سوره سینما

پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان

logotext
تاریخ انتشار:۱۷ بهمن ۱۳۹۱ در ۹:۲۲ ق.ظ چاپ مطلب
یادداشت میهمان/

«حوض نقاشی»؛ یک عاشقانه دوست داشتنی

hoze-naghashi

فیلم سینمایی «حوض نقاشی» به کارگردانی مازیار میری عاشقانه‌ای تحسین برانگیز در ستایش خانواده است.

سوره سینما- فیلم سینمایی «حوض نقاشی»، عاشقانه ای دوست داشتنی و تحسین برانگیز است و می تواند مخاطب عام و خاص را با خود همراه کند. منوچهر محمدی تهیه‌کننده ای حرفه‌ای است که همکاری او با حوزه هنری، منجر به تولید فیلمی زیبا و به یاد ماندنی شده است. بازی شهاب حسینی در نقش رضا در این فیلم بی‌نظیر است و البته نگار جواهریان هم در نقش مریم به زیبایی توانسته با او همراهی کند، اگرچه جواهریان گاهی در ایفای نقش خود دچار لکنت است و از نقش بیرون می‌زند، اما در عین حال، شخصیت پردازی درست زنانه او با استفاده به جا از رنگ، بویژه دکمه‌ها و مدادهای رنگی و حتی رنگ‌بندی در آشپزی مثل درست کردن کتلت و پیتزا و همینطور توجه ویژه اش به جزئیات از جمله بند کفش سهیل، چسب زدن دفتر نقاشی پاره شده یا مرتب بودن وسائل و در عین حال زیبا بودن آشپزخانه مثل استفاده از نقاشی روی دیوار آن، سینمایی و هنرمندانه است.

حامد محمدی در مقام فیلمنامه‌نویس به خوبی توانسته قصه‌ای دراماتیک با چفت و بست‌های لازم خلق کرده و در آن، به مسائل مختلف اجتماعی از جمله مساله اشتغال و گرانی در کنار توجه به جزئیات زندگی زناشویی و نحوه معاشرت والدین با فرزندان هم توجه داشته باشد که ماحصل این متن، با اجرای قابل قبول مازیار میری در مقام کارگردان همراه است. «حوض نقاشی» در حقیقت به تصویر کشیدن ضرب المثل «خواستن، توانستن است» هست تا آنجا که هم رضا برای راندن موتور تلاش دارد و هم مریم می‌تواند عبور از عرض خیابان را برای رسیدن به فرزندش و در عین حال عبور از پلکان عمودی بلند حیاط را برای رسیدن به همسرش طی کند.

نگاه سینمایی به این ضرب المثل البته در سکانس پایانی هم به اوج می‌رسد تا جایی که با حرکت عمودی رو به بالای دوربین، هم گمشدگی این خانواده دوست داشتنی در اجتماع دیده می‌شود و هم یادآور نگاه پروردگار به زمینیان و تداعی استفاده از عبارت «یا مالک یوم الدین» در تیتراژ ابتدایی فیلم است. فیلم سرشار از سکانس‌های به یاد ماندنی است که سکانس دیالوگ رضا و مریم از پشت شیشه و بوسه رضا بر دستان مریم یا دیالوگ دو نفره آنان در خانه درباره اینکه سهیل پدر و مادر دیگری را انتخاب کرده و حرکت رضا برای بوسه زدن بر پای مریم از آن جمله است، اما بدون تردید به یاد ماندنی ترین سکانس، مونولوگ پدر با پسر از پشت شیشه کلاس، در حیاط مدرسه است و این در حالی است که مادر هم ناظر بر این صحنه است.

جمله به یاد ماندنی «با هم بسازید»  که توصیه منحصر به فرد یکی از بزرگان به زوج های جوان است  به زیبایی در فیلم گنجانده شده است که اشاره بار اول مریم در این باره، نوعی مقدمه چینی و آماده سازی مخاطب برای بیان این جمله از زبان رضا است. می‌توان گفت حوزه هنری با ساخت این فیلم ثابت کرد که هزینه کردن بودجه‌های ناچیز فرهنگی هنری برای تولیدات ارزشمند سینمایی، ممکن است و با برنامه ریزی درست، می توان به جای ساخت فیلم با موضوعات جعلی و غیر واقعی مانند خیانت در خانواده‌ها، فیلم‌هایی را روانه پرده نقره ای کرد که ماندگار باشد و مخاطبان بتوانند با خیال راحت و به همراه اعضای خانواده، از تماشای آن لذت ببرند و سینما را دوباره زنده کنند.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>