سوره سینما

پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان

sourehcinema
تاریخ انتشار:۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ در ۱۲:۴۲ ب.ظ چاپ مطلب
درباره سریال «بی‌عاطفه» به کارگردانی کمال تبریزی؛

وقتی یک کارگردان جسور، قواعد ژانر را به چالش می‌کشد

Bi-Atefeh1

کمال تبریزی نشان می‌دهد که حتی یک داستان به ظاهر تکراری را می‌توان با افزودن خرده‌روایت‌های جنایی، انتقامی و روان‌شناختی به اثری چندژانره و غیرقابل پیش‌بینی تبدیل کرد.

سوره سینما – فرزانه متین : کمال تبریزی از کارگردانان جسور و پیشرو بعد از انقلاب اسلامی است که با فیلم طنازانه‌ی «لیلی با من است» در ژانر کمدی جنگی، نامش بر سر زبان‌ها افتاد و به تدریج با آثار متفاوتش در ژانرهای مختلف، تنها نامش، تضمین کیفیت و استاندار‌های آثارش بود. او با زبان انتقادی در فیلم‌هایش، بهترین بازی‌های بازیگران را در کارنامه‌ی هنری‌شان از آن‌ها گرفت. شخصیت‌های فیلمش از صادق مشکینی (پرویز پرستویی) تا رهی (شهاب حسینی) همگی دارای عمق بودند و بازی‌هایشان تاریخ سینما و تلویزیون ایران جاودانه شدند.

او از جمله کارگردانانی است که با زبان تند و تیزش به نرمی از خط قرمزها رد می‌شد از فیلم «مارمولک» ‌گرفته تا سریال «دوران سرکشی». او پس از آن که جا پای خود را با سینما و تلویزیون سفت کرد تصمیم گرفت شانس خود را در نمایش خانگی امتحان کند. حالا او در تجربه‌ جدی خود در نمایش خانگی با سریال «بی‌عاطفه»، گام بلندی در مسیری تازه برداشته است.

«بی‌عاطفه» با وجود ظاهری ساده، اثری پیچیده و لایه‌لایه است. تبریزی در این سریال آگاهانه سراغ موتیف‌های فیلمفارسی پیش از انقلاب می‌رود؛ نه از روی کلیشه، بلکه برای بازخوانی انتقادی کهن‌الگوی «عشق طبقاتی». او نشان می‌دهد که حتی یک داستان به ظاهر تکراری را می‌توان با افزودن خرده‌روایت‌های جنایی، انتقامی و روان‌شناختی به اثری چندژانره و غیرقابل پیش‌بینی تبدیل کرد. آمیختن درام عاشقانه با فضای کینه و قتل، شگردی هوشمندانه برای به چالش کشیدن مخاطب عادت‌کرده به روایت‌های خطی است.

Bi-Atefeh2

بازیگران باسابقه‌ی سریال درخشان‌اند: رضا کیانیان در نقش کامران و مریلا زارعی در نقش پروانه، اوج احساس و پیچیدگی را به تصویر می‌کشند. تبریزی بار دیگر ثابت می‌کند که می‌تواند از بازیگرانش بهترین اجراهای کارنامه‌شان را بگیرد. حتی حضور بازیگرانی مثل حامد بهداد در نقشی متفاوت، نشان از جسارت او در به چالش کشیدن تیپ‌های همیشگی دارد، کارگردان «فرش باد» نیز بازی‌های قابل قبولی از هنرپیشه‌های جوان نیز در فیلمش گرفته است.

فلش‌بک‌های متعدد، که در نگاهی سطحی شاید آفت روایت به نظر برسند، در «بی‌عاطفه» ابزاری برای عمق‌بخشی به شخصیت‌ها و تعلیقی هوشمندانه میان گذشته و حال هستند. گذشته‌ی جذاب بهرام و کامران نه حاشیه، که متن اصلی داستان را می‌سازد و باعث تعلیق می‌شوند. وقفه در پیشرفت رابطه‌ی علی و عاطفه نیز عامدانه است؛ تبریزی نمی‌خواهد عشقی زودهنگام و شعاری ارائه دهد، بلکه می‌کاود چگونه زخم‌های نسل قبل، عشق نسل بعد را معلق می‌کند.

Bi-Atefeh3

ریتم کند سریال آسیبی به درام  نمی‌زند. این شتاب‌زدگی‌زدایی، فرصتی است برای مخاطب تا با شخصیت‌ها نفس بکشد، در فضاسازی غرق شود و لذت کشف تدریجی رازها را تجربه کند. در روزگاری که سریال‌ها اغلب قربانی سرعت و سطحی‌نگری می‌شوند، «بی‌عاطفه» نفس عمیقی از جنس سینمای کلاسیک ایرانی است.

واقعیت این است که «بی‌عاطفه» به تهیه‌کنندگی محمدصادق میرکریمی و نویسندگی امیرعباس پیام شاید برای مخاطب خسته از فلش‌بک و داستان‌های چندشاخه دشوار باشد، اما نمی‌توان انکار کرد که تبریزی حتی در نمایش خانگی نیز تن به تکرار نداده و اثری به یادماندنی و متفاوت آفریده است و ساختار فرمی آن نسبت به سایر سریال‌های دیگر قابل قبول‌تر است. او در این امتحان مردود نیست؛ او مسیر تازه‌ای در نمایش خانگی را گشوده و مخاطبان نیز منتظر سایر سریال‌های ساختِ وی خواهند بود.