سوره سینما

پايگاه خبری تحلیلی سینمای ایران

logotext
تاریخ انتشار:۲۲ بهمن ۱۳۹۵ در ۲:۰۰ ب.ظ چاپ مطلب
یادداشتی درباره فیلم «بیست و یک روز بعد» ؛

وقتی یک نوجوان هم می تواند «مرد زندگی» باشد، هم «قهرمان»، هم «غول کُش»

21rooz_1

اینکه تو بیایی و در درامت یک قهرمان بسازی و از آن بالاتر قهرمانت را یک نوجوان قرار بدهی، امری است که اگر در فیلمت هیچ کار دیگری هم نکرده باشی، تو را شایسته قدردانی فراوان می‌کند.

سوره سینما – محمدصادق باطنی : همه آنهایی که «بیست و یک روز بعد» را دیده اند، بر این نکته صحه می گذارند که اولین ساخته بلندِ «محمدرضا خردمندان» یکی از بهترین فیلمهای ۳۵امین جشنواره فیلم فجر است. فیلمی که هر چند تلاش شد تا توسط داوران و کارشناسان دیده نشود، ولی مردم آن را دیدند و نمره قبولی شان را بر پیشانی فیلم نشاندند.

در وانفسای بی توجهی سینمای ایران به یکی از مهمترین مخاطبان بالقوه سینما یعنی «نوجوانان» و در سیل بی توجهی فیلمها به یکی از مهمترین عناصر تاثیرگذار در درام یعنی «قهرمان»، اینکه تو بیایی و در درامت یک قهرمان بسازی و از آن بالاتر قهرمانت را یک نوجوان قرار بدهی، امری است که اگر در فیلمت هیچ کار دیگری هم نکرده باشی، تو را شایسته قدردانی فراوان می کند. اما کار به همینجا ختم نمی شود.

«مرتضی سعدی» نوجوانی است از اهالی قلعه حسن خان، که با مادر و برادر کوچکش محسن زندگی می کند. پدرش را از دست داده و مادرش با وجود بیماریِ سخت، کار می کند. در این میان بار اصلی زندگی روی دوش مرتضی قرار می گیرد. او که به شدت به سینما علاقه دارد، در میانه مسیر و مواجه شدن با مشکل مادرش، هدفش از فیلمساز شدن را از شهرت تغییر می دهد به سوی پول درآوردن برای درمان مادر. این می شود که دست به کارهای متنوعی می زند برای پول در آوردن، از کار در کارواش گرفته، تا شرطی بازی کردنِ گیم در یک گیم نت، تا دستفروشی در اتوبان، تا چشم بندی و شعبده بازی برای نگاه داشتن قطار در جلوی چشمان هم مدرسه ای ها.

21rooz_2

یکی از مهمترین نکات برجسته فیلم زیبای ۲۱ روز بعد تنوع عناصر داستان و چفت و بست داشتن این عناصر در کلیت جهان اثر است. تا جاییکه تنوع شخصیتها و موقعیتها تمرکز مخاطب را بر هم نمی زند و در یک نگاه کلی همه اجزای فیلم در خدمت جهان داستان به خدمت گرفته می شوند و هیچ عنصری زائد و بیرون از داستان باقی نمی ماند. حتی دنیای واقعی و فانتزی اثر هم به خوبی در کنار هم قرار می گیرند و لحن اثر را دوپاره نمیکنند. به نحویکه حتی گیم هم در انتهای اثر به خدمت داستان می آید و مادر خطاب به مرتضی می گوید: «دنیا مثل بازی میمونه، هر غولی رو میکشی یه غول بزرگتر میاد، اما کار به جایی میرسه که تو هم قوی تر شدی و میتونی همه رو بکشی».

و در انتهای اثر هم این دیالوگ مادر محقق می شود و مرتضی می تواند در صحنه ای نمادین جلوی تمامی مشکلات زندگی بایستد و آنها را قهرمانانه متوقف کند. مطالعه فیلم ارزشمند «۲۱ روز بعد»، در کنار تمامی نقاط قوتش می تواند فرصتی باشد برای شناخت هرچه بیشتر سینمای نوجوان که این روزها یکی از مهمترین گمشده های سینمای ایران محسوب می شود.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>