سوره سینما

پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان

sourehcinema
تاریخ انتشار:۱۰ مرداد ۱۴۰۵ در ۱۲:۱۲ ب.ظ چاپ مطلب
سوره سینما گزارش می‌دهد؛

وقتی زمان از فیلم‌ها جلو می‌زند؛ از «صد سال به این سال‌ها» تا «لباس شخصی»

SadSal-Shakhsi

«صد سال به این سال‌ها» و «لباس شخصی» جزو فیلم‌هایی هستند که سال‌ها پشت درهای بسته ماندند و وقتی رسیدند، سینما دیگر همان سینمای سابق نبود.

به گزارش سوره سینما، در سینمای ایران، همیشه فیلم‌هایی بوده‌اند که مخاطب برای دیدنشان سال‌ها انتظار کشیده است؛ آثاری که ساخته شدند، در جشنواره‌ها به نمایش درآمدند، خبرهای زیادی درباره‌شان منتشر شد، اما هر بار به دلیلی از اکران بازماندند. بعضی از آن‌ها پس از چند سال سرانجام راه خود را به پرده سینما یا پلتفرم‌های آنلاین باز کردند و بعضی دیگر هنوز هم در انتظار مجوز نمایش هستند.

این روزها، اکران آنلاین فیلم «صد سال به این سال‌ها» ساخته سامان مقدم بار دیگر این سؤال قدیمی را زنده کرده است؛ فیلمی که سال‌ها فرصت دیده شدن را از دست داده، وقتی بالاخره به نمایش درمی‌آید، آیا هنوز همان تأثیر گذشته را دارد؟

از سوی دیگر، «لباس شخصی» ساخته امیرعباس ربیعی نیز پس از حدود هفت سال انتظار، سرانجام توانست رنگ اکران عمومی را ببیند؛ فیلمی که نخستین‌بار در جشنواره فجر ۱۳۹۸ رونمایی شد اما تا تابستان ۱۴۰۵ امکان نمایش عمومی پیدا نکرد.

این دو فیلم، تنها دو نمونه از پدیده‌ای هستند که سال‌هاست بخشی از تاریخ سینمای ایران را شکل داده است؛ فیلم‌های دیررس.

«صد سال به این سال‌ها»؛ فیلمی که دو دهه منتظر ماند

شاید کمتر فیلمی در سینمای ایران به اندازه «صد سال به این سال‌ها» طعم انتظار را چشیده باشد.

سامان مقدم این فیلم را در میانه دهه ۸۰ ساخت؛ اثری با بازی فاطمه معتمدآریا، پرویز پرستویی، رضا کیانیان، نگار جواهریان و جمعی از بازیگران شناخته‌شده که روایت زندگی زنی را در سه دهه از تاریخ معاصر ایران دنبال می‌کند.

فیلم هرگز فرصت اکران عمومی پیدا نکرد و سال‌ها نامش فقط در فهرست فیلم‌های توقیفی دیده می‌شد. حالا، پس از نزدیک به دو دهه، نه روی پرده سینما، بلکه از مسیر اکران آنلاین در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

Sad-Sal-Be-In-Salha

این اتفاق فقط یک اکران نیست؛ بلکه نمایش فیلمی است که به نسل دیگری تعلق دارد. بسیاری از بازیگران آن امروز در جایگاه متفاوتی قرار دارند، برخی از عوامل فیلم دیگر در قید حیات نیستند و فضای اجتماعی که فیلم درباره آن حرف می‌زد، بارها تغییر کرده است.

«لباس شخصی»؛ هفت سال فاصله میان جشنواره و گیشه

«لباس شخصی» نمونه تازه‌تری از همین وضعیت است. فیلم در جشنواره فیلم فجر ۱۳۹۸ رونمایی شد و همان زمان به‌عنوان یکی از آثار متفاوت سیاسی و امنیتی مورد توجه قرار گرفت. اما پس از جشنواره، مسیر اکران آن متوقف شد.

در این فاصله، امیرعباس ربیعی دو فیلم دیگر یعنی «ضد» و «احمد» را ساخت و اکران کرد؛ در حالی که نخستین فیلم بلندش هنوز در انتظار مجوز نمایش بود.

سرانجام در تابستان ۱۴۰۵، پس از حدود هفت سال، «لباس شخصی» اکران عمومی خود را آغاز کرد.

Lebas-Shakhsi

نکته جالب اینجاست که مخاطبان، فیلمی را روی پرده دیدند که از نظر زمان تولید، متعلق به چند سال قبل بود؛ گویی بخشی از تاریخ سینمای ایران با تأخیر به نمایش درآمد.

وقتی فیلم پیر می‌شود

تأخیر در اکران فقط به معنای چند سال صبر نیست. فیلم، محصول زمان خودش است؛ از نوع روایت گرفته تا شوخی‌ها، طراحی صحنه، لباس، بازی بازیگران، تکنیک‌های فیلمبرداری و حتی دغدغه‌های اجتماعی.

وقتی یک فیلم پنج، هفت یا ده سال بعد اکران می‌شود، ناخواسته بخشی از تازگی خود را از دست می‌دهد. بازیگری که آن زمان یک چهره تازه بود، امروز ستاره‌ای شناخته‌شده است. کارگردانی که اولین فیلمش توقیف شد، شاید امروز چند فیلم دیگر ساخته باشد. حتی مخاطب هم دیگر همان مخاطب سابق نیست.

به همین دلیل بدترین اتفاق برای یک فیلم، از دست دادن زمان مناسب نمایش است.

همه فیلم‌ها از انتظار سود نمی‌برند

گاهی تصور می‌شود که توقیف طولانی باعث کنجکاوی بیشتر مخاطبان می‌شود. این اتفاق در برخی آثار رخ داده است. اما در بسیاری از موارد، نتیجه برعکس بوده است.

فیلمی که قرار بود درباره مسائل روز جامعه حرف بزند، سال‌ها بعد دیگر موضوعیت گذشته را ندارد. شوخی‌ها قدیمی شده‌اند. فضای اجتماعی تغییر کرده است. حتی شیوه روایت برای مخاطب امروز کند و متعلق به دوره‌ای دیگر به نظر می‌رسد. در چنین شرایطی، فیلم بیشتر به یک سند تاریخی تبدیل می‌شود تا اثری که بتواند با گیشه امروز رقابت کند.

«صد سال به این سال‌ها» و «لباس شخصی» تنها نمونه‌های این فهرست نیستند.

در دو دهه گذشته، فیلم‌های متعددی با تأخیرهای طولانی روبه‌رو شدند که ازجمله آن‌ها می‌توان به «عصبانی نیستم»، «آشغال‌های دوست‌داشتنی»، «زادبوم»، «خانه پدری»، «سنتوری»، «قاتل و وحشی» و … اشاره کرد.

یک خسارت پنهان برای سینما

تأخیر در اکران فقط به سازندگان فیلم آسیب نمی‌زند.  سینمای ایران نیز بخشی از حافظه تاریخی خود را از دست می‌دهد. فیلم‌ها قرار است بازتاب زمانه خود باشند. وقتی سال‌ها بعد دیده می‌شوند، ارتباط طبیعی میان اثر و مخاطب از بین می‌رود.

از سوی دیگر، سرمایه‌گذاران نیز با افزایش هزینه‌ها، تغییر ارزش پول و از بین رفتن فرصت‌های تبلیغاتی، متحمل خسارت می‌شوند.

حتی بازیگران و عوامل فیلم هم دیگر نمی‌توانند از ظرفیت رسانه‌ای همان زمان برای معرفی اثر استفاده کنند.

آیا اکران آنلاین پایان انتظار است؟

اکران آنلاین «صد سال به این سال‌ها» شاید نشان دهد که مسیر تازه‌ای برای فیلم‌های سال‌ها توقیف‌شده باز شده است.

پلتفرم‌های نمایش خانگی می‌توانند فرصتی باشند تا آثاری که امکان اکران گسترده سینمایی ندارند، بالاخره به دست مخاطب برسند. اما واقعیت این است که هیچ نمایش آنلاینی نمی‌تواند جای فرصت از دست‌رفته اکران در زمان مناسب را بگیرد.

«صد سال به این سال‌ها» و «لباس شخصی» بیش از آنکه فقط دو فیلم باشند، یادآور واقعیتی قدیمی در سینمای ایران هستند؛ اینکه گاهی بزرگ‌ترین دشمن یک فیلم، نه کیفیت آن است و نه رقیبانش، بلکه زمان است.

وقتی یک اثر سال‌ها پشت درهای بسته می‌ماند، تنها نمایش آن به تعویق نمی‌افتد؛ بخشی از امکان تأثیرگذاری، گفت‌وگو با مخاطب و حتی جایگاهش در تاریخ سینما نیز از دست می‌رود. شاید به همین دلیل است که در سینما، گاهی دیر رسیدن، تفاوت چندانی با هرگز نرسیدن ندارد.


پاسخ دهید