سوره سینما

پايگاه خبری تحلیلی سینمای ایران

logotext
تاریخ انتشار:۲۸ آبان ۱۳۹۷ در ۳:۰۰ ب.ظ چاپ مطلب
به بهانه حضور نقش خبرنگاری دیگر در یک مجموعه تلویزیونی؛

پرداخت ناشیانه فضای خبری در آثار نمایشی چه کمکی به فیلم و رسانه‌ها می‌کند؟

leila-otadi

نمایش خبرنگاران و فضاهای رسانه‌ای در برخی فیلم و سریال‌ها می‌تواند تاثیر قابل توجهی در شناخت مخاطب نسبت به فضای این حرفه داشته باشد اما متاسفانه با پرداخت‌های ضعیف ناشی از کم‌دانشی فیلمسازان و بازیگران، هنوز اثر درخوری را در این رابطه شاهد نیستیم.

به گزارش سوره سینما، فضای کار خبری و رسانه ای به دلیل هیجان و جذابیت های ذاتی اش برای عموم مردم جالب توجه است اما به دلیل تبعات، دشواری ها، عدم شناخت کافی و البته درآمد بسیار پایین این قشر؛  نسبت به سایر مشاغل کمتر کسی وارد این حرفه می شود. خبرنگاران و اهالی رسانه بنا به حوزه تخصصی که در آن فعالیت می کنند با قشرهای مختلف مردم سر و کار دارند و بیشتر واسطه ای برای بیان رویدادهای از نظر دورمانده هستند و هدف و اولویت شان بهبود و ارتقای شرایط است.

گهگاه فیلمسازان سینما و تلویزیون بنا به تعریفی که از شخصیت های قصه خود دارند لباس خبرنگاری را بر تن یکی از بازیگران کرده و تجربه نشان داده به ناشیانه ترین شکل ممکن از جوانب کار خبرنگاران و فضای رسانه سخن گفته اند. تازه ترین نمونه آن هم مجموعه تلویزیونی «حوالی پاییز» (که پیش تر با عنوان «بازگشت» رسانه ای شده بود) است و اتفاقا این نقش را به بازیگری سپرده که نه فقط درکی از فضای رسانه نداشته بلکه دل خوشی هم از خبرنگاران ندارد. کاراکتر شیرین در مجموعه «حوالی پاییز» خبرنگار سرد و خنثی یک خبرگزاری است که به دلیل یکی از گزارش هایش مورد عتاب سوژه و خانواده اش قرار می گیرد و کار به شکایت می رسد و … . نمایش این بخش جانبی قصه که اگر از سریال هم حذفش کنید لطمه ای به محتوا نمی زند؛ نشان می دهد نویسنده که از قضا کارگردان نیز هست یا هیچ اطلاع درستی درباره قوانین کار خبر و پرداخت سوژه ندارد یا بنا داشته شیرین را خبرنگاری غیرحرفه ای نشان دهد که هیچ از مسئولیت پذیری سر در نمی آورد و ملاحظات کار خود را نمی شناسد.

در قسمت اول سریال وقتی در گفت و گو با همکارش، مخاطب را از موضوع آگاه می کند؛ همکارش اشاره می کند که او فقط دنبال دردسر است. در حالی که چنین دردسرهای ناشیانه ای از خبرنگاری با این سن و سال خیلی بعید و دور از انتظار است که اگر چنین ویژگی مد نظر کارگردان بوده باید تمام به وجوه شخصیت پردازی نقش شیرین شک کرد. اینکه در ادامه قصه چه گفت و شنودهای با دبیر خود دارد هم بماند. اوج ناشیگری در قسمت آخر اتفاق می افتد. وقتی که قرار است یک کنفرانس خبری برگزار شود. اینکه اساسا چه منطقی پشت برگزاری آن است و چه خروجی خواهد داشت هم اولویت نگارنده نیست اما قبل از برگزاری؛ ساره می پرسد “چطوری بهشون (خبرنگاران) پول میدید؟” و یکی از جوان های جمع جواب می دهد “پول نمیخوان که. کارت هدیه» و دیگری می گوید “موضوع کنفرانس جذابه و خودشونم دوست دارن یه سهمی تو این کار داشته باشن”.

سوال اول اینکه چرا بی مقدمه باید حرف پول به میان بیاید؟ اگر پول دادن نشان تشکر از زحمات خبرنگارانی است که برای پوشش برنامه وقت می گذارند که این شیوه پرداخت مفهوم دیگری را تلقی می کند. سوال دوم، نویسنده از اعطای کارت هدیه به خبرنگاران چه برداشتی دارد که این سوال را از زبان عروس عرب خانواده به این شکل مطرح می کند؟ و جوابش هم کارت هدیه است. اگر این کنفرانس خبری در جهت کمک به شرایط بغرنجی است که در آن زمان جامعه درگیرش شده و پوشش رسانه ای آن در هنگامه فاجعه منا جزو رسالت های خبرنگاران متعهد است ادای چنین دیالوگی چه تاثیری در پیشبرد داستان دارد؟ و سوال مهمتر اینکه نمایش ناشیانه فضای خبری در سریال ها چه کمکی به فیلم و رسانه ها می کند؟

به نظر می رسد عوامل سریال به خصوص نویسندهً کارگردان و بازیگر به تماشای پوسته ظاهری کار خبر و خبرنگاران بسنده کرده و همین اندک دانش را برای ضمیمه کردن به دیگر جوانب کارشان کافی دانسته اند. اتفاقی که نه فقط در این مجموعه بلکه بارها در زمان های مختلف از برخی هنرمندان نمایشی بسیار شاهدش بودیم. هنرمندانی که اتفاقا به دلیل ناآگاهی از فضای خبر، معمولا رفتار درستی با خبرنگاران نداشته و اشتباهات خود را گردن رسانه می اندازند. شاید همین سطحی نگری است که گاهی اجازه نمی دهد رابطه درستی بین هنرمندان و رسانه ها شکل بگیرد. البته نباید از نظر دور داشت که یک طرفه به قاضی رفتن عادلانه نیست و رفتار غیرحرفه ای برخی خبرنگاران هم در برداشت اشتباه فیلمسازان و هنرمندان به شدت تاثیرگذار است.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>