<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سوره سینما &#187; قاتلان ماه گل</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D9%82%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%87-%DA%AF%D9%84" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Jun 2026 11:40:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>سفیدشویی تاریخ سرخ؛ نگاهی به «قاتلان ماه گل»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=161019</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=161019#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 06 Mar 2024 14:36:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای جهان]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[حسین الهام]]></category>
		<category><![CDATA[قاتلان ماه گل]]></category>
		<category><![CDATA[مارتین اسکورسیزی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=161019</guid>
		<description><![CDATA[<p>در آستانه مراسم اسکار ۹۶‌ام، حسین الهام تهیه‌کننده و مستندساز یادداشتی برای فیلم «قاتلان ماه گل» نوشته است. یادداشت او از آن جهت حائز اهمیت است که الهام این روزها مجموعه «پشت صحنه» را روی آنتن دارد و با ما از پس مدت‌ها پژوهش در حوزه سینما و تاریخ آمریکا صحبت می‌کند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=161019">سفیدشویی تاریخ سرخ؛ نگاهی به «قاتلان ماه گل»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> <strong>&#8211;</strong> <strong>حسین الهام : </strong><span style="color: #ff0000;"><strong>اول. مصائب نفت</strong></span></p>
<p>می‌گویند در دنیای قدیم هرجا آب بوده، در پیرامون آن کم‌کم زندگی جوانه زده و آدمی در بستر زندگی با طبیعت رشد کرده و سرزمین ها و تمدن ها را شکل داده است. اما سنگ بنای دنیای جدید که گذاشته می‌شد رقیبی برای آب پیدا شد، به تدریج این نفت بود که هرجا از زیر زمین فوران می‌کرد در اطرافش دکل‌ها بالا می‏‎رفت، شرکت‌های نفتی تاسیس می‌شد، در شعاع زیادی پیرامون آن خانه‌ها ساخته می‌شد، محله‎ها و شهرها پدید می‎آمد و برج‌ها سر به آسمان می‌سایید. در دنیای مدرن گویا نفت مایه حیات بوده و پیرامون خود زندگی‌ها و جوامع جدید را شکل داده و کار و صنعت را رونق بخشیده.</p>
<p>چهره سنتی سرزمین‌های غرب آسیا و شمال آفریقا -که سایه‌ای از دوران تمدن اسلامی بود- را همین نفت به کلی تغییر داده و بادیه‌نشین‌های حجاز و جزایر خلیج فارس را به صاحبان کارتل‌های بزرگ نفتی و برج نشین‌ها و لیموزین سوارها بدل کرده و هرچه زرق و برق اشراف و سرمایه‌داران دوران استعمارگری اروپا را نصیب آنان کرده است، بی آنکه سهمی از دانش و صنعت و هویت ملی به آنان بدهد.</p>
<p>البته این‌ها تنها رهاورد نفت نبوده، نفت یعنی ثروت؛ و ثروت یعنی قدرت؛ و دعوا بر سر قدرت دیرینه‌ترین نزاع انسان‌هاست. وقتی فواره‌های نفت از زیر زمین سر می‌کشد خیلی طول نمی‌کشد که جنگ و آشوب و کشتار بر آن منطقه سایه می‌اندازد، این است که هرجا نفت پیدا می‌شود کمتر روی آرامش و ثبات را می‌بیند. چه حجاز و عراق باشد؛ و چه اوکلاهما و اوسیج کانتی و میان بومیان آمریکا.</p>
<p>این‌ها که گفتم البته <strong>مشهورات</strong> است، مشهوراتِ ژورنال‌های سطحی و تک‌بعدی و پروژه‌های آکادمیکِ غرب. مشهورات غربی برای بازتعریف واقعیت‌ها ساخته می‌شوند، واقعیت‌ها نه آن طور که هستند، بلکه آن‌طور که اسپانسرها می‌خواهند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>دوم. ما و هژمونی مشهورات</strong></span></p>
<p>دولت-ملت (Nation state) یکی از مشهورات علوم سیاسی در غرب است. این نظریه بعد از انقلاب فرانسه در توجیه دولت‌های مدرن ساخته شد و پروژه دولت‌سازی در شکل خاصِ پس از مدرنیته را توضیح می‌داد. دولت‌هایی که به نیروی نظامی خود مجوز می‌دادند تا در یک قلمروی جغرافیایی مشخص، قدرت سیاسی را به صورت یکسان حاکم کنند. تشکیل دولت-ملت‌های مدرن معمولا بدون خشونت و کودتا و جنگ و کشتار نبوده، همیشه مردمی وابسته به زمین و سرزمین بوده‌اند که سیطره قانون و فرهنگ کسانی که از فرسنگ‌ها دورتر آمده‌اند را برنتافته‌اند و در آخر قوه قهریه و تفنگ و سرنیزه، آنها را به زیر پرچم حکومت‌های مدرن کشیده و فرایند یکسان‌سازی نه فقط در قوانین و حاکمیت، بلکه در سنت‌ها و رسوم روی آنها پیاده شده. قدم بعدی اما تولید یک تاریخ یکسان برای همه چیز است.</p>
<p>غربی‌ها به ویژه بعد از رنسانس خود را اوج تاریخ می‌دانند و هرچه پیش از آن از فرهنگ و تمدن در میان اقوام مختلف بوده را نادیده می‌گیرند. درست مانند تجاهل عمومی و عامدانه نسبت به فرهنگ قبیله‎های بومی آمریکا، قبایلی که در میان آنها نشانه‌های جدی از تکثر فرهنگی و تاثیرپذیری از تمدن‌های بزرگ دیده می‌شد، قبایلی که تا پیش از -به قول غربی‌ها- کشف قاره آمریکا، با دیگر ملل دنیا مراوده داشتند و حتی نشانه‌هایی از ادیان و رسوم و لباس دیگر ملت‌ها در میانشان دیده می‌شود. غربی‌ها این‌گونه‌اند، چون خودشان تا زمان سفر کریستف کلمپ در ۱۴۹۲ میلادی قاره آمریکا را نمی‌شناختند، می‌گویند او این قاره را کشف کرده، انگار تا آن زمان گم شده بود! و شگفتا که در میان قبایل بومی اقوامی مسلمان بوده‌اند و برخی، نام‌ها و سنت‌ها و لباس ایرانی داشتند و گروهی منجمان چیره‌دستی بوده‌اند.</p>
<p>تاریخ بومیان آمریکا، داستان مردمانی است که هم دوراندیش و با سیاست بودند و هم زندگی روی زمین و هم‌زیستی با انسان‌ها و طبیعت را خوب می‌دانستند و هم با اقتضائات دنیای مدرن آشنا بودند و هم نسبت خود با مدرنیته را فهم می‌کردند و هم در کشاورزی و دامداری و بازرگانی و حقوق سررشته داشتند. اما همه این‌ها زیر سایه سنگین مشهورات تاریخی گم شده است. سال‌های سال نه چندان حرفی از نسل‌کشی و قتل عام گسترده بوده و نه از اخراج از وطن و کوچاندن اجباری از شرق به زمین‌های بی‌آب و علف غرب آمریکا، نه از جدا کردن کودکان بومی از خانواده‌ها و آموزش اجباری فرهنگ اروپایی به آنها و نه ایجاد کمپ‌های جداسازی برای مردم یک سرزمین!</p>
<p>اگر رفتار آپارتایدی و نژادپرستانه سفیدهای مدرن نبود، بومیان هم می‌توانستند نقشی جدی در جامعه‌سازی و <strong>ملت‌سازی</strong> در آمریکا داشته باشند و اگر چنین می‌شد حتما آنچه ایالات متحده آمریکا خوانده می‌شود، دولتی استعمارگر نبود.</p>
<p>اما در فرایندی عجولانه و پرشتاب، دولت-ملت آمریکا بر خون بومیان بنا شد، در مسیر ملت‌سازی برای آمریکا، قانون، هویت، بروکراسی و قوه قهریه آمریکایی به جنگ بومیان رفتند و زندگی را از آنها گرفتند. همه زندگی، یعنی تعلق به زمین و هویت بومی و زیست روزمره و حتی پدر و مادر و فرزند و قوم و خویش را. مهم‌ترین رویداد عصر <strong>غرب وحشی</strong> همین است، همین قتل و مرگ تدریجی یک ملت در طول سه قرن، از ابتدای قرن ۱۷ تا اوایل قرن بیستم.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>سوم. سفیدشویی نیشن-استیت آمریکا</strong></span></p>
<p>وقتی در حال ساخت مستند «سفیدشویی تاریخ سرخ» بودم، روزهایی را به مرور تاریخ بومیان آمریکا گذراندم. در این مستند به دنبال فهم و تحلیل تصویری بودم که سینمای آمریکا از ساکنان دیرینه این سرزمین ساخته است. هرچه از مشهورات دوری می‌کردم، گریزی از سیطره کلیشه‌های تاریخ رسمی پیدا نمی‌کردم.</p>
<p>سینما در سال‌های پایانی دوران غرب وحشی در آمریکا پدید آمد و از همان ابتدا نام‌های بزرگی از <strong>توماس ادیسون</strong> و <strong>سیسیل</strong> <strong>بی.دومیل</strong> و <strong>توماس</strong> <strong>اینس</strong>، تا <strong>باستر</strong> <strong>کیتون</strong> و <strong>دی.دابلیو</strong> <strong>گریفیث</strong> و <strong>جان</strong> <strong>فورد</strong>، تصویر مطلوب مهاجران از بومیان را روی پرده سینما نمایش دادند. تصویر مردمی بدوی که بویی از فرهنگ نبرده‌اند، در چادر زندگی می‌کنند، غالبا برهنه‌اند، کلاه پر به سر می‌گذارند و با شکار روزگار می‌گذراندند و همیشه برای زندگی عادی <strong>ملت</strong> آمریکا مزاحمت ایجاد می‌کنند. همان ملتی که از پسِ جنگ‌های زیاد متولد شده: جنگ‌های استقلال، جنگ داخلی، جنگ اول و دوم جهانی و البته جنگ با قبایل بومی برای غصب زمین و زندگی آنها.</p>
<p>همان ملتی که گریفیث در فیلم <strong>تولد یک ملت (۱۹۱۵)</strong> پیدایش آن را روی خون بردگانِ سیاه جشن گرفته بود. شاید شما نام این فیلم را شنیده باشید و آن را شاهکاری در تاریخ سینما بدانید، اما احتمالا نمی‌دانید که این فیلمسازِ ملت‌ساز، سال ۱۹۱۳ فیلمی ساخته به نام <strong>نبرد دره الدربوش</strong>. فیلمی که یکی از جنگ‌های <strong>ملتِ</strong> در حال تاسیس با ساکنان اصلی آمریکا را در راه حاکم کردن <strong>دولت</strong> مطلوب خود تصویر می‌کند. بومیانی که چون نمی‌خواهند فرهنگ اروپایی را به زور بپذیرند، تبهکارانی تصویر شدند که به نابودی در هجوم گاوچران‌های متمدن محکومند.</p>
<p>از زمان ساخت این فیلم صامت تا چند دهه پس از آن، در فیلم‌های هالیوودی به ویژه در وسترن‌ها تغییر چندانی در بازنمایی بومیان رخ نداد. کابوی‌های هفت‌تیر به دست، آمریکایی‌ترین قهرمانان فیلم‎های هالیوودی بودند که بومیان -دیگریِ وحشی و خشنِ فرهنگ و قدرت حاکم- را می‌کُشند.</p>
<p>در دهه‌های بعد اما فیلم‌هایی ساخته شد که از ماجرای بومیان کمی آشنایی‌زدایی می‌کرد. فیلم‌هایی چون بزرگمرد کوچک (۱۹۷۰)، رقصنده با گرگ‌ها (۱۹۹۰) و بازگشته (۲۰۱۵) تاریخ را از دل قبایل بومی روایت کردند اما قهرمان قصه آنها سفیدهایی بودند که در میان بومیان زندگی می‌کردند، روایتی از مصائب زندگی با مردمانی که سفید نیستند. باز هم بومیان کمتر این شانس را داشتند که شخصیتی مانند خود را بر پرده سینما ببینند تا راوی رنج تاریخی آنها باشد، هرچند همین فیلم‌های خلاف جریان هم نه هیچ‌گاه به جریان اصلی روایت هالیوودی از بومیان تبدیل شدند و نه خالی از تصویر قبایل شکارچی بدوی بودند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>چهارم. </strong><strong>دیازپام برای عذاب وجدان جمعی</strong></span></p>
<p>هالیوود یک سیستم هوشمند است و با سازوکاری ارگانیک با جامعه خود ارتباطی مداوم برقرار می‌کند. هالیوود فراز و فرود اجتماع را می‌بیند و نسبت به تب و تاب و گفتمان‌های پیدا و پنهان آن کنش و واکنش دارد.</p>
<p>بازخوانی تاریخ بومیان آمریکا با همه سانسورها و تحریف‌ها تبدیل به یک عذاب وجدان جمعی شده و هالیوود نمی‌تواند نسبت به این احساس عمومی بی‎تفاوت باشد. برای همین تصمیم می‌گیرد وجدان‌های آزرده را تسکین دهد. قرص‌های آرام‌بخش هالیوود گاهی با قصه شخصت‌هایی چون جک کرب در بزرگمرد کوچک یا جان دانبار و ایستاده با مُشت (کریستین گانتر) در رقصنده با گرگ‌ها یا هیو گلس در بازگشته به جامعه تزریق شده‌اند و گاهی مانند ارنست برکهارت در فیلم جدید مارتین اسکورسیزی کمی احساس گناه بیشتر را چاشنی ماجرا می‌کنند و تا با صدای بلند برای بومیان سوگواری کرده باشند؛ و تمام!</p>
<p>مارتین اسکورسیزی در فیلم جدید خود، <strong>قاتلان ماه گل (۲۰۲۳)</strong> مطابق با همان الگوی همیشگی روایت هالیوود از بومیان آمریکا رفتار کرده است. این فیلم هرچند عذاب وجدان جامعه آمریکایی از بخشی از تاریخ خود -یا دقیق‌تر از روح حاکم بر تاریخ و فرهنگ خود- را نمایان کرده، اما همین روایت هم به حقیقت عصر غرب وحشی وفادار نمانده است و برای آنکه از سنگینی این داغ بکاهد، مساله را به روایتی جزئی و کمرنگ فروکاسته است.</p>
<p>اسکورسیزی همان ابتدای فیلم تکلیف بَدمن را مشخص می‌کند، همه نقشه‌هایش را فاش می‌کند و این نیروی شَر را در یک یهودی فراماسون (ویل هِیل با بازی رابرت دنیرو) ساده‌سازی می‌کند که با نفوذ خود در برادرزاده‌اش (ارنست برکهارت با بازی لئوناردو دی‌کاپریو) به راحتی اهداف خود را پیش می‌برد. بعد از آن هرچه هست کشاکش وجدان ارنست با وسوسه‌های نیروی شر در موقعیت‌های مختلف است.</p>
<p>اسکورسیزی بیش از ۲۰۰ دقیقه وقت داشته تا داستان بگوید، از این ۲۰۰ دقیقه هم استفاده کرده تا داستانی نفس‌گیر را با همه جزئیاتش بگوید، شاید با جزءنگاری رسوم اوسیج‌ها به آنها و فرهنگ‌شان ادای احترام کرده باشد، اما هرچه کرده تمام حقیقت را نگفته است. اسکورسیزی هم به الگوی هالیوودی برای بیان تاریخ بومیان پایبند بوده و به جای روایت جنایت و رنج از درون بومیان، به داستان یک سفیدپوست در بستر حوادث جنایی روی آورده است. الگوی هالیوودی همیشه برای بومیان دلسوزی و همدردی می‌کند ولی خبری از بیان دقیق حادثه و ارائه روایتی که منجر به بازگشت از مسیر طی شده باشد نیست.</p>
<p>فیلم قاتلان ماه گل که از کتابی به همین نام اقتباس شده، داستان قتل‌های زنجیره‌ای اعضای اصلی قبیله اوسیج در اوکلاهاما را روایت می‌کند، قتل‌هایی که به دستور ویل هیل برای دستیابی به ثروت نفت حاصل از زمین‌های این قبیله به شیوه‌های مختلف رخ می‌داد. اگر قرار بود ماجرا از دیدگاه بومیان و برای آنها روایت شود حتما کتاب «چپقی برای فوریه<a href="#_ftn1" name="_ftnref1">[۱]</a>» انتخاب بهتری بود اما اینجا هدف نه بومیان بلکه روایت جزئیات از یک ماجرای جنایی است. اگر مردم اوسیج برای اسکورسیزی و فیلمنامه‌نویسش چیزی مهم‌تر از یک بستر تاریخی بودند آنها را بیش از اجزای صحنه و آدمک‌های منفعل و ابله تصویر می‌کرد.</p>
<p>شاید بتوان به اسکورسیزی حق داد که در سه ساعت و نیم نمی‌توانسته تمام ظلمی که بر بومیان رفته را به تصویر بکشد، اما نمی‌توان پذیرفت که مجرم اصلی را هم تبرئه کند. در روایت کتاب و فیلم قاتلان ماه گل، اوسیجی‌ها به واشنگتن می‌روند و از رئیس‌جمهور می‌خواهند جلوی نابودی آنها را بگیرد و کمی بعد تام وایت مامور FBI به صحنه می‌آید و با ظرافت و تدبیر و ریزبینی، ارنست را مجبور به اعتراف و ویل هیل را بازداشت می‌کند و یک زن اوسیجی را از مرگ نجات می‌دهد. با همین روایت ساده که با جزئیات کارآگاهی و ژورنالیستی به آن شاخ و برگ داده‌اند به راحتی دولت-ملتی را که برای ایجاد خود بومیان و فرهنگ و حق زندگی‌شان را با خشونت به موزه‌ها و کتاب‌های تاریخ فرستاده، نه تنها سفیدشویی می‎شود، بلکه به عنوان منجی و قهرمان ماجرا نیز معرفی می‌شود!</p>
<p>داروی هالیوودی برای عذاب وجدان آمریکایی مثل همان انسولین‌های آلوده به زهر در فیلم قاتلان ماه گل است، به جای آنکه حقیقت را چون دارویی تلخ در کام جامعه بریزد و ملت آمریکا را به مرتبه‌ای برساند که گذشته را جبران و دولت خود را از تکرار آن فاجعه نسبت به دیگر مردم دنیا منع کند، آنها را با درونی کردن حس دلسوزی به خلسه می‌برد و در انفعال تاسف‌آمیز برای قربانیان غرق می‌کند.</p>
<p>با این همه بعید است فیلم اسکوسیزی اثر محبوب آکادمی اسکار باشد و در جوایز امسال مورد توجه قرار بگیرد و جایزه‌های اصلی را ببرد. با وجود تطابق ساختار روایت فیلم با کلیشه‌های هالیوودی، قاتلان ماه گل لحنی انتقادی دارد، منجی سفیدپوست آن، کنش‌های قهرمانانه واضح ندارد و شخص رئیس جمهور آمریکا در آن بی‌توجه به مسائل بومیان تصویر می‌شود. این‌ها تدبیر کارگردان برای فاصله‌گذاری با ساخت یک اثر شعاری برای دولت آمریکاست و همین مساله احتمالا فاصله این فیلم را با جوایز اصلی اسکار زیاد می‌کند، به ویژه وقتی رقیب آن، یک پروپاگاندای اتمی به نام اوپنهایمر باشد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>پنجم. چشم در چشم شیطان</strong></span></p>
<p>فیلم قاتلان ماه گل را اگر از زمینه اصلی آن جدا کنیم و ایزوله از تاریخ به آن نگاه کنیم، داستانی برای امروز است. واقعیت این است که نزاع نه بر سرِ زمین و نفت است و نه پول و قدرت. نزاع همیشه بر سر خیر و شر بوده و ادامه خواهد داشت و این ماجرای همیشگی آدم است که با شیطان چه می‌کند.</p>
<p>فیلم اسکورسیزی ماجرای من و شماست، ماجرای همه آدم‌ها در مواجهه با شیطان‌های شیک‌پوش لژنشین. ماجرای ما انسان‌هاست که چقدر با ظلم همراهی می‌کنیم، چقدر تاب مقاومت در برابر آن را داریم و تا کجا سکوت می‌کنیم و کِی سکوت خود را می‌شکنیم.</p>
<p>این فیلم ماجرای همین امروز است، ماجرای غصب خانه و کاشانه مردمی نه در اوکلاهاما بلکه در سرزمین تاریخی فلسطین، ماجرای انسانیت‌زدایی است نه از قبایل اوسیج و پیما و ناواهو و آپاچی، بلکه از بیش از دو میلیون کودک و زن و مرد محصور در غزه، قصه سلب وطن و کوچ اجباری است، نه به اردوگاه‌های جداسازی در کانزاس بلکه اردوگاه‌های آوارگان در کشورهای مختلف خاورمیانه.</p>
<p>قصه این است که وقتی چشم در چشم شیطان می‌شوی، وقتی تو را وسوسه می‌کند، وقتی شر را مجسم می‎بینی همراه آن می‌شوی، سکوت می‌کنی یا در برابرش می‌ایستی؟</p>
<p><strong>پانویس:</strong></p>
<p>عنوان <strong>سرخپوست</strong> که از دوران استعمار به ساکنان اصلی قاره آمریکا گفته شده، امروز واژه‌ای توهین‌آمیز تلقی می‌شود و در این یادداشت از واژه <strong>بومیان</strong> برای آنها استفاده شده است.</p>
<p><a href="#_ftnref1" name="_ftn1">[۱]</a>. A Pipe for February by Charles H. Red Corn</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=161019">سفیدشویی تاریخ سرخ؛ نگاهی به «قاتلان ماه گل»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=161019</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پل توماس اندرسون نویسنده اصلی «قاتلان ماه گل» است</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=159562</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=159562#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 27 Jan 2024 10:16:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای جهان]]></category>
		<category><![CDATA[قاتلان ماه گل]]></category>
		<category><![CDATA[مارتین اسکورسیزی]]></category>
		<category><![CDATA[پل توماس اندرسون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=159562</guid>
		<description><![CDATA[<p>هفته گذشته نامزدهای اسکار معرفی شدند که اریک راث، نویسنده فیلم «قاتلان ماه گل» در میان آن‌ها نبود و خیلی‌ها این موضوع را مطرح داشتند که وی مورد بی‌اعتنایی قرار گرفته؛ اما حالا شایعات و ادعاهایی مطرح شده که او نویسنده اصلی فیلم نبوده است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=159562">پل توماس اندرسون نویسنده اصلی «قاتلان ماه گل» است</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> &#8211; ادعای چارلز برامسکو از روزنامه گاردین توسط افرادی که به طور گسترده در فیلم «قاتلان ماه گل» اسکورسیزی همکاری داشته‌اند تایید شده است – نویسنده اصلی فیلم گویا پل توماس اندرسون بوده، و او در حقیقت بخش عمده‌ای از فیلم‌نامه‌ این فیلم را بازنویسی کرده است. به نظر می‌رسد که احتمالاً عده‌ای در مجلات مختلف به زودی به این مسئله بپردازند. اگر افرادی که در بخش‌های مختلف پروژه «قاتلان» با اسکورسیزی همکاری داشته‌اند، اقدام به افشا و اثبات این امر می‌کردند دیگر تایید این قضیه به شکل کلی کار سختی نمی‌بود.</p>
<p>همچنین جفری ولز از Hollywood Elsewhere اظهار داشت:</p>
<p>شایعاتی مبنی بر این وجود دارد که پل توماس اندرسون بخش عمده‌ای از فیلم‌نامه قاتلان ماه گل را بازنویسی کرده است؛ حداقل در مراحل میانی کار&#8230; من این قضیه را با یکی از افرادی که در پروژه قاتلان همکاری داشته چک کردم و او نیز این قضیه را رد نکرد. او اندرسون را «هنرمند» خطاب کرد و گفت «هر کاری که او برای این فیلم انجام داده {از نظر بازنویسی این فیلم‌نامه} تنها برای کمک به این پروژه بوده است.» این حرف‌ها تا میزانی مبهم هستند اما مشخصاً همکاری اندرسون در این پروژه را رد نمی‌کنند.</p>
<p>همچنین فردی به نام مت رگال نه ماه پیش چنین کامنتی را زیر پست مجله هالیوود اِلسور گذاشته بود:</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2024/01/MattRegal.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-159564" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2024/01/MattRegal.jpg" alt="MattRegal" width="981" height="386" /></a></p>
<p>عکس: نمی‌دانم گفت این حرف فایده‌ای دارد یا خیر اما می‌دانم که پل توماس اندرسون در فیلم‌نامه «قاتلان» کمک زیادی به اسکورسیزی کرده است.</p>
<p>پیش از این‌ها چارلز برامسکو از گاردین ادعای بزرگی را مطرح کرده بود. او عنوان داشت که اریک راث نویسنده اصلی فیلم‌نامه «قاتلان ماه گل» نیست و در واقع پل توماس اندرسون آن را نوشته است.</p>
<p>یکی از کاربران ایکس در روز انتشار نامزدهای اسکار عنوان داشت که اریک راث برای نامزدی در بخش فیلم‌نامه اقتباسی نادیده گرفته شد. حقیقتاً این اتفاق خیلی غافلگیرکننده بود زیرا انتظار می‌رفت که او به راحتی نامزد شود. برامسکو نیز در جواب او گفت&#8230;</p>
<p>نویسنده این فیلم {اریک راث} نامزد نشده، چون بر اساس شنیده‌های من بخش زیادی از این فیلم‌نامه توسط پل توماس اندرسون بازنویسی شده است.</p>
<p>ما پیش از این می‌دانستیم که فیلم‌نامه «قاتلان» به طور کلی مورد بازبینی قرار گرفته بود. اسکورسیزی و دیکاپریو تصمیم گرفتند که به جای به تصویر کشیدن زاویه دید اف‌بی‌آی، تمرکز خود را بر روی داستان مردم قبیله اوسیج بگذارند.</p>
<p>همه بر این باور بودند که اریک راث هر دو ورژن این فیلم‌نامه را نوشته، اما ادعای برامسکو بر این امر دلالت دارد که بر اساس گزارشات، پل اندرسون بوده که آمده و کل این فیلم‌نامه را از ابتدا بازنویسی کرده است. اقدام او جسورانه و احتمالاً کمی غیر حرفه‌ای بوده است.</p>
<p>این که نویسنده‌ای برای فیلم‌نامه‌ای که ننوشته مورد تحسین قرار گیرد عجیب است، اما غیر معمول نیست. اگر چه، از راث برای نامزدی در اسکار حمایت می‌شد و او در دیگر جوایز مطرح سال، نامزدی بخش فیلم‌نامه غیر اقتباسی را دریافت کرد. ما در این بین با راث تماس گرفتیم تا نظر او را نیز در این رابطه جویا شویم اما تا کنون پاسخی دریافت نکرده‌ایم. در صورتی که او پاسخ دهد متن ما نیز بازنویسی می‌شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=159562">پل توماس اندرسون نویسنده اصلی «قاتلان ماه گل» است</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=159562</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ما می‌خواستیم یک فیلم عاشقانه بسازیم!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=159148</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=159148#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 02 Jan 2024 14:44:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای جهان]]></category>
		<category><![CDATA[قاتلان ماه گل]]></category>
		<category><![CDATA[مارتین اسکورسیزی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=159148</guid>
		<description><![CDATA[<p>به مناسبت اکران فیلم «قاتلان ماه گل»، نیویورکر مصاحبه مفصلی با مارتین اسکورسیزی کارگردان آن منتشر کرده است. این مصاحبه مفصل را با اندکی تلخیص در چند قسمت با ترجمه رامین کریمی بخوانید.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=159148">ما می‌خواستیم یک فیلم عاشقانه بسازیم!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong><strong> – </strong><strong>ریچارد برودی (نیویورکر): یک اتفاق خاص و متمایزی در رابطه با «قاتلان ماه گل» وجود دارد. شما همیشه داستان‌های خوب، متاثرکننده و پرشوری را روایت می‌کنید، اما این جا در این فیلم احساس کردم که علاوه بر روایت داستان اتفاق دیگری در جریان است. حس من این بود که شما دارید شهادت می‌دهید. آیا موقع ساختن فیلم این چنین حسی را داشتید؟ و آیا این کار بخشی از هدفتان در این پروژه بود؟</strong></p>
<p>قطعاً. به گمانم این قضیه به سال ۱۹۷۴ بازمی‌گردد؛ زمانی که این فرصت به من دست داد تا یکی دو روزی را با قبیله اوگلالا لاکوتا در داکوتای جنوبی سپری کنم، آن زمان مشغول پروژه‌ای بودم که به سرانجام نرسید. تجربه ناگواری بود؛ من بسیار جوان بودم و نمی‌فهمیدم. من متوجه آن آسیب‌ها و فقر نمی‌شدم. من به شکل دیگری با فقر بزرگ شده بودم؛ با مردان و زنان طبقه کارگر در خیابان‌های الیزابت، مات و مالبری، اما خب این را هم باید بگویم که ما یک مزرعه هم داشتیم. من با آن سبک از فقر بزرگ شده بودم. اما به عمرم چنین چیزی را ندیده بودم. نمی‌توانم توضیح بدهم که چرا آن قدر ناامیدکننده بود.</p>
<p>مجدداً در آن زمان تعدادی بومی آمریکا را در لس آنجلس دیدم، و ما در مورد پروژه دیگری به صحبت نشستیم، و من این را به چشم دیدم که آن فانتزی خارق‌العاده‌ای که ما از کودکی با آن بزرگ شده بودیم این بود که – حتی به رغم تمام تلاش‌های شگفت‌انگیز هالیوود در جبران اشتباهات خود با آثاری نظیر «پیکان شکسته»، «ضرب طبل»، «آپاچی»، «راهروی شیطان» &#8211; همه فیلم‌هایی که حامی آمریکایی‌های بومی بودند، باز مسیر را درست طی نمی‌کردند و سفیدپوستان آمریکایی بودند که داشتند جای بومی‌ها بازی می‌کردند. اما توازن داستان‌ها به این سمت نبود که چه کسی حق بیشتری دارد، و در عوض به خصوص در فیلم «پیکان شکسته» آن فرهنگ مورد احترام قرار گرفته بود. من این طور فکر می‌کنم.</p>
<p>اما به هر صورت، نه، من همیشه به این فقر آگاه بودم. همیشه احساسم این بود که فقط چند روزی که با آن‌ها سپری کردم توانستم آن را لمس کنم. اما همه چیز در پایان مسیر سینمای وسترن با سم پیکنپا به اوج خود رسید. آن جا محدوده جدیدی بود: حالا ما چگونه باید به تجربه خود با بومیان آمریکا فکر کنیم و سر آخر چه نتیجه‌ای از آن بگیریم؟ آیا آن‌ها واقعاً دیگر نیستند؟ زمانی که کودک بودیم، یک طورهایی باورمان این بود که آن‌ها با ما هستند و دیگر شبیه ما شده‌اند. ما کودک بودیم و این طور فکر می‌کردیم، و یا شاید قرار بود تا حدودی آن گونه به یکسان‌سازی اجباری مردمان بومی فکر کنیم. اما من نمی‌دانستم. وقتی آن اتفاقات را از نزدیک مشاهده کردم، دیگر هیچ چیز برایم شبیه قبل نبود.</p>
<p><strong>اما از ۱۹۷۴ تا الان ۴۹ سال گذشته است. آیا شما این همه سال پروژه‌ای در رابطه با بومیان آمریکا را در سر داشتید؟</strong></p>
<p>من از آن فاصله گرفتم. فاصله گرفتم چون شوک سنگینی را به من تحمیل کرد. انگار باید داستان درستی برای روایت می‌بود که خب این قدر زمان برد.</p>
<p><strong>چه طور کتاب دیوید گرن را پیدا کردید؟ چطور به دستتان رسید؟</strong></p>
<p>ریک یورن آن را به من داد. ریک مدیر برنامه‌های من و همچنین لئو دیکاپریو است&#8230; .</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Martin-Scorsese.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-158829" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/12/Martin-Scorsese.jpg" alt="Martin-Scorsese" width="1280" height="853" /></a></p>
<p><strong>شما با این کتاب چه کردید؛ نه که من هیچ‌وقت قصد تدریس داشته باشم، اما اگر بخواهم به کلاسی اقتباس یاد بدهم، فیلم شما را به آن‌ها نشان خواهم داد و به‌شان خواهم گفت تا کتاب دیوید گرن را نیز بخوانند، چون برداشت شما از این کتاب و پیاده‌سازی‌اش، یکی از موفقیت‌های بزرگتان است، چون شما گویی همه نکات داخل کتاب را آورده‌اید؛ تقریباً تمام جزئیات مهم از وقایع هولناک را آورده‌اید. اما در این بین تصویر کلی را معکوس کردید.</strong></p>
<p>بله. لئو و من قصد داشتیم در مورد ایده غرب و هر آنچه که با آن همراه می‌شود فیلمی بسازیم. او قصد داشت در نقش تام وایت، مامور اف‌بی‌آی بازی کند. بنا بر این به او گفتم که دارم فکر می‌کنم چگونه می‌خواهیم این کار را انجام دهیم؟ چون، نه که بخواهم رضایت نداشته باشم، اما تام وایت در واقعیت مردی سرکش بوده است. بسیار بسیار قانون‌مند، اخلاق‌مدار، بی‌پرده و مختصرگو. به ندرت چیزی می‌گفته. نیازی هم نبوده که خیلی حرف بزند. اما حالا لئو خوشش می‌آید؛ به دفعات به او گفتم که چهره تو سینمایی است. به او گفتم که تو می‌توانی در فیلم‌های کم دیالوگ بازی کنی. تو احتیاجی به گفتن چیزی نداری و چشمان تو کار خودش را می‌کند؛ تکانش بدهی یا هر کار دیگر تو دارای آن کیفیت هستی و معنی را منتقل خواهی کرد – اما من می‌دانستم که او دوست دارد در فیلم‌ها صحبت کند.</p>
<p>سپس متوجه اتفاق دیگری شدم که این‌ها که هستند؟ با خود گفتم این افراد از واشنگتن می‌آیند و لحظه‌ای که از قطار پیاده می‌شوند و لحظه‌ای که وارد شهر می‌شوند، شما دور و اطراف را نگاه می‌کنید و باب دنیرو را می‌بینید، و چیزهای دیگر – مخاطب می‌گوید «می‌دانم چه کسی این کار انجام داده.» آن‌ها خیلی از ما جلوترند. گفتم انگار می‌خواهیم دو ساعت و نیم فیلمی را ببینیم که این افراد قصد دارند چیزی را پیدا کنند. این‌ها رویه پلیسی هستند. داخل کتاب متوجهش می‌شوم اما نمی‌توانم انجامش دهم. نمی‌‌دانم چطور باید آن را بسازم. نمی‌دانم پی‌رنگش را چگونه بچینم. نمی‌دانم فلان خودکار را کجا بگذارم. خب گفتم، برای این اتفاق دقیقاً چه کار می‌خواهیم بکنیم؟ بنا بر این تلاش خود را به کار گرفتیم. فیلم‌نامه ما بالای ۲۰۰ صفحه بود. یک شب دورخوانی شلوغی داشتیم: من و لئو، دستیار نویسنده اریک {راث} و دخترم، و همچنین عده‌ای دیگر. دو ساعت اول با سرعت خوبی پیش می‌رفتیم. دو ساعت دوم همه به این فکر افتادند که، پسر انگار دارد کمی طولانی می‌شود. ما انرژی‌مان را طی داستان از دست دادیم و من قصد داشتم هر چه قدر که می‌توانم بیشتر و بیشتر از این داستان بگویم؛ قصد داشتم به حاشیه بزنم و اتفاقاتی خارج از موضوع اصلی را به تصویر بکشم.</p>
<p>اما در همان حوالی، خوشبختانه من چند باری به اوکلاهاما رفته بودم و اولین چیزی که در آنجا ذهنم را مشغول به خود کرده بود، نگرانی‌ام در رابطه با ملاقات مردم اوسیج و نحوه ارتباط گرفتن و همکاری با آن‌ها بود. متوجه شدم که بله آن‌ها به راحتی اعتماد نخواهند کرد. من به آن‌ها فهماندم که همه تلاش خود را برای آن‌ها و آن داستان خواهم کرد، و این که می‌توانند به من اعتماد کنند، که امیدوار بودم این اتفاق بیافتد. آن‌ها اعتماد کردند، و خب در ادامه متوجه این شدم که چرا این کار برای‌شان سخت است. کاملاً متوجهم. این همان داستان ماست. حالا الان، جان اصلی این داستان این است که شما به ازدواج اعتماد دارید؟ اوکی، سطوح مختلفی از آن وجود دارد، و جنبه‌ها و اشتباهات و موارد بسیاری در آن جریان دارد، اما اعتماد هم در کنارشان هست. خب، چیزی که من از اوسیج فهمیدم این بود که تمام خانواده‌ها همچنان در آن جا حضور دارند. برکهارت‌ها و رون‌ها؛ هنری رون. نوادگان آن‌ها تاکید داشتند تا این نکته را فراموش نکنیم که اِرنست و مولی عمیقاً یکدیگر را دوست داشتند. واقعاً چرا مولی ماند؟ البته چرا با او ماند؟ چطور در کنار او ماند و ادامه داد؟ چرا یک نفر با نفر دیگر می‌ماند و ادامه می‌دهد را نمی‌دانم. «چطوری» این که را انجام می‌دهد، مسئله دیگری است. مسیر دیگری به داخل داستان است.</p>
<p>جواب این «چطور» ناشی از فریب‌خوردگی مولی بود؛ جواب آن «چطور» عشق و محبت بالای مولی به ارنست بود که اجازه نمی‌داد تا اعمال طرف دیگر را تجسم کرده و آن‌ها را باور کند. ما از ابتدا می‌دانیم که قضیه ازدواج پوشش بوده ولی مولی تازه آن را دریافته، با این حال او اعتماد کرد. و این داستان عاشقانه‌ای که سراسر شگفتی و تناقض است. ما با لیلی گلدستون از طریق زوم ملاقات کردیم؛ مدیر انتخاب بازیگران، اِلن لوئیس، فیلم «برخی زنان» کلی رایکارد را به من نشان داد. لیلی گلدستون عملکرد فوق‌العاده‌ای در این فیلم داشت. و بعد لئو با او در زوم دیدار کردند، چون ذهن لئو خیلی مشغول این قضیه بود که ما چه کسی را برای این نقش انتخاب خواهیم کرد. مسلماً او باید بومی آمریکا می‌بود، و ما تایید مردم اوسیج را می‌خواستیم. قبل از این که آن‌ها او را تایید کنند، لئو با او مذاکره‌ای در زوم داشت و همین که آن صحبت‌ها به پایان رسید، رو به من کرد و گفت: «او فوق‌العاده است». من گفتم: «بله، او از بسیاری جهات شگفت‌انگیز است.» فکر می‌کنم بسیاری از آن را در فیلم می‌توانید مشاهده کنید؛ او دارای صداقت در چهره، و همچنین نوعی شوخ طبعی است.</p>
<p>در چهره‌اش دو حالت در مواقعی در جریان هستند؛ شیرینی و ژرف نگری. ما مطمئن بودیم که او بیشتر از ما می‌داند. او همه چیز را می‌دانست، به این معنی که او مردم را می‌فهمید، موقعیت را درک می‌کرد، و حساسیت این سردرگرمی‌ها و به اصطلاح تجاوز به آن حریم را در عمق خود لمس می‌کرد. اما به هر حال، بعد از یک هفته دورخوانی، لئو پیش من آمد و – ما همچنان این را در سر داشتیم که (وسط همه برنامه ریزی‌ها برای بردن ثروت اوسیج‌ها باز) آن‌ دو نفر عاشق یکدیگر هستند. و حقیقت این است که مولی، تا زمان دادگاه با اِرنست بود و بعد از آن او را ترک کرد. و ما صحنه‌هایی را داشتیم که در آن افراد اف‌بی‌آی و افرادی در جریان این پرونده می‌گفتند، «چطور او تا الان هم در کنارش مانده است؟»</p>
<p>آن‌ها واقعاً این جمله را گفته‌اند. ما صورت جلسه دادگاه را داریم. مولی همچنان آنجا در دادگاه است. او در دادگاه است. واقعاً متوجه نمی‌شود؟ اما یک چیزی در رابطه بین این دو نفر وجود داشت؛ خب مولی بعد آن دادگاه همسرش را ترک کرد. و ما گفتیم، چرا این اتفاق افتاد؟ و من گفتم چطور است که داستان همین باشد؟ و لئو پیش من آمد و گفت – ما تلاش کردیم تا زمینه را طوری فراهم کنیم تا کسی دیگر اِرنست را بازی کند، و تام وایت در طی رویه پلیسی با آن مواجهه داشته باشد، اما این روایت پلیسی داستان اصلی را تحت الشعاع قرار داد.</p>
<p>لئو یک هفته بعد، مجدداً شبی پیش من آمد و گفت: «قلب این فیلم کجاست؟» من گفتم: «خب قلب این روایت حول مولی و اِرنست است.» او ادامه داد: «چون تحت هر شرایطی، در صورتی که من نقش تام وایت را بازی کنم، ما با ماهیت نمادین پلیس‌های رنجر تگزاس سر و کار خواهیم داشت. ما قبلاً شاهد آن بوده‌ایم و جالب است. چگونه می‌توانم بارزه جدیدی را به این نقش اضافه کنم؟ تلاش خودم را کرده‌ام. نتوانستم راهی پیدا کنم». سپس نشست و به من نگاه کرد و گفت: «ناراحت نشو. اما چطوره که من نقش ارنست را بازی کنم؟»</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=159148">ما می‌خواستیم یک فیلم عاشقانه بسازیم!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=159148</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>«قاتلان ماه گل»؛ یک  درام کوبریکی!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=158828</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=158828#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 16 Dec 2023 13:16:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای جهان]]></category>
		<category><![CDATA[قاتلان ماه گل]]></category>
		<category><![CDATA[مارتین اسکورسیزی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=158828</guid>
		<description><![CDATA[<p>به مناسبت اکران فیلم «قاتلان ماه گل»، نیویورکر مصاحبه مفصلی با مارتین اسکورسیزی کارگردان آن منتشر کرده است. این مصاحبه مفصل را با اندکی تلخیص در چند قسمت با ترجمه رامین کریمی بخوانید.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158828">«قاتلان ماه گل»؛ یک  درام کوبریکی!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a> – ریچارد برودی (نیویورکر) : </strong>صحبت‌های کارگردان در مورد فیلم‌برداری این کار بیرون از فضای استودیو و یافتن بهترین رویکرد برای فیلم‌برداری داستانی در رابطه با سری قتل‌هایی که در زمین نفت‌خیز قبیله اوسیج اتفاق افتاد.</p>
<p>بهترین غافلگیری‌ها در هالیوود به مارتین اسکورسیزی اختصاص دارد. فیلم «گرگ وال استریت» اسکورسیزی در سال ۲۰۱۳، بر اساس داستان واقعی از کلاهبرداران کلان مالی، جنون‌آمیزترین کمدی او بود، که بیشتر به نظر از جری لوئیس الهام گرفته بود تا اولیور استون. تریلر ترسناک او «جزیره شاتر» به سبک گوتیک مدرن (محصول سال ۲۰۱۰)، عمدتاً انعکاسی از مقاله‌ای از دوران کودکی‌اش بود؛ در آن زمان در سایه جنگ هسته‌ای به تماشای فیلم‌های سیاه و سفید خشونت‌باری می‌نشست که سراسر وجود او را پارانوئیدی کرده بودند.</p>
<p>و جدیدترین فیلم او «قاتلان ماه گل» اولین فیلم وسترن او در دهه هشتاد زندگی‌اش است؛ درامی زناشویی که شباهت ویژه‌ای به آخرین فیلم استنلی کوبریک «چشمان کاملاً بسته» دارد. اقتباس او در این فیلم از درام‌های روانشناسی عمیق نظیر «رشته خیال»، «سوءظن» و بله «چراغ‌ گاز» بیشتر است تا وسترن کلاسیک‌هایی نظیر آثار جان فورد. به عبارت دیگر اولین راز و رمزهای فیلم جدید اسکورسیزی در پی‌رنگ آن نیست – ریشه در خود داستان دارد.</p>
<p>وقتی چند هفته پیش اسکورسیزی را دیدم به او گفتم، دلیل این که من مصاحبه‌های کمی انجام می‌دهم به این خاطر است که فیلم‌ کارگردان مورد نظرم را می‌بینم، و اگر تنها با دیدن فیلم نتوانم در موردش فکر کنم و بنویسم پس حرفه‌ام را اشتباه انتخاب کرده‌ام. با این وجود، خیلی چیزها بود که می‌خواستم در مورد اسکورسیزی بدانم، و کمترین آن‌ها پارادوکس او در موضع هنری‌اش است: او فیلم‌های شاهکاری را با بودجه‌های ۱۰۰ میلیون دلاری کارگردانی می‌کند، با این وجود عمیقاً آن‌ها را بر اساس باورهای خود ساخته، و آثارش پر است از جلوه‌های هنرمندانه – حرکات دیدنی دوربین، رصدهای دقیق، شوک‌های شگفت‌انگیز و صحنه‌هایی با بازی‌های خارق‌العاده – و تا جایی که بتواند آن‌ها را متمایز می‌سازد.</p>
<p>قصد داشتم در مورد سبکش از او سوال بپرسم، زیرا مدت‌هاست که احساس می‌کنم بخش عظیمی از هنر کارگردانی تولید است – این که اورجینال بودن محصول نهایی معمولاً ریشه در رویکردهای متمایز کارگردان در به کارگیری سیستم‌ها و راهکارهای ساخت یک فیلم دارد.</p>
<p>من راهکارهای متمایز اسکورسیزی را پیش از این در مستند جوناس مِکاس از پشت صحنه فیلم درام گانگستری «جدا مانده» (۲۰۰۶) دیده بودم – فیلمی که اسکورسیزی با آن پس از ۵ نامزدی ناموفق بالاخره اسکار برد، و موجبات ظهور مجدد او و آثارش در یک دهه و نیم گذشته را فراهم آورد. همچنین در «گرگ وال استریت» شاهد این بودم که اسکورسیزی با استفاده از فناوری تقریباً پیش پا افتاده جلوه‌های ویژه کامپیوتری چگونه در قامت یک نقاش قرار گرفت. اما بخشی از فرآیند او در «قاتلان ماه گل» که بیش از همه در موردش کنجکاو بودم شامل موضوع اصلی فیلم بود.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/05/Killers-of-the-Flower-Moon2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-155898" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/05/Killers-of-the-Flower-Moon2.jpg" alt="Killers-of-the-Flower-Moon2" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>«قاتلان ماه گل» واقع در دهه ۱۹۲۰ در اوکلاهاما، بر اساس کتاب ناداستانی با همین نام به قلم دیوید گرن از همکارانم در مجله نیویورکر است. در این فیلم لئوناردو دیکاپریو، ارنست برکهارتی را بازی می‌کند که به دستور و تحت مدیریت دایی قلدرمأب خود (رابرت دنیرو) با زنی از قبیله اوسیج به نام مولی (با بازی لیلی گلدستون) ازدواج می‌کند؛ همه این‌ها بخشی از یک برنامه خونین و شومی است که قصد دارد ثروت مردم قبیله اوسیج که در سرزمین‌شان نفت کشف شده را از چنگشان در بیاورد.</p>
<p>همیشه در به تماشا نشستن فیلم‌های اقتباس شده از کتاب‌ها، یک ناخرسندی از چگونگی خلاصه‌نویسی از منبع اصلی وجود دارد. مطالعه کتاب چند صد صفحه‌ای بسیار بیشتر از مشاهده طولانی‌ترین فیلم بلند زمان می‌برد، و بعضاً فرد می‌تواند حتی بدون مطالعه کتاب، فشردگی‌ها و جاهای خالی در فیلم که در نتیجه اقتباس به وجود آمده‌اند را احساس کند. فیلم جدید اسکورسیزی طولانی است – سه ساعت و بیست و شش دقیقه – اما حتی او با این مدت زمان نیز نتوانسته تمام حوادثی که دیوید گرن در کتاب جذاب و هولناک خود به آن‌ها می‌پردازد را در فیلم دخیل کند.</p>
<p>اسکورسیزی با مهارت خود از این دو راهی، هودینی‌وار عبور می‌کند؛ تمرکز خود را روی نقطه‌ای می‌گذارد که حتی گزارش مفصل دیوید گرن نتوانست خیلی آن را برای خواننده روشن کند: رابطه این زوج به چه شکل بود؟ به لطف تغییر تمرکز کارگردان، امر نوشتن فیلم‌نامه به تلخیص بدل نشد و بالعکس با پی‌رنگی گسترده‌تر مواجه می‌شوید – اما چطور؟ با پر کردن فضاهای خالی تاریخی با استفاده از تصور. و از آن جایی که اسکورسیزی این امر را برای من روشن کرد، او با به تصویر کشیدن رابطه این زوج به این شکل، درگیری خود با اصول اخلاقی اساسی داستان گرن را مجسم می‌کند – مسئولیتی برای قرار دادن مردم قبیله اوسیج در محور داستان که در نتیجه زیبایی‌شناسی فیلم را به کلی تغییر داده است.</p>
<p>تقریباً همه کارگردانان بازیگر هم هستند؛ اما آن بُعد از خود را تنها برای تیم بازیگری و تیم پشت صحنه خود نگاه می‌دارند. عده‌ای نیز در فیلم‌های خود یا دیگر کارگردانان دقایقی را به جلوی دوربین می‌آیند؛ اسکورسیزی هر دوی آن‌ها را انجام داده، البته که نقش‌ها حاشیه‌ای و جزئی بوده‌اند. او در «قاتلان ماه گل» در نقشی کوتاه اما حیاتی حضور پیدا می‌کند، و لازم به ذکر بوده که عملکرد او بسیار قدرتمندتر از چشمک هیچکاکی یا حضوری افتخاری صرفاً برای سرگرم کردن صاحب‌نظران است.</p>
<p>زمانی که اسکورسیزی اسکار خود را برد استودیوها غریب‌ نواز شده بودند و فضا را تا میزانی برای فیلم‌سازهای بزرگ و جاه‌طلبی نظیر او نامساعد ساخته بودند، و سینما متعاقباً با ظهور فیلم‌های ابرقهرمانی و عمدتاً مالکیت‌های معنوی جوان‌محور مواجه شد. فرنچایزها فضا را بدتر کردند. اسکورسیزی با استفاده از جایگاه خود در حمایت از استودیوها در جهت سرمایه‌گذاری در حفظ و توزیع فیلم‌های کلاسیک و انتشار فیلم‌های جدید و ارزشمند توسط کارگردانان جاه‌طلب، نقش اول را ایفا کرد. در واقع او به چهره و صدای هدف گذشته، حال و آینده هنر سینما بدل شده است. اسپویل نمی‌کنم، اما او با بازی در «قاتلان ماه گل» گویی به دفاع از خود و سینما بر‌می‌خیزد.</p>
<p>اسکورسیزی به شخصه حرف‌های زیادی برای گفتن دارد، و جذابیت آن چه بیان می‌کند با نوع گفتارش تشدید می‌شود. درست به مانند صحنه‌ای در فیلم که ممکن است با چندین برداشت با زمان‌های متفاوت ساخته شده و به روش‌های گوناگون در کنار یکدیگر قرار گیرد، و اغلب در محدوده زمانی و مکانی و لحنی متفاوتی باشند، اسکورسیزی نیز به روش «تداعی آزاد» یا هر آن چه دلت می‌خواهد بگو و با کاتی سریع که همگی امضای خودش است، با مخاطب سخن می‌گوید، و درام فیلم را پله به پله همزمان با اتصال جزئیات با یکدیگر و با کات‌ها، درآمیزی‌ها و دیگر قوانین سینمایی افزایش می‌دهد.</p>
<p>همان قدر که «قاتلان ماه گل» برایم سریع‌ترین سه ساعت و نیم سپری شده در سینما بود، مصاحبه‌ام با اسکورسیزی سریع‌ترین چهار ساعتی بود که تا به کنون تجربه کرده بودم. البته لازم به ذکر است که صحبت‌های ما به دلیل طولانی بودن و برای نظم بهتر ویرایش شده‌اند.</p>
<p><strong>ادامه دارد&#8230;</strong></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158828">«قاتلان ماه گل»؛ یک  درام کوبریکی!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=158828</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>همکاری دنی ویلنوو با نویسنده «قاتلان ماه گل» در فضا</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=158616</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=158616#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 02 Dec 2023 10:17:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای جهان]]></category>
		<category><![CDATA[تل‌ماسه]]></category>
		<category><![CDATA[دنی ویلنوو]]></category>
		<category><![CDATA[قاتلان ماه گل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=158616</guid>
		<description><![CDATA[<p>دنی ویلنوو کارگردان «تل‌ماسه» مدت‌ها قبل از اریک راث، فیلم‌نامه‌نویس «قاتلان ماه گل» درخواست کرده تا فیلم‌نامه‌ای در مورد فضا و زمان برایش بنویسد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158616">همکاری دنی ویلنوو با نویسنده «قاتلان ماه گل» در فضا</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما </a></strong>&#8211; اریک راث در مورد این خبر اظهار داشت: «عنوان این فیلم‌نامه تا کنون «ستاره سیاه» است. فقط این را می‌توانم بگویم که در سن ۷۸ سالگی به دنبال پاسخی برای سوال‌های بی‌جواب هستم.»</p>
<p>این فیلم‌نامه نویس که در پروژه «قاتلان ماه گل» با اسکورسیزی همکاری کرده، اخیراً مهمان پادکستی بود و در بخشی از این مصاحبه عنوان داشت که به شکل پنهانی فیلم‌نامه‌ای در مورد فضا و زمان برای دنی ویلنوو نوشته است.</p>
<p>«اخیراً برای دنی ولینوو فیلم‌نامه‌ای نوشته‌ام&#8230; باید ببینیم که سر آخر چه می‌شود؛ در مورد فضا و زمان است و حسی از تنهایی در آن جریان دارد. مشخصاً در مورد ابدیت است.»</p>
<p>این پروژه می‌تواند همان اقتباسی از کتاب «میعاد با راما» آرتور سی.کلارک باشد که ویلنوو حتی پیش از پروژه کلئوپاترا به آن دلبسته بود. پیگیری‌‌ها از ویلنوو و اریک راث همچنان ادامه دارد اما فعلاً جزئیات بیشتری در دسترس نیست.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158616">همکاری دنی ویلنوو با نویسنده «قاتلان ماه گل» در فضا</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=158616</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رقابت «اوپنهایمر» و «قاتلان ماه گل» بر سر اسکار</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=158255</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=158255#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 04 Nov 2023 15:16:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای جهان]]></category>
		<category><![CDATA[اسکار]]></category>
		<category><![CDATA[اوپنهایمر]]></category>
		<category><![CDATA[قاتلان ماه گل]]></category>
		<category><![CDATA[مارتین اسکورسیزی]]></category>
		<category><![CDATA[کریستوفر نولان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=158255</guid>
		<description><![CDATA[<p>هر ساله با نزدیک شدن به مراسم اسکار، منتقدان نظرات خود در رابطه با بهترین فیلم‌های سال را ارائه کرده و فیلم‌هایی با بالاترین شانس‌ در هر بخش را معرفی می‌کنند؛ به عقیده آن‌ها فیلم‌های اسکورسیزی و نولان در اسکار امسال از بخت‌های اول جایزه بهترین فیلم هستند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158255">رقابت «اوپنهایمر» و «قاتلان ماه گل» بر سر اسکار</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> – <strong>جردن رومی؛ سردبیر ورلد آو ریل؛</strong> می‌توان با نظر متخصصان سایت گلد دربی نسبت به رده‌بندی فیلم‌های «اوپنهایمر»، «قاتلان ماه گل» و «بیچارگان» در بالای لیست شانس‌های اول بخش بهترین فیلم اسکار سال ۲۰۲۳ اتفاق نظر داشت.</p>
<p>شایعات اخیر حاکی از آن است که رقبای اصلی این بخش فیلم‌های «اوپنهایمر» و «قاتلان ماه گل» هستند. احتمالاً این شایعات اخیراً به گوش شما نیز خورده باشد – صاحب‌نظران سخت در تلاشند تا این اتفاق را رقم بزنند.</p>
<p>همه دوست دارند شاهد این رقابت میان شاهکارهای سه ساعته نولان و اسکورسیزی باشند. اگر با شما بود، از میان این دو فیلم کدامش را برازنده بهترین فیلم اسکار امسال می‌دانید؟</p>
<p>به نظر من « قاتلان ماه گل» برنده این جایزه نخواهد بود. شاید اسکورسیزی برنده بهترین کارگردانی شود، اما نولان روایت جذاب‌تری داشته است. ایراد اصلی «قاتلان» وجود نقدهای بسیار به زمان این فیلم (۳.۵ ساعت) است که اخیراً بحث‌های زیادی نیز حول آن به وجود آمده.</p>
<p>البته انتخاب «اوپنهایمر» برای بخش بهترین فیلم نیز کار راحتی نیست. بخش آخر این فیلم بر دادگاه رابرت اوپنهایمر و جدال‌های او با سناتور استراوس متمرکز است که نظر همه را به خودش جلب نکرد. همچنین به نظر عده‌ای از رای‌دهندگان اسکار این فیلم در طی پدیده‌ «باربن‌هایمر» در تابستان گذشته بیش از شایستگی‌هایش مورد تحسین قرار گرفت.</p>
<p>در این بین، فیلم «بیچارگان» یورگوس لانتیموس نیز در بسیاری از بخش‌های اسکار از شانس‌های اول به حساب می‌آید. این فیلم بیشترین نقدهای مثبت را طی سال جاری دریافت کرده و طرفداران بسیاری پیدا کرده که آن را مورد حمایت خود قرار داده‌اند. «بیچارگان» اساساً ورژن روان‌پریشانه‌تر و هنرمندانه‌تر «باربی» گرویگ است.</p>
<p>بنا بر این تا کنون این سه فیلم پیشتازان اصلی این بخش هستند، اما اگر فیلم دیگری از ناکجا با کنار زدن این آثار مطرح جایزه بهترین فیلم را برای خود کرد، متعجب نشوید. فیلم دیگری که به نظر عده‌ای از منتقدان می‌تواند از شانس‌های این بخش باشد، «جاماندگان» اثر الکساندر پاین است – فیلمی عامه‌پسند با روایتی واقع در ایام کریسمس که احساس خوبی را برای مخاطبان خود فراهم می‌آورد، و در ایام آتی اکران خواهد شد.</p>
<p>البته دخیل کردن فیلم «رنگ ارغوانی» در این لیست برای من به فاکتورهای بیشتری احتیاج خواهد داشت. این فیلم هنوز به اکران عمومی نرسیده و آخرین تیزرش آنچنان گیرا نبود – نظرات مخاطبان در اکران‌های ویژه این فیلم به نسبت مثبت بود، اما با استناد به نظرات این افراد بازیگران مکمل عملکرد درخشان‌تری نسبت به بازیگر زن نقش اصلی این فیلم فانتازیا بارینو داشته‌اند.</p>
<p>باقی لیست «کارشناسان» تقریباً قابل پیش‌بینی است و تمام مدعیان را در خود جای داده، بنا بر این نسبت به سال‌های گذشته فصلی با انتخابات مورد انتظارتری را پیش رو داریم. از رتبه ۴ تا ۱۰ این لیست به ترتیب فیلم‌هایی نظیر «باربی»، «جاماندگان»، «مایسترو»، «زندگی‌های گذشته»، «رنگ ارغوانی»، «داستان آمریکایی» و «آناتومی یک سقوط» حضور دارند.</p>
<p>به نظر من خروج «منطقه مورد علاقه» از لیست ده فیلم ابتدایی نکته جالبی بود، و همان طور که از ماه مه اشاره می‌کردم فیلم جاناتان گلیزر در بافت اسکار جایی ندارد. این فیلم برای ذائقه‌های خاص است. البته سوءبرداشت نشود، من این فیلم را دوست داشتم، اما این فیلمی تجربی با فضای خشک است که به سختی بتواند نظر رای‌دهندگان اسکار را به خود جلب کند.</p>
<p>بعد از ۱۰ فیلم ابتدایی می‌توان به آثار شاخص دیگری نظیر «آنسوی دنیای عنکبوتی»، «سالتبرن»، «اِیر»، «ناپلئون»، «راستین»، «همه ما غریبه‌ها»، «منشا» و «پسران در قایق» نیز اشاره داشت.</p>
<p>البته دو فیلم «ناپلئون» به کارگردانی ریدلی اسکات و «رنگ ارغوانی» به کارگردانی بلیتز بازاول همچنان اکران نشده‌اند و باید تا دسامبر منتظر آن‌ها بمانیم. اگر این آثار در رقابت اسکار تغییری به وجود نیاورند، مطمئناً رقابت میان فیلم‌های نولان، اسکورسیزی و لانتیموس خواهد بود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=158255">رقابت «اوپنهایمر» و «قاتلان ماه گل» بر سر اسکار</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=158255</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اسکورسیزی: اگه قرار باشه اینجوری فیلم بسازم دیگه نمی‌تونم!</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=157558</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=157558#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 02 Oct 2023 13:28:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای جهان]]></category>
		<category><![CDATA[قاتلان ماه گل]]></category>
		<category><![CDATA[مارتین اسکورسیزی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=157558</guid>
		<description><![CDATA[<p>طی مصاحبه‌ مجله جی‌کیو با اسکورسیزی همزمان با نزدیک شدن به اکران «قاتلان ماه گل»، وی با گریزی به دوران هنری خود، حقایق جالبی را فاش کرد، که شامل ابراز پشیمانی از همکاری با دی‌کاپریو در یکی از پروژه‌ها تا چالش‌هایی بحث‌برانگیزی با هاروی واینستین می‌شود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=157558">اسکورسیزی: اگه قرار باشه اینجوری فیلم بسازم دیگه نمی‌تونم!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> &#8211; این فیلم‌ساز افسانه‌ای ۸۰ ساله، که در ۸ پروژه شامل درام اخیر «قاتلان ماه گل» با دیکاپریو همکاری داشته، اعتراف کرد که از ساخت یکی از فیلم‌هایش بسیار ناراحت است.</p>
<p>اسکورسیزی در مصاحبه با جی‌کیو با نگاهی به گذشته بیان داشت که هیچ‌وقت نباید پیشنهاد ساخت تریلر روان‌شناختی «جزیره شاتر» را می‌پذیرفته است.</p>
<p>به گفته این کارگردان، دلیل موافقت وی برای ساخت این فیلم، انتظار طولانی‌مدتش برای موفقیت در اسکار بود.</p>
<p>پس از موفقیت او در کسب جایزه بهرین کارگردانی برای درام جنایی «رفتگان» (۲۰۰۶)، اسکورسیزی ترغیب شد تا پروژه «جزیره شاتر» را به عهده بگیرد &#8211; اما با بازنگری گذشته، او آرزو می‌کند که خود را درگیر پروژه دیگری می‌کرد.</p>
<p>او در این مصاحبه گفت که بردن اسکار «مرا ترغیب کرد تا ساخت جزیره شاتر را بر عهده بگیرم» اما «نتایج نشان داد که احتمالاً باید به سراغ پروژه سکوت می‌رفتم.»</p>
<p>«سکوت» (۲۰۱۶) با بازی لیام نیسون و اندرو گارفیلد، پروژه مورد علاقه اسکورسیزی بود. «سکوت» اقتباسی از رمان شوساکو اِندو با همین عنوان بود؛ داستان این فیلم روایتگر سفر دو کشیش مسیحی به ژاپن با هدف یافتن استاد خود است.</p>
<p>«جزیره شاتر» بر اساس رمان دنیس لیهان با همین عنوان بود، که همزمان با اکرانش در سال ۲۰۱۱ نقدهای مثبتی دریافت کرد، و حتی از سوی هیئت ملی بازبینی در لیست ۱۰ فیلم برتر سال قرار گرفت.</p>
<p>اگرچه در سال‌های گذشته، فیلم مذکور وی در مقایسه با آثار تحسین‌شده‌ای اعم از «راننده تاکسی» (۱۹۷۶)، «گاو خشمگین» (۱۹۸۰) و «عصر معصومیت» (۱۹۹۳)، اثر ضعیف‌تری به حساب می‌آید.</p>
<p>همچنین تنها فیلم روایی این کارگردان در دو دهه گذشته است که هیچ نامزدی در اسکار دریافت نکرد.</p>
<p>البته در این میان مشخص نبود که سخنان اسکورسیزی به دو فیلم دیگری که پیش از «سکوت» ساخته شدند («هوگو»، ۲۰۱۱ و «گرگ وال استریت»، ۲۰۱۳) اشاره داشت یا خیر.</p>
<p>در جای دیگر این مصاحبه، اسکورسیزی به دیگر همکاری‌های خود با دی‌کاپریو گریزی زد، که اولین آن‌ها «دارودسته‌های نیویورکی» بود &#8211; فیلمی که ساخت آن به گفته این کارگردان با مداخله‌های تهیه‌کننده آن هاروی واینستین با کشمکش‌هایی مواجه شد.</p>
<p>اسکورسیزی در این مصاحبه گفت که دخالت واینستین، که شامل اظهار نظراتی در رابطه با بودجه و مدت زمان فیلم بود، «من رو به این باور رسوند که اگه قرار باشه اینجوری فیلم بسازم دیگه نمی‌تونم به این مسیر ادامه بدم.»</p>
<p>وی افزود من به این فکر می‌کردم که: «اگر این تنها راه من برای فیلم‌سازی است، من مجبورم که توقف کنم. چون نتایج کار رضایت‌بخش نبود. در مواقعی با چالش‌های شدیداً دشواری مواجه می‌شدم، که راه گریزی از آن‌ها وجود نداشت. و عملاً می‌مردم. به این ترتیب تصمیمم را گرفتم.»</p>
<p>اگرچه اسکورسیزی فریفته پروژه «هوانورد» (۲۰۰۴) شد و با بازگشت او، دومین همکاری میان وی و دی‌کاپریو رقم خورد، و نکته حائز اهمیت، همکاری مجدد بالاجبار او با واینستین بود. وی افزود، ساخت آن فیلم تا هفته‌های آخر خوب پیش رفت تا این که به هنگام تدوین فیلم شرکت واینستین (در آن زمان میرامکس) «سرزده آمدند و با قلدری نظرات خود را بر روی فیلم اعمال کردند.»</p>
<p>البته اسکورسیزی بیان داشت که علیرغم حاشیه‌های به وجود آمده در هر دو فیلمِ «دارودسته‌های نیویورکی‌» و «هوانورد»، از نتایج‌شان خوشنود است. اما او این حقیقت را افشا کرد که در برابر درخواست استودیو برای تغییر کلی پایان فیلم «رفتگان»، مقاومت کرده است.</p>
<p>«قاتلان ماه گل» اقتباسی از کتاب غیرداستانی دیوید گِرَن است؛ وی در این کتاب به ثبت سلسله قتل‌های صورت گرفته در قبیله اوسیج در اوکلاهاما طی دهه ۱۹۲۰ بعد از کشف نفت در آن منطقه، پرداخته است. از پرونده تحقیق و تفحص در رابطه با آن اتفاقات به عنوان اولین پرونده قتل اف‌بی‌آی یاد می‌شود.</p>
<p>منتقد فیلم ایندیپندنت، کلاریس لاری، با دادن ۵ ستاره به «قاتلان ماه گل» عنوان داشت که این فیلم «تعلقات مرسوم اسکورسیزی را به همراه دارد: قلب سیاه آدمی؛ قدرت، چگونه انگیزه تخریب را به وجود می‌آورد؛ افسانه‌هایی از گاوچران‌ها و یاغیان و حقایق پلیدی از آن‌ها.»</p>
<p>«قاتلان ماه گل» اولین فیلم این فیلم‌ساز ۸۰ ساله پس از «مرد ایرلندی» اوست که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد. این فیلم پیش از انتشارش در اپل تی‌وی پلاس، از ۲۰ اکتبر در سینماهای سراسر جهان به نمایش گذاشته خواهد شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=157558">اسکورسیزی: اگه قرار باشه اینجوری فیلم بسازم دیگه نمی‌تونم!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=157558</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مروری بر فیلم جدید اسکورسیزی با حقایقی جذاب</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=157425</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=157425#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 23 Sep 2023 15:35:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای جهان]]></category>
		<category><![CDATA[قاتلان ماه گل]]></category>
		<category><![CDATA[لئوناردو دی‌کاپریو]]></category>
		<category><![CDATA[لیلی گلدستون]]></category>
		<category><![CDATA[مارتین اسکورسیزی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=157425</guid>
		<description><![CDATA[<p>اسکورسیزی بعد از یک جلسه مکالمه ویدئویی و بدون تست، لیلی گلدستون را برای «قاتلان ماه گل» برگزید؛ به گفته دی‌کاپریو: «مری همه چیز را به طور غریزی می‌دانست.»</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=157425">مروری بر فیلم جدید اسکورسیزی با حقایقی جذاب</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/">سوره سینما</a></strong> – پاییز امسال سینماهای جهان میزبان آخرین ساخته مارتین اسکورسیزی خواهند بود؛ فیلمی با عنوان «قاتلان ماه گل». در ابتدا شاید نام آن خیلی‌ها را به سوال وا داشت. اما کسانی که کتاب «قاتلان ماه گل» دیوید گرن را خوانده‌اند می‌دانند این نام دقیقا چه معنایی دارد؛‌ همان‌طور که در صفحه اول این اثر نوشته شده در ماه آوریل، میلیون‌ها گل کوچک روی تپه‌های اراضی اوسیج گسترده می‌شوند. یک ماه بعد اما گیاهان بلندقدتری روی این گل‌ها سایه می‌اندازند تا آب و آفتاب از آنها دریغ شود. ساقه گل‌های ظریف‌تر می‌شکند و گلبرگ‌هایشان می‌ریزد و خیلی زود زیر خاک مدفون می‌شوند. به همین خاطر سرخ پوست‌های قبیله اوسیج به ماه می، ماه گل کشان می‌گویند.</p>
<p>لیست بازیگران ساخته جدید مارتین اسکورسیزی که منتشر شد خیلی‌ها تعجب کردند. چون نقش اول زن به لیلی گلدستون رسیده بود. که یک بازیگر نسبتا ناشناخته است. لئوناردو دی‌کاپریو اما در روزهای مانده به اکران این اثر به تحسین ستاره نوظهور فیلم «قاتلان ماه گل»، پرداخت. در این فیلم دی‌کاپریو و گلدستون در نقش زن و شوهر حقیقی، اِرنست و مالی برکهارت به بازی می‌پردازند؛ زوجی که در منطقه بومی‌نشین اوسیج‌ها در اوکلاهاما در دهه ۱۹۲۰، زمانی پرتنش در تاریخ آمریکا، زندگی می‌کردند. گلدستون، خودش نیز بومی آمریکاست و در منطقه بومی‌نشین بلک‌فیت در نزدیکی مرز مونتانا &#8211; کانادا بزرگ شده است.</p>
<p>دی‌کاپریو در مصاحبه با مجله ووگ بریتانیا گفت: «لیلی در این فیلم خارق‌العاده است. او تمام فیلم و داستانش را به دوش می‌کشد.»</p>
<p>دی‌کاپریو که حالا در ۶ پروژه با اسکورسیزی همکاری داشته، یادی از اولین دیدار خود با گلدستون در مکالمه ویدئویی‌شان در زوم کرد. دی‌کاپریو به یاد آورد: «لیلی هنوز چیزی را نخوانده بود.» «مارتین به غریزه می‌دانست که لیلی همانی است که دنبالش می‌گشته.» دی‌کاپریو رو به گلدستون کرد و گفت: «یک حقیقتی در چشمانت بود که مارتین آن را حتی از پشت مانیتور کامپیوتر هم دید.»</p>
<p>دی‌کاپریو ادامه داد: «من تا به حال ندیده بودم که مارتین کسی را ببیند و فوراً بعد آن این حد از جاذبه را به سمت وی داشته باشد و ناخودآگاه بگوید که حتی یک دقیقه هم نباید وقت تلف کرد.»</p>
<p>اسکورسیزی نیز در اوایل سال جاری صحبت‌هایی را با ددلاین درباره گلدستون انجام داده بود: «لیلی عقاید خودش را داشت. او در قلب و ذهنش، ذکاوت و خرمندی ویژه‌ای دارد. که تقریباً غریزی است.»</p>
<p>اسکورسیزی و دی‌کاپریو گلدستون را بر آن داشتند تا در جنبه‌های اخلاقی این داستان کندوکاو کند.</p>
<p>گلدستون اظهار داشت: «مارتین و لئو با من گفتگوهایی در رابطه با ذات شیطان داشتند، و این که شیطان چگونه آن خباثت و شرارت را در وجودش نمی‌بیند.» «آیا کسی می‌تواند همزمان دیگری را دوست داشته و به او احترام بگذارد، و با وجود حقیقت در احساسش، روی برگردانده و اعمال تنفرانگیز و شیطانی انجام دهد؟ دشوارترین کار در این فیلم، کاوش در رابطه میان ارنست و مالی بود.»</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/04/Killers-of-the-Flower-Moon.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-155485" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2023/04/Killers-of-the-Flower-Moon.jpg" alt="Killers-of-the-Flower-Moon" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>همچنین رابرت دنیرو، جسی پلمونس، کارا جید مایرز، جنی کالینز، جیلین دیون و تنتو کاردینال در این فیلم به نقش‌آفرینی می‌پردازند؛ این فیلم بر اساس کتاب دیوید گِرَن «قاتلان ماه گل: قتل‌های اوسیج و تولد اف‌بی‌آی» است. این کتاب در مورد تحقیق اف‌بی‌آی در رابطه با قتل چندین نفر از مردم قبیله اوسیج است که در اوایل دهه ۱۹۲۰ در اوکلاهاما رخ داد.</p>
<p>دی‌کاپریو در رابطه با این داستان گفت: «این یک بخش از تاریخ آمریکاست که به کل فراموش شده، و زخمی باز است که همچنان عفونت می‌کند.» «هالیوود تاریخچه طولانی و پرفراز و نشیبی در بازنمایی خود از مردم بومی آمریکا دارد. ما باید کارهای بیشتری در این حوزه انجام دهیم. ما در حال حرکت به سمت باورهای خود از گذشته‌مان هستیم. هر چه قدر این داستان‌ها با حقیقت بیشتری بازگو شوند، فرآیند التیام با سرعت بیشتری آغاز می‌شود.»</p>
<p>این بازیگر همچنین به تغییری که اسکورسیزی در این پروژه انجام داد اشاره داشت؛ کارگردان در ابتدا دی‌کاپریو را در نقش تام وات وایت، مامور اف‌بی‌آی به این فیلم دعوت کرد،  که نهایتاً به جسی پلمونس رسید. اسکورسیزی همچنین گلدستون در نقش مالی را به محوریت داستان تبدیل کرد. (مارتین اسکورسیزی اخیراً در مصاحبه‌ای با مجله تایم گفته بود: «از یک جایی به بعد، متوجه شدم که دارم تنها از سفیدپوست‌ها فیلم می‌سازم.»)</p>
<p>دی‌کاپریو گفت: «ما به خوبی در داستان اوسیج غرق نشده بودیم.» در تمرین‌ها سکانس کوچکی بین مالی و ارنست بود که آن احساسی که به دنبالش بودیم را برانگیخت، و ما به تدریج به عمق آن رابطه پی بردیم، زیرا این رابطه بسیار پیچیده و نامانوس و برخلاف همه آن چیزهایی بود که من تا به کنون تجربه کرده بودم.»</p>
<p>کمپانی اپل با مشارکت پارامونت از ۲۰ اکتبر در سینماهای جهان این فیلم را عرضه خواهد کرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=157425">مروری بر فیلم جدید اسکورسیزی با حقایقی جذاب</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=157425</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
