سوره سینما

پايگاه خبری تحلیلی سینمای ایران

logotext
تاریخ انتشار:۱۴ بهمن ۱۳۹۵ در ۱۱:۳۶ ق.ظ چاپ مطلب
در برنامه «هفت» مطرح شد:

گلایه علیمردانی از تشابه اسمی فیلم «ماجان» با فیلمش/ قطبی زاده: این ژانر نکبت چه بلایی سر مخاطب می‌آورد؟/ فراستی:‌ «فِراری» پیر، محافظه کار و قابل پیش بینی است

haft1

چهارمین قسمت از ویژه برنامه سینمایی «هفت» به مناسبت فرارسیدن سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر ۱۳ بهمن ماه با اجرای بهروز افخمی روی آنتن زنده شبکه سه سیما رفت.

به گزارش سوره سینما ، افخمی در ابتدای برنامه با مهدی کرم پور و امیر جعفری، کارگردان و بازیگر فیلم سینمایی «سوفی و دیوانه» به گفتگو نشست. مهدی کرم پور درباره این فیلم گفت: «سوفی و دیوانه» قصه شادی از یک عاشقانه خیابانی است و مخاطب می تواند به خوبی با آن رابطه برقرار کند. البته مفاهیم عمیق تری نیز در خود دارد.

وی افزود: قصه «سوفی و دیوانه» قصه پرداخت و جزئیات است. امروز همه کارها آپارتمانی شده و من اصرار داشتم وارد شهر شوم و همین موضوع ساخت فیلم را با دشواری هایی همراه کرده بود. زمانی که هم نسلان من علاقه زیادی به جنس فیلم های کیارستمی داشتند، من فیلم خود را ساختم و همیشه به یک سینمای قصه گو اعتقاد داشتم. امروز هم که با موفقیت های آقای فرهادی، تقلید از سینمای فرهادی به اوج خود رسیده، اما من سعی می کنم فیلم خود را بسازم.

این کارگردان ادامه داد: برخلاف فیلم های تلخ و سیاه این روزها، فیلم «سوفی و دیوانه» امیدوارکننده، تمیز، شاد و بامزه ای است. بطور خلاصه فیلم شیرین و سرحالی است. من فیلم به فیلم سعی می کنم کار جدیدی کنم. این فیلم با همه فیلم های قبلی من تفاوت دارد و تا حدودی فانتزی است. دوست دارم فیلم بعدی ام یک کمدی بسازم.

کرم پور نهایتا گفت: «سوفی و دیوانه» نگاهی دقیق به جغرافیای شهری و شهر به مثابه یک کاراکتر دارد و فکر می کنم سال ها بعد بتوان برای شناخت تهران امروز، به آن رجوع کرد. این گرایش اخیرا در فیلمسازان زیاد شده است. شما اگر از میدان هفت تیر فیلم نگیرید، یک ماه بعد راکوردش تغییر می کند. چون شهر به سرعت در حال تغییر است.

الوند: اعتبار جشنواره امسال خدشه دار شده است!

در ادامه برنامه سیروس الوند، کارگردان سینما میهمان «هفت» شد. وی درخصوص جشنواره امسال گفت: جشنواره امسال، جشنواره پاستوریزه ای است. اگر بگوییم اعتبار هر جشنواره به فیلم هایش است، این اعتبار با هیئت انتخابی که داشته کمی زیر سوال است.

وی افزود: اما فیلم «ایتالیا ایتالیا» ساخته کاوه صباغ زاده، فیلم گرم و پرانرژی ای بود. فیلم خیلی بهتر از فیلمنامه درآمده است. اشکال اساسی آن این است که فیلم بدون آنکه جم و جور شود وارد جشنواره شده است و می تواند ۱۵ دقیقه کمتر شود. بنظرم بازیگر نقش زن این فیلم قطعا باید جز نامزدهای بازیگران زن باشد.

haft2

این کارگردان ادامه داد: فیلم دیگری به نام «اِو» (خانه) دیدم که واقعا فیلم هنر و تجربه ای که می گویند همین فیلم است که در استفاده منطقی از دوربین رو دست لحظات خوبی خلق کرده است و بنظرم باید بدان کمک کرد. دوربین روی دست یا دوش، بدلیل آن است که برخی از دادن میزانسن عاجز اند. اما در این فیلم اینگونه نبود. فضای فیلم همین میزانسن و دوربین را می داد.

الوند درخصوص فیلم «رگ خواب» گفت: برایم خیلی جالب بود که فیلم نعمت الله بسیار شبیه به فیلم های مهرجویی بود. فیلم تحت تاثیر و تقلید «بی تا» مهرجویی است. تم همان تم است و قبلا نیز گفته آن فیلم را دوست دارم. فیلم خوبی است اما اشکال، سناریوی آشفته ای است که دارد. اما به هرحال من این فیلم را نسبت به کار قبلی ایشان «آرایش غلیظ» بیشتر پسندیدم.

وی افزود: فیلم دیگری دیدم که ایده فوق العاده ای داشت اما در اجرا حرام شده است. فیلم کاملا تلویزیونی، ساده و معمولی «آزاد به قید شرط»

الوند درباره «فراری» علیرضا داوودنژاد نیز بیان داشت: این فیلم فصل مشترکی از فیلم های تجربه گرای داوودنژاد و فیلم های کلاسیک او دارد. مثل فیلم «نیاز» که شروع یک تجربه دگرگونه داوودنژاد بود و موفق هم شد. این فیلم به فیلم «مرهم» نیز طعنه ای می زند و سوژه، اجرا، بازی ها و تدوین خوب بود. فیلم لحن و نظریه دارد. دیدگاه و میزانسن با مسائل روز دارد و شعار نمی دهد.

وی نهایتا گفت: توقع من به دلیل سنم بالا نیست، اما این ترکیب امسال جشنواره خیلی اخلاق گرایانه و محافظه کارانه انتخاب شده اند. امروزه فیلمسازان جوانی وارد عرصه فیلمسازی شده اند که بخشی از آن ناشی از ذوق و استعداد واقعی جوان هاست. اما بخشی نیز تصمیم است که آقایان گرفته اند و به این سمت کشانده اند. چون تصور می کردند فیلمسازانی که ممکن است در گوشه و کنار و زیرزمین فیلمش را بسازد، با دادن مجوز بیایند قانونی فیلم بسازند. مشکل این جاست که امروز کسانی که قابلیت ندارند، کنار نمی روند. در کنار یک فیلمساز اولی برجسته خوب، ۵-۶ فیلمساز اولی نابلد هم می آیند و در کنار حرفه ای ها تجربیات اشتباه خود را به نمایش می گذارند.

گلایه علیمردانی از تشابه اسمی فیلم «ماجان» با فیلمش

در ادامه هاتف علیمردانی، کارگردان فیلم سینمایی «آباجان» با حضور در برنامه «هفت» درخصوص این فیلم گفت: «آباجان» به معنی مادرجان است. اما فیلمی با اسمی مشابه ما به نام «ماجان» نیز ساخته شد که اساسا به زبان آذری معنی ای ندارد. کار قشنگی نبود که وقتی فیلم ما تولید و ساخته شد، فیلمی با این اسم مشابه از نام فیلم ما سواستفاده کند! من به آقای عسگرپور نیز تذکر دادم و خواهش کردم نام فیلم را عوض کنند، قول هم دادند تغییر دهند اما این کار را نکردند! اصلا حیرت انگیز است فیلمی با این تشابه اسمی چطور پروانه ساخت گرفته است.

وی افزود: زبانی که در فیلم می بینیم زبان فارسی-ترکی قاطی است. این زبان رسمی زنجانی هاست. خانم معتمدآریا فوق العاده هستند و در فیلم بازی متفاوتی از خود نشان دادند. من سعی کردم یا از بازیگرانی استفاده کنم که زنجانی اند و ترکی را خوب بلدند و یا توانایی خوبی در تقلید لهجه دارند مثل خانم شبنم مقدمی.

haft3

کارگردان «آباجان» اظهار داشت: من واقعا سعی کردم بدون ورود به ورطه تندروی ها و کندروی ها در این فیلم بگویم. به نظرم برخی تعصب ها را باید کنار بگذاریم و درباره مسائل آن سالها حرف بزنیم. ما یک عادت بد داریم که قهرمانان خود را زود فراموش می کنیم. هنوز قهرمانان جنگ جهانی دوم را تقدیر می کنند، اما ما چطور می توانیم چنین رشادت هایی را فراموش کنیم؟!

این کارگردان نهایتا افزود: کسانی رفتند تا ما بمانیم. «آباجان» از شهودی ترین و ملموس ترین لحظه های زندگی من نوشته شده و تنها مشخصه آن بی طرفی است. من به اعتقاد رسیده ام هرچه از دل برآید به دل می نشیند. امیدوارم این تا وقتی ادامه یابد که پسرفت نباشد و از آن پشیمان نشوم.

نقد فیلم های روز چهارم جشنواره فیلم فجر

«هفت» در ادامه با حضور مسعود فراستی و سعید قطبی زاده به نقد و بررسی فیلم های روز چهارم جشنواره فیلم فجر پرداخت. سعید قطبی زاده درخصوص فیلم سینمایی «کوپال» ساخته کاظم ملایی گفت: «کوپال» فیلم عجیبی بود. اما احساس کردم فیلم با وجود زحمت های کارگردان فیلم اولی، رخدادها خیلی مناسب با ظرفیت های زمانی فیلم نیست. بخاطر همین در میانه فیلم بسیار کش می آید. بنظرم فیلم تا حدود زیادی ناکام است. اما من از این تجربه گرایی در فیلم ها بسیار خوشم می آید. اگر فیلمی شبیه فیلم های دیگر نباشد، حتی اگر ناکام باشد برای من بسیار مثبت است.

شروع ژانر نکبت در سینمای ایران با «ابد و یک روز»

در ادامه مسعود فراستی در نقد فیلم سینمایی «آباجان» هاتف علیمردانی بیان داشت: من بسیار از این فیلم تعجب می کنم. با وجود کارنامه قابل تحمل هاتف بخصوص درباره «کوچه بی نام»، ولی این فیلم غیرقابل تحمل است. خیلی بد است. قصه سال ۶۵ است که ما تا آخر هم به سختی می فهمیم چه کسی همسر چه کسی است و فاطمه معتمدآریا با بدترین بازی عمرش، مادر کیست. فضای خانه هم، فضای خانه زمان جنگ نیست. جز دو سه لحظه شنیدن صدای آژیر، دیگر خانه زمان جنگ نمی دهد. آدم ها هم شخصیت نیستند و به ما چیزی نمی دهند. بنظر کارگردان فیلم اصلا خاطره ندارد یا تحقیقات کافی درباره آن زمان ندارد.

این منتقد ادامه داد: فیلمنامه به شدت پاره پاره است. زن ها همه ماقبل تیپ هستند. دوربین آقای جعفریان در این فیلم باورنکردنی بد است. بی خودی در کوچه رو دست می گیرد و در صحنه بعدی در همان کوچه روی پایه می گذارد. فیلم در واقع به هیچ عنوان کارگردانی ندارد. نه آدم، نه فضا و نه بازی می سازد.

در ادامه سعید قطبی زاده درخصوص این فیلم بیان داشت: راجع به فیلم «آباجان» من فکر می کنم پس از موفقیت سال گذشته «ابد و یک روز» ژانری امسال به وجود آمده به نام ژانر نکبت! همه فیلم هایی که نگاه می کنی پائین شهر، با بدبختی، فقر و فلاکت همراه است. در این ژانر نکبت، شاهد تشنج ها و بحران های متعدد در فیلم هستیم. رابطه مخفی، اعتیاد، اختلاف خانوادگی، دست نوشته، پدر مریض فلج و … . واقعا نمی دانم فیلم طراح صحنه داشته یا نداشته است! این مظاهر پوپولیستی در فیلم چیست؟ پوستر «طوفان نو»، «سوته دلان» و… آنجا چه می کند؟ این ژانر نکبت چه بلایی سر مخاطب می‌آورد؟ به هیچ عنوان زخمی بر تماشاگر نمی زند. حتی در حد یک نیش. او را بی حس می کند.

وی افزود: در این فیلم آشپزخانه صرفا مکانی است برای اطلاع رسانی نسبت به هم درباره وقایع، بدون میزانسن و… . من باورم نمی شود حسین جعفریان فیلمبردار این فیلم باشد. فیلم بسیار بدی از هاتف علیمردانی بود. این فیلم ظلم و جفا در حق خاطرات کودکی آن دوران است. ما وحشتی برای دوران کودکی آن زمان نمی بینیم!

haft4

فراستی: «فِراری» هرچه دارد از بیرون دارد

فراستی در ادامه در نقد فیلم سینمایی «فِراری» گفت: بنظرم فیلم هرچه دارد از بیرون دارد. هیچ کدام از آدم های فیلم به شخصیت تبدیل نمی شوند. ادعای فیلم اینکه فیلم ضدسرمایه داری است. این ژست، ژست بدی است. آیا این فیلم ضدسرمایه داری است؟ ابدا این طور نیست. هرچند به ظاهر می خواهد مدافع دختر بیچاره شهرستانی بی هویت باشد. اما طرفدار او نمی تواند باشد. نه نعره زدن و جیغ زدن های دختر مسئله مان می شود و نه مرفه هان فیلم، منفور می شوند!

وی افزود: اما فیلم از اینها می خواهد طرفه ببندد که ابدا برای فیلم نیست. این یعنی همان چیزی که گفتم فیلم از بیرون می خورد. و من نمی فهمم چرا این فیلم باید اساسا یک فیلم سینمایی باشد. فیلم می تواند با مایه های مستند و دوربین غیرسینمایی تر ساخته شود و از این قیافه ضدسرمایه داری که در فیلم نیست فاصله بگیرد.

فراستی گفت: بسیاری از پلان های شهر بی مورد است و می توان نمی از آن را حذف کرد. ما در فیلم یکسری مصاحبه می بینیم که علی القاعده باید این را برای پلیس توضیح دهند. در صورتی که پلیسی وجود ندارد و بلکل از فیلم بیرون است.

در ادامه قطبی زاده بیان داشت: یک فَراری در جستجوی فِراری. این فیلم، فیلمی خیابانی است. اگر موضوع فیلم علت فرار این دختر و میسر حرکتش بود می توانست برای من سرگرم کننده تر و جذاب تر باشد. بنظرم صورت مسئله کمی اشکال دارد. این دختر چطور بدون هیچ آدرسی به تهران آمده است؟ چطور در فیلمی از داوودنژاد می بینیم که برای آنکه بفهیم دختره کسی را ندارد، دست در کیفش کند و ما ببینیم کسی را ندارد؟ از داوود نژاد بعید بود. تنها چیزی که از فیلم برای من جذاب بود، شهرستانی بودن آن است.

این منتقد ادامه داد: رابطه تنابنده و ترلان پروانه برایم معنادار نبود. برای من این رابطه ها که پشتوانه ای ندارد و ناشی از یک رابطه لحظه ای ست، همواره خطرناک است. اما من در فیلم به هیچ وجه احساس خطری درباره این رابطه در دختر ندیدم. این ظرایف نادیده گرفته شده است. شخصیت از همین چیزها شکل می گیرد. واقعیت این است که در طول فیلم من خسته می شوم و احساس می کنم رابطه بین این دو فراز و نشیب ندارد. اینجا نیز ماشین صرفا موقعیتی است برای اطلاع رسانی و هیچ چیزی برای ما ندارد.

قطبی زاده ادامه داد: به هر حال انتظار از داوودنژاد بسیار بیشتر از این است. این فیلم در قدم اول می ایستد. من در تهران زندگی می کنم، قاعدتا شما وقتی دنبال فراری می گردی، به خیابان نواب یا بهار جنوبی نمی روید! این فیلم ممکن است خوب هم بفروشد، اما بنظرم اشکلات بزرگی دارد و تلاش تنابنده در فیلم بکار نمی آید.

فراستی نیز نهایتا بیان داشت: من فیلم «نیاز» داوودنژاد را بسیار دوست دارم و «مرهم» هم فیلم خوبی است. اما «فراری» واقعا در حد داوودنژاد نیست و بد است. این فیلم تنها در حد یک فیلم بفروش گزارشی است. این فیلم انقدر پیر، محافظه کار، قابل پیش بینی، لخت و بد است که کاملا قابل پیش بینی است.

ویژه برنامه سینمایی «هفت» به مناسبت سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر در طول برگزاری جشنواره هر شب از ساعت ۲۲:۳۰ با اجرای بهروز افخمی روی آنتن زنده شبکه سه سیما می رود.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>