به گزارش سوره سینما، عبور «زندهشور» از مرز ۱۱۰ میلیارد تومان، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که آیا سینمای اجتماعی برخلاف تصور رایج، همچنان میتواند مخاطب گسترده را به سالنهای سینما بکشاند؟ نگاهی به کارنامه گیشه در سالهای گذشته نشان میدهد پاسخ چندان هم پیچیده نیست؛ از «ابد و یک روز» و «متری شیش و نیم» تا «پیر پسر» و «بیبدن»، هر زمان یک فیلم اجتماعی توانسته مسئلهای جدی را در قالب قصهای پرکشش روایت کند، گیشه نیز به آن پاسخ مثبت داده است.
در سالهایی که کمدی به ژانر غالب سینمای ایران در گیشه تبدیل شده، موفقیت یک فیلم اجتماعی بیش از گذشته اهمیت پیدا میکند. فیلمهایی که بدون تکیه بر شوخی و سرگرمی صرف، سراغ موضوعاتی مانند فقر، اعتیاد، خشونت، جرم، خانواده، قصاص و فروپاشی روابط انسانی رفتهاند، نشان دادهاند که مخاطب ایرانی الزاماً برای فرار از واقعیتهای تلخ جامعه به سینما نمیرود؛ گاهی همین واقعیتها، اگر درست روایت شوند، میتوانند یکی از مهمترین دلایل او برای خرید بلیت باشند.
«ابد و یک روز» یکی از مهمترین نمونههای این مسیر است. سعید روستایی در نخستین تجربه بلند سینمایی خود، خانوادهای درگیر فقر، اعتیاد و بحرانهای متعدد را در مرکز داستان قرار داد و فیلم توانست در زمان اکران به یکی از آثار مهم و پرفروش سینما تبدیل شود. اهمیت «ابد و یک روز» فقط در رقم فروش آن نبود؛ فیلم نشان داد یک درام کاملاً اجتماعی میتواند از مرز مخاطبان جشنواره و سینمای هنری عبور کند و به یک پدیده عمومی تبدیل شود.
چند سال بعد، «متری شیش و نیم» بار دیگر همین تجربه را تکرار کرد. فیلم دوم سعید روستایی با محوریت مبارزه با مواد مخدر، یک موضوع سنگین اجتماعی را به تریلری پرتعلیق تبدیل کرد و با حضور پیمان معادی و نوید محمدزاده توانست مخاطب گستردهای پیدا کند.
در این میان، «شنای پروانه» نیز نمونه قابل توجه دیگری است؛ فیلمی از محمد کارت که به سراغ خشونت، مناسبات زیرزمینی و زندگی در حاشیه شهر رفت. فیلم در شرایطی اکران شد که بحران کرونا عملاً معادلات سینما را برهم زده بود و به همین دلیل فرصت واقعی خود را در گیشه پیدا نکرد، اما استقبال اولیه از آن نشان داد چنین فضایی نیز میتواند برای مخاطب جذاب باشد.
اما در سالهای اخیر، «پیر پسر» را باید یکی از مهمترین نقاط عطف این مسیر دانست. فیلم اکتای براهنی در سال ۱۴۰۴ در حالی به رقابت با آثار کمدی پرداخت که اساساً فیلمی کمدی و سرگرمکننده به معنای رایج آن نبود. «پیر پسر» یک درام خانوادگی سنگین با محوریت روابط پیچیده میان یک پدر و دو پسر است؛ فیلمی که به موضوعاتی مانند سلطه، خشونت، فروپاشی خانواده و زخمهای نسلی میپردازد.
با این حال، «پیر پسر» توانست بیش از ۲ میلیون تماشاگر را به سالنها بکشاند و حدود ۱۸۱.۵ میلیارد تومان فروش داشته باشد. این فیلم تا مدتها حتی در صدر جدول فروش قرار داشت و تنها اندکی از «مرد عینکی» عقب ماند؛ اتفاقی که برای یک فیلم اجتماعی ـ درام در بازاری که کمدیها بخش عمده گیشه را در اختیار دارند، قابل توجه است.
اهمیت «پیر پسر» در این است که موفقیتش را نمیتوان صرفاً به یک موضوع روز یا یک اتفاق تبلیغاتی نسبت داد. فیلم توانست یک درام خانوادگی طولانی و تلخ را به اثری تبدیل کند که مخاطب عمومی حاضر شد برای تماشای آن بلیت بخرد. در واقع «پیر پسر» نشان داد حتی در شرایطی که کمدیها اسب اصلی گیشه هستند، یک فیلم جدی و اجتماعی نیز میتواند در صورت برخورداری از قصه، بازیهای قدرتمند و فضای متفاوت، به یک رقیب جدی تبدیل شود.
«بیبدن» نیز در همین مسیر قرار میگیرد؛ فیلمی که با الهام از یک پرونده جنایی واقعی، موضوعاتی مانند قتل، قصاص و خانواده را به مرکز داستان آورد و توانست در میان آثار غیرکمدی جایگاه قابل توجهی در گیشه به دست آورد. نقطه مشترک این فیلم با نمونههای موفق قبلی، تبدیل یک مسئله اجتماعی به یک داستان پرتعلیق و مخاطبپسند بود.
حالا «زندهشور» در ادامه همین مسیر قرار گرفته است. فیلم کاظم دانشی با داستانی درباره پنج محکوم به اعدام و تلاش برای نجات آنها در آخرین شب پیش از اجرای حکم، از همان ابتدا سراغ یکی از سنگینترین موضوعات اجتماعی و قضایی رفته است. با این حال، فیلم توانسته این موضوع را در قالب یک روایت پرتنش و قصهمحور عرضه کند و به یکی از موتورهای اصلی گیشه تابستان ۱۴۰۵ تبدیل شود. «زندهشور» در هفتههای اخیر صدرنشین بوده و در کنار «استخر» به رونق دوباره سالنهای سینما کمک کرده است.
عبور «زندهشور» از مرز ۱۱۰ میلیارد تومان، بنابراین تنها یک رکورد فروش نیست؛ بلکه نشانهای از تداوم یک جریان در سینمای ایران است. جریانی که میگوید مخاطب الزاماً از سینمای اجتماعی فاصله نگرفته است؛ بلکه شاید از فیلمهایی که صرفاً «مسئله اجتماعی» دارند اما فاقد قصه جذاباند، استقبال نمیکند.
تجربه «ابد و یک روز»، «متری شیش و نیم»، «پیر پسر»، «بیبدن» و حالا «زندهشور» نشان میدهد مسئله اصلی، اجتماعی یا کمدی بودن فیلم نیست؛ مسئله این است که فیلم تا چه اندازه میتواند مخاطب را با خودش همراه کند. البته مقایسه رقم فروش این فیلمها در سالهای مختلف باید با احتیاط انجام شود. افزایش قیمت بلیت، تغییر شرایط اقتصادی و تعداد سالنها باعث شده فروش اسمی امروز با فروش سالهای گذشته قابلمقایسه مستقیم نباشد. تعداد مخاطب و سهم هر فیلم از بازار در زمان اکران، معیارهای دقیقتری برای سنجش موفقیت هستند.
با این حال، یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت: سینمای اجتماعی در گیشه نمرده است. هر بار که فیلمسازی توانسته یک بحران اجتماعی را به قصهای جذاب، شخصیتمحور و پرکشش تبدیل کند، تماشاگر نیز به سالن آمده است.
«زندهشور» حالا ادامه همین مسیر است؛ فیلمی اجتماعی که در بازاری تحت سلطه کمدیها توانسته به مرز ۱۱۰ میلیارد تومان برسد و نشان دهد برای موفقیت در گیشه، همیشه لازم نیست مخاطب را بخندانید؛ گاهی کافی است داستانی داشته باشید که او نتواند از دیدنش چشم بردارد. حال باید دید که این فیلم میتواند از رکورد «پیر پسر» عبور کند یا خیر.































میدان ولیعصر(عج)، خیابان شهیدان سازش، سازمان سینمایی سوره
۰۲۱۹۱۰۷۹۸۰۴
info@sourehcinema.ir