سوره سینما

پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان

sourehcinema
تاریخ انتشار:۳۰ خرداد ۱۴۰۵ در ۱۲:۵۲ ب.ظ چاپ مطلب

«مخالف‌خوان»؛ مجلس تعزیه حضرت علی‌اکبر (ع) به روایت یک آوازه‌خوان

Mokhalef-Khan

مستند «مخالف‌خوان» روایت تلاش‌های عزت‌الله صمصام لاشایی، از استادان نامدار تعزیه و آواز رشت است؛ فیلمی که ماکان عاشوری در آن از دل یک پروژه موسیقایی، به داستانی درباره وفاداری به اصول، تنهایی و مقاومت در برابر فراموشی رسیده است.

سوره سینما – مستند «مخالف‌خوان» درباره تعزیه‌خوانی و تلاش برای ثبت و حفظ اصالت‌های این هنر آیینی ساخته شده و کارگردانی آن را ماکان عاشوری بر عهده داشته است.

متن پیش رو یادداشتی از این فیلمساز درباره روند شکل‌گیری و تولید این مستند است:

«سال نود و سه بود و تازه برگشته بودم سرزمین مادری و رفقای قدیمی که بیست سالی می شد ندیده بودمشان یکی‌یکی سروکله شان پیدا می‌شد. از قضا یکی علی احمدی‌فر بود که موسیقیدان شده بود و آن‌موقع رئیس انجمن موسیقی گیلان هم بود. علی می‌خواست یک کاری توی حوزه‌ی تعزیه بکند که به نظرم جالب بود.

عزت‌اله خان صمصام لاشائی از سرآمدان و اساتید آواز رشت که هفت پشت و جد و آباداش تعزیه‌خوان بودند، قرار بود به سفارش انجمن موسیقی گیلان مجلس حضرت علی‌اکبر (ع) را تنظیم کند توی ردیف آوازی ایرانی. که مثلا یک رفرنسی باشد برای اهل موسیقی و تعزیه که درست اشعار را بخوانند.

از بُعد موسیقایی کار جالبی بود، اما از بعد فیلمیک صد در صدِ جذابیت مربوط می‌شد به خود استاد… این کاره باشی در همان نشست اول می‌فهمی که طرف فیلم‌خورش بالاست و دوربین دوستش دارد و آدم را گیر می‌اندازد…

فرض کنید پیرمردی جلوی شما بنشیند و دستش را بگذارد روی کلیات سعدی و بگوید به همین قرآن قسم… یا زل بزند توی چشمت و بگوید به شرافت و ملیتم قسم…

زنگ زدم به پژمان لشکری‌پور و گفتم میخواهم فیلم بسازم درباره تعزیه. پژمان گفت: «من به امام حسین بدهکارم و هستم پای کار». پژمان شد تهیه‌کننده و افتاد دنبال پول و اینطور شد که رفتم پای منبر استاد. با دوربین و بند و بساط صدا.

استاد پیر بود و الان هم به رحمت خدا رفته، اما انرژیش زیاد بود. برنامه مشخصی برای دیدار و گفت‌وگو نداشتیم. بیشتر اوقات یک یا دو یا سه بعد نیمه شب زنگ می‌زد و با صدای آرام می‌گفت که بروم پیشش. من هم نه نمی‌گفتم و می رفتم…

فرقی نمی‌کرد بیدار باشم یا هفت پادشاه را خواب ببینم… شال و کلاه می کردم و می رفتم. برای همین اکثر اوقات تنها بودم و خودم همه‌ی کارهای صدا و تصویر را می کردم… اسمش را نمی شد گذاشت چالش…

عادت دارم به اینجور فیلمسازی… اصلا اینجور مستندسازی را دوست دارم و تقریبا همه‌ی فیلم‌هایم را با گروه خیلی‌خیلی کوچک یا تک‌نفره می سازم… اصلا بعضی سوژه‌ها را نمی‌شود غیر از این مدل فیلم کرد…

استاد آدم حساسی بود… زود اشکش در می آمد… دل نازک بود و زود بهش بر می‌خورد… باید خیلی مراقبت می‌کردم که شکافی به دیوار اعتمادش نیفتد…

اطرافیانش که بهش قول داده بودند کمکش کنند، یکی یکی از دور و برش پراکنده شدند. چه تعزیه‌خوانان قدیمی و جدید، چه شاگردهای کلاس های آوازش…

گاهی سخت می‌شد که بی‌طرف بمانم و تنها نظاره کنم… یک ارتباطی بین من فیلمساز و سوژه شکل گرفته‌بود که سخت می‌شود توصیفش کرد؛ انگار خودم را در او می‌دیدم… آینده‌ی خیلی از آنها که شغل و زندگی و پول توی جیبشان به کار هنر گره خورده…

اما جنگجوی استاد زده بود بالا و با همه در افتاده بود که کار درست را بکند و ذره‌ای از استانداردهایش کوتاه نیاید… نه در تعزیه و نه در آواز تعزیه…

فیلم ما درباره واقعه‌ی کربلا و شهادت حسین علیه السلام و یارانش نبود، درباره حضرت علی‌اکبر (ع) نبود، اما درباره‌ی همه‌ی این‌ها بود، درباره اصول و ارزش‌های فراموش شده بود، درباره درست و غلط و خیر و شر بود، درباره دروغ‌ها و راست ها و نامردی‌ها و کج اندیشی‌ها بود، فیلم همه ی اینها بود و استاد تک و تنها میان این همه تضاد ساز مخالف کوک کرده بود و پای اصولش مانده بود.

استاد همه‌ی تلاشش را می‌کرد اما انگار زورش نمی‌رسید… این گزاره‌ای آشنا برای همه‌ی ما توی زندگی نیست؟ داستان دور همین گزاره بسط پیدا کرد و شد مستند بلند «مخالف خوان» با زمان ۸۰ دقیقه، که در زمان خودش مدیران گفتند:« قابل نمایش نیست و باید برود آرشیو و بایگانی بشود.»

اما چند وقت بعد سر از جشنواره ها درآورد و توی یکی با رای بیننده‌های جشنواره بین هفتاد هشتاد تا فیلم بلند مستند رسید به سه تای برتر و بعد  نمی‌دانم قهرمان شد یا دوم… گفتم که، خیلی وقت پیش فیلم را ساخته‌ام و سایه‌ای از اتفاقات تلخ و شیرین تو ذهنم مانده.

“پدرم وقتی مُرد، تعزیه هم مُرد، تمام شد رفت پی کارش آقا!!!… (دستش را گذاشت روی کلیات سعدی که همیشه رو میزش بود) به همین قرآن قسم… این را نه بخاطر اینکه پسر او هستم بگم… برید از هر کی میخواید بپرسید… (زل زد توی چشمهایم) به شرافت و ملیتم قسم…”

روح استاد شاد…»

از ماکان عاشوری، کارگردان و مدیر فیلمبرداری سینما و تلویزیون، آثاری چون «نیمروز و مَکران»، «وزرا جنگ»، «انسان و طبیعت»، «ایران از جنوب شرقی»، «کیمیا»، «ایران از شمال غربی»، «تخت سلیمان»، «آتش روی آب» و «پایان رود» تولید و عرضه شده است.

مستند «مخالف‌خوان» محصول مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی است و یکشنبه ۳۱ خرداد در موزه هنرهای معاصر تهران روی پرده می‌رود.


پاسخ دهید