سوره سینما

پايگاه خبری تحلیلی سینمای ایران

logotext
تاریخ انتشار:۴ آذر ۱۳۹۳ در ۱۰:۱۸ ق.ظ چاپ مطلب

سینمای ایران مولود انقلاب اسلامی است/ انگ زدن به سینماگران را متوقف کنیم

neshast-cinema-1

منوچهر محمدی تاکید کرد معاندین نظام انقلاب اسلامی هم تاکید دارند سینما مولود انقلاب است.

منوچهر محمدی تاکید کرد معاندین نظام انقلاب اسلامی هم تاکید دارند سینما مولود انقلاب است.

سوره سینما- مهر نوشت: در این جلسه که عصر دوشنبه برگزار شد، علیرضا رضاداد دبیر سی و سومین جشنواره بین المللی فیلم فجر، نصرالله  پژمان فر نماینده مجلس شورای اسلامی، منوچهر محمدی تهیه کننده سینما و محسن یزدی منتقد درباره سینمای اجتماعی و جایگاه نقد در این گونه سینمایی به مناظره با یکدیگر پرداختند. در ابتدای این جلسه از طرفین مناظره درخواست شد تا تعاریف خود را از سینمای اجتماعی ارائه دهند.

منوچهر محمدی با اشاره به نداشتن مهندسی فرهنگی در مدیریت کلان فرهنگ و هنر گفت: در طول تاریخ انقلاب اسلامی مردم ما ۸ سال در دوران دفاع مقدس به مقاومت و مقابله با ظلم پرداختند و حال اینکه شرایط فعلی به گونه ای تغییر کرده که در حال حاضر سردار سلیمانی به عنوان هوشمند ترین فرد نظامی مامور شده تا از مرزهای عراق محافظت کند در واقع در این شرایط خاص زمانی به تعریف جدیدی از مقاومت رسیده ایم.

وی در ادامه افزود: حال سئوال من این است آیا عمق استراتژیک ما توسط مجلس و دولت به درستی تعریف شده یا خیر که به اعتقاد من این اتفاق رخ نداده است. ساده ترین استفاده از استراتژی فرهنگی بهره بردن از زبان فارسی در کشورهای همسایه است به این معنی که می توانیم آثاری را تولید کنیم تا موقعیت فرهنگی ایران را حداقل در کشورهای همسایه فارسی زبان گسترش دهد اما در این حوزه هیچ استراتژی و مهندسی فرهنگی صورت نگرفته است. این در حالی است که ایران جزو معدود کشورهایی است که بر مبانی فکری خود و استقلال عقیده پافشاری دارد و خوشبختانه مردم ما پشت این مبانی تمام قد ایستاده اند اما در حوزه فرهنگ و هنر هیچ فعالیت مثمر ثمری انجام نداده ایم.

این تهیه کننده سینمای ایران تصریح کرد: سینما از جمله هنرهایی است که با عامه مردم در ارتباط است و تاثیر مستقیم در کنش رفتار مخاطب ایجاد می کند از همین رو سینما معلول شرایط فرهنگی است و نه مولد یک جریان. با این حساب اگر حرف از سیاه نمایی در سینمای اجتماعی می زنیم این عبارت مولد جریان های ایجاد شده در اجتماع است. به اعتقاد من سینمای ایران به هیچ وجه نتوانسته سینمای هنجارساز شود سینمایی که روی رفتار، کنش و سبک زندگی تاثیر بگذارد. بنابراین اگر انتقادی به سینمای اجتماعی است باید این نکته را متذکر شد که فیلمساز برداشت خود را از مجموع رفتار موجود در جامعه به قالب تصویر می آورد و حال اگر این برداشت مورد قبول مدیران فرهنگی و مسئولان در قوه مقننه و یا مجریه نیست نباید آن را به سیاه نمایی تعبیر کرد بلکه مسئولان از جمله مجلس و دولت باید پاسخگو باشند.

در ادامه این نشست نصرالله پژمانفر نماینده مجلس در پاسخ به سئوال منوچهر محمدی گفت: صحبت این تهیه کننده در ارتباط با اینکه مجلس و دولت باید پاسخگو باشد بسیار متین است چرا که مجلس وظیفه ریل گذاری قوانین را دارد و دولت مجری این قوانین است که توجه به این بحث امری لازم و ضروری است اما طرح این موضوع در این جلسه نمی گنجد.

علیرضا رضاداد در تکمیل صحبت های منوچهر محمدی گفت: سینمای اجتماعی ایران سینمای ارزشمند و قابل دفاع است سینمایی که به نبض مخاطب نزدیک است از همین رو جریان های نقد باید راهگشای این سینما باشند.

وی افزود: نکته دیگر این است که سینمای ایران در نگاه کلی سینمای ارزشمندی است  و من هم معتقدم که سینمای متعهد و آنچه از این سینما انتظار می رود باید بازتعریف و واقع نمایی کند به این معنی که دردها را از طریق سینما به صاحبان درد رساند که این امر تنها از عهده سینمای متعهد بر می آید بنابراین اتفاق نظر مبنی بر حمایت از هنر و هنرمند متعهد وجود دارد ضمن اینکه هنرمند پیشقراول جریانهای اجتماعی و جزو گروههای نخبه است و باید نگاه هنرمند متعهد را یک نگاه طبیبانه و حکیمانه ارزیابی کرد بنابراین نمی توان برای این نگاه تعیین تکلیف کرد و گفت این گونه که ما دوست داریم بیندیشم.

پژمانفر در ادامه این سئوال را از دبیر سی و سومین جشنواره فجر پرسید که آیا واقعا باید بپذیریم که یک کارگردان یک طبیب است: به اعتقاد من موضوع از طبابت یک کارگردان در حوزه سینمای اجتماعی فراتر است ببینید اگر من به عنوان نصرالله پژمانفر یک ناراحتی احساس کنم و خودم را در معرض تشخیص پزشک قبول دهم ولو اینکه نتیجه خوبی از تشخیص طبیب نگیرم مسئله فقط مواجهه من با تشخیص یک دکتر است اما در سینما این گونه نیست چرا که مردم در مواجهه با آثاری که ساخته می شود در معرض یک دیدگاه و یک  نقطه نظر قرار می گیرند این در حالی است که عوامل سینما به عنوان گروههای مرجع در میان مردم مورد قبول هستند بنابراین حرفی که می زنند برای عام مردم مرجع است از همین رو یکی از الزامات این هنر صنعت این است که در تشخیص خود اشتباه نکند.

محسن یزدی منتقد در ادامه صحبت های این نماینده مجلس گفت: چرا دور سینما یک گارد آهنین می کشیم و  نمی توانیم به هنرمند بگوییم که چی بساز. به اعتقاد من این نوع برخورد با سینما درست نیست در حال حاضر نوعی بی اعتمادی در سینما بین مسئولان و منتقدان در نگاه کلی وجود دارد اما من شخصا معتقدم مشکلمان با سینمای اجتماعی بازنمایی این مقوله مهم در عرصه فیلمسازی است.

وی در ادامه افزود: من به شکل دیگری صحبت های خود را مطرح می کنم. اگر فیلمی ساخته شود که فقط طرح موضوع کنیم که پدیده ای مثل ایدز یا خیانت وجود دارد چه اتفاقی می افتد آیا طرح این موضوع صرفا گسترش دادن نگرانی در جامعه نیست. بنابراین به شدت مخالم که نباید کار به کار هنرمندان داشت ضمن اینکه در فیلم های اخیر مواردی تحریف آمیز دیده می شود و این تحریف موجب می شودتا قشر عظیمی از جامعه مورد تمسخر قرار گیرد.

این منتقد ادامه داد: البته کارگردان می تواند آنچه را که فکر می کند بساز اما در عین حال دولت می تواند از اندیشه تخریبی و تحریفی حمایت نکند ضمن اینکه برخی کلیشه ها در سینما وجود دارد که معادله در تعاریف را بر هم زده مثلا نمایشی که از غیرت، قصاص، زن خانه دار، حاجی بازاری ها و … در سینمای ایران ارائه می شود مصداق عینی به شکل وسیع در جامعه وجود ندارد.

پژمانفر افزود: به اعتقاد من باید از خرد جمعی بهره بگیریم تا بتوانیم زوایای مختلف را مورد بررسی قرار دهیم ضمن اینکه سینما هنری همه فهم است و تاثیر بسیاری بر جامعه می گذارد به همین دلیل است که مسائلی که از طریق سینما مطرح می شود از حساسیت ویژه ای برخوردار هستند بنابراین سینمای مطلوب ما در حوزه اجتماعی باید بر اساس معیارهای فهم جمعی عامه مردم ساخته شود.

این نماینده مجلس تاکید کرد: سینمای ایران سینمای انقلاب اسلامی است و سینمای انقلاب اسلامی حرفهای بسیاری برای بیان کردن دارد. مسیر سینمای ما به سمتی رفته که آرامشی را  که باید به مردم دهد در آثار ارائه نمی کند در نتیجه می بینیم که بازار فیلم های خشن رونق دارد.

neshast-cinema-2

منوچهر محمدی تهیه کننده فیلم «فرشته ها با هم می آیند» در ادامه گفت: درباره سینمای ایران باید یک نکته را متذکر شوم که مخالف ترین آدمهای معاند نظام نیز این سینما را مولود انقلاب اسلامی می دانند و ایمان دارند که آنچه در ۳۰ و اندی که از انقلاب می گرد سینمای ایران با وجود همه نقص ها در نهایت محصول انقلاب است اما مشکل اصلی این است که استراتژی و مهندسی فرهنگی وجود ندارد. بنابراین پیش از اینکه سینمای ایران را در کرسی اتهام قرار دهیم باید مدیریت فرهنگی را در مظان اتهام بگذاریم.

وی افزود: متاسفانه  اعمال سلیقه ها به پای اسلام و انقلاب اسلامی گذاشته شده است و در طول تمام سالهایی که از عمر انقلاب می گذرد مدیریت فرهنگی تنها حوزه ای است که مورد بازخواست قرار نگرفته است حال سئوال من این است که چرا در سینمای ایران سردارانی چون سردار سلیمانی وجود ندارد سینمای ایران سینمای خوبی است اما متاسفانه جریان ساز نیست چون با محدود کردن های بسیار، فیلمساز را در لاک خود فرو برده ایم و کوچکترین حرفی که از سینمای اجتماعی می برند را به سیاه نمایی تعبیر می‌کنند.

این تهیه کننده سینما که در حال حاضر فیلم «میهمان داریم» را روی پرده دارد با انتقاد از پیش داوری و اتهام زنی هایی که در سینمای ایران اتفاق افتاده است گفت: متاسفانه در چند سال اخیر ادبیات برچسب زنی و انگ زدن در محافل مختلف در حوزه های متفاوت در حال شیوع است ادبیاتی که در فرهنگ اسلامی و همچنین در انقلاب ما وجود نداشته است، ولی متاسفانه باید بگویم که پروژه «مخملباف سازی» به شدت در حال شکل گرفتن است و آدمها را با کوچکترین حرف در معرض قضاوت قرار می دهیم.

رضاداد در ادامه با انتقاد از صحبت های محسن یزدی گفت: این راه حل نیست که بر اساس برداشت های فردی و شخصی جریانها را مورد قضاوت قرار دهیم. بحث هنر و خلاقیت فضای متفاوتی را می طلبد اگر می خواهیم بحث کارشناسی کنیم نباید برداشت ها و قضاوت های شخصی را به جریانها تعمیم دهیم چرا که تعمیم یک موضوع به پژوهش و نگاه عادلانه احتیاج دارد. من هم معتقدم که سینمای ایران ضعف دارد می خواهم بگویم که تکرار این ضعف منجر به پیشرفت نمی شود بلکه باید برای سینمای ایران تلاش کرد چرا که هیچ گاه هنر سفارشی به جریان تبدیل نمی شود.

یزدی در پاسخ به دبیر این دوره از جشنواره گفت: نباید منتقدین را گوشه رینگ گذاشت و گفت که سخن نگو.

رضاداد ادامه داد: من هیچ تفکری را در گوشه رینگ قرار نمی دهم اما همین قدر بگویم که در مورد دو فیلم اخیر که مورد بحث مجلس و سازمان سینمایی بود حتی گروههایی که در یک جبهه فرهنگی در مجلس با یکدیگر همراه بودند بر سر تصمیم گیری و بیان نظرات خود درباره این دو فیلم اختلاف داشتند.

محمدی با اشاره به صحبت های محسن یزدی گفت: به من شخصه دغدغه ای که محسن یزدی دارد را می پذیرم اما معتقدم پیکان و هدفگیری  این تفکر مشکل دارد.

محسن یزدی ادامه داد: مدیریت فرهنگی به گونه ای عمل کرده که اگر فیلمسازی در حال حاضر بخواهد برای جشنواره ای مثل جشنواره برلین فیلم بسازد می داند بر اساس چه رویکردی پیش رود که  فیلمش مورد قبول قرار گیرد اما همین فیلمساز نمی داند چه اثری باید بسازد تا در جشنواره فیلم فجر مورد قبول واقع شود بنابراین باید بگوییم نقش مدیریت فرهنگی بسیار فراز و نشیب دارد. در همین دولت یازدهم مستندی درباره رئیس جمهور ساخته شد و با واکنش های عجیب و غریبی مواجه شد تا جایی که وزیر ارشاد درباره این فیلم گفت پرونده این فیلم باید قضایی شود.

محمدی در پایان  گفت: کارگردان یکی از فیلم ها که درحال حاضر شر عظما شده قبل از ساخت این فیلم فیلمنامه را برای من آورد تا بخوانم بعد از اینکه فیلمنامه را خواندم گفتم من این فیلم را نمی سازم و توصیه کردم بدنبال ساخت این فیلم نباشد اما در کمال تعجب دیدم که بنیاد سینمایی فارابی در دولت دهم سرمایه گذاری کرده است.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>