سوره سینما

پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان

sourehcinema
تاریخ انتشار:۱۵ خرداد ۱۴۰۵ در ۳:۱۴ ب.ظ چاپ مطلب
روایت سوره سینما‌ از چهره‌های خبرساز هفته؛

از صداقت بی‌ادعای «سوگل» تا کاریزمای مرموز «هادی»

Hadi-Sogol

در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم احمد مهرانفر، آرمان درویش، سوگل خلیق، محسن چاوشی و هادی حجازی‌فر از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.

سوره سینما – زهره کردلو : «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.

هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ احمد مهرانفر با بازگشت به تلویزیون در سریالی که بیش از هر چیز روی محبوبیت او حساب باز کرده است؛ آرمان درویش با موضع‌گیری‌های پررنگ و حاشیه‌هایی که پیرامون نامش در فضای مجازی شکل گرفت؛ سوگل خلیق با گفت‌وگویی صمیمی و متفاوت که بار دیگر او را به یکی از چهره‌های مورد توجه شبکه‌های اجتماعی تبدیل کرد؛ محسن چاوشی با ادامه فعالیت‌های خیرخواهانه و انتشار قطعه‌ای که موسیقی را بهانه‌ای برای کمک به بیماران قرار داد و هادی حجازی‌فر که با سریال «کلاغ» بار دیگر به جهان محمدحسین مهدویان بازگشته و یکی از مهم‌ترین نقش‌های این روزهای نمایش خانگی را برعهده گرفته است.

احمد مهرانفر؛ صفایی که از سایه ارسطو هم عبور نکرد!

این روزها نام احمد مهرانفر بیش از هر چیز با سریال «صفا با خانواده» گره خورده است؛ مجموعه‌ای که قرار بود بازگشت تلویزیون به کمدی‌های خانوادگی باشد و یکی از مهم‌ترین برگ‌های برنده‌اش نیز حضور بازیگری بود که سال‌هاست مخاطبان ایرانی او را تنوع لهجه و اجرای کمدی می‌شناسد. در دورانی که تلویزیون کمتر توانسته چهره‌های محبوب کمدی را در قاب خود حفظ کند، حضور مهرانفر از همان ابتدا یک امتیاز مهم برای سریال محسوب می‌شد؛ بازیگری که هنوز هم برای بسیاری از مردم پیش از آنکه احمد مهرانفر باشد، «ارسطو عامل» است.

در «صفا با خانواده» او نقش مردی کاشانی به نام صفا را بازی می‌کند؛ پدری که درگیر ماجراهایی پیچیده و گاه خلافکارانه می‌شود. یکی از نکات مثبت بازی او، تسلط قابل قبول بر لهجه و خلق جزئیات رفتاری شخصیت است. مهرانفر همچنان نشان می‌دهد که توانایی ساختن یک تیپ دوست‌داشتنی را دارد و می‌تواند مخاطب را با خود همراه کند. اما مشکل اصلی جایی است که ظرفیت‌های بازیگر با محدودیت‌های فیلمنامه و کارگردانی برخورد می‌کند.

صفا شخصیتی است که هنوز تکلیفش با خودش روشن نیست؛ نه کاملاً کمدی است و نه جدی. موقعیت‌ها به اندازه کافی ساخته و پرداخته نمی‌شوند و دیالوگ‌ها نیز کمتر از آنچه انتظار می‌رود بار طنز دارند. در چنین شرایطی حتی بازیگری با تجربه مهرانفر هم نمی‌تواند به تنهایی موتور خنده یک سریال را روشن نگه دارد. طنز موفق معمولاً حاصل پاس‌کاری میان بازیگران، خلق موقعیت و ریتم درست روایت است؛ عناصری که در این مجموعه کمتر دیده می‌شوند.

Mehranfar-Safa

همزمان با پخش سریال، اکران آنلاین فیلم «طهران ۵۷» نیز بار دیگر مهرانفر را به معرض قضاوت مخاطبان آورده است. اما آنجا هم اتفاق ویژه‌ای برای او رخ نداده؛ نقشی که نه به اندازه کافی متفاوت است و نه فرصتی برای درخشش کامل بازیگر فراهم می‌کند.

شاید مهم‌ترین مسئله درباره مهرانفر این باشد که کارنامه او معیار انتظار مخاطب را بالا برده است. بازیگری که در «پایتخت»، «شاهگوش»، «درباره الی»، «ماجرای نیمروز» و «آکتور» بارها ثابت کرده می‌تواند هم در کمدی و هم در درام بدرخشد، امروز بیش از آنکه با آثار جدیدش سنجیده شود، با خاطره نقش‌های موفق گذشته مقایسه می‌شود. «صفا با خانواده» بیش از آنکه ضعف مهرانفر را نشان دهد، یادآور این نکته است که حتی بهترین بازیگران هم بدون فیلمنامه و کارگردانی منسجم، نمی‌توانند معجزه کنند. مهرانفر همچنان همان بازیگر توانمند سال‌های گذشته است؛ فقط این بار زمینی برای درخشش کامل در اختیارش قرار نگرفته است.

آرمان درویش؛ بازیگری که تصمیم گرفت تماشاگر نباشد

در روزهایی که بسیاری از چهره‌های شناخته‌شده ترجیح می‌دهند در بزنگاه‌های حساس سکوت کنند یا مواضع خود را با احتیاط بیان کنند، آرمان درویش مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. او در هفته‌های گذشته بیش از آنکه به واسطه یک فیلم یا سریال جدید خبرساز شود، به دلیل حضور پررنگ و واکنش‌های مستمرش نسبت به تحولات جنگ و اتفاقات اجتماعی مورد توجه قرار گرفت؛ حضوری که باعث شد نامش بیش از هر زمان دیگری در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی دیده شود .

درویش در جریان جنگ اخیر، تنها به انتشار چند استوری و پیام حمایتی اکتفا نکرد. او با حضور در مناطق آسیب‌دیده، ثبت تصاویر مستند و همراهی با نیروهای امدادی تلاش کرد تصویری میدانی از آنچه در شهر می‌گذرد ارائه دهد و تلاش کرده نسبت به شرایط پیرامونش بی‌تفاوت نباشد.

در کنار این فعالیت‌ها، مواضع صریح او درباره سکوت برخی چهره‌ها نیز مورد توجه قرار گرفت. درویش در گفت‌وگوها و واکنش‌هایش بارها از مسئولیت اجتماعی هنرمندان سخن گفته و نسبت به رفتارهای منفعت‌طلبانه یا مواضع دوگانه انتقاد کرده است. همین صراحت باعث شده موافقان و مخالفان خود را داشته باشد، اما در هر صورت او را به یکی از چهره‌های بحث‌برانگیز هفته‌های اخیر تبدیل کرده است.

Arman-Darvish

حاشیه تازه اما از جایی آغاز شد که نام و پروفایل او از یک پلتفرم نمایش خانگی حذف شد. موضوعی که خیلی زود به گمانه‌زنی‌های مختلف دامن زد و برخی آن را به مواضع اخیر این بازیگر مرتبط دانستند. هرچند هنوز توضیح رسمی و روشنی درباره این اتفاق ارائه نشده، اما واکنش خود درویش به ماجرا قابل توجه بود؛ «حذف نام از پلتفرم مهم نیست، باید در یاد مردم بمانیم … تا ابد برای ایران».

در کنار این حواشی نباید فراموش کرد که درویش سال گذشته نیز با فیلم «جانشین» در نقش شهید حسین املاکی حضوری متفاوت را تجربه کرد. او بارها گفته است که این نقش هنوز از زندگی شخصی‌اش جدا نشده و تأثیر آن را در روزمره خود احساس می‌کند. همین پیوند عاطفی میان بازیگر و نقش، تصویری از هنرمندی می‌سازد که تلاش می‌کند شخصیت‌هایش را صرفاً بازی نکند، بلکه آن‌ها را زندگی کند.

آرمان درویش این روزها بیش از همیشه در معرض دید قرار گرفته است؛ نه فقط به خاطر بازیگری، بلکه به خاطر انتخاب‌هایش. حالا باید دید این حضور پررنگ در عرصه اجتماعی و رسانه‌ای به تثبیت جایگاه حرفه‌ای او منجر می‌شود یا حاشیه‌ها همچنان از خود آثارش پیشی خواهند گرفت.

سوگل خلیق؛ بازیگری که از صداقت بی‌ادعا به ستاره‌بودن رسید

برخی بازیگران با نقش‌های بزرگ دیده می‌شوند و برخی دیگر پیش از آنکه نقش‌هایشان به چشم بیاید، شخصیت خودشان برای مخاطب جذاب می‌شود. سوگل خلیق این روزها در هر دو دسته قرار گرفته است؛ بازیگری که هر حضور رسانه‌ای‌اش به سرعت در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شود و بخشی از این توجه نه به خاطر حاشیه‌سازی یا جنجال، بلکه به دلیل نوعی صداقت و سادگی است که مخاطب در او پیدا می‌کند.

این هفته حضور او در برنامه «منشور» با اجرای بهاره افشاری به یکی از پربازدیدترین گفت‌وگوهای روزهای اخیر تبدیل شد. برنامه‌ای که اساساً بر گفت‌وگوی صمیمی و روایت تجربه‌های شخصی بنا شده و برای همین فرصت مناسبی بود تا خلیق تصویری نزدیک‌تر از خودش ارائه کند. او در این گفت‌وگو از آرامش، پذیرش، رها کردن اتفاقات تلخ و تلاش برای رسیدن به صلح درونی گفت؛ مفاهیمی که این روزها بیش از همیشه در ادبیات نسل جدید دیده می‌شوند.

اما آنچه بیشتر از هر بخش دیگری وایرال شد، جمله‌ای بود که برخلاف یکی از مشهورترین گزاره‌های اخلاقی بیان کرد؛ اینکه «لذتی که در انتقام هست در بخشش نیست». جمله‌ای که بسیاری را غافلگیر کرد، چون از یک بازیگر جوان انتظار چنین پاسخی نمی‌رفت. نکته جالب اما توضیح بعدی او بود؛ اینکه شاید نبخشد، اما ترجیح می‌دهد خودش به کسی آسیب نزند. همین نگاه صریح و بدون تلاش برای پسندیده به نظر رسیدن، باعث شد مخاطبان واکنش متفاوتی به حرف‌هایش نشان دهند.

Sheyda-Manshoor

خلیق در سال‌های اخیر مسیر حرفه‌ای قابل‌توجهی را طی کرده است. او برخلاف بسیاری از چهره‌های جوان امروز، از دل تئاتر آمده و  برای رسیدن به جایگاه فعلی روی صدا، بیان، رفتار و تکنیک بازیگری خود کار کرده است. همین پشتوانه باعث شده رشد او تدریجی اما پایدار باشد.

نقطه عطف این مسیر را شاید بتوان سریال «دفتر یادداشت» دانست؛ جایی که نقش نازنین با آن خنده‌های خاص و رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی، او را به یکی از چهره‌های محبوب نمایش خانگی تبدیل کرد. بازی در کنار رضا عطاران و کسب جایزه بهترین بازیگر زن کمدی جشن حافظ، جایگاه او را تثبیت کرد و نشان داد که توانایی حمل یک نقش مهم را دارد.

سال گذشته نیز برای خلیق سالی پرکار بود؛ از «برتا» و «شکارگاه» گرفته تا «هزار و یک شب». ویژگی مشترک بسیاری از این نقش‌ها آن است که حتی وقتی در مرکز روایت قرار ندارند، دیده می‌شوند و در ذهن مخاطب باقی می‌مانند. این همان ویژگی‌ای است که یک بازیگر مکمل را موفق می‌کند. سوگول خلیق دیگر صرفاً یک استعداد نوظهور نیست، اگر انتخاب‌هایش همچنان هوشمندانه باشد، احتمالاً سال‌های آینده او را نه در حاشیه داستان‌ها، بلکه در مرکز مهم‌ترین نقش‌های نسل خود خواهیم دید.

محسن چاوشی؛ خواننده‌ای که بازهم از موسیقی فراتر رفت

محسن چاوشی سال‌هاست فقط یک خواننده محبوب نیست. او به تدریج به چهره‌ای تبدیل شده که هر فعالیتش، چه موسیقایی و چه اجتماعی، بازتابی گسترده پیدا می‌کند. در دورانی که بسیاری از هنرمندان ترجیح می‌دهند فعالیت‌های خیریه خود را دور از رسانه‌ها انجام دهند، چاوشی مسیر متفاوتی را برگزیده؛ مسیری که در آن موسیقی، مسئولیت اجتماعی و دغدغه‌های انسانی به هم گره خورده‌اند.

این هفته نام او بار دیگر با انتشار قطعه «مریض تخت آخری» شنیده شد. اثری که تنها یک تک‌آهنگ تازه نبود، بلکه نتیجه پویشی بود که برای تأمین هزینه بیماران صعب‌العلاج راه‌اندازی شده بود. چاوشی از ابتدا اعلام کرده بود که در پایان این پویش، قطعه‌ای تازه را به مخاطبانش هدیه خواهد داد؛ وعده‌ای که به شکلی نمادین، موسیقی را به ابزاری برای مشارکت اجتماعی تبدیل کرد.

در سال‌های گذشته، کمک به زندانیان جرائم غیرعمد، حمایت از بیماران، تأمین هزینه درمان افراد نیازمند و مشارکت در کمپین‌های مردمی به بخشی جدانشدنی از تصویر عمومی چاوشی تبدیل شده است. او از معدود هنرمندانی است که فعالیت‌های خیریه‌اش تقریباً به اندازه آثار هنری‌اش شناخته شده‌اند. برای همین، انتشار «مریض تخت آخری» بیش از آنکه صرفاً یک اتفاق موسیقایی باشد، ادامه همان مسیری تلقی شد که سال‌هاست دنبال می‌کند.

Mohen-Chavoshi

همزمانی انتشار این قطعه با روزهای عید غدیر نیز باعث شد توجه‌ها بار دیگر به بخش دیگری از هویت هنری او جلب شود؛ ارادتی که سال‌هاست در آثار مختلفش نسبت به حضرت علی(ع) دیده می‌شود. از «امیر بی‌گزند» و «عدل موثق» گرفته تا «اسدالله» و «تنهاترین»، بخشی از مهم‌ترین آثار مذهبی سال‌های اخیر موسیقی ایران با نام چاوشی گره خورده‌اند.

شاید راز ماندگاری او همین باشد که هیچ‌گاه خودش را به یک قالب محدود نکرده است. چاوشی هم می‌تواند خواننده عاشقانه‌های تلخ باشد، هم روایتگر دغدغه‌های اجتماعی و هم هنرمندی که در مناسبت‌های مذهبی اثری فراگیر خلق می‌کند. این تنوع باعث شده مخاطبان گوناگونی با او ارتباط برقرار کنند.

در سال‌های اخیر هر بار که اتفاق مهمی در جامعه رخ داده، نام چاوشی نیز به شکلی در کنار آن دیده شده است؛ گاهی با یک قطعه موسیقی، گاهی با یک پویش مردمی و گاهی با یک فراخوان برای کمک. او دیگر صرفاً خواننده‌ای نیست که برای مخاطبانش بخواند؛ به نظر می‌رسد تلاش می‌کند در زندگی آن‌ها نیز نقشی ایفا کند.

هادی حجازی‌فر؛ بازگشت کاریزماتیک به جهان مهدویان

گاهی بعضی همکاری‌ها در سینما آن‌قدر موفق و تأثیرگذار می‌شوند که مخاطب نام دو هنرمند را کنار هم به خاطر می‌سپارد. همان‌طور که بسیاری از سینمادوستان با شنیدن نام محمدحسین مهدویان، ناخودآگاه به یاد هادی حجازی‌فر می‌افتند. این هفته با آغاز پخش سریال «کلاغ» از شبکه نمایش خانگی، این زوج هنری بار دیگر در کانون توجه قرار گرفتند؛ همکاری‌ای که پس از چند سال وقفه دوباره از سر گرفته شده و حالا یکی از مهم‌ترین نقاط کنجکاوی مخاطبان محسوب می‌شود.

از همان روزهای انتشار تصاویر اولیه سریال، گریم حجازی‌فر مورد توجه قرار گرفت. چهره‌ای میانسال، جدی و مرموز که کاملاً با فضای تاریخی و امنیتی سریال همخوانی دارد. او در «کلاغ» نقش جلال را بازی می‌کند؛ مأمور اداره ضدخرابکاری در سال‌های پیش از انقلاب که درگیر رابطه‌ای پیچیده با دختری عضو یک سازمان سیاسی می‌شود. شخصیتی که همزمان میان عشق، وظیفه، خیانت و وفاداری حرکت می‌کند و ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به یکی از نقش‌های مهم را دارد.

قسمت نخست سریال نشان داد که جلال قرار نیست یک مأمور کلیشه‌ای باشد. حجازی‌فر از همان سکانس‌های ابتدایی توانسته نوعی ابهام و تعلیق در شخصیت ایجاد کند؛ ابهامی که مخاطب را وادار می‌کند درباره نیت واقعی او پرسش داشته باشد. همین ویژگی باعث شده بخش‌هایی از بازی او در روزهای اخیر در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شود و درباره رفتارها و تصمیم‌های شخصیتش بحث شکل بگیرد.

Hejazifar-Kalagh

نکته مهم اما این است که حجازی‌فر اساساً بازیگری است که در جهان مهدویان تعریف متفاوتی پیدا می‌کند. از «ایستاده در غبار» و «ماجرای نیمروز» گرفته تا «لاتاری» و «رد خون»، بسیاری از مهم‌ترین نقش‌های کارنامه او در آثار مهدویان شکل گرفته‌اند. او چهره‌ای دارد که هم برای نقش فرماندهان جنگ باورپذیر است و هم برای شخصیت‌های امنیتی، سیاسی و تاریخی.

البته مسیر حرفه‌ای حجازی‌فر در سال‌های اخیر فقط به بازیگری محدود نبوده است. موفقیت چشمگیر «موقعیت مهدی» نشان داد که او در مقام نویسنده و کارگردان نیز حرف‌هایی برای گفتن دارد. هرچند تجربه‌های بعدی، از جمله برخی فعالیت‌های تلویزیونی و سریال‌سازی، به اندازه نخستین فیلمش مورد اجماع منتقدان قرار نگرفتند. حتی حضورش در مقام مجری نیز واکنش‌های متفاوتی به همراه داشت و نشان داد محبوبیت یک بازیگر الزاماً به معنای موفقیت در همه عرصه‌ها نیست.

شاید به همین دلیل بازگشت او به یک نقش جدی و پررنگ بازیگری، برای بسیاری از مخاطبان اتفاقی امیدوارکننده باشد. حجازی‌فر در سال‌های اخیر بیش از حد میان کارگردانی، نویسندگی، اجرا و بازیگری تقسیم شده بود؛ در حالی که مهم‌ترین سرمایه او همچنان توانایی‌اش در جان بخشیدن به شخصیت‌هاست.

برای قضاوت نهایی درباره جلال هنوز زود است و «کلاغ» تازه در آغاز راه قرار دارد. اما هادی حجازی‌فر بازیگری است که وقتی در نقش درست و در جهان مناسب قرار بگیرد، می‌تواند یکی از جذاب‌ترین چهره‌های تصویر باشد.