباً ۲۰ ساله بودید.</strong></p>
<p>بله، ولی در تئاتر شهر اجرای‌مان را رفتیم. اولین کاری که اجرا کردیم، نویسنده و کارگردان‌اش آقای «شارمین میمندی‌نژاد» بود. کاری به اسم «درج مشکین» یا «آخرین نواده نمرود» بود. بعد همان سال آقای «سیاوش طهمورث» کاری به نام «نقل قول عاشقان» داشت که دعوت کردند و آنجا هم افتخار پیدا کردیم بازی کنم و بعد از آن مسیر کار هموار شد.</p>
<p><strong>پس شما در تئاتر جایگاه خودتان را پیدا کردید. چه شد که بازیگری تلویزیون و صداپیشگی روی آوردید؟ از چه زمانی فعالیتتان در این زمینه آغاز شد؟</strong></p>
<p>در زمستان سال ۱۳۷۵ در کنکور دانشگاه آزاد در رشته بازیگری قبول شدم.</p>
<p><strong>اینجا دیگر خانواده در جریان بودند؟</strong></p>
<p>بله، منتهی اینجا برعکس شده بود.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>اولین کار تصویری پخش شده؛ نوروز ۷۶ به کارگردانی «داریوش کاردان»</strong></span></p>
<p><strong>چطور؟</strong></p>
<p>در اینجا من دیگر خیلی تمایل نداشتم تحصیلات آکادمیک را ادامه بدهم، چون منبعی که از آن تغذیه می‌کردیم فوق‌العاده قوی و غنی بود و نیازی نمی‌دیدم وقت‌ام را در دانشگاه تلف کنم، اما چون قبول شده بودم، خانواده اصرار می‌کرد که باید بروی. آن را هم به ضرب و زور خانواده به دانشگاه رفتم و خوشحال بودم دارم رشته‌ی خودم را می‌خوانم، منتهی هزینه‌های‌اش سنگین بود و باید خودم کار می‌کردم. ضمن آن در زمستان سال ۱۳۷۵ با «شهاب عباسی» و «هادی کاظمی» به دفتر آقای «داریوش کاردان» رفتیم که برای برنامه نوروز ۷۶ بازیگر می‌خواستند. تست دادیم و ایشان بلافاصله پذیرفت و در واقع اولین کار تصویری من که پخش هم شد، نوروز ۷۶ بود. نمی‌دانم یادتان می‌آید یا نه؟</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>همکاری با «شهاب حسینی» در برنامه «اکسیژن»</strong></span></p>
<p><strong>خیر متاسفانه.</strong></p>
<p>آقای داریوش کاردان هم مجری آن کار بود و هم کارگردان. به هر حال با آن کار شروع کردیم. خیلی‌های دیگر هم بودند. حمید گودرزی هم در همان کار بود. بیژن بنفشه‌خواه، حسین رفیعی، هادی کاظمی، علی سلیمانی و&#8230; هم بودند. به هر تقدیر آن شد اولین تجربه تصویری بنده که پخش شد. دیگر بعد از آن رفتیم و چند کار دیگر کردیم. سال بعد از آن مجموعه «صد سال به این سال‌ها» را کار کردم.  بعد مجموعه اکسیژن را کار کردیم. یادش به خیر، شهاب حسینی برای اولین بار دیده شد. آن زمان مجری برنامه اکسیژن بود. مثل من که اولین‌بار در نوروز ۷۶ دیده شدم، شهاب هم اولین بار در برنامه اکسیژن دیده شد و مجری بسیار خوبی هم بود. مسئولیت بخش نمایشی کار به عهده من بود و با علی سرور، هادی کاظمی و شهاب عباسی کل نمایش‌ها را اجرا می‌کردیم.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/05/alimadani-3.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-71979" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/05/alimadani-3.jpg" alt="alimadani-3" width="1000" height="666" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>تنها برای ارتزاق و رفع مشکلات مادی‌ام بازیگری می‌کردم</strong></span></p>
<p><strong>فعالیت‌های شما در زمینه‌ی صداپیشگی و دوبله از کجا آغاز شد؟</strong></p>
<p>قبل از آغاز دهه ۸۰ و در اواخر دهه ۷۰ وارد کارهای صوتی هم شدم، یعنی هم نریشن می‌گفتم، هم جای عروسک حرف می‌زدم و کم‌کم دوبله را یاد ‌گرفتم که داستان‌اش طولانی است. کار صدا هم از آغاز دهه ۸۰ شروع شد و ادامه یافت و من این بخش را جدی گرفتم. هدف‌ام بازیگری بود و هست، ولی کار صداپیشگی هم سر راه‌ام قرار گرفت و آن را جدی گرفتم و مدیر دوبلاژ و ناظر کیفی دوبلاژ و گوینده اصلی خیلی از نقش‌ها شدم و بحث صدا هم این‌جوری ادامه پیدا کرد. همیشه هم دنبال چیزهای تازه و نو بودم که کار جدید بسازم و تجربه‌های جدید پیدا کنم و کاری را که هنرپیشه‌های بزرگ روی صدا انجام داده بودند، تجربه کنم و از این طریق خیلی چیز یاد گرفتم. در خلال کار صدا، کار تصویر و صحنه هم می‌کردم، ولی کار صدا پررنگ‌تر پیش رفت. آن‌قدری که دوست داشتم در بازیگری فعال باشم، نمی‌توانستم. تنها برای ارتزاق و رفع مشکلات مادی‌ام این کار را می‌کردم، چون حرفه دیگری را بلد نبودم و سرمایه‌ای هم نداشتم و از طریق مجموعه این کارها ارتزاق می‌کردم، بنابراین بسیاری از کارهای آن موقع روی میل و سلیقه خودم نبود. خیلی مواقع ناچار بودم بین بد و بدتر انتخاب کنم. کار صدا هم آن‌قدرها درآمد نداشت که بتوانم با آن زندگی‌ام را بچرخانم. خیلی زود هم ازدواج کردم.</p>
<p><strong>چند سالگی؟</strong></p>
<p>۲۲ یا ۲۳ سالگی.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>ناچار در انتخاب بین بد و بدتر!</strong></span></p>
<p><strong>آن هم اجباری و به اصرار خانواده بود؟</strong></p>
<p>نه، در دوران دانشجویی با ایشان که روان‌شناسی می‌خواند آشنا شدم. شش هفت ماهی هم بیشتر آشنایی ما طول نکشید که ازدواج کردیم و سال بعد هم بچه‌دار شدیم. دخترم الان پانزده ساله است. هر دو هم خردادی هستیم. من در خردادماه ۴۰ ساله می‌شوم و او شانزده ساله. من ۱۱ خرداد هستم. در هر حال مجبور بودم خرج زندگی‌ام را در بیاورم. همزمان دانشجو هم بودم و ناچار بودم خرج دانشگاه‌ام را هم در بیاورم و آن را به سرانجام برسانم. به همین دلیل در بسیاری از مواقع ناچار بودم بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنم، چون کار دیگری که نداشتم. همین‌طور جلو آمد و پله‌پله&#8230;</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>با برنامه‌ی «احسان علیخانی» تعداد کسانی که فهمیدند من کی هستم خیلی بیشتر شد</strong></span></p>
<p><strong>قبول دارید آنجایی که آقای علیمردانی خیلی شناخته و دیده شد، برنامه‌ی «ماه عسل» احسان علیخانی بود؟ در برنامه‌ای که شما به عنوان مهمانی شرکت کردید که تا سال‌ها به درستی صدایش در نمی‌آمد و نمی‌توانست صحبت کند. اما با پیروی از راهکار یک قاری مصری، صدایش برگشت و دوبلور شد!</strong></p>
<p>در هر مصاحبه‌ای نشسته‌ام، هر کدام یک زمانی را برای معروف شدنم گفته‌اند.</p>
<p><strong>به نظرتان وقتی در برنامه احسان علیخانی روبروی تلویزیون نشستید، چند درصد از مردم شما را می‌شناختند؟</strong></p>
<p>نمی‌دانم، چون طرفداران صدای‌ام را داشتم. مثلاً تا همان موقع ۶۰۰ پروژه کار صدا کرده بودم.</p>
<p><strong>منظورم تصویر است.</strong></p>
<p>عمومیت نداشت که بگویم خیلی از مردم مرا با تصویر می‌شناختند. یکی در مصاحبه‌ای می‌گفت شما را از سریال «روز رفتن» می‌شناسم و دنبال می‌کردم. یکی می‌گفت من از سریال «مأمور بدرقه» دنبال‌ات کردم. یکی می‌گوید از وقتی شرلوک، سالیوان و دیه‌گو را می‌گفتی دنبال صدای‌ات بودم. دیگری می‌گوید از فلان تئاترت که نقش آن پیرمرد را بازی می‌کردی یادم هست.</p>
<p><strong>اینها خیلی خاص هستند.</strong></p>
<p>بله، نمی‌توانم بگویم اینها عمومیت دارند، ولی با برنامه احسان تعداد کسانی که فهمیدند من کی هستم خیلی بیشتر شد.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>مراجعه بیماران از کل کشور بعد از برنامه‌ی «ماه عسل»!</strong></span></p>
<p><strong>و آن داستان جالبی که داشتید.</strong></p>
<p>بله، ماجرای بیماری‌ام. از بعد از آن برنامه هنوز هم برای‌ام بیمار می‌آید.</p>
<p><strong>جدی؟</strong></p>
<p>بله، از سراسر کشور.</p>
<p><strong>و شما می‌پذیرید؟</strong></p>
<p>چه کار کنم؟ در آموزشگاه درس می‌دهم. از کلاس بیرون می‌آیم و می‌بینم مثل مطب گوش تا گوش نشسته‌اند. البته این اتفاق بعد از برنامه ماه عسل افتاد و مردم زیادی به من مراجعه می‌کردند. بعد از آن به مرور کمتر شد.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/05/alimadani-4.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-71980" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/05/alimadani-4.jpg" alt="alimadani-4" width="1000" height="666" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ff0000;">پزشکان می گفتند بیماری تو درمان ناپذیر است</span></strong></p>
<p><strong>همه دستورات‌تان هم دستور همان قاری مصری است؟</strong></p>
<p>نه، خیلی‌ها زنگ می‌زدند و می‌گفتند دستور او چه بود؟ به ما هم بگو. می‌گفتم آن روش به‌طور تصادفی برای من جواب داد. ممکن بود به من آسیب بزند. انرژی خوبی به من می‌داد، چون هر دکتری هرچه به من گفته بود انجام می‌دادم، چه دکتر شیمیایی، چه هومیوپات و سایر دکترها. حتی دکتر نباتی، از اینهایی هم که دعا می‌خوانند رفتم. صبح‌ها این کار را بکن، شب‌ها آن دعا را بخوان. افاقه نمی‌کرد و هیچی جواب نمی‌داد. راه‌حل قاری مصری هم یکی از راه‌هایی بود که سر راه‌ام قرار گرفت و احساس می‌کردم روی آن انرژی بهتری داشتم. بعدها محقق این ماجرا شدم، یعنی آسیبی که به جهاز صوتی‌ام خورده بود موجب شد بروم و با یک متخصص گفتاردرمانی مراوده کنم. تمام کتاب‌های بهداشت صوت‌شان را خوانده‌ام. یکی از متخصصانی که در مرکز گفتاردرمانی میدان مادرحضور داشت، می‌گفت تجربیات تو برای ما یک کتاب با ارزش است. تو بیا و اینها را بگو. ما می‌نویسیم و کتاب‌اش می‌کنیم و به نام خودت منتشر می‌سازیم، چون برای پزشکان هم عجیب بود و می‌گفتند نمی‌شود. این بیماری درمان‌پذیر نیست. شما از بهبودی عبور و کاری کرده‌ای که انگار عضوی را بازآفرینی کرده باشی. بعد از آن ناچار شدم مطالعات گسترده‌تری داشته باشم تا بدانم چه کار کنم، چه کار نکنم و چه نکاتی را رعایت کنم تا بهتر و بهتر شوم.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>۶۰ درصد افرادی را که دکتر ناامیدشان کرده بود بهبود دادم!</strong></span></p>
<p><strong>یعنی الان برای هر مریضی با توجه به شرایط خودش نسخه‌ی جدایی می‌پیچید؟</strong></p>
<p>بله، ۶۰ درصد افرادی را که دکتر ناامیدشان کرده بود بهبود دادم، ولی برای ۴۰ درصدشان هم نتوانستم کاری کنم، چون نمی‌دانستم ماجرای‌شان از چه قرار است. دکترها جواب‌شان کردند و طفلی‌ها پیش ما آمدند، اما از اینجا هم جواب نگرفتند. البته من طبابت نمی‌کنم و فقط تجربیاتم را در اختیار دیگران قرار می‌دهم.</p>
<p><strong>خودتان هم هنوز پرهیزهایی دارید یا دیگر تمام شده است.</strong></p>
<p>هنوز پرهیزهایی دارم، چون همچنان سینوس حساسی دارم. هنوز ورم لارانژیت دارم و اگر مراعات نکنم، برمی‌گردد.</p>
<p><strong>از این طریق کسب درآمد هم می‌کنید؟</strong></p>
<p>بله، سال‌هاست با صدای‌ام پول در آورده‌ام.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>حتی یک ریال هم بابت تشخیص بیماری‌های صوتی از کسی نگرفتم</strong></span></p>
<p><strong>صدا را نمی‌گویم. پیرامون مراجعه‌ی بیماران در خصوص درمان بیماری‌های صوتی این سوال را مطرح کردم.</strong></p>
<p>خیر، حتی یک ریال هم از کسی بابت این کار نگرفته‌ام، چون احساس می‌کنم این وظیفه روی دوش‌ام است. توانستم با کمک خداوند ایرادم را تبدیل به تخصص‌ کنم. بنابراین حالا اگر کسی در این زمینه کمک بخواهد، دریغ نخواهم کرد، فقط مگر اینکه فرصت نکنم. درگیر کاری باشم یا آن آدم را دیرتر ببینم، والا به محض اینکه کسی بیاید، او را می‌بینم که از شهرهای دور اهواز، کازرون و&#8230; از اطراف تهران خودمان که الی‌ماشاءالله! از شمال، جنوب، شرق و غرب کشور خیلی‌ها آمده‌اند. در سنین مختلف معضلات گوناگونی پیدا و پزشکان جواب‌شان کرده بودند و الحمدلله بهبود پیدا کردند. بارها پیش می‌آمد مثلاً طرف از همدان آمد و مثل طبیب‌های قدیمی که برای‌شان تخم‌مرغ یا صنایع دستی می‌آورند. بعضی‌ها این‌جوری ما را مورد لطف‌شان قرار داده‌اند، ولی به آنها هم گفته‌ام چیزی نمی‌خواهم. بیچاره‌ها باورشان نمی‌شود و به گریه می‌افتند و می‌گویند تو وقت‌ات را برای من گذاشته‌ای. می‌گویم ممکن هم هست نتوانم کاری برای‌ات بکنم، چون هر کسی از هر جایی که می‌آید می‌گویم ممکن است علت را تشخیص بدهم، ولی اگر نشناسم نتیجه‌ای نمی‌گیری.</p>
<p><strong>باید خیلی لذت‌بخش باشد که با استفاده از تجربیاتی که در دوران بیماری خودتان کسب کردید، صدای کسی را به او برگردانید.</strong></p>
<p>خیلی کیف دارد. در ۹۰ درصد موارد آخرین حرف‌ام به کسی که مدتی با او کار کرده‌ام این است که دفعه بعد که زنگ بزنی، از پشت تلفن صدای‌ات را نمی‌شناسم و بارها این را تجربه کرده‌ام که طرف زنگ می‌زند و می‌گوید الو! و حرف می‌زند و می‌پرسد شناختی؟ و من نمی‌شناسم. بعد می‌گوید فلانی از فلان جا هستم. بعد که قطع می‌کند اشک در چشم‌ام جمع می‌شود و می‌گویم خدایا! شکرت! دو باره یک حالی به ما دادی. در واقع این حالی است که دارد به من می‌دهد. چگونه می‌توانم از او تشکر کنم که چنین فرصت دو باره‌ای را به من می‌دهد؟ چگونه از خالق‌ام تشکر کنم که مرا به کفر رساندی و بعد حالی‌ام کردی که چرا و بعد در این مسیر دست‌ام را گرفتی و این شد کار و تخصص‌ام. شرمنده‌ات هستم. اینها راه جبران این لطف عظیم است. وقتی موفق می‌شوم، در واقع کمی از این بار کم می‌شود.</p>
<p><strong>بعد از برنامه ماه عسل که دیده شدید، به پایتخت رفتید؟</strong></p>
<p>اثری که دیده شد، بله، پایتخت بود، اما در این فاصله دو سینمایی کار کردم. فیلم «روز روشن» کار آقای حسین شهابی. فیلم آبرومندی بود. سال بعدش هم حراج را کار کردم. آن هم کار حسین شهابی بود. سال بعدش با مهدی پاکدل و ایمان افشارنیا فیلم «فردا» را کار کردم.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>«فردا» در تدوین نهایی‌ بهتر شد</strong></span></p>
<p><strong>فیلم بدی بود.</strong></p>
<p>خودم ندیدم چه از آب درآمد. می‌گویند در جشنواره خوب نبود، اما تدوین نهایی‌اش بهتر شد. در جشنواره نرسیدم ببینم که گفتند خوب استقبال نشد و آقای افشاریان دوباره نشست و فیلم را قلع و قمع کرد و همان دوستانی که در جشنواره دیده و گفته بودند خوب نشده است، نسخه دوم را که دیدند گفتند حالا فیلم شد. بخش‌هایی از تدوین نهایی را دیدم و نظری راجع به فیلم ندارم، چون فیلم را باید از اول تا آخر دید که چه شده و چه نشده است. به هر حال اینها را کار کردم تا وقتی که محسن تنابنده زنگ زد و گفت: «محمدرضا! امسال در پایتخت انیمیشن داریم. بیا کمکی به ما بکن.» پرسیدم: «چه کار کنم؟» جواب داد: «انیماتوری را به ما معرفی کن که ما را بسازد و خیلی هم گران در نیاید، ولی بامزه در بیاید. ما که بلد نیستیم روی انیمیشن دوبله کنیم. تو بیا مدیر دوبلاژ این انیمیشن بشو.» صحبت‌ها را کردیم و قرار بود فقط همین کار را بکنم.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/05/alimadani-5.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-71981" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/05/alimadani-5.jpg" alt="alimadani-5" width="1000" height="666" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>محسن تنابنده گفت ناراحت‌ام که چرا در پایتخت ۱، ۲ و ۳ به یادت نبودم</strong></span></p>
<p><strong>یعنی اصلاً صحبت از بازیگری نبود؟</strong></p>
<p>نه، چیزی نگذشت و چند روز دیگر باز محسن تنابنده تماس گرفت. محسن هم از بچه‌های کانون حر هست که اسم‌اش را نبردم. ما از سال ۱۳۷۰ رفتیم و محسن از سال ۱۳۷۳ آمد. دانشگاه هم با هم بودیم. سر «مأمور بدرقه» هم همبازی بودیم. اتفاقاً در «مأمور بدرقه» تنها کسی که مازنی بود من بودم. دستفروشی بودم که در قالب دستفروشی مواد می‌فروختم. در آنجا یک تکه داشتم که می‌گفتم یارو کردی. با محسن در آنجا هم کار کرده‌ام. محسن یک هفته بعد زنگ زد که «محمدرضا! بلند شو بیا دفتر.» خلاصه قرار گذاشتیم و رفتم. پرسیدم: «جریان چیست؟» گفت: «بحث انیمیشن و مدیریت صدا و این مسائل یک طرف، اما یک رل جدید و بسیار مهم به اسم بائو داریم که در پایتخت۴ جزو رل‌های اصلی است. بیا این را بازی کن.» گفتم: «چه شد؟ چرا آن روز نگفتی؟» گفت: «راست‌اش اصلاً به یادت نبودم.» گفت به فکر فلانی و فلانی از هنرپیشه‌های شناخته شده بودم. حتی فلانی و فلانی را هم تست زده‌ام، تست گریم هم شدند، اما با آقای مقدم به نتیجه رسیدیم که مورد پسند ما نیستند. ناگهان یادم افتاد محمدرضا، مازنی را خوب حرف می‌زند. من که دارم او را برای انیمیشن می‌آورم، چرا این نقش را بازی نکند؟ البته هادی کاظمی هم به او یادآوری کرده بود. به هادی گفته بود محمدرضا قرار است بیاید انیمیشن را مدیریت کند و هادی گفته بود چرا فقط انیمیشن؟ تو که بازی محمدرضا را می‌شناسی. چرا برای این رل او را نمی‌آوری؟ که محسن زنگ زد. گفتم: «دارم دانشگاه درس می‌دهم، گیر دیرین دیرین هم هستم و هزار تا کار سرم ریخته است.» گفت: «دیوانه! دارم می‌گویم پایتخت. نمی‌دانم چرا در ۱، ۲ و ۳ به یادت نبودم؟ اینجا هم یادت نبودم و گفتم بیا برای انیمیشن. خودت آن‌قدر در صدا مانده‌ای که آدم یادش می‌رود.» قبول کردم. خلاصه رفتیم و مرخصی را جفت و جور کردیم و برای پایتخت۴ سه ماه به شمال رفتیم و بائو شکل گرفت.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>برخی از دوستانم تا قسمت پنجم پایتخت نفهمیدند که «بائو» من هستم!</strong></span></p>
<p><strong>در نقش بائو هم خیلی خوب جا افتادید و نقش بسیار خوبی بود.</strong></p>
<p>خیلی‌ها فکر می‌کردند من محلی آنجا هستم. چند نفر از دوستان‌ام قسمت چهارم و پنجم به من زنگ زدند و گفتند محمدرضا! باورت می‌شود که تا این قسمت نفهمیدم بائو تو هستی؟! در قسمت‌های اول که می‌گفتند این بومی را از کجا گیر آورده‌اند؟ این محسن عجب بچه زرنگی است. کسی را پیدا کرده است که دارد پا به پای اینها می‌آید. یکی از دوستان می‌گفت قسمت پنجم یا ششم داشت پخش می‌شد که گفتم نمی‌دانم چرا احساس می‌کنم این آدم برای‌ام آشناست. دخترم برگشت و گفت: «بابا! این آقای علیمردانی دوست خودت است. مگر تیتراژ را نخواندی؟ من فکر کردم دیده‌ای!» خشک‌ام زد. مازنی‌ها خیلی با عوامل پایتخت خوش‌برخورد هستند. برعکس بقیه اقوامی که درباره‌شان کار ساخته شده است.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>استدلال‌های جالب و جذاب مازنی‌ها برای حمایت از «پایتخت»</strong></span></p>
<p><strong>بله. برخی از قومیت‌ها اعتراضاتی در این زمینه داشتند. </strong></p>
<p>مردم مازندران خیلی دیدهای قشنگی داشتند. تعجب می‌کردم که مثلاً ما شش صبح آفیش بودیم در جنگل. یک ساعت بعد می‌دیدیم ۲۰۰ نفر آدم آمده و در جنگل ما را پیدا کرده‌اند و منتظرند استراحتی به ما بخورد و بیایند با ما عکس بگیرند و خسته نباشید بگویند. بسیار مهربان هستند. می‌گفتم ما موظف هستیم در این هوای شرجی ۹۰ درجه کار کنیم. شما چرا آمده‌اید؟ یکی می‌گفت من از قائم‌شهر آمده‌ام. دیگری می‌گفت من از سوادکوه آمده‌ام و همین‌طور از جاهای دیگر. می‌گفتم شما که این‌قدر دوست دارید و می‌گویید پایتخت افتخار شماست، پس چرا اوایل آن‌قدر اعتراض می‌کردید؟ می‌گفتند ما اعتراض نکردیم. به خدا هیچ‌کدام از ما نبودیم. مسئولین ما اعتراض می‌کنند. یکی می‌گفت: «آقا! بعد از پایتخت زمین‌ام در اینجا گران شد. من دیوانه‌ام اعتراض کنم؟ زمین‌ام در اینجا قیمت گرفت.» آن یکی می‌گفت: «افتخار ماست که هنرمندان کشور بلند می‌شوند و به اینجا می‌آیند.». استدلال‌های باحالی می‌کردند و می‌گفتند «ما اسم خیلی جاها را در کتاب جغرافیا خوانده‌ایم، اما آنجا را نمی‌شناسیم، اما مردم آنجا به خاطر پایتخت مرا می‌شناسند و می‌دانند ما خانواده‌های مازندرانی خودمانی و خاکی هستیم، کشتی‌گیر داریم، و&#8230;..» ببینید طرف چقدر جنبه دارد! خیلی باحال است. خوب است مردم بقیه جاها هم یاد بگیرند. می‌گفت از شما ممنونیم که این همه برای ما وقت گذاشتید. هیچ اشکالی ندارد کل مردم ایران با لهجه ما شاد باشند و به ما بخندند. ببینید چه دید قشنگی است که یک هموطن خود را می‌پذیرد که حتی با او شوخی کند و خدایی‌اش هم محسن و همکاران‌اش خیلی دقت می‌کنند که واقعی باشد، اما خدای ناکرده اهانت و تمسخر هم ایجاد نشود. طرف مرا با جوراب و صندل می‌دید، ناراحت نمی‌شد و می‌گفت اشکال ندارد. پسرعموی من هم این‌جوری است. صندل را با جوراب می‌پوشد. خودش را گول نمی‌زد و جور دیگری معرفی نمی‌کرد. می‌گفت ما چنین سادگی‌هایی داریم و چنین کارهایی را می‌کنیم، اما ویژگی‌های باحالی هم داریم. پدر و خانواده برای‌مان مهم است. در جاهایی بعضی چیزها را درشت‌نمایی می‌کنیم و اخلاق‌های‌مان این‌جوری است. این سعادت دست داد و به لطف حافظه محسن که یاد دوستان قدیمی افتاد سر این کار رفتم. برای محسن فقط این موضوع مهم است که طرف بازیگر باشد و برای‌اش مهم نیست چقدر مشهور است. مثلاً خانم نسرین نصرتی در پایتخت درخشان بازی کرد.</p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ff0000;">مازنی‌ها فکر می‌کردند که من و خانم «نسرین نصرتی» بومی مازندران هستیم</span></strong></p>
<p><strong>همه فکر می‌کردند مازندرانی است.</strong></p>
<p>در حالی که اهل تهران است. گاهی او را با بومی‌ها اشتباه می‌گرفتند. مردم که می‌آمدند می‌گفتند شما که بچه محل خودمانی. بنده خدا می‌گفت نه به خدا. اهل تهران هستم. می‌گفتند نه دروغ می‌گویی. آن یکی می‌گفت بائو درازکلایی است. می‌گفتم نه والله! این اولین بار است اینجا را می‌بینم. مادرم اصالتاً شهسواری هستند، ولی لهجه آنها خیلی فرق می‌کند. می‌گفتم آمدم و نگاه‌تان کردم. از قبل هم آشنایی داشتم، چون نقش یک مازنی را بازی کرده بودم و حالا با توجه به آنچه که آقای مقدم و محسن تنابنده می‌خواستند، همان را داشتم می‌پختم. بخش قابل توجهی هم روی دوش آقای اسکندری و طراحی و گریم درخشان‌اش بود که بائو را آن شکلی درآورد.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>بازی در فیلم سینمایی «هفت ماهگی» به کارگردانی «هاتف علیمردانی»</strong></span></p>
<p><strong>آقای علیمردانی از بحث «پایتخت» بگذریم و قدری هم در مورد سینما با هم صحبت کنیم تا بعد از آن به سریال «قرعه» برسیم. شما امسال در جشنواره فجر فیلم «هفت ماهگی» را داشتید</strong></p>
<p>بله.</p>
<p><strong>فیلم را دیدید؟</strong></p>
<p>نه.</p>
<p><strong>کلاً فیلم‌هایی را که بازی می‌کنید نمی‌بینید؟</strong></p>
<p>نرسیدم. باور کن. خیلی هم حسرت می‌خورم. خیلی هم دوست دارم ببینم. اصلاً نمی‌دانم چه از کار در آمده است. فقط تکه‌های خودم را دیدم و بازخوردهایی که دادند. سر ضبط‌اش هم خیلی خوب بود. همکاری بسیار دوست‌داشتنی و خوبی بود. فیلم را ندیده‌ام و نمی‌دانم چه شده است، ولی سر ضبط یادم هست آقای کلاری خیلی بازخوردهای خوبی داد. خود هاتف و حامد بهداد هم همین‌طور. همبازی‌های خوبی داشتم.</p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ff0000;">بازیگر به دنبال این است که تکراری نشود</span></strong></p>
<p><strong> </strong><strong>ولی فیلمنامه‌ی «هفت ماهگی» را اگر با فیلمنامه «روز روشن» یا «پایتخت» مقایسه کنیم، ۱۸۰ درجه با هم فرق دارند و شاید اصلاً ضد هم باشند. پایتخت یک خانواده صادق و درست است و هفت ماهگی پر از خیانت و رابطه‌های ضربدری.</strong></p>
<p>بازیگر به دنبال این است که تکراری نشود و نشان بدهد چقدر خمیر قابل ورزی دارد. می‌تواند یک قدیس باشد، می‌تواند یک قاتل باشد، می‌تواند یک پیر باشد، می‌تواند یک مجنون باشد، می‌تواند یک آدم عادی باشد. علایق من که این‌جوری است که بتوانم در قالب‌های مختلف توانایی‌های‌ام را نشان بدهم. از این لذت می‌برم که بازی‌ام در تقشی برای دیگران اعجاب‌آور باشد، چون سال‌های برای‌اش زحمت کشیده‌ام.</p>
<p><strong>به سراغ آخرین اثر تصویریتان برویم که در نوروز از تلویزیون پخش شد. چه شد که بازی در سریال «قرعه» را قبول کردید؟ آقای نیک‌نژاد به سراغ‌تان آمد؟</strong></p>
<p>فکر می‌کنم اوایل سال ۱۳۹۴ بود که قرار بود با هادی کاظمی و آقای نیک‌نژاد در مجموعه‌ای کار کنیم. یک مقدار گذشت و مثل اینکه آن مجموعه را کلاً زمین گذاشتند. در همان برخورد اول که با آقای نیک‌نژاد داشتم، خیلی از رفتار و فکرش خوش‌ام آمد، ولی قسمت نشد و گفتیم عیب ندارد. شاید یک وقت دیگر و در جای دیگر. قبل از «قرعه» کار دیگری به من پیشنهاد شد که نپسندیدم.</p>
<p><strong>سریال بود؟</strong></p>
<p>بله، از همین کارهایی که پخش شد. متن را خواندم و دیدم به دل‌ام نمی‌نشیند و با عذرخواهی و احترام گفتم من نیستم. دو روز بعدش دستیار آقای برزو زنگ زد که به دفتر ما بیا. دفتر آقای مقدم و خانم غفوری است که بعد از پایتخت به آنجا عِرقی پیدا کرده‌ایم و با اطمینان بیشتری رفتم. رفتم و دیدم هدایت هاشمی و حمید آذرنگ و دوستان خوب دیگرمان هم هستند. محمود اتحادی که تهیه‌کننده بود، در پایتخت مدیر تولیدمان بود. دیدم خانم غفوری پشت قضیه است. آقای مقدم آنجاست و مشاوره می‌دهند و راهنمایی می‌کنند. محسن تنابنده هم از آن طرف همین‌طور، چون برادرش می‌نوشت، خودش هم کمک‌هایی می‌کرد. محسن گفت نقش جهانگیر را پیشنهاد داده‌ام که تو بازی کنی. خلاصه در دل کار رفتیم. پیش از اینکه در دل کار بروی و در ساعت کاری و فشردگی و تندتند کار کردن بیفتی، می‌بینی آنچه را که قبل از آن فرض می‌کردی که اگر از این مسیر بروم بهتر می‌شود، نمی‌شود و در حین کار چون زمان کم است، مجبوری از خیلی از انتخاب‌های‌ات بزنی و با گروه همراه باشی. فرصت این را نداری که بروی و با کارگردان صحبت کنی که این کارش کنیم، آن را این‌جوری کنی. بعد می‌بینی پیشنهادت را که می‌دهی آنها هم حسرت می‌خورند و می‌گویند راست می‌گوید. کاش از اول آن صحنه را آن‌جوری نمی‌گرفتیم، چون اینها از دل کار به دست می‌آید.</p>
<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/05/alimadani-6.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-71982" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/05/alimadani-6.jpg" alt="alimadani-6" width="1000" height="666" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>توقع‌ام این بود که سریال «قرعه» بهتر از این باشد</strong></span></p>
<p><strong>یعنی می‌خواهید به نقش پر و بال بدهید، ولی عملاً امکان‌اش نیست.</strong></p>
<p>خودت هم قبول می‌کنی که امکان‌اش نیست و مواردی را از اول باید طور دیگری می‌گرفتند و می‌بینی که گرفته شده و رفته است و نمی‌شود کاری کرد.</p>
<p><strong>سریال «قرعه» را دیدید؟</strong></p>
<p>چهار قسمت‌اش را ندیدم که مثل اینکه در همان چهار قسمت پررنگ‌تر بودم.</p>
<p><strong>برآیند کار به دل‌تان نشست؟</strong></p>
<p>توقع‌ام بیشتر بود. توقع‌ام این بود که بهتر از این باشد.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>شتاب‌زدگی به سریالها لطمه می‌زند</strong></span></p>
<p><strong>با این گروهی که گفتید طبیعتاً توقع به‌جایی هم هست.</strong></p>
<p>شتاب‌زدگی و وضعیت تحمیلی که به کار وارد می‌شود، به کار لطمه می‌زند. متاسفانه سریال‌ برای ما بد جا افتاده است و می‌گویند سریال، سریال است دیگر. در بحث سریال «قرعه» وقتی زمان تهیه دو تله‌فیلم را به یک سریال می‌دهید، سریالی که  هر دو قسمت‌اش وقت یک تله‌فیلم را نیاز دارد و می‌گویید ضربتی و هول‌هول جمع کنید، این کجا و آن کجا که فرصت داشته باشی روی رل و اثرگذاری آن کار کنی کجا. هیچ کس به جز «برزو نیک‌نژاد» نمی‌توانست سریال «قرعه» را در ۶۱ روز جمع کند. از شدت خستگی از پا در آمد. شوخی نیست. در حالی که همه مسئولان تلویزیون هم زمان مناسبت‌ها را می‌دانند و هم معلوم است باید برای مناسبت‌ها سریال ساخته شود، ولی دقیقه ۹۰ می‌گذارند که واقعاً نفس‌بر است و سازنده اثر در عین حال که از شدت کار و خستگی از پا در می‌آید، به دلیل نداشتن زمان و ضرورت رساندن کار به آنتن فرصت رفع عیب‌ها را پیدا نمی‌کند و خستگی به تن‌اش می‌ماند.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>«دیرین دیرین» از اول هم سفارشی بود</strong></span></p>
<p><strong>پیرامون بیماری شما، طبابت، بازی در سریال‌ها «پایتخنت» و «قرعه» و همچنین بازی در آثار سینمایی صحبت کردیم. حالا به سراغ «دیرین دیرین» برویم. قبول دارید کیفیت کارهای‌تان پایین آمده است؟</strong></p>
<p>نه.</p>
<p><strong>سفارشی نشده است؟</strong></p>
<p>سفارشی که از اول هم بوده است. به‌جز سری اول که تعداد اندکی بود که ما اساساً تلویزیون و ویدئو رسانه را بی‌خیال شدیم و گفتیم در فضای مجازی کار می‌کنیم و ارائه می‌دهیم و دغدغه‌های فرهنگی را هم مطرح می‌کنیم و انتظار داشتیم عده‌ای بیایند و بگویند بیایید برای ما کار کنید.</p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ff0000;">قرار گذاشتیم در حوزه فرهنگی و یا علم و فناوری سفارش بگیریم نه از کارخانه‌ی یک مایع دستشویی!</span></strong></p>
<p><strong>یعنی از اول به این فکر شده بود که قرار است از دیگران سفارش بگیرید؟</strong></p>
<p>بله، می‌دانستیم به هر حال مثلاً شهرداری، راهنمایی و رانندگی و&#8230; از ما کار خواهند خواست. از اول هم شرط کرده بودیم که به شرطی کار می‌کنیم یا در حوزه فرهنگی و یا در حوزه علم و فناوری باشد و مثلاً برای مایع دستشویی فلان کار نمی‌کنیم. برای برنج فلان کار نمی‌کنیم. باید یا سلامت باشد یا تغذیه یا فناوری یا فرهنگی. مثلاً اگر شهرداری به ما کار می‌دهد، دغدغه فرهنگی در آن دارد. راهنمایی و رانندگی به ما کار می‌دهد، در آن دغدغه فرهنگی دارد و می‌خواهد در آن آموزش بدهد که در رانندگی چگونه باشید. حالا دیده که این زبان هم زبان برنده‌ای است و اینکه ما داریم به زبان طنز حرف می‌زنیم، اثر می‌کند و به سراغ‌مان آمده‌اند. عده‌ای گله می‌کردند که چرا تبلیغات را قبول می‌کنید؟ گفتیم آقا! خیلی ممنون که شما در خانه‌ات نشسته‌ای و داری کار را مفت مفت نگاه می‌کنی. تو پول کار ما را می‌دهی؟ ما که بیکار و علاف نیستیم. داریم از تمام هنرمان در کار استفاده می‌کنیم.</p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ff0000;">در طی یک سال با «دیرین دیرین» تبدیل به یک برند شدیم</span></strong></p>
<p><strong>در ابتدا فکر می‌کردید که «دیرین دیرین» این‌قدر بگیرد؟</strong></p>
<p>بله، درست در اول سال ۱۳۹۴ به آقای ابوالحسنی گفتم که دست به دست هم می‌دهیم و یک برند می‌سازیم. تا سال ۱۳۹۵ دیرین دیرین کاملاً برند شد.</p>
<p><strong>در آنجا فقط نقش گویندگی دارید یا در نویسندگی هم کمک می‌کنید؟</strong></p>
<p>هر کاری می‌کنم سر ضبط می‌کنم. علی درخشی می‌داند، مخصوصاً ایده‌های خلاق دارد و موجود نابغه‌ای است و بسیار دوست‌اش دارم، ولی همه چیز، تکمیل، سر ضبط نمی‌آید. می‌داند بخشی از ایده‌ها و بداهه‌های محمدرضاست و با هم پاس‌کاری می‌کنیم. من هم قُد بازی در نمی‌آورم و زیاده‌روی نمی‌کنم و وقتی ایده‌ای را می‌دهم پای‌اش نمی‌ایستم. فقط می‌گویم علی! این هم می‌شود. اگر دوست داشته باشد ارائه و اجرا‌ می‌کنیم. دوست نداشته باشد دو باره اتود می‌زنیم. بارها می‌شود محبورم همه کاراکترها را بگویم، بعد می‌بینم خوب نیست و باید فکر دیگری برای‌اش بکنیم. گاهی اوقات هم گرفتار فرمایش‌های سفارش‌دهنده هستیم.</p>
<p><strong>که باید این را عوض کنید؟</strong></p>
<p>بله، می‌گوید این‌جوری که داری بدتر ما را می‌زنی. می‌گوییم زبان و تخصص ما این است و در جاهایی باید معکوس عمل کنیم. یک عده ترسو هستند و در این حوزه مهارت ندارند. سلیقه‌های مسخره‌ای دارند.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>در تیتراژ سریال «انقلاب زیبا» برای اولین بار صدای‌ام شنیده شد</strong></span></p>
<p><strong>آن‌قدر فعالیت‌های هنری متفاوتی انجام داده‌اید که نمی‌توانیم روی یکی از آن‌ها تمرکز کنیم و مجبوریم برای اینکه به همه برسیم، کوتاه کوتاه صحبت کنیم. به سراغ تخصص بعدی شما برویم. خوانندگی را تا چه حد جدی دنبال می‌کنید؟</strong></p>
<p>خیلی جدی.</p>
<p><strong>می‌خواهید آلبوم بدهید؟</strong></p>
<p>در سال ۱۳۹۳ آلبوم‌ام حاضر بود، با مجوز، کتابخانه ملی و هولوگرام. همه چیزش آماده بود. از سال ۱۳۸۳ مشغول این ماجرا بودم و در کنار همه‌ی کارهای دیگرم ترانه می‌گفتم، ملودی می‌ساختم و کم و بیش به استودیو می‌رفتم. بعد کار را به اتمام رساندم، ولی هیچ‌وقت ارائه نکردم تا تیتراژ «انقلاب زیبا» که برای اولین بار صدای‌ام شنیده شد. شروع من در موزیک آنجا بود. آن هم خیلی جالب بود، چون خیلی‌ها نمی‌دانستند من هستم. می‌پرسیدند آن کسی که آن صداها را در می‌آورد و بازی کرده، اوست؟ این را دوست دارم که امضای خودم پای کارم باشد و کسانی که باور نمی‌کنند یک نفر می‌تواند این کارها را با هم انجام بدهد، شگفت‌زده شوند. از این خوش‌ام می‌آید. خلاصه خودم جلوی پخش آلبوم را گرفتم، به دلیل اینکه به خودم گفتم: ببین محمدرضا! این اولین آلبومی است که می‌خواهی ارائه بدهی. ممکن است خودت خیلی خوش‌ات آمده باشد، چون دست روی اینها گذاشته و انتخاب‌شان کرده‌ای و از نظر خودت خوب هستند. مگر در این کار چقدر پخته هستی و چقدر تجربه داری که با اطمینان بگویی این آلبوم را بیرون بدهم؟ با خودم گفتم تو که این را به سرانجام رسانده‌ای و مجوز هم گرفته‌ای، اما اگر سه ماه دیگر گوش کردی و ایرادهایی را از آنها در آوردی و بعد به خودت گفتی کاش اینها را درست می‌کردم و بعد آلبوم را بیرون می‌دادم چه؟ تا وقتی کار دست‌ام هست هر کاری می‌توانم با آن بکنم، ولی وقتی از دست‌ام رفت، دیگر رفته است و نمی‌توانم از فلش‌ها، کامپیوترها و ماشین‌های مردم جمع‌اش کنم و بگویم آقا! ببخشید، می‌خواستم اینجای‌اش را بهتر کنم. بسیار از این حرکت راضی هستم، هر چند فعالیت‌های صدا و بازی و تدریس اجازه نداد پیوسته و متمرکز روی موزیک‌ام کار کنم که زودتر به نتیجه برسد، اما به‌طور مستمر روی آن کار کردم و به این نتیجه رسیدم کار بسیار درستی کردم، چون کارم پر از ایراد بود که آن موقع نمی‌دانستم. ان‌شاءالله امسال کارهای‌ام با چند تک ترک شنیده می‌شود و بعد به امید خدا به صورت آلبوم بیرون خواهد آمد.</p>
<p><strong>اگر نکته خاصی مانده است بفرمایید.</strong></p>
<p>نه، دست شما درد نکند.</p>
<p><strong>با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید. </strong> <strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=71969">ماجرای مراجعه بیماران از کل کشور بعد از برنامه‌ی «ماه عسل»!/ ۶۰ درصد افرادی را که دکتر ناامیدشان کرده بود بهبود دادم!/ برخی از دوستانم تا چند قسمت پایتخت نفهمیدند که «بائو» من هستم!/ کارهای آلبوم موسیقی‌ام در حال انجام است</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=71969</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فیلم جدید کیمیایی اواخر فروردین کلید می‌خورد</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=68645</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=68645#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 09 Mar 2016 07:54:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[قاتل اهلی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود کیمیایی]]></category>
		<category><![CDATA[منصور لشکری قوچانی]]></category>
		<category><![CDATA[هفت ماهگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=68645</guid>
		<description><![CDATA[<p>منصور لشکری قوچانی تهیه کننده فیلم «قاتل اهلی» به کارگردانی مسعود کیمیایی عنوان کرد این اثر سینمایی اواخر فروردین ماه جلوی دوربین می رود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=68645">فیلم جدید کیمیایی اواخر فروردین کلید می‌خورد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <a href="http://sourehcinema.ir/">سوره سینما</a>، منصور لشکری قوچانی تهیه کننده سینما با اشاره به آخرین تغییرات پروژه جدید سینمایی مسعود کیمیایی با نام «قاتل اهلی» گفت: با توجه به اینکه «قاتل اهلی» یک داستان سیاسی و متفاوت نسبت به دیگر آثار مسعود کیمیایی دارد، این کارگردان بعد از پایان انتخابات و مشخص شدن نتیجه، تصمیم گرفت تا در بخش های سیاسی فیلم تغییرات جدیدتری ایجاد کند و فیلمنامه را به روز کند.</p>
<p dir="RTL">وی ادامه داد: فکر می کنم با تغییراتی که روی فیلمنامه در حال انجام است، یکی از متفاوت ترین و جذاب ترین فیلم های این کارگردان را شاهد خواهیم بود.</p>
<p dir="RTL">تهیه کننده فیلم سینمایی «هفت ماهگی» بیان کرد: هرچند قرار بود این فیلم هفته اول فرودین ماه جلوی دوربین برود، اما با تغییراتی که در فیلمنامه ایجاد شده است فکر می کنم فیلمبرداری این اثر سینمایی اواخر فروردین آغاز شود.</p>
<p dir="RTL">لشکری قوچانی در پایان گفت: هنوز حضور هیچ کدام از عوامل اصلی این اثر سینمایی قطعی نشده است و با هیچ بازیگری قرارداد نبسته ایم.</p>
<p dir="RTL">«قاتل اهلی» قصه جوانی است که تمام راه های پولدار شدن را می رود اما در آخر می فهمد که برای پولدار شدن نبوغی بیش از انیشتین باید داشته باشد.</p>
<p dir="RTL">منبع: مهر</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=68645">فیلم جدید کیمیایی اواخر فروردین کلید می‌خورد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=68645</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سیمای زنان در سینمای ایران؛ شخصیت‌هایی تحت ظلم و ستم‌پذیر/ ظلم به زنان، ایده محبوب کارگردانان ایرانی/ تحلیل «سوره سینما» از تصویر زنان در آثار جشنواره فجر</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=67650</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=67650#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 21 Feb 2016 08:30:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[آبنبات چوبی]]></category>
		<category><![CDATA[آخرین بار کی سحر را دیدی؟]]></category>
		<category><![CDATA[ابد و یک روز]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم خسرو]]></category>
		<category><![CDATA[به دنیا آمدن]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره فجر]]></category>
		<category><![CDATA[خانه‌ای در خیابان چهل و یکم]]></category>
		<category><![CDATA[خشم و هیاهو]]></category>
		<category><![CDATA[دختر]]></category>
		<category><![CDATA[سیمای زنان در سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ظلم به زنان]]></category>
		<category><![CDATA[عادت نمی‌کنیم]]></category>
		<category><![CDATA[لانتوری]]></category>
		<category><![CDATA[مالاریا]]></category>
		<category><![CDATA[متولد 65]]></category>
		<category><![CDATA[نقطه کور]]></category>
		<category><![CDATA[نیمه شب اتفاق افتاد]]></category>
		<category><![CDATA[هفت ماهگی]]></category>
		<category><![CDATA[وارونگی]]></category>
		<category><![CDATA[پل خواب]]></category>
		<category><![CDATA[کفشهایم کو؟]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=67650</guid>
		<description><![CDATA[<p> شرایط در این سال‌ها به سمتی رفته است که همزمان با پررنگ‌تر شدن حضور زنان در سینما و ایفاکردن نقش‌های محوری و اصلی در فیلم‌ها، تصویر نمایش داده شده از بانوان در آثار سینمایی همراه با ظلم همیشگی مردان به آن‌هاست.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=67650">سیمای زنان در سینمای ایران؛ شخصیت‌هایی تحت ظلم و ستم‌پذیر/ ظلم به زنان، ایده محبوب کارگردانان ایرانی/ تحلیل «سوره سینما» از تصویر زنان در آثار جشنواره فجر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a>&#8211; <a href="http://www.sourehcinema.ir/?s=%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86+%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85%DB%8C">احسان سالمی</a>: نمایش سیمای زنان در سینمای ایران یکی از موضوعاتی است که در طی دوره‌های مختلف و با توجه به شرایط اجتماعی هر دوران دستخوش تغییر شده است. در دوره‌های ابتدایی بانوان حضوری منفعل و آرام داشتند که بیشتر نقش آن‌ها به عنوان یک همسر در زیرسایه شخصیت مرد، گم می‌شد. البته این گم شدن شخصیت بانوان به معنای تحت ظلم قرار گرفتن آن‌ها نبود، بلکه بیشتر به واسطه شرایط جامعه و محدودیت‌های بیشتری که برای زنان وجود داشت، نمی‌شد شخصیت خیلی پررنگی را به عنوان قهرمان و یا یکی از چهره‌های اصلی و موثر یک اثر سینمایی برای زنان ترسیم کرد.</p>
<p>اما شرایط در طی این سال‌ها به سمتی رفته است که همزمان با پررنگ‌تر شدن حضور زنان در سینما و ایفاکردن نقش‌های محوری و اصلی در فیلم‌ها، تصویر نمایش داده شده از بانوان در آثار سینمایی همراه با ظلم همیشگی مردان به آن‌هاست. مردانی که یک روز در قامت یک شوهر معتاد یا بی‌قید و بند و روز دیگر به عنوان پدری مستبد و متحجر و یا برادری زورگو، به زنان ظلم می‌کنند و خواسته‌های خود را بر آن‌ها تحمیل می‌کنند.</p>
<p><span style="color: #000000;"><strong>نقطه آغاز تغییرات نقش زن در سینمای ایران</strong></span></p>
<p>نقطه آغاز این جریان را باید در اوایل سال ۷۶ جستجو کرد. جایی که سیاست‌های فرهنگی دولت وقت به سمت حمایت از تولید آثاری رفت که در ارتباط با مسائل و معضلات زنان بود و همین موضوع باعث شد تا فضا به سمتی برود که رویکرد آثار تولید شده در کنار پرداختن به معضلات زنان، تصویری خشن و تا حدودی بی‌رحم از مردان را به نمایش می‌گذاشت. تولید آثاری همچون «بانوی اردیبهشت» به کارگردانی رخشان بنی‌اعتماد در سال ۷۶ و «دو زن» به کارگردانی تهمینه میلانی در سال ۷۷ اولین نشانه‌های این اتفاق در آن سال‌ها بود که در ادامه به ساخت آثاری به مراتب تندروتر همچون واکنش پنجم، زن زیادی و تسویه حساب در سال‌های بعد منجر شد.</p>
<p>در واقع با افزایش ساخت فیلم‌هایی که رویکرد اصلی آن‌ها فمینیستی بود و تشویق عامدانه جشنواره‌های خارجی از یک‌سو و جشنواره‌های داخلی از سوی دیگر، فضا به سمتی رفت که ساخت چنین آثاری طرفداران زیادی پیدا کرد. در همین زمینه یکی از محققین مسائل زنان گفته بود: «طرح موضوعاتی مثل روابط چندزنی، ازدواج موقت، فمینیسم، کلوزآپ از هنرپیشه‌های زن، دختران فراری و درام‌های اجتماعی امروزه به عنوان تم اصلی و غالب سینمای ایران درآمده است که در گذشته به عنوان تابو تلقی می‌شدند.» (مقاله «تغییرات نقش زن در سینمای ایران»، شبکه ایران زنان)</p>
<p>هرچند که آثاری چون «بانوی اردیبهشت» اثر رخشان بنی‌اعتماد که در جشنواره بین‌المللی فیلم مونترال و جشنواره فیلم فجر مورد توجه قرار گرفت و یا فیلم سینمایی «من ترانه ۱۵ سال دارم» اثر رسول صدرعاملی که برنده جایزه منتقدین جشنواره فیلم لندن و جشنواره فیلم لوکارنو شد و در بیستمین جشنواره فیلم فجر نیز برنده ۴ سیمرغ بلورین شد، تنها دو نمونه از آثاری هستند که در آن‌ها محوریت داستان با زنانی است که به واسطه ظلم یا زورگویی مردان، در عذاب هستند.</p>
<p><span style="color: #000000;"><strong>جشنواره سی‌و‌چهارم فجر و ادامه نمایش تصویری مظلوم از زنان</strong></span></p>
<p>آثار حاضر در سی‌و‌چهارمین جشنواره فیلم فجر نیز ادامه دهنده مسیر چند سال گذشته سینمای ایران بودند که چنین رویکردی را داشتند تا آنجا که از میان ۳۳ اثر حاضر در دو بخش سودای سیمرغ و نگاه نو جشنواره فجر امسال، ۱۴ اثر به طور مستقیم به ماجرای ظلم مردان به زنان می‌پردازند و قصه خود را براساس آن پیش می‌برند.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-66805" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/abnabat-choobi3.jpg" alt="abnabat-choobi3" width="800" height="400" /></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">آبنبات چوبی   </span></strong></p>
<p>محمدحسین فرحبخش که پیش از این با ساخت فیلم‌هایی چون «خصوصی» و «مستانه» نشان داده بود که اصولاً علاقه زیادی به داستان‌هایی با محوریت ظلم به زنان دارد، در فیلم جدید خود نیز به سراغ داستان دو دختر رفته است که هر کدام به نوعی تحت ظلم مردان پیرامون خود قرار گرفته‌اند. شخصیت اصلی «آبنبات چوبی» با (بازی هنگامه حمیدزاده) بعد از فوت پدرش، از یک سو تحت ظلم برادر زورگویش قرار دارد و از سوی دیگر فریب شوهرخواهرش را می‌خورد و با او رابطه‌ای پنهانی برقرار می‌کند که در نهایت هم به خاطر همان رابطه پنهانی کشته می‌شود.</p>
<p>دیگر شخصیت دختر فیلم (با بازی سحر قریشی) نیز به خاطر چشم‌چرانی و سونظر شوهردوم مادرش، وادار به فرار از خانه می‌شود تا در کنار دوستانش زندگی کند.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-67273" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/akharin-bar-sahar.jpg" alt="akharin-bar-sahar" width="800" height="528" /></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>آخرین بار کی سحر را دیدی؟</strong></span></p>
<p>موضوع این فیلم در ارتباط با زنی به نام «سحر» است که بعد از طلاق تصمیم گرفته تا با مردی مقیم خارج از کشور، ازدواج کند تا بتواند شرایط اقامت در خارج از ایران را به دست آورد. ولی برادر او که فردی متعصب است و طاقت شنیدن حرف‌های مردم را در ارتباط با کارهای خواهرش ندارد، مخفیانه او را می‌کشد.</p>
<p>البته در این فیلم داستان فرعی دیگر نیز در ارتباط با ظلم به زنان و دختران جوان وجود دارد که مربوط به دختر جوانی است که در خوابگاه زندگی می‌کرده و پس از آن که شبی بعد از ساعت مقر به خوابگاه مراجعه می‌کند، مسئول خوابگاه او را راه نمی‌دهد و در نهایت دختر توسط مردی که قصد تجاوز به او را داشته، کشته می‌شود!</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-67074" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/be-donia-amadan.jpg" alt="be-donia-amadan" width="800" height="500" /></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>به دنیا آمدن</strong>   </span></p>
<p>یکی از فیلم‌های جشنواره سی‌وچهارم فجر که در آن ماجرای یک زوج جوان روایت می‌شود که ناخواسته در حال بچه‌دار شدن هستند ولی شخصیت مرد (با بازی هدایت هاشمی) که به خاطر ترس از مشکلات مالی و ناتوانی در تربیت فرزند، مخالف به دنیا آمدن این کودک است، همسرش را وادار می‌کند تا بچه را سقط کند. این خواسته با مخالفت همسرش روبرو می‌شود و او را به ناچار برای ادامه زندگی به خانه پدرش می‌رود.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-67020" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/khashm-1.jpg" alt="khashm-1" width="800" height="500" /></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>خشم و هیاهو</strong> </span></p>
<p>سومین ساخته سینمایی هومن سیدی، داستانی برگرفته از ماجرای معروف مشهور شهلا جاهد و ناصر محمدخانی فوتبالیست پرسپولیس است. داستانی که این بار به جای یک فوتبالیست بر زندگی یک خواننده مشهور دست گذاشته بود و به جای شهلا، شخصیتی به نام «حنا»، عاشق این چهره مشهور می‌شود و به جرم قتل همسر او به قصاص محکوم می‌شود.</p>
<p>شخصیت «حنا»، همسر دوم این خواننده که به خاطر علاقه زیاد به وی، فریب او را می‌خورد و حاضر می‌شود اتهام قتل را بپذیرد و در نهایت به همین جرم اعدام می‌شود تا همسرش بتواند از مهلکه جان سالم به در ببرد.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-67026" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/dokhtar_3.jpg" alt="dokhtar_3" width="800" height="533" /></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>دختر</strong>     </span></p>
<p>ماجرای فیلم جدید میرکریمی، ماجرای قصه نخ‌نما شده پدر متعصب و فرار دخترجوان از دست پدر است! قصه‌ای که بارها بارها در آثار سینمایی و تلویزیونی تکرار شده است.</p>
<p>داستانی از سفر یک دختر آبادانی به تهران که بدون اجازه خانواده‌اش سفر کرده است و بعد از مطلع شدن پدرش از این کار، به خانه یکی از دوستانش می‌رود و در ادامه، از دست پدرش فرار می‌کند و به خانه عمه‌اش پناه می‌برد. عمه‌ای که اتفاقا او نیز مورد ظلم همین پدر قرار گرفته است و سال‌ها قبل وقتی می‌خواسته با مردی که دوست داشته ازدواج کند، از جانب برادر و سایر اعضای خانواده‌اش طرد می‌شود.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-67663" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/adat-nemikonim2.jpg" alt="adat-nemikonim" width="800" height="533" /></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>عادت نمی‌کنیم</strong>  </span></p>
<p>این فیلم به سراغ یکی دیگر از ماجراهای نخ‌نما شده سینمای ایران رفته است. ماجرای مردی که به زنش خیانت کرده و پنهان از او به سراغ دختری جوان رفته و با او عقد کرده است و پس از اتفاقاتی ماجرای این خیانت برای همسر اول مرد آشکار می‌شود.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-67665" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/lantoori3.jpg" alt="lantoori" width="800" height="533" /></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>لانتوری</strong> </span></p>
<p>داستان این فیلم در ارتباط با ماجرای اسیدپاشی به صورت دختران است که در آن شخصیت اصلی فیلم پس از آن که دوست پسرش را رها می‌کند، از جانب او مورد اسیدپاشی قرار می‌گیرد.</p>
<p>فیلم علاوه بر این ماجرا، گریزی به برخی دیگر از پرونده‌های مشابه که در آن دخترانی به واسطه دادن پاسخ رد به افرادی که آن‌ها را دوست داشتند، از جانب آن‌ها مورد تعدی قرار گرفتند که نمونه مورد اشاره فیلم در ارتباط با پسر نوجوانی است که دختری را در ماجرایی مشابه این، به قتل رسانده است.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>کفشهایم کو؟</strong> </span></p>
<p>ظلمی نمایش داده شده به زنان در این اثر، از جانب پدرشوهر و برادرشوهر زنی است که پس از سفر به خارج از کشور و در حالی که به خاطر یک اتفاق سهوی، به زندان می‌افتد، به همسرش دروغ می‌گویند و باعث جدایی آن‌ها از هم می‌شوند. موضوعی که باعث می‌شود بچه آن دو سال‌ها در غربت و بدون حضور پدرش بزرگ شود.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-66848" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/malaria2.jpg" alt="malaria2" width="800" height="500" /></p>
<p><span style="color: #ff0000;"> <strong>مالاریا</strong> </span></p>
<p>ماجرای دخترهای فراری، سوژه پرتکرار فیلم‌های جشنواره امسال بود که در جدیدترین ساخته پرویز شهبازی نیز به آن پرداخته شد. شهبازی در «مالاریا» به روایت ماجرای دختری پرداخته است که از دست رفتارهای عصبی پدر و برادرش، از خانه فرار می‌کند و با دوست پسرش به تهران می‌آیند.</p>
<p>جالب آن که دوست پسرش نیز تنها بعد از قرار گرفتن در یک موقعیت خاص که مجبور می‌شود یک شب این دختر را تنها بگذارد، به او شک می‌کند و تا آخر قصه نیز اعتماد او به دختر به حالت سابق بازنمی‌گردد.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-66244" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/noghte-koor3.jpg" alt="noghte-koor3" width="800" height="500" /></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>نقطه کور</strong>   </span></p>
<p>فیلم در ارتباط با مردی است که برای کار مجبور است سفرهای طولانی داشته باشد و همین دوری از خانواده باعث شده تا نسبت به همسرش شک کند. البته سکوت بیش از اندازه زن و پنهان کردن برخی از نکات ساده باعث می‌شود که شک‌های مرد تشدید شود و رابطه خانوادگی آن‌ها متزلزل شود.</p>
<p>البته فیلم مردان دیگری نیز دارد که یکی به واسطه کشیدن بدهکاری زن و بچه‌اش را تنها گذاشته و متواری شده است و دیگری نیز از کار بیکار شده است و دائم به همسرش دروغ می‌گوید.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-67666" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/nime-shab-etefagh-oftad.jpg" alt="nime-shab-etefagh-oftad" width="750" height="493" /></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>نیمه شب اتفاق افتاد</strong> </span></p>
<p>دومین ساخته تینا پاکروان رویکردی کاملا زنانه دارد. اتفاقات فیلم پیرامون زنی شکل می‌گیرد که سال‌ها پیش به خاطر قتل‌هایی که شوهرش مرتکب شده، مجبور شده شهر و دیارش را رها کند و برای ادامه زندگی همراه با یک نوزاد به تهران بیاید. اما پس از سال‌ها، اتفاقات به شکلی پیش می‌رود که گذشته زن برملا می‌شود و او در ادامه تصمیم می‌گیرد تا گناهی که پسرش مرتکب شده است را به گردن بگیرد.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-66702" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/varoonegi1.jpg" alt="varoonegi1" width="800" height="505" /></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>وارونگی</strong>         </span></p>
<p>«وارونگی» از منظری متفاوت به مسئله ظلم به زنان پرداخته است. شخصیت اصلی فیلم دختری جوان است که فرزند آخر خانواده‌اش محسوب می‌شود. بیماری تنفسی مادرخانواده و ضرورت انتقال محل زندگی او به خارج از تهران، عاملی است تا دیگر اعضای خانواده به جای دختر تصمیم بگیرند و او را وادار کنند که برای نگهداری مادرشان به شمال برود و کار و زندگی خود را در تهران رها کند.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-66462" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/haft-mahegi2.jpg" alt="haft-mahegi2" width="800" height="500" /></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>هفت ماهگی</strong></span></p>
<p>این اثر نیز دارای یکی از تکراری‌ترین قصه‌های جشنواره فجر امسال است که به موضوع خیانت در روابط زناشویی پرداخته است. علیمردانی نیز در این فیلم، مردی رفیق‌باز را تصویر می‌کند که منتظر پدر شدن است ولی همزمان با دختران دیگر نیز ارتباط دارد. او در اثر یک اتفاق به همسرش مشکوک می‌شود ولی در نهایت متوجه می‌شود که همسرش بی‌گناه بوده است.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-67667" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/abad-o-yek-rooz2.jpg" alt="abad-o-yek-rooz" width="800" height="533" /></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>ابد و یک روز</strong>   </span></p>
<p>«ابد و یک روز» یکی از سیاه‌ترین فیلم‌های جشنواره امسال در ارتباط با ظلم به زنان است. فیلمساز داستان دختری را روایت می‌کند که برادرش در اعضای گرفتن مبلغی، او را به یک مرد افغانی می‌فروشد؛ اما دختر که به نوعی ستون خانواده‌اش محسوب می‌شود حاضر نیست به این خواسته برادرش تن دهد و به امید پرورش دادن برادر کوچک‌ترش که پسری با استعداد است، باز به خانه پدریش بازمی‌گردد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>برادرم خسرو</strong>  </span></p>
<p>این فیلم به طور مستقیم به مسئله ظلم به زنان نمی‌پردازد، ولی یکی از شخصیت‌های اصلی فیلم (با بازی هنگامه قاضیانی)، همسر یک دکتر دندانپزشک است که به خاطر خواسته‌های شخصی شوهرش مدت‌هاست که محدود شده و نمی‌تواند به علایق شخصیش همچون رفتن به سرکار و یا رانندگی برسد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>پل خواب</strong>  </span></p>
<p>ماجرای پسر جوانی که برای به دست آوردن پول، دست به قتل دو پیرزن ثروتمند می‌زند.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-64592" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/01/khiabane-41.jpg" alt="khiabane-41" width="800" height="533" /></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>خانه‌ای در خیابان چهل و یکم</strong></span></p>
<p>ماجرای یک قتل خانوادگی که در آن برادری، برادرش کوچکترش را می‌کشد و مادرخانواده در موقعیتی قرار می‌گیرد که مجبور می‌شود بین بخشیدن پسر بزرگش و یا گرفتن حکم قصاص او تصمیم گیری کند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>متولد ۶۵</strong> </span></p>
<p>پسر و دختر جوانی که قصد داشتند با هم ازدواج کنند ولی پس از قرارگرفتن در موقعیتی خاص مشخص می‌شود که پسر در ارتباط با سن واقعیش دروغ گفته است و همین موضوع رابطه آن‌ها را بهم می‌ریزد. علاوه بر این دختر، برادری متعصب دارد که با وجود آگاه بودن خانواده‌ها از رابطه این دو جوان، هر روز با خواهرش تماس می‌گیرد و او را کنترل می‌کند.</p>
<p>البته ذکر این نکته نیز ضروری است که در آثار حاضر در جشنواره امسال، آثاری نیز وجود داشت که در ترسیم چهره‌ای واقعی از زنان موفق عمل کرده بود. آثاری چون «بادیگارد» و «دلبری» که در آن به زن‌ها به عنوان موجودی ارزشمند و با روحیه قوی نگاه شده بود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=67650">سیمای زنان در سینمای ایران؛ شخصیت‌هایی تحت ظلم و ستم‌پذیر/ ظلم به زنان، ایده محبوب کارگردانان ایرانی/ تحلیل «سوره سینما» از تصویر زنان در آثار جشنواره فجر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=67650</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>«هفت‌ ماهگی»؛ رابطه به جای «داستان»/ نقد «سوره سینما» بر فیلمهای جشنواره فجر</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=66419</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=66419#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 04 Feb 2016 10:32:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره فجر]]></category>
		<category><![CDATA[حسین ساعی‌منش]]></category>
		<category><![CDATA[هفت ماهگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=66419</guid>
		<description><![CDATA[<p>فیلم «هفت ماهگی» به جای تعریف‌کردن قصه، به ترسیم روابط می‌پردازد و هیچ عامل محدودکننده یا ارتباط‌دهنده‌ای هم ندارد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=66419">«هفت‌ ماهگی»؛ رابطه به جای «داستان»/ نقد «سوره سینما» بر فیلمهای جشنواره فجر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> &#8211; <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%DB%8C%E2%80%8C%D9%85%D9%86%D8%B4">حسین ساعی‌منش</a>: مشکل فیلمی مثل «هفت ماهگی» شاید این باشد که سر و شکل متعارفی دارد و نمی‌شود عباراتی مثل «ضدجریان» و «ساختارشکن» و مانند این‌ها را به فیلم الصاق کرد و از این زاویه به آن نگاه کرد. فیلم مشخصا قصد این را دارد که در سینمای متعارف دسته‌بندی شود و مشکل اصلی هم از همین جا شروع می‌شود: این‌که با متر و معیار این نوع سینما به قدری ایرادهای ریز و درشت در آن دیده می‌شود که به هیچ عنوان فیلم متعارف قابل دفاعی محسوب نمی‌شود؛ مهم‌ترین این ایرادها هم این است که «به جای» تعریف‌کردن قصه، به ترسیم روابط می‌پردازد و هیچ عامل محدودکننده یا ارتباط‌دهنده‌ای هم ندارد (جالب این‌که در نمایش روابط بین کاراکترها هم چنگی به دل نمی‌زند و یکی از مهم‌ترین دلایلش هم بازی‌های مضحک و ادایی بازیگران آن است). یعنی فقط خانواده را نشان می‌دهد و نسبت فامیلی اعضای آن را تعیین می‌کند و رابطه سه چهار نفری را هم که در آن خانواده نیستند مشخص می‌کند و تمام. این روابط نه در دل داستانی جای می‌گیرند که آن را پیش ببرند و به اقتضای آن شکل گرفته باشند، نه خودشان تحرکی ایجاد می‌کنند و داستانی ایجاد می‌کنند، و نه به‌خودی‌خود عمق پیدا می‌کنند و می‌توانند مستقلا جذابیت داشته باشند (غیر از وضعیت بهداد و توسلی).</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-66421" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/7mahegi2.jpg" alt="7mahegi2" width="800" height="500" /></p>
<p>انگار یک وضعیت اصلی وجود داشته (سفر و تصادف زن باردار) و به بهانه این، تمام روابط موجود بین شخصیت‌های حاضر، نمایش داده شده، بدون این‌که حتی ربطی به آن وضعیت اصلی داشته باشد (مثل رابطه آهنگرانی و مهرانفر) و چون تعداد کاراکترها هم زیادند (هفت نفر تقریبا) پرداختن به هرکدام می‌تواند کل مدت زمان فیلم را پوشش دهد و انگار که اصلا هدف اصلی هم همین بوده. مهم‌ترین دلیل اثبات این ادعا هم پایان‌بندی فیلم است: این‌که بدون هیچ دغدغه‌ای برای تعیین وضعیت نهایی این موقعیت و بدون این‌که فیلمساز خودش را مکلف بداند که شخصیت‌ها را به سرانجام مشخصی برساند، با چیزی که قبل از آن حتی احتمالش هم داده نشده بود و هیچ صحبتی از آن در میان نبود (مرگ مغزی) همه‌چیز «بسته» می‌شود و یک صحنه اسلوموشن و رویاگون از چند سال آینده (البته اگر نخواهند آن را تصورات ذهنی شخصیت اصلی در نظر بگیرند!) نشان داده می‌شود که مطلقا نه به فضای فیلم ربط دارد و نه می‌تواند واجد معنای مشخصی باشد و البته بیش از هر چیز می‌تواند گیجی و سرگردانی اثر را، در صورت نبود پایان‌بندی معقول، نشان دهد.</p>
<p>«هفت ماهگی» نه در ذهن‌ها می‌ماند و نه عوامل سازنده‌اش با آن به یاد آورده می‌شوند؛ چون هیچ نکته شاخصی در آن دیده نمی‌شود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=66419">«هفت‌ ماهگی»؛ رابطه به جای «داستان»/ نقد «سوره سینما» بر فیلمهای جشنواره فجر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=66419</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>«ایستاده در غبار»؛ شمایل «قهرمان ایرانی» روی پرده سینما/ «هفت‌ماهگی»؛ در مذمت خیانت اما از مسیر غلط!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=66404</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=66404#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 04 Feb 2016 08:30:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ابد و یک روز]]></category>
		<category><![CDATA[امیر ابیلی]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده در غبار]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره فجر]]></category>
		<category><![CDATA[هفت ماهگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=66404</guid>
		<description><![CDATA[<p>شب گذشته بلاخره فیلمی به نمایش درآمد که پیش از این پیشنهاد دیدنش را داده بودیم و بعد از دیدن دو فیلم تلخ، کام‌مان را شیرین کرد؛ «ایستاده در غبار» محمدحسین مهدویان.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=66404">«ایستاده در غبار»؛ شمایل «قهرمان ایرانی» روی پرده سینما/ «هفت‌ماهگی»؛ در مذمت خیانت اما از مسیر غلط!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> &#8211; <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%84%DB%8C">امیر ابیلی</a>: در سه روز نخست سومین جشنواره‌ی دولت امید، همچنان تلخی و خیانت در فیلم‌ها غالب است و نمایش یک خانواده‌ی فلک‌زده همچنان سوژه‌ی مطلوب سینماگران است. اما در این بین یک نکته مثبت هم وجود دارد. ظاهرا چند سال انتقاد به افت سینمای قصه‌گو در ایران و تبدیل شدن همه‌ی فیلم‌ها به اثار ضدمخاطب «هنر و تجربه» دارد جواب می‌دهد و حالا با تلاش‌هایی- هرچند در بسیاری اوقات نافرجام- در مسیر سینمای داستانگوی مخاطب‌محور مواجهیم که خودش می‌تواند نقطه‌ی امیدی به آیند باشد.</p>
<p>بگذریم و برویم سراغ فیلم‌های روز سوم. شب گذشته بلاخره فیلمی به نمایش درآمد که پیش از این پیشنهاد دیدنش را داده بودیم و بعد از دیدن دو فیلم تلخ، کام‌مان را شیرین کرد؛ «ایستاده در غبار» محمدحسین مهدویان.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-66408" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/abad-o-yek.jpg" alt="abad-o-yek" width="800" height="533" /></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">«ابد و یک روز»: تلخی بی‌پایان!</span></strong></p>
<p>فیلم اول سعید روستایی هرچند در کارگردانی و بازی‌ها تاثیرگذار است و خوش‌ساخت، اما به وضوح فضا و تم کلی اثر الگوگرفته از آثار رضا کاهانی و حتی رضا عطاران-البته نه با رویکرد طنز- است.</p>
<p>این‌بار هم با یک خانواده فروپاشیده و مصیبت‌زده‌ی فقیر جنوب‌شهری طرفیم که تمام شخصیت‌هایش بدبختی خودشان را دارند و هر روز هم بیشتر در بدبختی فرو می‌روند، اما با این‌همه وجه تمایز فیلم روستایی با اثار مشابه‌ش این است که با گنجاندن لحظات شوخ‌وشنگ در دل مصیبت این خانواده از تلخی بیش از حد فیلم می‌کاهد و به مخاطب فرصت نفس کشیدن می‌دهد.</p>
<p>«ابد و یک روز» با آنکه قصه‌ی پررنگ و پر فراز و فرودی ندارد اما به لطف بازی‌های درخشان بازیگران فیلم و جزئیات فراوان، برای مخاطب جذاب است، اما بازهم در برخی صحنه‌ها تلخی فضا به قدری اغراق‌شده است که قطعا برای مخاطب عام آزاردهنده خواهد بود.</p>
<p>با این اوصاف فیلم روستایی اثری‌ست که با وجود فضای تلخ و تیره، اما روی مرز حرکت می‌کند و با گنجاندن جزئیات درست، پایانی امیدوارکننده و اضافه کردن فضایی شوخ و مفرح به ورطه‌ی سینمای یاس‌الود نمی‌غلتد و در حد یک فیلم متوسط باقی می‌ماند.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-66409" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/7mahegi.jpg" alt="7mahegi" width="800" height="500" /></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">«هفت‌ماهگی»: در مذمت خیانت اما از مسیر غلط!</span></strong></p>
<p>یک فیلم از هر نظر معمولی و متوسط «خیانت‌محور» دیگر. مشکل مواجهه با آثاری مثل «هفت‌ماهگی» این است که از کلیت فیلم مشخص است که سازندگان فیلم به وضوح قصد نقد سبک زندگی بی‌بندوبار و آزاد را دارند و در مقابل پایبندی به خانواده را پیشنهاد می‌کنند. پس نیت فیلمساز طبعا ترویج خیانت نبوده و نیست.</p>
<p>اما نکته‌ی اساسی این است که این فیلمسازان برای نیت خیرشان مسیر غلطی را درپیش گرفته‌اند و سابقه چند سال گذشته هم نشان می‌دهد که هیچگاه نمایش تصویر خیانت به کاهش خیانت در جامعه منجر نخواهد شد. چنانکه اساسا خیلی از اثار غیرایرانی نیز با انکه مملو از صحنه‌های خیانت هم هستند، اما هیچگاه تائیدکننده خیانت نیستند و درنهایت در مذمت آن موضع می‌گیرند، اما تاثیرشان چه بوده است؟ انسجام بشتر خانواده‌ها یا عکس آن؟</p>
<p>فیلمسازان ایرانی می‌خواهند- یا اینطور وانمود می‌کنند- با نمایش روابط مثلثی و ضربدری و &#8230;. زشتی آن‌ را به مخاطب نشان دهند، درصورتیکه نه‌تنها این اتفاق نخواهد افتاد، بلکه نمایش مدام خیانت در فیلم‌ها این تصور را برای مخاطب ایجاد خواهد کرد که درصد این اتفاق بسیار بالاست و درصد بالایی از مردم درگیر آن هستند و همین روی مخاطب تاثیر عکس خواهد گذاشت، در حالیکه فراوانی این اتفاق در جامعه اساسا به اندازه فراوانی‌ش در سینمای ایران نیست.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-66410" src="http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2016/02/istade.jpg" alt="istade" width="800" height="533" /></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">«ایستاده در غبار»؛ قهرمان ایرانی</span></strong></p>
<p>پیش از این درباره اثر درخشان محمدحسین مهدویان نوشته‌ام (<a href="http://www.sourehcinema.ir/?p=65854">اینجا</a>). این فیلمی است که در فرمِ روایت پیشنهاد جدیدی را به سینمای ساکن و کرخت ایران ارائه و فضایی جدید و بکر را به روی سینمای دفاع‌مقدس باز می‌کند. فرمی که با آنکه ظاهری مستند دارد- و همین هم شاید خیلی‌ها را به اشتباه بیاندازد- اما اساسا مستند نیست. قصه می‌گوید، فرار و فرود دارد، درام خلق می‌کند، شخصیت‌پردازی حساب‌شده دارد و در نهایت اینکه حتی یک پلان تصویر مستند ندارد.</p>
<p>«ایستاده در غبار» تلاشی تحسین‌برانگیز برای ارائه‌ی یک قهرمان بومی ایرانی‌ست، چیزی که سالها درباره لزوم حضورش در سینمای مصیبت‌زده‌‌ی ایران نوشته شد و حالا اثراتش دارد روی پرده‌ی سینما به نمایش درمی‌اید. محصولی که نتیجه نظرسنجی‌های مردمی همین سه روز نخست جشنواره هم نشان می‌دهد که رضایت مخاطب را هم جلب کرده و توانسته از معدود اثاری باشد که هم بین مردم طرفدار دارد هم هنرمندان و اهالی رسانه.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=66404">«ایستاده در غبار»؛ شمایل «قهرمان ایرانی» روی پرده سینما/ «هفت‌ماهگی»؛ در مذمت خیانت اما از مسیر غلط!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=66404</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انتقاد طراح صحنه و لباس «بادیگارد» از توجه بیش از حد به بازیگران در برنامه‌های جشنواره فجر</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=65731</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=65731#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 27 Jan 2016 09:50:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بادیگارد]]></category>
		<category><![CDATA[شیار 143]]></category>
		<category><![CDATA[طراح صحنه و لباس]]></category>
		<category><![CDATA[عادت نمی کنیم]]></category>
		<category><![CDATA[هفت ماهگی]]></category>
		<category><![CDATA[کامیاب امین عشایری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=65731</guid>
		<description><![CDATA[<p>طراح صحنه و لباس فیلم سینمایی «شیار ۱۴۳» اظهار داشت: متأسفانه این اتفاق در اکثر مواقع در سینمای ایران وجود داشته و دلیل اصلی آن نیز از ناآشنایی مدیران سینمایی با حرفه ها و رشته های هنری در سینما نشأت می گیرد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=65731">انتقاد طراح صحنه و لباس «بادیگارد» از توجه بیش از حد به بازیگران در برنامه‌های جشنواره فجر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <a href="http://sourehcinema.ir/">سوره سینما</a>، کامیاب امین عشایری طراح صحنه و لباس سینما با ابراز گلایه از توجه بیش از حد مدیران به صنف بازیگران سینما در بین داوران و یا برنامه های تجلیل و بزرگداشت های جشنواره فجر امسال گفت: کم لطفی مدیران و مسئولان مانع از توجه به عوامل پشت صحنه سینما شده است.</p>
<p>طراح صحنه و لباس فیلم سینمایی «شیار ۱۴۳» اظهار داشت: متأسفانه این اتفاق در اکثر مواقع در سینمای ایران وجود داشته و دلیل اصلی آن نیز از ناآشنایی مدیران سینمایی با حرفه ها و رشته های هنری در سینما نشأت می گیرد.</p>
<p>وی ادامه داد: متأسفانه بی توجهی مدیران و مسئولان سینمایی حتی به انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران نیز سرایت کرده به نحوی که آن ها نیز در جشن اخیر خود طراحی صحنه و لباس، طراحی چهره پردازی و&#8230; را از فهرست جوایز خود حذف کردند و تنها جایزه ای با عنوان بهترین دستاورد هنری را تعیین کردند که به نظر من یک حرکت رو به عقب محسوب می شود.</p>
<p>امین عشایری خاطرنشان کرد: متأسفانه از این قبیل مشکلات در سینمای ما بسیار دیده می شود؛ شاید دلیل اصلی چنین اتفاقاتی این است که مدیران سینمایی مایلند تا برخی چهره ها مرتب دور و برشان باشند تا از این طریق بتوانند در نزد مردم به محبوبیت دست پیدا کنند و به همین دلیل است که کمترین توجهی به دست اندرکاران پشت صحنه و به خصوص افرادی که در شاخه های هنری فعالیت می کنند ندارند و رسماً بخشی از سینما را نادیده می گیرند.</p>
<p>طراح صحنه و لباس فیلم سینمایی «مرگ ماهی» سپس با بیان اینکه این اتفاق نادرست امسال در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر به شکل گسترده تری شکل گرفته است اظهار داشت: امسال ما شاهد آن هستیم که در هیأت های داوری نیز حضور چهره ها بیش از متخصصان رشته های سینمایی دیده می شود و دبیر جشنواره حتی مشاوران هنری خود را از میان بازیگران سینما انتخاب کرده است؛ این در حالی است که قطعاً یک طراح هنری بهتر از یک بازیگر می تواند به دبیر جشنواره مشاوره دهد.</p>
<p>این طراح صنه و لباس تأکید کرد: من معتقدم که مسئولان باید هرچه سریعتر سیاست های خود را تغییر دهند و به این نکته توجه داشته باشند که ما دست اندرکاران پشت صحنه سینما به ویژه در رشته های هنری نیاز به توجه و دلگرمی داریم.</p>
<p>وی در خاتمه این گفتگو متذکر شد: من معتقدم مهمتر از همه توجه به پیشکسوتان سینما است و مدیران و دست اندرکاران جشنواره بایستی توجه جدی به این مسأله داشته باشند تا قدیمی های سینما در مهمترین رویداد سینمایی کشور به خوبی دیده شده و مورد توجه قرار بگیرند.</p>
<p>گفتنی است؛ کامیاب امین عشایری امسال با فیلم های «بادیگارد» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا، «عادت نمی کنیم» به کارگردانی ابراهیم ابراهیمیان و «هفت ماهگی» به کارگردانی هاتف علیمردانی در جشنواره فجر حضور دارد.</p>
<p>منبع: سینماپرس</p>
<div class="body"></div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=65731">انتقاد طراح صحنه و لباس «بادیگارد» از توجه بیش از حد به بازیگران در برنامه‌های جشنواره فجر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=65731</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>«هفت ماهگی» در نکوهش لاابالی‌گری و بی‌تفاوتی در برخی خانواده‌هاست/ نقش آفرینی متفاوت حامد بهداد در «هفت ماهگی»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=65130</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=65130#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 19 Jan 2016 08:32:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[هفت ماهگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=65130</guid>
		<description><![CDATA[<p>منصور لشگری قوچانی تهیه کننده سینما که امسال با فیلم سینمایی «هفت ماهگی» به کارگردانی هاتف علیمردانی در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد گفت: این فیلم در نقد و نکوهش لاابالی گری و بی تفاوتی در برخی خانواده هاست.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=65130">«هفت ماهگی» در نکوهش لاابالی‌گری و بی‌تفاوتی در برخی خانواده‌هاست/ نقش آفرینی متفاوت حامد بهداد در «هفت ماهگی»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش <a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a>، تهیه کننده فیلم سینمایی «عصر یخبندان» در ارتباط با موضوع جدیدترین اثرش به نام «هفت ماهگی» گفت: «هفت ماهگی» یکی از بهترین آثاری است که تاکنون تهیه کنندگی آن را بر عهده داشته ام و به نظرم در کارنامه سینمایی هاتف علیمردانی نیز بهترین فیلمش محسوب می شود؛ این فیلم از نظر فرم و محتوا قابل قبول بوده و قصه ای فراگیر دارد و برعکس «کوچه بی نام» که تنها داستانش محدود به قشر خاصی از جامعه می شد، قشر وسیع تری از جامعه را هدف اصلی خود قرار داده است.</p>
<p>وی با بیان اینکه «هفت ماهگی» هشدار و تلنگری  برای جامعه و خانواده هاست اظهار داشت: متأسفانه طی سال های اخیر بسیار شاهد آن بوده ایم که برخی خانواده ها به مسائل و اتفاقات پیرامون زندگی شان بی توجه هستند و به نوعی «باری به هر جهت» زندگی می کنند. به تعبیری به سمت بی تفاوتی و شاید نوعی لاابالی گری رفته اند که این امر می تواند برای نسل آینده کشور بسیار خطرناک باشد و جامعه را به سمت پوچی هدایت کند؛ «هفت ماهگی» فیلمی است که در مذمت و نکوهش این نوع سبک زندگی ساخته شده و به نقد آن می پردازد.</p>
<p>لشگری قوچانی تأکید کرد: من همواره از بدو ورودم به سینما به این مسأله تأکید داشته ام که یک فیلم بایستی به گونه ای ساخته شود که مخاطب از دیدن آن لذت ببرد و بعد از تماشای فیلم از اینکه پول و وقت خود را صرف فیلم دیدن کرده است پشیمان نشود. خوشبختانه «هفت ماهگی» فیلمی از آب درآمده که پیش بینی می کنم اکران خوبی را پشت سر خواهد گذاشت.</p>
<p>این تهیه کننده سینما در بخش دیگری از این گفتگو با بیان اینکه حامد بهداد و باران کوثری قطعاً جزو کاندیداهای سیمرغ هستند خاطرنشان کرد: حامد بهداد به زعم بسیاری از صاحب نظران که تاکنون این فیلم سینمایی را تماشا کرده اند یکی از بهترین و متفاوت ترین نقش های خود را بازی کرده است و من اطمینان دارم که جزو کاندیداهای دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد خواهد بود؛ باران کوثری نیز با اینکه هنگام بازی در این اثر سینمایی تصادف شدیدی کرد در این فیلم نقشی متفاوت را ارائه داده، حرف جدی برای بردن سیمرغ بلورین دارد اما متأسفانه سیاست غلطی در جشنواره فیلم فجر برپاست که دو سال پشت سر هم به یک بازیگر حتی اگر شایسته دریافت سیمرغ باشد جایزه نمی دهند!</p>
<p>تهیه کننده فیلم سینمایی «خط ویژه» ادامه داد: سایر بازیگران این فیلم سینمایی از جمله هانیه توسلی و پگاه آهنگرانی نقش های به یادماندنی از خود در این فیلم به جای گذاشته اند که من امیدوارم زحمات آن ها به خوبی توسط اعضای هیأت داوران جشنواره فیلم فجر دیده شود.</p>
<p>منبع: سینماپرس</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=65130">«هفت ماهگی» در نکوهش لاابالی‌گری و بی‌تفاوتی در برخی خانواده‌هاست/ نقش آفرینی متفاوت حامد بهداد در «هفت ماهگی»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=65130</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
