سوره سینما

پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان

sourehcinema
تاریخ انتشار:۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ در ۱۱:۴۹ ق.ظ چاپ مطلب
سوره سینما گزارش می‌دهد؛

ادبیات چگونه به سینما و تلویزیون جان تازه بخشید/ پیوند ناگسستنی کلمه با تصویر

3Film-Adabiat

اگر سینمای ایران و جهان را بدون پشتوانه ادبیات تصور کنیم، جز قالبی تهی از روایت باقی نمی‌ماند. در این گزارش به پیوند ناگسستنی ادبیات و هنر و بیان نمونه‌های آن در سینمای ایران و جهان پرداخته‌ایم.

به گزارش سوره سینما، روز ۲۵ اردیبهشت، در تقویم ما با بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی همراه است و هم‌زمان با این رویداد واکاوی نسبت ادبیات با سینما و تلویزیون، خالی از لطف نیست.

ادبیات فارسی با قدمتی هزاران ساله و سرمایه‌های عظیم حماسی، غنایی و عرفانی، همواره منبع الهام‌بخش برای هنرهای تصویری بوده است. از شاهنامه فردوسی و مولانا تا آثار نیما یوشیج و… این گنجینه بی‌نظیر، خمیرمایه اصلی روایت‌های سینمایی را در ایران شکل داده و در سطح جهانی نیز موردتوجه قرار گرفته است.

تأثیر ادبیات بر سینمای جهان

در تاریخ سینمای جهان، ادبیات همواره مهم‌ترین منبع برای فیلمنامه‌ها بوده است. از آثار شکسپیر که صدها بار اقتباس شده مانند «هملت»، «رومئو و ژولیت» و… تا رمان‌های کلاسیک قرن نوزدهم مانند «بینوایان» ویکتور هوگو و «جنگ و صلح» تولستوی، سینما همواره برای دستیابی به عمق روایی و شخصیت‌پردازی غنی به ادبیات پناه برده است. در سینمای روسیه نیز آثار داستایفسکی و تولستوی الهام‌بخش فیلم‌سازانی چون آندری تارکوفسکی بوده و در سینمای ایتالیا نیز لئوپاردی و دانته، پایه‌های تفکر بصری فیلم‌سازانی مانند پیر پائولو پازولینی را شکل داده و همچنین در سینمای آمریکا نیز ادبیات کلاسیک آمریکایی از فیتزجرالد («گتسبی بزرگ») تا همینگوی («پیرمرد و دریا») بارها دستمایه ساخت فیلم‌های ماندگار شده است.

The-Lord-of-the-Rings

برخی از مطرح‌ترین اقتباس‌هایی که در سینمای جهان اتفاق افتاده عبارت است از  سه‌گانه «ارباب حلقه‌ها» (The Lord of the Rings) برگرفته از کتابی اثر جی. آر. آر. تالکین که این سه‌گانه برنده ۱۷ جایزه اسکار شد. یکی دیگر از نمونه‌های بی‌نظیر آن «پدرخوانده» (The Godfather) براساس کتابی اثر ماریو پوزو و با کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا است. «هری پاتر» (Harry Potter) برگرفته از کتاب جی. کی. رولینگ، «بربادرفته» (Gone with the Wind) براساس کتابی از مارگارت میچل، «رستگاری در شاوشنک» (The Shawshank Redemption) برگرفته از رمان کوتاه «ریتا هیورث و نجات از شاوشنک»، «بازی تاج‌وتخت» (Game of Thrones) براساس مجموعه رمان «ترانه یخ و آتش» اثر جورج آر. آر. مارتین نیز از نمونه‌های شاخص این دسته به حساب می‌آیند.

سینمای ایران؛ تداوم سنت ادبی در قاب تصویر

شاهنامه و سینمای حماسی؛ شاهنامه فردوسی به عنوان سند هویت ملی ایران، همواره منبع الهام فیلم‌سازان ایرانی بوده است. اگرچه در سینمای پیش از انقلاب آثاری با مضامین حماسی ساخته می‌شد، اما در سال‌های اخیر نیز تولید تئاتر، سریال‌ها و فیلم‌هایی با اقتباس از داستان‌های شاهنامه (مانند رستم و سهراب، سیاوش) در دستور کار قرار گرفته است.

بوف کور و سینمای روشنفکری؛ رمان «بوف کور» نوشته صادق هدایت به عنوان یکی از مهم‌ترین آثار ادبیات مدرن ایران، نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری فضای سورئال و کابوس‌وار در سینمای ایران داشته است. فضای رویاگونه، تنهایی و بن‌بست وجودی در این اثر، به وضوح در فیلم‌های موج نوی ایران (اواخر دهه ۴۰ و اوایل دهه ۵۰ شمسی) دیده می‌شود و تا امروز نیز فیلم‌سازان متأخر از آن تأثیر پذیرفته‌اند.

شاعران معاصر؛ شعر نیما یوشیج، شاملو، فروغ فرخزاد و سهراب سپهری با نگاه نمادین و طبیعت‌گرای خود، فضاسازی و کندوکاو در لحظات روزمره را به سینمای ایران تزریق کرده‌اند. بسیاری از فیلم‌سازان شاخص دهه‌های ۶۰ و ۷۰ (مانند عباس کیارستمی و بهرام بیضایی) وامدار این نگاه شاعرانه به زندگی روزمره و طبیعت هستند.

ادبیات و هویت ملی در تلویزیون و سینمای ایران

تلویزیون نیز سابقه طولانی در بهره‌گیری از ادبیات کلاسیک و معاصر دارد: سریال‌های تاریخی-ادبی: «امیرکبیر»، «هزاردستان»، «سربداران».

Gaav

از طرف دیگر اقتباس ادبی در سینمای ایران نیز سابقه‌ای طولانی دارد و به دهه‌های ابتدایی شکل‌گیری سینمای حرفه‌ای ایران بازمی‌گردد. فیلم «گاو» ساخته داریوش مهرجویی در سال ۱۳۴۸ که از داستان «عزاداران بیل» غلامحسین ساعدی اقتباس شده بود، نقطه عطفی در این زمینه محسوب می‌شود.

ازجمله مهم‌ترین فیلم‌های ایرانی که در این فهرست قرار می‌گیرند می‌توان به «گاو» (داریوش مهرجویی، ۱۳۴۸)، «شازده احتجاب» (بهمن فرمان‌آرا، ۱۳۵۳)، «گاوخونی» (بهروز افخمی، ۱۳۸۱)، «شب‌های روشن» (فرزاد مؤتمن، ۱۳۸۱)، «تنگسیر» (امیر نادری، ۱۳۵۲)، «داش آکل» (مسعود کیمیایی، ۱۳۵۰)، «مهمان مامان» (داریوش مهرجویی، ۱۳۸۲)، «آرامش در حضور دیگران» (ناصر تقوایی، ۱۳۵۱)، «درخت گلابی» (داریوش مهرجویی، ۱۳۷۶)، «خواهران غریب» (کیومرث پوراحمد ۱۳۷۴)، «فروشنده» (اصغر فرهادی ۱۳۹۴)، «اینجا بدون من» (بهرام توکلی ۱۳۸۹)، «بی همه چیز» (محسن قرایی ۱۳۹۹)، «باغ کیانوش» (رضا کشاورز حداد ۱۴۰۲)، «آپاراتچی» (قربانعلی طاهرفر ۱۴۰۲)، «چشم‌هایش» (بهمن فرمان‌آرا، ۱۴۰۴) و… اشاره کرد.

نسبت ادبیات و سینما در ایران، نسبت عاشق و معشوق است. این پیوند عمیق به قدری ریشه‌دار است که می‌توان ادعا کرد سینمای ایران بدون پشتوانه ادبیات فارسی، سینما نبود.