<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سوره سینما &#187; مخاطب خاص</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?cat=17545&#038;feed=rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Jun 2026 11:40:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>جاسوس‌ بازی!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=161215</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=161215#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 17 Mar 2024 14:47:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[مخاطب خاص]]></category>
		<category><![CDATA[تهران]]></category>
		<category><![CDATA[محسن خیابانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=161215</guid>
		<description><![CDATA[<p>این روزها که شاهد کشتارهای اسرائیل علیه مردم غزه هستیم، رژیم صهیونیستی در فضای رسانه‌ای بسیار قدرتمندانه ظاهر شده است. به همین مناسبت در مجموعه گزارش‌هایی نگاهی خواهیم انداخت به برساخت اسرائیل در سینما و تلویزیون. با یک سوال مهم: هنر هفتم چه تصویری را از رژیم صهیونیستی ارائه می‌کند؟</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=161215">جاسوس‌ بازی!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong><strong> – <a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c">محسن خیابانی</a> :</strong>کمی عجیب به نظر می‌رسد، ولی برعکس رسانه‌های خبری دنیا که همواره توجهی ویژه به ایران داشته‌اند، فقط حجم کمی از فیلم‌ها و سریال‌های داستانی غربی، به ایران پرداخته‌اند. می‌توان از مواردی مثل <strong>بدون دخترم هرگز</strong> (برایان گیلبرت، ۱۹۹۱)، <strong>ارباب آرزوها </strong>(رابرت کورتزمن، ۱۹۹۷)، <strong>سیریانا</strong> (استیو گیگان، ۲۰۰۵)، <strong>۳۰۰</strong> (زاک اسنایدر، ۲۰۰۶) <strong>ترانسفورمرز ۳</strong> (مایکل بی، ۲۰۱۱)، <strong>آرگو</strong> (بن افلک، ۲۰۱۲) <strong>پلیس آهنی</strong> (ژوزه پادیلا، ۲۰۱۴) و <strong>قندهار</strong> (ریک رومن وو، ۲۰۲۳) نام برد که توسط آمریکا ساخته شده‌اند و دیدی منفی به گذشته و حال کشورمان داشته‌اند. البته باید در نظر داشت که در سینمای آمریکا و اروپا تصویر ارائه شده از کشورهای خاورمیانه، و حتی کشورهایی مثل عربستان، ترکیه و اردن که روابط خوبی با آمریکا و اسرائیل دارند، به‌طور کلی منفی بوده است.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;"><strong>ایران در مرکز توجه</strong></span></h3>
<p>با در نظر گرفتن مورد فوق، باز هم دو مسئله را نمی‌توان منکر شد. اولاً هیچ‌گاه برای کشوری مثل عربستان، فیلمی کاملاً اختصاصی و منفی‌نگرانه مثل <strong>بدون دخترم هرگز</strong> یا <strong>آرگو</strong> ساخته نشده و دوماً طی دو دهۀ اخیر، توجه به ایران در سینما و تلوزیون جهان بیشتر شده. این مسئله تا حد زیادی متأثر از غنی‌سازی اورانیوم در ایران، بوده است.</p>
<p>غنی‌سازی اورانیوم در کشورمان به‌منظور دستیابی به انرژی هسته‌ای و موارد صلح‌آمیز دیگری مثل پزشکی هسته‌ای انجام می‌شود. تا به امروز هم، حتی یک مدرک از طرف سازمان ملل و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که تلاش ایران را برای دستیابی به بمب هسته‌ای تأیید نماید، ارائه نشده است. اما رژیم صهیونیستی و آمریکا در کنار چند کشور اروپاییْ هرگز از تهمت بی‌اساس خود، مبنی بر اینکه ایران قصد دارد سلاح اتمی بسازد، دست برنداشته‌اند.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;"><strong>ایران در سینما و تلوزیون اسرائیل</strong></span></h3>
<p>سینمای اسرائیل، توجه نسبتاً کمی به ایران نشان داده و مهمترین فیلم ضدّ ایرانی رژیم صهیونیستی، <strong>مأمور مخفی </strong>(یووال آدلر، ۲۰۱۹) است که به حضور یک جاسوس اسرائیلی زن در ایران می‌پردازد. اولین سریال اسرائیلی با موفقیت چشمگیر در سطح بین‌الملل، <strong>آشوب / </strong><strong>Fauda</strong> بود که به درگیری‌های اسرائیلی‌ها با نیروهای مقاومت فلسطینی می‌پردازد؛ گرانیگاه روایت در فصل چهارم آشوب (پخش‌شده در سال ۲۰۲۳) درگیری‌های اسرائیل با حزب‌الله لبنان بود و لاجرم بحث ایران در این فصل، پیش کشیده می‌شود. البته چند سال قبل از فصل چهارم آشوب، پخش سریال <strong>تهران</strong> در سال ۲۰۲۰ آغاز شد که کاملاً بر ایران متمرکز بود.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;"><strong>خلاصه داستان تهران</strong></span></h3>
<p>ماجراهای سریال <strong>تهران</strong> پیرامون حضور یک جاسوس اسرائیلی در ایران به نام تامار رابینان رخ می‌دهد. در فصل اول، تلاش‌های این افسر اطلاعاتی یهودی‌تبار و اصلاتاً ایرانی، حول خنثی‌سازی پدافند هوایی ایران می‌گذرد تا هواپیماهای جنگی اسرائیلی، بتوانند یک راکتور هسته‌ای را بدون تلفات، بمباران کنند. تامار در فصل اول، درگیر ماجرایی عاشقانه با یک هکر ایرانی معترض به نام میلاد می‌شود. داستان فصل دوم، حول تلاش‌های تامار برای ترور یک سردار سپاه شکل می‌گیرد. در هر دو فصل، مهمترین تهدید برای تامار، یک افسر باهوش اطلاعات ایران به نام فراز کمالی است.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;"><strong>فضا و زبان</strong></span></h3>
<p>خالقین سریال <strong>تهران</strong> (موشه زندر، دانا ادن و مور کوهن) آن را برای شبکۀ کان ۱۱ اسرائیل تهیه کرده‌اند و Apple TV+ پخش جهانی آن را بر عهده دارد. کارگردانی تمامی قسمت‌ها بر عهدۀ <strong>دانیل سیرکین </strong>بوده است. اسرائیلی‌ها جو تبلیغاتی پر سروصدایی برای سریال ایجاد نمودند و حمایت شبکۀ تلوزیونی اپل، <strong>تهران</strong> را به یکی از پدیده‌های تلوزیونی موردانتظار ۲۰۲۰ تبدیل کرد.</p>
<p>وقتی نخستین قسمت <strong>تهران</strong> در ۲۲ ژوئن سال ۲۰۲۰ (دوم تیر ۱۳۹۹) به نمایش درآمد، بسیاری از ایرانی‌ها از طیف‌های فکری مختلف، کنجکاو تماشایش بودند. موشه زوندر که مغز متفکر اصلی سریال است، اعلام کرده که هدف اولیه‌اش از ساخت سریال، «مقابله با تصویر منفی از ایران بود که هدف اصلی‌اش نابودی اسرائیل است». <strong>تهران</strong> مورد استقبال نسبی منتقدان قرار گرفت و در چهل و نهمین دوره جوایز بین‌المللی <strong>اِمی</strong>، برنده جایزه بهترین سریال درام شد.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;"><strong>در آستانۀ فصل سوم</strong></span></h3>
<p><strong>تهران</strong> در چند قسمت اولش، در اسرائیل و سراسر جهان (به مدد پخش پر سروصدا از اپل) پربیننده بود و بسیاری از ایرانی‌ها با عقاید سیاسی متفاوت و حتی مخالف، آن را تماشا می‌کردند و پیرامونش بحث می‌کردند امّا وقتی فصل اول تمام شد، اشتیاق برای تماشای فصل دومش، حداقل بین ایرانی‌ها، کمتر شده بود.</p>
<p>در دنیا، فصل اول به‌خاطر ریتم کند و بازی برخی بازیگران مورد انتقاد قرار گرفت، در نتیجه فصل دوم با اکشن بیشتر و دعوت از بازیگران بهتر (مخصوصاً <strong>گلن کلوز</strong>) سعی در جبران داشت. قسمت آخر فصل دوم پر از اتفاقات هیجان‌انگیز بود و با یک کلیف‌هنگر پایان یافت. از نظر اغلب بینندگان غیرایرانی، مشکل ریتم کند در فصل دوم برطرف شده بود اما همچنان منطق روایی و شخصیت‌پردازی‌ها می‌لنگید. به‌هر حال، <strong>تهران</strong> تا اینجا به‌اندازه‌ای موفق بوده که برای فصل سوم تأیید بشود، هرچند آمار دقیقی از تعداد بینندگانش ارائه نشده. فصل سوم در سال جاری میلادی پخش خواهد شد.</p>
<p>سازندگان <strong>تهران</strong> با وجود اینکه می‌دانند از تماشاگران ساکن ایران، سود مالی‌ای نصیبشان نخواهد شد، آشکارا ایرانیان را هدف قرار داده و می‌خواهند بر آن‌ها تأثیر بگذارد. اما اشتیاق ایرانیان، حتی آن‌هایی که با جمهوری اسلامی ایران زاویه دارند، برای تماشای ادامۀ سریال بسیار کم شده. علت چیست؟</p>
<h3><span style="color: #ff0000;"><strong>تهران تهران که می‌گفتن همین بود؟</strong></span></h3>
<p>اگرچه در سریال‌هایی مثل <strong>هوملند</strong> (۲۰۲۰ &#8211; ۲۰۱۱) و <strong>بلک لیست</strong> (۲۰۲۳ &#8211; ۲۰۱۳) یا سینمایی‌هایی مثل <strong>قندهار</strong> و <strong>سیریانا</strong> بخشی از ماجراها در ایران معاصر اتفاق می‌افتد، ولی ایران این آثار از نظر جغرافیا و کوچه و خیابان شهرهایش، شباهت چندانی به کشورمان ندارد. فیلم <strong>مأمور مخفی</strong> را باید یک استثناء دانست، چون برخی بخش‌هایش در ایران (البته به صورت مخفیانه) فیلمبرداری شده است.</p>
<p>سریال <strong>تهران</strong> که بسیاری از بخش‌هایش در آتن فیلمبرداری شده، نسبت به نمونه‌های مشابه از نظر ساختن فضای ایران و شهر تهران، اثر بهتری است و بینندۀ ایرانی حداقل در نگاه اول احساس می‌کند ماجراهای اثر، در ایران و شهر تهران رخ می‌دهد. البته با کمی دقت در کوی و برزن، تابلوهای خیابان‌ها، پلاک موتورها و اتومبیل‌ها و &#8230;، کلی اشتباه دیده می‌شود و همین برخی از ایرانیان را پس می‌زند. تم موسیقی سریال هم اگرچه گوش‌نواز است، بیشتر به موسیقی عربی شباهت دارد تا موسیقی ایرانی.</p>
<p>آزاردهنده‌ترین نکتۀ <strong>تهران</strong> برای ایرانی‌ها، لهجۀ فارسی بد اغلب شخصیت‌های ایرانی است. لهجۀ نوید نگهبان (بازیگری که سرجهازی تمام فیلم‌ها و سریال‌های ضدایرانی است) از همه بهتر است، امّا او چند دهه از عمرش را در ایران زندگی کرده. شان توب (در نقش فراز کمالی) هم تا حد زیادی از پس لهجۀ فارسی برآمده است. در مورد باقی شخصیت‌های ایرانی، اگرچه غالباً از بازیگرانی ایرانی‌الاصل استفاده شده، مشخصاً این افراد مدت‌ها فقط به انگلیسی، فرانسوی یا عبری‌ صحبت کرده‌اند. دیالوگ‌نویسی هم اشکالاتی دارد و با گفتار معیار تطابق ندارد.</p>
<p>سریال حتی در پوشش مردم ایران هم دقیق عمل نمی‌کند. وقتی در فصل اول، صف دانشجویان معترض به نظام را در برابر دانشجویان بسیجی می‌بینیم، هیچ کدام به تیپ معمول دانشجویان نمی‌خورند و بین بسیجیان دختر، حتی یک دختر چادری هم پیدا نمی‌شود!</p>
<p>در واقع ایرانی‌ها از هر طیف فکری‌ای که باشند، متوجه می‌شود که سازندگان <strong>تهران</strong>، کشور ما را خوب نمی‌شناسند و اغلب پس از تماشای چند قسمت، عطایش را به لقایش می‌بخشند.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;"><strong>مهربانی بدون خیرخواهی</strong></span></h3>
<p>آن جملۀ میشل زوندر را به خاطر بیاورید که گفته بود هدف نخستش از ساخت این سریال، «مقابله با تصویر منفی از ایران بود که هدف اصلی‌اش نابودی اسرائیل است». <strong>تهران</strong> دشمن رژیم صهیونیستی را نه مردم عادی کشورمان، بلکه جمهوری اسلامی ایران و سپاه می‌داند، اما تصویر مثبتی هم از مردم عادی ایران، ارائه نمی‌دهد. این مسئله پیرو عملکرد (ظاهراً) مهربانانه ولی بدون خیرخواهی مقامات رژیم صهیونیستی در قبال مردم ایران است.</p>
<p>مقامات اسرائیلی در کنار تبریک عید به مردم ایران و حمایت از طرفداران «زن، زندگی، آزادی»، همواره از حامیان اصلی تحریم‌های گوناگون و حمله به ایران بوده‌اند که دودش مستقیم به چشم مردم عادی کشورمان می‌رود! همچنین باید در نظر داشت که یکی از دلایل مهم همراهی مردم ایران با انقلاب اسلامی سال ۵۷، مواضع همیشه برحق امام خمینی (ره) در مخالفت با رژیم صهیونیستی بوده است.</p>
<p>هر بینندۀ ایرانی با هر عقیده‌ای دربارۀ جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به‌خوبی متوجه دروغ‌های سریال می‌شود. در کشور ما اعدام‌ها در ملأعام صورت نمی‌گیرد، در حالی که در قسمت اول سریال شاهد چنین چیزی هستیم. همچنین در قسمت اول فصل دوم، تصویر چند فرد بر دار کشیده را در اخبار تلوزیون ایران نمایش می‌دهند، اتفاقی که هرگز رخ نداده است. در فصل اول، توازنی منطقی بین قدرت و هوش نیروهای اطلاعاتی ایرانی و اسرائیلی وجود دارد ولی در فصل دوم، این تعادل از بین می‌رود و توی ذوق بینندۀ ایرانی می‌زند.</p>
<h2><span style="color: #ff0000;"><strong>سخن پایانی</strong></span></h2>
<p>سریال <strong>تهران</strong> با تظاهر به رویکردی خیرخواهانه می‌خواهد اسرائیلی‌ها را نه مخالف همۀ ایرانیان، بلکه صرفاً مخالف حکومت و سپاه نشان بدهد. در حالی که حتی بسیاری از طرفداران این سریال در داخل ایران، حال با دیدن جنایت‌های اسرائیلی‌ها در غزه، چهرۀ واقعی صهیونیست‌ها را دیده‌اند. <strong>تهران</strong> با آن‌همه تبلیغ و خرجی که روی دست سازندگانش گذاشته، از نظر فرمی هم اثر قابل‌اعتنایی نیست و نمونه‌ای از آن مثل معروف به شمار می‌رود که: آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی!</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=161215">جاسوس‌ بازی!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=161215</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بیگانه در وطن</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=160928</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=160928#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Feb 2024 13:15:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[مخاطب خاص]]></category>
		<category><![CDATA[عجمی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=160928</guid>
		<description><![CDATA[<p>این روزها که شاهد کشتارهای اسرائیل علیه مردم غزه هستیم، رژیم صهیونیستی در فضای رسانه‌ای بسیار قدرتمندانه ظاهر شده است. به همین مناسبت در مجموعه گزارش‌هایی نگاهی خواهیم انداخت به برساخت اسرائیل در سینما و تلویزیون. با یک سوال مهم: هنر هفتم چه تصویری را از رژیم صهیونیستی ارائه می‌کند؟</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=160928">بیگانه در وطن</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong><strong> – </strong><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c">محسن خیابانی</a></strong> : اغلب فیلم‌های سینمایی ساخته شده در اسرائیل، معمولاً نه فقط فلسطینی‌های کرانۀ باختری رود اردن، نوار غزه و بخش‌های فلسطینی‌نشین بیت‌المقدس را نادیده می‌گیرند، بلکه به عرب‌های ساکن در خود اسرائیل هم توجهی نشان نمی‌دهند. فیلم <strong>عجمی</strong> از این جهت که به جامعۀ فلسطینیان ساکن در اسرائیل می‌پردازد، اثری استثنائی به شمار می‌رود. این فیلم نخستین تولید سینمای اسرائیل است که اغلب دیالوگ‌هایش به زبان عربی بیان می‌شوند.</p>
<p><strong>فلسطینی‌های ۴۸</strong></p>
<p>در رسانه‌های جهان به فلسطینی‌های ساکن در اسرائیل، لقب «فلسطینی‌های ۴۸» داده شده ولی خود اسرائیلی‌ها آن‌ها را «اعراب اسرائیل» می‌نامند. «فلسطینی‌های ۴۸» درواقع آن دسته از فلسطینی‌هایی هستند که در سال تأسیس کشور جعلی اسرائیل (۱۹۴۸) حاضر به ترک خانه‌هایشان و مهاجرت به مناطقی مثل کرانۀ باختری رود اردن یا نوار غزه نشدند و البته از مهاجرت به کشورهای دیگر هم، خودداری کردند. امروزه فرزندان و نوادگان این فلسطینی‌ها، حدود ۲۰ درصد از جمعیت اسرائیل را تشکیل می‌دهند.</p>
<p><strong>از تنش‌های راستین تا آرامشی دروغین</strong></p>
<p>در دو دهۀ نخست تاسیس اسرائیل، تنش‌ها بین فلسطینی‌های ۴۸ و دولت اسرائیل بسیار بالا بود، اما از اواخر دهۀ ۱۹۶۰، سطح تنش سیاسی بین آن‌ها و دولت اسرائیل کاهش یافت. این مسئله تا حدی متأثر از ناامیدی کلی‌ای بود که جامعۀ عرب را پس از شکست در جنگ شش روزه، در بر گرفت.</p>
<p>از نظر حقوق شهروندی و روی کاغذ، تفاوتی بین اعراب ۴۸ و شهروندان صهیونیست سرزمین‌های اشغالی، وجود ندارد ولی در حقیقت حقوق آن‌ها به بهانه‌های گوناگون نقض می‌شود، در حدی که شهروندانی درجه دو حساب می‌شوند. دولت اسرائیل البته ترجیح می‌دهد اجباری نبودن خدمت وظیفۀ عمومی برای اعراب اسرائیل را رسانه‌ای کند یا با ژستی بزرگمنشانه بگوید که به آن‌ها حق رأی بخشیده است! با این همه باید پذیرفت که نقض حقوق اعراب اسرائیل، در حد نقض حقوق انسانی فلسطینی‌های ساکن در کرانۀ باختری رود اردن و نوار غزه نیست.</p>
<p>برخی تحلیلگران سیاسی، وضعیت آن‌ها را تا حدودی شبیه به سیاه‌پوستان آمریکا می‌دانند. در آمریکا نیز سیاه‌پوستان از برابری حقوقی و مدنی با سفیدپوستان برخوردارند ولی در عمل این برابری به بهانه‌های گوناگون، نقض می‌شود. البته به گمان نگارندۀ این سطور، وضعیت اعراب اسرائیل را بیشتر می‌توان با سرخپوستان آمریکا مقایسه کرد زیرا در سرزمین آباواجدادی خود، مورد تبعیض قرار گرفته‌اند.</p>
<p>به هر حال برخورد صهیونیست‌ها با اعراب ساکن در سرزمین‌های اشغالی، به‌گونه‌ای است که سازمان دیده‌بان حقوق بشر گاهی از تبعیض دولت اسرائیل علیه فلسطینی‌های داخل اسرائیل انتقاد نماید. البته که این انتقادها هم مثل محکوم کردن جنایات امروز اسرائیلی‌ها در نوار غزه، تأثیری در بهبود وضعیت فلسطینی‌ها ندارد.</p>
<p><strong>خلاصۀ داستان عجمی</strong></p>
<p>بخش اعظم اتفاقات فیلم در محلۀ عجمی شهر یافا رقم می‌خورد. <strong>عجمی</strong> از پنج اپیزود تشکیل شده که خط داستانی هر اپیزود با خطوط داستانی و شخصیت‌های اپیزودهای دیگر پیوندهایی برقرار می‌کند، به‌نحوی که گاهی یک رخداد مُعیَّن از دیدگاه افراد مختلفی نشان داده می‌شود. خط اصلی پنج اپیزود، به‌ترتیب بدین شرح است: ۱. تلاش‌های یک جوان فلسطینی برای پایان دادن به یک نزاع قبیله‌ای. ۲. فلسطینی جوانی که به‌صورت غیرقانونی در یافا کار می‌کند و باید پول عمل مادرش را جور نماید. ۳. پلیسی اسرائیلی که برادرش سال‌هاست گم شده. ۴. یک جوان عرب که می‌خواهد به خاطر ازدواج با دختری یهودی، به تل‌آویو برود. ۵. اپیزود پنجم هم که ابهامات را از بین می‌برد ولی به‌شکل جدی‌تری به ماجرای عاشقانۀ دو جوان فلسطینی می‌پردازد که یکی پسری مسلمان و دیگری دختری مسیحی است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2024/02/Ajami2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-160930" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2024/02/Ajami2.jpg" alt="Ajami2" width="1280" height="853" /></a></p>
<p><strong>از برش‌های کوتاه تا عجمی</strong></p>
<p>در نیمۀ اول دهۀ نود دو فیلم مهم <strong>برش‌های کوتاه</strong> (رابرت آلتمن، ۱۹۹۳) و <strong>پالپ فیکشن</strong> (کوئنتین تارانتینو، ۱۹۹۴) ساخته شدند که هریک از چند خرده داستان مرتبط با هم تشکیل شده بودند اما جریانی از فیلم‌های مشابه را راه نیانداختند تا اینکه سه‌گانۀ موفق <strong>آلخاندرو گونزالس ایناریتو</strong>، در همکاری با <strong>گیرمو</strong> <strong>آریاگا</strong>ی فیلمنامه‌نویس، از راه رسید. سه‌گانه‌ای که شامل این آثار می‌شود: <strong>عشق سگی</strong> (۲۰۰۰)، <strong>۲۱ گرم</strong> (۲۰۰۳) و <strong>بابل</strong> (۲۰۰۶).  این سه‌گانه موجی از فیلم‌هایی را راه انداخت که دارای چند خرده‌پیرنگ مرتبط با هم، هستند. عجمی یکی از فیلم‌های حاصل از این موج محسوب می‌شود.</p>
<p><strong>زمان تولید طولانی</strong></p>
<p>عجمی اگرچه در سال ۲۰۰۹ اکران شد، ولی ایدۀ کلی ساختش سال‌ها قبل در ذهن دو کارگردانش (اسکندر کوپتی و یارون شانی) شکل گرفته بود. این‌دو نگارش فیلمنامه‌ اثر را نیز بر عهده داشته‌اند. پراکندگی خطوط داستانی فیلم عجمی و انباشته شدنش از طرح و توطئه‌های پیچ‌درپیچ، باعث شد که ساختن فیلم هفت سال طول بکشد و طی زمان مذکور، سازندگان مدام داستان‌هایی را پیدا کرده و به فیلم اضافه کردند!</p>
<p>دولت اسرائیل در حمایتی آشکار، برای <strong>عجمی</strong> امکان اکران گسترده‌ای را در اروپا مهیا نمود که برای فیلمی اسرائیلی بی‌سابقه بود. با وجود دیگر فیلم اسرائیلی مطرح آن سال، یعنی <strong>لبنان</strong> (ساموئل مائوز)، <strong>عجمی</strong> به‌عنوان نمایندۀ اسرائیل به اسکار معرفی شد و به فهرست ۵ نامزد نهایی بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان راه پیدا کرد. اسرائیلی‌ها امید زیادی به گرفتن جایزه داشتند، آن‌هم با وجود رقبای سرسختی مثل <strong>یک پیامبر</strong> (ژاک اودریارد) و <strong>روبان سفید</strong> (میشائیل هانکه) اما در نهایت، <strong>راز در چشمانشان</strong> (خوان خوزه کامپونلا) جایزه را گرفت.</p>
<p><strong>سرمایه‌گذاری فرهنگی</strong></p>
<p>شاید بپرسید که چرا اسرائیلی‌ها هفت سال وقت و کلی پول را صرف یک فیلم کرده‌اند؟ برای گرفتن جواب‌تان، فقط کافی است به تماشای ده دقیقۀ آغازین عجمی، بنشینید! تصویری که عجمی از اعراب شهروند اسرائیل نشان می‌دهد، ظاهراً غم‌خوارانه است ولی با اندکی تأمّل درمی‌یابیم تمامی فلسطینیان این فیلم، مشمئزکننده به تصویر کشیده شده‌اند!</p>
<p>جنگ راه افتاده بین دو خاندان در ابتدای اثر، اساساً با واقعیت جامعۀ فلسطین و تاریخچۀ آن، نمی‌خواند. تا پیش از ۱۹۴۸، شهر یافا و مخصوصاً منطقۀ عجمی آن از دو نظر زبانزد بوده: یکی هم‌زیستی مسالمت‌آمیز اعراب مسلمان، مسیحی و یهودی در کنار هم و یکی: آبادانی و رونق اقتصادی. در واقع دعواهای قومی در حدی که فیلم نشان می‌دهد، در منطقۀ عجمی، وجود نداشته و ندارد!</p>
<p>در اپیزود سوم شاهد شکایت یک صهیونیست از سروصداهای همسایه‌های عربش هستیم، اما اعتراض او با فحاشی عرب‌ها و درنهایت، چاقوخوردنش پاسخ داده می‌شود. از طرفی هرچه خانوادۀ سرباز اسرائیلی مفقود، مظلوم به‌تصویر کشیده شده‌اند، از اعراب به‌عنوان موجوداتی تهدیدگر و دلیل مفقود‌شدن این سرباز، یاد می‌شود! انگار فلسطینی‌های ساکن در سرزمین‌های اشغالی، همیشه در کمین سربازان اسرائیلی نشسته‌اند. در همین راستا می‌شود به سکانس حملۀ مردم فلسطین به پلیس اسرائیل اشاره کرد.</p>
<p>این از وقاحت صهیونیست‌ها نشئت می‌گیرد که محدودیت‌های مدنی فراوانی که برای فلسطینی‌ها ایجاد کرده‌اند و آن‌ها را به مناطق فقیرتر و محروم‌تر شهرها رانده‌اند، سپس از آن‌ها که سعی دارند در سایۀ همین تبعیض‌ها زندگی‌شان را بکنند، چنین تصویر کاریکاتوری و زننده‌ای نشان می‌دهند.</p>
<p><strong>سخن پایانی</strong></p>
<p><strong>عجمی</strong> به‌خوبی نشان می‌دهد که نهایت سازش با اسرائیل چه خواهد بود: تبدیل شدن به شهروندی درجه دو که که باید در فقر و محرومیت زندگی بکند و دلش را به حق رأی و درس خواندن در دانشگاه‌های اسرائیل خوش نماید. اعراب ۴۸ در اسرائیل دستاویزی بوده‌اند تا این کشور جعلی، خودش را به‌عنوان تنها کشور دموکراتیک خاورمیانه تبلیغ نماید، اما از رفتارهای نژادپرستانه‌ای که با فلسطینی‌های ساکن اسرائیل می‌شود، اخبار بسیار کمی منتشر می‌شود. تماشای عجمی کافی است تا بدانید صهیونیست‌ها در نهایت دربارۀ اعراب، و البته بقیۀ نژادهای غیریهود، چگونه می‌اندیشند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=160928">بیگانه در وطن</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=160928</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ضد جنگ از چشمی مرکاوا!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=160862</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=160862#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 20 Feb 2024 11:41:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[مخاطب خاص]]></category>
		<category><![CDATA[پروپاگاندا به سبک اسرائیل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=160862</guid>
		<description><![CDATA[<p>این روزها که شاهد کشتارهای اسرائیل علیه مردم غزه هستیم، رژیم صهیونیستی در فضای رسانه‌ای بسیار قدرتمندانه ظاهر شده است. به همین مناسبت در مجموعه گزارش‌هایی نگاهی خواهیم انداخت به برساخت اسرائیل در سینما و تلویزیون. با یک سوال مهم: هنر هفتم چه تصویری را از رژیم صهیونیستی ارائه می‌کند؟</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=160862">ضد جنگ از چشمی مرکاوا!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> – </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c"><strong>محسن خیابانی</strong></a> : ارتش اسرائیل که در سال ۱۹۴۸ به دستور داوید بن‌گورین از چند گروه شبه‌نظامی تشکیل شد، در تاریخ ۷۵ ساله‌اش نسبت به اغلب ارتش‌های جهان به جنگ‌های بیشتری ورود کرده است.</p>
<p>شهرت ارتش اسرائیل، عمدتاً به پیروزی‌های متعددش مقابل کشورهای عرب برمی‌گردد که معروف‌ترینشان چیرگی در جنگ شش روزه بر ارتش کشورهای مصر، سوریه، اردن و عراق محسوب می‌شود. جنگی که در تاریخ ۵ تا ۱۰ ژوئن ۱۹۶۷ رخ داد، یعنی همان سالی که ارتش اسرائیل، مورد حمایت آشکار دولت آمریکا قرار گرفت. نکته‌ای که معمولاً در موفقیت‌های ارتش اسرائیل نادیده گرفته می‌شود، همین حضور آمریکا به‌عنوان حامی اصلی آن است که به مسائل مهم و خطرناکی مثل قدرت هسته‌ای اسرائیل هم منجر شده است. امروزه تعداد کلاهک‌های هسته‌ای این کشور جعلی را بین ۸۰ تا ۴۰۰ عدد تخمین می‌زنند!</p>
<h3><strong>قدرت واقعی یا پروپاگاندا</strong></h3>
<p>از سال ۲۰۰۰ به این‌سو، دامنه پیروزی‌های ارتش اسرائیل تنگ‌تر و تنگ‌تر شده است که از آن جمله می‌توان به عقب‌نشینی اسرائیل از مناطق جنوبی لبنان در سال ۲۰۰۰ و شکست در جنگ ۳۳ روزه مقابل حزب‌الله لبنان در سال ۲۰۰۶ اشاره کرد. طوفان الاقصی، بمب‌باران‌های متعدد ارتش اسرائیل در نوار غزه، کشتار بیش از ۲۰۰۰۰ غیرنظامی و طولانی شدن جنگ اسرائیل در نوار غزه، بار دیگر ماهیت جنایتکار ارتش اسرائیل را نشان داد امّا یک حقیقت دیگر را هم آشکار (یا آشکارتر) کرد: بخش مهمی از قدرت ارتش اسرائیل، پروپاگاندای رسانه‌ای بوده است!</p>
<h3><strong>لشگرکشی در سینما</strong></h3>
<p>ارتش اسرائیل هرچقدر در رسانه‌های خبری سعی در بزرگنمایی قدرتش داشته، در عرصه سینما به دنبال ساختن تصویری انسانی و ضدّ جنگ از خود و نیروهایش بوده است. انیمیشن <strong>والس با بشیر</strong> (آری فولمن، ۲۰۰۸) شاید مهمترین و مشهورترین مثال در این زمینه باشد اما <strong>ساموئل مائوز</strong> با ساخت دو فیلم <strong>لبنان</strong> (۲۰۰۹) و <strong>فاکسترات</strong> (۲۰۱۷) نقش مهمی در بازنمایی سینمایی ارتش اسرائیل، مطابق با خواسته‌های سردمداران سرزمین‌های اشغالی، بازی کرده است.</p>
<h3><strong>لبنان</strong></h3>
<p>فیلم <strong>لبنان</strong> در ردۀ آثار مهم سینمای اسرائیل، از نظر موفقیت در جشنواره‌های سینمایی و محبوبیت نزد منتقدان، قرار می‌گیرد. ساموئل مائوز هنگام دریافت جایزۀ شیر طلایی جشنوارۀ ونیز به‌خاطر این فیلم، گفت: «من این جایزه را به هزاران نفری تقدیم می‌کنم که در سراسر جهان همانند من صحیح و سالم از جنگ بازمی‌گردند. ظاهراً مشکلی ندارند، کار می‌کنند، ازدواج می‌کنند و بچه‌دار می‌شوند، اما خاطرات جنگ با آن‌ها می‌ماند و همیشه روحشان را می‌آزارد.»</p>
<p>ماجراهای <strong>لبنان</strong>، در روز اول جنگ نخست لبنان (۶ ژوئن ۱۹۸۲ برابر با ۱۶ خرداد ۱۳۶۱) اتفاق می‌افتد و به چهار سرباز بی‌تجریه ارتش اسرائیل می‌پردازد که که خدمه یک تانک مِرکاوا هستند. آن‌ها مجبور می‌شوند گروهی از همرزمانشان را برای شرکت در عملیات پاکسازی در یکی از روستاهای لبنان، همراهی کنند. عملیاتی که ابتدا بی‌خطر به نظر می‌رسد اما همه‌چیز طبق تصورات اولیه پیش نمی‌رود و اوضاع با ورود یک اسیر سوریه‌ای و دو فالانژ (متحدان مسیحی اسرائیل در جنگ اول لبنان) بحرانی‌تر می‌شود و &#8230; .</p>
<h3><strong>از چشمی مرکاوا</strong></h3>
<p>منهای نماهای آغازین و پایانی که در فضای باز و یک مزرعه آفتاب‌گردان رخ می‌دهند، فیلم به‌تمامی داخل یک تانک مرکاوا روایت می‌شود و اتفاقات بیرون را فقط از طریق چشمی تانک و بی‌سیم زدن متوجه می‌شویم. مرکاوا از دستاوردهای قابل‌توجه ارتش اسرائیل در زمینه ماشین‌های جنگنده است و مخصوصاً از نظر زنده نگه داشتن سرنشینان، بین انواع تانک از شهرت ویژه‌ای برخوردار است؛ هرچند فلسطینی‌ها از انتفاضه دوم به این سو، در نابود کردن مرکاوا و خدمه‌اش، ماهرتر و قوی‌تر شده‌اند.</p>
<h3><strong>کلاستروفوبیک</strong></h3>
<p>در تاریخ سینما فیلم‌های زیادی با اتکا به فضایی محدود و شخصیت‌های معدود ساخته شده‌اند که اولین آن‌ها، و شاید هنوز هم بهترینشان، <strong>قایق نجات</strong> (۱۹۴۴) شاهکار آلفرد هیچکاک است. البته <strong>لبنان</strong> از جهت رخ‌دادن داخل یک ماشین جنگنده، بیشتر به <strong>زیردریایی</strong> (۱۹۸۱) اثر برجسته <strong>ولفگانگ پترسن</strong> شباهت دارد. چه فضای کلاستروفوبیک و چه لحن ضد جنگی که ساخته مائوز ادعایش را داشته به مراتب در <strong>زیردریایی</strong>، هنرمندانه‌تر و خلاقانه‌تر پرداخته شده و فیلم پترسن، با وجود طولانی‌تر بودن (حدود یک ساعت) ریتم بهتری دارد. اما نمی‌توان منکر شد که <strong>لبنان</strong> حداقل برای مخاطبان فیلم‌های جشنواره‌پسند و هنری، فیلم جذابی از آب درآمده و طرفداران خاص خودش را پیدا کرده است.</p>
<h3><strong>کی بود؟ کی بود؟ من نبودم!</strong></h3>
<p><strong>لبنان</strong> همچون انیمیشن <strong>والس با بشیر</strong>، که یک سال قبل از این فیلم ساخته شد، به‌عنوان اثری ضدجنگ مطرح می‌شود و درست مثل آن فیلم، بیش از آنکه واقعاً ضدجنگ باشد، ادایش را درمی‌آورد. چهار سرنشین مرکاوا، گویا چند آدم از همه‌جا بی‌خبر هستند. فرمانده تانک، اعتمادبنفس دستوردادن ندارد. یکی از نیروها حرف گوش نمی‌کند. توپچی دلش نمی‌آید شلیک کند! یکی هم که دلتنگ خانواده خویش است. فرمانده عملیات هم برخلاف ظاهر محکمش، بسیار شکننده است.</p>
<p>علی‌رغم توصیفاتی که از سربازان تانک‌نشین گفته می‌شود و می‌فهمیم که این اولین تجربه جنگی‌شان است، همه آن‌ها در دو چیز خلاصه می‌شوند و برای همین در حد تیپ مانده و تبدیل به شخصیت نمی‌شوند: یکی اینکه توان خشونت‌ورزی و جنگیدن ندارند و دیگر اینکه همه عصبی هستند!</p>
<p>انتخاب یک نظامی خشن بین سرنشینان تانک و تضادش با دیگر همرزمانش، می‌توانست <strong>لبنان</strong> را به اثر منطقی‌تر و بهتری تبدیل نماید اما همچون <strong>والس با بشیر</strong>، با ورود دو نیروی لبنانی فالانژ، تمام بار توحش و جنایت ارتش اسرائیل به دوش فالانژ‌ها حواله داده می‌شود. گویا اسرائیلی‌ها هرگز نمی‌خواهند جنایت‌های جنگی‌شان را قبول کنند. حتی در مورد استفاده از بمب فسفری توسط اسرائیلی‌ها، که طبق اسناد جنگی در جنگ لبنان اتفاق افتاده، در فیلم ابهام وجود دارد و فرمانده عملیات می‌گوید که ما به قوانین بین‌المللی احترام می‌گذاریم و از بمب فسفری استفاده نمی‌کنیم! امروزه، تماشای این لحظات اثر، برای ما که استفاده از بمب فسفری را توسط صهیونیست‌ها در حوادث بعد از طوفان‌الاقصی دیده‌ایم، شوخی است. البته شوخی‌ای که اصلاً خنده‌دار نیست!</p>
<p>چیزی که این روزها از ارتش اسرائیل دیده‌ایم، پذیرش نگاه غمخوارانه <strong>لبنان</strong> را به آن خانوادۀ لبنانی یا راننده‌ای که به اشتباه کشته می‌شود، سخت‌تر کرده و امروزه این نگاه بیش از غمخواری، ریاکارانه به نظر می‌رسد.</p>
<h3><strong>سربازی در اسرائیل</strong></h3>
<p>بی دست و پا بودن چهار سرباز اسرائیلی <strong>لبنان</strong> را صرفاً با بی‌تجربگیشان نمی‌شود توجیه کرد. اگر اتفاقات فیلم در ۱۹۴۸ یعنی سال تأسیس اسرائیل رخ می‌داد، می‌شد این نحوه از بازنمایی ارتش اسرائیل را پذیرفت. اما فیلم در سال ۱۹۸۲ اتفاق می‌افتد یعنی زمانی که روح نظامی‌گری در کل سرزمین‌های اشغالی گسترده شده بود.</p>
<p>می‌دانیم که بخش عمده قدرت ارتش اسرائیل، به نیروهای ذخیره‌اش برمی‌گردد. دختران و پسران اسرائیلی، پس از پایان خدمت، تا ۴۰ سالگی سرباز ذخیره محسوب می‌شوند. هر سرباز ذخیره هر سال چند روز به خدمت ذخیره فرا خوانده می‌شود تا توان نظامی‌اش افت شدیدی نکند و در صورت بروز یک بحران جنگی، ارتش حق دارد هر گاه که لازم بداند سربازان ذخیره را فرا بخواند!</p>
<h3><strong>فاکسترات</strong></h3>
<p>مائوز سعی کرد موفقیت نسبی <strong>لبنان</strong> را با <strong>فاکسترات</strong> (۲۰۱۷) تکرار کند. فاکسترات به یک خانوادۀ اسرائیلی می‌پردازد که خبردار می‌شوند پسرشان در خدمت سربازی کشته شده است. <strong>فاکسترات</strong> که برعکس <strong>لبنان</strong> در بی‌زمانی و بی‌مکانی سیر می‌کند، علی‌رغم دریافت شیر نقره‌ای جشنواره ونیز و امتیاز بالا از طرف منتقدان، به فیلمی الکن‌تر و بی‌موضع‌تر از <strong>لبنان</strong> تبدیل شده و تصویر سربازان مظلوم و ازهمه‌جا بی‌خبر فیلم اول مائوز را با کیفیتی پایین‌تر، تکرار می‌کند.</p>
<h3><strong>حرف آخر</strong></h3>
<p>ارتش اسرائیل هرچقدر در دنیای واقعی بی‌رحمانه رفتار کرده، سعی داشته در فضای سینما، چهره‌ای مثبت و انسانی از خود نشان بدهد. دو فیلم ساموئل مائوز هرچند از نظر سینمایی چندان ارزشمند نیستند (مخصوصاً فاکسترات) ولی از نظر بازنمایی ارتش اسرائیل توسط خود اسرائیلی‌ها، آثاری قابل‌توجه و مهم هستند. فایدۀ تولید این قبیل فیلم‌ها برای اسرائیل در این است که با تماشایشان، حداقل برخی از بینندگانی که چشم به سینمای جشنواره‌ای و هنری اروپایی دوخته‌اند، اخبار توحش‌های ارتش اسرائیل را در واقعیت، سخت‌تر باور می‌کنند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=160862">ضد جنگ از چشمی مرکاوا!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=160862</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آشوب به بهانه امنیت</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=159079</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=159079#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 25 Dec 2023 15:29:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[مخاطب خاص]]></category>
		<category><![CDATA[آشوب]]></category>
		<category><![CDATA[غزه]]></category>
		<category><![CDATA[فلسطین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=159079</guid>
		<description><![CDATA[<p>این روزها که شاهد کشتارهای اسرائیل علیه مردم غزه هستیم، رژیم صهیونیستی در فضای رسانه‌ای بسیار قدرتمندانه ظاهر شده است. به همین مناسبت در مجموعه گزارش‌هایی نگاهی خواهیم انداخت به برساخت اسرائیل در سینما و تلویزیون. با یک سوال مهم: هنر هفتم چه تصویری را از رژیم صهیونیستی ارائه می‌کند؟</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=159079">آشوب به بهانه امنیت</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong><strong> – </strong><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c">محسن خیابانی</a></strong><strong> : </strong>اگرچه رادیو و تلویزیون اسرائیل از همان سال تأسیس این کشور جعلی (۱۹۴۸) آغاز به کار کرد ولی استفاده از تلویزیون تا نیمۀ دوم دهۀ ۶۰ میلادی بین صهیونیست‌ها فراگیر نشده بود، یعنی زمانی که حدود ۱۰ سال از رونق‌یافتن تلویزیون در آمریکا و برخی کشورهای اروپایی می‌گذشت. البته اسرائیلی‌ها خیلی دیرتر از سایر نقاط جهان و در اوایل قرن ۲۱، به تولید روشمند و منظم سریال‌های تلویزیونی دست زدند. این رویکرد، متأثر از موج سریال‌های تلویزیونی موفق آمریکایی بود. آمریکایی‌‌ها در دهۀ ۹۰، تغییراتی اساسی در سیاست‌های شبکه‌های کابلی‌شان ایجاد کردند که نتیجه‌اش خیلی زود و مخصوصاً در سریال‌های شبکۀ HBO آشکار شد: مجموعه‌هایی موفق از نظر مالی یا انتقادی یا هر دو از قبیل <strong>OZ</strong>، <strong>شنود</strong> و<strong> سوپرانوز</strong>.</p>
<p>باید در نظر داشت که قبل از آن هم در آمریکا و برخی کشورهای اروپایی، سریال‌های موفقی تولید شده بود ولی عصر طلایی سریال‌های آمریکا که از سال‌های پایانی قرن بیستم آغاز شد، از نظر موفقیت مالی و انتقادی پشت سر هم در مجموعه‌های تلویزیونی، بی‌نظیر بود. البته این مسئله را نمی‌توان انگیزۀ اصلی اسرائیلی‌ها برای جدی‌گرفتن سریال‌سازی دانست.</p>
<p>رصد سینمای اسرائیل نشان می‌دهد که  تولید فیلم‌های سینمایی برای صهیونیست‌ها، بیشتر از جنبه‌های اقتصادی و هنری، از جهت رسانه‌ایش اهمیت داشته و دارد. در همین راستا، وقتی صهیونیست‌ها دریافتند که تماشای مجموعه‌های تلویزیونی موفق آمریکایی، در خاورمیانه به‌شدت رو به گسترش است و از طرفی دیگر این سریال‌ها در اقصی نقاط جهان همچون سفیرانی فرهنگی عمل می‌کنند، متوجه زمینه‌ای جدید و جدی برای کارهای رسانه‌ای‌شان شدند.</p>
<p><strong>همیشه پای نتفلیکس در میان است!</strong></p>
<p>موفق‌ترین یا دست‌کم یکی از موفق‌ترین سریال‌های تلویزیونی اسرائیل که توانسته دامنۀ محبوبیتش را از سرزمین‌های اشغالی فراتر ببرد، Fauda (آشوب) است. این سریال، که از شبکۀ Yes Oh در اسرائیل و توسط نتفلیکس در سطح بین‌المللی پخش می‌شود، به درگیری‌های رژیم صهیونیستی با فلسطینی‌ها می‌پردازد. <strong>آوی ایساچاروف</strong> و <strong>لیور راز</strong>، خالقین این سریال، مدعی شده‌اند که آشوب را بر اساس تجربیاتشان در نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) ساخته‌اند.</p>
<p>لیور راز بازیگر نقش اصلی سریال (دورون) هم هست. او یکی از چهره‌های نسبتاً مشهور سینما و تلویزیون اسرائیل محسوب می‌شود. از جمله آثاری که در آن‌ها بازی کرده می‌توان به سریال ناموفق و کنسل‌شدۀ بزن و دررو (۲۰۲۱) و فیلم مربی مهد کودک (نداو لاپید، ۲۰۱۴) اشاره کرد. او به واسطه بازی کنار پیمان معادی در فیلم شش زیرزمینی (مایکل بی، ۲۰۱۹) برای ایرانی‌ها شناخته شده‌تر است.</p>
<p><strong>ناگزیر از جذابیت</strong></p>
<p>فیلم‌های سینمایی اسرائیلی که عمدتاً کم‌خرج بوده و از چرخش در جشنواره‌های اروپایی ارتزاق مالی می‌کنند، دامنۀ اثرگذاری رسانه‌ای‌شان را هم، بین گردانندگان و مخاطبان همین جشنواره‌ها می‌جویند. سیاستگذاران فرهنگی اسرائیل، بارها به این مسئله اشاره کرده‌اند که کشور جعلی‌شان بیشتر از هر کشور دیگری در خاورمیانه، نامزد اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان شده است، دیگر اینکه همۀ این فیلم‌ها از دامنۀ محدود مخاطبان‌شان فراتر نرفته‌اند و اغلبشان فراموش شده‌اند، برایشان اهمیت چندانی ندارد، چون اسرائیلی‌ها از این فیلم‌ها به نتیجه‌ای که می‌خواسته‌اند، در همان محدوده از مخاطبان، رسیده‌اند، اما قضیۀ مجموعه‌های تلویزیونی برای اسرائیلی‌ها متفاوت است.</p>
<p>سریال‌های اسرائیلی مجبور بوده‌اند به جذابیت‌های ظاهری و تلاش برای دیده‌شدن توسط مخاطب عام، تن بدهند تا به هدف حداقلی خود (سوددهی مالی) و هدف حداکثری خود (القای تفکرات صهیونیستی) دست بیابند. <strong>آشوب</strong> در مجموع اثر خوش‌ساختی بین سریال‌های اکشن با تم جاسوسی و امنیتی محسوب می‌شود و تعلیق و غافلگیری‌هایش در کنار سکانس‌های درگیری، نزدیک به نمونه‌های موفق آمریکایی است.</p>
<p><strong>آشوب در فیلمنامه</strong></p>
<p>سریال <strong>آشوب</strong> البته از نظر فیلمنامه مشکلات فراوانی دارد. منطق روایی گاهی در یک اپیزود، چند بار دچار لغزش می‌شود. مسیر موفقیت نیروهای اسرائیلی به دفعات با رفتارهای غیرمنطقی و غیرعقلانی از سوی فلسطینی‌ها هموار می‌شود در حالی که می‌دانیم اگر فلسطینی‌ها در دنیای واقعی چنین کم‌هوش می‌بودند، تاکنون نمی‌توانستند با امکاناتی چنین اندک، خطراتی اینچنین بزرگ برای اشغالگران سرزمین‌هایشان ایجاد نمایند. پرداخت شخصیت‌ها از منطق روایی هم فاجعه‌بارتر است و بارها قربانی هیجان‌آفرینی باسمه‌ای سریال می‌شود.</p>
<p>بازی لیو راز در نقش اصلی سریال (دورون) در میمیک صورت و زبان بدن (مخصوصاً در نماهای مدیوم لانگ) مشکل دارد. نحوۀ تفنگ در دست‌گرفتن بازیگران تیم صهیونیستی، در برخی صحنه‌های اکشن گاهی حالتی مسخره به خود می‌گیرد، مسئله‌ای که با توجه به سابقۀ تمامی آن‌ها در ارتش اسرائیل، کمی عجیب به نظر می‌رسد. اما چیزی که باعث شده تمام نقص‌های سریال به چشم عموم مخاطبان نیاید، ریتم تند سریال و تعدد وقایع در هر قسمت است.</p>
<p><strong>در یک‌قدمی کنسل شدن</strong></p>
<p>تاکنون، چهار فصل از سریال <strong>آشوب</strong> پخش شده است. فصل اول آن در سال ۲۰۱۵ پخش شد و فصل چهارم در اوایل سال ۲۰۲۳. فصل چهارم با یک کلیف‌هنگر به پایان می‌رسد ولی در کل بعید به نظر می‌رسد، که فصل پنجمی در کار باشد. برخی از عوامل سریال بعد از حوادث ۷ اکتبر مجدداً به ارتش اسرائیل فراخوانده شده‌اند و در این میان، «متان مایر» که از عوامل اصلی تیم فنی سریال محسوب می‌شد، در جریان عملیاتی در شمال نوار غزه، کشته شد.</p>
<p><strong>از حماس تا حزب‌الله لبنان</strong></p>
<p>در دو فصل اول عمدۀ ماجراهای سریال آشوب ، در کرانۀ باختری رود اردن رخ می‌دهد. ماجراهای فصل سوم به نوار غزه و تونل‌های معروف آن هم کشیده می‌شود. اما فصل چهارم دامنۀ جغرافیایی رخدادهایش را تا بلژیک و لبنان گسترش می‌دهد. در سه فصل اول طرف درگیری اسرائیلی‌ها، نیروهای حماس هستند اما در فصل چهارم، صهیونیست‌ها در مقابل حزب الله لبنان قرار می‌گیرند و ضربه‌های اساسی‌تری می‌خورند.</p>
<p><strong>تصویر جعلی</strong></p>
<p>آشوب، به‌طور تمام و کمال در خدمت ساختن تصویری جعلی از اسرائیل به‌عنوان حکومتی دموکراتیک قرار دارد. بعد از طوفان‌الاقصی و جنایات دامنه‌دار اسرائیلی‌ها در نوار غزه، برخی سکانس‌های سریال، امروزه خنده‌دار به نظر می‌رسند. مثلاً در فصل دوم یکی از نیروهای حماس خطاب به یکی از نیروهای خودسر اسرائیلی می‌گوید: «از کی تا حالا حکومت اسرائیل، زندانی‌هایش را می‌کشد؟» یا در قسمت دوم فصل چهارم وقتی که اسرائیلی‌ها امام مسجدی را در بروکسل دزدیده‌اند تا سوالاتی از او بپرسند، امام مسجد به آن‌ها می‌گوید که همیشه پیروانش را به صلح با اسرائیلی‌ها فراخوانده است و دورون با مهربانی به او می‌گوید: «تو مرا یاد پدرم می‌اندازی، ما خودمان هم مخالف خشونتیم!»</p>
<p>هرچند سریال حتی سعی کرده با نشان دادن اعمال خشن از سوی صهیونیست‌ها، ادعا کند که یک‌طرفه به قاضی نرفته است. مثلاً در فصل دوم یکی از نظامیان اسرائیلی یک زن فلسطینی حامله را تهدید می‌کند که در صورت اعتراف نکردن، بچه‌اش را سقط خواهد کرد. گذشته از رهبران تشکیلات خودگردان فلسطین، رفتارهای معقولی را از سمت رهبران حماس هم شاهد هستیم. مثلاً در فصل سوم، رهبر نیروهای حماس در غزه، برخوردهای منطقی با مشکلات دارد یا ریشۀ خشونت‌ورزی‌های یکی از فلسطینی‌ها، کشته‌شدن زن و بچۀ بی‌دفاعش به دست اسرائیلی‌ها عنوان می‌شود.</p>
<p>چیزی که ماهیت دروغ‌پرداز این سریال را آشکار می‌کند، انکار جنایات صهیونیست‌ها در جای جای اثر است و آن جنبه‌هایی از جنایات صهیونیست‌ها هم که انکار نمی‌شود، به‌نحوی توجیه می‌گردد. مثلاً در فصل چهارم، حضور نیروهای اسرائیلی در تشییع جنازۀ یک شهید فلسطینی، جان خیلی از فلسطینی‌های بی‌دفاع را به خطر می‌اندازد ولی سریال به‌نحوی پیش می‌رود که انگار این حضور به نفع خود فلسطینی‌ها تمام می‌شود!</p>
<p><strong>فلسطینی خوب</strong></p>
<p>معقول‌ترین فلسطینی‌های این سریال افرادی هستند که با اسرائیلی‌ها دوستند و مرعوب آن کشور جعلی به‌عنوان جایی پیشرفته شده‌اند. شخصیت اصلی (دورون) اصالتاً از یهودیان بغداد است و در فصل دوم از طریق معرفی پدر دورون می‌خواهیم شاهد امکان‌پذیر بودن طرح دو دولتی‌ شدن در فلسطین باشیم. در قسمت هشتم فصل دوم، یکی از مسئولان رده‌بالا در تشکیلات خودگردان فلسطین، پسرش را به تل‌آویو می‌برد و از او می‌خواهد تا برخوردی صلح‌آمیز با اسرائیلی‌ها داشته باشد، چون اسرائیلی‌ها هم درست مثل فلسطینی‌ها، می‌خواهند در صلح و آرامش زندگی کنند و صنایعی را در فلسطین و یافا احداث کرده‌اند که نه مشابه دیگر بخش‌های خاورمیانه، بلکه شبیه به تأسیسات صنعتی در آمریکاست!</p>
<p><strong>سخن پایانی</strong></p>
<p>موفقیت مالی <strong>آشوب</strong> به تولید سریال‌های اسرائیلی مشابه مثل <strong>تهران</strong> منجر شد اما ماهیت پوشالی قدرت اسرائیل و ذات غاصب و جنایتکار آن، از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به این‌سو، بیش از پیش برملا شده و همین باعث شده برخی طرفداران سریال‌های امنیتی اسرائیل، از این آثار جعلی رویگردان بشوند. <strong>آشوب</strong> در نهایت می‌خواهد بگوید که صهیونیست‌ها همینی هستند که هستند و فلسطینی‌ها و دیگر کشورهای منطقه باید تن به تغییر و پذیرش صهیونیست‌ها بدهند. فعالیت‌های خبری چند ماه اخیر مسلمانان تا حدی این پندار شوم را خنثی می‌کند ولی مقابله با آشوب نیازمند تولید آثار امنیتی توسط کشورهای منطقه هم هست. از این رو تولید سریال‌هایی مثل <strong>گاندو (هرچند با کیفیتی بالاتر و با نگاه به بازار جهانی) </strong>در کشورمان، امری ضروری به نظر می‌رسد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=159079">آشوب به بهانه امنیت</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=159079</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قاب‌هایی که در تلویزیون ثبت شدند&#8230;</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=158722</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=158722#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 06 Dec 2023 10:51:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[مخاطب خاص]]></category>
		<category><![CDATA[صهیونیسم]]></category>
		<category><![CDATA[مدار صفر درجه]]></category>
		<category><![CDATA[وفا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=158722</guid>
		<description><![CDATA[<p>تلویزیون ایران با موضوع صهیونیسم آثار ارزشمندی را در کارنامه خود دارد. به بهانه اتفاقات اخیر نگاهی به مهم‌ترین این آثار خواهیم داشت.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158722">قاب‌هایی که در تلویزیون ثبت شدند&#8230;</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> &#8211; در دو قسمت قبلی این گزارش به آثار سینمایی ایرانی که با موضوع صهیونیسم ساخته شد اشاره داشتیم. در قسمت آخر به سریال‌های تلویزیونی می‌پردازیم. آثاری که البته چند سالی هست جای خالی‌شان در قاب سیما و شبکه نمایش خانگی احساس می‌شود.</p>
<p><strong>سریال «چشمان آبی زهرا»</strong></p>
<p>سریال «چشمان آبی زهرا» به کارگردانی علی درخشی و به قلم علی درخشی و سعید سلطانی همچنین تهیه‌کنندگی سیدعلیرضا سجادپور و سیداحمد میرعلایی و بازیگرانی همچون: جهانبخش سلطانی، حسین معلومی، جمشید جهانزاده و سومیتا حسام، روایتی از زندگی یک دختربچه فلسطینی است که در سال ۱۳۸۰ ساخته شد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Cheshmane-Abi-Zahra.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-158724" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Cheshmane-Abi-Zahra.jpg" alt="Cheshmane-Abi-Zahra" width="620" height="413" /></a></p>
<p>داستان این سریال درباره یکی از عوامل بلندپایه اسرائیل است که قصد حضور در انتخابات این کشور را دارد. او پسر نوجوان ناقص‌الخلقه‌ای دارد و همین موضوع باعث می‌شود تا یک گروه پزشکی را برای جست‌وجو در اردوگاه‌های مردم فلسطین، بسیج کند تا به دنبال تعویض اجزای بدن اشخاصی که از نظر پزشکی با فرزندش مشابهت دارند، بگردند که در این میان زهرا، دختر یکی از کشته‌شدگان فلسطینی، برای جابه‌جایی چشمش با فرزند او انتخاب می‌شود. از سوی دیگر برادر زهرا که از اعضای انتفاضه فلسطین است به دنبال یافتن خواهرش درگیر ماجراهای ناخواسته‌ای می‌شود.</p>
<p><strong>«وفا» و روایتی از جاسوسی اسرائیل</strong></p>
<p>سریال «وفا» درباره عشق جوانی ایرانی یهودی به نام ژوبین پناهی به دختری لبنانی-ایرانی به نام وفا است که به اتهام جاسوسی برای اسرائیل در ایران زندانی شده. او به دلیل مشکلات روحی و روانی ناشی از کشته شدن پدر و مادرش در انفجار بمبی در قبرس و دوری از دختر مورد علاقه‌اش (وفا) در تیمارستان بستری شده است. ژوبین توسط یک جاسوس اسرائیل که اسم مستعارش خرچنگ است از تیمارستان فراری داده می‌شود و پس از تغییر قیافه و با هویت جعلی همراه خرچنگ از ایران به اردن و منزل دیوید می‌رود؛ سپس او طبق نقشه قبلی دیوید برای دیدن وفا به لبنان می‌رود و بعد از مدتی، دیوید و خرچنگ به او می‌پیوندند. ژوبین پس از بی توجهی‌های وفا، واقعیت را به او و پدرش می‌گوید اما وفا از ژوبین می خواهد که به او فرصت دهد. بعد از چند روز، وفا پیشنهاد ژوبین را برای فرار قبول می‌کند و&#8230;</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Vafa.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-158725" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Vafa.jpg" alt="Vafa" width="620" height="413" /></a></p>
<p>پوریا پورسرخ، هانیه توسلی، فرهاد قائمیان، فرهاد اصلانی، الیزابت امینی، رضا ایرانمنش و بازیگران لبنانی عدی رعد، حسن عدنان، گیریتا غون و آنجو حمید در سریال تلویزیونی «وفا» به کارگردانی محمدحسین لطیفی بازی کرده‌اند و تیتراژ این سریال را نیز محمد اصفهانی خوانده بود.</p>
<p><strong>مداری که برای تلویزیون خوش درخشید</strong></p>
<p>«مدار صفر درجه» به نویسندگی و کارگردانی حسن فتحی، از جمله آثار درخشان تلویزیون بود. این سریال با بازی: شهاب حسینی، رؤیا تیموریان، مسعود رایگان، لعیا زنگنه، ایرج راد، مصطفی عبداللهی و… سوم اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۶ از شبکه اول سیما پخش شد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Madare-Sefr-Daraje.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-158726" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Madare-Sefr-Daraje.jpg" alt="Madare-Sefr-Daraje" width="620" height="413" /></a></p>
<p>داستان این سریال ماجرای سفر دانشجویی ایرانی به نام حبیب پارسا (شهاب حسینی) به فرانسه- به خاطر تحصیل در رشته فلسفه در دانشگاه پاریس – را نشان می‌دهد. ماجرا بر بستر جنگ جهانی دوم و شکل گرفتن صهیونیزم و تسلط تدریجی بر فلسطین می‌گذرد که طبیعتاً فضای داستان متأثر از این واقعه مهم تاریخی است. در زمان اعزام دانشجویان ایرانی به فرانسه و همچنین تحصیل آن‌ها در دانشگاه پاریس، جنگ جهانی دوم نیز در حال آغاز است. حبیب پارسا در دانشگاه با دختری یهودی به نام سارا استروک (ناتالی متی) آشنا می‌شود که اوایل، در کلاس با یکدیگر به مخالفت می‌پردازند که تدریجاً این مخالفت و سرکشی به عشق و تمایل بین این دو نفر مبدل می‌شود. ترور یهودیان به دست صهیونیست‌ها در ایران و اروپا و دنبال کردن سرنوشت دانشجویی ایرانی در فرانسه و رابطه عاطفی او با دانشجویی یهودی با سلسله حوادثی به یکدیگر مرتبط می‌شوند.</p>
<p><strong>ساخت انیمیشن «بازمانده» و ادای دین به زنده یاد سیف‌الله داد</strong></p>
<p>انیمیشن «بازمانده» هم به نویسندگی مهدی ابوهاشم محصول سال ۱۳۹۴ از تولیدات مرکز پویانمایی صبا با اقتباس از فیلم سینمایی «بازمانده» اثر زنده‌یاد سیف‌الله داد است که در ۴ قسمت ۳۰ دقیقه‌ای ساخته شد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Bazmandeh.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-158727" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Bazmandeh.jpg" alt="Bazmandeh" width="620" height="413" /></a></p>
<p>روایت قصه انیمیشن «بازمانده»، همان داستانِ فیلم سینمایی «بازمانده» است. تکنیک این فیلم سه‌بعدی کامپیوتری با استفاده از موشن کپچر است، یعنی بازی‌های شخصیت‌های داستان توسط بازیگران زنده صورت می‌گیرد که در «بازمانده» هنرمندان تئاتر نقش‌ها را بازی کرده‌اند و درنهایت نیز حرکات بدن آن‌ها به روی کاراکترهای این انیمیشن انتقال داده می‌شود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158722">قاب‌هایی که در تلویزیون ثبت شدند&#8230;</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=158722</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مترادف‌ها، تضادها و بحران هویت در سینمای لاپید</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=158702</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=158702#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 05 Dec 2023 11:02:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[مخاطب خاص]]></category>
		<category><![CDATA[مترادف‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نداو لاپید]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=158702</guid>
		<description><![CDATA[<p>این روزها که شاهد کشتارهای اسرائیل علیه مردم غزه هستیم، رژیم صهیونیستی در فضای رسانه‌ای بسیار قدرتمندانه ظاهر شده است. به همین مناسبت در مجموعه گزارش‌هایی نگاهی خواهیم انداخت به برساخت سینمایی اسرائیل. با یک سوال مهم: هنر هفتم چه تصویری را از رژیم صهیونیستی ارائه می‌کند؟</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158702">مترادف‌ها، تضادها و بحران هویت در سینمای لاپید</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> <strong>–</strong> <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c">محسن خیابانی</a></strong> :<strong>نداو لاپید</strong> یکی از چهره‌های نسبتاً مشهور سینمای اسرائیل محسوب می‌شود که حداقل در حیطۀ جشنواره‌ها و فهرست جمع‌بندی منتقدین در اواخر سال، تا حدی توانسته خودی نشان بدهد.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;"><strong>پرترۀ یک فیلمساز</strong></span></h3>
<p>او با همان نخستین فیلم بلندش (پلیس مرد، ۲۰۱۱) که دربارۀ بحران‌های هویتی یک پلیس اسرائیلی بود، شهرت اندکی برای خود دست‌وپا کرد. <strong>مربی مهدکودک</strong> (۲۰۱۴) بر دامنۀ سینمادوستانی که او را می‌شناختند، افزود. اثری که در چندین و چند جشنواه دیده شد تا در نهایت توسط اسرائیل برای رقابت در بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان به اسکار معرفی بشود. فیلم در سال ۲۰۱۸ در آمریکا با کارگردانی سارا کولانجلو و بازی مگی جیلنهال در نقش اصلی، بازسازی شد. سومین فیلم لاپید (مترادف‌ها، ۲۰۱۹) که تا به امروز موفق‌ترین اثرش محسوب می‌شود، در اولین حضور بین‌المللی‌ش خرس طلایی جشنوارۀ برلین و جایزۀ فیپرشی را از همین جشنواره دریافت کرد.</p>
<p>آخرین فیلم لاپید یعنی <strong>زانوی عهد</strong> (۲۰۲۱) به برهه‌ای ملتهب از زندگی یک کارگردان اسرائیلی می‌پردازد. عنوان این فیلم، معمولاً به اشتباه «زانوی احد» ترجمه شده است. «عهد» در عنوان این فیلم به «عهد تمیمی»، دختر مبارز فلسطینی اشاره دارد که در کرانۀ باختری رود اردن ساکن است. تمیمی از نوجوانی به‌خاطر کنشگری نسبت به نظامیان اسرائیلی و شهرک‌سازی غیرقانونی رژیم اشغالگر قدس در سرزمین‌های فلسطینیان، مشهور شد. در سال ۲۰۱۷، سیلی و لگدی که تمیمی به یک سرباز اسرائیلی زد، او را هشت ماه راهی زندان‌های رژیم صهیونیستی کرد و از او چهره‌ای خبرساز ساخت که ماهیت واقعی اسرائیل را افشا می‌کند.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;"><strong>سینما به مثابه رسانه</strong></span></h3>
<p>فیلم‌های لاپید را هم مثل دیگر محصولات سینمایی اسرائیل، بیشتر از آنچه که حقشان بوده تحویل گرفته‌اند چون اغلب این آثار، گرته‌برداری ضعیفی از سینمای جشنواره‌پسند اروپایی محسوب می‌شوند و آشکارا جزء فیلم‌هایی قرار می‌گیرند که در دیده‌شدنشان، جنبه‌های سیاسی و رسانه‌ای بر جنبه‌های هنری و زیبایی‌شناسانه چربش داشته است. با این وجود، نمی‌توان منکر شد که لاپید در همین چند فیلمش، توانسته تا حدودی به سبکی شخصی دست بیاید که او را نسبت به دیگر سینماگران رژیم اشغالگر قدس، متمایز می‌نماید.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;"><strong>بحران هویت</strong></span></h3>
<p>نداو لاپید از نخستین فیلمش دغدغۀ «هویت» داشته است. او خواسته یا ناخواسته، در آثارش بر بحران هویتی‌ای اشاره دارد که مختص ساکنین رژیم اشغالگر قدس است.</p>
<p>اگر این بحران در پلیس مرد، از دوپارگی هویت شخصیت اصلی بین زندگی کاری (به‌عنوان یک نظامی اسرائیلی) و زندگی خانوادگیش ریشه می‌گیرد، در مربی مهدکودک به مشکلات زنی در آستانۀ میانسالی تبدیل می‌شود که در یکی از فرازهای کوتاه ولی مهم فیلم، از اسرائیل به‌عنوان جامعه‌ای صحبت می‌کند که فقط تعداد اندکی از افرادش را یهودیانی تشکیل می‌دهند که از چندین و چند نسل قبل، ساکن فلسطین بوده‌اند. در این بخش از فیلم، به‌طور تلویحی در می‌یابیم با انبوه یهودیان مهاجر، مخصوصاً یهودیان اشکنازی و سفارادی که طی ۷۵ سال گذشته به این کشور جعلی مهاجرت کرده‌اند تا ملت یهود را بسازند، هنوز هویتی یکپارچه بین یهودیان رژیم اشغالگر قدس شکل نگرفته، چون به ضرب‌وزور که نمی‌شود «ملت» ساخت!</p>
<p>مسئلۀ هویت به یکی از نقاط قوّت نسخۀ اسرائیلی <strong>مربی مهدکودک</strong> نسبت به نسخۀ آمریکایی تبدیل می‌شود، چون شخصیت اصلی را از حالت تک‌بعدی خارج کرده و او را به شخصیتی تبدیل می‌نماید که با مشکلات جدی‌تری، دست به گریبان است.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;"><strong>گم‌شده در پاریس </strong></span></h3>
<p>مسئلۀ هویت در دو ساختۀ اخیر لاپید به‌شدت پررنگ می‌شود، مخصوصاً در <strong>مترادف‌ها</strong> که به‌نوعی فیلمی زندگی‌نامه‌ای محسوب می‌شود. <strong>مترادف‌ها</strong> که تا به امروز، موفق‌ترین فیلم سازنده‌اش قلمداد می‌شود، دربارۀ جوانی اسرائیلی به نام یوآف است که به فرانسه می‌گریزد تا از هویت خود به‌عنوان یک صهیونیست دست بکشد و به شهروندی پاریسی تبدیل بشود. عنوان فیلم از بخش‌هایی گرفته شده که یوآف، مشغول یادگیری واژگان مترادف در زبان فرانسوی است. اگرچه برخی منابع، ژانر فیلم را کمدی و درام ذکر کرده‌اند، اما مثل اغلب کمدی‌های جشنواره‌ای اروپایی، <strong>مترادف‌ها</strong> هم باعث خندیدنتان نخواهد شد!</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Synonyms2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-158703" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Synonyms2.jpg" alt="Synonyms2" width="1280" height="853" /></a></p>
<h3><span style="color: #ff0000;"><strong>مترادف‌ها یا متضادها؟</strong></span></h3>
<p><strong>مترادف‌ها</strong> برعکس عنوانش، ناظر بر تضادهاست. تضادهای یوآف با جامعۀ فرانسه، بخش مهمی از تمهیدات روایی و کارگردانی لاپید را شکل می‌دهد. گفتیم که مترادف‌ها را می‌توان فیلمی زندگی‌نامه‌ای قلمداد کرد، چون خود نداو لاپید مدتی برای تحصیل در فرانسه زندگی کرده و سعی داشته تا برای همیشه در آنجا ساکن بشود، اما تلاش‌هایش به نتیجه نرسیده و در نهایت به اسرائیل بازگشته است.</p>
<p>فیلم تا حد زیادی بر پیش‌زمینه‌های ذهنی بینندگان از اسرائیل استوار است وگرنه ما هیچ‌چیز خاصی از زندگی گذشتۀ شخصیت اصلی در کنار خوانوادۀ صهیونیستش نمی‌بینیم و گذشتۀ او صرفاً در خاطرات سربازی‌ش خلاصه شده است. حضور پدر یوآف در اواخر فیلم هم، مشکلی را حل نمی‌کند. به همین خاطر، به نظر می‌آید سخنان کلی منتقدان دربارۀ تفاوت‌های فرهنگی اسرائیل و فرانسه در این فیلم، بیشتر الصاقی است تا برآمده از دل اثر.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;"><strong>انتقاد به سبک صهیونیستی</strong></span></h3>
<p>یوآف در طول فیلم، بارها اسرائیل را نقد می‌کند و از آن به‌عنوان جامعه‌ای خشن و فاسد یاد می‌کند اما فیلم در خدمت همان فضای دموکراتیک جعلی‌ای قرار می‌گیرد که اسرائیل همیشه سعی در تبلیغش داشته است. در <strong>مترادف‌ها</strong>، نگاه لاپید به فرانسه و پاریس هم چندان مثبت نیست و آنان را چنان به دیدۀ تحقیر می‌نگرد که همان وجهه انتقادی از اسرائیل هم کم‌رنگ می‌شود.</p>
<p>از بدو تأسیس کشور جعلی اسرائیل، همواره یهودیانی بوده‌اند که در گریز از تعصبات صهیونیست‌ها، سرزمین‌های اشغالی را ترک کرده‌اند و این با تلاش‌های رژیم صهیونیستی، که در راه رسیدن به اهدافش همواره سعی داشته اسرائیل را بهشت یهودیان بر روی زمینْ جا بزند، در تضاد قرار می‌گیرد.</p>
<p>اگرچه مترادف‌ها با پایان بازش، فرجام دقیقی را برای یوآف مشخص نمی‌کند اما چند بار در فرازهای پایانی اثر می‌شنویم که او به اسرائیل بازخواهد گشت. شبیه به انتقادهای باسمه‌ای هالیوود از آمریکا که: ما آمریکایی‌ها مشکلاتی داریم ولی کشورهای دیگر از ما بدتر هستند؛ فیلم‌های انتقادی اسرائیلی (از جمله <strong>مترادف‌ها</strong>) هم در نهایت به اینجا ختم می‌شوند: البته که اسرائیل مشکلاتی دارد، ولی برای یک یهودی، جایی بهتر از اسرائیل وجود ندارد!</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158702">مترادف‌ها، تضادها و بحران هویت در سینمای لاپید</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=158702</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>«جنگل پرتقال»؛ روبرویی و مواجهه ساختارهای شخصیت با یکدیگر</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=158639</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=158639#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 03 Dec 2023 10:27:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[مخاطب خاص]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[آرمان خوانساریان]]></category>
		<category><![CDATA[جنگل پرتقال]]></category>
		<category><![CDATA[رسول صدرعاملی]]></category>
		<category><![CDATA[سارا بهرامی]]></category>
		<category><![CDATA[محمدحسن موحدی]]></category>
		<category><![CDATA[میرسعید مولویان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=158639</guid>
		<description><![CDATA[<p>بعد از اکران «جنگل پرتقال» به کارگردانی آرمان خوانساریان در سینماها، محمدحسن موحدی روانشناس و کارشناس سینما در یادداشتی به این فیلم سینمایی پرداخت.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158639">«جنگل پرتقال»؛ روبرویی و مواجهه ساختارهای شخصیت با یکدیگر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong><strong> &#8211; </strong><strong>محمدحسن موحدی</strong><strong>:</strong> شاید «جنگل پرتقال» را بتوان از حیث سوژه‌ای که کار کرده است، در بین فیلم‌های خوب سینمای یک دهۀ اخیر دید؛ زیرا که انتقاد به هر جامعه‌ای در بستر فیلم مشکلات زیادی را برای عوامل ایجاد می‌کند و این موضوع دربارۀ جامعۀ هنری ما پررنگ‌تر است؛ اینکه بتوانی جامعه هنری و مخصوصاً روشنفکر را به چالش بکشی، کمتر در سینمای ایران اتفاق افتاده است؛ چه اینکه جامعۀ روشنفکر ایرانی متاسفانه علاوه بر شعار آزادی بیان، به شدت در برابر انتقاد حساس است.</p>
<p>من می‌خواهم در این متن به عنوان یک روانشناس،  «جنگل پرتقال» را از دید روان‌تحلیلی نگاه کنم و در این راستا هم از نظریۀ ساختارهای شخصیت فروید و هم نظریۀ کهن‌الگوهای یونگ استفاده می‌کنم.</p>
<p>فیلمنامۀ «جنگل پرتقال» را می‌توان در قالب ساختارهای شخصیت فروید تحلیل کرد. شاید شخصیت «علی» یا «سهراب» بهاریان به نوعی بین «من» و «فرامن» تردد کند. «من» نماد عقلانیت اجتماعی است و «فرامن» نماد وجود آرمانی و وجدان است. اما ساختار دیگری در شخصیت فرویدی وجود دارد که محل تکانه‌های لذت و خشم است. در واقع آزارگری جنسی «سهراب» را می‌توان جزو این نهاد دانست. نهادی که بدان ED گفته می‌شود و انگار روکشی که روی نهاد خشم یا لذت خود کشیده است نه من یا ego  بلکه فرامن است. انگار آقای نمایشنامه‌نویس سعی می‌کند که فرامنی Super ego متورم را به نمایش بگذارد و ego یا من از بین رفته و عقلانیت از روی او برداشته شده است اما در سکانس‌های پایانی فیلم ego که وظیفۀ مدیریت و سازماندهی نهاد خشم و لذت و فرامن (من آرمانی) را دارد، وارد شده و کار را دست می‌گیرد و سهراب بهاریان تصمیمی عاقلانه از نظر اجتماعی می‌گیرد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/10/Jangale-Porteghal.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-158114" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/10/Jangale-Porteghal.jpg" alt="جنگل پرتقال" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>اما از بُعد کهن‌الگوهای یونگ، به نظر می‌رسد شخصیت اصلی در نیمۀ اول فیلم «پرسونا»ی خویش را به نمایش می‌گذارد. «سهراب بهاریان» ( با بازی میرسعید مولویان) اگرچه معلمی سخت‌گیر است و سخت‌گیری او را به شکل اخراج پنج دانش‌آموز در سه روز می‌بینیم، اما ظاهراً مشکلی ندارد. فقط کمال‌گراست و توقعات بالایی از دانش‌آموزان خود دارد. هرچند که نیمۀ دیگر او را در اهمال‌کاری‌اش برای آوردن مدرک تحصیلی خود برای مدرسه می‌بینیم. اتفاقاً همین کمال‌گرایی و اهمال‌کاری هم از اجرای نمایشنامه او جلوگیری کرده است. «پرسونا»ی «سهراب بهاریان» همین است یعنی یک الگوی اجتماعی‌ای که برای دیگران ساخته است و اتفاقا بسیار فرهیخته به نظر می‌آید. اما وقتی مدیر از او می‌خواهد که مدرک تحصیلی‌اش را بگیرد و او مجبور است به شهر تحصیلش برگردد، با نیمۀ درونی او برخورد می‌کنیم. ورود او به شهر تنکابن برای گرفتن مدرک تحصیلی‌ای که اهمال‌کارانه چند سال از گرفتنش می‌گذرد، انگار راه ورود به دنیای درون اوست. حالا او انگار به واقعیت خود نزدیک می‌شود و دیگر با آن نقاب اجتماعی فرهیخته و باسواد روبرو نیستیم. اتفاقاً به درستی هم نام گذشته او یعنی «علی» را می‌شنویم. به نظر می‌رسد صحنۀ روبرویی او با «مریم» دختر عاشق‌پیشۀ سالهای دانشجویی، نقطۀ عطف مواجهه کهن‌الگوی «پرسونا» با واقعیت است. در ابتدا حتی این کهن‌الگو خاطرات جعلی می‌سازد و سعی می‌کند به درون فراموش شده دروغ بگوید اما در سکانس روبرو شدن «مریم» با «علی» (سهراب) روبرویی این دو ساختار شخصیت به اوج می‌رسد. بعد از این صحنه است که ما شاهد شخصیت واقعی او هستیم. کاراکتری که در آن نقاب از روی صورت برداشته شده است. روبرو شدن با خود واقعی که به نوعی آزارگر هم بوده است، دردناک است و ما می‌بینیم که علی پس از مدت زیادی ترک الکل، دوباره مصرف می‌کند و اتفاقاً همین مصرف الکل کلیه قید و بندهای فرد را برمی‌دارد و او نمایشنامه‌ای را که برای هیچ‌کس تا به حال تعریف نکرده است، ناگهان برای عده‌ای از دانشجویان غریبه در مهمانی تعریف می‌کند. البته در واقعیت هم چنین است، استفاده از الکل قید و بندهای  فرد را برداشته و عقلانیت اجتماعی او را از بین می‌برد. بعلاوه چیز دیگری که در شخصیت «علی بهاریان» به درستی جامعۀ روشنفکری می‌بینیم، خودشیفتگی است. البته شاید اینکه او می‌خواهد در چهارچوب کمال‌گرایانه خود هم پیش برود، بی‌تاثیر نیست؛ چه اینکه او حتی نمایشنامه‌نویسان همکلاسی خود را به تمسخر می‌گیرد و جایگاه خودش را با آنها مقایسه می‌کند و اگر در قالب نظریه کهتری-مهتری آلفرد آدلر بدان نگاه کنیم، او دوست ندارد در جایگاه کهتر(کوچکتر) قرار گیرد و سعی می‌کند با جبران و تمسخر همکلاسی‌اش که حالا در تنکابن کارگردان مشهوری است، خودش را به جایگاه بزرگتر برساند. اما در نیمۀ آخر فیلم شاهد هستیم همان همکلاسی کارگردان به او ابراز لطف می‌کند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Jangale-Porteghal2.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-158641" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Jangale-Porteghal2.jpg" alt="Jangale-Porteghal2" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>سکانس‌های پایانی فیلم به نوعی مواجهه، پذیرش و آشتی «علی» با «سهراب» است. در واقع در آغوش کشیدن پرسونا و خود واقعی فرد که در زیر آن پنهان شده است. بخشش «مریم» می‌تواند «سهراب» را با «علی» واقعی که از آن به دلیل اشتباهات و آزارگری‌هایش فراری بود، آشتی دهد و برای این موضوع ارزشمندترین چیز را باید وسط گذاشت. صفحۀ موسیقی‌ای که یادگار پدر است. «سهراب» جایی می‌گوید: «از این شهر که رفتم، یک روز خوب هم نداشتم و اگر تو مرا نبخشی، حالم خوب نیست»؛ آری انگار فاصله نقاب اجتماعی با خود واقعی در همین بخشش نهفته است و اگر او بخشیده نشود، حالش خوب نخواهد بود. سکانس آخر، عبور او از الموت انگار عبور از همان پرسوناست. عبوری که سخت است و فقط با پاترول رخ می‌دهد. عبوری که گذشته را در خود نهفته می‌کند و اتفاقاٌ خاطرات گذشته آزارگر قرار است از ایران برود.</p>
<p>اگرچه فیلمنامۀ «جنگل پرتقال» را از حیث نقد اجتماعی و حرکت در تحلیل‌های روانکاوانه می‌توان ستود و به نظر می‌رسد راه را به درستی رفته باشد؛ اما در اجرا به شدت با ریتمی کند و آزاردهنده همراه هستیم به طوریکه حتی تغییر لوکیشن‌های مختلف در فیلم و یا چیدمان زیبای صحنه هم نمی‌تواند از خستگی مخاطب جلوگیری کند. نیمۀ ابتدایی فیلم بیش از حد کش آمده است و تا بخواهد مخاطب را وارد فضای دراماتیک و درگیری حسی کند، زمان زیادی می‌گذرد. به همین روی، مخاطب درگیر نشده ترجیح نمی‌دهد که روی صندلی‌ها برای ادامۀ تماشای فیلم بنشیند. حتی نیمۀ دوم فیلم هم که بعد از گذشت از نقطۀ عطف رخ می‌دهد، آنچنان میخکوب‌کننده نیست.</p>
<p>در واقع دربارۀ «جنگل پرتقال» می‌توان گفت: محتوایی خوب در فرمی بد عرضه شده است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158639">«جنگل پرتقال»؛ روبرویی و مواجهه ساختارهای شخصیت با یکدیگر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=158639</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شیرینی دروغین</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=158452</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=158452#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 18 Nov 2023 15:51:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[مخاطب خاص]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینی‌پز]]></category>
		<category><![CDATA[فلسطین]]></category>
		<category><![CDATA[محسن خیابانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=158452</guid>
		<description><![CDATA[<p>این روزها که شاهد کشتارهای اسرائیل علیه مردم غزه هستیم، رژیم صهیونیستی در فضای رسانه‌ای بسیار قدرتمندانه ظاهر شده است. به همین مناسبت در مجموعه گزارش‌هایی نگاهی خواهیم انداخت به برساخت سینمایی اسرائیل. با یک سوال مهم: هنر هفتم چه تصویری را از رژیم صهیونیستی ارائه می‌کند؟</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158452">شیرینی دروغین</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> <strong>–</strong> <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c">محسن خیابانی</a></strong> : گردش اقتصادی سینما در اسرائیل، هم‌چون اغلب کشورهای اروپایی بر تولید اشتراکی و اقتصاد مبتنی بر نمایش فیلم در جشنواره‌ها، استوار بوده است. تولیدات مشترکی که عمدتاً در همکاری با کشورهای اروپایی حاصل شده و بیشتر از همه در جشنواره‌های اروپایی عرضه شده‌اند. از همین رو فیلم‌های رژیم اشغالگر قدس، از حیث زیبایی‌شناسی، پیرو سینمای اروپا بوده‌اند.</p>
<p><strong>شیرینی‌پز</strong> (اُفیر رائول گریزر، ۲۰۱۷)، مثال خوبی در این زمینه محسوب می‌شود. اثری که محصول مشترک اسرائیل با آلمان است. آلمان در کنار فرانسه، بیشتر از هر کشور اروپایی دیگری در تولید فیلم با رژیم اشغالگر قدس همکاری می‌کند. نخستین نمایش شیرینی‌پز هم در جشنوارۀ برلین اتفاق افتاد، جشنواره‌ای که یکی از سیاسی‌ترین فستیوال‌های سینمایی جهان قلمداد می‌شود. پس از آن، فیلم در چندین و چند جشنوارۀ سینمایی دیگر به نمایش در آمد. در نهایت، اسرائیل، شیرینی‌پز را به‌عنوان نمایندۀ خود در بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان به اسکار ۲۰۱۸، معرفی کرد.</p>
<p><strong>خلاصه داستان</strong></p>
<p>توماس، یک شیرینی‌پز جوان و منزوی آلمانی، با یک مرد اسرائیلی متأهل به نام اورن، که اغلب برای شغلش به برلین سفر می‌کند، وارد رابطه‌ای نامشروع می‌شود. پس از یکی از بازگشت‌های اورن به اسرائیل، تماس‌های توماس به او بی‌پاسخ می‌ماند. توماس در نهایت متوجه می‌شود اورن در یک تصادف در اسرائیل مرده است. او تصمیم می‌گیرد به بیت‌المقدّس برود تا از کافه بیوۀ اورن (آنات) بازدید نماید. توماس بدون فاش نمودن هویت خود، در آشپزخانۀ کافهْ شغلی پیدا کرده و آپارتمانی را در شهر اجاره می‌کند. در ابتدا او اجازه ندارد که شیرینی و غذا بپزد، زیرا کافه را در معرض خطر از دست دادن گواهینامه کوشر قرار می‌دهد. آنات کم‌کم به توماس اجازه می‌دهد تا در تولید غذاها مشارکت کند. در همین حین، رابطه‌ای عاطفی بین این دو شکل می‌گیرد.</p>
<p><strong>کوشر چیست؟</strong></p>
<p>به مجموعه قوانین قوم یهود که ناظر بر خوردن و آشامیدن هستند، قوانین کوشر می‌گویند. بعضی از قوانین کوشر با احکام اسلامی خوردن و آشامیدن یکی هستند. مثلاً یهودی‌ها مانند مسلمانان، خوردن گوشت خوک را حرام می‌دانند. اما قوانین کوشر تفاوت‌های مهمی با احکام حلال در دین اسلام دارد. مثلاً گوشت شتر در تمام مذاهب و فرقه‌های دین اسلام، حلال است ولی قوانین کوشر، خوردن گوشت شتر را برای یهودی‌ها ممنوع می‌نماید. در دین اسلام، مجموع آراء فقهی شیعه و اهل سنت بر آن است که مسلمان بودن شخص آشپز، واجب نیست. یعنی گوشت به کار رفته در غذاهای گوشتی حلال، باید حاصل ذبح شرعی حیوان حلال‌گوشت باشند و اگر یک غیرمسلمان ذبح شرعی را انجام داده باشد، غذا همچنان حلال است. اما در کوشر، یهودی‌ها فقط مجاز هستند غذاهایی را بخورند که توسط یهودی‌ها تهیه شده باشد. توضیح دربارۀ جزئیات کوشر در این مجال نمی‌گنجد و همین میزان برای توضیح کارکرد دراماتیک آن در فیلم شیرینی‌پز، کفایت می‌کند.</p>
<p><strong>مقلّد</strong></p>
<p>شیرینی‌پز یکی دیگر از همان درام‌های عاشقانۀ معمولی و قراردادی اروپایی است که دستاورد سینمایی قابل‌توجهی  ندارد. کارگردانی گریزر بسیار تخت و غیر خلاقانه است و در سکانس‌های عاشقانه، مانع از نزدیکی حسی مخاطب به شخصیت‌هایش می‌شود در حالی که سر تا پای فیلم داد می‌زند که عکس این قضیه هدف سازندگان بوده است.</p>
<p>فیلمنامۀ اثر در انگیزه‌بخشی به شخصیت‌ها در روابط عاشقانه، مشکل دارد. دلایل شکل‌گیری رابطۀ توماس و اورن برای ما نامکشوف می‌ماند. تلاش رسانه‌های صهیونیستی و هالیوود (که نفوذ صهیونیسم در آن بر کسی پوشیده نیست) طی دو دهۀ اخیر برای دفاع از همجنسگرایی با اصرار بر تفاوت آن با همجنس‌بازی، بر کسی پوشیده نیست. شیرینی‌پز، میراث شوم این نگرش را به ارث می‌برد تا ماجرای عشقی پرشور را بین دو مرد به تصویر بکشد. وقتی درمی‌یابیم اورن قصد داشته از زنش جدا بشود تا با توماس زندگی کند، چنتۀ خالی فیلمنامه در توصیف این علاقه و ریشه‌هایش، ماهیت تحمیلی و دروغینش را آشکار می‌کند. از طرفی شکل‌گیری رابطۀ توماس با آنات او را تبدیل به یک همجنسباز می‌کند، چیزی که حتی با معیارهای مخدوش اخلاقی‌ای که رسانه‌های غربی سعی در تبلیغش دارند، یک ناهنجاری محسوب می‌شود.</p>
<p>منهای توماس، اورن و آنات که تا حدودی به شخصیت نزدیک می‌شوند، دیگر آدم‌های فیلم در حد تیپ باقی می‌مانند. شیرینی‌پز حتی در منطق روایی هم مشکلاتی جدی دارد. مثلاً وقتی در اواخر فیلم، آنات شیرینی‌هایی به خوبی دست‌پخت‌های توماس درست می‌کند، ما در سکانس‌های قبلی مربوط به آموزش شیرینی‌پزی توماس به آنات، هیچ نشانه‌ای از پیشرفت زن ندیده‌ایم.</p>
<p><strong>شهر در امن و امان</strong></p>
<p>عمدۀ ماجراهای شیرینی‌پز در بخش‌های صهیونیست‌نشین بیت‌المقدس رخ می‌دهد امّا دوربین و نگاه فیلمساز، حتی در حد یک نما، نیروهای نظامی و شبه‌نظامی ساکن در این مناطق را نشان نمی‌دهد. اگرچه در یکی از سکانس‌های فیلم، برادر شوهر آنات، سربسته به او می‌گوید که توماس چون اسرائیلی نیست نباید در کافۀ او کار کند، اما فیلم در مجموع، کل تعصبات قومی و سرزمینی صهیونیست‌ها را به قوانین کوشر فروکاهیده است.</p>
<p>توماس به‌خاطر اینکه یهودی نیست حق پختن شیرینی را در کافۀ آنات ندارد ولی وقتی در فرآیند پخت دخالت می‌کند، با شیرینی‌های خوش‌مزه‌اش به کافۀ آنات رونق می‌بخشد. این مسئله در نهایت باعث می‌شود که کافۀ آنات، تأییدیۀ کوشر را از دست بدهد. در اواخر فیلم که توماس به برلین بازگشته، کافه همچنان فاقد گواهی کوشر است اما مشتری‌هایِ صهیونیستِ (مثلاً) غیرمتعصبی را می‌بینیم که آن‌جا را شلوغ نگه داشته‌اند. این هم از تعصب‌زدایی از اسرائیلی‌ها!</p>
<p><strong>چه آشی برایمان پخته‌اند؟</strong></p>
<p>فیلم‌هایی مثل شیرینی‌پز سعی دارند با عادی نشان دادن شرایط مناطق اسرائیلی‌نشین و نپرداختن به حضور نظامیان یا شبه‌نظامیان صهیونیست، تفکر نظامی‌گری را در صهیونیست‌ها، کتمان نمایند. چنین فیلم‌هایی هم در جا زدن اسرائیل به عنوان جامعه‌ای دموکراتیک کاربرد دارند و هم به گسترش صنعت گردشگری آن کمک می‌کنند.</p>
<p>اسرائیلی‌های فیلم شیرینی‌پز، افرادی هستند که از چشیدن یک کیک حسابی ذوق‌زده می‌شوند، هر شنبهْ در عید شبث میهمانی می‌گیرند و این عید را با مهربانی به هم تبریک می‌گویند و در نهایت، مهم‌ترین دغدغۀ صهیونیست‌های متعصب‌ فیلم، این است که غذایشان را لزوماً یک یهودی پخته باشد! برای فروریختن این فریب نیاز نیست به جنایات یکی دو ماه اخیر صهیونیست‌ها در نوار غزه نگاه کنیم. فقط کافی است به فرآیند شهرک‌سازی اسرائیلی‌ها در بخش‌های شرقی بیت‌المقدس نگاه کنیم. جایی که طبق قوانین بین‌المللی متعلق به فلسطینی‌هاست ولی اسرائیلی‌ها به مرور زمان و با آواره‌کردن بسیاری از فلسطینی‌ها، در آن‌ها پیشروی کرده‌اند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158452">شیرینی دروغین</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=158452</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عشق است و آتش و خون</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=158371</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=158371#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 12 Nov 2023 14:06:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[مخاطب خاص]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[صهیونیسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=158371</guid>
		<description><![CDATA[<p>سینمای ایران با موضوع صهیونیسم آثار ارزشمندی را در کارنامه خود دارد. به بهانه اتفاقات اخیر نگاهی به مهم‌ترین این آثار خواهیم داشت.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158371">عشق است و آتش و خون</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> &#8211; در <a href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158276">بخش اول</a> این گزارش آغاز مسیر با فیلم‌های «سرب» و «بازمانده» مورد توجه قرار گرفت. اما سینمای ما فقط دو فیلم با محوریت اتفاقات فلسطین نداشته است&#8230; .</p>
<p><strong>* عاشقانه‌های دهه </strong><strong>۶۰</strong><strong>؛</strong></p>
<p>دهه شصت شمسی با یک عاشقانه در موضوع اسرائیل و فلسطین به پایان رسید. به واسطه فیلمی با عنوان «آتش پنهان» که حبیب کاوووش آن را ساخته بود. این اثر که تولید سال ۱۳۶۹ است داستان ژاکوب، یک یهودی لبنانی الاصل، را روایت می‌کند که در یک میهمانی، به همراه تعدادی از نزدیکانش به دست گروهی که به لباس رزمندگان فلسطینی درآمده اند کشته می شود. خواهر و دختر ژاکوب، سارا، از این حمله جان سالم به درمی برند. رزمندگان فلسطینی که درمی یابند هدف اسرائیلی ها از این ماجرا برانگیختن افکار عمومی علیه مبارزه ی آنها است مسببان اصلی واقعه را افشا می کنند. سارا پس از شرکت در یک عملیات ناموفق تروریستی علیه ابوخلیل و فرزندش ابوعلی درمی یابد که نامزد اسرائیلی اش طراح و مجری توطئه قتل پدرش بوده است. نظامیان اسرائیلی برای مقابله دست به اقدام تلافی جویانه می زنند و گروهی از رهبران فلسطینی، از جمله ابوخلیل، را دستگیر می کنند. به دنبال این ماجرا دو رزمنده ی فلسطینی در یک عملیات انتحاری ستاد فرماندهی نیروهای اسرائیلی را منهدم می کنند.</p>
<p><strong>* دهه </strong><strong>۷۰</strong><strong> در کرانه؛</strong></p>
<p><strong>«لبنان عشق من» ساخته حسن کاربخش (۱۳۷۴)</strong></p>
<p>ماری، دختری فرانسوی از گروه صلیب سرخ فرانسه به کمک آسیب دیدگان جنگ نیروهای اسراییلی و مسلمانان در لبنان آمده است. او و همکارانش هنگامی که تعدادی از بچه های بی سرپرست را از خیابان جمع کرده اند، توسط نیروهای اسراییلی در جاده متوقف می شوند. اسراییلی ها که حضور نیروهای صلیب سرخ را به عنوان شاهدان جنایت های خود مزاحم می بینند؛ آمبولانس را منفجر می کنند. ولی ماری موفق به فرار می شود. از طرفی، دو جوان مسلمان که همرزم مجروح خود، ابوقاسم را حمل می کنند، در میانه راه با ماری همسفر می شوند. با هجوم نیروهای اسراییلی که در تعقیب گروه مسلمانان بوده اند، ابوقاسم که پسرش قبلاً شهید شده و همسرش چشم انتظار اوست، خود را در مقابل اسراییلی ها قرار می دهد و با شهادت خود، عده زیادی از مهاجمان را نیز از طریق مواد منفجره ای که به خود بسته، نابود می کند. دو مبارز مسلمان و ماری به کمک کایت از ارتفاعات به سوی مقصد خود پرواز می کنند.</p>
<p><strong>«هفت سنگ» ساخته عبدالرضا نواب صفوی (۱۳۷۶)</strong></p>
<p>دیوید پسر خاخام الیاس مشوه شمعون پس از سال ها اقامت در هلند و پایان تحصیلاتش برای زیارت و ملاقات با شخصی به نام شیخ کریم وارد فلسطین می شود. خاخام که قصد دارد پسرش را در الخلیل نگه دارد و برای آینده ی او در دستگاه حکومتی صهیونیست ها امیدها دارد، دیوید را به مقامات معرفی می کند. اما مأموران موساد که از مقاصد دیوید مطلع شده اند به دنبال او می روند…</p>
<p><strong>«قاعده بازی» ساخته عبدالرضا نواب صفوی (۱۳۷۶)</strong></p>
<p>یک هواپیمای ۴۷۴ که از وین عازم تل آویو است، توسط نیروهای مبارز فلسطینی ربوده می شود و ۳۵۰ نفر مسافر آن به گروگان گرفته می شوند. دولت صهیونیستی برای استفاده ی تبلیغاتی، ترجیح می دهد که مسافران به نحوی از بین بروند و درصدد نقشه ای برای انجام این برنامه برمی آید. مبارزان فلسطینی برای نجات جان مسافران سعی می کنند نقشه ی صهیونیست ها را خنثی کنند.</p>
<p><strong>* اوج‌گیری در دهه </strong><strong>۸۰</strong><strong>؛</strong></p>
<p><strong>«قناری» ساخته جواد اردکانی (۱۳۸۲)</strong></p>
<p>فارس پسرک خردسال فلسطینی که لکنت زبان دارد، قناری کوچکی را از پدر سیمون هدیه می گیرد. اما به سفارش پدر سیمون باید برای قناری خود محیطی آرام و کم سر و صدا ایجاد کند تا قناری بتواند برایش آواز بخواند. تلاش فارس برای یافتن محیط امن و آرام او را با مسائل مختلفی روبرو می کند. «قناری» روایتی از تلاش یک کودک فلسطینی برای یافتن محلی آرام در دل هجوم و هیاهوی دشمن است.</p>
<p><strong>«هیام» ساخته محمد درمنش (۱۳۸۲)</strong></p>
<p>حسان ـ متولد حیفا، دانشجوی ممتاز مهندسی و تبعه انگلستان ـ برای ازدواج با دختر مورد علاقه‌اش هیام، از انگلستان عازم اردوگاه جنین در فلسطین اشغالی می شود. او قصد دارد پس از مراسم ازدواج با همسرش برای ادامه تحصیل به انگلستان برگردد. جشن عروسی آن دو در یک محفل کوچک اما گرم برگزار می شود. حمله گسترده اسراییل به اردوگاه جنین به زوج جوان اجازه نمی دهد این دو، رنگ آرامش را بینند. آنها که عازم انگلستان هستند در ایست بازرسی نیروهای اسراییلی از یکدیگر جدا می شوند. وقتی حسان به نوع برخورد مأموران با آنها اعتراض می کند، او را بازداشت می کنند. نیروهای اسراییلی به حمله های خشونت‌باری علیه فلسطینی ها دست می زنند. حسان، پس از رهایی از بازداشتگاه ها در عین تیراندازی مأموران به انقلابیون فلسطینی زخمی می شود اما خود را به همسرش می رساند و به او می گوید تا با هم از منطقه بگریزند و خود را به انگلستان برسانند. هیام پیشنهاد شوهرش را نمی پذیرد و می گوید وقتی مادر، برادر و همه فلسطینی ها در اینجا هستند او ترجیح می دهد در وطن خود بماند. در حالی که ارتش اسراییل به حمله های خود به اردوگاه جنین ادامه می دهد، حسان و هیام تصمیم می گیرند در کنار دایی محمود، انقلابی فلسطینی، بمانند.</p>
<p><strong>«سرزمین مادری» ساخته کامبیز کاشفی (۱۳۸۲)</strong></p>
<p>این فیلم داستان یکی از مبارزان فلسطینی را روایت می کند که پس از سالها به ایران می آید تا برادر خود را که در زمان طفولیت به وسیله یک زوج پزشک به این کشور آورده شده را با خود به فلسطین ببرد. برادر این مبارز در ایران تبدیل به یک جوان باهوش و اهل علم شده که رابطه عمیق عاطفی با خانواده اش برقرار کرده است. این مساله نوعی تعارض در این جوان به وجود می آورد و موجب کشمکش ،  میان مبارز فلسطینی و دیگر افراد خانواده می گردد.</p>
<p>کاشفی درباره این اثر و انگیزه از ساخت آن گفت: مساله هویت و آب و خاک همواره یکی از مسایلی است که موجب انگیزش انسانها می شود و این فیلم اشاره به این قضیه  دارد که گاه یک سرزمین از مرزهای جغرافیایی آن بسیار گسترده تر شده و مسایل و موضوع های آن تمام جهان را دربر می‌گیرد.</p>
<p>وی با اشاره به اینکه سرزمین ،  برای هر انسانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است، خاطر نشان ساخت:  در این فیلم اشاره هایی به این مطلب وجود دارد که هرچند انسان ها به اقلیم ها و مناطق مختلفی تعلق خاطر دارند، اما علایق مشترک، اعتقادات همسو و استمداد طلبی ملتی مظلوم، هر انسان آزاده ای را به تحرک وا می دارد که برای آزادی سرزمینی مقدس تلاش کند و  تمامی قوای خود را در این راه به کار گیرد.  [منبع: خبرگزاری مهر. کد خبر ۳۴۰۴۰. تاریخ: ۷ آبان ۱۳۸۲]</p>
<p><strong>«بشارت منجی» ساخته نادر طالب‌زاده (۱۳۸۳)</strong></p>
<p>فلسطین، سال ۲۹ میلادی. در عصری که جهان متمدن آن روزگار به صورت آوردگاه دو قدرت برتر ایران و روم درآمده، متحدان فلسطین، شامل جلیل، سامریه و یهودیه، در حوزه استیلای امپراتوری روم قرار دارند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/11/besharate-monji.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-158372" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/11/besharate-monji.jpg" alt="besharate-monji" width="800" height="533" /></a></p>
<p>انحطاط و تباهی بر تمام عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی، و اقتصادی عبرانیان سایه افکن شده و در این آشفته بازار، فساد سکه رایج است: چه در دربار هیرودس پادشاه دست نشانده روم و چه در تالارهای معبد مجلل سلیمان. یحیی بن زکریا (ع) پیامبر بنی‌اسراییل، برآشفته و خشمناک نزدیکی نزول قهر الهی را به مردمان خبر می‌دهد.</p>
<p><strong>«زخم زیتون» ساخته محمدرضا آهنج (۱۳۸۳)</strong></p>
<p>این فیلم، داستان زنی است که همسرش از مبارزان علیه اشغالگری اسرائیل است که با وجود مخالفت زن، نسبت به حضور مرد در جهاد علیه اسرائیلی ها، در اثر اتفاقی مجبور می شود خودش نیز درجریان مبارزه قرار بگیرد و در این راه آنقدر پیش می رود که یک تصمیم غیر منتظره می گیرد، تصمیمی که باعث تحول شخصیتی او و دیگران می شود.</p>
<p><strong>«شکارچی شنبه» ساخته پرویز شیخ طادی (۱۳۸۸)</strong></p>
<p>در یک بندرگاه اسرائیل، زنی یهودی که پس از مرگ همسرش، با یک مرد مسیحی ازدواج کرده‌است، کودک ۸-۷ ساله خود را در پی اقدامات حقوقی و اصرارهای زیاد پدربزرگش (علی نصیریان) برای مدت کوتاهی به وی می‌سپارد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/11/shekarchi-shanbe.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-158373" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/11/shekarchi-shanbe.jpg" alt="shekarchi-shanbe" width="800" height="533" /></a></p>
<p>پدربزرگ کودک که یکی از سران جریان فکری صهیونیسم است در جواب نگرانی‌های مادر، وعده می‌دهد که او یک ماه بیشتر اینجا نمی‌ماند و پس از آن، کودک با اراده خود هر کجا که خواست می‌تواند برود.</p>
<p><strong>«تولدی دیگر» ساخته عباس رافعی (۱۳۸۶)</strong></p>
<p>در این فیلم سینمایی که فیلمبرداری آن در لبنان انجام شده و بازیگران عرب در آن مقابل دوربین رفتند، فیلمساز در قالب یک درام عاشقانه از ظلمی که به مردم سرزمین فلسطین می‌شود و جدایی آنها از موطن اصلی‌شان پرداخته شده است.</p>
<p><strong>«برگی برای زیتون» ساخته وحید درخشش (۱۳۸۷)</strong></p>
<p>وحید درخشش در سال ۱۳۸۷ ساخت فیلم «برگی برای زیتون» با بازی عباس قاصدی، محمدرضا غیاث آبادی و&#8230; را به تصویر کشید.</p>
<p>در داستان فیلم می‌خوانیم: در یکی از روستاهای قم در مدرسه‌ای که یک کلاس واحد برای دخترها و پسرها وجود دارد، مسابقه‌ای برپا می‌شود با عنوان نامه‌ای برای کودکان فلسطینی. از این رو معلم کمی در مورد اختلافات قدیمی بین اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها توضیح می‌دهد و از بچه‌ها می‌خواهد آنچه را دوست دارند، طی نامه خود به کودکان بنویسند.</p>
<p><strong>«بیگانگان» ساخته عباس رافعی (۱۳۸۸)</strong></p>
<p>این فیلم درباره دختر و پسر جوان فلسطینی به نام حسام‌ و لیلا است که قصد ازدواج دارند اما قبل از ازدواج، نیرو‌های انگلیسی و هاگانا (یک گروه صهیونیستی تندرو) مزرعه و خانه آنها را تصاحب کرده و آنها مجبور می‌شوند به سمت بندر حیفا فرار کنند. در بندر با جمعیت عظیمی روبه‌رو می‌شوند که برای فرار، به کشتی‌ها هجوم آورده‌اند. در اثر حوادثی که در اسکله اتفاق می‌افتد پسر و دختر همدیگر را گم می‌کنند؛ پسر می‌رود و دختر در اسکله جا می‌ماند. روایت داستان به‌صورت موازی و به‌گونه‌ای شکل می‌گیرد که این زوج جوان تا پیری در جست‌وجوی یکدیگر هستند که در کنار این جستجو‌ها گاهی نیز بی‌آن که بداند، از کنار هم می‌گذرد. در این فیلم می‌بینیم که در اثر حملات وحشیانه اسرائیل و اشغال خاک فلسطین، این کشور، روز به روز کوچک و کوچک‌تر می‌شود.</p>
<p><strong>«فیلادلفی» ساخته عزت‌الله جامعی (۱۳۸۹)</strong></p>
<p>گروهی برای رساندن آذوقه و دارو از طریق تونل‌های زیرزمینی از مرز رفح مصر به مرز رفح غزه اقدام می‌کنند که در طول مسیر اتفاقاتی برایشان رخ می‌دهد…</p>
<p><strong>«</strong><strong>۳۳</strong> <strong>روز» ساخته جمال شورجه (۱۳۸۹)</strong></p>
<p>سال ۲۰۰۶، منطقه مرزی جنوب لبنان و اسرائیل، روستای عیتاالشعب نیروهای حزب الله لبنان دو نظامی ارتش اسرائیل را به گروگان می گیرند تا به دشمن فشار بیاورند اسیرهای لبنانی را آزاد کند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/11/33rooz.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-158374" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/11/33rooz.jpg" alt="33rooz" width="800" height="533" /></a></p>
<p>اسرائیل یکی از بی رحم ترین نظامیان عالی رتبه خود به نام سرهنگ ادی را روانه منطقه می کند. سرهنگ با فرمانده منطقه به نام هانا قبلاً رابطه ای عاطفی داشته و به آن خیانت کرده است. در روستای عیتاالشعب، مراسم عروسی یوسف الدهینی و نسرین در حال تدارک است که محمد سرور از فرماندهان نیروی مقاومت لبنان که در انتظار تولد فرزندش از همسر باردارش است، به یوسف خبر می رساند که…</p>
<p><strong>* آخرین کار در دهه </strong><strong>۹۰</strong><strong>؛</strong></p>
<p><strong>«شهابی از جنس نور» ساخته محمدرضا اسلام‌لو (۱۳۹۲)</strong></p>
<p>یک مستندساز ایرانی بعد از جنگ ۳۳ روزه اسرائیل علیه حزب‌الله لبنان برای کشف حقایقی که شنیده به منطقه می‌رود و با واقعیات بسیاری مواجه می‌شود.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/11/shahabi-az-jense-noor.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-158375" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/11/shahabi-az-jense-noor.jpg" alt="shahabi-az-jense-noor" width="800" height="533" /></a></p>
<p>اینکه چرا «سرب» و «بازمانده» در تاریخ نامشان ماندگار شد و اثری که برای تاریخ به یادماندنی و بدون انقضا باقی ماند؛ چه دلایلی داشت؟ یا شاید این سوال را بتوان اینگونه مطرح که دلایل موفقیت این دو فیلم چه چیزهایی بود؟ شاید اگر بخواهیم این قصه را برای دیگر آثار سینمایی در کشورهای دیگر بیان کنیم، باز هم به این پرسش برسیم. آیا همواره تمام آثاری که با موضوعاتی خاص ساخته می‌شوند، حتما در تاریخ ماندگار خواهند شد؟ پاسخ شاید «خیر» باشد. اگر به ذهن‌مان رجوع کنیم در آثاری که در سینمای جهان با موضوع یهود و… ساخته شده  چه نام‌هایی در ذهنمان مرور می‌شود؟</p>
<p>Schindler’s List، Munich، Exodus: Gods and Kings، The Pianist شاید اولین نام‌هایی باشند که ناخودآگاه به زبان می‌آوریم. آثاری که توانستند هم جوایز متعددی را از آن خود کنند هم تصویرشان تا همیشه و برای همه نسل‌ها باقی خواهد ماند. لزوما برای ساخت هر اثر برای مناسبت و یا موضوع خاص نباید به شکل کمی‌گرا به آن نگاه کرد. آثار باید در شکل کیفی خود حرفی برای تاریخ داشته باشند. اگر از این منظر به موضوع بنگریم حتما در سایر مضامین هم موفق خواهیم شد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158371">عشق است و آتش و خون</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=158371</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جنگ و صلح</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=158333</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=158333#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 08 Nov 2023 15:01:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[مخاطب خاص]]></category>
		<category><![CDATA[اینک بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[فلسطین]]></category>
		<category><![CDATA[محسن خیابانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=158333</guid>
		<description><![CDATA[<p>این روزها که شاهد کشتارهای اسرائیل علیه مردم غزه هستیم، رژیم صهیونیستی در فضای رسانه‌ای بسیار قدرتمندانه ظاهر شده است. به همین مناسبت در مجموعه گزارش‌هایی نگاهی خواهیم انداخت به برساخت سینمایی اسرائیل. با یک سوال مهم: هنر هفتم چه تصویری را از رژیم صهیونیستی ارائه می‌کند؟</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158333">جنگ و صلح</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> <strong>–</strong> <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c">محسن خیابانی</a> </strong>:هنر-صنعت سینما در فلسطین، دیرتر از اغلب کشورهای عرب‌زبان پا گرفت. اولین فیلم فلسطینی را مستند صامتی می‌دانند که توسط <strong>ابراهیم حسن سیرهان</strong>، در سال ۱۹۳۵ ساخته شد و دربارۀ سفر بن سعود به فلسطین بود. حوادث ۱۹۴۸ که با کشتار و آواره‌شدن بسیاری از فلسطینیان توسط اسرائیلی‌ها همراه بود، برای دو دهه، سینمای نوپای فلسطین را دچار رکود کرد.</p>
<p>تا کنون بیشتر تولیدات سینمایی این کشور، متعلق به فیلم‌های مستند بوده و مثلاً بین سال‌های ۱۹۶۸ تا ۱۹۸۲ فقط یک فیلم داستانی به نام <strong>بازگشت به حیفا</strong> (قاسم حول، ۱۹۸۲) در فلسطین تولید شده است. این فیلم که امروزه به‌سختی گیر می‌آید، از روی داستانی، به همین عنوان، از غسان کنفانی اقتباس شده. فیلم شاخص <strong>بازمانده</strong> (سیف‌الله داد، ۱۳۷۳) اقتباس دیگری از این اثر است.</p>
<p><strong>اوج‌گیری سینمای فلسطین</strong></p>
<p>در چند دهۀ اخیر، تولید فیلم داستانی در فلسطین رونق گرفته و این کشور، در هنر هفتمْ صاحب چند چهرۀ شاخص شده که از آن جمله، می‌شود به <strong>هانی ابواسعد</strong> و <strong>ایلیا سلیمان</strong> اشاره کرد.</p>
<p>اگرچه ایلیا سلیمان با <strong>دخالت الهی</strong> (۲۰۰۱) توجهات زیادی را به سینمای فلسطین جلب کرد، اما فیلمش از آن دسته آثاری بود که در فضای محدود جشنواره‌ها باقی می‌مانند و برای مخاطب عام، جذابیت زیادی ندارند. هانی ابواسعد بود که در سال ۲۰۰۵ با <strong>اینک بهشت</strong>، اثری جذاب و پرکشش از سینمای فلسطین ارائه کرد. فیلمی که نخستین بار در فستیوال برلین دیده شد و در چند جشنواره و مراسم سینمایی درخشید تا اینکه جایزۀ گلدن‌گلوب بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان را گرفت و نامزد همین رشته در اسکار شد.</p>
<p><strong>خلاصه داستان</strong></p>
<p>ماجراهای اینک بهشت، عمدتاً در نابلس رخ می‌دهد که از شهرهای مهم و پرجمعیت کرانۀ باختری رود اردن است. فیلم به دو جوان فلسطینی به نام سعید و خالد می‌پردازد که با هم دوستی برادرانه‌ای دارند. این دو هم‌چون اغلب مردمان نابلس، درگیر مشکلات شغلی و معیشتی‌ای هستند که به واسطۀ اسرائیلی‌ها به‌وجود آمده. به آن‌ها، که قبلاً برای همکاری با نیروهای مقاومت اعلام آمادگی کرده‌اند، پیغام می‌رسد که باید برای عملیاتی شهادت‌طلبانه در اسرائیل آماده بشوند. در همین حین، زن جوانی به نام سها، که پدرش از چهره‌های مهم نیروهای مقاومت فلسطین بوده، از اروپا به فلسطین باز می‌گردد و سرنوشتش به این دو جوان گره می‌خورد. سها از آشنایان دوران کودکی سعید است و رابطه‌ای عاطفی بین این دو شکل می‌گیرد، اما سها اعتقاداتی متفاوت از سعید دارد&#8230;</p>
<p><strong>تصویری دیگر</strong></p>
<p>اینک بهشت، اولین فیلم داستانی مهمی است که به زندگی مردمان کرانۀ باختری می‌پردازد. ویرانی‌های حاصله از درگیری با اسرائیل، فقر و بیکاری، حضور همیشگی و تهدیدگر اسرائیلی‌ها در جای جای کرانۀ باختری، فقط بخشی از مشکلاتی است که مردمان فلسطینی در این فیلم (و واقعیت)، با آن دست‌به‌گریبان هستند. اینک بهشت، در مجموع تصویری محترمانه از فلسطینیان ساکن نابلس ارائه می‌دهد. تصویری که البته با بازتاب‌های خبری‌‌ رسانه‌های کشورمانْ پیرامون مسائل فلسطین، تفاوت‌هایی دارد.</p>
<p><strong>جدال شک و ایمان</strong></p>
<p>دو شخصیت اصلی فیلم، نه مبارزانی عمیقاً معتقد، بلکه افرادی معمولی و دچار ترس‌ها و تردیدهای خاص خودشان هستند. در سکانسی که خالد مجبور می‌شود سخنرانی پیش از عملیات شهادت‌طلبانه‌اش را تکرار کند، عصبانیت او و نگاه‌هایش، بر تردید و تزلزل او گواهی می‌دهند. از طرفی وقتی انگیزۀ سعید برای مبارزه با اسرائیل آشکار می‌شود، به‌واسطۀ انگیزۀ بسیار شخصی‌اش، او را دیگر شخصی آرمان‌گرا نمی‌دانیم. همچنین در برخی لحظاتِ حضور نیروهای مقاومت در فیلم، به‌واسطۀ بازی‌ها، دوربین و گاه صحنه‌پردازی، نگاه فیلمساز را به آن‌ها، کاملاً مثبت نمی‌بینیم.</p>
<p><strong>ردپای اثر در مؤثر</strong></p>
<p>برای درک بهتر اینک بهشت، نگاهی کوتاه به زندگی هانی ابواسعد، خالی از لطف نخواهد بود. ابواسعد در سال ۱۹۶۱ در ناصره به دنیا آمد، شهری که از مهمترین و پرجمعیت‌ترین شهرهای اسرائیل است. او که در نوزده سالگی برای تحصیل به هلند مهاجرت کرده، همچنان تابعیت دو کشور فلسطین و هلند را دارد. او اولین فیلم‌هایش را در هلند ساخت تا اینکه با بازگشت به فلسطین و ساختن اینک بهشت، به شهرت رسید. ابواسعد بعدها دو فیلم هم در آمریکا ساخت، اما تا به امروز، غیر از اینک بهشت فقط با دیگر فیلم مهم فلسطینی‌اش (عُمَر، ۲۰۱۳) توانسته سروصدایی بر پا کند.</p>
<p><strong>نمایندۀ فیلمساز</strong></p>
<p>بین شخصیت‌های اینک بهشت، سها را می‌توان نمایندۀ ابواسعد دانست. شخصی اروپارفته که فیلم با او آغاز می‌شود و در ادامه در اجرای عملیات شهادت‌طلبانه، تأثیراتی می‌گذارد. سها همچون خود فیلمساز، واقعاً دلسوز مردم فلسطین است اما راه‌حلی که برای مسائل کشورش ارائه می‌دهد، کارآیی لازم را ندارد.</p>
<p>مواضع فیلم اینک بهشت در قبال مسائل فلسطینی‌ها و راهکار برون‌رفت از وضعیت بغرنجشان، همواره مورد مناقشه بوده است و عمدتاً دو سکانس در این باره، بیشتر مورد بحث قرار گرفته‌اند. سکانس اول به بحث پرتنش سها و خالد در ماشین اختصاص دارد. آنجا که سها مبارزه مسلحانه و عملیات شهادت‌طلبانه علیه رژیم اشغالگر قدس را راه نجات فلسطینی‌ها نمی‌داند و معتقد است باید از روش‌های صلح‌آمیز و از طریق نهادهای بین‌المللی با اسرائیل مقابله کرد. از طرفی عده‌ای دیگر، جوهرۀ فیلم را در صحبت‌های سعید با مسئول اطلاعات عملیات مقاومت در اواخر فیلم می‌دانند. سکانسی که به‌خوبی توضیح می‌دهد چرا برخی فلسطینیان، انجام عملیات شهادت‌طلبانه را ناگزیر می‌دانند.</p>
<p>اینک بهشت فیلمی تماماً مغرضانه و عاری از حقیقت نیست، اما در نهایت، خیلی هم به نفع مردم فلسطین عمل نمی‌کند! برای روشن شدن این موضوع، توجه به سکانس‌هایی که دوربین فیلمساز به سرزمین‌های اسرائیلی‌نشین می‌رود، اهمیت بسزایی دارند. برخی این سکانس‌ها را برجسته‌کنندۀ ظلم اسرائیل می‌دانند، چون بر تضاد ویرانی در نابلس با آبادانی مناطق اسرائیلی‌نشین صحه می‌گذارد. اما با کمی دقت، درمی‌یابیم نگاه کارگردان به مناطق تحت حکومت رژیم اشغالگر قدس، توریستی است و او آنقدر از نشان دادن نیروهای نظامی اسرائیلی در سرزمین‌های اشغالی طفره می‌رود، که انگار حتی به‌طور ناخواسته برای لحظاتی در کنار اسرائیل ایستاده است!</p>
<p><strong>جمع‌بندی</strong></p>
<p>اینک بهشت، ظلمی که بر فلسطینی‌ها رفته را منکر نمی‌شود اما صلح با اسرائیل را ممکن می‌داند. اسرائیلی که به هیچ‌یک از تصمیمات نهادهای بین‌المللی وقعی نمی‌نهد، به قراردادهایش با فلسطینی‌ها عمل نمی‌کند و چه شاهدی بهتر از اینکه امروزه مردمان کرانۀ باختری، با وجود تنش‌های کمترشان با اسرائیل (نسبت به نوار غزّه)، وضع چندان خوبی ندارند. نتیجۀ این دیدگاه بعدها به شکل مخربی در ادامۀ کارنامۀ سازندگان فیلم، بروز پیدا می‌کند. تا آنجا که برخی عوامل فیلم در تولیدات سینمایی اسرائیل شرکت می‌جویند و برخی از آن‌ها هم که وارد چرخۀ فیلم‌سازی اسرائیل نمی‌شوند، سر از آمریکا در می‌آورند. همان دیدگاه رو به بن‌بست کارگردان که ظاهراً نفرت از اسرائیل را فریاد می‌زند ولی همکاری با بزرگترین حامی اسرائیل (آمریکا) را جایز می‌شمارد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158333">جنگ و صلح</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=158333</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آغاز‌ با «سرب» و «بازمانده»!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=158276</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=158276#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Nov 2023 13:48:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[مخاطب خاص]]></category>
		<category><![CDATA[بازمانده]]></category>
		<category><![CDATA[سرب]]></category>
		<category><![CDATA[صهیونیسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=158276</guid>
		<description><![CDATA[<p>سینمای ایران با موضوع صهیونیسم آثار ارزشمندی را در کارنامه خود دارد. به بهانه اتفاقات اخیر نگاهی به مهم‌ترین این آثار خواهیم داشت.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158276">آغاز‌ با «سرب» و «بازمانده»!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> &#8211; سینمای ایران در تولید آثار با زمینه‌های گوناگون کارنامه درخشانی از خود به جای گذاشته است. یکی از موضوعاتی که در سینمای ایران به ویژه در دهه‌های اخیر مورد توجه بوده و آثار ارزشمندی را در کارنامه خود دارد، موضوع صهیونیسم است سینمای ایران تلاش کرده تا این موضوع را به شیوه‌ای منحصر به فرد به تصویر بکشد. این گزارش در چند قسمت به بررسی تصویر صهیونیسم در سینما و تلویزیون ایران می‌پردازد.</p>
<p><strong>«سرب»؛ اولین گام در مسیری ناهموار</strong></p>
<p>مسعود کیمیایی در سال ۱۳۶۷ اثری ماندگار را در کارنامه خود ثبت کرد. درست در سالی که تهران درگیر بزرگترین بحران جنگی بود، آن هم موشک‌باران تهران. برای تاریخ حتما قابل توجه خواهد بود که «سرب» در دل جنگ متولد شد. فیلمی با بازی درخشان فریما فرجامی، جمشید مشایخی، جلال مقدم، امین تارخ، هادی اسلامی و… . داستان این فیلم در دهه ۱۳۳۰ می‌گذرد:</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/11/sorb.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-158278" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/11/sorb.jpg" alt="sorb" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>در تهران سال‌های ۱۳۳۰ یک زوج جوان یهودی به نام‌های دانیال و مونس همچون بسیاری دیگر از یهودیان خواهان عزیمت به سرزمین موعود هستند. اما از آنجاییکه عمویشان یعقوب مخالف صهیونیزم است با مخالفت سازمان هاگانا که یک گروه بسیج کننده‌ی یهودیان است مواجه می‌شوند. چندی بعد یعقوب به دست یزقبل که عضو سازمان است کشته می‌شود و پلیس میرزا محسن، همسایه یعقوب را که فردی متدین بوده و برای کمک به او آمده است را به جرم قتل دستگیر و روانه زندان می‌کند. دانیال و مونس که از هویت قاتل آگاه هستند برای نجات جان خود مجبور به فرار و زندگی مخفیانه شده و درصددند تا هر طور شده از کشور خارج شوند. نوری، برادر میرزا محسن برای اثبات بی‌گناهی برادر خود به دنبال آنان است تا در دادگاه شهادت دهند ولی غیر از او یزقبل نیز در پی آنان است تا شاهدی بر قتلش باقی نماند. سرانجام نوری موفق به بازگرداندن دانیال می‌شود. در روز دادرسی دانیال مورد ترور واقع می‌شود اما نوری با انداختن خود در جلوی او مورد اصابت گلوله قاتل قرار می‌گیرد و دانیال سرانجام در دادگاه حاضر می‌شود.</p>
<p>اما موفقیت این فیلم در جشنواره‌ فیلم فجر به دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن (فریما فرجامی)، بهترین فیلمبرداری (محمود کلاری) و بهترین چهره‌پردازی (جلال معیریان) ختم شد. این فیلم همچنین توانست در چهل و دومین دوره جشنواره فیلم نیویورک جایزه بهترین بازیگر مرد را برای هادی اسلامی از آن خود کند.</p>
<p><strong>«بازمانده»؛ رسیدن به نقطه اوج</strong></p>
<p>اما این مسیر متوقف نشد و شش سال بعد، شادروان سیف‌الله داد با ساخت فیلمی درخشان؛ موفق شد اثری ماندگار در کارنامه خود ثبت کند. «بازمانده» با بازیگران غیر ایرانی و با زبان عربی ساخته شد. سیف‌الله داد فیلمنامه این فیلم را بر اساس داستانی از غسان کنفانی نویسنده فلسطینی به نام بازگشت به حیفا نوشت. و موضوع آن به سال ۱۹۴۸ و تشکیل کشور اسرائیل و حکومت آن بر شهر حیفا بازمی‌گردد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/11/bazmande2.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-158279" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/11/bazmande2.jpg" alt="bazmande2" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>در خلاصه داستان این فیلم آمده است: سال ۱۹۴۸، فلسطین، شهر تحت اشغال حیفا. دکتر سعید به همراه همسرش لطیفه و نوزادشان فرهان در این شهر زندگی می کنند. دکتر سعید، شمعون ـ همسایه و همبازی یهودی دوران کودکی خود ـ را حین بمب گذاری در یک قطار می بیند. اما مطلع کردن پلیس، آغاز دردسرهای او و خانواده اش است. مشعون با تهدید از او می خواهد شهر را ترک کند اما سعید امتناع می کند. صفیه ـ مادر سعید ـ برای تشویق فرزندش به ترک شهر، به حیفا می آید. اما صبح روزی که قرار است خانواده دکتر سعید شهر را ترک کنند، حیفا مورد تهاجم صهیونیست ها قرار می گیرد و از این خانواده، تنها صفیه و فرهان زنده می مانند. خانه دکتر سعید به زن و شوهری یهودی می رسد و آنها سرپرستی فرهان را که در خانه تنها مانده، به عهده می گیرند. صفیه که می خواهد تنها یادگار خانواده اش را حفظ کند، به عنوان دایه فرهان وارد خانواده یهودی می شود. از سوی دیگر، همسر صفیه که درگیر مبارزه با صهیونیست هاست نقشه انفجار بمب در یک قطار حامل صهیونیست ها را طرح ریزی می کند. صفیه می پذیرد تا چمدان حاوی بمب را حمل کند. شمعون، زن و شوهر یهودی، صفیه و نوه او نیز از مسافران قطار هستند. درست در لحظه ای که هویت صفیه در حال لو رفتن است، او با فرهان از قطار بیرون می پرد و انفجار روی می دهد. صفیه به شدت آسیب می بیند و فرهان زنده می ماند.</p>
<p>این فیلم در جشنواره فیلم فجر سال ۱۳۷۴ جایزه ویژه هیئت داوران را کسب کرد و کاندیدای بهترین فیلمنامه و بازیگر نقش اول زن هم شد. سلما مصری هم بخاطر بازی در این فیلم لوح تقدیر دریافت کرد.</p>
<p>این دو اثر از این جهت اهمیت دارند که تصویر صهیونیسم را تقریبا برای اولین‌بار در یک اثر ایرانی به نمایش گذاشتند. در سال‌های بعد اما شخصیت‌های صهیونیست بیشتری را در آثار دراماتیک ایرانی دیدیم که در قسمت‌های بعدی به معرفی‌شان می‌پردازیم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158276">آغاز‌ با «سرب» و «بازمانده»!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=158276</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دهه هشتاد تا نود؛ دوران طلایی</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=158185</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=158185#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 29 Oct 2023 14:17:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[مخاطب خاص]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای زنانه در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[نرگس آبیار]]></category>
		<category><![CDATA[نیکی کریمی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=158185</guid>
		<description><![CDATA[<p>مرور تاریخ سینمای ایران نشان می‌دهد زنان سینماگر مراحل مختلفی را طی کرده‌اند تا به امروز رسیده‌اند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158185">دهه هشتاد تا نود؛ دوران طلایی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong><strong> : </strong>جرقه‌های دهه شصت، شاید در نگاه اول تک‌نورهایی بودند که پس از مدتی خاموش خواهند شد اما این جرقه‌ها با زایش تبدیل به خوشه‌های بزرگ و بزرگ‌تری شدند که نه تنها در داخل که جهان را باخبر از اتفاقی بزرگ کردند تا آنچه پس از انقلاب در ایران شاهدش بودیم درخشش نوری بزرگ برای هنر و سینمای ایران و فرهنگ ایران باشد. زنانی که توانستند از هنرهای تجسمی تا هنرهای نمایشمی و از سینما تا فرهنگ بتوانند قله‌های ارزشمندی را فتح کنند.</p>
<p>در قسمت اول اشاره کردیم که تصویری از زن در سینمای قبل از انقلاب وجود داشت که مولفه بزرگ و مهم آن نمایش برای ترغیب مخاطب به سالن سینما بود. زن، ابزاری برای جذب لذت و مولفه مهمی برای فروش یک فیلم بود.</p>
<p>همچنین اشاره شد که حمیده خیرآبادی، ثریا قاسمی، پروانه معصومی، ثریا حکمت، فخری خوروش، شهلا ریاحی، آهو خردمند، نیکو خردمند (در جایگاه دوبلور)، رقیه چهره آزاد، مهری مهرنیا، ژاله علو، مرضیه برومند و… از جمله بازیگرانی بودند که پس از پیروزی انقلاب نیز در سینمای ایران به فعالیت خود ادامه دادند.</p>
<p>همچنین در قسمت دوم با ورود به دهه هفتاد گفتیم وقتی وارد دهه هفتاد می‌شویم نقش خانم‌ها در سینما نه تنها کمرنگ‌تر نمی‌شود بلکه هم در قاب دوربین هم در بُعد فنی آن تولد و توسعه می‌یابد.</p>
<p>نقش زنان در دهه شصت چه در جایگاه منشی صحنه مثل سیمین آزادی در فیلم «چون باد»، «کاکلی» و یا ژیلا ایپکچی در تدوین فیلم «نار و نی» و… اتفاق مهمی در سینمای پس از انقلاب بود. چرا مهم؟ اینکه خانم‌ها توانستند جدا از بخش بازیگری در سایر جایگاه‌ها نیز حضور یابند و البته حضور موفقی نیز داشته باشند.</p>
<p>جدا از بازیگران، زنان در جایگاه‌هایی چون کارگردانی، تهیه‌کنندگی، نویسندگی، طراحی صحنه و لباس، طراحی چهره‌پردازی، دستیاری کارگردان، تبلیغات، تولید و… نقش‌آفرینی مهمی را ایفا کرده و می‌کنند.</p>
<p><strong>از دهه هشتاد تا دهه نود/ صدای پای فارغ التحصیلان دانشگاهی به سینما</strong></p>
<p>از ابتدای انقلاب بودند کسانی که پس از طی کردن دوره های آکادمیک وارد سینمای ایران شدند. با توسعه رشته های هنر در دانشگاه‌ها، این بار نه تنها در مقوله بازیگری یا کارگردانی بلکه در رشته‌های دیگر نیز شاهد حضور زنان موفق در سینمای ایران هستیم. بیاید با هم نگاهی به برخی از چهره‌های این جریان داشته باشیم؛</p>
<p>آیدا پناهنده متولد ۱۳۵۸ در تهران و فارغ التحصیل رشته کارگردانی سینما از دانشگاه هنر، فعالیت سینمایی خود را از سال ۱۳۹۳ با ساخت فیلم ناهید آغاز کرد. او از جمله کسانی بود که با ساخت سه اثر سینمایی [تی تی، اسرافیل و ناهید] درجایگاه کارگردانی و نویسندگی؛ تاثیر مهمی را در سینما داشته باشد و همچنین موفقیت های ارزشمندی نیز در جشنواره فیلم فجر بدست آورد.</p>
<p>نفیسه ذاکری متولد ۱۳۶۱ در تهران و فارغ التحصیل رشته کارگردانی از دانشگاه سوره است که فعالیتش در سینما را از سال ۱۳۸۷ با فیلم طهران- تهران در مقام منشی صحنه آغاز کرد و در ادامه مسیر حرفه ای خود در دهه نود توانست در این جایگاه در بیش از بیست و دو فیلم حضور داشته باشد.</p>
<p>ماریا میرنژاد متولد ۱۳۵۹ در تهران و فارغ التحصیل رشته کارگردانی سینما از دانشگاه سوره تهران بود که فعالیت سینمایی خود را از سال ۱۳۸۸ با فیلم نخودی در جایگاه منشی صحنه آغاز کرد و توانست در ادامه مسیر حرفه ای خود در بیش از هفده فیلم سینمایی حضور داشته باشد.</p>
<p>سودابه خسروی در سال ۱۳۴۵ در اراک متولد شد و تحصیلات خود را در رشته عکاسی در دانشگاه تهران ادامه داد. او در مقام چهره‌پردازی در بیش از هفتاد فیلم سینمایی حضور موثر و موفق داشت.</p>
<p>تینا پاکروان متولد ۱۳۵۶ در تهران و فارغ التحصیل کارگردانی سینما از دانشکده سینما تئاتر است که تحصیلات تکمیلی سینما را در دانشگاه UCLA گذراند.</p>
<p>فعالیت او در سینمای ایران با حضور در مقام برنامه ریزی و یا دستیاری کارگردان بود که توانست در ادامه مسیر حرفه ای خود به جایگاه فیلمسازی و تهیه کنندگی و نویسندگی برسد. لس آنجلس تهران (۱۳۹۷)، نیمه شب اتفاق افتاد (۱۳۹۴) و خانوم (۱۳۹۲) تجربه های او در دهه نود در جایگاه فیلمسازی است.</p>
<p>مونا زندی که فعالیتش در سینمای ایران با جایگاه منشی صحنه آغاز کرد توانست در کارنامه خود دو فیلم سینمایی را در جایگاه کارگردانی داشته باشد. بنفشه آفریقایی (۱۳۹۷) و عصر جمعه (۱۳۸۴) تجربیات او در جایگاه کارگردانی بود.</p>
<p>آزیتا موگویی که فعالیتش در سینما با حضور در جایگاه هایی چون: مدیریت تولید و مجری طرح و تهیه کننده و منشی صحنه و دستیاری کارگردان و&#8230; همراه بود، دو تجربه در جایگاه فیلمسازی به نام های ایده اصلی (۱۳۹۷) و تراژدی (۱۳۹۲) داشت.</p>
<p>نیکی کریمی که بدون شک یکی از موفق ترین زنان ایران در حوزه سینما به شمار می‌آید و در کارنامه حرفه ای خود، تجربه حضور در بیش از شصت فیلم سینمایی در جایگاه بازیگری دارد- در جایگاه نویسندگی و کارگردانی نیز توانست درخشش قابل توجهی را برای خود به ارمغان آورد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/10/Niki-Karimi.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-158187" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/10/Niki-Karimi.jpg" alt="Niki-Karimi" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>آتابای (۱۳۹۸)، شیفت شب (۱۳۹۳)، سوت پایان (۱۳۸۹)، چند روز بعد (۱۳۸۵) و یک شب (۱۳۸۳)، تجربیات او در جایگاه فیلمسازی است.</p>
<p>لازم به ذکر است که او تجربه تهیه‌کنندگی و نویسندگی در سینما را در کارنامه خود دارد.</p>
<p>نرگس آبیار، بی‌شک مهمترین فیلمساز زن سینمای ایران در دهه نود بود. فیلمسازی که با آثارش تاثیر مهمی در سینمای ایران داشت. آثاری که توانست موفقیت‌های مهمی در جشنواره‌های داخلی و خارجی بدست آورد. از جمله این آثار میتوان به:  ابلق (۱۳۹۹)، شبی که ماه کامل شد (۱۳۹۷)، نفس (۱۳۹۴)، شیار ۱۴۳ (۱۳۹۲) و اشیا از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیکترند (۱۳۹۱) اشاره کرد.</p>
<p>آنتونیا شرکا در گفتگو با خبرگزاری ایرنا (کد خبر: ۸۴۱۰۲۰۳۳ / تاریخ: ۲۶ آبان ۱۳۹۹) درباره حضور موفق زنان در سینمای ایران می‌گوید:</p>
<p>«با توجه به امکانات و فناوری‌های جدیدی که برای فیلمسازی به وجود آمده، فیلم ساختن نسبت به ۳۰ سال گذشته با استفاده از ابزارهای دیجیتال راحت‌تر شده است. در نتیجه همانطور که در این سال‌ها به تعداد فیلمسازان مرد اضافه شده به همان نسبت نیز به تعداد فیلمسازان زن اضافه شده است.</p>
<p>اگر بخواهیم درباره سینمای داستانی و فیلم‌های بلند شامل فیلم‌هایی که برای بخش هنر و تجربه‌اند یا آثاری که برای سینمای حرفه‌ای و بلند ساخته می‌شوند صحبت کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که یک نسل جدید از فیلمسازان زن روی کار آمده‌اند. این نسل جدید به دغدغه‌ها و موضوع‌هایی می‌پردازند که با مسائلی که در دهه شصت و هفتاد به آنها پرداخته می‌شد، بسیار متفاوت‌ است.»</p>
<p>آنچه از دیروز تا امروز و امروز تا فردا تجربه می‌کنیم، نشان دهنده پیشرفت زنان در صنعت سینما است. تا پیش از انقلاب ایران، زنان در این عرصه معمولاً در کنار قاب تصویر قرار می‌گرفتند. اما در چهار دهه گذشته، زنان به دستاوردهای بسیاری در زمینه‌های دانش، مهارت، و تخصص دست یافته‌اند که موفقیت‌شان برای همگان قابل مشاهده و قابل احترام است. جرقه‌های دهه شصت، روشنایی نهایی برای زنان فیلم‌ساز و هنرمند ایجاد کردند. از این زمان، این زنان کارنامه‌های درخشانی را در زمینه‌ی سینما برای خود به ثبت آورده‌اند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158185">دهه هشتاد تا نود؛ دوران طلایی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=158185</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رقص در خون!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=158156</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=158156#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 28 Oct 2023 13:15:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[مخاطب خاص]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[غزه]]></category>
		<category><![CDATA[فلسطین]]></category>
		<category><![CDATA[محسن خیابانی]]></category>
		<category><![CDATA[والس با بشیر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=158156</guid>
		<description><![CDATA[<p>این روزها که شاهد کشتارهای اسرائیل علیه مردم غزه هستیم، رژیم صهیونیستی در فضای رسانه‌ای بسیار قدرتمندانه ظاهر شده است به اندازه‌ای که بسیاری دروغ‌های این رژیم را باور می‌کنند. به همین مناسبت در مجموعه گزارش‌هایی نگاهی خواهیم انداخت به برساخت سینمایی اسرائیل در آثاری که خودش تولید آن را انجام داده است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158156">رقص در خون!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> <strong>–</strong> <strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d9%85%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c">محسن خیابانی</a> </strong>:در میان فیلم‌های ساخته شده پیرامون مسائل فلسطین و رژیم اشغالگر قدس، مستند انیمیشنی <strong>«والس با بشیر»</strong> (آری فولمن، ۲۰۰۸) از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. بخشی از شهرت این مستند، به انیمیشنی بودنش برمی‌گردد. انتخاب مدیوم انیمیشن برای مستندهای داستانی‌ای که قرار است در سینماها اکران بشوند، اگرچه استثناء نبوده، همچنان امری غریب به نظر می‌رسد. هنوز هم برخی افراد به‌اشتباه فکر می‌کنند والس با بشیر با تکنیک روتوسکوپی ساخته شده ولی این اثر در واقع ترکیبی است از برش‌های Adobe Flash و انیمیشن کلاسیک و اولین نمونه از این تکنیک پویانمایی محسوب می‌شد؛ البته با وجود جنبه‌های فرمال قابل‌توجه، دلیل اصلی شهرت این مستند به موضوعش باز می‌گردد.</p>
<p><strong>خلاصه داستان</strong></p>
<p><strong>«والس با بشیر»</strong> دربارۀ یک اسرائیلی میان‌سال است که در زمان جنگ‌های داخلی لبنان، در سال ۱۹۸۲، سرباز وظیفه ارتش اسرائیل بوده است. این شخص در واقع خود کارگردان (آری فولمن) است و فیلم به‌نوعی، اثری زندگی‌نامه‌ای هم محسوب می‌شود. فولمن به واسطۀ گفتگویی که در آغاز فیلم با یکی از دوستان دوران سربازیش دارد، در می‌یابد از یادآوری درست خاطراتش در زمان کشتارهای صبرا و شتیلا (۱۶ تا ۱۸ سپتامبر ۱۹۸۲)، عاجز است. در نتیجه برای بازیابی خاطراتش، به دیدن همرزمانش می‌رود تا بلکه خاطراتش را زنده نماید. شاکلۀ کلی اثر را گفتگوهای فولمن با همرزمان و فرماندهانش در ارتش اسرائیل، تشکیل می‌دهد.</p>
<p><strong>قالب مناسب</strong></p>
<p>اگرچه در برخی سکانس‌های گفتگو، انیمیشنی بودن اثر چندان موجه به نظر نمی‌آید اما والس با بشیر، در مجموع ساخته شدنش را با این تکنیک خاص انیمیشنی، و نه در قالب فیلم زنده یا فرم‌های رایج انیمیشن‌سازی، توجیه می‌کند. انیمیت متفاوت اثر با سایه‌روشن‌های پر کنتراست و طراحی خاص حرکات بدن و چهرۀ آدم‌ها، باعث شده تا بینندگان تجربۀ حسی متفاوتی را تجربه نمایند. یکی از اوج‌های تکنیکی اثر، افتتاحیۀ آن است که تکلیف بیننده را روشن می‌کند که با اثری خشن، بزرگسالانه و گاه ترسناک، مواجه خواهد بود. همچنین سکانس یادآوری شنای فولمن و همرزمانش و سپس خروجشان از آب و مواجهه با بازماندگان کشتار صبرا و شتیلا، جز در این فرم و ساختار، این‌قدر تأثیرگذار از آب در نمی‌آمد.</p>
<p><strong>اثری انتقادی؟</strong></p>
<p>در زمان اکران، بخش قابل‌توجهی از نقدهای سینمایی <strong>«والس با بشیر»</strong>، آن را اثری ضداسرائیلی خواندند یا لااقل آن را واجد دیدگاهی انتقادی نسبت به صهیونیسم دانستند. اما فیلم بسیار هوشمندانه یا بهتر است بگوییم رندانه ساخته شده و این مهم را جز با دقت در جزئیات تصویر و روایت، در نخواهیم یافت.</p>
<p>در این فیلم شاهدیم که کشتارهای صبرا و شتیلا توسط حزب فالانژ لبنان صورت گرفته که متحدان اسرائیل در جنگ‌های داخلی لبنان بوده‌اند. در آن زمان اسرائیل که وظیفۀ محافظت از شهرک‌نشینان غیرنظامی فلسطینی ساکن در اردوگاه‌ها را بر عهده داشت، تعمداً دست متحدانش را بازمی‌گذارد و حتی به سربازانش دستور می‌دهد تا در شب‌ها با روشن کردن منور، کمک کنند تا این کشتار حتی در شب هم متوقف نشود.</p>
<p><strong>کمی هم تاریخ</strong></p>
<p>آریل شارون، نخست‌وزیر سابق اسرائیل (۲۰۰۱ تا ۲۰۰۶) سِمَت‌های متعددی در رژیم اشغالگر قدس بر عهده داشت و هر گاه فرصت دست می‌داد، به اعمالی وحشیانه‌ در قبال فلسطینیان دست می‌زد. او در زمان کشتارهای صبرا و شتیلا، وزیر دفاع اسرائیل بود و به دستور مستقیم او بود که مسیحیان متعصب به این کشتارها دست زدند و شارون به همین دلیل بعدها به قَصّاب صبرا و شتیلا معروف شد، اما در این فیلم اسمی از او برده نمی‌شود! گاهی نگفتن بخشی از حقیقت، فرقی با دروغگویی ندارد. بدین ترتیب والس با بشیر تا حد زیادی از رژیم صهیونیستی سفیدشویی می‌کند، یعنی اگرچه که دخالت رژیم صهیونیستی را در این کشتار رد نمی‌کند اما در نهایت، بار این جنایت را از دوش خود به فالانژهای لبنان حواله می‌دهد.</p>
<p><strong>خیلی دور، خیلی نزدیک!</strong></p>
<p>فیلم هرچقدر تلاش می‌کند تا از فولمن و همرزمان اسرائیلی او چهره‌ای انسانی بسازد، از انجام چنین کاری در قبال فلسطینی‌ها پرهیز می‌کند. فولمن کشته‌شدن سربازان اسرائیلی توسط فلسطینی‌ها را با تب و تاب، نشان می‌دهد ولی تعمداً از نشان دادن شهادت نیروهای فلسطینی به دست اسرائیلی‌ها پرهیز می‌کند. در واقع سازمان آزادی‌بخش فلسطین در <strong>«والس با بشیر»</strong> بی‌رحمتر از ارتش اسرائیل به تصویر کشیده می‌شود و سربازان اسرائیلی صرفاً عده‌ای مأمور معذور به نظر می‌رسند که همگی فاقد تعصبات قومی و سرزمینی صهیونیست‌ها هستند! حتی سکانس معروف والس یک تیربارچی اسرائیلی در کنار پوسترهای بزرگ بشیر جمیل (رئیس‌جمهور متوفّای لبنان)، که تن به تفسیرهای گوناگون می‌دهد، چیزی جز زیبا نشان دادن اعمال سربازان اسرائیلی نیست.</p>
<p>ما در سرتاسر فیلم نمی‌بینیم که همرزمان فولمن بابت کشتن فلسطینی‌ها، دچار عذاب وجدان شده باشند. حتی دو تن از آن‌ها به‌خاطر مرگ حیوانات در میدان جنگ اظهار تأسف می‌کنند اما انگار نه انگار که جان کلی از انسان‌ها را گرفته‌اند! در اواخر فیلم درمی‌یابیم رؤیای فولمن از آبتنی در شب کشتارهای صبرا و شتیلا، مکانیسم روانی او برای کنار آمدن با احساس گناهش در قبال این جنایات بوده است، سکانسی که تا حد زیادی دست فیلمساز را رو می‌کند، چون کل مسئولیت اسرائیل در قبال این فاجعۀ انسانی را در حد یک مسئلۀ روانشناختی فرو می‌کاهد. پس وقتی که در اواخر فیلم، غیرنظامی‌های فلسطینی در حال عزاداری دیده می‌شوند و از تصاویر خبری هم استفاده می‌شود، تأثیرگذاری این این تصاویر، بیشتر از بغرنج بودن خود وضعیت ناشی می‌شود تا همدلی هنرمندانه و واقعی فیلمساز.</p>
<p><strong>سینما به مثابه رسانه</strong></p>
<p>اسرائیل نشان داده که کار با رسانه را خیلی خوب بلد است، پس وقتی در سال ۲۰۰۹، <strong>«والس با بشیر»</strong> را به‌عنوان نمایندۀ خود در بخش غیرانگلیسی‌زبان اسکار معرفی کرد، خیلی خوب می‌دانست این فیلم نه‌تنها برایش خطری ندارد بلکه برایش ژست آزادی بیان هم ایجاد می‌کند؛ در حالی که می‌دانیم همیشه هرگونه اعتراض واقعی، توسط رژیم صهیونیستی، سرکوب می‌شود.</p>
<p>این روزها که شاهد کشتارهای اسرائیل علیه مردم غزه هستیم، رژیم صهیونیستی در فضای مجازی بسیار قدرتمندانه ظاهر شده است، به نحوی که وقتی اغلب رسانه‌های وابسته به اسرائیل، بمباران بیمارستان معمدانی را به پای نیروهای حماس می‌نویسند، بسیاری این دروغ را باور می‌کنند. گویا اسرائیلی‌ها هیچ‌گاه علاقه ندارند جنایاتشان را گردن بگیرند!</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158156">رقص در خون!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=158156</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دهه هفتاد؛ عصر شکوهمند بانوان</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=157765</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=157765#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 16 Oct 2023 08:55:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[مخاطب خاص]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[تهمینه میلانی]]></category>
		<category><![CDATA[رخشان بنی‌اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای زنانه]]></category>
		<category><![CDATA[لیلا حاتمی]]></category>
		<category><![CDATA[مهین نویدی]]></category>
		<category><![CDATA[هدیه تهرانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=157765</guid>
		<description><![CDATA[<p>مرور تاریخ سینمای ایران نشان می‌دهد زنان سینماگر مراحل مختلفی را طی کرده‌اند تا به امروز رسیده‌اند. </p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=157765">دهه هفتاد؛ عصر شکوهمند بانوان</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong><strong> : </strong>در قسمت اول اشاره کردیم که تصویری از زن در سینمای قبل از انقلاب وجود داشت که مولفه بزرگ و مهم آن نمایش برای ترغیب مخاطب به سالن سینما بود. زن، ابزاری برای جذب لذت و مولفه مهمی برای فروش یک فیلم بود.</p>
<p>همچنین اشاره شد که حمیده خیرآبادی، ثریا قاسمی، پروانه معصومی، ثریا حکمت، فخری خوروش، شهلا ریاحی، آهو خردمند، نیکو خردمند (در جایگاه دوبلور)، رقیه چهره آزاد، مهری مهرنیا، ژاله علو، مرضیه برومند و&#8230; از جمله بازیگرانی بودند که پس از پیروزی انقلاب نیز در سینمای ایران به فعالیت خود ادامه دادند.</p>
<p>آیا دهه شصت پایان راه «زنان» بود؟</p>
<p>پاسخ به این سوال مهم باید در بازخوانی تاریخ در سه دهه دیگرش رخ دهد.</p>
<p><strong>دهه هفتاد و هشتاد و نود و اکنون دهه ۱۴۰۰&#8230;</strong></p>
<p>وقتی وارد دهه هفتاد می‌شویم نقش خانم‌ها در سینما نه تنها کمرنگ‌تر نمی‌شود بلکه هم در قاب دوربین هم در بُعد فنی آن متولد و توسعه می‌یابد.</p>
<p>نقش زنان در دهه شصت چه در جایگاه منشی صحنه مثل سیمین آزادی در فیلم «چون باد»، «کاکلی» و یا ژیلا ایپکچی در تدوین فیلم «نار و نی» و&#8230; اتفاق مهمی در سینمای پس از انقلاب بود. چرا مهم؟ اینکه خانم‌ها توانستند جدا از بخش بازیگری در سایر جایگاه‌ها نیز حضور یابند و البته حضور موفقی نیز داشته باشند.</p>
<p>جدا از بازیگرای، زنان در جایگاه‌هایی چون کارگردانی، تهیه‌کنندگی، نویسندگی، طراحی صحنه و لباس، طراحی چهره‌پردازی، دستیاری کارگردان، تبلیغات، تولید و&#8230; نقش‌آفرینی مهمی را ایفا کرده و می‌کنند.</p>
<p>وقتی به موفقیت آنان چه در حوزه های داخلی و یا بین‌المللی می‌نگریم از خود می‌پرسیم در کدام یک از کشورهای همسایه چنین زنان موفق و با دانشی داریم؟ و یا نسبت به مردان چند درصد آن‌ها را زنانِ‌شان تشکیل می‌دهند؟</p>
<p><strong>دهه هفتاد؛ مسیری پرشتاب برای زنان در سینمای ایران</strong></p>
<p>آنچه در دهه شصت رخ داد اگر تصادفی بود و حادثه‌ای، پس باید گفت نه شاهد دورانی بودیم و نه شاهد جریانی. اما وقتی تاریخ یک دهه پس از آن را مرور می‌کنیم می‌بینیم هم شاهد دوران هستیم هم جریان. دوران یعنی چیزی که مختصاتی دارد و ویژگی‌هایی دارد که اتفاقات آن نسبت به ماقبلش تفاوت آشکار دارد و نسبت به مابعدش جریان ساز است.</p>
<p>آنچه در این سلسله گزارش می‌پردازیم به نوع تصویر زن در سینمای ایران نیست و اینکه در سینما زنان در جایگاه بازیگری چه نقشی ایفا کردند و ویژگی آن چه بود. موضوع مورد بررسی ما این است که زنان در بدنه سینمای ایران در بُعدهای فنی آن اعم از تدوین و یا تهیه‌کنندگی یا کارگردانی یا منشی صحنه یا طراحی لباس و چهره‌پردازی و&#8230; صاحب چه جایگاهی شدند و سینمای ایران تا چه میزان به این جایگاه اهمیت داد و آن را به رسمیت شناخت و موفقیت آن چه بود؟</p>
<p><strong>زن در جایگاه کارگردانی و تهیه‌کنندگی</strong></p>
<p>رخشان بنی اعتماد، پوران درخشنده، تهمینه میلانی، فرشته طائرپور، منیژه حکمت و&#8230; از جمله فیلم‌سازانی بود که در دهه هفتاد نقش مهمی در ساخت آثار سینمایی ایفا کردند. آثاری که بعضا به مهمترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران نیز بدل شد. این جایگاه تنها عطف به کارگردانی نبود بلکه در حوزه تهیه‌کنندگی نیز این امر در کنار کارگردانی رخ داد و علاوه بر آن حوزه نویسندگی نیز در کنارش جریان داشت.</p>
<p>به یاد بیاوریم که امر تهیه‌کنندگی در سینمای ایران همواره امری مردانه تلقی می‌شد و کسی نمی‌توانست وارد این قلمرو شود و یا حتی بخواهد به شکل دستیار نیز در این حوزه فعالیتی داشته باشد. این قلمرو پس از پیروزی انقلاب شکسته می‌شود و زنان این بار در این حوزه بسیار مهم در جایگاه فیلم‌سازی نیز قرار می‌گیرند.</p>
<p>فرشته طائرپور در مقام تهیه‌کنندگی فعالیتش را در سینمای ایران از سال ۱۳۶۷ با فیلم «گلنار» آغاز کرد. او از مهمترین تهیه‌کنندگان سینمای ایران جدا از جنسیت مرد یا زن بود. فعالیت او در دهه هفتاد در جایگاه تهیه‌کنندگی ادامه یافت و ساخت آثاری چون «مدرسه پیرمردها» (۱۳۷۰) به کارگردانی سیدعلی سجادی‌حسینی، «نان و شعر» (۱۳۷۲) به کارگردانی کیومرث پوراحمد، «پسر مریم» (۱۳۷۷) به کارگردانی حمید جبلی و «یکی بود یکی نبود» (۱۳۷۹) به کارگردانی ایرج طهماسب در کارنامه وی ثبت شد.</p>
<p>دهه هفتاد دوران شکوه زنان در سینمای ایران بود. از بازیگری تا فیلم‌سازی. وقتی صحبت از دهه هفتاد سینمای ایران می‌شود برای مخاطب تداعی‌گر فیلم‌هایی ست که اگر حتی سازندگانش هم مرد باشند اما نام چهره‌های زنان بازیگرش در خاطر تاریخ مانده است.</p>
<p>هدیه تهرانی، نیکی کریمی، میترا حجار، فاطمه معتمدآریا، لیلا حاتمی و&#8230; از جمله چهره‌های مهمی بودند که سینمای دهه هفتاد ایران را چه در نقش بازیگری از جنبه مولف و چه از جایگاه آن تصویری متفاوت خلق کردند که تاریخ برای همیشه از آن یاد خواهد کرد. در نقش‌هایی که مبتذل نبودند و آنچه بود فکر و مهارت و اندیشه بود. این افراد نسل اول بازیگران جوانی را ساختند که سابقه کار در سینمای قبل از انقلاب را نداشتند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/10/Hediye-Tehrani.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-157769" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/10/Hediye-Tehrani.jpg" alt="Hediye-Tehrani" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>رخشان بنی‌اعتماد دیگر فیلمساز سینمای ایران در دهه هفتاد دوران اوج خود را تجربه کرد. ساخت آثاری که بعضا توانستند جز بهترین آثار تاریخ سینمای ایران شود.</p>
<p>در فیلم «نرگس» (۱۳۷۰) و «زیر پوست شهر» (۱۳۷۹) هم در جایگاه کارگردانی بود هم نویسندگی هم تهیه‌کنندگی. در فیلم «روسری آبی» (۱۳۷۳)، «بانوی اردیبهشت» (۱۳۷۶) و «داستانهای جزیره» (اپیزود سوم، باران و بومی) (۱۳۷۷) علاوه برکارگردانی جایگاه نویسندگی را نیز عهده دار بود.</p>
<p>تهمینه میلانی دیگر فیلمسازی بود که در دهه هفتاد، سه فیلم سینمایی را در کارنامه خود ثبت کرد. «دیگه چه خبر!؟» (۱۳۷۰)، «کاکادو» (۱۳۷۳) و «دو زن» (۱۳۷۷) فیلم‌هایی بود که میلانی در این آثار کارگردانی، نویسندگی، تهیه‌کنندگی و سرمایه‌گذاری آن را عهده دار بود و علاوه بر آن نویسندگی فیلم «شب‌های تهران» (۱۳۷۹) را نیز در کارنامه داشت.</p>
<p>پوران درخشنده دیگر فیلمساز موفق ایرانی در دهه هفتاد ساخت فیلم «عشق بدون مرز» (۱۳۷۷) را در مقام کارگردانی، نویسندگی و تهیه کنندگی برعهده داشت.</p>
<p>منیژه حکمت دیگر فیلمسازی بود که در دهه شصت فعالیت سینمایی خود را آغاز کرد. «خانه‌ای مثل شهر» (۱۳۶۶) فیلمی بود که حکمت در جایگاه منشی صحنه فعالیتش را آغاز کرد. «گربه آوازخوان» (۱۳۶۹) و «شهر خاکستری» (۱۳۶۹) دیگر تجربه حکمت در مقام منشی صحنه بود.</p>
<p>حکمت فعالیتش در دهه هفتاد را در جایگاه های دیگر توسعه داد و توانست تجربه مدیریت تولید فیلم را در فیلم‌هایی چون «شبیخون» (۱۳۷۶) و «دختری با کفش‌های کتانی» (۱۳۷۷) را تجربه کند.</p>
<p>«زندان زنان» (۱۳۷۹)، اولین فیلم و اولین تجربه حکمت در جایگاه کارگردانی، نویسندگی و تهیه‌کنندگی بود. فیلمی که در زمان خودش بازتاب گسترده‌ای داشت.</p>
<p>در جایگاه تدوین، هایده صفی‌یاری ازجمله هنرمندانی بود که در دهه هفتاد فعالیتش در حوزه تدوین را آغاز کرد. به عنوان نمونه می‌توان به آثاری چون «دره هزار فانوس» (۱۳۷۲)، «عشق گمشده» (۱۳۷۵)، «روزی که خواستگار آمد» (۱۳۷۵)، «روزی که هوا ایستاد» (۱۳۷۶)، «آژانس شیشه‌ای» (۱۳۷۶)، «روبان قرمز» (۱۳۷۷)، «عروس آتش» (۱۳۷۸)، «موج مرده» (۱۳۷۹) و «قطعه ناتمام» (۱۳۷۹) اشاره کرد. آثاری که برخی از آنها جزو مهمترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران بشمار می‌آید.</p>
<p>در جایگاه چهره‌پردازی، مهین نویدی از جمله کسانی بود که در دهه هفتاد توانست آثار مهم و درخشانی را در کارنامه کاری خود ثبت کند. از جمله این آثار می‌توان به «از صمیم قلب» (۱۳۷۹)، «ازدواج غیابی» (۱۳۷۹)، «آسمان پرستاره» (۱۳۷۸)، «دختران انتظار» (۱۳۷۸)، «آشوبگران» (۱۳۷۷)، «سیب سرخ حوا» (۱۳۷۷)، «شور زندگی» (۱۳۷۷)، «آن سوی آینه» (۱۳۷۶)، «ماه پیشونی» (۱۳۷۴) و «الو!الو! من جوجوام» (۱۳۷۳) اشاره کرد.</p>
<p>لازم به توضیح است که این هنرمند فعالیتش در مقام چهره‌پردازی را در دهه شصت و با آثاری چون «شب شکن»، «تیغ و ابریشم»، «گزارش یک قتل» و&#8230; آغاز کرد.</p>
<p>در جایگاه منشی صحنه، منیر قیدی از جمله کسانی بود که فعایتش در سینما را از دهه هفتاد آغاز کرد و در آثاری چون «باران» (۱۳۷۹)، «تو آزادی» (۱۳۷۹)، «یکی بود یکی نبود» (۱۳۷۹)، «پسر مریم» (۱۳۷۷)، «جنگجوی پیروز» (۱۳۷۷)، «مرد کوچک» (۱۳۷۶)، «حرفه‌ای» (۱۳۷۵) و «راز مینا» (۱۳۷۵) حضور داشت. قیدی از جمله فیلسازان مهم در دهه نود به شمار می‌آید.</p>
<p>سیمین آزادی از جمله کسانی بود که فعالیتش را در دهه شصت آغاز کرد و توانست در دهه هفتاد با حضور در آثاری چون «ماه پیشونی» (۱۳۷۴)، «مرد نامرئی» (۱۳۷۴)، «آدم برفی» (۱۳۷۳)، «پری» (۱۳۷۳)، «سفر بخیر» (۱۳۷۳)، «ضربه طوفان» (۱۳۷۲)، «یاران» (۱۳۷۲) و «دره شاپرک‌ها» (۱۳۷۰) کارنامه درخشانی از خود به جای گذارد.</p>
<p>این افراد در دهه‌های بعد سراغ تجربه‌های جدیدی هم رفتند که خود سوژه گزارش‌های دیگری است.</p>
<p><strong>ادامه دارد &#8230;</strong></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=157765">دهه هفتاد؛ عصر شکوهمند بانوان</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=157765</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اینجا چراغی روشن است!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=157646</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=157646#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 08 Oct 2023 11:21:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[مخاطب خاص]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[تهمینه میلانی]]></category>
		<category><![CDATA[رخشان بنی‌اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای زنانه]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای زنانه در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[شهلا ریاحی]]></category>
		<category><![CDATA[مرضیه برومند]]></category>
		<category><![CDATA[پوران درخشنده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=157646</guid>
		<description><![CDATA[<p>مرور تاریخ سینمای ایران نشان می‌دهد زنان سینماگر مراحل مختلفی را طی کرده‌اند تا به امروز رسیده‌اند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=157646">اینجا چراغی روشن است!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong><strong> : </strong>آذر شیوا، مری آپیک، فروزان، سپیده، گوگوش، طوطی سلیمی، آرام، فرشته جنابی، روشنک صدر و&#8230; با خواندن این نام‌ها چه تصویری [از جایگاهِ‌شان در سینما] در ذهن‌ِمان تداعی می‌شود؟</p>
<p>پرسش اصلی ما این است؛ جایگاه خانم‌ها در سینمای قبل از انقلاب چه بود؟ این جایگاه در بین مخاطبان آن دوره چگونه تعریف می‌شد؟</p>
<p>در این گزارش قصد داریم به این پرسش‌ها بپردازیم. اینکه اساسا این تصویر در سینمای بعد از انقلاب دچار چه تحولاتی شد؟!</p>
<p>تصویری از زن در سینمای قبل از انقلاب وجود داشت که مولفه بزرگ و مهم آن نمایش برای ترغیب مخاطب به خرید بلیط سینما بود. خانم‌ها، ابزاری برای جذب لذت و مولفه مهمی برای فروش یک فیلم بودند. آش آنقدر شور بود که -به نقل از بی بی سی فارسی- در دهه پنجاه شمسی ماهنامه «فیلم و هنر» در سال ۱۳۵۲ صدایش بلند می‌شود و در نقد این شرایط چنین می‌نویسد:</p>
<p>«تا سه چهار سال پیش تهران چنین نبود، در خیابان‌های تهران تصاویر استریپ تیز به چشم نمی‌خورد. پلاکاردها تا اندازه‌ای معین و مقرر اجازه برهنه‌گرایی داشتند، اما اکنون گویی دوربین‌های فیلمبرداری فقط توانایی به تصویر درآوردن صحنه‌های سکسی را دارا هستند.»</p>
<p>خبرگزاری ایرنا در مطلبی با عنوان «سیمای زن در سینمای ایران؛ از خیال تا واقعیت» می‌نویسد:</p>
<p>«برخی از مورخان بر این عقیده‌اند که نقش آفرینی &#8216;آسیا قسطانیان&#8217; از ارامنه گرجی مهاجر در فیلم حاجی آقا آکتور سینما ساخته &#8216;اوانس اوگانیانس&#8217; که در ۱۱ بهمن سال ۱۳۱۲ در تهران اکران شد، نخستین حضور زن در سینمای ایران است.</p>
<p>&#8216;روح انگیز سامی نژاد&#8217; با بازی در اولین فیلم ناطق تاریخ سینمای ایران به نام &#8216;دختر لر&#8217;، نخستین حضور رسمی زن در سینمای ایران را رقم زد.</p>
<p>فیلم دختر لر در سال ۱۳۱۲ توسط &#8216;اردشیر ایرانی&#8217; و با همکاری &#8216;عبدالحسین سپنتا&#8217; در بمبئی ساخته شد و سامی نژاد، نقش گلنار را بازی کرد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/10/Dokhtare-Lor1.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-157652" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/10/Dokhtare-Lor1.jpg" alt="Dokhtare-Lor" width="800" height="533" /></a></p>
<p>سامی نژاد با نام اصلی &#8216;صدیقه&#8217; در سال ۱۲۹۵ در شهرستان بم از توابع استان کرمان به دنیا آمد و در سال ۱۳۰۸ به همراه همسرش که کارمند استودیو امپریال فیلم بمبئی بود به هندوستان مراجعه کرد و در آنجا در فیلم دختر لر بازی کرد.</p>
<p>سامی نژاد برای بازی در آن فیلم با موجی از انتقاد شدید مواجه و این مهم موجب شد تا از سوی خانواده و آشنایان طرد شود و به کارنامه فعالیت هنری خود در سینما پایان دهد و در سال ۱۳۷۶ نیز در تنهایی دار فانی را وداع گفت.» [منبع: خبرگزاری ایرنا: کد خبر: ۸۰۵۴۹۱۲۳. تاریخ: ۳۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۱]</p>
<p>احمد طالبی‌نژاد در گفتگو با ایرناپلاس چنین می‌گوید:</p>
<p>«قبل از انقلاب فقط سه خانم بودند که نامشان به‌عنوان کارگردان در تاریخ سینمای ایران ثبت و ضبط شد. شهلا ریاحی نخستین بانوی کارگردان سینمای کشور است. دومین زنی که به کارگردانی روی آورد و از ایران هم رفت، مروا نبیلی بود که اولین اثرش «خاک بکر» نام داشت. کبری سعیدی که اسم مستعار شهرزاد را داشت در ابتدای فعالیت‌هایش بازیگر بود که بعد به فکر کارگردانی افتاد و یک فیلم بلند با عنوان «مریم و مانی» ساخت.» [منبع: ایرناپلاس. کد خبر: ۸۳۳۵۹۵۷۳. تاریخ: ۲۹ خردادماه ۱۳۹۸]</p>
<p>البته اگر بخواهیم آثار مستند را هم اضافه کنیم می‌توانیم نام فروغ فرخزاد را در فهرست کارگردانان زن مستند در قبل از انقلاب برای مستند «خانه سیاه است» قرار دهیم.</p>
<p>قدرت‌الزمان وفادوست معروف به شهلا ریاحی متولد ۱۸ شهریور ۱۳۰۵ در تهران بود. اگرچه او با ساخت فیلم مرجان، اولین کارگردان زنِ سینمای ایران شد اما این مسیر تا قبل از انقلاب مسیر ادامه داری نبود. به طوری که احتمالا حتی مخاطبان پر و پا قرص فیلمفارسی‌ها هم نمی‌توانند نام ۵ نفر را در میان مولفان خانم سینمای ایران به خاطر بیاورند. بدیهی است که اگر در میان همین نام‌ها هم دنبال آثار تاثیرگذار برویم تعدادشان حتی کمتر هم می‌شود.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;"><strong>جایگاه «خانم‌ها» در سینمای پس از انقلاب</strong></span></h3>
<p><strong>بیاییم چند سوال دیگر را با هم مرور کنیم:</strong></p>
<p>مقصود از جایگاه «خانم‌ها» در سینمای پس از انقلاب (در قیاس با سینمای قبل از انقلاب) چیست؟</p>
<p>«زن» در سینمای پس از انقلاب صاحب چه نقش و مقامی شد؟</p>
<p>حضور خانم‌ها در صنعت سینما و تولید در سینمای پس از انقلاب انقلاب (در قیاس با سینمای قبل از انقلاب) را چگونه می‌توان تحلیل کرد؟</p>
<p>ترویج نقش‌آفرینی زنان در سینما در حوزه‌هایی مثل: کارگردانی، نویسندگی، تدوین، منشی صحنه، تهیه کنندگی و&#8230; (در قیاس با سینمای قبل از انقلاب) چگونه بود؟</p>
<p>آنچه برهمگان روشن است، تصویر «خانم‌ها» در سینمای قبل از انقلاب تنها در قاب بازیگری جا می‌شود. به طوری که حضور ایشان یک نماد مهم در پوستر فیلم‌ها و تبلیغات شهری بود. با وجود چند کار محدود، مخاطبان از «زنان» به عنوان کارگردان یا نویسنده یا&#8230; یاد نمی‌کردند.</p>
<p>آنچه مهم نبود «تالیف» بود. و آنچه اهمیت داشت، «زیبایی» بود. البته بودند در بین بازیگران کسانی که در حوزه بازیگری صاحب فکر و اندیشه بودند و اهل سواد. اما کمتر پیش می‌آمد فضای اظهار فضل پیدا کنند و استعدادهای دیگرشان را به رخ بکشند.</p>
<p>«تغییر» امر مهمی بود که در سینمای پس از انقلاب در همه جهات رخ داد. مهمترین آن تصویر «خانم‌ها» و نگاه به نقش آفرینی آنان چه در پشت صحنه و چه در صحنه بود.</p>
<p>پس از انقلاب اسلامی، نقش زنان محدود به قاب دوربین و پوستر فیلم ها نشد&#8230; . زنان این بار در متن سینما حضور یافتند. «پوران درخشنده» اولین کارگردان زن در سینمای پس از انقلاب بود. شاید در ابتدای مسیر پیش بینی می‌شد که این امر اتفاقی باشد و دیگر تکرار نشود؛ شاید حتی عده‌ای فکر می‌کردند این پله اول آخرین پله از حضور یک زن پشت دوربین خواهد بود. اما نه تنها این اتفاق رخ نداد، بلکه سینمای زنانه ایران چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی به شکوفایی رسید. به طوری که با گذشت بیش از چهار دهه از پیروزی انقلاب می‌توان بازخوانی دقیق‌تری داشت و می‌توان با تصویری واضح به نقش زنان پرداخت.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/10/Parande-Koochak-BS.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-157649" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/10/Parande-Koochak-BS.jpg" alt="Parande-Koochak-BS" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>حضور پوران درخشنده در سینما تنها عطف به کارگردانی نبود. او هم نویسنده اثرش بود هم تهیه کننده آن. ساخت بیش از ۱۱ فیلم سینمایی در دهه شصت و هفتاد و هشتاد و نود، نشان از استمراری مهم داشت. خصوصا در جامعه جهانی و در نگاه جهانیان.</p>
<p>به یاد بیاوریم دهه شصت ایران را. به این موضوع مهم تاریخی توجه کنیم:</p>
<p>دهه شصت، دوران دفاع مقدس. حمله عراق به ایران. کشور درگیر یک جنگ نابرابر. درگیر تحریم و درگیر ترورهای منافقین و&#8230; . یک مورد از این اتفاقات کافی است در یک کشور روی دهد تا سینمایش تعطیل شود. و حتی اولویتش هم نباشد. اما سینمای ایران و در مرحله بعد حضور زن در آن نه تنها تعطیل نشد بلکه متولد شد، توسعه یافت و جهانی شد.</p>
<p>پوران درخشنده در این دهه سه فیلم دارد. اما آیا تنها او بود که در این دهه فیلم ساخت؟</p>
<p>پاسخ یک «خیر» بزرگ است. تهمینه میلانی نیز در مقام نویسندگی و کارگردانی و تهیه کنندگی در دهه شصت کارش را آغاز کرد. او در این دهه دو اثر در کارنامه خود داشت؛‌ «بچه‌های طلاق» با بازی جهانبخش سلطانی، شهلا ریاحی، حمیده خیرآبادی و پوراندخت مهیمن. و «افسانه آه» با حضور جهانگیر الماسی، فرخ‌لقا هوشمند، پروین سلیمانی و مهری ودادیان. میلانی در همان دهه «عشق و مرگ» را هم برای محمدرضا اعلامی نوشت و تا پایان دهه هفتاد ۹ اثر را در کارنامه کاری خودش به ثبت رساند؛ یا در مقام تهیه کننده و کارگردان و یا در مقام نویسنده.</p>
<p>رخشان بنی اعتماد با ساخت سه اثر در دهه شصت از دیگر فیلمسازان مهم -چه در میان خانم ها و چه در میان آقایان- بود که فعالیت سینمایی اش را در دوران جنگ آغاز کرد. این سه اثر عبارتند از «خارج از محدوده» با بازی مهدی هاشمی و پروانه معصومی، «زرد قناری» با حضور زوج هاشمی- آدینه و «پول خارجی» با نقش آفرینی علی نصیریان، محمد علی کشاورز و مهتاج نجومی.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/10/Boroomand-Madrese-Mooshha-BS.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-157650" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/10/Boroomand-Madrese-Mooshha-BS.jpg" alt="Boroomand-Madrese-Mooshha-BS" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>آن ایام مرضیه برومند کارگردان سینما نیز اثر مهمی را در یاد کودکان، نوجوانان و بزرگسالان و برای تاریخ ثبت کرد. «شهر موشها» اثر درخشانی که در دهه شصت روی پرده سینماها ظاهر شد. احتمالا کمتر کسی را از کودکان آن دوران بتوانید پیدا کنید که فوبیای گربه شهر موشها را نداشته باشد.</p>
<p>آری. جنگ، ترور، تحریم و&#8230; نه سینما را تعطیل کرد و نه هنر را. بلکه این هنر بود که در دل جنگ متولد شد. با پایان دهه شصت و جنگ تحمیلی داستان اما به شکل دیگری ادامه پیدا کرد.</p>
<p><strong>(ادامه دارد&#8230;)</strong></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=157646">اینجا چراغی روشن است!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=157646</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
