سوره سینما

پايگاه خبری تحلیلی سینمای ایران

logotext
تاریخ انتشار:۵ خرداد ۱۳۹۴ در ۱۱:۰۹ ق.ظ چاپ مطلب

«تقدیربازان» نمایشی است که باید دو بار تماشا کرد

sima-tir-andaz

کارگردان «تقدیربازان» این نمایش را اثری می‌داند که دوبار باید به تماشایش نشست.

کارگردان «تقدیربازان» این نمایش را اثری می‌داند که دوبار باید به تماشایش نشست.

سوره سینما- بانی فیلم نوشت: «تقدیربازان» دومین همکاری مشترک سیما تیرانداز در مقام کارگردان و هاله مشتاقی‌نیا در مقام نمایشنامه‌نویس است. این نمایش یک ماه است در سالن چهارسو اجرا می شود. تماشاگرانی که هر شب بعد از پایان نمایش ، پله های چهارسو را به سمت بالا طی می کنند، اغلب در ذهن خود به نوع روابطی فکر می‌کنند که با دیگران داشته اند یا همچنان دارند، شاید به این خاطر که «تقدیربازان» داستانی درباره خطوط مبهم و روشن ارتباط بین آدم هایی است که هر کدام از آنان می توانند ما به ازاهای بیرونی فراوانی داشته باشند.

استقبال از نمایش تقدیربازان در روزهای پایانی را چطور تحلیل می کنید؟ این ۲۸ شب چطور گذشت؟ واکنش مخاطبانتان چه بود؟

«تقدیربازان» هم مثل هر اجرای دیگری بالا و پایین های خاص خودش را داشت. به هر حال نمی توان همه سلیقه ها را راضی نگه داشت اما می توانم بگویم خدا را شکر هفتاد- هشتاد درصد از تماشاگران، راضی از سالن بیرون رفتند. مثلا پیش آمده که کسی در خیابان مرا ببیند و بگوید نمایش را دیده و اصلا چیزی که باعث شده برای سلام و علیک کردن جلو بیاید، همین نمایش بوده و نه شخصیت سیما تیرانداز. تماشاگری هم داشتیم که می گفت برای سومین بار است که برای دیدن این نمایش آمده است. در کل تعداد کسانی که بیشتر از یک بار «تقدیربازان» را تماشا کردند خیلی زیاد بود.

یکی از وجوه بارز این نمایش نوع میزانسن ها و ایستایی بازیگران است. اجرای این ایده شما را نگران نکرد که نمایش کسالت بار به نظر برسد؟

من همیشه به بازیگرانم می گویم که ایده های اجرایی نمایش های من با شکل بازی بازیگرانم شکل می‌گیرد. اگر ایده های کارگردانی من،ذره ای بدون احساس و انرژی لازم اجرا شود، میزانسن های نمایشم هیچ ارزشی ندارد. در اوقاتی که بچه ها به هر دلیلی با انرژی کافی بازی نمی کنند، آن میزانسن هایی که خودم داده ام به شکل نامطلوبی به چشم من می آید و با خودم می گویم عجب میزانسن های بدی داده ام، در مقابل در شب هایی که همه چیز سر جای خودش است من واقعا میزانسن ها را نمی بینم و فکر می کنم این موضوع، یکی از ویژگی های جدا نشدنی کار است.

taghdir-bazan1

چرا رنگ چیره بر صحنه رنگ سیاه است. آیا این رنگ اشاره ای است به فضای بین شخصیت ها و موقعیت تیره و تار زندگی آنان؟

این چیزی است که بهتر است آقای حسنلو طراح صحنه ما خودش توضیح بدهد اما برای پاسخ به سوال شما باید بگویم هیچ چیز آنقدرها هم سیاه مطلق نیست و ما در اجرای جشنواره ای سه رنگ داشتیم؛ مشکی، خاکستری دودی و خاکستری روشن. آقای حسنلو معتقد بود این مشکی بودن صحنه با توجه به جای قرار گرفتن بازیگران باعث می شود آنان به نوعی معلق دیده شوند و این تعلیق در حقیقت توصیفی از زندگی همه آنان نیز هست.

یکی از وجوه بارز این نمایش پرهیز از قضاوت و حتی روشن کردن سرنوشت شخصیت ها است. در آن صحنه که همه شخصیت ها به تنهایی رو به تماشاگران می ایستند، شما می خواهید تصویری از تنهایی آدم‌های امروز و شش شخصیت ارائه دهید؟

بله. همیشه با خودم گفته ام من قرار نیست قضاوت کنم و درباره آدم ها نظر بدهم. آدم ها همیشه دو سویه هستند بنابراین نمی توان در مورد آنان به یک نظر قطعی رسید. من برای آن صحنه آخر در ابتدا دو ایده داشتم. به بچه ها گفتم ممکن است از پروجکشن استفاده کنم تا یک غار تنهایی برای آدم ها درست  کنم (مفهومی که در روانشناسی وجود دارد). این ایده اما چیزی بود که در نمایش «مرد مقابل» استفاده شد و من ترجیح می دادم آن را تکرار نکنم. به همین دلیل ایده دوم را انتخاب کردم تا تصویر تنهایی هر کدام از این کاراکترها را به نمایش بگذارم و برای هر یک از آنان کاری را طراحی کردم که روی صحنه انجام بدهند. در صحنه آخر هم تصویری شکل گرفت که به نظر من درست ترین تصویر است. این آدم ها در آن وقت دیگر هیچ کاری نمی کنند و قرار است ما با دیدن آنها به خودمان برسیم. من تقریبا همه این معناهایی را که شما به آن اشاره کردید مد نظر داشتم.

تلفن انتهایی هامان به قصیده یک پایان امید بخش برای «تقدیربازان» است؟ شما به رجوع آدم‌ها به هم امید دارید؟

-بله نوعی امید در آن تلفن آمیخته است. یادم است خبرنگاری از من می پرسید آیا این نمایش درباره طلاق بین آدم هاست؟ من رد کردم و گفتم اتفاقا این نمایش می گوید همیشه امید بهبود روابط بین آدم ها وجود دارد.

taghdir-bazan2

گرایش شخصی شما نمایش های واقع گراست. در این باره بیشتر توضیح بدهید.

به من می گویند کارهایت ناتورئالیستی است، یعنی چیزی فراتر از رئال. من همیشه می گویم میزانسن دادن کار سختی نیست، برای مثال نمایشی مثل «محاله فکر کنین اینجوری هم ممکنه بشه» پر از میزانسن بود. نمایش «هتل عروس» هم چنین فضایی داشت، اما من برای هیچ کدام از این میزانسن‌ها به زحمت زیادی نیفتادم چون این ایده ها چیزی است که خودش به ذهن کارگردان می‌آید و من قرارنیست چیزی را به زور بیاورم. قرار نیست من حرکتی را اضافه کنم تا بار زیبایی شناسانه اثر بالاتر برود. من با در نظر داشتن دیالوگ‌ها و جنس روابطی که بین افراد برقرار است میزانسن می دهم و همین مزانسن های طبیعی برای هر موقعیت است که نمایش را واقع گرا می‌کند.

نقدها و نظرهایی را که تا امروز منعکس شده خوانده اید؟ کدام در ذهنتان باقی مانده؟

خدا را شکر تا امروز نقدهای خوبی برای کار نوشته شده است. «تقدیربازان» نمایش سختی است و بهتر است بیشتر از یک بار دیده شود. کدهایی که در این نمایش داده می شود به اندازه یک ساعت است و ممکن است با یک بار تماشا نتوان همه آنها را رمزگشایی کرد. گاهی که می بینم تماشاگر دچار سوء تفاهم شده می فهمم او برخی از کدها را نگرفته است.

و برنامه شما برای آینده.

می‌خواهم یک فیلم کوتاه بسازم. زمان بازگشت دوباره ام به تئاتر معلوم نیست. بستگی به احوالات دلم دارد.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>