سوره سینما

پايگاه خبری تحلیلی سینمای ایران

logotext
تاریخ انتشار:۵ خرداد ۱۳۹۴ در ۱۲:۰۵ ب.ظ چاپ مطلب

حتی با خواندن متن «شمعدونی» هم می‌خندیدیم/ خاطره جالب کاظمی از مرضیه برومند

amir-kazemi1

یکی از بازیگران مجموعه «شمعدونی»، این سریال تلویزیونی را یکی از مفرح‌ترین تجربه های کاری خود می‌داند.

یکی از بازیگران مجموعه «شمعدونی»، این سریال تلویزیونی را یکی از مفرح‌ترین تجربه های کاری خود می‌داند.

سوره سینما- سارا کنعانی: امیر کاظمی این شب ها با سریال «شمعدونی» مهمان خانه‌های مردم است. به نظر می رسد سعید نماینده قابل قبولی از نسل خود است. نسلی که گوشی موبایل از دست شان نمی‌افتد و در جهان تکنولوژیک خودشان گاهی خیلی تنها هستند. این بازیگر جوان پیش از این هم تجربه های بازیگری موفقی داشته اما گویی با سریال سروش صحت فاز جدیدی از فعالیت های او آغاز شده است.

برای شروع کمی به عقب برگردیم. گویا مرضیه برومند کاشف شماست.

امیر کاظمی: بله، بازیگری من با یک سکانس در مجموعه «کتابفروشی هدهد» به کارگردانی مرضیه برومند شروع شد، آن هم به صورت کاملا اتفاقی! آن زمان من خبرنگار بودم و سر صحنه تصویربرداری حضور داشتم. بازیگری که قرار بود آن روز آن نقش را بازی کند به خاطر مشکلی موفق نشد خود را به آنجا برساند و خانم برومند از من خواست جلوی دوربین بروم. اینطور شد که من هم آمدم در دایره!

بعد از این اتفاق بود که به مقوله بازیگری به شکل جدی نگاه کردید؟

همیشه بازیگری را دوست داشتم اما هیچ وقت فکرش را هم نمی کردم به این صورت اتفاق بیفتد. فکر می کردم در سن و سال فعلی ام وارد این حرفه می‌شوم. البته من همیشه مطالعه سینمایی داشته ام و پیگیر بازی دیگر بازیگران بوده ام. بازیگری را به صورت تجربی یاد گرفتم و به صورت موازی بسیار می خواندم و تماشا می‌کردم. فکر نمی‌کنم شما بتوانید از سینمای جهان فیلمی را اسم ببرید که من ندیده باشم. یک آرشیو بزرگ فیلم دارم و خیلی از کسانی که مرا می‌شناسند می گویند امیرکاظمی کار می کند تا فیلم ببیند! من تقریبا با سینمای همه کشورها آشنا هستم و نوع بازی ها را رصد می‌کنم. تفریح بزرگ زندگی من همین فیلم دیدن است.

amir-kazemi2

دومین تجربه بازیگری شما پس از چند سال اتفاق افتاد؟

بعد از دو سال. آن زمان گلاره عباسی دستیار خانم برومند بود. ایشان با من تماس گرفت و گفت خانم برومند گفته است به دفتر ما بیایی تا درباره یک نقش با هم صحبت کنیم. من فکر می‌کردم قرار است نقش کوچکی را بازی کنم، چیزی شبیه به همان نقشی که در تجربه اول پشت سر گذاشتم. به همین دلیل گفتم قصد بازی ندارم ولی برای دیدن خانم برومند می‌آیم. وقتی متوجه شدم برای یک نقش اصلی دعوت شده ام خیلی تعجب کردم. آن روز رامین ناصر نصیر از من تست گرفت. وقتی به اتاق دیگر آن دفتر وارد شدیم دیدم چهره هایی مثل امیرحسین صدیق، فریده دریامج، علیرضا خمسه، محسن قاضی مرادی و … نشسته اند دارند دورخوانی می کنند و برای من اتفاق بزرگی بود که به جمع آنان بپیوندم. خیلی رویایی بود! همه انرژی می‌دادند و می گفتند چه پسر با نمکی! از کجا پیدایش کردید؟! آن روز قرارداد هم بستیم و قرار شد من ماهی هفتصد هزارتومان دستمزد دریافت کنم و این رقم برای آن زمان و برای کسی مثل من، بسیار قابل توجه بود. آنقدر خوشحال بودم که از خیابان کلاهدوز تا میدان انقلاب پیاده آمدم آن هم با حجم انبوهی از کاغذهای فیلمنامه. همان زمان من آنقدر جسارت داشتم که با خانم برومند بحث می کردم و مثلا می‌گفتم این کاراکتر در این موقعیت چرا باید چنین حرکتی داشته باشد و به نظر من مناسب نیست. ایشان هم می گفت آخر تو بهتر می‌فهمی یا من بچه جان؟! بیشتر اوقات ایشان برنده می‌شد اما در معدود مواردی هم حرف من به کرسی نشست. یک بار هم پیش آمد که با چوب دنبال من افتاد!

سریال حمید نعمت الله هم به گمانم یک نقطه عطف در کارنامه شما بود.

«وضعیت سفید» تجربه خیلی عجیب و غریبی بود. همسر دستیار کارگردان این مجموعه سریال «همه بچه های من» را دیده بود و مرا به گروه پیشنهاد داد. ابتدا مرا برای نقش امیر در نظر گرفتند. متن را خواندم و دیدم چقدر کاراکتر شهروز را بیشتر دوست دارم. ابتدا فکر می کردم می خواهند این نقش را به امیرحسین رستمی بدهند. به آقای نعمت الله گفتم می‌شود من به جای امیر شهروز را بازی کنم؟ اول شوکه شد ولی بعد قبول کرد. برای پیدا شدن یونس غزالی برای نقش امیر هم خیلی سختی کشیدند. خیلی خوشحال بودم که شهروز را بازی کردم اما متأسفانه هشتاد درصد از بازی این کاراکتر را مردم ندیدند چون سه قسمت از سریال هیچ وقت پخش نشد، قسمت هایی که عمده بازی من در آن بود. یک مدت افسردگی گرفته بودم که چرا این اتفاق افتاد. داستان این سه قسمت مربوط به انتهای داستان بود. مردم فقط این را دیدند که کاراکتری که علی سلیمانی بازی می‌کرد وارد یک خرابه شد و آمد پیش شهروز، اما کسی ندید آنجا چه اتفاقاتی رخ داد. شهروز در این سکانس های هرگز پخش نشده کارش به جایی رسید که می‌خواست مارمولک را از روی دیوار بردارد و بخورد. فکر می کنم آن موقع به حرکت دوربین هم ممیزی وارد شد و می گفتند چرخش سیصد و شصت درجه ای آن یادآور یک فیلم دیگر است و … .

چطور شد که به گروه «شمعدونی» اضافه شدید؟

خانم زینب نصرالهی از عوامل پروژه یک روز با من تماس گرفت و گفت سروش صحت می خواهد یک سریال بسازد و برای یکی از نقش ها من تو را پیشنهاد داده‌ام. گویا پیمان قاسمخانی هم که «وضعیت سفید» را از من دیده بود از این تصمیم استقبال کرده بود. با خوشحالی پذیرفتم، اساسا از کارهای سروش صحت و کاراکتر او خوشم می آید و سریال هایی را که قبلا از او دیده بودم دوست داشتم. رابطه ما به خوبی شکل گرفت و وقتی متن را خواندم دیدم چقدر نقش سعید جالب است، برای مثال خیلی برایم جذاب بود که این کاراکتر برای در رفتن از زیر کار روی صندلی می‌نشیند و می گوید من می خواهم قورباغه ام را قورت بدهم!

این مجموعه خیلی شلوغ و پر بازیگر است. شما این نگرانی را نداشتید که در میان دیگران دیده نشوید؟

همیشه از این حالت استقبال هم کرده‌ام. می‌دانم هر کاراکتری در یک مجموعه هویت مستقلی دارد و با ویژگی های مخصوص خودش تعریف می شود. همه آنها با چیده شدن در کنار هم معنی خود را کامل می‌کردند. سر این پروژه خیلی به من خوش گذشت و من دوستان خوبی پیدا کردم و ما هنوز با هم در ارتباطیم.

amir-kazemi3

آن چالش هایی که با خانم برومند داشتید در همکاری با آقای صحت هم اتفاق افتاد؟

نه آن موقع اولین روزهای ورودم بود و شاید کمی توی «جو» بودم و آن جسارت هم به این موضوع بر می گشت، خصلتی که در طول این سال ها شکل منطقی تری به خود گرفته است. ما حتی موقع خواندن فیلمنامه از روی کاغذ هم به شدت خنده‌مان می‌گرفت. من متن را به قدری دوست داشتم که گاهی حیفم می آمد کلمه به کلمه متن را نگویم. جملاتی که ایمان صفایی انتخاب کرده بود کاملا درست و به جا و فکر شده بود. ویژگی‌های مثل گیاهخوار بودن، تکنولوژیک بودن و … پیشنهادهای خودم بود که خوشبختانه با موافقت آقای صحت هم مواجه شد و البته با برنامه ریزی صحیح به مرحله اجرا رسید. البته پیشنهادهایی هم بود که مورد پذیرش قرار نگرفت.

در آینده باز هم شما را در تلویزیون خواهیم دید؟

بله. هفت، هشت ماه قبل یک مجموعه ۳۰ قسمتی به من پیشنهاد شد که برایم خیلی جدی است و هیچ کار دیگری را نپذیرفتم تا آن را بازی کنم. این سریال سه نقش اصلی دارد و من یکی از آنها هستم. تا امروز یکی دو قسمت از این مجموعه نوشته شده است.

در پایان بگویید قرار نیست روی صحنه تئاتر ظاهر شوید؟

الان خود را در شرایطی نمی بینم که بتوانم روی صحنه حاضر شوم با اینکه پیشنهادهای خیلی خوبی از جانب کارگردانان مطرحی داشتم. با این حال ترجیح دادم تمرکز خود را روی یک موضوع بگذارم و امیدوارم به زودی آن سریالی که عرض کردم کلید بخورد.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>