سوره سینما

پايگاه خبری تحلیلی سینمای ایران

logotext
تاریخ انتشار:۱۶ خرداد ۱۳۹۵ در ۱۱:۱۲ ق.ظ چاپ مطلب

۲۰ دلیل برای عصبانیت روشنفکران از «هفت» افخمی

haft4

در ۹ طول ماه گذشته از آغاز «هفت» به سردبیری افخمی بارها روشنفکران از دست این برنامه فریاد زدند.

به گزارش سوره سینما، برنامه سینمایی «هفت» در دوره جدید خود با سردبیری، اجرا و تهیه کنندگی بهروز افخمی، از همان ابتدا با انتقادات تند و تیزی از گوشه و کنار فضای سینمایی کشور همراه شد و روز به روز بر منتقدان آن افزوده شد. منتقدان سرسختی که نه به کیفیت برنامه، بلکه از طرح برخی مباحث به صورت مستقیم و بی پروا در «هفت» نگران و ناراحت بودند.

هرچند در روزهای اخیر «هفت» با عبارت جنجالی مسعود فراستی (دیاثت فرهنگی و هنری) در تحلیل و نقد فیلم «دونده زمین» کمال تبریزی، توانسته عصبانیت روشنفکران را بیش از پیش برانگیزد، اما این تنها به امروز بازنمی گردد و در ۹ طول ماه گذشته از آغاز این برنامه به سردبیری افخمی بارها روشنفکران از دست این برنامه فریاد زدند.

در زیر سعی شده به ۲۰ دلیل برای عصبانیت روشنفکران از «هفت» افخمی اشاره شود. نکته ای که چندی قبل یکی از منتقدان روشنفکر سینمایی مجبور به اقرار آن در یک مجله سینمایی شد: «سازندگان «هفت» می دانند چه می کنند و به دنبال چه هستند و متاسفانه چیزی که به دنبالش هستند چیز خوبی نیست!» اما افخمی واقعا به دنبال چیست؟

۱. محوری ترین رویکرد «هفت» جدید را باید حمله تند بهروز افخمی به پایگاه سست روشنفکران سینمای ایران دانست. او با طرح سوالات جدی درخصوص وضعیت فعلی سینمای ایران، مسئولین و مدیران دولتی سینمایی را به ارائه پاسخ به این پرسش ها واداشت. او با نامه نگاری و خطاب علنی کردن مدیران در فضای رسانه ای واکنش آنها را برانگیخت. تا جایی که این برنامه را از برنامه ای متملق و تائید کننده سیاست های مدیران، به برنامه ای انتقادی و تبیینی از سینمای ایده آل و ارزشی تبدیل کرد.

۲. تاکید افخمی بر سینمای مخاطب محور و سینمای واقعی. افخمی مشخصا در «هفت» بر این نکته تاکید دارد که سینمای واقعی، سینمایی است که در آن تماشای دسته جمعی فیلم هویت دارد و در جمع دیدن فیلم نفعی بود و با این فرض امروز ۹۰ درصد فیلم ها، «هنر و تجربه» هستند و می توانند در درازمدت در این گروه با تنها چند سالن محدود برای مخاطبان اقلیت خود اکران شوند. او معتقد است ما باید ژانرهای سینمایی نظیر کمدی، کودک، وحشت و … را که سهم زیادی از فیلم های پرفروش دنیا را امروز تشکیل داده اند، تجربه کنیم.

۳. نقد مستمر بر جریان سیاه نمای اجتماعی در سینما با زبان طنز و کنایه و نقد تند بر فیلمسازان دولتی که با بودجه دولت فیلمی بی مخاطب و علیه کشور تولید می کنند. «هفت» همچنین بر فیلم های محدود شده در منطقه سعادت آباد تهران و عدم به توجه به طبقه متوسط و پائین شهری جامعه نقد تندی کرد.

۴. پرداختن به موضوع تولید مشترک در سینمای ایران و نقد اهداف سازمان سینمایی از این کار (جذب مخاطبان جهانی یا موفقیت در جشنواره های خارجی؟) با تبیین گزارشی از انگیزه و پروتکل های کشورهای اروپایی در تولید مشترک با دیگر کشورها که اشاره داشت محصول مشترک با اروپا برای رسیدن به اهداف برنامه ریزی شده و سیاسی آنان است.

۵. نقد بدون پرده فیلم های مبتذل و سخیف کمدی و سیاه اجتماعی در میز نقد «هفت» با رویکرد دفاع از فیلم های قهرمان محور، قصه گو، پرمخاطب و دغدغه من. نظیر نقد تند و تیز فیلم های «۵۰ کیلو آلبالو» که با دستمایه شوخی های سخیف مبتذل درصدد قبح شکنی بودند. نقد این فیلم در «هفت» جنجال های زیادی به پا کرد.

۶. طرح بحث مفصل سینمای قهرمان و پهلوان محور و تأکید بر سینمای آرمانی که از ذات و اصالت سینما می آید و نقد سینمای اجتماعی با قهرمان های کوچک و حقیر. «هفت» معتقد است دیگر پرده سینما برای مخاطبان جذابیتی ندارد و امروز سینمای ما از قهرمان تهی شده است. افخمی در این راه از رویکرد مدیران سینمایی ابتدای انقلاب در تحقیر جمشید آریا به عنوان قهرمان جوانان آن روزگار، پرده برداشت.

۷. نقد گروه «هنر و تجربه» در سینما که از فیلم های هنری و تجربی واقعی خالی شده است و محلی برای تولید فیلم های شخصی یا پخش فیلم های توقیفی پس از چندین سال و دور از آگاهی رسانه ای شده است و تاکید بر خرج سوپسیت دولتی برای تولید فیلم های جریان اصلی سینما. «هفت» در این محور در گفتگو با کارگردان زیادی که فیلم در گروه «هنر و تجربه» داشتند به این مسئله پرداخت کارشناسی کرد.

۸. نقد بر وضعیت اکران و کیفیت سالن های سینمای ایران و تشویق بر تولید فیلم های پرمخاطب و پرفروش با حذف پروانه ساخت و دخالت های سازمان سینمایی در فیلمنامه ها و توجه به مقوله مخاطب در سینما با طرح مباحثی چون مخاطب در رأس هرم اهمیت در سینما است.

۹. طرح بحث عدم تحمل انتقاد در سینمای کشور با بیان آنکه “ما فیلمسازها توقع داریم از همه انتقاد کنیم، اما نمی پذیریم کسی از ما انتقاد کند” که بسیاری از اهالی سینما را ناراحت کرد. افخمی با طرح این سوال که “چطور می توان به اسم فیلم های نقد اجتماعی علیه قصاص فیلم ساخت، اما علیه سینما خیر؟” در یک اتفاق بی سابقه به مسئله کم سوادی برخی فیلمسازان در فیلم های نقد اجتماعی و نفی احکام صریح قرآن در فیلم های روشنفکران نقد تندی کرد.

۱۰. نقد جریان سینمای غرب زده و سفارتی در ایران که با دریافت بودجه و سرمایه خارجی به تولید فیلم علیه منافع ملی و ملت ایران اقدام می کنند و به تحقیر مردم و کشور دست می زنند. فراستی هفته گذشته با نقد تند و تیز بر فروش خانه و مملکت به بیگانه که مصداق کامل بی غیرتی است از آن به عنوان «دیاثت فرهنگی و هنری» نام برد که بسیاری از روشنفکران را برآشفت.

۱۱. تبیین ذات جشنواره های خارجی از جمله کن، برلین و اسکار. افخمی در گزارش های متعدد تحلیلی و پرمحتوا به رویکرد سیاسی جشنواره برلین، رویکرد دگرباشانه و همجنس گرایانه جشنواره کن در راستای قانونی کردن و ارج بخشیدن به مسئله همجنس بازی در اروپا و سرمایه گذاری غرب برای نفوذ در میان فیلمسازان داخلی پرداخت. حقیقتی که سردبیر نشریه معروف «ورایتی» تائید می کند اما منتقدان و مدیران روشنفکر داخلی را سخت برآشفت! همچنین تبیین و شفافیت رویکرد جشنواره های خارجی در پذیرش فیلم های ایرانی با ترغیب فیلمسازان داخلی در تولید فیلمهای سیاه از جامعه ایرانی و امتیازدادن به این فیلمها.

۱۲. نقد جدی سینمای جشنواره ای به عنوان الگوی ترویج شده مدیران سینمایی در سال های پس از انقلاب اسلامی و حمایت تمام قد حاکمیت و دستگاه های دولتی در این سالها از این جنس سینما. حال اینکه در تمام این سوال ها تریبون برنامه های سینمایی تلویزیون در دست کسانی بود که مردان جشنواره پیمای سینمای ایران بودند و در مقابل سینمای نوپای دفاع مقدس به آن سینما بها دادند تا الگو شود.

۱۳. تاکید بر بومی سازی جشنواره فیلم فجر و عدم تطابق الزامی آن با نمونه های خارجی از جمله کن و اسکار، و تلاش برای احیای دوباره این جشنواره با طرح این سوال که “باید دید آیا برای سینمای خود به جشنواره لازم داریم و اگر لازم است باید چگونه باشد؟”

۱۴. نقد اقلیت ۲۰ درصدی مرفه حاکم بر سینما. «هفت» صراحتا گفت سینما امروز نه تنها رانت می گیرد، بلکه خود به دیگران رانت می دهد. امروز سینمای ایران به یک طبقه خاص مرفه اجتماعی رانت می دهد و اقلیت ۲۰ درصدی امروز در سینمای ایران ۸۰ درصد سلایق و سبک زندگی خود را در سینما حاکم کرده اند.

۱۵. نقد جریان ابتدایی تشکیل سینما پس از انقلاب و سیاست های بهشتی و انوار به عنوان معماران اولیه سینمای ایران.

۱۶. بررسی و تببین نقش کمیسیون فرهنگی در سینمای کشور و شفافیت در مسائل ساخت و اکران پروژه «خانه دختر» و مسئولیت سازمان سینمایی در قبال پذیرش مسئولیت های خویش و لزوم پاسخگویی به مجلس.

۱۷. پرداختن به مسئله تاسیس مدرسه ملی سینما توسط دولت و نقد این اتفاق که در زمانی که همه دنیا مدارس سینمایی را کوچک یا تعطیل می کنند، با وجود داشتن چندین دانشگاه سازمان سینمایی با صرف بودجه هنگفت قصد راه اندازی یک مدرسه جدید را دارد.

۱۸. اشاره مستقیم به ابراهیم گلستان و نقد جایگاهی که روشنفکران از او ساخته اند. «هفت» در گفتگو با منوچهر طیاب، از مستندسازان پیشکسوت و بزرگ ایران، علنا این ادعا که او از گلستان تقلید می کرده را رد کرد و به ابهت ساختگی گلستان در اذهان مخاطبان ضربه زد. طیاب در این گفتگو گفته بود: من اصلا ایشان را یک بار هم ندیدم و نمی شناختمش. به اضافه اینکه دلیلی برای تقلید نداشتم. من رفته بودم برای خودم رشته سینما خوانده بودم تا حرفی برای گفتن داشتم. اگر بنا بر تقلید داشتم استادانی در دنیا داشتم که می توانستم از آنها تقلید کنم که نکردم!

۱۹. تحلیل مفصل جشنواره فیلم فجر و نقد مصلحت اندیشی در داوری های جشنواره و مضموم انگاشتن آن و تشویق به داوری واقعی فیلم ها.

۲۰. پرداختن به مسئله جنسیت در سینمای ایران در گفتگو با دکتر ایراهیم فیاض. وی در این گفتگو صراحتا گفت: سینمای ایران مریض و دچار سادیسم جنسی است.​

منبع: نسیم آنلاین


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>