به گزارش سوره سینما، درست یک سال پیش در چنین روزی بود که وطنمان ایران درگیر جنگ تحمیلی ۱۲ روزهای شد که عزیزان بسیاری را از ما گرفت و داغ بیشماری بر دلهایمان گذاشت.
در یک سال گذشته آثاری چون «قمارباز»، «نیمشب»، «سقف» و «کافه سلطان» در سینما و مستندهایی مانند «نامش زن»، «راش» و… به سراغ ثبت روزهای جنگ، زندگی مردم و پیامدهای آن رفتند. اما شاید مهمتر از تعداد آثار ساختهشده، این پرسش باشد که چرا اساساً پرداختن به جنگ ۱۲ روزه اهمیت دارد و چه روایتهایی هنوز ناگفته ماندهاند؟
جنگها تنها در خطوط مقدم رخ نمیدهند. آنچه در حافظه تاریخی یک ملت باقی میماند، صرفاً گزارش عملیات، آمار خسارتها یا روایت فرماندهان نیست؛ بلکه مجموعهای از تجربههای انسانی است که در لایههای مختلف جامعه شکل میگیرد. اگر این تجربهها ثبت نشوند، بخشی از واقعیت جنگ برای همیشه از دست خواهد رفت.
در سالهای گذشته، تجربه جنگ هشتساله ایران و عراق نشان داد که هرچه از زمان وقوع یک رویداد فاصله میگیریم، اهمیت ثبت روایتهای متنوع بیشتر میشود. بسیاری از داستانهایی که امروز درباره جنگ تحمیلی میشناسیم، سالها پس از پایان آن کشف و روایت شدند؛ از خاطرات مردم شهرهای مرزی گرفته تا روایت پزشکان، امدادگران، خبرنگاران، رانندگان، مادران و کودکانی که هیچگاه در مرکز توجه قرار نداشتند.
جنگ ۱۲ روزه نیز از همین جنس است. اگرچه مدت آن کوتاه بود، اما تأثیرات اجتماعی، روانی، فرهنگی و سیاسی آن بسیار فراتر از دوازده روز ادامه یافت و بهنوعی بستر ایجاد جنگ «رمضان» بود. به همین دلیل سینما، تلویزیون و مستندسازی باید از زاویههای مختلف به آن بپردازند.
یکی از مهمترین این زاویهها، زندگی مردم عادی است. در هر جنگی، شهروندان نخستین کسانی هستند که با اضطراب، ناامنی، مهاجرت موقت، قطع ارتباطات و نگرانی برای عزیزانشان مواجه میشوند. روایت خانوادههایی که شبها را در به چه صورت گذراندند، والدینی که تلاش کردند ترس را از فرزندانشان دور نگه دارند و مردمی که در میانه بحران به زندگی روزمره ادامه دادند، بخش مهمی از حافظه جمعی این دوره را شکل میدهد.
در کنار آن، نقش زنان در روزهای جنگ نیازمند توجه جدی است. بسیاری از روایتهای جنگی در طول تاریخ بر محور مردان شکل گرفتهاند، در حالی که زنان در بحرانها مسئولیتهای سنگینی را برعهده میگیرند؛ از مدیریت خانواده تا امدادرسانی، فعالیتهای داوطلبانه و حفظ انسجام اجتماعی. ثبت این تجربهها میتواند تصویری کاملتر از واقعیت جنگ ارائه دهد.
کودکان و نوجوانان نیز از دیگر گروههایی هستند که روایتشان کمتر شنیده میشود. جنگ برای نسل بزرگسال معنایی متفاوت از تجربه یک کودک دارد. ترس از صدای انفجار، تعطیلی مدرسه، نگرانی برای آینده و مواجهه ناگهانی با مفهوم مرگ، موضوعاتی هستند که میتوانند دستمایه آثار مهم سینمایی و مستند قرار بگیرند.
همچنین نباید از نقش رسانهها و خبرنگاران غافل شد. خبرنگارانی که در میدان حضور داشتند، تصویربردارانی که وقایع را ثبت کردند و فعالان رسانهای که در شرایط بحرانی اطلاعرسانی کردند، هرکدام بخشی از داستانی هستند که هنوز بهطور کامل روایت نشده است.
از سوی دیگر، روایت نیروهای امدادی، پزشکان، پرستاران و کارکنان خدمات شهری نیز اهمیت ویژهای دارد. در بسیاری از بحرانها، قهرمانان اصلی کسانی هستند که دور از دوربینها برای حفظ زندگی مردم تلاش میکنند. بیمارستانها، مراکز امدادی و تیمهای خدماتی در روزهای جنگ، خود میتوانند سوژه دهها فیلم و مستند باشند.
نکته مهم دیگر، ثبت تجربه شهرهاست. هر شهر جنگ را به شکلی متفاوت تجربه میکند. تهران، تبریز، اصفهان، شیراز یا شهرهای مرزی هرکدام حافظهای متفاوت از آن روزها دارند. ثبت این تفاوتها میتواند به شکلگیری تصویری چندلایه و واقعی از جنگ کمک کند.
سینمای مستند در این میان نقش ویژهای دارد. مستندها میتوانند پیش از آنکه خاطرات کمرنگ شوند، شاهدان را مقابل دوربین بنشانند و روایتهای دست اول را ثبت کنند. تجربه تاریخی نشان داده است که بسیاری از ارزشمندترین منابع پژوهشی درباره جنگها، نه گزارشهای رسمی بلکه روایتهای شفاهی و مستندهای میدانی بودهاند.
سینمای داستانی نیز وظیفه دیگری برعهده دارد؛ تبدیل واقعیتهای تاریخی به تجربهای انسانی و ماندگار. فیلمهای جنگی موفق جهان معمولاً آثاری هستند که از سطح نبرد فراتر میروند و به سراغ انسانها میروند؛ انسانهایی که در دل بحران با عشق، ترس، امید، فقدان و انتخابهای دشوار روبهرو میشوند. در نخستین سالگرد جنگ ۱۲ روزه، شاید مهمترین ضرورت فرهنگی نه صرفاً ساخت آثار بیشتر، بلکه ساخت آثار متنوعتر باشد. جنگ زمانی بهدرستی در حافظه یک ملت ثبت میشود که همه صداها فرصت شنیده شدن پیدا کنند؛ از فرمانده و سرباز تا مادر، کودک، پزشک، خبرنگار، راننده، معلم و شهروند عادی.
تاریخ را تنها پیروزیها و شکستها نمیسازند؛ تاریخ را روایتهایی میسازند که اگر امروز ثبت نشوند، فردا دیگر امکان بازسازیشان وجود نخواهد داشت. جنگ ۱۲ روزه نیز برای ماندن در حافظه جمعی، بیش از هر چیز به همین روایتهای متعدد، متنوع و انسانی نیاز دارد.
هرچند درباره جنگ «رمضان» نیز سریال هایی مانند «اهل ایران» نیز ساخته شد اما مواردی که ذکر شد درباره جنگ «رمضان» نیز صادق است و باید با هنر به سراغ روایت روزهایی رفت که در خاطره جمعی همه مان با غم و غرور ثبت شده است.
































میدان ولیعصر(عج)، خیابان شهیدان سازش، سازمان سینمایی سوره
۰۲۱۹۱۰۷۹۸۰۴
info@sourehcinema.ir