<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سوره سینما &#187; چهره‌های خبرساز</title>
	<atom:link href="http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;tag=%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%B2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sourehcinema.ir</link>
	<description>پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Jun 2026 11:40:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.2.2</generator>
	<item>
		<title>از ادای دین «مهران» به پدر تا خروج آرام «فاطمه» از سایه</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=182242</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=182242#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 19 Jun 2026 09:50:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[امیرحسین قیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[بهروز رضوی]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمه مسعودی‌فر]]></category>
		<category><![CDATA[مهران غفوریان]]></category>
		<category><![CDATA[پرواز همای]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=182242</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم مهران غفوریان، بهروز رضوی، پرواز همای، امیرحسین قیاسی و فاطمه مسعودی‌فر از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=182242">از ادای دین «مهران» به پدر تا خروج آرام «فاطمه» از سایه</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ مهران غفوریان که بار دیگر نشان داد سال‌هاست از قالب صرفاً کمدی فاصله گرفته و در «کلاغ» تصویری متفاوت از یک نظامی وطن‌دوست ارائه کرده است، بهروز رضوی که با رفتنش بخشی از حافظه شنیداری چند نسل از ایرانیان را با خود برد، پرواز همای که سرود تیم ملی و حاشیه‌های مجوز آن نامش را به صدر اخبار موسیقی رساند، امیرحسین قیاسی که با «بفرمایید جام» دوباره تلفیق فوتبال و کمدی را به فضای مجازی آورد و فاطمه مسعودی‌فر که با «گل سنگ» و سکانس‌هایی که بحث‌های فراوانی در شبکه‌های اجتماعی به راه انداخت، بیش از همیشه مورد توجه مخاطبان قرار گرفت.</p>
<h3><strong>مهران غفوریان؛ ارتشیِ «کلاغ» و ادای دین به پدر</strong></h3>
<p>گاهی بعضی بازیگران آن‌قدر با یک تصویر در ذهن مخاطب گره می‌خورند که جدا شدن از آن تصویر تقریباً ناممکن به نظر می‌رسد. مهران غفوریان سال‌ها یکی از همین چهره‌ها بود. اما این هفته، حضور کوتاه اما تأثیرگذار او در سریال «کلاغ» بار دیگر نشان داد که غفوریان سال‌هاست در حال بازنویسی تصویر حرفه‌ای خودش است.</p>
<p>از همان روزهای نخست انتشار تیزرها و تصاویر تبلیغاتی «کلاغ»، گریم متفاوت غفوریان توجه مخاطبان را جلب کرد. او در سریال محمدحسین مهدویان نقش یک نظامی را بازی می‌کند؛ مردی که از ارتش شاهنشاهی وارد ساواک شده اما همچنان نگاهش به مفهوم خدمت، با ساختارهای قدرت در‌ آن دوران تفاوت دارد. شخصیتی که بیش از آنکه به حکومت وفادار باشد، خود را سرباز مردم و وطن می‌داند.</p>
<p>اگرچه حضور این شخصیت در قصه کوتاه است و ظاهراً در همان قسمت‌های ابتدایی به پایان می‌رسد، اما چند دیالوگ کلیدی او به سرعت در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد. دلیل این استقبال فقط مضمون دیالوگ‌ها نبود؛ بلکه باورپذیری بازیگری بود که توانست در مدت زمانی محدود، شخصیتی شریف و وطن‌دوست را به تصویر بکشد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Mehran-Kalagh.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182244" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Mehran-Kalagh.jpg" alt="Mehran-Kalagh" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>نکته جالب درباره این نقش، پیوند آن با زندگی شخصی غفوریان است. او بارها از پدرش، زنده‌یاد خسرو غفوریان، افسر نیروی دریایی ارتش، به‌عنوان الگویی از تعهد و وطن‌دوستی یاد کرده است. به همین دلیل بسیاری معتقدند بخشی از احساسات و باورپذیری این نقش از همین نزدیکی عاطفی سرچشمه می‌گیرد. به‌ویژه در برخی نماها و سکانس‌ها، شباهت ظاهری او به پدرش نیز چشمگیر است.</p>
<p>اما اهمیت حضور غفوریان در «کلاغ» فقط به این نقش محدود نمی‌شود. او طی سال‌های اخیر در آثاری چون «زخم کاری»، «بی‌سروصدا»، «محکوم»، «آبی روشن» و «زیبا صدایم کن» نشان داده که بازیگر نقش‌های جدی هم هست؛ بازیگری که می‌تواند تلخی، خشونت، اندوه و پیچیدگی شخصیت را به همان اندازه کمدی اجرا کند.</p>
<p>غفوریان یکی از نمونه‌های موفق تغییر مسیر در بازیگری ایران است؛ هنرمندی که پس از سه دهه خنداندن مردم، ثابت کرده می‌تواند در نقش‌های جدی نیز دیده شود، تأثیر بگذارد و حتی گاهی بیش از همیشه مورد توجه قرار بگیرد.</p>
<h3><strong>بهروز رضوی؛ صدایی که خاموش شد اما از حافظه‌ها پاک نمی‌شود</strong></h3>
<p>بعضی هنرمندان را مردم با چهره‌شان به خاطر می‌سپارند و بعضی دیگر را با صدایشان. بهروز رضوی از معدود چهره‌هایی بود که بدون نیاز به تصویر، در ذهن چند نسل از ایرانیان حضور داشت. کافی بود چند جمله از او شنیده شود تا مخاطب، حتی بدون دیدن نام یا تصویر، صاحب صدا را تشخیص دهد. این هفته با درگذشت او در ۷۸ سالگی، یکی از مهم‌ترین صداهای تاریخ رسانه ایران خاموش شد؛ صدایی که دهه‌ها همراه شب‌های رادیویی، مستندهای تلویزیونی و خاطرات فرهنگی مردم بود.</p>
<p>رضوی از آن دسته گویندگانی بود که حرفه‌اش را تنها به‌عنوان یک شغل دنبال نکرد. او از همان سال‌های آغازین حضور در رادیو، نشان داد که به زبان، بیان و ارتباط با مخاطب نگاهی فراتر از اجرای صرف دارد. ورودش به رادیو از مسیر نویسندگی آغاز شد اما خیلی زود استعداد کم‌نظیرش در فن بیان و گویندگی، مسیر حرفه‌ای او را تغییر داد.</p>
<p>آنچه صدای بهروز رضوی را متمایز می‌کرد فقط گرمی و طنین خاص آن نبود. بسیاری از گویندگان صدای خوش دارند اما همه آن‌ها ماندگار نمی‌شوند. رضوی از معدود کسانی بود که میان ویژگی طبیعی صدا و دانش اجرا تعادل برقرار کرده بود. مکث‌های حساب‌شده، تسلط بر ریتم کلام، وضوح بیان و توانایی انتقال احساس، باعث می‌شد شنونده حتی در طولانی‌ترین روایت‌ها نیز همراه او باقی بماند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Behrooz-Razavi2.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182245" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Behrooz-Razavi2.jpg" alt="Behrooz-Razavi" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>همین ویژگی‌ها بود که حضورش در مجموعه «مستند ایران» و بسیاری از آثار مستند را به تجربه‌ای فراتر از شنیدن یک نریشن ساده تبدیل کرد. برای بسیاری از مخاطبان، بخشی از اعتبار و جذابیت این آثار به صدایی بازمی‌گشت که روایت را به شکلی صمیمی و قابل اعتماد منتقل می‌کرد.</p>
<p>اما اهمیت رضوی فقط در مهارت حرفه‌ای او خلاصه نمی‌شود. او بخشی از حافظه جمعی ایرانیان بود. نسل‌های مختلف با صدای او خاطره دارند؛ از رادیوهای قدیمی خانه‌ها گرفته تا تلویزیون و مستندهایی که بخشی از آگاهی تاریخی جامعه را شکل دادند.</p>
<p>شاید به همین دلیل است که خبر درگذشت او بیش از آنکه شبیه از دست دادن یک گوینده باشد، برای بسیاری شبیه از دست دادن بخشی از گذشته بود. زیرا بعضی صداها فقط شنیده نمی‌شوند؛ در زندگی مردم حضور پیدا می‌کنند. بهروز رضوی یکی از همان صداها بود؛ صدایی که حالا خاموش شده اما بعید است از حافظه فرهنگی ایرانیان حذف شود.</p>
<h3><strong>پرواز همای؛ وقتی یک ترانه فوتبالی به میدان حاشیه کشیده می‌شود</strong></h3>
<p>این هفته، نام پرواز همای نه به خاطر یک کنسرت یا آلبوم تازه، بلکه به واسطه حواشی سرود رسمی تیم ملی فوتبال ایران برای جام جهانی ۲۰۲۶ بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفت؛ اثری که بیش از آنکه درباره کیفیت موسیقایی‌اش بحث شود، به دلیل حاشیه‌های پیرامون مجوز و فرآیند تولید خبرساز شد.</p>
<p>ماجرا از جایی آغاز شد که مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرد این قطعه بدون دریافت مجوزهای لازم منتشر شده است. همین اظهار نظر کافی بود تا بار دیگر بحث قدیمی رابطه هنرمندان، نهادهای فرهنگی و ساختار صدور مجوز به فضای عمومی بازگردد. مسئله‌ای که سال‌هاست یکی از چالش‌های مهم حوزه موسیقی محسوب می‌شود و هر بار در قالبی تازه خود را نشان می‌دهد.</p>
<p>اما آنچه این پرونده را متفاوت کرد، واکنش مستقیم پرواز همای بود. او در پاسخ به این انتقادها، موضعی اتخاذ کرد که خود به بخشی از خبر تبدیل شد. همای در یادداشتش تلاش کرد موضوع را از یک اختلاف اداری فراتر ببرد و آن را به مفاهیمی چون وطن، مسئولیت هنرمند و شرایط اجتماعی امروز پیوند بزند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Parvaz-Homay.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182246" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Parvaz-Homay.jpg" alt="Parvaz-Homay" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>او با قرار دادن نام خود در میان هنرمندانی که به تعبیر خودش «آبرو و هنرشان را خالصانه خرج وطن کرده‌اند» و همچنین استفاده از تعبیر «ایران نوین» در بخشی از یادداشتش، ناخواسته دامنه بحث را فراتر از یک اختلاف بر سر مجوز یک قطعه موسیقایی برد. همین بخش از سخنان او واکنش‌های گسترده‌ای را در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی به دنبال داشت؛ تا جایی که موافقان، آن را نشانه‌ای از دغدغه‌مندی و احساس مسئولیت ملی یک هنرمند دانستند و منتقدان نیز نسبت به برخی تعابیر و مواضع مطرح‌شده در یادداشت او واکنش نشان دادند. به این ترتیب، آنچه در ابتدا صرفاً یک حاشیه اداری درباره سرود تیم ملی به نظر می‌رسید، خیلی زود به بحثی گسترده‌تر درباره جایگاه هنرمندان، نسبت آن‌ها با نهادهای رسمی و نقش چهره‌های فرهنگی در تحولات اجتماعی تبدیل شد.</p>
<p>از سوی دیگر، فوتبال در ایران هیچ‌گاه صرفاً یک ورزش نبوده است. تیم ملی همواره نمادی از هویت جمعی و احساسات ملی به شمار می‌رود. به همین دلیل هر اثری که به نام تیم ملی منتشر شود، ناخواسته وارد حوزه‌ای فراتر از موسیقی می‌شود. سرود جام جهانی نیز از همین قاعده مستثنی نیست؛ اثری که حالا موافقان و مخالفان خود را دارد اما بدون تردید توانسته در مرکز توجه قرار بگیرد.</p>
<p>شاید سال‌ها بعد کمتر کسی جزئیات این مناقشه اداری را به یاد بیاورد، اما آنچه باقی خواهد ماند تصویری است از هنرمندی که در مقطعی حساس تصمیم گرفت صدایش را به نام تیم ملی و مفهوم وطن ثبت کند. اینکه این انتخاب تا چه اندازه موفق بوده، قضاوتی است که زمان درباره آن تصمیم خواهد گرفت.</p>
<h3><strong>امیرحسین قیاسی؛ که هنوز جواب می‌دهد اما غافلگیر نمی‌کند</strong></h3>
<p>کمتر مجری یا کمدینی در سال‌های اخیر توانسته به اندازه امیرحسین قیاسی در فضای مجازی تولید لحظه‌های وایرال کند. او از نسل تازه‌ای از چهره‌های رسانه‌ای است که مخاطب را فقط از طریق تلویزیون یا پلتفرم نمی‌بیند؛ بلکه بخش مهمی از موفقیت خود را مدیون گردش محتوا در شبکه‌های اجتماعی است. این هفته با آغاز پخش ویژه‌برنامه «بفرمایید جام»، بار دیگر نام قیاسی در فضای رسانه‌ای پیچید.</p>
<p>حتی پیش از پخش نخستین قسمت، حواشی پیرامون برنامه باعث شده بود توجه‌ها به سمت آن جلب شود. برخی مخالف حضور قیاسی در چنین پروژه‌ای بودند و برخی دیگر معتقد بودند او دقیقاً همان چهره‌ای است که می‌تواند میان فوتبال، سرگرمی و فضای مجازی پیوند برقرار کند. با آغاز پخش برنامه، مشخص شد که سازندگان روی همان فرمول آشنای قیاسی حساب باز کرده‌اند؛ گفت‌وگوهای پرشوخی، کنایه‌های غیرمستقیم، حافظه قوی در بازخوانی حرف‌های مهمانان و لحظاتی که قابلیت تبدیل شدن به ویدیوهای کوتاه و وایرال را دارند.</p>
<p>گفت‌وگوی نخست او با رامبد جوان نمونه خوبی از این رویکرد بود. مصاحبه‌ای که از خاطرات «خندوانه» آغاز شد و به مرور به بحث‌هایی درباره مسیر حرفه‌ای رامبد، محدودیت‌ها و تجربه‌های شخصی او رسید. بخشی از موفقیت این گفتگو به خود مهمان بازمی‌گشت اما بخش مهم‌تر آن حاصل سبک اجرایی قیاسی بود؛ سبکی که میان مصاحبه و استندآپ کمدی حرکت می‌کند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Ghiasi-Jaam.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182247" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Ghiasi-Jaam.jpg" alt="Ghiasi-Jaam" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>قیاسی در سال‌های اخیر امضای شخصی خود را پیدا کرده است. او معمولاً با طعنه، ارجاع‌های پنهان و شوخی‌های چندلایه کار می‌کند. کمتر مستقیم حمله می‌کند و بیشتر ترجیح می‌دهد انتقاد یا پاسخ خود را در قالب طنز بیان کند. همین ویژگی باعث شده بخشی از مخاطبان، او را نماینده نسل جدید کمدی رسانه‌ای بدانند.</p>
<p>اما موفقیت، همیشه خطر تکرار را نیز با خود به همراه دارد. مهم‌ترین چالش قیاسی در «بفرمایید جام» دقیقاً همین مسئله است. بسیاری از شوخی‌ها، واکنش‌ها و حتی ساختار گفتگوها برای مخاطبان آشنا به نظر می‌رسد. برنامه سرگرم‌کننده است اما هنوز آن غافلگیری بزرگ را که بتواند آن را از نمونه‌های قبلی متمایز کند، ارائه نکرده است.</p>
<p>با این حال، قیاسی همچنان یکی از معدود مجریانی است که به خوبی زبان مخاطب امروز را می‌شناسد. او می‌داند کدام جمله تبدیل به ترند می‌شود، کدام لحظه قابلیت وایرال شدن دارد و چگونه باید یک گفت‌وگو را از حالت رسمی خارج کند. شاید آینده حرفه‌ای او بیش از هر چیز به این بستگی داشته باشد که بتواند از موفق‌ترین فرمول خودش عبور کند؛ پیش از آنکه مخاطب احساس کند همه چیز را قبلاً دیده است.</p>
<h3><strong>فاطمه مسعودی‌فر؛ دختری که آرام آمد و حالا دیده می‌شود</strong></h3>
<p>گاهی یک بازیگر سال‌ها کار می‌کند اما تنها یک نقش کافی است تا ناگهان در مرکز توجه قرار بگیرد. این روزها به نظر می‌رسد فاطمه مسعودی‌فر در آستانه چنین نقطه‌ای قرار گرفته است. انتشار و وایرال شدن سکانس‌هایی از سریال «گل سنگ» باعث شده نام او بیش از هر زمان دیگری در فضای مجازی و رسانه‌ای شنیده شود؛ اتفاقی که شاید بتوان آن را مهم‌ترین مقطع کارنامه حرفه‌ای او تا امروز دانست.</p>
<p>در «گل سنگ» به کارگردانی ابراهیم ایرج‌زاد، مسعودی‌فر نقش پروانه را بازی می‌کند؛ دختری که پس از بحرانی بزرگ در خانواده، تلاش می‌کند تکه‌های از هم گسیخته زندگی را دوباره کنار هم قرار دهد. شخصیتی آرام، کم‌حرف، خانواده‌دوست و در عین حال مستقل که میان مسئولیت‌پذیری و آرزوهای شخصی خود زندگی می‌کند.</p>
<p>موفقیت نقش پروانه بیش از هر چیز به باورپذیری آن بازمی‌گردد. مسعودی‌فر در اجرای این شخصیت به سمت اغراق نمی‌رود. او تلاش نمی‌کند با دیالوگ‌های پرتنش یا واکنش‌های نمایشی احساسات مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد. برعکس، بخش مهمی از تأثیرگذاری نقش از سکوت‌ها، نگاه‌ها و رفتارهای روزمره او شکل می‌گیرد. همین سادگی باعث شده مخاطب راحت‌تر با پروانه ارتباط برقرار کند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Fatemeh-Gole-Sang.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182248" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Fatemeh-Gole-Sang.jpg" alt="Fatemeh-Gole-Sang" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>بخش دیگری از توجه رسانه‌ای به این نقش، به رابطه او با حسن با بازی امیر نوروزی مربوط می‌شود. سکانس‌های مشترک این دو بازیگر طی هفته‌های اخیر بارها در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شده و مخاطبان بسیاری درباره شیمی میان این دو شخصیت صحبت کرده‌اند. رابطه‌ای که نه بر پایه ملودرام اغراق‌آمیز، بلکه بر اساس جزئیات ساده و ملموس شکل گرفته است.</p>
<p>اما وایرالی هفته سکانس مشترک پروانه و حسن بود؛ سکانسی که صرفاً بار احساسی نداشت؛ بلکه نوع نمایش رابطه عاطفی میان دو شخصیت، بحث‌هایی را درباره تغییر مرزهای روایت عاشقانه در آثار تصویری ایران به راه انداخت.</p>
<p>برای مسعودی‌فر، «گل سنگ» فقط یک نقش موفق نیست؛ فرصتی برای عبور از سایه کارهای قبلی نیز محسوب می‌شود. او سال‌ها در تئاتر و تصویر فعالیت کرده اما بسیاری هنوز او را با نقش سارای گرجی در «جیران» به یاد می‌آورند. شخصیتی که تا مدت‌ها مهم‌ترین شناسه حرفه‌ای او بود.</p>
<p>اکنون به نظر می‌رسد پروانه در حال گرفتن جای آن نقش است. تفاوت مهم اینجاست که این بار مسعودی‌فر نه در یک نقش فرعی تأثیرگذار، بلکه در قلب یکی از مهم‌ترین خطوط احساسی سریال قرار گرفته است. اگر این روند ادامه پیدا کند، «گل سنگ» می‌تواند همان اثری باشد که او را از بازیگری مستعد به چهره‌ای تثبیت‌شده در نمایش خانگی تبدیل کند؛ بازیگری که دیگر تنها به خاطر یک نقش شناخته نمی‌شود، بلکه به‌عنوان صاحب یک مسیر حرفه‌ای مستقل مورد توجه قرار می‌گیرد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=182242">از ادای دین «مهران» به پدر تا خروج آرام «فاطمه» از سایه</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=182242</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از ستاره شدن به سبک «محسن» تا ستاره‌سازی با فرمول «رامبد»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=182118</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=182118#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 12 Jun 2026 10:13:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[الهام کردا]]></category>
		<category><![CDATA[جواد خیابانی]]></category>
		<category><![CDATA[رامبد جوان]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[علی لهراسبی]]></category>
		<category><![CDATA[محسن قصابیان]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=182118</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم محسن قصابیان، علی لهراسبی، رامبد جوان، جواد خیابانی و الهام کردا از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=182118">از ستاره شدن به سبک «محسن» تا ستاره‌سازی با فرمول «رامبد»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ محسن قصابیان با یک نقش‌آقرینی پیچیده و غافلگیرکننده در «کلاغ» دیده شد و نشان داد سال‌های تجربه هنوز می‌تواند برگ برنده یک بازیگر باشد. علی لهراسبی با بازگشت به تیتراژخوانی، باردیگر صدای آشنای دهه‌های هشتاد و نود را به خانه مخاطبان آورد. رامبد جوان با پروژه تازه «دوئت» نشان داد که همچنان دغدغه کشف استعدادهای جوان را دارد و می‌خواهد نقش خود را در معرفی نسل تازه هنرمندان ادامه دهد. جواد خیابانی نیز با اعلام خداحافظی از تلویزیون دیده شد، صدایی که بیش از سه دهه با مهم‌ترین خاطرات فوتبالی ایرانیان همراه بود. و در نهایت الهام کردا، بازیگری که مسیر متفاوت خود را در سینمای کوتاه ادامه می‌دهد و هم‌زمان با آغاز اکران مستقل فیلم‌های کوتاه، بار دیگر اهمیت این مدیوم را یادآوری کرد.</p>
<h3><strong>محسن قصابیان؛ «پدرزن جلال» چگونه فاتح «کلاغ» شد</strong></h3>
<p>در روزگاری که ستاره‌های سینما و شبکه نمایش خانگی معمولاً پیش از پخش هر اثر، بخش مهمی از توجه رسانه‌ها را به نام خود اختصاص می‌دهند، گاهی یک بازیگر کم‌حاشیه و باتجربه از راه می‌رسد و نگاه‌ها را به سمت خود برمی‌گرداند. محسن قصابیان دقیقاً چنین موقعیتی را تجربه کرد. با آغاز پخش سریال «کلاغ»، ساخته محمدحسین مهدویان، بسیاری انتظار داشتند تمرکز مخاطبان روی شخصیت جلال و بازی هادی حجازی‌فر باشد اما آنچه در عمل رخ داد، جلب توجه گسترده به کاراکتری بود که قصابیان ایفا می‌کند؛ مردی بانفوذ، خشن، پیچیده و مرموز که گفته می‌شود بر اساس چهره نعمت‌الله نصیری، آخرین رئیس ساواک، طراحی شده است.</p>
<p>قصابیان در همان قسمت نخست موفق می‌شود چیزی فراتر از یک شخصیت منفی خلق کند. صحنه آدامس جویدن او هنگام بازجویی و شکنجه، تنها یک جزئیات رفتاری نیست؛ امضایی است که به شخصیت هویت می‌دهد. چند دقیقه بعد، زمانی که در فضای خصوصی خانه با دامادش گفت‌وگو می‌کند، لایه دیگری از این کاراکتر آشکار می‌شود؛ مردی که عشق افراطی به خانواده را با خشونت و قدرت درهم آمیخته و برای حفظ رفاه دخترش حاضر است از هر خط قرمزی عبور کند. نکته جالب اینجاست که قصابیان برای مخاطب عام چهره‌ای بسیار آشنا نیست. او سال‌ها در سینما و تلویزیون حضور داشته اما کمتر در مرکز توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. بسیاری هنوز او را با نقش‌آفرینی در فیلم «منصور» به یاد می‌آورند؛ اثری که فرصت دیده‌شدن بیشتری برایش فراهم کرد. با این حال به نظر می‌رسد «کلاغ» قرار است این معادله را تغییر دهد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Ghasabian-Kalagh.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182120" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Ghasabian-Kalagh.jpg" alt="Ghasabian-Kalagh" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>سال ۱۴۰۵ برای قصابیان، سال نقش‌های مهم و دیده‌شدن دوباره است. او پیش‌تر با فیلم «غوطه‌ور» در جشنواره فجر حضور داشت و حالا هم‌زمان با «کلاغ»، در سریال «کوری» سجاد پهلوان نیز یکی از نقش‌های اصلی را برعهده دارد. این هم‌زمانی اتفاقی نیست؛ بلکه نتیجه سال‌ها حضور آرام و حرفه‌ای بازیگری است که حالا به نقطه برداشت رسیده است.</p>
<p>شاید هنوز برای قضاوت نهایی زود باشد اما نشانه‌ها می‌گویند قصابیان امسال در مهم‌ترین مقطع حرفه‌ای خود قرار گرفته است. اگر «کلاغ» بتواند کیفیت فعلی خود را حفظ کند و «کوری» نیز موفق ظاهر شود، امسال را باید سال خروج محسن قصابیان از سایه دانست؛ سالی که یک بازیگر باسابقه ثابت می‌کند هنوز هم دود از کنده بلند می‌شود.</p>
<h3><strong>علی لهراسبی؛ بازگشت صدای خاطره‌ها به تلویزیون</strong></h3>
<p>برای نسلی از مخاطبان تلویزیون، تیتراژ تنها چند دقیقه موسیقی پیش از آغاز یا پایان یک سریال نبود؛ بخشی از تجربه تماشای اثر بود. ترانه‌هایی که با قصه‌ها زندگی می‌کردند، حفظ می‌شدند و سال‌ها بعد نیز با شنیدن چند نت، خاطرات یک دوران را زنده می‌کردند. در میان صداهایی که با این حافظه جمعی پیوند خورده‌اند، نام علی لهراسبی جایگاه ویژه‌ای دارد.</p>
<p>خواننده‌ای که در دهه هشتاد و نود با آثاری چون «دلنوازان»، «فاصله‌ها»، «پیله‌های پرواز»، «شیدایی» و چندین سریال پرمخاطب دیگر، به یکی از صداهای ثابت تیتراژهای تلویزیونی تبدیل شد. آثار او معمولاً یک ویژگی مشترک داشتند؛ ملودی‌های احساسی و ترانه‌هایی که به‌سادگی در ذهن مخاطب باقی می‌ماندند.</p>
<p>این هفته اما او تیتراژ سریال «صفا با خانواده» را با قطعه‌ای به نام «مهتاب» اجرا کرده است؛ اثری که برخلاف بسیاری از کارهای شناخته‌شده او، فضایی شادتر و امیدوارانه‌تر دارد. ترانه‌ای که از عبور از روزهای سخت، امید به رسیدن و روشن ماندن چراغ زندگی سخن می‌گوید و به همین دلیل با فضای کمدی و خانوادگی سریال نیز هماهنگ شده است. اتفاقی که یادآور سال‌هایی است که مردم سریال‌ها را با ترانه‌هایشان به خاطر می‌سپردند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Ali-Lohrasbi.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182121" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Ali-Lohrasbi.jpg" alt="Ali-Lohrasbi" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>اما این تنها حضور لهراسبی در خبرهای هفته نبود. هم‌زمان با نزدیک شدن به قسمت پایانی سریال «بی‌عاطفه»، موزیک‌ویدیوی قطعه‌ای با همین نام و صدای او منتشر شد و در شبکه‌های اجتماعی بازتاب قابل توجهی داشت. گویی لهراسبی پس از مدتی کم‌خبری، بار دیگر در حال بازیابی جایگاه رسانه‌ای خود است.</p>
<p>شاید مهم‌ترین سرمایه لهراسبی نه صرفاً صدای او، بلکه نسبت عاطفی‌ای باشد که طی دو دهه با مخاطبانش ساخته است. او از آن دسته خوانندگانی است که شنیدن صدایش، پیش از آنکه یادآور یک آهنگ باشد، یادآور یک دوره از زندگی است. بازگشت دوباره او به تیتراژخوانی تلویزیون نیز از همین جنس است؛ بازگشت یک صدا به خانه‌ای که سال‌ها بخشی از هویت آن بوده است و ساختن پیوند احساسی با مخاطب از او یک نوستالژی ساخته است.</p>
<h3><strong>رامبد جوان؛ مردی که هنوز به استعدادها ایمان دارد</strong></h3>
<p>برخی چهره‌ها در طول سال‌ها با یک برنامه یا یک نقش شناخته می‌شوند اما برخی دیگر به یک جریان تبدیل می‌شوند. رامبد جوان از دسته دوم است؛ هنرمندی که هرچند با بازیگری و کارگردانی وارد عرصه هنر شد، اما در یک دهه اخیر بیش از هر چیز به عنوان یک «استعدادیاب» و «فرصت‌ساز» شناخته شده است. این هفته نیز نام او نه به واسطه پروژه‌ای خبرساز شد که به نظر می‌رسد ادامه همان مسیری باشد که سال‌ها قبل آغاز کرده بود.</p>
<p>خبر برگزاری رویداد «دوئت» در روزهایی منتشر شد که فضای فرهنگی کشور همچنان تحت‌تأثیر اتفاقات و تحولات ماه‌های اخیر قرار دارد. با این حال استقبال گسترده از نشست معرفی و توجیهی این رویداد در باغ کتاب تهران نشان داد که عطش دیده شدن و ورود به عرصه حرفه‌ای هنر همچنان زنده است. سالن‌های شلوغ و صف‌های طولانی متقاضیان، بیش از آنکه درباره یک جشنواره سخن بگویند، از اعتبار نام رامبد جوان خبر می‌دادند.</p>
<p>شاید مهم‌ترین سرمایه رامبد جوان در این سال‌ها نه شهرت، بلکه اعتماد نسل جوان باشد. بسیاری از شرکت‌کنندگان می‌دانند که عبور از فیلتر او لزوماً به معنای موفقیت قطعی نیست، اما می‌تواند آغاز یک مسیر تازه باشد. این همان اتفاقی است که در «خندوانه» رخ داد؛ برنامه‌ای که تنها یک تاک‌شو یا مسابقه استندآپ نبود، بلکه سکوی پرتاب بسیاری از استعدادهایی شد که بعدها مسیر مستقل خود را پیدا کردند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Rambod-Javan.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182122" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Rambod-Javan.jpg" alt="Rambod-Javan" width="620" height="413" /></a></p>
<p>از امیرحسین قیاسی و ابوطالب حسینی گرفته تا علی صبوری و ده‌ها چهره دیگر، همگی به نوعی از فضای ایجادشده توسط رامبد جوان بهره بردند. همین اتفاق در سال‌های اخیر و با پروژه‌هایی مانند «کارناوال» نیز تکرار شد؛ جایی که چهره‌هایی کمتر دیده‌شده فرصت پیدا کردند توانایی‌های خود را مقابل مخاطبان گسترده‌تری به نمایش بگذارند.</p>
<p>نکته جالب توجه درباره «دوئت» این است که استقبال از آن به حدی بود که ثبت‌نام‌ها زودتر از موعد متوقف شد. خود رامبد جوان اعلام کرد حجم متقاضیان و آثار ارسالی فراتر از ظرفیت پیش‌بینی‌شده بوده و در نهایت تنها ۲۴ گروه به مرحله نهایی خواهند رسید. این اتفاق نشان می‌دهد که ایده استعدادیابی همچنان یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های اوست.</p>
<p>هم‌زمان خبر تهیه‌کنندگی نمایش «زنبورهای کارگر» نیز منتشر شد؛ نشانه‌ای از اینکه جوان همچنان پرانرژی و فعال باقی مانده است. او در دوره‌ای از فعالیت حرفه‌ای خود قرار دارد که بیش از آنکه به تثبیت جایگاهش فکر کند، به ساختن مسیر برای دیگران می‌اندیشد.</p>
<p>«دوئت» شاید در ظاهر یک مسابقه یا جشنواره باشد، اما در واقع ادامه یک ایده قدیمی است؛ ایده‌ای که می‌گوید هنوز هم می‌توان استعدادهای ناشناخته را پیدا کرد، به آنها میدان داد و روایت‌های تازه‌ای برای آینده هنر ایران ساخت.</p>
<h3><strong>جواد خیابانی؛ پایان یک صدا یا آغاز یک نوستالژی؟</strong></h3>
<p>برخی صداها آن‌قدر با خاطرات جمعی گره می‌خورند که حذف شدنشان از یک قاب، تنها یک جابه‌جایی شغلی نیست؛ پایان یک دوره است. این هفته ویدئوی خداحافظی جواد خیابانی از تلویزیون دقیقاً چنین حسی را برای بسیاری از مخاطبان فوتبال ایجاد کرد. مردی که بیش از سه دهه در کنار مسابقات بزرگ و کوچک فوتبال ایران حضور داشت، حالا از پایان همکاری‌اش با رسانه ملی سخن گفته و اعلام کرده است که دیگر جام جهانی ۲۰۲۶ را از قاب تلویزیون گزارش نخواهد کرد. خیابانی از سال ۱۳۶۹ وارد تلویزیون شد؛ دوره‌ای که فوتبال ایران در حال ورود به عصر تازه‌ای از پوشش رسانه‌ای بود. او در سال‌هایی رشد کرد که هنوز شبکه‌های اجتماعی وجود نداشتند و گزارشگران نقش مهمی در شکل دادن به تجربه تماشای فوتبال داشتند. نسلی که به قول اسکندر کوتی، رنسانس گزارشگری فوتبال در ایران را رقم زد.</p>
<p>آنچه او را از دیگران متمایز می‌کرد، تنها دانش فوتبالی یا هیجان گزارش نبود؛ بلکه سبک شخصی و منحصر به فردش بود. جملات غیرمنتظره، تشبیه‌های خاص، تحلیل‌های ناگهانی و نگاه متفاوتش به مسابقات، به مرور تبدیل به امضای حرفه‌ای او شد. سبکی که گاهی مورد انتقاد قرار می‌گرفت و گاهی سوژه شوخی‌های فضای مجازی می‌شد، اما در نهایت نام خیابانی را به برندی مستقل تبدیل کرد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Khiabani-Varzesh3.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182123" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Khiabani-Varzesh3.jpg" alt="Khiabani-Varzesh3" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>اوج این مسیر بدون تردید به بازی تاریخی ایران و استرالیا بازمی‌گردد. مسابقه‌ای که تنها یک بازی فوتبال نبود، بلکه بخشی از حافظه جمعی ایرانیان شد. در آن شب تاریخی، هیجان خیابانی و روایت او از صعود ایران به جام جهانی، برای همیشه در ذهن میلیون‌ها نفر ثبت شد. عباراتی که در آن گزارش به کار برد، هنوز هم پس از سال‌ها بازخوانی می‌شوند.</p>
<p>در سال‌های بعد شاید محبوبیت او مانند گذشته باقی نماند و برخی از گزارش‌هایش با واکنش‌های متفاوتی مواجه شد، اما این واقعیت را نمی‌توان انکار کرد که خیابانی بخشی از تاریخ گزارشگری فوتبال ایران است. نسلی که در کنار چهره‌هایی چون عادل فردوسی‌پور و مزدک میرزایی، دوران تازه‌ای را در روایت فوتبال رقم زد.</p>
<p>اکنون با اعلام بازنشستگی، پرسش اصلی این نیست که خیابانی چه اندازه محبوب بوده یا چه تعداد منتقد داشته است. پرسش این است که آیا نسل جدید گزارشگران می‌توانند همان میزان اثرگذاری و خاطره‌سازی را تجربه کنند؟ پاسخ این سؤال را آینده مشخص خواهد کرد، اما یک نکته روشن است؛ هرگاه صحبت از گزارش‌های ماندگار فوتبال ایران به میان بیاید، نام جواد خیابانی همچنان در میان نخستین نام‌ها خواهد بود.</p>
<h3><strong>الهام کردا؛ چرا سینمای کوتاه همچنان برای او مهم است؟</strong></h3>
<p>در سال‌هایی که بسیاری از بازیگران شناخته‌شده تمام تمرکز خود را روی سینمای بلند، سریال‌های پرمخاطب و پروژه‌های تجاری می‌گذارند، هنوز هم هنرمندانی هستند که سینمای کوتاه را جدی می‌گیرند؛ نه به‌عنوان سکوی پرتاب، بلکه به عنوان مدیومی مستقل و خلاق. الهام کردا یکی از همین چهره‌هاست؛ بازیگری که این هفته هم‌زمان با آغاز اکران عمومی بسته جدید فیلم‌های کوتاه در سینما، بار دیگر نامش در این حوزه مطرح شد.</p>
<p>کردا سال‌هاست در سینما، تلویزیون و تئاتر حضور دارد اما همواره تلاش کرده انتخاب‌هایش محدود به جریان اصلی تولیدات نباشد. او از آن دسته بازیگرانی است که میان دیده شدن و تجربه کردن، معمولاً گزینه دوم را هم فراموش نمی‌کند. حضورش در فیلم‌های کوتاهی چون «کینوپیو»، «۵۰۰ مثقال طلا» و «دور یا نزدیک» نشان داده که همکاری با فیلمسازان جوان برای او یک انتخاب آگاهانه است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Elham-Korda.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-182124" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Elham-Korda.jpg" alt="Elham-Korda" width="620" height="413" /></a></p>
<p>این بار اما فیلم کوتاه «های‌کپی» توجه‌ها را به سمت او جلب کرده است. اثری که کردا در آن نقش اصلی را بر عهده دارد و در قالب داستانی خانوادگی و سورئال، شخصیت زنی را به تصویر می‌کشد که در یک مهمانی با حقیقتی روبه‌رو می‌شود و باید تصمیمی بگیرد. چنین نقش‌هایی معمولاً فرصت مناسبی برای نمایش ظرافت‌های بازیگری فراهم می‌کنند؛ فرصتی که در بسیاری از آثار بلند به دلیل محدودیت‌های روایی و خلاقانه کمتر به دست می‌آید.</p>
<p>هم‌زمانی این حضور با آغاز اکران مستقل فیلم‌های کوتاه در سینماها نیز اهمیت موضوع را بیشتر کرده است. طرحی که توسط انجمن سینمای جوانان ایران و همکاری سینماهای بهمن سبز آغاز شده و در همین روزهای ابتدایی نشانه‌هایی از موفقیت را بروز داده است. استقبال مخاطبان و همراهی فیلمسازان نشان می‌دهد که سینمای کوتاه می‌تواند بیش از گذشته به فضای عمومی نمایش نزدیک شود.</p>
<p>برای الهام کردا، این اتفاق تنها یک حضور تازه در کارنامه نیست. او در سال گذشته در پروژه‌های بلند نیز فعال بود اما اغلب نقش‌های مکمل یا کمتر دیده‌شده را ایفا کرد. در مقابل، فیلم کوتاه به او امکان می‌دهد نقش‌هایی را تجربه کند که از نظر ساختار و شخصیت‌پردازی جسورانه‌تر هستند و گاهی مهم‌ترین تجربه‌های هنری نه در پروژه‌های پرهزینه و پرستاره، بلکه در جهان کوچک و جسور فیلم کوتاه شکل می‌گیرند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=182118">از ستاره شدن به سبک «محسن» تا ستاره‌سازی با فرمول «رامبد»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=182118</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از صداقت بی‌ادعای «سوگل» تا کاریزمای مرموز «هادی»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=181989</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=181989#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 05 Jun 2026 11:44:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[آرمان درویش]]></category>
		<category><![CDATA[احمد مهرانفر]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[سوگل خلیق]]></category>
		<category><![CDATA[محسن چاوشی]]></category>
		<category><![CDATA[هادی حجازی‌فر]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=181989</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم احمد مهرانفر، آرمان درویش، سوگل خلیق، محسن چاوشی و هادی حجازی‌فر از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181989">از صداقت بی‌ادعای «سوگل» تا کاریزمای مرموز «هادی»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ احمد مهرانفر با بازگشت به تلویزیون در سریالی که بیش از هر چیز روی محبوبیت او حساب باز کرده است؛ آرمان درویش با موضع‌گیری‌های پررنگ و حاشیه‌هایی که پیرامون نامش در فضای مجازی شکل گرفت؛ سوگل خلیق با گفت‌وگویی صمیمی و متفاوت که بار دیگر او را به یکی از چهره‌های مورد توجه شبکه‌های اجتماعی تبدیل کرد؛ محسن چاوشی با ادامه فعالیت‌های خیرخواهانه و انتشار قطعه‌ای که موسیقی را بهانه‌ای برای کمک به بیماران قرار داد و هادی حجازی‌فر که با سریال «کلاغ» بار دیگر به جهان محمدحسین مهدویان بازگشته و یکی از مهم‌ترین نقش‌های این روزهای نمایش خانگی را برعهده گرفته است.</p>
<h3><strong>احمد مهرانفر؛ صفایی که از سایه ارسطو هم عبور نکرد</strong><strong>!</strong></h3>
<p>این روزها نام احمد مهرانفر بیش از هر چیز با سریال «صفا با خانواده» گره خورده است؛ مجموعه‌ای که قرار بود بازگشت تلویزیون به کمدی‌های خانوادگی باشد و یکی از مهم‌ترین برگ‌های برنده‌اش نیز حضور بازیگری بود که سال‌هاست مخاطبان ایرانی او را تنوع لهجه و اجرای کمدی می‌شناسد. در دورانی که تلویزیون کمتر توانسته چهره‌های محبوب کمدی را در قاب خود حفظ کند، حضور مهرانفر از همان ابتدا یک امتیاز مهم برای سریال محسوب می‌شد؛ بازیگری که هنوز هم برای بسیاری از مردم پیش از آنکه احمد مهرانفر باشد، «ارسطو عامل» است.</p>
<p>در «صفا با خانواده» او نقش مردی کاشانی به نام صفا را بازی می‌کند؛ پدری که درگیر ماجراهایی پیچیده و گاه خلافکارانه می‌شود. یکی از نکات مثبت بازی او، تسلط قابل قبول بر لهجه و خلق جزئیات رفتاری شخصیت است. مهرانفر همچنان نشان می‌دهد که توانایی ساختن یک تیپ دوست‌داشتنی را دارد و می‌تواند مخاطب را با خود همراه کند. اما مشکل اصلی جایی است که ظرفیت‌های بازیگر با محدودیت‌های فیلمنامه و کارگردانی برخورد می‌کند.</p>
<p>صفا شخصیتی است که هنوز تکلیفش با خودش روشن نیست؛ نه کاملاً کمدی است و نه جدی. موقعیت‌ها به اندازه کافی ساخته و پرداخته نمی‌شوند و دیالوگ‌ها نیز کمتر از آنچه انتظار می‌رود بار طنز دارند. در چنین شرایطی حتی بازیگری با تجربه مهرانفر هم نمی‌تواند به تنهایی موتور خنده یک سریال را روشن نگه دارد. طنز موفق معمولاً حاصل پاس‌کاری میان بازیگران، خلق موقعیت و ریتم درست روایت است؛ عناصری که در این مجموعه کمتر دیده می‌شوند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Mehranfar-Safa.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181991" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Mehranfar-Safa.jpg" alt="Mehranfar-Safa" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>همزمان با پخش سریال، اکران آنلاین فیلم «طهران ۵۷» نیز بار دیگر مهرانفر را به معرض قضاوت مخاطبان آورده است. اما آنجا هم اتفاق ویژه‌ای برای او رخ نداده؛ نقشی که نه به اندازه کافی متفاوت است و نه فرصتی برای درخشش کامل بازیگر فراهم می‌کند.</p>
<p>شاید مهم‌ترین مسئله درباره مهرانفر این باشد که کارنامه او معیار انتظار مخاطب را بالا برده است. بازیگری که در «پایتخت»، «شاهگوش»، «درباره الی»، «ماجرای نیمروز» و «آکتور» بارها ثابت کرده می‌تواند هم در کمدی و هم در درام بدرخشد، امروز بیش از آنکه با آثار جدیدش سنجیده شود، با خاطره نقش‌های موفق گذشته مقایسه می‌شود. «صفا با خانواده» بیش از آنکه ضعف مهرانفر را نشان دهد، یادآور این نکته است که حتی بهترین بازیگران هم بدون فیلمنامه و کارگردانی منسجم، نمی‌توانند معجزه کنند. مهرانفر همچنان همان بازیگر توانمند سال‌های گذشته است؛ فقط این بار زمینی برای درخشش کامل در اختیارش قرار نگرفته است.</p>
<h3><strong>آرمان درویش؛ بازیگری که تصمیم گرفت تماشاگر نباشد</strong></h3>
<p>در روزهایی که بسیاری از چهره‌های شناخته‌شده ترجیح می‌دهند در بزنگاه‌های حساس سکوت کنند یا مواضع خود را با احتیاط بیان کنند، آرمان درویش مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. او در هفته‌های گذشته بیش از آنکه به واسطه یک فیلم یا سریال جدید خبرساز شود، به دلیل حضور پررنگ و واکنش‌های مستمرش نسبت به تحولات جنگ و اتفاقات اجتماعی مورد توجه قرار گرفت؛ حضوری که باعث شد نامش بیش از هر زمان دیگری در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی دیده شود .</p>
<p>درویش در جریان جنگ اخیر، تنها به انتشار چند استوری و پیام حمایتی اکتفا نکرد. او با حضور در مناطق آسیب‌دیده، ثبت تصاویر مستند و همراهی با نیروهای امدادی تلاش کرد تصویری میدانی از آنچه در شهر می‌گذرد ارائه دهد و تلاش کرده نسبت به شرایط پیرامونش بی‌تفاوت نباشد.</p>
<p>در کنار این فعالیت‌ها، مواضع صریح او درباره سکوت برخی چهره‌ها نیز مورد توجه قرار گرفت. درویش در گفت‌وگوها و واکنش‌هایش بارها از مسئولیت اجتماعی هنرمندان سخن گفته و نسبت به رفتارهای منفعت‌طلبانه یا مواضع دوگانه انتقاد کرده است. همین صراحت باعث شده موافقان و مخالفان خود را داشته باشد، اما در هر صورت او را به یکی از چهره‌های بحث‌برانگیز هفته‌های اخیر تبدیل کرده است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Arman-Darvish.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181992" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Arman-Darvish.jpg" alt="Arman-Darvish" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>حاشیه تازه اما از جایی آغاز شد که نام و پروفایل او از یک پلتفرم نمایش خانگی حذف شد. موضوعی که خیلی زود به گمانه‌زنی‌های مختلف دامن زد و برخی آن را به مواضع اخیر این بازیگر مرتبط دانستند. هرچند هنوز توضیح رسمی و روشنی درباره این اتفاق ارائه نشده، اما واکنش خود درویش به ماجرا قابل توجه بود؛ «حذف نام از پلتفرم مهم نیست، باید در یاد مردم بمانیم &#8230; تا ابد برای ایران».</p>
<p>در کنار این حواشی نباید فراموش کرد که درویش سال گذشته نیز با فیلم «جانشین» در نقش شهید حسین املاکی حضوری متفاوت را تجربه کرد. او بارها گفته است که این نقش هنوز از زندگی شخصی‌اش جدا نشده و تأثیر آن را در روزمره خود احساس می‌کند. همین پیوند عاطفی میان بازیگر و نقش، تصویری از هنرمندی می‌سازد که تلاش می‌کند شخصیت‌هایش را صرفاً بازی نکند، بلکه آن‌ها را زندگی کند.</p>
<p>آرمان درویش این روزها بیش از همیشه در معرض دید قرار گرفته است؛ نه فقط به خاطر بازیگری، بلکه به خاطر انتخاب‌هایش. حالا باید دید این حضور پررنگ در عرصه اجتماعی و رسانه‌ای به تثبیت جایگاه حرفه‌ای او منجر می‌شود یا حاشیه‌ها همچنان از خود آثارش پیشی خواهند گرفت.</p>
<h3><strong>سوگل خلیق؛ بازیگری که از صداقت بی‌ادعا به ستاره‌بودن رسید</strong></h3>
<p>برخی بازیگران با نقش‌های بزرگ دیده می‌شوند و برخی دیگر پیش از آنکه نقش‌هایشان به چشم بیاید، شخصیت خودشان برای مخاطب جذاب می‌شود. سوگل خلیق این روزها در هر دو دسته قرار گرفته است؛ بازیگری که هر حضور رسانه‌ای‌اش به سرعت در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شود و بخشی از این توجه نه به خاطر حاشیه‌سازی یا جنجال، بلکه به دلیل نوعی صداقت و سادگی است که مخاطب در او پیدا می‌کند.</p>
<p>این هفته حضور او در برنامه «منشور» با اجرای بهاره افشاری به یکی از پربازدیدترین گفت‌وگوهای روزهای اخیر تبدیل شد. برنامه‌ای که اساساً بر گفت‌وگوی صمیمی و روایت تجربه‌های شخصی بنا شده و برای همین فرصت مناسبی بود تا خلیق تصویری نزدیک‌تر از خودش ارائه کند. او در این گفت‌وگو از آرامش، پذیرش، رها کردن اتفاقات تلخ و تلاش برای رسیدن به صلح درونی گفت؛ مفاهیمی که این روزها بیش از همیشه در ادبیات نسل جدید دیده می‌شوند.</p>
<p>اما آنچه بیشتر از هر بخش دیگری وایرال شد، جمله‌ای بود که برخلاف یکی از مشهورترین گزاره‌های اخلاقی بیان کرد؛ اینکه «لذتی که در انتقام هست در بخشش نیست». جمله‌ای که بسیاری را غافلگیر کرد، چون از یک بازیگر جوان انتظار چنین پاسخی نمی‌رفت. نکته جالب اما توضیح بعدی او بود؛ اینکه شاید نبخشد، اما ترجیح می‌دهد خودش به کسی آسیب نزند. همین نگاه صریح و بدون تلاش برای پسندیده به نظر رسیدن، باعث شد مخاطبان واکنش متفاوتی به حرف‌هایش نشان دهند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Sheyda-Manshoor.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181993" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Sheyda-Manshoor.jpg" alt="Sheyda-Manshoor" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>خلیق در سال‌های اخیر مسیر حرفه‌ای قابل‌توجهی را طی کرده است. او برخلاف بسیاری از چهره‌های جوان امروز، از دل تئاتر آمده و  برای رسیدن به جایگاه فعلی روی صدا، بیان، رفتار و تکنیک بازیگری خود کار کرده است. همین پشتوانه باعث شده رشد او تدریجی اما پایدار باشد.</p>
<p>نقطه عطف این مسیر را شاید بتوان سریال «دفتر یادداشت» دانست؛ جایی که نقش نازنین با آن خنده‌های خاص و رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی، او را به یکی از چهره‌های محبوب نمایش خانگی تبدیل کرد. بازی در کنار رضا عطاران و کسب جایزه بهترین بازیگر زن کمدی جشن حافظ، جایگاه او را تثبیت کرد و نشان داد که توانایی حمل یک نقش مهم را دارد.</p>
<p>سال گذشته نیز برای خلیق سالی پرکار بود؛ از «برتا» و «شکارگاه» گرفته تا «هزار و یک شب». ویژگی مشترک بسیاری از این نقش‌ها آن است که حتی وقتی در مرکز روایت قرار ندارند، دیده می‌شوند و در ذهن مخاطب باقی می‌مانند. این همان ویژگی‌ای است که یک بازیگر مکمل را موفق می‌کند. سوگول خلیق دیگر صرفاً یک استعداد نوظهور نیست، اگر انتخاب‌هایش همچنان هوشمندانه باشد، احتمالاً سال‌های آینده او را نه در حاشیه داستان‌ها، بلکه در مرکز مهم‌ترین نقش‌های نسل خود خواهیم دید.</p>
<h3><strong>محسن چاوشی؛ خواننده‌ای که بازهم از موسیقی فراتر رفت</strong></h3>
<p>محسن چاوشی سال‌هاست فقط یک خواننده محبوب نیست. او به تدریج به چهره‌ای تبدیل شده که هر فعالیتش، چه موسیقایی و چه اجتماعی، بازتابی گسترده پیدا می‌کند. در دورانی که بسیاری از هنرمندان ترجیح می‌دهند فعالیت‌های خیریه خود را دور از رسانه‌ها انجام دهند، چاوشی مسیر متفاوتی را برگزیده؛ مسیری که در آن موسیقی، مسئولیت اجتماعی و دغدغه‌های انسانی به هم گره خورده‌اند.</p>
<p>این هفته نام او بار دیگر با انتشار قطعه «مریض تخت آخری» شنیده شد. اثری که تنها یک تک‌آهنگ تازه نبود، بلکه نتیجه پویشی بود که برای تأمین هزینه بیماران صعب‌العلاج راه‌اندازی شده بود. چاوشی از ابتدا اعلام کرده بود که در پایان این پویش، قطعه‌ای تازه را به مخاطبانش هدیه خواهد داد؛ وعده‌ای که به شکلی نمادین، موسیقی را به ابزاری برای مشارکت اجتماعی تبدیل کرد.</p>
<p>در سال‌های گذشته، کمک به زندانیان جرائم غیرعمد، حمایت از بیماران، تأمین هزینه درمان افراد نیازمند و مشارکت در کمپین‌های مردمی به بخشی جدانشدنی از تصویر عمومی چاوشی تبدیل شده است. او از معدود هنرمندانی است که فعالیت‌های خیریه‌اش تقریباً به اندازه آثار هنری‌اش شناخته شده‌اند. برای همین، انتشار «مریض تخت آخری» بیش از آنکه صرفاً یک اتفاق موسیقایی باشد، ادامه همان مسیری تلقی شد که سال‌هاست دنبال می‌کند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Mohen-Chavoshi.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181994" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Mohen-Chavoshi.jpg" alt="Mohen-Chavoshi" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>همزمانی انتشار این قطعه با روزهای عید غدیر نیز باعث شد توجه‌ها بار دیگر به بخش دیگری از هویت هنری او جلب شود؛ ارادتی که سال‌هاست در آثار مختلفش نسبت به حضرت علی(ع) دیده می‌شود. از «امیر بی‌گزند» و «عدل موثق» گرفته تا «اسدالله» و «تنهاترین»، بخشی از مهم‌ترین آثار مذهبی سال‌های اخیر موسیقی ایران با نام چاوشی گره خورده‌اند.</p>
<p>شاید راز ماندگاری او همین باشد که هیچ‌گاه خودش را به یک قالب محدود نکرده است. چاوشی هم می‌تواند خواننده عاشقانه‌های تلخ باشد، هم روایتگر دغدغه‌های اجتماعی و هم هنرمندی که در مناسبت‌های مذهبی اثری فراگیر خلق می‌کند. این تنوع باعث شده مخاطبان گوناگونی با او ارتباط برقرار کنند.</p>
<p>در سال‌های اخیر هر بار که اتفاق مهمی در جامعه رخ داده، نام چاوشی نیز به شکلی در کنار آن دیده شده است؛ گاهی با یک قطعه موسیقی، گاهی با یک پویش مردمی و گاهی با یک فراخوان برای کمک. او دیگر صرفاً خواننده‌ای نیست که برای مخاطبانش بخواند؛ به نظر می‌رسد تلاش می‌کند در زندگی آن‌ها نیز نقشی ایفا کند.</p>
<h3><strong>هادی حجازی‌فر؛ بازگشت کاریزماتیک به جهان مهدویان</strong></h3>
<p>گاهی بعضی همکاری‌ها در سینما آن‌قدر موفق و تأثیرگذار می‌شوند که مخاطب نام دو هنرمند را کنار هم به خاطر می‌سپارد. همان‌طور که بسیاری از سینمادوستان با شنیدن نام محمدحسین مهدویان، ناخودآگاه به یاد هادی حجازی‌فر می‌افتند. این هفته با آغاز پخش سریال «کلاغ» از شبکه نمایش خانگی، این زوج هنری بار دیگر در کانون توجه قرار گرفتند؛ همکاری‌ای که پس از چند سال وقفه دوباره از سر گرفته شده و حالا یکی از مهم‌ترین نقاط کنجکاوی مخاطبان محسوب می‌شود.</p>
<p>از همان روزهای انتشار تصاویر اولیه سریال، گریم حجازی‌فر مورد توجه قرار گرفت. چهره‌ای میانسال، جدی و مرموز که کاملاً با فضای تاریخی و امنیتی سریال همخوانی دارد. او در «کلاغ» نقش جلال را بازی می‌کند؛ مأمور اداره ضدخرابکاری در سال‌های پیش از انقلاب که درگیر رابطه‌ای پیچیده با دختری عضو یک سازمان سیاسی می‌شود. شخصیتی که همزمان میان عشق، وظیفه، خیانت و وفاداری حرکت می‌کند و ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به یکی از نقش‌های مهم را دارد.</p>
<p>قسمت نخست سریال نشان داد که جلال قرار نیست یک مأمور کلیشه‌ای باشد. حجازی‌فر از همان سکانس‌های ابتدایی توانسته نوعی ابهام و تعلیق در شخصیت ایجاد کند؛ ابهامی که مخاطب را وادار می‌کند درباره نیت واقعی او پرسش داشته باشد. همین ویژگی باعث شده بخش‌هایی از بازی او در روزهای اخیر در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شود و درباره رفتارها و تصمیم‌های شخصیتش بحث شکل بگیرد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Hejazifar-Kalagh.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181995" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/06/Hejazifar-Kalagh.jpg" alt="Hejazifar-Kalagh" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>نکته مهم اما این است که حجازی‌فر اساساً بازیگری است که در جهان مهدویان تعریف متفاوتی پیدا می‌کند. از «ایستاده در غبار» و «ماجرای نیمروز» گرفته تا «لاتاری» و «رد خون»، بسیاری از مهم‌ترین نقش‌های کارنامه او در آثار مهدویان شکل گرفته‌اند. او چهره‌ای دارد که هم برای نقش فرماندهان جنگ باورپذیر است و هم برای شخصیت‌های امنیتی، سیاسی و تاریخی.</p>
<p>البته مسیر حرفه‌ای حجازی‌فر در سال‌های اخیر فقط به بازیگری محدود نبوده است. موفقیت چشمگیر «موقعیت مهدی» نشان داد که او در مقام نویسنده و کارگردان نیز حرف‌هایی برای گفتن دارد. هرچند تجربه‌های بعدی، از جمله برخی فعالیت‌های تلویزیونی و سریال‌سازی، به اندازه نخستین فیلمش مورد اجماع منتقدان قرار نگرفتند. حتی حضورش در مقام مجری نیز واکنش‌های متفاوتی به همراه داشت و نشان داد محبوبیت یک بازیگر الزاماً به معنای موفقیت در همه عرصه‌ها نیست.</p>
<p>شاید به همین دلیل بازگشت او به یک نقش جدی و پررنگ بازیگری، برای بسیاری از مخاطبان اتفاقی امیدوارکننده باشد. حجازی‌فر در سال‌های اخیر بیش از حد میان کارگردانی، نویسندگی، اجرا و بازیگری تقسیم شده بود؛ در حالی که مهم‌ترین سرمایه او همچنان توانایی‌اش در جان بخشیدن به شخصیت‌هاست.</p>
<p>برای قضاوت نهایی درباره جلال هنوز زود است و «کلاغ» تازه در آغاز راه قرار دارد. اما هادی حجازی‌فر بازیگری است که وقتی در نقش درست و در جهان مناسب قرار بگیرد، می‌تواند یکی از جذاب‌ترین چهره‌های تصویر باشد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181989">از صداقت بی‌ادعای «سوگل» تا کاریزمای مرموز «هادی»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=181989</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از مرثیه مادرانه «مرضیه» تا کمین «مهدی» برای «ببرها»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=181853</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=181853#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 29 May 2026 10:40:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[آشا محرابی]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[علی بهراد]]></category>
		<category><![CDATA[محسن کیایی]]></category>
		<category><![CDATA[مرضیه برومند]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی یزدانی‌خرم]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=181853</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم مرضیه برومند، محسن کیایی، علی بهراد، آشا محرابی و مهدی یزدانی‌خرم از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181853">از مرثیه مادرانه «مرضیه» تا کمین «مهدی» برای «ببرها»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ از صحنه‌ای در خانه هنرمندان که مرضیه برومند در آن برای کودکانِ از دست‌رفته جنگ سوگواری می‌کند، تا گیشه‌ای که دوباره روی شوخی‌ها و ریتم کمدی محسن کیایی حساب باز کرده است. از علی بهراد که ترجیح داد به‌جای جنجال، با خودِ فیلمش دیده شود تا آشا محرابی که بعد از سال‌ها حضور مستمر، این‌بار با دو کمدی «صفا با خانواده» و «دروتخته» بیشتر به چشم آمده است. و در نهایت، مهدی یزدانی‌خرم؛ نویسنده‌ای که این روزها بیش از هر زمان دیگری، تاریخ و جنگ را از ادبیات به جهان تصویر منتقل می‌کند.</p>
<h3><strong>مرضیه برومند؛ مادری که این‌بار برای میناب، مرثیه می‌خواند</strong></h3>
<p>مگر می‌شود نام کودکان در میان باشد و مرضیه برومند جایی در آن روایت نداشته باشد؟ زنی که بیش از سه دهه، تصویر مهربان و امن کودکی برای چند نسل از ایرانی‌ها ساخته، این روزها در نمایشی ایستاده که دیگر قرار نیست بچه‌ها را بخنداند؛ قرار است برای آن‌ها سوگواری کند.</p>
<p>از روزی که موشک آمریکایی، مدرسه میناب را هدف قرار داد و ۱۶۸ کودک شهید شدند، واکنش‌های بسیاری در فضای هنری و رسانه‌ای شکل گرفت؛ اما در میان همه این واکنش‌ها، حضور مرضیه برومند در اجرای «حضور، غیاب» معنایی متفاوت پیدا کرده است. نمایشی محیطی که در حیاط خانه هنرمندان روی صحنه می‌رود. برومند در این اجرا، نقش مادری را بازی می‌کند که سال‌ها پیش در جنگ ایران و عراق فرزندش را از دست داده و حالا دایه کودکی مینابی است؛ کودکی که جنگ دوباره می‌خواهد او را هم بگیرد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Marzieh-Minab.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181855" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Marzieh-Minab.jpg" alt="Marzieh-Minab" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>نقطه تأثیرگذار ماجرا فقط نقش نیست؛ خودِ برومند است. کارگردان و برنامه‌سازی که در دهه شصت، وسط آژیرها و التهاب جنگ، برای بچه‌ها «شهر موش‌ها» ساخت تا جهان کودکی از صدای انفجار دور بماند. او سال‌ها تلاش کرد کودکان این سرزمین، حتی در تاریک‌ترین روزها، سهمی از خیال و شادی داشته باشند. حالا اما بعد از حدود چهل سال، انگار همان زن سازنده جهان‌های کودکانه، این‌بار ناچار شده روبه‌روی فقدان بایستد و برای کودکانی که دیگر نیستند، مرثیه بخواند.</p>
<p>برومند در «حضور، غیاب» فقط بازی نمی‌کند؛ زندگی می‌کند. روایت دایه‌ای که دلشوره دارد، به مدرسه می‌رود و دوباره طعم از دست دادن را حس می‌کند، آن‌قدر به او نزدیک شده که در یکی از اجراها، شدت گریه امانش نداد و نتوانست از روی صحنه بلند شود. این دیگر صرفاً اجرای یک نقش نیست؛ زخمی قدیمی است که دوباره باز شده است.</p>
<p>مرضیه برومند در کارنامه‌اش کم نقطه درخشان ندارد؛ از کارگردانی و عروسک‌گردانی تا بازیگری و برنامه‌سازی. اما شاید این حضور، در حوالی ۷۵ سالگی، شخصی‌ترین و مادرانه‌ترین نقش زندگی او باشد؛ اجرایی که نه از تکنیک، که از جان می‌آید و دقیقاً به همین دلیل، این‌چنین بر دل می‌نشیند.</p>
<h3><strong>محسن کیایی؛ برنده در گیشه</strong></h3>
<p>این هفته، صدر جدول فروش سینماهای ایران در اختیار فیلمی بود که نامش بیشتر شبیه یک شوخی است تا یک پروژه جدی سینمایی؛ «ماجراجویی در جزیره جیمز باند» به کارگردانی بهمن گودرزی. فیلمی کمدی با زوجی تازه؛ محسن کیایی و سام درخشانی. ترکیبی که ظاهراً جواب داده و دست‌کم در گیشه، مخاطب را به سالن کشانده است.</p>
<p>در روزهایی که گیشه دست «تهران کنارت» بود آمار این هفته ‌گفت؛ «ماجراجویی در جزیره جیمزباند» از فیلم‌های باقی‌مانده از اکران سال گذشته بر پرده سینماها، پرفروش‌ترین فیلم پنجشنبه و جمعه بود. موفقیتی که بخش مهمی از آن، روی دوش محسن کیایی ایستاده؛ بازیگری که سال‌هاست در سینما، تبدیل به چهره‌ای قابل اعتماد برای کمدی شده است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Mohsen-James-Bond.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181856" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Mohsen-James-Bond.jpg" alt="Mohsen-James-Bond" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>کیایی از آن بازیگرهایی است که مخاطب، پیش از شروع فیلم، تکلیفش را با او می‌داند؛ قرار است ریتم را نگه دارد، شوخی را از دست ندهد و فضا را برای خندیدن آماده کند. همین ویژگی باعث شده حضورش در فیلم‌های کمدی، نوعی تضمین نسبی برای گیشه باشد. ترکیب او با سام درخشانی هم یادآور همان فرمولی است که پیش‌تر میان درخشانی و پژمان جمشیدی جواب داده بود؛ دو رفیق، دو تیپ متفاوت و شوخی‌هایی که روی تضاد شخصیتی بنا می‌شوند.</p>
<p>با این حال، کیایی فقط بازیگر کمدی نیست؛ هرچند حافظه عمومی بیشتر او را با همین جنس نقش‌ها به یاد می‌آورد. در «هم‌گناه» وجهی جدی‌تر وعاشقانه‌تر از خود نشان داد و در آثاری مثل «خط ویژه»، «بارکد» و «چهارراه استانبول» هم ثابت کرد می‌تواند میان کمدی و درام حرکت کند. همین روزها نیز در سریال «هزار و یک شب» نقش طاها را بازی می‌کند؛ شخصیتی خاکستری، پیچیده و چندلایه که میان عشق، فریب و فرار سرگردان است. البته که انتقادها به کیایی نیست و  به خود سریال است و بسیاری جهان موازی و روایت شلوغ آن را نپذیرفته‌اند، کیایی در این بین تلاش کرده طاها را صرفاً یک تیپ سطحی بازی نکند و به شخصیت، نوعی بی‌قراری پنهان بدهد و به نقد منتقدان خوب هم از آب در نیامده و کاراکتر موفقی در کارنامه او نیست.</p>
<p>با این همه واقعیت این است که محسن کیایی این روزها چه در سینما و چه در شبکه نمایش خانگی، بازیگری مورد اعتماد محسوب می‌شود؛ بازیگری که مخاطب با دیدنش احساس غریبی نمی‌کند. فقط یک خطر جدی در کمین اوست؛ تکرار. اگر این زوج‌سازی‌ها و فرمول‌های امتحان‌پس‌داده بیش از حد تکرار شوند، ممکن است خیلی زود، نسخه‌ای دیگر از همان مسیری شکل بگیرد که پیش‌تر با پژمان جمشیدی دیده‌ایم. کیایی هنوز این فرصت را دارد که میان محبوبیت و کلیشه، تعادل را حفظ کند.</p>
<h3><strong>علی بهراد؛ فیلمسازی که سینما را به جنجال ترجیح می‌دهد</strong></h3>
<p>در روزهایی که سینمای ایران بعد از التهاب جنگ و رکود سالن‌ها نفس کم آورده بود، «تهران کنارت» ناگهان تبدیل به همان فیلمی شد که دوباره مردم را به سینما کشاند؛ فیلمی پرحاشیه، توقیف‌شده و بحث‌برانگیز که سه سال اجازه اکران نداشت و حالا بعد از عبور از سانسور و جنجال، به یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های این روزها تبدیل شده است. اما شاید جالب‌تر از خود فیلم، رفتار سازنده‌اش باشد؛ علی بهراد، کارگردانی که برخلاف جریان رایج، ترجیح داد روی موج حاشیه‌ها سوار نشود.</p>
<p>از همان روزهای اول اکران، کمپین‌هایی برای پایین کشیدن فیلم از پرده شکل گرفت، خبر احضار عوامل منتشر شد و فضای رسانه‌ای مدام درباره سانسور و توقیف حرف زد. بسیاری انتظار داشتند بهراد هم وارد بازی رسانه‌ای شود و از این جنجال برای تبلیغ فیلم استفاده کند، اما او سکوت کرد. نه بیانیه تند داد، نه خود را قربانی معرفی کرد و نه تلاش کرد التهاب را به فروش بیشتر وصل کند. همین سکوت، تصویر متفاوتی از او ساخت؛ فیلمسازی که انگار بیشتر از دیده شدن، نگران خودِ فیلم و مخاطبی است که هزینه کرده و به سینما آمده.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Ali-Behrad.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181857" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Ali-Behrad.jpg" alt="Ali-Behrad" width="620" height="413" /></a></p>
<p>این هفته اما گفت‌وگوی مفصل او با روزنامه شرق، دوباره نامش را به مرکز توجه آورد. حرف‌هایی که بیشتر از هر چیز، نگاه شخصی و عاشقانه‌اش به سینما را آشکار می‌کرد. او گفت اگر سانسور به فیلم آسیب جدی می‌زد، ترجیح می‌داد هرگز اکران نشود؛ جمله‌ای که در فضای این سال‌های سینمای ایران، کمتر شنیده می‌شود. بهراد از سینما مثل یک «بیزینس» حرف نمی‌زند؛ بیشتر شبیه کسی است که فیلم ساختن را ادامه زیست شخصی خودش می‌داند.</p>
<p>شاید همین نگاه شخصی است که «تهران کنارت» را برای بخشی از مخاطبان، متفاوت کرده. فیلمی که ایده‌اش از یک مواجهه کوتاه در مهمانی‌ای در کن شکل گرفت؛ جایی که بهراد تنها با دیدن دختری ناشناس، جهانی خیالی در ذهنش ساخت و آن خیال، بعدتر تبدیل به فیلم‌نامه شد. حتی اسم اولیه فیلم، «سرنتی‌پیتی»، هم معنایی نزدیک به همین اتفاق خوشایند و پیش‌بینی‌نشده داشت.</p>
<p>بهراد بعد از فیلم تحسین‌شده «تصور»، حالا نشان داده به‌دنبال تکرار خودش نیست. او همین حالا هم از فیلم تازه‌اش «بن‌سای» می‌گوید؛ فیلمی با بازی پریناز ایزدیار و پیمان معادی که وعده می‌دهد باز هم جهانی متفاوت خلق کند. شاید هنوز برای قضاوت نهایی درباره او زود باشد، اما یک چیز روشن است؛ علی بهراد از آن فیلمسازهایی است که سینما را صرفاً کار نمی‌بیند، زندگی‌اش می‌کند. همین نگاه، حتی وقتی مخالفان زیادی داشته باشد، او را به یکی از چهره‌های آینده‌دار این نسل تبدیل می‌کند.</p>
<h3><strong>آشا محرابی؛ فرصت طنازی در دو خانواده!</strong></h3>
<p>تلویزیون این روزها با پخش سریال «صفا با خانواده» بار دیگر به سراغ کمدی خانوادگی رفته؛ گونه‌ای که سال‌ها ستون اصلی جذب مخاطب عام بود اما در سال‌های اخیر کمتر توانسته بود اتفاقی جدی رقم بزند. در این میان، یکی از چهره‌هایی که حضورش در سریال جلب توجه کرده، آشا محرابی است؛ بازیگری که سال‌هاست مخاطب تلویزیون او را می‌شناسد، اما این بار در موقعیتی متفاوت‌تر دیده می‌شود.</p>
<p>محرابی در نقش «ماندانا» همسر صفا با بازی احمد مهرانفر، تصویری از یک زن پرانرژی، پرحرف، نگران و در عین حال دوست‌داشتنی ارائه می‌دهد؛ شخصیتی که کمدی‌اش نه از اغراق‌های مرسوم، بلکه از جنس رفتار و لحن بیرون می‌آید. او مدام نگران همسرش است، از او تعریف می‌کند، هوایش را دارد و همین حمایت افراطی و شیرین، به موقعیت طنز تبدیل می‌شود. این همان نقطه‌ای است که تجربه سال‌ها بازیگری محرابی به کمکش آمده؛ او می‌داند چگونه بدون افتادن به دام تیپ‌سازی، از جزئیات رفتاری خنده بسازد.</p>
<p>آشا محرابی اساساً بازیگری است که همیشه در تلویزیون حضور داشته، اما کمتر در مرکز توجه رسانه‌ای قرار گرفته است. از «آینه» در حدود ۴۰ سال پیش تا «هشت و نیم دقیقه»، «همه چیز آنجاست»، «قول مردونه» و «مهیار عیار»، او از آن بازیگرانی بوده که بارِ قابل‌توجهی از قصه را بی‌حاشیه و بی‌ادعا جلو برده‌اند. شاید به همین دلیل است که مخاطب هنگام تماشای او، احساس آشنایی و اعتماد دارد؛ نوعی امنیت در بازی که به شخصیت‌ها باورپذیری می‌دهد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Asha-Safa-Ba-Khanevadeh.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181858" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Asha-Safa-Ba-Khanevadeh.jpg" alt="Asha-Safa-Ba-Khanevadeh" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>اما اتفاق مهم‌تر این روزهای آشا محرابی، حضور همزمان او در دو سریال است؛ «صفا با خانواده» و «در و تخته». سریال «در و تخته» به کارگردانی محسن امانی و محصول سازمان سینمایی سوره نیز این روزها روی آنتن تلویزیون است؛ مجموعه‌ای که قصه‌اش از یک اشتباه هفده‌ساله آغاز می‌شود؛ جایی که دو خانواده می‌فهمند نوزادانشان سال‌ها پیش در بیمارستان جابه‌جا شده‌اند.</p>
<p>محرابی در «در و تخته» نقش مادر یکی از این دو خانواده را بازی می‌کند؛ زنی معتقد به اصول اخلاقی و شرعی که حالا ناگهان در موقعیتی قرار گرفته که تمام بنیان‌های ذهنی و خانوادگی‌اش را به چالش می‌کشد. او این شخصیت را با لحنی کنترل‌شده و در عین حال گرم بازی می‌کند؛ اجرایی که حتی در دل یک موقعیت ملتهب خانوادگی، رگه‌هایی از شیرینی و طنز موقعیت را حفظ می‌کند.</p>
<p>این همزمانی، بیش از هر چیز نشان می‌دهد محرابی هنوز هم توانایی حرکت میان فضاهای متفاوت را دارد؛ از مادری پرجنب‌وجوش و شوخ‌طبع در «صفا با خانواده» تا زنی درگیر بحران‌های اخلاقی و خانوادگی در «در و تخته». زوج احمد مهرانفر و آشا محرابی در یک سو و زوج سیدعلی صالحی و محرابی در سوی دیگر، هر دو از آن ترکیب‌هایی هستند که بر پایه بازی‌های کنترل‌شده و واقع‌گرایانه شکل گرفته‌اند و همین، روابط خانوادگی سریال‌ها را برای مخاطب باورپذیر می‌کند.</p>
<h3><strong>مهدی یزدانی‌خرم؛ تکرار یا فتح سنگری تازه در روایت جنگ؟</strong></h3>
<p>در سینمای ایران معمولاً نام کارگردان‌ها زودتر از نویسندگان شنیده می‌شود؛ حتی فیلم‌هایی که بر پایه فیلمنامه شکل گرفته‌اند، اغلب در حافظه عمومی با نام کارگردان ثبت می‌شوند. اما در ماه‌های اخیر، نام مهدی یزدانی‌خرم بیش از گذشته وارد جریان رسانه‌ای سینما شده است؛ نویسنده و روزنامه‌نگاری که حالا آرام‌آرام از جهان ادبیات به قلمرو تصویر کوچ کرده و به نظر می‌رسد قصد دارد همان دغدغه‌های قدیمی‌اش را این بار در مدیومی تازه روایت کند.</p>
<p>خبر تازه درباره او، نگارش فیلمنامه «ببرها» با همکاری حبیب والی‌نژاد است؛ پروژه‌ای درباره حمله تاریخی جنگنده‌های اف۵ نیروی هوایی ارتش به پایگاه بوهرینگ کویت در روزهای ابتدایی جنگ سوم تحمیلی. انتخاب این سوژه اتفاقی نیست. یزدانی‌خرم سال‌هاست در رمان‌ها و نوشته‌هایش به تاریخ معاصر ایران، به‌ویژه جنگ و زخم‌های اجتماعی آن، نزدیک شده و حالا همان جهان ذهنی را وارد سینما کرده است. تفاوت فقط در ابزار روایت است؛ قبلاً با کلمات و حالا با تصویر.</p>
<p>همزمانی این خبر با اکران «نیم‌شب» و پخش سریال «اهل ایران» باعث شده نام او بیشتر از همیشه شنیده شود. «نیم‌شب» که نخستین تجربه جدی فیلمنامه‌نویسی سینمایی او بود، برایش سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه جشنواره فجر را به همراه آورد؛ جایزه‌ای که آن را به شهدای جنگ و خلبانان تقدیم کرد. اما همین فیلم، در کنار تحسین‌ها، منتقدان جدی هم داشت. برخی معتقد بودند روایت فیلم انسجام کافی ندارد و شخصیت‌ها به اندازه ایده مرکزی عمق پیدا نکرده‌اند. همین دوگانه، درباره «اهل ایران» هم تکرار شد؛ سریالی اپیزودیک با محوریت جنگ که موافقانش از فضای احساسی و روایت‌های انسانی دفاع کردند و مخالفانش آن را شعاری و پراکنده دانستند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Yazdani-Fajr.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181859" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Yazdani-Fajr.jpg" alt="Yazdani-Fajr" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>با این حال، شاید مهم‌ترین نکته درباره یزدانی‌خرم نه کیفیت تک‌تک آثارش، بلکه جهت حرکت او باشد. او از معدود نویسندگانی است که توانسته سرمایه ادبیات را وارد سینما کند؛ نویسنده‌ای که سال‌ها روزنامه‌نگاری، نقد ادبی و رمان‌نویسی کرده و حالا به سراغ روایت تصویری رفته است. همین سابقه باعث شده نگاهش به تاریخ، صرفاً گزارشی یا حماسی نباشد؛ او معمولاً سراغ شخصیت‌های فرعی، آدم‌های فراموش‌شده و زخم‌های پنهان تاریخ می‌رود.</p>
<p>خبر خرید حق اقتباس دو رمان «سرخ سفید» و «خون‌خورده» توسط پلتفرم‌های نمایش خانگی نیز نشان می‌دهد سینما و سریال‌سازی تازه در حال کشف ظرفیت جهان داستانی او هستند. یزدانی‌خرم شاید فیلد کاری‌اش را تغییر داده باشد، اما جبهه همان جبهه قدیمی است؛ تاریخ معاصر، جنگ، حافظه جمعی و انسان‌هایی که میان سیاست و بحران، دنبال روایت شدن می‌گردند. حالا باید دید او می‌تواند همان موفقیتی را که در ادبیات به دست آورد، در جهان تصویر هم تثبیت کند یا نه.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181853">از مرثیه مادرانه «مرضیه» تا کمین «مهدی» برای «ببرها»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=181853</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از چالش‌های جهانی «اصغر» تا کاریزمای رمزآلود «سعید»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=181709</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=181709#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 22 May 2026 08:58:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[آناهیتا افشار]]></category>
		<category><![CDATA[اصغر فرهادی]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[سعید آقاخانی]]></category>
		<category><![CDATA[مژده لواسانی]]></category>
		<category><![CDATA[نوید محمدزاده]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=181709</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم اصغر فرهادی، آناهیتا افشار، سعید آقاخانی، نوید محمدزاده و مژده لواسانی از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181709">از چالش‌های جهانی «اصغر» تا کاریزمای رمزآلود «سعید»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ اصغر فرهادی که بار دیگر با حضورش در جشنواره کن، توجه جهان را به سینمای ایران برگرداند، آناهیتا افشار که با «تهران کنارت» از تصویر کم‌حاشیه همیشگی‌اش فاصله گرفت، سعید آقاخانی که ناگهان در قامت یک کارآگاه کاریزماتیک ظاهر شد، نوید محمدزاده که دوباره به صحنه‌ای برگشت که از آن آمده بود و مژده لواسانی که این بار نه در استودیو، بلکه در دلِ جنوب ملتهب و روایت جنگ دیده شد.</p>
<h3><strong>اصغر فرهادی؛ فیلمساز جهانی که هنوز دلش در ایران است</strong></h3>
<p>هر بار که نام اصغر فرهادی در جشنواره کن شنیده می‌شود، ماجرا فقط اکران یک فیلم تازه نیست؛ انگار بخشی از اعتبار سینمای ایران دوباره روی فرش قرمز قدم می‌زند. این هفته، فرهادی با فیلم «داستان‌های موازی» به کن بازگشت؛ بازگشتی که از همان لحظه انتشار تصاویرش روی فرش قرمز، به یکی از مهم‌ترین اتفاقات سینمایی هفته بدل شد. ویدیوهای حضور او، تشویق ایستاده پنج دقیقه‌ای سالن و قاب‌هایی که در کنار ستاره‌های بزرگ سینمای اروپا ثبت شد، بار دیگر یادآوری کرد که فرهادی هنوز مهم‌ترین فیلمساز ایرانی در ویترین جهانی سینماست.</p>
<p>«داستان‌های موازی» که با الهام از یکی از روایت‌های سینمایی کریشتف کیشلوفسکی شکل گرفته، این بار فرهادی را در فضایی کاملاً اروپایی قرار داده است؛ فیلمی فرانسوی با حضور بازیگرانی چون کاترین دونوو، ایزابل هوپر، ونسان کسل و پیر نینی. همین ترکیب کافی بود تا بسیاری از رسانه‌ها، فیلم را یکی از آثار مهم امسالِ کن بدانند. «ددلاین» از فیلم به‌عنوان اثری «پرتعلیق، استادانه و هوشمندانه» یاد کرد و آن را فیلمی نزدیک به دوران طلایی فرهادی دانست؛ دورانی که «جدایی نادر از سیمین» و «فروشنده» او را به قله سینمای جهان رساند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Asghar-Movazi-BS.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181711" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Asghar-Movazi-BS.jpg" alt="Asghar-Movazi-BS" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>اما درباره فرهادی، همیشه حاشیه‌ها هم‌زمان با فیلم حرکت می‌کنند یا حتی جلوتر. نشست خبری کن نیز از این قاعده مستثنی نبود. خبرنگاری تلاش کرد او را وارد یک دوگانه سیاسی کند اما فرهادی، طبق همان شخصیت همیشگی‌اش، از افتادن در دام تیترهای تند فرار کرد. او گفت کشته شدن کودکان و غیرنظامیان، چه در جنگ و چه در اعتراضات، برایش تفاوتی ندارد و هیچ خشونتی را قابل پذیرش نمی‌داند؛ پاسخی که بیشتر از آنکه سیاسی باشد، شبیه جهان‌بینی اخلاقی فیلم‌های خودش بود.</p>
<p>با این حال، خبری‌تر از همه، حرف‌هایش درباره احتمال ساخت فیلمی فارسی‌زبان بود. فرهادی در گفت‌وگو با ورایتی هم تأکید کرد که ایران «ریشه و خانه» اوست و هر بار پس از پایان پروژه‌های خارجی به ایران بازمی‌گردد.</p>
<p>شاید همین تعلق خاطر است که فرهادی را، با وجود همه موفقیت‌های جهانی، هنوز برای مخاطب ایرانی مهم نگه داشته؛ فیلمسازی که دو اسکار برای ایران آورده اما هنوز ذهنش در کوچه‌های همین کشور روایت می‌سازد. برای سینمادوستان، احتمال بازگشت او به یک فیلم ایرانی، شاید هیجان‌انگیزتر از هر جایزه‌ای باشد که در کن می‌گیرد.</p>
<h3><strong>آناهیتا افشار؛ خروج آرام از حاشیه امن همیشگی به متنِ جنجال</strong></h3>
<p>در میان تمام حاشیه‌هایی که این روزها پیرامون فیلم «تهران کنارت» شکل گرفته، شاید مهم‌ترین غافلگیری، بازی آناهیتا افشار باشد؛ بازیگری که سال‌ها آرام، کم‌حاشیه و دور از هیاهوی رسانه‌ای حرکت کرد اما حالا ناگهان در مرکز یکی از پرحاشیه‌ترین فیلم‌های سال ایستاده است. فیلم علی بهراد، بعد از دو سال توقیف و کش‌وقوس‌های نظارتی بالاخره روی پرده رفته و هم‌زمان، کمپین‌های توقیف دوباره و بحث‌های رسانه‌ای، آن را به یکی از خبرسازترین آثار این روزهای سینما تبدیل کرده‌اند.</p>
<p>افشار در نقش «لی‌لی» بیش از هر زمان دیگری دیده شد؛ دختری امروزی، بی‌پروا و در آستانه مهاجرت که رابطه‌اش با پاشا با بازی علی شادمان، هسته اصلی روایت فیلم را می‌سازد. انتخاب افشار برای چنین نقشی، انتخابی جسورانه بود. او معمولاً در نقش‌هایی آرام‌تر و کنترل‌شده‌تر دیده شده اما این بار، بازی‌اش پر از فراز و فرود، شیطنت، بی‌قراری و نوعی برون‌گرایی غیرمنتظره است؛ اجرایی که بسیاری از منتقدان آن را بهترین بازی کارنامه‌اش تا امروز می‌دانند.</p>
<p>بخشی از حساسیت‌ها و حاشیه‌های فیلم هم دقیقاً به همین تصویر بازمی‌گردد. خود بهراد گفته: «تهران کنارت» تلاش می‌کند نسل تازه‌ای از جوانان شهری را نمایش دهد؛ نسلی که دیگر با الگوهای رایج کمدی سینمای ایران ارتباط برقرار نمی‌کند و بیشتر به جهان سریال‌ها و محصولات پلتفرم‌هایی مثل نتفلیکس و HBO نزدیک شده است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Anahita-Tehran-Kenarat.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181712" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Anahita-Tehran-Kenarat.jpg" alt="Anahita-Tehran-Kenarat" width="620" height="413" /></a></p>
<p>در چنین فضایی، کاراکتر لی‌لی با آن سبک زندگی، شوخی‌ها و جنس مواجهه‌اش با عشق و مهاجرت، طبیعی بود که تبدیل به نقطه حساس فیلم شود.</p>
<p>اما آنچه بازی افشار را مهم‌تر می‌کند، شکستن همان تصویر همیشگی اوست. او تا امروز کمتر وارد جنجال شده، آهسته مسیرش را ساخته و معمولاً انتخاب‌های کم‌ریسک‌تری داشته است. حتی نقشش در «آنتیک» که این روزها هم‌زمان با «تهران کنارت» روی پرده است، بیشتر با همان آرامش شناخته‌شده‌اش هماهنگ بود. اما «تهران کنارت» انگار لحظه خروج او از پیله امن سال‌های گذشته است؛ جایی که دیگر فقط یک بازیگر ساکت و نیست و می‌خواهد خودش را در نقطه‌ای پرخطرتر محک بزند.</p>
<p>همین ریسک، آینده افشار را جذاب‌تر می‌کند. بازیگری که سال‌ها بی‌سروصدا حرکت کرد، حالا ناگهان در مرکز توجه ایستاده و نشان داده توانایی عبور از قالب‌های قبلی‌اش را دارد. اگر همین مسیر انتخاب‌های دقیق و نقش‌های چالش‌برانگیز را ادامه دهد، شاید «تهران کنارت» فقط آغاز دوره تازه‌ای در کارنامه او باشد؛ دوره‌ای که دیگر نامش فقط در حاشیه فهرست بازیگران خوب نمی‌آید، بلکه خودش به یکی از چهره‌های اصلی بحث‌های سینمایی تبدیل می‌شود.</p>
<h3><strong>سعید آقاخانی؛ آقای کمدین، کارآگاه کاریزماتیک می‌شود</strong></h3>
<p>اتفاق غافلگیرکننده قسمت چهارم سریال «بیست و یک»، نه فقط یک ورود معمولی به قصه، که ورود یک «پرسونا» به جهان سریال بود؛ سعید آقاخانی با نقش «سرگرد صدر» وارد درامی پلیسی شد، با نخستین سکانس‌های حضور او، لحن سریال تغییر کرد؛ انگار شخصیت تازه‌ای وارد شده که هم قرار است گره پرونده را باز کند و هم به جهان داستان، شخصیت و طنازی تزریق کند.</p>
<p>«بیست و یک» به کارگردانی بهنام بهزادی در هفته‌های اخیر توانسته در میان سریال‌های معمایی نمایش خانگی جای خودش را باز کند، اما حالا با ورود آقاخانی، برگ تازه‌ای رو کرده است؛ سرگردی منزوی، باهوش و غیرقابل پیش‌بینی که میان تعمیر ساعت، کلکسیون شخصی و شوخی‌های ریز و درشتش، تصویری متفاوت از یک کارآگاه ایرانی می‌سازد. او پلیسی است که هم از سرمای کولر بدش می‌آید، هم صبحانه انگلیسی درست می‌کند و هم معلوم است بیشتر از همکارانش فیلم و سریال خارجی دیده؛ جزئیاتی کوچک که شخصیت را از تیپ‌های تکراری پلیسی جدا می‌کند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Aghakhani-21.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181713" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Aghakhani-21.jpg" alt="Aghakhani-21" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>نکته مهم اما خودِ آقاخانی است. بازیگری که سه دهه با کمدی در ذهن مخاطب جا افتاده؛ از «پرواز ۵۷» و «پشت کنکوری‌ها» تا «من یک مستأجرم» و در سال‌های اخیر «نون خ». او سال‌ها تصویر مرد شوخ‌طبع و مردمی تلویزیون را نمایندگی کرده و حالا که یک سرگرد آگاهی است هم رگه‌های طنز از جهانش جدا نشده است. اما آقاخانی در سینما بارها نشان داده توانایی بازی در نقش‌های پیچیده و تلخ را هم دارد؛ از «خداحافظی طولانی»،‌ «بنفشه آفریقایی» تا «قسم» و «خون شد».</p>
<p>همین ترکیبِ طنز و تلخی حالا به کمک «سرگرد صدر» آمده است. او کارآگاهی است که شوخی می‌کند اما لوده نیست، آرام است اما منفعل نیست و کاریزما دارد بی‌آنکه بخواهد ژست قهرمان‌های کلیشه‌ای را بگیرد. حتی بعضی دیالوگ‌ها و لحن‌های آشنا از «نون خ» هم ناخودآگاه وارد بازی‌اش شده؛ چیزی که باعث می‌شود مخاطب سریع‌تر با او اخت بگیرد.</p>
<p>واقعیت این است که آقاخانی حالا به سنی رسیده که نقش‌های پخته بیشتر به او می‌آید. موهای سفیدش، آرامش رفتارش و جنس بازی کنترل‌شده‌اش، از «سرگرد صدر» یک شخصیت سینمایی ساخته؛ شخصیتی که اگر در ادامه سریال فراز و فرود درستی پیدا کند، می‌تواند به یکی از کارآگاه‌های ماندگار سال‌های اخیر نمایش خانگی تبدیل شود.</p>
<h3><strong>نوید محمدزاده؛ بازگشت به صحنه‌ای که از آن آمده است</strong></h3>
<p>در روزهایی که فضای فرهنگی هنوز در حال عبور از التهاب ماه‌های اخیر است، بازگشت نوید محمدزاده به صحنه تئاتر، توجه‌ها را به سمت خود جلب کرد؛ بازگشت بازیگری که هرچقدر در سینما ستاره شد، هیچ‌وقت خودش را از تئاتر جدا نکرد. این روزها نمایش «پرنده سیاه» به کارگردانی و بازی او روی صحنه رفته؛ نمایشی از نوشته دیوید هریر که تنها دو بازیگر دارد و بر یک مواجهه عاطفیِ ناتمام بنا شده است.</p>
<p>محمدزاده در این اثر، هم کارگردان است و هم بازیگر؛ انتخابی که نشان می‌دهد او حالا بیش از گذشته به کنترل جهان اثر علاقه‌مند شده است. «پرنده سیاه» دومین تجربه کارگردانی او پس از «شهربازی» محسوب می‌شود و همین استمرار، نشان می‌دهد حضورش در تئاتر دیگر صرفاً یک تفنن یا بازیگری صرف نیست. او سال‌ها روی صحنه بزرگ شده؛ از همکاری با آتیلا پسیانی و حسن معجونی تا بازی در آثار هومن سیدی و سیامک صفری. برای محمدزاده، تئاتر فقط یک مدیوم نیست؛ بخشی از هویت حرفه‌ای اوست.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Navid-Mohamadzadeh.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181714" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Navid-Mohamadzadeh.jpg" alt="Navid-Mohamadzadeh" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>شاید به همین دلیل است که حتی در سینما هم همیشه رگه‌ای از بازی تئاتری در کارش دیده می‌شود؛ از انفجارهای احساسی «ابد و یک روز» گرفته تا کنترل عصبی «متری شیش و نیم» و خشونت تلخ «مغزهای کوچک زنگ‌زده». او بازیگری است که بدن، صدا و ریتم دیالوگ را می‌شناسد و این شناخت، بیش از هر چیز از صحنه تئاتر آمده است.</p>
<p>حتی در تجربه‌های متفاوت‌ترش هم این ویژگی دیده می‌شود. در «آکتور» توانست چند شخصیت متفاوت را با تغییر لحن و بدن خلق کند و در «آه چه روزهای خوشی بود» ساخته همایون غنی‌زاده آن‌قدر به جهان تئاتری نزدیک شد که بعضی سکانس‌ها بیشتر شبیه اجرای مونولوگ روی صحنه بودند تا بازی مقابل دوربین.</p>
<p>محمدزاده البته در این سال‌ها کم‌حاشیه هم نبوده؛ از واکنش‌های رسانه‌ای تا فرازونشیب‌های شخصی، بارها نامش بیرون از آثارش خبرساز شده است. اما نکته جالب اینجاست که تقریباً حتی منتقدانش هم روی یک موضوع اتفاق نظر دارند؛ او بازیگر توانایی است. شاید دقیقاً به همین دلیل است که هر بار در اثری حضور دارد، توجه‌ها دوباره متوجه اصل ماجرا می‌شود؛ جایی که نوید محمدزاده پیش از شهرت، پیش از فرش قرمز و پیش از هیاهو، از آنجا آمده بود: صحنه.</p>
<h3><strong>مژده لواسانی؛ حضور در دلِ تنگه‌ای که بوی جنگ می‌دهد</strong></h3>
<p>برای سال‌ها، تصویر عمومی مژده لواسانی با استودیوهای تلویزیونی، اجراهای آرام و نوعی پرستیژ رسمی گره خورده بود؛ مجری‌ای که بیشتر پشت میز می‌نشست، شمرده حرف می‌زد و چهره‌ای کاملاً متعلق به قاب‌های کنترل‌شده رسانه ملی داشت. اما این هفته، پخش نخستین قسمت مستند «من زنده‌ام» تصویر تازه‌ای از او ساخت؛ تصویری که نه در استودیو، بلکه روی شناوری در تنگه هرمز شکل گرفته بود؛ جایی که این روزها نامش بیش از هر نقطه‌ای با جنگ، بحران و فشارهای منطقه‌ای گره خورده است.</p>
<p>در روزهایی که توجه افکار عمومی به جنوب ایران و خلیج فارس چند برابر شده، حضور لواسانی در هرمز و میناب، آن هم به‌عنوان راوی یک سفر مستند جنگی، اتفاق کوچکی نبود. او فقط نریشن نمی‌گوید؛ به خانه خانواده شهدای ناو دنا می‌رود، پای حرف مادران داغدار می‌نشیند و روایت کودکان معصومی را می‌شنود که در حملات موشکی شهید شدند. همین حضور میدانی باعث شد بسیاری، چهره تازه‌ای از او ببینند؛ مجری‌ای که این بار از قاب امن همیشگی فاصله گرفته و وارد موقعیتی شده که هم خطر دارد و هم فرسایش روحی.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Mozhde-Man-ZendeAm.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181715" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Mozhde-Man-ZendeAm.jpg" alt="Mozhde-Man-ZendeAm" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>شاید همین تضاد، مستند را کنجکاوی‌برانگیز کرده است. لواسانی همیشه برای بخشی از مخاطبان، چهره‌ای بیش از حد رسمی و اتوکشیده بوده؛ کسی که حتی همدردی‌هایش هم گاهی شبیه اجرای تلویزیونی به نظر می‌رسید. حالا قرار گرفتن او در فضای خشن و ملتهب جنوب، نوعی دوگانگی ساخته؛ دختری تهرانی و استودیویی که ناگهان وسط روایت جنگ ایستاده و می‌خواهد از مقاومت و ایستادگی بگوید.</p>
<p>خود او هم گفته راحت‌تر بوده که در استودیو بماند و یک برنامه گفت‌وگومحور اجرا کند اما دلش می‌خواسته در روزهای جنگ، کار مهم‌تری برای ایران انجام دهد. حتی «من زنده‌ام» را سخت‌ترین و مهم‌ترین تجربه حرفه‌ای‌اش توصیف کرده؛ پروژه‌ای که با هر کیفیتی تمام قد پشت آن می‌ایستدو  می‌گوید دوست دارد اگر روزی نبود، با آن شناخته شود.</p>
<p>با این حال، هنوز برای قضاوت نهایی زود است. «من زنده‌ام» تازه آغاز شده و لواسانی هنوز در ابتدای این سفر قرار دارد. بعضی لحظه‌ها، آن مدل همیشگی و لحن کنترل‌شده‌اش اجازه نمی‌دهد مخاطب کاملاً با احساسات او همراه شود و گاهی همدردی‌هایش بیش از حد طراحی‌شده به نظر می‌رسد. اما شاید همین مسیر تدریجی، بخشی از جذابیت مستند باشد؛ تماشای مجری‌ای که آرام‌آرام از قاب رسمی خودش فاصله می‌گیرد و در مواجهه با واقعیت تلخ جنگ، پوست می‌اندازد.</p>
<p>اگر این تغییر ادامه پیدا کند، «من زنده‌ام» می‌تواند فقط یک سفرنامه تلویزیونی نباشد؛ بلکه نقطه عطفی در تصویری باشد که سال‌ها از مژده لواسانی در ذهن مخاطب ساخته شده بود.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181709">از چالش‌های جهانی «اصغر» تا کاریزمای رمزآلود «سعید»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=181709</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از ری‌برند مجازی «عزت» تا خنده‌های جنون‌‌آمیز «شادی»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=181439</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=181439#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 08 May 2026 11:33:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[شادی مختاری]]></category>
		<category><![CDATA[عزت‌الله ضرغامی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد بحرانی]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی کرم‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[مهرانه مهین‌ترابی]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=181439</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم عزت‌الله ضرغامی، مهرانه مهین‌ترابی، شادی مختاری، مهدی کرم‌پور و محمد بحرانی از مهمترین چهره‌ها در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181439">از ری‌برند مجازی «عزت» تا خنده‌های جنون‌‌آمیز «شادی»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ عزت‌الله ضرغامی با حضورش در یک گفت‌وگوی صمیمی و موضع‌گیری‌هایی که بیشتر رنگ همدلی داشت؛ مهرانه مهین‌ترابی با بازگشتی آرام و نوستالژیک، یاد گفت‌وگوهای خانواده‌محور سال‌های دور را زنده کرد؛ شادی مختاری با نقشی روان‌پریش و غافلگیرکننده در «بیست و یک»، خودش را به‌عنوان یکی از چهره‌های قابل توجه نسل تازه بازیگران مطرح کرد؛ مهدی کرم‌پور در میانه بحران اکران و رکود سینما، با حرف‌های صریحش درباره رانت و فیلم‌های توقیفی، دوباره بحث عدالت در سینما را داغ کرد و محمد بحرانی هم نشان داد یکی از معدود چهره‌هایی است که بلد است بدون فاصله و ادا، با نسل جدید ارتباط بگیرد.</p>
<h3><strong>عزت‌الله ضرغامی؛ مدیری که می‌خواهد «همدلِ معترض» باشد</strong></h3>
<p>عزت‌الله ضرغامی این روزها زیاد در قاب تصویر حضور دارد؛ مدیری که سال‌ها به‌عنوان رئیس سازمان صداوسیما و بعدتر وزیر میراث فرهنگی شناخته می‌شد، مدت‌هاست وارد فاز تازه‌ای از زیست رسانه‌ای خود شده است. او دیگر فقط یک مسئول سابق نیست؛ بلکه به چهره‌ای تبدیل شده که مدام در شبکه‌های اجتماعی، گفت‌وگوهای اینترنتی و تکه‌ویدیوهای وایرال حضور دارد و تلاش می‌کند تصویری متفاوت از یک مدیر محافظه‌کار سنتی ارائه دهد.</p>
<p>حضور این هفته او در برنامه «منشور» با اجرای بهاره افشاری، دقیقاً از همین جنس بود؛ حضوری که تکه ویدیوهای وایرالی زیاد داشت و حاشیه‌ساز شد. ضرغامی به برنامه‌ای رفت که احتمال شنیدن سوال‌های چالشی در آن وجود داشت؛ از سانسور و فیلترینگ گرفته تا صدای زنان، اینترنت طبقاتی و حذف صدای محمدرضا شجریان از تلویزیون. اما آنچه بیشتر از پاسخ‌ها جلب توجه کرد، نوع مواجهه او با سوال‌ها بود. ضرغامی در این گفت‌وگو نه در موضع دفاعی، بلکه در موقعیت همراه مردم ظاهر شد، مدیری که آمده تا هم درد دل‌ها را بشنود و هم بخشی از انتقادها را بپذیرد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Zarghami-Manshoor.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181444" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Zarghami-Manshoor.jpg" alt="Zarghami-Manshoor" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>بخش مهمی از وایرال شدن این گفت‌وگو به روایت او از ماجرای حذف ربنای شجریان برمی‌گشت؛ جایی که گفت خود شجریان خواسته صدایش از تلویزیون پخش نشود. دلایل حذف صدای شجریان در دوران مدیریت او باعث شد تا دوباره نام او در بحث‌های فرهنگی و رسانه‌ای قرار بگیرد. ضرغامی خوب می‌داند چگونه از حافظه جمعی مردم استفاده کند؛ از نوستالژی «ربنا» گرفته تا یادآوری دوران اوج تلویزیون در دهه هشتاد.</p>
<p>او در سال‌های اخیر به‌خوبی فهمیده که سیاستمدارِ امروز بدون حضور فعال در فضای مجازی، از چرخه روایت حذف می‌شود. به همین دلیل هم شبکه ایکس برایش به تریبونی دائمی تبدیل شده؛ جایی که گاه منتقد وضع موجود است، گاه طعنه می‌زند و گاه خودش را به نسل جدید نزدیک نشان می‌دهد. همین رفتارها باعث شده بخشی از مخاطبان، او را مدیری به‌روزتر از بسیاری از هم‌نسلانش بدانند.</p>
<p>حالا هم‌زمان با زمزمه‌های بازگشت خود یا مدیران همسو با نگاهش به صداوسیما، این تصویر تازه اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ تصویری از مدیری که تلاش می‌کند میان ساختار رسمی و مطالبات عمومی، نقش یک واسطه همدل را بازی کند. اما آیا ضرغامی واقعاً توانسته خود را با رسانه امروز و نسل شبکه‌های اجتماعی هماهنگ کند یا این تصویر تازه، صرفاً نسخه‌ای مدرن‌تر از همان مدیر قدیمی است؟</p>
<h3><strong>مهرانه مهین‌ترابی؛ طعم آشنای یک خاطره</strong></h3>
<p>از همان روزی که نخستین تیزرهای برنامه «دلربا» منتشر شد، مهم‌ترین اتفاقش نه دکور خانه قدیمی بود و نه مهمانانش؛ بلکه بازگشت مهرانه مهین‌ترابی به قاب تصویر بود. بازیگری که برای بخش بزرگی از مخاطبان ایرانی، نه صرفاً یک هنرپیشه، بلکه بخشی از حافظه خانوادگی تلویزیون است. حالا او بعد از سال‌ها، این‌بار نه در نقش مادر یا همسر یک خانواده گرم ایرانی، بلکه در قامت میزبان یک تاک‌شو مقابل دوربین نشسته؛ هرچند هنوز همان حس آشنا را با خود دارد.</p>
<p>«دلربا» برنامه‌ای آرام، صمیمی و مبتنی بر گفت‌وگوست؛ گفت‌وگویی که در فضای یک خانه قدیمی شکل می‌گیرد و همین انتخاب لوکیشن، کاملاً با شخصیت مهین‌ترابی هماهنگ است. او در این برنامه بیش از آنکه شبیه مجری‌های امروزی باشد، شبیه مادری مهربان است که با حوصله به حرف مهمانان گوش می‌دهد. نه برای اثبات دانایی‌اش وسط حرف می‌پرد، نه تلاش می‌کند با تحلیل‌های عجیب توجه بگیرد. او فقط گوش می‌کند؛ همان چیزی که این روزها کمیاب شده است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Mehrane-Delroba.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181443" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Mehrane-Delroba.jpg" alt="Mehrane-Delroba" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>بخش مهمی از جذابیت «دلربا» به همین حضور نوستالژیک برمی‌گردد. بسیاری از مهمانان برنامه ایرانیانی هستند که سال‌ها خارج از کشور زندگی کرده‌اند و برای نسلی که با سریال‌های دهه شصت و هفتاد بزرگ شده، دیدن مهین‌ترابی یادآور خانه، خانواده و تلویزیونی است که زمانی بخشی از زندگی روزمره بود. او با صدای آرام و چهره آشنایش، نوعی حس امنیت و تعلق ایجاد می‌کند؛ انگار هنوز همان «عاطفه» خانه سبز است که حالا فقط نقش خودش را بازی می‌کند.</p>
<p>نکته مهم‌تر اما تسلط او بر ادبیات کلاسیک و فرهنگ ایرانی است. مهین‌ترابی در طول برنامه بارها به شعر، حکایت و ادبیات فارسی ارجاع می‌دهد؛ نه نمایشی و تصنعی، بلکه از سر زیست فرهنگی. همین مسئله باعث شده «دلربا» صرفاً یک تاک‌شوی معمولی نباشد و رنگی از هویت ایرانی به خود بگیرد؛ به‌خصوص وقتی محور اصلی برنامه، ایران و روایت ایرانیان خارج از کشور است.</p>
<p>مهین‌ترابی در این برنامه بیش از هر چیز، حس منتقل می‌کند؛ حس دلتنگی، خانه و تعلق. او برای نسلی از مخاطبان یادآور دورانی است که خانواده هنوز محور قصه‌های تلویزیون بود.</p>
<h3><strong>شادی مختاری؛ خنده‌های هیستریکی که دیده شده</strong></h3>
<p>شادی مختاری این روزها یکی از غافلگیری‌های سریال «بیست و یک» است؛ بازیگری که تا پیش از این بیشتر به‌عنوان چهره‌ای فرعی شناخته می‌شد، حالا با نقشی پیچیده و روانی، در مرکز توجه مخاطبان قرار دارد. در روزهایی که اغلب سریال‌های جنایی با فرمول‌های تکراری پیش می‌روند، «بیست و یک» از همان ابتدا قاتلش را رو می‌کند؛ الناز آقایی، دختری جوان با بازی شادی مختاری که به قتل اعتراف کرده و حالا بازی اصلی را نه با قربانیان، بلکه با ذهن مخاطب آغاز می‌کند.</p>
<p>مختاری در این سریال تقریباً تمام بار تعلیق روانی قصه را به دوش می‌کشد. او را بیشتر پشت میز بازجویی، در بازداشتگاه یا در فلش‌بک‌ها می‌بینیم؛ فضایی محدود که اجازه نمی‌دهد بازیگر با ابزارهای بیرونی نقش را جذاب کند. همه چیز وابسته به نگاه، سکوت، لرزش صدا و آن خنده‌های عصبی و هیستریک است. درست همین‌جاست که مختاری برخلاف تصور اولیه، مخاطب را غافلگیر می‌کند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Shadi-Bist-O-Yek.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181442" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Shadi-Bist-O-Yek.jpg" alt="Shadi-Bist-O-Yek" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>بسیاری از کسانی که او را از «جزیره» یا فیلم «قلب رقه» به یاد داشتند، انتظار چنین نقش سنگینی را نداشتند. پیش‌تر بیشتر تصویری از یک بازیگر جوان معمولی از او وجود داشت؛ اما «الناز آقایی» نقطه‌ای است که او را از یک چهره آشنا، به بازیگری قابل توجه تبدیل کرده است. حتی خیلی‌ها هنوز اسمش را نمی‌دانند و درباره‌اش می‌گویند: «همون دختره نقش اوله، خیلی خوب بازی می‌کنه.» همین جمله ساده شاید مهم‌ترین نشانه موفقیت او باشد؛ وقتی نقش، پیش از اسم بازیگر دیده می‌شود.</p>
<p>بازی در نقش‌های سایکوتیک برای بازیگران زن در سینمای ایران همیشه دشوار بوده است. مرز میان اغراق و باورپذیری بسیار باریک است و کوچک‌ترین اشتباه می‌تواند شخصیت را کاریکاتوری کند. اما مختاری توانسته از این دام فرار کند. چشمان باز و بی‌قرار، خنده‌های ناگهانی و تغییر لحظه‌ای احساسات در بازی او، شخصیتی ساخته که هم کنجکاوی مخاطب را تحریک می‌کند و هم عصبی‌اش می‌کند.</p>
<p>حالا «بیست و یک» برای شادی مختاری چیزی بیشتر از یک سریال موفق است؛ سکوی پرتابی برای بازیگری که شاید تا دیروز نامش در حاشیه بود، اما امروز یکی از مهم‌ترین دلایل دنبال شدن سریال است. باید دید او می‌تواند این نقطه اوج را حفظ کند یا الناز آقایی صرفاً یک درخشش مقطعی در کارنامه‌اش خواهد ماند.</p>
<h3><strong>مهدی کرم‌پور؛ سیاست‌گذاری در اتاق شیشه‌ای</strong></h3>
<p>مهدی کرم‌پور این روزهابا موضع‌گیری‌ها و تصمیم‌های صنفی‌اش در مرکز توجه قرار گرفته است. کارگردانی که حالا در مقام دبیر شورای صنفی نمایش و نماینده شورای عالی تهیه‌کنندگان، تبدیل به یکی از چهره‌های اثرگذار در بحث اکران و اقتصاد سینما شده؛ آن هم در روزگاری که سینمای ایران بیش از همیشه با بحران مخاطب، رکود اقتصادی و بی‌اعتمادی مواجه است.</p>
<p>کرم‌پور در ماه‌های اخیر تلاش کرده تصویری از یک مدیر شفاف و ساختارشکن ارائه دهد؛ مدیری که معتقد است بسیاری از قواعد فعلی اکران، یادگار دهه‌های گذشته‌اند و دیگر جواب نمی‌دهند. از شناورسازی قیمت بلیت گرفته تا افزایش روزهای نیم‌بها و بحث حذف سرگروه‌ها، تصمیم‌هایی که در دوره دبیری او گرفته شد، نشانه‌ای از همین نگاه اصلاح‌طلبانه است. او می‌خواهد نشان دهد که شورای صنفی نمایش فقط یک نهاد اداری نیست، بلکه می‌تواند در شیوه اکران تحول ایجاد کند.</p>
<p>اما این هفته، صحبت‌هایش درباره اکران فیلم‌های توقیفی و مخالفت صریحش با رانت اکران بود. کرم‌پور در اظهاراتش تلاش کرد خودش را در جایگاه مدیری قرار دهد که میان بحران اقتصادی سینما و عدالت صنفی، طرف عدالت را می‌گیرد. او با صراحت گفت اگر قرار است حمایتی صورت بگیرد، باید شامل همه سینماگران شود، نه چند پروژه خاص که بودجه تضمینی دریافت کنند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Karam-Poor.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181441" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Karam-Poor.jpg" alt="Karam-Poor" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>جالب‌ترین بخش حرف‌های او جایی بود که اکران فیلم‌های توقیفی را شوک به سینما دانست. کرم‌پور خوب می‌داند سینمای امروز بیش از هر چیز به اتفاق نیاز دارد؛ به فیلمی که دوباره مخاطب را کنجکاو کند و درباره‌اش بحث شکل بگیرد. از نگاه او، حل مشکل فیلم‌های توقیفی فقط یک مطالبه فرهنگی نیست، بلکه راهی برای بازگرداندن هیجان به چرخه اکران است.</p>
<p>او همچنین با اشاره به نقش تلویزیون و شهرداری در تبلیغات فیلم‌ها، تلاش کرد بحران سینما را صرفاً به گردن تهیه‌کننده‌ها یا مخاطب نیندازد. این نوع نگاه، تصویری از مدیری می‌سازد که می‌خواهد درباره کل اکوسیستم سینما حرف بزند، نه فقط فروش چند فیلم.</p>
<p>کرم‌پور حالا در موقعیتی قرار گرفته که بیش از همیشه باید میان مدیریت و سینماگری تعادل برقرار کند. او از یک سو نماینده صنف است و از سوی دیگر خودش فیلمساز؛ همین دوگانه باعث شده حرف‌هایش هم‌زمان رنگ تجربه شخصی و موضع مدیریتی داشته باشد. فعلاً او تلاش می‌کند چهره مدیری را بسازد که سینما را  اتاق شیشه‌ای می‌بیند؛ شفاف، برابر و نیازمند تغییر. اینکه این تصویر در عمل هم دوام بیاورد یاخیر را اکران های آینده مشخص می‌کند.</p>
<h3><strong>محمد بحرانی؛ «ممدآقا»یی که بلد است با نسل زد رفیق شود</strong></h3>
<p>در روزگاری که ارتباط گرفتن با نوجوانان و نسل زد برای بسیاری از برنامه‌سازها به مأموریتی دشوار تبدیل شده، «کیمدی شو» تلاش کرده راه دیگری را امتحان کند؛ ترکیب فوتبال، بازی، شوخی و هیجان. اما شاید مهم‌ترین برگ برنده این برنامه نه طراحی مسابقه، بلکه انتخاب محمد بحرانی برای اجرا باشد؛ انتخابی که بیشتر از یک مجری، یک «شخصیت» به برنامه داده است.</p>
<p>بحرانی در «کیمدی شو» فقط مجری نیست؛ او همان «ممدآقا»یی است که بچه‌ها صدایش می‌زنند و حضورش بخشی از فضای بازی شده است. در برنامه‌ای که قرار است نوجوان امروز را جذب کند، داشتن کسی که نه از نسل جدید عقب بماند و نه بخواهد از بالا با آن‌ها حرف بزند، یک امتیاز بزرگ است. بحرانی دقیقاً همین ویژگی را دارد؛ او کنار نوجوان‌ها می‌ایستد، نه روبه‌رویشان.</p>
<p>سال‌ها تجربه صداپیشگی و حضور در قالب «جناب‌خان»، به بحرانی مهارت و توانایی ساختن ریتم زنده و بداهه داده که کمتر مجری‌ای دارد. او بلد است چگونه با شوخی، اطلاعات فوتبالی و بازی‌های کلامی، فضای مسابقه را از یک اجرای خشک ورزشی خارج کند. حتی استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی و شوخی با واقعیت‌های دیجیتال، در اجرای او طبیعی و بدون زور به نظر می‌رسد؛ چیزی که برای مخاطب نوجوان اهمیت زیادی دارد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Bahrani-Kimdi-Show.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181440" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Bahrani-Kimdi-Show.jpg" alt="Bahrani-Kimdi-Show" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>نکته مهم‌تر، اعتبار فوتبالی بحرانی نزد شرکت‌کننده‌هاست. او واقعاً فوتبال را دنبال می‌کند و همین باعث می‌شود نوجوان‌ها حس نکنند با مجری‌ای طرف‌اند که صرفاً دیالوگ حفظ کرده است. در برنامه‌ای فوتبالی، این دانش به‌روز، بخشی از کاریزمای اجرا را می‌سازد.</p>
<p>انتخاب بحرانی برای «کیمدی شو» نمونه دقیقی از ترکیب درست یا همان کستینگ است. او پیش‌تر در «صداتو» هم نشان داده بود چگونه می‌تواند انرژی یک برنامه را بالا ببرد و برای خودش مخاطب مستقل بسازد. حتی همکاری‌هایش کنار عادل فردوسی‌پور هم ثابت کرده بود ترکیب فوتبال و طنز در شخصیت او جواب می‌دهد.</p>
<p>«کیمدی شو» شاید هنوز بی‌نقص نباشد، اما یک چیز را خوب فهمیده؛ نسل جدید با نصیحت و اجرای رسمی جذب نمی‌شود. به همین دلیل حضور بحرانی برای برنامه صرفاً یک انتخاب اجرایی نیست، همان چیزی است که باعث می‌شود «ممدآقا» بیشتر از یک مجری، برند اصلی برنامه باشد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181439">از ری‌برند مجازی «عزت» تا خنده‌های جنون‌‌آمیز «شادی»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=181439</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از مرثیه «روزبه» برای اشک تفنگ تا میزبانی پرریسک «بهاره»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=181324</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=181324#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 01 May 2026 10:27:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[بهاره افشاری]]></category>
		<category><![CDATA[حامد عنقا]]></category>
		<category><![CDATA[روزبه بمانی]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[مجید مجیدی]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی حسینی‌نیا]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=181324</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم بهاره افشاری، مجید مجیدی، مهدی حسینی‌نیا، روزبه بمانی و حامد عنقا از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181324">از مرثیه «روزبه» برای اشک تفنگ تا میزبانی پرریسک «بهاره»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ بهاره افشاری با یک تجربه تازه در اجرا، مجید مجیدی با روایت‌هایی از جنس ایمان و وطن، مهدی حسینی‌نیا با حضوری هم‌زمان در دو نقش متضاد، روزبه بمانی با صدایی که باز هم قصه گفت و حامد عنقا که میان احساس و حاشیه، روایت خودش را پیش برد. این روایت، نگاهی است به پنج چهره‌ای که هرکدام، به‌نوعی خبر این روزها شدند.</p>
<h3><strong>بهاره افشاری؛ «منشور»ی برای گفت‌وگو یا آزمونی برای جسارت؟</strong></h3>
<p>بهاره افشاری این روزها بیش از هر چیز با «منشور» شناخته می‌شود؛ برنامه‌ای گفت‌وگومحور که نه فقط برای مخاطب، بلکه برای خودش هم یک ریسک جدی محسوب می‌شود. ورود او به عرصه اجرا در شبکه نمایش خانگی، آن هم در قالبی که سال‌ها از حضور زنان در آن خبری نبود، خود به‌تنهایی یک اتفاق است؛ حرکتی که بیش از هر چیز، امضای شخصی افشاری را دارد: جسارت.</p>
<p>افشاری «منشور» را به‌عنوان فضایی برای گفت‌وگوی بی‌واسطه معرفی کرده؛ جایی که مهمان‌ها بتوانند بدون ترس از قضاوت، از باورها، اشتباهات و حتی زخم‌هایشان حرف بزنند. همین ایده، در عمل هم تا حدی محقق شده است. گفت‌وگو با چهره‌هایی مثل رضا کیانیان، حسن معجونی یا نعیمه نظام‌دوست، لحظاتی خلق کرده که برای مخاطب آشنا و در عین حال تازه است؛ اعتراف‌ها، خاطرات شخصی و روایت‌هایی که کمتر در قاب رسمی دیده‌ایم.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Bahareh-Manshoor.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181326" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Bahareh-Manshoor.jpg" alt="Bahareh-Manshoor" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>اما «منشور» فقط با استقبال مواجه نشده. نقدها هم به همان اندازه جدی‌اند؛ از سطحی بودن گفت‌وگوها گرفته تا ناتوانی افشاری در هدایت بحث. برخی معتقدند او هنوز در جایگاه مجری، آن تسلط لازم را پیدا نکرده و گفت‌وگوها گاهی از مسیر خارج می‌شوند. با این حال، حتی منتقدان هم نمی‌توانند یک نکته را انکار کنند: «منشور» تلاشی است برای متفاوت بودن.</p>
<p>افشاری پیش از این هم نشان داده که از شکستن قالب‌ها نمی‌ترسد؛ از نقش‌آفرینی جسورانه در «او یک فرشته بود» تا حضور پررنگ در بازی مافیا که او را به مادرخوانده معروف و مشهور کرد. حالا «منشور» ادامه همان مسیر است، اما در سطحی جدی‌تر.</p>
<p>این برنامه هنوز در ابتدای راه است، اما یک سؤال مهم را پیش می‌کشد: آیا افشاری می‌تواند از «جسارت در شروع» به «مهارت در ادامه» برسد؟ پاسخ این سؤال، آینده «منشور» را تعیین خواهد کرد.</p>
<h3><strong>مجید مجیدی؛ روایت‌گر ایمان در میانه التهاب</strong></h3>
<p>نام مجید مجیدی این روزها دوباره بر سر زبان‌ها افتاده؛ به‌واسطه روایت‌هایی که بیش از آن‌که سینمایی باشند، از جنس زیست شخصی و باورهای عمیق او هستند. حضورش در یک محفل هنری با محوریت امام رضا(ع)، فرصتی شد تا او از خاطراتی بگوید که سال‌ها در ذهنش انباشته شده‌اند.</p>
<p>مجیدی با همان لحن آرام و روایت‌گر همیشگی، از خادمان گمنام حرم گفت، از پیرزنی که تنها دارایی‌اش را وقف کرده بود، از کشاورزی که غبار کفش زائران را از طلا باارزش‌تر می‌دانست. این‌ها صرفاً خاطره نبودند؛ قطعاتی از یک جهان‌بینی بودند که سال‌هاست در آثار او هم دیده می‌شود.</p>
<p>اما آنچه این روایت‌ها را برجسته‌تر کرد، جزئی‌نگری او بود؛ نوعی نگاه سینمایی که حتی در تعریف یک خاطره هم حضور دارد. انگار مجیدی همچنان در حال ساختن فیلم است، حتی وقتی پشت دوربین نیست.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Majidi.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181327" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Majidi.jpg" alt="Majidi" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>در کنار این روایت‌ها، مواضع اجتماعی و سیاسی او هم دوباره توجه‌ها را جلب کرد. از واکنش به اتفاقات اخیر گرفته تا حمایت از کودکان آسیب‌دیده و امضای بیانیه‌ها، مجیدی نشان داد که هنوز خود را نسبت به جامعه بی‌تفاوت نمی‌داند.</p>
<p>او همیشه میان دو جهان حرکت کرده؛ سینمای انسانی و دغدغه‌های اجتماعی. گاهی این دو در آثارش به تعادل رسیده‌اند و گاهی یکی بر دیگری غلبه کرده. حالا در این مقطع، به‌نظر می‌رسد «روایت شخصی» او پررنگ‌تر از همیشه شده است.</p>
<p>مجیدی همچنان همان فیلم‌سازی است که جهان را از دریچه ایمان و انسانیت می‌بیند؛ آیا این روایت‌های پراکنده، روزی دوباره به یک فیلم منسجم تبدیل خواهند شد؟</p>
<h3><strong>مهدی حسینی‌نیا؛ بازیگری میان دو جهان بازیگری</strong></h3>
<p>برای یک بازیگر، کمتر پیش می‌آید که هم‌زمان با دو نقش متفاوت در مرکز توجه قرار بگیرد؛ اما مهدی حسینی‌نیا این روزها دقیقاً در چنین موقعیتی است. حضور هم‌زمان او در دو سریال «گل سنگ» ساخته ابراهیم ایرج زاد و «بیست و یک» ساخته بهنام بهزادی، او را به یکی از چهره‌های پررنگ شبکه نمایش خانگی تبدیل کرده است.</p>
<p>در «گل سنگ»، حسینی‌نیا در نقش مردی خانواده‌دوست ظاهر می‌شود؛ پدری دلسوز و همسری عاشق که در عین حال، رازی تاریک را با خود حمل می‌کند. این دوگانگی، همان جایی است که بازی او را جذاب می‌کند. نگاه‌های مضطرب، سکوت‌های معنادار و خشم فروخورده، همه نشان می‌دهند که او به‌خوبی از پس یک نقش چندلایه برآمده است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/HoseiniNia-GoleSang.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181328" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/HoseiniNia-GoleSang.jpg" alt="HoseiniNia-GoleSang" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>در مقابل، «بیست و یک» چهره‌ای کاملاً متفاوت از او نشان می‌دهد؛ یک سرگرد جدی، دقیق و حرفه‌ای که درگیر پرونده‌ای پیچیده می‌شود. اینجا دیگر خبری از آن پدر آرام نیست؛ با شخصیتی مواجهیم که منطق، اقتدار و کنترل، سه ویژگی اصلی‌اش هستند.</p>
<p>این تضاد، همان نقطه‌ای است که جایگاه فعلی حسینی‌نیا را تعریف می‌کند. او سال‌ها مسیرش را آهسته و پیوسته طی کرده؛ از نقش‌های مکمل تا رسیدن به کاراکترهایی که بار اصلی روایت را به دوش می‌کشند. بهترین بازی‌های مهدی حسینی‌نیا در نقش‌های منفی و مشخصا در آثاری مثل «شنای پروانه»، «برادران لیلا»، «می‌خواهم زنده بمانم» و «رهایم کن» رقم خوردند و پیش‌تر توانایی‌اش را ثابت کرده بود. اما او نشان داد از نقش منفی هم خارج شود کارش را بلد است. با ایفای نقشی کمدی در فیلم «هفتاد سی» ساخته بهرام افشاری، در نقش «سیاوش» روی دیگری از خودش را به مخاطب نشان داد که می‌تواند طیف گسترده‌تری از شخصیت‌ها را باورپذیر کند و حالا وارد مرحله‌ای شده که می‌تواند «انتخاب» کند، نه صرفاً «حضور».</p>
<p>این روزها، حسینی‌نیا در نقطه‌ای ایستاده که بسیاری از بازیگران سال‌ها برای رسیدن به آن تلاش می‌کنند؛ نقطه‌ای که مخاطب، نام او را به‌عنوان یک «اعتبار» برای اثر می‌بیند. حالا باید دید این مسیر، او را به کدام نقش ماندگار بعدی خواهد رساند.</p>
<h3><strong>روزبه بمانی؛ صدایی که روایت را کامل می‌کند</strong></h3>
<p>در دنیایی که تصویر حرف اول را می‌زند، هنوز هم صدا می‌تواند روایت را کامل کند؛ به‌خصوص وقتی پای تیتراژ سریال‌ها در میان باشد. روزبه بمانی یکی از همان صداهایی است که توانسته این جایگاه را حفظ کند.</p>
<p>این هفته، با انتشار قطعه «بی‌نقاب» برای سریال «بیست و یک»، بمانی بار دیگر نشان داد که چگونه می‌توان با یک ترانه، حال‌وهوای یک اثر را تقویت کرد. صدای او، با آن غم پنهان و حس روایت‌گرش، به‌راحتی با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند و در ذهن مخاطب باقی می‌مانند. بمانی فقط خواننده نیست؛ او ترانه‌سراست و همین باعث می‌شود آثارش یکپارچگی بیشتری داشته باشند. واژه‌ها، ملودی و اجرا، در کارهای او از یک جنس‌اند.</p>
<p>صدای روزبه بمانی از آن جنس صداهایی است که تیتراژ را از یک بخش فرعی به بخشی ماندگار از اثر تبدیل می‌کند. حضورش در یک سریال یا فیلم، صرفاً یک قطعه موسیقی نیست؛ ادامه‌ای از روایت است که بعد از پایان تصویر، در ذهن مخاطب باقی می‌ماند. به همین دلیل است که خیلی وقت‌ها، مخاطب ترانه‌های او را نه با نام آلبوم یا حتی خود خواننده، بلکه با نام همان اثر تصویری به یاد می‌آورد؛ مثل قطعه «کجا باید برم» که برای بسیاری، بیش از آن‌که یک آهنگ مستقل باشد، یادآور فضای فیلم «لاتاری» است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Roozbeh-Tofang.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181329" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Roozbeh-Tofang.jpg" alt="Roozbeh-Tofang" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>اما حرف این روزهای او فقط «بی‌نقاب» نبود. در میانه روزهای تلخ جنگ بمانی باز هم به همان جایی پناه برد که همیشه از آن حرف می‌زند: درد. اما این‌بار، درد شخصی نبود، عاشقانه نبود، حتی دلتنگی هم نبود؛ سوگی بود جمعی، سنگین و غیرقابل‌تحمل. بعد از فاجعه مدرسه میناب و شهادت کودکان معصوم، بمانی با قطعه «تفنگ گریه می‌کنه» نه فقط یک ترانه، که یک مرثیه خواند؛ مرثیه‌ای که بیشتر از آن‌که شنیده شود، حس شد. در این قطعه، صدای او دیگر فقط یک صدا نیست؛ تصویرهایی که می‌سازد، ساده اما ویران‌کننده‌اند؛ کلاس‌هایی که نیمه‌کاره مانده‌اند، مدادهایی که سوخته‌اند، و کودکانی که هنوز باید زنگ تفریحشان را می‌دویدند.</p>
<p>بمانی از آن دسته هنرمندانی است که ابتدا درد را درک می‌کند و بعد آن را به زبان موسیقی ترجمه می‌کند. همین ویژگی، آثارش را صادقانه‌تر می‌کند و صدای او هنوز هم برای مخاطب، «قصه» دارد.</p>
<h3><strong>حامد عنقا؛ از اشک‌های پدرانه تا حاشیه‌های «بدنام»</strong></h3>
<p>حامد عنقا این روزها زیاد دیده و شنیده شده؛ یکی در قاب تلویزیون با روایت‌هایی احساسی و دیگری در شبکه نمایش خانگی با سریالی پرحاشیه.</p>
<p>حضور او در یک برنامه تلویزیونی و صحبت درباره تجربه شخصی‌اش از روزهای جنگ، یکی از لحظات تأثیرگذار این برنامه بود. وقتی از ترس و اضطراب فرزندانش گفت، بغضش فقط یک واکنش شخصی نبود؛  احساسی جمعی بود که بسیاری از خانواده‌ها تجربه کرده‌اند. این همان نقطه‌ای است که عنقا بلد است با مخاطب ارتباط برقرار کند: روایت از دل تجربه.</p>
<p>اما در سوی دیگر، نام او با سریال «بدنام» گره خورده؛ اثری که از همان ابتدا با حاشیه همراه بود. توقیف اولیه و سپس بازگشت به پخش، باعث شد کنجکاوی درباره آن بیشتر شود. عنقا، به‌عنوان تهیه‌کننده، از اثرش دفاع کرده و آن را مناسب تماشای خانوادگی دانسته؛ دفاعی که البته با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Hamed-Angha.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181330" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/05/Hamed-Angha.jpg" alt="Hamed-Angha" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>واقعیت این است که عنقا سبک مشخصی در روایت دارد؛ چه در فیلمنامه‌نویسی و چه در گفت‌وگو. او به داستان‌هایی علاقه دارد که در آن‌ها قدرت، فساد و روابط پشت‌پرده نقش پررنگی دارند. اما سؤال اینجاست که آیا این الگو هنوز برای مخاطب تازگی دارد یا با اطلاعاتی که مخاطب از اخبار و فضای مجازی می‌گیرد دیگر این روایت‌ها تکراری شده است؟</p>
<p>با این حال، نمی‌توان انکار کرد که او همچنان توانایی جلب توجه را دارد؛ چه با یک گفت‌وگوی احساسی و چه با یک سریال پرحاشیه.</p>
<p>عنقا این روزها تلاش می‌کند تأثیرگذار باشد چه در بیان احساسات و چه در فیلم‌ سازی و گاهی هم موفق بوده و سریال‌هایش مخاطب خاص خود را دارد و او این روایت‌ها را در بیان أوضاع جامعه بی تأثیر نمی‌داند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181324">از مرثیه «روزبه» برای اشک تفنگ تا میزبانی پرریسک «بهاره»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=181324</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از بازگشت مرموز «مهتاب» تا درخشش بی‌ادعای «امیر»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=181220</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=181220#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 24 Apr 2026 10:30:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[امیر نوروزی]]></category>
		<category><![CDATA[بابک خواجه ‌پاشا]]></category>
		<category><![CDATA[بیژن بنفشه‌خواه]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[لعیا زنگنه]]></category>
		<category><![CDATA[مهتاب کرامتی]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=181220</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم مهتاب کرامتی، امیر نوروزی، بابک خواجه ‌پاشا، بیژن بنفشه‌خواه و لعیا زنگنه از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181220">از بازگشت مرموز «مهتاب» تا درخشش بی‌ادعای «امیر»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ مهتاب کرامتی با بازگشتی کم‌سروصدا اما قابل‌تأمل در سریال «گل سنگ»، امیر نوروزی با حضوری که یک اپیزود از سریال‌های مرتبط با جنگ رمضان را به تنهایی بالا کشید و بابک خواجه‌ پاشا که میان فیلمسازی و زیست شخصی‌اش، مرزی باقی نگذاشت. از اکران همزمان دو کمدی با حضور بیژن بنفشه‌خواه در سایه جنگ، تا حضور غیرمنتظره و متفاوت لعیا زنگنه در «بدنام» که تصویری تازه از او به مخاطب ارائه داد.</p>
<h3><strong>مهتاب کرامتی؛ «محبوبه» در مرز تکرار یا تحول</strong></h3>
<p>مهتاب کرامتی از آن بازیگرانی است که حضورش همیشه با نوعی «فاصله» تعریف می‌شود؛ فاصله از حاشیه، از پرکاری و حتی از تکرار. او سال‌هاست به‌جای حضور مستمر، مسیر گزیده‌کاری را انتخاب کرده و همین غیبت‌های مقطعی، هر بازگشتش را به یک اتفاق قابل‌توجه تبدیل می‌کند. این هفته، با آغاز پخش سریال «گل سنگ» به کارگردانی ابراهیم ایرج‌زاد، بار دیگر نام او به تیتر خبرها بازگشت؛ بازگشتی که بیش از هر چیز، کنجکاوی درباره انتخاب تازه‌اش را برانگیخت.</p>
<p>کرامتی در «گل سنگ» در نقش «محبوبه» ظاهر شده؛ زنی از طبقه نسبتاً مرفه، همسر ایرج (با بازی مهدی حسینی‌نیا) و مادر یک خانواده چهار نفره که در دل یک زندگی به ظاهر آرام، با چالش‌هایی مواجه می‌شود. آنچه در قسمت اول جلب توجه می‌کند، همان ویژگی آشنای بازی کرامتی است: کنترل‌شده، کم‌اغراق اما شیک و مبتنی بر جزئیات. او تلاش کرده تصویری باورپذیر از یک زن در موقعیت عاطفی و خانوادگی ارائه دهد؛ زنی که همسر و خانواده اش را دوست دارد و قرار است بیش از حالت معمول زندگی چند ساله از عشق او و همسرش ببینیم.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Mahtab-GoleSang.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181222" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Mahtab-GoleSang.jpg" alt="Mahtab-GoleSang" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>با این حال، پرسش همیشگی درباره کرامتی همچنان پابرجاست؛ آیا دامنه نقش‌پذیری او محدود به تیپی خاص است؟ استایل بازی و پرسونای تصویری‌اش، او را اغلب در قالب زنانی از طبقه متوسط یا مرفه نگه داشته و کمتر اجازه داده در نقش‌های کاملاً متفاوت دیده شود. «گل سنگ» می‌تواند آزمونی برای همین مرز باشد؛ اینکه آیا او می‌تواند از این محدوده عبور کند یا همچنان در همان قلمرو امن باقی می‌ماند.</p>
<p>نکته قابل توجه دیگر، ترکیب او با مهدی حسینی‌نیاست؛ بازیگری که جنس بازی‌اش متفاوت و تا حدی خشن‌تر و بیرونی‌تر است. این تقابل، اگر درست پرداخت شود، می‌تواند به یکی از نقاط قوت سریال تبدیل شود. کرامتی برخلاف بسیاری از هم‌نسلانش، زوج هنری تثبیت‌شده‌ای ندارد و همین، دست مخاطب را برای پذیرش ترکیب‌های تازه بازتر می‌گذارد.</p>
<p>برای بسیاری از مخاطبان عام و قدیمی، او هنوز با «مردان آنجلس» و «خاک سرخ» به یاد آورده می‌شود؛ نشانه‌ای از ماندگاری، اما در عین حال یادآور فاصله‌ای که با جریان روز دارد. او سال‌ها پیش در نقشی که به این استایل شبیه بود در سریال «رقص روی شیشه» نیز بازی کرد، حالا «گل سنگ» فرصتی است برای بازتعریف فاصله‌ای که بین او و مخاطب ایجاد شده بود.</p>
<h3><strong>امیر نوروزی؛ «تماس»ی که همه چیز را روی دوش او گذاشت</strong></h3>
<p>امیر نوروزی از آن دست بازیگرانی است که شهرتش، نه از هیاهو که از «کیفیت» می‌آید. چهره‌ای که شاید هنوز در تعریف رایج، سلبریتی محسوب نشود، اما تقریباً در هر نقشی که ظاهر شده، ردپایی قابل دفاع از خود به جا گذاشته است. این هفته، حضور او در اپیزود «تماس» از مجموعه «سرو، سپید، سرخ» بار دیگر این گزاره را تقویت کرد؛ اینکه نوروزی حتی در محدودترین فضاها هم می‌تواند روایت را به نفع خود مصادره کند.</p>
<p>در «تماس»، او نقش فرهاد، یک روانشناس داوطلب در مرکز تماس بحران را بازی می‌کند؛ شخصیتی که در دل یک گفت‌وگوی تلفنی، با گذشته و احساسات سرکوب‌شده‌اش مواجه می‌شود. ساختار اپیزود به‌گونه‌ای است که بار اصلی روایت تقریباً به‌طور کامل بر دوش اوست؛ بیش از نود درصد زمان، این نوروزی است که باید مخاطب را نگه دارد، تعلیق ایجاد کند و تحول درونی شخصیت را به تصویر بکشد. و دقیقاً در همین نقطه است که اهمیت حضور او پررنگ می‌شود.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Amir-Tamas.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181223" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Amir-Tamas.jpg" alt="Amir-Tamas" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>بازی نوروزی در این اپیزود، ترکیبی از کنترل، ظرافت و انفجارهای احساسی به‌موقع است. او به‌خوبی توانسته تقابل میان «جنگ بیرونی» و «بحران درونی» را به تصویر بکشد؛ جایی که یک تماس ساده، به بستری برای فروپاشی و بازسازی شخصیت تبدیل می‌شود. نکته مهم‌تر، چندلایه بودن این اجراست؛ اپیزودی که هم رگه‌های درام عاشقانه دارد، هم لحظاتی از طنز تلخ و هم بازتابی از وضعیت اجتماعی.</p>
<p>همزمان، حضور او در سریال «گل سنگ» در نقشی متفاوت‌‌تر و گریمی کم سن و سال‌تر، بار دیگر نشان داد که نوروزی از آن بازیگرانی است که به اندازه نقش اهمیت می‌دهد، نه اندازه دیده‌شدن. چه در نقش اصلی یک اپیزود و چه در یک کاراکتر فرعی، او همان دقت و وسواس را به خرج می‌دهد.</p>
<p>کارنامه او نیز گواه همین انعطاف است؛ از نقش‌های جدی در آثاری چون «می‌خواهم زنده بمانم» تا تجربه‌های کمدی در «روزی روزگاری مریخ». برایش فرقی نمی‌کند تئاتر باشد، سینمایی باشد، سریال باشد یا فیلم کوتاه یا یک اپیزود از سریال. او همچنین در فیلم کوتاه «تخطی» ساخته میکاییل دیانی هم بازی کرده که قرار است در اولین باکس اکران فیلم‌های کوتاه در سینما باشد. این تنوع، اگرچه هنوز به یک «نقش ماندگار» منجر نشده، اما سرمایه‌ای مهم برای آینده اوست.</p>
<p>نوروزی جایی میان تحسین حرفه‌ای و دیده‌نشدن عمومی است، اگر روزی این دو به تعادل برسند و  نقش درست در پروژه‌ای پرمخاطب به اوپیشنهاد شود احتمالاً او به یکی از چهره‌های تعیین‌کننده تبدیل خواهد شد.</p>
<h3><strong>بابک خواجه ‌پاشا؛ فیلمسازی که از احساساتش فاصله نمی‌گیرد</strong></h3>
<p>بابک خواجه ‌پاشا این روزها بیش از همیشه در مرکز توجه قرار دارد؛ نه فقط به‌عنوان یک کارگردان، بلکه به‌عنوان روایتی زنده از هنرمندی که میان «زیستن» و «ساختن» فاصله‌ای قائل نیست. حضور پررنگ او در مجموعه اپیزودیک «سرو، سپید، سرخ» و همچنین گفت‌وگوهای صریحش درباره تجربه فیلمسازی در شرایط جنگی، از او چهره‌ای ساخته که نسبت به هم صنف هایش این روزها فعال‌تر است.</p>
<p>اولین اپیزود او در این مجموعه با عنوان «مرزبان»، از همان ابتدا نشان داد که خواجه‌ پاشا به سراغ روایت‌هایی می‌رود که ریشه در زیست شخصی‌اش دارند. انتخاب ارومیه، زادگاهش، به‌عنوان بستر داستان، به اپیزود هویتی بومی و ملموس بخشید؛ روایتی از یک مرزبان و خانواده‌اش که در دل بحران، معنای تازه‌ای از ایستادگی را تجربه می‌کنند.</p>
<p>خواجه ‌پاشا این روزها غیر از فیلم‌سازی گفت‌وگوهایی تاثیرگذارهم داشته است .در یک گفت‌وگوی تلویزیونی، از داغ کودکان میناب گفت و نتوانست احساساتش را پنهان کند. این صداقت، واکنش‌های گسترده‌ای به همراه داشت و تصویری از او ساخت که فراتر از یک فیلمساز صرف است؛ هنرمندی که نگاهش به وطن، احساسی و شخصی است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Babak-Jane-Nafas.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181224" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Babak-Jane-Nafas.jpg" alt="Babak-Jane-Nafas" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>در اپیزود «جانِ نفس»، او یک گام جلوتر رفت و علاوه بر کارگردانی، مقابل دوربین نیز بازی کرد؛ در نقش یک رستوران‌دار که در مواجهه با نیروهای ایست بازرسی قرار می‌گیرد. این حضور دوگانه، نشان‌دهنده تمایل او به درگیر شدن کامل با روایت است؛ چه پشت دوربین و چه جلوی آن.</p>
<p>کارنامه اخیرش نیز همین مسیر را تأیید می‌کند. از «در آغوش درخت» که نماینده ایران در اسکار شد تا «سرزمین فرشته‌ها» که با نگاهی کودکانه به موضوع بحران در غزه پرداخت و در جشنواره فجر مورد توجه بسیاری قرار گرفت و جوایز اصلی را از آن خود کرد. او همواره به دنبال نگاهی شاعرانه و انسانی به سوژه‌هایش بوده است؛ حتی وقتی موضوع، جنگ و بحران است.</p>
<p>خواجه ‌پاشا از آن فیلمسازانی است که موضع دارد و از بیان آن ابایی ندارد. این ویژگی، هم می‌تواند نقطه قوت او باشد و هم چالشی جدی؛ چرا که مرز میان شعار و احساس، باریک است. با این حال، آنچه فعلاً به چشم می‌آید، فیلمسازی است که از دل واقعیت می‌آید و تلاش می‌کند همان واقعیت را، با تمام تلخی و لطافتش، روایت کند.</p>
<h3><strong>بیژن بنفشه‌خواه؛ کمدینی که از نقش فرعی هم فرصت می‌سازد</strong></h3>
<p>در هفته‌ای که سینما پس از یک دوره رکود و التهاب ناشی از شرایط جنگی، دوباره چراغ‌هایش را روشن کرد، نام بیژن بنفشه‌خواه باز هم به چشم آمد؛ اکران همزمان دو فیلم «آنتیک» و «تاکسیدرمی»، او را به یکی از چهره‌های پررنگ این روزهای پرده سینماها تبدیل کرده است؛ حضوری که شاید در این دوران سخت خنده به لب مردم بنشاند و بتوانیم بگوییم کمدی در روزهای سخت، بیش از همیشه کارکرد دارد.</p>
<p>در «آنتیک» به کارگردانی هادی نائیجی، بنفشه‌خواه در نقش «ولی» ظاهر می‌شود؛ شخصیتی که در کنار «ابی» با بازی پژمان جمشیدی، در دل یک موقعیت تاریخی-اجتماعی، تلاش می‌کند از دل اتفاقاتی که برای کسب و کارشان ایجاد شده، راهی برای ادامه زندگی پیدا کند. فیلم که پیش‌تر در جشنواره فجر با حاشیه‌هایی همراه شده بود، حالا در شرایطی به اکران رسیده که مخاطب بیش از هر زمان دیگری به خنده نیاز دارد. بنفشه‌خواه در کنار جمشیدی بار کمدی موقعیت را به دوش می‌کشند.</p>
<p>اما در «تاکسیدرمی» ساخته محمد پایدار، او وجه متفاوت‌تری از توانایی‌هایش را نشان می‌دهد. بازی در نقش دو برادر دوقلو در دو مقطع تاریخی، فرصتی است برای خروج از تیپ همیشگی؛ هرچند همچنان با همان چاشنی طنز که امضای اوست.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Bijan-Taxidermy.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181225" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Bijan-Taxidermy.jpg" alt="Bijan-Taxidermy" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>حتی در جایگاه یک نقش فرعی، بنفشه‌خواه نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با زمان محدود، بیشترین اثرگذاری را داشت؛ مهارتی که تنها از یک کمدین باتجربه برمی‌آید.</p>
<p>کارنامه او در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که نه‌تنها از میدان دور نشده، بلکه حضوری مستمر و حتی پررنگ‌تر از گذشته داشته است. از سینما تا تلویزیون و شبکه نمایش خانگی، بنفشه‌خواه همچنان یکی از چهره‌هایی است که مخاطب با دیدنش احساس آشنایی و راحتی می‌کند؛ سرمایه‌ای که در کمدی، کمتر نصیب هر بازیگری می‌شود.. او سال‌هاست در بازیگری تثبیت شده و  همچنان بلد است در هر موقعیتی، از مخاطب خنده بگیرد.</p>
<h3><strong>لعیا زنگنه؛ عبور از معصومیت آشنا</strong></h3>
<p>در میان چهره‌هایی که این هفته با حضورشان توجه‌ها را جلب کردند، نام لعیا زنگنه نیز به‌واسطه یک تفاوت برجسته شد؛ تفاوتی که نه در میزان حضور، بلکه در جنس نقش‌آفرینی او در سریال «بدنام» معنا پیدا می‌کند. بازیگری که سال‌ها با تصویر زنِ آرام، نجیب و مادرانه در ذهن مخاطب نقش بسته، حالا در مسیری قدم گذاشته که می‌تواند این تصویر را به چالش بکشد.</p>
<p>«بدنام» به کارگردانی احسان سجادی حسینی و با تهیه‌کنندگی حامد عنقا، از همان ابتدا با حواشی و توقیف، توجه‌ها را به خود جلب کرد. اما آنچه پس از آغاز پخش، کنجکاوی برانگیخت، حضور متفاوت زنگنه در نقشی است که نشانه‌هایی از پیچیدگی و تیرگی در آن دیده می‌شود. او در این سریال، زنی را بازی می‌کند که روابط و تصمیماتش، در مرزهای اخلاقی قابل پیش‌بینی حرکت نمی‌کند؛ شخصیتی که هنوز به‌طور کامل برای مخاطب رمزگشایی نشده، اما نشانه‌هایش حاکی از یک کاراکتر چندلایه است و احتمالا باید دنبال روابطی نامتعارف باشیم.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Laya-Badnam.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181226" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Laya-Badnam.jpg" alt="Laya-Badnam" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>این تغییر، فقط در رفتار و کنش شخصیت خلاصه نمی‌شود؛ گریم، استایل و حتی جزئیاتی مانند سیگار کشیدن، همه در خدمت ساختن تصویری قرار گرفته‌اند که فاصله‌ای محسوس با نقش‌های پیشین او دارد. این همان نقطه‌ای است که بازیگر، ریسک می‌کند؛ چرا که فاصله گرفتن از تصویری که سال‌ها برای مخاطب تثبیت شده، همیشه با احتمال پس‌زدگی همراه است.</p>
<p>مرور مسیر حرفه‌ای زنگنه، از «در پناه تو» تا آثار متأخرتر، نشان می‌دهد که او همواره در چارچوبی مشخص تعریف شده است. بازپخش سریال قدیمی «در پناه تو» از تلویزیون در این روزها، این تضاد را پررنگ‌تر هم کرده؛ مخاطبی که هنوز «مریم» را به یاد دارد، حالا با چهره‌ای متفاوت مواجه است.</p>
<p>زنگنه اگر بتواند این کاراکتر را به‌گونه‌ای پیش ببرد که مخاطب، همزمان با نپذیرفتنِ اخلاقیِ او، به باورپذیری‌اش تن دهد، می‌توان گفت که او از این گذرگاه دشوار، موفق عبور کرده است.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181220">از بازگشت مرموز «مهتاب» تا درخشش بی‌ادعای «امیر»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=181220</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از «علیرضا» و زنده‌شدن خاطره رضا پروانه تا مأموریت ویژه «مجید»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=181060</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=181060#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 17 Apr 2026 09:59:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[امیرحسین آرمان]]></category>
		<category><![CDATA[رضا صادقی]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[سیروس مقدم]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا کمالی]]></category>
		<category><![CDATA[مجید صالحی]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=181060</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم علیرضا کمالی، رضا صادقی، مجید صالحی، امیرحسین آرمان و سیروس مقدم از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181060">از «علیرضا» و زنده‌شدن خاطره رضا پروانه تا مأموریت ویژه «مجید»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ علیرضا کمالی پای «عمل» را به میان کشید و رضا صادقی با موسیقی، التیامی شد بر زخم تازه میناب. از استمرار حضور سیروس مقدم در میدان حکمرانی مخاطب تا بازگشت متفاوت مجید صالحی به اکران و در نهایت، تلاش امیرحسین آرمان برای تثبیت یک نقطه عطف در کارنامه‌اش.</p>
<h3><strong>علیرضا کمالی؛ «رضا پروانه» پا به گود گذاشت</strong></h3>
<p>علیرضا کمالی را سال‌ها به‌عنوان بازیگری کم‌حاشیه، گزیده‌کار و دور از هیاهوی رسانه‌ای می‌شناختیم؛ از آن دست چهره‌هایی که بیشتر با نقش‌هایشان دیده می‌شوند تا با اظهارنظرهایشان. اما این هفته، او معادله همیشگی‌اش را برهم زد و با یک یادداشت بلند، حسابی سروصدا کرد. نه به حاشیه‌ای تازه، که به رسمی قدیمی: «فتوت و جوانمردی».</p>
<p>در روزهایی که بمباران‌ها، خرمشهرها را در میناب تکرار کرد و جنگ، چهره بی‌رحمانه‌اش را به همه نشان داد، کمالی دست به قلم برد و از حق «نان و نمک» این سرزمین نوشت. او برخلاف بسیاری که در واکنش‌هایشان نامی از متجاوز نمی‌برند، با صراحت تمام از آمریکا و اسرائیل به‌عنوان متجاوزان به خاک ایران یاد کرد و نامشان را در جوار مغول، ازبک، عثمانی، انگلیس و بعث عراق بر صفحات تاریخ نشاند.</p>
<p>اما نکته مهم یادداشت او، فراتر از این صراحت، در دعوتی بود که از همه همکارانش کرد؛ فراخوانی برای «عمل»، نه فقط همدردی. او از هنرمندان خواست «بخشی از دستمزد سال جاری و سال‌های پیش رو» را؛ نه در حد امکان، که با دستی گشاده؛ به کمک به آسیب‌دیدگان جنگ، یتیمان، خانواده‌های داغ‌دیده و قشر ضعیفی که به نان شب محتاجند، اختصاص دهند. او نوشت: «آستین بالا زده و با کسب رخصت از شاهِ جوانمردان، وارد گود پهلوانی شویم.» این واکنش، نگاه‌ها را به خود جلب کرد؛ چرا که کمالی به جای شعار، «کمپین عمل» راه انداخت.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Alireza-Poosteshir.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181062" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Alireza-Poosteshir.jpg" alt="Alireza-Poosteshir" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>کمالی، همان «رضا پروانه» ماند؛ آن رفیق تمام‌عیار سریال «پوست شیر» که در لحظات سخت کنار رفیقش ایستاد. این بار اما رفیقش، تمام مردم ایران بودند.</p>
<p>بازپخش سریال «لحظه گرگ و میش» و یادآوری نقش پزشک شهیدی که برای وطن می‌ایستد، این هم‌پوشانی را پررنگ‌تر هم کرده است. کمالی در لحظه‌ای حساس، از منطقه امن حرفه‌ای خود خارج شد و به میدان مطالبه‌گری قدم گذاشت. اگر این دعوت به یک جریان جمعی تبدیل شود، شاید بتوان گفت او نه‌فقط یک واکنش، که یک «کمپین اخلاقی» را آغاز کرده است؛ حرکتی که می‌تواند تعریف تازه‌ای از مسئولیت اجتماعی هنرمندان ارائه دهد.</p>
<h3><strong>رضا صادقی؛ از «خدا، مادر، وطن» تا «موهای خاکی» و «اهل ایران»</strong></h3>
<p>رضا صادقی در این روزها صرفاً یک خواننده نیست؛ او به صدایی تبدیل شده که تلاش می‌کند میان سوگ، خشم و امید، پلی عاطفی برای مخاطب بسازد. فعالیت پررنگ او در روزهای جنگ، نشان داد که چگونه موسیقی هنوز می‌تواند یکی از سریع‌ترین و مؤثرترین ابزارهای واکنش جمعی باشد.</p>
<p>قطعه «موهای خاکی» که برای کودکان جان‌باخته میناب خواند، بیش از آنکه یک اثر موسیقایی باشد، یک مرثیه جمعی بود؛ روایتی از فقدان که به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد و به بخشی از حافظه احساسی این روزها تبدیل شد. صادقی، با تأکید بر ریشه‌های جنوبی‌اش، توانست این سوگ را شخصی‌تر و ملموس‌تر کند؛ او نه از دور، که از دل همان جغرافیا سخن گفت.</p>
<p>پیش از آن نیز با «خدا، مادر، وطن» نشان داده بود که در بزنگاه‌های ملی، تمایل دارد صدایش را به بیانیه‌ای عاطفی-سیاسی تبدیل کند. جملاتی که همراه انتشار این آثار نوشت، نشان می‌دهد او آگاهانه در حال ساختن تصویری از خود به‌عنوان خواننده‌ای متعهد به وطن است؛ هنرمندی که ایستادن کنار مردم را انتخاب می‌کند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Reza-Sadeghi-Iran1.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181063" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Reza-Sadeghi-Iran1.jpg" alt="Reza-Sadeghi-Iran" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>این روزها، صادقی تازه‌ترین کارش را نیز برای سریال «اهل ایران» به کارگردانی محمدحسین مهدویان خوانده است؛ قطعه‌ای دیگر با ترانه‌ای از یاحا کاشانی و حال و هوایی وطنی. گویی صادقی تصمیم گرفته در این روزهای پر التهاب صدای رسمی «ماندن» و «ساختن» باشد.</p>
<p>او به‌عنوان یک جنوبیِ اصیل، که به قول خودش «بچه جنگ حقیقی» است، بلندترین فریاد را در میان خوانندگان سر داد. نه از روی مد یا ژست، که از روی باور. «موهای خاکی» او احتمالاً برای سال‌ها، روایت‌گر داغ میناب خواهد ماند؛ همان‌طور که روزی «بوی گندم» نماد روزهای جنگ شد.</p>
<h3><strong>سیروس مقدم؛ استمرار یک امپراتوری مخاطب؟</strong></h3>
<p>نام سیروس مقدم سال‌هاست با یک مفهوم گره خورده: «مخاطب انبوه». کارگردانی که از دهه هشتاد به این سو، با تولید سریال‌های پرشمار و پرمخاطب، به یکی از ستون‌های اصلی تلویزیون تبدیل شده و حالا با نامزدی به‌عنوان چهره سال هنر انقلاب، بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفته است.</p>
<p>اما آنچه مقدم را از بسیاری هم‌نسلانش متمایز می‌کند، فقط حجم کار نیست؛ بلکه توانایی او در حفظ ارتباط با مخاطب عام در طول زمان است. از «پلیس جوان» و «نرگس» تا «اغما»، او همواره نبض سلیقه عمومی را در دست داشته، اما بدون تردید، «پایتخت» نقطه اوج این مسیر است؛ پروژه‌ای که نه‌فقط یک سریال، که به یک پدیده فرهنگی تبدیل شد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Siroos-Moghadam.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181064" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Siroos-Moghadam.jpg" alt="Siroos-Moghadam" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>موفقیت «پایتخت ۷» در نوروز، بار دیگر این گزاره را تثبیت کرد که مقدم هنوز هم می‌داند چگونه خانواده ایرانی را پای تلویزیون بنشاند. اما نکته جالب‌تر، واکنش‌های اخیر او به شرایط جنگی و تلاش برای پیوند دادن آن با جهان «پایتخت» است. او به‌درستی تأکید می‌کند که خانواده نقی، نماینده‌ای از جامعه است و طبیعتاً از تحولات اجتماعی و سیاسی تأثیر می‌پذیرد.</p>
<p>این نگاه، نشان‌دهنده درک او از کارکرد سریال‌سازی است؛ نه صرفاً به‌عنوان سرگرمی، بلکه به‌عنوان آینه‌ای از زیست جمعی. حتی خاطره‌ای که از پیگیری‌های رهبری درباره سریال نقل کرد، به این تصویر دامن زد که «پایتخت» فراتر از یک محصول تلویزیونی، به یک دغدغه ملی تبدیل شده است.</p>
<p>مقدم در نقطه‌ای ایستاده که هم با انتظارات سنگین مخاطب مواجه است و هم با ضرورت به‌روزرسانی روایت‌هایش. اینکه بتواند میان این دو تعادل برقرار کند، تعیین خواهد کرد که آیا امپراتوری مخاطب او همچنان پابرجا می‌ماند یا وارد دوره‌ای از افول تدریجی می‌شود.</p>
<h3><strong>مجید صالحی؛ بازگشت به کمدی یا تثبیت یک بازیگر چندوجهی؟</strong></h3>
<p>مجید صالحی از آن چهره‌هایی است که حافظه جمعی مخاطب، او را پیش از هر چیز با خنده به یاد می‌آورد؛ از «سیب خنده» تا «زیر آسمان شهر»، او سال‌ها یکی از صورت‌های آشنای کمدی تلویزیون بود. اما دهه اخیر، مسیر متفاوتی برایش رقم زد؛ حضوری جدی‌تر در سینما که اوج آن، دریافت سیمرغ برای «شماره ده» بود.</p>
<p>حالا با فیلم «تاکسیدرمی»، او بار دیگر به فضای کمدی بازگشته، اما نه به همان شکل گذشته. این‌بار، در قامت «عبدالرضا پهلوی»، برادر ناتنی محمدرضا شاه. در بستری تاریخی و با گریمی متفاوت. همین انتخاب، نشان می‌دهد که صالحی قصد ندارد به نسخه ساده و آشنای گذشته‌اش برگردد، بلکه به‌دنبال ترکیب تجربه‌های جدی و کمدی است. گریم متفاوت صالحی در نقش یک شکارچی مجموعه‌دار که در بحبوحه انقلاب به دنبال گوزن زرد است، جذاب و عجیب است که همین حالا هم بحث‌های زیادی برانگیخته.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Majid-Taxidermy.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181065" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Majid-Taxidermy.jpg" alt="Majid-Taxidermy" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>بعد از اکران در چهل و سومین جشنواره فیلم فجر حالا زمان اکران این فیلم نیز قابل‌توجه است؛ در دوره‌ای که پس از جنگ، نیاز به آثار مفرح دوباره احساس می‌شود. کمدی‌ها معمولاً در چنین بزنگاه‌هایی شانس بیشتری برای دیده شدن دارند، اما این به‌تنهایی تضمین موفقیت نیست. آنچه «تاکسیدرمی» را متمایز می‌کند، ترکیب بازیگران و موقعیت تاریخی آن است.</p>
<p>صالحی در سال‌های اخیر نشان داده که توانایی عبور از تیپ‌سازی را دارد؛ از «برف آخر» تا «صحنه‌زنی»، او به‌تدریج خود را به‌عنوان بازیگری جدی تثبیت کرده است.</p>
<p>واقعیت این است که مخاطب هنوز هم با دیدن او لبخند می‌زند؛ سرمایه‌ای که کمتر بازیگری در اختیار دارد. اگر صالحی بتواند این نوستالژی را با کیفیت بازیگری امروز خود ترکیب کند، شاید «تاکسیدرمی» که آغاز فصل تازه‌ای در کارنامه‌اش باشد.</p>
<h3><strong>امیرحسین آرمان؛ جست‌وجوی یک نقش ماندگار در میدان «هزارتو»</strong></h3>
<p>امیرحسین آرمان سال‌هاست در مرز میان گمنامی و شناخته‌شدن حرکت می‌کند. او چهره‌ای آشنا برای مخاطب است؛ از «کلاه پهلوی» تا «کیمیا»، اما هنوز نقشی که به‌طور کامل با نامش گره بخورد، در کارنامه‌اش دیده نمی‌شود. حالا سریال «هزارتو» می‌تواند این معادله را تغییر دهد.</p>
<p>انتخاب او برای ایفای نقش یک مأمور اطلاعاتی در سریالی با مضمون تقابل امنیتی ایران و اسرائیل، یک ریسک و در عین حال یک فرصت است. این ژانر، به‌واسطه نزدیکی‌اش به واقعیت‌های سیاسی روز، حساسیت بالایی دارد و می‌تواند به‌سرعت مخاطب را درگیر کند. آرمان با تکیه بر همان ویژگی همیشگی‌اش، چهره‌ای آرام و تا حدی مرموز، توانسته در همین ابتدای پخش، توجه‌ها را جلب کند. «هزارتو» با موضوع تقابل اطلاعاتی ایران و رژیم صهیونیستی و تکیه بر یک پرونده واقعی، درست در روزهایی نمایش داده می‌شود که جنگ با رژیم صهیونیستی در صدر اخبار جهان است. این هم‌زمانی، باعث شده نگاه‌ها بیش از هر زمان دیگری به سمت این سریال جلب شود.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Arman-Hezartoo.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-181066" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/04/Arman-Hezartoo.jpg" alt="Arman-Hezartoo" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>این نقش، تفاوت مهمی با کارهای قبلی او دارد. دیگر خبری از شخصیت‌های صرفاً عاشقانه یا تاریخی نیست؛ اینجا با کاراکتری مواجهیم که باید همزمان هوش، جسارت و پیچیدگی‌های روانی را منتقل کند. اگر آرمان بتواند از پس این چالش برآید، «هزارتو» می‌تواند همان سکوی پرتابی باشد که مدت‌ها به دنبالش بوده است.</p>
<p>در سوی دیگر، «بهشت تبهکاران» او را در نقش «حسن جعفری»، کارمند شرکت نفت ایران و انگلیس در سال ۱۳۲۹، روی پرده سینماها نشانده است. همزمانی پخش این سریال با اکران «بهشت تبهکاران» نیز موقعیتی خوبی برای او ایجاد کرده؛ حضوری همزمان در دو مدیوم با دو نقش متفاوت. این تنوع، اگر درست مدیریت شود، می‌تواند به تثبیت جایگاهش کمک کند.</p>
<p>آرمان باید از حضور مستمر عبور کند و به اثرگذاری ماندگار برسد. «هزارتو» شاید همان پیچ‌وخم تعیین‌کننده‌ای باشد که مسیر حرفه‌ای‌اش را از یک بازیگر شناخته‌شده و محبوب تبدیل می‌کند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=181060">از «علیرضا» و زنده‌شدن خاطره رضا پروانه تا مأموریت ویژه «مجید»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=181060</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وقتی خروش «محسن» و حضور «داریوش» مرهم شد</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=180685</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=180685#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 27 Mar 2026 12:29:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر اول]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[حامد عنقا]]></category>
		<category><![CDATA[داریوش فرضیایی]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[محسن چاوشی]]></category>
		<category><![CDATA[محمدحسین مهدویان]]></category>
		<category><![CDATA[مریلا زارعی]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=180685</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم محسن چاوشی، مریلا زارعی، محمدحسین مهدویان، داریوش فرضیایی و حامد عنقا از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=180685">وقتی خروش «محسن» و حضور «داریوش» مرهم شد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ از محسن چاوشی که با «حسبی‌الله» ترنم حماسه را فریاد زد تا مریلا زارعی که با ادبیاتی شاعرانه در رثای شهدا نوشت و اکران «موسی»، از محمدحسین مهدویان که هم با «نیم‌شب» در سینما و هم با کلید خوردن «اهل ایران»، روایتگر دلاوری‌های ملت شد و داریوش فرضیایی که با قصه‌گویی‌هایش به دل غم میناب رفت و حامد عنقا که با سریال «بدنام» در میان حاشیه‌ها و ابهامات نظارتی دست‌وپنجه نرم می‌کند.</p>
<p><strong>محسن چاوشی؛ مرد بزنگاه‌ها و صدای گرم امید</strong></p>
<p>نمی‌شود نام محسن چاوشی را در میان هنرمندان مطرح کشور برد و از قلبی که برای مردم می‌تپد سخنی به میان نیاورد. او که همیشه در حوادث غیرمترقبه، از سیل و زلزله گرفته تا مشکلات معیشتی، پیش‌قدم در کمک به نیازمندان بوده، این بار در آتش جنگ ترکیبی دشمن، باز هم همان نقش آشنا را ایفا کرد؛ اما متفاوت. با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران، چاوشی از اولین هنرمندانی بود که با قطعه‌ای جدید به نام «حسبی‌الله» با شعر مهدی عباسی، حضورش را در میدان حساس اعلام کرد. اثری که فراتر از یک اهنگ حماسی برای وطن، یک موضع‌گیری شفاف علیه وطن‌فروشان و خائنان بود.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/03/Hasbi-Allah.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-180686" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/03/Hasbi-Allah.jpg" alt="Hasbi-Allah" width="1000" height="666" /></a></p>
<!--[if lt IE 9]><script>document.createElement('audio');</script><![endif]-->
<audio class="wp-audio-shortcode" id="audio-180685-1" preload="none" style="width: 100%; visibility: hidden;" controls="controls"><source type="audio/mpeg" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/03/Mohsen-Chavoshi-Hasbi-Allah.mp3?_=1" /><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/03/Mohsen-Chavoshi-Hasbi-Allah.mp3">http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/03/Mohsen-Chavoshi-Hasbi-Allah.mp3</a></audio>
<p>چاوشی در این اثر با بیت‌های ماندگاری چون «فکر نکن چه می‌شود/ خدا بس است بنده را»، روحیه توکل و امید را به جامعه تزریق کرد و با متنی صریح پس از اهنگ، خط و نشان کشید که «ننگ بر آن که شک کند/ ننگ بر آن که خواسته شمر به ما کمک کند». این واکنش به‌موقع و شجاعانه، او را در نگاه مردم «مرد بزنگاه‌ها» نامید؛ کسی که نه از جریان‌های رسانه‌ای می‌ترسد و نه به دنبال محبوبیت‌های زودگذر است. او همان هنرمندی است که در جنگ قبلی با «علاج» التیام‌بخش زخم‌ها بود و حالا با «حسبی‌الله» باز هم علاجی شده برای روزهای سخت. اما داستان چاوشی فقط به صدایش ختم نمی‌شود؛ او این بار پای کار بازسازی مدارس تخریب شده توسط موشک‌های دشمن هم آمد و با پویشی مردمی نوشت: «با هم می‌سازیم؛ برای فرزندان عزیز ایران». چاوشی ثابت کرده که وطن‌دوستی او نه یک ژست رسانه‌ای، بلکه راهی است که با تمام وجود در آن می‌تازد.</p>
<p><strong>مریلا زارعی؛ دانش‌آموز کلاس شجاعت</strong></p>
<p>مریلا زارعی همیشه بازیگری بوده که با سکوت و کارش حرف می‌زند، اما در روزهای ابتدایی جنگ و شهادت رهبر انقلاب، قلم او بر کاغذ دوید و یادداشتی عاطفی و سرشار از ادب نوشت. متنی که در آن آرزو کرد شاعر بود تا در رثای این هجر بسراید و نقاش بود تا رنگ‌های غم را بر بوم بیاورد. او از غم کودکان میناب نوشت و با خطابی به مدافعان، آنان را فرزندان واقعی ایران نامید که شجاعت و ایمان‌شان باید در تاریخ تدریس شود؛ جملاتی که نشان داد او ترسی از قضاوت‌ها ندارد و حیاتش را به گعده‌های هنری گره نزده است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/03/Merila1.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-180687" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/03/Merila1.jpg" alt="Merila" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>در کنار این موضع‌گیری، خبر دوم اکران آنلاین فیلم «موسی کلیم‌الله (ع)» اثر ابراهیم حاتمی‌کیا بود. فیلمی که زارعی در آن نقش اصلی و نقش مادر حضرت موسی را ایفا می‌کند و در جشنواره فجر چهل‌وسوم، نامزد دریافت سیمرغ بلورین شد. تصویر ماندگار او در جشنواره، زمانی که برای همکارانش از جا برخاست و با تواضع آن‌ها را تشویق کرد، هنوز در خاطر اهالی سینماست. زارعی که صفحه اجتماعی ندارد و از موج‌سازی‌ها به دور است، با این دو اقدام همزمان؛ هم در عرصه عمل با بازی در اثری <span class="p" dir="rtl">مذهبی تاریخی</span>، و هم در عرصه نظر با نوشتن برای مدافعان، نشان داد که یک هنرمند با اصول و حرفه‌ای چگونه می‌تواند در روزهای سخت، چراغ روشن باشد.</p>
<p><strong>محمدحسین مهدویان؛ روایت‌گر رشادت اهل ایران</strong></p>
<p>محمدحسین مهدویان این روزها نامش بیش از هر زمانی با مفهوم «روایت» گره خورده است. کارگردانی که با آثاری چون «ایستاده در غبار» و «ماجرای نیمروز» سینمای دفاع مقدس را متحول کرد، حالا نامش در رسانه ها دو چندان شده؛ از یک سو، فیلم سینمایی «نیم‌شب» که روایتی از جنگ دوازده‌روزه در تهران است، در اکران نوروزی روی پرده است و از سوی دیگر، سریال اپیزودیک «اهل ایران» با موضوع جنگ رمضان را کلید زده است. سریالی ۱۴ قسمتی که با حضور ۱۱ کارگردان و در مناطق مختلف تهران، همزمان با بمباران‌ها فیلمبرداری شده تا تصویری از ایستادگی مردم به نمایش بگذارد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/03/Mahdavian1.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-180689" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/03/Mahdavian1.jpg" alt="Mahdavian" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>اما مهدویان تنها به کارگردانی بسنده نکرد. او همزمان با انتشار خبر تولید سریالش از «شکوه زندگی» به عنوان سلاحی نوشته که جنگ را مغلوب می‌کند و از مدافعان پای لانچرها یاد کرده است. مهدویان معتقد است خط مقدم این جنگ فقط موشک و پهپاد نیست، بلکه زندگی کردن است. او مردی است که داستان‌های واقعی را می‌گیرد و آن‌قدر صیقل می‌دهد تا مخاطب عام با آن‌ها همذات‌پنداری کند. حالا باید دید آیا «نیم‌شب» و «اهل ایران» می‌توانند به کارنامه مهدویان بیفزایند یا همچنان او را با آثار قبلی او به یاد می‌ورند.</p>
<p><strong>داریوش فرضیایی؛ قصه‌گویی که واژه‌هایش خیس اندوه شد</strong></p>
<p>داریوش فرضیایی، چهره‌ای ماندگار در ذهن کودکان، این هفته نه با شوخی و بازی، بلکه با بغضی سنگین به میدان آمد. او که همیشه حامی شادی بچه‌ها بوده، این بار در غم کودکان میناب و بمباران مدرسه‌شان شریک شد. فرضیایی در متنی احساسی نوشت: «منِ قصه‌گو که همیشه برای شادی آمده بودم، حالا واژه‌هایم خیسِ اندوه‌اند؛ انگار هر قصه‌ای که شروع می‌کنم به بغضی می‌رسد که مال همه بچه‌هایی‌ است که ناگهان بزرگ شده‌اند.»</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/03/Poorang-Koodak.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-180690" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/03/Poorang-Koodak.jpg" alt="Poorang-Koodak" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>این همدردی صرفاً فضای مجازی نبود؛ او روز گذشته در بیمارستان کودکان مفید حاضر شد و ساعاتی را کنار بچه‌های مجروح گذراند تا روحیه‌ای تازه در کالبد آن‌ها بدمد. وزیر ارشاد نیز از این حرکت او به عنوان نمادی از حضور هنرمندان در تقویت تاب‌آوری اجتماعی یاد کرد. فرضیایی که به خاطر مادرش در تهران مانده بود، حالا غم مادران داغ‌دار را نیز بر دوش می‌کشد و نشان می‌دهد که هنر او فراتر از سرگرمی، رسالتی انسانی است.</p>
<p><strong>حامد عنقا؛ درام‌سازِ حاشیه‌ها</strong></p>
<p>حامد عنقا در هفته‌ای که گذشت با سریال «بدنام» خبرساز شد؛ محصولی که پس از پخش قسمت اول، به دلیل حواشی فراوان از سوی ساترا با توقیف مواجه شد و عرضه قسمت دوم آن روی پلتفرم فیلیمو به تأخیر افتاد. عده‌ای نبود پروانه نمایش و برخی دیگر شرایط جنگی و سیاسی را دلیل این توقف دانستند و پرسیدند آیا در شرایط فعلی، بازتولید تصویرهای تیره و سیاه از برخی مدعیان دین‌داری ضرورت دارد؟ عنقا که سابقه دست گذاشتن روی پرونده‌های مالی و سیاسی را در کارنامه‌اش دارد، پس از موفقیت «آقازاده» و تجربه ناموفق «گناه فرشته»، حالا با چالشی تازه روبروست؛ آن هم با سوژه‌ای ملتهب که باید دید آیا می‌تواند از آوار حاشیه‌های این روزها سربلند بیرون بیاید؟</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/03/Hamed-Angha.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-180691" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/03/Hamed-Angha.jpg" alt="Hamed-Angha" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>با این حال، او در میان سکوت درباره سریالش، در میدان دیگری فعال بود؛ با انتشار یادداشتی عاطفی و بهره‌گیری از دیالوگ‌های فیلم «غریب؛ شمایل شهید محمد بروجردی»، به ایستادگی و مقاومت پرداخت و از صدای شهید ایرج نصرت‌زاد برای تشویق مردم به مقاومت تا آخرین نفس بهره برد. روز گذشته اخباری از رفع توقیف این سریال به گوش رسید، حالا باید دید «بدنام» از بلاتکلیفی خارج می‌شود و به کارنامه درخشان عنقا اضافه می‌شود یا در حاشیه باقی می‌ماند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=180685">وقتی خروش «محسن» و حضور «داریوش» مرهم شد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=180685</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
<enclosure url="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/03/Mohsen-Chavoshi-Hasbi-Allah.mp3" length="11312433" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>داغ «جواد» روی قلب سینما/ اسباب زحمت «سعید» به دل نشست</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=180222</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=180222#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 27 Feb 2026 09:54:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[الهام اخوان]]></category>
		<category><![CDATA[جواد عزتی]]></category>
		<category><![CDATA[جواد گنجی]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[سعید آقاخانی]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>
		<category><![CDATA[یوز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=180222</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم سعید آقاخانی، جواد عزتی، الهام اخوان، جواد گنجی و یوز ایرانی از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=180222">داغ «جواد» روی قلب سینما/ اسباب زحمت «سعید» به دل نشست</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛  از بازگشت سعید آقاخانی با «اسباب زحمت» به آنتن رمضان؛  تداوم درخشش جواد عزتی؛ تجربه ناتمام اجرای الهام اخوان؛ سوگ جامعه سینما برای جواد گنجی و بغض بهرام افشاری در وداع با او و «یوز» که بی‌هیاهو، کمدی‌های پرستاره را در جدول فروش کنار زد. پنج روایت متفاوت از حضور، حاشیه، فقدان و موفقیت در هفته‌ای که گذشت.</p>
<h3><strong>سعید آقاخانی؛ همان پدر آشنای ایرانی</strong></h3>
<p>با آغاز ماه رمضان و پخش سریال «اسباب زحمت»، نام سعید آقاخانی دوباره به تیتر رسانه‌ها برگشت؛ حضوری که در شرایط افت مخاطبان تلویزیون، برای رسانه ملی هم مهم بود. آقاخانی بعد از پنج فصل موفق «نون خ» حالا با سریالی تازه به آنتن آمده؛ مجموعه‌ای که برخلاف فضای روستایی «نون خ»، قصه‌ای شهری را روایت می‌کند اما همچنان بر همان تیپ شخصیتی آشنای او تکیه دارد.</p>
<p>آقاخانی در «اسباب زحمت» هم کارگردان است، هم بازیگر و هم محور روایت. نقش «احمد»؛ پدری زحمتکش که می‌خواهد با خرید یک خاور قسطی، زندگی خانواده‌اش را سر و سامان دهد. مردی ساده، خانواده‌دوست، مقید به سنت‌ها و گرفتار موقعیت‌هایی که بیرون از دایره امن شخصیتش شکل می‌گیرند. این همان الگویی است که پیش‌تر در «نون خ» هم دیده بودیم؛ پدر کلاسیک ایرانی با دغدغه معاش، آبرو و خانواده. تفاوت اما در جغرافیاست؛ این‌بار روستا جای خود را به شهر داده، اما جهان‌بینی تغییر محسوسی نکرده است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/02/Asbab-Zahmat.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-180224" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/02/Asbab-Zahmat.jpg" alt="Asbab-Zahmat" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>کارنامه آقاخانی البته فقط به تلویزیون محدود نمی‌شود. او کارش را با «پرواز ۵۷» مهران مدیری آغاز کرد و در سینما با «خداحافظی طولانی» فرزاد موتمن سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را گرفت. از «خون شد» مسعود کیمیایی تا «بنفشه آفریقایی» و «قسم»، نشان داده در نقش‌های اجتماعی، عمق بیشتری از خود بروز می‌دهد؛ جایی که فاصله‌اش با کمدی‌های صرف، ملموس‌تر است.</p>
<p>طبق آمارهای اولیه «اسباب زحمت» در میان سریال‌های رمضانی امسال پربیننده‌تر ظاهر شده و واکنش‌ها عمدتاً مثبت بوده است؛ هرچند بعید به نظر می‌رسد محبوبیتش به اوج فصل‌های ابتدایی «نون خ» برسد. با این حال، حضور آقاخانی در تلویزیون، یادآور این نکته است که هنوز هم کمدیِ مبتنی بر خانواده می‌تواند برای مخاطب کار کند. اینکه این تکرارِ تیپ به تثبیت تبدیل می‌شود یا به نقطه اشباع می‌رسد، پاسخ خود را در پایان سریال خواهد داد.</p>
<h3><strong>الهام اخوان؛ «می‌شود»ی که نشد</strong><strong>!</strong></h3>
<p>پیش از آغاز ماه رمضان، تیتر مشترک بسیاری از رسانه‌ها این بود: «الهام اخوان مجری شد». برای مخاطبی که الهام اخوان را بیشتر در قامت بازیگر می‌شناخت، این تغییر موقعیت جذاب بود. برنامه «می‌شود»  قرار بود در ۳۰ قسمت از شبکه نسیم پخش شود؛ تولیدی رمضانی به تهیه‌کنندگی و کارگردانی میثم محمدحسنی که ساختاری ترکیبی داشت: گفت‌وگو در استودیو، آیتم‌های روایی و مهمانانی که از دل بحران‌هایی چون زندان، اعتیاد یا فقر، به کارآفرینی و بازسازی زندگی رسیده بودند. اخوان در این برنامه نه مجری صرف، که راوی مسیر «بازگشت» بود.</p>
<p>اما همه‌چیز به همان قسمت اول محدود ماند. «می‌شود» بی‌هیچ توضیح رسمی از جدول پخش کنار رفت؛ نه اطلاعیه‌ای از شبکه منتشر شد و نه توضیحی از سوی روابط‌عمومی. همین سکوت، میدان را برای گمانه‌زنی باز کرد. برخی حذف برنامه را به حاشیه‌های قدیمی بازنشرشده از صفحه شخصی اخوان پیوند زدند؛ برخی دیگر از حساسیت‌های احتمالی درباره نمایش چهره مهمانان سخن گفتند. در میان این روایت‌ها، گزینه‌ای فنی هم مطرح شد؛ مشکلات تدوین یا استانداردهای پخش. اما آنچه بیش از هر چیز دیده شد، پیوند خوردن حذف برنامه با نام مجری بود؛ پیوندی که در نبود توضیح رسمی، طبیعی اما اثبات‌نشده جلوه می‌کند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/02/Mishavad1.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-180225" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/02/Mishavad1.jpg" alt="Mishavad" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>اخوان پیش‌تر با «دودکش ۲» برای مخاطب تلویزیون شناخته شد و در سینما با «آفتاب‌پرست» دیده شد؛ بازیگری کم‌حاشیه و نه چندان پرکار که هویت رسانه‌ای‌اش تا حدی در شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته است. حالا تجربه کوتاه اجرای او، بیش از خود برنامه، به سوژه بدل شده است.</p>
<p>این ماجرا یک پرسش مهم را برجسته می‌کند: در تلویزیونی که هر تغییر چهره‌ای به خبر تبدیل می‌شود، مدیریت روایت تا چه اندازه اهمیت دارد؟ «می‌شود» با یک قسمت، به جای آنکه درباره امید و بازسازی زندگی حرف بزند، خودش به داستانی نیمه‌تمام بدل شد. تا زمانی که توضیح رسمی منتشر نشود، این ابهام هم‌چنان با نام اخوان گره خورده باقی می‌ماند.</p>
<h3><strong>جواد عزتی؛ جنون عشق در پوست یک «وحشی»</strong></h3>
<p>با پخش قسمت‌های تازه فصل دوم «وحشی»، دوباره نام جواد عزتی در صدر تحسین‌هاست؛ بازیگری که بسیاری معتقدند جز او کسی نمی‌توانست «داوود اشرف» را این‌چنین بازی کند. فصل دوم به قسمت یازدهم رسیده و آنچه بیش از قصه دیده می‌شود، دگردیسی عزتی است؛ چرخشی نزدیک به ۱۸۰ درجه نسبت به فصل اول.</p>
<p>داوود در ابتدا مردی ساده بود که در پیچ‌وخم حوادث، آرام‌آرام به مرز خشونت و بی‌پروایی رسید. عزتی این تغییر را نه با اغراق، که با جزئیات بدن و نگاه ساخت؛ شانه‌های افتاده‌ای که سفت شد، نگاهی که از تردید به قساوت رسید و جنونی که از عشق جدا شد. او توانسته میان وحشی‌گری و عاشقی بی‌قید تعادلی بسازد که مخاطب هم‌زمان هم نگرانش باشد و هم همراهش. همکاری او با هومن سیدی در این سریال، یکی از نقاط عطف کارنامه‌اش به حساب می‌آید؛ اثری که احتمالاً به فهرست نقش‌های ماندگارش اضافه خواهد شد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/02/Vahshi.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-180226" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/02/Vahshi.jpg" alt="Vahshi" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>هم‌زمان، خبر دیگری هم درباره عزتی منتشر شد؛ همبازی شدن دوباره‌اش با رضا عطاران در فیلم «بورسیه» به کارگردانی برزو نیک‌نژاد. این دو پیش‌تر در «هزارپا» کنار هم بودند؛ کمدی پرفروشی که کنار هم قرارگیری بازی‌شان به یکی از نقاط قوت فیلم تبدیل شد. حالا بازگشت این زوج کمدی، برای مخاطبان نوستالژیک و گیشه‌پسند، اتفاقی امیدوارکننده است.</p>
<p>عزتی سال‌هاست میان کمدی و درام رفت‌وآمد می‌کند و در هر دو ژانر بسیار موفق بوده؛ اما «وحشی» نشان داد توانایی او در نقش‌های تیره و پیچیده، یک سر و گردن بالاتر است. حالا او در نقطه‌ای ایستاده که هم ستاره درام است و هم برگ برنده کمدی. باید دید پس از پایان «وحشی»، کدام مسیر را جدی‌تر دنبال خواهد کرد؛ تداوم این جنون تلخ یا بازگشت به خنده‌های تضمین‌شده در گیشه.</p>
<h3><strong>جواد گنجی؛ نامی که با اندوه، بلندتر شنیده شد</strong></h3>
<p>نام جواد گنجی این روزها با اندوه در فضای سینمایی ایران تکرار می‌شود؛ فیلمساز و دستیار کارگردانی که در حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴ جان خود را از دست داد و جامعه سینما را در بهت فرو برد. مراسم یادبودش در خانه سینما، فقط یک سوگواری ساده نبود؛ محفلی بود برای همدردی، یادآوری و طرح دغدغه‌ها.</p>
<p>در آن مراسم، چهره‌هایی چون شهاب حسینی و بهرام افشاری از دوستی و منش حرفه‌ای او گفتند.  افشاری در مراسم خانه سینما، نه از یک همکار که از همخانه قدیمی‌اش گفت؛ از روزهایی در همدان و بعدتر در تهران که کنار هم زندگی می‌کردند، خرید خانه را با هم تقسیم می‌کردند، برای پخت غذا برنامه می‌ریختند و رویاهای مشترک‌شان را مرور می‌کردند. او با صدایی بغض‌آلود گفت هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد آن روزهای ساده و صمیمی، به چنین سرنوشتی ختم شود. جمله‌ای که بیش از همه بازتاب داشت، همین بود: «فکر می‌کردم همراه خانواده‌اش شاهد موفقیت‌هایش باشم، نه اینکه امروز درباره رفتنش حرف بزنم». شهاب حسینی نیز از او به‌عنوان یکی از داغ‌های بی‌شمار این روزها یاد کرد. این جملات در فضای مجازی دست‌به‌دست شد و نام گنجی را برای بسیاری که شاید او را نمی‌شناختند، آشنا کرد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/02/Javad-Ganji.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-180227" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/02/Javad-Ganji.jpg" alt="Javad-Ganji" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>کارنامه او اما بیشتر در پشت صحنه شکل گرفته بود؛ بیش از ۱۹ فیلم سینمایی به‌عنوان برنامه‌ریز، ۱۷ اثر به‌عنوان دستیار اول کارگردان و همکاری در پروژه‌هایی چون «نفس» به کارگردانی جلیل سامان، «لحظه گرگ و میش» ساخته همایون اسعدیان و فیلم «آرماندو». او خود نیز فیلم‌های کوتاهی چون «جایی در میان سکوت» را کارگردانی کرد که در جشنواره فلورانس دیده شد.</p>
<p>شاید گنجی تا پیش از این برای مخاطب عام چهره‌ای ناآشنا بود، اما حالا نامش نه فقط در تیتراژها، که در حافظه جمعی هم ثبت شده است؛ روحش شاد.</p>
<h3><strong>«یوز»؛ قهرمانی که کمدی‌ها را کنار زد</strong></h3>
<p>گاهی یک شخصیت انیمیشنی، بیشتر از ستاره‌های زنده می‌فروشد. این هفته نام «یوز» بیش از بسیاری از بازیگران روی پرده شنیده شد؛ انیمیشنی سه‌بعدی به نویسندگی و کارگردانی رضا ارژنگی که از مهر ۱۴۰۴ اکران شده و حالا با جهشی قابل توجه، کمدی‌ها را پشت سر گذاشته است.</p>
<p>خبر اصلی هفته ساده اما معنادار بود: «یوز» به رتبه دوم جدول فروش رسید و از برخی آثار کمدی پرستاره جلو زد؛ یعنی در مقطعی حتی بیش از فیلم‌هایی با حضور چهره‌هایی چون مهران مدیری و پژمان جمشیدی مخاطب به سالن‌ها کشاند. برای سینمایی که سال‌ها گیشه‌اش بر دوش کمدی‌های چهره‌محور بوده، این اتفاق کوچک نیست.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/02/Yooz2.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-180228" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/02/Yooz2.jpg" alt="Yooz" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>داستان «یوز» درباره یک یوز ایرانی است که در نیویورک زندگی مرفهی دارد اما احساس می‌کند از ریشه‌هایش فاصله گرفته است؛ سفری برای بازگشت به سرزمین مادری و بازیابی هویت. ماجرایی ماجراجویانه و پرریتم که میان طنز و درام حرکت می‌کند و مفاهیمی چون هویت، تعلق و اصالت را برای مخاطب کودک و خانواده روایت می‌کند. همین ترکیبِ سرگرمی و معنا، برگ برنده اثر شده است.</p>
<p>در اکران‌های مردمی، کودکان برای عکس گرفتن با «یوز» صف می‌کشند؛ نشانه‌ای روشن از اینکه شخصیت از پرده جدا شده و به «چهره فرهنگی» بدل شده است. موفقیت «یوز» فقط یک رکورد فروش نیست؛ نشانه‌ای است از ظرفیت انیمیشن ایرانی برای رقابت جدی در گیشه. اگر این مسیر ادامه یابد، شاید سینمای کودک ایران وارد دوره‌ای شود که در آن، قهرمانان بومی نه‌فقط امکان حضور، که امکان پیشتازی داشته باشند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=180222">داغ «جواد» روی قلب سینما/ اسباب زحمت «سعید» به دل نشست</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=180222</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از سفر مادرانه «سلاف» تا ریسک متفاوت «سینا»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=180117</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=180117#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Feb 2026 10:32:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[امین زندگانی]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[سلاف فواخرجی]]></category>
		<category><![CDATA[سینا مهراد]]></category>
		<category><![CDATA[عنایت‌ بخشی]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا شهیدی‌فرد]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=180117</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم سلاف فواخرجی، امین زندگانی، سینا مهراد، محمدرضا شهیدی‌فرد و زنده‌یاد عنایت‌ بخشی از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=180117">از سفر مادرانه «سلاف» تا ریسک متفاوت «سینا»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ پنج روایت، از ستاره سوریه‌ای جشنواره فجر تا بازگشت مجری محبوب دهه هشتاد، از داوری جنجالی تا اولین تجربه اجرا، و در نهایت وداع با یک پیشکسوت ماندگار.</p>
<h3><strong>سلاف فواخرجی؛ ستاره دمشقی که برای غزه مادری کرد</strong></h3>
<p>شنیدن عنوان «ستاره سینمای عرب» در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر، نگاه همه را به او و فیلمی که بازی کرده بود معطوف کرد. سلاف فواخرجی، بازیگر سوریه‌ای‌الاصلی که حالا ساکن مصر است و به‌عنوان یکی از چهره‌های مطرح سینمای مصر شناخته می‌شود، امسال در فیلم ایرانی «سرزمین فرشته‌ها» به کارگردانی بابک خواجه‌پاشا بازی کرد و خوش درخشید. «سرزمین فرشته‌ها» روایتی عربی‌زبان از کودکان غزه است؛ قصه‌ای که از زاویه دید کودکانه روایت می‌شود. فواخرجی در این فیلم نقش مربی‌ای را بازی می‌کند که همسر و فرزندانش را در بمباران از دست داده و حالا ناخواسته در کنار کودکانی قرار گرفته که پدر و مادرشان شهید شده‌اند. او تلاش می‌کند با زبانی ساده و کودکانه، واقعیت تلخ جنگ را برای آن‌ها قابل‌تحمل کند؛ مادری می‌کند درحالی که فرزندان خودش شهید شده‌اند. اجرای او در اکران‌های جشنواره، اشک بسیاری از مخاطبان را درآورد.</p>
<p>سلاف در جشنواره فجر به طور ویژه تقدیر شد و گفت خواستم برای بچه‌های غزه کاری کرده باشم و جایزه تقدیر ویژه هیأت داوران را از آن خود کرد. او در مراسم اختتامیه گفت: «این جایزه فقط یک جایزه نیست، بلکه گواهی موضع و جایگاهی است که در آن ایستاده‌ام. در زمانه‌ای که افراد از داشتن موضع صریح خجل هستند، موضع من ایستادگی در کنار مردم غزه است که انسانیت من را از نو تعریف می‌کند.»</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/02/Sulaf-Fajr44.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-180118" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/02/Sulaf-Fajr44.jpg" alt="Sulaf-Fajr44" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>اما مِهر سلاف به ایران و ایرانی به همین جا پایان نیافت. او روز گذشته، حدود یک هفته پس از جشنواره و پس از بازگشت به مصر، یادداشتی در صفحه شخصی‌اش منتشر کرد که در آن از تنوع فرهنگی ایران نوشت. درباره تجربه حضور در ایران و مواجهه با فرهنگ‌ها و سبک‌های متفاوت زنان سخن گفت و بر احترام، شناخت و عشق به هنر و انسانیت تأکید کرد و گفت از ایران و ایرانی چیزی جز زیبایی ندیدم.</p>
<p>فواخرجی که در کارنامه‌اش آثاری چون «حلیم»، «اسمهان»، «کلئوپاترا» و «خیابان شیکاگو» را دارد، این بار نه فقط با بازی که با موضع‌گیری‌اش نیز خبرساز شد. سلاف فواخرجی در این هفته، فقط بازیگری تقدیرشده نبود؛ او به نمادی از همدلی بدل شد. مادری که هم در قاب سینما برای کودکان غزه ایستاد و هم بیرون از قاب سینما.</p>
<h3><strong>امین زندگانی؛ از صندلی داوری تا میدان ایمان</strong></h3>
<p>یکی از چهره‌هایی که بعد از مدتی سکوت، این روزها نامش بسیار در اخبار سینمایی شنیده می‌شود، امین زندگانی است. آخرین روزهای جشنواره فجر بود که خبرهای غیررسمی از اسامی داوران دهان‌به‌دهان می‌چرخید تا اینکه اسامی رسمی اعلام شد و بله، امین زندگانی یکی از داوران بود. حضور او در میان داوران تعجب برخی را برانگیخت؛ هم از جهت حضور یک بازیگر که چندان در زمره چهره‌های تراز اول سینما محسوب نمی‌شود، هم از این جهت که از فضاسازی رسانه‌ای و مجازی با توجه به اوضاع کنونی کشور نترسیده و داوری فجر را پذیرفته است. در مراسم اختتامیه، بابک خواجه‌پاشا به‌طور ویژه از او تشکر کرد و این شجاعت را ستود.</p>
<p>همزمان، او با سریال جدید «ساهره» که از شبکه سه سیما در شب‌های ماه رمضان پخش می‌شود، بار دیگر حضور خود در تلویزیون را پررنگ کرد. زندگانی در این سریال ۳۰ قسمتی، نقش احسان، بازرگان ۴۰ ساله‌ای را بازی می‌کند که پس از مرگ همسرش، با تماس دختری دانشجوی پزشکی مواجه می‌شود و وارد مسیری ماورایی و رازآلود برای شناخت خویش و جبران گذشته می‌شود. زندگانی با تجربه بازیگری در آثار تلویزیونی و سینمایی، قرار است فضایی متفاوت و جذاب به مخاطب ارائه دهد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/02/Amin-Sahereh.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-180119" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/02/Amin-Sahereh.jpg" alt="Amin-Sahereh" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>زندگانی با وجود کارنامه پربار در تلویزیون، حضور چشمگیری در سریال‌های مناسبتی نداشته و از این منظر «ساهره» اثری شاخص در کارنامه او محسوب می‌شود. او سال گذشته با سریال نسبتاً موفق «طوبی» روی آنتن بود و در آنجا هم نقش اصلی را با استقبال مخاطبان ایفا کرد. چهره تثبیت‌شده تلویزیون که فیلم سینمایی «ملک سلیمان» را هم در کارنامه دارد؛ جایی که بسیاری او را انتخاب درستی برای نقش حضرت سلیمان نبی دانستند.</p>
<p>حالا باید دید او در شب‌های ماه رمضان، با سریال سی‌قسمتی «ساهره» می‌تواند مخاطبان را به یاد سریال‌های ماورایی خوش‌فرم قدیمی تلویزیون بیندازد یا خیر؟</p>
<h3><strong>سینا مهراد؛ ریسک اجرا در زمین بزرگان ورزش</strong></h3>
<p>یکی از مخاطب‌پسندترین برنامه‌های تلویزیون، مسابقه‌های استعدادیابی هستند. از ابتدای خبر پخش «کاپیتان» نام سینا مهراد بر سر زبان‌ها بود؛ مجری بزرگ‌ترین مسابقه استعدادیابی ورزشی که از شب گذشته و همزمان با آغاز ماه رمضان از شبکه ورزش سیما پخش خود را آغاز کرد.</p>
<p>«کاپیتان» به‌عنوان بزرگ‌ترین مسابقه استعدادیابی ورزشی تلویزیون، با حضور چهره‌هایی چون هادی چوپان، پژمان درستکار و زهرا کیانی در جایگاه داوران، پروژه‌ای پرریسک و پرمخاطب است. ایستادن کنار چنین نام‌هایی، انرژی و تسلط خاصی می‌طلبد؛ به‌ویژه برای کسی که نخستین تجربه اجرای رسمی خود را پشت سر می‌گذارد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/02/Sina-Capitan.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-180120" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/02/Sina-Capitan.jpg" alt="Sina-Capitan" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>مهراد که پیش‌تر با سریال «آقازاده» به شهرت رسید، امسال با سریال «از یاد رفته» در شبکه نمایش خانگی حضور داشت؛ اثری که به‌دلیل ضعف فیلمنامه با نقدهایی همراه شد. در عین حال، نام او در کنار حسن پورشیرازی و امیر آقایی برای سریال «بدنام» به کارگردانی حامد عنقا نیز مطرح شده است؛ مجموعه‌ای که بار دیگر او را در نقش شخصیتی درگیر خیانت و بدنامی قرار می‌دهد. اما اجرای «کاپیتان» مسیری متفاوت است. تلویزیون، به‌ویژه در قالب مسابقه، میدان بی‌واسطه‌تری نسبت به بازیگری است؛ جایی که اشتباهات پنهان نمی‌مانند و کاریزما باید واقعی باشد.</p>
<p>اینکه تهیه‌کننده چنین پروژه‌ای اجرای آن را به مهراد سپرده، نشان از اعتماد دارد؛ چه به محبوبیت او و چه به توانایی‌اش. حالا پرسش این است: آیا این تجربه به نقطه عطفی در کارنامه او تبدیل می‌شود یا به همان جمله کلیشه‌ای «بازیگر نباید مجری شود» دامن می‌زند؟ پاسخ را مخاطبان «کاپیتان» خواهند داد.</p>
<h3><strong>محمدرضا شهیدی‌فرد؛ «پریزاد» سلامی دوباره به مردم ایران</strong></h3>
<p>این هفته خبر اجرای محمدرضا شهیدی‌فرد در سری جدید برنامه «هزارداستان» که قرار است با نام «پریزاد» ماه رمضان امسال از شبکه نسیم پخش شود، دوباره نام او را زنده کرد. مخاطبان تلویزیون با شنیدن نام شهیدی‌فرد، بی‌اختیار یاد اجرای او در برنامه «مردم ایران سلام» می‌افتند؛ برنامه‌ای که در دهه ۸۰ حدود دو سال هر روز صبح پخش می‌شد و همه منتظر بودند شهیدی‌فرد بیاید، بایستد و با مکث بگوید: «مردم ایران سلام».</p>
<p>برنامه‌ای که لحظات جنجالی کم نداشت. تمام سلبریتی‌های امروز سینما مهمان آن می‌شدند؛ حضوری که در آن دوران و با نبود شبکه‌های اجتماعی، برای مردم بسیار جذاب بود. شهیدی‌فرد در مقام تهیه‌کننده، کارگردان و مجری، به یکی از برنامه‌سازان موفق تلویزیون تبدیل شد. حدود دو سه سال بعد، او برنامه «پارک ملت» را تهیه‌کنندگی و اجرا کرد که آن هم از برنامه‌های پرمخاطب تلویزیون بود و او را به مجری خط‌شکنی تبدیل کرد که دنبال تیتر برای روزنامه‌ها نبود با گفت‌وگو زندگی می‌کرد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/02/ShahidiFard.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-180121" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/02/ShahidiFard.jpg" alt="ShahidiFard" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>شهیدی‌فرد آن سال‌ها مجری استانداردی بود؛ آرامش، طمانینه، تسلط و عمیق شدن در گفت‌وگو از ویژگی‌هایش بود. اما در سال‌های اخیر حضور او در تلویزیون به حداقل رسید. آخرین برنامه‌‌اش حضور در پشت‌صحنه «به افق فلسطین» بود که نیمه‌کاره ماند. دومین خبر این هفته از او، حضوری نه چندان دلچسب به‌عنوان مجری اختتامیه جشنواره فجر امسال بود؛ اجرایی که با سال‌های اوجش فاصله داشت، گویی برنامه در دستش نبود.</p>
<p>به هر حال او به تلویزیون برگشته و حضورش مهم است. شهیدی‌فرد در مقام مجری یکی از سرمایه‌های صداوسیما بود که مانند بسیاری سرمایه‌های دیگر از این ظرفیت استفاده نشد. او سال‌ها در دل همین رسانه رشد کرده و با مختصات آن آشناست. مخاطبان جدی برنامه‌هایش سری جدید «هزارداستان» را از دست نمی‌دهند. باید دید توانایی او مثل سابق هست؟ می‌تواند مخاطب را تا تیتراژ پای برنامه بنشاند؟ این را اجرای او در «پریزاد» مشخص می‌کند؛ هم برای خودش، هم برای رسانه ملی.</p>
<h3><strong>عنایت ‌بخشی؛ وداع با یک ضدقهرمان ماندگار</strong></h3>
<p>این هفته برای علاقه‌مندان به سینما، خبر درگذشت عنایت‌بخشی غم‌انگیز بود. بخشی بیش از شش دهه در سینما و تلویزیون حضور داشت و از حدود دو ماه پیش به دلیل مشکلات جسمی و عفونت در بیمارستان بستری بود. سرانجام صبح یکشنبه ۲۶ بهمن‌ماه در ۸۰ سالگی دار فانی را وداع گفت.</p>
<p>این روزها وقتی پیشکسوتان بازیگری از دنیا می‌روند، واقعاً یک جای خالی ایجاد می‌شود؛ جای خالی که جایگزینی ندارد، آن‌هم جایگزینی شبیه عنایت‌بخشی از نسل او. بازیگرانی که سختی کشیده بودند تا بازیگر شوند و مسیری دشوار را طی کرده بودند؛ نه مثل امروز که با یک فیلم ستاره می‌شوند. بخشی با پیشنهاد داریوش مهرجویی و فیلم «آقای هالو» پا به سینما گذاشت.</p>
<p>او درباره تنوع نقش‌هایش می‌گفت: «تماشاگر نمی‌توانست روی من مهر بزند که فقط نقش خاصی را بازی می‌کنم زیرا نقش‌هایم کاملاً متفاوت بودند.» بهرام بیضایی درباره او گفته بود: «این‌که عنایت‌بخشی بعد از ۲۵ سال در پیله یک موفقیت نپوسیده و همچنان با‌طراوت و تازه است.» این جمله برای خود بخشی بسیار ارزشمند بود.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/02/Enayat-Bakhshai1.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-180122" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/02/Enayat-Bakhshai1.jpg" alt="Enayat-Bakhshai" width="1280" height="853" /></a></p>
<p>او در سینما اغلب نقش‌های منفی و ضدقهرمان داشت و معتقد بود یک درام زمانی مقبول می‌افتد که منفی قدرتمندی داشته باشد. خودش نقش‌هایش در فیلم «تنگنا» ساخته امیر نادری، مأمور امنیتی فیلم «شکار» به کارگردانی مجید جوانمرد و نقش کوتاهش در «مسافران» بهرام بیضایی را بیشتر دوست داشت. اما برای بسیاری از مخاطبان، تصویر او بیش از هر چیز با مجموعه ماندگار «امام علی(ع)» و نقش عبدالله بن‌وهب راسبی گره خورده است؛ شخصیتی تاریخی و چالش‌برانگیز که با بیانی کنترل‌شده و حضوری سنگین مقابل دوربین، ماندگار شد.</p>
<p>در «پهلوانان نمی‌میرند» نقش پهلوان قلیچ را بازی کرد و در «ولایت عشق» نیز در نقش عیسی جلودی، از فرماندهان عباسی، توانایی‌اش را در ایفای نقش‌های رسمی و پرصلابت نشان داد. فیلم‌های «سگ‌کشی»، «روز واقعه»، «ساحره»، «فریاد»، «ترن»، «سناتور»، «سردار جنگل» و سریال‌های «پلیس جوان»، «زیر تیغ» و «کلانتر» بخشی از کارنامه پربار اوست.</p>
<p>بخشی که پارسال دیپلم افتخار بازیگر نقش مکمل مرد را از جشنواره فجر گرفت، آخرین بار با فیلم «شاه نقش» روی پرده بود. حالا او رفته است؛ اما عبدالله بن وهب و پهلوان قلیچ و آن نگاه نافذ و سنگین، برای همیشه در حافظه سینمای ایران ماندگار خواهد ماند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=180117">از سفر مادرانه «سلاف» تا ریسک متفاوت «سینا»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=180117</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از وایرال‌شدن متفاوت «سوگل» تا چالش پرهیجان «صابر»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=178136</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=178136#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 02 Jan 2026 11:24:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[بهرام بیضایی]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[سوگل خلیق]]></category>
		<category><![CDATA[شیرین یزدان‌بخش]]></category>
		<category><![CDATA[صابر ابر]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>
		<category><![CDATA[ژولیت رضاعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=178136</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم بهرام بیضایی، ژولیت رضاعی، سوگل خلیق، شیرین یزدان‌بخش و صابر ابر از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=178136">از وایرال‌شدن متفاوت «سوگل» تا چالش پرهیجان «صابر»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ درگذشت بهرام بیضایی، درست در روز تولدش، فضای سینما و تئاتر ایران را در اندوهی عمیق فرو بردو در سویی دیگر ژولیت رضاعی با بازی درخشانش در «زیبا صدایم کن»، به یکی از امیدهای تازه بازیگری بدل شد و نگاه‌ها را به نسل جدید معطوف کرد.</p>
<p>این هفته همچنین سوگل خلیق با حضوری متفاوت در یک تاک‌شوی اینترنتی، بدون جنجال و شوآف، وایرال شد؛ شیرین یزدان‌بخش، ستاره‌ای که دیر به سینما رسید، بی‌صدا از جهان رفت و صابر ابر با اجرای فصل جدید «گل یا پوچ»، روایت تازه‌ای از اجرا را پیش روی مخاطبان گذاشت.</p>
<h3><strong>بهرام بیضایی؛ خاموشی در روز تولد</strong></h3>
<p>در روزی که باید شمع‌های هشتاد و هفتمین سال تولدش روشن می‌شد، خبر درگذشت بهرام بیضایی، فضای سینما و تئاتر ایران را تحت تاثیر قرار داد. پنجم دی‌ماه، روزی که به احترام زادروز او و اکبر رادی «روز نمایشنامه‌نویس» نام گرفته، به روز وداع با یکی از مستقل‌ترین و اثرگذارترین چهره‌های فرهنگ معاصر ایران بدل شد. چند روزی تنها خبر مهم محافل هنری، همین بود؛ فضای مجازی پر شد از عکس‌ها، دیالوگ‌ها، صحنه‌هایی از «باشو»، «مرگ یزدگرد» و «چریکه تارا» و ویدیوهایی از گفت‌وگوهای مردی که بیش از شش دهه، بی‌وقفه درباره اسطوره، تاریخ و هویت ایرانی اندیشید و نوشت.</p>
<p>بیضایی فقط یک نمایشنامه‌نویس یا فیلمساز نبود؛ او یک جهان فکری بود. هنرمندی که پژوهش را جدی گرفت و با کتاب «نمایش در ایران» شالوده‌ای نظری برای فهم تئاتر بومی بنا کرد. نمایشنامه‌هایی چون «آرش»، «سهراب‌کشی»، «مجلس ضربت‌زدن»، «مرگ یزدگرد»، «شب هزار و یکم» و «افرا» نه‌تنها متن نمایشی، که سندهای هویتی فرهنگ ایرانی‌اند. در سینما نیز، بیضایی با فیلم‌هایی چون «غریبه و مه»، «چریکه تارا»، «باشو غریبه‌ای کوچک»، «سگ‌کشی» و «وقتی همه خوابیم» نشان داد چگونه می‌توان روایت، اسطوره و سیاست را در قالبی شخصی و جسورانه پیوند زد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/01/Bahram-Beyzaei.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-178138" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/01/Bahram-Beyzaei.jpg" alt="Bahram-Beyzaei" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>یکی از وجوه برجسته جهان بیضایی، تصویر زن بود؛ در سال‌هایی که پیش از انقلاب، اغلب زنان در سینمای ایران به نقش‌هایی حاشیه‌ای، تزئینی یا صرفاً مبتنی بر جذابیت ظاهری فروکاسته می‌شدند و کمتر فرصتی برای کنش‌گری و عمق شخصیت داشتند، بهرام بیضایی مسیر دیگری را انتخاب کرد. او زن را نه عنصر فرعی روایت، بلکه مرکز تعارض، تصمیم و معنا قرار داد. زنانی پیشرو، مقاوم و دور از کلیشه. از رعنا در «غریبه و مه» تا آسیه در «کلاغ» و تارا در «چریکه تارا»، زن در آثار او نه حاشیه، که موتور حرکت روایت است. همین نگاه، او را سال‌ها جلوتر از زمانه‌اش قرار داد.</p>
<p>واکنش‌ها به درگذشت بیضایی، گسترده و معنادار بود؛ از پیام‌های رسمی رئیس‌جمهور ایران و وزیر فرهنگ گرفته تا یادداشت‌های تلخ و تند هنرمندانی چون مسعود جعفری جوزانی که از رنج تبعید ناخواسته و بی‌مهری‌ها نوشتند. بیضایی هجده سال دور از ایران زیست و در غربت چشم از جهان فروبست. شاید جسمش در آمریکا به خاک سپرده شود، اما نام و اندیشه‌اش، همچنان در صحنه تئاتر و قاب سینمای ایران نفس می‌کشد.</p>
<h3><strong>ژولیت رضاعی؛ دختری که «زیبا» را زندگی کرد</strong></h3>
<p>با اکران آنلاین فیلم «زیبا صدایم کن»، یک نام بیش از گذشته بر سر زبان‌ها افتاد؛ ژولیت رضاعی. بسیاری از مخاطبانی که فیلم را در جشنواره فجر یا روی پرده سینما ندیده بودند، این روزها با دیدن فیلم یک جمله مشترک می‌گویند: «این دختره چقدر خوب بازی کرده.» جمله‌ای که معمولاً آغاز توجه جدی به یک بازیگر تازه‌وارد است. ژولیت رضاعی، نابازیگری که رسول صدرعاملی او را برای نقش «زیبا» انتخاب کرد، حالا به یکی از امیدهای تازه بازیگری نسل جوان بدل شده است.</p>
<p>داستان انتخاب او، شبیه قصه‌های همیشگی سینمای صدرعاملی است؛ کشف ناگهانی. به گفته کارگردان، بعد از تست گرفتن از دختران بسیاری برای این نقش، روزی ژولیت همراه پدرش، کریستف رضاعی، آهنگساز و پیانیست نامدار، سر صحنه آمد. استایل، راه رفتن و جنس حضورش کافی بود تا صدرعاملی بگوید: «این زیباست.» تست گرفته شد و نتیجه، موفقیتی بود که حالا روی پرده دیده می‌شود. ژولیت در نقش دختری شانزده‌ساله، روبه‌روی امین حیایی، بازیگری باتجربه و حرفه‌ای، ایستاد و کم نیاورد؛ اتفاقی که برای یک بازیگر اولی، امتیازی بزرگ است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/01/Zhuliet-Ziba.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-178139" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/01/Zhuliet-Ziba.jpg" alt="Zhuliet-Ziba" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>زیبا دختری است مستقل، منطقی و متکی به خود؛ دختری که با وجود فقر، تنهایی و گذشته پرخطای پدر، به ترحم مخاطب متوسل نمی‌شود. ژولیت رضاعی این ویژگی‌ها را با بازی‌ای کنترل‌شده، کم‌اغراق و طبیعی به تصویر کشیده است. بازی او نه نمایشی است و نه احساساتیِ افراطی؛ بلکه از جنس سکوت، نگاه و واکنش‌های دقیق می‌آید. همین بازی تخت و به‌ظاهر کم‌هیجان، در دل خود قدرتی دارد که شخصیت را باورپذیر می‌کند.</p>
<p>درام اصلی فیلم بر دوش شخصیت خسرو با بازی امین حیایی است، اما امید نهایی روایت از دل زیبا بیرون می‌آید؛ دختری که آینده را انتخاب می‌کند. شیمی پدر و دختری این دو بازیگر، یکی از نقاط قوت «زیبا صدایم کن» است؛ رابطه‌ای که کمتر در سینمای ایران با این ظرافت دیده‌ایم و یکی از پدر دخترهای ماندگار سینمای ایران را ساخت و  باعث شد تماشاگران جشنواره فجر، ایستاده فیلم را تشویق کنند.</p>
<p>ژولیت رضاعی تازه در ابتدای مسیر است. سینمای ایران پیش از این هم از دل فیلم‌های صدرعاملی، بازیگرانی چون ترانه علیدوستی و پگاه آهنگرانی را به خود دیده. حالا باید دید ژولیت هم این مسیر را ادامه می‌دهد یا «زیبا صدایم کن» تنها یک درخشش مقطعی خواهد بود. فعلا که بازی او دیده و صدایش شنیده شده است.</p>
<h3><strong>سوگل خلیق؛ مهمانی که شبیه بقیه نبود</strong></h3>
<p>در روزگاری که برخی بازیگران با حضور مداوم در تاک‌شوها، مسابقه‌ها و رئالیتی‌شوها تلاش می‌کنند خودشان را در معرض دید نگه دارند، وایرال‌شدن سوگل خلیق از جنسی دیگر است. او این هفته مهمان برنامه «کلوزفرند» امیرمهدی ژوله بود؛ حضوری که نه با شوآف همراه شد، نه با اعتراف‌های جنجالی، بلکه با سکوت، خونسردی و طنزی از جنس «پوکر فیس». همین تفاوت، خلیق را به یکی از چهره‌های وایرال هفته بدل کرد.</p>
<p>گفت‌وگوی ژوله و خلیق صمیمی بود، اما نه پرهیجان. سوگل خلیق برخلاف بسیاری از مهمانان این دست برنامه‌ها، از آن بازیگرانی نیست که مخاطب اخیراً همه‌جا دیده باشد. همین کم‌حضوربودن، شنیدن روایت‌های شخصی‌اش را جذاب‌تر کرد. او با آرامش از خواستگاری‌های عجیب در دایرکت اینستاگرام گفت، از اکانت‌های فیکی که پیشنهاد قرار کافه می‌دهند و از سوءتفاهم دائمی درباره نسبتش با شیدا خلیق؛ اشتباهی که هم کلافه‌اش می‌کند و هم به خنده می‌اندازد. طنز خلیق نه در اغراق، که در روایت بی‌تفاوت و خونسرد اتفاقات است. از بازتاب حضور و شوخی‌اش با «افتو»، گربه معروف رئالیتی‌شوی «کارناوال» و قبولِ طنزآمیز ازدواج با او گفت که موجی از شوخی‌ها را در فضای مجازی به راه انداخت.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/01/Sogol-CloseFriend.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-178140" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/01/Sogol-CloseFriend.jpg" alt="Sogol-CloseFriend" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>اما فراتر از وایرال‌ها، مسیر حرفه‌ای سوگل خلیق است که او را از بسیاری هم‌نسلانش متمایز می‌کند. او در «دفتر یادداشت» کیارش اسدی‌زاده، با نقش نازنین، چهره‌ای تازه از بازیگری خود نشان داد؛ خنده‌های هیستریک و استرسی‌اش به امضای آن سال بدل شد و به‌سرعت تقلید شد. امسال هم با نقش گلاب در سریال «شکارگاه» نیما جاویدی، زیر گریم متفاوت و نسل قاجاری، بار دیگر توان تغییرپذیری‌اش را اثبات کرد. حضور در تئاتر «خون‌نگار» و اجرای مونولوگ‌های سنگین نقش رابعه بلخی نیز نشان داد خلیق بازیگری است که از سکوت، ابزار می‌سازد.</p>
<p>گفت‌وگوی این هفته با ژوله، بیش از آنکه تصویر تازه‌ای بسازد، همان چیزی را تأیید کرد که از او انتظار می‌رفت: بازیگری آرام، بی‌حاشیه و با مسیری حساب‌شده؛ کسی که مسیری را بدون فریاد می‌رود. بازیگری که همین روزها دو سریال «هزار و یک شب» و «برتا» را در حال پخش در شبکه نمایش خانگی دارد.</p>
<h3><strong>شیرین یزدان‌بخش؛ ستاره‌ای که دیر آمد و بی‌صدا رفت</strong></h3>
<p>خبر درگذشت شیرین یزدان‌بخش، درست مثل زیست حرفه‌ای‌اش، بی‌هیاهو و در سکوت منتشر شد. بازیگری که به خواست خودش، بدون اطلاع‌رسانی و مراسم رسمی، به خاک سپرده شد؛ خبری که نه در رسانه‌ها، بلکه دهان‌به‌دهان میان اهالی سینما و تئاتر چرخید و موجی از اندوه آرام را به‌دنبال داشت. او چهارم دی‌ماه، در آستانه ۷۷ سالگی و پس از عوارض سکته مغزی، چشم از جهان بست.</p>
<p>شیرین یزدان‌بخش نمونه نادری از بازیگرانی بود که خلاف قواعد مرسوم سینما، دیر وارد این حرفه شد و زود به قله رسید. او ۳۲ سال کارمند اداره دخانیات بود و ورودش به سینما کاملاً اتفاقی رقم خورد؛ دعوت افشین هاشمی برای بازی در نقشی کوتاه در فیلم «لطفاً مزاحم نشوید» محسن عبدالوهاب. نقشی که قرار نبود دیده شود، اما دیده شد؛ آن‌قدر که یزدان‌بخش در ۶۱ سالگی، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن جشنواره فجر را به خانه برد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/01/Shirin-Yazdanbakhsh.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-178141" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/01/Shirin-Yazdanbakhsh.jpg" alt="Shirin-Yazdanbakhsh" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>پس از آن، مسیرش به شکلی کم‌نظیر هموار شد. حضور در «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی، نقطه‌ای مهم در کارنامه‌اش بود، اما درخشش واقعی‌اش با «بوسیدن روی ماه» رقم خورد؛ فیلمی که تمام‌قد روی شانه‌های او ایستاده بود. یزدان‌بخش در نقش مادری چشم‌انتظار، بدون اغراق و سانتی‌مانتالیسم، بار عاطفی روایت را به دوش کشید و به یکی از مادران دوست داشتنی سینمای ایران بدل شد.</p>
<p>او در «آشغال‌های دوست‌داشتنی»، «برف روی کاج‌ها»، «ملبورن» و «غلامرضا تختی» همان صداقت و سادگی را حفظ کرد، اما شاید متفاوت‌ترین تصویرش در «ابد و یک روز» سعید روستایی شکل گرفت؛ مادری که نگاهش به اعتیاد و فروپاشی خانواده، کلیشه‌ای نبود و لایه‌ای از طنز تلخ را با خود داشت. همین تفاوت، بازی‌اش را ماندگار کرد.</p>
<p>شیرین یزدان‌بخش ثابت کرد برای ستاره‌شدن، نه جوانی شرط است و نه شهرت زودهنگام. استعداد اگر با شانس همراه شود، حتی در میانسالی هم می‌تواند بدرخشد. او بی‌صدا آمد، بی‌ادعا ماند و بی‌هیاهو رفت؛ اما تصویر مادرانه‌اش، برای همیشه در حافظه سینمای ایران باقی خواهد ماند.</p>
<h3><strong>صابر ابر؛ روایت جدید از یک اجرا</strong></h3>
<p>صابر ابر از آن بازیگرانی است که غیبتش به اندازه حضورش دیده می‌شود. کم‌کار، گزیده‌کار و محتاط؛ اما هر بار که ظاهر می‌شود، ردی از خود به‌جا می‌گذارد. این هفته اما نام او  با اجرای فصل دوم مسابقه «گل یا پوچ» دوباره بر سر زبان‌ها افتاد؛ برنامه‌ای که فصل اولش با اجرای مهران مدیری شناخته می‌شد و انتخاب مجری فصل دوم، خود به یک پرسش جدی بدل شده بود.</p>
<p>وقتی نام صابر ابر مطرح شد، انتخابی جذاب به نظر می‌رسید. ابر در قسمت نخست نشان داد که اجرای تلویزیونی برایش قلمرو ناآشنا نیست. صدای آرام، مکث‌های حساب‌شده، خنده‌های به‌جا و همراهی‌اش با شرکت‌کنندگان، فضایی متفاوت از اجرای مدیری ساخت؛ نه تقلید، نه رقابت، بلکه روایتی شخصی از اجرا. اشاره محترمانه‌اش به مهران مدیری نیز نشان داد که قرار نیست فصل جدید با پاک‌کردن گذشته تعریف شود.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/01/Saber-GolYaPooch.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-178142" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2026/01/Saber-GolYaPooch.jpg" alt="Saber-GolYaPooch" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>البته جذابیت اصلی «گل یا پوچ» همچنان به شرکت‌کنندگانی برمی‌گردد که این بازی سنتی را به سطحی حرفه‌ای رسانده‌اند؛ استادانی با منش و سبک زندگی خاص که مخاطب را شگفت‌زده می‌کنند. اما نمی‌توان انکار کرد که حضور یک چهره شناخته‌شده، در جذب مخاطب نقش مهمی دارد و صابر ابر در قسمت اول، از این آزمون سربلند بیرون آمد.</p>
<p>سال جاری برای ابر، سال کم‌سروصدا اما پرباری بوده است. روی پرده سینما با «لاک‌پشت» و «آدم‌فروش» دو تجربه کاملاً متفاوت ارائه داد؛ به‌ویژه در «لاک‌پشت» و مقابل فرهاد اصلانی، دوئل بازیگری جذابی شکل گرفت. در نمایش خانگی هم با «تاسیان» و «کنکل» دو جنس بازی متفاوت را امتحان کرد. هم‌زمان، حضور پررنگش در تئاتر و اجرای نمایش «به صرف بورش و خون» نشان داد که همچنان صحنه برایش اولویت دارد.</p>
<p>ابر پیش‌تر هم تجربه اجرا داشته؛ از «رنگین‌کمان» و «در ۱۰۰ ثانیه» تا «پلک» در دهه ۸۰. حالا دوباره در قامت مجری ظاهر شده، نه از سر هیجان، که از عطش او برای تجربه‌های متفاوت. هنوز برای قضاوت نهایی درباره «گل یا پوچ» زود است، اما اگر صابر ابر بتواند تا فینال همین ریتم آرام و مسلط را حفظ کند، احتمالاً این تجربه تازه هم به فهرست انتخاب‌های درست کارنامه‌اش اضافه خواهد شد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=178136">از وایرال‌شدن متفاوت «سوگل» تا چالش پرهیجان «صابر»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=178136</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از فریاد بغض‌آلود «ساره» برای بم تا خشم درخشان «نوید» برای «وحشی»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=177983</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=177983#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 26 Dec 2025 10:24:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[امیرحسین قیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[ساره رشیدی]]></category>
		<category><![CDATA[میرسعید مولویان]]></category>
		<category><![CDATA[نوید پورفرج]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>
		<category><![CDATA[کامران نجف‌زاده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=177983</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم امیرحسین قیاسی، نوید پورفرج، کامران نجف‌زاده، ساره رشیدی و میرسعید مولویان از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=177983">از فریاد بغض‌آلود «ساره» برای بم تا خشم درخشان «نوید» برای «وحشی»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ امیرحسین قیاسی که شوخی را به ابزار جدی دیده‌شدن تبدیل کرده، نوید پورفرج که با دو نقش متضاد، معنای تکرار نکردن نقش را بازتعریف کرد، کامران نجف‌زاده که گزارشگری را پشت سر گذاشته اما جنجال را به استودیو آورده، ساره رشیدی که از حاشیه‌های استندآپ به دل یک نقش سخت سینمایی رسیده و میرسعید مولویان که با «مو به مو»، در آزمونی تعیین‌کننده ایستاده است.</p>
<h3><strong>امیرحسین قیاسی؛ وقتی شوخی، جایزه را هم جدی می‌کند</strong></h3>
<p>وایرال‌ترین تصویر جشن حافظ بیست‌وچهارم، نه از یک بازیگر سینما بود و نه از یک چهره باسابقه تلویزیون؛ بلکه از امیرحسین قیاسی، مجری و پدیده این روزهای رسانه تصویری. شبی که نام او به‌عنوان «بهترین چهره تلویزیونی (رسانه تصویری)» برای اجرای برنامه «نیمه‌شب» خوانده شد، سالن زودتر از داوران واکنش نشان داد؛ تشویق‌ها و صدا زدن نام قیاسی، نشان می‌داد که حاضران در سالن نیز پیشاپیش انتخابشان را کرده‌اند.</p>
<p>قیاسی برای اولین‌بار طعم دریافت یک جایزه رسمی را چشید و درست همان‌جا، به سبک همیشگی خودش، این لحظه را به یک اجرا تبدیل کرد. جمله کنایه‌آمیزش؛ «خبر بد برای هنر این مملکت!» ؛ همان‌قدر خنده‌دار بود که آشنا؛ شوخی‌ای که نه از سر ژست روشنفکری، بلکه از دل همان طنز انتقادی برنامه «نیمه‌شب» بیرون می‌آمد. کنایه به نفوذ علی اوجی در جوایز هم ادامه همین بازی بود؛ شوخی با سازوکارها، بدون عبور از مرز تمسخر ویدیوهای جایزه گرفتن او را در فضای مجازی بسیار وایرال کرد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/12/Ghiasi-Hafez.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-177985" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/12/Ghiasi-Hafez.jpg" alt="Ghiasi-Hafez" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>آنچه قیاسی را از بسیاری از هم‌نسلانش متمایز می‌کند، دقیقاً همین کنترل و بداهه‌گویی است. او ذاتاً شوخ‌طبع است، خنده‌هایش به دل می‌نشیند و حرف‌هایش سریع وایرال می‌شود، اما چارچوب دارد؛ نه برای دیده‌شدن دست به هر شوخی می‌زند و نه نقدهایش به توهین پهلو می‌زند. همین تعادل باعث شده هم در یوتیوب و هم در شبکه نمایش خانگی، به یکی از چهره‌های مورد توجه تبدیل شود.</p>
<p>بعد از جشن حافظ، موج وایرال‌ها متوقف نشد؛ از ذوق همسرش گرفته تا شوخی با ابوطالب حسینی و حتی پست اینستاگرامی‌اش که نوشت: «جایزه حافظ ۱۴۰۴ در بخش بهترین آدم ایران برای من شد.» این شوخی‌ها، تصویر قیاسی را به‌عنوان چهره‌ای خودمانی تثبیت کرد.</p>
<p>قیاسی محصول یک مسیر تدریجی است؛ از «خندوانه» رامبد جوان تا «نیمه‌شب»، مسیری که بدون جنجال‌های زودگذر طی شد. شاید مهم‌ترین نکته درباره او همین باشد؛ کسی که بلد است هم بخندد، هم بخنداند و هم در اوج شوخی، جایزه‌اش را جدی بگیرد.</p>
<h3><strong>نوید پورفرج؛ «این کجا و آن کجا»یی که تصادفی نیست</strong></h3>
<p>این هفته اگر جمله «این همونه؟» یا «این کجا و اون کجا» را زیاد دیدید، ردش به نوید پورفرج می‌رسد. حضور غافلگیرکننده او در قسمت دوم سریال «وحشی ۲» به کارگردانی هومن سیدی، شوک خوشایندی برای مخاطب بود. پورفرج با گریم و شمایلی کاملاً متفاوت، در نقش «فروهر»؛ خلافکاری اتوکشیده، خونسرد و سادیستیک؛ ظاهر شد؛ کاراکتری که هم آشناست و هم ناآشنا. آشنا از جنس جهان سیدی و ناآشنا به‌خاطر ظرافتی که پورفرج به آن اضافه کرده است و مافیا و خلافکار این چنینی یا ندیده ایم یا کمتر دیده ایم.</p>
<p>فروهر نه فریاد می‌زند، نه شلوغ می‌کند؛ خشونتش در نگاه و لحن است. خنده‌های کوتاه، مکث‌ها و حتی نحوه گرفتن کلاشینکف، نشان می‌دهد پورفرج نقش را «بازی» نمی‌کند، بلکه زندگی می‌کند. همین بازی، خیلی‌ها را یاد «مغزهای کوچک زنگ‌زده» انداخت؛ جایی که همکاری او و هومن سیدی برای اولین‌بار جدی دیده شد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/12/Navid-Vahshi.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-177986" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/12/Navid-Vahshi.jpg" alt="Navid-Vahshi" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>هم‌زمان، حضور پورفرج در سریال «بامداد خمار» نرگس آبیار و تفاوت نقش و بازی و استایلش سوژه فضای مجازی شد. شاگرد نجاری عاشق‌پیشه و خوش‌چهره در یک قاب، و خلافکار سرد و خشن و کچل در قاب دیگر؛ تضادی که با ادیت‌ها و شوخی‌های کاربران دست‌به‌دست شد. حتی طعنه‌هایی درباره «تفاوت چهره‌پردازی با کارگردان زن و مرد» هم به این موج اضافه شد.</p>
<p>اما پشت این شوخی‌ها و وایرال شدن‌ها واقعیت این است که پورفرج بازیگری است که به‌شکل آگاهانه، اجازه می‌دهد کارگردان از وجوه مختلفش استفاده کند. او این روزها پرکار است و از «گوزن‌های اتوبان» تا «زمانی در ابدیت» و حالا دو سریال ترند، انتخاب‌های او نشان می‌دهد که مسیرش اتفاقی نیست.</p>
<p>از همان «مغزهای کوچک زنگ‌زده» می‌شد حدس زد با بازیگری طرفیم که اهل ریسک است و از تکرار می‌ترسد. حالا، حدود یک دهه بعد، نوید پورفرج آن حدس را به یقین تبدیل کرده؛ بازیگری که «این کجا و آن کجا» بودنش، نه ضعف که امضای کارنامه اوست.</p>
<h3><strong>کامران نجف‌زاده؛ گزارشگری که جنجال را به استودیو آورد</strong></h3>
<p>در روزگاری که تلویزیون مخاطبانش را از دست داده، عجیب نیست اگر چهره‌ای مثل کامران نجف‌زاده دوباره دیده شود. این روزها ویدیوهای برنامه گفت‌وگومحور «برمودا» مدام در شبکه‌های اجتماعی می‌چرخد؛ گفت‌وگوهایی که گاه بیشتر از خود تلویزیون، در فضای مجازی دیده می‌شوند. نجف‌زاده همان گزارشگر دهه نودی است که با سبک متفاوتش در «۲۰:۳۰» شناخته شد؛ همان که می‌گفتند «این فرق دارد.»</p>
<p>او بعد از سال‌ها فعالیت بین‌المللی و بازگشت از آمریکا، اعلام کرد که دوران خبرنگاری‌اش تمام شده و حالا به اجرا و تدریس روی آورده است. اما «برمودا» نشان می‌دهد که نجف‌زاده هنوز دلش با جنجال و مرزشکنی است؛ فقط میدان بازی عوض شده.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/12/Kamran-Bermuda.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-177987" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/12/Kamran-Bermuda.jpg" alt="Kamran-Bermuda" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>ویژه‌برنامه شب یلدای «برمودا» نقطه اوج این رویکرد بود. گفت‌وگو با محمدرضا حیاتی و خواندن بخشی از ترانه ابی؛ آن هم با پیشینه ممنوع‌الکاری حیاتی به جهت اسم بردن از همین خواننده؛ شوکی عجیب و خنده داری ایجاد کرد. ویدیویی که هم وایرال شد، هم واکنش‌های متضاد برانگیخت؛ از تعجب تا انتقاد. گفت‌وگوی او با امید روزبه، شاعر ترانه‌های محسن چاوشی، و هم‌خوانی شعر، نمونه دیگری از همین مسیر بود که لحظات احساسی آن بسیار وایرال شد.</p>
<p>نجف‌زاده گفته که از خبرنگاری پشیمان نیست، اما دیگر نمی‌خواهد آن مسیر را ادامه دهد؛ مسیری که به‌زعم خودش امید را از او گرفته بود. حالا تلاش می‌کند در قالب گفت‌وگو، «امید» تولید کند؛ هرچند گاهی این تلاش، به جنجال بیشتر از امید ختم می‌شود.</p>
<p>واقعیت این است که «برمودا» بدون نجف‌زاده احتمالاً یکی از ده‌ها برنامه کم‌رمق تلویزیون بود. حضور او، با تمام نقدهایی که به اجرا و انتخاب سوژه‌ها وارد است، نشان می‌دهد هنوز هم می‌شود در تلویزیون دیده شد؛ البته به شرطی که بلد باشی مرز حساسیت را کجا لمس کنی و سعی کنی متفاوت باشی.</p>
<h3><strong>ساره رشیدی؛ از استندآپ تا ستون احساسی «احمد»</strong></h3>
<p>اکران فیلم سینمایی «احمد» بار دیگر نام ساره رشیدی را به مرکز توجه آورد؛ بازیگری که با نقش دکتر صدر یکی از ستون‌های احساسی فیلم را شکل داده است. فیلم امیرعباس ربیعی، روایتی از ۱۸ ساعت نخست زلزله بم، بازیگر ستاره ندارد، اما رشیدی با بازی‌اش کاری می‌کند که مخاطب، بار روایت را از مسیر او دنبال کند.</p>
<p>رشیدی برای این نقش، دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول زن جشنواره چهل‌ودوم فجر را گرفت؛ جایزه‌ای که مهر تأییدی بود بر مسیری پرچالش. خودش گفته کاراکتر دکتر صدر چهار ماه در زندگی‌اش جریان داشته و بعد از پایان پروژه، برای خداحافظی با این شخصیت گریه کرده است. این میزان هم‌ذات‌پنداری، در بازی او کاملاً دیده می‌شود؛ بازی‌ای که منتقدان، آن را حتی فراتر از برخی نقش‌های اصلی فیلم دانسته‌اند.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/12/Sareh-Ahmad.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-177988" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/12/Sareh-Ahmad.jpg" alt="Sareh-Ahmad" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>مسیر رشیدی اما ساده نبوده. او با استندآپ کمدی «خندوانه» شناخته شد و همین پیشینه، برایش حاشیه ساخت. برچسب‌هایی مثل «دلقک رامبد» نشان می‌داد که ورود از کمدی به سینمای جدی، چه‌قدر می‌تواند پرهزینه باشد. «احمد» اما نقطه پاسخ او به این نگاه‌هاست؛ نقشی سخت، جدی و عاری از شوخی که درخشید.</p>
<p>این هفته همچنین حضور او در آیتم ویژه «نقش اول» برنامه «هفت» و روایت احساسی زندگی شهید علی اقبالی دوگاهه، بار دیگر توانایی‌اش در انتقال احساس را نشان داد؛ اجرایی که بدون اغراق، مخاطب را درگیر کرد.</p>
<p>ساره رشیدی هنوز در آغاز راه است؛ بازیگری که هم قابلیت کمدی دارد و هم توان نقش‌های جدی. اگر انتخاب‌های بعدی‌اش به‌درستی انجام شود، «احمد» می‌تواند نه فقط یک نقش موفق، که نقطه آغاز یک مسیر متفاوت برای او باشد.</p>
<h3><strong>میرسعید مولویان؛ آزمون دشوار زیر سایه پرویز شهبازی</strong></h3>
<p>اولین تیزر سریال «مو به مو» و نام پرویز شهبازی در نخستین تجربه سریال سازی‌اش کافی بود تا نگاه‌ها به میرسعید مولویان شخصیت اول سریال خیره شود؛ چهره‌ای با گریم تازه و نگاهی خسته، در سریالی که خیلی‌ها با دیدن پوستر آن انتظار کمدی داشتند، اما با فضایی کاملاً متفاوت روبه‌رو شدند. مولویان در نقش «منصور»، مدیر یک شرکت واردکننده قطعات الکترونیک، ظاهر می‌شود؛ مردی گرفتار بحران‌های مالی، خانوادگی و روانی.</p>
<p>منصور آدمی است که زود اعتماد می‌کند، اشکش دم مشکش است و هر پیشنهادی می‌تواند مسیرش را عوض کند؛ تیپی که مولویان پیش‌تر در «آبان» هم به آن نزدیک شده بود، هرچند ضعف فیلمنامه آن سریال اجازه درخشش کامل را نداد. «مو به مو» اما میدان جدی‌تری است؛ اولین تجربه سریال‌سازی پرویز شهبازی، کارگردانی که در سینمای اجتماعی ایران، نامی برند محسوب می‌شود. کارگردانی که از «نفس عمیق» گرفته تا «دربند»، «طلا» و «رکسانا»  همیشه به زوایایی پرداخته که مخاطب ایرانی کمتر در سینما دیده است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/12/Molavian-Moo-Be-Moo.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-177989" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/12/Molavian-Moo-Be-Moo.jpg" alt="Molavian-Moo-Be-Moo" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>مولویان بعد از سال‌ها تئاتر، با «خاتون»، «تومان»، «جنگل پرتقال» و «ناتوردشت» جایگاهش را تثبیت کرد و حتی برای «ناتوردشت» نامزد سیمرغ مکمل مرد شد. همکاری با شهبازی، اگر درست پیش برود، می‌تواند نقطه عطف کارنامه او باشد.</p>
<p>دو قسمت ابتدایی «مو به مو» هنوز همه‌چیز را روشن نکرده‌اند؛ ریتم کند است و شخصیت‌ها کامل تعریف نشده‌اند. اما بازی مولویان، نشانه‌هایی از یک نقش چندلایه را در خود دارد؛ مردی که قرار است زیر فشار، تغییر کند.</p>
<p>میرسعید مولویان بازیگری است که ظرفیت‌هایش بیش از آن‌چیزی است که تاکنون دیده‌ایم. «مو به مو» شاید آزمونی باشد برای سنجش این ظرفیت؛ آزمونی سخت، زیر سایه یکی از مهم‌ترین کارگردانان سینمای اجتماعی ایران.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=177983">از فریاد بغض‌آلود «ساره» برای بم تا خشم درخشان «نوید» برای «وحشی»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=177983</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از خنده‌های ناتمام «الیکا» تا نجابت «سجاد» علیه هیاهوی «شغال»</title>
		<link>http://www.sourehcinema.ir/?p=177803</link>
		<comments>http://www.sourehcinema.ir/?p=177803#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 19 Dec 2025 10:23:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[حامد نيكومرام]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خبر دوم]]></category>
		<category><![CDATA[خبر وسط]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت و گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[الیکا عبدالرزاقی]]></category>
		<category><![CDATA[زهره کردلو]]></category>
		<category><![CDATA[سجاد بابایی]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا قربانی]]></category>
		<category><![CDATA[محسن تنابنده]]></category>
		<category><![CDATA[مهران مدیری]]></category>
		<category><![CDATA[چهره‌های خبرساز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sourehcinema.ir/?p=177803</guid>
		<description><![CDATA[<p>در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم مهران مدیری، الیکا عبدالرزاقی، محسن تنابنده، علیرضا قربانی و سجاد بابایی از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=177803">از خنده‌های ناتمام «الیکا» تا نجابت «سجاد» علیه هیاهوی «شغال»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sourehcinema.ir/"><strong>سوره سینما</strong></a><strong> &#8211; </strong><a href="http://www.sourehcinema.ir/?tag=%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%84%d9%88"><strong>زهره کردلو</strong></a><strong> :</strong> «روایت سوره سینما از چهره‌های خبرساز هفته»‌ عنوان بسته‌‌ای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهم‌ترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.</p>
<p>هر هفته چهره‌هایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمی‌آورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل می‌دهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهره‌ای می‌رود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ مهران مدیری که حضورش در یک برنامه اینترنتی، پیش از پخش، خودش به خبر تبدیل شد، محسن تنابنده با یک تکذیب کوتاه اما معنادار، دوباره فاصله‌اش با تلویزیون را پررنگ کرد؛ علیرضا قربانی با تیتراژی شنیدنی و حذف ناگهانی‌اش، بحث مجوز و صدا را به مرکز توجه آورد و الیکا عبدالرزاقی با خنده‌های صادقانه‌اش، هم دل مخاطب را برد و هم نقدها را به‌دنبال داشت و سجاد بابایی که با سکوتی طولانی و بیانیه‌ای محترمانه، ورق یک حاشیه فرسایشی را برگرداند.</p>
<h3><strong>مهران مدیری؛ تطهیر «ناکوک» دبی با «کوک» قیاسی</strong></h3>
<p>خواه‌ناخواه مهران مدیری به نقطه‌ای از زیست رسانه‌ای رسیده که هر حضورش، حتی کوتاه و کنترل‌شده، موجی از واکنش و تحلیل به‌راه می‌اندازد. این هفته، حضور او در قسمت پایانی برنامه «پامپ» به میزبانی امیرحسین قیاسی، بمب خبری بود. ابتدای هفته، امیرحسین قیاسی با انتشار عکسی از مدیری با استایلی متفاوت، خبر از حضور او در آخرین قسمت برنامه «پامپ» داد؛ خبری که پیش از پخش، خودش تبدیل به سوژه اصلی شبکه‌های اجتماعی شد. بسیاری تعجب کردند؛ مدیری که معمولاً با غروری نفوذناپذیر شناخته می‌شود سال‌هاست مهمان هر برنامه‌ای نمی‌شود و آخرین حضورهایش به «کتاب‌باز» سروش صحت و «خندوانه» رامبد جوان برمی‌گشت؛ آن هم با فاصله‌ای طولانی. همین «نرفتن‌ها» باعث شده بود رفتن او به برنامه یک مجری جوان و تازه‌کار، عجیب و هیجان‌انگیز به نظر برسد. اما با پخش برنامه، تکه‌ویدیوها به‌سرعت فضای مجازی را گرفت. تصویری که «پامپ» از مدیری ساخت، مدیریِ جدی و دور از شوخی همیشگی نبود؛ بلکه نسخه‌ای فان‌تر، خندان‌تر و همراه‌تر. قیاسی هم برخلاف تصور، دست‌وپایش بسته نبود و توانست بازی را مدیریت کند؛ حتی گاهی با همان شوخی‌های تند مدیری، او را به چالش بکشد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/12/Modiri-Pump.jpg" data-rel="lightbox-0" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-177805" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/12/Modiri-Pump.jpg" alt="Modiri-Pump" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>مدیری در این گفت‌وگو، از فیلم‌ها و سریال‌هایش گفت، به «شب‌های برره» و «قهوه تلخ» اشاره کرد و جمله‌ای گفت که مثل بسیاری از جملاتش وایرال شد: «من اصلاً کمدی دوست ندارم و تابه حال کمدی ندیده و نمی‌بینم؛ اتفاقی وارد این مسیر شدم.» همان‌قدر که این حرف پارادوکسیکال است، نشان‌دهنده شخصیت پیچیده مدیری است؛ هنرمندی که در دل کمدی، جدی‌ترین نگاه‌ها را دارد.</p>
<p>اما هوشمندانه‌ترین بخش این حضور، زمان‌بندی آن بود. مدیری پس از حاشیه‌های کنسرت دبی و نقدهایی که به خوانندگی‌اش شد، با یک گفت‌وگوی فان و کنترل‌شده، تصویر تازه‌ای از خود ساخت و آن حاشیه‌ها را شست و تصویر ذهنی جدید از او ایجاد کرد. برای نسل تازه‌تر مخاطبان، او دوباره «جذاب» شد؛ ستاره‌ای که بلد است در زمان مناسب، روایت را به نفع خود تغییر دهد.</p>
<h3><strong>الیکا عبدالرزاقی؛ خنده‌هایی که جای نقش را گرفته‌اند</strong></h3>
<p>اگر این هفته در شبکه‌های اجتماعی گشتی زده باشید، بعید است خنده‌های ممتد و ویدیوهای وایرال الیکا عبدالرزاقی در برنامه «کلوزفرند» را ندیده باشید. دومین قسمت این تاک‌شوی اینترنتی با اجرای امیرمهدی ژوله، به‌واسطه حضور الیکا، به‌مراتب بیشتر از قسمت اول دیده شد؛ تا جایی که بسیاری اصلاً از همین ویدیوها متوجه شروع برنامه شدند.</p>
<p>گفت‌وگوی ژوله و عبدالرزاقی به‌شدت صمیمی، بی‌پرده و فان بود. الیکا در روایت خاطراتش، چیزی برای پنهان‌کردن نداشت؛ حتی جایی که از فوت پدرش می‌گفت، آن‌قدر خندید که ژوله هم خندید و جمله‌ای گفت که وایرال شد: «چرا با ناراحتی‌هامون مردم رو ناراحت کنیم؟» این تصویر از پذیرش زندگی، برای بخشی از مخاطبان دوست‌داشتنی و آرامش‌بخش بود.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/12/Elika-CloseFriend.jpg" data-rel="lightbox-1" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-177806" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/12/Elika-CloseFriend.jpg" alt="Elika-CloseFriend" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>اما در کنار این استقبال، موجی از نقد هم شکل گرفت. بسیاری نوشتند تاک‌شوهای اینترنتی بیش از حد زیاد شده و چهره‌هایی مثل الیکا، به مهمانان تکراری این فضا بدل شده‌اند. از «اسکار» مهران مدیری گرفته تا «جوکر»، «شب‌های مافیا»، «شام ایرانی» و حالا «کلوزفرند»، عبدالرزاقی تقریباً همه‌جا هست.</p>
<p>واقعیت این است که نقطه اوج کارنامه بازیگری او به سال ۱۳۸۹ و نقش فخرالتاج در «قهوه تلخ» برمی‌گردد؛ نقشی پرجزئیات، تاریخی و دقیق که تمام تجربه تئاتری‌اش را به نمایش گذاشت. اما پس از آن، مسیر انتخاب‌هایش آرام‌آرام به سمت رئالیتی‌شوها و برنامه‌های کم‌زحمت رفت. امروز از آن قدرت بازیگری کمتر نشانی هست و در عوض، خنده‌های کش‌دار جای نقش‌ها را گرفته‌اند.</p>
<p>با همه این‌ها، صداقت و حال خوب الیکا برای مخاطب کار می‌کند؛ اما سؤال جدی باقی است: آیا او می‌خواهد فقط «مهمان محبوب تاک‌شوها» بماند یا دوباره به بازیگری بازخواهد گشت. نقش خوبی به او پیشنهاد خواهد شد؟</p>
<h3><strong>محسن تنابنده؛ وقتی «نقی معمولی» مدیریت «غیرمعمولی» را تکذیب می‌کند</strong></h3>
<p>محسن تنابنده این هفته نشان داد که در دنیای واقعی هم به اندازه شخصیت‌هایش، صریح و چالش‌گر است. ماجرا از جایی شروع شد که پیمان جبلی، رئیس سازمان صداوسیما، از تولید سریالی با محوریت «جنگ تحمیلی ۱۲ روزه» خبر داد و اعلام کرد که «به احتمال زیاد» کارگردانی آن بر عهده محسن تنابنده خواهد بود؛ پروژه‌ای که برای نوروز ۱۴۰۵ در نظر گرفته شده است. این اظهارات به‌سرعت در رسانه‌ها بازنشر شد؛ طبیعی هم بود، وقتی رئیس صداوسیما چنین خبری می‌دهد، رسانه‌ها آن را جدی می‌گیرند. اما ساعتی بعد، تنابنده با واکنشی صریح، این خبر را تکذیب کرد و گفت نه قراردادی دارد و نه توافقی برای ساخت چنین سریالی؛ او تا پایان فروردین درگیر پروژه‌ای در شبکه نمایش خانگی است.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/12/Tanabandeh.jpg" data-rel="lightbox-2" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-177807" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/12/Tanabandeh.jpg" alt="Tanabandeh" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>همین تکذیب، از سوی بسیاری به‌عنوان طعنه‌ای آشکار به جبلی تعبیر شد؛ طعنه‌ای از هنرمندی که سال‌هاست رابطه‌ای پرنوسان با تلویزیون دارد. تنابنده هم‌زمان با نگارش و بازی در سریال «کندو»، داوری برنامه وعده داده شده استندآپ رامبد جوان و احتمالاً فیلمنامه «پایتخت ۸» را در دست دارد. با این حجم کار، ساخت سریالی جدید عملاً ممکن نیست.</p>
<p>آنچه این ماجرا را مهم‌تر می‌کند، جایگاه تنابنده در ذهن مخاطب عام است. محبوبیت او بیش از هر چیز به «پایتخت» گره خورده؛ سریالی که نبود یا بودنش هر سال خبرساز می‌شود. حالا که خبر عدم تولید پایتخت در امسال هم شنیده می‌شود، فاصله تنابنده و تلویزیون بیشتر به چشم می‌آید. این حاشیه نشان داد تنابنده دیگر هنرمندی نیست که صرفاً منتظر اعلام پروژه‌ها بماند؛ او روایت خودش را می‌سازد و وقتی لازم بداند، بی‌واسطه آن را اصلاح می‌کند. باید دید این نازکردن‌ها به بازگشت ختم می‌شود یا فاصله، طولانی‌تر از همیشه خواهد شد.</p>
<h3><strong>علیرضا قربانی؛ صدایی که حتی حاشیه هم به آن کمک می‌کند</strong></h3>
<p>در روزگاری که موسیقی مستقل کمتر شنیده می‌شود، تیتراژ سریال‌ها هنوز یکی از مؤثرترین مسیرهای ارتباط با مخاطب است. دوشنبه این هفته، با پخش قسمت سوم سریال «هزار و یک شب» به کارگردانی مصطفی کیایی، قطعه‌ای با صدای علیرضا قربانی و سحر بروجردی(محمدی) به‌عنوان تیتراژ رسمی سریال منتشر شد؛ قطعه‌ای هم‌نام سریال که خیلی زود مورد توجه قرار گرفت.</p>
<p>«هزار و یک شب» با آهنگسازی سهراب پورناظری، شعر حسین غیاثی و اجرای ارکستر سمفونیک آرت بوداپست، دقیقاً همان حال‌وهوای آشنای آثار قربانی را دارد؛ پرمعنا، کش‌دار و روایت‌محور. این قطعه نه‌فقط مکمل سریال، که روایتی مستقل از قصه عشق و انتظار است. اما این اثر بی‌حاشیه نماند. تنها دقایقی پس از انتشار، قطعه از صفحات رسمی قربانی حذف شد. گمانه‌زنی‌ها خیلی زود آغاز شد؛ از مسائل مربوط به مجوز تا حضور خواننده زن به‌صورت دوخوانی مستقل، نه هم‌خوانی. با این حال، قطعه همچنان در نسخه پخش‌شده سریال باقی مانده و در بسترهای دیگر دست‌به‌دست می‌شود.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/12/Ghorbani.jpg" data-rel="lightbox-3" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-177808" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/12/Ghorbani.jpg" alt="Ghorbani" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>این حذف ناگهانی، عطش شنیدن را بیشتر کرد. شاید اگر قطعه بی‌حاشیه منتشر می‌شد، این‌همه دیده نمی‌شد. قربانی از معدود خوانندگانی است که حضورش در تیتراژ، هم برای کارگردان ریسک مطمئن است و هم برای مخاطب، نوستالژیک.</p>
<p>واقعیت این است که صدای قربانی، مخصوص لحظات عاشقانه و اندوهگین روایت‌هاست؛ صدایی که بلد است قصه را جلو ببرد. حاشیه‌ها شاید گذرا باشند، اما «هزار و یک شب» بار دیگر نشان داد چرا هنوز هم نام او، انتخاب اول بسیاری از سریال‌سازها برای تیتراژ یا قطعه‌ای در میانه فیلم و سریال است.</p>
<h3><strong>سجاد بابایی؛ نجابت سیاوش در برابر هیاهوی شغال</strong></h3>
<p>نام سجاد بابایی ماه‌هاست با حاشیه سریال «شغال» گره خورده؛ حاشیه‌ای که با حذف نام او از تیتراژ آغاز شد و به اختلافات حقوقی کشید. حذف نامش از تیتراژ سریال «شغال» به کارگردانی بهرنگ توفیقی. اتفاقی عجیب برای بازیگری که نقش «سیاوش» را به‌عنوان یکی از ستون‌های اصلی روایت ایفا می‌کند و همچنان هم در سریال حضور دارد. حذف نام او، آن هم بی‌هیچ توضیح رسمی، از همان ابتدا پرسش‌برانگیز بود؛ اما بابایی ترجیح داد سکوت کند، سکوتی که چند ماه ادامه یافت و به بخشی از روایت این ماجرا بدل شد.</p>
<p>این سکوت زمانی شکست که علی طلوعی، تهیه‌کننده سریال، با انتشار بیانیه‌ای از رأی هیئت داوری خانه سینما سخن گفت و تلاش کرد روایت خود را رسمی و نهایی جلوه دهد. واکنش همایون اسعدیان، مدیرعامل خانه سینما، اما معادله را پیچیده‌تر کرد؛ او این اقدام را غیرحرفه‌ای خواند و یادآور شد که شکایت متقابل سجاد بابایی نیز در جریان است. درست در همین بزنگاه، بابایی تصمیم گرفت حرف بزند؛ نه با لحن تهاجمی، بلکه با متنی با ادبیات و لحنی با اصالت تئاتری، صریح و اخلاق محور که به‌سرعت در فضای مجازی دست‌به‌دست شد.</p>
<p><a href="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/12/Sajad-Shoghal.jpg" data-rel="lightbox-4" title=""><img class="aligncenter size-full wp-image-177809" src="http://sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2025/12/Sajad-Shoghal.jpg" alt="Sajad-Shoghal" width="1000" height="666" /></a></p>
<p>او از حذف «ناجوانمردانه» نامش گفت، از پایمال شدن حقوق مادی و معنوی‌اش، و از انتخاب آگاهانه سکوت در برابر هیاهو. جمله‌ای که بیش از همه ماند: «شاید نامم را بتوانند پاک کنند، ولی اثرم را نه.» این موضع‌گیری، تصویری از بازیگری ساخت که خود را نه محصول جنجال، بلکه متعهد به کار و مسیر حرفه‌ای می‌داند؛ بازیگری که تأکید می‌کند هرگز «نفروخته» و انتخاب‌هایش گواه زیست هنری اوست.</p>
<p>موج همدلی اما به همین‌جا ختم نشد. حمایت شبنم مقدمی، هم‌بازی او در نقش مادر سیاوش، به این روایت ضریب داد؛ پستی صمیمی که بابایی را «جوانی بی‌حاشیه و آرام» توصیف می‌کرد و آینده‌ای درخشان برایش می‌دید. اما امروز هم‌زمان، با پخش قسمت بیست‌ویکم «شغال»، حضور پررنگ سیاوش تمام شایعات درباره حذف زودهنگام شخصیت و استفاده از هوش مصنوعی برای ادامه سریال را فعلاً بی‌اعتبار کرد.</p>
<p>در نهایت، آنچه از این ماجرا باقی مانده، نه فقط یک اختلاف حقوقی حل‌نشده، بلکه تصویری روشن از منش حرفه‌ای سجاد بابایی است؛ بازیگری که هم‌زمان با حاشیه‌ها، به‌خاطر بازی‌اش در فیلم «مجنون» نامزد بهترین بازیگر مرد جشن حافظ شده. به‌نظر می‌رسد این جنجال‌ها، بیش از آن‌که مانعی برای مسیر او باشند، سکویی شدند برای دیده شدن سکوتی توامان با ادب که این‌بار، بلندتر از هر فریادی شنیده شد.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir/?p=177803">از خنده‌های ناتمام «الیکا» تا نجابت «سجاد» علیه هیاهوی «شغال»</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="http://www.sourehcinema.ir">سوره سینما</a> پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sourehcinema.ir/?feed=rss2&#038;p=177803</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
