<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سوره سینما &#187; زهره کردلو</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D8%B2%D9%87%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%84%D9%88" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>Tue, 04 Aug 2026 07:41:33 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>از وداع تلخ با لبخند شیرین «اکبر» تا الگوی خط قرمزی «ژیلا»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=182797</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=182797#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 31 Jul 2026 10:12:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[امین حیایی]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر عبدی]]></category>
		<category><![CDATA[تورج نصر]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[پژمان جمشیدی]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>
		<category><![CDATA[ژیلا صادقی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=182797</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم اکبر عبدی، امین حیایی، پژمان جمشیدی، ژیلا صادقی و تورج نصر از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=182797">از وداع تلخ با لبخند شیرین «اکبر» تا الگوی خط قرمزی «ژیلا»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ از درگذشت اکبر عبدی که جامعه سینمایی را در بهت فرو برد و پرونده زندگی یکی از بزرگ‌ترین بازیگران تاریخ سینمای ایران را بست تا موفقیت یک ستاره قدیمی در گیشه، از جنجال‌های رسانه‌ای یک مجری تلویزیون تا سرنوشت قضایی یکی از پرکارترین بازیگران سال‌های اخیر و در نهایت حضور دوباره تورج نصر یکی از خاطره‌سازترین صداهای دوبله ایران و انیمیشن روی پرده سینما.</p>
<h3><strong>اکبر عبدی؛ نابغه‌ای که رفت، اما لبخندهایش ابدی شد</strong></h3>
<p>گاهی در تاریخ سینما، هنرمندانی ظهور می‌کنند که دیگر نمی‌توان برایشان واژه «بازیگر» را کافی دانست. آن‌ها تبدیل به معیار می‌شوند؛ معیاری برای سنجیدن استعداد، خلاقیت و قدرت دگردیسی. اکبر عبدی بی‌تردید یکی از همین چهره‌ها بود؛ هنرمندی که خبر درگذشتش این هفته، نه فقط سینما، بلکه افکار عمومی را در ناراحتی فرو برد و موجی از خاطره، تحلیل و سوگواری را در فضای رسانه‌ای رقم زد.</p>
<p>در روزهای پس از انتشار خبر، بسیاری از سینماگران از او گفتند اما شاید جمله محمدرضا شریفی‌نیا بیش از هر چیز توصیف دقیقی از عبدی باشد؛ «او نابغه بود.» واژه‌ای که درباره بسیاری از بازیگران با احتیاط به کار می‌رود، اما درباره عبدی اغراق نیست. او نه دانشکده سینما دیده بود، نه کتاب‌های تئوریک بازیگری را ورق زده بود؛ سرمایه اصلی‌اش استعدادی بود که به شکل غریزی در وجودش جریان داشت.</p>
<p>کمتر بازیگری را می‌توان یافت که در بیست‌وسه سالگی نقش نوجوانی دبیرستانی را چنان طبیعی بازی کند که نسل آن روزگار خود را در او ببیند. «بازم مدرسه‌م دیر شد» فقط یک مجموعه تلویزیونی نبود؛ نقطه آغاز رابطه‌ای عاطفی میان مردم و بازیگری بود که بعدها بارها مرزهای توانایی خود را جابه‌جا کرد.</p>
<p>در «مادر» علی حاتمی، عبدی یکی از دشوارترین نقش‌های کارنامه‌اش را آفرید. او شخصیتی را بازی کرد که کوچک‌ترین اغراق می‌توانست آن را به کلیشه تبدیل کند، اما بازی دقیق و کنترل‌شده‌اش باعث شد یکی از ماندگارترین شخصیت‌های تاریخ سینمای ایران شکل بگیرد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Akbar-Abdi2.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182799" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Akbar-Abdi2.jpg" alt="Akbar-Abdi" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>با این حال، شاید هیچ فیلمی مانند «آدم برفی» قدرت دگردیسی او را آشکار نکرد. عبدی در این فیلم صرفاً لباس زنانه نپوشید؛ او هویت تازه‌ای خلق کرد. ظرافت حرکت‌ها، کنترل صدا، مکث‌ها، نگاه‌ها و حتی سکوت‌هایش چنان دقیق بود که مخاطب پس از چند دقیقه دیگر بازیگر را نمی‌دید؛ فقط شخصیت را باور می‌کرد. این همان نقطه‌ای است که بازیگری از تقلید عبور می‌کند و به آفرینش می‌رسد.</p>
<p>سال‌های بعد، نسل تازه او را بیشتر با «اخراجی‌ها» شناخت؛ نقشی محبوب اما ساده‌تر از شاهکارهایی چون «ناصرالدین‌شاه آکتور سینما»، «دزد عروسک‌ها»، «مادر» و «آدم برفی». همین مقایسه نشان می‌دهد بخش بزرگی از کارنامه عبدی هنوز آن‌گونه که باید برای نسل جدید شناخته نشده است.</p>
<p>در کنار سوگ عمومی، تصاویر مراسم تشییع نیز بحث دیگری را به راه انداخت. ازدحام علاقه‌مندان برای گرفتن سلفی با هنرمندان حاضر، بار دیگر مرز میان احترام به یک مراسم سوگواری و فرهنگ سلبریتی‌زدگی را به پرسشی جدی تبدیل کرد. اگر این حضور برای بدرقه یکی از محبوب‌ترین بازیگران تاریخ سینما بود، اتفاقی ارزشمند محسوب می‌شود؛ اما اگر هدف، تنها ثبت یک عکس یادگاری بود، شاید باید بیش از هر چیز برای تغییر مفهوم احترام در جامعه امروز تأسف خورد.</p>
<p>اکبر عبدی رفت، اما میراثش در سینمای ایران باقی خواهد ماند؛ میراثی که نه در تعداد فیلم‌ها، بلکه در کیفیت نقش‌آفرینی‌هایش تعریف می‌شود. او از معدود بازیگرانی بود که ثابت کرد استعداد واقعی، در محو شدن کامل در شخصیت معنا پیدا می‌کند.</p>
<h3><strong>امین حیایی؛ ستاره‌ای که از تجربه کردن نمی‌ترسد</strong></h3>
<p>در سینمای ایران کمتر بازیگری را می‌توان پیدا کرد که بیش از سه دهه ستاره بماند و همچنان از آزمودن تجربه‌های تازه هراس نداشته باشد. امین حیایی یکی از همان معدود بازیگران است؛ چهره‌ای که این هفته با آغاز اکران «استخر» بار دیگر در صدر اخبار سینمایی قرار گرفت و نشان داد هنوز می‌تواند مخاطب را با انتخاب‌هایش غافلگیر کند.</p>
<p>«استخر» در همان روزهای نخست اکران با استقبال مخاطبان روبه‌رو شد، اما یکی از مهم‌ترین دلایل کنجکاوی نسبت به فیلم، نخستین همکاری حیایی با سروش صحت بود. صحت طی سال‌های اخیر نشان داده علاقه‌ای به تکرار ترکیب‌های ثابت ندارد و هر بار جهان بازیگری متفاوتی را تجربه می‌کند. انتخاب امین حیایی نیز در همین مسیر قابل تحلیل است.</p>
<p>حیایی در این فیلم برخلاف بسیاری از نقش‌های ستاره‌محورش، تلاش نمی‌کند مرکز توجه باشد. او نقش مردی را بازی می‌کند که گرفتار روزمرگی، خستگی عاطفی و نوعی بی‌حسی تدریجی شده است؛ شخصیتی که بیش از آنکه با دیالوگ دیده شود، با نگاه‌ها، سکوت‌ها و رفتارهایش تعریف می‌شود.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Amin-Estakhr.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182800" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Amin-Estakhr.jpg" alt="Amin-Estakhr" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>یکی از ویژگی‌های مهم بازی او، هماهنگی کامل با جهان فانتزی و رئالیسم خاص سروش صحت است. حیایی نه سعی کرده امضای همیشگی خودش را به فیلم تحمیل کند و نه از جایگاه ستاره بودنش برای پررنگ‌تر شدن استفاده کرده است. او خودش را در خدمت جهان فیلم قرار داده و همین مسئله یکی از نقاط قوت «استخر» محسوب می‌شود.</p>
<p>رابطه امیر با پسرش، با بازی سورنا صحت، یکی از جذاب‌ترین خطوط فیلم است؛ رابطه‌ای که میان شوخی، درماندگی و امید در نوسان است و بخش زیادی از جذابیتش را از بازی کنترل‌شده حیایی می‌گیرد.</p>
<p>در روزهای اخیر، یکی از سکانس‌های فیلم که امیر و پسرش را در فضای باشگاه و رقص نشان می‌دهد، به شکل گسترده در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد. وایرال شدن این صحنه بیش از هر چیز نشان داد حیایی هنوز به خوبی می‌داند چگونه میان کمدی و احساس تعادل برقرار کند؛ مهارتی که سال‌هاست مهم‌ترین سرمایه حرفه‌ای اوست.</p>
<p>کارنامه حیایی نیز گواه همین انعطاف است. از کمدی‌های عامه‌پسند تا آثار جدی، از «مهمان مامان» تا «زیبا صدایم کن»، از «غریزه» تا «قاتل وحشی» که هنوز فرصت اکران پیدا نکرده‌است، او بارها ثابت کرده حاضر نیست در قالبی ثابت باقی بماند.</p>
<p>سی‌وپنج سال از حضور امین حیایی در سینمای ایران می‌گذرد، اما مهم‌ترین ویژگی او شاید نه محبوبیت، بلکه میل دائمی به تغییر باشد. در دورانی که بسیاری از ستاره‌ها به تکرار خودشان رضایت می‌دهند، حیایی هنوز به دنبال تجربه‌های تازه است؛ و همین ویژگی، او را همچنان در میان مهم‌ترین بازیگران جریان اصلی سینمای ایران نگه داشته است.</p>
<h3><strong>پژمان جمشیدی؛ میان رأی دادگاه و قضاوت افکار عمومی</strong></h3>
<p>کمتر پرونده‌ای در سال‌های اخیر به اندازه ماجرای پژمان جمشیدی توانست مرز میان خبر قضایی، حاشیه رسانه‌ای و زندگی حرفه‌ای یک هنرمند را تا این اندازه در هم بشکند. این هفته با اعلام رأی نهایی پرونده، نام جمشیدی بار دیگر به صدر اخبار بازگشت؛ اما آنچه بیش از متن رأی جلب توجه کرد، پرسشی بود که همچنان بی‌پاسخ مانده است؛ آیا افکار عمومی هم به اندازه دادگاه، پرونده را مختومه می‌داند؟</p>
<p>در ماه‌های گذشته، نام پژمان جمشیدی بیش از آنکه کنار فیلم‌های تازه‌اش دیده شود، در اخبار مربوط به روند رسیدگی قضایی تکرار می‌شد. رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و کاربران، هر کدام روایت خود را از این پرونده داشتند؛ روایتی که گاهی از متن پرونده فاصله می‌گرفت و بیشتر به قضاوت‌های شخصی و هیجانی تبدیل می‌شد.</p>
<p>با اعلام رأی قطعی، جمشیدی از اتهام تجاوز به عنف تبرئه شد و تنها بخش دیگری از پرونده با محکومیتی جداگانه به پایان رسید. همین موضوع دوباره فضای رسانه‌ای را دو قطبی کرد؛ گروهی رأی دادگاه را پایان ماجرا دانستند و گروهی دیگر همچنان با نگاه انتقادی به این پرونده نگریستند.</p>
<p>اما شاید مهم‌ترین مسئله درباره پژمان جمشیدی، نه پرونده قضایی بلکه آینده حرفه‌ای او باشد. او در چند سال اخیر به یکی از پرکارترین بازیگران سینمای ایران تبدیل شده است؛ حضوری که گاهی حتی با انتقاد منتقدان نیز همراه بود. بسیاری معتقد بودند تعداد زیاد فیلم‌های او فرصت انتخاب‌های متفاوت را گرفته و باعث شده شخصیت‌هایش شباهت زیادی به یکدیگر پیدا کنند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Pezhman-Jamshidi.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182801" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Pezhman-Jamshidi.jpg" alt="Pezhman-Jamshidi" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>با این حال، تهیه‌کنندگان همچنان روی او حساب باز می‌کنند. فروش فیلم‌هایش، محبوبیت میان مخاطبان و توانایی‌اش در کمدی باعث شده نام او همچنان یکی از گزینه‌های گیشه باشد. از «آنتیک» و «دایناسور» گرفته تا پروژه‌های تازه‌ای که خبر حضورش در آن‌ها منتشر شده، نشان می‌دهد بازار سینما هنوز از پژمان جمشیدی عبور نکرده است.</p>
<p>البته تاریخ سینما و فوتبال جهان نیز نمونه‌های مشابهی کم ندارد؛ از پرونده‌های جنجالی ستاره‌های ورزشی گرفته تا بازیگران هالیوود که سال‌ها درگیر دادگاه و رسانه بودند. در همه این نمونه‌ها، یک نکته مشترک وجود داشته است؛ حکم دادگاه پایان ماجرا نیست و پذیرش دوباره از سوی افکار عمومی، فرآیندی طولانی‌تر و پیچیده‌تر است.</p>
<p>شاید مهم‌ترین آزمون جمشیدی از امروز آغاز شود؛ نه در دادگاه، بلکه مقابل دوربین. آیا مخاطب می‌تواند دوباره بدون پیش‌داوری او را در نقش‌های تازه ببیند؟ آیا همکارانش مانند گذشته با او همکاری خواهند کرد؟ پاسخ این پرسش‌ها را نه رأی قضایی، بلکه زمان و حافظه جمعی مخاطبان مشخص خواهد کرد.</p>
<h3><strong>ژیلا صادقی؛ مرز باریک میان گفت‌وگو و مشروعیت‌بخشی</strong></h3>
<p>تلویزیون سال‌هاست کمتر موفق شده برنامه‌ای تولید کند که بدون تبلیغات گسترده، تنها با یک گفت‌وگو به موضوع اول شبکه‌های اجتماعی تبدیل شود. این هفته اما ژیلا صادقی ناخواسته به چنین موقعیتی رسید؛ نه به دلیل ساختار برنامه یا اجرای متفاوت، بلکه به خاطر مهمانی که دعوت کرده بود و تعابیری که درباره او به کار برد.</p>
<p>حضور یکی از چهره‌های شناخته‌شده یک رئالیتی‌شوی جنجالی خارج از کشور در برنامه «خط قرمز»، از همان لحظه پخش واکنش‌های فراوانی برانگیخت. اما آنچه بیش از اصل دعوت مهمان مورد نقد قرار گرفت، نحوه مواجهه مجری با او بود؛ جایی که ژیلا صادقی با عباراتی مانند «تحصیل‌کرده»، «خوش‌تیپ»، «دنیادیده» و حتی «الگوی جوانان» از مهمان خود یاد کرد.</p>
<p>همین چند جمله کافی بود تا فضای مجازی مملو از پرسش شود؛ چگونه رسانه‌ای که سال‌ها نسبت به چنین برنامه‌هایی موضعی سخت‌گیرانه داشته، اکنون یکی از چهره‌های همان فضا را با چنین ادبیاتی معرفی می‌کند؟</p>
<p>البته اصل گفت‌وگو با افراد مختلف، فی‌نفسه نه تنها مذموم نیست بلکه می‌تواند یکی از وظایف رسانه باشد. مسئله از جایی آغاز می‌شود که مرز میان «مصاحبه» و «اعتباربخشی» کمرنگ می‌شود. بسیاری از منتقدان معتقد بودند اگر هدف برنامه، نقد یا بررسی یک پدیده فرهنگی بود، لحن گفت‌وگو باید فاصله حرفه‌ای خود را حفظ می‌کرد؛ اما نوع توصیف‌های مجری، این فاصله را از میان برد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Zhila-Khate-Ghermez.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182802" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Zhila-Khate-Ghermez.jpg" alt="Zhila-Khate-Ghermez" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>ژیلا صادقی از مجریان باسابقه تلویزیون است و به خوبی با حساسیت‌های رسانه ملی آشناست. به همین دلیل، بسیاری از واکنش‌ها نه متوجه مهمان، بلکه متوجه انتخاب واژه‌های او بود. در رسانه، گاهی یک کلمه بیش از ده‌ها دقیقه گفت‌وگو اثر می‌گذارد و واژه «الگو» دقیقاً یکی از همان کلمات است.</p>
<p>از سوی دیگر، این اتفاق بار دیگر نشان داد تلویزیون در مواجهه با پدیده‌های فضای مجازی هنوز به جمع‌بندی مشخصی نرسیده است. چهره‌هایی که روزگاری نادیده گرفته می‌شدند، امروز به برنامه‌های رسمی دعوت می‌شوند و همین تغییر رویکرد، بدون توضیح روشن، پرسش‌های تازه‌ای ایجاد می‌کند.</p>
<p>شاید مهم‌ترین درس این ماجرا برای همه مجریان رسانه این باشد که اعتبار یک واژه، کمتر از اعتبار یک برنامه نیست. در روزگاری که هر جمله در چند دقیقه به میلیون‌ها نفر می‌رسد، دقت در انتخاب کلمات، بخشی از مسئولیت حرفه‌ای مجری است. ژیلا صادقی این هفته بیش از آنکه با اجرای درست یا برنامه‌ای با کیفیت خبرساز شود، با حاشیه‌ای بی اعتبار مطرح شد.</p>
<h3><strong>تورج نصر؛ بازگشت مرد خاطره‌ها با «نبرد با خرچنگ»</strong></h3>
<p>در روزگاری که بسیاری از پیشکسوتان دوبله یا خانه‌نشین شده‌اند یا حضورشان به خاطره‌ها محدود شده است، دیدن نام تورج نصر در فهرست صداپیشگان یک انیمیشن سینمایی، اتفاقی امیدوارکننده برای دوستداران دوبله ایران بود. همزمان با آغاز اکران انیمیشن «نبرد با خرچنگ»، بار دیگر یکی از ماندگارترین صداهای تاریخ دوبله به سالن‌های سینما بازگشت؛ بازگشتی که شاید بیش از هر چیز یادآور این حقیقت باشد که بعضی صداها هرگز پیر نمی‌شوند.</p>
<p>تورج نصر از آن دسته هنرمندانی است که شاید چهره‌اش برای همه مخاطبان آشنا نباشد، اما کافی است چند جمله صحبت کند تا خاطره ده‌ها شخصیت کارتونی و سینمایی در ذهن چند نسل زنده شود. نسل‌های مختلف با صدای او بزرگ شده‌اند؛ از تنسی در «تنسی تاکسیدو» و شیپورچی در «پسر شجاع» گرفته تا اختاپوس در «باب اسفنجی»، شوتن در «ای‌کیوسان»، فایرفلای در «بتمن» و شخصیت‌های متعدد دیگری که هر کدام بخشی از حافظه تصویری کودکان دیروز را ساخته‌اند.</p>
<p>در «نبرد با خرچنگ»، نصر به جای شخصیت توتو صحبت می‌کند؛ کاراکتری پرانرژی، بازیگوش و ماجراجو که شور زندگی مهم‌ترین ویژگی اوست. انتخاب او برای این نقش، تنها یک تصمیم فنی نیست؛ بلکه انتخابی هوشمندانه است. صدای تورج نصر همچنان همان انعطاف، طنازی و ریتمی را دارد که سال‌ها مهم‌ترین سرمایه حرفه‌ای او بوده است و به همین دلیل، شخصیت «توتو» به شکلی طبیعی با صدای او جان می‌گیرد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Tooraj-Nasr.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182804" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Tooraj-Nasr.jpg" alt="Tooraj-Nasr" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>آنچه تورج نصر را از بسیاری از هم‌نسلانش متمایز می‌کند، فقط ماندگاری صدا نیست؛ بلکه روحیه‌ای است که هنوز در کارش جریان دارد. بیش از پنج دهه فعالیت مستمر در دوبله، آن هم در حرفه‌ای که کمتر مورد توجه رسانه‌ها قرار می‌گیرد، تنها با عشق به کار ممکن است. او هیچ‌گاه دوبلور نقش اول همه آثار نبود، اما تقریباً همیشه یکی از ستون‌های اصلی گروه‌های دوبلاژ محسوب می‌شد؛ هنرمندی که حضورش کیفیت یک اثر را بالاتر می‌برد، حتی اگر نامش روی پوسترها بزرگ نوشته نمی‌شد.</p>
<p>جامعه دوبله ایران همواره از او به عنوان دوبلوری خوش‌اخلاق، منظم و دارای صدایی منحصربه‌فرد یاد کرده است. بسیاری از علاقه‌مندان نیز معتقدند ظرفیت صدای او بسیار فراتر از فرصت‌هایی بوده که در سال‌های مختلف در اختیارش قرار گرفته است. با این حال، همین کارنامه بلند نشان می‌دهد که نصر بیش از آنکه به دنبال دیده شدن باشد، به ماندگار شدن فکر کرده است.</p>
<p>حضور او در «نبرد با خرچنگ» فقط یک همکاری تازه نیست؛ پلی است میان دو نسل. نسلی که با صدای او کودکی کرده و امروز فرزندانش را به سینما می‌برد، حالا دوباره همان صدا را می‌شنود؛ صدایی که همچنان گرم، زنده و پرانرژی است. شاید بزرگ‌ترین موفقیت تورج نصر همین باشد که پس از بیش از نیم قرن فعالیت، هنوز می‌تواند برای کودکان امروز همان اندازه جذاب باشد که برای کودکان دیروز بود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=182797">از وداع تلخ با لبخند شیرین «اکبر» تا الگوی خط قرمزی «ژیلا»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=182797</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از بغض پرحاشیه «عادل» تا حسرت هفت‌ساله «لیلا»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=182684</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=182684#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 24 Jul 2026 09:50:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[بهرام افشاری]]></category>
		<category><![CDATA[بهنام تشکر]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[عادل فردوسی‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[لیلا حاتمی]]></category>
		<category><![CDATA[مریلا زارعی]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=182684</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم مریلا زارعی، عادل فردوسی‌پور، لیلا حاتمی، بهرام افشاری و بهنام تشکر از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=182684">از بغض پرحاشیه «عادل» تا حسرت هفت‌ساله «لیلا»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ مریلا زارعی که با چند سکانس در قسمت جدید «کوری» دیده شد، عادل فردوسی‌پور که اشک‌هایش دوباره بحث نقد، رسانه و فوتبال را به صدر شبکه‌های اجتماعی برد، لیلا حاتمی که با دفاع دوباره از «قاتل و وحشی» پرونده یکی از مشهورترین فیلم‌های توقیفی سینمای ایران را زنده کرد، بهرام افشاری که پس از سال‌ها موفقیت در کمدی، این روزها با یک نقش تلخ اجتماعی تحسین می‌شود و بهنام تشکر که انتشار نخستین تصویرش در «کارآگاه علوی ۳» موجی از نوستالژی و البته نگرانی درباره ادامه یک مجموعه خاطره‌انگیز را به همراه داشت.</p>
<h3><strong>مریلا زارعی؛ بازیگری که بلد است مخاطب را مردد نگه دارد</strong></h3>
<p>گاهی یک بازیگر نیازی به دیالوگ‌های طولانی ندارد تا فضای یک سکانس را در اختیار بگیرد. کافی است چند نگاه، چند مکث و چند تغییر ظریف در چهره، جای صدها جمله را بگیرد. مریلا زارعی این هفته در قسمت دوم سریال «کوری» دقیقاً همین کار را انجام داد؛ حضوری که اگرچه هنوز بخش کوچکی از روایت اصلی سریال است، اما به یکی از مهم‌ترین لحظات قسمت دوم تبدیل شد.</p>
<p>زارعی در «کوری» نقش شیدا، همسر اول یونس با بازی امیر جعفری را ایفا می‌کند؛ زنی که سال‌ها پیش همسر و دخترش را ترک کرده و از ایران رفته است. هنوز مخاطب نمی‌داند چه بر او گذشته، چرا این تصمیم را گرفته و سهم هر کدام از شخصیت‌ها در فروپاشی این خانواده چه بوده است. همین ابهام، شیدا را به یکی از رازهای قصه تبدیل کرده است.</p>
<p>اما آنچه این هفته درباره او بیش از همه دیده شد، سکانس حضورش در خانه پدرشوهر سابقش بود. جایی که ابتدا نشانه‌هایی از نگرانی در رفتارش دیده می‌شود، اما به تدریج چهره‌ای دیگر از او آشکار می‌شود؛ زنی که قرص را به مرد سالخورده نمی‌دهد و آرام، بی‌آنکه واکنشی اغراق‌آمیز نشان دهد، مرگ او را تماشا می‌کند. این تغییر رفتار، اگر در اختیار بازیگری کم‌تجربه قرار می‌گرفت، شاید به نمایشی اغراق‌شده تبدیل می‌شد، اما زارعی با کنترل احساسات و بازی درونی، اجازه می‌دهد مخاطب خودش میان همدلی و قضاوت سرگردان بماند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Merila-Koori.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182686" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Merila-Koori.jpg" alt="Merila-Koori" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>همین ویژگی، مهم‌ترین امتیاز بازی اوست. مخاطب هنوز نمی‌داند باید شیدا را قربانی بداند یا مقصر. سریال هم عجله‌ای برای پاسخ دادن ندارد و این تعلیق، تا حد زیادی بر دوش بازی زارعی قرار گرفته است.</p>
<p>نکته جالب‌تر اینکه این نقش درست پس از حضور نه‌چندان موفق او در سریال «بی‌عاطفه» دیده می‌شود؛ مجموعه‌ای که نه برای خودش و نه برای مخاطبان اتفاق ویژه‌ای رقم نزد. «کوری» اما فرصتی دوباره است تا یکی از مهم‌ترین بازیگران زن دو دهه اخیر سینمای ایران، بار دیگر یادآوری کند هنوز هم می‌تواند با کمترین ابزار، بیشترین تأثیر را بر مخاطب بگذارد.</p>
<p>البته این روزها حجم تولید سریال در شبکه نمایش خانگی آن‌قدر افزایش یافته که دیگر حضور یک بازیگر به‌تنهایی تضمین‌کننده موفقیت اثر نیست. روزگاری نام مریلا زارعی خود یک برگ برنده برای هر پروژه محسوب می‌شد، اما امروز مخاطب بیش از نام‌ها، منتظر نقش‌هایی است که بتوانند او را غافلگیر کنند. شاید «کوری» همان فرصتی باشد که دوباره این انتظار را زنده کند.</p>
<h3><strong>عادل فردوسی‌پور؛ بغضی که وایرال شد</strong></h3>
<p>در فضای مجازی گاهی یک ویدئوی چند دقیقه‌ای از صدها تحلیل و گزارش اثرگذارتر می‌شود. این هفته تقریباً هر کسی سری به شبکه‌های اجتماعی زده باشد، با ویدئویی روبه‌رو شده که عنوان مشترکش «بغض عادل فردوسی‌پور» بود؛ تصاویری که ظرف چند ساعت به یکی از پربازدیدترین محتواهای هفته تبدیل شد.</p>
<p>ماجرا از قسمت پایانی ویژه‌برنامه جام‌جهانی در «فوتبال ۳۶۰» آغاز شد. رضا جاودانی، دوست و همکار قدیمی فردوسی‌پور، مهمان برنامه بود و از سال‌هایی گفت که عادل پس از کنار گذاشته شدن از تلویزیون، بدون امکانات رسانه ملی تلاش کرد مسیر حرفه‌ای خود را ادامه دهد. همین صحبت‌ها کافی بود تا فردوسی‌پور برای نخستین‌بار پس از سال‌ها، آشکارا از فشارهایی بگوید که در این سال‌ها تحمل کرده است.</p>
<p>همزمان خبر فیلتر شدن سایت فوتبال ۳۶۰ نیز به بحث‌های برنامه اضافه شد. فردوسی‌پور در بخشی از صحبت‌هایش تأکید کرد که نقد عملکرد تیم ملی و کادر فنی، بخشی طبیعی از روزنامه‌نگاری ورزشی است و نمی‌توان رسانه را به دلیل نقد از انجام وظیفه حرفه‌ای بازداشت. همین جملات، همراه با بغض و اشک‌های او، خیلی زود از یک گفت‌وگوی فوتبالی فراتر رفت و به موضوعی اجتماعی و رسانه‌ای تبدیل شد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Adel-Footbal360.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182687" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Adel-Footbal360.jpg" alt="Adel-Footbal360" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>واکنش‌ها نیز تنها به هواداران او محدود نماند. حتی برخی رسانه‌هایی که همواره منتقد فردوسی‌پور بوده‌اند، این بار اصل حق نقد را مورد تأکید قرار دادند. مثلا فرهیختگان نوشت «اگر عادل را فیلتر می‌کنید قلعه‌نویی را هم برکنار کنید».  همین اتفاق نشان داد مسئله دیگر صرفاً شخص عادل نیست؛ بلکه جایگاه نقد در رسانه و نسبت آن با فوتبال ایران است.</p>
<p>اهمیت این ماجرا البته به یک دلیل دیگر هم بود. فردوسی‌پور سال‌هاست دیگر تنها یک مجری ورزشی نیست. او به نمادی از حضور پربازتاب رسانه‌ای تبدیل شده است. مجری و گزارشگری که هر چه می‌گذرد، همزمان با نوستالژی هواداران، آتش متنقدانش هم تندتر می‌شود و هر کنش‌گری یا حتی سکوتش، تبدیل به سوژه‌ای برای موضع‌گیری‌های تندوتیز در فضای رسانه‌ای می‌شود. به همین دلیل هر اتفاقی پیرامون او، فراتر از یک اتفاق صرفا ورزشی بازتاب پیدا می‌کند.</p>
<p>ورود رئیس‌جمهور به ماجرای توقف فعالیت سایت «فوتبال ۳۶۰» و دستور پیگیری موضوع نیز نشان داد دامنه این اتفاق از فضای ورزش عبور کرده است و دیگر نمی‌توان منفک از فضای سیاسی و اجتماعی از پدیده‌ای به نام «عادل» صحبت کرد.</p>
<h3><strong>لیلا حاتمی؛ حسرت هفت‌ساله برای «قاتل ‌و وحشی»</strong></h3>
<p>بعضی فیلم‌ها حتی زمانی که اکران نمی‌شوند، از حافظه سینمای ایران حذف نمی‌شوند. «قاتل و وحشی» حمید نعمت‌الله یکی از همین آثار است؛ فیلمی که سال‌هاست نامش بیش از آنکه کنار جدول فروش یا نقدهای سینمایی قرار بگیرد، با واژه «توقیف» شناخته می‌شود. این هفته بار دیگر نام این فیلم به واسطه صحبت‌های لیلا حاتمی مورد توجه واقع شد.</p>
<p>حاتمی در پیامی صوتی که در نشست «حقوق هنر» پخش شد، از فرسایشی شدن توقیف آثار فرهنگی سخن گفت؛ اینکه حذف یک فیلم، تنها به کنار گذاشتن یک اثر محدود نمی‌شود، بلکه انرژی و انگیزه سازندگانش را نیز تحلیل می‌برد. او تأکید کرد که هر اثر هنری، در کنار بخش‌هایی که ممکن است محل بحث باشد، وجوه ارزشمند و قابل دفاعی هم دارد و حذف کامل آن، راه‌حل مناسبی نیست.</p>
<p>این نخستین‌بار نیست که یکی از عوامل «قاتل و وحشی» درباره سرنوشت فیلم سخن می‌گوید، اما تفاوت این بار در گوینده آن بود. لیلا حاتمی از معدود بازیگرانی است که کمتر وارد حاشیه می‌شود و به ندرت درباره مسائل روز سینما موضع‌گیری می‌کند. همین سکوت همیشگی باعث شد چند دقیقه صحبت او، بازتاب گسترده‌ای پیدا کند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Leila-Ghatel-Va-Vahshi.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182688" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Leila-Ghatel-Va-Vahshi.jpg" alt="Leila-Ghatel-Va-Vahshi" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>«قاتل و وحشی» نزدیک به هفت سال است که پشت درهای اکران مانده؛ فیلمی که یکی از دلایل اصلی حساسیت نسبت به آن، گریم متفاوت لیلا حاتمی با سر تراشیده عنوان شده است. در مقابل، بسیاری از منتقدان این نگاه معتقدند که این ظاهر، در خدمت روایت خشونت‌بار فیلم قرار دارد و هیچ کارکرد اغواگرانه و جنسی‌ای ندارد؛ بنابراین نباید به تنهایی مانع نمایش اثر شود.</p>
<p>اما شاید مهم‌تر از خود فیلم، جایگاه گوینده این اعتراض باشد. لیلا حاتمی در چهار دهه فعالیت حرفه‌ای، یکی از کم‌حاشیه‌ترین و معتبرترین بازیگران سینمای ایران بوده است؛ بازیگری که از «لیلا» و «ارتفاع پست» تا «جدایی نادر از سیمین» و آثار متأخرش، همواره کیفیت را به حضور صرف ترجیح داده است.</p>
<p>به همین دلیل، هر بار که او درباره یک موضوع سینمایی سخن می‌گوید، توجه‌ها بیش از آنکه متوجه شخص او باشد، به مسئله‌ای جلب می‌شود که مطرح کرده است. این هفته نیز شاید مهم‌ترین اتفاق، نه بازگشت دوباره نام «قاتل و وحشی» به اخبار، بلکه یادآوری این واقعیت بود که برخی فیلم‌ها، حتی بدون اکران هم همچنان در مرکز بحث‌های سینمای ایران باقی می‌مانند.</p>
<h3><strong>بهرام افشاری؛ از سلطان کمدی تا قهرمان یک تراژدی اجتماعی</strong></h3>
<p>کمتر بازیگری در سال‌های اخیر توانسته همزمان دو جایگاه متفاوت را در سینمای ایران به دست بیاورد؛ از یک سو ستاره فیلم‌های کمدی و گیشه و از سوی دیگر بازیگری که حالا با یک نقش تلخ اجتماعی، مهم‌ترین جایزه بازیگری جشنواره فیلم فجر را به خانه برده است. بهرام افشاری این هفته با آغاز اکران فیلم «زنده‌شور» ساخته کاظم دانشی، بار دیگر به یکی از چهره‌های اصلی اخبار سینمایی تبدیل شد؛ اما این بار نه به خاطر شوخی‌های همیشگی، بلکه به واسطه نقشی که شاید مهم‌ترین نقطه عطف کارنامه حرفه‌ای او باشد.</p>
<p>افشاری در «زنده‌شور» نقش مرتضی زند، نماینده دادستان را بازی می‌کند؛ مردی که برای اجرای حکم پنج محکوم به قتل وارد شهری دیگر می‌شود، اما به مرور تلاش می‌کند راهی برای نجات آن‌ها پیدا کند. شخصیتی که برخلاف تصور اولیه، نه یک مقام خشک و بی‌احساس قضایی، بلکه انسانی است که میان قانون، وجدان و مسئولیت گرفتار شده است. همین دوگانگی، شخصیت مرتضی زند را از بسیاری از نقش‌های مشابه جدا می‌کند.</p>
<p>بخش مهمی از موفقیت افشاری در این نقش، به تسلط او بر بازی درونی بازمی‌گردد. او سال‌ها روی صحنه تئاتر تجربه اندوخته و همین پیشینه، در «زنده‌شور» کاملاً به چشم می‌آید. نحوه ادای دیالوگ‌ها، سکوت‌های حساب‌شده، صلابت در نگاه و حتی تغییرات ظریف لحن، همگی نشان می‌دهد که افشاری برای فاصله گرفتن از تصویر همیشگی‌اش، مسیر دشواری را طی کرده است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Bahram-Zende-Shoor.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182689" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Bahram-Zende-Shoor.jpg" alt="Bahram-Zende-Shoor" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>شاید مهم‌ترین نکته درباره این نقش، تضادی باشد که با تصویر عمومی بهرام افشاری دارد. مخاطب سال‌ها او را با «پایتخت»، فیلم‌های کمدی پرفروش و کارگردانی موفق «هفتاد سی» شناخته است؛ بازیگری که توانایی کم‌نظیری در خلق موقعیت‌های طنز دارد و حضورش معمولاً تضمینی برای فروش فیلم محسوب می‌شود. اما «زنده‌شور» ثابت می‌کند که او تنها یک کمدین موفق نیست.</p>
<p>دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد برای همین نقش نیز اتفاقی نبود. افشاری در فیلمی بازی می‌کند که نه بر شوخی استوار است، نه بر اغراق‌های مرسوم سینمای تجاری؛ بلکه بر فضایی تلخ، انسانی و مبتنی بر یک پرونده واقعی بنا شده است. موفقیت او در چنین فضایی، نشان می‌دهد توانایی‌هایش فراتر از آن چیزی است که گیشه در سال‌های اخیر از او خواسته بود.</p>
<p>شاید مهم‌ترین دستاورد «زنده‌شور» برای بهرام افشاری، نه جایزه جشنواره و نه تحسین منتقدان باشد؛ بلکه شکستن تصویری است که سال‌ها از او در ذهن مخاطب شکل گرفته بود. از این پس احتمالاً فیلمسازان نیز با نگاه متفاوتی به او خواهند نگریست؛ نه فقط به عنوان ستاره‌ای که مردم را می‌خنداند، بلکه بازیگری که می‌تواند بار سنگین یک درام اجتماعی را هم بر دوش بکشد.</p>
<h3><strong>بهنام تشکر؛ میان نوستالژی یک اسطوره و چالش احیای یک نام ماندگار</strong></h3>
<p>بازگشت بعضی مجموعه‌های تلویزیونی، بیش از آنکه یک خبر ساده باشد، آزمونی برای حافظه جمعی مخاطبان است. این هفته انتشار نخستین تصویر بهنام تشکر در فصل سوم «کارآگاه علوی» دقیقاً چنین وضعیتی را رقم زد؛ تصویری که پیش از آنکه درباره کیفیت سریال بحثی شکل بگیرد، موجی از خاطرات دهه هفتاد و هشتاد را زنده کرد.</p>
<p>«کارآگاه علوی» برای بسیاری از مخاطبان تلویزیون، تنها یک سریال پلیسی نبود. مجموعه‌ای بود که با بازی احمد نجفی، شخصیت کارآگاهی را خلق کرد که آرامش، وقار، هوش و مهربانی را همزمان در خود داشت. همین ویژگی‌ها باعث شد کارآگاه علوی به یکی از ماندگارترین شخصیت‌های تلویزیون ایران تبدیل شود؛ شخصیتی که سال‌ها بعد نیز نام احمد نجفی را تحت تأثیر خود نگه داشت.</p>
<p>حالا در فصل سوم بهنام تشکر در نقش برادرزاده کارآگاه علوی ظاهر می‌شود؛ کارآگاهی که برای حل پرونده‌های جنایی، از عموی بازنشسته‌اش مشورت می‌گیرد. همین نسبت خانوادگی، به نوعی پلی میان گذشته و امروز سریال ایجاد کرده است.</p>
<p>انتشار نخستین تصویر تشکر، واکنش‌های متفاوتی را به همراه داشت. بسیاری شباهت گریم، فرم ایستادن و حتی انتخاب بازیگر را تلاشی برای حفظ هویت شخصیت قدیمی دانستند. تشکر نیز از نظر قد، فیزیک و جنس صدا، شاید یکی از نزدیک‌ترین انتخاب‌ها به احمد نجفی باشد. اما شباهت ظاهری، تنها بخشی از مسیر است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Bahnam-Karagah-Alavi.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182690" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Bahnam-Karagah-Alavi.jpg" alt="Bahnam-Karagah-Alavi" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>چالش اصلی دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود. آنچه کارآگاه علوی را محبوب کرد، فقط حل معماهای جنایی نبود؛ بلکه شخصیت انسانی او بود. نوع نگاهش به متهمان، احترامش به همکاران، صبر در مواجهه با بحران‌ها و مهربانی پنهان در رفتارهایش، ویژگی‌هایی بود که کمتر در کارآگاه‌های تلویزیونی دیده می‌شد. در نخستین تصویر منتشرشده از بهنام تشکر، هنوز آن لطافت آشنا دیده نمی‌شود و حتی برخی مخاطبان، چهره او را به شخصیت‌های منفی نزدیک‌تر دانسته‌اند. البته قضاوت درباره چنین موضوعی، پیش از پخش سریال، زودهنگام است.</p>
<p>از سوی دیگر، خود تلویزیون نیز در سال‌های اخیر تجربه‌های چندان موفقی در احیای مجموعه‌های قدیمی نداشته است. ادامه دادن یک برند محبوب، همیشه دشوارتر از خلق یک اثر تازه است؛ زیرا مخاطب، گذشته را با خاطره و نوستالژی به یاد می‌آورد و کوچک‌ترین تفاوت را با حساسیت بیشتری می‌سنجد.</p>
<p>بهنام تشکر نیز دقیقاً در چنین موقعیتی قرار گرفته است. او قرار نیست احمد نجفی را تکرار کند و احتمالاً اگر بخواهد چنین کاری انجام دهد، بیش از هر چیز با مقایسه‌های پایان‌ناپذیر روبه‌رو خواهد شد. موفقیت او زمانی رقم می‌خورد که بتواند شخصیت مستقلی خلق کند؛ شخصیتی که ضمن حفظ ریشه‌های «کارآگاه علوی»، هویت خودش را هم داشته باشد. «کارآگاه علوی» هنوز پس از سال‌ها، یکی از معدود نام‌هایی است که می‌تواند پیش از پخش حتی یک قسمت، دوباره مخاطبان را به یاد روزهایی بیندازد که یک سریال تلویزیونی، هفته‌ها موضوع گفت‌وگوی خانواده‌ها بود. اکنون باید دید فصل سوم می‌تواند از این سرمایه نوستالژیک به درستی استفاده کند یا تنها به یادآوری گذشته بسنده خواهد کرد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=182684">از بغض پرحاشیه «عادل» تا حسرت هفت‌ساله «لیلا»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=182684</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از وداع با مادرانه‌های «ننه نقلی» تا انتخاب‌های خاص «امیر»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=182584</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=182584#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 17 Jul 2026 09:05:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[امیر جعفری]]></category>
		<category><![CDATA[جواد خیابانی]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[سروش صحت]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی نصرتی]]></category>
		<category><![CDATA[ننه نقلی]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=182584</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم ننه نقلی، امیر جعفری، مهدی نصرتی، جواد خیابانی و سروش صحت از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=182584">از وداع با مادرانه‌های «ننه نقلی» تا انتخاب‌های خاص «امیر»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ «ننه نقلی»؛ مادری که رفت و عمو پورنگ بچه‌ها را به سوگ نشاند، امیر جعفری که همزمان با «کوری» و «زنده‌شور» یکی از پرکارترین و مورد توجه‌ترین بازیگران روزهای اخیر بود، مهدی نصرتی با بازی در «لباس شخصی» که بعد از مدت‌ها رفع توقیف شد دیده شده، جواد خیابانی که حواشی برنامه «برجام» بار دیگر نام او را به صدر بحث‌های رسانه‌ای آورد و سروش صحت که با اکران «استخر» بار دیگر جهان منحصربه‌فرد خود در فیلمسازی را مقابل قضاوت مخاطبان قرار داد.</p>
<h3><strong>ننه‌نقلی؛ یک مادر رفت و بخشی از کودکی یک نسل به سوگ نشست</strong></h3>
<p>بعضی آدم‌ها هیچ‌وقت ستاره سینما یا تلویزیون نمی‌شوند اما حضورشان آن‌قدر در حافظه جمعی مردم نفوذ می‌کند که رفتن‌شان به اندازه یک چهره مشهور خبرساز می‌شود. این هفته، خبر درگذشت مادر داریوش فرضیایی، همان «ننه‌نقلی» محبوب، دقیقاً از همین جنس بود؛ مادری که شاید نام رسمی‌اش را خیلی‌ها نمی‌دانستند اما میلیون‌ها نفر او را با همان لقب صمیمانه‌ای می‌شناختند که پسرش بارها با عشق بر زبان آورده بود.</p>
<p>برای نسلی که با عموپورنگ بزرگ شد، ننه‌نقلی فقط مادر یک مجری کودک نبود. او به مرور به بخشی از روایت زندگی داریوش فرضیایی تبدیل شد؛ زنی که در پشت صحنه موفقیت یکی از ماندگارترین چهره‌های کودک ایران ایستاده بود. نخستین حضورش در تلویزیون در برنامه «دوستت دارم مادر» اتفاق افتاد؛ جایی که مخاطبان برای اولین بار با مادری روبه‌رو شدند که از سختی‌ها، نگرانی‌ها و دلبستگی‌هایش به فرزندش گفت. از همان زمان مشخص شد رابطه این دو نفر چیزی فراتر از یک پیوند معمولی مادر و فرزند است.</p>
<p>سال‌های بعد، حضور او در برنامه‌های مختلف از جمله «خندوانه» این تصویر را کامل‌تر کرد. صحنه‌ای که داریوش فرضیایی دستان مادرش را بوسید و از او به‌عنوان محور زندگی‌اش یاد کرد، هنوز هم یکی از صمیمی‌ترین لحظات تلویزیونی سال‌های اخیر به شمار می‌رود. در دورانی که نمایش احساسات خانوادگی گاهی به کلیشه و نمایش تبدیل می‌شود، رابطه این مادر و پسر برای بسیاری واقعی و باورپذیر بود.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Nane-Noghli-Mashad.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182586" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Nane-Noghli-Mashad.jpg" alt="Nane-Noghli-Mashad" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>اما آنچه این هفته بیش از خود خبر درگذشت مورد توجه قرار گرفت، واکنش فضای مجازی به سوگ عموپورنگ بود. انتشار گسترده تصاویر و ویدئوهایی از گریه‌ها و لحظات فروپاشی احساسی او، بحث مهمی را درباره مرز میان خبر و حریم شخصی مطرح کرد. آیا مشهور بودن به معنای از دست دادن حق سوگواری خصوصی است؟ آیا هر لحظه دردناک یک چهره شناخته‌شده باید به محتوایی برای وایرال شدن تبدیل شود؟</p>
<p>شاید پاسخ این پرسش‌ها مهم‌تر از خود خبر باشد. ننه‌نقلی رفت، اما در کنار اندوه از دست دادن او، یک بار دیگر یادآوری شد که شهرت نباید مجوز ورود به خصوصی‌ترین لحظات زندگی آدم‌ها باشد. داریوش فرضیایی سال‌ها با انرژی کودکان جوان ماند و برای بسیاری همان عموپورنگ همیشگی باقی ماند. اما از این هفته به بعد، شاید برای نخستین‌بار مخاطبان احساس کنند بخشی از کودکی او نیز همراه با ننه‌نقلی به پایان رسیده است.</p>
<h3><strong>امیر جعفری؛ از اتاق بازپرسی تا سلول اعدام</strong><strong>!</strong></h3>
<p>کمتر بازیگری در سال‌های اخیر توانسته به اندازه امیر جعفری میان نقش‌های متضاد رفت‌وآمد کند و همچنان برای مخاطب باورپذیر باقی بماند. این هفته بیش از هر زمان دیگری نام او در مرکز توجه قرار گرفت؛ از یک سو با آغاز پخش سریال «کوری» در شبکه نمایش خانگی و از سوی دیگر با ادامه اکران فیلم «زنده‌شور»؛ دو اثر متفاوت که جعفری را در دو سوی کاملاً متضاد یک ماجرا قرار داده‌اند.</p>
<p>در «کوری» ساخته سجاد پهلوان‌زاده، جعفری نقش یک بازپرس اداره آگاهی را بازی می‌کند؛ مردی که علاوه بر پرونده‌های پیچیده شغلی، در زندگی شخصی نیز با بحران‌هایی دست و پنجه نرم می‌کند. این نقش از همان قسمت نخست نشان داد که سازندگان روی یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های جعفری حساب باز کرده‌اند؛ توانایی خلق شخصیت‌هایی که در عین قدرت، آسیب‌پذیر هم هستند. قد و قامت، صدای خش‌دار، لحن تند و نوع حضور فیزیکی او باعث شده سال‌هاست برای نقش‌های اقتدارگرا انتخابی قابل اتکا باشد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Amir-Koori.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182587" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Amir-Koori.jpg" alt="Amir-Koori" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>همزمان در «زنده‌شور» ساخته کاظم دانشی، او در نقطه‌ای کاملاً مقابل این جایگاه ایستاده است. این بار نه در لباس قانون، بلکه در قامت یکی از زندانیانی که باید شب اجرای حکم اعدام را پشت سر بگذارد. نقشی که به گفته بسیاری از مخاطبان جشنواره و اکران عمومی، یکی از نقاط قوت فیلم به شمار می‌رود. جعفری در این اثر نشان می‌دهد چگونه می‌توان بدون اغراق، ترس، استیصال و انسانیت را همزمان به تصویر کشید.</p>
<p>شاید مهم‌ترین نکته درباره امیر جعفری همین توانایی عبور از مرزها باشد. او از نسل بازیگرانی است که مخاطبان ابتدا با کمدی شناختند؛ از «بدون شرح» و «من یک مستاجرم» گرفته تا آثار سینمایی طنز. اما خیلی زود ثابت کرد قرار نیست در همان قالب باقی بماند. نقش‌های جدی او در «میوه ممنوعه»، «نفوذی» و بسیاری آثار دیگر نشان از همین مسئله بود.</p>
<p>در روزگاری که بسیاری از بازیگران بیش از بازیگری با حاشیه‌ها دیده می‌شوند، جعفری همچنان از معدود چهره‌هایی است که شهرتش را از مسیر کار به دست آورده است. پرکار است، مطرح است و محبوب؛ اما کمتر وارد بازی سلبریتی‌بودن می‌شود. شاید همین ویژگی باعث شده مخاطب هنوز هم او را پیش از هر چیز یک بازیگر بداند. حالا باید دید «کوری» می‌تواند یکی دیگر از نقش‌های ماندگار او را ثبت کند یا نه؟</p>
<h3><strong>جواد خیابانی؛ از گزارشگر تلویزیون تا بی‌اخلاقی و جنجال‌های وایرال</strong></h3>
<p>اگر قرار باشد فهرستی از شناخته‌شده‌ترین صداهای ورزشی ایران تهیه شود، نام جواد خیابانی بدون تردید در صدر آن قرار می‌گیرد. او سال‌ها بخشی از خاطرات فوتبالی مردم ایران بود؛ از گزارش مسابقات ملی گرفته تا جملاتی که بارها دستمایه شوخی، بازنشر و خاطره‌سازی شدند. اما این هفته نام خیابانی نه به خاطر فوتبال، بلکه به دلیل حاشیه‌های برنامه «برجام» بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفت.</p>
<p>برنامه مشترک او و خداداد عزیزی از همان روزهای نخست بر پایه تنش، شوخی‌های تند و درگیری‌های کلامی بنا شده بود. تقریباً هر قسمت بخشی دارد که در شبکه‌های اجتماعی جدا می‌شود، وایرال می‌شود و درباره آن بحث شکل می‌گیرد. یک روز خیابانی قهر می‌کند و از صحنه خارج می‌شود، روز دیگر خداداد عزیزی میان صحبت‌های او با طعنه و تمسخر وارد می‌شود و گاهی هم بحث‌ها به مرز بی‌احترامی می‌رسد.</p>
<p>مدافعان این مدل برنامه‌سازی معتقدند رسانه امروز بدون لحظات وایرال دیده نمی‌شود. اما منتقدان می‌گویند تفاوت بزرگی میان جذابیت و جنجال وجود دارد. آنچه بسیاری را درباره حضور خیابانی متعجب کرده، این است که او سال‌ها در تلویزیون رسمی ایران فعالیت کرده و با قواعد اجرا، احترام به مخاطب و مدیریت گفت‌وگو آشناست. به همین دلیل انتظار می‌رود نقش متعادل‌کننده را داشته باشد، نه اینکه خود بخشی از تنش باشد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Javad-Barjam.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182588" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Javad-Barjam.jpg" alt="Javad-Barjam" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>همین هفته یکی از جدل‌های او و خداداد عزیزی به اندازه‌ای خبرساز شد که موجی از واکنش‌ها را در فضای مجازی به همراه داشت. بسیاری از کاربران این برنامه‌ها را با برنامه‌های فوتبالی نسل گذشته مقایسه کردند؛ دورانی که کارشناسانی مانند زنده‌یاد حمیدرضا صدر با آرامش، دانش و احترام درباره فوتبال صحبت می‌کردند و جذابیت برنامه از محتوا می‌آمد، نه از دعوا.</p>
<p>شاید مسئله اصلی فقط جواد خیابانی نباشد. آنچه در این برنامه دیده می‌شود نشانه تغییری گسترده‌تر در رسانه است؛ جایی که گاهی تولید لحظه‌های کوتاه قابل بازنشر، جای کیفیت، تحلیل و خلاقیت را گرفته است. با این حال، خیابانی به عنوان یکی از باسابقه‌ترین چهره‌های رسانه ورزشی ایران، بیش از دیگران در معرض قضاوت قرار دارد.</p>
<p>او سال‌ها با فوتبال زندگی کرد و صدایش بخشی از حافظه ورزشی مردم شد. اما اگر این مسیر ادامه پیدا کند، ممکن است نسل جدید او را نه با گزارش‌های خاطره‌انگیز، بلکه با جنجال‌هایی به یاد بیاورد که بیشتر از آنکه چیزی به فوتبال اضافه کنند، از اعتبار برنامه‌سازی ورزشی کم می‌کنند.</p>
<h3><strong>مهدی نصرتی؛ فرصتی برای یادآوری یک آغاز درخشان</strong></h3>
<p>اولین‌ها همیشه نقش مهمی در کارنامه حرفه‌ای افراد دارند و وقتی پای هنر نمایش و تأثیر بازخورد مخاطبان بر مسیر حرفه‌ای هنرمندی در میان باشد، این «اولین» اهمیت ویژه‌تری هم پیدا می‌کند. در میان بازیگران برخاسته از صحنه نمایش، هیجان اولین حضور در مقابل دوربین و تأثیری که این تجربه بر ادامه مسیر آن‌ها می‌تواند داشته باشد، معمولا وسواس‌ها را به اوج می‌‌رساند، به خصوص اگر پای یک «نقش اول» هم در میان باشد. همه این مقدمه لازم بود تا از مهدی نصرتی بنویسیم و اینکه چرا نامش در ترکیب چهره‌های این هفته قرار گرفت.</p>
<p>نصرتی طعم شهرت و مواجهه با مخاطبان گسترده را با سریال «سوران» چشید و تا به امروز در سینما هم نقش‌آفرینی‌هایش در فیلم‌هایی همچون «ضد» و «پیش‌مرگ» در معرض نقد و داوری مخاطبان و منتقدان قرار گرفته است اما مهمترین نقش‌آفرینی او در مقابل دوربین مربوط به اولین حضورش در نقش اصلی یک فیلم بلند سینمایی می‌شود که هر چند هفت سال پیش رقم خورد اما تا به امروز در محاق توقیف باقی مانده بود.</p>
<p>فیلم سینمایی «لباس شخصی» که به‌حق می‌توان آن را یکی از جنجالی‌ترین پروژه‌های سیاسی و امنیتی در یک دهه گذشته سینمای ایران توصیف کرد، اولین تجربه کارگردانی امیرعباس ربیعی است که مهدی نصرتی ایفاگر نقش اصلی آن است. فیلم در پایان دهه ۵۰ روایت می‌شود و به یکی از پیچیده‌‌ترین پرونده‌های امنیتی مرتبط با نفوذ در سران بلندپایه نظام نوپای اسلامی می‌پردازد. نگاه متفاوت فیلم به شبکه پیچیده نفوذ حزب توده در ساختار نظام جمهوری اسلامی در همان بدو تأسیس، حساسیت‌ها نسبت به آن را به اوج رساند و پس از رونمایی در جشنواره فیلم فجر به محاق توقیف رفت.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Mehdi-Lebas-Shakhsi.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182589" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Mehdi-Lebas-Shakhsi.jpg" alt="Mehdi-Lebas-Shakhsi" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>مهدی نصرتی در این فیلم ایفاگر نقش یاسر است؛ جوانی آرمان‌خواه و انقلابی که فرزندش در موشک‌‌باران تهران قربانی می‌شود و حالا انگیزه بالایی برای رمزگشایی از یک شبکه نفوذ در بدنه نظامی کشور دارد. او ردپای برخی از اعضای حزب توده را در این شبکه نفوذ کشف می‌کند و در مسیر اثبات مدعای خود، خودش در معرض اتهام قرار می‌گیرد و همین ویژگی‌هاست که ایفای این نقش را برای نصرتی جوان تبدیل به یک اتفاق ویژه در عرصه بازیگری مقابل دوربین کرد.</p>
<p>حالا و پس از هفت سال بالاخره «لباس شخصی» از محاق توقیف بیرون آمده  از همین هفته روانه پرده سینماهای کشور شده است؛ مهدی نصرتی در این فیلم یکی از بهترین نقش‌‌آفرینی‌هایش را به ثبت رسانده و بیراه نیست بگوییم اگر فیلم در همان سال ساخت فرصت اکران عمومی پیدا می‌کرد، شاید مسیر بازیگری این بازیگر جوان هم نسبت به امروز سمت و سوی متفاوتی پیدا کرده بود.</p>
<h3><strong>سروش صحت؛ فیلمسازی که در جهان خودش زندگی می‌کند</strong></h3>
<p>در سینمای ایران کمتر فیلمسازی را می‌توان پیدا کرد که تا این اندازه جهان شخصی خودش را ساخته باشد. سروش صحت از همان روزهایی که به عنوان نویسنده و طنزپرداز شناخته شد، مسیر متفاوتی را انتخاب کرد؛ مسیری که در کارگردانی نیز ادامه پیدا کرد و حالا با اکران فیلم «استخر» بار دیگر به موضوع بحث مخاطبان و منتقدان تبدیل شده است.</p>
<p>«استخر» سومین فیلم بلند سینمایی صحت پس از «جهان با من برقص» و «صبحانه با زرافه‌ها» است؛ فیلمی که مانند آثار قبلی او موافقان و مخالفان جدی دارد. تماشاگران آثار صحت معمولاً به دو گروه تقسیم می‌شوند؛ کسانی که کاملاً با جهان او ارتباط برقرار می‌کنند و کسانی که اساساً نمی‌توانند وارد این فضا شوند. شاید دلیلش این باشد که صحت هرگز تلاش نکرده خود را با سلیقه غالب بازار هماهنگ کند. او به جای تغییر مسیر، جهان خودش را گسترش داده است.</p>
<p>برخی منتقدان معتقدند «استخر» به قدرت دو فیلم قبلی او نیست، اما حتی همین منتقدان نیز بر یک نکته اتفاق نظر دارند؛ اینکه صحت همچنان صاحب امضاست. در روزگاری که بسیاری از آثار شبیه یکدیگر شده‌اند، فیلم‌های او را می‌توان از چند دقیقه نخست تشخیص داد؛ از نوع دیالوگ‌ها گرفته تا ریتم روایت و جنس طنز.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Soroosh-Estakhr.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182590" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Soroosh-Estakhr.jpg" alt="Soroosh-Estakhr" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>یکی از نکات جالب توجه «استخر»، حضور سورنا صحت، فرزند سروش صحت است. بازی او در نقش سهیل برای بسیاری از مخاطبان غافلگیرکننده بود. شباهت صدا، لحن و حتی برخی ویژگی‌های رفتاری او باعث شد تماشاگران بارها از خود بپرسند که آیا نسخه جوان‌تر سروش صحت را روی پرده می‌بینند؟ رابطه فانتزی و شیرین شخصیت او با نقش امین حیایی نیز به یکی از نقاط جذاب فیلم تبدیل شده است.</p>
<p>اما اهمیت سروش صحت فقط به فیلمسازی محدود نمی‌شود. او طی دو دهه گذشته از ساخت «ساختمان پزشکان»، «پژمان» و «لیسانسه‌ها» تا اجرای «کتاب‌باز» و سپس «اکنون» نشان داده که درک دقیقی از مخاطب فرهنگی دارد. برنامه «اکنون» نیز با وجود پایان پخش، هنوز در فضای مجازی بازنشر می‌شود؛ نشانه‌ای از اینکه مخاطبان همچنان برای آن نوع گفت‌وگو و مواجهه فرهنگی دلتنگ هستند.</p>
<p>اکران «استخر» حالا آزمون تازه‌ای برای صحت است. آزمونی که مشخص خواهد کرد مخاطب امروز هنوز مایل است وارد جهان خاص او شود یا نه. اما فارغ از نتیجه گیشه، یک واقعیت تغییر نکرده است؛ سروش صحت از معدود هنرمندانی است که در تمام این سال‌ها خودش مانده و به جای دنبال کردن مدها، سعی کرده جهان خودش را بسازد؛ جهانی که موافقان و مخالفان فراوان دارد، اما به سختی می‌توان آن را با دیگری اشتباه گرفت.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=182584">از وداع با مادرانه‌های «ننه نقلی» تا انتخاب‌های خاص «امیر»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=182584</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اعتبار مجدد برند «حسن» برای «بدنام» و «پردیسِ» صریح این روزها</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=182462</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=182462#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 10 Jul 2026 10:03:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[اشکان اشتیاق]]></category>
		<category><![CDATA[حسن پورشیرازی]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[شهاب حسینی]]></category>
		<category><![CDATA[نیلوفر حدادی]]></category>
		<category><![CDATA[پردیس احمدیه]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=182462</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم حسن پورشیرازی، پردیس احمدیه، اشکان اشتیاق، شهاب حسینی و نیلوفر حدادی از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=182462">اعتبار مجدد برند «حسن» برای «بدنام» و «پردیسِ» صریح این روزها</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ از حسن پورشیرازی که با «بدنام» یادآور قدرت کم‌نظیرش در ایفای نقش‌های پیچیده شد تا پردیس احمدیه که هم به واسطه مواضع اجتماعی و هم حضورش در یک فیلم تازه مورد بحث قرار گرفت. اشکان اشتیاق با یک حضور و گپ‌وگفت موجی از نوستالژی را زنده کرد، شهاب حسینی بار دیگر با تجربه‌های کارگردانی‌اش در معرض نظرهای مخاطبان قرار گرفت و در نهایت، خبر تلخ درگذشت نیلوفر حدادی جامعه دوبلاژ را در بهت فرو برد.</p>
<h3><strong>حسن پورشیرازی؛ مردی که همچنان غافلگیر می‌کند</strong></h3>
<p>در سینما گاهی یک نقش، همه گذشته یک بازیگر را بازتعریف می‌کند. حسن پورشیرازی سال‌ها پیش از «پیر پسر» هم بازیگری معتبر و صاحب‌سبک بود؛ هنرمندی که در کارنامه‌اش ده‌ها نقش ماندگار دیده می‌شود. اما واقعیت این است که پس از آن فیلم، نگاه مخاطبان به او تغییر کرد. حالا هر جا نام پورشیرازی مطرح می‌شود، بسیاری منتظرند لحظه‌ای از جنس همان فوران خشم، تلخی، تناقض و پیچیدگی را از او ببینند؛ لحظه‌ای که یادآور یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌های سال‌های اخیر سینمای ایران باشد.</p>
<p>در هفته‌ای که گذشت پخش قسمت جدید سریال «بدنام» به کارگردانی احسان سجادی حسینی باردیگر نام او را بر سر زبان‌ها انداخت. پورشیرازی در این سریال نقش حاج ابراهیم را بازی می‌کند؛ مردی متمول، صاحب نفوذ و ظاهراً معتقد که پشت چهره آراسته و مذهبی‌اش، فسادها و تناقض‌های فراوانی پنهان شده است. مردی که گرفتار عشقی ممنوعه می‌شود و ناگهان درمی‌یابد همان دختری که دل در گرو او داشته، اکنون همسر پسرش شده است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Hasan-BadNam.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182463" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Hasan-BadNam.jpg" alt="Hasan-BadNam" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>سکانس رویارویی او با یلدا، با بازی ستایش رجایی‌نیا، از همان لحظاتی بود که به سرعت در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد. دلیل وایرال شدن این صحنه فقط شوک داستانی آن نبود؛ بلکه کیفیت بازیگری پورشیرازی بود که مخاطب را جذب کرد. او در فاصله چند دقیقه، طیفی از احساسات متضاد را به نمایش می‌گذارد؛ از غرور جریحه‌دار شده و خشم فروخورده تا تحقیر، درماندگی و ناباوری.</p>
<p>شاید راز موفقیت او در همین باشد که نقش‌های منفی را به تیپ تبدیل نمی‌کند. چه در «پیر پسر» پدری عیاش و رها باشد، چه در «بدنام» مردی بانفوذ و مذهبی و چه در «زن و بچه» سعید روستایی که این روزها در اکران آنلاین دیده می‌شود، هر بار با انسانی متفاوت روبه‌رو هستیم. وجه مشترک همه این شخصیت‌ها فقط تاریکی درونی آن‌هاست، نه شیوه بازی بازیگر.</p>
<p>پورشیرازی دیگر نیازی به اثبات توانایی‌هایش ندارد. او سال‌هاست امتحان خود را پس داده است. امروز بیش از آنکه مخاطب منتظر کشف استعداد او باشد، منتظر تماشای هنرنمایی تازه‌ای از بازیگری است که هنوز هم می‌تواند غافلگیر کند.</p>
<h3><strong>پردیس احمدیه؛ بازیگری که راه خودش را می‌رود</strong></h3>
<p>کمتر بازیگری در هفته‌های اخیر به اندازه پردیس احمدیه درباره‌اش صحبت شده است. او همزمان در دو میدان متفاوت مورد توجه قرار گرفت؛ یکی عرصه اجتماعی و دیگری فضای سینما. ترکیبی که باعث شد نامش بیش از بسیاری از هم‌نسلانش در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها تکرار شود.</p>
<p>در روزهایی که مراسم‌های مرتبط با بدرقه رهبر شهید در صدر اخبار قرار داشت، احمدیه با انتشار یک استوری صریح، موضع خود را آشکار کرد. واکنشی که بازتاب گسترده‌ای داشت. برخی او را بازیگری شجاع و مستقل توصیف کردند که برخلاف جریان‌های غالب، مواضع شخصی خود را بیان می‌کند. گروهی دیگر نیز نگاه متفاوتی داشتند، اما در یک نکته تردیدی وجود نداشت؛ اینکه احمدیه بدون توجه به جبهه‌گیری احتمالی هم‌صنفانش و هجمه‌های قابل‌پیش‌بینی در فضای مجازی نظر صریح و اعتقادش را بیان می‌کند.</p>
<p>حضور فعال او در روزهای جنگ و مشارکت در برنامه‌های مردمی و فعالیت‌های اجتماعی نیز باعث شد تصویر متفاوتی از او در ذهن بخشی از مخاطبان شکل بگیرد؛ تصویری فراتر از یک بازیگر سینما.</p>
<p>در کنار این حواشی، اکران آنلاین فیلم «دو روز دیرتر» ساخته اصغر نعیمی نیز آغاز شد؛ فیلمی که احمدیه در آن نقش مریم را مقابل سینا مهراد بازی می‌کند. اما برخلاف توجهی که به شخص او وجود داشت، فیلم نتوانست اجماع مثبتی میان منتقدان ایجاد کند. بسیاری از نقدها متوجه فیلمنامه و ساختار اثر بود و برخی آن را اثری کم‌رمق و تلویزیونی توصیف کردند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Pardis-2Rooz-Dirtar.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182464" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Pardis-2Rooz-Dirtar.jpg" alt="Pardis-2Rooz-Dirtar" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>واکنش‌ها به بازی احمدیه نیز دوگانه بود. گروهی معتقد بودند او در حد و اندازه فضای فیلم ظاهر شده و توانسته بار بخشی از موقعیت‌های کمدی را به دوش بکشد. در مقابل، عده‌ای نقش‌آفرینی او را غیرقابل باور و تکراری ارزیابی کردند.</p>
<p>شاید مهم‌ترین چالش امروز احمدیه همین باشد. بازیگری که با «پوست شیر» و نقش ساحل به نقطه عطف حرفه‌ای خود رسید، اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند انتخاب‌های دقیق‌تر است. در سال‌های اخیر حضور او در آثاری مانند «پول و پارتی»، «از یاد رفته» و «دو روز دیرتر» باعث شده او در ورطه تکرار بیفتد.</p>
<p>پردیس احمدیه هنوز از سرمایه مهمی به نام محبوبیت و استعداد برخوردار است. اما ماندن در جایگاه یک بازیگر اثرگذار، بیش از هر چیز به انتخاب فیلمنامه‌ها و نقش‌هایی بستگی دارد که بتوانند دوباره ظرفیت واقعی او را به نمایش بگذارند.</p>
<h3><strong>اشکان اشتیاق؛ نوستالژی‌ای که هنوز زنده است</strong></h3>
<p>گاهی یک حضور کوتاه در یک برنامه، خاطرات زیادی را زنده می‌کند. این هفته اشکان اشتیاق با حضور در برنامه «بفرمایید جام» به همراه علی صادقی، دقیقاً چنین تجربه‌ای را پشت سر گذاشت. ویدئوهای این برنامه به سرعت در فضای مجازی منتشر شد، اما نه به خاطر افشاگری یا حاشیه‌ای عجیب؛ بلکه به خاطر چیزی ساده‌تر و قدرتمندتر؛ نوستالژی.</p>
<p>برای بسیاری از مخاطبان، اشکان اشتیاق فقط یک بازیگر نیست؛ بخشی از خاطرات دوران کودکی و نوجوانی است. وقتی در برنامه اعلام کرد ۴۲ ساله شده، بسیاری از کاربران فضای مجازی بیشتر از هر چیز از گذر زمان شگفت‌زده شدند. انگار ناگهان متوجه شدند بیش از دو دهه از روزهایی که او و علی صادقی مهمان شب‌های تلویزیونی مردم بودند گذشته است.</p>
<p>نکته جالب در حضور اشتیاق، شخصیت متفاوت او در مقایسه با فضای رایج این‌گونه برنامه‌ها بود. برخلاف بسیاری از مهمانان که به دنبال شوخی‌های جنجالی و جلب توجه هستند، او محتاطانه رفتار می‌کرد. بارها پیش از تعریف یک خاطره یا بیان یک نکته می‌پرسید که آیا گفتنش مناسب است یا نه، قابل‌پخش است یا نه. رفتاری که برای نسل جدید مخاطبان شاید عجیب به نظر برسد اما برای کسانی که سال‌ها در تلویزیون رشد کرده‌اند، کاملاً قابل درک است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Ashkan-Jaam.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182465" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Ashkan-Jaam.jpg" alt="Ashkan-Jaam" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>اشتیاق خود محصول همان تلویزیونی است که سال‌ها بر نظم، احتیاط و کنترل کلام تأکید داشت. او از کودکی در قاب تلویزیون بزرگ شده و به نظر می‌رسد بخشی از آن تربیت حرفه‌ای هنوز با او باقی مانده است.</p>
<p>اما مهم‌تر از همه این‌ها، واکنش مردم بود. از «دنیای شیرین» و «سیب خنده» گرفته تا «زیر آسمان شهر» و به ویژه «سه در چهار»، اشتیاق در حافظه جمعی یک نسل حضور دارد. شاید سال‌ها کم‌کار بوده یا کمتر در معرض دید قرار گرفته باشد، اما با این حضور و گپ و گفت بعد مدتها نشان داد بعضی چهره‌ها حتی در غیاب طولانی‌مدت نیز فراموش نمی‌شوند.</p>
<h3><strong>شهاب حسینی؛ کاش بیشتر بازی کند تا کارگردانی!</strong></h3>
<p>نام شهاب حسینی از آن نام‌هایی است که حتی بدون حضور در یک اثر تازه هم می‌تواند خبرساز باشد. حالا تصور کنید فیلم جدیدی از او منتشر شود؛ آن هم فیلمی که خودش نویسندگی، تهیه‌کنندگی و کارگردانی‌اش را بر عهده داشته باشد. طبیعی است که توجه‌ها دوباره به سمت او برگردد.</p>
<p>این هفته آغاز اکران آنلاین «حرکت آخر» باعث شد بحث درباره تازه‌ترین تجربه کارگردانی حسینی بالا بگیرد. فیلمی که محصول مشترک ایران و آمریکا است و چهارمین تجربه او پشت دوربین محسوب می‌شود. اما واکنش‌ها نشان داد همان پرسش قدیمی همچنان پابرجاست؛ آیا شهاب حسینی کارگردان موفقی به اندازه شهاب حسینی بازیگر است؟</p>
<p>بخش مهمی از نقدها پاسخ منفی می‌دهند. بسیاری معتقدند «حرکت آخر» از مشکلات فیلمنامه، دیالوگ‌نویسی و شخصیت‌پردازی رنج می‌برد و نتوانسته رضایت طیف گسترده‌ای از مخاطبان را جلب کند. انتقادهایی که پیش‌تر نیز درباره برخی آثار کارگردانی‌شده توسط او مطرح شده بود.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Shahab-Hoseini.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182466" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Shahab-Hoseini.jpg" alt="Shahab-Hoseini" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>اما نکته مهم اینجاست که ضعف احتمالی در کارگردانی، چیزی از جایگاه بازیگری حسینی کم نمی‌کند. او همچنان پرافتخارترین بازیگر بین‌المللی سینمای ایران محسوب می‌شود؛ هنرمندی که مهم‌ترین جوایز بازیگری جهان را در کارنامه دارد و سال‌هاست در قامت یک سوپراستار شناخته می‌شود.</p>
<p>شاید مشکل از جایی آغاز می‌شود که مخاطبان ناخودآگاه همان سطح از درخشش بازیگری را از فیلمسازی او نیز انتظار دارند. انتظاری که برآورده کردنش کار ساده‌ای نیست. تاریخ سینما پر است از بازیگران بزرگی که در کارگردانی نتوانستند موفقیت مشابهی کسب کنند مانند آل پاچینو.</p>
<p>در همین روزها، حسینی با فیلم «رها» نیز در اکران آنلاین حضور دارد؛ اثری که بار دیگر یادآور توانایی او در ایفای نقش‌های انسانی و ملموس است. نقشی که نشان می‌دهد هنوز هم مهم‌ترین سرمایه او، بازیگری است.</p>
<p>شهاب حسینی از آن دسته هنرمندانی است که به تکرار راضی نشده و همواره به دنبال تجربه‌های تازه بوده است. شاید همه این تجربه‌ها موفق نباشند، اما همین میل به آزمودن مسیرهای جدید بخشی از هویت حرفه‌ای او را ساخته است.</p>
<h3><strong>نیلوفر حدادی؛ وداعی ناگهانی با صدایی که پشت صحنه زندگی می‌کرد</strong></h3>
<p>بعضی هنرمندان را مردم هر روز می‌شنوند اما هرگز چهره‌شان را نمی‌بینند. نیلوفر حدادی از همین گروه بود؛ هنرمندی که سال‌ها صدایش در آثار مختلف حضور داشت اما خودش دور از هیاهوی شهرت زندگی می‌کرد. خبر درگذشت ناگهانی او بر اثر ایست قلبی در ۴۹ سالگی، یکی از تلخ‌ترین خبرهای هفته برای جامعه هنری بود. خبری که نه فقط همکارانش، بلکه بسیاری از مخاطبان دوبله را نیز شوکه کرد.</p>
<p>حدادی از نسل دوبلورهایی بود که علاوه‌بر مهارت در گویندگی، دانش ترجمه و مدیریت دوبلاژ را نیز به شکل حرفه‌ای دنبال می‌کرد. تسلط او به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و ایتالیایی باعث شده بود نگاهش به دوبله صرفاً محدود به خواندن دیالوگ‌ها نباشد. او تلاش می‌کرد روح اثر را منتقل کند؛ کاری که تفاوت میان یک دوبله معمولی و یک دوبله ماندگار را رقم می‌زند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Niloofar-Hadadi.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182467" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Niloofar-Hadadi.jpg" alt="Niloofar-Hadadi" width="620" height="413" /></a></p>
<p>او در محضر استادانی چون بهرام زند، فهیمه راستکار، زهره شکوفنده و خسرو خسروشاهی آموزش دید و بعدها خود به یکی از چهره‌های معتبر این حوزه تبدیل شد. حضورش در آثاری چون «آرکین»، «چرنوبیل»، «پسر کاراته‌باز»، «پنگوئن‌های ماداگاسکار» و ده‌ها پروژه دیگر بخشی از کارنامه او را شکل می‌دهد.</p>
<p>اما آنچه بیش از همه پس از درگذشتش جلب توجه کرد، حجم واکنش‌ها و خاطراتی بود که از او منتشر شد. ویدئوهای پشت صحنه، تصاویر استودیوهای دوبله و روایت همکارانش بار دیگر نشان دادند که او تا چه اندازه در میان اهالی این حرفه محبوب بوده است.</p>
<p>در سال‌هایی که دوبله ایران با چالش‌های مختلفی روبه‌رو بوده، نیلوفر حدادی یکی از چهره‌هایی بود که تلاش کرد استانداردهای حرفه‌ای این هنر را حفظ کند. شاید بسیاری از مخاطبان نام او را کمتر شنیده باشند، اما بی‌تردید صدایش بخشی از تجربه تماشای آثار محبوبشان بوده است.</p>
<p>حالا جامعه دوبله یکی از اعضای مهم خود را از دست داده است؛ هنرمندی که بی‌سروصدا کار کرد، بی‌ادعا ماند و ناگهان رفت. یادش گرامی.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=182462">اعتبار مجدد برند «حسن» برای «بدنام» و «پردیسِ» صریح این روزها</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=182462</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از خاموشی پرحسرت «فرزاد» تا قمار کلاهبرداران با اعتبار «هومن»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=182420</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=182420#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 03 Jul 2026 09:58:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[علی شادمان]]></category>
		<category><![CDATA[فرزاد جمشیدی]]></category>
		<category><![CDATA[مهران مدیری]]></category>
		<category><![CDATA[هومن سیدی]]></category>
		<category><![CDATA[پیمان معادی]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=182420</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم پیمان معادی، مهران مدیری، علی شادمان، هومن سیدی و مرحوم فرزاد جمشیدی از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=182420">از خاموشی پرحسرت «فرزاد» تا قمار کلاهبرداران با اعتبار «هومن»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ پیمان معادی که با اکران آنلاین «زن و بچه» و وایرال شدن سکانس‌های پرتنش فیلم بار دیگر قدرت بازیگری‌اش را به رخ کشید، مهران مدیری که با حضور در برنامه «منشور» از حسرت‌ها، روزهای گذشته و پروژه جدیدش گفت، علی شادمان که میان موفقیت در سینما و حضور روی صحنه تئاتر همچنان یکی از چهره‌های پرکار نسل خود باقی مانده، هومن سیدی که نامش در ماجرای سوءاستفاده از اعتبار سریال «وحشی» و یک کلاهبرداری اینترنتی بر سر زبان‌ها افتاد و فرزاد جمشیدی که با درگذشت ناگهانی‌اش، موجی از خاطرات و تصاویر سال‌های حضورش در تلویزیون را دوباره زنده کرد.</p>
<h3><strong>پیمان معادی؛ مردی که منفور بودن‌ش هم محبوب می‌شود</strong><strong>!</strong></h3>
<p>همه بازیگران نقش منفی را بازی می‌کنند، اما همه موفق نمی‌شوند مخاطب را وادار به نفرت کنند. این هفته با آغاز اکران آنلاین فیلم سینمایی «زن و بچه» ساخته سعید روستایی، بار دیگر نام و ویدیوهای  پیمان معادی در صدر وایرالی‌های فضای مجازی قرار گرفت؛ نه صرفاً به خاطر خود فیلم، بلکه به دلیل شخصیتی که بازی کرده است.</p>
<p>حمید، راننده آمبولانسی که قرار است با مهناز با بازی پریناز ایزدیار ازدواج کند، یکی از بحث‌برانگیزترین شخصیت‌های فیلم است. بسیاری از منتقدان معتقدند «زن و بچه» در شخصیت‌پردازی و منطق روان‌شناختی دچار ضعف‌هایی است و برخی مخاطبان نیز نتوانسته‌اند ارتباط عمیقی با جهان فیلم برقرار کنند. با این حال تقریباً درباره یک موضوع اتفاق نظر وجود دارد؛ پیمان معادی موفق شده از دل همین فیلمنامه، شخصیتی خلق کند که مخاطب او را باور می‌کند، از او خشمگین می‌شود و حتی از او متنفر می‌شود.</p>
<p>همین مسئله باعث شد سکانس‌های دعوای او با پریناز ایزدیار در روزهای اخیر بارها در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شود. به‌ویژه جمله «دیگه دوست ندارم&#8230; من متنفرم از این که همه‌کس یه آدم باشم» به سرعت تبدیل به یکی از دیالوگ‌های وایرال هفته شد؛ جمله‌ای که هم در قالب شوخی و میم و هم در قالب تحلیل‌های جدی دست به دست شد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Peyman-Zan-Va-Bache.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182422" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Peyman-Zan-Va-Bache.jpg" alt="Peyman-Zan-Va-Bache" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>اما دلیل وایرال شدن معادی فقط به این فیلم محدود نمی‌شود. او طی سال‌های اخیر به یکی از معدود بازیگرانی تبدیل شده که سکانس‌هایش عمر طولانی در فضای مجازی پیدا می‌کنند. از جلسات روان‌درمانی «افعی تهران» گرفته تا بازجویی‌های «متری شیش و نیم» و تنش‌های خانوادگی «ابد و یک روز»، معادی بارها نشان داده که توانایی ویژه‌ای در خلق لحظات ماندگار دارد.</p>
<p>بخش مهمی از این موفقیت به مهارت کم‌نظیر او در دیالوگ‌گویی بازمی‌گردد. معادی از آن دسته بازیگرانی است که ریتم کلام را می‌شناسد؛ می‌داند کجا باید مکث کند و کجا باید بدون توقف و با فشار عصبی جمله‌ها را روی هم بریزد. همین ویژگی باعث می‌شود حتی ساده‌ترین دیالوگ‌ها نیز در اجرای او وزن و تأثیر پیدا کنند.</p>
<p>همزمان تصویری تازه از فیلم «بن‌سای» به کارگردانی علی بهراد نیز منتشر شد که گریم متفاوت معادی را به یکی از سوژه‌های مورد توجه تبدیل کرد. اتفاقی که بار دیگر یادآور جایگاه ویژه او در سینمای ایران است؛ بازیگری که از «جدایی نادر از سیمین» تا «متری شیش و نیم» و از آثار داخلی تا پروژه‌های بین‌المللی، همواره توانسته کنجکاوی مخاطب را زنده نگه دارد. شاید مهم‌ترین سرمایه پیمان معادی همین باشد؛ اینکه هنوز هر حضورش یک اتفاق محسوب می‌شود.</p>
<h3><strong>مهران مدیری؛ اعتراف به افول و امید به یک بازگشت</strong></h3>
<p>زمانی حضور مهران مدیری در یک برنامه گفت‌وگو محور به خودی خود خبر بود. او کمتر مصاحبه می‌کرد، کمتر دیده می‌شد و همین کمیابی، بخشی از جذابیت رسانه‌ای‌اش را شکل می‌داد. اما این هفته با وایرال شدن بخش‌هایی از گفت‌وگوی او با بهاره افشاری در برنامه «منشور»، بار دیگر نام مدیری در فضای مجازی و رسانه‌ای مطرح شد؛ این بار نه به خاطر یک سریال تازه، بلکه به خاطر حرف‌هایی که درباره زندگی، حسرت‌ها و آینده حرفه‌ای خود مطرح کرد.</p>
<p>شاید اولین واکنش بخشی از مخاطبان به حضور او، نه محتوای مصاحبه بلکه اصل حضورش بود. مدیری امروز دیگر آن چهره دور از دسترس سال‌های دور نیست. او در سال‌های اخیر بیش از گذشته در برنامه‌های مختلف حضور پیدا کرده و همین مسئله باعث شده بخشی از آن هاله کمیاب و رازآلود اطرافش کمرنگ شود.</p>
<p>با این حال مدیری همچنان یک ویژگی مهم را حفظ کرده است؛ توانایی تولید جمله‌هایی که قابلیت ماندگاری دارند. همان‌طور که سال‌ها پیش جمله «این دنیا دیگه به درد نمی‌خوره» به یکی از میم‌های مشهور فضای مجازی تبدیل شد، این بار هم بخش‌هایی از صحبت‌های او درباره حسرت ندیدن دوران کودکی فرزندانش و بهای سنگین سال‌ها کار کردن، بارها بازنشر شد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Mehran-Manshoor.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182423" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Mehran-Manshoor.jpg" alt="Mehran-Manshoor" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>نکته جالب‌تر اما اعتراف مدیری به فاصله گرفتن آثار جدیدش از دوران طلایی کارنامه‌اش بود. او صریحاً گفت که آثار امروز خود را هم‌سطح مجموعه‌هایی چون «شب‌های برره»، «قهوه تلخ» و «مرد هزارچهره» نمی‌داند و دلیل این افت را به شرایط اجتماعی و روحیه عمومی جامعه مرتبط دانست.</p>
<p>این تحلیل تا حدی قابل تأمل است، اما بسیاری از منتقدان معتقدند مسئله فقط حال و هوای جامعه نیست. تغییر تیم نویسندگان و فاصله گرفتن از چهره‌هایی مانند پیمان قاسم‌خانی نیز در افت کیفی آثار مدیری نقش مهمی داشته است؛ موضوعی که در گفت‌وگو کمتر به آن اشاره شد.</p>
<p>در میان تمام این صحبت‌ها، شاید مهم‌ترین بخش مصاحبه اشاره او به ساخت «مرد هزارچهره ۳» بود؛ پروژه‌ای که نامش به تنهایی می‌تواند نوستالژی یک نسل را زنده کند. بازگشت مسعود شصت‌چی پس از حدود دو دهه، برای بسیاری از مخاطبان جذاب است؛ شخصیتی که هنوز بخشی از حافظه طنز تلویزیونی ایران محسوب می‌شود.</p>
<p>مهران مدیری امروز دیگر در نقطه اوج دهه هشتاد نیست، اما هنوز یکی از معدود چهره‌هایی است که هر اظهار نظرش به خبر تبدیل می‌شود. آیا «مرد هزارچهره ۳» می‌تواند او را دوباره به دوران طلایی‌اش نزدیک کند یا صرفاً یادآوری خاطرات گذشته خواهد بود؟</p>
<h3><strong>علی شادمان؛ وقتی سلبریتی‌ها تماشاگران را به سالن می‌آورند</strong></h3>
<p>بسیاری از بازیگران کودک، با بزرگ شدن از حافظه مخاطبان حذف می‌شوند. تعداد کمی موفق می‌شوند این مسیر دشوار را پشت سر بگذارند و جایگاه حرفه‌ای خود را حفظ کنند. علی شادمان یکی از همین استثناهاست؛ بازیگری که سال‌ها پس از نخستین حضورهایش همچنان در مرکز توجه قرار دارد و این هفته نیز با فعالیت‌های تئاتری خود خبرساز شد.</p>
<p>انتشار تصاویر و ویدیوهای مربوط به نمایشنامه‌خوانی «غروب مامان» به نویسندگی و کارگردانی احمد سلگی، نام شادمان را دوباره در فضای مجازی پررنگ کرد. اثری که به دلیل استقبال مخاطبان چندین بار تمدید شد و نشان داد هنوز هم حضور یک چهره شناخته‌شده می‌تواند توجه بخش مهمی از مخاطبان را به تئاتر جلب کند.</p>
<p>در سال‌های اخیر بحث حضور سلبریتی‌ها در تئاتر بارها مطرح شده است. موافقان معتقدند این حضور به رونق سالن‌ها کمک می‌کند و مخالفان آن را تهدیدی برای بدنه حرفه‌ای تئاتر می‌دانند. اما فارغ از این بحث‌ها، درباره شادمان یک نکته روشن است؛ او صرفاً به واسطه شهرت روی صحنه نمی‌ایستد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Ali-Shademan.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182424" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Ali-Shademan.jpg" alt="Ali-Shademan" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>بسیاری از مخاطبان و منتقدان، توانایی او در اجرای مونولوگ، کنترل لحن و مدیریت ریتم دیالوگ را از نقاط قوتش می‌دانند. ویژگی‌هایی که در «غروب مامان» نیز مورد توجه قرار گرفت. شادمان از جمله بازیگرانی است که روی جزئیات اجرایی تسلط دارد و می‌تواند از تغییرات کوچک در صدا و چهره برای خلق موقعیت‌های متفاوت استفاده کند.</p>
<p>همزمان او این روزها فیلم پرفروش «تهران کنارت» را نیز روی پرده دارد و در نقش پاشا یکی از چهره‌های مورد توجه مخاطبان سینماست. ترکیب موفقیت در سینما، نمایش خانگی و تئاتر، موقعیتی را ایجاد کرده که کمتر بازیگر هم‌نسل او در اختیار دارد.</p>
<p>شاید مهم‌ترین ویژگی شادمان این باشد که هرگز اسیر تصویری که از کودکی برایش ساخته شده بود نشد. او نه فقط در حرفه بازیگری ماند، بلکه توانست هویت تازه‌ای برای خود تعریف کند. حالا دیگر کمتر کسی او را صرفاً یک بازیگر کودک سابق می‌داند. شادمان امروز یکی از بازیگران تثبیت‌شده نسل جدید است؛ بازیگری که هنوز مسیر رشدش متوقف نشده است.</p>
<h3><strong>هومن سیدی؛ وقتی اعتبار یک کارگردان، ابزار کلاهبرداری می‌شود</strong></h3>
<p>این هفته نام هومن سیدی به واسطه یک هشدار مهم رسانه‌ای در صدر اخبار قرار گرفت. ماجرایی که نشان داد اعتبار یک فیلمساز تا چه اندازه می‌تواند برای برخی افراد سودجو ارزشمند باشد.</p>
<p>داستان از انتشار فراخوانی جعلی برای جذب بازیگر در فصل سوم سریال «وحشی» آغاز شد. صفحه‌ای در فضای مجازی با سوءاستفاده از نام این مجموعه، از علاقه‌مندان بازیگری درخواست پرداخت وجه کرده بود. اتفاقی که در نهایت با واکنش رسمی فیلم‌نت همراه شد و این پلتفرم اعلام کرد هیچ‌گونه جذب بازیگری از طریق صفحات مجازی انجام نمی‌شود.</p>
<p>اما سؤال مهم اینجاست که چرا چنین فراخوانی تا این اندازه مورد توجه قرار گرفت؟ پاسخ را باید در جایگاه هومن سیدی جست‌وجو کرد؛ سیدی طی سال‌های گذشته به یکی از مهم‌ترین چهره‌های کشف استعداد در سینمای ایران تبدیل شده است. او بارها نشان داده که توانایی ویژه‌ای در پیدا کردن چهره‌های تازه و گرفتن بازی‌های متفاوت از بازیگران کمتر شناخته‌شده دارد. همین ویژگی باعث شده بسیاری از جوانان علاقه‌مند به بازیگری، حضور در آثار او را فرصتی استثنایی بدانند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Hooman-Vahshi2.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182425" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Hooman-Vahshi2.jpg" alt="Hooman-Vahshi2" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>از امیر جدیدی و نوید پورفرج گرفته تا یسنا میرطهماسب و لادن ژاوه‌وند، بسیاری از چهره‌هایی که امروز شناخته‌شده هستند در مقاطعی از مسیر حرفه‌ای خود از نگاه متفاوت سیدی بهره برده‌اند. او معمولاً در انتخاب بازیگر به سراغ چهره‌های کلیشه‌ای نمی‌رود و همین مسئله جذابیت همکاری با او را افزایش داده است.</p>
<p>در کنار این موضوع، فعالیت‌های آموزشی او در آموزشگاهش و ارتباط او با نسل تازه بازیگران نیز باعث شده نامش برای بسیاری از علاقه‌مندان بازیگری جذابیت ویژه‌ای داشته باشد. به همین دلیل طبیعی است که یک فراخوان منتسب به او بتواند مخاطبان زیادی را جذب کند.</p>
<p>شاید مهم‌ترین نکته این ماجرا خود کلاهبرداری نباشد، بلکه میزان اعتمادی باشد که نام هومن سیدی در میان علاقه‌مندان ایجاد کرده است. اعتماد و اعتباری که سال‌ها زمان برده تا شکل بگیرد و حالا آن‌قدر ارزشمند شده که حتی سودجویان نیز تلاش می‌کنند از آن بهره‌برداری کنند. این اتفاق، به شکلی غیرمستقیم یادآور جایگاه ویژه فیلمسازی است که هنوز بسیاری آرزو دارند حتی برای چند دقیقه در جهان داستانی او حضور داشته باشند.</p>
<h3><strong>فرزاد جمشیدی؛ وداع با صدایی که سحرهای رمضان را روایت می‌کرد</strong></h3>
<p>برخی مجریان را مردم با چهره‌شان به یاد می‌آورند و برخی دیگر را با صدایشان. فرزاد جمشیدی از آن دسته مجریانی بود که صدایش بخشی از حافظه جمعی مخاطبان تلویزیون شده بود. این هفته خبر درگذشت او در ۵۶ سالگی، جامعه رسانه‌ای و بسیاری از مخاطبان قدیمی تلویزیون را غافلگیر کرد.</p>
<p>جمشیدی در سال‌هایی به شهرت رسید که برنامه‌های سحرگاهی ماه رمضان یکی از مهم‌ترین برنامه‌های تلویزیون محسوب می‌شدند. او با دایره واژگان گسترده، تسلط بر ادبیات فارسی و لحن آرام و متفاوت خود، توانست امضای شخصی‌اش را در اجرا پیدا کند. بسیاری هنوز جملات و لحن خاص او در برنامه‌هایی مانند «ماه خدا» را به یاد دارند.</p>
<p>آنچه جمشیدی را از بسیاری مجریان هم‌دوره‌اش متمایز می‌کرد، فقط دانش ادبی نبود. او توانایی ایجاد حس صمیمیت داشت؛ گویی با مخاطب صحبت می‌کرد نه برای مخاطب. همین ویژگی باعث شد در دوره‌ای به یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های اجراهای معارفی تبدیل شود.</p>
<p>اما مسیر حرفه‌ای او بدون حاشیه نماند. در ابتدای دهه نود، پرونده‌ای جنجالی نام او را وارد فضای رسانه‌ای کرد و برای سال‌ها بر تصویر عمومی‌اش سایه انداخت. حاشیه‌ای که بسیاری از همکارانش معتقد بودند تأثیری فراتر از واقعیت بر سرنوشت حرفه‌ای او گذاشت و او در رسانه ملی کار نکرد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Farzad-Jamshidi1.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182426" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/07/Farzad-Jamshidi1.jpg" alt="Farzad-Jamshidi" width="800" height="533" /></a></p>
<p>پس از انتشار خبر درگذشتش، ویدیوهای زیادی از او در فضای مجازی بازنشر شد. از گریه‌هایش بر مزار شهدا گرفته تا خاطرات معنوی و گفت‌وگوهای تلویزیونی. اما شاید وایرال‌ترین بخش مربوط به حضورش در برنامه «برمودا» بود؛ نجف‌زاده در بخشی از برنامه از او می‌پرسد: «آدم حلال‌نکرده در زندگی‌ات داری؟» و جمشیدی پس از مکثی کوتاه پاسخ می‌دهد: «بله؛ و تا قیامت حلال نخواهم کرد. با اینکه بسیاری از شرعیات و اخلاقیات می‌گویند حلال کنید، اما نمی‌توانم حلال کنم؛ دلم بسیار شکسته است.» همین چند جمله کافی بود تا این بخش از برنامه بار دیگر وایرال شود و بسیاری آن را روایتی صریح از زخمی بدانند که سال‌ها بر زندگی شخصی و حرفه‌ای او سایه انداخته بود.</p>
<p>واکنش بسیاری از مجریان و همکارانش در مراسم تشییع نیز حول همین محور شکل گرفت؛ اینکه جمشیدی بیش از آنکه قربانی اشتباهات خودش باشد، قربانی تصویری شد که سال‌ها درباره او ساخته شد. زنده‌یاد جمشیدی از نسل مجریانی بود که اجرا را صرفاً خواندن متن نمی‌دانستند. او به واژه‌ها احترام می‌گذاشت و برای لحن، معنا و تأثیر کلام اهمیت قائل بود. حالا با رفتن او، شاید بیش از هر چیز همان صدایی در ذهن مخاطبان باقی بماند که در سحرهای ماه رمضان، آرام و صمیمی یادآوری می‌کرد: «ماه خدا رو قدر بدونید». صدایی که خاموش شد، اما از حافظه تلویزیونی ایرانیان پاک نمی‌شود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=182420">از خاموشی پرحسرت «فرزاد» تا قمار کلاهبرداران با اعتبار «هومن»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=182420</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از انتخاب عاشورایی «فرامرز» تا دوپینگ سینمایی به ‌نام «بیرو»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=182326</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=182326#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 09:45:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[داود میرباقری]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا بیرانوند]]></category>
		<category><![CDATA[فرامرز قریبیان]]></category>
		<category><![CDATA[محسن چاوشی]]></category>
		<category><![CDATA[نیک‌آفرید سماواتی]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=182326</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم داود میرباقری، فرامرز قریبیان، محسن چاوشی، نیک‌آفرید سماواتی و علیرضا بیرانوند از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=182326">از انتخاب عاشورایی «فرامرز» تا دوپینگ سینمایی به ‌نام «بیرو»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ سید داود میرباقری که به‌پشتوانه خلق روایت ماندگار «مختارنامه» هنوز هم پرچم‌دار بازخوانی پیام‌های عاشورا در دوران امروز است، فرامرز قریبیان که در نمایش نسخه ترمیم‌شده و تجلیل از عوامل فیلم سینمایی «سفیر» باردیگر در کانون توجه قرار گرفت، محسن چاوشی که به‌واسطه پایبندی به یک قرار عاشورایی امسال هم مرثیه‌خوان ارباب شد، نیک‌آفرید سماواتی که با نقش‌آفرینی در «کلاغ» بخش تازه‌ای از توانمندی‌های خود را عیان کرد و سرانجام علیرضا بیرانوند که هرچند در مستطیل سبز و در میدان جام‌جهانی خوش درخشید اما روایت سینمایی زندگی‌اش باردیگر در معرض بازبینی و تماشا قرار گرفت.</p>
<h3><strong>داود میرباقری؛ قصه‌گویی که تاریخ‌مصرف ندارد</strong></h3>
<p>بیش از ۵ هزار ساعت در قریب به ۱۵ سال، کنداکتور شبکه‌های مختلف سیما به پخش «مختارنامه» اختصاص پیدا کرده است؛ پروژه‌ای که در نیمه دوم دهه هشتاد به تولید رسید و در آستانه دهه ۹۰ برای اولین‌بار روی آنتن رفت اما هنوز تازه‌ است و بازپخش چندباره‌اش در ایام محرم و صفر، مخاطبان تلویزیون را با خود همراه می‌کند.</p>
<p>سید داود میرباقری، بی‌شک متخصص اصلی به‌تصویر کشیدن قصه‌های تاریخی و مذهبی در قاب تلویزیون است، کارگردانی که در دهه هفتاد سریال ماندگار «امام علی(ع)»‌ را در خاطره جمعی مخاطبان سیما ثبت کرد و بعدتر سودای ساخت بزرگ‌ترین پروژه زندگی‌اش یعنی «سلمان فارسی»‌ به جانش افتاد. او که می‌دانست بخش زیادی از دغدغه‌ها و باورهای دینی و مذهبی است در روایت دراماتیک زندگی سلمان فارسی نهان است، پیشنهاد ساخت این سریال را به مدیران سیما ارائه کرد اما آن‌ها در ابتدا موافق نبودند و احتمالا برای آنکه او را از تصمیم‌ش منصرف کنند، شرطی دشوار را پیش کشیدند؛ شرط ساخت سریالی درباره قیام عاشورا. میرباقری اما چنان دل‌بسته سلمان بود که شرط را پذیرفت و بیش از یک دهه از عمر خود را به پژوهش، قصه‌پردازی و ساخت سریال ماندگار‌ «مختارنامه» اختصاص داد و کمتر کسی تصور می‌کرد این پروژه تا این اندازه ماندگار شود.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Mirbagheri.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182328" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Mirbagheri.jpg" alt="Mirbagheri" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>عبور سربلند میرباقری از پیش‌شرط دشوار مدیران، دیگر بهانه‌ای باقی نگذاشت و اینگونه بود که از میانه دهه ۹۰ پروژه سلمان فارسی بالاخره در مسیر ساخت قرار گرفت و داود میرباقری این روزها تحقق یکی از رویاهای حرفه‌ای خود را پشت‌سر می‌گذارد؛ سریالی که به گفته مدیران تلویزیون احتمالا تا کمتر از یک سال دیگر به پخش خواهد رسید.</p>
<p>اما آنچه «مختارنامه» و حتی «امام علی» را در کارنامه سریال‌سازی داود میرباقری ماندگار کرده است، فراتر از ارزش‌های هنری، غنای محتوایی این آثار است که منجر شده در دوران سیطره فضای مجازی، بریده سکانس‌های این آثار، در بزنگاه‌های سیاسی و اجتماعی، دست‌به‌دست شود. سکانس‌هایی که گویی مفاهیمی چنان عمیق و فاقد تاریخ‌مصرف را در دل خود جای داده‌اند که تجربه‌‌های امروز را هم می‌توان در خلال آن‌ها به تماشا و تحلیل نشست.</p>
<h3><strong>فرامرز قریبیان؛ ماجرای یک انتخاب عاشورایی</strong></h3>
<p>«آخرین فیلمی که ایشان پیش از انقلاب در آن حضور داشتند، «سایه‌های بلند باد» بود که در اردیبهشت ۱۳۵۷ به سرانجام رسید و پس از آن از ایران خارج شدند. پس از بازگشت در سال ۱۳۵۹، نخستین پیشنهاد بازیگری ایشان فیلم «خط قرمز» مسعود کیمیایی بود که قرارداد آن نیز بسته شد. همزمان «سفیر» نیز به وی پیشنهاد شد و به دلیل تداخل این دو پروژه، آقای حقیقی و آقای قریبیان تصمیم گرفتند در «خط قرمز» حضور پیدا نکنند. در نهایت، آقایان زرین‌دست و سعید راد جایگزین آن‌ها شدند و این دو هنرمند به «سفیر» پیوستند.» این بخشی از روایت سام قریبیان از کیفیت حضور پدرش در اولین روایت عاشورایی سینمای ایران است.</p>
<p>آنچه اهمیت این روایت تاریخی را دوچندان می‌کند، تصمیم قریبیان برای حضور در «سفیر» به جای فیلم «خط قرمز» است که کارگردانی آن را مسعود کیمیایی دوست دیرین او برعهده داشت. قریبیان که حضور مقابل دوربین را با «بیگانه بیا» به کارگردانی کیمیایی جوان در دهه ۴۰ تجربه کرده بود و بعدتر هم در فیلم «خاک» و «گوزن‌ها» خوش درخشیده بود، این‌بار به‌جای همکاری با مسعود کیمیایی، سراغ روایت عاشورایی «سفیر» رفت تا نه فقط در کارنامه خود که در سینمای نوپای پس از انقلاب، یک اتفاق ویژه را به ثبت برساند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Faramarz-Safir.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182329" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Faramarz-Safir.jpg" alt="Faramarz-Safir" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>فیلم سینمایی «سفیر» ساخته زنده‌یاد فریبرز صالح در سال ۶۱ به تولید رسید و تبدیل به اولین روایت سینمای ایران از حماسه عاشورا شد. فرامز قریبیان در این فیلم نقش قیس بن مسهر، فرستاده امام حسین (ع) را ایفا می‌کند و آنچه باعث شد باردیگر تجربه حضور این بازیگر در نقش اصلی این فیلم در هفته گذشته مورد توجه قرار بگیرد، نمایش ویژه نسخه‌ای از این فیلم در سازمان سینمایی و تقدیر از عوامل اصلی آن بود.</p>
<p>هر چند فرامرز قریبیان به دلیل مسافرت به خارج از کشور در این مراسم حضور نداشت اما سام قریبیان جای خالی او را پر کرد تا بخشی از اهمیت حضور این بازیگر توانمند سینمای پیش از انقلاب در این پروژه تاریخی در سینمای پس از انقلاب را روایت کند. سام درباره این تجربه پدر گفت: «این اثر فیلمی بود که هم از نظر فروش موفق بود و هم نقشی که آقای قریبیان در آن ایفا کردند و یکی از نقاط درخشان کارنامه ایشان به شمار می‌آید. پدرم تا آن زمان تجربه سوارکاری نداشتند و تصمیم گرفتند این مهارت را بیاموزند. آقای قریبیان در یکی از همین تمرین‌ها دچار آسیب‌دیدگی و شکستگی از ناحیه دنده شدند اما با وجود این شرایط، کار را ادامه دادند و توانستند یکی از درخشان‌ترین سکانس‌های فیلم را رقم بزنند.»</p>
<p>فیلم «سفیر» همزمان با دهه اول محرم امسال از تلویزیون هم پخش شد و همزمان نسخه باکیفیت آن در پلتفرم‌های خانگی در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد؛ فیلمی که تجربه‌ای مهم برای سینمای ایران رقم زد و تبدیل به نقطه عطفی در کارنامه حرفه‌ای فرامرز قریبیان هم شد.</p>
<h3><strong>محسن چاوشی؛ آوازخوانی که بر قرار مرثیه‌خوانی‌اش مانده است</strong></h3>
<p>«زخمِ آفتاب» عنوان قطعه تازه محسن چاوشی است که همزمان با ایام تاسوعا و عاشورا منتشر شد تا باردیگر این خواننده موسیقی پاپ، پایبندی خود به قرار مرثیه‌خوانی سالانه‌اش برای سید‌الشهدا را ثابت کند. محسن چاوشی فراتر از یک چهره موسیقایی، از قابل‌مطالعه‌ترین پدیده‌های هنری ایران در دو دهه اخیر است که مسیر پرفرازونشیبی را پیموده و به‌رغم اصرارش برای دور ماندن از ویترین‌های رسانه‌ای و حتی استیج‌های تجاری، بی‌شک یکی از محبوب‌ترین و معتبرترین چهره‌های موسیقی پاپ در سال‌های اخیر محسوب می‌شود.</p>
<!--[if lt IE 9]><script>document.createElement('audio');</script><![endif]-->
<audio class="wp-audio-shortcode" id="audio-182326-1" preload="none" style="width: 100%; visibility: hidden;" controls="controls"><source type="audio/mpeg" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Mohsen-Chavoshi-Zakhmie-Aftab.mp3?_=1" /><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Mohsen-Chavoshi-Zakhmie-Aftab.mp3">http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Mohsen-Chavoshi-Zakhmie-Aftab.mp3</a></audio>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Chvaoshi-Zakhme-Aftab.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182330" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Chvaoshi-Zakhme-Aftab.jpg" alt="Chvaoshi-Zakhme-Aftab" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>چاوشی که قریب به دو دهه پیش چهره‌ای ممنوعه و به تعبیری زیرزمینی در مختصات رسمی هنر ایران به‌شمار می‌رفت و حتی به روایت منوچهر محمدی یکی از دلایلی توقیف چند ساله فیلم «سنتوری» به کارگردانی زنده‌یاد داریوش مهرجویی در میانه دهه هشتاد، استفاده از صدای او بود، حالا حضوری کاملا متفاوت در عرصه موسیقی دارد و فراتر از قطعه‌های عاشقانه‌اش، به‌واسطه تعهد به مضامین ملی و مذهبی، شمایلی کاملا «خاص» در این عرصه به‌دست آورده است.</p>
<p>او که از چند سال پیش و در قراری نانوشته خود را متعهد کرده تا در بزنگاه‌های مذهبی همچون عید غدیر و عاشورای حسینه، قطعه تازه‌ای را منتشر کند، این هفته هم بر سر همین قرار ماند و باردیگر با لحن و ادبیات موسیقایی خاص خود، مرثیه‌خوان اباعبدلله شد.</p>
<h3><strong>نیک‌آفرید سماواتی؛ در «سایه» یک نقش مرموز</strong></h3>
<p>در گام‌های اولیه حضور در مقابل دوربین، سهمش ایفای نقش‌های فرعی در سریال‌هایی همچون «خسوف» و «کنکل» در شبکه خانگی بود اما این ستاره دهه هشتادی، آنقدر مستعد بود که در کمتر از یک دهه، تبدیل به چهره اصلی یکی از سریال‌های کنجکاوی‌برانگیز این روزها شود.</p>
<p>نیک‌آفرید سماواتی که چندی پیش‌تر با درخشش در سریال «شکارگاه» به کارگردانی نیما جاویدی در کانون توجه مخاطبان و رسانه‌های قرار گرفته بود، این روزها به‌‌واسطه نقش‌آفرینی در سریال «کلاغ» به کارگردانی محمدحسین مهدویان، حضور جدی‌تری را در مقابل دوربین تجربه کرده است. سماواتی ایفاگر نقش اصلی زن و به‌تعبیری کلیدی‌ترین چهره در روایت «کلاغ» است. شخصیت مرموز و پیچیده «سایه» که به‌عنوان یکی از فعالان سیاسی سمپات گروه‌های چپ، در معرض پروژه تعقیب و مراقبت ساواک قرار گرفته و تبدیل به منبعی برای کسب اطلاع از فعالیت‌های مخفی و خرابکارانه آن‌ها شده است. همین ارتباط ساده امنیتی اما برای مأمور مستقیم ارتباط با سایه، به بزرگ‌ترین بحران عاطفی و شخصی تبدیل می‌شود و پای جلال با بازی هادی حجازی‌فر اینگونه در دام عشق، گرفتار می‌شود.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/NikAfarid-Kalagh.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182333" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/NikAfarid-Kalagh.jpg" alt="NikAfarid-Kalagh" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>نیک‌آفرید سماواتی از همان قسمت ابتدایی «کلاغ» حضوری به‌قاعده و باورپذیر در نقش دختر شهرستانی جوانی دارد که هر چند در جزییاتی مانند استفاده از لهجه شیرازی در مکالمه با پدر، جنس بازی‌اش با انتقاداتی هم مواجه شد اما در مجموع از پس نقش برآمده و در ترکیب بازیگران اصلی سریال و به‌ویژه در مواجهه مستقیم با هادی حجازی‌فر حضوری دل‌نشین را رقم زده است.</p>
<p>سریال تازه محمدحسین مهدویان تا به اینجا با واکنش‌های متفاوتی مواجه شده اما به استناد تجربه فصل ابتدایی «زخم کاری» که اقتباس از یک رمان بود، می‌توان امید داشت که این‌بار هم مهدویان در اقتباس از رمان «پرتره گناه» از احمد امید، می‌تواند مخاطبان سریالش را تا پایان همراه نگه دارد؛ آیا «سایه» می‌تواند به اندازه «مینه» (شخصیت اصلی دختر گم‌شده در رمان احمد امید) در حافظه مخاطبان ماندگار شود و نیک‌آفرید سماواتی چه سهمی می‌تواند در این ماندگاری داشته باشد؟</p>
<h3><strong>علیرضا بیرانوند؛ درخششی که یک حسرت سینمایی را زنده کرد</strong></h3>
<p>هفت سال از آن لحظه تاریخی می‌گذرد؛ دیدار پرهیجان ایران و پرتغال در چارچوب بازی‌های جام‌جهانی که کری‌خوانی مجازی دروازه‌بان تیم‌ملی ایران برای اسطوره فوتبال جهان، که تا پیش از سوت داور، دستمایه شوخی‌های مجازی شده بود را ناگهان تبدیل به یک رویارویی واقعی کرد. ضربه پنالتی رونالدو، واکنش تماشایی علیرضا بیرانوند در برابر آن و نمای بسته از چهره دروازه‌بانی که با چشمانی بسته توپ را در آغوش گرفته، قابی را خلق کرد که فراتر از هیجان دنیای ورزش، می‌توانست تبدیل به یک ورودیه جذاب و دراماتیک برای یک فیلم سینمایی شود و همین هم شد.</p>
<p>فیلم سینمایی «بیرو» با پشتوانه همین درخشش توسط مرتضی‌علی عباس‌میرزایی مقابل دوربین رفت تا با حمایت بنیاد سینمایی فارابی، روایتی از زندگی شخصی دروازه‌بان تیم ملی روانه پرده نقره‌ای شود. در برهوت ساخت و تولید فیلم‌های پرتره از شخصیت‌های معاصر ملی این تجربه می‌توانست اتفاقی ویژه را رقم بزند اما رونمایی از «بیرو» در جشنواره فجر و بعدتر اکران کم‌رمق آن در سینماها، نشان داد که حتی جذاب‌ترین ایده‌ها هم نیاز به وسواس و تخصص سینمایی دارد تا منتقد و مخاطب از مواجهه با آن دلسرد نشوند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Alireza-Beyro.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182334" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Alireza-Beyro.jpg" alt="Alireza-Beyro" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>هرچند فیلم «بیرو» آنقدر ضعیف بود که بعدتر در فرآیند اکران آنلاین هم بخت و اقبالی به‌دست نیاورد اما این هفته و با درخششی دیگر از علیرضا بیرانوند در میدان جام‌جهانی، فرصت دوباره‌ای برای دیده‌شدن به دست آورد. پلتفرم‌های نمایش خانگی «بیرو» را از آرشیو درآورده و در منوی اصلی قرار دادند تا مردمی که از درخشش دروازه‌بان تیم ملی در تقابل با بلژیک به شوق آمده بودند، در قالب یک روایت سینمایی، زندگی او را مرور کنند. «بیرو» هنوز هم فیلم ناامیدکننده‌ای است و این حسرت هنوز وجود دارد که چرا ویترین سینمای ایران تا این اندازه از روایت‌های پرتره از چهره‌های معاصر ملی، خالی است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=182326">از انتخاب عاشورایی «فرامرز» تا دوپینگ سینمایی به ‌نام «بیرو»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=182326</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
<enclosure url="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Mohsen-Chavoshi-Zakhmie-Aftab.mp3" length="3800803" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>از ادای دین «مهران» به پدر تا خروج آرام «فاطمه» از سایه</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=182242</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=182242#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 19 Jun 2026 09:50:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[امیرحسین قیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[بهروز رضوی]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمه مسعودی‌فر]]></category>
		<category><![CDATA[مهران غفوریان]]></category>
		<category><![CDATA[پرواز همای]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=182242</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم مهران غفوریان، بهروز رضوی، پرواز همای، امیرحسین قیاسی و فاطمه مسعودی‌فر از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=182242">از ادای دین «مهران» به پدر تا خروج آرام «فاطمه» از سایه</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ مهران غفوریان که بار دیگر نشان داد سال‌هاست از قالب صرفاً کمدی فاصله گرفته و در «کلاغ» تصویری متفاوت از یک نظامی وطن‌دوست ارائه کرده است، بهروز رضوی که با رفتنش بخشی از حافظه شنیداری چند نسل از ایرانیان را با خود برد، پرواز همای که سرود تیم ملی و حاشیه‌های مجوز آن نامش را به صدر اخبار موسیقی رساند، امیرحسین قیاسی که با «بفرمایید جام» دوباره تلفیق فوتبال و کمدی را به فضای مجازی آورد و فاطمه مسعودی‌فر که با «گل سنگ» و سکانس‌هایی که بحث‌های فراوانی در شبکه‌های اجتماعی به راه انداخت، بیش از همیشه مورد توجه مخاطبان قرار گرفت.</p>
<h3><strong>مهران غفوریان؛ ارتشیِ «کلاغ» و ادای دین به پدر</strong></h3>
<p>گاهی بعضی بازیگران آن‌قدر با یک تصویر در ذهن مخاطب گره می‌خورند که جدا شدن از آن تصویر تقریباً ناممکن به نظر می‌رسد. مهران غفوریان سال‌ها یکی از همین چهره‌ها بود. اما این هفته، حضور کوتاه اما تأثیرگذار او در سریال «کلاغ» بار دیگر نشان داد که غفوریان سال‌هاست در حال بازنویسی تصویر حرفه‌ای خودش است.</p>
<p>از همان روزهای نخست انتشار تیزرها و تصاویر تبلیغاتی «کلاغ»، گریم متفاوت غفوریان توجه مخاطبان را جلب کرد. او در سریال محمدحسین مهدویان نقش یک نظامی را بازی می‌کند؛ مردی که از ارتش شاهنشاهی وارد ساواک شده اما همچنان نگاهش به مفهوم خدمت، با ساختارهای قدرت در‌ آن دوران تفاوت دارد. شخصیتی که بیش از آنکه به حکومت وفادار باشد، خود را سرباز مردم و وطن می‌داند.</p>
<p>اگرچه حضور این شخصیت در قصه کوتاه است و ظاهراً در همان قسمت‌های ابتدایی به پایان می‌رسد، اما چند دیالوگ کلیدی او به سرعت در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد. دلیل این استقبال فقط مضمون دیالوگ‌ها نبود؛ بلکه باورپذیری بازیگری بود که توانست در مدت زمانی محدود، شخصیتی شریف و وطن‌دوست را به تصویر بکشد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Mehran-Kalagh.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182244" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Mehran-Kalagh.jpg" alt="Mehran-Kalagh" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>نکته جالب درباره این نقش، پیوند آن با زندگی شخصی غفوریان است. او بارها از پدرش، زنده‌یاد خسرو غفوریان، افسر نیروی دریایی ارتش، به‌عنوان الگویی از تعهد و وطن‌دوستی یاد کرده است. به همین دلیل بسیاری معتقدند بخشی از احساسات و باورپذیری این نقش از همین نزدیکی عاطفی سرچشمه می‌گیرد. به‌ویژه در برخی نماها و سکانس‌ها، شباهت ظاهری او به پدرش نیز چشمگیر است.</p>
<p>اما اهمیت حضور غفوریان در «کلاغ» فقط به این نقش محدود نمی‌شود. او طی سال‌های اخیر در آثاری چون «زخم کاری»، «بی‌سروصدا»، «محکوم»، «آبی روشن» و «زیبا صدایم کن» نشان داده که بازیگر نقش‌های جدی هم هست؛ بازیگری که می‌تواند تلخی، خشونت، اندوه و پیچیدگی شخصیت را به همان اندازه کمدی اجرا کند.</p>
<p>غفوریان یکی از نمونه‌های موفق تغییر مسیر در بازیگری ایران است؛ هنرمندی که پس از سه دهه خنداندن مردم، ثابت کرده می‌تواند در نقش‌های جدی نیز دیده شود، تأثیر بگذارد و حتی گاهی بیش از همیشه مورد توجه قرار بگیرد.</p>
<h3><strong>بهروز رضوی؛ صدایی که خاموش شد اما از حافظه‌ها پاک نمی‌شود</strong></h3>
<p>بعضی هنرمندان را مردم با چهره‌شان به خاطر می‌سپارند و بعضی دیگر را با صدایشان. بهروز رضوی از معدود چهره‌هایی بود که بدون نیاز به تصویر، در ذهن چند نسل از ایرانیان حضور داشت. کافی بود چند جمله از او شنیده شود تا مخاطب، حتی بدون دیدن نام یا تصویر، صاحب صدا را تشخیص دهد. این هفته با درگذشت او در ۷۸ سالگی، یکی از مهم‌ترین صداهای تاریخ رسانه ایران خاموش شد؛ صدایی که دهه‌ها همراه شب‌های رادیویی، مستندهای تلویزیونی و خاطرات فرهنگی مردم بود.</p>
<p>رضوی از آن دسته گویندگانی بود که حرفه‌اش را تنها به‌عنوان یک شغل دنبال نکرد. او از همان سال‌های آغازین حضور در رادیو، نشان داد که به زبان، بیان و ارتباط با مخاطب نگاهی فراتر از اجرای صرف دارد. ورودش به رادیو از مسیر نویسندگی آغاز شد اما خیلی زود استعداد کم‌نظیرش در فن بیان و گویندگی، مسیر حرفه‌ای او را تغییر داد.</p>
<p>آنچه صدای بهروز رضوی را متمایز می‌کرد فقط گرمی و طنین خاص آن نبود. بسیاری از گویندگان صدای خوش دارند اما همه آن‌ها ماندگار نمی‌شوند. رضوی از معدود کسانی بود که میان ویژگی طبیعی صدا و دانش اجرا تعادل برقرار کرده بود. مکث‌های حساب‌شده، تسلط بر ریتم کلام، وضوح بیان و توانایی انتقال احساس، باعث می‌شد شنونده حتی در طولانی‌ترین روایت‌ها نیز همراه او باقی بماند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Behrooz-Razavi2.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182245" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Behrooz-Razavi2.jpg" alt="Behrooz-Razavi" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>همین ویژگی‌ها بود که حضورش در مجموعه «مستند ایران» و بسیاری از آثار مستند را به تجربه‌ای فراتر از شنیدن یک نریشن ساده تبدیل کرد. برای بسیاری از مخاطبان، بخشی از اعتبار و جذابیت این آثار به صدایی بازمی‌گشت که روایت را به شکلی صمیمی و قابل اعتماد منتقل می‌کرد.</p>
<p>اما اهمیت رضوی فقط در مهارت حرفه‌ای او خلاصه نمی‌شود. او بخشی از حافظه جمعی ایرانیان بود. نسل‌های مختلف با صدای او خاطره دارند؛ از رادیوهای قدیمی خانه‌ها گرفته تا تلویزیون و مستندهایی که بخشی از آگاهی تاریخی جامعه را شکل دادند.</p>
<p>شاید به همین دلیل است که خبر درگذشت او بیش از آنکه شبیه از دست دادن یک گوینده باشد، برای بسیاری شبیه از دست دادن بخشی از گذشته بود. زیرا بعضی صداها فقط شنیده نمی‌شوند؛ در زندگی مردم حضور پیدا می‌کنند. بهروز رضوی یکی از همان صداها بود؛ صدایی که حالا خاموش شده اما بعید است از حافظه فرهنگی ایرانیان حذف شود.</p>
<h3><strong>پرواز همای؛ وقتی یک ترانه فوتبالی به میدان حاشیه کشیده می‌شود</strong></h3>
<p>این هفته، نام پرواز همای نه به خاطر یک کنسرت یا آلبوم تازه، بلکه به واسطه حواشی سرود رسمی تیم ملی فوتبال ایران برای جام جهانی ۲۰۲۶ بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفت؛ اثری که بیش از آنکه درباره کیفیت موسیقایی‌اش بحث شود، به دلیل حاشیه‌های پیرامون مجوز و فرآیند تولید خبرساز شد.</p>
<p>ماجرا از جایی آغاز شد که مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرد این قطعه بدون دریافت مجوزهای لازم منتشر شده است. همین اظهار نظر کافی بود تا بار دیگر بحث قدیمی رابطه هنرمندان، نهادهای فرهنگی و ساختار صدور مجوز به فضای عمومی بازگردد. مسئله‌ای که سال‌هاست یکی از چالش‌های مهم حوزه موسیقی محسوب می‌شود و هر بار در قالبی تازه خود را نشان می‌دهد.</p>
<p>اما آنچه این پرونده را متفاوت کرد، واکنش مستقیم پرواز همای بود. او در پاسخ به این انتقادها، موضعی اتخاذ کرد که خود به بخشی از خبر تبدیل شد. همای در یادداشتش تلاش کرد موضوع را از یک اختلاف اداری فراتر ببرد و آن را به مفاهیمی چون وطن، مسئولیت هنرمند و شرایط اجتماعی امروز پیوند بزند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Parvaz-Homay.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182246" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Parvaz-Homay.jpg" alt="Parvaz-Homay" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>او با قرار دادن نام خود در میان هنرمندانی که به تعبیر خودش «آبرو و هنرشان را خالصانه خرج وطن کرده‌اند» و همچنین استفاده از تعبیر «ایران نوین» در بخشی از یادداشتش، ناخواسته دامنه بحث را فراتر از یک اختلاف بر سر مجوز یک قطعه موسیقایی برد. همین بخش از سخنان او واکنش‌های گسترده‌ای را در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی به دنبال داشت؛ تا جایی که موافقان، آن را نشانه‌ای از دغدغه‌مندی و احساس مسئولیت ملی یک هنرمند دانستند و منتقدان نیز نسبت به برخی تعابیر و مواضع مطرح‌شده در یادداشت او واکنش نشان دادند. به این ترتیب، آنچه در ابتدا صرفاً یک حاشیه اداری درباره سرود تیم ملی به نظر می‌رسید، خیلی زود به بحثی گسترده‌تر درباره جایگاه هنرمندان، نسبت آن‌ها با نهادهای رسمی و نقش چهره‌های فرهنگی در تحولات اجتماعی تبدیل شد.</p>
<p>از سوی دیگر، فوتبال در ایران هیچ‌گاه صرفاً یک ورزش نبوده است. تیم ملی همواره نمادی از هویت جمعی و احساسات ملی به شمار می‌رود. به همین دلیل هر اثری که به نام تیم ملی منتشر شود، ناخواسته وارد حوزه‌ای فراتر از موسیقی می‌شود. سرود جام جهانی نیز از همین قاعده مستثنی نیست؛ اثری که حالا موافقان و مخالفان خود را دارد اما بدون تردید توانسته در مرکز توجه قرار بگیرد.</p>
<p>شاید سال‌ها بعد کمتر کسی جزئیات این مناقشه اداری را به یاد بیاورد، اما آنچه باقی خواهد ماند تصویری است از هنرمندی که در مقطعی حساس تصمیم گرفت صدایش را به نام تیم ملی و مفهوم وطن ثبت کند. اینکه این انتخاب تا چه اندازه موفق بوده، قضاوتی است که زمان درباره آن تصمیم خواهد گرفت.</p>
<h3><strong>امیرحسین قیاسی؛ که هنوز جواب می‌دهد اما غافلگیر نمی‌کند</strong></h3>
<p>کمتر مجری یا کمدینی در سال‌های اخیر توانسته به اندازه امیرحسین قیاسی در فضای مجازی تولید لحظه‌های وایرال کند. او از نسل تازه‌ای از چهره‌های رسانه‌ای است که مخاطب را فقط از طریق تلویزیون یا پلتفرم نمی‌بیند؛ بلکه بخش مهمی از موفقیت خود را مدیون گردش محتوا در شبکه‌های اجتماعی است. این هفته با آغاز پخش ویژه‌برنامه «بفرمایید جام»، بار دیگر نام قیاسی در فضای رسانه‌ای پیچید.</p>
<p>حتی پیش از پخش نخستین قسمت، حواشی پیرامون برنامه باعث شده بود توجه‌ها به سمت آن جلب شود. برخی مخالف حضور قیاسی در چنین پروژه‌ای بودند و برخی دیگر معتقد بودند او دقیقاً همان چهره‌ای است که می‌تواند میان فوتبال، سرگرمی و فضای مجازی پیوند برقرار کند. با آغاز پخش برنامه، مشخص شد که سازندگان روی همان فرمول آشنای قیاسی حساب باز کرده‌اند؛ گفت‌وگوهای پرشوخی، کنایه‌های غیرمستقیم، حافظه قوی در بازخوانی حرف‌های مهمانان و لحظاتی که قابلیت تبدیل شدن به ویدیوهای کوتاه و وایرال را دارند.</p>
<p>گفت‌وگوی نخست او با رامبد جوان نمونه خوبی از این رویکرد بود. مصاحبه‌ای که از خاطرات «خندوانه» آغاز شد و به مرور به بحث‌هایی درباره مسیر حرفه‌ای رامبد، محدودیت‌ها و تجربه‌های شخصی او رسید. بخشی از موفقیت این گفتگو به خود مهمان بازمی‌گشت اما بخش مهم‌تر آن حاصل سبک اجرایی قیاسی بود؛ سبکی که میان مصاحبه و استندآپ کمدی حرکت می‌کند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Ghiasi-Jaam.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182247" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Ghiasi-Jaam.jpg" alt="Ghiasi-Jaam" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>قیاسی در سال‌های اخیر امضای شخصی خود را پیدا کرده است. او معمولاً با طعنه، ارجاع‌های پنهان و شوخی‌های چندلایه کار می‌کند. کمتر مستقیم حمله می‌کند و بیشتر ترجیح می‌دهد انتقاد یا پاسخ خود را در قالب طنز بیان کند. همین ویژگی باعث شده بخشی از مخاطبان، او را نماینده نسل جدید کمدی رسانه‌ای بدانند.</p>
<p>اما موفقیت، همیشه خطر تکرار را نیز با خود به همراه دارد. مهم‌ترین چالش قیاسی در «بفرمایید جام» دقیقاً همین مسئله است. بسیاری از شوخی‌ها، واکنش‌ها و حتی ساختار گفتگوها برای مخاطبان آشنا به نظر می‌رسد. برنامه سرگرم‌کننده است اما هنوز آن غافلگیری بزرگ را که بتواند آن را از نمونه‌های قبلی متمایز کند، ارائه نکرده است.</p>
<p>با این حال، قیاسی همچنان یکی از معدود مجریانی است که به خوبی زبان مخاطب امروز را می‌شناسد. او می‌داند کدام جمله تبدیل به ترند می‌شود، کدام لحظه قابلیت وایرال شدن دارد و چگونه باید یک گفت‌وگو را از حالت رسمی خارج کند. شاید آینده حرفه‌ای او بیش از هر چیز به این بستگی داشته باشد که بتواند از موفق‌ترین فرمول خودش عبور کند؛ پیش از آنکه مخاطب احساس کند همه چیز را قبلاً دیده است.</p>
<h3><strong>فاطمه مسعودی‌فر؛ دختری که آرام آمد و حالا دیده می‌شود</strong></h3>
<p>گاهی یک بازیگر سال‌ها کار می‌کند اما تنها یک نقش کافی است تا ناگهان در مرکز توجه قرار بگیرد. این روزها به نظر می‌رسد فاطمه مسعودی‌فر در آستانه چنین نقطه‌ای قرار گرفته است. انتشار و وایرال شدن سکانس‌هایی از سریال «گل سنگ» باعث شده نام او بیش از هر زمان دیگری در فضای مجازی و رسانه‌ای شنیده شود؛ اتفاقی که شاید بتوان آن را مهم‌ترین مقطع کارنامه حرفه‌ای او تا امروز دانست.</p>
<p>در «گل سنگ» به کارگردانی ابراهیم ایرج‌زاد، مسعودی‌فر نقش پروانه را بازی می‌کند؛ دختری که پس از بحرانی بزرگ در خانواده، تلاش می‌کند تکه‌های از هم گسیخته زندگی را دوباره کنار هم قرار دهد. شخصیتی آرام، کم‌حرف، خانواده‌دوست و در عین حال مستقل که میان مسئولیت‌پذیری و آرزوهای شخصی خود زندگی می‌کند.</p>
<p>موفقیت نقش پروانه بیش از هر چیز به باورپذیری آن بازمی‌گردد. مسعودی‌فر در اجرای این شخصیت به سمت اغراق نمی‌رود. او تلاش نمی‌کند با دیالوگ‌های پرتنش یا واکنش‌های نمایشی احساسات مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد. برعکس، بخش مهمی از تأثیرگذاری نقش از سکوت‌ها، نگاه‌ها و رفتارهای روزمره او شکل می‌گیرد. همین سادگی باعث شده مخاطب راحت‌تر با پروانه ارتباط برقرار کند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Fatemeh-Gole-Sang.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182248" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Fatemeh-Gole-Sang.jpg" alt="Fatemeh-Gole-Sang" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>بخش دیگری از توجه رسانه‌ای به این نقش، به رابطه او با حسن با بازی امیر نوروزی مربوط می‌شود. سکانس‌های مشترک این دو بازیگر طی هفته‌های اخیر بارها در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شده و مخاطبان بسیاری درباره شیمی میان این دو شخصیت صحبت کرده‌اند. رابطه‌ای که نه بر پایه ملودرام اغراق‌آمیز، بلکه بر اساس جزئیات ساده و ملموس شکل گرفته است.</p>
<p>اما وایرالی هفته سکانس مشترک پروانه و حسن بود؛ سکانسی که صرفاً بار احساسی نداشت؛ بلکه نوع نمایش رابطه عاطفی میان دو شخصیت، بحث‌هایی را درباره تغییر مرزهای روایت عاشقانه در آثار تصویری ایران به راه انداخت.</p>
<p>برای مسعودی‌فر، «گل سنگ» فقط یک نقش موفق نیست؛ فرصتی برای عبور از سایه کارهای قبلی نیز محسوب می‌شود. او سال‌ها در تئاتر و تصویر فعالیت کرده اما بسیاری هنوز او را با نقش سارای گرجی در «جیران» به یاد می‌آورند. شخصیتی که تا مدت‌ها مهم‌ترین شناسه حرفه‌ای او بود.</p>
<p>اکنون به نظر می‌رسد پروانه در حال گرفتن جای آن نقش است. تفاوت مهم اینجاست که این بار مسعودی‌فر نه در یک نقش فرعی تأثیرگذار، بلکه در قلب یکی از مهم‌ترین خطوط احساسی سریال قرار گرفته است. اگر این روند ادامه پیدا کند، «گل سنگ» می‌تواند همان اثری باشد که او را از بازیگری مستعد به چهره‌ای تثبیت‌شده در نمایش خانگی تبدیل کند؛ بازیگری که دیگر تنها به خاطر یک نقش شناخته نمی‌شود، بلکه به‌عنوان صاحب یک مسیر حرفه‌ای مستقل مورد توجه قرار می‌گیرد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=182242">از ادای دین «مهران» به پدر تا خروج آرام «فاطمه» از سایه</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=182242</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از ستاره شدن به سبک «محسن» تا ستاره‌سازی با فرمول «رامبد»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=182118</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=182118#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 12 Jun 2026 10:13:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[الهام کردا]]></category>
		<category><![CDATA[جواد خیابانی]]></category>
		<category><![CDATA[رامبد جوان]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[علی لهراسبی]]></category>
		<category><![CDATA[محسن قصابیان]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=182118</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم محسن قصابیان، علی لهراسبی، رامبد جوان، جواد خیابانی و الهام کردا از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=182118">از ستاره شدن به سبک «محسن» تا ستاره‌سازی با فرمول «رامبد»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ محسن قصابیان با یک نقش‌آقرینی پیچیده و غافلگیرکننده در «کلاغ» دیده شد و نشان داد سال‌های تجربه هنوز می‌تواند برگ برنده یک بازیگر باشد. علی لهراسبی با بازگشت به تیتراژخوانی، باردیگر صدای آشنای دهه‌های هشتاد و نود را به خانه مخاطبان آورد. رامبد جوان با پروژه تازه «دوئت» نشان داد که همچنان دغدغه کشف استعدادهای جوان را دارد و می‌خواهد نقش خود را در معرفی نسل تازه هنرمندان ادامه دهد. جواد خیابانی نیز با اعلام خداحافظی از تلویزیون دیده شد، صدایی که بیش از سه دهه با مهم‌ترین خاطرات فوتبالی ایرانیان همراه بود. و در نهایت الهام کردا، بازیگری که مسیر متفاوت خود را در سینمای کوتاه ادامه می‌دهد و هم‌زمان با آغاز اکران مستقل فیلم‌های کوتاه، بار دیگر اهمیت این مدیوم را یادآوری کرد.</p>
<h3><strong>محسن قصابیان؛ «پدرزن جلال» چگونه فاتح «کلاغ» شد</strong></h3>
<p>در روزگاری که ستاره‌های سینما و شبکه نمایش خانگی معمولاً پیش از پخش هر اثر، بخش مهمی از توجه رسانه‌ها را به نام خود اختصاص می‌دهند، گاهی یک بازیگر کم‌حاشیه و باتجربه از راه می‌رسد و نگاه‌ها را به سمت خود برمی‌گرداند. محسن قصابیان دقیقاً چنین موقعیتی را تجربه کرد. با آغاز پخش سریال «کلاغ»، ساخته محمدحسین مهدویان، بسیاری انتظار داشتند تمرکز مخاطبان روی شخصیت جلال و بازی هادی حجازی‌فر باشد اما آنچه در عمل رخ داد، جلب توجه گسترده به کاراکتری بود که قصابیان ایفا می‌کند؛ مردی بانفوذ، خشن، پیچیده و مرموز که گفته می‌شود بر اساس چهره نعمت‌الله نصیری، آخرین رئیس ساواک، طراحی شده است.</p>
<p>قصابیان در همان قسمت نخست موفق می‌شود چیزی فراتر از یک شخصیت منفی خلق کند. صحنه آدامس جویدن او هنگام بازجویی و شکنجه، تنها یک جزئیات رفتاری نیست؛ امضایی است که به شخصیت هویت می‌دهد. چند دقیقه بعد، زمانی که در فضای خصوصی خانه با دامادش گفت‌وگو می‌کند، لایه دیگری از این کاراکتر آشکار می‌شود؛ مردی که عشق افراطی به خانواده را با خشونت و قدرت درهم آمیخته و برای حفظ رفاه دخترش حاضر است از هر خط قرمزی عبور کند. نکته جالب اینجاست که قصابیان برای مخاطب عام چهره‌ای بسیار آشنا نیست. او سال‌ها در سینما و تلویزیون حضور داشته اما کمتر در مرکز توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. بسیاری هنوز او را با نقش‌آفرینی در فیلم «منصور» به یاد می‌آورند؛ اثری که فرصت دیده‌شدن بیشتری برایش فراهم کرد. با این حال به نظر می‌رسد «کلاغ» قرار است این معادله را تغییر دهد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Ghasabian-Kalagh.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182120" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Ghasabian-Kalagh.jpg" alt="Ghasabian-Kalagh" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>سال ۱۴۰۵ برای قصابیان، سال نقش‌های مهم و دیده‌شدن دوباره است. او پیش‌تر با فیلم «غوطه‌ور» در جشنواره فجر حضور داشت و حالا هم‌زمان با «کلاغ»، در سریال «کوری» سجاد پهلوان نیز یکی از نقش‌های اصلی را برعهده دارد. این هم‌زمانی اتفاقی نیست؛ بلکه نتیجه سال‌ها حضور آرام و حرفه‌ای بازیگری است که حالا به نقطه برداشت رسیده است.</p>
<p>شاید هنوز برای قضاوت نهایی زود باشد اما نشانه‌ها می‌گویند قصابیان امسال در مهم‌ترین مقطع حرفه‌ای خود قرار گرفته است. اگر «کلاغ» بتواند کیفیت فعلی خود را حفظ کند و «کوری» نیز موفق ظاهر شود، امسال را باید سال خروج محسن قصابیان از سایه دانست؛ سالی که یک بازیگر باسابقه ثابت می‌کند هنوز هم دود از کنده بلند می‌شود.</p>
<h3><strong>علی لهراسبی؛ بازگشت صدای خاطره‌ها به تلویزیون</strong></h3>
<p>برای نسلی از مخاطبان تلویزیون، تیتراژ تنها چند دقیقه موسیقی پیش از آغاز یا پایان یک سریال نبود؛ بخشی از تجربه تماشای اثر بود. ترانه‌هایی که با قصه‌ها زندگی می‌کردند، حفظ می‌شدند و سال‌ها بعد نیز با شنیدن چند نت، خاطرات یک دوران را زنده می‌کردند. در میان صداهایی که با این حافظه جمعی پیوند خورده‌اند، نام علی لهراسبی جایگاه ویژه‌ای دارد.</p>
<p>خواننده‌ای که در دهه هشتاد و نود با آثاری چون «دلنوازان»، «فاصله‌ها»، «پیله‌های پرواز»، «شیدایی» و چندین سریال پرمخاطب دیگر، به یکی از صداهای ثابت تیتراژهای تلویزیونی تبدیل شد. آثار او معمولاً یک ویژگی مشترک داشتند؛ ملودی‌های احساسی و ترانه‌هایی که به‌سادگی در ذهن مخاطب باقی می‌ماندند.</p>
<p>این هفته اما او تیتراژ سریال «صفا با خانواده» را با قطعه‌ای به نام «مهتاب» اجرا کرده است؛ اثری که برخلاف بسیاری از کارهای شناخته‌شده او، فضایی شادتر و امیدوارانه‌تر دارد. ترانه‌ای که از عبور از روزهای سخت، امید به رسیدن و روشن ماندن چراغ زندگی سخن می‌گوید و به همین دلیل با فضای کمدی و خانوادگی سریال نیز هماهنگ شده است. اتفاقی که یادآور سال‌هایی است که مردم سریال‌ها را با ترانه‌هایشان به خاطر می‌سپردند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Ali-Lohrasbi.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182121" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Ali-Lohrasbi.jpg" alt="Ali-Lohrasbi" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>اما این تنها حضور لهراسبی در خبرهای هفته نبود. هم‌زمان با نزدیک شدن به قسمت پایانی سریال «بی‌عاطفه»، موزیک‌ویدیوی قطعه‌ای با همین نام و صدای او منتشر شد و در شبکه‌های اجتماعی بازتاب قابل توجهی داشت. گویی لهراسبی پس از مدتی کم‌خبری، بار دیگر در حال بازیابی جایگاه رسانه‌ای خود است.</p>
<p>شاید مهم‌ترین سرمایه لهراسبی نه صرفاً صدای او، بلکه نسبت عاطفی‌ای باشد که طی دو دهه با مخاطبانش ساخته است. او از آن دسته خوانندگانی است که شنیدن صدایش، پیش از آنکه یادآور یک آهنگ باشد، یادآور یک دوره از زندگی است. بازگشت دوباره او به تیتراژخوانی تلویزیون نیز از همین جنس است؛ بازگشت یک صدا به خانه‌ای که سال‌ها بخشی از هویت آن بوده است و ساختن پیوند احساسی با مخاطب از او یک نوستالژی ساخته است.</p>
<h3><strong>رامبد جوان؛ مردی که هنوز به استعدادها ایمان دارد</strong></h3>
<p>برخی چهره‌ها در طول سال‌ها با یک برنامه یا یک نقش شناخته می‌شوند اما برخی دیگر به یک جریان تبدیل می‌شوند. رامبد جوان از دسته دوم است؛ هنرمندی که هرچند با بازیگری و کارگردانی وارد عرصه هنر شد، اما در یک دهه اخیر بیش از هر چیز به عنوان یک «استعدادیاب» و «فرصت‌ساز» شناخته شده است. این هفته نیز نام او نه به واسطه پروژه‌ای خبرساز شد که به نظر می‌رسد ادامه همان مسیری باشد که سال‌ها قبل آغاز کرده بود.</p>
<p>خبر برگزاری رویداد «دوئت» در روزهایی منتشر شد که فضای فرهنگی کشور همچنان تحت‌تأثیر اتفاقات و تحولات ماه‌های اخیر قرار دارد. با این حال استقبال گسترده از نشست معرفی و توجیهی این رویداد در باغ کتاب تهران نشان داد که عطش دیده شدن و ورود به عرصه حرفه‌ای هنر همچنان زنده است. سالن‌های شلوغ و صف‌های طولانی متقاضیان، بیش از آنکه درباره یک جشنواره سخن بگویند، از اعتبار نام رامبد جوان خبر می‌دادند.</p>
<p>شاید مهم‌ترین سرمایه رامبد جوان در این سال‌ها نه شهرت، بلکه اعتماد نسل جوان باشد. بسیاری از شرکت‌کنندگان می‌دانند که عبور از فیلتر او لزوماً به معنای موفقیت قطعی نیست، اما می‌تواند آغاز یک مسیر تازه باشد. این همان اتفاقی است که در «خندوانه» رخ داد؛ برنامه‌ای که تنها یک تاک‌شو یا مسابقه استندآپ نبود، بلکه سکوی پرتاب بسیاری از استعدادهایی شد که بعدها مسیر مستقل خود را پیدا کردند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Rambod-Javan.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182122" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Rambod-Javan.jpg" alt="Rambod-Javan" width="620" height="413" /></a></p>
<p>از امیرحسین قیاسی و ابوطالب حسینی گرفته تا علی صبوری و ده‌ها چهره دیگر، همگی به نوعی از فضای ایجادشده توسط رامبد جوان بهره بردند. همین اتفاق در سال‌های اخیر و با پروژه‌هایی مانند «کارناوال» نیز تکرار شد؛ جایی که چهره‌هایی کمتر دیده‌شده فرصت پیدا کردند توانایی‌های خود را مقابل مخاطبان گسترده‌تری به نمایش بگذارند.</p>
<p>نکته جالب توجه درباره «دوئت» این است که استقبال از آن به حدی بود که ثبت‌نام‌ها زودتر از موعد متوقف شد. خود رامبد جوان اعلام کرد حجم متقاضیان و آثار ارسالی فراتر از ظرفیت پیش‌بینی‌شده بوده و در نهایت تنها ۲۴ گروه به مرحله نهایی خواهند رسید. این اتفاق نشان می‌دهد که ایده استعدادیابی همچنان یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های اوست.</p>
<p>هم‌زمان خبر تهیه‌کنندگی نمایش «زنبورهای کارگر» نیز منتشر شد؛ نشانه‌ای از اینکه جوان همچنان پرانرژی و فعال باقی مانده است. او در دوره‌ای از فعالیت حرفه‌ای خود قرار دارد که بیش از آنکه به تثبیت جایگاهش فکر کند، به ساختن مسیر برای دیگران می‌اندیشد.</p>
<p>«دوئت» شاید در ظاهر یک مسابقه یا جشنواره باشد، اما در واقع ادامه یک ایده قدیمی است؛ ایده‌ای که می‌گوید هنوز هم می‌توان استعدادهای ناشناخته را پیدا کرد، به آنها میدان داد و روایت‌های تازه‌ای برای آینده هنر ایران ساخت.</p>
<h3><strong>جواد خیابانی؛ پایان یک صدا یا آغاز یک نوستالژی؟</strong></h3>
<p>برخی صداها آن‌قدر با خاطرات جمعی گره می‌خورند که حذف شدنشان از یک قاب، تنها یک جابه‌جایی شغلی نیست؛ پایان یک دوره است. این هفته ویدئوی خداحافظی جواد خیابانی از تلویزیون دقیقاً چنین حسی را برای بسیاری از مخاطبان فوتبال ایجاد کرد. مردی که بیش از سه دهه در کنار مسابقات بزرگ و کوچک فوتبال ایران حضور داشت، حالا از پایان همکاری‌اش با رسانه ملی سخن گفته و اعلام کرده است که دیگر جام جهانی ۲۰۲۶ را از قاب تلویزیون گزارش نخواهد کرد. خیابانی از سال ۱۳۶۹ وارد تلویزیون شد؛ دوره‌ای که فوتبال ایران در حال ورود به عصر تازه‌ای از پوشش رسانه‌ای بود. او در سال‌هایی رشد کرد که هنوز شبکه‌های اجتماعی وجود نداشتند و گزارشگران نقش مهمی در شکل دادن به تجربه تماشای فوتبال داشتند. نسلی که به قول اسکندر کوتی، رنسانس گزارشگری فوتبال در ایران را رقم زد.</p>
<p>آنچه او را از دیگران متمایز می‌کرد، تنها دانش فوتبالی یا هیجان گزارش نبود؛ بلکه سبک شخصی و منحصر به فردش بود. جملات غیرمنتظره، تشبیه‌های خاص، تحلیل‌های ناگهانی و نگاه متفاوتش به مسابقات، به مرور تبدیل به امضای حرفه‌ای او شد. سبکی که گاهی مورد انتقاد قرار می‌گرفت و گاهی سوژه شوخی‌های فضای مجازی می‌شد، اما در نهایت نام خیابانی را به برندی مستقل تبدیل کرد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Khiabani-Varzesh3.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182123" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Khiabani-Varzesh3.jpg" alt="Khiabani-Varzesh3" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>اوج این مسیر بدون تردید به بازی تاریخی ایران و استرالیا بازمی‌گردد. مسابقه‌ای که تنها یک بازی فوتبال نبود، بلکه بخشی از حافظه جمعی ایرانیان شد. در آن شب تاریخی، هیجان خیابانی و روایت او از صعود ایران به جام جهانی، برای همیشه در ذهن میلیون‌ها نفر ثبت شد. عباراتی که در آن گزارش به کار برد، هنوز هم پس از سال‌ها بازخوانی می‌شوند.</p>
<p>در سال‌های بعد شاید محبوبیت او مانند گذشته باقی نماند و برخی از گزارش‌هایش با واکنش‌های متفاوتی مواجه شد، اما این واقعیت را نمی‌توان انکار کرد که خیابانی بخشی از تاریخ گزارشگری فوتبال ایران است. نسلی که در کنار چهره‌هایی چون عادل فردوسی‌پور و مزدک میرزایی، دوران تازه‌ای را در روایت فوتبال رقم زد.</p>
<p>اکنون با اعلام بازنشستگی، پرسش اصلی این نیست که خیابانی چه اندازه محبوب بوده یا چه تعداد منتقد داشته است. پرسش این است که آیا نسل جدید گزارشگران می‌توانند همان میزان اثرگذاری و خاطره‌سازی را تجربه کنند؟ پاسخ این سؤال را آینده مشخص خواهد کرد، اما یک نکته روشن است؛ هرگاه صحبت از گزارش‌های ماندگار فوتبال ایران به میان بیاید، نام جواد خیابانی همچنان در میان نخستین نام‌ها خواهد بود.</p>
<h3><strong>الهام کردا؛ چرا سینمای کوتاه همچنان برای او مهم است؟</strong></h3>
<p>در سال‌هایی که بسیاری از بازیگران شناخته‌شده تمام تمرکز خود را روی سینمای بلند، سریال‌های پرمخاطب و پروژه‌های تجاری می‌گذارند، هنوز هم هنرمندانی هستند که سینمای کوتاه را جدی می‌گیرند؛ نه به‌عنوان سکوی پرتاب، بلکه به عنوان مدیومی مستقل و خلاق. الهام کردا یکی از همین چهره‌هاست؛ بازیگری که این هفته هم‌زمان با آغاز اکران عمومی بسته جدید فیلم‌های کوتاه در سینما، بار دیگر نامش در این حوزه مطرح شد.</p>
<p>کردا سال‌هاست در سینما، تلویزیون و تئاتر حضور دارد اما همواره تلاش کرده انتخاب‌هایش محدود به جریان اصلی تولیدات نباشد. او از آن دسته بازیگرانی است که میان دیده شدن و تجربه کردن، معمولاً گزینه دوم را هم فراموش نمی‌کند. حضورش در فیلم‌های کوتاهی چون «کینوپیو»، «۵۰۰ مثقال طلا» و «دور یا نزدیک» نشان داده که همکاری با فیلمسازان جوان برای او یک انتخاب آگاهانه است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Elham-Korda.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182124" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Elham-Korda.jpg" alt="Elham-Korda" width="620" height="413" /></a></p>
<p>این بار اما فیلم کوتاه «های‌کپی» توجه‌ها را به سمت او جلب کرده است. اثری که کردا در آن نقش اصلی را بر عهده دارد و در قالب داستانی خانوادگی و سورئال، شخصیت زنی را به تصویر می‌کشد که در یک مهمانی با حقیقتی روبه‌رو می‌شود و باید تصمیمی بگیرد. چنین نقش‌هایی معمولاً فرصت مناسبی برای نمایش ظرافت‌های بازیگری فراهم می‌کنند؛ فرصتی که در بسیاری از آثار بلند به دلیل محدودیت‌های روایی و خلاقانه کمتر به دست می‌آید.</p>
<p>هم‌زمانی این حضور با آغاز اکران مستقل فیلم‌های کوتاه در سینماها نیز اهمیت موضوع را بیشتر کرده است. طرحی که توسط انجمن سینمای جوانان ایران و همکاری سینماهای بهمن سبز آغاز شده و در همین روزهای ابتدایی نشانه‌هایی از موفقیت را بروز داده است. استقبال مخاطبان و همراهی فیلمسازان نشان می‌دهد که سینمای کوتاه می‌تواند بیش از گذشته به فضای عمومی نمایش نزدیک شود.</p>
<p>برای الهام کردا، این اتفاق تنها یک حضور تازه در کارنامه نیست. او در سال گذشته در پروژه‌های بلند نیز فعال بود اما اغلب نقش‌های مکمل یا کمتر دیده‌شده را ایفا کرد. در مقابل، فیلم کوتاه به او امکان می‌دهد نقش‌هایی را تجربه کند که از نظر ساختار و شخصیت‌پردازی جسورانه‌تر هستند و گاهی مهم‌ترین تجربه‌های هنری نه در پروژه‌های پرهزینه و پرستاره، بلکه در جهان کوچک و جسور فیلم کوتاه شکل می‌گیرند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=182118">از ستاره شدن به سبک «محسن» تا ستاره‌سازی با فرمول «رامبد»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=182118</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از صداقت بی‌ادعای «سوگل» تا کاریزمای مرموز «هادی»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=181989</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=181989#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 05 Jun 2026 11:44:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[آرمان درویش]]></category>
		<category><![CDATA[احمد مهرانفر]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[سوگل خلیق]]></category>
		<category><![CDATA[محسن چاوشی]]></category>
		<category><![CDATA[هادی حجازی‌فر]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=181989</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم احمد مهرانفر، آرمان درویش، سوگل خلیق، محسن چاوشی و هادی حجازی‌فر از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181989">از صداقت بی‌ادعای «سوگل» تا کاریزمای مرموز «هادی»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ احمد مهرانفر با بازگشت به تلویزیون در سریالی که بیش از هر چیز روی محبوبیت او حساب باز کرده است؛ آرمان درویش با موضع‌گیری‌های پررنگ و حاشیه‌هایی که پیرامون نامش در فضای مجازی شکل گرفت؛ سوگل خلیق با گفت‌وگویی صمیمی و متفاوت که بار دیگر او را به یکی از چهره‌های مورد توجه شبکه‌های اجتماعی تبدیل کرد؛ محسن چاوشی با ادامه فعالیت‌های خیرخواهانه و انتشار قطعه‌ای که موسیقی را بهانه‌ای برای کمک به بیماران قرار داد و هادی حجازی‌فر که با سریال «کلاغ» بار دیگر به جهان محمدحسین مهدویان بازگشته و یکی از مهم‌ترین نقش‌های این روزهای نمایش خانگی را برعهده گرفته است.</p>
<h3><strong>احمد مهرانفر؛ صفایی که از سایه ارسطو هم عبور نکرد</strong><strong>!</strong></h3>
<p>این روزها نام احمد مهرانفر بیش از هر چیز با سریال «صفا با خانواده» گره خورده است؛ مجموعه‌ای که قرار بود بازگشت تلویزیون به کمدی‌های خانوادگی باشد و یکی از مهم‌ترین برگ‌های برنده‌اش نیز حضور بازیگری بود که سال‌هاست مخاطبان ایرانی او را تنوع لهجه و اجرای کمدی می‌شناسد. در دورانی که تلویزیون کمتر توانسته چهره‌های محبوب کمدی را در قاب خود حفظ کند، حضور مهرانفر از همان ابتدا یک امتیاز مهم برای سریال محسوب می‌شد؛ بازیگری که هنوز هم برای بسیاری از مردم پیش از آنکه احمد مهرانفر باشد، «ارسطو عامل» است.</p>
<p>در «صفا با خانواده» او نقش مردی کاشانی به نام صفا را بازی می‌کند؛ پدری که درگیر ماجراهایی پیچیده و گاه خلافکارانه می‌شود. یکی از نکات مثبت بازی او، تسلط قابل قبول بر لهجه و خلق جزئیات رفتاری شخصیت است. مهرانفر همچنان نشان می‌دهد که توانایی ساختن یک تیپ دوست‌داشتنی را دارد و می‌تواند مخاطب را با خود همراه کند. اما مشکل اصلی جایی است که ظرفیت‌های بازیگر با محدودیت‌های فیلمنامه و کارگردانی برخورد می‌کند.</p>
<p>صفا شخصیتی است که هنوز تکلیفش با خودش روشن نیست؛ نه کاملاً کمدی است و نه جدی. موقعیت‌ها به اندازه کافی ساخته و پرداخته نمی‌شوند و دیالوگ‌ها نیز کمتر از آنچه انتظار می‌رود بار طنز دارند. در چنین شرایطی حتی بازیگری با تجربه مهرانفر هم نمی‌تواند به تنهایی موتور خنده یک سریال را روشن نگه دارد. طنز موفق معمولاً حاصل پاس‌کاری میان بازیگران، خلق موقعیت و ریتم درست روایت است؛ عناصری که در این مجموعه کمتر دیده می‌شوند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Mehranfar-Safa.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181991" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Mehranfar-Safa.jpg" alt="Mehranfar-Safa" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>همزمان با پخش سریال، اکران آنلاین فیلم «طهران ۵۷» نیز بار دیگر مهرانفر را به معرض قضاوت مخاطبان آورده است. اما آنجا هم اتفاق ویژه‌ای برای او رخ نداده؛ نقشی که نه به اندازه کافی متفاوت است و نه فرصتی برای درخشش کامل بازیگر فراهم می‌کند.</p>
<p>شاید مهم‌ترین مسئله درباره مهرانفر این باشد که کارنامه او معیار انتظار مخاطب را بالا برده است. بازیگری که در «پایتخت»، «شاهگوش»، «درباره الی»، «ماجرای نیمروز» و «آکتور» بارها ثابت کرده می‌تواند هم در کمدی و هم در درام بدرخشد، امروز بیش از آنکه با آثار جدیدش سنجیده شود، با خاطره نقش‌های موفق گذشته مقایسه می‌شود. «صفا با خانواده» بیش از آنکه ضعف مهرانفر را نشان دهد، یادآور این نکته است که حتی بهترین بازیگران هم بدون فیلمنامه و کارگردانی منسجم، نمی‌توانند معجزه کنند. مهرانفر همچنان همان بازیگر توانمند سال‌های گذشته است؛ فقط این بار زمینی برای درخشش کامل در اختیارش قرار نگرفته است.</p>
<h3><strong>آرمان درویش؛ بازیگری که تصمیم گرفت تماشاگر نباشد</strong></h3>
<p>در روزهایی که بسیاری از چهره‌های شناخته‌شده ترجیح می‌دهند در بزنگاه‌های حساس سکوت کنند یا مواضع خود را با احتیاط بیان کنند، آرمان درویش مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. او در هفته‌های گذشته بیش از آنکه به واسطه یک فیلم یا سریال جدید خبرساز شود، به دلیل حضور پررنگ و واکنش‌های مستمرش نسبت به تحولات جنگ و اتفاقات اجتماعی مورد توجه قرار گرفت؛ حضوری که باعث شد نامش بیش از هر زمان دیگری در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی دیده شود .</p>
<p>درویش در جریان جنگ اخیر، تنها به انتشار چند استوری و پیام حمایتی اکتفا نکرد. او با حضور در مناطق آسیب‌دیده، ثبت تصاویر مستند و همراهی با نیروهای امدادی تلاش کرد تصویری میدانی از آنچه در شهر می‌گذرد ارائه دهد و تلاش کرده نسبت به شرایط پیرامونش بی‌تفاوت نباشد.</p>
<p>در کنار این فعالیت‌ها، مواضع صریح او درباره سکوت برخی چهره‌ها نیز مورد توجه قرار گرفت. درویش در گفت‌وگوها و واکنش‌هایش بارها از مسئولیت اجتماعی هنرمندان سخن گفته و نسبت به رفتارهای منفعت‌طلبانه یا مواضع دوگانه انتقاد کرده است. همین صراحت باعث شده موافقان و مخالفان خود را داشته باشد، اما در هر صورت او را به یکی از چهره‌های بحث‌برانگیز هفته‌های اخیر تبدیل کرده است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Arman-Darvish.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181992" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Arman-Darvish.jpg" alt="Arman-Darvish" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>حاشیه تازه اما از جایی آغاز شد که نام و پروفایل او از یک پلتفرم نمایش خانگی حذف شد. موضوعی که خیلی زود به گمانه‌زنی‌های مختلف دامن زد و برخی آن را به مواضع اخیر این بازیگر مرتبط دانستند. هرچند هنوز توضیح رسمی و روشنی درباره این اتفاق ارائه نشده، اما واکنش خود درویش به ماجرا قابل توجه بود؛ «حذف نام از پلتفرم مهم نیست، باید در یاد مردم بمانیم &#8230; تا ابد برای ایران».</p>
<p>در کنار این حواشی نباید فراموش کرد که درویش سال گذشته نیز با فیلم «جانشین» در نقش شهید حسین املاکی حضوری متفاوت را تجربه کرد. او بارها گفته است که این نقش هنوز از زندگی شخصی‌اش جدا نشده و تأثیر آن را در روزمره خود احساس می‌کند. همین پیوند عاطفی میان بازیگر و نقش، تصویری از هنرمندی می‌سازد که تلاش می‌کند شخصیت‌هایش را صرفاً بازی نکند، بلکه آن‌ها را زندگی کند.</p>
<p>آرمان درویش این روزها بیش از همیشه در معرض دید قرار گرفته است؛ نه فقط به خاطر بازیگری، بلکه به خاطر انتخاب‌هایش. حالا باید دید این حضور پررنگ در عرصه اجتماعی و رسانه‌ای به تثبیت جایگاه حرفه‌ای او منجر می‌شود یا حاشیه‌ها همچنان از خود آثارش پیشی خواهند گرفت.</p>
<h3><strong>سوگل خلیق؛ بازیگری که از صداقت بی‌ادعا به ستاره‌بودن رسید</strong></h3>
<p>برخی بازیگران با نقش‌های بزرگ دیده می‌شوند و برخی دیگر پیش از آنکه نقش‌هایشان به چشم بیاید، شخصیت خودشان برای مخاطب جذاب می‌شود. سوگل خلیق این روزها در هر دو دسته قرار گرفته است؛ بازیگری که هر حضور رسانه‌ای‌اش به سرعت در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شود و بخشی از این توجه نه به خاطر حاشیه‌سازی یا جنجال، بلکه به دلیل نوعی صداقت و سادگی است که مخاطب در او پیدا می‌کند.</p>
<p>این هفته حضور او در برنامه «منشور» با اجرای بهاره افشاری به یکی از پربازدیدترین گفت‌وگوهای روزهای اخیر تبدیل شد. برنامه‌ای که اساساً بر گفت‌وگوی صمیمی و روایت تجربه‌های شخصی بنا شده و برای همین فرصت مناسبی بود تا خلیق تصویری نزدیک‌تر از خودش ارائه کند. او در این گفت‌وگو از آرامش، پذیرش، رها کردن اتفاقات تلخ و تلاش برای رسیدن به صلح درونی گفت؛ مفاهیمی که این روزها بیش از همیشه در ادبیات نسل جدید دیده می‌شوند.</p>
<p>اما آنچه بیشتر از هر بخش دیگری وایرال شد، جمله‌ای بود که برخلاف یکی از مشهورترین گزاره‌های اخلاقی بیان کرد؛ اینکه «لذتی که در انتقام هست در بخشش نیست». جمله‌ای که بسیاری را غافلگیر کرد، چون از یک بازیگر جوان انتظار چنین پاسخی نمی‌رفت. نکته جالب اما توضیح بعدی او بود؛ اینکه شاید نبخشد، اما ترجیح می‌دهد خودش به کسی آسیب نزند. همین نگاه صریح و بدون تلاش برای پسندیده به نظر رسیدن، باعث شد مخاطبان واکنش متفاوتی به حرف‌هایش نشان دهند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Sheyda-Manshoor.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181993" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Sheyda-Manshoor.jpg" alt="Sheyda-Manshoor" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>خلیق در سال‌های اخیر مسیر حرفه‌ای قابل‌توجهی را طی کرده است. او برخلاف بسیاری از چهره‌های جوان امروز، از دل تئاتر آمده و  برای رسیدن به جایگاه فعلی روی صدا، بیان، رفتار و تکنیک بازیگری خود کار کرده است. همین پشتوانه باعث شده رشد او تدریجی اما پایدار باشد.</p>
<p>نقطه عطف این مسیر را شاید بتوان سریال «دفتر یادداشت» دانست؛ جایی که نقش نازنین با آن خنده‌های خاص و رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی، او را به یکی از چهره‌های محبوب نمایش خانگی تبدیل کرد. بازی در کنار رضا عطاران و کسب جایزه بهترین بازیگر زن کمدی جشن حافظ، جایگاه او را تثبیت کرد و نشان داد که توانایی حمل یک نقش مهم را دارد.</p>
<p>سال گذشته نیز برای خلیق سالی پرکار بود؛ از «برتا» و «شکارگاه» گرفته تا «هزار و یک شب». ویژگی مشترک بسیاری از این نقش‌ها آن است که حتی وقتی در مرکز روایت قرار ندارند، دیده می‌شوند و در ذهن مخاطب باقی می‌مانند. این همان ویژگی‌ای است که یک بازیگر مکمل را موفق می‌کند. سوگول خلیق دیگر صرفاً یک استعداد نوظهور نیست، اگر انتخاب‌هایش همچنان هوشمندانه باشد، احتمالاً سال‌های آینده او را نه در حاشیه داستان‌ها، بلکه در مرکز مهم‌ترین نقش‌های نسل خود خواهیم دید.</p>
<h3><strong>محسن چاوشی؛ خواننده‌ای که بازهم از موسیقی فراتر رفت</strong></h3>
<p>محسن چاوشی سال‌هاست فقط یک خواننده محبوب نیست. او به تدریج به چهره‌ای تبدیل شده که هر فعالیتش، چه موسیقایی و چه اجتماعی، بازتابی گسترده پیدا می‌کند. در دورانی که بسیاری از هنرمندان ترجیح می‌دهند فعالیت‌های خیریه خود را دور از رسانه‌ها انجام دهند، چاوشی مسیر متفاوتی را برگزیده؛ مسیری که در آن موسیقی، مسئولیت اجتماعی و دغدغه‌های انسانی به هم گره خورده‌اند.</p>
<p>این هفته نام او بار دیگر با انتشار قطعه «مریض تخت آخری» شنیده شد. اثری که تنها یک تک‌آهنگ تازه نبود، بلکه نتیجه پویشی بود که برای تأمین هزینه بیماران صعب‌العلاج راه‌اندازی شده بود. چاوشی از ابتدا اعلام کرده بود که در پایان این پویش، قطعه‌ای تازه را به مخاطبانش هدیه خواهد داد؛ وعده‌ای که به شکلی نمادین، موسیقی را به ابزاری برای مشارکت اجتماعی تبدیل کرد.</p>
<p>در سال‌های گذشته، کمک به زندانیان جرائم غیرعمد، حمایت از بیماران، تأمین هزینه درمان افراد نیازمند و مشارکت در کمپین‌های مردمی به بخشی جدانشدنی از تصویر عمومی چاوشی تبدیل شده است. او از معدود هنرمندانی است که فعالیت‌های خیریه‌اش تقریباً به اندازه آثار هنری‌اش شناخته شده‌اند. برای همین، انتشار «مریض تخت آخری» بیش از آنکه صرفاً یک اتفاق موسیقایی باشد، ادامه همان مسیری تلقی شد که سال‌هاست دنبال می‌کند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Mohen-Chavoshi.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181994" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Mohen-Chavoshi.jpg" alt="Mohen-Chavoshi" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>همزمانی انتشار این قطعه با روزهای عید غدیر نیز باعث شد توجه‌ها بار دیگر به بخش دیگری از هویت هنری او جلب شود؛ ارادتی که سال‌هاست در آثار مختلفش نسبت به حضرت علی(ع) دیده می‌شود. از «امیر بی‌گزند» و «عدل موثق» گرفته تا «اسدالله» و «تنهاترین»، بخشی از مهم‌ترین آثار مذهبی سال‌های اخیر موسیقی ایران با نام چاوشی گره خورده‌اند.</p>
<p>شاید راز ماندگاری او همین باشد که هیچ‌گاه خودش را به یک قالب محدود نکرده است. چاوشی هم می‌تواند خواننده عاشقانه‌های تلخ باشد، هم روایتگر دغدغه‌های اجتماعی و هم هنرمندی که در مناسبت‌های مذهبی اثری فراگیر خلق می‌کند. این تنوع باعث شده مخاطبان گوناگونی با او ارتباط برقرار کنند.</p>
<p>در سال‌های اخیر هر بار که اتفاق مهمی در جامعه رخ داده، نام چاوشی نیز به شکلی در کنار آن دیده شده است؛ گاهی با یک قطعه موسیقی، گاهی با یک پویش مردمی و گاهی با یک فراخوان برای کمک. او دیگر صرفاً خواننده‌ای نیست که برای مخاطبانش بخواند؛ به نظر می‌رسد تلاش می‌کند در زندگی آن‌ها نیز نقشی ایفا کند.</p>
<h3><strong>هادی حجازی‌فر؛ بازگشت کاریزماتیک به جهان مهدویان</strong></h3>
<p>گاهی بعضی همکاری‌ها در سینما آن‌قدر موفق و تأثیرگذار می‌شوند که مخاطب نام دو هنرمند را کنار هم به خاطر می‌سپارد. همان‌طور که بسیاری از سینمادوستان با شنیدن نام محمدحسین مهدویان، ناخودآگاه به یاد هادی حجازی‌فر می‌افتند. این هفته با آغاز پخش سریال «کلاغ» از شبکه نمایش خانگی، این زوج هنری بار دیگر در کانون توجه قرار گرفتند؛ همکاری‌ای که پس از چند سال وقفه دوباره از سر گرفته شده و حالا یکی از مهم‌ترین نقاط کنجکاوی مخاطبان محسوب می‌شود.</p>
<p>از همان روزهای انتشار تصاویر اولیه سریال، گریم حجازی‌فر مورد توجه قرار گرفت. چهره‌ای میانسال، جدی و مرموز که کاملاً با فضای تاریخی و امنیتی سریال همخوانی دارد. او در «کلاغ» نقش جلال را بازی می‌کند؛ مأمور اداره ضدخرابکاری در سال‌های پیش از انقلاب که درگیر رابطه‌ای پیچیده با دختری عضو یک سازمان سیاسی می‌شود. شخصیتی که همزمان میان عشق، وظیفه، خیانت و وفاداری حرکت می‌کند و ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به یکی از نقش‌های مهم را دارد.</p>
<p>قسمت نخست سریال نشان داد که جلال قرار نیست یک مأمور کلیشه‌ای باشد. حجازی‌فر از همان سکانس‌های ابتدایی توانسته نوعی ابهام و تعلیق در شخصیت ایجاد کند؛ ابهامی که مخاطب را وادار می‌کند درباره نیت واقعی او پرسش داشته باشد. همین ویژگی باعث شده بخش‌هایی از بازی او در روزهای اخیر در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شود و درباره رفتارها و تصمیم‌های شخصیتش بحث شکل بگیرد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Hejazifar-Kalagh.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181995" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Hejazifar-Kalagh.jpg" alt="Hejazifar-Kalagh" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>نکته مهم اما این است که حجازی‌فر اساساً بازیگری است که در جهان مهدویان تعریف متفاوتی پیدا می‌کند. از «ایستاده در غبار» و «ماجرای نیمروز» گرفته تا «لاتاری» و «رد خون»، بسیاری از مهم‌ترین نقش‌های کارنامه او در آثار مهدویان شکل گرفته‌اند. او چهره‌ای دارد که هم برای نقش فرماندهان جنگ باورپذیر است و هم برای شخصیت‌های امنیتی، سیاسی و تاریخی.</p>
<p>البته مسیر حرفه‌ای حجازی‌فر در سال‌های اخیر فقط به بازیگری محدود نبوده است. موفقیت چشمگیر «موقعیت مهدی» نشان داد که او در مقام نویسنده و کارگردان نیز حرف‌هایی برای گفتن دارد. هرچند تجربه‌های بعدی، از جمله برخی فعالیت‌های تلویزیونی و سریال‌سازی، به اندازه نخستین فیلمش مورد اجماع منتقدان قرار نگرفتند. حتی حضورش در مقام مجری نیز واکنش‌های متفاوتی به همراه داشت و نشان داد محبوبیت یک بازیگر الزاماً به معنای موفقیت در همه عرصه‌ها نیست.</p>
<p>شاید به همین دلیل بازگشت او به یک نقش جدی و پررنگ بازیگری، برای بسیاری از مخاطبان اتفاقی امیدوارکننده باشد. حجازی‌فر در سال‌های اخیر بیش از حد میان کارگردانی، نویسندگی، اجرا و بازیگری تقسیم شده بود؛ در حالی که مهم‌ترین سرمایه او همچنان توانایی‌اش در جان بخشیدن به شخصیت‌هاست.</p>
<p>برای قضاوت نهایی درباره جلال هنوز زود است و «کلاغ» تازه در آغاز راه قرار دارد. اما هادی حجازی‌فر بازیگری است که وقتی در نقش درست و در جهان مناسب قرار بگیرد، می‌تواند یکی از جذاب‌ترین چهره‌های تصویر باشد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181989">از صداقت بی‌ادعای «سوگل» تا کاریزمای مرموز «هادی»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=181989</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از مرثیه مادرانه «مرضیه» تا کمین «مهدی» برای «ببرها»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=181853</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=181853#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 29 May 2026 10:40:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[آشا محرابی]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[علی بهراد]]></category>
		<category><![CDATA[محسن کیایی]]></category>
		<category><![CDATA[مرضیه برومند]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی یزدانی‌خرم]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=181853</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم مرضیه برومند، محسن کیایی، علی بهراد، آشا محرابی و مهدی یزدانی‌خرم از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181853">از مرثیه مادرانه «مرضیه» تا کمین «مهدی» برای «ببرها»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ از صحنه‌ای در خانه هنرمندان که مرضیه برومند در آن برای کودکانِ از دست‌رفته جنگ سوگواری می‌کند، تا گیشه‌ای که دوباره روی شوخی‌ها و ریتم کمدی محسن کیایی حساب باز کرده است. از علی بهراد که ترجیح داد به‌جای جنجال، با خودِ فیلمش دیده شود تا آشا محرابی که بعد از سال‌ها حضور مستمر، این‌بار با دو کمدی «صفا با خانواده» و «دروتخته» بیشتر به چشم آمده است. و در نهایت، مهدی یزدانی‌خرم؛ نویسنده‌ای که این روزها بیش از هر زمان دیگری، تاریخ و جنگ را از ادبیات به جهان تصویر منتقل می‌کند.</p>
<h3><strong>مرضیه برومند؛ مادری که این‌بار برای میناب، مرثیه می‌خواند</strong></h3>
<p>مگر می‌شود نام کودکان در میان باشد و مرضیه برومند جایی در آن روایت نداشته باشد؟ زنی که بیش از سه دهه، تصویر مهربان و امن کودکی برای چند نسل از ایرانی‌ها ساخته، این روزها در نمایشی ایستاده که دیگر قرار نیست بچه‌ها را بخنداند؛ قرار است برای آن‌ها سوگواری کند.</p>
<p>از روزی که موشک آمریکایی، مدرسه میناب را هدف قرار داد و ۱۶۸ کودک شهید شدند، واکنش‌های بسیاری در فضای هنری و رسانه‌ای شکل گرفت؛ اما در میان همه این واکنش‌ها، حضور مرضیه برومند در اجرای «حضور، غیاب» معنایی متفاوت پیدا کرده است. نمایشی محیطی که در حیاط خانه هنرمندان روی صحنه می‌رود. برومند در این اجرا، نقش مادری را بازی می‌کند که سال‌ها پیش در جنگ ایران و عراق فرزندش را از دست داده و حالا دایه کودکی مینابی است؛ کودکی که جنگ دوباره می‌خواهد او را هم بگیرد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Marzieh-Minab.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181855" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Marzieh-Minab.jpg" alt="Marzieh-Minab" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>نقطه تأثیرگذار ماجرا فقط نقش نیست؛ خودِ برومند است. کارگردان و برنامه‌سازی که در دهه شصت، وسط آژیرها و التهاب جنگ، برای بچه‌ها «شهر موش‌ها» ساخت تا جهان کودکی از صدای انفجار دور بماند. او سال‌ها تلاش کرد کودکان این سرزمین، حتی در تاریک‌ترین روزها، سهمی از خیال و شادی داشته باشند. حالا اما بعد از حدود چهل سال، انگار همان زن سازنده جهان‌های کودکانه، این‌بار ناچار شده روبه‌روی فقدان بایستد و برای کودکانی که دیگر نیستند، مرثیه بخواند.</p>
<p>برومند در «حضور، غیاب» فقط بازی نمی‌کند؛ زندگی می‌کند. روایت دایه‌ای که دلشوره دارد، به مدرسه می‌رود و دوباره طعم از دست دادن را حس می‌کند، آن‌قدر به او نزدیک شده که در یکی از اجراها، شدت گریه امانش نداد و نتوانست از روی صحنه بلند شود. این دیگر صرفاً اجرای یک نقش نیست؛ زخمی قدیمی است که دوباره باز شده است.</p>
<p>مرضیه برومند در کارنامه‌اش کم نقطه درخشان ندارد؛ از کارگردانی و عروسک‌گردانی تا بازیگری و برنامه‌سازی. اما شاید این حضور، در حوالی ۷۵ سالگی، شخصی‌ترین و مادرانه‌ترین نقش زندگی او باشد؛ اجرایی که نه از تکنیک، که از جان می‌آید و دقیقاً به همین دلیل، این‌چنین بر دل می‌نشیند.</p>
<h3><strong>محسن کیایی؛ برنده در گیشه</strong></h3>
<p>این هفته، صدر جدول فروش سینماهای ایران در اختیار فیلمی بود که نامش بیشتر شبیه یک شوخی است تا یک پروژه جدی سینمایی؛ «ماجراجویی در جزیره جیمز باند» به کارگردانی بهمن گودرزی. فیلمی کمدی با زوجی تازه؛ محسن کیایی و سام درخشانی. ترکیبی که ظاهراً جواب داده و دست‌کم در گیشه، مخاطب را به سالن کشانده است.</p>
<p>در روزهایی که گیشه دست «تهران کنارت» بود آمار این هفته ‌گفت؛ «ماجراجویی در جزیره جیمزباند» از فیلم‌های باقی‌مانده از اکران سال گذشته بر پرده سینماها، پرفروش‌ترین فیلم پنجشنبه و جمعه بود. موفقیتی که بخش مهمی از آن، روی دوش محسن کیایی ایستاده؛ بازیگری که سال‌هاست در سینما، تبدیل به چهره‌ای قابل اعتماد برای کمدی شده است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Mohsen-James-Bond.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181856" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Mohsen-James-Bond.jpg" alt="Mohsen-James-Bond" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>کیایی از آن بازیگرهایی است که مخاطب، پیش از شروع فیلم، تکلیفش را با او می‌داند؛ قرار است ریتم را نگه دارد، شوخی را از دست ندهد و فضا را برای خندیدن آماده کند. همین ویژگی باعث شده حضورش در فیلم‌های کمدی، نوعی تضمین نسبی برای گیشه باشد. ترکیب او با سام درخشانی هم یادآور همان فرمولی است که پیش‌تر میان درخشانی و پژمان جمشیدی جواب داده بود؛ دو رفیق، دو تیپ متفاوت و شوخی‌هایی که روی تضاد شخصیتی بنا می‌شوند.</p>
<p>با این حال، کیایی فقط بازیگر کمدی نیست؛ هرچند حافظه عمومی بیشتر او را با همین جنس نقش‌ها به یاد می‌آورد. در «هم‌گناه» وجهی جدی‌تر وعاشقانه‌تر از خود نشان داد و در آثاری مثل «خط ویژه»، «بارکد» و «چهارراه استانبول» هم ثابت کرد می‌تواند میان کمدی و درام حرکت کند. همین روزها نیز در سریال «هزار و یک شب» نقش طاها را بازی می‌کند؛ شخصیتی خاکستری، پیچیده و چندلایه که میان عشق، فریب و فرار سرگردان است. البته که انتقادها به کیایی نیست و  به خود سریال است و بسیاری جهان موازی و روایت شلوغ آن را نپذیرفته‌اند، کیایی در این بین تلاش کرده طاها را صرفاً یک تیپ سطحی بازی نکند و به شخصیت، نوعی بی‌قراری پنهان بدهد و به نقد منتقدان خوب هم از آب در نیامده و کاراکتر موفقی در کارنامه او نیست.</p>
<p>با این همه واقعیت این است که محسن کیایی این روزها چه در سینما و چه در شبکه نمایش خانگی، بازیگری مورد اعتماد محسوب می‌شود؛ بازیگری که مخاطب با دیدنش احساس غریبی نمی‌کند. فقط یک خطر جدی در کمین اوست؛ تکرار. اگر این زوج‌سازی‌ها و فرمول‌های امتحان‌پس‌داده بیش از حد تکرار شوند، ممکن است خیلی زود، نسخه‌ای دیگر از همان مسیری شکل بگیرد که پیش‌تر با پژمان جمشیدی دیده‌ایم. کیایی هنوز این فرصت را دارد که میان محبوبیت و کلیشه، تعادل را حفظ کند.</p>
<h3><strong>علی بهراد؛ فیلمسازی که سینما را به جنجال ترجیح می‌دهد</strong></h3>
<p>در روزهایی که سینمای ایران بعد از التهاب جنگ و رکود سالن‌ها نفس کم آورده بود، «تهران کنارت» ناگهان تبدیل به همان فیلمی شد که دوباره مردم را به سینما کشاند؛ فیلمی پرحاشیه، توقیف‌شده و بحث‌برانگیز که سه سال اجازه اکران نداشت و حالا بعد از عبور از سانسور و جنجال، به یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های این روزها تبدیل شده است. اما شاید جالب‌تر از خود فیلم، رفتار سازنده‌اش باشد؛ علی بهراد، کارگردانی که برخلاف جریان رایج، ترجیح داد روی موج حاشیه‌ها سوار نشود.</p>
<p>از همان روزهای اول اکران، کمپین‌هایی برای پایین کشیدن فیلم از پرده شکل گرفت، خبر احضار عوامل منتشر شد و فضای رسانه‌ای مدام درباره سانسور و توقیف حرف زد. بسیاری انتظار داشتند بهراد هم وارد بازی رسانه‌ای شود و از این جنجال برای تبلیغ فیلم استفاده کند، اما او سکوت کرد. نه بیانیه تند داد، نه خود را قربانی معرفی کرد و نه تلاش کرد التهاب را به فروش بیشتر وصل کند. همین سکوت، تصویر متفاوتی از او ساخت؛ فیلمسازی که انگار بیشتر از دیده شدن، نگران خودِ فیلم و مخاطبی است که هزینه کرده و به سینما آمده.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Ali-Behrad.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181857" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Ali-Behrad.jpg" alt="Ali-Behrad" width="620" height="413" /></a></p>
<p>این هفته اما گفت‌وگوی مفصل او با روزنامه شرق، دوباره نامش را به مرکز توجه آورد. حرف‌هایی که بیشتر از هر چیز، نگاه شخصی و عاشقانه‌اش به سینما را آشکار می‌کرد. او گفت اگر سانسور به فیلم آسیب جدی می‌زد، ترجیح می‌داد هرگز اکران نشود؛ جمله‌ای که در فضای این سال‌های سینمای ایران، کمتر شنیده می‌شود. بهراد از سینما مثل یک «بیزینس» حرف نمی‌زند؛ بیشتر شبیه کسی است که فیلم ساختن را ادامه زیست شخصی خودش می‌داند.</p>
<p>شاید همین نگاه شخصی است که «تهران کنارت» را برای بخشی از مخاطبان، متفاوت کرده. فیلمی که ایده‌اش از یک مواجهه کوتاه در مهمانی‌ای در کن شکل گرفت؛ جایی که بهراد تنها با دیدن دختری ناشناس، جهانی خیالی در ذهنش ساخت و آن خیال، بعدتر تبدیل به فیلم‌نامه شد. حتی اسم اولیه فیلم، «سرنتی‌پیتی»، هم معنایی نزدیک به همین اتفاق خوشایند و پیش‌بینی‌نشده داشت.</p>
<p>بهراد بعد از فیلم تحسین‌شده «تصور»، حالا نشان داده به‌دنبال تکرار خودش نیست. او همین حالا هم از فیلم تازه‌اش «بن‌سای» می‌گوید؛ فیلمی با بازی پریناز ایزدیار و پیمان معادی که وعده می‌دهد باز هم جهانی متفاوت خلق کند. شاید هنوز برای قضاوت نهایی درباره او زود باشد، اما یک چیز روشن است؛ علی بهراد از آن فیلمسازهایی است که سینما را صرفاً کار نمی‌بیند، زندگی‌اش می‌کند. همین نگاه، حتی وقتی مخالفان زیادی داشته باشد، او را به یکی از چهره‌های آینده‌دار این نسل تبدیل می‌کند.</p>
<h3><strong>آشا محرابی؛ فرصت طنازی در دو خانواده!</strong></h3>
<p>تلویزیون این روزها با پخش سریال «صفا با خانواده» بار دیگر به سراغ کمدی خانوادگی رفته؛ گونه‌ای که سال‌ها ستون اصلی جذب مخاطب عام بود اما در سال‌های اخیر کمتر توانسته بود اتفاقی جدی رقم بزند. در این میان، یکی از چهره‌هایی که حضورش در سریال جلب توجه کرده، آشا محرابی است؛ بازیگری که سال‌هاست مخاطب تلویزیون او را می‌شناسد، اما این بار در موقعیتی متفاوت‌تر دیده می‌شود.</p>
<p>محرابی در نقش «ماندانا» همسر صفا با بازی احمد مهرانفر، تصویری از یک زن پرانرژی، پرحرف، نگران و در عین حال دوست‌داشتنی ارائه می‌دهد؛ شخصیتی که کمدی‌اش نه از اغراق‌های مرسوم، بلکه از جنس رفتار و لحن بیرون می‌آید. او مدام نگران همسرش است، از او تعریف می‌کند، هوایش را دارد و همین حمایت افراطی و شیرین، به موقعیت طنز تبدیل می‌شود. این همان نقطه‌ای است که تجربه سال‌ها بازیگری محرابی به کمکش آمده؛ او می‌داند چگونه بدون افتادن به دام تیپ‌سازی، از جزئیات رفتاری خنده بسازد.</p>
<p>آشا محرابی اساساً بازیگری است که همیشه در تلویزیون حضور داشته، اما کمتر در مرکز توجه رسانه‌ای قرار گرفته است. از «آینه» در حدود ۴۰ سال پیش تا «هشت و نیم دقیقه»، «همه چیز آنجاست»، «قول مردونه» و «مهیار عیار»، او از آن بازیگرانی بوده که بارِ قابل‌توجهی از قصه را بی‌حاشیه و بی‌ادعا جلو برده‌اند. شاید به همین دلیل است که مخاطب هنگام تماشای او، احساس آشنایی و اعتماد دارد؛ نوعی امنیت در بازی که به شخصیت‌ها باورپذیری می‌دهد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Asha-Safa-Ba-Khanevadeh.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181858" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Asha-Safa-Ba-Khanevadeh.jpg" alt="Asha-Safa-Ba-Khanevadeh" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>اما اتفاق مهم‌تر این روزهای آشا محرابی، حضور همزمان او در دو سریال است؛ «صفا با خانواده» و «در و تخته». سریال «در و تخته» به کارگردانی محسن امانی و محصول سازمان سینمایی سوره نیز این روزها روی آنتن تلویزیون است؛ مجموعه‌ای که قصه‌اش از یک اشتباه هفده‌ساله آغاز می‌شود؛ جایی که دو خانواده می‌فهمند نوزادانشان سال‌ها پیش در بیمارستان جابه‌جا شده‌اند.</p>
<p>محرابی در «در و تخته» نقش مادر یکی از این دو خانواده را بازی می‌کند؛ زنی معتقد به اصول اخلاقی و شرعی که حالا ناگهان در موقعیتی قرار گرفته که تمام بنیان‌های ذهنی و خانوادگی‌اش را به چالش می‌کشد. او این شخصیت را با لحنی کنترل‌شده و در عین حال گرم بازی می‌کند؛ اجرایی که حتی در دل یک موقعیت ملتهب خانوادگی، رگه‌هایی از شیرینی و طنز موقعیت را حفظ می‌کند.</p>
<p>این همزمانی، بیش از هر چیز نشان می‌دهد محرابی هنوز هم توانایی حرکت میان فضاهای متفاوت را دارد؛ از مادری پرجنب‌وجوش و شوخ‌طبع در «صفا با خانواده» تا زنی درگیر بحران‌های اخلاقی و خانوادگی در «در و تخته». زوج احمد مهرانفر و آشا محرابی در یک سو و زوج سیدعلی صالحی و محرابی در سوی دیگر، هر دو از آن ترکیب‌هایی هستند که بر پایه بازی‌های کنترل‌شده و واقع‌گرایانه شکل گرفته‌اند و همین، روابط خانوادگی سریال‌ها را برای مخاطب باورپذیر می‌کند.</p>
<h3><strong>مهدی یزدانی‌خرم؛ تکرار یا فتح سنگری تازه در روایت جنگ؟</strong></h3>
<p>در سینمای ایران معمولاً نام کارگردان‌ها زودتر از نویسندگان شنیده می‌شود؛ حتی فیلم‌هایی که بر پایه فیلمنامه شکل گرفته‌اند، اغلب در حافظه عمومی با نام کارگردان ثبت می‌شوند. اما در ماه‌های اخیر، نام مهدی یزدانی‌خرم بیش از گذشته وارد جریان رسانه‌ای سینما شده است؛ نویسنده و روزنامه‌نگاری که حالا آرام‌آرام از جهان ادبیات به قلمرو تصویر کوچ کرده و به نظر می‌رسد قصد دارد همان دغدغه‌های قدیمی‌اش را این بار در مدیومی تازه روایت کند.</p>
<p>خبر تازه درباره او، نگارش فیلمنامه «ببرها» با همکاری حبیب والی‌نژاد است؛ پروژه‌ای درباره حمله تاریخی جنگنده‌های اف۵ نیروی هوایی ارتش به پایگاه بوهرینگ کویت در روزهای ابتدایی جنگ سوم تحمیلی. انتخاب این سوژه اتفاقی نیست. یزدانی‌خرم سال‌هاست در رمان‌ها و نوشته‌هایش به تاریخ معاصر ایران، به‌ویژه جنگ و زخم‌های اجتماعی آن، نزدیک شده و حالا همان جهان ذهنی را وارد سینما کرده است. تفاوت فقط در ابزار روایت است؛ قبلاً با کلمات و حالا با تصویر.</p>
<p>همزمانی این خبر با اکران «نیم‌شب» و پخش سریال «اهل ایران» باعث شده نام او بیشتر از همیشه شنیده شود. «نیم‌شب» که نخستین تجربه جدی فیلمنامه‌نویسی سینمایی او بود، برایش سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه جشنواره فجر را به همراه آورد؛ جایزه‌ای که آن را به شهدای جنگ و خلبانان تقدیم کرد. اما همین فیلم، در کنار تحسین‌ها، منتقدان جدی هم داشت. برخی معتقد بودند روایت فیلم انسجام کافی ندارد و شخصیت‌ها به اندازه ایده مرکزی عمق پیدا نکرده‌اند. همین دوگانه، درباره «اهل ایران» هم تکرار شد؛ سریالی اپیزودیک با محوریت جنگ که موافقانش از فضای احساسی و روایت‌های انسانی دفاع کردند و مخالفانش آن را شعاری و پراکنده دانستند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Yazdani-Fajr.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181859" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Yazdani-Fajr.jpg" alt="Yazdani-Fajr" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>با این حال، شاید مهم‌ترین نکته درباره یزدانی‌خرم نه کیفیت تک‌تک آثارش، بلکه جهت حرکت او باشد. او از معدود نویسندگانی است که توانسته سرمایه ادبیات را وارد سینما کند؛ نویسنده‌ای که سال‌ها روزنامه‌نگاری، نقد ادبی و رمان‌نویسی کرده و حالا به سراغ روایت تصویری رفته است. همین سابقه باعث شده نگاهش به تاریخ، صرفاً گزارشی یا حماسی نباشد؛ او معمولاً سراغ شخصیت‌های فرعی، آدم‌های فراموش‌شده و زخم‌های پنهان تاریخ می‌رود.</p>
<p>خبر خرید حق اقتباس دو رمان «سرخ سفید» و «خون‌خورده» توسط پلتفرم‌های نمایش خانگی نیز نشان می‌دهد سینما و سریال‌سازی تازه در حال کشف ظرفیت جهان داستانی او هستند. یزدانی‌خرم شاید فیلد کاری‌اش را تغییر داده باشد، اما جبهه همان جبهه قدیمی است؛ تاریخ معاصر، جنگ، حافظه جمعی و انسان‌هایی که میان سیاست و بحران، دنبال روایت شدن می‌گردند. حالا باید دید او می‌تواند همان موفقیتی را که در ادبیات به دست آورد، در جهان تصویر هم تثبیت کند یا نه.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181853">از مرثیه مادرانه «مرضیه» تا کمین «مهدی» برای «ببرها»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=181853</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از چالش‌های جهانی «اصغر» تا کاریزمای رمزآلود «سعید»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=181709</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=181709#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 22 May 2026 08:58:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[آناهیتا افشار]]></category>
		<category><![CDATA[اصغر فرهادی]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[سعید آقاخانی]]></category>
		<category><![CDATA[مژده لواسانی]]></category>
		<category><![CDATA[نوید محمدزاده]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=181709</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم اصغر فرهادی، آناهیتا افشار، سعید آقاخانی، نوید محمدزاده و مژده لواسانی از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181709">از چالش‌های جهانی «اصغر» تا کاریزمای رمزآلود «سعید»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ اصغر فرهادی که بار دیگر با حضورش در جشنواره کن، توجه جهان را به سینمای ایران برگرداند، آناهیتا افشار که با «تهران کنارت» از تصویر کم‌حاشیه همیشگی‌اش فاصله گرفت، سعید آقاخانی که ناگهان در قامت یک کارآگاه کاریزماتیک ظاهر شد، نوید محمدزاده که دوباره به صحنه‌ای برگشت که از آن آمده بود و مژده لواسانی که این بار نه در استودیو، بلکه در دلِ جنوب ملتهب و روایت جنگ دیده شد.</p>
<h3><strong>اصغر فرهادی؛ فیلمساز جهانی که هنوز دلش در ایران است</strong></h3>
<p>هر بار که نام اصغر فرهادی در جشنواره کن شنیده می‌شود، ماجرا فقط اکران یک فیلم تازه نیست؛ انگار بخشی از اعتبار سینمای ایران دوباره روی فرش قرمز قدم می‌زند. این هفته، فرهادی با فیلم «داستان‌های موازی» به کن بازگشت؛ بازگشتی که از همان لحظه انتشار تصاویرش روی فرش قرمز، به یکی از مهم‌ترین اتفاقات سینمایی هفته بدل شد. ویدیوهای حضور او، تشویق ایستاده پنج دقیقه‌ای سالن و قاب‌هایی که در کنار ستاره‌های بزرگ سینمای اروپا ثبت شد، بار دیگر یادآوری کرد که فرهادی هنوز مهم‌ترین فیلمساز ایرانی در ویترین جهانی سینماست.</p>
<p>«داستان‌های موازی» که با الهام از یکی از روایت‌های سینمایی کریشتف کیشلوفسکی شکل گرفته، این بار فرهادی را در فضایی کاملاً اروپایی قرار داده است؛ فیلمی فرانسوی با حضور بازیگرانی چون کاترین دونوو، ایزابل هوپر، ونسان کسل و پیر نینی. همین ترکیب کافی بود تا بسیاری از رسانه‌ها، فیلم را یکی از آثار مهم امسالِ کن بدانند. «ددلاین» از فیلم به‌عنوان اثری «پرتعلیق، استادانه و هوشمندانه» یاد کرد و آن را فیلمی نزدیک به دوران طلایی فرهادی دانست؛ دورانی که «جدایی نادر از سیمین» و «فروشنده» او را به قله سینمای جهان رساند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Asghar-Movazi-BS.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181711" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Asghar-Movazi-BS.jpg" alt="Asghar-Movazi-BS" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>اما درباره فرهادی، همیشه حاشیه‌ها هم‌زمان با فیلم حرکت می‌کنند یا حتی جلوتر. نشست خبری کن نیز از این قاعده مستثنی نبود. خبرنگاری تلاش کرد او را وارد یک دوگانه سیاسی کند اما فرهادی، طبق همان شخصیت همیشگی‌اش، از افتادن در دام تیترهای تند فرار کرد. او گفت کشته شدن کودکان و غیرنظامیان، چه در جنگ و چه در اعتراضات، برایش تفاوتی ندارد و هیچ خشونتی را قابل پذیرش نمی‌داند؛ پاسخی که بیشتر از آنکه سیاسی باشد، شبیه جهان‌بینی اخلاقی فیلم‌های خودش بود.</p>
<p>با این حال، خبری‌تر از همه، حرف‌هایش درباره احتمال ساخت فیلمی فارسی‌زبان بود. فرهادی در گفت‌وگو با ورایتی هم تأکید کرد که ایران «ریشه و خانه» اوست و هر بار پس از پایان پروژه‌های خارجی به ایران بازمی‌گردد.</p>
<p>شاید همین تعلق خاطر است که فرهادی را، با وجود همه موفقیت‌های جهانی، هنوز برای مخاطب ایرانی مهم نگه داشته؛ فیلمسازی که دو اسکار برای ایران آورده اما هنوز ذهنش در کوچه‌های همین کشور روایت می‌سازد. برای سینمادوستان، احتمال بازگشت او به یک فیلم ایرانی، شاید هیجان‌انگیزتر از هر جایزه‌ای باشد که در کن می‌گیرد.</p>
<h3><strong>آناهیتا افشار؛ خروج آرام از حاشیه امن همیشگی به متنِ جنجال</strong></h3>
<p>در میان تمام حاشیه‌هایی که این روزها پیرامون فیلم «تهران کنارت» شکل گرفته، شاید مهم‌ترین غافلگیری، بازی آناهیتا افشار باشد؛ بازیگری که سال‌ها آرام، کم‌حاشیه و دور از هیاهوی رسانه‌ای حرکت کرد اما حالا ناگهان در مرکز یکی از پرحاشیه‌ترین فیلم‌های سال ایستاده است. فیلم علی بهراد، بعد از دو سال توقیف و کش‌وقوس‌های نظارتی بالاخره روی پرده رفته و هم‌زمان، کمپین‌های توقیف دوباره و بحث‌های رسانه‌ای، آن را به یکی از خبرسازترین آثار این روزهای سینما تبدیل کرده‌اند.</p>
<p>افشار در نقش «لی‌لی» بیش از هر زمان دیگری دیده شد؛ دختری امروزی، بی‌پروا و در آستانه مهاجرت که رابطه‌اش با پاشا با بازی علی شادمان، هسته اصلی روایت فیلم را می‌سازد. انتخاب افشار برای چنین نقشی، انتخابی جسورانه بود. او معمولاً در نقش‌هایی آرام‌تر و کنترل‌شده‌تر دیده شده اما این بار، بازی‌اش پر از فراز و فرود، شیطنت، بی‌قراری و نوعی برون‌گرایی غیرمنتظره است؛ اجرایی که بسیاری از منتقدان آن را بهترین بازی کارنامه‌اش تا امروز می‌دانند.</p>
<p>بخشی از حساسیت‌ها و حاشیه‌های فیلم هم دقیقاً به همین تصویر بازمی‌گردد. خود بهراد گفته: «تهران کنارت» تلاش می‌کند نسل تازه‌ای از جوانان شهری را نمایش دهد؛ نسلی که دیگر با الگوهای رایج کمدی سینمای ایران ارتباط برقرار نمی‌کند و بیشتر به جهان سریال‌ها و محصولات پلتفرم‌هایی مثل نتفلیکس و HBO نزدیک شده است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Anahita-Tehran-Kenarat.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181712" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Anahita-Tehran-Kenarat.jpg" alt="Anahita-Tehran-Kenarat" width="620" height="413" /></a></p>
<p>در چنین فضایی، کاراکتر لی‌لی با آن سبک زندگی، شوخی‌ها و جنس مواجهه‌اش با عشق و مهاجرت، طبیعی بود که تبدیل به نقطه حساس فیلم شود.</p>
<p>اما آنچه بازی افشار را مهم‌تر می‌کند، شکستن همان تصویر همیشگی اوست. او تا امروز کمتر وارد جنجال شده، آهسته مسیرش را ساخته و معمولاً انتخاب‌های کم‌ریسک‌تری داشته است. حتی نقشش در «آنتیک» که این روزها هم‌زمان با «تهران کنارت» روی پرده است، بیشتر با همان آرامش شناخته‌شده‌اش هماهنگ بود. اما «تهران کنارت» انگار لحظه خروج او از پیله امن سال‌های گذشته است؛ جایی که دیگر فقط یک بازیگر ساکت و نیست و می‌خواهد خودش را در نقطه‌ای پرخطرتر محک بزند.</p>
<p>همین ریسک، آینده افشار را جذاب‌تر می‌کند. بازیگری که سال‌ها بی‌سروصدا حرکت کرد، حالا ناگهان در مرکز توجه ایستاده و نشان داده توانایی عبور از قالب‌های قبلی‌اش را دارد. اگر همین مسیر انتخاب‌های دقیق و نقش‌های چالش‌برانگیز را ادامه دهد، شاید «تهران کنارت» فقط آغاز دوره تازه‌ای در کارنامه او باشد؛ دوره‌ای که دیگر نامش فقط در حاشیه فهرست بازیگران خوب نمی‌آید، بلکه خودش به یکی از چهره‌های اصلی بحث‌های سینمایی تبدیل می‌شود.</p>
<h3><strong>سعید آقاخانی؛ آقای کمدین، کارآگاه کاریزماتیک می‌شود</strong></h3>
<p>اتفاق غافلگیرکننده قسمت چهارم سریال «بیست و یک»، نه فقط یک ورود معمولی به قصه، که ورود یک «پرسونا» به جهان سریال بود؛ سعید آقاخانی با نقش «سرگرد صدر» وارد درامی پلیسی شد، با نخستین سکانس‌های حضور او، لحن سریال تغییر کرد؛ انگار شخصیت تازه‌ای وارد شده که هم قرار است گره پرونده را باز کند و هم به جهان داستان، شخصیت و طنازی تزریق کند.</p>
<p>«بیست و یک» به کارگردانی بهنام بهزادی در هفته‌های اخیر توانسته در میان سریال‌های معمایی نمایش خانگی جای خودش را باز کند، اما حالا با ورود آقاخانی، برگ تازه‌ای رو کرده است؛ سرگردی منزوی، باهوش و غیرقابل پیش‌بینی که میان تعمیر ساعت، کلکسیون شخصی و شوخی‌های ریز و درشتش، تصویری متفاوت از یک کارآگاه ایرانی می‌سازد. او پلیسی است که هم از سرمای کولر بدش می‌آید، هم صبحانه انگلیسی درست می‌کند و هم معلوم است بیشتر از همکارانش فیلم و سریال خارجی دیده؛ جزئیاتی کوچک که شخصیت را از تیپ‌های تکراری پلیسی جدا می‌کند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Aghakhani-21.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181713" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Aghakhani-21.jpg" alt="Aghakhani-21" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>نکته مهم اما خودِ آقاخانی است. بازیگری که سه دهه با کمدی در ذهن مخاطب جا افتاده؛ از «پرواز ۵۷» و «پشت کنکوری‌ها» تا «من یک مستأجرم» و در سال‌های اخیر «نون خ». او سال‌ها تصویر مرد شوخ‌طبع و مردمی تلویزیون را نمایندگی کرده و حالا که یک سرگرد آگاهی است هم رگه‌های طنز از جهانش جدا نشده است. اما آقاخانی در سینما بارها نشان داده توانایی بازی در نقش‌های پیچیده و تلخ را هم دارد؛ از «خداحافظی طولانی»،‌ «بنفشه آفریقایی» تا «قسم» و «خون شد».</p>
<p>همین ترکیبِ طنز و تلخی حالا به کمک «سرگرد صدر» آمده است. او کارآگاهی است که شوخی می‌کند اما لوده نیست، آرام است اما منفعل نیست و کاریزما دارد بی‌آنکه بخواهد ژست قهرمان‌های کلیشه‌ای را بگیرد. حتی بعضی دیالوگ‌ها و لحن‌های آشنا از «نون خ» هم ناخودآگاه وارد بازی‌اش شده؛ چیزی که باعث می‌شود مخاطب سریع‌تر با او اخت بگیرد.</p>
<p>واقعیت این است که آقاخانی حالا به سنی رسیده که نقش‌های پخته بیشتر به او می‌آید. موهای سفیدش، آرامش رفتارش و جنس بازی کنترل‌شده‌اش، از «سرگرد صدر» یک شخصیت سینمایی ساخته؛ شخصیتی که اگر در ادامه سریال فراز و فرود درستی پیدا کند، می‌تواند به یکی از کارآگاه‌های ماندگار سال‌های اخیر نمایش خانگی تبدیل شود.</p>
<h3><strong>نوید محمدزاده؛ بازگشت به صحنه‌ای که از آن آمده است</strong></h3>
<p>در روزهایی که فضای فرهنگی هنوز در حال عبور از التهاب ماه‌های اخیر است، بازگشت نوید محمدزاده به صحنه تئاتر، توجه‌ها را به سمت خود جلب کرد؛ بازگشت بازیگری که هرچقدر در سینما ستاره شد، هیچ‌وقت خودش را از تئاتر جدا نکرد. این روزها نمایش «پرنده سیاه» به کارگردانی و بازی او روی صحنه رفته؛ نمایشی از نوشته دیوید هریر که تنها دو بازیگر دارد و بر یک مواجهه عاطفیِ ناتمام بنا شده است.</p>
<p>محمدزاده در این اثر، هم کارگردان است و هم بازیگر؛ انتخابی که نشان می‌دهد او حالا بیش از گذشته به کنترل جهان اثر علاقه‌مند شده است. «پرنده سیاه» دومین تجربه کارگردانی او پس از «شهربازی» محسوب می‌شود و همین استمرار، نشان می‌دهد حضورش در تئاتر دیگر صرفاً یک تفنن یا بازیگری صرف نیست. او سال‌ها روی صحنه بزرگ شده؛ از همکاری با آتیلا پسیانی و حسن معجونی تا بازی در آثار هومن سیدی و سیامک صفری. برای محمدزاده، تئاتر فقط یک مدیوم نیست؛ بخشی از هویت حرفه‌ای اوست.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Navid-Mohamadzadeh.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181714" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Navid-Mohamadzadeh.jpg" alt="Navid-Mohamadzadeh" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>شاید به همین دلیل است که حتی در سینما هم همیشه رگه‌ای از بازی تئاتری در کارش دیده می‌شود؛ از انفجارهای احساسی «ابد و یک روز» گرفته تا کنترل عصبی «متری شیش و نیم» و خشونت تلخ «مغزهای کوچک زنگ‌زده». او بازیگری است که بدن، صدا و ریتم دیالوگ را می‌شناسد و این شناخت، بیش از هر چیز از صحنه تئاتر آمده است.</p>
<p>حتی در تجربه‌های متفاوت‌ترش هم این ویژگی دیده می‌شود. در «آکتور» توانست چند شخصیت متفاوت را با تغییر لحن و بدن خلق کند و در «آه چه روزهای خوشی بود» ساخته همایون غنی‌زاده آن‌قدر به جهان تئاتری نزدیک شد که بعضی سکانس‌ها بیشتر شبیه اجرای مونولوگ روی صحنه بودند تا بازی مقابل دوربین.</p>
<p>محمدزاده البته در این سال‌ها کم‌حاشیه هم نبوده؛ از واکنش‌های رسانه‌ای تا فرازونشیب‌های شخصی، بارها نامش بیرون از آثارش خبرساز شده است. اما نکته جالب اینجاست که تقریباً حتی منتقدانش هم روی یک موضوع اتفاق نظر دارند؛ او بازیگر توانایی است. شاید دقیقاً به همین دلیل است که هر بار در اثری حضور دارد، توجه‌ها دوباره متوجه اصل ماجرا می‌شود؛ جایی که نوید محمدزاده پیش از شهرت، پیش از فرش قرمز و پیش از هیاهو، از آنجا آمده بود: صحنه.</p>
<h3><strong>مژده لواسانی؛ حضور در دلِ تنگه‌ای که بوی جنگ می‌دهد</strong></h3>
<p>برای سال‌ها، تصویر عمومی مژده لواسانی با استودیوهای تلویزیونی، اجراهای آرام و نوعی پرستیژ رسمی گره خورده بود؛ مجری‌ای که بیشتر پشت میز می‌نشست، شمرده حرف می‌زد و چهره‌ای کاملاً متعلق به قاب‌های کنترل‌شده رسانه ملی داشت. اما این هفته، پخش نخستین قسمت مستند «من زنده‌ام» تصویر تازه‌ای از او ساخت؛ تصویری که نه در استودیو، بلکه روی شناوری در تنگه هرمز شکل گرفته بود؛ جایی که این روزها نامش بیش از هر نقطه‌ای با جنگ، بحران و فشارهای منطقه‌ای گره خورده است.</p>
<p>در روزهایی که توجه افکار عمومی به جنوب ایران و خلیج فارس چند برابر شده، حضور لواسانی در هرمز و میناب، آن هم به‌عنوان راوی یک سفر مستند جنگی، اتفاق کوچکی نبود. او فقط نریشن نمی‌گوید؛ به خانه خانواده شهدای ناو دنا می‌رود، پای حرف مادران داغدار می‌نشیند و روایت کودکان معصومی را می‌شنود که در حملات موشکی شهید شدند. همین حضور میدانی باعث شد بسیاری، چهره تازه‌ای از او ببینند؛ مجری‌ای که این بار از قاب امن همیشگی فاصله گرفته و وارد موقعیتی شده که هم خطر دارد و هم فرسایش روحی.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Mozhde-Man-ZendeAm.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181715" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Mozhde-Man-ZendeAm.jpg" alt="Mozhde-Man-ZendeAm" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>شاید همین تضاد، مستند را کنجکاوی‌برانگیز کرده است. لواسانی همیشه برای بخشی از مخاطبان، چهره‌ای بیش از حد رسمی و اتوکشیده بوده؛ کسی که حتی همدردی‌هایش هم گاهی شبیه اجرای تلویزیونی به نظر می‌رسید. حالا قرار گرفتن او در فضای خشن و ملتهب جنوب، نوعی دوگانگی ساخته؛ دختری تهرانی و استودیویی که ناگهان وسط روایت جنگ ایستاده و می‌خواهد از مقاومت و ایستادگی بگوید.</p>
<p>خود او هم گفته راحت‌تر بوده که در استودیو بماند و یک برنامه گفت‌وگومحور اجرا کند اما دلش می‌خواسته در روزهای جنگ، کار مهم‌تری برای ایران انجام دهد. حتی «من زنده‌ام» را سخت‌ترین و مهم‌ترین تجربه حرفه‌ای‌اش توصیف کرده؛ پروژه‌ای که با هر کیفیتی تمام قد پشت آن می‌ایستدو  می‌گوید دوست دارد اگر روزی نبود، با آن شناخته شود.</p>
<p>با این حال، هنوز برای قضاوت نهایی زود است. «من زنده‌ام» تازه آغاز شده و لواسانی هنوز در ابتدای این سفر قرار دارد. بعضی لحظه‌ها، آن مدل همیشگی و لحن کنترل‌شده‌اش اجازه نمی‌دهد مخاطب کاملاً با احساسات او همراه شود و گاهی همدردی‌هایش بیش از حد طراحی‌شده به نظر می‌رسد. اما شاید همین مسیر تدریجی، بخشی از جذابیت مستند باشد؛ تماشای مجری‌ای که آرام‌آرام از قاب رسمی خودش فاصله می‌گیرد و در مواجهه با واقعیت تلخ جنگ، پوست می‌اندازد.</p>
<p>اگر این تغییر ادامه پیدا کند، «من زنده‌ام» می‌تواند فقط یک سفرنامه تلویزیونی نباشد؛ بلکه نقطه عطفی در تصویری باشد که سال‌ها از مژده لواسانی در ذهن مخاطب ساخته شده بود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181709">از چالش‌های جهانی «اصغر» تا کاریزمای رمزآلود «سعید»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=181709</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از «علیشا»ی عاشق‌پیشه تا نغمه «پرواز» برای وطن</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=181580</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=181580#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 15 May 2026 10:23:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر عبدی]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[ستایش رجایی‌نیا]]></category>
		<category><![CDATA[علی شادمان]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا شیرخانلو]]></category>
		<category><![CDATA[پرواز همای]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=181580</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم اکبر عبدی، پرواز همای، علی شادمان، ستایش رجایی‌نیا و محمدرضا شیرخانلو از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181580">از «علیشا»ی عاشق‌پیشه تا نغمه «پرواز» برای وطن</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ اکبر عبدی با خبر بستری شدنش دوباره یادآور بخشی از حافظه جمعی ایرانی‌ها شد، پرواز همای با خواندن سرود تیم ملی در میانه روزهای جنگ‌زده ایران، نامش را به بحث‌های ملی‌گرایی و همدلی گره زد، علی شادمان با اکران «تهران کنارت» بار دیگر در قامت عاشق‌‌پیشه‌ای از نسل امروز ظاهر شد، ستایش رجایی‌نیا با نقش یلدا در «بدنام» خودش را از یک چهره آشنا به بازیگری قابل توجه رساند و محمدرضا شیرخانلو هم نشان داد برخلاف بسیاری از بازیگران کودک، قصد ندارد به خاطره‌ای فراموش‌شده تبدیل شود.</p>
<h3><strong>اکبر عبدی؛ بازیگری که مردم او را از خانواده خود می‌دانند</strong></h3>
<p>خبر بستری شدن اکبر عبدی در بخش مراقبت‌های ویژه، فقط یک خبر درمانی درباره یک بازیگر نبود؛ واکنشی که مردم، هنرمندان و حتی فضای مجازی به آن نشان دادند، بیشتر شبیه نگرانی برای یکی از اعضای خانواده بود. در روزگاری که بسیاری از چهره‌های قدیمی سینما به‌مرور از حافظه عمومی فاصله می‌گیرند، عبدی همچنان از معدود بازیگرانی است که نامش برای مردم فقط یادآور فیلم و سریال نیست؛ یادآور بخشی از زندگی روزمره چند نسل است.</p>
<p>همین که انتشار شایعه درگذشت او ظرف چند ساعت موجی از نگرانی ایجاد کرد و خانواده‌اش درباره سلامتی‌اش توضیح دادند، نشان می‌دهد اکبر عبدی هنوز برای مخاطب ایرانی «زنده» است؛ نه صرفاً به معنای حضور فیزیکی، بلکه به معنای حضور در حافظه جمعی. او از آن بازیگرانی است که مردم با تکه‌کلام‌ها، نقش‌ها و حتی صورتش خاطره دارند. از «بازم مدرسم دیر شد» تا «اخراجی‌ها»، از «مادر» تا «آدم‌برفی»، عبدی همیشه توانسته فاصله میان بازیگر و مردم را کم نگه دارد.</p>
<p>بخش مهمی از محبوبیت او به صداقت اجرایش برمی‌گردد. عبدی هیچ‌وقت بازیگری نبود که بخواهد شیک و دست‌نیافتنی به نظر برسد. حتی زمانی که نقش‌های متفاوت و پیچیده بازی می‌کرد، باز هم جنس بازی‌اش مردمی بود. شاید به همین دلیل است که مردم هنوز هم کمدی را با او به یاد می‌آورند؛ با بازیگری که می‌توانست هم نقش مرد ساده‌دل را بازی کند، هم پیرزن، هم جوان عاشق و هم کاراکترهای اغراق‌شده کمدی، بدون آنکه باورپذیری‌اش از بین برود.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Akbar-Abdi.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181582" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Akbar-Abdi.jpg" alt="Akbar-Abdi" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>نقش او در «آدم‌برفی» هنوز یکی از جسورانه‌ترین بازی‌های تاریخ سینمای ایران است؛ جایی که عبدی سال‌ها پیش، در فضایی محافظه‌کارانه، نقشی را پذیرفت که بسیاری از بازیگران جرأت نزدیک شدن به آن را نداشتند. یا در «مادر» علی حاتمی، وجهی عمیق و انسانی از بازیگری‌اش را نشان داد. عبدی همیشه ثابت کرده بود مهارت اصلی‌اش بازی کردنِ آدم‌هایی است که هیچ شباهتی به خودش ندارند.</p>
<p>در سینمای ایران کم نبوده‌اند بازیگرانی که با بالا رفتن سن، یا فراموش شدند یا صرفاً به چهره‌هایی نوستالژیک تبدیل شدند؛ اما عبدی هنوز برای مردم «امروز» است. حتی وقتی برخی حضورهای رسانه‌ای‌اش با انتقاد همراه شد، باز هم تصویر کلی او نزد مخاطب خراب نشد. دلیلش شاید همان حسی باشد که مردم از او گرفته‌اند؛ حس سادگی، بی‌واسطگی و صمیمیتی که ساختگی به نظر نمی‌رسد. حالا هم نگرانی برای سلامتی‌اش فقط نگرانی برای یک بازیگر نیست؛ نگرانی برای بخشی از تاریخ سینمای ایران است.</p>
<h3><strong>پرواز همای؛ صدایی که میان وطن، جنگ و فوتبال ایستاد</strong></h3>
<p>در روزهایی که فضای رسانه‌ای ایران زیر سایه تنش‌های سیاسی، جنگ و اخبار منطقه‌ای قرار گرفته، طبیعی است هر اتفاقی که به مفهوم «وطن» و همدلی ملی گره بخورد، بیشتر دیده شود. پرواز همای این هفته دقیقاً در چنین موقعیتی قرار داشت؛ خواننده‌ای که سال‌ها بیشتر با موسیقی سنتی شناخته می‌شد، حالا با خواندن سرود رسمی تیم ملی برای جام جهانی ۲۰۲۶، وارد زمینی شد که هم سیاسی است، هم احساسی و هم رسانه‌ای.</p>
<p>اتفاق مهم فقط انتشار یک قطعه موسیقی نبود؛ بلکه نحوه رونمایی از آن بود. اجرای سرود در میان مردم، با حضور بازیکنان تیم ملی و در فضایی که هنوز جامعه از التهاب روزهای جنگ و آتش‌بس نیم‌بند فاصله نگرفته، باعث شد این قطعه خیلی سریع فراتر از یک موسیقی فوتبالی دیده شود. همای تلاش کرد سرودش فقط برای فوتبال نباشد؛ بیشتر شبیه دعوتی به همدلی ملی باشد. شعری که مدام از «وطن»، «خاک» و «ایران» می‌گوید و روی همان احساساتی دست می‌گذارد که این روزها در جامعه پررنگ‌تر شده است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Homay-TimMelli.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181583" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Homay-TimMelli.jpg" alt="Homay-TimMelli" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>بخش مهمی از توجه رسانه‌ای به این اتفاق، به خود شخصیت پرواز همای برمی‌گردد. او نخواست صرفا سفارشی برای تیم ملی بخواند، خودش را به این پروژه نزدیک نشان داد؛ از علاقه قدیمی‌اش به فوتبال گفت، از روزهایی که تا نوجوانی فوتبال بازی می‌کرد و حتی تأکید کرد در روزهای جنگ کنار مردم بوده است. همین روایت شخصی باعث شد بخشی از مخاطبان، اجرای او را صرفاً یک سفارش دولتی نبینند، بلکه نوعی موضع‌گیری عاطفی تلقی کنند.</p>
<p>اما همان‌قدر که این سرود طرفدار داشت، منتقد هم داشت. برخی معتقد بودند قطعه از نظر موسیقایی ضعیف‌تر از انتظار است و نمی‌تواند به اثری ماندگار برای تیم ملی تبدیل شود. این انتقاد البته چیز تازه‌ای نیست؛ تقریباً در تمام دوره‌ها، موسیقی رسمی تیم ملی زیر سایه قطعات غیررسمی و مردمی قرار گرفته است. با این حال، درباره سرود همای، بحث فقط کیفیت موسیقی نبود؛ بیشتر درباره این بود که آیا این قطعه توانسته حس مشترک یک ملت را نمایندگی کند یا نه.</p>
<p>همای این روزها نه فقط به‌عنوان یک خواننده سنتی، بلکه به‌عنوان چهره‌ای اجتماعی دیده می‌شود. او با این سرود وارد میدان حساسی شده که مرز میان هنر، وطن‌دوستی و فضای سیاسی بسیار باریک است. شاید همین مسئله باعث شده نامش این روزها بیشتر از همیشه شنیده شود؛ صدایی که می‌خواهد هم برای فوتبال بخواند، هم برای ایرانِ زخمی این روزها.</p>
<h3><strong>علی شادمان؛ عاشقِ همیشگیِ نسل سرگردان</strong></h3>
<p>اکران «تهران کنارت» بار دیگر علی شادمان را به مرکز توجه آورد؛ بازیگری که سال‌هاست سینمای ایران او را در نقش جوان‌های درگیر بحران، عشق و بلاتکلیفی می‌شناسد. فیلم تازه علی بهراد، با همه حاشیه‌ها و توقیف طولانی‌اش، شاید بیش از هر چیز دوباره این سؤال را درباره شادمان مطرح کرد که آیا او هنوز می‌تواند از قالب نقش‌های آشنایش فاصله بگیرد یا نه.</p>
<p>در «تهران کنارت»، شادمان نقش پاشا، پسری را بازی می‌کند که میان عشق و مهاجرت گیر افتاده؛ شخصیتی که نه قهرمان سیاسی است و نه قربانی مطلق، بلکه نماینده بخشی از نسل امروز است که مدام میان رفتن و ماندن معلق مانده‌اند. این جنس کاراکتر، برای شادمان تازه نیست. او پیش‌تر در «یاغی» و «می‌خواهم زنده بمانم» هم نشان داده بود در بازی کردنِ جوان‌های عاشق‌پیشه و درگیر بحران‌های درونی، مهارت دارد.</p>
<p>اتفاقاً نقطه قوت شادمان همین است؛ مخاطب خیلی راحت با او ارتباط می‌گیرد. صورت، لحن و جنس بازی‌اش طوری است که برای نقش‌های عاطفی و ملتهب باورپذیر به نظر می‌رسد. او از آن بازیگرهایی است که انگار اضطراب و احساسات نسل خودش را خوب می‌شناسد و همین باعث می‌شود حتی وقتی نقش پیچیدگی زیادی ندارد، باز هم تماشاگر با او همراه شود.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Shadman-Tehran1.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181588" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Shadman-Tehran1.jpg" alt="Shadman-Tehran" width="620" height="413" /></a></p>
<p>با این حال، «پاشا» در «تهران کنارت» نقطه عطف بزرگی برای کارنامه شادمان نیست. بازی او خوب و کنترل‌شده است، اما فراز و فرود غافلگیرکننده‌ای ندارد. بیشتر شبیه ادامه همان تیپ جوانِ عاشق و آسیب‌پذیری است که سال‌هاست از او دیده‌ایم. شاید به همین دلیل هم بخشی از نقدها به فیلم، به تکراری شدن فضای داستان و حتی جنس بازی‌ها برمی‌گردد.</p>
<p>اما نکته مهم درباره شادمان این است که او هنوز سرمایه مهمی برای سینمای جوان ایران محسوب می‌شود. مخاطب حضورش را می‌پذیرد و نامش هنوز برای نسل جوان جذابیت دارد. این موضوع برای بازیگری که از کودکی جلوی دوربین بوده، اتفاق ساده‌ای نیست. خیلی از کودک‌ستاره‌های سینمای ایران، با بزرگ شدن حذف شدند یا نتوانستند هویت تازه‌ای پیدا کنند؛ اما شادمان توانسته این گذار را مدیریت کند. از کودک ویولن‌زن «میم مثل مادر» تا جوان سرکش و عاشق امروز، او آرام‌آرام با نسل مخاطبانش بزرگ شده است.</p>
<p>حضور موفقش روی صحنه تئاتر در «رامسس دوم» هم نشان داد توانایی‌اش فقط محدود به مدیوم تصویر نیست. شاید حالا مهم‌ترین چالش او این باشد که مراقب تکرار خودش باشد. شادمان بازیگر توانمندی است، اما اگر مدام در نقش جوان‌های عاشق و زخمی باقی بماند، ممکن است به‌تدریج غافلگیری‌اش را از دست بدهد. «تهران کنارت» بیش از آنکه یک فتح تازه برای او باشد نقشی است کهمخاطب می‌تواند دوستش داشته باشد و با او همذات پنداری کند.</p>
<h3><strong>ستایش رجایی‌نیا؛ بازیگری که قبل از دیالوگ، با چهره‌اش بازی می‌کند</strong></h3>
<p>سریال «بدنام» شاید این روزها بیشتر از آنکه بابت کیفیتش تحسین شود، به‌خاطر کلیشه‌ها و داستان تکراری‌اش نقد می‌شود؛ اما در میان همین نقدها، تقریباً یک اتفاق مورد توافق مخاطبان است: ستایش رجایی‌نیا دیده شده است. بازیگری که تا پیش از این بیشتر یک چهره آشنا بود، حالا با نقش «یلدا» تبدیل به یکی از مهم‌ترین نقاط توجه سریال شده است.</p>
<p>رجایی‌نیا در «بدنام» نقش دختری را بازی می‌کند که میان بحران‌های عاطفی، عشق و فروپاشی روحی گرفتار شده؛ شخصیتی که اگر بازیگر نتواند از پسش بربیاید، خیلی سریع به تیپی کلیشه‌ای تبدیل می‌شود. اما او توانسته یلدا را از سطح یک دختر صرفاً آسیب‌دیده بالاتر ببرد. بخش مهمی از این موفقیت به کاریزمای ذاتی‌اش برمی‌گردد؛ همان چیزی که مخاطبان مدام درباره‌اش حرف می‌زنند.</p>
<p>رجایی‌نیا از آن بازیگرانی نیست که صرفاً با زیبایی چهره دیده شوند. اتفاقاً چیزی که او را متمایز می‌کند، ترکیب جدیت، غرور و نوعی سردی کنترل‌شده در صورت و نگاهش است؛ ویژگی‌ای که برای نقش یلدا کاملاً مناسب از آب درآمده. او وقتی وارد قاب می‌شود، حتی پیش از آنکه دیالوگی بگوید، توجه را جلب می‌کند. این همان کیفیتی است که بعضی بازیگران سال‌ها دنبالش هستند و به دست نمی‌آورند؛ حضوری که تصویر را مال خود می‌کند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Stayesh-Badnam.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181584" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Stayesh-Badnam.jpg" alt="Stayesh-Badnam" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>مسیر حرفه‌ای رجایی‌نیا هم شبیه بسیاری از بازیگران زن نسل تازه، پله‌پله و آرام بوده است. از تئاتر در مشهد تا نقش‌های کوتاه و فرعی در فیلم‌هایی مثل «علف‌زار» و «گربه سیاه»، او بیشتر همان بازیگری بود که مخاطب احساس می‌کرد قبلاً جایی دیده است. اما «بدنام» برایش نقطه متفاوتی شد؛ فرصتی برای اینکه از حاشیه به متن بیاید.</p>
<p>بازی در کنار بازیگرانی مثل حسن پورشیرازی و امیر آقایی هم به دیده شدنش کمک کرده، اما نکته مهم این است که رجایی‌نیا در میان این چهره‌های باتجربه گم نشده است. حتی وقتی خود سریال افت می‌کند، باز هم بخشی از مخاطبان درباره بازی و چهره او حرف می‌زنند.</p>
<p>حالا مهم‌ترین مسئله برای رجایی‌نیا انتخاب‌های بعدی‌اش است. «یلدا» می‌تواند سکوی پرتابش باشد یا برعکس، او را در چرخه تکرار نقش‌های عاطفی و تلخ گرفتار کند. سینمای ایران بارها نشان داده برای بازیگران زن جوان، فاصله میان کشف شدن و تکراری شدن بسیار کوتاه است. اما فعلاً او توانسته از دل یک سریال پرحاشیه، خودش را بیرون بکشد و به چهره‌ای تبدیل شود که حتی منتقدان سریال هم نمی‌توانند نادیده‌اش بگیرند.</p>
<h3><strong>محمدرضا شیرخانلو؛ کودکی که نمی‌خواهد از قاب سینما حذف شود</strong></h3>
<p>اکران «سفر به لیمونیا» برای محمدرضا شیرخانلو فقط حضور در یک فیلم کودک و نوجوان نیست؛ بیشتر شبیه اعلام ورود به مرحله تازه‌ای از مسیر حرفه‌ای اوست. بازیگری که سال‌ها مخاطب ایرانی او را به‌عنوان کودک بامزه و شیرین «دهلیز» و «دودکش» می‌شناخت، حالا تلاش می‌کند ثابت کند فقط یک خاطره نوستالژیک از تلویزیون و سینمای دهه نود نیست.</p>
<p>نکته مهم درباره «سفر به لیمونیا» فقط بازی او نیست، بلکه حضورش در مقام نویسنده هم هست. برای بازیگری که هنوز سن زیادی ندارد و بخش بزرگی از عمرش جلوی دوربین گذشته، ورود به نویسندگی نشان می‌دهد می‌خواهد جایگاهش را در سینما جدی‌تر تعریف کند. شاید فیلم ضعف‌هایی داشته باشد و از نظر ساختاری بی‌نقص نباشد، اما همین که شیرخانلو تصمیم گرفته از محدوده بازیگری صرف خارج شود، خودش اتفاق مهمی است.</p>
<p>در سینمای ایران، کم نبوده‌اند کودک‌ستاره‌هایی که با تغییر چهره و بالا رفتن سن، آرام‌آرام از قاب حذف شدند. مخاطب دیگر آن‌ها را نپذیرفت یا خودشان نتوانستند هویت تازه‌ای برای ادامه مسیر پیدا کنند. اما شیرخانلو ظاهراً تصمیم گرفته با آزمون و خطا، خودش را در این فضا نگه دارد. او برخلاف بسیاری از هم‌نسلانش، هنوز فعال است؛ تئاتر کار می‌کند، در پروژه‌های کودک حضور دارد و حالا وارد نوشتن هم شده است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Shirkhanloo.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181586" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Shirkhanloo.jpg" alt="Shirkhanloo" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>بخش مهمی از جذابیت مسیر او به همین رشد تدریجی جلوی چشم مخاطب برمی‌گردد. مردم او را از کودکی دیده‌اند؛ از «دهلیز» بهروز شعیبی تا «دودکش» و حالا پروژه‌های تازه‌تر. انگار مخاطب شاهد بزرگ شدنش بوده و همین باعث می‌شود هنوز نوعی حس آشنایی و همراهی با او وجود داشته باشد.</p>
<p>شیرخانلو فعلاً بیشتر از آنکه مانند نوجوان‌هایی که ماندند در سینما چهره و سلبریتی شود، بازیگری جست‌وجوگر است. هنوز آن کاریزمایی را ندارد که به‌تنهایی گیشه یا مخاطب یک سریال را تضمین کند، اما در عوض چیزی دارد که شاید مهم‌تر باشد؛ میل به ماندن. او دارد مسیرش را امتحان می‌کند؛ از بازیگری کودک تا تئاتر موزیکال و حالا نویسندگی.</p>
<p>شاید «سفر به لیمونیا» فیلم مهمی برای این سال‌های سینمای ایران نباشد، اما برای او معنای دیگری دارد؛ تلاش برای اینکه مثل بسیاری از کودک‌بازیگران قدیمی، به خاطره‌ای محو تبدیل نشود. شیرخانلو می‌تواند از تصویر «بچه دوست‌داشتنی تلویزیون» عبور کند و به هنرمندی مستقل تبدیل شود یا نه. فعلاً نشانه‌ها می‌گویند او دست‌کم تصمیم گرفته برای پیدا کردن این هویت تازه، بجنگد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181580">از «علیشا»ی عاشق‌پیشه تا نغمه «پرواز» برای وطن</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=181580</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از ری‌برند مجازی «عزت» تا خنده‌های جنون‌‌آمیز «شادی»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=181439</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=181439#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 08 May 2026 11:33:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[شادی مختاری]]></category>
		<category><![CDATA[عزت‌الله ضرغامی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد بحرانی]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی کرم‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[مهرانه مهین‌ترابی]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=181439</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم عزت‌الله ضرغامی، مهرانه مهین‌ترابی، شادی مختاری، مهدی کرم‌پور و محمد بحرانی از مهمترین چهره‌ها در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181439">از ری‌برند مجازی «عزت» تا خنده‌های جنون‌‌آمیز «شادی»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ عزت‌الله ضرغامی با حضورش در یک گفت‌وگوی صمیمی و موضع‌گیری‌هایی که بیشتر رنگ همدلی داشت؛ مهرانه مهین‌ترابی با بازگشتی آرام و نوستالژیک، یاد گفت‌وگوهای خانواده‌محور سال‌های دور را زنده کرد؛ شادی مختاری با نقشی روان‌پریش و غافلگیرکننده در «بیست و یک»، خودش را به‌عنوان یکی از چهره‌های قابل توجه نسل تازه بازیگران مطرح کرد؛ مهدی کرم‌پور در میانه بحران اکران و رکود سینما، با حرف‌های صریحش درباره رانت و فیلم‌های توقیفی، دوباره بحث عدالت در سینما را داغ کرد و محمد بحرانی هم نشان داد یکی از معدود چهره‌هایی است که بلد است بدون فاصله و ادا، با نسل جدید ارتباط بگیرد.</p>
<h3><strong>عزت‌الله ضرغامی؛ مدیری که می‌خواهد «همدلِ معترض» باشد</strong></h3>
<p>عزت‌الله ضرغامی این روزها زیاد در قاب تصویر حضور دارد؛ مدیری که سال‌ها به‌عنوان رئیس سازمان صداوسیما و بعدتر وزیر میراث فرهنگی شناخته می‌شد، مدت‌هاست وارد فاز تازه‌ای از زیست رسانه‌ای خود شده است. او دیگر فقط یک مسئول سابق نیست؛ بلکه به چهره‌ای تبدیل شده که مدام در شبکه‌های اجتماعی، گفت‌وگوهای اینترنتی و تکه‌ویدیوهای وایرال حضور دارد و تلاش می‌کند تصویری متفاوت از یک مدیر محافظه‌کار سنتی ارائه دهد.</p>
<p>حضور این هفته او در برنامه «منشور» با اجرای بهاره افشاری، دقیقاً از همین جنس بود؛ حضوری که تکه ویدیوهای وایرالی زیاد داشت و حاشیه‌ساز شد. ضرغامی به برنامه‌ای رفت که احتمال شنیدن سوال‌های چالشی در آن وجود داشت؛ از سانسور و فیلترینگ گرفته تا صدای زنان، اینترنت طبقاتی و حذف صدای محمدرضا شجریان از تلویزیون. اما آنچه بیشتر از پاسخ‌ها جلب توجه کرد، نوع مواجهه او با سوال‌ها بود. ضرغامی در این گفت‌وگو نه در موضع دفاعی، بلکه در موقعیت همراه مردم ظاهر شد، مدیری که آمده تا هم درد دل‌ها را بشنود و هم بخشی از انتقادها را بپذیرد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Zarghami-Manshoor.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181444" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Zarghami-Manshoor.jpg" alt="Zarghami-Manshoor" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>بخش مهمی از وایرال شدن این گفت‌وگو به روایت او از ماجرای حذف ربنای شجریان برمی‌گشت؛ جایی که گفت خود شجریان خواسته صدایش از تلویزیون پخش نشود. دلایل حذف صدای شجریان در دوران مدیریت او باعث شد تا دوباره نام او در بحث‌های فرهنگی و رسانه‌ای قرار بگیرد. ضرغامی خوب می‌داند چگونه از حافظه جمعی مردم استفاده کند؛ از نوستالژی «ربنا» گرفته تا یادآوری دوران اوج تلویزیون در دهه هشتاد.</p>
<p>او در سال‌های اخیر به‌خوبی فهمیده که سیاستمدارِ امروز بدون حضور فعال در فضای مجازی، از چرخه روایت حذف می‌شود. به همین دلیل هم شبکه ایکس برایش به تریبونی دائمی تبدیل شده؛ جایی که گاه منتقد وضع موجود است، گاه طعنه می‌زند و گاه خودش را به نسل جدید نزدیک نشان می‌دهد. همین رفتارها باعث شده بخشی از مخاطبان، او را مدیری به‌روزتر از بسیاری از هم‌نسلانش بدانند.</p>
<p>حالا هم‌زمان با زمزمه‌های بازگشت خود یا مدیران همسو با نگاهش به صداوسیما، این تصویر تازه اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ تصویری از مدیری که تلاش می‌کند میان ساختار رسمی و مطالبات عمومی، نقش یک واسطه همدل را بازی کند. اما آیا ضرغامی واقعاً توانسته خود را با رسانه امروز و نسل شبکه‌های اجتماعی هماهنگ کند یا این تصویر تازه، صرفاً نسخه‌ای مدرن‌تر از همان مدیر قدیمی است؟</p>
<h3><strong>مهرانه مهین‌ترابی؛ طعم آشنای یک خاطره</strong></h3>
<p>از همان روزی که نخستین تیزرهای برنامه «دلربا» منتشر شد، مهم‌ترین اتفاقش نه دکور خانه قدیمی بود و نه مهمانانش؛ بلکه بازگشت مهرانه مهین‌ترابی به قاب تصویر بود. بازیگری که برای بخش بزرگی از مخاطبان ایرانی، نه صرفاً یک هنرپیشه، بلکه بخشی از حافظه خانوادگی تلویزیون است. حالا او بعد از سال‌ها، این‌بار نه در نقش مادر یا همسر یک خانواده گرم ایرانی، بلکه در قامت میزبان یک تاک‌شو مقابل دوربین نشسته؛ هرچند هنوز همان حس آشنا را با خود دارد.</p>
<p>«دلربا» برنامه‌ای آرام، صمیمی و مبتنی بر گفت‌وگوست؛ گفت‌وگویی که در فضای یک خانه قدیمی شکل می‌گیرد و همین انتخاب لوکیشن، کاملاً با شخصیت مهین‌ترابی هماهنگ است. او در این برنامه بیش از آنکه شبیه مجری‌های امروزی باشد، شبیه مادری مهربان است که با حوصله به حرف مهمانان گوش می‌دهد. نه برای اثبات دانایی‌اش وسط حرف می‌پرد، نه تلاش می‌کند با تحلیل‌های عجیب توجه بگیرد. او فقط گوش می‌کند؛ همان چیزی که این روزها کمیاب شده است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Mehrane-Delroba.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181443" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Mehrane-Delroba.jpg" alt="Mehrane-Delroba" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>بخش مهمی از جذابیت «دلربا» به همین حضور نوستالژیک برمی‌گردد. بسیاری از مهمانان برنامه ایرانیانی هستند که سال‌ها خارج از کشور زندگی کرده‌اند و برای نسلی که با سریال‌های دهه شصت و هفتاد بزرگ شده، دیدن مهین‌ترابی یادآور خانه، خانواده و تلویزیونی است که زمانی بخشی از زندگی روزمره بود. او با صدای آرام و چهره آشنایش، نوعی حس امنیت و تعلق ایجاد می‌کند؛ انگار هنوز همان «عاطفه» خانه سبز است که حالا فقط نقش خودش را بازی می‌کند.</p>
<p>نکته مهم‌تر اما تسلط او بر ادبیات کلاسیک و فرهنگ ایرانی است. مهین‌ترابی در طول برنامه بارها به شعر، حکایت و ادبیات فارسی ارجاع می‌دهد؛ نه نمایشی و تصنعی، بلکه از سر زیست فرهنگی. همین مسئله باعث شده «دلربا» صرفاً یک تاک‌شوی معمولی نباشد و رنگی از هویت ایرانی به خود بگیرد؛ به‌خصوص وقتی محور اصلی برنامه، ایران و روایت ایرانیان خارج از کشور است.</p>
<p>مهین‌ترابی در این برنامه بیش از هر چیز، حس منتقل می‌کند؛ حس دلتنگی، خانه و تعلق. او برای نسلی از مخاطبان یادآور دورانی است که خانواده هنوز محور قصه‌های تلویزیون بود.</p>
<h3><strong>شادی مختاری؛ خنده‌های هیستریکی که دیده شده</strong></h3>
<p>شادی مختاری این روزها یکی از غافلگیری‌های سریال «بیست و یک» است؛ بازیگری که تا پیش از این بیشتر به‌عنوان چهره‌ای فرعی شناخته می‌شد، حالا با نقشی پیچیده و روانی، در مرکز توجه مخاطبان قرار دارد. در روزهایی که اغلب سریال‌های جنایی با فرمول‌های تکراری پیش می‌روند، «بیست و یک» از همان ابتدا قاتلش را رو می‌کند؛ الناز آقایی، دختری جوان با بازی شادی مختاری که به قتل اعتراف کرده و حالا بازی اصلی را نه با قربانیان، بلکه با ذهن مخاطب آغاز می‌کند.</p>
<p>مختاری در این سریال تقریباً تمام بار تعلیق روانی قصه را به دوش می‌کشد. او را بیشتر پشت میز بازجویی، در بازداشتگاه یا در فلش‌بک‌ها می‌بینیم؛ فضایی محدود که اجازه نمی‌دهد بازیگر با ابزارهای بیرونی نقش را جذاب کند. همه چیز وابسته به نگاه، سکوت، لرزش صدا و آن خنده‌های عصبی و هیستریک است. درست همین‌جاست که مختاری برخلاف تصور اولیه، مخاطب را غافلگیر می‌کند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Shadi-Bist-O-Yek.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181442" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Shadi-Bist-O-Yek.jpg" alt="Shadi-Bist-O-Yek" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>بسیاری از کسانی که او را از «جزیره» یا فیلم «قلب رقه» به یاد داشتند، انتظار چنین نقش سنگینی را نداشتند. پیش‌تر بیشتر تصویری از یک بازیگر جوان معمولی از او وجود داشت؛ اما «الناز آقایی» نقطه‌ای است که او را از یک چهره آشنا، به بازیگری قابل توجه تبدیل کرده است. حتی خیلی‌ها هنوز اسمش را نمی‌دانند و درباره‌اش می‌گویند: «همون دختره نقش اوله، خیلی خوب بازی می‌کنه.» همین جمله ساده شاید مهم‌ترین نشانه موفقیت او باشد؛ وقتی نقش، پیش از اسم بازیگر دیده می‌شود.</p>
<p>بازی در نقش‌های سایکوتیک برای بازیگران زن در سینمای ایران همیشه دشوار بوده است. مرز میان اغراق و باورپذیری بسیار باریک است و کوچک‌ترین اشتباه می‌تواند شخصیت را کاریکاتوری کند. اما مختاری توانسته از این دام فرار کند. چشمان باز و بی‌قرار، خنده‌های ناگهانی و تغییر لحظه‌ای احساسات در بازی او، شخصیتی ساخته که هم کنجکاوی مخاطب را تحریک می‌کند و هم عصبی‌اش می‌کند.</p>
<p>حالا «بیست و یک» برای شادی مختاری چیزی بیشتر از یک سریال موفق است؛ سکوی پرتابی برای بازیگری که شاید تا دیروز نامش در حاشیه بود، اما امروز یکی از مهم‌ترین دلایل دنبال شدن سریال است. باید دید او می‌تواند این نقطه اوج را حفظ کند یا الناز آقایی صرفاً یک درخشش مقطعی در کارنامه‌اش خواهد ماند.</p>
<h3><strong>مهدی کرم‌پور؛ سیاست‌گذاری در اتاق شیشه‌ای</strong></h3>
<p>مهدی کرم‌پور این روزهابا موضع‌گیری‌ها و تصمیم‌های صنفی‌اش در مرکز توجه قرار گرفته است. کارگردانی که حالا در مقام دبیر شورای صنفی نمایش و نماینده شورای عالی تهیه‌کنندگان، تبدیل به یکی از چهره‌های اثرگذار در بحث اکران و اقتصاد سینما شده؛ آن هم در روزگاری که سینمای ایران بیش از همیشه با بحران مخاطب، رکود اقتصادی و بی‌اعتمادی مواجه است.</p>
<p>کرم‌پور در ماه‌های اخیر تلاش کرده تصویری از یک مدیر شفاف و ساختارشکن ارائه دهد؛ مدیری که معتقد است بسیاری از قواعد فعلی اکران، یادگار دهه‌های گذشته‌اند و دیگر جواب نمی‌دهند. از شناورسازی قیمت بلیت گرفته تا افزایش روزهای نیم‌بها و بحث حذف سرگروه‌ها، تصمیم‌هایی که در دوره دبیری او گرفته شد، نشانه‌ای از همین نگاه اصلاح‌طلبانه است. او می‌خواهد نشان دهد که شورای صنفی نمایش فقط یک نهاد اداری نیست، بلکه می‌تواند در شیوه اکران تحول ایجاد کند.</p>
<p>اما این هفته، صحبت‌هایش درباره اکران فیلم‌های توقیفی و مخالفت صریحش با رانت اکران بود. کرم‌پور در اظهاراتش تلاش کرد خودش را در جایگاه مدیری قرار دهد که میان بحران اقتصادی سینما و عدالت صنفی، طرف عدالت را می‌گیرد. او با صراحت گفت اگر قرار است حمایتی صورت بگیرد، باید شامل همه سینماگران شود، نه چند پروژه خاص که بودجه تضمینی دریافت کنند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Karam-Poor.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181441" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Karam-Poor.jpg" alt="Karam-Poor" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>جالب‌ترین بخش حرف‌های او جایی بود که اکران فیلم‌های توقیفی را شوک به سینما دانست. کرم‌پور خوب می‌داند سینمای امروز بیش از هر چیز به اتفاق نیاز دارد؛ به فیلمی که دوباره مخاطب را کنجکاو کند و درباره‌اش بحث شکل بگیرد. از نگاه او، حل مشکل فیلم‌های توقیفی فقط یک مطالبه فرهنگی نیست، بلکه راهی برای بازگرداندن هیجان به چرخه اکران است.</p>
<p>او همچنین با اشاره به نقش تلویزیون و شهرداری در تبلیغات فیلم‌ها، تلاش کرد بحران سینما را صرفاً به گردن تهیه‌کننده‌ها یا مخاطب نیندازد. این نوع نگاه، تصویری از مدیری می‌سازد که می‌خواهد درباره کل اکوسیستم سینما حرف بزند، نه فقط فروش چند فیلم.</p>
<p>کرم‌پور حالا در موقعیتی قرار گرفته که بیش از همیشه باید میان مدیریت و سینماگری تعادل برقرار کند. او از یک سو نماینده صنف است و از سوی دیگر خودش فیلمساز؛ همین دوگانه باعث شده حرف‌هایش هم‌زمان رنگ تجربه شخصی و موضع مدیریتی داشته باشد. فعلاً او تلاش می‌کند چهره مدیری را بسازد که سینما را  اتاق شیشه‌ای می‌بیند؛ شفاف، برابر و نیازمند تغییر. اینکه این تصویر در عمل هم دوام بیاورد یاخیر را اکران های آینده مشخص می‌کند.</p>
<h3><strong>محمد بحرانی؛ «ممدآقا»یی که بلد است با نسل زد رفیق شود</strong></h3>
<p>در روزگاری که ارتباط گرفتن با نوجوانان و نسل زد برای بسیاری از برنامه‌سازها به مأموریتی دشوار تبدیل شده، «کیمدی شو» تلاش کرده راه دیگری را امتحان کند؛ ترکیب فوتبال، بازی، شوخی و هیجان. اما شاید مهم‌ترین برگ برنده این برنامه نه طراحی مسابقه، بلکه انتخاب محمد بحرانی برای اجرا باشد؛ انتخابی که بیشتر از یک مجری، یک «شخصیت» به برنامه داده است.</p>
<p>بحرانی در «کیمدی شو» فقط مجری نیست؛ او همان «ممدآقا»یی است که بچه‌ها صدایش می‌زنند و حضورش بخشی از فضای بازی شده است. در برنامه‌ای که قرار است نوجوان امروز را جذب کند، داشتن کسی که نه از نسل جدید عقب بماند و نه بخواهد از بالا با آن‌ها حرف بزند، یک امتیاز بزرگ است. بحرانی دقیقاً همین ویژگی را دارد؛ او کنار نوجوان‌ها می‌ایستد، نه روبه‌رویشان.</p>
<p>سال‌ها تجربه صداپیشگی و حضور در قالب «جناب‌خان»، به بحرانی مهارت و توانایی ساختن ریتم زنده و بداهه داده که کمتر مجری‌ای دارد. او بلد است چگونه با شوخی، اطلاعات فوتبالی و بازی‌های کلامی، فضای مسابقه را از یک اجرای خشک ورزشی خارج کند. حتی استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی و شوخی با واقعیت‌های دیجیتال، در اجرای او طبیعی و بدون زور به نظر می‌رسد؛ چیزی که برای مخاطب نوجوان اهمیت زیادی دارد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Bahrani-Kimdi-Show.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181440" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Bahrani-Kimdi-Show.jpg" alt="Bahrani-Kimdi-Show" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>نکته مهم‌تر، اعتبار فوتبالی بحرانی نزد شرکت‌کننده‌هاست. او واقعاً فوتبال را دنبال می‌کند و همین باعث می‌شود نوجوان‌ها حس نکنند با مجری‌ای طرف‌اند که صرفاً دیالوگ حفظ کرده است. در برنامه‌ای فوتبالی، این دانش به‌روز، بخشی از کاریزمای اجرا را می‌سازد.</p>
<p>انتخاب بحرانی برای «کیمدی شو» نمونه دقیقی از ترکیب درست یا همان کستینگ است. او پیش‌تر در «صداتو» هم نشان داده بود چگونه می‌تواند انرژی یک برنامه را بالا ببرد و برای خودش مخاطب مستقل بسازد. حتی همکاری‌هایش کنار عادل فردوسی‌پور هم ثابت کرده بود ترکیب فوتبال و طنز در شخصیت او جواب می‌دهد.</p>
<p>«کیمدی شو» شاید هنوز بی‌نقص نباشد، اما یک چیز را خوب فهمیده؛ نسل جدید با نصیحت و اجرای رسمی جذب نمی‌شود. به همین دلیل حضور بحرانی برای برنامه صرفاً یک انتخاب اجرایی نیست، همان چیزی است که باعث می‌شود «ممدآقا» بیشتر از یک مجری، برند اصلی برنامه باشد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181439">از ری‌برند مجازی «عزت» تا خنده‌های جنون‌‌آمیز «شادی»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=181439</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از مرثیه «روزبه» برای اشک تفنگ تا میزبانی پرریسک «بهاره»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=181324</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=181324#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 01 May 2026 10:27:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[بهاره افشاری]]></category>
		<category><![CDATA[حامد عنقا]]></category>
		<category><![CDATA[روزبه بمانی]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[مجید مجیدی]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی حسینی‌نیا]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=181324</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم بهاره افشاری، مجید مجیدی، مهدی حسینی‌نیا، روزبه بمانی و حامد عنقا از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181324">از مرثیه «روزبه» برای اشک تفنگ تا میزبانی پرریسک «بهاره»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ بهاره افشاری با یک تجربه تازه در اجرا، مجید مجیدی با روایت‌هایی از جنس ایمان و وطن، مهدی حسینی‌نیا با حضوری هم‌زمان در دو نقش متضاد، روزبه بمانی با صدایی که باز هم قصه گفت و حامد عنقا که میان احساس و حاشیه، روایت خودش را پیش برد. این روایت، نگاهی است به پنج چهره‌ای که هرکدام، به‌نوعی خبر این روزها شدند.</p>
<h3><strong>بهاره افشاری؛ «منشور»ی برای گفت‌وگو یا آزمونی برای جسارت؟</strong></h3>
<p>بهاره افشاری این روزها بیش از هر چیز با «منشور» شناخته می‌شود؛ برنامه‌ای گفت‌وگومحور که نه فقط برای مخاطب، بلکه برای خودش هم یک ریسک جدی محسوب می‌شود. ورود او به عرصه اجرا در شبکه نمایش خانگی، آن هم در قالبی که سال‌ها از حضور زنان در آن خبری نبود، خود به‌تنهایی یک اتفاق است؛ حرکتی که بیش از هر چیز، امضای شخصی افشاری را دارد: جسارت.</p>
<p>افشاری «منشور» را به‌عنوان فضایی برای گفت‌وگوی بی‌واسطه معرفی کرده؛ جایی که مهمان‌ها بتوانند بدون ترس از قضاوت، از باورها، اشتباهات و حتی زخم‌هایشان حرف بزنند. همین ایده، در عمل هم تا حدی محقق شده است. گفت‌وگو با چهره‌هایی مثل رضا کیانیان، حسن معجونی یا نعیمه نظام‌دوست، لحظاتی خلق کرده که برای مخاطب آشنا و در عین حال تازه است؛ اعتراف‌ها، خاطرات شخصی و روایت‌هایی که کمتر در قاب رسمی دیده‌ایم.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Bahareh-Manshoor.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181326" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Bahareh-Manshoor.jpg" alt="Bahareh-Manshoor" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>اما «منشور» فقط با استقبال مواجه نشده. نقدها هم به همان اندازه جدی‌اند؛ از سطحی بودن گفت‌وگوها گرفته تا ناتوانی افشاری در هدایت بحث. برخی معتقدند او هنوز در جایگاه مجری، آن تسلط لازم را پیدا نکرده و گفت‌وگوها گاهی از مسیر خارج می‌شوند. با این حال، حتی منتقدان هم نمی‌توانند یک نکته را انکار کنند: «منشور» تلاشی است برای متفاوت بودن.</p>
<p>افشاری پیش از این هم نشان داده که از شکستن قالب‌ها نمی‌ترسد؛ از نقش‌آفرینی جسورانه در «او یک فرشته بود» تا حضور پررنگ در بازی مافیا که او را به مادرخوانده معروف و مشهور کرد. حالا «منشور» ادامه همان مسیر است، اما در سطحی جدی‌تر.</p>
<p>این برنامه هنوز در ابتدای راه است، اما یک سؤال مهم را پیش می‌کشد: آیا افشاری می‌تواند از «جسارت در شروع» به «مهارت در ادامه» برسد؟ پاسخ این سؤال، آینده «منشور» را تعیین خواهد کرد.</p>
<h3><strong>مجید مجیدی؛ روایت‌گر ایمان در میانه التهاب</strong></h3>
<p>نام مجید مجیدی این روزها دوباره بر سر زبان‌ها افتاده؛ به‌واسطه روایت‌هایی که بیش از آن‌که سینمایی باشند، از جنس زیست شخصی و باورهای عمیق او هستند. حضورش در یک محفل هنری با محوریت امام رضا(ع)، فرصتی شد تا او از خاطراتی بگوید که سال‌ها در ذهنش انباشته شده‌اند.</p>
<p>مجیدی با همان لحن آرام و روایت‌گر همیشگی، از خادمان گمنام حرم گفت، از پیرزنی که تنها دارایی‌اش را وقف کرده بود، از کشاورزی که غبار کفش زائران را از طلا باارزش‌تر می‌دانست. این‌ها صرفاً خاطره نبودند؛ قطعاتی از یک جهان‌بینی بودند که سال‌هاست در آثار او هم دیده می‌شود.</p>
<p>اما آنچه این روایت‌ها را برجسته‌تر کرد، جزئی‌نگری او بود؛ نوعی نگاه سینمایی که حتی در تعریف یک خاطره هم حضور دارد. انگار مجیدی همچنان در حال ساختن فیلم است، حتی وقتی پشت دوربین نیست.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Majidi.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181327" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Majidi.jpg" alt="Majidi" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>در کنار این روایت‌ها، مواضع اجتماعی و سیاسی او هم دوباره توجه‌ها را جلب کرد. از واکنش به اتفاقات اخیر گرفته تا حمایت از کودکان آسیب‌دیده و امضای بیانیه‌ها، مجیدی نشان داد که هنوز خود را نسبت به جامعه بی‌تفاوت نمی‌داند.</p>
<p>او همیشه میان دو جهان حرکت کرده؛ سینمای انسانی و دغدغه‌های اجتماعی. گاهی این دو در آثارش به تعادل رسیده‌اند و گاهی یکی بر دیگری غلبه کرده. حالا در این مقطع، به‌نظر می‌رسد «روایت شخصی» او پررنگ‌تر از همیشه شده است.</p>
<p>مجیدی همچنان همان فیلم‌سازی است که جهان را از دریچه ایمان و انسانیت می‌بیند؛ آیا این روایت‌های پراکنده، روزی دوباره به یک فیلم منسجم تبدیل خواهند شد؟</p>
<h3><strong>مهدی حسینی‌نیا؛ بازیگری میان دو جهان بازیگری</strong></h3>
<p>برای یک بازیگر، کمتر پیش می‌آید که هم‌زمان با دو نقش متفاوت در مرکز توجه قرار بگیرد؛ اما مهدی حسینی‌نیا این روزها دقیقاً در چنین موقعیتی است. حضور هم‌زمان او در دو سریال «گل سنگ» ساخته ابراهیم ایرج زاد و «بیست و یک» ساخته بهنام بهزادی، او را به یکی از چهره‌های پررنگ شبکه نمایش خانگی تبدیل کرده است.</p>
<p>در «گل سنگ»، حسینی‌نیا در نقش مردی خانواده‌دوست ظاهر می‌شود؛ پدری دلسوز و همسری عاشق که در عین حال، رازی تاریک را با خود حمل می‌کند. این دوگانگی، همان جایی است که بازی او را جذاب می‌کند. نگاه‌های مضطرب، سکوت‌های معنادار و خشم فروخورده، همه نشان می‌دهند که او به‌خوبی از پس یک نقش چندلایه برآمده است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/HoseiniNia-GoleSang.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181328" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/HoseiniNia-GoleSang.jpg" alt="HoseiniNia-GoleSang" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>در مقابل، «بیست و یک» چهره‌ای کاملاً متفاوت از او نشان می‌دهد؛ یک سرگرد جدی، دقیق و حرفه‌ای که درگیر پرونده‌ای پیچیده می‌شود. اینجا دیگر خبری از آن پدر آرام نیست؛ با شخصیتی مواجهیم که منطق، اقتدار و کنترل، سه ویژگی اصلی‌اش هستند.</p>
<p>این تضاد، همان نقطه‌ای است که جایگاه فعلی حسینی‌نیا را تعریف می‌کند. او سال‌ها مسیرش را آهسته و پیوسته طی کرده؛ از نقش‌های مکمل تا رسیدن به کاراکترهایی که بار اصلی روایت را به دوش می‌کشند. بهترین بازی‌های مهدی حسینی‌نیا در نقش‌های منفی و مشخصا در آثاری مثل «شنای پروانه»، «برادران لیلا»، «می‌خواهم زنده بمانم» و «رهایم کن» رقم خوردند و پیش‌تر توانایی‌اش را ثابت کرده بود. اما او نشان داد از نقش منفی هم خارج شود کارش را بلد است. با ایفای نقشی کمدی در فیلم «هفتاد سی» ساخته بهرام افشاری، در نقش «سیاوش» روی دیگری از خودش را به مخاطب نشان داد که می‌تواند طیف گسترده‌تری از شخصیت‌ها را باورپذیر کند و حالا وارد مرحله‌ای شده که می‌تواند «انتخاب» کند، نه صرفاً «حضور».</p>
<p>این روزها، حسینی‌نیا در نقطه‌ای ایستاده که بسیاری از بازیگران سال‌ها برای رسیدن به آن تلاش می‌کنند؛ نقطه‌ای که مخاطب، نام او را به‌عنوان یک «اعتبار» برای اثر می‌بیند. حالا باید دید این مسیر، او را به کدام نقش ماندگار بعدی خواهد رساند.</p>
<h3><strong>روزبه بمانی؛ صدایی که روایت را کامل می‌کند</strong></h3>
<p>در دنیایی که تصویر حرف اول را می‌زند، هنوز هم صدا می‌تواند روایت را کامل کند؛ به‌خصوص وقتی پای تیتراژ سریال‌ها در میان باشد. روزبه بمانی یکی از همان صداهایی است که توانسته این جایگاه را حفظ کند.</p>
<p>این هفته، با انتشار قطعه «بی‌نقاب» برای سریال «بیست و یک»، بمانی بار دیگر نشان داد که چگونه می‌توان با یک ترانه، حال‌وهوای یک اثر را تقویت کرد. صدای او، با آن غم پنهان و حس روایت‌گرش، به‌راحتی با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند و در ذهن مخاطب باقی می‌مانند. بمانی فقط خواننده نیست؛ او ترانه‌سراست و همین باعث می‌شود آثارش یکپارچگی بیشتری داشته باشند. واژه‌ها، ملودی و اجرا، در کارهای او از یک جنس‌اند.</p>
<p>صدای روزبه بمانی از آن جنس صداهایی است که تیتراژ را از یک بخش فرعی به بخشی ماندگار از اثر تبدیل می‌کند. حضورش در یک سریال یا فیلم، صرفاً یک قطعه موسیقی نیست؛ ادامه‌ای از روایت است که بعد از پایان تصویر، در ذهن مخاطب باقی می‌ماند. به همین دلیل است که خیلی وقت‌ها، مخاطب ترانه‌های او را نه با نام آلبوم یا حتی خود خواننده، بلکه با نام همان اثر تصویری به یاد می‌آورد؛ مثل قطعه «کجا باید برم» که برای بسیاری، بیش از آن‌که یک آهنگ مستقل باشد، یادآور فضای فیلم «لاتاری» است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Roozbeh-Tofang.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181329" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Roozbeh-Tofang.jpg" alt="Roozbeh-Tofang" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>اما حرف این روزهای او فقط «بی‌نقاب» نبود. در میانه روزهای تلخ جنگ بمانی باز هم به همان جایی پناه برد که همیشه از آن حرف می‌زند: درد. اما این‌بار، درد شخصی نبود، عاشقانه نبود، حتی دلتنگی هم نبود؛ سوگی بود جمعی، سنگین و غیرقابل‌تحمل. بعد از فاجعه مدرسه میناب و شهادت کودکان معصوم، بمانی با قطعه «تفنگ گریه می‌کنه» نه فقط یک ترانه، که یک مرثیه خواند؛ مرثیه‌ای که بیشتر از آن‌که شنیده شود، حس شد. در این قطعه، صدای او دیگر فقط یک صدا نیست؛ تصویرهایی که می‌سازد، ساده اما ویران‌کننده‌اند؛ کلاس‌هایی که نیمه‌کاره مانده‌اند، مدادهایی که سوخته‌اند، و کودکانی که هنوز باید زنگ تفریحشان را می‌دویدند.</p>
<p>بمانی از آن دسته هنرمندانی است که ابتدا درد را درک می‌کند و بعد آن را به زبان موسیقی ترجمه می‌کند. همین ویژگی، آثارش را صادقانه‌تر می‌کند و صدای او هنوز هم برای مخاطب، «قصه» دارد.</p>
<h3><strong>حامد عنقا؛ از اشک‌های پدرانه تا حاشیه‌های «بدنام»</strong></h3>
<p>حامد عنقا این روزها زیاد دیده و شنیده شده؛ یکی در قاب تلویزیون با روایت‌هایی احساسی و دیگری در شبکه نمایش خانگی با سریالی پرحاشیه.</p>
<p>حضور او در یک برنامه تلویزیونی و صحبت درباره تجربه شخصی‌اش از روزهای جنگ، یکی از لحظات تأثیرگذار این برنامه بود. وقتی از ترس و اضطراب فرزندانش گفت، بغضش فقط یک واکنش شخصی نبود؛  احساسی جمعی بود که بسیاری از خانواده‌ها تجربه کرده‌اند. این همان نقطه‌ای است که عنقا بلد است با مخاطب ارتباط برقرار کند: روایت از دل تجربه.</p>
<p>اما در سوی دیگر، نام او با سریال «بدنام» گره خورده؛ اثری که از همان ابتدا با حاشیه همراه بود. توقیف اولیه و سپس بازگشت به پخش، باعث شد کنجکاوی درباره آن بیشتر شود. عنقا، به‌عنوان تهیه‌کننده، از اثرش دفاع کرده و آن را مناسب تماشای خانوادگی دانسته؛ دفاعی که البته با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Hamed-Angha.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181330" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Hamed-Angha.jpg" alt="Hamed-Angha" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>واقعیت این است که عنقا سبک مشخصی در روایت دارد؛ چه در فیلمنامه‌نویسی و چه در گفت‌وگو. او به داستان‌هایی علاقه دارد که در آن‌ها قدرت، فساد و روابط پشت‌پرده نقش پررنگی دارند. اما سؤال اینجاست که آیا این الگو هنوز برای مخاطب تازگی دارد یا با اطلاعاتی که مخاطب از اخبار و فضای مجازی می‌گیرد دیگر این روایت‌ها تکراری شده است؟</p>
<p>با این حال، نمی‌توان انکار کرد که او همچنان توانایی جلب توجه را دارد؛ چه با یک گفت‌وگوی احساسی و چه با یک سریال پرحاشیه.</p>
<p>عنقا این روزها تلاش می‌کند تأثیرگذار باشد چه در بیان احساسات و چه در فیلم‌ سازی و گاهی هم موفق بوده و سریال‌هایش مخاطب خاص خود را دارد و او این روایت‌ها را در بیان أوضاع جامعه بی تأثیر نمی‌داند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181324">از مرثیه «روزبه» برای اشک تفنگ تا میزبانی پرریسک «بهاره»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=181324</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از بازگشت مرموز «مهتاب» تا درخشش بی‌ادعای «امیر»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=181220</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=181220#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 24 Apr 2026 10:30:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[امیر نوروزی]]></category>
		<category><![CDATA[بابک خواجه ‌پاشا]]></category>
		<category><![CDATA[بیژن بنفشه‌خواه]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[لعیا زنگنه]]></category>
		<category><![CDATA[مهتاب کرامتی]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=181220</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم مهتاب کرامتی، امیر نوروزی، بابک خواجه ‌پاشا، بیژن بنفشه‌خواه و لعیا زنگنه از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181220">از بازگشت مرموز «مهتاب» تا درخشش بی‌ادعای «امیر»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ مهتاب کرامتی با بازگشتی کم‌سروصدا اما قابل‌تأمل در سریال «گل سنگ»، امیر نوروزی با حضوری که یک اپیزود از سریال‌های مرتبط با جنگ رمضان را به تنهایی بالا کشید و بابک خواجه‌ پاشا که میان فیلمسازی و زیست شخصی‌اش، مرزی باقی نگذاشت. از اکران همزمان دو کمدی با حضور بیژن بنفشه‌خواه در سایه جنگ، تا حضور غیرمنتظره و متفاوت لعیا زنگنه در «بدنام» که تصویری تازه از او به مخاطب ارائه داد.</p>
<h3><strong>مهتاب کرامتی؛ «محبوبه» در مرز تکرار یا تحول</strong></h3>
<p>مهتاب کرامتی از آن بازیگرانی است که حضورش همیشه با نوعی «فاصله» تعریف می‌شود؛ فاصله از حاشیه، از پرکاری و حتی از تکرار. او سال‌هاست به‌جای حضور مستمر، مسیر گزیده‌کاری را انتخاب کرده و همین غیبت‌های مقطعی، هر بازگشتش را به یک اتفاق قابل‌توجه تبدیل می‌کند. این هفته، با آغاز پخش سریال «گل سنگ» به کارگردانی ابراهیم ایرج‌زاد، بار دیگر نام او به تیتر خبرها بازگشت؛ بازگشتی که بیش از هر چیز، کنجکاوی درباره انتخاب تازه‌اش را برانگیخت.</p>
<p>کرامتی در «گل سنگ» در نقش «محبوبه» ظاهر شده؛ زنی از طبقه نسبتاً مرفه، همسر ایرج (با بازی مهدی حسینی‌نیا) و مادر یک خانواده چهار نفره که در دل یک زندگی به ظاهر آرام، با چالش‌هایی مواجه می‌شود. آنچه در قسمت اول جلب توجه می‌کند، همان ویژگی آشنای بازی کرامتی است: کنترل‌شده، کم‌اغراق اما شیک و مبتنی بر جزئیات. او تلاش کرده تصویری باورپذیر از یک زن در موقعیت عاطفی و خانوادگی ارائه دهد؛ زنی که همسر و خانواده اش را دوست دارد و قرار است بیش از حالت معمول زندگی چند ساله از عشق او و همسرش ببینیم.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Mahtab-GoleSang.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181222" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Mahtab-GoleSang.jpg" alt="Mahtab-GoleSang" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>با این حال، پرسش همیشگی درباره کرامتی همچنان پابرجاست؛ آیا دامنه نقش‌پذیری او محدود به تیپی خاص است؟ استایل بازی و پرسونای تصویری‌اش، او را اغلب در قالب زنانی از طبقه متوسط یا مرفه نگه داشته و کمتر اجازه داده در نقش‌های کاملاً متفاوت دیده شود. «گل سنگ» می‌تواند آزمونی برای همین مرز باشد؛ اینکه آیا او می‌تواند از این محدوده عبور کند یا همچنان در همان قلمرو امن باقی می‌ماند.</p>
<p>نکته قابل توجه دیگر، ترکیب او با مهدی حسینی‌نیاست؛ بازیگری که جنس بازی‌اش متفاوت و تا حدی خشن‌تر و بیرونی‌تر است. این تقابل، اگر درست پرداخت شود، می‌تواند به یکی از نقاط قوت سریال تبدیل شود. کرامتی برخلاف بسیاری از هم‌نسلانش، زوج هنری تثبیت‌شده‌ای ندارد و همین، دست مخاطب را برای پذیرش ترکیب‌های تازه بازتر می‌گذارد.</p>
<p>برای بسیاری از مخاطبان عام و قدیمی، او هنوز با «مردان آنجلس» و «خاک سرخ» به یاد آورده می‌شود؛ نشانه‌ای از ماندگاری، اما در عین حال یادآور فاصله‌ای که با جریان روز دارد. او سال‌ها پیش در نقشی که به این استایل شبیه بود در سریال «رقص روی شیشه» نیز بازی کرد، حالا «گل سنگ» فرصتی است برای بازتعریف فاصله‌ای که بین او و مخاطب ایجاد شده بود.</p>
<h3><strong>امیر نوروزی؛ «تماس»ی که همه چیز را روی دوش او گذاشت</strong></h3>
<p>امیر نوروزی از آن دست بازیگرانی است که شهرتش، نه از هیاهو که از «کیفیت» می‌آید. چهره‌ای که شاید هنوز در تعریف رایج، سلبریتی محسوب نشود، اما تقریباً در هر نقشی که ظاهر شده، ردپایی قابل دفاع از خود به جا گذاشته است. این هفته، حضور او در اپیزود «تماس» از مجموعه «سرو، سپید، سرخ» بار دیگر این گزاره را تقویت کرد؛ اینکه نوروزی حتی در محدودترین فضاها هم می‌تواند روایت را به نفع خود مصادره کند.</p>
<p>در «تماس»، او نقش فرهاد، یک روانشناس داوطلب در مرکز تماس بحران را بازی می‌کند؛ شخصیتی که در دل یک گفت‌وگوی تلفنی، با گذشته و احساسات سرکوب‌شده‌اش مواجه می‌شود. ساختار اپیزود به‌گونه‌ای است که بار اصلی روایت تقریباً به‌طور کامل بر دوش اوست؛ بیش از نود درصد زمان، این نوروزی است که باید مخاطب را نگه دارد، تعلیق ایجاد کند و تحول درونی شخصیت را به تصویر بکشد. و دقیقاً در همین نقطه است که اهمیت حضور او پررنگ می‌شود.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Amir-Tamas.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181223" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Amir-Tamas.jpg" alt="Amir-Tamas" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>بازی نوروزی در این اپیزود، ترکیبی از کنترل، ظرافت و انفجارهای احساسی به‌موقع است. او به‌خوبی توانسته تقابل میان «جنگ بیرونی» و «بحران درونی» را به تصویر بکشد؛ جایی که یک تماس ساده، به بستری برای فروپاشی و بازسازی شخصیت تبدیل می‌شود. نکته مهم‌تر، چندلایه بودن این اجراست؛ اپیزودی که هم رگه‌های درام عاشقانه دارد، هم لحظاتی از طنز تلخ و هم بازتابی از وضعیت اجتماعی.</p>
<p>همزمان، حضور او در سریال «گل سنگ» در نقشی متفاوت‌‌تر و گریمی کم سن و سال‌تر، بار دیگر نشان داد که نوروزی از آن بازیگرانی است که به اندازه نقش اهمیت می‌دهد، نه اندازه دیده‌شدن. چه در نقش اصلی یک اپیزود و چه در یک کاراکتر فرعی، او همان دقت و وسواس را به خرج می‌دهد.</p>
<p>کارنامه او نیز گواه همین انعطاف است؛ از نقش‌های جدی در آثاری چون «می‌خواهم زنده بمانم» تا تجربه‌های کمدی در «روزی روزگاری مریخ». برایش فرقی نمی‌کند تئاتر باشد، سینمایی باشد، سریال باشد یا فیلم کوتاه یا یک اپیزود از سریال. او همچنین در فیلم کوتاه «تخطی» ساخته میکاییل دیانی هم بازی کرده که قرار است در اولین باکس اکران فیلم‌های کوتاه در سینما باشد. این تنوع، اگرچه هنوز به یک «نقش ماندگار» منجر نشده، اما سرمایه‌ای مهم برای آینده اوست.</p>
<p>نوروزی جایی میان تحسین حرفه‌ای و دیده‌نشدن عمومی است، اگر روزی این دو به تعادل برسند و  نقش درست در پروژه‌ای پرمخاطب به اوپیشنهاد شود احتمالاً او به یکی از چهره‌های تعیین‌کننده تبدیل خواهد شد.</p>
<h3><strong>بابک خواجه ‌پاشا؛ فیلمسازی که از احساساتش فاصله نمی‌گیرد</strong></h3>
<p>بابک خواجه ‌پاشا این روزها بیش از همیشه در مرکز توجه قرار دارد؛ نه فقط به‌عنوان یک کارگردان، بلکه به‌عنوان روایتی زنده از هنرمندی که میان «زیستن» و «ساختن» فاصله‌ای قائل نیست. حضور پررنگ او در مجموعه اپیزودیک «سرو، سپید، سرخ» و همچنین گفت‌وگوهای صریحش درباره تجربه فیلمسازی در شرایط جنگی، از او چهره‌ای ساخته که نسبت به هم صنف هایش این روزها فعال‌تر است.</p>
<p>اولین اپیزود او در این مجموعه با عنوان «مرزبان»، از همان ابتدا نشان داد که خواجه‌ پاشا به سراغ روایت‌هایی می‌رود که ریشه در زیست شخصی‌اش دارند. انتخاب ارومیه، زادگاهش، به‌عنوان بستر داستان، به اپیزود هویتی بومی و ملموس بخشید؛ روایتی از یک مرزبان و خانواده‌اش که در دل بحران، معنای تازه‌ای از ایستادگی را تجربه می‌کنند.</p>
<p>خواجه ‌پاشا این روزها غیر از فیلم‌سازی گفت‌وگوهایی تاثیرگذارهم داشته است .در یک گفت‌وگوی تلویزیونی، از داغ کودکان میناب گفت و نتوانست احساساتش را پنهان کند. این صداقت، واکنش‌های گسترده‌ای به همراه داشت و تصویری از او ساخت که فراتر از یک فیلمساز صرف است؛ هنرمندی که نگاهش به وطن، احساسی و شخصی است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Babak-Jane-Nafas.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181224" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Babak-Jane-Nafas.jpg" alt="Babak-Jane-Nafas" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>در اپیزود «جانِ نفس»، او یک گام جلوتر رفت و علاوه بر کارگردانی، مقابل دوربین نیز بازی کرد؛ در نقش یک رستوران‌دار که در مواجهه با نیروهای ایست بازرسی قرار می‌گیرد. این حضور دوگانه، نشان‌دهنده تمایل او به درگیر شدن کامل با روایت است؛ چه پشت دوربین و چه جلوی آن.</p>
<p>کارنامه اخیرش نیز همین مسیر را تأیید می‌کند. از «در آغوش درخت» که نماینده ایران در اسکار شد تا «سرزمین فرشته‌ها» که با نگاهی کودکانه به موضوع بحران در غزه پرداخت و در جشنواره فجر مورد توجه بسیاری قرار گرفت و جوایز اصلی را از آن خود کرد. او همواره به دنبال نگاهی شاعرانه و انسانی به سوژه‌هایش بوده است؛ حتی وقتی موضوع، جنگ و بحران است.</p>
<p>خواجه ‌پاشا از آن فیلمسازانی است که موضع دارد و از بیان آن ابایی ندارد. این ویژگی، هم می‌تواند نقطه قوت او باشد و هم چالشی جدی؛ چرا که مرز میان شعار و احساس، باریک است. با این حال، آنچه فعلاً به چشم می‌آید، فیلمسازی است که از دل واقعیت می‌آید و تلاش می‌کند همان واقعیت را، با تمام تلخی و لطافتش، روایت کند.</p>
<h3><strong>بیژن بنفشه‌خواه؛ کمدینی که از نقش فرعی هم فرصت می‌سازد</strong></h3>
<p>در هفته‌ای که سینما پس از یک دوره رکود و التهاب ناشی از شرایط جنگی، دوباره چراغ‌هایش را روشن کرد، نام بیژن بنفشه‌خواه باز هم به چشم آمد؛ اکران همزمان دو فیلم «آنتیک» و «تاکسیدرمی»، او را به یکی از چهره‌های پررنگ این روزهای پرده سینماها تبدیل کرده است؛ حضوری که شاید در این دوران سخت خنده به لب مردم بنشاند و بتوانیم بگوییم کمدی در روزهای سخت، بیش از همیشه کارکرد دارد.</p>
<p>در «آنتیک» به کارگردانی هادی نائیجی، بنفشه‌خواه در نقش «ولی» ظاهر می‌شود؛ شخصیتی که در کنار «ابی» با بازی پژمان جمشیدی، در دل یک موقعیت تاریخی-اجتماعی، تلاش می‌کند از دل اتفاقاتی که برای کسب و کارشان ایجاد شده، راهی برای ادامه زندگی پیدا کند. فیلم که پیش‌تر در جشنواره فجر با حاشیه‌هایی همراه شده بود، حالا در شرایطی به اکران رسیده که مخاطب بیش از هر زمان دیگری به خنده نیاز دارد. بنفشه‌خواه در کنار جمشیدی بار کمدی موقعیت را به دوش می‌کشند.</p>
<p>اما در «تاکسیدرمی» ساخته محمد پایدار، او وجه متفاوت‌تری از توانایی‌هایش را نشان می‌دهد. بازی در نقش دو برادر دوقلو در دو مقطع تاریخی، فرصتی است برای خروج از تیپ همیشگی؛ هرچند همچنان با همان چاشنی طنز که امضای اوست.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Bijan-Taxidermy.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181225" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Bijan-Taxidermy.jpg" alt="Bijan-Taxidermy" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>حتی در جایگاه یک نقش فرعی، بنفشه‌خواه نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با زمان محدود، بیشترین اثرگذاری را داشت؛ مهارتی که تنها از یک کمدین باتجربه برمی‌آید.</p>
<p>کارنامه او در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که نه‌تنها از میدان دور نشده، بلکه حضوری مستمر و حتی پررنگ‌تر از گذشته داشته است. از سینما تا تلویزیون و شبکه نمایش خانگی، بنفشه‌خواه همچنان یکی از چهره‌هایی است که مخاطب با دیدنش احساس آشنایی و راحتی می‌کند؛ سرمایه‌ای که در کمدی، کمتر نصیب هر بازیگری می‌شود.. او سال‌هاست در بازیگری تثبیت شده و  همچنان بلد است در هر موقعیتی، از مخاطب خنده بگیرد.</p>
<h3><strong>لعیا زنگنه؛ عبور از معصومیت آشنا</strong></h3>
<p>در میان چهره‌هایی که این هفته با حضورشان توجه‌ها را جلب کردند، نام لعیا زنگنه نیز به‌واسطه یک تفاوت برجسته شد؛ تفاوتی که نه در میزان حضور، بلکه در جنس نقش‌آفرینی او در سریال «بدنام» معنا پیدا می‌کند. بازیگری که سال‌ها با تصویر زنِ آرام، نجیب و مادرانه در ذهن مخاطب نقش بسته، حالا در مسیری قدم گذاشته که می‌تواند این تصویر را به چالش بکشد.</p>
<p>«بدنام» به کارگردانی احسان سجادی حسینی و با تهیه‌کنندگی حامد عنقا، از همان ابتدا با حواشی و توقیف، توجه‌ها را به خود جلب کرد. اما آنچه پس از آغاز پخش، کنجکاوی برانگیخت، حضور متفاوت زنگنه در نقشی است که نشانه‌هایی از پیچیدگی و تیرگی در آن دیده می‌شود. او در این سریال، زنی را بازی می‌کند که روابط و تصمیماتش، در مرزهای اخلاقی قابل پیش‌بینی حرکت نمی‌کند؛ شخصیتی که هنوز به‌طور کامل برای مخاطب رمزگشایی نشده، اما نشانه‌هایش حاکی از یک کاراکتر چندلایه است و احتمالا باید دنبال روابطی نامتعارف باشیم.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Laya-Badnam.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181226" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Laya-Badnam.jpg" alt="Laya-Badnam" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>این تغییر، فقط در رفتار و کنش شخصیت خلاصه نمی‌شود؛ گریم، استایل و حتی جزئیاتی مانند سیگار کشیدن، همه در خدمت ساختن تصویری قرار گرفته‌اند که فاصله‌ای محسوس با نقش‌های پیشین او دارد. این همان نقطه‌ای است که بازیگر، ریسک می‌کند؛ چرا که فاصله گرفتن از تصویری که سال‌ها برای مخاطب تثبیت شده، همیشه با احتمال پس‌زدگی همراه است.</p>
<p>مرور مسیر حرفه‌ای زنگنه، از «در پناه تو» تا آثار متأخرتر، نشان می‌دهد که او همواره در چارچوبی مشخص تعریف شده است. بازپخش سریال قدیمی «در پناه تو» از تلویزیون در این روزها، این تضاد را پررنگ‌تر هم کرده؛ مخاطبی که هنوز «مریم» را به یاد دارد، حالا با چهره‌ای متفاوت مواجه است.</p>
<p>زنگنه اگر بتواند این کاراکتر را به‌گونه‌ای پیش ببرد که مخاطب، همزمان با نپذیرفتنِ اخلاقیِ او، به باورپذیری‌اش تن دهد، می‌توان گفت که او از این گذرگاه دشوار، موفق عبور کرده است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181220">از بازگشت مرموز «مهتاب» تا درخشش بی‌ادعای «امیر»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=181220</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
