سوره سینما

پایگاه خبری-تحلیلی سینمای ایران و جهان

sourehcinema
تاریخ انتشار:۳۰ تیر ۱۴۰۵ در ۱۰:۴۳ ق.ظ چاپ مطلب
سوره سینما گزارش می‌دهد؛

«لباس شخصی» و روایت حفره‌ها؛ هشداری که پس از هفت سال هنوز تازه است!

Lebas-Shakhsi

وقتی «لباس شخصی» در جشنواره سی‌وهشتم فجر به نمایش درآمد، برخی آن را از غافلگیری‌های آن دوره دانستند؛ فیلمی که برخلاف بسیاری از آثار سیاسی سینمای ایران، تلاش می‌کرد بیش از آنکه بر شعار تکیه کند، از قواعد یک تریلر امنیتی بهره ببرد. اما برخلاف انتظار، هفت سال از پرده دور ماند.

به گزارش سوره سینما، فیلم سینمایی «لباس شخصی» به کارگردانی امیرعباس ربیعی پس از هفت سال و به تازگی از روز چهارشنبه ۲۴ تیرماه به اکران درآمده و در این مدت زمان کوتاه نزدیک به ششصد میلیون تومان فروش داشته است.

امیرعباس ربیعی در نخستین فیلم بلندش نشان داد که به زبان سینما بیشتر از بیانیه‌نویسی علاقه دارد. او روایت را بر پایه تعلیق بنا می‌کند؛ اطلاعات را قطره‌چکانی در اختیار تماشاگر می‌گذارد و با جابه‌جایی مداوم مرز میان اعتماد و سوءظن، مخاطب را تا پایان درگیر نگه می‌دارد. ریتم فیلم، به‌ویژه در نیمه نخست، حساب‌شده است و تلاش می‌کند از الگوهای شناخته‌شده تریلرهای جاسوسی فاصله نگیرد.

داستان فیلم که در بستر یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخی دهه ۶۰ روایت می‌شود، تنها به بازسازی یک پرونده امنیتی اکتفا نمی‌کند؛ بلکه سعی دارد تصویری از فضای پرالتهاب آن سال‌ها، بی‌اعتمادی، نفوذ و تصمیم‌های دشوار را به نمایش بگذارد. همین انتخاب باعث شده «لباس شخصی» نسبت به بسیاری از آثار هم‌ژانر خود، از کشش روایی بیشتری برخوردار باشد.

یکی از نقاط قوت فیلم، طراحی صحنه، لباس و فضاسازی است. بازسازی تهران دهه ۶۰، انتخاب لوکیشن‌ها، رنگ‌بندی تصویر و جزئیات بصری، فضای فیلم را باورپذیر کرده‌اند و به مخاطب کمک می‌کنند در جهان اثر غرق شود. فیلمبرداری و نورپردازی نیز در خدمت همین فضای سرد و پراضطراب قرار گرفته و حس تعقیب و مراقبت دائمی را به خوبی منتقل می‌کند.

در بخش بازیگری نیز فیلم عملکرد قابل قبولی دارد. بازی‌ها اغلب کنترل‌شده و به دور از اغراق هستند؛ توماج دانش‌بهزادی و مهدی نصرتی بازیگران اصلی توانسته‌اند شخصیت مأموری را که میان وظیفه، تردید و فشارهای روانی گرفتار شده، با حداقل نمایش بیرونی خلق کنند. دیگر بازیگران نیز در چارچوب جهان واقع‌گرای فیلم باقی می‌مانند و اجازه نمی‌دهند شخصیت‌ها به تیپ‌های شعاری تبدیل شوند.

Lebas-Shakhsi2

با این حال، «لباس شخصی» بی‌نقص نیست. برخی شخصیت‌های فرعی فرصت کافی برای پرداخت پیدا نمی‌کنند و گاهی روایت، تحت تأثیر حجم اطلاعات تاریخی، از پرداخت عاطفی فاصله می‌گیرد. از سوی دیگر، کسانی که انتظار نگاهی چندصدایی‌تر به وقایع تاریخی دارند، احتمالاً فیلم را بیش‌ازاندازه وفادار به یک زاویه دید مشخص خواهند دانست.

اما فارغ از این نقدها، نمی‌توان انکار کرد که «لباس شخصی» تلاشی جدی برای تجربه ژانری کمتر آزموده‌شده در سینمای ایران است. فیلم به جای آنکه صرفاً بر دیالوگ‌های توضیحی تکیه کند، از میزانسن، تدوین، موسیقی و تعلیق برای پیشبرد داستان استفاده می‌کند؛ ویژگی‌ای که در آثار سیاسی و امنیتی سینمای ایران کمتر دیده می‌شود.

اکران دیرهنگام «لباس شخصی» شاید بخشی از تازگی اولیه آن را از بین برده باشد، اما کیفیت ساخت، فضاسازی دقیق و روایت پرتعلیقش همچنان آن را به اثری قابل تأمل تبدیل می‌کند. حالا که فیلم پس از هفت سال بالاخره فرصت دیده شدن پیدا کرده، شاید بهترین زمان باشد که درباره آن نه با عنوان «فیلم توقیفی»، بلکه به عنوان یک اثر سینمایی مستقل قضاوت شود؛ فیلمی که هنوز هم می‌تواند برای علاقه‌مندان سینمای سیاسی و تریلرهای امنیتی، تجربه‌ای متفاوت از جریان رایج سینمای ایران باشد.

شاید مهم‌ترین دستاورد اکران امروز «لباس شخصی» این باشد که سرانجام فرصت داوری را از حاشیه‌ها گرفته و به تماشاگر سپرده است؛ جایی که هر فیلم، دیر یا زود، باید در آن محک بخورد.


پاسخ دهید